WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.959
‫پسرشو گرفت کتک زد!
‫زنگ بزن پلیس.

00:00:03.959 --> 00:00:06.639
‫خواهش میکنم! بس کن!

00:00:08.959 --> 00:00:10.959
‫نمی‌تونیم برگردیم لندن.

00:00:10.959 --> 00:00:12.959
‫اینجا راستش خیلی آرومه.

00:00:12.959 --> 00:00:15.959
‫تو لندن همیشه
‫دردسر راه خودشو به جان پیدا می‌کرد.

00:00:15.959 --> 00:00:17.799
‫مشکلی داری رفیق؟

00:00:17.799 --> 00:00:19.959
‫بهتره حواست به خودت باشه داداش.

00:00:19.959 --> 00:00:21.959
‫بهش گفتی من چجوری هیولایی بودم؟

00:00:21.959 --> 00:00:24.319
‫باید رازهاتو پیش خودت نگه‌داری
‫قبل از اینکه

00:00:24.319 --> 00:00:25.959
‫هیولای داخلت رو نشونشون بدی.

00:00:25.959 --> 00:00:27.959
‫صورت براش نذاشتم.

00:00:27.959 --> 00:00:30.479
‫صورتی براش نمونده بود.

00:00:30.479 --> 00:00:32.959
‫مطمئنی هیکسی ندیدتت؟

00:00:32.959 --> 00:00:34.959
‫تا جایی که دیدم کسی نبود.

00:00:34.959 --> 00:00:36.639
‫انگس رو بسپار به من.

00:00:36.639 --> 00:00:38.959
‫سه قدم برای بیرون اومدن از این وجود داره.

00:00:38.959 --> 00:00:41.959
‫دوش. خواب.

00:00:42.679 --> 00:00:43.959
‫سکوت.

00:00:46.159 --> 00:00:47.479
‫سکوت.

00:01:27.958 --> 00:01:29.958
‫بیا ببینم اسکل.

00:01:29.958 --> 00:01:31.958
‫میام سراغت.

00:01:57.958 --> 00:01:59.958
‫تامی، بیا، عزیزم!

00:01:59.958 --> 00:02:02.318
‫- دیرمون میشه!
‫- دارم میام!

00:02:31.717 --> 00:02:32.717
‫سلام.

00:02:34.957 --> 00:02:38.477
‫دیشب... دیشب باهم آشنا شدیم.

00:02:39.397 --> 00:02:42.397
‫- بابات خونه‌ست؟
‫- یکشنبه‌ست.

00:02:43.997 --> 00:02:46.797
‫رفتن کلیسا...

00:02:47.197 --> 00:02:49.197
‫دیشب دویدن خوش گذشت؟

00:02:52.557 --> 00:02:54.557
‫دیدمت.

00:04:06.636 --> 00:04:09.636
‫هی! بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها.
‫تبلت‌ها رو بذارید پایین.

00:04:09.636 --> 00:04:13.956
‫چشما اینجا. بابایی رو نگاه کنین.
‫بابایی رو نگاه کنین.

00:04:13.956 --> 00:04:17.156
‫یه فکر بکر دارم.
‫بیاید بریم کلیسا!

00:04:17.156 --> 00:04:18.956
‫"کلیسا"؟

00:04:24.116 --> 00:04:25.756
‫از مامانی بپرسین.

00:04:27.675 --> 00:04:29.955
‫ولی تو که اهلش نبودی.
‫منم همینطور!

00:04:29.955 --> 00:04:32.475
‫خب، می‌دونی، آدم بزرگ‌تر میشه،
‫دیدش عوض میشه.

00:04:32.475 --> 00:04:35.475
‫- خب، یعنی چی، الان عوض شدی؟
‫- نمی‌دونم، شاید.

00:04:35.475 --> 00:04:37.635
‫تو خودت همه‌اش اصرار داری که بیشتر

00:04:37.635 --> 00:04:39.635
‫- بریم با مردم رفت و آمد کنیم.
‫- آره، ولی...

00:04:39.635 --> 00:04:41.955
‫و چه راهی بهتر از کلیسا رفتن هستش؟

00:04:41.955 --> 00:04:42.955
‫بنظرت اینو بپوشم؟

00:04:46.715 --> 00:04:49.955
‫- باورم نمیشه داریم اینکارو می‌کنیم.
‫- خوش می‌گذره.

00:04:49.955 --> 00:04:52.955
‫فکر  می‌کنم رد دادی.
‫یا شایدم من دارم رد میدم.

00:04:52.955 --> 00:04:54.155
‫شاید واقعا اینجا نیستم.

00:04:54.155 --> 00:04:56.955
‫شاید تو مغازه دیلزفورد
‫انقدر ماهی دودی خوردم خفه شدم،

00:04:56.955 --> 00:04:59.315
‫و حالا اومدم توی جهنم اسکاتلند.

00:04:59.315 --> 00:05:00.955
‫آره. شاید.

00:05:09.315 --> 00:05:11.555
‫- حس میکنم لباسام یکم زیادین.
‫- همینطوره.

00:05:14.995 --> 00:05:18.635
‫خیلی خوشحالم اومدین!

00:05:18.635 --> 00:05:20.955
‫خوش اومدین! خوش اومدین!
‫الاناس که شروع کنیم.

00:05:20.955 --> 00:05:23.955
‫این خانم جوان،
‫کلاس دینی رو بهتون نشون میده.

00:05:23.955 --> 00:05:25.795
‫- یالا.
‫- من خوابم میاد.

00:05:25.795 --> 00:05:26.955
‫معذرت میخوام.

00:05:26.955 --> 00:05:29.635
‫وقتی دالستون بزرگ شده باشی
‫سخته به کلیسا بری.

00:05:29.635 --> 00:05:31.955
‫- الان برمی‌گردم.
‫- تامی هم هست؟

00:05:31.955 --> 00:05:34.474
‫تامی، بله، اونجاست.

00:05:34.474 --> 00:05:36.634
‫خوش اومدی،خوش بگذره.

00:05:38.874 --> 00:05:42.954
‫- میشه صحبت کنیم؟
‫- دوستان! خوش آمدین! خوش آمدین! خوش آمدین!

00:05:42.954 --> 00:05:46.314
‫خوشحالم از دیدن همگی،
‫با لخندهای دلنشین‌تون.

00:05:46.314 --> 00:05:48.954
‫اگر که تشریف ببرین به سمت صندلی‌هاتون،
‫می‌تونیم شروع کنیم.

00:05:48.954 --> 00:05:51.954
‫♪ فیض شگفت انگیز ♪

00:05:51.954 --> 00:05:55.954
‫♪ چه نغمه دل‌انگیزی‌ست ♪

00:05:55.954 --> 00:06:02.474
‫♪ که منه درمانده را نجات داده ♪

00:06:02.474 --> 00:06:05.954
‫♪ روزی گم گشته بودم ♪

00:06:05.954 --> 00:06:08.954
‫♪ اما اکنون راه درست رو پیدا کردم ♪

00:06:08.954 --> 00:06:15.954
‫♪ کور بودم اما حالا بینا گشتم ♪

00:06:15.954 --> 00:06:18.994
‫♪ این فیض بود که یاد داد ♪

00:06:18.994 --> 00:06:22.954
‫♪ به قلبم ترس را ♪

00:06:22.954 --> 00:06:28.314
‫♪ و همین فیض بود که ترسم را از بین برد ♪

00:06:28.314 --> 00:06:29.954
‫آخ!

00:06:29.954 --> 00:06:35.954
‫♪ چه ارزشمند بود آن فیض ♪

00:06:35.954 --> 00:06:38.634
‫♪ در همان لحظه... ♪

00:06:38.634 --> 00:06:41.473
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام برم دعا کنم.

00:06:41.473 --> 00:06:44.953
‫- جدی میگی؟ برای چی؟
‫- ذهنم آروم بشه.

00:06:47.953 --> 00:06:50.953
‫خدای من.

00:06:58.953 --> 00:07:00.953
‫دلت می‌خواد برای چی دعا کنم؟

00:07:01.953 --> 00:07:04.953
‫چی شدش؟ مرد؟

00:07:09.953 --> 00:07:12.953
‫برگردوندمش به تریلیش.

00:07:12.953 --> 00:07:15.953
‫کاری کردم انگار آتیش گرفته.
‫نگران نباش.

00:07:15.953 --> 00:07:19.953
‫همه‌چیز تحت کنترله.

00:07:19.953 --> 00:07:20.953
‫باید برم پیش پلیس.

00:07:20.953 --> 00:07:23.953
‫- باید اعتراف کنم.
‫- نه. اینکارو نکن! نه!

00:07:25.473 --> 00:07:28.473
‫- هروقت گفتم بگو "آمین".
‫- چی؟

00:07:29.633 --> 00:07:32.153
‫- آمین.
‫- آمین.

00:07:35.313 --> 00:07:36.953
‫نرو پیش پلیس.

00:07:36.953 --> 00:07:38.953
‫میگم فقط خودم بودم.
‫پای تو رو وسط نمی‌کشم...

00:07:38.953 --> 00:07:41.473
‫نه! نه. همچین اتفاقی نمیافته،
‫جان، بهش فکر کن!

00:07:41.473 --> 00:07:42.993
‫تو یه مرد درستکاری،
‫نه یه مجرم آدمکش.

00:07:42.993 --> 00:07:45.953
‫به محض اینکه اعتراف کنی،
‫مثل آب خوردن ازت حرف می‌کشن.

00:07:45.953 --> 00:07:47.952
‫- اینطور نمیشه...
‫- درست فکر نمی‌کنی!

00:07:47.952 --> 00:07:50.952
‫یه عمر میافتی هولوفدونی.

00:07:50.952 --> 00:07:53.952
‫دیگه هیچوقت زن و بچه‌ت رو نمی‌بینی.

00:07:53.952 --> 00:07:54.952
‫واقعا اینا می‌خوای؟

00:07:54.952 --> 00:07:57.952
‫عذاب وجدانش داره می‌کشتم.

00:07:57.952 --> 00:08:00.312
‫پسرت گفت دیشب موقع دویدن منو دیده.

00:08:00.312 --> 00:08:03.152
‫خب که چی؟
‫تو که همیشه خدا میری می‌دویی.

00:08:03.152 --> 00:08:05.952
‫یه جور خاصی گفتش.
‫انگاری منو دیده بوده.

00:08:05.952 --> 00:08:07.952
‫پارانویا گرفتی.

00:08:07.952 --> 00:08:12.952
‫باور کن، کمرون دقت خیلی پایینی داره.
‫همه‌ش سرش تو کار خودشه.

00:08:12.952 --> 00:08:17.952
‫قبل از اینکه بری پیش پلیس،
‫یکمی بشین به قضیه فکر کن.

00:08:19.432 --> 00:08:21.432
‫گمونم منطقیه.

00:08:22.392 --> 00:08:24.392
‫یه روز، باشه؟

00:08:25.952 --> 00:08:27.632
‫آره. یه روز.

00:08:30.632 --> 00:08:34.632
‫اینو ببین!
‫بخاطر همینه که اومدی اینجا.

00:08:34.952 --> 00:08:36.952
‫اینکه به طبیعت نزدیک‌تر باشی.

00:08:45.952 --> 00:08:48.952
‫خب، جان، از جلسه خوشت اومد؟

00:08:48.952 --> 00:08:51.952
‫آره خیلی.

00:08:51.952 --> 00:08:53.991
‫- حالت خوبه؟
‫- من؟ آره خوبم.

00:08:55.951 --> 00:08:57.311
‫آره؟

00:08:57.311 --> 00:08:59.951
‫ببخشید، عذر می‌خوام.

00:08:59.951 --> 00:09:01.951
‫خب، از جلسه لذت بردی، فیونا؟

00:09:01.951 --> 00:09:02.991
‫آره، باحال بود.

00:09:02.991 --> 00:09:05.951
‫وقتی بره تو مغزت،
‫سخت میشه درش آورد.

00:09:05.951 --> 00:09:08.951
‫- کیو میگی؟
‫- خدا.

00:09:08.951 --> 00:09:10.951
‫- خدای من!
‫- داری... داری جدی میگی؟

00:09:12.551 --> 00:09:15.551
‫- کی؟
‫- همه‌چیز روبه‌راهه، عزیزم؟

00:09:20.151 --> 00:09:21.991
‫مربوط به انگس گیلیسپی بود.

00:09:21.991 --> 00:09:24.511
‫دیشب تریلیش آتیش گرفته بوده.

00:09:25.991 --> 00:09:27.791
‫مرده.

00:09:37.711 --> 00:09:40.711
‫جان؟ جان!

00:09:57.991 --> 00:10:00.470
‫برین تو حیاط بازی کنین!
‫یالا، بجنبین!

00:10:03.470 --> 00:10:05.950
‫حالت چطوره؟

00:10:05.950 --> 00:10:07.950
‫آره، خیلی بهترم.

00:10:07.950 --> 00:10:08.950
‫آره؟

00:10:10.950 --> 00:10:13.950
‫باورم نمیشه برای آرامش اومدیم اینجا،

00:10:13.950 --> 00:10:16.950
‫اونوقت، از اول تا آخر
‫مصیبت و بدبختی بوده همه‌ش.

00:10:16.950 --> 00:10:20.950
‫- خب، بنظرم پیازداغشو داری زیاد می‌کنی.
‫- خب انگس که تو آتیش سوزی مرد.

00:10:20.950 --> 00:10:22.950
‫اتفاقیه که هرجایی ممکنه بیافته.

00:10:22.950 --> 00:10:24.950
‫- یا این قتله برای مثال.
‫- قتل؟

00:10:24.950 --> 00:10:27.790
‫همونی که ربکا داشت راجع بهش حرف میزد.
‫سوزی بیست.

00:10:27.830 --> 00:10:30.950
‫اونکه مال سال‌ها پیشه.

00:10:30.950 --> 00:10:32.950
‫فردا میری پیش روانپزشکت؟

00:10:32.950 --> 00:10:36.950
‫نگو روان پزشک.
‫حس می‌کنم نورمن بیتس شدم.
‫[شخصیت فیلم سایکو]

00:10:36.950 --> 00:10:38.950
‫شاید خوب باشه راجع به این باهاش حرف بزنی.

00:10:38.950 --> 00:10:40.950
‫- راجع به چی باهاش حرف بزنم؟
‫- مرگ انگس.

00:10:40.950 --> 00:10:43.950
‫- چرا بخوام راجع به اون باهاش حرف بزنم؟
‫- خب، حس گناه نمی‌کنی؟

00:10:43.950 --> 00:10:46.950
‫- چرا بخوام حس گناه کنم؟
‫- چونکه یه درگیری باهم داشتین.

00:10:46.950 --> 00:10:49.950
‫در ملع عام تحقیرت کرد،
‫و بعدشم مرد.

00:10:49.950 --> 00:10:51.950
‫- خب که چی؟
‫- خب...

00:10:51.950 --> 00:10:54.950
‫تا یه حدی، احتمالا خودتو مسئول مرگش میدونی.

00:10:54.950 --> 00:10:57.950
‫بیخیال، فیونا.

00:10:57.950 --> 00:10:59.950
‫این ادای روانشناسا رو در آوردن
‫از تو بعید بود.

00:10:59.950 --> 00:11:01.950
‫فکر می‌کنم برای همین غش کردی.

00:11:01.950 --> 00:11:06.949
‫بخاطر این غش کردم چون خیلی دوویده بودم
‫و صبحونه‌ام نخورده بودم.

00:11:07.389 --> 00:11:09.509
‫انگار دوباره همون قضیه
‫پارکه داره تکرار میشه.

00:11:09.549 --> 00:11:11.949
‫- چرا داری اونو دوباره میاری وسط؟
‫- چونکه فکر می‌کنم یه تروما ـه.

00:11:11.949 --> 00:11:13.949
‫و فکر می‌کنم یه کانکشنی بین‌شون هست.

00:11:14.949 --> 00:11:17.789
‫تو همه‌ش گیر دادی به این قضیه پارکه.

00:11:17.789 --> 00:11:18.949
‫- ول‌کن قضیه نیستی!
‫- مامان؟

00:11:18.949 --> 00:11:21.949
‫- بله، عزیزم؟
‫- زانوم برید.

00:11:21.949 --> 00:11:24.149
‫عزیزم!
‫بذار چسب زخم بیارم.

00:11:24.149 --> 00:11:25.309
‫بیا بریم.

00:12:29.948 --> 00:12:33.148
‫سلام، عزیزم، میشه
‫بعدا بهت زنگ بزنم؟

00:12:33.148 --> 00:12:34.948
‫الان درگیر یه کاری‌ام.

00:12:34.948 --> 00:12:36.948
‫آره، آره.
‫فقط می‌خواستم بگم...

00:12:38.068 --> 00:12:41.308
‫فقط...
‫فقط خواستم بگم که دوست دارم.

00:12:42.628 --> 00:12:44.148
‫و متأسفم.

00:13:25.427 --> 00:13:27.427
‫آهای؟

00:13:28.627 --> 00:13:31.627
‫- سلام.
‫- سلام، چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

00:13:31.947 --> 00:13:34.827
‫-می‌خوام به یه جرمی اعتراف کنم.
‫- خیلی خب...

00:13:34.827 --> 00:13:36.987
‫خب دیگه من میرم پی کارم، لوسی.
‫جان؟

00:13:38.147 --> 00:13:40.947
‫اون شب باهم آشنا شدیم؟
‫خونه‌ی تامی؟

00:13:40.947 --> 00:13:43.947
‫آره. سلام. ببخشید.
‫خیلی اسما رو خوب یادم نمی‌مونه.

00:13:43.947 --> 00:13:45.947
‫اسمم بابی بود.
‫بابی مثل باربی، سخته یادت بره!

00:13:45.947 --> 00:13:48.307
‫گرچه من یه نیروی داوطلب هستم.

00:13:48.307 --> 00:13:51.947
‫- یه پلیس تمام وقت نیستم.
‫- اینو بسپار به من، لوسی.

00:13:51.947 --> 00:13:53.947
‫- برو برای خودت یه ساندویچ درست کن.
‫- بله، قربان.

00:13:57.507 --> 00:13:59.467
‫خب بگو ببینم قضیه جرمه چیه؟

00:13:59.507 --> 00:14:01.947
‫اگه چیز جدی‌ای مثل تصادفه برای مثال،

00:14:01.947 --> 00:14:04.627
‫بهتره با مرکز تو گلاسگو
‫در میان بذاریمش.
‫[بزرگ‌ترین شهر اسکاتلند]

00:14:04.627 --> 00:14:05.947
‫قضیه تصادف نیست.

00:14:06.947 --> 00:14:08.147
‫خب، بگو ببینیم چیه پس؟

00:14:13.387 --> 00:14:14.547
‫من...

00:14:14.947 --> 00:14:15.947
‫جان؟

00:14:17.747 --> 00:14:18.747
‫تامی؟

00:14:18.947 --> 00:14:22.947
‫اومدم یه سر به بابی بزنم.
‫بابی اون کتابه که بهت قرض دادم رو داری؟

00:14:22.947 --> 00:14:25.947
‫- همونی که راجع به ریچارد رامیرز بود؟
‫- آره، آره! تازه تمومش کردم!

00:14:26.946 --> 00:14:29.146
‫نمی‌تونم چیزی بدتر از این
‫تصور کنم که یهویی...

00:14:29.146 --> 00:14:30.986
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:14:34.706 --> 00:14:37.946
‫- بفرما. خیلی کتاب خفنی بود!
‫- می‌خوای بری شکار، بابی؟

00:14:37.946 --> 00:14:39.946
‫آره، آره، آره.
‫یه شکار کوچولو.

00:14:39.946 --> 00:14:41.946
‫اشکالی نداره منم بیام؟

00:14:41.946 --> 00:14:44.946
‫خیلی هم خوشحال میشم، تامی. به روی چشم!
‫فقط بذار کار جان رو راه بندازم، اینجا.

00:14:44.946 --> 00:14:47.946
‫خب، جان هم می‌تونه بیاد.
‫مگه نه، جان؟

00:14:47.946 --> 00:14:49.946
‫چرا که نه؟ هرچی بیشتر بهتر.

00:15:24.706 --> 00:15:27.946
‫- چه فشنگ‌هایی آوردی بابی؟
‫- کارتدریج‌های ۳۰۸‌ای، تامی.

00:15:27.946 --> 00:15:29.946
‫- عالیه. کارو در میاره.
‫- همینطوره.

00:15:29.946 --> 00:15:31.946
‫یکی ازینا بخوره به هدف،
‫طرفو درجا از پا در میاره.

00:15:42.745 --> 00:15:43.945
‫ردیفی، جان؟

00:15:46.905 --> 00:15:48.945
‫گفتی که قرار نیست بری پیش پلیس.

00:15:48.945 --> 00:15:50.145
‫گفتم راجع بهش فکر می‌کنم.

00:15:50.145 --> 00:15:52.945
‫فکرامو که کردم، بعدش تصمیم گرفتم
‫و رفتم پلیس به پلیس بگم.

00:15:52.945 --> 00:15:54.945
‫- گفتی که یه روز بهش فرصت میدی.
‫- یه روز بهش وقت دادم!

00:15:54.945 --> 00:15:57.945
‫یه روز میشه ۲۴ ساعت!
‫هنوز ۲۴ ساعت نگذشته!

00:15:57.945 --> 00:16:00.465
‫حتی نیومدی به من بگی.
‫هیچ هشداری بهم ندادی.

00:16:00.465 --> 00:16:03.785
‫وایسا، بابی. یه تفنگ اضافه بهمون بده.

00:16:05.945 --> 00:16:07.945
‫نه.
‫من بلد نیستم از تفنگ استفاده کنم.

00:16:08.945 --> 00:16:12.945
‫راحته. اینطوری گلنگدن‌ـش رو می‌کشی.

00:16:12.945 --> 00:16:15.945
‫هیچوقت یه تفنگ رو
‫به سمت کسی نشونه نگیر. هیچوقت.

00:16:21.825 --> 00:16:23.865
‫مراقب خودت باش.
‫فقط همینو می‌خوام بگم.

00:16:28.705 --> 00:16:31.945
‫هی، بابی. این جکه رو گوش دادی؟

00:16:31.945 --> 00:16:32.945
‫طرف میره پیش دکتر.

00:16:32.945 --> 00:16:35.945
‫دکتر میگه، "گوش کن، واقعا دیگه
‫باید دست از حرف زدن برداری."

00:16:35.945 --> 00:16:37.945
‫طرف میگه، "چرا؟"

00:16:37.945 --> 00:16:41.464
‫دکتر میگه،
‫"چون دارم سعی می‌کنم دندونت رو درست کنم."

00:16:45.944 --> 00:16:47.944
‫"دست از حرف زدن بردار."

00:16:48.944 --> 00:16:49.944
‫جان؟

00:16:58.944 --> 00:17:00.944
‫جان؟

00:17:02.944 --> 00:17:04.944
‫جان؟

00:17:29.504 --> 00:17:31.984
‫حیف شد خودت بهش شلیک نکردی، جان.
‫می‌تونستیم خونین‌ات کنیم.

00:17:31.984 --> 00:17:34.944
‫یه رسم به دوران رسیدگانه.

00:17:34.944 --> 00:17:37.944
‫- خون اولین شکارت رو میمالیم بهت.
‫- اینطوری.

00:17:49.943 --> 00:17:52.943
‫متأسفم، جان.

00:17:52.943 --> 00:17:54.943
‫نمی‌خواستم با تفنگه بترسونمت.

00:17:54.943 --> 00:17:57.943
‫باید از زاویه دید من ببینیش.

00:17:57.943 --> 00:18:02.303
‫من اصلا نمیشناسمت، جان.
‫با یه مشکلی میای پیش من.

00:18:02.303 --> 00:18:04.943
‫سعی میکنم کمکت کنم، همسایه خوبی باشم.

00:18:04.943 --> 00:18:07.943
‫ولی وقتی تو ایستگاه پلیس دیدمت، ترسیدم.

00:18:07.943 --> 00:18:10.943
‫- حس کردم بهم خیانت شده.
‫- خب، متأسفم، تامی.

00:18:10.943 --> 00:18:14.943
‫من... عادت ندارم دروغ بگم.
‫راحت مچم رو میگیرن.

00:18:14.943 --> 00:18:17.463
‫و نمی‌دونم چطوری با
‫عذاب وجدانش کنار بیام.

00:18:17.463 --> 00:18:18.943
‫یه آدمو زدم کشتم.

00:18:18.943 --> 00:18:21.943
‫ولی دفاع از خودت بود.
‫می‌خواست بکشتت.

00:18:21.943 --> 00:18:22.943
‫ما که مطمئن نیستیم.

00:18:22.943 --> 00:18:24.943
‫من مطمئنم چون انگس گیلیسپی رو میشناسم.

00:18:24.943 --> 00:18:28.943
‫یه عوضی بی‌خاصیت بود.
‫هیچکسی براش مهم نیست که مرده.

00:18:28.943 --> 00:18:32.943
‫میرفت سراغ دختربچه‌ها،
‫دختربچه‌های همسن دختر خودت،

00:18:32.943 --> 00:18:36.943
‫و دم در مدرسه اونا رو می‌ترسوند.

00:18:36.943 --> 00:18:39.623
‫بهشون میگفت که اونارو می‌دزده.

00:18:42.143 --> 00:18:45.303
‫افتخار می‌کنم که کمکت کردم.

00:18:45.983 --> 00:18:48.463
‫هیچ بخش وجودم از انجامش پشیمون نیست.

00:18:52.943 --> 00:18:56.942
‫متأسفانه باید بریم سراغ... اصل مطلب.

00:18:56.942 --> 00:19:00.462
‫تامی،
‫میشه یه لحظه من و جان رو تنها بذاری؟

00:19:00.462 --> 00:19:02.942
‫ما که همه دوست و رفیقیم، بابی.

00:19:12.422 --> 00:19:16.582
‫می‌خوام راجع به این جرمی که
‫می‌خواستی اعتراف کنی حرف بزنیم.

00:19:19.142 --> 00:19:21.302
‫گمونم الان اینجا می‌تونی بگی جان، درسته؟

00:19:28.262 --> 00:19:31.422
‫خجالت می‌کشه.
‫می‌خوای خودم بهش بگم؟

00:19:39.942 --> 00:19:42.982
‫یه جرم "نفرت‌محور" بود.

00:19:46.942 --> 00:19:49.982
‫- جرم نفرت‌محور؟
‫- تو صفحه‌های اجتماعی.

00:19:49.982 --> 00:19:51.942
‫با یه زنی بحثش شد.

00:19:51.942 --> 00:19:54.942
‫و بهش گفت...
‫عیبی نداره بگم، جان؟

00:19:54.942 --> 00:19:56.942
‫راحت باش.

00:19:56.942 --> 00:20:00.461
‫به این زنه تو اینترنت گفت،
‫"آشغال خرفت".

00:20:00.461 --> 00:20:02.621
‫بهش گفت که میره پیش پلیس،

00:20:02.621 --> 00:20:05.941
‫برای همین جان فکر کرد
‫خودش بیاد بهش اعتراف کنه.

00:20:12.141 --> 00:20:14.941
‫خب، فکر نمی‌کنم
‫لازم باشه بیشتر از این کشش بدیم.

00:20:14.941 --> 00:20:16.941
‫فقط مراقب باش
‫در آینده چیا تو اینترنت میگی، جان.

00:20:16.941 --> 00:20:19.941
‫شاید بد نباشه از دختره هم معذرت‌خواهی کنی.

00:20:19.941 --> 00:20:21.781
‫ببخشید، خانمه.

00:20:21.781 --> 00:20:23.941
‫باشه. همینکارو می‌کنم.

00:20:23.941 --> 00:20:26.941
‫- ممنونم، بابی.
‫- بهتره راه بیافتیم.

00:20:39.941 --> 00:20:41.941
‫خب، از انگس چه خبرا؟

00:20:42.861 --> 00:20:44.941
‫آره، خب، همونطور که فکر کردیم،

00:20:44.941 --> 00:20:47.941
‫همون یه مورد همیشگی که
‫با سیگار روشن خوابش برده بوده.

00:20:48.941 --> 00:20:52.941
‫کربن مونوکسید استشمام کرده.
‫سوختگی درجه سه. ازین چیزا.

00:20:52.941 --> 00:20:53.941
‫چقدر حیف.

00:20:54.261 --> 00:20:55.821
‫انگس بیچاره.

00:20:55.941 --> 00:20:58.941
‫- یادته بچه بود چقدر بامزه بود؟
‫- همینطوره.

00:20:58.941 --> 00:21:00.941
‫واقعا باورم نمیشه.

00:21:10.940 --> 00:21:12.940
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

00:21:12.940 --> 00:21:14.460
‫قراره گوزنه رو بذاریم تو پاب.

00:21:14.460 --> 00:21:15.940
‫من باید برم دنبال بچه‌ها.

00:21:15.980 --> 00:21:17.500
‫پس بیا کمکمون،
‫سریع‌تر تموم میشه.

00:21:18.980 --> 00:21:22.940
‫همینطور ادامه بدین، پسرا.
‫ادامه بدین. مگی؟

00:21:22.940 --> 00:21:26.940
‫مگی، یه سطل بیار.
‫مهمونی مجردیه!

00:21:26.940 --> 00:21:28.940
‫ببریدش بیرون بابا!

00:21:28.940 --> 00:21:31.940
‫تروخدا بگو تو فریزر جای خالی دارین، مگی.

00:21:31.940 --> 00:21:33.940
‫- خودتون اونجارو تمیز می‌کنین.
‫- تامی، باید برم.

00:21:33.940 --> 00:21:36.940
‫- بیا، یه چی بخور، جان، یالا!
‫- وقت ندارم، متأسفم.

00:21:36.940 --> 00:21:39.940
‫نه، یکی برات میارم.
‫تامی، باید برم!

00:21:39.940 --> 00:21:41.940
‫مگی! برامون غذا بیار.

00:21:41.940 --> 00:21:44.940
‫باید یاد بگیری که ریلکس کنی
‫و لذت ببری، جان.

00:21:45.940 --> 00:21:48.940
‫تازه از زیر قتل قسر در رفتی.

00:21:51.940 --> 00:21:53.940
‫مگی، یه سودا برای جان بریز.

00:22:05.420 --> 00:22:07.940
‫وایساده بودم
‫با نظافت‌چی حرف می‌زدم.

00:22:07.940 --> 00:22:10.940
‫منم از هیچ‌جا بی‌خبر...
‫ترسیده بودم!

00:22:10.940 --> 00:22:12.940
‫خدای من.

00:22:12.940 --> 00:22:14.299
‫بفرمایید. شش‌تا.

00:22:14.299 --> 00:22:16.939
‫ممنونم، مگی. میشه یه کوچولو دیگه
‫آب سیب هم بدی لطفا؟

00:22:16.939 --> 00:22:20.139
‫بگو که شام بیرون برده بودیش.

00:22:20.139 --> 00:22:22.459
‫پیش‌غذا، غذای اصلی و پودینگ.

00:22:22.459 --> 00:22:24.939
همه رو سفارش داد!

00:22:35.779 --> 00:22:36.939
‫بزن پشتش! یکی بزنه پشتش!

00:22:36.939 --> 00:22:38.939
‫فیونا امروز میره دنبال بچه‌ها، جان؟

00:22:38.939 --> 00:22:41.939
‫نه، نه!

00:22:41.939 --> 00:22:43.939
گند زده مثکه!

00:22:45.939 --> 00:22:47.939
‫خدای من، یالا.

00:22:57.939 --> 00:22:59.939
‫- جان؟
‫- ببخشید.

00:22:59.939 --> 00:23:02.299
‫کجایی؟ کل روز داشتم سعی می‌کردم
‫بهت زنگ بزنم!

00:23:02.299 --> 00:23:03.939
‫آنتن نداشتم.
‫صدامو می‌شنوی؟

00:23:03.939 --> 00:23:05.619
‫آره.

00:23:05.619 --> 00:23:07.939
‫باید زنگ بزنی مدرسه،
‫یادم رفت برم دنبال بچه‌ها!

00:23:07.939 --> 00:23:08.979
‫الان پیش منن.

00:23:08.979 --> 00:23:11.939
‫مدرسه زنگ زد، اومدیم خونه.

00:23:11.939 --> 00:23:13.939
‫خدارو شکر!

00:23:13.939 --> 00:23:17.939
‫کل روزو نگرانت بودم.

00:23:18.939 --> 00:23:21.938
‫آخرین باری که حرف زدیم،
‫فکر کردم که قراره...

00:23:21.938 --> 00:23:22.938
‫قراره چی؟

00:23:22.938 --> 00:23:23.978
‫مهم نیست.
‫مهم نیست.

00:23:23.978 --> 00:23:25.938
‫تا زمانی که حالت خوب باشه.

00:23:25.938 --> 00:23:29.138
‫بهتر از همیشه‌ام!
‫اومدم پاب.

00:23:29.138 --> 00:23:30.938
‫پاب؟ چی...

00:23:30.938 --> 00:23:32.938
‫اصلا نفهمیدم چطور گذشت.

00:23:32.938 --> 00:23:35.938
‫خب، کی برمی‌گردی خونه؟
‫باید برم سر کار.

00:23:35.938 --> 00:23:37.938
نمی‌تونم رانندگی کنم.

00:23:37.938 --> 00:23:38.938
‫خیلی عجیبه، جان!

00:23:38.938 --> 00:23:40.618
‫فیونا! برای اولین بار بعد از سال‌ها،

00:23:40.618 --> 00:23:42.938
‫دارم خوش می‌گذرونم
‫اونطوری که همیشه می‌گفتی بکنم،

00:23:42.938 --> 00:23:44.138
‫اونوقت داری یه سره بهم گیر میدی!

00:23:44.138 --> 00:23:46.938
‫مشکلی با خوشگذرونی‌ت ندارم،
‫ولی خیلی مضطربم،

00:23:46.938 --> 00:23:50.938
‫و می‌خوام وضعیت رو سامون بدم،
‫اونوقت تو اینطو‌ری‌ای؟

00:23:50.938 --> 00:23:52.938
‫و بچه‌ها رو هم ول کردی به امون خدا!

00:23:52.938 --> 00:23:54.938
‫بچه‌ها رو ول نکردم!

00:23:54.938 --> 00:23:57.938
فقط با دوستام دارم وقت می‌گذرونم.

00:23:57.938 --> 00:24:00.938
‫- تو که اصلا اینجوری نیستی!
‫- الان دیگه باید باشم!

00:24:00.938 --> 00:24:02.938
‫- اومدیم اسکاتلند دیگه!
‫- مرتیکه عوضی.

00:24:02.938 --> 00:24:04.298
‫خیلی خب. ماشین میگیرم میام خونه.

00:24:04.298 --> 00:24:06.938
‫نه! نه، نه، نه.

00:24:06.938 --> 00:24:07.938
‫اوضاع خیلی بهم ریخته.

00:24:07.938 --> 00:24:09.938
‫نمی‌تونم بچه‌ها رو بهت بسپارم.

00:24:09.938 --> 00:24:11.938
وی داری می‌گی!

00:24:11.938 --> 00:24:13.938
چرا داری داد می‌زنی؟

00:24:13.938 --> 00:24:15.938
‫- خودت چرا داری داد می‌زنی؟
‫- چونکه خیلی عصبانی‌ام!

00:24:15.938 --> 00:24:19.938
‫باشه، خیلی خب، ببخشید.
‫گندکاری کردم.

00:24:19.938 --> 00:24:21.138
‫برمی‌گردم خونه،

00:24:21.138 --> 00:24:23.938
‫یه چرت کوچیک می‌زنم
‫بعدش تو هم برمی‌گردی به کارت...

00:24:27.937 --> 00:24:29.137
‫الو؟

00:24:44.337 --> 00:24:46.817
‫سلام!
‫فکر کردم رفتی بیرون.

00:24:48.577 --> 00:24:50.577
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی.

00:24:57.137 --> 00:24:58.977
‫فکر می‌کنم باید یه صحبتی داشته باشیم.

00:24:58.977 --> 00:25:00.937
‫- راجع به چی؟
‫- بگیر بشین.

00:25:02.217 --> 00:25:03.697
‫بیا، بشین.

00:25:04.977 --> 00:25:07.937
‫مامان، من نمی‌دونم چی...
‫فکر می‌کنین من چـ...

00:25:07.937 --> 00:25:10.937
‫می‌دونم خجالت آوره،
‫ولی باید زده بشه.

00:25:10.937 --> 00:25:12.977
‫مسئله کارهاییه که می‌کنی.

00:25:12.977 --> 00:25:16.297
‫- چی؟
‫- مستند قاتل‌ها رو نگاه می‌کنی، درسته؟

00:25:16.297 --> 00:25:17.617
‫مامان، خواهش می‌کنم، بس کن.

00:25:17.617 --> 00:25:20.777
‫هی، گوش کن، هیچ اشکالی نداره
‫اگه می‌خوای تماشاش کنی.

00:25:20.777 --> 00:25:22.297
‫نه، اینطور نیست، مامان!
‫خدای من!

00:25:22.297 --> 00:25:25.457
‫علاوه بر اون به یکی بزرگ‌تر از خودت علاقه داری.
‫کاترینا.

00:25:25.457 --> 00:25:26.937
‫نه! ما فقط دوستیم.

00:25:26.937 --> 00:25:29.457
‫و حالا هم از فیونا خوشت اومده.

00:25:29.457 --> 00:25:32.017
‫نه، مامان، نه. من... اینطور نیست...

00:25:32.057 --> 00:25:33.936
‫الان دیدم از پنجره داشتی نگاهش می‌کردی.

00:25:33.936 --> 00:25:34.976
‫چیزی که نمی‌خوام، کمرون،

00:25:34.976 --> 00:25:37.616
‫نمی‌خوام که اذیت بشی...

00:25:37.616 --> 00:25:38.936
‫روی زندگیت تاثیر می‌‌ذاره.

00:25:38.936 --> 00:25:42.936
‫داشتم دنبال جان می‌گشتم!
‫فیونا رو نگاه نمی‌کردم.

00:25:42.936 --> 00:25:44.936
‫- جان؟
‫- از فیونا خوشم نمیاد.

00:25:44.936 --> 00:25:46.936
‫- مطمعنی؟!
‫- معلومه مطمعنم!

00:25:46.936 --> 00:25:48.936
‫- هیچ اشکالی نداره به من بگو.
‫- می‌گم نه، مامان.

00:25:48.936 --> 00:25:51.456
‫چرا می‌خواستی یواشکی جان رو ببینی؟

00:25:52.936 --> 00:25:54.936
‫بابا کجاست؟

00:25:54.936 --> 00:25:56.936
‫- با رفیقاش رفتن پاب،
‫- چرا؟

00:25:56.936 --> 00:25:58.936
‫جان هم هست؟

00:25:58.936 --> 00:26:01.936
‫آره.

00:26:01.936 --> 00:26:06.416
‫مامان، فکر نمی‌کنی که...
‫جان... یکمی مشکوکه؟

00:26:06.416 --> 00:26:07.416
‫مشکوک؟

00:26:08.976 --> 00:26:13.936
‫چرا اینطور فکر می‌کنی کمرون؟
‫چی شده؟ چی اذیتت می‌کنه؟

00:26:14.896 --> 00:26:18.336
‫- یکمی حسودیت شده چون
‫پدرت باهات وقت نمی‌گذرونه؟

00:26:18.336 --> 00:26:20.296
‫- نه.
‫-خب می‌دونی که پدرت خیلی دوست داره.

00:26:20.336 --> 00:26:22.936
‫- خودت که می‌دونی.
‫- می‌دونم مامان، مسئله اون نیست.

00:26:22.936 --> 00:26:24.656
‫نظرت چیه بری تو هم پیششون؟

00:26:24.696 --> 00:26:25.936
‫مطمئنم خوشحال میشه ببینتت.

00:26:25.936 --> 00:26:29.936
‫آره. می‌دونی چیه،
‫راستش فکر خوبیه.

00:26:33.936 --> 00:26:35.936
‫بهتره راه بیافتم.

00:26:35.936 --> 00:26:36.936
‫چی؟

00:26:36.936 --> 00:26:38.936
‫نه، من، من باید برم خونه
‫پیش بچه‌هام باشم.

00:26:38.936 --> 00:26:41.135
‫بمون، جان.

00:26:41.135 --> 00:26:42.935
‫بمون!

00:26:42.935 --> 00:26:44.935
‫بمون، جان، بمون!

00:26:44.935 --> 00:26:47.935
‫- بمون جان بمون! بمون، جان، بمون!
‫- هی، هی، هی، هی!

00:26:47.935 --> 00:26:51.935
‫بمون، جان، بمون! بمون، جان، بمون!

00:26:51.935 --> 00:26:53.935
‫دیر کردی کاترینا.
‫ببخشید، می‌دونم.

00:26:53.935 --> 00:26:57.135
‫بمون، جان، بمون!
‫بمون، جان، بمون!

00:26:57.135 --> 00:27:00.455
‫- بمون، جان، بمون!
‫- باشه، باشه، باشه!

00:27:00.455 --> 00:27:02.295
‫می‌مونم!

00:27:12.935 --> 00:27:15.935
‫چرا همه‌اش بحث میرسه به اینجا؟

00:27:16.295 --> 00:27:18.375
‫اینطور آدما
‫قاتل‌های زنجیره‌ای بهتری میشن خب،

00:27:18.415 --> 00:27:19.735
‫فقط نظرمو دارم میگم!

00:27:19.775 --> 00:27:22.935
‫- تو کلا گیر دادی به قاتلا.
‫- آره واقعا.

00:27:22.935 --> 00:27:24.935
‫آخه ببینین چه آدمایی اهل اسکاتلند بودن.

00:27:24.935 --> 00:27:27.935
‫دنیس نیلسن، ایان بریدی، بایبل جان!

00:27:27.935 --> 00:27:31.935
‫مثل این میمونه که مسی، امباپه و رونالدو
‫همه توی یه تیم بازی کنن!

00:27:31.935 --> 00:27:33.935
‫کاترینا!

00:27:33.935 --> 00:27:35.935
‫لبخندت کجا رفته، عزیزم.

00:27:36.935 --> 00:27:39.935
‫کاترینا، با جان آشنا شدی؟

00:27:39.935 --> 00:27:41.935
‫- آره، تو مغازه همو دیدیم.
‫- مرسی.

00:27:41.935 --> 00:27:43.135
‫به چی زل زدی، جان؟

00:27:43.135 --> 00:27:46.934
‫- انقدر بهش زل نزن!
‫- کمرون. کافیه!

00:27:46.934 --> 00:27:49.934
‫پسرم، داری آبرو خودتو می‌بری.
‫جان یه مرد خانواده داره.

00:27:49.934 --> 00:27:51.934
‫- داره معذب‌ش می‌کنه.
‫- حسود نباش.

00:27:51.934 --> 00:27:53.934
‫دخترا از حسادت متنفرن.

00:27:53.934 --> 00:27:55.934
‫درسته، بچه‌ها؟

00:27:55.934 --> 00:27:56.934
‫صورتت خونیه.

00:27:56.934 --> 00:28:00.934
‫آره! امروز رفت شکار.
‫پسر جدیده اولین شکارش رو کرد!

00:28:00.934 --> 00:28:04.454
‫جانی-جون!
‫جانی-جون! جانی-جون!

00:28:04.454 --> 00:28:06.774
‫من واقعا...

00:28:06.774 --> 00:28:09.614
‫- کثافت عوضی!
‫- هی! هی!

00:28:15.934 --> 00:28:18.774
‫شاید وقتشه که بری خونه،
‫پسرم.

00:28:24.854 --> 00:28:26.534
‫یه مشت پیر خرفت، حاجی.

00:28:27.934 --> 00:28:29.294
‫حال بهم زنه!

00:28:31.134 --> 00:28:35.134
‫- چرا همه‌ش بهمون میگن بومر؟
‫- ما دهه ۶۰‌ایم دیگه.

00:28:40.934 --> 00:28:43.934
‫متأسفم، رفیق.
‫نیتان؟

00:28:44.694 --> 00:28:45.694
‫سلام، کمرون.

00:28:47.934 --> 00:28:50.934
‫بابت انگس تسلیت میگم.

00:28:52.534 --> 00:28:54.533
‫مرسی.

00:28:54.973 --> 00:28:59.013
‫- پسرم انگس همیشه دوست داشت.
‫- من همیشه باهاش حال می‌کردم.

00:29:00.173 --> 00:29:01.333
‫نیتان...

00:29:04.533 --> 00:29:07.533
‫...باید راجع به یه چیزی باهات حرف بزنم.

00:29:22.173 --> 00:29:25.173
‫- بهت گفتم یه چیزی میدونه.
‫- کمرون؟ اون هیچی نمیدونه.

00:29:25.973 --> 00:29:27.973
‫اون قضیه ربطی به تو نداشت.

00:29:28.693 --> 00:29:29.773
‫قضیه مربوط به من بود.

00:29:29.973 --> 00:29:32.973
‫- همه‌ش صورتشو همه‌جا می‌بینم.
‫- صورت کیو؟

00:29:32.973 --> 00:29:34.653
‫- انگس.
‫- البته که می‌بینی.

00:29:35.293 --> 00:29:38.493
‫تو یه انسانی. اگر که
‫حس گناه نداشتی،

00:29:38.493 --> 00:29:39.973
‫می‌شدی یه جور بیمار روانی.

00:29:44.973 --> 00:29:47.813
‫اونی که تو آینه داری میبینی
‫یه مرد درستکاره.

00:29:48.973 --> 00:29:53.973
‫دفعه بعد که صورتشو دیدی، بگو،
‫"خدایا، شکرت.

00:29:53.973 --> 00:29:56.973
‫ممنونم که برام یادآوری می‌کنی
‫آدم خوبی هستم."

00:30:06.012 --> 00:30:08.972
‫اهل رقصیدن هستی؟

00:30:08.972 --> 00:30:09.972
‫چی؟

00:31:01.972 --> 00:31:03.972
‫ردیفی، جان؟

00:31:07.331 --> 00:31:09.971
‫قیافه‌ات یه جوریه
‫که انگار قراره بیافتی سکته کنی.

00:31:09.971 --> 00:31:11.971
‫نه، راستش، راستش،
‫ورزش زیاد می‌کنم.

00:31:12.971 --> 00:31:13.971
‫دونده‌ام.

00:31:16.731 --> 00:31:17.731
‫خوش به حالت.

00:31:22.971 --> 00:31:23.971
‫مرسی.

00:31:34.971 --> 00:31:38.971
‫هم اینجا کار میکنی هم فروشگاه تعاونی؟

00:31:38.971 --> 00:31:39.971
‫آره.

00:31:39.971 --> 00:31:44.971
‫درست مثل مامان ربکا خرگوشه میمونی،
‫مامان خرگوشه. از برنامه پپا خوکه.

00:31:45.291 --> 00:31:46.971
‫ببخشید، من خیلی...

00:31:48.651 --> 00:31:50.651
‫...کارتون تماشا می‌کنم.

00:31:50.651 --> 00:31:52.971
‫آره، متوجه تشبیه‌ات شدم.
‫بچگی خیلی پپا خوکه تماشا می‌کردم.

00:31:59.971 --> 00:32:02.811
‫خونه‌ت با اینجا خیلی فاصله داره؟

00:32:06.171 --> 00:32:10.451
‫من... من ده...
‫ده دقیقه تو ماشین.

00:32:13.011 --> 00:32:15.970
‫میای کمک‌مون تمیز کنیم، کت؟

00:32:15.970 --> 00:32:18.970
‫- همونطور که پول میگیری انجامش بدی؟
‫- آره، آره! شنیدم.

00:32:18.970 --> 00:32:22.170
‫بزن به چاک بابا!

00:32:25.970 --> 00:32:30.970
‫اگه خواستی صحبت کنیم...

00:32:34.970 --> 00:32:37.810
‫...خونه من همین انتهای خیابونه.

00:33:01.970 --> 00:33:04.650
‫تازه از قتل قسر در رفتی.

00:33:43.489 --> 00:33:44.969
‫لعنتی.

00:33:59.969 --> 00:34:02.649
‫نفس عمیق بکش، باشه؟

00:34:02.649 --> 00:34:04.969
‫شب درازی در پیش داری.

00:34:11.489 --> 00:34:12.489
‫چیریو میخوای؟

00:34:21.889 --> 00:34:23.849
من...؟

00:34:27.208 --> 00:34:30.848
اومدی اینجا؟

00:34:30.848 --> 00:34:33.208
‫از لحاظ فنی، نه.

00:34:33.208 --> 00:34:35.848
جلوی در خونه‌م غش کرده بودی.

00:34:35.848 --> 00:34:37.848
به زور آوردمت تو.

00:34:37.848 --> 00:34:40.848
‫- من آخه، ازدواج کردم.
‫- میدونم.

00:34:40.848 --> 00:34:41.888
‫تاحالا بیرون خونه نبودم.

00:34:41.888 --> 00:34:43.208
‫اتفاق پیش میاد.

00:34:43.208 --> 00:34:45.528
‫آره، ولی نباید به همسرم بگی
‫اینجا بودم.

00:34:45.528 --> 00:34:48.048
‫نباید بهش بگی.
‫به هیچکس نباید بگی.

00:34:48.048 --> 00:34:49.848
‫- خودمم نمیخوام به کسی بگم!
‫- خیلی خب.

00:34:49.848 --> 00:34:51.848
‫فکر می‌کنی می‌خوام مردم بفهمن

00:34:51.848 --> 00:34:53.848
‫یه پیرمرد جلو خونه‌م غش کرده؟

00:34:53.848 --> 00:34:58.208
‫من که... پیرمرد نیستم.

00:34:58.208 --> 00:35:00.208
‫هستی.

00:35:00.208 --> 00:35:01.848
‫لعنتی!

00:35:01.848 --> 00:35:04.848
‫لعنتی! زنمه.
‫باید برگردم خونه.

00:35:07.528 --> 00:35:11.688
خونه‌ت رو که کثیف نکردم؟
نه مشکلی نیست

00:35:11.688 --> 00:35:13.848
‫درسته. باشه. ببخشید.
‫مرسی.

00:35:20.848 --> 00:35:23.848
‫- تامی؟!
‫- زنت اومده اینجا دنبالت می‌گرده.

00:35:25.208 --> 00:35:27.848
‫بهش گفتم حالت بد شده
‫و تو اتاق مهمان خوابیدی.

00:35:28.608 --> 00:35:31.208
‫من نمی‌دونم کجام!
‫تو خونه یه نفر دیگه بیدار شدم.

00:35:31.208 --> 00:35:33.687
‫- خونه‌ی کی؟
‫- خونه کاترینا.

00:35:33.687 --> 00:35:34.847
‫- کسی می‌دونه؟
‫- نه!

00:35:34.847 --> 00:35:36.847
سرش رو گرم نگه دار تا بیام!

00:35:40.847 --> 00:35:44.847
‫آره، قبلا که مو داشتم؟

00:35:44.847 --> 00:35:46.847
‫نگفته بودی که دختر هم دارین.

00:35:46.847 --> 00:35:50.527
‫موراجین. تو گلاسگو زندگی می‌کنه الان.
‫معلم دبستانه.

00:35:50.527 --> 00:35:53.047
‫- صورت خیلی قشنگی داره.
‫- بخاطر اینه که فرزند خونده بوده.

00:35:55.487 --> 00:35:56.847
‫جان داره یه دوش میگیره.

00:35:56.847 --> 00:35:58.847
‫فکر کنم هنوز از دیشب حالش بد باشه.

00:35:58.847 --> 00:36:01.847
‫خیلی ازش بعیده.
‫معمولا هیچوقت اینجوری نمی‌شه.

00:36:01.847 --> 00:36:02.847
‫خب، ببخشید که رک می‌گم

00:36:02.847 --> 00:36:05.847
‫ولی دیشب خیلی خوب بود!

00:36:05.847 --> 00:36:07.887
‫خب، خوشحالم که میشنوم
‫بهش خوش گذشته بوده.

00:36:07.887 --> 00:36:09.207
‫آره همینطوره.

00:36:09.207 --> 00:36:12.847
‫بچه‌های گروه انجیل‌خوانی که
‫خیلی باهاش حال می‌کردن.

00:36:12.847 --> 00:36:15.847
‫و بعضی از خانم‌های محله هم
‫داشتن زیر چشمی میپاییدنش.

00:36:15.847 --> 00:36:18.847
‫بنظرم که
‫حتی کاترینا‌ی جوان هم داره کم‌کم

00:36:18.847 --> 00:36:21.687
‫یه کراشی روی همسرتون پیدا می‌کنه.

00:36:21.687 --> 00:36:23.847
‫- یه ذره قهوه می‌خوری؟
‫- نه، مرسی.

00:36:30.847 --> 00:36:32.847
‫لعنتی!

00:36:35.847 --> 00:36:37.367
‫خب، تو و جان میاید سر مراسم خاکسپاری؟

00:36:38.847 --> 00:36:41.686
‫- مراسم کی؟
‫- خاکسپاری انگس.

00:36:41.686 --> 00:36:44.846
‫- ما واقعا شناخت خاصی ازش نداشتیم.
‫- محله‌ی کوچیکیه، فیونا.

00:36:44.846 --> 00:36:45.846
‫هوای همدیگه رو داریم.

00:36:45.846 --> 00:36:48.846
‫خب، بنظر میاد که انگس بیچاره
‫وقتی زنده بود کسی هواشو نداشته.

00:36:48.846 --> 00:36:50.846
‫من زمان زیادی برای
‫انگس گیلیسپی گذاشته بودم.

00:36:50.846 --> 00:36:52.846
‫مرد خوبی بود.

00:37:00.526 --> 00:37:03.526
‫حیف شد شما هم دیشب نبودین.

00:37:03.526 --> 00:37:05.526
‫جان، اون معمولا
‫میمونه خونه پیش بچه‌ها

00:37:05.526 --> 00:37:07.526
‫درحالی که تو میری بیرون عشق و حال.

00:37:07.526 --> 00:37:08.846
‫من میرم بیرون کار می‌کنم.

00:37:08.846 --> 00:37:11.206
‫می‌دونی، یه ایده‌ای هست که میگه...

00:37:11.206 --> 00:37:14.846
‫هرچی یه مرد بیشتر کار خونه بکنه،

00:37:14.846 --> 00:37:16.846
‫جذابیتش برای زنش کمتر میشه.

00:37:20.366 --> 00:37:21.846
‫شما هنوز بنظرت جان جذابه؟

00:37:22.846 --> 00:37:25.846
‫هنوزم دوستش دارید؟

00:37:25.846 --> 00:37:27.686
‫فکر نمی‌کنم ربطی به شما داشته باشه.

00:37:27.686 --> 00:37:29.846
‫همه‌ی مردا به اعتماد به نفس نیاز دارن، فیونا.

00:37:29.846 --> 00:37:32.846
‫خودت اینو خوب میدونی.
‫زن دنیا دیده‌ای هستی.

00:37:32.846 --> 00:37:36.846
‫تامی، باید بگم، این مسئله
‫جالبی برای حرف زدن نیست.

00:37:36.846 --> 00:37:39.206
‫جان مرد خوشتیپیه.

00:37:39.206 --> 00:37:40.846
‫و توی همچین شهری،

00:37:40.846 --> 00:37:42.846
‫یه پوئن اضافه خارجی بودن هم داره.

00:37:42.846 --> 00:37:45.846
‫شرایط خونه رو متشنج نکن.

00:37:45.846 --> 00:37:49.845
بهتره مهربان‌تر رفتار کنی نه؟

00:37:49.845 --> 00:37:51.885
‫دیگه حرفی نمی‌زنم.

00:37:51.885 --> 00:37:53.845
‫جان اصلا اومدنی هست؟

00:37:53.845 --> 00:37:55.685
‫چونکه روز خیلی مهمی دارم امروز.

00:37:55.685 --> 00:37:56.845
‫و می‌خوام که بره پیش هری،

00:37:56.845 --> 00:37:59.525
‫برای همین میشه بری صداش کنی، لطفا؟
‫همین حالا!

00:37:59.525 --> 00:38:03.845
‫ببخشید، البته، آره.
‫میرم ببینم در چه حالیه.

00:38:11.845 --> 00:38:12.845
‫الان کجایی؟

00:38:12.845 --> 00:38:13.845
‫نزدیکم!"

00:38:13.845 --> 00:38:15.885
‫یه راه میان‌بر پیدا می‌کنم!

00:38:20.885 --> 00:38:24.845
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫زنگ می‌زنم پلیس!

00:38:24.845 --> 00:38:26.845
‫نه، نه، نه! من دزد نیستم.

00:38:27.565 --> 00:38:31.085
‫باید برم خونه.
‫میشه منو برسونین؟

00:38:32.125 --> 00:38:33.525
‫زنم قراره بچه بزاد!

00:38:55.484 --> 00:38:58.484
‫من خنگو ببین.
‫یادم رفت بهش حوله بدم.

00:38:58.484 --> 00:39:01.844
‫تقصیر منه انقدر طول کشیده.
‫اون کتاب خوبیه.

00:39:01.844 --> 00:39:04.844
‫منم خودم خیلی طرفدار ژانر
‫"جنایت واقعی" هستم.

00:39:06.844 --> 00:39:08.844
‫خیلی خب! برگشتم.

00:39:08.844 --> 00:39:10.884
‫فیونا.

00:39:10.884 --> 00:39:14.364
‫چقدر خوب، خوب، خوب، خوبه که می‌بینمت.

00:39:15.884 --> 00:39:19.684
‫همه‌چیز روبه‌راهه؟
‫آره، فقط منتظر جان ـم.

00:39:19.684 --> 00:39:21.364
‫آره، جان دیشب یکمی حالش بد شد،

00:39:21.364 --> 00:39:22.844
‫برای همین تو اتاق مهمان خوابید.

00:39:22.844 --> 00:39:24.844
‫میرم کمکش کنم زودتر بیاد.

00:39:27.044 --> 00:39:29.844
‫- یه فنجون چای می‌خوای؟
‫نه. نه، نمی‌خوام، مرسی.

00:39:29.844 --> 00:39:33.844
‫میشه لطفا یکمی تندتر بری؟

00:39:34.844 --> 00:39:37.844
‫همین... همینجا.
‫خیلی از آشناییتون خوشوقت شدم.

00:39:52.844 --> 00:39:54.844
‫- کجاست؟
‫- لباساتو در بیار!

00:39:54.844 --> 00:39:57.844
‫- چرا؟
‫- بهش گفتم داری دوش می‌گیری.

00:40:05.843 --> 00:40:07.203
‫جان؟

00:40:10.363 --> 00:40:13.843
‫زودباش! اومدش بلاخره!

00:40:13.843 --> 00:40:16.843
‫سلام، عزیزم.

00:40:16.843 --> 00:40:18.843
‫ببخشید. اوه!

00:40:19.363 --> 00:40:23.843
‫شب عجیبی بود دیشب.
‫سلام، ربکا.

00:40:25.203 --> 00:40:28.523
‫دوششون واقعا خیلی خوب بود.

00:40:28.523 --> 00:40:30.843
‫ما هم باید یکی مثلشو بگیریم.

00:40:30.843 --> 00:40:32.843
‫مدلش بریستن کوادراتو ـه.

00:40:40.843 --> 00:40:41.843
‫جان؟

00:40:43.843 --> 00:40:46.883
‫- مرسی! بعدا بهت زنگ می‌زنم.
‫هی، هواتو دارم.

00:40:48.003 --> 00:40:49.843
‫دوست دارم، مرد.

00:40:57.843 --> 00:40:59.843
‫هارلی کویین!

00:40:59.843 --> 00:41:01.843
‫لعنتی!

00:41:01.843 --> 00:41:03.843
‫هی، رفیق.

00:41:18.522 --> 00:41:20.842
‫ببین، بابت دیروز متأسفم...

00:41:20.842 --> 00:41:22.842
‫نمی‌خوام چیزی بشنوم.
‫دیرم شده باید برم سر کار.

00:41:22.842 --> 00:41:24.842
‫قرار بود امروز صبح
‫با یکی مصاحبه کنم،

00:41:24.842 --> 00:41:26.042
‫ولی مجبور شدم کنسل کنم.

00:41:26.042 --> 00:41:28.842
‫- خیلی وجهه بدی داره.
‫- آره، معذرت می‌خوام.

00:41:28.842 --> 00:41:30.842
‫- دوباره اتفاق نمی‌افته.
‫- کاترینا کیه؟

00:41:32.842 --> 00:41:34.842
‫- چی؟
‫- کاترینا؟

00:41:36.202 --> 00:41:38.842
‫همون دختره‌ست که
‫تو مغازه تعاونی کار می‌کنه، مگه نه؟

00:41:38.842 --> 00:41:40.842
‫تامی گفت اسمش همینه.

00:41:41.602 --> 00:41:42.882
‫فی، چیه؟

00:41:42.882 --> 00:41:45.842
‫- دروغگو افتضاحی هستی جان.
‫- من دروغ نمی‌گم!

00:41:45.842 --> 00:41:47.842
‫دیشب خونه تامی نمونده بودی.

00:41:47.842 --> 00:41:49.682
‫مطمئنم ازش.

00:41:49.682 --> 00:41:52.842
‫چیه، فکر می‌کنی بهت خیانت کردم؟

00:41:52.842 --> 00:41:53.842
‫صداتو بیار پایین!

00:41:53.842 --> 00:41:56.842
‫و من نمی‌خوام اون مرد...
‫اون مرده تو زندگیمون باشه.

00:41:56.842 --> 00:41:59.842
‫- کی، تامی؟
‫- نمی‌خوام نزدیکش بشی!

00:41:59.842 --> 00:42:01.842
‫یه جای کارش می‌لنگه!
‫مثل یه سمه!

00:42:01.842 --> 00:42:03.842
‫نمی‌تونی بهم بگی با کی می‌تونم...

00:42:03.842 --> 00:42:05.842
‫"باشه، مامان.
‫از آدم بده فاصله می‌گیرم.

00:42:05.842 --> 00:42:07.362
‫نمیخوام منم گمراه بشم."

00:42:07.362 --> 00:42:09.842
‫نمی‌تونی بهم بگی
‫باید بیشتر از خونه بزنم بیرون

00:42:09.842 --> 00:42:11.842
‫بعدش که انجامش دادم
‫سرم غر بزنی.

00:42:11.842 --> 00:42:13.841
‫نمی‌تونی بهم بگی برو دوست پیدا کن،

00:42:13.841 --> 00:42:16.841
‫اجتماعی باشم، بخشی از زندگی باشم،
‫بعدش هرکس بخوام ببینمو کنترل کنی!

00:42:16.841 --> 00:42:18.841
‫خواستم از خونه بری بیرون

00:42:18.841 --> 00:42:22.201
‫چونکه خسته شدم از اینکه شوهرم
‫یه بی‌همه‌چیز باشه که هیچکاری نمی‌کنه!

00:42:22.201 --> 00:42:24.841
‫برو و به پسرت برس!

00:42:45.841 --> 00:42:47.841
‫سلام، رفیق کوچولو.

00:43:19.841 --> 00:43:20.840
‫تامی؟

00:43:24.200 --> 00:43:25.840
‫گربه‌ی جان.

00:43:49.840 --> 00:43:51.840
‫سالاد چغندر درست کردم، می‌خوری؟

00:43:51.840 --> 00:43:52.840
‫نه، مرسی.

00:43:56.360 --> 00:43:58.560
‫- صحونه‌ام نخوردی.
‫- نه، نخوردم.

00:44:02.840 --> 00:44:04.840
‫باید یه چیزی بخوری.

00:44:10.840 --> 00:44:11.840
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:44:13.360 --> 00:44:16.400
‫دارم موعظه‌ی یکشنبه‌م رو آماده می‌کنم.

00:44:16.840 --> 00:44:18.840
‫گفتن نداره.

00:44:22.880 --> 00:44:24.840
‫راجع به چیه؟

00:44:26.999 --> 00:44:30.079
‫ناموفقیت داوود
‫در پیروی از خداوند.

00:44:32.079 --> 00:44:35.839
‫ناتوانی‌اش در پذیرفتن برکت الهی.

00:44:36.839 --> 00:44:38.839
‫گناهانش.

00:44:38.839 --> 00:44:39.839
‫درد.

00:44:41.719 --> 00:44:42.719
‫قتل.

00:44:48.399 --> 00:44:49.839
‫حالت خوبه، عزیزم؟

00:44:57.199 --> 00:44:58.839
‫یه اتفاقی افتاده.

00:45:06.839 --> 00:45:09.519
‫یه حسی بهم می‌گفت.

00:45:13.839 --> 00:45:16.839
‫بذار اینجا کارامو بکنم،
‫بعدش می‌تونیم صحبت کنیم.

00:45:19.439 --> 00:45:20.839
‫سالادت رو بخور.