WEBVTT

00:00:06.423 --> 00:00:09.217
‫درمانگاه برای چنین کاری برنامه‌ریزی نشده.
‫باید دستی انجامش بدیم

00:00:09.217 --> 00:00:10.885
‫- بسپاریدش به من
‫- این چیه؟

00:00:10.885 --> 00:00:14.055
‫سیم‌های قطعه‌ی کنترل از راه دور.
‫باید درشون بیاریم
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۳۶ درصد ]

00:00:14.055 --> 00:00:17.017
‫فکر کنم نمُردم،
‫با اینکه تمام تلاشم رو کردم
‫[ کد مخرب شناسایی شد ]

00:00:17.017 --> 00:00:20.562
‫- اون رو پس می‌گیریم
‫- حالا، چطور به اینجا رسیدم؟

00:00:20.562 --> 00:00:22.230
‫- باید من رو بکشید
‫- نه

00:00:22.230 --> 00:00:23.314
‫اون کار رو نمی‌کنیم
‫[ در حال بازسازی... ]

00:00:23.314 --> 00:00:25.859
‫تا چند ثانیه‌ی دیگه همه‌تون رو می‌کشم.
‫من رو بکشید

00:00:25.859 --> 00:00:27.819
‫- این کار رو نکن
‫- نه، نه!

00:00:27.819 --> 00:00:28.903
‫متاسفم

00:00:28.903 --> 00:00:30.030
‫[ پایان فایل ]

00:00:30.572 --> 00:00:32.323
‫- نه!
‫- وای، نه!

00:00:33.366 --> 00:00:34.659
‫وای، آره

00:00:39.497 --> 00:00:42.417
‫واحد امنیتی؟ میگم...

00:00:42.417 --> 00:00:45.545
‫باید ببریمش به سکونت‌گاه.
‫ببینم قابل تعمیره یا نه

00:00:45.545 --> 00:00:49.007
‫من رو تعمیر کنید؟
‫پس چرا به خودم شلیک کردم؟

00:00:49.007 --> 00:00:50.842
‫- آره. من میارمش
‫- آره

00:00:50.842 --> 00:00:53.344
‫- این چیز خیلی سنگینه
‫- چیز نیست. یه آدمه

00:00:53.344 --> 00:00:55.096
‫- آره، می‌دونم
‫- ببخشید. نمی‌تونم

00:00:55.096 --> 00:00:57.015
‫فقط خیلی وحشتناکه

00:00:57.015 --> 00:01:00.602
‫آرادا، یه تفنگ بردار.
‫نمی‌دونیم چه موجوداتی اینجا هست

00:01:00.602 --> 00:01:03.730
‫- باشه
‫- باید از اینجا بریم

00:01:03.730 --> 00:01:05.231
‫بِکِشید

00:01:06.816 --> 00:01:08.234
‫یه چیزی داره میاد

00:01:12.614 --> 00:01:15.075
‫چیکار می‌کنی؟
‫لباس تیم دلت‌فال تنشه!

00:01:15.075 --> 00:01:17.535
‫وای، نه. خیلی... حالت خوبه؟

00:01:17.535 --> 00:01:20.413
‫- شلیک نکن. لطفاً کمکم کنید
‫- خیلی‌خب

00:01:23.917 --> 00:01:25.668
‫خوشحالم که حداقل یکی‌شون زنده‌ست

00:01:27.378 --> 00:01:29.214
‫ببخشید

00:01:29.756 --> 00:01:32.592
‫اون واحد امنیتی‌ای که الان لهش کردید

00:01:32.592 --> 00:01:36.679
‫دو تا از واحدهای ما رو کشت،
‫و یه بلایی سر اون یکی آورد

00:01:37.764 --> 00:01:40.642
‫و بعدش اون به سمت همه شلیک کرد

00:01:42.602 --> 00:01:44.521
‫واحد امنیتی‌مون سرکش شد

00:01:45.021 --> 00:01:45.939
‫صبر کن

00:01:45.939 --> 00:01:48.399
‫صبر کنید، اون زنده‌ست؟

00:01:48.399 --> 00:01:49.651
‫اون زنده‌ست؟

00:01:49.651 --> 00:01:53.238
‫نمی‌دونم، اما آسیبی بهت نمی‌رسونه

00:01:53.238 --> 00:01:54.739
‫مگر اینکه اونقدر احمق باشید

00:01:54.739 --> 00:01:57.242
‫که من رو به اتاقک ترمیمم ببرید
‫و آنلاینم کنید

00:01:59.244 --> 00:02:00.495
‫احمق‌ها

00:03:07.645 --> 00:03:10.481
‫« مـردربـات »

00:03:21.284 --> 00:03:24.412
‫داشتن تمام تلاششون رو می‌کردن
‫که من دوباره آنلاین بشم،

00:03:25.955 --> 00:03:27.790
‫و کار خیلی احمقانه‌ای بود

00:03:28.958 --> 00:03:31.252
‫لحظه‌ای که چشم‌هام رو باز کنم،
‫همه‌شون رو می‌کُشم

00:03:32.503 --> 00:03:34.756
‫به‌خاطر وجود سیم‌های
‫قطعه‌ی کنترل نبرد

00:03:34.756 --> 00:03:37.300
‫سیستمم شروع به کار نمی‌کرد

00:03:38.009 --> 00:03:39.469
‫آره، اون بچه‌ها

00:03:40.386 --> 00:03:41.930
‫می‌تونم درشون بیارم

00:03:41.930 --> 00:03:44.432
‫- موفق باشی
‫- مطمئنی؟

00:03:44.432 --> 00:03:45.558
‫آره

00:03:46.351 --> 00:03:48.186
‫وای، گندش بزنن

00:03:48.186 --> 00:03:50.688
‫صبر کنید. اون دیگه کیه؟

00:03:52.565 --> 00:03:53.858
‫اسمت چیه؟

00:03:55.401 --> 00:03:56.611
‫لیبیبی

00:03:56.611 --> 00:03:58.613
‫- «لیبی»؟
‫- لیبیبی

00:03:58.613 --> 00:04:02.116
‫اوه، لیبیبی.
‫اسم خیلی قشنگی داری

00:04:06.579 --> 00:04:07.580
‫اهل کجایی؟

00:04:08.206 --> 00:04:10.458
‫ایستگاه صنعتی ۱۵۱۵۲۳

00:04:12.043 --> 00:04:13.253
‫چقدر خوب

00:04:13.253 --> 00:04:15.838
‫ببخشید که این سوال رو
‫می‌پرسم، اما نمی‌دونی

00:04:15.838 --> 00:04:19.050
‫اون واحد امنیتی‌ای که به سکونت‌گاهت
‫حمله کرد، متعلق به کی بوده؟

00:04:19.968 --> 00:04:21.302
‫نه. روحمم خبر نداره

00:04:22.178 --> 00:04:24.764
‫پس برای نجات دادن شما،

00:04:25.348 --> 00:04:28.059
‫واحد امنیتی‌تون به خودش شلیک کرد؟

00:04:28.059 --> 00:04:30.311
‫آره، خیلی قهرمانانه بود

00:04:30.311 --> 00:04:32.647
‫واحد امنیتی ما فقط...

00:04:40.321 --> 00:04:42.824
‫مثل یکی از قسمت‌های «جنگ سرکشی:
‫ردگیر ابدی: فاجعه»

00:04:42.824 --> 00:04:44.284
‫سریال وحشتناکیه

00:04:44.284 --> 00:04:45.952
‫سریال بی‌نظیریه

00:04:45.952 --> 00:04:48.997
‫تقصیر خود واحد امنیتی نبوده.
‫سرکش نشده

00:04:49.872 --> 00:04:55.753
‫مجبورش کرده بودن که به سکونت‌گاهتون
‫حمله کنه. سوال اینه که چرا؟

00:04:57.213 --> 00:04:58.423
‫نمی‌دونم

00:05:04.178 --> 00:05:06.431
‫نمی‌دونستم چهره دارن

00:05:06.431 --> 00:05:07.515
‫آره

00:05:08.099 --> 00:05:09.726
‫عجب

00:05:09.726 --> 00:05:13.855
‫راستش رو بخواید،
‫خیلی ناخوشایند نیست

00:05:14.689 --> 00:05:15.690
‫درسته

00:05:17.275 --> 00:05:18.943
‫به نظرتون دودول داره؟

00:05:21.237 --> 00:05:24.991
‫نمی‌دونم. فکر کنم شوکه شدی

00:05:24.991 --> 00:05:26.909
‫فکر کنم نیازی نداره

00:05:26.909 --> 00:05:28.328
‫ولی می‌تونید تصور کنید داشته باشه؟

00:05:28.328 --> 00:05:31.914
‫و می‌تونستی روی هر اندازه‌ای
‫که می‌خوای تنظیمش کنی

00:05:32.665 --> 00:05:34.292
‫می‌تونستی تخم‌ها رو فشار بدی
‫تا سریع بلرزه

00:05:35.001 --> 00:05:40.298
‫و می‌تونست مثل یه کرم بزرگ
‫به هر سمتی بره

00:05:41.215 --> 00:05:43.301
‫و تا جایی که می‌خواستی
‫جلو می‌رفت. نمی‌دونم

00:05:43.301 --> 00:05:47.138
‫چیزیه که می‌تونم تصورش کنم،
‫اما شما احتمالاً بهش فکر نکردید

00:05:47.138 --> 00:05:49.098
‫شاید هم فکر کردید. نمی‌دونم

00:05:49.098 --> 00:05:51.100
‫نه. فکر نکنم تا حالا
‫بهش فکر کرده باشم

00:05:51.100 --> 00:05:54.270
‫خیلی خوشحالم که بی‌هوش بودم
‫و این حرف‌ها رو نشنیدم

00:05:55.355 --> 00:05:58.358
‫مثل همیشه انسان‌ها
‫پریشون و احساساتی رفتار می‌کردن

00:05:58.358 --> 00:06:00.360
‫به نظرم اگه بچه‌دار بشیم،
‫باید اون اسم رو روش بذاریم

00:06:00.360 --> 00:06:01.569
‫کدوم اسم رو؟

00:06:01.569 --> 00:06:02.904
‫واحد امنیتی

00:06:05.281 --> 00:06:08.368
‫- واحد امنیتی؟
‫- آره، برای ادای احترام

00:06:08.368 --> 00:06:10.745
‫کی درمورد بچه‌دار شدن حرف زد؟

00:06:10.745 --> 00:06:13.456
‫باشه. این بخش یه‌کم جالب بود

00:06:13.456 --> 00:06:17.043
‫خیلی عجیب میشه. شما دو نفر
‫درمورد بچه‌دار شدن چه حسی دارید؟

00:06:17.043 --> 00:06:20.213
‫به‌خاطر تمام...
‫همه چیز، درسته؟

00:06:20.213 --> 00:06:21.422
‫باعث میشه آدم به فکر فرو بره

00:06:22.048 --> 00:06:25.927
‫آره، نه. باعث میشه به فکر فرو برم،
‫اما به تشکیل خانواده فکر نمی‌کنم

00:06:25.927 --> 00:06:28.805
‫فقط منظورم اینه
‫که اون کار واحد امنیتی،

00:06:28.805 --> 00:06:30.598
‫باید مورد قدردانی قرار بگیره

00:06:30.598 --> 00:06:32.266
‫مشکلی برای واحد امنیتی پیش نمیاد

00:06:34.268 --> 00:06:35.478
‫دارم شروع می‌کنم

00:06:37.438 --> 00:06:40.108
‫شاید این هیپی واقعاً
‫کارش رو بلد بود

00:06:44.529 --> 00:06:48.157
‫یه سوالی دارم. فکر خوبیه؟
‫اگه آنلاین بشه و همه‌مون رو بکشه چی؟

00:06:48.157 --> 00:06:51.828
‫باید این خطر رو به جون بخریم.
‫این واحد امنیتی دوست ماست

00:06:51.828 --> 00:06:53.246
‫جای بحث داره

00:06:53.246 --> 00:06:56.249
‫آره، درسته.
‫من با یه واحد امنیتی دوستم

00:06:57.083 --> 00:07:00.169
‫تو اهل شرکت‌های ریمی،
‫پس احتمالاً درک نمی‌کنی، می‌دونی؟

00:07:01.838 --> 00:07:04.257
‫مطمئنیم داریم کار
‫درست رو انجام می‌دیم؟

00:07:04.257 --> 00:07:06.008
‫معلومه که کار درستیه

00:07:06.008 --> 00:07:08.177
‫اگه می‌خواید این خطر رو بپذیرید
‫که همه‌تون قتل‌عام بشید

00:07:12.098 --> 00:07:13.516
‫شما اهل کجایید؟

00:07:13.516 --> 00:07:15.309
‫اتحادیه‌ی نگهداری

00:07:15.309 --> 00:07:17.770
‫ما اهل یه سیاره‌ی غیرشرکتی هستیم
‫که توسط یه سیستم اجتماعی اداره میشه

00:07:19.063 --> 00:07:20.064
‫چه باحال

00:07:20.064 --> 00:07:21.899
‫توی این سیاره‌ی مزخرف چیکار می‌کنید؟

00:07:22.400 --> 00:07:25.194
‫مجوز بهره‌برداری از مواد معدنی
‫و داده‌های این قاره رو داریم

00:07:25.194 --> 00:07:28.322
‫درسته. رئیس‌های من توی تیم دلت‌فال
‫همیشه شما رو «تازه‌کار‌ها» خطاب می‌کردن

00:07:29.282 --> 00:07:31.534
‫خیلی حرف زشتی بوده،
‫اما خب اشتباه هم نمی‌گفتن

00:07:32.118 --> 00:07:35.079
‫فقط تازه‌کارها جونشون رو توی خطر می‌اندازن
‫تا یه واحد امنیتی رو نجات بدن

00:07:35.079 --> 00:07:36.747
‫بیا اینجا، عزیزم

00:07:36.747 --> 00:07:38.541
‫- همینه
‫- آخریه

00:07:41.335 --> 00:07:42.336
‫گرفتمش

00:07:42.336 --> 00:07:43.713
‫عالیه

00:07:43.713 --> 00:07:48.050
‫یادتون باشه قبل از اینکه من رو آنلاین کنید،
‫حتماً راه‌اندازی مجدد رو بزنید تا همه‌تون رو نکشم

00:07:48.050 --> 00:07:49.385
‫آماده‌ی راه‌اندازی مجدد

00:07:50.511 --> 00:07:53.055
‫گوراثین، ازت می‌خوام
‫وارد سیستمش بشی

00:07:53.055 --> 00:07:54.432
‫دنبال یه کد خراب بگرد

00:07:54.432 --> 00:07:57.101
‫اوه، نـ... اون می‌خواد انجامش بده؟

00:07:57.101 --> 00:07:58.519
‫لعنتی

00:07:58.519 --> 00:08:00.438
‫انگار زیادی خوشحاله

00:08:07.236 --> 00:08:09.071
‫وظیفه‌ی من اینه که اجازه ندم
‫شما صدمه ببینید

00:08:09.071 --> 00:08:11.949
‫- حس می‌کنم یه مشکلی هست
‫- آروم باش

00:08:15.453 --> 00:08:17.580
‫[ حالت آماده‌باش ]

00:08:19.916 --> 00:08:21.250
‫یه لحظه صبر کنید

00:08:21.834 --> 00:08:25.713
‫از درمانگاه خارج شدم
‫و اونا هنوز هم زنده‌ان. خوبه

00:08:26.923 --> 00:08:27.965
‫آنلاین شده

00:08:29.592 --> 00:08:33.554
‫وقتی قیافه‌های امیدوارشون رو دیدم،
‫خوشحال شدم که نکشتمشون

00:08:34.514 --> 00:08:35.515
‫تقریباً

00:08:37.016 --> 00:08:39.727
‫چرا تکون نمی‌خوره؟

00:08:39.727 --> 00:08:44.357
‫چون به هاب‌سیستم گفتم
‫از گردن به پایین فلجش کنه

00:08:44.357 --> 00:08:46.317
‫چرا؟ خطری نداره

00:08:46.317 --> 00:08:47.985
‫مشکل چیه، گوراثین؟

00:08:48.694 --> 00:08:49.779
‫همونطور که می‌دونید،

00:08:49.779 --> 00:08:52.657
‫من منتوجه شدم واحد امنیتی
‫یه ناهنجاری‌هایی داره

00:08:52.657 --> 00:08:53.741
‫ای وای

00:08:53.741 --> 00:08:56.244
‫- و وقتی وارد سیستمش شدم...
‫- ای وای

00:08:56.244 --> 00:08:58.955
‫...واحد از قبل سرکش شده بود

00:09:02.333 --> 00:09:03.793
‫کنترل‌گرش رو هک کرده بود

00:09:05.002 --> 00:09:06.003
‫سرکش شده؟

00:09:06.003 --> 00:09:07.880
‫توی شبکه‌های سرگرمی،

00:09:07.880 --> 00:09:10.466
‫توی این لحظه معمولاً میگن:
‫«وای، گندش بزنن»

00:09:10.466 --> 00:09:13.386
‫- باشه
‫- همه‌مون رو می‌کشه. همه‌مون رو می‌کشه

00:09:14.262 --> 00:09:17.306
‫آروم باش. نمی‌تونه تکون بخوره

00:09:17.306 --> 00:09:21.769
‫احتمالاً همین‌الان ما رو زیر نظر داره
‫و حرکت بعدیش رو برنامه‌ریزی می‌کنه

00:09:22.728 --> 00:09:24.438
‫درسته

00:09:24.438 --> 00:09:25.690
‫یه جورایی

00:09:25.690 --> 00:09:27.650
‫نه، نه، نه. نمی‌خوام

00:09:29.151 --> 00:09:30.152
‫من دارم میرم

00:09:30.987 --> 00:09:33.531
‫باشه. دقیقاً چه معنی‌ای داره، گورا؟

00:09:33.531 --> 00:09:35.950
‫بذار خودم بهت بگم

00:09:35.950 --> 00:09:37.910
‫یعنی یا من باید بمیرم، یا شما

00:09:37.910 --> 00:09:39.787
‫مجبور نیست از دستورات ما پیروی کنه

00:09:39.787 --> 00:09:42.540
‫نمی‌تونیم رفتارش رو کنترل کنیم

00:09:42.540 --> 00:09:46.836
‫تمامی اطلاعاتم رو با بارادواج درمیون گذاشتم،
‫و اون هم کامل باهام موافقه

00:09:46.836 --> 00:09:49.589
‫بارادواج. بعد از اینکه نجاتت دادم؟

00:09:49.589 --> 00:09:50.965
‫من با گوراثین موافق نیستم

00:09:50.965 --> 00:09:52.508
‫ها!

00:09:52.508 --> 00:09:54.135
‫یعنی کنترل‌گرش هک نشده؟

00:09:54.135 --> 00:09:57.722
‫نه، قطعاً هک شده.
‫اختیارش دست خودشه

00:09:57.722 --> 00:09:59.390
‫همونطور که میگن، سرکش شده

00:09:59.390 --> 00:10:03.102
‫اما با این وجود برای حفظ جون ما
‫و مراقبت از ما عمل می‌کنه

00:10:03.102 --> 00:10:06.105
‫این خودش بهترین دلیل
‫برای ماست که بهش اعتماد کنیم

00:10:06.105 --> 00:10:09.150
‫مگه اعتراض اصلی ما از اول همین نبود؟
‫اینکه اراده‌ی آزاد نداشت؟

00:10:09.150 --> 00:10:12.612
‫- دقیقاً
‫- اراده‌ی آزاد برای انجام چه کاری؟

00:10:12.612 --> 00:10:14.905
‫از لحظه‌ای که پامون رو اینجا گذاشتیم
‫پشت سر هم داریم تخریب می‌شیم

00:10:14.905 --> 00:10:18.534
‫گزارش‌های خطر حذف شده.
‫بخش‌های گم‌شده‌ی نقشه

00:10:18.534 --> 00:10:22.496
‫و بهتون قول میدم که مظنون شماره‌ی یک
‫کسی نیست جز واحد امنیتی

00:10:22.496 --> 00:10:23.831
‫اصلاً منصفانه نیست

00:10:24.540 --> 00:10:28.252
‫احتمالاً همین اتفاق برای تیم دلت‌فال هم افتاده.
‫قطعاً یه جورایی به هم مرتبطن

00:10:28.252 --> 00:10:30.421
‫اوه، مزخرف نگو

00:10:31.088 --> 00:10:34.967
‫قطعاً یه نفر داره مزاحم‌مون میشه،
‫اما امنیتی‌جون ربطی به ماجرا نداشته

00:10:34.967 --> 00:10:36.052
‫امنیتی‌جون؟

00:10:36.052 --> 00:10:38.763
‫گفت یه قطعه‌ی کنترل نبرد بهش وصل شده.
‫بهمون گفت بکشیمش

00:10:38.763 --> 00:10:41.182
‫چرا؟ اگه می‌خواسته ما رو بکشه
‫چرا اون کار رو کرده؟

00:10:41.182 --> 00:10:44.268
‫اگه شرکت می‌خواست واحد امنیتی
‫ما رو بکشه، تا الان کشته بود

00:10:44.268 --> 00:10:46.854
‫شرکت نمی‌خواد شما رو بکشه

00:10:47.647 --> 00:10:50.983
‫ببینید کی می‌تونه حرف بزنه

00:10:50.983 --> 00:10:52.860
‫باید بعضی چیزها رو توضیح بدی

00:10:52.860 --> 00:10:54.278
‫واحد امنیتی، از کجا می‌دونی؟

00:10:54.278 --> 00:10:57.156
‫چون اگه می‌خواستن شما رو بکشن،
‫با استفاده از سیستم بازیافت

00:10:57.156 --> 00:10:58.658
‫مواد خوراکی‌تون رو مسموم می‌کردن

00:10:58.658 --> 00:11:02.286
‫زنده موندن شما برای شرکت
‫منافع مالی داره

00:11:02.286 --> 00:11:05.206
‫پول دیه‌ی مرگ شما خیلی زیاده

00:11:05.206 --> 00:11:08.334
‫گوراثین، بهشون بگو
‫چطور وقتش رو می‌گذرونه

00:11:09.001 --> 00:11:12.254
‫در اصل نگرانیت بابت همین بود، نه؟

00:11:13.381 --> 00:11:16.967
‫هزاران ساعت برنامه‌ی
‫سرگرمی دانلود کرده

00:11:17.760 --> 00:11:22.014
‫بیش‌تر سریال.
‫بیش‌تر یه سریال به اسم «سنکچوری مون»

00:11:23.015 --> 00:11:24.809
‫«سنکچوری مون» رو ندیدی؟

00:11:25.393 --> 00:11:26.811
‫من اون آشغال رو نگاه نمی‌کنم

00:11:27.687 --> 00:11:31.065
‫احتمالاً ازش استفاده می‌کنه تا پیام‌هایی رو
‫رمزگذاری کنه و برای شرکت بفرسته

00:11:31.065 --> 00:11:33.234
‫امکان نداره بدون اینکه ما بفهمیم
‫اونقدر سریال نگاه کنه

00:11:34.235 --> 00:11:36.028
‫هی، اون قسمت رو دیدی که مشاورشون

00:11:36.028 --> 00:11:39.281
‫سرپرست زمینی‌سازی که اهداکننده‌ی دوم
‫به فرزند کاشته‌شده بود رو کشت؟

00:11:39.281 --> 00:11:40.866
‫دروغه. اون نکشتش

00:11:40.866 --> 00:11:44.370
‫حسابدار ویت‌تنمارک واسش
‫پاپوش دوخته بود. اون مار حیله‌گر

00:11:44.370 --> 00:11:45.621
‫سریال رو می‌بینه

00:11:45.621 --> 00:11:47.748
‫- خیلی نکته‌ی جزئی و عمیقی بود
‫- خیلی عمیق بود

00:11:47.748 --> 00:11:49.542
‫فصل ۱۹، قسمت جهارم

00:11:49.542 --> 00:11:53.087
‫بگذریم، مهم نیست
‫بهش اعتماد می‌کنیم یا نه

00:11:53.087 --> 00:11:54.964
‫باید همینطوری فلج بمونه

00:11:55.756 --> 00:11:57.341
‫امکان نداره

00:11:57.341 --> 00:11:58.509
‫واقعاً؟

00:11:59.135 --> 00:12:01.053
‫- چرا؟
‫- بس کن!

00:12:01.053 --> 00:12:03.472
‫بس کن! تمومش کن!

00:12:03.472 --> 00:12:04.765
‫- ولش کن!
‫- واحد امنیتی

00:12:04.765 --> 00:12:07.560
‫چون من زنجیره‌ی کنترلِ
‫هاب‌سیستم رو هک کردم

00:12:07.560 --> 00:12:10.730
‫واحد امنیتی، گوراثین رو ول کن.
‫خواهش می‌کنم

00:12:12.773 --> 00:12:13.983
‫ازت خوشم نمیاد

00:12:16.360 --> 00:12:17.653
‫می‌بینید؟ می‌بینید؟

00:12:19.488 --> 00:12:21.240
‫دیگه اونجا کاری نداشتم

00:12:24.076 --> 00:12:29.540
‫متوجه شدم که مجبور نیستی
‫از دستورات ما و بقیه اطاعت کنی،

00:12:29.540 --> 00:12:32.918
‫اما از همون اول که اومدیم اینجا
‫همینطور بوده

00:12:41.385 --> 00:12:43.554
‫ازت می‌خوام عضوی
‫از گروهمون باشی

00:12:44.180 --> 00:12:47.057
‫حداقل تا وقتی که از این سیاره خارج شیم
‫و به یه جای امن بریم

00:12:47.057 --> 00:12:51.061
‫اون موقع می‌تونیم درمورد این حرف بزنیم
‫که خودت دوست داری چیکار کنی

00:12:54.064 --> 00:12:58.652
‫و قسم می‌خورم که به شرکت،

00:12:58.652 --> 00:13:03.783
‫یا هیچکس دیگه‌ای، چیزی درمورد تو
‫یا کنترل‌گرِ هک‌شده نمیگم

00:13:05.701 --> 00:13:07.453
‫البته، باید اونطور می‌گفت

00:13:10.414 --> 00:13:11.665
‫وگرنه می‌خواست چیکار کنه؟

00:13:14.126 --> 00:13:16.086
‫و منم جوابی که مجبور بودم رو دادم

00:13:17.630 --> 00:13:18.672
‫باشه

00:13:19.715 --> 00:13:21.383
‫پس اینطور شد، ها؟

00:13:22.051 --> 00:13:24.094
‫اتفاق نظر چی شد پس، منزا؟

00:13:25.679 --> 00:13:28.140
‫در نهایت همه به این نظر می‌رسیم

00:13:30.851 --> 00:13:33.729
‫واحد امنیتی، می‌خوام بهم قول بدی

00:13:33.729 --> 00:13:36.941
‫که به اندازه‌ی بقیه‌مون،
‫از گوراثین هم محافظت می‌کنی

00:13:36.941 --> 00:13:38.651
‫به محافظت اون نیاز ندارم

00:13:39.568 --> 00:13:43.739
‫چرا؟ هاب‌سیستم
‫همه چیز رو ضبط کرده

00:13:43.739 --> 00:13:45.950
‫هاب‌سیستم چیزی رو ضبط نکرده

00:13:46.909 --> 00:13:49.578
‫من فقط یه ساعت از فعالیت معمولی
‫از تاریخچه رو براش فرستادم

00:13:51.539 --> 00:13:54.166
‫ممکنه هاب‌سیستم توسط
‫یه عامل خارجی هک شده باشه

00:13:54.834 --> 00:13:56.043
‫نمی‌تونید بهش اعتماد کنید

00:13:58.295 --> 00:14:00.798
‫توصیه می‌کنم وقتش رسیده
‫که وضعیت اضطراری اعلام کنیم

00:14:02.967 --> 00:14:05.469
‫آره. آره، آره. موافقم

00:14:10.432 --> 00:14:13.519
‫بازمونده‌ی تیم دلت‌فال
‫همه‌ش به طرز عجیبی نگاهم می‌کرد

00:14:13.519 --> 00:14:15.688
‫انگار یکی از شخصیت‌های
‫توی شبکه‌های سرگرمی بودم

00:14:15.688 --> 00:14:17.022
‫اینقدر بهم خیره نشو

00:14:17.022 --> 00:14:18.399
‫چی؟ خیره نشده بودم

00:14:18.399 --> 00:14:20.359
‫خیره نشده بودم.
‫تو اینقدر به من خیره نشو

00:14:21.026 --> 00:14:22.361
‫ربات پر افاده

00:14:23.153 --> 00:14:25.781
‫لیبیبی، دلت‌فال تلاش کرد
‫وضعیت اضطراری اعلام کنه؟

00:14:25.781 --> 00:14:28.200
‫دلت‌فال؟ نمی‌دونم

00:14:28.909 --> 00:14:30.369
‫خیلی به من اطلاعات نمی‌دادن

00:14:30.369 --> 00:14:32.496
‫حتماً خیلی اذیت می‌شدی

00:14:32.496 --> 00:14:34.623
‫توی دلت‌فال شغلت چی بود؟

00:14:34.623 --> 00:14:38.335
‫بیش‌تر مسئول نگهداری
‫و نظافت بودم، می‌دونید؟

00:14:38.335 --> 00:14:39.420
‫رخت‌شویی

00:14:39.420 --> 00:14:40.963
‫یکی رو همراه خودشون آورده بودن
‫برای رخت‌شویی؟

00:14:40.963 --> 00:14:42.965
‫- حال به هم زنه
‫- مگه نه؟

00:14:42.965 --> 00:14:45.134
‫من یه قرارداد هفت ساله
‫با شرکت «اینترتراو ماینینگ سلشون» دارم،

00:14:45.134 --> 00:14:46.844
‫و چون مدرکی ندارم،
‫نمی‌تونم کاریش بکنم

00:14:46.844 --> 00:14:48.721
‫- نمیگم تو حال به هم زنی
‫- نه

00:14:48.721 --> 00:14:50.848
‫شرکت‌های ریم رو گفتم،

00:14:50.848 --> 00:14:53.434
‫و کل سیستم برده‌داری و خدمت اجباری.
‫اون حال به هم زنه

00:14:53.434 --> 00:14:55.269
‫اون چیزیه که حال به هم زنه؟

00:14:55.269 --> 00:14:57.897
‫- لطفاً ساکت باشید
‫- ممنون

00:14:57.897 --> 00:15:00.065
‫نمی‌تونم به فرستنده
‫دسترسی پیدا کنم

00:15:01.275 --> 00:15:04.320
‫منم نمی‌تونستم، و اون خبر بدی بود
‫[ در حال تلاش برای اتصال... ]

00:15:04.320 --> 00:15:06.196
‫سعیت رو بکن، گورا.
‫سعیت رو بکن

00:15:06.196 --> 00:15:07.948
‫این فرستنده چطور کار می‌کنه؟

00:15:08.616 --> 00:15:12.202
‫به مدار پرتاب میشه و یه پالس الکترومغناطیسی
‫از طریق کرم‌چاله می‌فرسته و درخواست کمک می‌کنه

00:15:12.202 --> 00:15:13.871
‫در این مورد،
‫یه سفینه از شرکت میاد

00:15:13.871 --> 00:15:16.457
‫خب، معمولاً چقدر طول می‌کشه
‫تا به اینجا برسن؟

00:15:16.957 --> 00:15:18.125
‫معمولاً ۵ روز

00:15:18.125 --> 00:15:21.670
‫‏۵ روز؟ اما اگه کسی که اون ربات رو فرستاد
‫تا تیم دلت‌فال رو بکشه

00:15:21.670 --> 00:15:22.880
‫بفهمه خودمون کجاییم چی؟

00:15:22.880 --> 00:15:25.633
‫اقامت‌گاه دلت‌فال خیلی دوره،
‫پس مشکلی پیش نمیاد

00:15:25.633 --> 00:15:26.842
‫- اینجا در امانی
‫- باشه

00:15:26.842 --> 00:15:29.511
‫- سیگنال ارسال نمیشه
‫- من با پرنده به سمت فرستنده میرم

00:15:29.511 --> 00:15:30.804
‫و به صورت دستی فعالش می‌کنم

00:15:31.555 --> 00:15:34.725
‫تنهایی نمیری.
‫پرنده‌مون رو نمی‌دیم بهت

00:15:34.725 --> 00:15:36.352
‫- منم همراهش میرم
‫- آیدا

00:15:36.352 --> 00:15:37.519
‫من بهترین خلبان‌تونم

00:15:38.604 --> 00:15:40.105
‫خب واقعاً هستم

00:15:40.105 --> 00:15:42.232
‫همه‌ی وسایل لازم و آذوقه‌ی کافی
‫برای یک هفته رو جمع کنید

00:15:42.232 --> 00:15:45.778
‫و وقتی که ما برمی‌گردیم،
‫توصیه می‌کنم بریم به یه منطقه‌ی مخفی‌تر

00:15:49.323 --> 00:15:52.952
‫وسایلی که می‌خواید ببرید رو جمع کنید،
‫اما خیلی زیاد نباشن

00:15:52.952 --> 00:15:55.788
‫نمی‌دونیم سفینه‌ی نجات
‫چقدر وسیله رو می‌تونه حمل کنه

00:15:55.788 --> 00:15:57.915
‫همون اولش هم نتونستیم
‫وسایل زیادی رو بیاریم

00:15:57.915 --> 00:16:00.250
‫گوش کن، واقعاً فکر می‌کنی
‫کار عاقلانه‌ایه؟

00:16:01.752 --> 00:16:03.545
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم، نه؟

00:16:03.963 --> 00:16:05.673
‫[ وضعیت محیط اطراف: امن ]

00:16:11.595 --> 00:16:15.182
‫اگه من زنده برنگشتم...

00:16:15.182 --> 00:16:16.266
‫لطفاً این حرف رو نزن

00:16:16.266 --> 00:16:21.605
‫اگه من زنده برنگشتم،
‫پین‌لی در بین افراد برابر، نفر برتره

00:16:24.441 --> 00:16:25.651
‫فهمیدم

00:16:26.318 --> 00:16:30.781
‫اطلاعات قطعه‌ی کنترل نبرد رو
‫تجزیه و تحلیل می‌کنم،

00:16:30.781 --> 00:16:32.700
‫و هاب‌سیستم رو
‫مجدداً راه‌اندازی می‌کنم

00:16:32.700 --> 00:16:35.786
‫شاید بفهمم دلیل
‫همه‌ی این اتفاقات چیه

00:16:37.579 --> 00:16:39.039
‫ممنون، گورا

00:16:39.999 --> 00:16:43.335
‫خوشحالم که تو اینجایی

00:16:43.335 --> 00:16:44.628
‫منم همینطور

00:16:46.046 --> 00:16:47.047
‫به نظرم...

00:16:47.047 --> 00:16:49.133
‫- وقت رفتنه
‫- اوه، بیخیال

00:16:49.133 --> 00:16:50.217
‫باید بریم

00:16:51.051 --> 00:16:52.469
‫آره. باشه

00:17:11.113 --> 00:17:12.197
‫دلمون براشون تنگ میشه، نه؟

00:17:22.875 --> 00:17:24.960
‫- کمکی از من ساخته‌ست؟
‫- خیلی شک دارم

00:17:26.170 --> 00:17:29.339
‫خب، منظورم این بود که محرکی چیزی
‫از جعبه‌ی داروها نمی‌خوای؟

00:17:29.339 --> 00:17:30.799
‫- اینکه برات بازش کنم...
‫- نه

00:17:30.799 --> 00:17:33.343
‫نه، نه، ممنون

00:17:37.848 --> 00:17:39.183
‫این اطلاعات چی‌ان؟

00:17:39.183 --> 00:17:40.309
‫میشه بذاری کارم رو بکنم؟

00:17:41.143 --> 00:17:42.311
‫مشکلی نیست

00:17:57.242 --> 00:18:03.248
‫خیلی افتخار می‌کنم که اینقدر
‫بزرگ شدن و توی اجتماع هستن

00:18:04.083 --> 00:18:06.502
‫مخصوصاً کوچیک‌ترها، باعث میشن...

00:18:06.502 --> 00:18:10.089
‫نمی‌دونم چرا، ولی انسان‌ها
‫دوست داشتن درمورد بچه‌هاشون حرف بزنن

00:18:11.381 --> 00:18:13.217
‫حتی اگه سوالی هم نمی‌پرسیدی

00:18:13.217 --> 00:18:17.638
‫آخه اون... اونا...
‫از بقیه بیش‌تر دوست‌شون ندارم، البته،

00:18:17.638 --> 00:18:19.389
‫همه‌شون رو دوست دارم. و یه روز....

00:18:19.389 --> 00:18:21.391
‫‏۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه با فرستنده فاصله داریم

00:18:26.605 --> 00:18:30.734
‫می‌دونی چیه؟ اگه شرکت
‫تیم دلت‌فال رو از بین نبرده،

00:18:31.443 --> 00:18:33.362
‫حتماً یه گروه سومی وجود داره

00:18:34.071 --> 00:18:35.322
‫آره

00:18:35.989 --> 00:18:38.617
‫اما چطور بدون اطلاع شرکت
‫روی این سیاره هستن؟

00:18:38.617 --> 00:18:41.370
‫شرکت ترتیب مرگ شما رو نمیده

00:18:42.037 --> 00:18:44.206
‫اگه مشتری‌هاشون بمیرن
‫اعتبارشون خدشه‌دار میشه

00:18:45.040 --> 00:18:47.709
‫اما ممکنه یه نفر رشوه بگیره
‫تا وجود گروه سوم

00:18:47.709 --> 00:18:49.711
‫روی سیاره رو پنهان کنه

00:18:49.711 --> 00:18:50.921
‫چرا؟

00:18:51.839 --> 00:18:54.383
‫چون بیش‌تر انسان‌ها
‫حرومزاده‌های حریصی هستن

00:18:56.385 --> 00:18:57.719
‫بحثی توی این موضوع نیست

00:18:58.345 --> 00:19:00.097
‫این نحوه‌ی مکالمه عجیب بود

00:19:00.097 --> 00:19:04.101
‫اینطور نبود که فقط حقیقت‌ها رو بگم
‫و دستورها رو دریافت کنم

00:19:04.101 --> 00:19:08.981
‫همیشه توی سریال‌ها اینطور حرف می‌زدن.
‫فقط قبلاً خودم تجربه‌ش نکرده بودم

00:19:11.066 --> 00:19:14.319
‫هیچ نشونه‌ای از ورود اجباری
‫به سکونت‌گاه دلت‌فال وجود نداشت

00:19:15.404 --> 00:19:18.615
‫شاید اون گروه سوم رو می‌شناختن،
‫وگرنه چرا راهشون دادن داخل؟

00:19:21.326 --> 00:19:22.703
‫شما هم اونطور کاری می‌کنید

00:19:23.871 --> 00:19:26.540
‫اگه یه گروه دیگه از دانشمندها
‫بیان جلوی در سکونت‌گاه،

00:19:27.207 --> 00:19:30.586
‫بگن تازه وارد سیاره شدن
‫و تجهیزاتشون خراب شده،

00:19:31.712 --> 00:19:36.133
‫بدون کوچیک‌ترین سوالی
‫در رو براشون باز می‌کنید

00:19:37.009 --> 00:19:38.552
‫حتی اگه من خلافش رو بگم

00:19:40.637 --> 00:19:44.892
‫آره. یه‌کم ساده‌لوح هستیم

00:19:46.518 --> 00:19:48.061
‫حتماً خیلی عصبانی‌کننده‌ست

00:19:53.192 --> 00:19:55.694
‫وقتی رفتن سراغ دلت‌فال،
‫بهشون گفتن تیم ما هستن

00:19:56.653 --> 00:20:01.617
‫آدم‌های توی دلت‌فال فکر کردن
‫دارن به ما کمک می‌کنن

00:20:04.703 --> 00:20:05.829
‫آره

00:20:06.413 --> 00:20:09.541
‫خودشون رو جای شما جا زدن
‫تا بتونن وارد بشن و همه رو بکشن

00:20:11.168 --> 00:20:12.544
‫منم باشم همون کار رو می‌کنم

00:20:22.846 --> 00:20:24.056
‫اون فرستنده‌ست

00:20:28.977 --> 00:20:31.104
‫سعی می‌کنم با یه ارتباط
‫سریع فعالش کنم

00:20:31.104 --> 00:20:33.232
‫همین فاصله رو حفظ کن
‫[ در حال فعال کردن فرستنده... ]

00:20:42.491 --> 00:20:46.078
‫کار نمی‌کنه.
‫باید به صورت دستی فعالش کنیم

00:20:46.745 --> 00:20:47.955
‫می‌تونیم اون کار رو بکنیم؟

00:20:47.955 --> 00:20:49.081
‫آره

00:20:49.957 --> 00:20:53.627
‫اون نزدیکی‌ها فرود بیا.
‫بهش وصل میشم و فعالش می‌کنم

00:20:53.627 --> 00:20:56.672
‫خیلی‌خب. بریم برای فرود

00:20:56.672 --> 00:20:57.839
‫و آماده باش

00:20:59.258 --> 00:21:02.344
‫‏۴ دقیقه فرصت داریم
‫که قبل از پرتاب شدنش فرار کنیم

00:21:06.223 --> 00:21:10.936
‫واحد امنیتی، می‌خوام درمورد
‫اتفاقی که بین تو و گوراثین افتاد، حرف بزنیم

00:21:13.605 --> 00:21:16.024
‫- تا حالا به یکی از کارفرماهات صدمه زدی؟
‫- صبر کن
‫[ ارزیابی تهدید: ۸۷ درصد ]

00:21:16.024 --> 00:21:17.567
‫می‌تونیم درموردش حرف بزنیم
‫[ ارزیابی تهدید: ۹۹ درصد ]

00:21:17.567 --> 00:21:18.986
‫همین‌الان دور بزن