WEBVTT

00:00:05.600 --> 00:00:07.120
‫این‌جا کسی نیست.

00:00:08.560 --> 00:00:09.600
‫ناپدید شد؟

00:00:10.000 --> 00:00:11.160
‫صبح روز بعد،

00:00:11.520 --> 00:00:13.640
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

00:00:13.640 --> 00:00:16.080
‫جنازه‌ی مأمور که به‌طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

00:00:16.560 --> 00:00:21.080
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

00:00:21.920 --> 00:00:23.560
‫افسر ایشکی...

00:00:23.560 --> 00:00:27.640
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید شدن یاداگامی سر در آوردین.

00:00:27.640 --> 00:00:31.760
‫افسانه‌های زنده‌ای که توسط زنده‌ها خلق شدن.

00:02:00.000 --> 00:02:03.160
‫از همگی ممنونم که جمع شدین.

00:02:03.160 --> 00:02:07.400
‫الان می‌خوام قتلی رو که توی روستاتون رخ داد رو شرح بدم.

00:02:10.400 --> 00:02:15.360
‫دیشب، بعد از اینکه ما یاداگامی-ساما رو
‫دیدیم و فوراً به کلبه‌ی میهمان رفتیم،

00:02:15.360 --> 00:02:19.120
‫این مرد اتفاقی شیره‌ی شکر قهوه‌ایش رو روی زمین انداخت.

00:02:19.120 --> 00:02:21.760
‫هرچند، امروز وقتی به کلبه‌ی مهمان رفتیم.

00:02:21.760 --> 00:02:24.440
‫بطری خیلی دورتر از جایی بود که ازش ریخته شده بود.

00:02:25.080 --> 00:02:29.800
‫این مرد گفت مار سفیدی رو توی رودخونه دید، و وقتی بررسی کردیم،

00:02:29.800 --> 00:02:32.480
‫یه سنگ پیدا کردیم که یه طناب بهش گره خورده بود.

00:02:35.720 --> 00:02:39.480
‫این حقایق، و صدای بلندی که موقع ورود به کلبه شنیدیم،

00:02:39.480 --> 00:02:41.320
‫و بسته شدن معبد،

00:02:41.320 --> 00:02:45.000
‫کلید‌های ترفند ناپدید شدن یاداگامی-سان هستن.

00:02:45.400 --> 00:02:46.720
‫گفتین، ترفند؟

00:02:46.720 --> 00:02:49.920
‫بله. یاداگامی-سامایی که ما دیدیم...

00:02:50.680 --> 00:02:53.400
‫یه طومار نقاشی شده‌ی چسبیده شده روی یه تشک تاتامی بود.

00:02:53.400 --> 00:02:54.600
‫چی؟

00:02:58.000 --> 00:02:59.840
‫مجرم تشک رو ایستاده گذاشته بود،

00:02:59.840 --> 00:03:02.760
‫طومار یاداگامی-ساما رو به پشتش چسبونده بود،

00:03:02.760 --> 00:03:04.560
‫و از طناب برای نگه‌داشتنش استفاده کرده بود.

00:03:04.560 --> 00:03:07.240
‫یه طرف طناب به در بسته شده بود،

00:03:07.240 --> 00:03:11.200
‫در حالی که سر دیگه‌ش به یه سنگ گره خورده
‫بود و از بیرون پنجره آویزون بود.

00:03:11.200 --> 00:03:15.680
‫بنابراین وقتی که ما درو باز کردیم، طناب آزاد شد،

00:03:15.680 --> 00:03:18.960
‫و همراه با سنگِ سمت دیگه‌ش توی رودخونه افتاد.

00:03:19.600 --> 00:03:21.200
‫و تشک هم افتاد سر جاش،

00:03:21.200 --> 00:03:22.880
‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

00:03:23.600 --> 00:03:27.040
‫صدای بلندی که ما شنیدیم، صرفاً
‫صدای افتادن تشک روی زمین بود.

00:03:27.040 --> 00:03:29.520
‫ایـ ـ این حقیقت پشت پنهان شدن یاداگامی-ساماـه؟

00:03:29.520 --> 00:03:32.960
‫من مطمئنم این نقاشی قدیمی چیزیه که ما دیشب دیدیم.

00:03:35.320 --> 00:03:38.240
‫دلیلی که بطری با فاصله از لکه افتاده بود...

00:03:38.240 --> 00:03:42.600
‫این بود که مجرم تشک رو بلند کرده بود
‫تا طومار نقاشی رو برداره.

00:03:43.240 --> 00:03:45.560
‫اما... کی همچین کاری می‌کنه؟

00:03:45.560 --> 00:03:48.720
‫متهم نمی‌خواست روستایی‌ها مظنون شناخته بشن،

00:03:48.720 --> 00:03:50.800
‫بنابراین جوری نقشه ریخت تا غیرممکن به‌نظر بیاد.

00:03:51.080 --> 00:03:54.040
‫برای اینکه حقه‌ش جواب بده، به
‫کسی نیاز داشت تا شاهد ماجرا باشه.

00:03:54.760 --> 00:03:57.200
‫و کسی که ما رو به اتاقمون فرستاد...

00:03:57.200 --> 00:03:59.280
‫شما بودین، شهردار، درسته؟

00:04:02.560 --> 00:04:05.400
‫ایـ ـ اینا دیگه از کجا دراومد؟

00:04:05.400 --> 00:04:06.840
‫در مورد صبح امروزه...

00:04:06.840 --> 00:04:09.440
‫جسد کبودی‌هایی شبیه فلس مار داشت،

00:04:09.440 --> 00:04:12.840
‫و ما هم در این خصوص که شب قبلش
‫مردی رو دیدیم که مار دورش پیچیده‌شده بود، گفتیم.

00:04:12.840 --> 00:04:16.080
‫عموماً، اولین فکر آدما درمورد قربانیه،

00:04:16.360 --> 00:04:19.160
‫ولی شما بلافاصله اعلام کردین، یاداگامی بوده!

00:04:19.160 --> 00:04:22.840
‫چون شما می‌دونستین ما طومار نقاشی رو دیدیم!

00:04:22.840 --> 00:04:25.560
‫ایـ ـ این که نشد مدرک!

00:04:25.960 --> 00:04:28.800
‫اول از همه، کسی اسلحه‌ی قاتل رو پیدا نکرد! کجاست؟

00:04:30.840 --> 00:04:35.040
‫د ـ درسته! اسلحه نکته‌ی ارتباطیتون با جسده...

00:04:35.040 --> 00:04:37.440
‫احسنت افسر ایشکی! بند!

00:04:37.440 --> 00:04:39.520
‫نه من نگفتم بند!

00:04:39.520 --> 00:04:42.240
‫منظورتون طنابیه که جلوی معبد وصله!

00:04:43.240 --> 00:04:44.480
‫ها؟

00:04:44.480 --> 00:04:48.120
‫از نزدیک که نگاه می‌کنم، می‌تونم بفهمم متفاوت از دیروز وصل شده،

00:04:48.120 --> 00:04:51.120
‫همو‌ن‌طور که فکر می‌کردم برای چیزی استفاده شده و بعدش برگردونده شده.

00:04:51.440 --> 00:04:52.880
‫حالا فهمیدم!

00:04:53.240 --> 00:04:55.600
‫سلاح قاتل طناب معبده!

00:04:55.600 --> 00:04:58.120
‫اگه بفرستیمشون پزشکی قانونی...

00:04:58.120 --> 00:05:00.600
‫اثر انگشت شما و قربانی رو روش پیدا می‌کنیم!

00:05:09.560 --> 00:05:12.560
‫غـ ـ غیرممکنه! یعنی‌ـــ

00:05:12.560 --> 00:05:15.240
‫می، دیگه کافیه.

00:05:15.640 --> 00:05:16.720
‫بابابزرگ...

00:05:16.720 --> 00:05:20.360
‫متأسفم، می، همگی...

00:05:23.160 --> 00:05:25.480
‫کار من بود.

00:05:26.160 --> 00:05:29.680
‫من از اون مأموری که برای ساخت سد اومده بود متنفر بودم،

00:05:29.680 --> 00:05:33.040
‫برای همین گفتم بیاد این‌جا و کشتمش.

00:05:33.040 --> 00:05:36.600
‫واقعاً تنها دلیلش همینه؟

00:05:36.600 --> 00:05:39.320
‫چیز دیگه‌ای نیست که دارین مخفیش می‌کنین؟

00:05:46.520 --> 00:05:47.920
‫خودتو بنداز پایین.

00:05:48.640 --> 00:05:49.880
‫دوباره شروع شد!

00:05:50.160 --> 00:05:53.240
‫با مرگ خودت با مرده همدردی کن.

00:05:54.080 --> 00:05:56.520
‫چـ ـ چی داری می‌گی؟

00:05:56.520 --> 00:05:58.480
‫خودتو بنداز توی آبشار.

00:06:00.960 --> 00:06:02.760
‫باشه. میندازم.

00:06:09.480 --> 00:06:12.840
‫میندازم... میندازم...

00:06:12.840 --> 00:06:14.280
‫میندازم...

00:06:17.960 --> 00:06:18.920
‫نکنین!

00:06:18.920 --> 00:06:20.280
‫به خودتون بیاین!

00:06:23.200 --> 00:06:25.520
‫من داشتم...

00:06:28.200 --> 00:06:30.880
‫الان دیگه همه‌چی خوبه. نگران نباشین.

00:06:44.040 --> 00:06:45.040
‫بابابزرگ!

00:06:45.040 --> 00:06:45.760
‫توتوتو!

00:06:55.280 --> 00:06:56.360
‫شما دو نفر حالتون خوبه؟!

00:06:56.360 --> 00:06:59.000
‫یالا! یه‌چیزی بیارین، مهم نیست چی باشه!

00:07:05.800 --> 00:07:08.000
‫شهردار، لطفاً بگیرینش.

00:07:09.480 --> 00:07:10.720
‫ما می‌کشیمتون بالا! طاقت بیارین!

00:07:10.720 --> 00:07:11.880
‫منم کمک می‌کنم.

00:07:24.840 --> 00:07:29.600
‫می، لطفاً خوشبخت شو.

00:07:30.200 --> 00:07:31.800
‫بابابزرگ...

00:07:31.800 --> 00:07:33.480
‫بریم، شهردار.

00:07:54.480 --> 00:07:56.840
‫چطوره دیگه بیای بیرون؟

00:07:57.200 --> 00:07:59.800
‫تو بودی که طناب رو انداختی، نه؟

00:08:07.960 --> 00:08:10.520
‫چه بزرگ شدی، اسپیتز.

00:08:10.520 --> 00:08:12.480
‫آ ـ آنیکی؟

00:08:12.480 --> 00:08:15.920
‫شما دو نفر از کی فهمیدین من این‌جام؟

00:08:16.280 --> 00:08:17.440
‫توتو.

00:08:17.440 --> 00:08:18.400
‫درسته.

00:08:18.400 --> 00:08:20.840
‫وقتی موروی گفت توی صحرا بیهوش شد...

00:08:20.840 --> 00:08:23.240
‫و توی دامنه‌ی کوه بیدار شد،

00:08:23.240 --> 00:08:27.120
‫این احتمال رو که کسی که نزدیک کوه
‫زندگی می‌کنه نجاتش داده رو در نظر گرفتیم.

00:08:27.120 --> 00:08:30.480
‫بعد اون زمانی رو که می‌-سان برای اهدای پیشکش رفته بود، یادمون اومد،

00:08:30.480 --> 00:08:32.960
‫یه کیف عایق همراهش بود.

00:08:35.920 --> 00:08:39.240
‫احتمال دادیم که برای کسی که توی کوهه غذا برده.

00:08:39.240 --> 00:08:41.720
‫و همچنین...

00:08:42.280 --> 00:08:46.600
‫وقتی می-کون اسپیتز رو دید، از دهنش پرید «تو این‌جا چیکار می‌کنی؟»

00:08:46.600 --> 00:08:51.720
‫واسه‌مون سوال شد نکنه کسی که براش ‫غذا می‌برده، شبیه اسپیتزه.

00:08:51.720 --> 00:08:54.920
‫برای همین به فکرمون رسید، شاید برادرش باشه.

00:08:55.320 --> 00:08:57.440
‫نه، افسر ایشکی؟

00:08:57.440 --> 00:08:58.440
‫هوم. هوم.

00:08:58.880 --> 00:09:00.480
‫که این‌طور.

00:09:00.480 --> 00:09:03.360
‫اسپیتز، واسه خودت دوستای خوب و بااستعدادی پیدا کردی.

00:09:05.440 --> 00:09:07.760
چرا منو ول‌کردی و غیبت زد؟

00:09:10.720 --> 00:09:12.560
‫همه‌چیز پونزده سال پیش شروع شد...

00:09:13.240 --> 00:09:16.080
‫زمانی که برای تحقیقات از این روستا بازدید می‌کردم،

00:09:16.520 --> 00:09:19.440
‫شهردار در مورد برنامه‌ی احداث سد برام گفت.

00:09:19.440 --> 00:09:22.880
‫من پیشنهاد دادم از افسانه‌ی یاداگامی برای پیاده کردن یه حقه استفاده کنن.

00:09:22.880 --> 00:09:24.800
‫فقط داشتم شوخی می‌کردم.

00:09:25.360 --> 00:09:27.720
‫اما وقتی به کشور خودم برگشتم،

00:09:27.720 --> 00:09:30.680
‫فهمیدم ماشین آلات سنگین رو توی کوهستان مخفی کرده...

00:09:30.680 --> 00:09:33.160
‫و مانع ساخت سد شده.

00:09:34.320 --> 00:09:38.440
‫بعدش، چهار سال بعد، وقتی که داشتم توی یه
‫کشور دیگه کارهای میدانی انجام می‌دادم،

00:09:38.440 --> 00:09:40.640
‫زندگیم به کل عوض شد.

00:09:41.880 --> 00:09:44.440
‫چیزی رو فهمیدم که نباید.

00:09:44.440 --> 00:09:47.120
‫که باعث شد یه سازمان خاص بیفته دنبالم.

00:09:48.320 --> 00:09:50.000
‫داری در مورد کدوم سازمان حرف می‌زنی؟

00:09:50.000 --> 00:09:52.360
‫حتی اگه بمیرم هم نمی‌گم.

00:09:52.360 --> 00:09:55.720
‫اگه بگم، نمی‌تونم امنیت هیچکدومتون رو تضمین کنم.

00:09:57.920 --> 00:10:02.640
‫برای همین بدون اطلاع خانواده‌ت ناپدید شدی، درسته؟

00:10:03.000 --> 00:10:04.600
‫بله، همین‌طوره.

00:10:04.600 --> 00:10:07.760
‫بعد از اینکه کسایی که افتاده بودن دنبالم رو ‫دور زدم و به این‌جا اومدم،

00:10:07.760 --> 00:10:11.400
‫از حقی که برای جلوگیری از احداث سد داشتم، سوء ‫استفاده کردم...

00:10:11.400 --> 00:10:13.760
‫و توی کوه پناه گرفتم.

00:10:13.760 --> 00:10:16.760
‫پس روستایی‌ها می‌دونن تو این‌جایی؟

00:10:16.760 --> 00:10:20.520
‫بله، از روزی که ناپدید شدم و اسپیتز رو ترک کردم.

00:10:20.520 --> 00:10:22.080
‫پس قضیه اینه...

00:10:22.080 --> 00:10:24.560
‫تمام روستا توطئه کردن تا مخفیت کنن.

00:10:24.560 --> 00:10:28.160
‫اما آخرش، من باعث بدبختی این مردم شدم.

00:10:28.560 --> 00:10:32.920
‫به‌خاطر من بود که شهردار اون مأمور رو کشت.

00:10:36.400 --> 00:10:38.680
‫مأمور فهمید من این‌جام...

00:10:38.680 --> 00:10:40.640
‫و متوجه شد یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست،

00:10:40.640 --> 00:10:44.200
‫برای همین در ازای بسته نگه‌داشتن
‫دهنش درخواست پول کرد.

00:10:44.520 --> 00:10:46.600
‫طولی نکشید که مطالباتش بالا گرفت.

00:10:46.600 --> 00:10:49.440
‫وقتی تهدید کرد که دستمو برای دنیا رو می‌کنه...

00:10:49.720 --> 00:10:51.400
‫اون فاجعه رخ داد.

00:10:51.920 --> 00:10:52.880
‫که این‌طور.

00:10:53.400 --> 00:10:54.960
‫من خبر نداشتم.

00:10:55.480 --> 00:10:56.840
‫بابابزرگ...

00:10:57.360 --> 00:11:00.680
‫من قصد ندارم به قیمت خوشحالی بقیه زندگی کنم.

00:11:00.680 --> 00:11:04.000
‫ایشکی-کون بودی، درسته؟ باید منو دستگیر کنی.

00:11:04.000 --> 00:11:05.000
‫چی؟

00:11:05.000 --> 00:11:05.960
‫نمی‌تونی!

00:11:05.960 --> 00:11:08.960
‫آنیکی! من تازه پیدات کردم!

00:11:08.960 --> 00:11:10.320
‫اسپیتز...

00:11:10.320 --> 00:11:14.160
‫من فقط می‌خواستم قبل از دستگیر شدنم حقیقت
‫رو در مورد اتفاقی که افتاده واسه‌ت بگم.

00:11:14.680 --> 00:11:16.040
‫خب، ایشکی-کون،

00:11:16.440 --> 00:11:18.240
‫وادار کردنشون به مخفی کردن ماشین‌آلات سنگین...

00:11:18.240 --> 00:11:20.120
‫و خیلی چیزای دیگه هست که منو بهشون متهم کنی.

00:11:20.120 --> 00:11:21.760
‫صبر کن، آنیکی!

00:11:21.760 --> 00:11:25.320
‫شهردار واقعاً تلاش داشت ازت محافظت کنه؟

00:11:26.520 --> 00:11:29.240
‫این صرفاً حدس منه، اما من فکر می‌کنم...

00:11:29.240 --> 00:11:31.760
‫چیزی که شهردار واقعاً داشت ازش محافظت می کرد...

00:11:32.040 --> 00:11:35.200
‫احساسات می‌-کون به تو بوده.

00:11:39.360 --> 00:11:40.920
‫می...

00:11:40.920 --> 00:11:42.840
‫همچین مردی رو...

00:11:48.760 --> 00:11:53.760
‫ما کسی هستیم که مردی که یاداگامی-ساما
‫دزدیده بود رو بیرون کشیدیم،

00:11:54.160 --> 00:11:57.480
‫مطمئنم عذاب الهی تو راهه، و
‫خشم یاداگامی-ساما نازل می‌شه.

00:11:57.480 --> 00:12:01.200
‫اون‌موقعست که یهویی در آسمون باز می‌شه، درسته؟

00:12:03.160 --> 00:12:06.360
‫ترجیح می‌دم موش آبکشیده نشم. فعلاً  با اجازه.

00:12:06.360 --> 00:12:09.840
‫وایسا! تو که گفتی به این چیزای اسرارآمیز علاقه‌ای نداری.

00:12:16.200 --> 00:12:19.960
‫حالا که پرونده حل شده، منم رفع زحمت می‌کنم.

00:12:21.680 --> 00:12:22.800
‫وایسا!

00:12:38.000 --> 00:12:41.720
‫ممنونم، توتوتو، رون-کون!

00:13:01.440 --> 00:13:02.960
‫حالا نوبت منه!

00:13:02.960 --> 00:13:04.680
‫منتظر بمون، رون-کون!

00:13:04.680 --> 00:13:09.200
‫غیرممکنه رون-کون کسی رو توی اردوی تمرینی خونین کشته باشه.

00:13:09.640 --> 00:13:13.120
‫چه حقیقتی پشت فایلاییه که این‌جاست؟

00:13:13.120 --> 00:13:14.400
‫دیگه کافیه.

00:13:15.800 --> 00:13:18.520
‫چیزی که دنبالش اینه؟

00:13:18.880 --> 00:13:20.720
‫استاد اسپیز فایر؟

00:13:22.440 --> 00:13:24.040
‫مدیر؟

00:13:24.840 --> 00:13:28.400
‫سعی داری فایلای مربوط به حادثه‌ی کامونوهاشی-رون رو بدزدی.

00:13:28.400 --> 00:13:30.880
‫حتماً برای عواقبش هم آماد‌ه‌ای!

00:13:32.560 --> 00:13:35.400
‫معلومه! من بهش خیلی مدیونم.

00:13:35.400 --> 00:13:37.240
‫هر اتفاقی هم که بیفته، هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

00:13:45.360 --> 00:13:48.280
‫پس... ازت یه خواهش دارم.

00:13:48.280 --> 00:13:49.360
‫چی؟

00:13:56.200 --> 00:13:58.360
‫رون-کون، من برگشتم!

00:13:58.360 --> 00:14:00.080
‫خوش اومدی، اسپیتز!

00:14:00.080 --> 00:14:01.600
‫خوشحالم که حالت خوبه.

00:14:02.280 --> 00:14:03.560
‫ممنون، توتوتو!

00:14:03.960 --> 00:14:06.320
‫خب، فایلا چی؟

00:14:06.320 --> 00:14:08.600
‫خشکش زده و مضطربه.

00:14:09.400 --> 00:14:11.080
‫در اون مورد...

00:14:14.960 --> 00:14:16.320
‫اون‌جا نبودن.

00:14:16.320 --> 00:14:17.320
‫چی؟

00:14:18.480 --> 00:14:20.280
‫می‌دونستم این‌طوری می‌شه.

00:14:20.280 --> 00:14:22.560
‫ولی برات یه پیغام دارم.

00:14:22.560 --> 00:14:26.040
‫چیز مهمیه، برای همین مدیر ازم خواست حتماً بهت برسه.

00:14:27.240 --> 00:14:30.280
‫پیغام توی این تبلته.

00:14:30.280 --> 00:14:33.960
‫ولی وقتی باز بشه، ناپدید می‌شه.
‫برای همین گفت مراقب باشی.

00:14:35.040 --> 00:14:36.480
‫بذار بخونمش.

00:14:43.560 --> 00:14:45.160
‫یه کده.

00:14:45.560 --> 00:14:47.680
‫من می‌تونم زودی رمزگشاییش کنم.

00:14:47.680 --> 00:14:50.840
‫نمی‌خوایم مزاحمت شیم، ما اون‌جاییم.

00:14:50.840 --> 00:14:52.040
‫وایسین.

00:14:53.760 --> 00:14:57.720
‫یه رمز عبور ساخته شده از اطلاعات شخصی شما دو نفر می‌خواد.

00:14:57.720 --> 00:14:58.880
‫چی؟

00:15:03.160 --> 00:15:05.200
‫پیغام برای توـه دیگه رون؟

00:15:05.200 --> 00:15:07.160
‫اشکالی نداره ما هم بشنومیش؟

00:15:07.160 --> 00:15:09.400
‫دلیلی که برای رمز عبورش به شما نیاز دارم...

00:15:09.400 --> 00:15:11.720
‫اینه که می‌خواد شما دو نفر هم بشنوینش.

00:15:11.720 --> 00:15:12.600
‫می‌خونمش.

00:15:15.240 --> 00:15:18.560
‫«وضعیت وخیمه، کامونوهاشی رون،

00:15:18.560 --> 00:15:21.520
‫پس من دیگه حقیقت رو بهت می‌گم.

00:15:21.840 --> 00:15:25.640
‫مدارکی که در مورد اردوی تمرینی خونین به دنبالشی...

00:15:25.640 --> 00:15:29.480
‫...دیگه از فایلای بلو و پلیس پاک شده.

00:15:29.480 --> 00:15:31.800
‫حقیقتش در خصوص اون حادثه،

00:15:31.800 --> 00:15:34.680
‫لکه‌ی خونی که نه متعلق به تو بود و نه قربانی‌ها،

00:15:34.680 --> 00:15:38.920
‫بلکه متعلق به شخص کاملاً
‫غریبه‌ای بود، توی صحنه‌ی جرم پیدا شد.

00:15:39.480 --> 00:15:42.040
‫اما همچنان کسی نتونست معمای پشت اتاق‌بسته رو...

00:15:42.040 --> 00:15:44.000
‫که قتل درش صورت گرفته بود رو حل کنه،

00:15:44.000 --> 00:15:47.480
‫پس کسی نمی‌تونه اسم تو رو مبرا از سوء ظن کنه.

00:15:48.120 --> 00:15:55.360
‫یک‌جایی، یه‌نفر همه‌ی داده‌های مربوط به خون فرد
‫ناشناس رو از تمامی فایل‌ها پاک کرد.

00:15:57.320 --> 00:16:01.960
‫بعدش استاد گریزلی توی پرونده‌ی رصدخانه کشته شدن،

00:16:01.960 --> 00:16:07.320
‫و یک گزارش در مورد علامتی توی صحنه‌ی
‫جرم بود که با علامت روی گردنت مطابقت داشت.

00:16:07.320 --> 00:16:10.320
‫من از یک چیز مطمئن شدم.

00:16:10.800 --> 00:16:15.160
‫حادثه‌ی پنج سال پیش، توسط یه سازمان مشخص انجام شده،

00:16:15.160 --> 00:16:17.240
‫و تو به اشتباه متهم شدی.

00:16:17.920 --> 00:16:21.280
‫اون نشان که بعداً در طی درمانت روی گردنت ظاهر شد،

00:16:21.280 --> 00:16:26.200
‫احتمالاً همزمان با اختلال قاتل‌کشیِ تو ایجاد شده.

00:16:26.200 --> 00:16:30.440
‫فقط یک سازمان وجود داره
‫که توانایی چنین کاری رو داره...

00:16:33.040 --> 00:16:34.360
‫خاندان ام.»

00:16:34.360 --> 00:16:36.040
‫چی؟ هیچکس نه اونا!؟

00:16:36.040 --> 00:16:37.760
‫خاندان ام؟

00:16:40.640 --> 00:16:43.880
‫می‌گن سر همه‌ی جنایت‌ها رو بگیری به خاندان ام می‌رسی.

00:16:43.880 --> 00:16:46.960
‫و چیزی که خودشون مرتکب می‌شن به‌طور تضمینی حل نشدنیه.

00:16:46.960 --> 00:16:49.680
‫اون‌ها شنیع‌ترین خانواده‌ی جنایتکار تاریخ‌ان.

00:16:49.680 --> 00:16:55.040
‫موارد انگشت‌شماری هست که حتی توانمند‌ترین
‫فارغ‌التحصیلان بلو هم همچنان نتونستن حل کنن.

00:16:55.040 --> 00:16:58.720
‫می‌گن خاندان ام توی حدود 90درصدشون نقش داره.

00:16:58.720 --> 00:17:01.680
‫همچین سازمانی دنبال رونه؟

00:17:03.360 --> 00:17:06.240
‫رون-کون، بقیه‌ش رو هم بخون.

00:17:08.320 --> 00:17:11.960
‫«من مایلم حقیقت پشت این اتفاقات رو بدونم،

00:17:11.960 --> 00:17:16.400
‫اما فهمیدم جاسوسی از خاندان ام توی بلو هست،

00:17:16.400 --> 00:17:18.560
‫پس باید با نهایت احتیاط عمل کنم.»

00:17:18.560 --> 00:17:20.360
‫توی آکادمی جاسوس هست؟!

00:17:20.360 --> 00:17:26.040
‫«برای همین چاره‌ای ندارم تا به این شیوه برات پیغام بفرستم.

00:17:26.040 --> 00:17:29.240
،‫برای توانایی‌هات احترام زیادی قائلم

00:17:29.240 --> 00:17:31.840
‫یک روز، وقتی بی‌گناهیت رو ثابت کردی،

00:17:31.840 --> 00:17:35.560
‫مشتاقم تا گواهی کارآگاهیت رو برگردونم.»

00:17:35.560 --> 00:17:40.200
‫رون، والدین تو و من دوستان قدیمی بودیم.

00:17:40.200 --> 00:17:43.200
‫من از وقتی به دنیا اومدی مراقبت بودم.

00:17:43.560 --> 00:17:48.800
‫اخیراً که با خبر شدم دوستان مورد اعتمادی پیدا کردی، عمیقاً خوشحال شدم.

00:17:48.800 --> 00:17:51.000
‫ایشکی توتومارو-سان.

00:17:51.000 --> 00:17:53.000
‫استاد اسپیتز...

00:17:53.480 --> 00:17:56.400
‫رون رو به شما می‌سپارم.

00:17:56.920 --> 00:17:59.040
‫«خیلی احتیاط کنید»

00:17:59.040 --> 00:18:02.200
‫مدیر بلو، امه امه‌ریه.

00:18:08.400 --> 00:18:12.040
‫حالا فهمیدیم کی برای رون پاپوش درست کرده.

00:18:12.040 --> 00:18:16.120
‫بیاید این خاندان ام رو گیر بندازیم و مجبورشون
‫کنیم همه‌چیز رو در مورد رون بهمون بگن!

00:18:16.120 --> 00:18:18.960
‫توتوتو... عزمت رو دوست دارم!

00:18:18.960 --> 00:18:21.560
‫ولی در مقابل این آدما هیچ معنایی نداره.

00:18:21.560 --> 00:18:24.360
‫فارغ‌التحصیل‌های بلو که سعی کردن پرونده‌هایی که...

00:18:24.360 --> 00:18:26.840
‫خاندان ام توشون نقش داشتن رو حل کنن،

00:18:26.840 --> 00:18:28.800
‫همه‌شون دچار مرگ مرموزی شدن.

00:18:29.320 --> 00:18:30.880
‫منظورت اینه کشته شدن؟

00:18:31.400 --> 00:18:34.000
‫حقیقت توی تاریکی پنهان شده.

00:18:34.720 --> 00:18:37.360
‫همچین گروه خطرناکی...

00:18:38.880 --> 00:18:40.280
‫رون.

00:18:53.000 --> 00:18:55.440
‫مشکل همینه.

00:18:55.920 --> 00:18:59.640
‫انقدر هیجان‌زده‌م که نمی‌تونم جلوی لرزیدنم رو بگیرم.

00:19:03.480 --> 00:19:09.520
‫تا وقتی که من و توتو به حل کردن پرونده‌ها
‫ادامه بدیم، اونا حتماً دوباره خوشونو نشون می‌دن.

00:19:10.480 --> 00:19:13.160
‫اما دفعه‌ی بعدی، دیگه نمی‌ذاریم قسر در برن.

00:19:15.560 --> 00:19:18.840
‫پته‌ی خاندان ام رو می‌ریزیم روی آب.

00:20:54.280 --> 00:20:55.680
‫نی‌-سان.

00:20:55.680 --> 00:21:00.520
‫کریسِ سلاخ، داره بچه‌دار می‌شه برای همین می‌خواد دیگه خلاف نکنه.

00:21:00.840 --> 00:21:02.600
‫برای همین به مشکل خوردیم.

00:21:02.600 --> 00:21:05.440
‫می‌دم تیکه‌تیکه‌ش بکنن و یه‌نفر دیگه رو میارم.

00:21:05.440 --> 00:21:07.800
‫فکر بدی که نیست،

00:21:07.800 --> 00:21:11.240
‫ولی باعث می‌شه پونزده سال دیگه یکی قصد انتقام کنه.

00:21:12.240 --> 00:21:15.240
‫حواست باشه کوچیکترین جوونه‌ها رو هم ریشه‌کن کنی.

00:21:15.240 --> 00:21:17.000
‫حتماً.

00:21:17.360 --> 00:21:20.320
‫چرا سازمانی به دقت ما...

00:21:20.320 --> 00:21:22.840
‫اجازه داد اون دورگه زندگی کنه؟

00:21:22.840 --> 00:21:24.480
‫هی وینتر!

00:21:24.480 --> 00:21:26.880
‫این‌طوری نباید با بردار بزرگت حرف بزنی.

00:21:28.280 --> 00:21:30.600
‫منظورت کامونوهاشی رونه؟

00:21:31.160 --> 00:21:32.760
‫پس کیه؟

00:21:32.760 --> 00:21:36.840
‫به‌خاطر اینکه عضوی از خانواده‌ست.
‫اونم خون ما رو توی رگ‌هاش داره.

00:21:36.840 --> 00:21:38.160
‫خانواده.

00:21:38.160 --> 00:21:39.840
‫پس آلیس چی؟

00:21:39.840 --> 00:21:41.840
‫اونم همخون ما بود!

00:21:41.840 --> 00:21:43.680
‫هنوز حرفم تموم نشده بود.

00:21:43.680 --> 00:21:46.880
‫دقیق بخوام بگم، فقط کسایی که برترن باقی می‌مونن.

00:21:46.880 --> 00:21:49.920
‫کامونوهاشی رون ثابت می‌کنه که
ارزش اینکه برادر ما باشه رو داره؟

00:21:49.920 --> 00:21:51.840
‫قصد داریم اینو بفهمیم.

00:21:51.840 --> 00:21:54.920
‫ولی اون همخون شرلوک هلمز هم هست.

00:21:54.920 --> 00:21:56.760
‫هیچوقت برادر من حساب نمی‌شه.

00:22:00.760 --> 00:22:02.680
‫وینتر.

00:22:02.680 --> 00:22:06.120
‫هنوزم بابت اینکه آلیس رو کنار گذاشتیم ناراحتی؟

00:22:07.360 --> 00:22:08.480
‫ولم کن!

00:22:08.480 --> 00:22:09.560
‫هـ ـ هی!

00:22:10.720 --> 00:22:16.800
‫ولی یه راه هست که هم خواسته‌ی تو و هم خواسته‌ی من برآورده شه.

00:22:19.000 --> 00:22:20.840
‫ناامیدی.

00:22:21.680 --> 00:22:24.760
‫بهترین جنایات خاندان ام...

00:22:24.760 --> 00:22:30.520
‫مدت‌ها که توسط شرلوک‌ هلمز و نوادگانش برملا شدن.

00:22:31.160 --> 00:22:36.760
‫خون اون... توی رگ‌های کامونوهاشی رون
‫در جریانه، پس چیزی که نمی‌تونیم اجازه‌ش رو بدیم...

00:22:36.760 --> 00:22:38.600
‫اینه که اون کارآگاه بشه.

00:22:41.840 --> 00:22:44.600
‫بنابراین، باید ناامیدی رو روی سرش خراب کنیم.

00:22:45.080 --> 00:22:49.320
‫بعد از اینکه کاملاً دست از کارآگاهی کشید...

00:22:49.320 --> 00:22:52.520
‫معلوم می‌کنیم آیا ارزش خاندان موریارتی رو داره یا نه.

00:22:53.240 --> 00:22:56.480
‫حتی اگه توی این مسیر بلااستفاده شد هم مشکلی نیست.

00:22:58.600 --> 00:23:02.000
‫صرفاً نشون می‌ده تا همین حد ازش بر میومده.

00:23:06.840 --> 00:23:09.040
‫کامل و دقیق انجامش می‌دم.

00:23:11.480 --> 00:23:13.040
‫روت حساب می‌کنم.

00:23:13.040 --> 00:23:13.760
m 202 864 l 720 864 720 1020 202 1020
‫اولین فرزند خاندان موریارتی
‫میلو موریارتی
‫اولین فرزند خاندان موریارتی
‫میلو موریارتی

00:23:13.760 --> 00:23:16.720
‫یه بلیت به ژاپن واسه‌ت دارم.

00:23:17.000 --> 00:23:18.240
‫برو و یه چشمه‌ی ترسناک از خاندان موریارتی رو نشونش بده.