WEBVTT

00:00:01.560 --> 00:00:05.401
‫منم، ریور.
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

00:00:59.600 --> 00:01:00.720
‫منم.

00:01:05.560 --> 00:01:06.660
‫خیلی‌خب.

00:01:15.700 --> 00:01:16.700
‫منم،‌ ریور.

00:01:23.620 --> 00:01:25.000
‫کجایی؟

00:01:39.930 --> 00:01:40.983
‫چـ...

00:01:44.220 --> 00:01:46.040
‫لباس‌هات رو پوشیدی خبرم کن.

00:01:59.360 --> 00:02:01.370
‫لعنتی.
‫هی، هی.

00:02:03.700 --> 00:02:05.040
‫بابابزرگ.

00:02:06.500 --> 00:02:07.920
‫ای خدا، تو چی‌کار کردی؟

00:02:08.790 --> 00:02:10.460
‫تفنگ رو بذار زمین، خب؟

00:02:12.590 --> 00:02:14.510
‫منم.
‫ریورم.

00:02:16.420 --> 00:02:19.480
‫- خواهش می‌کنم. منم. ریورم.
‫- چطور ممکنـه اینجا باشی؟

00:02:20.320 --> 00:02:22.940
‫- همین الان بهت شلیک کردم.
‫- نه، نکردی.

00:02:23.470 --> 00:02:25.720
‫- لطفاً تفنگ رو بده بهم.
‫- یعنی...

00:02:25.720 --> 00:02:28.560
‫یعنی اون یه دغل‌باز بوده و
‫خودش رو به‌جای تو جا زده؟

00:02:28.560 --> 00:02:31.270
‫نمی‌دونم، خب؟
‫فقط تفنگ رو بده بهم.

00:02:31.270 --> 00:02:33.980
‫از کجا معلوم تو دغل‌باز نباشی؟

00:02:36.000 --> 00:02:38.220
‫یه چیزی ازم بپرس که فقط خودم بدونم.

00:02:43.490 --> 00:02:46.830
‫من با همتام توی کا‌گ‌ب توی برلین و
‫روز کریسمس سال هزار و نهصد و...

00:02:46.830 --> 00:02:50.500
‫- هشتاد و دو ملاقات کردی.
‫- هشتاد و دو، آره.

00:02:50.500 --> 00:02:53.250
‫و کلی نوشیدنی بود که بخوریم.

00:02:54.550 --> 00:02:56.960
‫- من باهاش چی‌کار کردم؟
‫- با همدیگه برف‌بازی کردین.

00:03:04.600 --> 00:03:05.970
‫ای خدا.

00:03:08.520 --> 00:03:10.310
‫خیلی‌خب.
‫اشکال نداره. چیزی نیست.

00:03:11.100 --> 00:03:13.520
‫اشکال نداره.
‫چیزی نیست.

00:03:13.520 --> 00:03:17.070
‫اشکالی نداره. من اینجام.
‫کنارتم.

00:03:18.360 --> 00:03:23.120
‫اشکالی نداره. چیزی نشده.
‫چیزی نشده. فقط بشین.

00:03:23.870 --> 00:03:28.290
‫ای خدا.
‫ای خدا.

00:03:33.330 --> 00:03:35.920
‫خیلی‌خب.
‫هی، هی، اشکالی نداره.

00:03:35.920 --> 00:03:38.260
‫اشکالی نداره.
‫طوری نشده.

00:03:38.880 --> 00:03:44.340
‫بعد این که بهش شلیک کردم،
‫فکر می‌کردم که تویی.

00:03:46.470 --> 00:03:47.680
‫ممکن بود تو رو بکشم.

00:03:52.230 --> 00:03:55.730
‫نه،‌ نه، نه، ببین،
‫درستش می‌کنم.

00:03:55.730 --> 00:03:57.230
‫درستش می‌کنم، خب؟

00:03:57.230 --> 00:03:59.660
‫دفعه‌ی اول‌مون نیست که
همچین مشکلی داریم،‌ نه؟

00:03:59.660 --> 00:04:01.240
‫- آره.
‫- درست میگم؟

00:04:01.900 --> 00:04:04.360
‫البته درستـه که اوضاع خیلی بده ولی...

00:04:06.410 --> 00:04:08.160
‫خدایا.
‫واقعاً هم شبیه منـه.

00:04:12.710 --> 00:04:13.710
‫خیلی‌خب.

00:04:13.710 --> 00:04:18.170
‫نظرت چیه از اول تعریف کنی که
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

00:04:20.090 --> 00:04:21.470
‫باشه. خب...

00:04:24.680 --> 00:04:26.010
‫اون در زد،

00:04:27.510 --> 00:04:31.310
‫یه راست اومد تو و ازم پرسید که
‫می‌خوام حموم رو برام آماده کنه؟

00:04:31.310 --> 00:04:34.730
‫- درستـه. و خودش رو به‌جای من جا زده بود؟
‫- آره.

00:04:36.360 --> 00:04:39.020
‫- تو هم فکر کردی که اون منم؟
‫- اولش آره.

00:04:39.940 --> 00:04:42.820
‫بعدش یه چیزی گفت که
‫تو عمراً بگی.

00:04:44.030 --> 00:04:46.020
‫بهم گفت «آقاجون».

00:04:46.030 --> 00:04:50.290
‫من باهاش در افتادم و اون بهم حمله‌ور شد.
‫همون موقع بود که بهش شلیک کردم.

00:04:50.290 --> 00:04:51.370
‫باشه. باشه.

00:04:52.450 --> 00:04:53.660
‫مسلحـه؟

00:04:54.750 --> 00:04:57.130
‫- نه، تفنگی حس نمی‌کنم.
‫- ای خدا.

00:04:58.040 --> 00:04:59.800
‫به یه آدم غیرمسلح شلیک کردم.

00:04:59.800 --> 00:05:02.460
‫نه، هیشکی از روی خوش‌قلبی نمیاد
‫ کسی که نسبتاً شبیه منه رو

00:05:02.460 --> 00:05:04.800
‫بفرسته اینجا تا حموم رو
‫برات آماده کنـه، مگه نه؟

00:05:04.800 --> 00:05:06.360
‫ای خدا.

00:05:06.360 --> 00:05:09.000
‫نگاه کن، دیازپام.

00:05:10.200 --> 00:05:12.520
‫معلومـه می‌خواسته چیزخورت کنـه و
‫خفه‌ت کنـه.

00:05:12.520 --> 00:05:14.040
‫ای خدا.

00:05:15.600 --> 00:05:17.980
‫بلیط قطار برگشت به فرانسه.

00:05:20.400 --> 00:05:21.900
‫«له بلانک روس.»

00:05:23.240 --> 00:05:26.820
‫یه کافه‌س توی «لاواند».

00:05:27.320 --> 00:05:30.030
‫لاواند تو رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

00:05:30.530 --> 00:05:33.790
‫- فکر نمی‌کنم، نه.
‫- اشکالی نداره. طوری نیست.

00:05:41.000 --> 00:05:42.000
‫«آدام لاک‌هد» چی؟

00:05:44.670 --> 00:05:46.880
‫خیلی سوال می‌پرسی.
‫دارم گیج میشم.

00:05:46.880 --> 00:05:49.510
‫نه، فقط دارم همونطوری که خودت یادم دادی
‫ازت اطلاعات در میارم.

00:05:49.510 --> 00:05:51.850
‫شاید اسمیـه که قبلاً می‌دونستی و
‫الان یادت رفتـه.

00:05:51.850 --> 00:05:54.560
‫- پارک حلش می‌کنـه.
‫- نه، نه، نه، نه.

00:05:54.560 --> 00:05:55.640
‫لعنتی.

00:05:56.890 --> 00:05:59.770
‫- عالی شد. حالا دیگه باید عجله هم بکنیم.
‫- واسه چی؟

00:05:59.770 --> 00:06:03.030
‫اونا که برسن اینجا، تو رو از پیشم می‌برن.
‫متوجهی؟

00:06:03.030 --> 00:06:05.440
‫باید خیلی از چیزایی که
‫بهشون میگی مطمئن باشی.

00:06:05.440 --> 00:06:07.780
‫- مطمئنم خب.
‫- چون ازت اظهار که بگیرن

00:06:07.780 --> 00:06:08.910
‫دیگه تموم میشـه، خب؟

00:06:08.910 --> 00:06:10.540
‫نمی‌تونی عوضش کنی.
‫تبدیل به مدرک میشـه.

00:06:10.540 --> 00:06:12.580
‫ببخشید اما چرا باید
‫ اظهارنامه‌م اشتباه باشـه؟

00:06:12.580 --> 00:06:15.540
‫- چون حالت خوب نیست، خب؟
‫- اینطوری باهام حرف نزن!

00:06:15.540 --> 00:06:16.910
‫من پدرتم!

00:06:22.380 --> 00:06:23.380
‫ای خدا.

00:06:24.670 --> 00:06:28.300
‫- پدربزرگمی.
‫- آره. آره...

00:06:29.800 --> 00:06:33.720
‫آره، آره، خب...
‫هرکاری که فکر می‌کنی درسته رو بکن.

00:06:33.720 --> 00:06:39.060
‫خودت بهتر می‌دونی،
‫بالاخره ماموریت خودتـه.

00:06:44.020 --> 00:06:46.190
‫- من... معذرت می‌خوام.
‫- نه.

00:06:46.190 --> 00:06:49.070
‫- نه، نباید سرت داد می‌زدم.
‫- نه. اشکالی نداره.

00:06:50.450 --> 00:06:52.700
‫درستـه، باید از اینجا بریم.

00:06:53.280 --> 00:06:54.370
‫اون‌وقت کجا بریم؟

00:06:54.370 --> 00:06:56.500
‫نمی‌دونم. یه جای دیگه،
‫یه جای امن.

00:06:56.500 --> 00:06:58.160
‫تو برو پایین، من هم میام، خب؟

00:07:00.580 --> 00:07:03.420
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- یکم وقت برای خودمون بخرم. باشه؟

00:07:04.550 --> 00:07:05.550
‫خوبـه.

00:09:18.680 --> 00:09:20.840
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت دوم "

00:09:38.410 --> 00:09:39.530
‫خانم.

00:09:39.530 --> 00:09:41.700
‫اگه کارت واجبـه،
‫باید موقع راه رفتن بگی.

00:09:41.700 --> 00:09:43.200
‫دارم میرم جلسه‌ی کبرا.

00:09:43.200 --> 00:09:46.250
‫خب، بچه‌ها شماره گذرنامه‌ی بمب‌گذار رو
‫ در آوردن.

00:09:46.250 --> 00:09:49.000
‫- راستی اسم من گیتی رحمانـه.
‫- می‌دونم.

00:09:50.630 --> 00:09:52.840
‫رد شماره گذرنامه‌ش رو هم گرفتم.

00:09:52.840 --> 00:09:55.550
‫این رو هم می‌دونم.
‫هفته‌ی گذشته از فرانسه اومده.

00:09:56.090 --> 00:09:58.340
‫نه.
‫این شماره گذرنامه‌ی واقعیشـه.

00:09:58.340 --> 00:10:00.640
‫- یه مورد غیرعادی داره.
‫- جعلیـه؟

00:10:00.640 --> 00:10:02.850
‫- نه خانم.
‫- پس چی؟

00:10:02.850 --> 00:10:06.140
‫- خب، خیلی مطمئن نیستم.
‫- آره، دارم میام پایین.

00:10:06.640 --> 00:10:08.360
‫خب پس جون بکن.

00:10:09.100 --> 00:10:12.190
‫چندین سال پیش توی اداره‌ی گذرنامه
‫به‌طور قانونی تمدید شده.

00:10:12.190 --> 00:10:15.280
‫اگه اسم رابرت وینترز رو توی
‫ تموم سایت‌ها بررسی کنین، همه‌چیز سر جاشـه.

00:10:15.280 --> 00:10:17.450
‫گواهی تولد، شماره امنیت ملی،

00:10:17.450 --> 00:10:20.620
‫حساب بانکی،‌ رتبه‌بندی اعتباری.
‫هیچ‌چیزیش مشکوک نیست.

00:10:20.620 --> 00:10:21.660
‫بجز؟

00:10:21.660 --> 00:10:26.000
‫خب، بجز این که توی سیستم‌های ما، ‫گفته شده
.که گذرنامه‌ش رو اول ما صادر کردیم

00:10:29.040 --> 00:10:30.250
‫خب، این غیرممکنـه.

00:10:30.250 --> 00:10:32.040
‫نه، منظورم این ساختمانـه.

00:10:32.040 --> 00:10:34.880
‫در واقع اون ساختمان قدیمی ۲۸‌سال پیش.

00:10:37.900 --> 00:10:40.890
‫امیدوارم درمورد این قضیه
‫یه راست اومده باشی پیش خودم.

00:10:40.890 --> 00:10:42.510
‫- بله.
‫- خوبـه، خوبـه، خوبـه.

00:10:45.600 --> 00:10:49.390
‫پس حالا که بین خودمونـه،
‫باید فقط و فقط به خودم گزارش بدی.

00:10:50.400 --> 00:10:52.400
‫باید بری یه جای مطمئن و

00:10:52.400 --> 00:10:54.530
‫یه فهرست از هرچیزی که ممکنـه ما

00:10:54.530 --> 00:10:57.190
‫درمورد رابرت وینترز داشته باشیم رو جمع کنی.

00:10:57.190 --> 00:10:59.060
‫باید بدونیم که اون واقعاً کی بوده.

00:10:59.060 --> 00:11:01.320
‫و اگه از مامورین خودمون بوده چی؟

00:11:01.320 --> 00:11:03.740
‫دوست ندارم بهش فکر کنم.
‫می‌تونی بری تو دفتر من.

00:11:04.140 --> 00:11:07.180
‫اونجا کارت رو شروع کن.
‫یکی رو می‌فرستم گزارشت رو بگیره.

00:11:32.270 --> 00:11:35.820
‫فلایت، باید یکی رو پیدا کنی و
‫قرنطینه‌ش کنی.

00:11:36.690 --> 00:11:37.690
‫فوراً.

00:11:39.070 --> 00:11:43.160
‫من بیرون خیابون مرکز خرید وست‌ایکرزم،

00:11:43.160 --> 00:11:46.370
‫جایی که هنوز حال و هوای
‫ غم‌بار و اندوهناک داره.

00:11:46.870 --> 00:11:49.580
‫کشیش هریس در کنار ما هستند...

00:11:49.580 --> 00:11:54.700
‫خب، دیوید اصرار داشت که ریور
‫پول ذخیره‌ش رو از باغچه در بیاره.

00:11:56.040 --> 00:11:57.090
‫تاریخش گذشته.

00:11:58.590 --> 00:12:01.680
‫اونقدرا هم بد نیست.
‫مال من که چاق نشونم میده.

00:12:02.260 --> 00:12:03.340
‫ای بابا.

00:12:04.300 --> 00:12:05.640
‫خب چه‌خبره؟

00:12:05.640 --> 00:12:07.560
‫چرا به سربازرس دروغ گفتی؟

00:12:08.600 --> 00:12:10.140
‫ریور به صورت طرف شلیک کرده تا

00:12:10.140 --> 00:12:12.980
‫وانمود کنـه که مرده و
‫تحقیق کنه که چه خبر شده.

00:12:13.900 --> 00:12:17.940
‫- واقعاً هم کار احمقانه‌ای کرده ولی...
- اما نباید نقشه یه مامور رو برای کسی فاش کرد

00:12:19.230 --> 00:12:20.740
‫دلارها رو برده.

00:12:20.740 --> 00:12:24.320
‫یاد گذشته افتادی، نه؟
‫دراخماها، لیرها.

00:12:24.320 --> 00:12:26.660
‫هرچی پول نقد داشتم رو بهش دادم،
‫موبایلم هم همینطور.

00:12:26.660 --> 00:12:30.640
‫سیم‌کارتش رو در آورد  ‫پس احتمالاً فقط
.تماس‌های اضطراری باهاش می‌گیره

00:12:33.210 --> 00:12:34.210
‫حالا کجا رفتـه؟

00:12:35.380 --> 00:12:37.210
‫نپرسیدم و بهم هم نگفت.

00:12:37.840 --> 00:12:39.420
‫اما دلیل نمیشه که تو ندونی.

00:12:44.590 --> 00:12:47.220
‫باشه بابا. وقتی دستشویی بود،
‫جیب‌هاش رو گشتم.

00:12:47.220 --> 00:12:51.020
‫یه بلیط برگشت به فرانسه بود،
‫یه رسید کافه به اسم له بلانک روس

00:12:51.020 --> 00:12:52.940
‫که به معنی «روس سفید»ـه...
‫چیزی نگو...

00:12:52.940 --> 00:12:54.940
‫توی شهری به اسم لاواند و
‫همچنین یه پاسپورت.

00:12:54.940 --> 00:12:56.810
‫- به اسم کی؟
‫- آدام لاک‌هد.

00:12:59.690 --> 00:13:02.320
‫باز رفته که قهرمان‌بازی در بیاره.

00:13:02.820 --> 00:13:05.240
‫دیوید رو به من سپرده،
‫چون وضعیت دیوید جوریـه که

00:13:05.240 --> 00:13:07.530
‫می‌تونن مجبورش کنن هرچی که می‌خوان بگه.

00:13:07.530 --> 00:13:09.870
‫پای روایت «پارک» از اتفاقات رو امضا کنـه.

00:13:10.860 --> 00:13:12.920
‫وقتی هم اومد اینجا
‫عقلش به‌نظر سر جاش بود

00:13:12.920 --> 00:13:15.420
‫اما از اون موقع، گیج می‌زنـه.

00:13:15.420 --> 00:13:17.080
‫می‌دونه ریور کجا رفتـه؟

00:13:17.080 --> 00:13:20.670
‫نه، بعید می‌دونم.
‫نمی‌خواست نگرانش کنـه.

00:13:20.670 --> 00:13:22.420
‫گه توش بابا.
‫باید نگران بشه.

00:13:25.010 --> 00:13:28.350
‫له بلانک روس؟
‫تاحالا اونجا بودی؟

00:13:28.350 --> 00:13:30.510
‫- من ریور رو کشتم.
‫- نه، تو نکشتیش.

00:13:31.310 --> 00:13:33.060
‫به رز چی بگم؟

00:13:34.690 --> 00:13:38.730
‫- هیچی، چون اون مُرده.
‫- دیدی؟ گفتم که گیج می‌زنـه.

00:13:38.730 --> 00:13:41.150
‫فکر می‌کنـه ریور مُرده و
‫زنش هنوز زنده‌س.

00:13:41.820 --> 00:13:44.650
‫شهر لاواند یاد چی می‌ندازتت؟

00:13:46.030 --> 00:13:47.030
‫نمی‌دونم.

00:13:48.070 --> 00:13:50.780
‫تو جکسونی دیگه؟
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

00:13:50.780 --> 00:13:53.080
‫آره می‌دونم. چه سعادتی.
‫لاواند؟

00:13:53.080 --> 00:13:56.170
‫- لاواند؟ فرانسوی لاوندره.
‫- آره.

00:13:57.580 --> 00:14:00.790
‫لاوندر آبیـه عزیزم.
‫لاوندر سبزه.

00:14:02.340 --> 00:14:04.970
‫- لاوندر آبیـه عزیزم...
‫- اینقدر چرت و پرت نگو پیرمردِ...

00:14:04.970 --> 00:14:07.260
‫- لاوندر سبزه.
‫- جکسون. اون حالش خوب نیست.

00:14:07.260 --> 00:14:08.890
‫- شوک بزرگی بهش وارد شده.
‫- وقتی که من پادشاه شدم...

00:14:08.890 --> 00:14:11.680
‫غلط کرده. داره دست‌مون میندازه.
‫خودش رو زده به اون راه.

00:14:11.680 --> 00:14:14.180
‫- یه ثانیه پیش که می‌دونست کی‌ام.
‫- هنوز هم می‌دونم.

00:14:14.180 --> 00:14:16.560
‫لاواند.
‫ریور رفته اونجا.

00:14:16.560 --> 00:14:18.770
‫نه، نه.
‫ریور مُرده.

00:14:18.770 --> 00:14:22.150
‫خب اگه بهم نگی که چی می‌دونی
‫ممکنـه بمیره.

00:14:22.150 --> 00:14:23.230
‫اینجا کجاس؟

00:14:25.240 --> 00:14:27.700
‫- اینجا اتاق کیـه؟
‫- نه، تو...

00:14:27.700 --> 00:14:29.700
‫- دیوید، اینجا جات امنـه.
‫- چی؟

00:14:29.700 --> 00:14:31.950
‫- آره. ریور آوردتت اینجا.
‫- ریور؟

00:14:31.950 --> 00:14:33.660
‫بیا، بشین.
‫بیا دیگه.

00:14:34.830 --> 00:14:37.960
‫نمی‌فهمم.
‫نمی‌فهمم، من...

00:14:41.040 --> 00:14:45.340
‫یه یارویی بود.
‫شبیه ریور بود، من هم بهش شلیک کردم.

00:14:45.960 --> 00:14:49.380
‫می‌دونم چه نقشه‌ای داری.
‫می‌دونم که من رو می‌شناسی.

00:14:49.380 --> 00:14:52.970
‫ریور... ریور تنها توی ماموریتـه.

00:14:52.970 --> 00:14:56.560
‫شاید نوه‌ی تو باشه اما بر حسب اتفاق
‫یکی از ماموران من هم هست.

00:14:56.560 --> 00:15:00.100
‫پس بگو که با کی درگیره و
‫داره وارد چه مخمصه‌ای میشـه؟

00:15:00.100 --> 00:15:04.650
‫من خواستم ازش محافظت کنم.
‫همیشه می‌خواستم ازش محافظت کنم.

00:15:05.820 --> 00:15:07.530
‫تو حرفم رو باور می‌کنی،
‫مگه نه رُز؟

00:15:08.030 --> 00:15:10.660
‫تو رو با یه زن مُرده‌ی ۸۰ ساله اشتباه گرفته.

00:15:10.660 --> 00:15:13.410
‫- شاید باید یه سیلی بهش بزنم.
‫- یکم رحم داشته باش جکسون.

00:15:13.410 --> 00:15:15.580
‫داشتم.
‫تا قبل این که واسه‌ش کار کنم.

00:15:16.660 --> 00:15:17.750
‫پس الان داری میری؟

00:15:17.750 --> 00:15:20.960
می‌خوام سر در بیارم که کِی و چرا
‫توی فرانسه بوده.

00:15:20.960 --> 00:15:22.040
‫این وسط هم

00:15:22.040 --> 00:15:24.550
‫اگه چیز به درد بخوری یادش اومد،
‫خبرم کن.

00:15:32.720 --> 00:15:34.390
‫لاواند رو می‌شناسین؟

00:15:34.390 --> 00:15:35.560
‫نه.

00:15:35.560 --> 00:15:37.640
‫راستش توریست‌های زیادی اینجا نمیان.

00:15:38.390 --> 00:15:39.560
‫شما توریستین؟

00:15:40.060 --> 00:15:43.980
‫من؟ نه.
‫دنبال یکی از دوستام می‌گردم.

00:15:43.980 --> 00:15:45.940
‫شما بریتانیایی‌ هستین، درستـه؟

00:15:45.940 --> 00:15:48.150
‫بله، شرمنده.

00:15:48.150 --> 00:15:51.490
‫نه، اشکالی نداره.
‫همینجا پیاده‌تون کنم؟

00:15:52.280 --> 00:15:53.660
‫بله.

00:15:59.790 --> 00:16:03.080
‫میشه ۹۵ یورو.

00:16:04.840 --> 00:16:06.210
‫بقیه‌ش مال خودتون.

00:16:06.210 --> 00:16:09.590
‫ممنونم.
‫امیدوارم دوست‌تون رو پیدا کنین.

00:16:09.590 --> 00:16:11.260
‫ممنون.
‫به امید دیدار.

00:16:11.260 --> 00:16:12.630
‫روز بخیر.

00:16:26.820 --> 00:16:32.700
‫روراستی، اعتماد، امنیت،
‫اگه یکی‌شون نباشه، اونای دیگه هم وجود ندارن.

00:16:34.950 --> 00:16:35.950
‫اون دوتا...

00:16:38.240 --> 00:16:40.620
‫اگه یکی‌شون نباشه، اون دوتای دیگه هم
‫وجود ندارن. فهمیدم.

00:16:40.620 --> 00:16:43.500
‫جاهایی که اشتباهی رخ میده،
‫یاید دستامون رو بالا نگه داریم.

00:16:43.500 --> 00:16:45.380
‫واقعاً که نه،
‫اما خودت که متوجهی.

00:16:46.250 --> 00:16:50.860
‫می‌دونم که بخش بزرگی از کارمون
‫درون سایه‌ها بقیه میشه،

00:16:51.200 --> 00:16:54.680
‫اما گاهی‌اوقات حس می‌کنم بد هم نیست که
‫اجازه بدیم یکم نور وارد بشه

00:16:54.680 --> 00:16:57.140
‫چون اینطوری یاد می‌گیریم بهتر عمل کنیم.

00:16:57.500 --> 00:17:01.700
‫و فقط زمانی در بهترین حالت‌ خودمون هستیم،
‫زمانی در بهترین حالت خودمون هستیم...

00:17:04.940 --> 00:17:07.980
‫- گمون کنم بهتره جواب بدین.
‫- مال من نیست.

00:17:07.980 --> 00:17:09.070
‫چی...

00:17:10.860 --> 00:17:11.940
‫لعنتی. مال منـه؟

00:17:12.530 --> 00:17:15.360
‫مالِ... مال منـه.
‫خجالت آوره، نه؟

00:17:15.360 --> 00:17:17.870
‫آخه...
‫گوشی جدیدمـه برای همین...

00:17:18.620 --> 00:17:21.450
‫فکر کردم تایمر گذاشتم
.اما درواقع شماره معکوسـه

00:17:21.450 --> 00:17:22.540
‫راحت انجام میشـه.

00:17:22.540 --> 00:17:25.670
‫آره اما دقیقاً ۱۵ دقیقه.
‫دقیقاً. یعنی...

00:17:25.670 --> 00:17:28.080
‫خب، نظری چیزی...

00:17:28.080 --> 00:17:30.710
‫- خب، فکر نکنم زمان مناسبی باشه.
‫- راست میگی.

00:17:30.710 --> 00:17:33.170
‫- می‌تونم کوتاه‌ترش کنم.
‫- و الان هم وقت مناسبی نیست.

00:17:34.010 --> 00:17:36.720
‫اوضاع تهدیدات‌مون وخیمـه.
‫باید این‌ها رو امضا کنی.

00:17:36.720 --> 00:17:41.100
‫نامه‌هایی برای تسلیت و
‫ حمایت از خانواده‌هاس.

00:17:41.640 --> 00:17:42.640
‫بله، البته.

00:17:45.310 --> 00:17:48.480
‫به‌نظرت هنوز خیلی زوده که
‫احتمال یه بمب‌گذاری دیگه رو رد کنیم؟

00:17:48.480 --> 00:17:49.980
‫آره. آره.

00:17:51.070 --> 00:17:52.070
‫از بعضی‌جهات هم

00:17:52.070 --> 00:17:56.320
‫یه حمله‌ی اتفاقی و بدون انگیزه
‫از حملات ایدئولوژیکی هم بدتره

00:17:56.320 --> 00:17:58.160
‫چون هیچ سرنخی بهمون نمیده.

00:17:58.160 --> 00:18:00.410
‫خب، گوش کن دایانا،
‫واقعاً ازت ممنونم که

00:18:00.410 --> 00:18:04.410
‫مسئولیت این کار رو به عهده گرفتی و
‫با این اوضاع سر و کله می‌زنی.

00:18:04.410 --> 00:18:07.580
‫اما باید توجه داشته باشی که
در نهایت تصویر کلی ماجرا

00:18:08.130 --> 00:18:11.920
‫و استراتژی بلندمدت...

00:18:13.420 --> 00:18:14.590
.به‌عهده‌ منـه

00:18:14.590 --> 00:18:15.920
‫- آره خب.
‫- تصمیم‌گیریش با منـه،

00:18:15.920 --> 00:18:17.680
‫- چون این تخصص من بوده.
‫- آره.

00:18:17.680 --> 00:18:20.930
‫بین خودمون بمونـه اما فرهنگ اینجا

00:18:20.930 --> 00:18:23.930
‫باید شدیداً تغییر کنـه، باشه؟

00:18:23.930 --> 00:18:28.020
‫درواقع نکته‌ی جالب همینجاس که
‫همین دیدگاه من رو پشت این میز نشونده.

00:18:29.650 --> 00:18:30.711
‫نه،‌ متوجهم.

00:18:30.736 --> 00:18:33.530
‫بله، میگی که متوجهی
‫اما موافق هم هستی؟

00:18:33.530 --> 00:18:34.990
‫در اصل آره...

00:18:34.990 --> 00:18:38.410
‫اما باید بگم که با این رویکرد جدید

00:18:39.870 --> 00:18:42.780
‫ممکنه که واکنش‌مون توی این لحظه تغییر کنـه.

00:18:42.780 --> 00:18:49.380
‫بله،‌ بله. خب، مطمئنم که تو و بقیه به‌خوبی
‫ می‌تونین خودتون رو با این شرایط وفق بدین.

00:19:00.430 --> 00:19:03.010
‫روزبخیر.
‫ببخشید.

00:19:17.490 --> 00:19:19.490
‫ببخشید...
‫معذرت می‌خوام.

00:19:21.320 --> 00:19:24.870
‫ببخشید که... سگ‌تون رو... ترسوندم.

00:19:24.870 --> 00:19:28.830
‫شما می‌دونین که کافه له بلانک روس کجاس؟

00:19:29.370 --> 00:19:30.370
‫بلانک روس؟

00:19:30.960 --> 00:19:33.710
‫اون سمتـه.
‫دم میدون.

00:19:35.090 --> 00:19:36.270
‫مرسی.

00:19:37.510 --> 00:19:38.510
‫مرسی.

00:20:01.030 --> 00:20:03.370
‫برای اون درست نکردی؟
‫شاید یخ‌مون رو آب کنـه.

00:20:03.370 --> 00:20:04.450
‫دوست دارم یخ‌مون آب نشه.

00:20:06.830 --> 00:20:10.500
‫به‌خاطر وست‌ایکرز تفنگ آوردی؟
‫نگران آینده‌ای؟

00:20:12.580 --> 00:20:14.210
‫آره خب.

00:20:19.460 --> 00:20:22.506
‫- نگو که دوباره واردش شدی.
‫- وارد چی؟

00:20:23.353 --> 00:20:24.278
‫قماربازی.

00:20:24.303 --> 00:20:26.978
‫چرا تفنگ داشتنِ من
باید نشونه‌ی قماربازیم باشه؟

00:20:27.003 --> 00:20:28.176
‫نمی‌دونم. فقط...

00:20:28.960 --> 00:20:31.350
‫شاید یکی ازت پول طلب داره و
‫داره بهت فشار میاره.

00:20:31.350 --> 00:20:36.520
‫نه، از این خبرا نیست.
‫فقط یه مشکل نقدینگی هست.

00:20:37.650 --> 00:20:39.570
‫ای خدا.
‫پس دوباره قماربازی می‌کنی.

00:20:39.573 --> 00:20:40.699
‫فقط یه‌باره! چیزی نیست که!

00:20:40.699 --> 00:20:43.660
‫ببین، بازگشت سمت چیزی که
‫معتادش بودی چیز خوبیه! نشانه پیشرفتـه.

00:20:43.660 --> 00:20:44.995
‫- نه؛ اصلاً هم نیست.
‫- چرا هست!

00:20:44.995 --> 00:20:47.122
‫یه‌بار قمار کردن بهتر از همیشه قمار کردنـه.

00:20:47.122 --> 00:20:50.501
‫خب اگه اینطوریه بگیم یه آدم کشتن هم
‫بهتر از ده‌تا آدم کشتنـه.

00:20:50.501 --> 00:20:52.794
‫- من‌که به کسی آسیب نمی‌زنم پس...
‫- پس اون تفنگ واسه چیه؟

00:20:52.794 --> 00:20:55.255
‫- می‌خوام بفروشمش.
‫- آهان، پس می‌خوای بری بفروشیش تا یکی دیگه

00:20:55.255 --> 00:20:56.715
‫راه بیفته توی خیابون
‫و باهاش آدم بکشه؟

00:20:56.715 --> 00:20:59.801
‫ببین، پولش رو برای کارهای الکی نمی‌خوام.
‫می‌خوام بدهی‌هام رو صاف کنم.

00:20:59.801 --> 00:21:01.929
‫و قبل از این‌که بیفته دست
‫آدم ناکاربلد، دوباره خودم می‌خرمش.

00:21:01.929 --> 00:21:04.389
‫- هیچی ضرری هم نداره
‫- تو واقعاً زده به‌سرت!

00:21:06.183 --> 00:21:07.142
‫مگه چقدر بدهکاری؟

00:21:07.142 --> 00:21:09.269
‫- به تو ربطی نداره.
‫- پس حتماً خیلی زیاده.

00:21:10.062 --> 00:21:11.355
‫پس این همه بازی با گیره‌ کاغذ

00:21:11.355 --> 00:21:13.690
‫همه‌ش یه نمایش بود تا حواس ما رو پرت کنی؟

00:21:13.690 --> 00:21:16.443
‫- می‌تونستی باهام راحت باشی و بگی
‫- راحت باشم و بگم؟

00:21:16.443 --> 00:21:19.446
‫خب اگه این‌طوریه تا آخر
‫ماه ده هزار دلار بهم قرض بده

00:21:19.446 --> 00:21:20.906
‫وگرنه خونه‌م رو از دست می‌دم

00:21:20.906 --> 00:21:23.200
‫تازه اگه «کَسی» خبردار بشه،
‫اونم از دست می‌دم!

00:21:23.200 --> 00:21:29.456
‫ده ‌هزارتا! ده‌ هزار دلار پول می‌خوام!
‫نه این‌که یه قمارباز سابق بشینه نصیحتم کنه.

00:21:41.051 --> 00:21:42.761
‫- ممنون بابت قهوه.
‫- تو اون شاشیدم.

00:21:56.567 --> 00:21:58.277
‫شهر لاواند در فرانسه.

00:21:58.277 --> 00:22:01.071
‫پنج دقیقه وقت داری تا هرچیزی
‫که فکر می‌کنی ممکنه درباره‌ش...

00:22:01.071 --> 00:22:02.531
‫برای من جالب باشه رو پیدا کنی

00:22:04.032 --> 00:22:05.325
‫کامپیوتر کارت‌رایته؟

00:22:05.325 --> 00:22:06.243
‫آره.

00:22:06.827 --> 00:22:08.620
‫اون‌که نمرده اسکل.

00:22:10.414 --> 00:22:12.916
‫- خودت پیام دادی گفتی مُرده!
‫- برو پیام‌ام رو دوباره بخون.

00:22:17.838 --> 00:22:18.672
‫خیلی‌خب...

00:22:18.672 --> 00:22:21.967
‫بساط گریه‌ و زاری‌ت رو جمع کن؛
‫ریور فعلاً زنده‌ست.

00:22:23.343 --> 00:22:24.803
‫- خدایا.
‫- چی گفت؟

00:22:24.803 --> 00:22:26.555
‫- من‌که باور نمی‌کنم.
‫- تکلیف‌مون رو روشن کن!

00:22:26.555 --> 00:22:30.100
‫- باشه اصلاً مُرده. بهتر شد؟
‫- نه. خب تعریف کن چی شده!

00:22:30.100 --> 00:22:31.935
‫اون گفت مُرده.

00:22:31.935 --> 00:22:33.228
‫پیام‌ام رو دوباره خوندی؟

00:22:33.228 --> 00:22:37.107
‫آره. «دیر میام. تمام شب داشتم جسدِ
‫کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم»

00:22:37.107 --> 00:22:42.154
‫ننوشته کارت‌رایت مُرده. نوشته داشته
‫جسدش رو شناسایی می‌کرده.

00:22:42.821 --> 00:22:44.948
‫خدای من. کسی گوزید؟

00:22:44.948 --> 00:22:47.284
‫یه‌صدایی اومد؛ اما بویی احساس نمی‌کنم.

00:22:47.284 --> 00:22:48.785
‫من الان واقعاً حالم بده

00:22:48.785 --> 00:22:50.162
‫خب این چند ساعت گذشته
‫واقعاً فشار زیادی رومون بود

00:22:50.162 --> 00:22:52.539
‫تو یکی خفه‌شو! وقتی فهمیدی ریور مُرده
واست مهم هم نبود.

00:22:52.539 --> 00:22:55.083
‫- من هنوز دست و پام داره می‌لرزه.
‫- خفه‌شو. فقط خفه‌شو!

00:22:55.083 --> 00:22:56.752
‫- منم نزدیک بود تو وست‌ایکرز بمیرم!
‫- من...

00:22:56.752 --> 00:22:58.545
‫- تو اصلاً چندتا خیابون اون‌طرف‌تر بودی!
‫- گمشو بابا.

00:22:58.545 --> 00:23:00.881
‫- نه. من از بازماندگان اون بمب‌گذاری‌ام
‫- متاسفانه...

00:23:00.881 --> 00:23:01.965
‫پسی اونی که مُرده کیه؟

00:23:01.965 --> 00:23:08.055
‫یکی رو فرستاده بودن بابابزرگ‌ش رو بکُشه؛
‫که ظاهراً یکم‌ هم شبیه خودِ ریور بوده

00:23:08.055 --> 00:23:10.349
‫ریور کارت شناسایی‌اش
‫رو می‌ذاره توی جیب اون یارو.

00:23:10.349 --> 00:23:11.975
‫ریور...یکی که شبیه ریور بوده؟

00:23:11.975 --> 00:23:13.894
‫آره، اما الان زیاد شبیه‌ش نیست.

00:23:13.894 --> 00:23:17.314
‫چون به صورت‌ش شلیک کرده
‫تا نشه درست هویت‌ش رو تشخیص داد

00:23:17.314 --> 00:23:19.024
‫عالیه. عکسی چیزی نگرفتی؟

00:23:19.024 --> 00:23:21.276
‫ببخشید اما چرا اجازه دادی باور
‫کنیم ریور مرده و چیزی نگفتی؟

00:23:21.276 --> 00:23:26.740
‫چون توی یه ماموریت مخفیه و نباید نقشه‌
‫یه مامور رو برای کسی فاش کرد!

00:23:30.160 --> 00:23:32.788
‫نباید نقشه یه مامور رو
‫برای کسی فاش کرد!

00:23:32.788 --> 00:23:34.581
‫ریور می‌خواست
‫پارک باور کنه که مُرده.

00:23:34.581 --> 00:23:35.999
‫الان هم داره به هدفش می‌رسه

00:23:35.999 --> 00:23:38.252
‫این‌که شما هم باور کردید مُرده
‫این موضوع رو ثابت می‌کنه.

00:23:38.919 --> 00:23:42.589
‫مطمئنم به هرکسی که تسلیت گفته
‫حرف‌های مناسب و دل‌گرم‌کننده‌ای زدید.

00:23:42.589 --> 00:23:43.674
‫هیچکس تسلیت نگفت.

00:23:44.591 --> 00:23:47.010
‫لعنت بهش! من به مامانش پیام دادم.

00:23:47.010 --> 00:23:49.930
‫- زنگ نزد؟
‫- نه. هنوز نه.

00:23:49.930 --> 00:23:52.516
‫خب پس ما تنها نیستیم. خداروشکر.

00:23:52.516 --> 00:23:54.226
‫خیلی‌خب. الان کجاست؟

00:23:54.226 --> 00:23:58.021
‫رفته فرانسه. دنبال سرنخ می‌گرده

00:23:58.021 --> 00:23:59.189
‫فرانسه خیلی بزرگه!

00:24:01.733 --> 00:24:04.820
‫واقعاً واتسون؟ دمت‌گرم
‫یکی بهش مدال بده

00:24:04.820 --> 00:24:07.030
‫- خب حال دیوید چطوره؟
‫- اون حالش خوبه.

00:24:07.030 --> 00:24:09.533
‫خوبه. چطور می‌تونیم
‫بهش کمک کنیم؟

00:24:10.784 --> 00:24:12.119
‫با این‌که بذاریم خودش
‫کارش رو انجام بده.

00:24:13.245 --> 00:24:17.457
‫خیلی‌خب، کجای فرانسه‌ست؟ نمی‌تونیم
‫که این‌جا بمونیم و دست روی دست بذاریم؟

00:24:17.457 --> 00:24:21.336
‫چرا می‌تونیم. اگه کمک می‌خواست،
‫خودش می‌گفت.

00:24:21.336 --> 00:24:24.089
‫از الان بگم قرار نیست کامپیوترش رو پس بدم.

00:24:49.364 --> 00:24:51.742
‫آقای لمب، خوشحالم می‌بینمتون.

00:24:52.326 --> 00:24:54.244
‫یه‌کم این‌جا شلخته بود
‫و گفتم مرتب‌ش کنم.

00:24:55.746 --> 00:24:58.457
‫البته یه‌کم که خیلی...
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

00:24:59.583 --> 00:25:01.168
‫چقدر تغییر کرده.

00:25:02.920 --> 00:25:04.505
‫خیلی زود خودت رو
‫با این‌جا وفق دادی!

00:25:04.505 --> 00:25:07.382
‫خب، من دوست دارم همیشه فعال باشم
‫برای همین هم من رو فرستادن این‌جا.

00:25:08.592 --> 00:25:09.843
‫پس که اینطور...

00:25:09.843 --> 00:25:12.429
‫" اون‌جا به یه مدیر درست‌حسابی نیاز داره "
‫این حرف های ویلن‌ـه!

00:25:12.429 --> 00:25:15.098
‫آقای ویلن؛ بله...
‫درست هم گفتن.

00:25:16.141 --> 00:25:18.352
‫من می‌خوام برم ناهار بخورم؛
‫شما هم دوست دارین بیاین؟

00:25:19.978 --> 00:25:22.481
‫خیلی ممنون. الان
‫می‌رم کُت‌ام رو می‌پوشم.

00:25:24.066 --> 00:25:27.319
‫می‌تونیم درمورد چیدمان بقیه ساختمون صحبت کنیم.

00:25:27.819 --> 00:25:28.987
‫بله. عالی می‌شه.

00:25:33.867 --> 00:25:36.119
‫با این وضعیت پام هم داخل اتاق نمی‌ذارم.

00:25:36.119 --> 00:25:37.871
‫برش گردونید به همون حالت قبلی.

00:25:42.626 --> 00:25:44.628
‫- من آماده‌ام
‫- بفرمائید.

00:26:01.019 --> 00:26:02.771
‫- ناهار؟
‫- ممنون.

00:26:05.691 --> 00:26:08.235
‫می‌شه یه‌لیوان چای هم برام
‫بریزی؟ با دوتا قاشق شکر.

00:26:12.865 --> 00:26:13.907
‫قربان؟

00:26:13.907 --> 00:26:15.075
‫گوشی رو بده به اون!

00:26:21.582 --> 00:26:23.333
‫- سلام؟
‫- اشتباه شده بوده

00:26:25.502 --> 00:26:27.337
‫- خب این‌که خیلی عالیه
‫- قطعاً عالیه...

00:26:27.337 --> 00:26:33.594
‫رابرت وینتر، یعنی بدون «ز» یه هویت
‫جعلیه که 30 سال پیش ایجاد کردیم.

00:26:34.428 --> 00:26:36.263
‫نه رابرت وینترز.

00:26:37.222 --> 00:26:39.850
‫پس رابرت وینترز و وست‌ایکرز هیچ
‫ربطی به ما ندارن؟

00:26:39.850 --> 00:26:43.103
‫اصلاً. هیچ اثری ازش توی سازمان ما نیست

00:26:43.103 --> 00:26:45.355
‫اما واقعاً ازت ممنونم گیتی...

00:26:45.355 --> 00:26:49.109
‫اگه کسی از این‌ ماجرا بویی
‫می‌برد و بد برداشت می‌کرد

00:26:49.109 --> 00:26:50.986
‫واقعاً افتضاح می‌شد.

00:26:50.986 --> 00:26:53.405
‫- ممنون قربان.
‫- گوشی رو بده فلایت.

00:26:54.031 --> 00:26:54.865
‫فلایت؟

00:27:00.329 --> 00:27:02.080
‫- قربان؟
‫- می‌تونی آزادش کنی بره.

00:27:03.332 --> 00:27:05.959
‫ببخشید اما من کارای خیلی مهم‌تری
‫می‌تونم انجام بدم تا پرستاری بچه!

00:27:06.126 --> 00:27:08.212
‫خب واقعاً ببخشید از شغلی که داری راضی نیستی

00:27:08.212 --> 00:27:10.547
‫اما همه‌ی این‌ها جزو وظایفـت محسوب می‌شه.

00:27:10.547 --> 00:27:13.300
‫حالا هم برو سراغِ پرونده کارت‌رایت،
‫یا می‌خوای بگی اینـم نمی‌تونی؟

00:27:13.300 --> 00:27:14.468
‫نه قربـ...

00:27:48.418 --> 00:27:49.419
‫سلام.

00:27:51.171 --> 00:27:52.172
‫سلام.

00:27:55.092 --> 00:27:57.094
‫یه لاته بی‌زحمت.

00:28:07.354 --> 00:28:08.605
‫انگلیسی بلدی؟

00:28:10.107 --> 00:28:11.275
‫نـه.

00:28:14.611 --> 00:28:17.656
‫ظاهراً یه‌مرد...شبیه من

00:28:18.448 --> 00:28:22.452
‫چند روز پیش این‌جا بوده

00:28:24.371 --> 00:28:25.706
‫می‌شناسمش.

00:28:29.168 --> 00:28:31.753
‫خونه‌ش این دور و اطرافه؟

00:28:31.753 --> 00:28:33.255
‫نه. نه.

00:28:33.255 --> 00:28:35.007
‫توی لاواند زندگی نمی‌کنه.

00:28:35.007 --> 00:28:36.550
‫اهل «له زغبغ»ـست.

00:28:36.550 --> 00:28:38.010
‫- له زغبغ؟
‫- له زغبغ.

00:28:39.052 --> 00:28:40.512
‫کجا می‌شه؟

00:28:41.680 --> 00:28:44.808
‫مستقیم برو، سه کیلومتر به مسیرت
‫ادامه بده و برو داخل جنگل.

00:28:45.559 --> 00:28:46.560
‫باشه.

00:28:48.896 --> 00:28:49.897
‫ممنون.

00:29:11.084 --> 00:29:12.836
‫خودشه!

00:29:13.795 --> 00:29:15.839
‫می‌خواد بره «له زغبغ».

00:29:15.839 --> 00:29:17.674
‫تعقیب‌ش می‌کنم.

00:29:30.270 --> 00:29:32.205
‫ببخشید که مجبور شدیم
‫اینطوری مخفیانه هم رو ببینیم

00:29:34.233 --> 00:29:35.609
‫راستش رو بخوای واقعاً هیجان‌انگیزه

00:29:35.609 --> 00:29:39.112
‫یعنی برای من، چون مطمئن نیستم می‌دونی یا نه

00:29:39.112 --> 00:29:41.532
‫اما هیچوقت تا حالا از این کارها نکردم

00:29:43.909 --> 00:29:47.371
‫و دقیقاً...دلیل این کارمون چیـه؟

00:29:47.371 --> 00:29:49.831
‫بهتره بعضی حرف‌ها بین خودمون
‫بمونه و به گوش عموم نرسه.

00:29:49.831 --> 00:29:50.916
‫درسته.

00:29:53.377 --> 00:29:54.962
‫خب الان کجا می‌ریم؟

00:29:56.296 --> 00:29:58.841
‫مهم نیست. باید سوار اتوبوس بشیم
‫این یکی خوبه.

00:30:02.094 --> 00:30:03.929
‫رابرت وینترز از آدم‌های خودمون بود.

00:30:03.929 --> 00:30:07.766
‫خدای من. یعنی، یعنی مامور خودمونه؟

00:30:08.267 --> 00:30:09.893
‫- نه دقیقاً.
‫- پس نفوذی‌مونه؟

00:30:09.893 --> 00:30:12.312
‫اون یه «بی‌بدن» بوده. از اونایی که
‫توی دوران جنگ سرد بزرگ شدن.

00:30:12.312 --> 00:30:13.772
‫بی‌بدن دیگه چیـه؟

00:30:13.772 --> 00:30:15.732
‫بی‌بدن یه هویت آماده و از پیش تعیین شده‌ست.

00:30:16.358 --> 00:30:20.320
‫همراه با گواهی تولد، پاسپورت، شماره بیمه...

00:30:20.320 --> 00:30:22.197
‫حساب بانکی و رتبه اعتباری.

00:30:22.197 --> 00:30:23.490
‫جعلی هم نیستن.

00:30:23.490 --> 00:30:26.702
‫همه‌شون معتبرن و مراحل قانونی رو طی کردن.

00:30:26.702 --> 00:30:29.246
‫الان که همه‌چی رو آنلاین انجام می‌دن؛
‫اون زمان‌ها کاملاً فرق می‌کرده

00:30:29.246 --> 00:30:31.999
‫ببخشید، اما چند وقته از این موضوع خبر داری؟
‫کی بهت گفته؟

00:30:31.999 --> 00:30:33.083
‫یکی از افرادم،

00:30:33.750 --> 00:30:36.503
‫- گیتی رحمان؛ چند ساعت پیش.
‫- گیتی؛ نمی‌شناسمش.

00:30:36.503 --> 00:30:39.006
‫بهش گفتم حتماً اشتباه شده و پیگیری نکنه.

00:30:39.756 --> 00:30:41.008
‫خب اشتباه بوده دیگه!

00:30:41.008 --> 00:30:44.428
‫باید همون اول که فهمیدی به من می‌گفتی!

00:30:44.428 --> 00:30:46.221
‫خب مثلاً اگه می‌گفتم چیکار می‌خواستی بکنی؟

00:30:47.764 --> 00:30:49.016
‫به نخست وزیر می‌گفتم.

00:30:49.850 --> 00:30:54.605
‫تحقیق می‌کردیم ببینیم
‫یه قاتل سریالی چطور داره

00:30:54.605 --> 00:30:57.024
‫- از هویت‌های سازمان جاسوسی استفاده می‌کنه؟
‫- آره؛ مطمئن بودم

00:30:57.024 --> 00:30:59.651
‫- اون‌طوری یه فاجعه به بار می‌اومد
‫- همین الانش هم فاجعه‌ست دایانا.

00:30:59.651 --> 00:31:01.862
‫نه نیست. چون من تمامی
‫سوابق و مدارک رو از بین بردم.

00:31:01.862 --> 00:31:04.198
‫هیچ اثری از رابرت وینترز

00:31:04.198 --> 00:31:05.782
‫- توی سازمان ما وجود نداره.
‫- خدای من.

00:31:06.617 --> 00:31:10.621
‫نه. نمی‌تونیم همچین چیزی رو مخفی نگه داریم.
‫نه بعد از قضیه استانبول.

00:31:10.621 --> 00:31:13.624
‫دقیقاً به‌خاطر همین نباید کسی چیزی بفهمه.

00:31:13.624 --> 00:31:15.459
‫اگه کوچک‌ترین چیزی از
‫این موضوع درز پیدا کنه،

00:31:15.459 --> 00:31:18.670
‫همین یه ذره آبروی باقی مونده‌ی
‫سازمان‌های امنیتی هم از بین می‌ره.

00:31:18.670 --> 00:31:21.340
‫ببخشید. من نمی‌تونم سکوت کنم.
‫نمی‌تونم.

00:31:21.340 --> 00:31:22.841
‫اه کلود...

00:31:29.014 --> 00:31:30.015
‫این چیـه؟

00:31:30.516 --> 00:31:33.143
‫این حکم قرنطینه کردن گیتی رحمانـه

00:31:33.143 --> 00:31:34.811
‫که امروز صبح امضا کردی.

00:31:36.063 --> 00:31:38.065
‫این یعنی تو هم توی مخفی
‫کردن این موضوع دست داشتی.

00:31:42.486 --> 00:31:43.487
‫آره اما من...

00:31:45.489 --> 00:31:47.491
‫اصلاً نخوندمش.

00:31:48.283 --> 00:31:51.578
‫آره نخوندی. اما امضاش کردی.

00:31:52.704 --> 00:31:56.583
‫جناب‌عالی در نابودسازی اسناد و
‫مدارک مربوط به وینترز دست داشتی.

00:31:57.167 --> 00:31:59.169
‫چون من رو انتخاب کردن این‌کارا رو می‌کنی؟

00:31:59.878 --> 00:32:01.922
‫چون به‌جای تو، من رو انتخاب کردن
‫این‌کارو می‌کنی؟

00:32:01.922 --> 00:32:03.298
‫موضوع اینه؟

00:32:03.298 --> 00:32:05.759
‫من اصلاً درخواست ندادم.

00:32:05.759 --> 00:32:11.348
‫آره. آره. چون می‌دونستی انتخاب نمی‌شی
‫مگه نه؟

00:32:11.348 --> 00:32:13.058
‫واسه همین خودت رو کشیدی کنار.

00:32:13.934 --> 00:32:15.727
‫آره اما هم‌چنان دارم کارم رو انجام می‌دم

00:32:17.563 --> 00:32:20.691
‫برای اداره یه سازمان اطلاعاتی،
‫هیچ نقشه کلی‌ای وجود نداره.

00:32:20.691 --> 00:32:23.193
‫هر روز خدا از آسمون بلا نازل
‫می‌شه و باید سریع حلشون کنی.

00:32:23.193 --> 00:32:25.237
‫از نظر من که بیشتر شبیه از
‫کارافتادگی سازمانه...

00:32:25.237 --> 00:32:27.614
‫- نظر تو برام مهم نیست.
‫- تا چیزهای دیگه.

00:32:28.282 --> 00:32:31.218
‫تنها چیزی که برام مهمه اینه که اجازه
‫ندم اتفاقی مثل وست‌ایکرز تکرار بشه.

00:32:32.035 --> 00:32:37.207
‫و میل شدید تو به محکوم کردن
‫این مخفی‌کاری، داره مانع‌ام می‌‌شه.

00:32:37.207 --> 00:32:40.127
‫آره خب. نمی‌خوای شغلت رو از دست بدی
‫مگه نه؟

00:32:40.127 --> 00:32:44.339
‫- آره. نمی‌خوام. چون کارم حرف نداره.
‫- اع واقعاً؟

00:32:45.507 --> 00:32:47.092
‫تو ایستگاه بعدی پیاده شو.

00:32:54.725 --> 00:32:57.227
‫ببخشید قربان؛ می‌تونید کمکم کنین؟

00:32:58.312 --> 00:33:03.859
‫من می‌خوام برم «سیسینگ‌هرست»
‫اون باغ‌های معروف رو می‌گم.

00:33:03.859 --> 00:33:06.653
‫ای بابا. اشتباه اومدی که.
‫باید بری اون سمت «تونبریج ولز»

00:33:06.653 --> 00:33:09.489
‫باید برگردی جاده اصلی؛
‫بعد از سمت چپ وارد شهر بشی

00:33:09.489 --> 00:33:11.491
‫روی تابلوها مسیرش مشخص شده

00:33:11.491 --> 00:33:13.535
‫فکر کردم این راهِ میون‌برـه!

00:33:13.535 --> 00:33:15.412
‫نه. این‌جا ملک شخصیه.

00:33:15.996 --> 00:33:17.164
‫حالا چی شده؟

00:33:17.915 --> 00:33:20.417
‫دارید گشت می‌زنید؟

00:33:20.417 --> 00:33:21.919
‫یه حادثه‌ای پیش اومده.

00:33:22.711 --> 00:33:26.423
‫وای فهمیدم. یه زن توی مسافرخونه‌ام
‫داشت درمورد این‌جا حرف می‌زد.

00:33:26.423 --> 00:33:29.092
‫یه پیرمرد تیر خورده. چقدر بد.

00:33:29.843 --> 00:33:31.220
‫اونم تو همچین جایی.

00:33:31.762 --> 00:33:33.847
‫راستش نوه‌ش به قتل رسیده، نه خودش.

00:33:36.016 --> 00:33:37.267
‫پس جوون بوده...

00:33:38.352 --> 00:33:41.772
‫اینطوری که خیلی بدتره.
‫خدا به خانواده‌ش صبر بده.

00:33:43.524 --> 00:33:44.733
‫عجب دور و زمونه‌ای شده نه؟

00:33:46.109 --> 00:33:47.945
‫خیلی‌خب ممنونم. روز خوبی داشته باشید.

00:34:11.385 --> 00:34:12.636
‫جانم؟

00:34:12.636 --> 00:34:13.971
‫دیوید هنوز زنده‌ست.

00:34:13.971 --> 00:34:16.389
‫یه دوربین مخفی کار گذاشتم
‫تا اگه برگشت خبردار بشیم.

00:34:17.641 --> 00:34:19.434
‫می‌گن نوه‌ش کُشته شده

00:34:19.434 --> 00:34:21.978
‫اما احتمالاً «برت‌ران» ـه
‫خبری ازش نیست.

00:34:21.978 --> 00:34:26.233
‫به گوشم رسوندن پاسپورت برت‌ران وارد خاک فرانسه شده.

00:34:26.233 --> 00:34:28.443
‫فعلاً منتظرش می‌مونم؛
‫دارم این‌جا رو تمیز می‌کنم

00:34:28.443 --> 00:34:32.072
‫اگه اون نباشه چی؟
‫ممکنه اصلاً کارت‌رایت کوچیکه باشه.

00:34:32.072 --> 00:34:33.991
‫خب اگه اون باشه که
‫خودم به حسابش می‌رسم.

00:34:34.658 --> 00:34:36.409
‫تو برو سراغِ سوژه‌ی دوم.

00:34:36.409 --> 00:34:37.494
‫اون یکی پیرمرده...

00:34:38.328 --> 00:34:40.539
‫امیدواریم این یکی مثل دیوید
‫کارت‌رایت برامون دردسرساز نباشه.

00:34:40.539 --> 00:34:42.623
‫بی‌خیال؛ اون سال‌هاست که براشون کار می‌کنه.

00:34:42.623 --> 00:34:45.460
‫اگه بدونه چه اتفاقی برای کارت‌رایت افتاده
‫حسابی عصبانی می‌شه.

00:34:45.460 --> 00:34:46.545
‫آره. شاید.

00:34:47.420 --> 00:34:51.550
‫اما شاید فراموش کرده باشه.
‫شاید حتی نمی‌دونه اون آدم چرا نباید زنده باشه.

00:36:26.144 --> 00:36:29.106
‫بی‌زحمت یه خوراک گوشت خوک
‫و یه بطری «هاوس رد»

00:36:29.773 --> 00:36:31.483
‫من بهتره نوشیدنی و این‌ها نخورم.

00:36:31.984 --> 00:36:33.819
‫خب پس؛ همون یه‌بطری «هاوس رد«

00:36:35.070 --> 00:36:36.071
‫ممنون.

00:36:38.866 --> 00:36:41.368
‫توی پارک، همه‌چی زیر نظر شما بود درسته؟

00:36:41.368 --> 00:36:43.954
‫یعنی اگه بخوام از نظر نقش و سمت بگم؛
‫تو جزو ملکه‌ها بودی درسته؟

00:36:43.954 --> 00:36:45.038
‫بله.

00:36:45.831 --> 00:36:48.375
‫اگه جوابِ سوالی رو خودم نمی‌دونستم،
‫می‌دونستم باید از کی بپرسم.

00:36:49.418 --> 00:36:52.588
‫خانه‌لجن‌زار جای زیاد جالبی نیست نه؟

00:36:52.588 --> 00:36:56.008
‫از نظر من‌که اینطور نیست.
‫هرجایی سختی‌هاش خودش رو داره.

00:36:56.008 --> 00:37:00.637
‫بعد ویلن، شما رو شخصاً فرستاد این‌جا؟

00:37:00.637 --> 00:37:02.890
‫- آقای ترنسپرنسی.
‫- بله.

00:37:02.890 --> 00:37:06.935
‫همون اوایل شروع کارش، من رو انتخاب کرد
‫فکرکنم یه استعداد خاصی توی من دیدن.

00:37:06.935 --> 00:37:09.021
‫خب بعد از این‌که اوضاع ما خل‌وضع‌ها
‫رو راست و ریست کردی چی می‌شه؟

00:37:09.021 --> 00:37:11.231
‫برمی‌گردی به تخت پادشاهی‌ات توی پارک؟

00:37:11.231 --> 00:37:13.609
‫من دوست ندارم شما رو «خل‌وضع» خطاب کنم.

00:37:13.609 --> 00:37:14.693
‫واقعاً؟

00:37:15.485 --> 00:37:20.574
‫هو، مارکوس لانگریج و شرلی داندر
‫سه تاشون رو تصادفی انتخاب کردم.

00:37:20.574 --> 00:37:24.203
‫خب برای اون‌ها خل‌وضع واژه‌ی کمیه.

00:37:26.830 --> 00:37:28.498
‫خب به‌نظر خودت فکر نمی کنی

00:37:28.498 --> 00:37:31.919
‫مدیریت توی این شرکت آبرویی برات نمی‌ذاره؟

00:37:31.919 --> 00:37:33.003
‫راستش نه.

00:37:35.839 --> 00:37:38.091
‫- من خیلی فرق می‌کنم‌.
‫- کامل پرش کن.

00:37:40.093 --> 00:37:42.471
‫خب، من می‌دونم چرا فکر می‌کنی آدم خاصی هستی.

00:37:42.471 --> 00:37:44.723
‫چون حقیقت تلخه...

00:37:44.723 --> 00:37:47.267
‫اما فکر کنم می‌دونی که مردم به یکی، دوتا دلیل

00:37:47.267 --> 00:37:48.852
‫به خانه‌ی لجن‌زار فرستاده می‌شن.

00:37:49.770 --> 00:37:53.607
‫اول این‌که همه‌شون فقط بلدن گند بزنن.
‫که مشخصاً شما اینطور نیستی.

00:37:53.607 --> 00:37:55.776
‫و خب، جوری که دفترم رو مرتب کرده
‫بودین و چیدین واقعاً عالی بود

00:37:55.776 --> 00:38:00.489
‫و حالا که این رو گفتم، بذار اینم بگم که
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام پات رو بذاری اون‌جا.

00:38:01.323 --> 00:38:04.034
‫و دوم این‌که ناخواسته یه نفر رو عصبانی کردن.

00:38:04.034 --> 00:38:05.118
‫پس بیا یه‌قراری بذاریم.

00:38:08.455 --> 00:38:12.668
‫من تحقیق می‌کنم و بهت می‌گم که چرا
‫تو رو فرستادن این‌جا

00:38:14.127 --> 00:38:16.421
‫و بعد می‌تونی گورت رو گم کنی
‫و برگردی " پارک " .

00:38:16.421 --> 00:38:17.714
‫و در ازای این‌کار،

00:38:18.549 --> 00:38:22.302
‫ازت می‌خوام به دوست های
‫بانفوذت زنگ بزنی

00:38:22.302 --> 00:38:24.972
‫و تاریخ و دلیل تمام سفرهای دیوید کارت‌رایت
‫به فرانسه رو

00:38:24.972 --> 00:38:27.516
‫با جزئیات دقیق برام گیر بیاری.

00:38:33.689 --> 00:38:35.357
‫- باشه.
‫- خوبه.

00:43:02.291 --> 00:43:04.293
‫رابرت وینترز! لعنتی.

00:43:56.386 --> 00:43:57.387
‫گورت رو گم کن!

00:43:58.347 --> 00:43:59.473
‫گورت رو گم کن!

00:44:19.243 --> 00:44:20.244
‫ممنون