WEBVTT

00:00:07.924 --> 00:00:09.926
‫الو، رون؟

00:00:09.926 --> 00:00:12.262
‫آره، تازه کارمو تموم کردم، دارم برمی گردم خونه.

00:00:12.262 --> 00:00:13.138
‫چه خبر؟

00:00:13.138 --> 00:00:15.348
‫اسپیتز فایر رو یادته؟

00:00:17.183 --> 00:00:19.561
‫خب، چطور ممکنه فراموشش کنم؟

00:00:20.019 --> 00:00:23.648
‫در مورد اون موضوع که می‌خواست من در موردش تحقیق کنم...

00:00:23.648 --> 00:00:27.277
‫می‌خواست در مورد خانواده‌ی گمشده‌ش تحقیق کنی، درسته؟

00:00:27.277 --> 00:00:28.778
‫درسته.

00:00:28.778 --> 00:00:30.488
‫توتو، به‌نظرت باید این کارو بکنم؟

00:00:30.822 --> 00:00:33.783
‫خب، اون داشته توی تحقیقاتمون بهمون کمک می‌کرده،

00:00:34.200 --> 00:00:37.495
‫و وقتی به خانواده‌ش فکر می‌کنم،
‫حس می‌کنم یه نفر باید این‌کارو انجام بده.

00:00:37.495 --> 00:00:39.914
‫فکر می‌کردم همچین چیزی بگی توتو.

00:00:39.914 --> 00:00:42.500
‫لطفاً بهش بگو که بهتره انجامش بدیم.

00:00:42.917 --> 00:00:44.252
‫می‌خوای من بهش بگم؟

00:00:44.252 --> 00:00:46.129
‫الان دنبال توـه.

00:00:46.129 --> 00:00:48.256
‫چی؟ دنبال منه؟

00:00:49.466 --> 00:00:51.968
وای از اون‌جا زیر نظرم داری!

00:00:51.968 --> 00:00:54.721
شرمنده توتوتو، شنودت هم می‌کردم...

00:00:55.889 --> 00:00:56.931
‫اوه؟

00:00:56.931 --> 00:00:58.349
‫چه نحیف شده...

00:02:07.627 --> 00:02:09.629
‫11 پرونده‌ی قتل آفتاب‌پرست دیوانه

00:02:09.629 --> 00:02:11.506
‫11 پرونده‌ی قتل آفتاب‌پرست دیوانه

00:02:11.506 --> 00:02:12.090
‫11 پرونده‌ی قتل آفتاب‌پرست دیوانه

00:02:29.941 --> 00:02:33.820
‫12 پرونده‌ی قتل یاداگامی-ساما (بخش اول)
‫شرمنده که مزاحم شدیم.

00:02:35.571 --> 00:02:37.740
‫اینجا رو چه مبله شده!

00:02:38.282 --> 00:02:40.034
‫البته هنوز کاراش تموم نشده.

00:02:40.034 --> 00:02:43.830
ولی این‌طوری می‌تونیم ارباب رجوع یا
هرکسی جز خودمون رو به این‌جا دعوت کنیم، نه؟

00:02:44.163 --> 00:02:46.749
‫و اولین مشتری بازگشاییمون....

00:02:46.749 --> 00:02:48.292
‫اسپیتزه.

00:02:55.383 --> 00:02:58.094
‫امروز یه‌طورایی حالت خوب نیست.

00:02:58.094 --> 00:03:00.138
‫اوه، نه این‌طور نیست.

00:03:00.430 --> 00:03:04.308
‫یکم هول شده چون شرایط مبادله‌ی
‫عجیبی رو در ازای این پرونده پیشنهاد دادم.

00:03:04.726 --> 00:03:05.893
‫شرایط مبادله؟

00:03:05.893 --> 00:03:10.106
‫اگه بتونه واسه من از بلو فایلای مربوط به اردوی تمرینی خونین رو بیاره.

00:03:10.106 --> 00:03:13.484
‫من فوراً دنبال خانواده‌‌ش می‌گردم، این پیشنهادیه که دادم.

00:03:13.484 --> 00:03:14.986
‫فایلای پرونده؟

00:03:14.986 --> 00:03:17.864
‫ولی اونا باید دست پلیس باشن، نه؟

00:03:17.864 --> 00:03:21.951
مقر پلیس متروپولیتن لندن
‫اما من قبلاً فایلای حیاط اسکاتلند رو در مورد پرونده گیر آوردم.

00:03:22.326 --> 00:03:25.163
‫اما یه بخش مهمش حذف شده بود...

00:03:25.163 --> 00:03:26.706
‫به وسیله‌ی یه فرد ناشناس.

00:03:26.706 --> 00:03:28.458
‫چطوری اونا رو گیر آوردی؟

00:03:28.458 --> 00:03:30.042
‫اونش مهم نیست!

00:03:30.042 --> 00:03:33.087
‫چیزی که مهمه اینه که اون فایلای مهم گم شدن.

00:03:33.087 --> 00:03:37.091
‫اون تحقیقات یه عملیات همکاری بین بلو و پلیس بود.

00:03:37.550 --> 00:03:39.844
‫هرچیزی که دست پلیسه،
‫ باید دست بلو هم باشه.

00:03:39.844 --> 00:03:43.473
‫برای همین می‌خوام اسپیتز
‫به اون بلوی بی‌نقص نفوذ کنه...

00:03:43.473 --> 00:03:46.058
‫و پرونده‌ی تحریف نشده رو برام بیاره.

00:03:46.058 --> 00:03:49.312
‫با اون می‌تونی بی‌گناهیت رو ثابت کنی؟

00:03:49.312 --> 00:03:53.524
‫اونم خیلی مهمه، ولی مسئله‌ای که برای من مهمه یه‌چیز دیگه‌ست.

00:03:53.775 --> 00:03:56.986
‫موفو-سنسه گفت; اختلال کشتنِ قاتل من،

00:03:56.986 --> 00:04:00.907
‫ممکنه توسط یه‌طور مداخله‌ی درمانی ایجاد شده باشه.

00:04:01.240 --> 00:04:03.034
‫و من یه فکرایی در موردش دارم.

00:04:03.034 --> 00:04:05.912
‫سه ساعته که ازش هیچ‌چیزی به یاد نمیارم،

00:04:05.912 --> 00:04:08.289
‫زمانی که بعد از حادثه درمان شدم.

00:04:08.289 --> 00:04:11.375
‫و سوابق اون‌ بازه‌ی زمانی پاک شدن‌.

00:04:11.834 --> 00:04:13.294
‫پس اون‌موقع انجام شده؟

00:04:13.294 --> 00:04:14.879
‫اگه بتونیم سر در بیاریم چه اتفاقی افتاده،

00:04:14.879 --> 00:04:17.340
‫شاید بتونیم یه راهی برای مقابله باهاش پیدا کنیم.

00:04:17.632 --> 00:04:18.633
‫و از همه‌ی اینا مهم‌تر،

00:04:18.633 --> 00:04:23.054
‫باید کم‌کم بفهمیم کی پنج سال کارآگاهی کردن رو از من دزدیده.

00:04:24.931 --> 00:04:26.516
‫و برای رسیدن به این هدف...

00:04:26.516 --> 00:04:32.563
‫اگه بهم قول بدی اون فایلا رو برام پیدا کنی،
‫من هم دنبال خانواده‌ت می‌گردم اسپیتز.

00:04:33.314 --> 00:04:34.607
‫کافیه رون.

00:04:34.607 --> 00:04:37.777
‫چه فایلا رو به‌دست بیاری چه نه، باید دنبال خانواده‌ش بگردی.

00:04:38.736 --> 00:04:40.947
‫انقدر مسئله رو ساده نبین، توتو.

00:04:40.947 --> 00:04:43.491
‫شانس پیدا‌کردن خانواده‌ش خیلی پایینه.

00:04:43.491 --> 00:04:45.451
‫ما که این‌جا در راه‫رضای خدا کار نمی‌کنیم!

00:04:45.451 --> 00:04:47.411
‫ولی بازم، تو باید انجامش بدی.

00:04:47.411 --> 00:04:49.997
‫وقتی یه‌نفر توی مخمصه‌ست، تو بهش کمک می‌کنی.

00:04:49.997 --> 00:04:53.251
‫اسپیتز به ما کمک کرد، اون دوست‌ ماست، اینطور نیست؟

00:04:57.213 --> 00:05:00.883
‫دقیقا همینو می‌خواستم! ممنون توتوتو!

00:05:00.883 --> 00:05:02.927
‫از خودم خجالت کشیدم تعلل کردم.

00:05:02.927 --> 00:05:03.803
‫چی؟

00:05:03.803 --> 00:05:05.805
‫وقتی یه دوست برای من همه‌کاری می‌کنی،

00:05:05.805 --> 00:05:08.182
‫شعار من اینه که منم برای اون همه‌جوره مایه بذارم.

00:05:08.683 --> 00:05:10.893
‫من منظورم این نبود...

00:05:11.352 --> 00:05:13.479
‫شرایطت رو قبول می‌کنم، رون-کون.

00:05:13.479 --> 00:05:16.107
‫اگه بتونی برام برادر بزرگترمو
‫ پیدا کنی، منم اون فایلا رو میارم.

00:05:16.107 --> 00:05:18.818
‫خب، اگه اصرار می‌کنی، باش.

00:05:18.818 --> 00:05:20.236
‫این‌کارو نکن اسپیتز.

00:05:20.236 --> 00:05:22.822
‫رون داره ماهرانه ما رو وادار می‌کنه طبق خواسته‌ی اون عمل کنیم.

00:05:22.822 --> 00:05:24.323
‫اشکالی نداره توتوتو.

00:05:24.323 --> 00:05:26.784
‫گمونم منتظرش بودم تا همین‌کارو بکنه.

00:05:27.118 --> 00:05:31.247
‫به‌علاوه، بعد از شنیدن سرگذشت غم‌انگیز
‫رون-کون، این کمترین کاریه که ازم برمیاد.

00:05:31.247 --> 00:05:33.207
‫وقتایی که مسئله حیاتی‌تره یهویی حرف‌ گوش‌کن می‌شی!

00:05:33.207 --> 00:05:35.459
‫خب، حالا که تصمیمش گرفته شد، دیگه وقت رفتنه.

00:05:35.459 --> 00:05:37.044
‫چی؟ از همین الان دست به کار می‌شی؟

00:05:37.044 --> 00:05:40.256
‫وایسا! نمی‌تونی همینطوری پاشی بری اروپا یا هرجای دیگه.

00:05:40.256 --> 00:05:42.633
‫نخیر، می‌ریم یاماناشی!

00:05:43.134 --> 00:05:44.719
‫تو ژاپن؟

00:05:54.145 --> 00:05:57.982
‫برادرم کل دنیا رو می‌گشت تا در مورد باورهای محلی تحقیق کنه.

00:05:57.982 --> 00:05:59.525
‫اون یه قوم‌شناس بود.

00:05:59.942 --> 00:06:01.819
‫روستایی که قراره بریم، یادامورا...

00:06:01.819 --> 00:06:03.988
‫یکی از اون‌جاهاییه که چند‌باری اومد.

00:06:04.322 --> 00:06:07.575
‫برادرم تابستون یازده سال پیش ناپدید شد.

00:06:07.575 --> 00:06:10.703
‫منم اتفاقی توی تعطیلات مدرسه بودم، برای همین باهاش اومدم.

00:06:10.703 --> 00:06:13.914
‫اوه، پس اون‌موقع ژاپن بودی.

00:06:17.877 --> 00:06:20.463
‫یه مار! مار سفید.

00:06:20.463 --> 00:06:21.630
‫هیس!

00:06:21.630 --> 00:06:22.840
‫یه صدایی می‌شنوم.

00:06:25.885 --> 00:06:27.136
‫از این‌طرف.

00:06:27.845 --> 00:06:29.346
‫هی رون!

00:06:31.640 --> 00:06:32.808
آبشاره؟

00:06:34.268 --> 00:06:36.479
‫فوق‌‌العاده‌ست.

00:06:42.693 --> 00:06:44.028
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

00:06:44.445 --> 00:06:46.989
‫اون... یه معبد ‌محلی هوکوراست.

00:06:47.406 --> 00:06:48.783
‫واقعا؟

00:06:56.123 --> 00:06:57.917
‫کی اون‌جاست؟

00:06:57.917 --> 00:07:01.045
‫شرمنده، از دستم در رفت.

00:07:01.045 --> 00:07:03.422
‫نزدیک بود سرتو بزنه.

00:07:07.092 --> 00:07:08.594
‫خطرناکه!

00:07:09.094 --> 00:07:12.306
‫شرمنده، بیشتر حواسمو جمع می‌کنم.

00:07:13.474 --> 00:07:17.561
اگه می‌خواین از این جلوتر برین، احتیاط کنین، باشه؟

00:07:24.610 --> 00:07:27.488
‫از این شیب که پایین بریم، می‌رسیم به یادامورا.

00:07:27.488 --> 00:07:30.157
‫این روستاییه که برادرم توش ناپدید شد.

00:07:35.204 --> 00:07:38.541
‫من مخالفم! یاداگامی-ساما همچین چیزی رو تحمل نمی‌کنن.

00:07:38.541 --> 00:07:41.502
‫درسته درسته! اینطوری آدمای بیشتری ناپدید می‌شن.

00:07:41.502 --> 00:07:43.337
‫دارن در مورد چیزی بحث می‌کنن؟

00:07:44.296 --> 00:07:45.297
‫هی.

00:07:46.173 --> 00:07:47.675
شماها کی هستین؟

00:07:48.175 --> 00:07:50.636
‫سلام شهردار! خیلی ‌وقته که همدیگه رو ندیدیم.

00:07:50.636 --> 00:07:53.138
‫اوه! اگه درست یادم باشه....

00:07:53.722 --> 00:07:55.599
‫درسته! تو اسپیتز-کونی...

00:07:56.141 --> 00:07:58.686
‫امروز چندتا از دوستام رو هم همراهم آوردم.

00:07:58.686 --> 00:08:01.063
‫ببخشید که مزاحم شدیم. اومدیم دنبال برادرم بگردیم.

00:08:01.063 --> 00:08:03.774
‫خب شهردار، امکانش هست بپرسم بحث در مورد چی بود؟

00:08:03.983 --> 00:08:07.861
‫موقعیت بدی رو شاهد بودین، بحث در مورد ساخت‌و‌ساز سد بود.

00:08:07.861 --> 00:08:12.825
‫یه غریبه می‌خواد که همه‌ی اهالی روستا، این‌جا رو تخلیه کنن.

00:08:13.284 --> 00:08:15.452
‫وقتی اینطوری در موردم می‌گی انگار که من آدم بدیم.

00:08:15.452 --> 00:08:17.538
‫من یه نماینده‌‌ی دولتم.

00:08:17.538 --> 00:08:20.749
‫یاداگامی-ساما اجازه نمی‌ده این‌جا یه سد بسازی و شهرو غرق کنی.

00:08:20.749 --> 00:08:23.002
‫دوباره خشم الهی یاداگامی-ساما رو سرمون نازل می‌شه.

00:08:23.002 --> 00:08:24.878
‫یاداگامی-ساما؟

00:08:25.462 --> 00:08:28.549
‫با حروف "خدای مار شب" نوشته می‌شه.

00:08:28.549 --> 00:08:32.636
‫خداییه که می‌گن از زمان‌های قدیم از این روستا محافظت می‌کنه.

00:08:33.262 --> 00:08:34.930
‫عــــــــــه.

00:08:34.930 --> 00:08:38.767
‫آه، من یه قوم‌شناسم. اسمم موروی هست.

00:08:39.059 --> 00:08:42.438
‫اومده بودم این‌جا تا در مورد یاداگامی تحقیق کنم، اما...

00:08:46.317 --> 00:08:49.528
‫با توجه به هیاهویی که سر سد ایجاد شده، گویا الان وقتش نیست.

00:08:49.528 --> 00:08:52.364
‫اول، بیاید همگی آروم باشیم.

00:08:52.364 --> 00:08:56.744
‫قرار نیست امروز یا فردا، روستا رو سیل برداره، نه؟

00:08:56.744 --> 00:09:00.456
‫دقیقاً. من فقط برای نظرسنجی اولیه اومدم.

00:09:00.456 --> 00:09:03.709
‫اگه اجازه بدیم این‌کارو بکنی، انگار که مهر تأیید به‌کارت زدیم!

00:09:03.709 --> 00:09:06.128
‫قبل اینکه بفهمیم می‌افتیم زیر سد.

00:09:08.088 --> 00:09:12.134
‫وای وای. باید یکم بهتر بهشون آموزش بدی جناب شهردار.

00:09:12.134 --> 00:09:15.387
‫به‌جای اینکه فقط ایمان به یاداگامی رو بکنی توی سرشون،

00:09:15.387 --> 00:09:18.098
‫باید بهشون یاد بدی یکم ادب داشته باشن.

00:09:19.016 --> 00:09:20.768
‫از فردا کار رو شروع می‌کنم.

00:09:20.768 --> 00:09:24.063
‫اگه دخالت کنید، ازتون شکایت می‌کنم. حواستون باشه.

00:09:24.521 --> 00:09:25.731
‫مرتیکه.

00:09:25.731 --> 00:09:27.107
‫بسه دیگه.

00:09:27.107 --> 00:09:29.276
‫دیگه کافیه، پخش شید پخش شید!

00:09:34.198 --> 00:09:36.075
‫بـ ـ ببخشید شهردار!

00:09:36.075 --> 00:09:39.161
‫اگه این‌جا تهش بره زیر آب، من توی موقعیت خیلی بدی قرار می‌گیرم!

00:09:39.161 --> 00:09:41.580
‫منم همین حسو دارم.

00:09:41.580 --> 00:09:44.625
‫ولی این چیزیه که کشورمون ازمون می‌خواد.

00:09:45.167 --> 00:09:46.627
‫اما بازم...

00:09:47.086 --> 00:09:51.507
‫خب، همه‌تون شب می‌مونین، درسته؟

00:09:52.091 --> 00:09:55.511
‫بله. می‌شه لطفاً دوباره کلبه‌ی مهمان رو قرض بگیرم؟

00:09:55.511 --> 00:09:59.098
‫اون مأمورایی که یکم پیش دیدی اون‌جا می‌مونن.

00:09:59.098 --> 00:10:01.475
‫من شما رو می‌برم خونه‌ی خودم.

00:10:10.192 --> 00:10:12.945
‫وای، چه یهویی شد!

00:10:12.945 --> 00:10:14.863
‫یکم پیش هوا صافِ صاف بود

00:10:16.198 --> 00:10:19.743
‫ما به این‌طور بارون‌ها می‌گیم خشم یاداگامی-ساما.

00:10:19.743 --> 00:10:23.747
‫یه‌وقتایی هست که حتی خداها هم نمی‌تونن خشمشون رو کنترل کنن، نه؟

00:10:23.747 --> 00:10:26.124
‫خب حالا بیاید داخل.

00:10:26.124 --> 00:10:27.501
‫ممنون که دعوتمون کردین.

00:10:30.295 --> 00:10:33.006
‫تو این‌جا چیکار...؟

00:10:33.006 --> 00:10:35.592
‫اوه، میلی-چان، خیلی وقته ندیدمت!

00:10:35.592 --> 00:10:37.219
یکم پیش بالای آبشار تو بودی؟

00:10:37.219 --> 00:10:38.679
‫می‌شناسیش؟

00:10:39.513 --> 00:10:40.556
‫بله.

00:10:40.556 --> 00:10:43.141
‫ایشون نوه‌ی شهردار، میلی‌-چان‌ـه.

00:10:44.351 --> 00:10:46.854
‫اسپیتز-کون، خیلی وقته ندیدمت.

00:10:46.854 --> 00:10:49.189
‫ایشون اجازه دادن شب رو این‌جا بمونیم.

00:10:49.189 --> 00:10:52.150
‫واقعاً؟ لطفاً راحت باشین.

00:10:59.157 --> 00:11:00.492
‫این برادر بزرگترمه.

00:11:01.785 --> 00:11:04.246
‫این عکس مال روز قبل از ناپدید شدنشه.

00:11:04.246 --> 00:11:09.001
‫داشتیم از روستایی‌ها در مورد افسانه‌ی یاداگامی می‌پرسیدیم.

00:11:09.543 --> 00:11:13.463
‫بعدش به کلبه‌ی مهمان اون‌طرف رودخونه برگشتیم، تا بخوابیم.

00:11:13.463 --> 00:11:15.591
‫وقتی روز بعدش چشم‌هام رو باز کردم،

00:11:15.966 --> 00:11:18.218
‫برادرم هیچ‌جا پیداش نبود.

00:11:18.552 --> 00:11:21.930
‫فکر کردم رفته بیرون، برای همین رفتم دنبالش بگردم، اما...

00:11:23.473 --> 00:11:25.392
‫هیچوقت پیداش نکردی؟

00:11:26.768 --> 00:11:31.148
‫از همه‌ی روستایی‌ها پرسیدم، اما همه گفتن ندیدنش.

00:11:31.148 --> 00:11:33.775
‫بعدش فوراً رفتم ایستگاه پلیس.

00:11:34.192 --> 00:11:37.863
‫روستایی‌ها بهشون کمک کردن اعماق کوهستان رو بگردن،

00:11:37.863 --> 00:11:40.115
‫ولی هیچ نشونی از اینکه از روستا خارج شده باشه وجود نداشت.

00:11:40.532 --> 00:11:42.492
‫انگار که واقعاً ناپدید شده باشه

00:11:42.492 --> 00:11:44.453
‫مثل اون افسانه‌های رازآلوده.

00:11:45.078 --> 00:11:47.914
‫بگذریم رون-کون، اون...

00:11:47.914 --> 00:11:49.041
عه؟

00:11:49.374 --> 00:11:52.044
‫توفو، تسوکه‌مونو، و سبزی وحشی.

00:11:52.044 --> 00:11:54.087
‫و یه عالمه شیره‌ی شکر قهوه‌ای.

00:11:54.921 --> 00:11:56.465
‫می‌شه یکمی بخورم؟

00:11:56.465 --> 00:11:58.884
‫با یه گاز کنده بده پایین.

00:11:59.426 --> 00:12:01.261
‫مثل اینکه داره بهشون خوش می‌گذره.

00:12:03.263 --> 00:12:05.057
‫بارون بند اومد.

00:12:05.057 --> 00:12:09.019
‫شهردار زحمت کشید بهمون اتاقی رو داد که به رودخونه دید داره،

00:12:09.353 --> 00:12:11.980
‫ولی شب که می‌شه، منظره‌ش زیاد هم خوب نیست.

00:12:12.439 --> 00:12:15.442
‫پس اون کلبه‌ی مهمانه که مأموره توش می‌مونه؟

00:12:15.442 --> 00:12:16.360
‫صبر کن.

00:12:17.944 --> 00:12:18.945
‫چی؟!

00:12:20.280 --> 00:12:21.490
‫چی شده؟

00:12:26.203 --> 00:12:28.080
‫این چیه؟

00:12:28.080 --> 00:12:30.332
‫یه مار بزرگ؟ داره بهمون چشم غره می‌ره!

00:12:30.332 --> 00:12:32.042
‫دور یه نفر پیچیده شده.

00:12:32.042 --> 00:12:33.251
‫بریم یه نگاهی بندازیم.

00:12:34.628 --> 00:12:36.088
‫ما می‌ریم بیرون.

00:12:41.176 --> 00:12:44.137
‫این تنها ورودی به کلبه‌ی مهمانه.

00:12:44.137 --> 00:12:45.514
‫صبر کنید!

00:12:46.473 --> 00:12:49.393
‫زمین به‌خاطر بارون گِلی‌ـه و هیچ رد پایی هم نیست.

00:12:49.976 --> 00:12:51.895
‫کسی وارد یا خارج نشده.

00:12:56.233 --> 00:12:57.359
‫در قفل نیست.

00:12:59.152 --> 00:13:00.404
‫با اجازه.

00:13:02.781 --> 00:13:04.199
‫اون صدای چی بود؟

00:13:05.659 --> 00:13:07.035
‫کسی این‌جا نیست.

00:13:07.410 --> 00:13:09.162
‫دستشویی هم خالیه.

00:13:15.335 --> 00:13:16.294
‫ناپدید شدن؟

00:13:24.719 --> 00:13:26.388
‫صبح روز بعد،

00:13:26.388 --> 00:13:28.598
‫توی حوضچه‌ی آبشار نزدیک روستا،

00:13:28.598 --> 00:13:31.101
‫مأمور که به طور غیرطبیعی مرده بود، پیدا شد.

00:13:31.685 --> 00:13:36.189
‫روی گردنش کبودی‌هایی شبیه فلس مار بود.

00:13:45.699 --> 00:13:47.951
‫گویا دلیل مرگش...

00:13:47.951 --> 00:13:50.912
‫ضربه‌ای بوده که حین افتادن توی حوضچه به سرش خورده.

00:13:50.912 --> 00:13:53.582
‫ آثار خفه‌شدن با چیزی مثل طناب داره،

00:13:53.582 --> 00:13:55.292
‫ولی هیچ سلاحی پیدا نشده.

00:13:56.543 --> 00:13:58.545
‫نگران نباش. من انتقامت رو می‌گیرم.

00:13:58.545 --> 00:14:00.630
‫پس همه‌چیز رو بهم بگو، باشه؟

00:14:00.922 --> 00:14:04.551
‫ولی واقعاً اون کبودی رو گردنش، شبیه فلس ماره.

00:14:05.093 --> 00:14:08.221
‫یعنی یه مار خفه‌ش کرده؟ غیرممکنه.

00:14:11.975 --> 00:14:14.811
‫چیزی که شما سه‌نفر دیدین، یاداگامی-ساما بوده!

00:14:14.811 --> 00:14:18.189
‫یاداگامی-ساما مأمور رو از کلبه‌ی مهمان بیرون آورده!

00:14:18.189 --> 00:14:22.152
‫ولی هیچ مدرکی دال بر ورود و خروج کسی به کلبه‌ی مهمان نبود.

00:14:22.152 --> 00:14:24.654
‫یاداگامی-ساما باید می‌کشیدش بیرون.

00:14:24.654 --> 00:14:27.365
به‌نظرت این به‌خاطر اراده‌ی خدا نبوده؟

00:14:27.657 --> 00:14:28.700
‫خب...

00:14:31.536 --> 00:14:32.537
‫بابابزرگ!

00:14:32.537 --> 00:14:34.289
‫چرا هیچ کاری نمی‌کنی؟!

00:14:34.289 --> 00:14:37.000
‫غریبه‌ها نباید وارد آبشار بشن!

00:14:37.417 --> 00:14:40.462
‫باتوجه به شرایطشون بهشون اجازه دادم.

00:14:42.923 --> 00:14:49.137
‫میلی، اسپیتز-کون الان یه کارآگاهه، و اون
‫آقایی که کنارشه یه پلیس از توکیوـه.

00:14:49.137 --> 00:14:51.598
‫وای! یه افسر پلیسه؟

00:14:51.890 --> 00:14:56.186
‫با افسر ایشکی آشنا شین. مردم ایشونو به‌عنوان یه کارآگاه بزرگ می‌شناسن.

00:14:56.186 --> 00:14:59.648
آهان. واقعاً؟

00:15:01.232 --> 00:15:02.525
‫و ایشون کی باشن؟

00:15:03.068 --> 00:15:04.861
‫فکر کنم این آقا...

00:15:04.861 --> 00:15:06.821
‫اوه! اون...

00:15:08.156 --> 00:15:12.827
‫رون-کون یکی از دوستای بنده‌ست که با همدیگه کار می‌کنیم. ما با هم کاغذای بسته‌بندی کمیاب رو جمع می‌کنیم!

00:15:12.827 --> 00:15:14.663
‫چه سرگرمی جالبی.

00:15:16.373 --> 00:15:17.999
‫راستی، میلی-کون،

00:15:17.999 --> 00:15:21.336
‫دیروز اون بالا کنار آبشار داشتی چیکار می‌کردی؟

00:15:22.462 --> 00:15:23.838
‫داشتم...

00:15:27.801 --> 00:15:32.097
‫داشتم توی این معبد برای یاداگامی-ساما پیشکش می‌ذاشتم.

00:15:32.972 --> 00:15:36.393
‫این آبشار جاییه که ما برای محافظت از روستا قدردانیمون رو نشون می‌دیم.

00:15:36.393 --> 00:15:40.397
‫رسمه که روستایی‌ها هر روز برای پیشکش کردن بیان.

00:15:43.691 --> 00:15:47.028
‫شماها واقعاً باور دارین یاداگامی-ساما وجود داره؟

00:15:47.028 --> 00:15:50.490
‫چـ ـ چطور جرئت می‌کنی همچین سوالی بپرسی؟
‫معلومه که وجود دارن.

00:15:50.490 --> 00:15:53.201
‫درست همون‌طور که تا الان وجود
‫داشتن و همینطور برای از الان به بعد!

00:15:58.498 --> 00:16:02.085
‫درسته! همین عذابی که به سر مأمور نازل شد خودش مدرکه!

00:16:02.085 --> 00:16:03.920
‫شماها این‌طور فکر نمی‌کنین؟

00:16:04.379 --> 00:16:07.632
‫درسته! اون مورد خشم یاداگامی-ساما قرار گرفت!

00:16:07.632 --> 00:16:09.008
‫برای همینه که ما از غریبه‌ها متنفریم.

00:16:09.008 --> 00:16:10.343
‫اونا کی پیداشون شد؟

00:16:19.644 --> 00:16:21.938
‫گفتم الان بهمون حمله می‌کنن.

00:16:22.188 --> 00:16:25.358
‫وقتی عقاید با چنین رفتار استثنایی‌ای همراه می‌شن،

00:16:25.358 --> 00:16:28.236
‫گاهی‌اوقات می‌تونه شبیه حالتی مثل هیپونتیزم جمعی عمل کنه.

00:16:28.236 --> 00:16:29.904
‫این دقیقاً چیزیه که این‌جا شاهدش بودیم.

00:16:30.613 --> 00:16:34.617
‫واسه‌م سواله چی باعث می‌شه انقدر متعصب باشن.

00:16:37.203 --> 00:16:39.038
‫اوضاع توی آبشار چطور بود؟

00:16:39.038 --> 00:16:42.500
‫اوه، شما همون قوم‌شناسی.

00:16:43.001 --> 00:16:44.085
‫موروی‌ام.

00:16:44.085 --> 00:16:46.004
‫و شنیدم که شما هم کارآگاهین.

00:16:46.004 --> 00:16:49.465
‫می‌دونین که غریبه‌ها نمی‌تونن وارد
‫آبشار شن، برای همین کنجکاو بودم.

00:16:51.509 --> 00:16:55.346
‫این شایعه که یاداگامی-ساما مأمور رو کشته حقیقت داره؟

00:16:55.346 --> 00:16:57.932
‫ما نمی‌دونیم یاداگامی-ساما بوده یا نه، ولی...

00:16:58.474 --> 00:17:01.311
‫پس واقعاً مرگ بوده...

00:17:02.896 --> 00:17:06.774
‫من در مورد افسانه‌ی خدایان که توی حومه‌ی شهر
‫ نسل به نسل منتقل شده مطالعه کردم.

00:17:06.774 --> 00:17:08.568
‫ولی یاداگامی-ساما خیلی خاصه.

00:17:08.568 --> 00:17:11.613
‫همون‌طور که می‌بینین افسانه‌ش هنوز زنده‌ست.

00:17:11.613 --> 00:17:14.365
‫حتی گزارش‌های از قدرت ناپدید کردنش هست.

00:17:14.365 --> 00:17:16.409
‫قدرت ناپدید کردن؟

00:17:16.826 --> 00:17:20.622
‫پونزده‌سال پیش هم برنامه‌ای برای تأسیس یه سد بود.

00:17:20.622 --> 00:17:24.792
‫اما وقتی زمان ساخت‌وسازش رسید،
‫همه‌ی ماشین‌آلات سنگین ناپدید شدن.

00:17:24.792 --> 00:17:25.835
‫چی؟

00:17:26.711 --> 00:17:30.214
‫و برادر شما هم یازده‌سال پیش این‌جا ناپدید شدن، درسته؟

00:17:30.506 --> 00:17:32.216
‫آ ـ آره.

00:17:32.216 --> 00:17:34.552
‫وقتی این‌جا توی این روستا وقت می‌گذرونین،

00:17:34.552 --> 00:17:37.180
‫غیرممکنه که قدرت یاداگامی-ساما رو حس نکنید.

00:17:37.680 --> 00:17:41.684
‫من یه‌بار از کوه افتادم و هوشیاریم رو از دست دادم.

00:17:41.684 --> 00:17:44.145
‫اما وقتی به هوش اومدم، دیگه توی کوه نبودم.

00:17:44.145 --> 00:17:46.147
‫به‌جای اون متوجه شدم توی دامنه‌ش دراز کشیدم.

00:17:46.522 --> 00:17:48.024
‫مطمئنین؟

00:17:48.816 --> 00:17:51.945
‫راستش، من اخیراً...

00:17:51.945 --> 00:17:53.947
‫شیفته‌ی یاداگامی-ساما شدم،

00:17:53.947 --> 00:17:56.908
‫تو فکر اینم که برای زندگی به این روستا بیام.

00:17:58.034 --> 00:18:02.330
‫موروی-کون، دیروز وقتی بارون میومد شما داشتین چیکار می‌کردین؟

00:18:02.330 --> 00:18:04.248
‫بـ ـ به من شک دارین؟

00:18:04.248 --> 00:18:06.793
‫به معبدی رفتم که یاداگامی-ساما درونش قرار داره!

00:18:06.793 --> 00:18:09.045
‫اوه، من اون‌جا بودم.

00:18:09.045 --> 00:18:11.255
‫پوست ریخته‌‌شده‌ی یه مار بزرگ اون‌جا نگه‌داری می‌شه.

00:18:11.255 --> 00:18:13.675
‫حتی چشم و نیش هم داره،

00:18:13.675 --> 00:18:16.719
‫به علاوه‌ی طومارهای آویزون و دست‌نوشته‌هایی
‫ که یاداگامی-ساما رو به تصویر می‌کشن.

00:18:16.719 --> 00:18:18.930
‫به عنوان یه موزه و مرکز بایگانی بشدت چشمگیر عمل می‌کنه.

00:18:18.930 --> 00:18:19.972
عـــه؟

00:18:19.972 --> 00:18:22.934
‫اما بنا به دلایلی، دیروز بسته بود.
تا اطلاع ثانوی بسته است

00:18:22.934 --> 00:18:26.396
‫دیگه‌ای چاره‌ای نداشتم جز اینکه به خونه‌ی
‫سوزوکی-سان که توش می‌مونم، برگردم.

00:18:32.360 --> 00:18:33.319
چی شده؟

00:18:33.319 --> 00:18:35.988
‫همین مکالمه‌ی یکم پیش...

00:18:35.988 --> 00:18:37.907
‫یه‌چیزیش روی مخمه...

00:18:39.075 --> 00:18:41.994
‫خب نظرتون چیه اتفاقات رو کنار هم بچینیم؟

00:18:42.620 --> 00:18:45.957
‫موقع شام، وقتی به بیرون خونه‌ی شهردار نگاه کردیم،

00:18:45.957 --> 00:18:48.710
‫می‌تونستیم ببینیم یه مار دور کسی پیچیده شده.

00:18:48.710 --> 00:18:51.587
‫فوراً به کلبه‌ی مهمان رفتیم، با وجودی که بیرون گِلی بود،

00:18:51.587 --> 00:18:54.465
‫ولی اثری از ردپا نداشت.

00:18:54.465 --> 00:18:58.261
‫همه‌ی پنجره‌های اون‌جا میله داشتن.

00:18:58.594 --> 00:19:01.431
‫که یعنی کسی وارد یا خارج نشده.

00:19:01.431 --> 00:19:05.893
‫وقتی وارد کلبه شدیم، یه صدای بلند شنیدیم،

00:19:05.893 --> 00:19:07.895
‫ولی هیچکسی بیرون نبود.

00:19:07.895 --> 00:19:10.148
‫به‌نظرتون اون چه صدایی بود؟

00:19:12.608 --> 00:19:15.403
‫صدای تلپورت یاداگامی؟

00:19:15.403 --> 00:19:16.821
اینم جزء گزینه‌ها بود؟

00:19:16.821 --> 00:19:19.782
‫من خودم عاشق داستانای غیبیِ به‌درد بخورم.

00:19:20.450 --> 00:19:23.828
‫اما متأسفانه، هیچوقت اصل جنس به تورم نخورده.

00:19:24.245 --> 00:19:27.790
‫پس فکر می‌کنی ممکنه پای یه مجرم دیگه در میون باشه؟

00:19:27.790 --> 00:19:30.585
‫البته، نمی‌تونم بگم صد درصد مطمئنم...

00:19:30.585 --> 00:19:32.378
‫دویست درصد مطمئنم!

00:19:32.378 --> 00:19:33.921
‫بیشتر!

00:19:36.257 --> 00:19:38.759
‫ببخشید که معطلتون کردیم. بفرمایید داخل.

00:19:44.474 --> 00:19:47.768
‫اینکه ما یاداگامی-ساما رو توی این اتاق دیدیم که حقیقت داره.

00:19:47.768 --> 00:19:49.937
‫چطور تونست ناپدید بشه؟

00:19:50.313 --> 00:19:53.274
‫اوه! نکنه اتاق مخفی‌ای چیزی این‌جا هست؟

00:19:53.274 --> 00:19:56.235
‫خب، ما همه‌ی این‌جا رو گشتیم.

00:19:56.652 --> 00:19:58.905
‫گردوغبار زیر سقف دست‌ نخورده بود.

00:19:58.905 --> 00:20:00.698
‫نشونه‌ای از اینکه کسی اون بالا باشه وجود نداشت.

00:20:00.698 --> 00:20:03.367
‫دیوارها و میله‌ها هم محکمن نمی‌شه برشون داشت.

00:20:03.367 --> 00:20:05.578
‫همه‌ی تشک‌های تاتامی رو هم برگردوندیم،

00:20:05.578 --> 00:20:07.580
‫ولی جایی برای مخفی‌شدن نبود.

00:20:08.748 --> 00:20:10.291
‫که این‌طور.

00:20:10.666 --> 00:20:13.502
‫ولی یه سرنخ پیدا کردیم.

00:20:13.502 --> 00:20:14.170
‫چی؟

00:20:14.629 --> 00:20:15.922
‫این.

00:20:15.922 --> 00:20:18.090
‫شیره‌ی شکر قهوه‌ای رون!

00:20:18.090 --> 00:20:20.051
‫پس این‌جا بود!

00:20:20.051 --> 00:20:23.721
‫دیروز که دویدیم بیرون توی دهنم بود، ولی یه‌جایی غیبش زد.

00:20:24.096 --> 00:20:27.016
‫اوه نگاه کن، همه‌ی تشکای تاتامی رو کثیف کردی.

00:20:27.558 --> 00:20:30.686
‫شرمنده، اون انداختتش.

00:20:30.686 --> 00:20:32.271
‫که این‌طور.

00:20:32.271 --> 00:20:36.067
‫در اون صورت، دیگه هیچ سرنخی نداریم.

00:20:36.067 --> 00:20:39.070
‫هیچ... سرنخی...نداریم...

00:20:40.529 --> 00:20:41.530
‫ها؟

00:20:41.530 --> 00:20:44.617
‫پس یاداگامی واقعاً وجود داره...

00:20:44.617 --> 00:20:46.202
‫و برادر من...

00:20:46.619 --> 00:20:49.705
‫در برابر خدا قدرتی نداشته.

00:20:52.249 --> 00:20:53.668
‫آنیکی...

00:20:54.710 --> 00:20:59.340
‫یکم رفتارات شبیه بچه‌هاست، اما می‌تونی
‫یه‌کاری کنی تا مردم دوستت داشته باشن.

00:20:59.340 --> 00:21:04.553
‫دوستای خوب پیدا کن، و راهی رو پیش بگیر تا به مردم کمک کنی.

00:21:04.553 --> 00:21:05.888
‫ازت انتظارای زیادی دارم.

00:21:08.015 --> 00:21:09.850
‫چرا...؟

00:21:14.355 --> 00:21:15.731
‫چی شده، اسپیتز؟

00:21:17.024 --> 00:21:18.776
‫یه مار سفید توی رودخونه‌ست.

00:21:19.151 --> 00:21:20.695
‫یاداگامیه!

00:21:22.530 --> 00:21:25.157
‫چی؟ من که چیزی نمی‌بینم.

00:21:37.503 --> 00:21:41.048
‫وقتی شما افسرها به این‌‌جا اومدین،
‫بطری شیره‌ی شکر قهوه‌ای کجا بود؟

00:21:41.048 --> 00:21:43.384
‫تشک‌های تاتامی که برداشته بودیم
‫رو برگردوندیم سر جاشون،

00:21:43.384 --> 00:21:44.760
‫پس دقیقاً همون‌جایی بود که الان هست.

00:21:46.679 --> 00:21:48.264
‫افسر ایشکی...

00:21:48.264 --> 00:21:52.226
‫از چهرتون معلومه از کل ماجرای ناپدید کردن یاداگامی سر در آوردین.

00:21:52.226 --> 00:21:53.269
عه؟

00:21:53.728 --> 00:21:56.021
‫حلش کردی، نه؟ رون.