WEBVTT

00:00:19.018 --> 00:00:23.439
‫« مورنینگ سانگ، فلوریدا »
‫« پانزده سال پیش »

00:00:23.439 --> 00:00:25.733
‫« اجرای زنده‌ی افسونگر‌‌ها »

00:00:27.819 --> 00:00:29.654
‫سیناترا همیشه جیگر آدمو حال میاره

00:00:33.074 --> 00:00:35.534
‫وایسا ببینم. قیافه‌ت آشنا می‌زنه

00:00:36.827 --> 00:00:40.081
‫توی نمایش بوته آزمایش
‫غذاخوری جوپیتر بازی کردی

00:00:40.081 --> 00:00:41.957
‫نقش جان پراکتورت خیره‌کننده بود

00:00:41.957 --> 00:00:45.961
‫تماشاچی‌ها تک‌تک دیالوگ‌هات رو
‫با جون و دل گوش می‌کردن، بخصوص خانم‌ها

00:00:45.961 --> 00:00:47.546
‫اون اجرا رو دیدی؟

00:00:48.380 --> 00:00:50.341
‫تو تنها کسی هستی
‫که تابحال منو یادش بوده

00:00:50.341 --> 00:00:52.384
‫تابحال ندیدم بیای تیکی‌تیلز

00:00:52.384 --> 00:00:54.845
‫- من "آرنولد هانت"ـم
‫- منم "بری دورت"ـم

00:00:54.845 --> 00:00:56.639
‫مدیر برنامه‌های یکی از افسونگر‌هام

00:00:56.639 --> 00:00:58.223
‫گابریل

00:01:02.853 --> 00:01:05.230
‫فکر می‌کردم آدم بااستعدادی مثل تو

00:01:05.230 --> 00:01:07.274
‫الان داره توی هالیوود نقش درو می‌کنه

00:01:07.274 --> 00:01:09.693
‫قیافه‌ و جذابیتش رو که قطعاً داری

00:01:09.693 --> 00:01:11.528
‫توی لس‌آنجلس بختم رو امتحان کردم

00:01:11.528 --> 00:01:15.782
‫حتی یه نقش دوره‌ای توی یه سریال
‫گیر آوردم. "امور پزشکی"

00:01:15.782 --> 00:01:18.827
‫نه بابا. اون سریال موردعلاقه‌ی مامانم بود

00:01:18.827 --> 00:01:19.870
‫خدا بیامرزتش

00:01:19.870 --> 00:01:21.872
‫تمام قسمت‌هاشو نگاه می‌کرد

00:01:21.872 --> 00:01:24.291
‫نقش دکتر گیدیون استرلینگ رو بازی کردم

00:01:24.291 --> 00:01:26.960
‫تا اینکه معلوم شد برادر گمگشته‌م نمرده
‫و برگشت و زنم رو دزدید

00:01:26.960 --> 00:01:28.545
‫و منو سوار پورشه‌م ترکوندن

00:01:28.545 --> 00:01:30.130
‫چه ضدحال

00:01:30.130 --> 00:01:32.674
‫آره، حرفه‌م بعد از اون... به بن‌بست خورد

00:01:32.674 --> 00:01:35.594
‫منم تمام وسایلم رو ریختم توی کورولام
‫و برگشتم خونه

00:01:37.470 --> 00:01:40.890
‫وقتی شانس میاری که آماده باشی
‫و فرصتی برات پیش بیاد

00:01:41.516 --> 00:01:45.353
‫و حسابی شانس آوردی
‫چون یه فرصتی برات دارم که نگو

00:01:45.353 --> 00:01:47.105
‫مدیر برنامه لازم ندارم، رفیق

00:01:47.105 --> 00:01:50.859
‫- دیگه دوران بازیگریم گذشته
‫- منظورم یه فرصت بزرگ‌تره

00:01:50.859 --> 00:01:53.528
‫توی سفرهام با آدمای ناکام زیادی آشنا میشم

00:01:53.528 --> 00:01:57.532
‫بخصوص مطرودها
‫و من راه‌هایی برای متحول کردنشون سراغ دارم

00:01:58.116 --> 00:02:01.494
‫می‌خوام مکانی رو درست کنم
‫که افراد هم‌فکر توش دور هم جمع بشن

00:02:01.494 --> 00:02:05.248
‫تا هدف مشترک‌شون
‫برای رسیدن به آگاهی و رشد رو دنبال کنن

00:02:05.248 --> 00:02:06.833
‫عین فرقه می‌مونه

00:02:07.166 --> 00:02:09.001
‫هیچکس از "فرقه" خوشش نمیاد

00:02:09.001 --> 00:02:11.671
‫شخصاً کلمه‌ی "جنبش" رو ترجیح میدم

00:02:11.671 --> 00:02:14.048
‫یه طرح کامل براش آماده کردم

00:02:14.048 --> 00:02:17.802
‫و حتی یه دفترچه راهنما هم نوشتم

00:02:18.469 --> 00:02:20.054
‫که چطور میشه زندگی بهتری ساخت

00:02:20.763 --> 00:02:23.307
‫و اینو خوب می‌دونم که با این قیافه

00:02:23.307 --> 00:02:25.142
‫نمی‌تونم کسی رو قانع کنم

00:02:26.143 --> 00:02:28.521
‫تو رو روی صحنه دیدم، آرنولد

00:02:28.521 --> 00:02:32.233
‫استعداد وصف‌ناپذیر ستاره شدن تو وجودته

00:02:32.233 --> 00:02:34.860
‫و این نقشیه که براش به‌دنیا اومدی

00:02:35.861 --> 00:02:36.862
‫جدی میگی؟

00:02:36.862 --> 00:02:38.864
‫جادوگر شهر آز رو یادته؟

00:02:39.365 --> 00:02:42.076
‫من مثل اون یاروییم
‫که توتو پشت پرده پیدا می‌کنه

00:02:42.076 --> 00:02:44.036
‫که داره یواشکی
‫همه‌چیو کنترل می‌کنه

00:02:44.036 --> 00:02:46.955
‫تو آز بزرگ و قدرتمند خواهی بود

00:02:46.955 --> 00:02:48.791
‫که چهره‌ی جنبش ماست

00:02:48.791 --> 00:02:52.127
‫رهبر الهام‌بخشی
‫که دل مردم رو به‌دست میاره

00:02:52.127 --> 00:02:55.339
‫و راضی‌شون می‌کنه
‫پول نازنین‌شون رو رد کنن بیاد

00:02:55.339 --> 00:02:59.885
‫که فرصت کنن در چیزی
‫مهم‌تر از خودشون نقش داشته باشن

00:03:06.475 --> 00:03:08.477
‫خب این جنبش اسمی هم داره؟

00:03:11.313 --> 00:03:13.106
‫مورنینگ سانگ چطوره؟

00:03:13.815 --> 00:03:17.527
‫چون با هر طلوع
‫روزی جدید در انتظار ماست

00:03:18.486 --> 00:03:20.405
‫خب، نظرت چیه؟

00:03:26.244 --> 00:03:29.956
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

00:03:49.892 --> 00:03:52.979
‫نه، نمی‌تونی این‌کارو بکنی

00:03:52.979 --> 00:03:54.564
‫بیا

00:03:59.402 --> 00:04:02.363
‫آقای دورت، جناب مدیر
‫می‌تونم توضیح بدم

00:04:02.363 --> 00:04:04.073
‫نیازی نیست، بیانکا

00:04:04.073 --> 00:04:07.660
‫من و مادرت خیلی وقته همو می‌شناسیم

00:04:08.452 --> 00:04:10.037
‫مگه نه، گابریل؟

00:04:12.081 --> 00:04:15.918
‫فکر می‌کنی سال‌ها پیش
‫کی اونو با گیدیون آشنا کرد؟

00:04:17.378 --> 00:04:19.004
‫توام عضو مورنینگ سانگی؟

00:04:19.964 --> 00:04:21.632
‫مورنینگ سانگ خود منم

00:04:21.632 --> 00:04:23.634
‫و بند و بساط خوبی راه انداخته بودیم

00:04:23.634 --> 00:04:27.262
‫تا اینکه شما دو تا دخالت کردین
‫و اوضاع رو بهم ریختین

00:04:27.262 --> 00:04:29.807
‫خوشبختانه، من کینه به دل نمی‌گیرم

00:04:29.807 --> 00:04:31.475
‫چی می‌خوای، بری؟

00:04:31.475 --> 00:04:34.937
‫تا جایی که دیدم
‫داشتی مجانی اینجا زندگی می‌کردی

00:04:36.021 --> 00:04:38.357
‫ولی مفت‌خوری تمومه

00:04:40.150 --> 00:04:42.861
‫وقتشه برگردین سر کار، خانوما

00:04:45.489 --> 00:04:49.326
‫« ونــزدی »

00:04:51.536 --> 00:04:54.998
‫« قسمت هفتم: پول رو غم کن بیاد »

00:05:02.005 --> 00:05:04.257
‫چقدر دیگه طول می‌کشه؟

00:05:04.257 --> 00:05:07.385
‫نمی‌خوام مهمون‌هام که رسیدن
‫با صحنه‌ی جرم روبه‌رو بشن

00:05:07.385 --> 00:05:09.763
‫فکر می‌کردم مراسم رو لغو کنی

00:05:09.763 --> 00:05:12.307
‫بخاطر احترام به همکار مرحومت

00:05:12.307 --> 00:05:17.020
‫مطمئنم استاد اورلاف اگر بود می‌خواست
‫ آروم بمونیم و مطرودانه ادامه بدیم

00:05:17.020 --> 00:05:18.605
‫راه و رسم نورموری همینه

00:05:18.605 --> 00:05:22.150
‫وقتی خبرش توی رسانه‌ها بپیچه
‫بعید می‌دونم کسی بیاد

00:05:22.150 --> 00:05:26.446
‫شاید بتونیم بگیم یه حادثه‌ی ناگوار
‫توی کلاس پیش اومده

00:05:28.740 --> 00:05:31.993
‫واقعاً می‌خوای خبرش پخش بشه
‫که کلانتری جریکو

00:05:31.993 --> 00:05:34.245
‫هنوز یه زامبی قاتل رو گیر ننداخته؟

00:05:35.371 --> 00:05:36.956
‫این قضیه هنوز تموم نشده

00:05:36.956 --> 00:05:39.500
‫از الان به بعد، حراست مدرسه
‫به عهده‌ی معاونین منه

00:05:39.500 --> 00:05:41.669
‫جای بحث نداره

00:05:47.758 --> 00:05:49.427
‫جفتمون می‌دونیم سانتیاگو و افرادش

00:05:49.427 --> 00:05:51.929
‫در مقابل دو هاید و یه زامبی
‫هیچ شانسی ندارن

00:05:51.929 --> 00:05:53.222
‫راه بیفتین

00:05:53.222 --> 00:05:55.766
‫این بدبینی جدیدت دلگرم‌کننده‌ست

00:05:56.725 --> 00:05:59.061
‫زخم زدن روانی موقع تعویض جسم
‫فقط از تو برمیاد

00:06:00.437 --> 00:06:03.107
‫ممنون که گفتی نامرئی بمونم

00:06:03.107 --> 00:06:05.776
‫نیازی نیست عذرخواهی کنی

00:06:06.277 --> 00:06:07.736
‫یه ذره هم متاسف نیستم

00:06:07.736 --> 00:06:09.905
‫و می‌دونی چیه؟ باید ممنون باشی
‫که اومدیم نجاتت دادیم

00:06:09.905 --> 00:06:11.949
‫اونم وقتی مرگ من پیش‌بینی شده

00:06:11.949 --> 00:06:13.659
‫ولی هرچی صبر می‌کنم اتفاق نمیفته

00:06:13.659 --> 00:06:15.786
‫اینم شد پیش‌بینی؟

00:06:15.786 --> 00:06:18.205
‫پیش‌بینی عوض شده

00:06:19.081 --> 00:06:20.791
‫دیگه اونی که می‌میره تو نیستی

00:06:21.291 --> 00:06:22.876
‫واقعاً؟ ایول!

00:06:25.295 --> 00:06:27.381
‫وایسا ببینم. پس کی می‌میره؟

00:06:27.381 --> 00:06:28.966
‫یکی از افراد خانواده‌ی آدامز

00:06:29.216 --> 00:06:30.801
‫برای همین تا وقتی دستش به خانواده‌م نرسیده

00:06:30.801 --> 00:06:32.969
‫باید آیزاک و خانواده‌ی گلپین رو
‫از مخفیگاهشون بکشم بیرون

00:06:32.969 --> 00:06:35.722
‫شاید لازم نباشه برای گشتن جای دوری بری

00:06:36.807 --> 00:06:39.226
‫« آکادمی نورمور »
‫« آیزاک نایت - کلاس نهم تا دوازدهم »
‫« داوینچی »

00:06:46.358 --> 00:06:47.943
‫ارگانیکه

00:06:56.493 --> 00:06:58.953
‫چرا عصبانی هستی
‫طوفان سهمگین من؟

00:06:58.953 --> 00:07:02.081
‫جدیدترین نبش‌قبر از رازهای روزافزونی
‫که ازم پنهان کردین

00:07:02.665 --> 00:07:05.543
‫نه تنها می‌دونستین
‫زامبی پاگزلی کیه...

00:07:07.921 --> 00:07:09.839
‫آیزاک نایت هم‌اتاقیت بوده

00:07:10.506 --> 00:07:12.091
‫فراتر از این حرفا بود

00:07:12.759 --> 00:07:14.427
‫صمیمی‌ترین دوستم بود

00:07:14.427 --> 00:07:16.804
‫پدرت تنها کسی بود
‫که می‌تونست

00:07:16.804 --> 00:07:18.639
‫دل مکانیکی آیزاک رو نرم کنه

00:07:19.223 --> 00:07:21.309
‫سعی کردم ازش در مقابل کسایی که می‌خواستن

00:07:21.309 --> 00:07:23.102
‫از نبوغش سوءاستفاده کنن محافظت کنم

00:07:23.102 --> 00:07:24.854
‫کسایی مثل آگوستوس استون‌هرست

00:07:24.854 --> 00:07:27.273
‫برای همین توی برجک ایاگو
‫براش یه آزمایشگاه ساخت

00:07:27.273 --> 00:07:29.317
‫استون‌هرست اون رو به چشم کلید

00:07:29.317 --> 00:07:31.360
‫کشف رازهای قابلیت‌های مطرودها می‌دید

00:07:31.944 --> 00:07:33.529
‫ولی آیزاک...

00:07:34.238 --> 00:07:35.614
‫نقشه‌های خودشو داشت

00:07:35.614 --> 00:07:36.699
‫همم

00:07:36.699 --> 00:07:40.619
‫فکر می‌کرد می‌تونه با استفاده از علم
‫قابلیت هاید فرانسواز رو از وجودش خارج کنه

00:07:40.619 --> 00:07:43.873
‫من اصلاً نمی‌دونستم
‫آیزاک زامبی پاگزلیه

00:07:44.456 --> 00:07:46.500
‫تا اینکه توی دنیای مهاجرین دیدمش

00:07:46.500 --> 00:07:48.919
‫دیگه یه حیوون دست‌آموز بی‌مغز نیست

00:07:48.919 --> 00:07:50.921
‫بدن آیزاک کاملاً ترمیم شده

00:07:50.921 --> 00:07:53.173
‫و دوباره فرانسواز و تایلر رو پیدا کرده

00:07:54.717 --> 00:07:56.677
‫که طبق وعده از شهر خارج نشدن

00:08:07.771 --> 00:08:11.441
‫لاریسا بهم گفت تو بودی که داشتی
‫ توی بدن اینید اینجا فضولی می‌کردی

00:08:12.234 --> 00:08:14.736
‫تو و ویمز داشتین
‫پشت سرم توطئه می‌کردین؟

00:08:14.736 --> 00:08:16.738
‫رفتی سر قبر رات‌وود

00:08:16.738 --> 00:08:18.782
‫حتماً مامان‌بزرگت بوده

00:08:18.782 --> 00:08:21.034
‫که این فکر مهلک رو تو سرت کاشته

00:08:21.034 --> 00:08:23.411
‫شاید مهلک بوده باشه
‫ولی آگاه‌کننده بود

00:08:24.996 --> 00:08:27.165
‫چند وقته کتاب می‌نویسی
‫باربارا جین؟

00:08:35.090 --> 00:08:36.257
‫از وقتی هم‌سن تو بودم

00:08:36.257 --> 00:08:39.886
‫ولی اشتباه کردم و یکی از اولین
‫دست‌نوشته‌هام رو دادم به مادرم

00:08:39.886 --> 00:08:41.471
‫صدای...

00:08:42.263 --> 00:08:44.891
‫قهقهه‌ی تحقیرآمیزش
‫هنوز از یادم نرفته

00:08:44.891 --> 00:08:47.435
‫برای همین بعد از اون تصمیم گرفتم

00:08:47.435 --> 00:08:49.646
‫حرفه‌ی نویسندگیم رو مخفی کنم

00:08:49.646 --> 00:08:52.273
‫پدرت اصلاً خبر نداره
‫و ترجیح میدم خبردار نشه

00:08:52.273 --> 00:08:54.776
‫بخاطر حفاظت از خودم دهنم قرصه

00:08:55.401 --> 00:08:58.196
‫بعد از خوندن 5 صفحه‌ی اول
‫بی‌اختیار شروع کردم به بالا آوردن

00:08:59.989 --> 00:09:03.117
‫خب، شاید یه روز

00:09:03.117 --> 00:09:08.289
‫بتونی قدر قدرت سرمست‌کننده‌ی
‫داستانی معمایی و عاشقانه رو بفهمی

00:09:08.289 --> 00:09:10.708
‫مسائل خانوادگی مهم‌تری داریم

00:09:12.084 --> 00:09:13.669
‫پیش‌بینیم عوض شده، مادر

00:09:13.669 --> 00:09:15.671
‫دیگه اینید نمی‌میره

00:09:15.671 --> 00:09:17.423
‫یکی از ماها می‌میریم

00:09:17.423 --> 00:09:19.008
‫یکی از اعضای خانواده‌ی آدامز

00:09:21.844 --> 00:09:23.888
‫می‌خوام پاگزلی رو قربانی کنیم

00:09:25.931 --> 00:09:27.558
‫اینید، صبر کن

00:09:27.558 --> 00:09:29.685
‫لطفاً... داشتم دنبالت می‌گشتم

00:09:29.685 --> 00:09:32.855
‫و منم از دست تو فراری بودم
‫و تا آخر عمرم همینطور ادامه میدم

00:09:32.855 --> 00:09:35.899
‫- بذار قضیه‌ی سوفیا رو برات توضیح بدم
‫- این اسم دوست‌دخترته؟

00:09:37.693 --> 00:09:40.112
‫وقتی اومدم نورمور
‫تصمیم گرفتیم یه مدت از هم جدا باشیم

00:09:40.112 --> 00:09:43.198
‫با خودم گفتم اینجا عضو یه گله‌ی جدید میشم
‫نمی‌خواستم درگیر رابطه‌ی جدی بشم

00:09:44.199 --> 00:09:45.951
‫ولی بعد با یکی آشنا شدم

00:09:47.703 --> 00:09:49.246
‫هرکاری می‌کنم از فکرش درنمیام

00:09:49.246 --> 00:09:50.831
‫بخاطر تو با دختر دیگه‌ای رقابت نمی‌کنم

00:09:50.831 --> 00:09:53.542
‫می‌دونم. برای همین بالاخره
‫دیشب رابطه‌مو باهاش بهم زدم

00:09:56.211 --> 00:09:58.338
‫تمام ترم اینو ازم مخفی کرده بودی

00:09:58.338 --> 00:10:00.382
‫مطمئن نیستم دیگه هیچوقت بتونم
‫بهت اعتماد کنم

00:10:00.382 --> 00:10:03.844
‫هرکاری لازم باشه انجام میدم
‫میشه هنوزم باهات بیام جشن؟

00:10:05.846 --> 00:10:08.306
‫اینید سینکلر، زود باش بیا توی کلاس ببینم!

00:10:10.141 --> 00:10:13.186
‫دیشب از قفس‌های لوپین
‫اومدی بیرون. چرا؟

00:10:13.770 --> 00:10:15.814
‫حواسم سرجاش نبود

00:10:15.814 --> 00:10:18.024
‫این که نشد بهونه

00:10:18.525 --> 00:10:22.654
‫آلفا شدن چیزی نیست
‫که بتونی ساده ازش بگذری

00:10:22.654 --> 00:10:25.448
‫بخصوص وقتی دو روز دیگه ماه کامله

00:10:25.448 --> 00:10:27.242
‫این حرفت اصلاً نگران‌کننده به‌نظر نمیاد

00:10:27.242 --> 00:10:31.454
‫اگر یه آلفای جوون
‫زیر نور ماه کامل تبدیل بشه

00:10:31.454 --> 00:10:35.667
‫احتمالش خیلی زیاده
‫که در حالت گرگینه‌ایت باقی بمونی

00:10:36.501 --> 00:10:38.086
‫تا کی؟

00:10:38.836 --> 00:10:40.421
‫وایسا ببینم

00:10:40.671 --> 00:10:43.007
‫منظورت برای همیشه‌ست؟

00:10:43.007 --> 00:10:44.425
‫متاسفانه از اینم بدتره

00:10:44.425 --> 00:10:47.011
‫آلفاهایی که بصورت دائمی تبدیل میشن

00:10:47.011 --> 00:10:50.264
‫توسط گرگینه‌های دیگه شکار و کشته میشن

00:10:50.264 --> 00:10:52.391
‫یجور خود مدیریتی بین گرگینه‌هاست

00:10:52.391 --> 00:10:54.101
‫دارم تو روز روشن کابوس می‌بینم

00:10:54.101 --> 00:10:56.812
‫اگر اقدامات پیشگیرانه رو رعایت کنی
‫مشکلی پیش نمیاد

00:10:56.812 --> 00:11:01.067
‫قبل از غروب آفتاب، خودت رو
‫توی قفس‌های لوپین حبس کن و آروم بمون

00:11:01.067 --> 00:11:03.652
‫توی این قضیه تنها نیستی، اینید

00:11:03.652 --> 00:11:06.405
‫گله‌ت مایه‌ی قدرت توئه

00:11:19.835 --> 00:11:21.420
‫داری میری؟

00:11:23.172 --> 00:11:25.632
‫اگر بهم اجازه نمیدی ونزدی رو بکشم

00:11:25.632 --> 00:11:27.384
‫پس باید از جریکو بزنیم به چاک

00:11:27.384 --> 00:11:30.596
‫خانواده‌ی آدامز دیگه مشکل تو نیستن، عزیزم

00:11:30.596 --> 00:11:33.015
‫نقشه‌ی مهم‌تری براشون داریم

00:11:33.015 --> 00:11:34.558
‫بسپارش به دایی آیزاکت

00:11:34.558 --> 00:11:37.019
‫آره، چون تا الان که حسابی ترکونده

00:11:37.019 --> 00:11:40.022
‫هر آزمایشی مشکلات
‫ پیش‌بینی نشده‌ی خودشو داره

00:11:40.022 --> 00:11:41.690
‫دفعه‌ی بعد آماده‌ایم

00:11:41.690 --> 00:11:44.693
‫دفعه‌ی بعدی در کار نیست
‫دستگاهت نابود شد

00:11:44.693 --> 00:11:47.279
‫لازم نیست آدم نابغه باشه
‫تا ببینه شکست خوردی

00:11:47.279 --> 00:11:49.906
‫تنها چیزی که برام مهمه

00:11:49.906 --> 00:11:51.825
‫نجات خواهرمه

00:11:51.825 --> 00:11:54.452
‫نیازی ندارم تو این وسط
‫اوضاع رو پیچیده‌تر کنی

00:11:54.452 --> 00:11:57.455
‫بس کنین. به محض اینکه
‫با همدیگه دربیفتیم، دخلمون اومده

00:11:57.455 --> 00:11:59.040
‫یکی‌مون قبلاً دخلش اومده

00:12:02.001 --> 00:12:03.378
‫فرانسواز؟

00:12:03.378 --> 00:12:04.963
‫داروهاش رو پیدا کن

00:12:08.800 --> 00:12:10.385
‫خالیه

00:12:13.805 --> 00:12:15.390
‫داروی بیشتری لازم دارم

00:12:18.101 --> 00:12:21.270
‫یه دامپزشکی توی شهر هست
‫بیاین بریم

00:12:41.874 --> 00:12:42.958
‫پشت رو بگرد

00:12:42.958 --> 00:12:46.378
‫دنبال هر سرنخی می‌گردیم
‫که بهمون نشون بده کجا مخفی شدن

00:12:46.378 --> 00:12:49.423
‫تا وقتی آیزاک خواهرش رو از هاید بودن
‫نجات نداده، جایی نمیره

00:12:58.223 --> 00:13:00.851
‫فرانسواز چیزی جز
‫یه زندگی عادی نمی‌خواست

00:13:02.353 --> 00:13:04.646
‫و برای مدتی کوتاه بهش رسیده بود

00:13:08.817 --> 00:13:11.987
‫آخرین باری که توی این اتاق ایستاده بودم

00:13:11.987 --> 00:13:13.780
‫ازم خواست ساقدوشش باشم

00:13:15.240 --> 00:13:18.368
‫می‌دونستم مشکلش رو به گلپین نگفته

00:13:18.368 --> 00:13:19.953
‫برای همین قبول نکردم

00:13:21.747 --> 00:13:23.540
‫بعد از اون دیگه صحبت نکردیم

00:13:23.540 --> 00:13:26.084
‫لازم نکرده خاطراتت رو برام تعریف کنی

00:13:26.084 --> 00:13:28.754
‫پس اگر میشه بهم بگو
‫قصد داری چطوری

00:13:28.754 --> 00:13:31.298
‫با ترکیب هیولاهای خانواده‌ی گلپین دربیفتی

00:13:31.298 --> 00:13:34.301
‫زبون تیزت برای شکست دادنشون کافی نیست

00:13:34.885 --> 00:13:37.554
‫اگر نمی‌خوای کمک کنی
‫پس لطف کن ناپدید شو

00:14:13.631 --> 00:14:16.384
‫با وجود هاید بودنشون
‫عین موش سریع می‌زنن به‌چاک

00:14:24.058 --> 00:14:26.852
‫« بیمار شماره‌ی 1938 »
‫« روزی یک قرص »

00:14:33.609 --> 00:14:36.987
‫حالا می‌فهمم چرا آیزاک
‫اینقدر مصمم بود خواهرشو نجات بده

00:14:38.989 --> 00:14:40.574
‫وقتی براش نمونده

00:14:54.379 --> 00:14:56.131
‫شاپرک جسد نیوانگلندی

00:14:56.632 --> 00:14:59.468
‫شاپرک خارق‌العاده‌ایه
‫کجا پیداش کردی؟

00:14:59.468 --> 00:15:02.137
‫داشتم رد زامبی حمایت عاطفی
‫یه بنده‌خدایی رو می‌گرفتم

00:15:02.137 --> 00:15:03.722
‫اسلرپ رو پیدا کردی؟

00:15:06.308 --> 00:15:08.393
‫اینا رو وقتی کرم بودن
‫از اسلرپ درآوردم

00:15:08.393 --> 00:15:10.479
‫حالا دارن وارد دوره‌ی مهاجرتی‌شون میشن

00:15:10.479 --> 00:15:12.898
‫- چه دوره‌ای؟
‫- که توش به بدن میزبان‌شون برمی‌گردن

00:15:12.898 --> 00:15:15.275
‫- که تخم بذارن
‫- اگر جسده فراری باشه چی؟

00:15:15.275 --> 00:15:17.277
‫مطمئنم هنوزم می‌تونن پیداش کنن

00:15:17.277 --> 00:15:19.863
‫جی‌پی‌اس حشرات
‫راحت می‌زنه رو دست گوگل مپ

00:15:19.863 --> 00:15:21.531
‫من فقط یه دوست می‌خواستم

00:15:21.531 --> 00:15:23.074
‫دوست زنده پیدا نکردی؟

00:15:23.074 --> 00:15:25.910
‫سعی کردم، خب؟
‫ولی هیچکس نمی‌خواست باهام دوست بشه

00:15:39.007 --> 00:15:40.592
‫برین میزبان‌تون رو پیدا کنین

00:15:57.567 --> 00:15:59.318
‫سلام

00:15:59.318 --> 00:16:02.029
‫اینو دیدم و رفتم یه سری به مادرت بزنم
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

00:16:02.029 --> 00:16:03.656
‫ولی توی اتاق نبود
‫« رهبر فرقه در ورمانت دیده شد »

00:16:03.906 --> 00:16:05.616
‫نگران بود گیدیون بیاد سراغش

00:16:05.616 --> 00:16:08.953
‫و حالا که کلانتر معاون‌هاش رو فرستاده
‫توی کل مدرسه بچرخن

00:16:08.953 --> 00:16:11.372
‫دیر یا زود پیداش می‌کردن

00:16:11.372 --> 00:16:12.665
‫وایسا ببینم، مادرت رفت؟

00:16:12.665 --> 00:16:14.083
‫کجا رفت؟

00:16:14.083 --> 00:16:15.668
‫مطمئن نیستم

00:16:15.918 --> 00:16:17.795
‫گفت به‌نظرش بهتره ندونم

00:16:17.795 --> 00:16:20.339
‫اولین باری نیست که یهویی ناپدید شده

00:16:20.965 --> 00:16:23.008
‫حداقل حالا دیگه لازم نیست نگران‌مون باشی

00:16:23.008 --> 00:16:25.594
‫بیانکا. قضیه چیه؟

00:16:26.929 --> 00:16:29.682
‫خانم بارکلی، تشریف میاری دفترم؟

00:16:32.851 --> 00:16:35.479
‫بیخیالش شو، باشه؟

00:16:36.438 --> 00:16:38.607
‫اینطوری برای همه بهتره

00:16:50.369 --> 00:16:51.953
‫مامان‌بزرگ؟

00:16:52.871 --> 00:16:55.040
‫دارم از خوندن رمانت لذت می‌برم

00:16:55.040 --> 00:16:57.751
‫دومینیکا، مادر وایپر حرف نداره

00:16:57.751 --> 00:16:59.753
‫چطوری توصیفش کرده بودی؟

00:16:59.753 --> 00:17:01.463
‫"یه مثبت‌اندیش خونه‌نشین آویزون"

00:17:01.463 --> 00:17:04.841
‫"که باعث میشه وایپر دلش بخواد
‫بیشتر از یه کبرا پوست خودشو بکنه"

00:17:07.052 --> 00:17:10.638
‫حالا که حرف از مادرت شد
‫یکم پیش با گوی بلورین باهام تماس گرفت

00:17:10.638 --> 00:17:13.975
‫و حسابی سرزنشم کرد
‫که چرا فرستادمت سر قبر استاد رات‌وود

00:17:13.975 --> 00:17:15.477
‫گفت مشکلاتی پیش اومده بوده

00:17:15.477 --> 00:17:17.520
‫فقط خوشحالم بلایی سرت نیومده

00:17:17.520 --> 00:17:19.439
‫هیچکدوممون ذره‌ای احساس تو وجودمون نیست

00:17:19.439 --> 00:17:21.316
‫یکی از دلنشین‌ترین ویژگی‌هامونه

00:17:21.316 --> 00:17:23.276
‫بگو واقعاً چرا اومدی نورمور

00:17:24.569 --> 00:17:26.779
‫مدیر آب‌زیرکاهت دیشب زنگ زد

00:17:26.779 --> 00:17:29.657
‫با چنان درموندگی حرف می‌زد که
‫ قربانی‌های آدم‌ربایی باید جلوش لنگ بندازن

00:17:29.657 --> 00:17:33.036
‫برای کمک مالی به مراسم مادرت
‫تا می‌شد وعده‌ی سرخرمن بهم داد

00:17:33.036 --> 00:17:34.996
‫فکر می‌کردم دیگه عمراً، به هیچ عنوان

00:17:34.996 --> 00:17:36.956
‫و صد سال سیاه
‫حاضر نیستی این‌کارو بکنی

00:17:36.956 --> 00:17:39.792
‫معلومه که حاضر نیستم
‫ولی می‌دونی که همیشه چی میگم...

00:17:40.835 --> 00:17:43.754
‫هرچی پیشنهاد بزرگ‌تر
‫تحقیرش لذت‌بخش‌تر

00:17:43.754 --> 00:17:46.340
‫می‌خوای وقتی روش رو زمین انداختی
‫ناامیدی رو تو چشم‌هاش ببینی

00:17:46.340 --> 00:17:50.136
‫کمتر لذتی پیدا میشه
‫که از دیدن لحظه‌ی درهم شکستن

00:17:50.136 --> 00:17:52.304
‫وجود یک مرد لذت‌بخش‌تر باشه

00:17:53.556 --> 00:17:55.599
‫وقتشه برم کلک دورت رو بکنم

00:17:55.599 --> 00:17:58.519
‫البته اگر توی عرق اضطرابش غرق نشده باشه

00:18:01.105 --> 00:18:04.233
‫شاید تو و مادرت نیاز داشته باشین
‫یه مدت از هم دور باشین

00:18:04.733 --> 00:18:06.235
‫بیا تابستون پیش من بمون

00:18:06.235 --> 00:18:08.487
‫می‌تونم کسب‌و‌کار خانوادگی رو بهت یاد بدم

00:18:08.487 --> 00:18:12.074
‫می‌دونم قراره وصله‌ی ناجور دنیای ادبیات بشی

00:18:12.074 --> 00:18:13.867
‫ولی کسب‌و‌کار مرگ هیچوقت از رونق نمیفته

00:18:14.493 --> 00:18:16.078
‫ممنونم، مامان‌بزرگ

00:18:17.621 --> 00:18:19.873
‫می‌دونستم بالاخره میای
‫ زیر پر و بال تاریک خودم

00:18:19.873 --> 00:18:21.458
‫شاید عضو خانواده‌ی آدامز باشی

00:18:21.458 --> 00:18:23.377
‫ولی قلباً یه فرامپی

00:18:24.002 --> 00:18:25.629
‫حالا همین نیمچه قلبی که داری

00:18:28.799 --> 00:18:29.967
‫هستر فرامپ

00:18:29.967 --> 00:18:33.929
‫باعث افتخاره که بانوی بزرگوار درگذشتگان

00:18:33.929 --> 00:18:36.390
‫دوباره قدم به راهروهای نورمور گذاشته

00:18:36.390 --> 00:18:40.352
‫به خودت زحمت نده
‫قراره ملاقات‌مون کوتاه و قاطع باشه

00:18:41.019 --> 00:18:42.938
‫پس یه لحظه‌ی دیگه رو هم هدر نمیدم

00:18:42.938 --> 00:18:44.189
‫همونطور که پشت تلفن گفتم

00:18:44.189 --> 00:18:47.067
‫سخاوتمندی‌تون نه تنها
‫آینده‌مون رو تضمین می‌کنه

00:18:47.067 --> 00:18:50.945
‫بلکه یادبودی از زندگی
‫ و دستاورد‌هاتون خواهد ساخت

00:18:50.945 --> 00:18:52.530
‫این شما و این...

00:18:54.657 --> 00:18:57.994
‫دانشکده‌ی علوم کفن و دفن در...

00:18:58.870 --> 00:19:00.455
‫برج فرامپ

00:19:01.748 --> 00:19:04.334
‫نورمور تبدیل به برترین آکادمی

00:19:04.334 --> 00:19:07.921
‫برای مرده‌شورها، مومیایی‌کنندگان
‫و مسئولین کفن و دفن آینده خواهد بود

00:19:07.921 --> 00:19:11.090
‫این پروژه شامل حک کردن نام فرامپ

00:19:11.090 --> 00:19:13.551
‫بر روی سنگ‌قبرهای قبرستان مدرسه

00:19:13.551 --> 00:19:17.847
‫و جایگزین کردن باغ
‫با یک مرکز پژوهش تجزیه‌ی اجساد خواهد بود

00:19:17.847 --> 00:19:20.892
‫مرگ، نورمور و فرامپ

00:19:20.892 --> 00:19:24.061
‫سه‌گانه‌ای نامقدس‌تر از این
‫به ذهنتون می‌رسه؟

00:19:24.061 --> 00:19:26.314
‫ارائه‌ی هنرمندانه‌ای بود

00:19:26.314 --> 00:19:29.275
‫تابحال هیچکس اینقدر حرفه‌ای
‫هندونه زیر بغلم نذاشته بود

00:19:30.151 --> 00:19:32.611
‫ولی چاپلوسی مثل فرمالدهید می‌مونه

00:19:32.611 --> 00:19:35.031
‫باید بوش کرد، نه قورتش داد

00:19:35.740 --> 00:19:37.783
‫برای همین اصلاً قصد ندارم

00:19:37.783 --> 00:19:41.537
‫یه قرون هم به این خراب‌شده بدم

00:19:46.250 --> 00:19:47.835
‫به امتحانش می‌ارزید

00:19:50.254 --> 00:19:54.341
‫بیانکا، میشه لطفاً
‫خانم فرامپ رو تا ماشینش همراهی کنی؟

00:19:55.759 --> 00:19:58.554
‫ تمام ثروتت رو به نورمور اهدا می‌کنی

00:19:59.054 --> 00:20:00.347
‫این میراث توئه

00:20:00.347 --> 00:20:03.350
‫بدون اینکه کسی شک بکنه
‫این تصمیم رو به خانواده‌ت

00:20:03.350 --> 00:20:05.060
‫و تمام دنیا اعلام می‌کنی

00:20:05.060 --> 00:20:07.020
‫به عنوان مهمان افتخاری
‫در جشن شرکت می‌کنی

00:20:08.313 --> 00:20:11.984
‫و وقتی بشکن زدم
‫فراموش می‌کنی من اینجا بودم

00:20:29.709 --> 00:20:31.294
‫هی، دامپزشک لازم داریم

00:20:32.087 --> 00:20:33.672
‫لطفاً، فوریه!

00:20:35.799 --> 00:20:38.343
‫- ببخشید، دارم تعطیل می‌کنم...
‫- فوریه، یه ماشین زد به سگم

00:20:38.343 --> 00:20:41.096
‫- نمی‌تونم خودم بلندش کنم. لطفاً
‫- کجاست؟ بریم...

00:20:56.736 --> 00:20:58.279
‫گفتی انتقال خون لازم داره

00:20:58.279 --> 00:21:01.115
‫قرص‌هایی که توی ویلو هیل بهش دادن
‫ژن هایدش رو سرکوب کردن

00:21:01.115 --> 00:21:02.742
‫و عمرش رو طولانی‌تر کردن

00:21:03.284 --> 00:21:06.078
‫و وقتی برای نجات تو تبدیل شد

00:21:06.996 --> 00:21:09.123
‫حتماً شرایطش رو وخیم‌تر کرده

00:21:09.123 --> 00:21:11.292
‫یعنی میگی این تقصیر منه؟
‫من دارم می‌کشمش؟

00:21:11.292 --> 00:21:12.418
‫نـه

00:21:12.418 --> 00:21:14.962
‫ولی به تاخیر انداختن درمانش
‫به کشتنش میده

00:21:14.962 --> 00:21:17.006
‫چیزی که مادرت لازم داره خونه

00:21:17.006 --> 00:21:18.507
‫خون هاید

00:21:18.507 --> 00:21:20.092
‫آستینت رو بزن بالا

00:21:44.992 --> 00:21:47.077
‫می‌دونم اینجایی، لاریسا

00:21:48.245 --> 00:21:51.248
‫جشن بدون شک
‫ موفقیت‌آمیز خواهد بود

00:21:51.248 --> 00:21:54.459
‫مورتیشا آدامز نورمور رو نجات میده

00:21:54.459 --> 00:21:59.798
‫و دوران لاریسا ویمز
‫برای همیشه به پایان خواهد رسید

00:21:59.798 --> 00:22:03.510
‫هیچوقت قصد نداشتم
‫دستاوردهات رو کوچیک جلوه بدم

00:22:03.510 --> 00:22:05.095
‫با این‌حال...

00:22:05.554 --> 00:22:07.973
‫همیشه همین اتفاق میفته

00:22:09.474 --> 00:22:11.059
‫باز ونزدی چیکار کرده؟

00:22:12.018 --> 00:22:13.895
‫این‌دفعه کار اون نیست

00:22:16.106 --> 00:22:20.902
‫مادرت داره از سردی بین شما دو تا
‫برای نزدیک‌تر شدن به ونزدی استفاده می‌کنه

00:22:21.861 --> 00:22:24.572
‫از خیلی جهات به زندگیت
‫حسادت می‌کردم، مورتیشا

00:22:24.572 --> 00:22:26.866
‫ولی نه به رابطه‌ت با اون عجوزه‌

00:22:26.866 --> 00:22:30.370
‫- بابت این حرفت ممنون
‫- هنوز ازم تشکر نکن

00:22:30.370 --> 00:22:32.121
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫شبیه مادرتی

00:22:33.706 --> 00:22:36.459
‫منظورم عادت بیمارگونه‌ت به مخفی‌کاریه

00:22:36.459 --> 00:22:39.087
‫لاریسا، این حرفت واقعاً بی‌انصافیه

00:22:39.087 --> 00:22:40.088
‫واقعاً؟

00:22:40.088 --> 00:22:43.216
‫در مورد رابطه‌ی واقعیت
‫با فرانسواز و آیزاک

00:22:43.216 --> 00:22:47.970
‫حقیقت رو به ونزدی نگفتی

00:22:49.263 --> 00:22:50.890
‫پیش‌بینیش تغییر کرده

00:22:50.890 --> 00:22:53.517
‫حالا دیگه یکی از اعضای
‫خانواده‌ی آدامز می‌میره

00:22:54.352 --> 00:22:56.896
‫اجازه نده این قضیه
‫خانواده‌ای که تمام عمرت رو

00:22:56.896 --> 00:22:58.564
‫صرف محافظت ازش کردی، متلاشی کنه

00:22:58.564 --> 00:23:00.149
‫حقیقت رو بهش بگو

00:23:01.150 --> 00:23:02.985
‫قبل از اینکه مصیبتی رخ بده

00:23:05.071 --> 00:23:07.072
‫« آروم باش و گرگینه نشو »

00:23:08.115 --> 00:23:11.493
‫اگر قرار باشه شب‌هام رو توی این قفس بگذرونم
‫باید کاری کنم توش راحت باشم

00:23:14.204 --> 00:23:16.707
‫- شکار هاید چطور پیش میره؟
‫- یه سری حشره فرستادم سراغش

00:23:16.707 --> 00:23:19.960
‫احتمالاً به‌زودی گوشت متعفن
‫آیزاک رو پیدا می‌کنن

00:23:22.254 --> 00:23:23.839
‫چی شده، اینید؟

00:23:25.966 --> 00:23:27.885
‫یه چیز جالبی امروز یاد گرفتم

00:23:28.635 --> 00:23:31.180
‫اگر یه آلفای جوون
‫زیر نور ماه کامل گرگینه بشه

00:23:31.180 --> 00:23:34.349
‫احتمالش زیاده که نتونم
‫به حالت سابق برگردم

00:23:34.850 --> 00:23:36.518
‫هیچوقت نتونم. و از اینم بدتر

00:23:36.518 --> 00:23:38.854
‫بقیه‌ی گرگینه‌ها میفتن دنبالم شکارم کنن

00:23:38.854 --> 00:23:42.399
‫ماه کامل دو روز دیگه‌ست
‫چطور می‌تونی جلوی همچین اتفاقی رو بگیری؟

00:23:42.399 --> 00:23:44.568
‫با آروم موندن، و پرت کردن حواسم

00:23:44.568 --> 00:23:46.403
‫با چیزایی که خوشحالم می‌کنن

00:23:46.403 --> 00:23:48.238
‫مثلاً انتخاب لباس برای مراسم

00:23:48.238 --> 00:23:50.532
‫برای مراسمی که قرار نیست بری
‫لباس می‌خوای چیکار؟

00:23:50.532 --> 00:23:52.117
‫برونو بهم درخواست داد

00:23:52.576 --> 00:23:53.743
‫به عنوان دو تا دوست

00:23:53.743 --> 00:23:56.329
‫کاپری برای رقصم برام استثنا قائل شد

00:23:56.329 --> 00:23:58.039
‫به شرطی که بعدش خودمو حبس کنم

00:24:01.251 --> 00:24:04.087
‫کاپری گفت مجبور نیستم
‫خودم تنهایی با این آلفا بودن سروکله بزنم

00:24:04.087 --> 00:24:06.005
‫که گله‌م مایه‌ی قدرتمه

00:24:06.005 --> 00:24:07.590
‫ولی حقیقتش...

00:24:09.008 --> 00:24:10.593
‫تو گله‌ی منی، ونزدی

00:24:13.179 --> 00:24:17.767
‫اگر گرگینه شدم
‫و نتونستم، می‌دونی... به حالت سابق برگردم

00:24:19.727 --> 00:24:21.354
‫میای پیدام کنی؟

00:24:23.272 --> 00:24:25.691
‫هیچ مشکلی با شکار کردنت ندارم

00:24:28.569 --> 00:24:30.363
‫- ای‌جکس!
‫- بیانکا توی دردسر افتاده

00:24:30.363 --> 00:24:32.490
‫تابحال اسم گیدیون استرلینگ به گوشتون خورده؟

00:24:33.491 --> 00:24:35.785
‫باورم نمیشه بیانکا درگیر
‫یه داستان خلاف مفصل بوده

00:24:35.785 --> 00:24:37.036
‫و هیچکدوممون خبر نداشتیم!

00:24:37.036 --> 00:24:38.329
‫حالا مامانش گم شده

00:24:38.329 --> 00:24:39.872
‫فکر کنم دورت یه ربطی به این قضیه داره

00:24:39.872 --> 00:24:42.792
‫مدرسه پر شده از کلانتر سانتیاگو و معاون‌هاش

00:24:42.792 --> 00:24:44.377
‫باید به یکی بگیم!

00:24:46.754 --> 00:24:48.380
‫دورت فکر می‌کنه ما تو باغ نیستیم

00:24:49.590 --> 00:24:51.675
‫من توی تاریکی بیرون باغ
‫تازه اوج هنرمو نشون میدم

00:24:55.471 --> 00:24:56.597
‫ونزدی

00:24:56.597 --> 00:24:58.182
‫چه به موقع اومدی

00:24:59.391 --> 00:25:00.976
‫بیا برج جدیدم رو ببین

00:25:01.935 --> 00:25:05.689
‫این تازه شروع اعمال خیرخواهانه‌ی فرامپه

00:25:05.689 --> 00:25:08.358
‫تو که گفتی تنها خیری که آدم می‌تونه
‫تو زندگی ببینه، یه مرگ سریع و بدون درده

00:25:08.358 --> 00:25:10.694
‫از اونجایی که خانواده‌ی خودم

00:25:10.694 --> 00:25:13.530
‫هیچ علاقه‌ای به امپراتوری
‫که قبر به قبر ساختم نداره

00:25:13.530 --> 00:25:16.408
‫تصمیم گرفتم تمام دارایی‌هام

00:25:16.408 --> 00:25:19.077
‫باید صرف آموزش نسل‌های آینده‌ی مطرودها بشه

00:25:19.077 --> 00:25:21.538
‫باورتون میشه این خانم
‫چقدر سخاوتمنده؟

00:25:21.538 --> 00:25:22.789
‫نـه

00:25:22.789 --> 00:25:23.874
‫باورم نمیشه

00:25:23.874 --> 00:25:26.501
‫ولی کلکسیون ماشین‌های قدیمیت که
‫هنوزم به من می‌رسه، نه؟

00:25:26.501 --> 00:25:28.462
‫حتی یه قالپاق زنگ‌زده هم بهت نمیدم، عزیزم

00:25:28.462 --> 00:25:31.089
‫در خونه‌مون همیشه به روت باز بوده، هستر

00:25:31.089 --> 00:25:34.509
‫خودت بودی که حاضر نشدی بیای عروسی‌مون
‫و دعوت‌هامون به تمام

00:25:34.509 --> 00:25:36.303
‫دورهمی‌های خانوادگی رو رد کردی

00:25:36.303 --> 00:25:40.056
‫دیگه نمی‌خوام در مورد گذشته بحث کنم
‫فقط به آینده اهمیت میدم

00:25:40.557 --> 00:25:44.561
‫برنامه‌ای که من و جناب مدیر دورت ریختیم
‫نورمور رو به مسیر درستش برمی‌گردونه

00:25:44.561 --> 00:25:48.773
‫کارهایی مثل ممنوع کردن
‫ثبت‌نام مطرودهای بدون توانایی

00:25:48.773 --> 00:25:51.192
‫مثل این شوهر بی‌لیاقتت

00:25:51.192 --> 00:25:53.945
‫مطرود بودن یجور وضعیت روحیه

00:25:53.945 --> 00:25:57.532
‫نه عزیزم، این یه کلیشه‌ست که بازنده‌ها میگن
‫تا حس کنن برنده‌ن

00:25:57.532 --> 00:26:01.703
‫بیاین این رو جشن بگیریم
‫که آینده‌ی نورمور تضمین شده

00:26:01.703 --> 00:26:03.454
‫یه سلفی دست‌جمعی بگیریم؟

00:26:05.164 --> 00:26:07.375
‫تو...؟ اوه

00:26:26.977 --> 00:26:30.147
‫ونزدی. فکر کردم نمی‌خوای
‫یه مدت توی تیم باشی

00:26:30.147 --> 00:26:31.732
‫دوران استراحتم تموم شد

00:26:37.988 --> 00:26:39.573
‫آماده

00:26:48.290 --> 00:26:52.002
‫- کل این ترم چندان ندیدمت
‫- فعالیت‌های فوق برنامه‌ی متفاوتی داریم

00:26:52.002 --> 00:26:54.379
‫تو میری کما، من تو کار آکاپلام

00:26:54.379 --> 00:26:55.964
‫و جشن‌ها

00:26:56.507 --> 00:26:58.550
‫مثل افسون‌گری که جذب آب میشه
‫شیرجه زدی تو دلشون

00:27:04.598 --> 00:27:06.350
‫مادرت اکثر زحمتشو کشیده

00:27:06.850 --> 00:27:09.144
‫توجهش به جزئیات خارق العاده‌ست

00:27:09.144 --> 00:27:12.105
‫- از کار باهاش لذت بردم
‫- حالا که حرف از مادرها شد، مادر تو چطوره؟

00:27:13.398 --> 00:27:15.233
‫از تابستون تا الان ندیدمش

00:27:15.233 --> 00:27:17.819
‫یعنی وقتی توی کلاس
‫کنار حیاط قایم شده بود ندیدیش؟

00:27:21.197 --> 00:27:23.908
‫نمی‌دونم ای‌جکس چی بهت گفته
‫ولی دخالت نکن!

00:27:23.908 --> 00:27:26.745
‫تو پای خانواده‌مو کشیدی وسط
‫پس نمی‌تونم همچین کاری بکنم

00:27:29.122 --> 00:27:31.374
‫دورت داره از تو و مادرت
‫اخاذی می‌کنه، مگه نه؟

00:27:31.374 --> 00:27:33.168
‫برای همین مادربزرگم رو افسون کردی

00:27:33.752 --> 00:27:36.921
‫حتی اگر چهار سوار آخرالزمان
‫از وسط قبرستونش هم رد بشن

00:27:36.921 --> 00:27:39.048
‫یه قرون به این مدرسه نمیده

00:27:48.391 --> 00:27:51.310
‫فکر می‌کردم مادرم رو
‫از دست ناپدریم آزاد کردم

00:27:52.145 --> 00:27:55.231
‫ولی معلوم شد گیدیون
‫رهبر صوری فرقه‌ست

00:27:56.274 --> 00:27:58.317
‫و دورت پشت تمام قضایاست

00:27:58.818 --> 00:28:01.153
‫از همون اول داشته همه رو بازی می‌داده

00:28:03.364 --> 00:28:05.616
‫می‌خواد ثروت مادربزرگت رو بدزده

00:28:07.952 --> 00:28:09.578
‫باید میومدی پیش من

00:28:10.454 --> 00:28:12.331
‫حتی ونزدی آدامز هم
‫نمی‌تونه منو از این وضع نجات بده

00:28:13.749 --> 00:28:16.043
‫ببخشید. ولی چاره‌ای نداشتم

00:28:16.877 --> 00:28:18.212
‫و هنوزم ندارم

00:28:18.212 --> 00:28:22.216
‫این مکالمه و تمام مسائل مربوط
‫به مادرم رو فراموش می‌کنی

00:28:22.216 --> 00:28:25.010
‫هیچ‌چیز جشن برات مشکوک نیست

00:28:25.010 --> 00:28:27.554
‫بیخیالش شو

00:28:33.852 --> 00:28:35.437
‫کاملاً درست گفتی

00:28:35.854 --> 00:28:38.857
‫- چی گفت؟
‫- دقیقاً همون چیزی که پیش‌بینی کرده بودی

00:28:39.358 --> 00:28:43.695
‫بیانکا اعتراف کرد دورت و یکی به اسم
‫گیدیون دارن ازش اخاذی می‌کنن

00:28:44.196 --> 00:28:48.533
‫- بعدش افسونم کرد که فراموش کنم
‫- واقعاً با همدیگه تیم خوبی هستیم، مگه نه؟

00:28:48.533 --> 00:28:50.202
‫خودتو نشون بده، اگنس

00:28:52.621 --> 00:28:54.456
‫حالا که پیش‌بینیت عوض شده

00:28:54.456 --> 00:28:56.500
‫و قرار نیست اینید بمیره

00:28:56.500 --> 00:28:59.503
‫می‌دونستم باید بیشتر سنگ تموم بذارم
‫تا بتونم بهترین دوستت بشم

00:29:00.837 --> 00:29:02.505
‫با بی‌اجازه دست کردن توی کمدم؟

00:29:04.174 --> 00:29:06.217
‫این‌کارو بخاطر تو کردم

00:29:06.217 --> 00:29:08.345
‫می‌خواستم بهت نشون بدم
‫چقدر برام مهمی

00:29:08.345 --> 00:29:09.929
‫خراب کردی

00:29:19.272 --> 00:29:21.524
‫این قضیه خیلی برام مهمه، آیزاک

00:29:21.524 --> 00:29:23.109
‫می‌دونم هست

00:29:23.735 --> 00:29:25.278
‫می‌دونم

00:29:25.278 --> 00:29:26.946
‫- بیا جلو جلو نقشه نریزیم
‫- مامان

00:29:26.946 --> 00:29:28.239
‫باید بریم

00:29:28.239 --> 00:29:29.574
‫نقشه‌مون چیه؟

00:29:29.574 --> 00:29:31.159
‫مادرتو نجات میدیم

00:29:31.159 --> 00:29:34.454
‫و کاری می‌کنیم خانواده‌ی آدامز
‫تاوان گناهانشون رو پس بدن

00:29:38.207 --> 00:29:40.126
‫یه سورپرایز برات دارم

00:29:47.300 --> 00:29:48.884
‫گیدیون

00:29:52.054 --> 00:29:54.515
‫خانواده‌ی اصلی مورنینگ سانگ

00:29:54.515 --> 00:29:56.142
‫دوباره دور هم جمع شدن

00:29:57.768 --> 00:30:00.688
‫تا وقتی هستر فرامپ
‫فردا صبح از خواب بلند بشه

00:30:00.688 --> 00:30:03.691
‫ثروتش از دستش رفته
‫و ما سوار یه هواپیمای خصوصی هستیم

00:30:04.191 --> 00:30:05.442
‫زنده‌باد ونزوئلا!

00:30:05.442 --> 00:30:08.696
‫بعد از اینکه این بچه پررو منو به مامورها
‫فروخت، یه لحظه‌ی دیگه هم تحملش نمی‌کنم

00:30:08.696 --> 00:30:10.698
‫هی، هی. تقصیرها رو نندازین گردن همدیگه

00:30:10.698 --> 00:30:12.282
‫همه اشتباه کردن

00:30:12.282 --> 00:30:14.493
‫اسم و تصویر من توی تمام اخبار پخش شده

00:30:14.493 --> 00:30:18.122
‫بهت گفتم جایی نرو
‫ولی تصمیم گرفتی فرار کنی

00:30:18.122 --> 00:30:21.458
‫فکر کنم فهمیدم چرا
‫تو رو از اون سریال خط زدن

00:30:21.458 --> 00:30:22.709
‫بر اساس فیلم‌نامه پیش نمیری

00:30:22.709 --> 00:30:23.752
‫و بیا روراست باشیم

00:30:23.752 --> 00:30:26.255
‫توانایی بداهه‌گوییت
‫چندان تعریفی نداره

00:30:26.255 --> 00:30:28.757
‫این 15 سالی که داشتم
‫ روحم رو می‌فروختم

00:30:28.757 --> 00:30:31.051
‫و مزخرفات عصر نوییت
‫رو به خورد دیگران می‌دادم

00:30:31.051 --> 00:30:32.969
‫و پولدارت می‌کردم که شکایتی نمی‌کردی

00:30:32.969 --> 00:30:35.764
‫اگر منو به مامورهای فدرال بفروشی
‫تو رو هم با خودم به خاک سیاه می‌نشونم

00:30:36.932 --> 00:30:39.893
‫رفیق، مگه همیشه هواتو نداشتم؟

00:30:39.893 --> 00:30:41.436
‫حرص نخور

00:30:41.436 --> 00:30:44.481
‫برو آپارتمان من پیش گابریل منتظر بمون

00:30:44.481 --> 00:30:46.816
‫و به شروع جدیدی که قراره
‫جلوی پات بذارم فکر کن

00:30:47.400 --> 00:30:49.319
‫شعار مورنینگ سانگ‌مون رو یادته؟

00:30:49.903 --> 00:30:51.780
‫"با هر طلوع روزی جدید در انتظار ماست"

00:30:52.656 --> 00:30:54.240
‫من فقط پولمو می‌خوام، بری

00:30:54.240 --> 00:30:56.284
‫و بعدش می‌کشم کنار. برای همیشه

00:30:56.284 --> 00:30:58.369
‫دیگه از دست شما عجیب‌الخلقه‌ها خسته شدم

00:31:00.371 --> 00:31:02.665
‫آرنولد، اگر بخاطر من نبود

00:31:02.665 --> 00:31:06.085
‫هنوزم داشتی توی تیکی‌تیلز
‫مای‌تای‌های آشغال درست می‌کردی

00:31:06.085 --> 00:31:07.962
‫من روحمو به پات ریختم

00:31:09.005 --> 00:31:10.632
‫پولمو بهم بده

00:31:16.679 --> 00:31:19.807
‫می‌دونی چرا ونیزی‌ها
‫مراسم بالماسکه می‌گرفتن؟

00:31:20.349 --> 00:31:24.479
‫تا بتونن از ناشناس بودنشون
‫ نهایت لذت رو ببرن، بدون هیچ قضاوتی

00:31:25.313 --> 00:31:26.981
‫ماسک می‌زدن

00:31:27.607 --> 00:31:29.317
‫و با این‌کار

00:31:29.984 --> 00:31:32.028
‫خود واقعی‌شون رو نشون می‌دادن

00:31:33.029 --> 00:31:34.655
‫منظورت از این حرفا چیه، بری؟

00:31:35.489 --> 00:31:39.493
‫چیزی که در این مدت کوتاهی
‫که مدیر نورمور بودم یاد گرفتم

00:31:39.493 --> 00:31:41.120
‫غرور و سرافرازی مطرودهاست

00:31:42.204 --> 00:31:43.831
‫می‌تونم هرکاری بخوام بکنم

00:31:44.290 --> 00:31:45.791
‫برای همین امشب...

00:31:45.791 --> 00:31:47.585
‫ماسک از چهره برمی‌دارم

00:31:48.752 --> 00:31:50.379
‫درواقع

00:31:50.838 --> 00:31:52.464
‫می‌خوام بسوزونمش

00:31:52.756 --> 00:31:54.717
‫و از نو شروع کنم

00:32:15.362 --> 00:32:16.989
‫اوه

00:32:17.823 --> 00:32:19.741
‫وقتشه تو خودی نشون بدی

00:32:48.645 --> 00:32:50.480
‫ارزش صبر کردن رو داشت، عزیزم؟

00:32:50.480 --> 00:32:52.190
‫چه زیباست، عزیزم

00:32:52.190 --> 00:32:54.233
‫از همیشه بیشتر سنگ‌تموم گذاشتی

00:33:53.208 --> 00:33:56.503
‫شبتون بخیر، خانواده‌ی آدامز

00:33:56.503 --> 00:33:59.673
‫مادرتون از همین الان
‫گل سرسبد مراسم شده

00:34:01.591 --> 00:34:05.637
‫هیئت مدیره رو اخراج
‫و تنبیه بدنی رو دوباره برقرار می‌کنم

00:34:05.637 --> 00:34:07.264
‫اوه!

00:34:08.515 --> 00:34:10.934
‫آره، خیلی مسائل هست
‫که در موردش صحبت کنیم

00:34:11.518 --> 00:34:14.521
‫- خیلی‌خب، بفرمایید. ببخشید
‫- ونزدی کجاست؟

00:34:15.021 --> 00:34:17.565
‫فعلاً چندان با هم صحبت نمی‌کنیم

00:34:17.565 --> 00:34:19.943
‫خب، حالا فهمیدی چه حسی داره مورتیشا

00:34:19.943 --> 00:34:22.862
‫که بچه‌ای ازت متنفر باشه
‫که همه‌چیز به پاش ریختی

00:34:22.862 --> 00:34:24.864
‫گمونم این نقطه اشتراک‌مونه

00:34:25.740 --> 00:34:27.367
‫ونزدی اومد

00:34:29.160 --> 00:34:30.495
‫ما رو باش

00:34:30.495 --> 00:34:32.622
‫یه خانواده‌ی بزرگ و فلک‌زده

00:34:37.585 --> 00:34:39.837
‫گفتم صندلیت رو بذارن کنار من

00:34:39.837 --> 00:34:43.424
‫چون می‌خوام نظر بدی
‫کدوم معلم‌ها رو اخراج کنم

00:34:51.307 --> 00:34:52.934
‫حتماً امتحانش کنین

00:34:55.436 --> 00:34:58.481
‫- ونزدی! تعجب کردم اومدی
‫- دورت مادرت رو کجا مخفی کرده؟

00:34:59.440 --> 00:35:01.442
‫- چطوری...؟
‫- اگر می‌خوای جلوی دورت رو بگیری

00:35:01.442 --> 00:35:03.069
‫باید بهم اعتماد کنی

00:35:03.277 --> 00:35:04.904
‫کجاست؟

00:35:07.073 --> 00:35:08.699
‫بگذریم...

00:35:11.076 --> 00:35:12.703
‫توی آپارتمانش

00:35:21.879 --> 00:35:24.423
‫فضاش با اولین قرارمون
‫زمین تا آسون فرق می‌کنه

00:35:24.798 --> 00:35:27.301
‫- البته این قرار نیست‌ها
‫- معلومه که نیست

00:35:29.094 --> 00:35:30.721
‫برونو؟

00:35:31.346 --> 00:35:34.057
‫سوفیا؟ باورم نمیشه
‫چطوری... چطوری اومدی؟

00:35:34.057 --> 00:35:36.226
‫گمونم با پرواز مستقیم
‫از مانیل اومده

00:35:36.727 --> 00:35:38.854
‫به محض اینکه بهش گفتی رابطه‌تون تمومه

00:35:39.646 --> 00:35:42.649
‫تو باید اینید باشی
‫نمی‌خوام معذب بشی

00:35:42.649 --> 00:35:44.276
‫نگران نباش

00:35:45.402 --> 00:35:47.112
‫نمی‌خوام آدم بده‌ی داستان شما بشم

00:35:48.488 --> 00:35:51.533
‫گمونم می‌خواستم رابطه‌مون به جایی برسه
‫چون نمی‌خواستم گذشته رو رها کنم

00:35:52.367 --> 00:35:54.077
‫ولی حالا دیگه
‫راه جدیدی رو در پیش گرفتم

00:35:55.662 --> 00:35:57.539
‫- راهی که باید تنهایی در اون قدم بردارم
‫- اینید، من...

00:35:59.499 --> 00:36:01.126
‫راستی، لباست محشره

00:36:12.887 --> 00:36:14.514
‫اگنس؟

00:36:14.848 --> 00:36:17.600
‫حتی توی صحنه‌ی جرم هم
‫نمی‌تونم آرامش داشته باشم

00:36:18.851 --> 00:36:19.852
‫چت شده؟

00:36:19.852 --> 00:36:22.355
‫ونزدی یه بمب آدامزی انداخت رو سرم

00:36:23.022 --> 00:36:25.274
‫تبریک میگم. تو برنده شدی

00:36:25.900 --> 00:36:28.945
‫فکر می‌کردم تمام خصوصیات
‫یه دوست صمیمی رو براش دارم

00:36:28.945 --> 00:36:31.614
‫با زبونی طعنه‌آمیز و تمسخرآمیز

00:36:31.614 --> 00:36:34.116
‫و ظاهری نئوگوتیک مثل خودش

00:36:34.700 --> 00:36:36.244
‫یه کارآگاه تیزبین وظیفه‌مدار

00:36:36.244 --> 00:36:38.246
‫که حاضره در مسیر حل یک پرونده

00:36:38.246 --> 00:36:40.998
‫خودشو به هر آب و آتیشی بزنه

00:36:42.041 --> 00:36:46.087
‫ولی معلوم شد... کاملاً اشتباه می‌کردم

00:36:48.464 --> 00:36:51.425
‫یه ونزدی آدامز هم برای این دنیا زیادیه

00:36:51.425 --> 00:36:53.594
‫اگر از نامرئی بودن خسته شدی

00:36:53.594 --> 00:36:56.347
‫اینقدر توی شخصیت دیگران مخفی نشو

00:36:56.347 --> 00:36:58.432
‫روانی خاص خودت باش، اگنس

00:36:58.432 --> 00:37:00.517
‫بهم اعتماد کن، توش مهارت داری

00:37:10.277 --> 00:37:11.445
‫رقصت چی؟

00:37:11.445 --> 00:37:15.449
‫خب، گروه چت گله
‫پر شده از صحبت در مورد خبر برونو

00:37:15.449 --> 00:37:18.493
‫و اصلاً دلم نمی‌خواد
‫تک و تنها برم روی صحنه، برای همین...

00:37:18.493 --> 00:37:20.954
‫- من باهات می‌رقصم
‫- تو که حرکات مخصوص رقصم رو بلد نیستی

00:37:24.166 --> 00:37:26.418
‫مگه اینکه مخفیانه تمریناتم رو نگاه کرده باشی

00:37:37.179 --> 00:37:40.515
‫مورتیشا، احتمالاً خوب شد که راه من رو
‫توی کسب‌وکار خانوادگی‌مون ادامه ندادی

00:37:40.515 --> 00:37:43.602
‫من توی تشییع جناره‌هایی شرکت کردم
‫که از این مهمونی، پرشورتر بودن

00:37:44.894 --> 00:37:48.148
‫دانش‌آموزها که رقصیدن رو شروع کنن
‫فضا یه‌کم هیجان‌انگیزتر میشه

00:37:48.148 --> 00:37:51.192
‫و بعدش شما رو دعوت می‌کنیم روی صحنه
‫تا چند کلمه‌ای همه‌مون رو مهمون کنید

00:37:51.192 --> 00:37:55.446
‫و بالاخره، می‌ریم توی دفتر من
‫و کار اون کاغذبازی‌ها رو تموم می‌کنیم

00:38:10.336 --> 00:38:12.964
‫شب‌پره‌هات خبری از اسلرپ نیاوردن؟

00:38:12.964 --> 00:38:16.134
‫نه. چرا داخل پیش خانواده‌ت نیستی؟

00:38:17.134 --> 00:38:19.262
‫شک دارم حتی متوجه شده باشن
‫که من داخل نیستم

00:38:46.455 --> 00:38:47.539
‫اِی‌جکس!

00:38:47.539 --> 00:38:49.875
‫نگران نباش، دورت دیگه نمی‌تونه
‫بهت آسیب برسونه

00:38:49.875 --> 00:38:51.627
‫یالا، نمایش داره شروع میشه

00:38:58.050 --> 00:39:00.802
‫- مامان بیانکا رو پیدا کردید؟
‫- اِی‌جکس پیششه

00:39:00.802 --> 00:39:03.180
‫اگه می‌خوایم جلوی دورت رو بگیریم،
‫کمک بیش‌تری لازم داریم

00:39:04.056 --> 00:39:05.682
‫یعنی تو هم باید کمک بدی، اَگنس

00:39:05.974 --> 00:39:08.185
‫می‌دونم هنوز اینجایی

00:39:11.438 --> 00:39:13.065
‫بالاخره یه‌کم خلاقیت به خرج دادی

00:39:13.523 --> 00:39:15.609
‫دیگه برام مهم نیست
‫که درموردم چی فکر می‌کنی

00:39:15.609 --> 00:39:17.235
‫خوبه

00:39:18.820 --> 00:39:20.447
‫نقشه چیه؟

00:39:20.864 --> 00:39:22.073
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:23.116 --> 00:39:27.537
‫♪ چون وقتی قلبم رو شکوندی
‫همون موقع متولد شدم ♪

00:39:27.537 --> 00:39:31.791
‫♪ آره، موسیقی من رو از مرگ برمی‌گردونه ♪

00:39:31.791 --> 00:39:35.712
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:35.712 --> 00:39:36.754
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:36.754 --> 00:39:38.882
‫♪ و حالا نفس‌هات، روحت و نگاهت رو تسخیر می‌کنم ♪

00:39:40.091 --> 00:39:40.508
‫♪ این خداحافظی اصلاً جای تعجب نداره ♪

00:39:40.508 --> 00:39:41.718
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:42.343 --> 00:39:47.265
‫♪ آره، تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:47.265 --> 00:39:49.600
‫♪ تا لحظه‌ی مرگم به رقصیدن ادامه میدم ♪

00:39:50.560 --> 00:39:52.979
‫♪ چون وقتی قلبم رو شکوندی ♪

00:39:52.979 --> 00:39:54.939
‫♪ همون موقع متولد شدم ♪

00:39:55.022 --> 00:39:57.525
‫وای! چطور بود؟

00:40:06.826 --> 00:40:08.452
‫هی، آفرین!

00:40:11.455 --> 00:40:14.125
‫اسم من بیانکا بارکلیه!

00:40:14.125 --> 00:40:16.419
‫و من مسئول هماهنگی جشن دانش‌آموزی‌ام

00:40:16.419 --> 00:40:18.129
‫آره، بیانکا!

00:40:24.426 --> 00:40:27.513
‫امشب فقط به‌خاطر تلاش‌های بی‌وقفه‌ی
‫دو نفر از مطرودهای استثنایی

00:40:27.513 --> 00:40:29.807
‫موفق شدیم این جشن رو برگزار کنیم

00:40:29.807 --> 00:40:32.810
‫یعنی رئیس کمیته‌ی جشن، مورتیشا آدامز،

00:40:32.810 --> 00:40:35.854
‫و مدیر دورت دوست‌داشتنی خودمون

00:40:39.024 --> 00:40:40.818
‫لطفاً بیاید روی صحنه

00:40:46.782 --> 00:40:48.742
‫قبل از اینکه مهمون افتخاری‌مون رو معرفی کنم،

00:40:49.993 --> 00:40:51.620
‫مدیر دورت...

00:40:54.247 --> 00:40:55.749
‫لطفاً...

00:40:55.749 --> 00:40:59.127
‫به همه بگو دقیقاً چطور موفق شدیم
‫این جشن رو برگزار کنیم

00:40:59.961 --> 00:41:04.007
‫به همه بگو دقیقاً چطور موفق شدیم
‫این جشن رو برگزار کنیم

00:41:09.262 --> 00:41:09.387
‫داستان از اونجایی شروع شد که من...

00:41:11.097 --> 00:41:15.727
‫به بیانکا بارکلی دستور دادم
‫تا مورتیشا آدامز رو افسون کنه

00:41:15.727 --> 00:41:18.480
‫و مجبورش کنه از مادرش بخواد
‫پول هنگفتی رو بهمون اهدا کنه

00:41:24.485 --> 00:41:26.112
‫ولی وقتی اون نقشه جواب نداد،

00:41:26.779 --> 00:41:29.115
‫مادر بیانکا رو گروگان گرفتم

00:41:29.115 --> 00:41:31.993
‫تا مجبورش کنم
‫که هستر فرامپ رو افسون کنه

00:41:31.993 --> 00:41:34.162
‫تا ثروتش رو اهدا کنه

00:41:35.371 --> 00:41:37.123
‫دیوونه شدی؟

00:41:38.458 --> 00:41:42.420
‫تازه، به دست‌نشونده‌م گیدیون
‫که عضوی از فرقه‌ی "مورنینگ سانگ"ـه قول دادم

00:41:42.420 --> 00:41:44.380
‫که پول رو باهاش تقسیم می‌کنم

00:41:44.380 --> 00:41:46.090
‫اما خیلی خوشم از تقسیم کردن نمیاد،

00:41:47.633 --> 00:41:50.136
‫پس الان تبدیل شده به یه مقدار خاکستر
‫و توی شومینه‌م پخش شده،

00:41:50.136 --> 00:41:51.846
‫در نتیجه همه‌ی پول رو می‌برم برای خودم

00:41:58.060 --> 00:41:59.687
‫وای، پسر

00:42:00.980 --> 00:42:01.188
‫خیلی‌خب!

00:42:01.188 --> 00:42:02.356
‫خیلی‌خب!

00:42:04.233 --> 00:42:07.069
‫بذارید از اینجا برم،
‫وگرنه افسون‌گر رو جزغاله می‌کنم!

00:42:09.613 --> 00:42:11.657
‫برید عقب! جلو نیاید!

00:42:12.408 --> 00:42:14.034
‫جدی میگم!

00:42:22.292 --> 00:42:23.919
‫دورت!

00:42:48.902 --> 00:42:50.528
‫اوه، آفرین!

00:42:52.322 --> 00:42:54.824
‫حالا به این میگن اوج هیجان!

00:42:59.704 --> 00:43:02.332
‫نمی‌دونم چطور در برابر افسون من مقاومت کردی،

00:43:02.332 --> 00:43:03.750
‫اما ممنون

00:43:03.750 --> 00:43:05.793
‫کسی که باید ازش تشکر بکنی من نیستم

00:43:11.341 --> 00:43:13.468
‫یکی طلبت، اِی‌جکس

00:43:17.305 --> 00:43:19.307
‫واقعاً دنیاش رو ترکوندی

00:43:21.601 --> 00:43:23.186
‫تواناییم رو از دست دادم

00:43:23.644 --> 00:43:25.730
‫یعنی الان از نظر تو یه مطرود واقعی نیستم؟

00:43:25.730 --> 00:43:28.649
‫اوه، حرف‌های مسخره نزن.
‫این فقط یه مرحله‌ی گذراست

00:43:28.649 --> 00:43:31.027
‫پدرم عادت‌های آزاردهنده‌ی زیادی داره،

00:43:31.027 --> 00:43:33.613
‫اما وقتی حرف از مطرود بودن باشه،
‫هیچکس ازش مطرودتر نیست

00:43:34.113 --> 00:43:35.906
‫اگه می‌خوای نظرم عوض بشه،

00:43:35.906 --> 00:43:40.286
‫باید به افتخار پدرم
‫پول هنگفتی رو به نِورمور اهدا کنی

00:43:41.328 --> 00:43:43.205
‫داری به یه باج‌گیری عاطفی متوسل میشی؟

00:43:43.205 --> 00:43:45.082
‫اصلاً عاطفی نیست

00:43:45.833 --> 00:43:47.418
‫فقط یه باج‌گیری ساده‌ست

00:43:50.212 --> 00:43:51.839
‫قبوله

00:43:51.839 --> 00:43:53.841
‫فقط تو می‌تونی جشنی برگزار کنی

00:43:53.841 --> 00:43:57.886
‫که با یه قتل آتشین شروع بشه
‫و با یه قتل انفجاری به پایان برسه

00:43:57.886 --> 00:44:00.055
‫- آفرین، عزیزم
‫- ناراحت نیستی؟

00:44:00.055 --> 00:44:02.057
‫اینکه نزدیک بود کل ثروتم رو بالا بکشن

00:44:02.057 --> 00:44:04.726
‫هیجان‌انگیزترین ماجرایی بود که طی
‫سال‌های اخیر می‌خواست برام اتفاق بیُفته

00:44:04.726 --> 00:44:06.478
‫در واقع احساس زنده بودن می‌کنم

00:44:22.452 --> 00:44:24.871
‫ونزدی! آیزاک اینجاست

00:44:24.871 --> 00:44:25.372
‫- کجا؟
‫- توی قبرستان نِورمور

00:44:25.497 --> 00:44:27.082
‫پاگزلی

00:44:27.374 --> 00:44:28.959
‫پاگزلی کجاست؟

00:44:48.937 --> 00:44:50.647
‫سلام، دوست قدیمی

00:44:52.565 --> 00:44:54.150
‫اسلرپ؟

00:44:54.734 --> 00:44:56.319
‫خودتی؟

00:45:03.493 --> 00:45:05.078
‫پاگزلی،

00:45:06.287 --> 00:45:07.914
‫دوست ندارم چنین چیزی ازت بخوام...

00:45:09.957 --> 00:45:11.542
‫اما به کمکت نیاز دارم

00:45:21.010 --> 00:45:22.595
‫پاگزلی!

00:45:25.598 --> 00:45:27.183
‫پاگزلی؟

00:45:29.310 --> 00:45:30.895
‫پاگزلی!