WEBVTT

00:00:05.088 --> 00:00:07.006
‫آنچه گذشت...

00:00:07.006 --> 00:00:09.843
‫من مامانم رو از دست دادم
‫و حادثه‌ی وحشتناکی بود

00:00:09.843 --> 00:00:11.553
‫- دستت رو ازش بکش!
‫- نه! کن!

00:00:11.553 --> 00:00:15.056
‫حیرت‌انگیزه که وقتی به آدم‌ها قولِ امنیت بدی
‫چه اطلاعاتی بهت میدن

00:00:15.807 --> 00:00:17.183
‫رُز برای من خاصه

00:00:17.183 --> 00:00:18.852
‫بهش زهرِ مار تزریق می‌کنی؟

00:00:18.852 --> 00:00:21.104
‫سرعتِ بهبود احیاشده‌ها رو
‫به طور چشمگیری کاهش میده

00:00:21.104 --> 00:00:22.939
‫- مور کریک
‫- خواهش می‌کنم

00:00:22.939 --> 00:00:24.232
‫من هیچوقت به کسی صدمه نزدم

00:00:24.232 --> 00:00:25.734
‫اون چی بود، آقای ایبل؟

00:00:25.734 --> 00:00:29.237
‫ما قراره از اون طریق واسا رو پاکسازی کنیم

00:00:30.739 --> 00:00:32.657
‫اون کجاست؟ ابراهیم کجاست؟

00:00:32.657 --> 00:00:34.325
‫- توی مور کریکه
‫- نتونستم با خودم بیارمش

00:00:34.325 --> 00:00:35.827
‫خیلی متأسفم، ام

00:01:18.536 --> 00:01:20.163
‫کمک!

00:01:34.844 --> 00:01:36.471
‫به هوش اومدی

00:01:38.598 --> 00:01:40.266
‫عالیه

00:02:02.288 --> 00:02:04.249
‫بیا. بیا، بیا

00:02:08.002 --> 00:02:09.921
‫بفرما

00:02:10.255 --> 00:02:12.757
‫شانس آوردی که افرادم
‫اون ناحیه رو می‌گشتن

00:02:13.800 --> 00:02:15.718
‫من همه چی رو در موردت شنیدم، واعظ

00:02:15.718 --> 00:02:18.012
‫باید فقط...

00:02:18.054 --> 00:02:20.348
‫باید من رو کنارِ نهر که
‫پیدام کردی ول می‌کردی

00:02:20.348 --> 00:02:22.183
‫تا سربازها پیدات کنن؟

00:02:23.268 --> 00:02:27.313
‫با این وضعیتی که داری؟ نه، نه، نه.
‫بالأخره تو دکترِ حاذقی هستی.

00:02:28.773 --> 00:02:31.317
‫کسی که روی احیاشده‌ها مطالعه می‌کنه

00:02:31.818 --> 00:02:34.821
‫یادداشت‌هات رو خوندم و...

00:02:35.989 --> 00:02:38.950
‫تو یه چیزی رو مخفی می‌کنی، دکتر

00:02:40.326 --> 00:02:44.747
‫چرا بهم نمیگی چی باعث وقوع روزِ احیا شد؟

00:02:44.747 --> 00:02:46.749
‫می‌تونیم به همدیگه کمک کنیم

00:02:47.875 --> 00:02:49.836
‫مگه خودت تمام جواب‌ها رو نداری؟

00:02:52.380 --> 00:02:55.675
‫یا فقط برای تمام پیروانت تظاهر می‌کنی؟

00:02:56.968 --> 00:02:59.178
‫یه سری اطلاعات دارم

00:03:00.304 --> 00:03:07.770
‫ولی می‌خوام اصل و منشاء شر رو بشناسم

00:03:08.438 --> 00:03:10.064
‫تا بتونم بهتر باهاش مبارزه کنم

00:03:10.064 --> 00:03:12.358
‫می‌دونی، مطمئن شم
‫دیگه هرگز اتفاق نمی‌افته

00:03:12.358 --> 00:03:13.776
‫تو کارت نفرت‌پراکنیه

00:03:15.528 --> 00:03:16.988
‫من بهت کمک نمی‌کنم

00:03:19.323 --> 00:03:22.368
‫می‌دونی، توی شبِ احیا

00:03:23.578 --> 00:03:25.413
‫برای یدک کشیدن یه ماشین خبرم کرده بودن

00:03:27.457 --> 00:03:30.626
‫و بعدش یه انفجارِ انرژی احساس کردم

00:03:31.502 --> 00:03:35.298
‫که از جنگل اومد و نوری دیدم

00:03:35.298 --> 00:03:38.593
‫که به آسمون تابید
‫و به سمتِ اون نور دویدم

00:03:38.593 --> 00:03:40.678
‫تا منشاء رو پیدا کنم،
‫ولی دیر شده بود.

00:03:40.678 --> 00:03:42.388
‫می‌دونی چرا؟

00:03:42.388 --> 00:03:43.806
‫دروازه‌های جهنم باز شده بودن

00:03:45.349 --> 00:03:46.768
‫شیاطین آزاد شده بودن

00:03:49.479 --> 00:03:51.189
‫ولی تو زمانِ زیادی منتظر بودی

00:03:51.189 --> 00:03:53.107
‫که همچین اتفاقی رخ بده، هان؟

00:03:53.107 --> 00:03:56.944
‫هان؟ تا بتونی به اجرای
‫برنامه‌ی رادیویی‌ات ادامه بدی،

00:03:56.944 --> 00:03:58.821
‫و به ترس و نفرت دامن بزنی

00:03:59.530 --> 00:04:00.990
‫وانمود کنی توسط خدا برگزیده شدی

00:04:00.990 --> 00:04:03.201
‫شرم بهت

00:04:03.868 --> 00:04:08.414
‫نه، مردم شاید فکرهای خیلی مختلفی
‫در مورد من بکنن،

00:04:08.414 --> 00:04:12.335
‫ولی تنها چیزی که نیستم کلاهبرداره

00:04:13.544 --> 00:04:15.838
‫و ثابتش می‌کنم

00:04:15.838 --> 00:04:19.509
‫تو واقعاً... تو واقعاً به حرف‌هایی
‫که می‌زنی ایمان داری، هان؟

00:04:23.888 --> 00:04:25.556
‫شاید تو هم باید ایمان بیاری

00:04:29.560 --> 00:04:33.022
‫آخرین چیزی که می‌خوای اینه که
‫بلین رو تبدیل به شهید آرمانش کنی

00:04:33.022 --> 00:04:34.732
‫اون دوست دخترت و خواهرم رو کشته

00:04:34.732 --> 00:04:36.567
‫و حالا خواهرم گُم شده
‫و می‌دونم که پیش اونه

00:04:36.567 --> 00:04:38.653
‫شهید هم مُرده محسوب میشه

00:04:38.653 --> 00:04:39.987
‫و این برای من کافیه

00:04:39.987 --> 00:04:41.989
‫ما عنصرِ غافلگیری رو داریم،
‫پس بیا ازش استفاده کنیم.

00:04:41.989 --> 00:04:44.033
‫- و ژنرال؟
‫- از سمتِ جنگل بهش نزدیک می‌شیم

00:04:44.033 --> 00:04:45.868
‫- به ما اهمیتی نمیده
‫- نگهبان‌ها رو می‌کشیم

00:04:45.868 --> 00:04:47.828
‫- بی سر و صدا و جداگانه
‫- اون فقط ام رو می‌خواد

00:04:47.828 --> 00:04:49.247
‫بعدش می‌ریم سراغ بلین

00:04:49.247 --> 00:04:50.957
‫خوبه

00:04:50.957 --> 00:04:53.918
‫حق با جی‌پی‌ـه. پس گوش کنید:

00:04:53.918 --> 00:04:57.004
‫باید هوشمندانه و تاکتیکی عمل کنیم

00:04:57.630 --> 00:05:00.800
‫منم به اندازه‌ی هرکسی
‫این مادرسگ رو می‌خوام، ولی...

00:05:00.800 --> 00:05:03.135
‫ولی نمی‌خوایم یه جنگِ تمام عیار
‫با شبه‌نظامی‌هاش شروع کنیم

00:05:05.012 --> 00:05:06.639
‫بریم تو کارش

00:05:08.516 --> 00:05:12.103
‫خب کِی ایمانت رو از دست دادی، دکتر رامین؟

00:05:13.020 --> 00:05:14.689
‫ایمانم رو از دست ندادم

00:05:15.481 --> 00:05:17.024
‫فقط نمیذارم منطقم رو کور کنه

00:05:21.779 --> 00:05:23.864
‫فرشته‌ام قلبت رو باز می‌کرد

00:05:25.032 --> 00:05:26.993
‫فرشته‌ات؟

00:05:26.993 --> 00:05:30.538
‫از دستش دادم، ولی برمی‌گرده پیشم

00:05:31.914 --> 00:05:34.500
‫مثل دفعه‌ی پیش از جنگل میاد،

00:05:34.500 --> 00:05:36.711
‫مثل یه پرتوی نوره

00:05:37.962 --> 00:05:39.755
‫یه نورِ زرد؟

00:05:40.464 --> 00:05:45.386
‫فرشته‌ی تو هم با صدای ناله‌ی دردناک
‫فریاد می‌زد؟

00:05:50.057 --> 00:05:52.560
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی حرف زدم

00:05:54.437 --> 00:05:55.980
‫نوبتِ توئه که تعریف کنی

00:05:58.691 --> 00:06:00.359
‫من کمکت نمی‌کنم بهشون صدمه بزنی، بلین

00:06:02.737 --> 00:06:07.575
‫می‌دونی که ما دنبال یه چیزیم، دکتر

00:06:09.368 --> 00:06:11.412
‫توی چشم‌هات می‌بینمش

00:06:11.829 --> 00:06:14.874
‫همون درخششی که توی چشم‌هام دارم

00:06:16.000 --> 00:06:19.170
‫برای دونستن. برای فهمیدن

00:06:21.047 --> 00:06:22.673
‫ما به یه دلیلی به اینجا اومدیم

00:06:35.144 --> 00:06:37.688
‫هر شخصی مرگ را خواهد چشید

00:06:40.941 --> 00:06:42.860
‫پلیس!

00:06:42.860 --> 00:06:44.779
‫دست‌هات رو بذار جایی که بتونم ببینم، بلین

00:06:44.779 --> 00:06:46.572
‫- آره
‫- آروم بلند شو

00:06:46.572 --> 00:06:48.407
‫چیزی نیست

00:06:48.407 --> 00:06:50.076
‫- تو چرا اینجایی؟
‫- برو اون طرف

00:06:50.076 --> 00:06:51.827
‫- آره، آره. گرفتمش
‫- فیتزی! بهش دستبند بزن

00:06:51.827 --> 00:06:53.871
‫- ام کجاست؟
‫- بخوابونش

00:06:53.871 --> 00:06:55.831
‫نمی‌دونم

00:06:55.831 --> 00:06:57.958
‫چیزی همراهش نیست

00:07:01.045 --> 00:07:03.088
‫چرا به چنین تدابیرِ شدیدی نیاز داره؟

00:07:03.088 --> 00:07:04.840
‫اون به سه برابر دوز نیاز داره

00:07:04.840 --> 00:07:06.342
‫بدنش سریع‌تر بهبود پیدا می‌کنه

00:07:06.342 --> 00:07:08.969
‫برخلافِ دیگران مقاومت می‌کنه

00:07:08.969 --> 00:07:12.598
‫و آستانه‌ی بی‌نظیری برای خشونت نشون داده

00:07:12.598 --> 00:07:14.558
‫دکتر، زمان داره می‌گذره،

00:07:14.600 --> 00:07:19.021
‫و من باید برای کنترل و حذف
‫تمام احیاشده‌ها پاسخگو باشم

00:07:19.021 --> 00:07:20.940
‫من احیاشده‌ها رو پیدا می‌کنم،

00:07:20.940 --> 00:07:23.067
‫ولی برای کنترل کردنشون به شما نیاز دارم

00:07:24.276 --> 00:07:28.030
‫اون دچارِ نوعی از روان‌پریشیِ هیستریک شده

00:07:28.030 --> 00:07:30.908
‫شرایط جابجایی رو نداره

00:07:33.118 --> 00:07:34.995
‫پس درستش کن

00:07:39.333 --> 00:07:41.627
‫مارتا. مارتا

00:07:42.169 --> 00:07:43.963
‫مارتا

00:07:46.882 --> 00:07:48.509
‫اتفاقی برات نمی‌افته

00:07:53.138 --> 00:07:54.848
‫مامان؟

00:08:04.191 --> 00:08:06.694
‫لستر میجک ازم خواست
‫یه ماشین رو یدک بکشم

00:08:06.694 --> 00:08:10.781
‫ماشینی که آرون وایمر کرایه‌اش کرده بود
‫و تو بعدش دستور قتلش رو دادی

00:08:10.823 --> 00:08:12.658
‫باشه، خب، فرض کنیم،

00:08:12.658 --> 00:08:14.743
‫بذار به این تئوری پر و بال بدم

00:08:14.743 --> 00:08:18.872
‫خب، من باید به معاون برنت
‫چقدر پول می‌دادم

00:08:18.872 --> 00:08:21.458
‫که پروفسور رو بکشه؟

00:08:21.458 --> 00:08:23.836
‫تو بهش ۱۰ هزار دلار دادی

00:08:23.836 --> 00:08:27.214
‫ده هزار دلار؟! واقعاً؟

00:08:27.214 --> 00:08:30.134
‫و به نظر میاد من ۱۰ هزار دلار داشته باشم؟

00:08:30.134 --> 00:08:34.722
‫یعنی، من یه راننده‌ی یدک‌کشم که
‫توی مرکز اسقاط زندگی می‌کنم، پس...

00:08:34.722 --> 00:08:36.557
‫تو پول کافی داشتی

00:08:36.557 --> 00:08:38.350
‫که سعی کنی زمینِ پدرت رو از بلک‌دیر بخری

00:08:38.350 --> 00:08:41.812
اون پول رو قبل از کشته شدنِ خواهرت اهدا کردم

00:08:41.812 --> 00:08:43.439
‫وای! به کی اهداش کردی؟

00:08:45.065 --> 00:08:46.775
‫این به خودم مربوطه

00:08:46.775 --> 00:08:48.610
‫و فقط خدا می‌تونه قضاوتم کنه

00:08:48.610 --> 00:08:51.113
‫دیگه از این مزخرفات در مورد فرد برگزیده
‫حالم بهم می‌خوره

00:08:51.905 --> 00:08:53.324
‫می‌دونی،

00:08:53.324 --> 00:08:56.410
‫وقتی اون شب خواهرت رو روی پل دیدم

00:08:56.410 --> 00:08:59.371
‫که سرد، تنها

00:08:59.913 --> 00:09:01.582
‫و داغون بود

00:09:02.666 --> 00:09:04.960
‫ناخودآگاه از خودم پرسیدم

00:09:04.960 --> 00:09:09.214
‫کی توی خانواده‌اش انقدر ناامیدش کرده

00:09:09.214 --> 00:09:12.217
که معتادی شده که به قتل رسیده

00:09:13.802 --> 00:09:15.763
‫تو؟ تو؟

00:09:15.763 --> 00:09:18.974
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه احساسی داشتی

00:09:18.974 --> 00:09:24.480
‫وقتی همه چی رو اونقدر علنی
‫و شرم‌آور از دست دادی

00:09:25.606 --> 00:09:28.776
‫و بلافاصله بعدش مادرت ولت کرد و رفت

00:09:29.777 --> 00:09:31.695
‫و بعدش پدرت کشته شد

00:09:33.030 --> 00:09:36.742
‫پس بعدش دوتا زن جَوون بی‌گناه رو پیدا کردی،

00:09:36.742 --> 00:09:39.495
‫که یه عمر زندگی پیشِ روشون بود و...

00:09:40.037 --> 00:09:42.581
‫فقط عصبانی بودی
‫و فقط می‌خواستی مجازاتشون کنی

00:09:43.123 --> 00:09:45.125
‫پس به آرون وایمار سپردی پیداشون کنه

00:09:45.125 --> 00:09:47.628
‫باهاشون دوست شه،
‫اونا رو بکشونه توی جنگل

00:09:47.628 --> 00:09:50.798
‫تا تو شبی که به قتل رسیدن
‫باهاشون دیده نشی

00:09:50.798 --> 00:09:52.591
‫و تصمیم گرفتی نقش خدا رو بازی کنی

00:09:52.591 --> 00:09:56.637
‫و ازشون برای محقق کردنِ فانتزی بیمارگونه‌ی
برگزیده شدنت استفاده کردی

00:09:56.637 --> 00:09:59.473
‫- نه. نه
‫- و برای همین رُز و خواهرم رو کشتی!

00:09:59.473 --> 00:10:03.644
‫من خواهرت رو نکشتم. باشه؟

00:10:03.644 --> 00:10:06.271
‫و رُز رو هم نکشتم!

00:10:07.314 --> 00:10:09.024
‫اون دوستم بود

00:10:10.025 --> 00:10:12.111
‫می‌دونی، ما بالأخره جسدش رو پیدا کردیم

00:10:13.904 --> 00:10:16.532
‫توی صندوق یکی از ماشین‌های تصادفی توی زمینت

00:10:16.824 --> 00:10:19.868
‫این مزخرف! مزخرف!

00:10:21.120 --> 00:10:24.790
‫شما عشقِ احیاشده‌ها،
‫دارید برام پاپوش می‌دوزید!

00:10:25.624 --> 00:10:28.043
‫می‌خواید منم مثلِ پدرم نابود کنید

00:10:28.043 --> 00:10:30.838
‫من کاری به کار پدرت نداشتم، بلین،

00:10:30.838 --> 00:10:35.008
‫ولی اون داشت پس‌اندازِ ملت رو
‫با کلاهبرداری از چنگشون در می‌آورد،

00:10:35.008 --> 00:10:39.847
‫با فرو کردن میخ توی دست‌هات فریبشون می‌داد
‫که باور کنن تو «استیگماتا» داری
‫(استیگماتا: زخم‌هایی مثل زخم‌های عیسی مسیح روی صلیب)

00:10:40.347 --> 00:10:44.977
‫پدرم با اون کار من رو برای روزِ برگزیده شدنم
‫آماده می‌کرد

00:10:44.977 --> 00:10:48.063
‫می‌دونی چیه؟ ما نیازی به اعترافت نداریم

00:10:48.063 --> 00:10:50.774
‫می‌دونیم چیکار کردی
‫و برای چی انجامش دادی

00:10:51.900 --> 00:10:54.736
‫فقط امیدوارم شبه‌نظامی‌های دهاتیت

00:10:54.736 --> 00:10:56.864
‫بتونن با خبرِ کلاهبردار بودنت کنار بیان

00:10:56.864 --> 00:10:59.533
‫چون پیروانِ پدرت به هیچ وجه نتونستن

00:11:00.659 --> 00:11:02.119
‫بیخیال

00:11:03.829 --> 00:11:06.748
‫اون واقعاً باور داره
‫توسط خدا برگزیده شده،

00:11:06.748 --> 00:11:09.668
‫پس کشتنِ رُز و ام
‫چه کمکی به رسالتش می‌کنه؟

00:11:09.668 --> 00:11:11.670
‫احتمالاً اونا رو قربانی می‌کرده

00:11:11.670 --> 00:11:14.172
‫تا ثابت کنه چقدر لایقِ برگزیده شدنه

00:11:14.172 --> 00:11:17.301
‫آره، ولی چرا باید برای انجام دادنش
‫با یه پروفسور انسان‌شناسی همکاری می‌کرد؟

00:11:17.301 --> 00:11:18.802
‫اگه می‌خواست دست‌هاش رو آلوده نکنه،

00:11:18.802 --> 00:11:20.387
‫چرا باید رُز رو انتخاب می‌کرد،

00:11:20.387 --> 00:11:22.139
‫کسی که باهاش ارتباط مستقیم داشت؟

00:11:22.139 --> 00:11:24.266
‫قصد داری وکالتش رو قبول کنی؟

00:11:24.266 --> 00:11:27.561
‫نه، نه. نه، اون دیوونه‌ست. شک ندارم

00:11:27.561 --> 00:11:29.229
‫ولی کنجکاوه

00:11:29.229 --> 00:11:31.398
‫تهدیداتش فقط متوجه احیاشده‌هاست،

00:11:31.398 --> 00:11:32.608
‫نه زن‌های جوان،

00:11:32.608 --> 00:11:35.068
‫پس نمی‌تونم انگیزه‌ی مناسبی براش پیدا کنم

00:11:35.068 --> 00:11:36.695
یارو اون توئه؟

00:11:37.279 --> 00:11:39.072
آره، آره. چیزی نیست. گرفتیمش

00:11:39.072 --> 00:11:40.866
‫گوش کن،

00:11:40.866 --> 00:11:43.035
‫به کمکت نیاز دارم

00:11:43.035 --> 00:11:45.621
‫تو در مقایسه با بیشتر معاون‌هامون
‫کارآگاه بهتری هستی

00:11:47.748 --> 00:11:49.249
‫بیشترشون؟

00:11:51.126 --> 00:11:52.919
‫تحقیق کن ببین پولِ بلین کجا رفته

00:12:04.723 --> 00:12:06.642
‫عجله کن

00:12:14.941 --> 00:12:16.401
‫سلام ام

00:12:16.818 --> 00:12:19.363
‫منم، رودی

00:12:20.197 --> 00:12:21.948
‫گفت مریضی و

00:12:22.783 --> 00:12:24.409
‫می‌خواستم ببینمت و مطمئن شم خوبی

00:12:24.409 --> 00:12:26.703
‫پس این پسریه که باهاش بودی؟

00:12:27.162 --> 00:12:28.789
‫چجور پسریه؟

00:12:29.247 --> 00:12:30.874
‫ام، من...

00:12:34.127 --> 00:12:35.796
‫هیچوقت قصد نداشتم این اتفاق بیفته

00:12:39.174 --> 00:12:40.801
‫اونا خانواده‌ام رو تهدید کردن

00:12:42.386 --> 00:12:44.012
‫شکنجه‌ام کردن

00:12:45.847 --> 00:12:47.307
‫و...

00:12:50.143 --> 00:12:51.812
‫من به اندازه‌ی کافی قوی نبودم

00:12:54.815 --> 00:12:56.566
‫یه چیزی هست که توی عمرم یاد گرفتم:

00:12:56.566 --> 00:12:59.486
‫مردها هرچی میگن که راضی‌ات کنن
‫دوباره قبولشون کنی،

00:12:59.486 --> 00:13:03.949
‫ولی به محض این که قبولشون کنی
‫دوباره قلبت رو می‌شکنن

00:13:05.033 --> 00:13:07.744
‫باید بپرسم، مارتا،

00:13:07.744 --> 00:13:09.371
‫چی باعث شد پسری رو انتخاب کنی

00:13:09.371 --> 00:13:11.748
‫که می‌تونست همچین کاری باهات بکنه؟

00:13:12.249 --> 00:13:14.334
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو ببخشی؟

00:13:15.502 --> 00:13:17.212
‫نیازی بهش نداری، عزیزکم

00:13:17.921 --> 00:13:19.339
‫الان من رو داری

00:14:11.057 --> 00:14:13.101
‫بذارید بیام بیرون!

00:14:13.894 --> 00:14:15.854
‫خواهش می‌کنم!
‫اون حالش خوش نیست!

00:14:22.819 --> 00:14:24.738
‫لطفاً دوباره ترکم نکن

00:14:25.572 --> 00:14:27.240
‫نمی‌دونم دیگه چی بهت بگم

00:14:27.240 --> 00:14:29.242
‫فقط کنترلش کن

00:14:29.242 --> 00:14:30.994
‫یه مشکل امنیتی پیش اومده

00:14:32.287 --> 00:14:35.332
‫یکی از اهالی هوادارِ احیاشده‌ها
‫دردسر درست می‌کنه

00:14:35.332 --> 00:14:37.292
‫بهش رسیدگی کنید!
‫و ازش درس عبرت بسازید.

00:14:37.292 --> 00:14:38.960
‫هر چقدر زودتر ببریمشون امبر پوینت بهتره

00:14:38.960 --> 00:14:40.420
‫امبر پوینت؟

00:14:40.420 --> 00:14:42.380
‫بالاتر از سطح دسترسی شماست، دکتر

00:14:43.924 --> 00:14:46.384
‫کن، باید من رو از اینجا ببری بیرون

00:14:47.052 --> 00:14:49.054
‫اینجا افتضاحه

00:14:49.054 --> 00:14:51.556
‫دارن یه بلایی سر احیاشده‌های دیگه میارن

00:14:51.556 --> 00:14:54.267
‫تمام روز صدای جیغ میاد

00:14:54.267 --> 00:14:55.602
‫با تو هم کاری کردن؟

00:14:55.602 --> 00:14:57.771
‫نه، بهم دست نزدن

00:14:58.063 --> 00:15:00.398
‫ولی خیلی می‌ترسم که هر لحظه این کارو بکنن

00:15:00.398 --> 00:15:01.983
‫نمی‌تونم تحملش کنم

00:15:01.983 --> 00:15:04.027
‫این کارو نمی‌کنن، قول میدم

00:15:05.028 --> 00:15:06.279
‫ما باهاشون معامله کردیم

00:15:06.279 --> 00:15:07.989
‫معامله؟

00:15:10.575 --> 00:15:12.118
‫پیچیده‌ست

00:15:13.953 --> 00:15:15.413
‫یادته،

00:15:15.997 --> 00:15:17.540
‫ما یه قولی به هم دادیم

00:15:18.917 --> 00:15:20.710
‫هیچ رازی از هم پنهان نکنیم

00:15:22.587 --> 00:15:27.258
‫ژنرال ازم خواست یه احیاشده رو
‫توی فیلم دوربین مداربسته شناسایی کنم

00:15:29.010 --> 00:15:31.012
‫اون مارتا سایپرس بود

00:15:32.305 --> 00:15:34.265
‫تو باعث شدی مارتا رو بگیرن؟

00:15:37.185 --> 00:15:38.645
‫اوه، کن

00:15:38.645 --> 00:15:40.522
اون بچه‌ست

00:15:40.522 --> 00:15:42.941
‫می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم

00:15:42.941 --> 00:15:45.318
‫گوش کن، گوش کن...

00:15:47.112 --> 00:15:50.573
‫شنیدم ژنرال با یه سرباز حرف می‌زد

00:15:50.573 --> 00:15:52.367
‫فکر کنم می‌خوان ما رو جابجا کنن

00:15:52.367 --> 00:15:53.993
‫جابجاتون کنن؟

00:15:55.412 --> 00:15:57.038
‫صبر کن ببینم

00:15:57.497 --> 00:16:02.293
‫من کلی کامیون و کانتینتر اون بیرون دیدم
‫که قبلاً اونجا نبودن

00:16:02.293 --> 00:16:05.046
‫اون داره آماده میشه یه کاری بکنه.
‫و به زودی آماده میشه.

00:16:06.214 --> 00:16:08.216
‫قول میدم از اینجا خلاصت می‌کنم، باشه؟

00:16:09.008 --> 00:16:12.679
‫هی، نگران نباش

00:16:15.640 --> 00:16:19.018
‫خب، اگه حق با ابراهیم باشه،
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.

00:16:19.018 --> 00:16:20.687
‫یعنی هرکسی توی واسا

00:16:20.687 --> 00:16:22.522
‫ممکنه رُز و خواهرت رو کشته باشه

00:16:22.522 --> 00:16:24.315
‫باور کن، می‌دونم

00:16:24.315 --> 00:16:26.109
‫ویسکی داریم بریزم توی این قهوه؟

00:16:29.696 --> 00:16:31.990
‫ببین، الان یکی رو بازداشت کردیم

00:16:31.990 --> 00:16:35.994
‫که ابزار، فرصت و مرضش رو داشته
‫که قتل‌ها رو مرتکب بشه

00:16:35.994 --> 00:16:37.620
‫نمیگم باید بلین رو آزاد کنیم

00:16:37.620 --> 00:16:39.372
‫فقط میگم باید مطمئن بشیم

00:16:39.372 --> 00:16:42.667
‫وگرنه ام و هر دختر دیگه‌ای
‫توی واسا در امان نیستن

00:16:44.294 --> 00:16:46.212
‫خیلی خب

00:16:46.212 --> 00:16:48.506
‫تا وقتی که می‌تونیم نگهش می‌داریم

00:16:48.506 --> 00:16:51.009
‫به تحقیق ادامه می‌دیم
‫تا مدارکی پیدا کنیم که

00:16:51.009 --> 00:16:53.469
‫یکی از دو حالت رو ثابت کنه،
‫ولی شرط می‌بندم کارِ بلینـه.

00:16:53.469 --> 00:16:55.305
‫وین! حروم‌زاده

00:16:56.806 --> 00:16:58.850
‫این به خاطر لو دادنِ خواهرم بود!

00:16:58.850 --> 00:17:01.019
‫- سعی کردم جلوش رو بگیرم
‫- مرسی، فیتزی. عیب نداره

00:17:01.019 --> 00:17:03.104
‫چی می‌خوای؟

00:17:03.104 --> 00:17:05.064
‫حقم بود

00:17:05.064 --> 00:17:06.566
‫ولی باید به حرفم گوش بدید

00:17:06.566 --> 00:17:08.067
‫ژنرال مارتا رو پیدا کرده

00:17:08.067 --> 00:17:09.485
‫- چی؟ چطوری؟
‫- کجا؟

00:17:09.485 --> 00:17:11.029
‫ما مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

00:17:11.029 --> 00:17:12.864
‫دایان حرف‌های ژنرال رو شنیده

00:17:12.864 --> 00:17:15.033
‫اونا تمام احیاشده‌ها رو جابجا می‌کنن،
‫از جمله مارتا.

00:17:15.033 --> 00:17:19.078
‫باید اونا رو فراری بدیم،
‫وگرنه دیگه هرگز نمی‌بینیمشون.

00:17:19.829 --> 00:17:22.165
‫من ریورساید رو برای نگهداری
‫احیاشده‌ها انتخاب کردم

00:17:22.165 --> 00:17:26.502
‫چون بهترین امنیتِ تاکتیکی رو
‫بین تمام مراکز خالی در واسا داره

00:17:26.502 --> 00:17:28.546
‫فقط یه ورودی داره

00:17:28.546 --> 00:17:30.340
‫که به یه راه پله به زیر زمین ختم میشه

00:17:30.340 --> 00:17:31.674
‫یه گلوگاهه

00:17:31.674 --> 00:17:33.426
‫این تنها راه نجات دادن امـه

00:17:33.426 --> 00:17:35.470
‫تیکه تیکه شدنِ ما چه کمکی به خواهرت می‌کنه؟

00:17:35.470 --> 00:17:37.597
دست رو دست گذاشتن
چطوری نجاتش میده؟

00:17:37.597 --> 00:17:39.515
‫لطفاً تمرکز کنید!

00:17:41.684 --> 00:17:45.438
‫خیلی خب، اگه ژنرال قصد جابجایی
‫دسته‌جمعیِ احیاشده‌ها رو داره

00:17:45.438 --> 00:17:46.898
‫هیچ ریسکی نمی‌کنه

00:17:46.898 --> 00:17:50.401
‫پس جی‌پی، به پائول بلیک
‫توی سازمان حمل و نقل زنگ بزن

00:17:50.401 --> 00:17:51.736
‫بهش بگو می‌خوام بدونم

00:17:51.736 --> 00:17:55.406
‫اونا بزرگراه، راه‌آهن یا مسیرِ پروازی
‫برای خروج از واسا خالی کردن یا نه

00:17:55.406 --> 00:17:57.158
‫- خیلی خب. حله، رئیس
‫- بریم

00:17:57.158 --> 00:17:59.535
‫- هی، کلانتر!
‫- اینجا کمک لازم دارم!

00:18:00.453 --> 00:18:02.538
‫اونا فقط یه مشت بُزدل!

00:18:02.538 --> 00:18:05.625
‫فقط قلدرهایی هستن که
‫پشتِ لباس نظامی قایم شدن

00:18:05.625 --> 00:18:07.085
‫صد بار دیدمش

00:18:07.085 --> 00:18:08.670
‫- چی شده؟
‫- جریان چیه؟

00:18:08.670 --> 00:18:10.880
‫اون رفته ریورساید دوستش رو پیدا کنه

00:18:10.880 --> 00:18:13.549
‫و اونا با تفنگ زدن توی سرش
‫و انداختنش نزدیک مِیخونه‌ام!

00:18:13.549 --> 00:18:16.761
‫بعد از اون همه مرگ و ویرانی
‫چی نصیبمون شده؟

00:18:16.761 --> 00:18:19.639
‫به خاطر همین از ارتش خارج شدم
‫تا به جای مرگ روی زندگی تمرکز کنم

00:18:19.681 --> 00:18:21.641
‫لستر، آروم باش. سکته می‌کنی‌ها!

00:18:22.350 --> 00:18:24.060
‫واندا نخواست از مرگ برگرده

00:18:24.060 --> 00:18:25.812
‫ولی داشت تمام تلاشش رو می‌کرد

00:18:26.562 --> 00:18:28.981
‫حتی بعد از دست دادن
‫بیمه‌ی تأمین اجتماعیش

00:18:28.981 --> 00:18:30.608
‫من هر کاری می‌تونستم
‫برای کمک بهش کردم

00:18:30.608 --> 00:18:32.652
‫ولی برای تو مهم نبود، کلانتر!

00:18:33.027 --> 00:18:35.780
‫همه‌تون به خاطرِ سنمون
‫ما رو نادیده گرفتید

00:18:38.658 --> 00:18:40.827
‫ما هنوز سال‌های خوبی پیش رو داریم!

00:18:42.954 --> 00:18:46.332
‫عه، بذار برای چشمت یکم یخ بیارم

00:18:46.332 --> 00:18:48.751
‫خودت رو اذیت نکن. نشان افتخاره

00:18:49.836 --> 00:18:51.921
‫ببین می‌تونی قانعش کنی بره بیمارستان

00:18:51.921 --> 00:18:53.798
‫زخمش بد به نظر میاد.
‫باید بره معاینه شه.

00:18:53.798 --> 00:18:58.761
‫نه، نه، نه. اون بهای دفاع کردن
‫از مردمِ این شهره

00:18:58.761 --> 00:19:00.888
‫کاری که تو به خودت زحمت نمی‌دادی انجام بدی

00:19:00.888 --> 00:19:04.100
‫تا این که فهمیدی مارتا یکی از اونا بوده

00:19:05.059 --> 00:19:08.938
‫این رهبری نیست. این بُزدلیه

00:19:10.106 --> 00:19:12.608
‫درست مثل مردی که اون کارو با لستر کرد

00:19:17.488 --> 00:19:20.658
‫هر احیاشده‌ای که آزاد شد،
‫بفرستش پیش من.

00:19:21.492 --> 00:19:23.453
‫می‌تونم از واسا خارجشون کنم

00:19:23.453 --> 00:19:25.371
‫از طریق تونل‌های قاچاق قدیمی زیر مِیخونه

00:19:29.459 --> 00:19:31.586
‫خیلی خب، پس بلین راست می‌گفته

00:19:31.586 --> 00:19:33.463
‫اون پولش رو اهدا کرده

00:19:33.463 --> 00:19:35.214
‫- به کی؟
‫- به شما

00:19:35.214 --> 00:19:39.051
‫خب، در اصل به اداره‌ی پلیس
‫به عنوان پاداشی برای پیدا کردن قاتل رُز

00:19:39.760 --> 00:19:42.930
‫صبر کن ببینم، بلین اون پاداش ناشناس رو
‫برای رُز داده بود؟

00:19:42.930 --> 00:19:45.725
‫- اون...
‫- پنجاه هزار دلار بود. آره

00:19:48.186 --> 00:19:50.688
‫خب، اون پول هیچوقت به دستمون نرسید.
‫وقتی جسی فرار کرد پسش گرفتن

00:19:50.688 --> 00:19:53.983
‫بعدش به صندوق زنانِ بومی گُمشده
‫و کشته شده منتقل شد

00:19:56.569 --> 00:19:59.572
‫گمونم ممکنه از روی عذاب وجدان
‫اهداش کرده باشه

00:20:00.072 --> 00:20:01.449
‫فکر نکنم اینطور بوده باشه

00:20:01.449 --> 00:20:03.159
‫دینا، اون نمی‌تونه آزاد شه

00:20:03.159 --> 00:20:04.869
‫باید یه مدرکی علیه‌اش پیدا کنی

00:20:06.621 --> 00:20:08.039
‫کاری رو که شروع کردی تموم کن

00:20:25.264 --> 00:20:27.141
‫من دارم میرم

00:20:33.147 --> 00:20:36.108
‫هی، من یه خبرنگارم

00:20:36.108 --> 00:20:38.736
‫اطلاعاتم رو از هر منبع موثقی می‌گیرم

00:20:39.237 --> 00:20:40.988
‫آره، خب من یه دانشمندم

00:20:40.988 --> 00:20:43.908
‫نباید توی کتاب‌های مذهبی دنبال جواب بگردم

00:20:45.034 --> 00:20:47.286
‫کی گفته؟

00:20:47.286 --> 00:20:50.081
‫مُرده‌ها زنده شدن، دکتر.
‫مطمئنم دیگه هیچ قانونی نیست.

00:20:52.208 --> 00:20:54.835
‫می‌دونی، من و رُز همیشه می‌گفتیم

00:20:54.835 --> 00:20:58.631
‫که روح هرکی که اول بمیره برمی‌گرده
‫و اون یکی رو اذیت می‌کنه

00:20:58.631 --> 00:21:00.508
‫فقط برای این که ثابت کنیم
‫زندگیِ پس از مرگ هست

00:21:02.009 --> 00:21:04.762
‫مثل هری هودینی و مادرش

00:21:05.930 --> 00:21:07.682
‫دقیقاً

00:21:09.600 --> 00:21:11.602
‫ازش خبری نداری؟

00:21:15.231 --> 00:21:17.233
‫هنوز نه

00:21:18.567 --> 00:21:20.194
‫ولی دعا می‌کنم ازش خبری بشه

00:21:24.657 --> 00:21:26.117
‫توی تفکر و تعمقت موفق باشی

00:21:43.884 --> 00:21:46.303
‫دینا، من اصلاً نمی‌دونم
‫اینجا دنبال چی می‌گردم

00:21:46.303 --> 00:21:49.306
‫همش فقط نقشه‌هاش برای حمله
‫به دروازه‌های ریورسایده

00:21:49.306 --> 00:21:52.017
‫ولی اگه از من بپرسی
‫نقشه‌ی چندان جالبی هم نیست

00:21:52.017 --> 00:21:54.812
‫باید اینجا یه چیزی در مورد رُز یا خواهرم باشه

00:22:18.002 --> 00:22:22.173
‫اوه. اون اولین قاتلی نمیشه
‫که از جرائمش فیلم می‌گیره

00:22:28.846 --> 00:22:30.723
‫ازم دورش کن

00:22:35.186 --> 00:22:36.687
‫این مالِ من نیست

00:22:40.149 --> 00:22:41.775
‫این مالِ من نیست

00:22:55.915 --> 00:22:57.875
‫خدایا

00:22:57.875 --> 00:22:59.710
‫پس واندا پیترسون اینجوری مُرده

00:23:00.878 --> 00:23:03.047
‫اون راهی برای کشتنِ احیاشده‌ها پیدا کرده

00:23:03.047 --> 00:23:05.758
‫به نظر میاد اون نور چیزیه که کشتش

00:23:05.758 --> 00:23:08.052
‫نه. نه، اون...

00:23:08.052 --> 00:23:11.388
‫من منبع نور رو دیدم.
‫اون یه مخلوق یا موجوده.

00:23:11.388 --> 00:23:13.349
‫بلند و لاغر مثل...

00:23:13.349 --> 00:23:14.892
‫مثل یه شبح، ولی اون نمی‌کشت

00:23:15.351 --> 00:23:17.269
‫منظورت چیه؟ یه جور موجود فضایی؟

00:23:17.269 --> 00:23:19.021
‫نمی‌دونم کلانتر، نمی‌دونم

00:23:19.021 --> 00:23:21.398
‫ولی دیدم که دوستِ کوپر، جردن رو لمس کرد،

00:23:21.398 --> 00:23:24.527
‫و همچین اتفاقی نیفتاد.
‫اون در آرامش به سمتش رفت

00:23:24.527 --> 00:23:26.695
‫و بعدش یهو ناپدید شد

00:23:26.695 --> 00:23:29.657
‫آره، کوپر هم همین رو گفت،
‫ولی با عقل جور در نمیاد

00:23:29.657 --> 00:23:32.743
‫چون اگه اتفاقی که برای واندا افتاد
‫برای جردن هم افتاده باشه...

00:23:32.743 --> 00:23:34.745
‫اینطور نیست، دینا. باور کن

00:23:34.745 --> 00:23:36.830
‫آدم‌ها همینجوری ناپدید نمیشن

00:23:36.830 --> 00:23:38.707
‫توی اون فیلم همچین اتفاقی نیفتاد

00:23:38.707 --> 00:23:40.793
‫خب، شاید موجودی که تو دیدی

00:23:40.793 --> 00:23:43.087
‫با موجود توی فیلم فرق می‌کنه

00:23:44.755 --> 00:23:47.299
‫شاید. قطعاً یه حالتِ ماورایی داشت

00:23:47.299 --> 00:23:49.802
‫چیزی که نمیشه با کلمات وصفش کرد. من...

00:23:51.220 --> 00:23:52.721
‫تو باید بهمون جواب بدی،

00:23:52.721 --> 00:23:54.348
‫نه این که موجودات فضایی رو اضافه کنی

00:23:54.348 --> 00:23:56.183
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

00:23:56.183 --> 00:23:58.644
‫و فکر می‌کنید هر روز احساس نمی‌کنم
‫همه‌تون رو ناامید کردم؟

00:23:58.644 --> 00:24:02.731
‫که شاید ام و دایان و واندا همه در امان بودن

00:24:02.731 --> 00:24:04.984
‫اگه من می‌فهمیدم
‫توی روز احیا چه اتفاقی افتاده؟

00:24:04.984 --> 00:24:06.944
‫که شاید همه‌تون اوضاع بهتری داشتید

00:24:06.944 --> 00:24:09.738
‫اگه من اصرار نکرده بودم مأمور
‫مرکز مبارزه با بیماری‌ها توی واسا باشم؟

00:24:10.155 --> 00:24:11.991
‫خب، با این وجود،

00:24:11.991 --> 00:24:14.952
‫زمان داره می‌گذره و حالا دوتا مشکل داریم

00:24:14.952 --> 00:24:16.954
‫بلین قصد داره وارد ریورساید بشه

00:24:17.162 --> 00:24:19.832
‫می‌خواد از اون موجود برای کشتن
‫تمام احیاشده‌ها استفاده کنه

00:24:19.832 --> 00:24:23.127
‫اون رو فرشته‌ی خودش می‌دونست،
‫ولی بهم گفت از دستش داده.

00:24:23.127 --> 00:24:25.004
‫خب، این چیز خوبی به نظر میاد، مگه نه؟

00:24:25.004 --> 00:24:26.422
‫می‌دونم ژنرال چه برنامه‌ای داره

00:24:30.968 --> 00:24:33.012
‫فردا ساعت ۱۷

00:24:33.012 --> 00:24:38.308
‫سازمان حمل و نقل یه لاین از بزرگراه ۵۱ شمالی رو
‫به سمتِ راه‌آهن فاکس ولی مسدود می‌کنه

00:24:38.308 --> 00:24:40.352
‫یه خط متروکه هست

00:24:40.352 --> 00:24:42.855
‫که به اسکله‌ی دریاچه سوپریور می‌رسه

00:24:42.855 --> 00:24:46.233
‫پس اون قراره احیاشده‌ها رو
‫با کامیون تا خط آهن ببره

00:24:46.233 --> 00:24:49.111
‫و بعدش اونا رو سوار یه کشتی
‫به مقصد نامعلوم بکنه

00:24:49.111 --> 00:24:51.447
‫دایان بهم گفته بود که حدس می‌زنه

00:24:51.447 --> 00:24:53.699
‫قصد دارن به زودی احیاشده‌ها رو جابجا کنن

00:24:54.283 --> 00:24:56.201
‫و حالا که می‌دونیم چه نقشه‌ای داره،

00:24:56.201 --> 00:24:57.828
‫فقط کافیه جلوش رو بگیریم

00:24:57.828 --> 00:24:59.329
‫نه

00:24:59.329 --> 00:25:00.956
‫مجبورش می‌کنیم یه نقشه‌ی جدید بکشه

00:25:01.498 --> 00:25:03.125
‫نقشه‌ای که برای ما مناسب باشه

00:25:23.061 --> 00:25:25.189
‫سلام، مارتا

00:25:26.565 --> 00:25:29.401
‫درک می‌کنم که الان شرایط سختی داری

00:25:29.902 --> 00:25:31.528
‫حالا ببین کی اینجاست

00:25:33.739 --> 00:25:35.407
‫فقط اومدم حرف بزنیم

00:25:36.617 --> 00:25:39.411
‫بهت دست نمی‌زنم و اذیتت نمی‌کنم

00:25:40.078 --> 00:25:42.831
‫با یه مرد متأهل رابطه داشتی

00:25:42.831 --> 00:25:44.917
‫وقتی که زنش تحت درمان سرطان بود

00:25:44.917 --> 00:25:46.585
‫مارتا، من تو رو بهتر از این بزرگ کردم

00:25:46.585 --> 00:25:49.963
‫متأسفم. خیلی...

00:25:49.963 --> 00:25:52.508
‫خیلی متأسفم

00:25:52.508 --> 00:25:54.593
‫می‌تونی بهم بگی دور و برت چه خبره؟

00:25:54.593 --> 00:25:55.928
‫شاید برای همین کشته شدی

00:25:55.928 --> 00:25:57.805
‫به عنوان مجازات برای خراب کردن

00:25:57.805 --> 00:26:00.724
‫- زندگیِ مشترک یه زن مریض و علیل
‫- اینجوری نگو

00:26:00.724 --> 00:26:02.935
‫خوب شد من توی اون تصادف مُردم

00:26:02.935 --> 00:26:05.187
‫اگه انقدر زنده می‌موندم
‫که ببینم خونه‌خراب‌کن شدی،

00:26:05.187 --> 00:26:06.980
‫- شاید خودکشی می‌کردم
‫- مامان!

00:26:06.980 --> 00:26:08.607
‫پاتریشا سایپرس

00:26:10.025 --> 00:26:11.944
‫ولی همه پتی صداش می‌کردن، درسته؟

00:26:13.946 --> 00:26:15.614
‫تو هم می‌بینیش؟

00:26:17.783 --> 00:26:19.535
‫مارتا، مادرت توی اتاقه؟

00:26:21.703 --> 00:26:23.497
‫آره

00:26:23.956 --> 00:26:26.500
‫تو داری گُسست از واقعیت رو تجربه می‌کنی

00:26:27.793 --> 00:26:30.087
‫احتمالاً در اثر استرسه

00:26:31.004 --> 00:26:32.798
‫ولی ببین،

00:26:32.798 --> 00:26:34.424
‫من اینجام که کمکت کنم، باشه؟

00:26:34.800 --> 00:26:36.927
‫می‌دونی چه اتفاقی براش افتاد؟

00:26:38.011 --> 00:26:39.680
‫نه

00:26:39.680 --> 00:26:41.390
‫دوست داری بهم بگی؟

00:26:47.813 --> 00:26:51.567
‫دینا توی مِیخونه‌ی نلا دعوا کرد

00:26:51.567 --> 00:26:54.528
‫چون یکی از اهالیِ شهر به خاطر
‫پرونده‌ی بلک‌دیر اذیتش می‌کرد

00:26:54.528 --> 00:26:57.155
‫- بس کن، مارتا!
‫- اون داستان برای خانواده‌ی ماست

00:26:57.155 --> 00:26:58.240
‫- بعدش...
‫- فقط خانواده‌ی ما

00:26:58.240 --> 00:26:59.908
‫و مامانم به بابام زنگ زد

00:26:59.908 --> 00:27:01.743
‫چون دوست نداشت توی
‫زمستون رانندگی کنه،

00:27:01.743 --> 00:27:03.328
‫- ولی بابام نرفت دنبالش
‫- بس کن!

00:27:03.328 --> 00:27:04.663
‫مارتا، به من نگاه کن
‫با من حرف بزن، باشه؟

00:27:04.663 --> 00:27:06.039
‫- واسه همین من رانندگی کردم
‫- مارتا، بس کن

00:27:06.039 --> 00:27:07.916
‫- و وقتی داشتم رانندگی می‌کردم...
‫- نه!

00:27:07.916 --> 00:27:09.751
‫- یه گوزن...

00:27:09.751 --> 00:27:11.628
‫- یهویی جلوم در اومد
‫- نــه!

00:27:11.628 --> 00:27:14.131
‫همش تقصیرِ من بود!

00:27:14.131 --> 00:27:16.508
‫و همش تقصیرِ من بود!

00:27:18.176 --> 00:27:20.012
‫همش تقصیرِ من بود!

00:27:20.012 --> 00:27:22.723
‫- خیلی متأسفم، مامان
‫- وقت تمومه

00:27:22.723 --> 00:27:24.558
‫یعنی چی؟ اون خیلی پریشون احواله

00:27:24.558 --> 00:27:26.476
‫انقدر حالش خوشه که بتونه
‫به دستورات عمل کنه

00:27:26.476 --> 00:27:28.645
‫- اون هنوز خیلی آسیب‌پذیره...
‫- این تنها چیزیه که لازم دارم

00:27:28.645 --> 00:27:29.980
‫مارتا، نه!

00:27:29.980 --> 00:27:32.149
‫نه! مارتا! تو اینجوری نیستی

00:27:33.775 --> 00:27:36.069
‫مارتا...

00:27:36.069 --> 00:27:39.114
‫می‌دونم که توی زندگیت
‫خیلی داغ از دست دادن دیدی،

00:27:40.032 --> 00:27:42.701
‫ولی این فقط اون احساساتت رو بدتر می‌کنه

00:27:45.078 --> 00:27:46.705
‫خواهش می‌کنم

00:27:47.998 --> 00:27:49.791
‫ولش کن

00:28:10.270 --> 00:28:11.897
‫دیدی، مامان؟

00:28:13.106 --> 00:28:15.025
‫من مارتایی هستم که بزرگ کردی

00:28:16.276 --> 00:28:17.903
‫کارِ درست رو انجام دادم

00:28:31.333 --> 00:28:32.959
‫مامان؟

00:28:34.252 --> 00:28:36.088
‫ژنرال کیل!

00:28:36.588 --> 00:28:38.840
‫یه پیام فوری برای ژنرال کیل دارم

00:28:38.840 --> 00:28:39.966
‫یواش، یواش!

00:28:39.966 --> 00:28:41.843
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست...

00:28:42.135 --> 00:28:44.805
‫یه ارتش شبه‌نظامی محلی هست
‫که قراره فردا

00:28:44.805 --> 00:28:46.598
‫- به ریورساید حمله کنن
‫- خودمون ردیفش می‌کنیم

00:28:46.598 --> 00:28:48.558
‫و یه راهی برای کشتن احیاشده‌ها پیدا کردن

00:28:48.558 --> 00:28:50.185
‫- برو بیرون. برو!
‫- به حرفم گوش بدید!

00:28:50.185 --> 00:28:51.978
‫اونا می‌خوان احیاشده‌ها رو بکشن

00:29:05.158 --> 00:29:07.118
‫کارلا

00:29:07.118 --> 00:29:09.371
‫ابراهیم. کجا بودی؟

00:29:09.371 --> 00:29:13.458
‫می‌خوام بهم بگی ژنرال قصد داره
‫کِی احیاشده‌ها رو جابجا کنه؟

00:29:13.458 --> 00:29:15.377
‫نمی‌خوام درگیر این ماجرا بشم

00:29:15.377 --> 00:29:17.045
‫قبلاً درگیر شدی

00:29:17.671 --> 00:29:19.548
‫ما برای این کار به اینجا نیومدیم

00:29:21.716 --> 00:29:23.927
‫می‌دونم. برای همین سعی دارم درستش کنم

00:29:23.927 --> 00:29:26.638
‫و برای همین بهت فرصتی میدم
‫که درستش کنی

00:29:32.811 --> 00:29:34.938
‫اون ماجرای نقشه‌ی بلین رو شنیده

00:29:35.689 --> 00:29:38.733
‫سپیده‌دم جابجاشون می‌کنه.
‫و ابراهیم،

00:29:40.360 --> 00:29:42.696
‫اونا رو به یه مرکزِ سرّی می‌برن

00:29:45.657 --> 00:29:47.200
‫نه، همچین کاری نمی‌کنن

00:29:50.453 --> 00:29:52.038
‫می‌خوام اینا رو به احیاشده‌ها بدی

00:29:53.164 --> 00:29:55.333
‫توی این شیشه‌ها چی هست؟

00:29:56.960 --> 00:29:59.087
‫فقط آبه

00:30:06.261 --> 00:30:07.512
‫اگه بتونیم انجامش بدیم،
‫جی‌پی و نلا

00:30:07.512 --> 00:30:10.223
‫جی‌پی و نلا برای عبور از مرز
‫به هر کمکی نیاز پیدا می‌کنن،

00:30:10.223 --> 00:30:11.933
‫پس، این رو بگیر

00:30:14.269 --> 00:30:16.479
‫همیشه مرکزِ بدن رو هدف بگیر

00:30:17.022 --> 00:30:19.190
‫می‌دونی، وقتی دکتر شدم
‫هرگز تصور نمی‌کردم

00:30:19.190 --> 00:30:21.985
‫پرونده‌های قتل حل کنم
‫و نقشه‌ی نجات بکشم

00:30:24.362 --> 00:30:26.031
‫گوش کن،

00:30:27.365 --> 00:30:29.868
‫تو جونِ خواهرم رو نجات دادی، پس،

00:30:29.868 --> 00:30:31.911
‫شاید برای این نیومده باشی اینجا، ولی

00:30:33.079 --> 00:30:34.706
‫برای من چیزیه که بیشتر از هر چیزی مهمه

00:30:37.208 --> 00:30:39.794
‫مرسی. عه...

00:30:39.794 --> 00:30:41.379
‫- باشه، خب...
‫- میرم مغازه‌ی نلا

00:30:41.379 --> 00:30:43.423
‫آره

00:30:44.466 --> 00:30:47.886
‫اینا تمام مواد منفجره‌ایه
‫که توی اداره داریم، خب؟

00:30:49.346 --> 00:30:51.931
‫پس از جنگل و پوشش شب استفاده می‌کنیم

00:30:51.931 --> 00:30:53.933
‫تا بیرون مستقر بشیم

00:30:53.933 --> 00:30:57.395
‫جی‌پی و راجرز توی محوطه‌ی شمالی مستقر میشن

00:30:57.395 --> 00:30:59.731
‫همه‌ی اینا رو همزمان منفجر می‌کنن

00:30:59.731 --> 00:31:02.734
‫تا ژنرال فکر کنه شبه‌نظامیان بلین حمله کردن

00:31:02.734 --> 00:31:05.445
‫دینا، من و تو و کن
‫قراره اون طرف باشیم

00:31:05.445 --> 00:31:07.447
‫از قطعه‌ی پشتی وارد می‌شیم،

00:31:07.447 --> 00:31:10.075
‫ترتیبِ کارها رو می‌دیم

00:31:11.242 --> 00:31:14.746
‫ببین، می‌دونم توی محافظت از این شهر گند زدم

00:31:14.746 --> 00:31:16.289
‫و این رو قبول می‌کنم

00:31:16.289 --> 00:31:17.957
‫این فرصتِ من برای درست کردنشه

00:31:20.043 --> 00:31:21.669
‫پس، بیا انجامش بدیم، خب؟

00:31:22.170 --> 00:31:24.047
‫بیا بریم عزیزهامون رو نجات بدیم

00:31:28.259 --> 00:31:30.428
‫خیلی خب، ردیفش می‌کنم

00:31:36.101 --> 00:31:38.728
‫فرشته! نگاه کنید!

00:31:38.728 --> 00:31:41.272
‫- آره، آره
‫- دیدید، آقای ایبل راست می‌گفت

00:31:41.272 --> 00:31:42.982
‫یکی دیگه داره میاد

00:31:43.441 --> 00:31:45.068
‫سرِ جاهاتون مستقر شید!

00:31:47.862 --> 00:31:49.072
‫خیلی خوشگله

00:31:55.995 --> 00:31:57.622
وای!

00:32:04.420 --> 00:32:05.797
‫بالأخره تشریف آوردی!

00:32:05.797 --> 00:32:08.424
‫این رو برات آوردم

00:32:09.676 --> 00:32:11.427
‫یه ساندویچ

00:32:11.928 --> 00:32:13.888
‫ممنون...

00:32:13.888 --> 00:32:17.559
‫لطف کردی. یه جورایی فکر می‌کردم
‫همه من رو اینجا ول کردن

00:32:18.852 --> 00:32:21.813
‫آره، خب، من سؤالاتِ بیشتری ازت دارم، بلین

00:32:21.813 --> 00:32:23.815
‫- عه...
‫- باشه

00:32:23.815 --> 00:32:26.484
‫تو گفتی که توی شب احیا،

00:32:26.484 --> 00:32:29.279
‫لستر میجک خبرت کرد
‫که یه ماشین رو یدک بکشی

00:32:29.279 --> 00:32:32.115
‫همون شب اون نور زرد رو دیدی
‫که به آسمون تابید

00:32:32.115 --> 00:32:36.536
‫و همون شب ام سایپرس رو روی پل دیدی

00:32:38.746 --> 00:32:41.833
‫من قبلش ام رو روی پل دیدم

00:32:41.833 --> 00:32:43.668
‫درسته؟ رفتم ماشینه رو یدک بکشم،

00:32:43.668 --> 00:32:45.670
‫- نور رو دیدم...
‫- آره

00:32:45.670 --> 00:32:47.714
‫و بعدش وقتی برگشتم،
‫نور از بین رفته بود،

00:32:47.714 --> 00:32:50.383
‫ولی ام دیگه روی پل نبود.
‫فقط وسایلش اونجا بود.

00:32:51.342 --> 00:32:52.594
‫ام روی پل نبود

00:32:53.219 --> 00:32:57.015
‫وقتی که نور زرد به آسمون تابید
‫ام سایپرس اونجا نبود

00:32:57.015 --> 00:32:59.350
‫می‌دونی، من آب مور کریک رو مطالعه می‌کردم

00:32:59.350 --> 00:33:04.105
‫اون ویژگی‌های خاصی داره که مخصوصاً
‫برای شفا دادن احیاشده‌ها طراحی شده

00:33:04.105 --> 00:33:06.608
‫به احیاشده‌ها کمک می‌کنه،
‫مخصوصاً به ام سایپرس.

00:33:06.608 --> 00:33:09.861
‫من رسماً دیدم که اون رو به زندگی برگردونده
‫و اگه اینطور باشه،

00:33:09.861 --> 00:33:12.864
‫اگه ام سایپرس به آب ربط داره،

00:33:12.864 --> 00:33:15.658
‫این یعنی اون به قتل رسیده

00:33:17.785 --> 00:33:19.412
‫که یعنی این که...

00:33:20.496 --> 00:33:22.999
‫مرگِ ام باعث وقوع روز احیا شده

00:33:23.750 --> 00:33:25.251
‫اون چی؟

00:33:25.251 --> 00:33:26.753
‫- متأسفم برادر، باشه؟
‫- هی، هی!

00:33:26.753 --> 00:33:28.421
‫- این کار به نفع همه‌ست
‫- هی، هی، هی!

00:33:28.421 --> 00:33:30.256
‫- باشه؟
‫- آره

00:33:30.256 --> 00:33:31.883
‫- خیلی خب، هی!
‫- من از اینجا میرم بیرون!

00:33:31.883 --> 00:33:34.969
‫نه! برو عقب!
‫هرکی جُم بخوره، دکتر می‌میره.

00:33:35.887 --> 00:33:37.889
‫وقتِ بیدار شدنه

00:33:43.019 --> 00:33:44.562
‫امروز داروت رو زودتر مصرف می‌کنی

00:33:44.562 --> 00:33:46.064
‫چون داریم می‌ریم یه اردوی کوچیک

00:33:46.064 --> 00:33:48.983
‫من هیچ جا نمیرم و هیچی مصرف نمی‌کنم

00:33:48.983 --> 00:33:51.569
‫تا بتونم ام سایپرس رو ببینم
‫و مطمئن شم حالش خوبه

00:33:51.569 --> 00:33:53.696
‫پس حالا تو رئیسی؟

00:33:54.781 --> 00:33:56.574
‫هی، هی! بیا عقب

00:33:56.574 --> 00:33:58.493
‫بذار من باهاش حرف بزنم

00:33:58.493 --> 00:34:00.995
‫گفتم خودم ردیفش می‌کنم.
‫بهمون یکم فضا بده.

00:34:08.378 --> 00:34:10.505
‫این قراره حس دیگه‌ای بده
‫ولی باید عینِ قبل رفتار کنی

00:34:10.505 --> 00:34:12.048
‫باشه؟

00:34:12.048 --> 00:34:13.758
‫تنها راه نجات دادن امـه

00:34:13.758 --> 00:34:15.385
‫عجله کن!

00:34:16.594 --> 00:34:19.013
‫حالا، درست رفتار می‌کنی، درسته؟

00:34:22.058 --> 00:34:24.769
‫کمک توی راهه. به بقیه خبر بده

00:34:39.450 --> 00:34:41.619
‫خیلی خب، می‌دونید باید چیکار کنید! بریم!

00:34:41.619 --> 00:34:44.455
‫توی یه ردیف، بدون حرف زدن،
‫همونطور که بهتون گفته شد.

00:34:44.956 --> 00:34:47.208
‫- ما رو کجا می‌برن؟
‫- می‌خوان چیکار کنن؟

00:34:47.792 --> 00:34:50.169
‫با علامتِ من نگهبان‌ها رو می‌کشیم.
‫به بقیه خبر بده.

00:34:51.420 --> 00:34:53.464
‫دخلشون رو میاریم.
‫منتظرِ علامتم باش.

00:34:53.464 --> 00:34:55.007
‫از شیب‌راهه بالا برید. بچرخید

00:34:55.007 --> 00:34:56.968
‫از شیب‌راهه برید توی کامیون. بجنبید

00:34:57.844 --> 00:34:59.720
‫توی یه ردیف

00:34:59.804 --> 00:35:01.722
‫یالا، یالا

00:35:01.722 --> 00:35:03.599
‫چی بود؟

00:35:04.976 --> 00:35:08.062
‫همه برن توی کامیون!
‫ببریدشون توی کامیون!

00:35:08.062 --> 00:35:11.190
‫هی! شما دوتا! برید یه جا
‫برای دیده‌بانی پیدا کنید. یالا!

00:35:11.941 --> 00:35:14.026
‫فرماندهی، آلفا ۲ صحبت می‌کنه.
‫وضعیتِ قرمز.

00:35:14.026 --> 00:35:16.112
‫تکرار می‌کنم وضعیت قرمزه

00:35:16.112 --> 00:35:18.656
‫نیروهای دشمن دارن بهمون نزدیک میشن

00:35:19.365 --> 00:35:22.451
‫یه ارتش شبه‌نظامی کوچیک
‫از شمال شرقی نزدیک میشه. تمام

00:35:22.451 --> 00:35:24.203
‫بریم! یالا!

00:35:29.667 --> 00:35:31.752
‫حالا! بجنگید!

00:35:31.752 --> 00:35:33.546
‫یالا! یالا! دخلشون رو بیارید! آره

00:35:40.428 --> 00:35:43.097
‫اگه جُم بخوری جمجمه‌ات رو سوراخ می‌کنم

00:36:01.824 --> 00:36:03.534
‫تو کی هستی؟

00:36:03.534 --> 00:36:04.744
‫خواهرت من رو فرستاد

00:36:04.744 --> 00:36:07.204
‫باید همین الان بریم.
‫نگهبان‌ها دارن میان.

00:36:15.463 --> 00:36:16.881
‫زود باش

00:36:23.638 --> 00:36:24.805
‫باید برگردیم داخل و بیاریمش!

00:36:24.805 --> 00:36:26.933
‫وقت نداریم! هر لحظه
‫ممکنه از در بیان بیرون!

00:36:26.933 --> 00:36:28.392
‫نمی‌تونیم اون رو اینجا ول کنیم!

00:36:28.392 --> 00:36:31.062
‫باید یه راهی برای بیرون آوردنش
‫از اونجا پیدا کنیم

00:36:31.062 --> 00:36:32.897
‫اوه، نه، نه، نه

00:36:32.897 --> 00:36:34.065
‫ما که فلنگ رو می‌بندیم. بریم

00:36:34.065 --> 00:36:36.359
‫دیلیش! داری کدوم گوری میری؟

00:36:36.359 --> 00:36:39.195
‫اون فقط به خاطرِ تو اون توئه!

00:36:41.072 --> 00:36:42.823
‫تو بودی که فرماندار رو خبر کردی

00:36:42.823 --> 00:36:44.492
‫کن

00:36:44.492 --> 00:36:45.910
‫تو بودی که زنم رو زندانی کردی

00:36:46.327 --> 00:36:49.914
‫تو تمام این گندکاری‌ها رو شروع کردی، وین،
‫نه من!

00:36:49.914 --> 00:36:50.998
‫نه، بابا!

00:36:50.998 --> 00:36:54.418
‫خدایا! شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید

00:36:54.418 --> 00:36:55.836
‫و حالا به جونِ هم افتادید

00:36:55.836 --> 00:36:58.172
‫وقتی که بیشتر از همیشه بهم نیاز داریم.
‫چه اتفاقی افتاد؟!

00:36:58.172 --> 00:37:00.174
‫اتفاقی که افتاد

00:37:00.174 --> 00:37:02.093
‫اینه که وین سایپرس خونه‌خراب‌کنه

00:37:02.093 --> 00:37:03.511
‫کن، خواهش می‌کنم

00:37:03.511 --> 00:37:05.805
‫وقتی پتی مُرد،

00:37:05.805 --> 00:37:08.557
‫ازش بپرس چرا به تماس نلا
‫از مِیخونه جواب نداد

00:37:08.557 --> 00:37:10.434
‫چرا نیومد دنبالت

00:37:13.229 --> 00:37:14.855
‫ازش بپرس کجا بود!

00:37:21.946 --> 00:37:23.406
‫خیلی متأسفم، دینا

00:37:26.409 --> 00:37:27.535
‫دینا

00:37:27.535 --> 00:37:29.412
‫نگهش دار برای دفتر خاطراتت

00:37:29.954 --> 00:37:32.248
‫بچه‌ها، باید همین الان بریم

00:37:32.248 --> 00:37:33.457
‫باید بریم

00:37:33.457 --> 00:37:36.293
‫احیاشده‌ها رو ببرید مِیخونه‌ی نلا

00:37:36.293 --> 00:37:38.295
ام چی؟ نمی‌تونم بدونِ اون برم

00:37:39.130 --> 00:37:40.381
‫من ام رو پیدا می‌کنم

00:37:40.381 --> 00:37:42.258
‫ولی اونا الان بهت نیاز دارن.
‫به کمکت نیاز دارن. برو.

00:37:43.134 --> 00:37:44.802
‫برو!

00:37:46.053 --> 00:37:47.346
‫- دینا
‫- نه!

00:37:48.973 --> 00:37:50.850
‫- الان نه
‫- امنه!

00:37:50.850 --> 00:37:52.309
‫باید بریم! باید بریم!

00:38:24.592 --> 00:38:26.844
‫ببین، دینا، من و مادرت جدا شده بودیم

00:38:26.844 --> 00:38:28.637
‫نمی‌خوام... اصلاً حرفشم نزن...

00:38:41.525 --> 00:38:43.152
‫چطور تونستی بهم نگی؟

00:38:48.616 --> 00:38:52.369
‫خب، آخه گفتن بهت چه فایده‌ای داشت؟

00:38:58.709 --> 00:39:01.128
‫من دو ساله که...

00:39:01.587 --> 00:39:03.589
‫خودم رو به خاطر مرگِ مامان سرزنش می‌کنم

00:39:04.882 --> 00:39:08.594
‫ام توی دو سال گذشته خودش رو
‫به خاطر تصادف مقصر می‌دونست

00:39:08.594 --> 00:39:10.387
‫و تو میگی چه فایده‌ای داشت؟!

00:39:17.478 --> 00:39:19.688
‫عزیزم، این که من با دایان بودم

00:39:19.688 --> 00:39:21.815
‫باعث نشد یه گوزن جلوتون در بیاد

00:39:21.857 --> 00:39:23.192
‫باید تو می‌بودی

00:39:42.252 --> 00:39:43.963
‫این کیه هی زنگ می‌زنه؟

00:39:43.963 --> 00:39:45.589
‫لستره

00:39:46.382 --> 00:39:47.883
‫باید روی پیدا کردن ام تمرکز کنیم

00:39:49.969 --> 00:39:52.930
‫یه نقشه لازم داریم

00:39:52.930 --> 00:39:57.893
‫جی‌پی و نلا توی مرز هستن
‫و احیاشده‌ها رو خارج می‌کنن و...

00:39:59.436 --> 00:40:03.273
‫کیل ارتباطات رو شنود می‌کنه، پس حتی
‫اگه می‌دونستم به کی می‌تونم اعتماد کنم

00:40:03.273 --> 00:40:05.359
‫نمی‌تونیم باهاش تماس بگیریم.
‫پس چیکار کنیم؟

00:40:06.944 --> 00:40:09.238
‫خب، فقط جوابش رو بده. جواب بده

00:40:09.238 --> 00:40:11.281
‫الان گفتی ژنرال ارتباطاتِ ما رو شنود می‌کنه

00:40:11.281 --> 00:40:13.742
‫اگه لستره، فقط زنگ زده
‫در مورد یه چیزی غر بزنه

00:40:13.742 --> 00:40:14.952
‫مگه مهمه؟

00:40:16.912 --> 00:40:18.330
‫چی می‌خوای، لستر؟

00:40:18.789 --> 00:40:20.374
‫خب، حتماً

00:40:20.708 --> 00:40:23.460
من الان توی این هوای خنک و عالی

00:40:23.460 --> 00:40:26.880
‫توی ملکِ خودم سرم به کارِ خودمه،

00:40:26.880 --> 00:40:31.385
‫و یهویی چندتا متجاوز پیداشون شد
‫که باید بهشون رسیدگی شه

00:40:31.385 --> 00:40:33.762
‫متجاوز؟ واقعاً؟ من برای این چیزها وقت ندارم

00:40:33.762 --> 00:40:35.097
‫نه. نه، نه، آقا

00:40:35.097 --> 00:40:37.099
‫اینا فقط یه عده نیستن که
‫دارن اینجا پرسه می‌زنن

00:40:38.642 --> 00:40:40.394
‫اونا اسلحه دارن!

00:40:40.394 --> 00:40:42.438
‫فکر کنم شاید تروریست‌های داخلی باشن

00:40:42.771 --> 00:40:44.356
‫پس به اداره زنگ بزن

00:40:44.356 --> 00:40:46.400
‫قبلاً بهشون زنگ زدم

00:40:46.400 --> 00:40:48.235
‫خب، پس مطمئنم روش کار می‌کنن، باشه؟
‫خدافظ.

00:40:48.235 --> 00:40:49.486
‫نه، نه، نه! قطع نکن!

00:40:49.486 --> 00:40:51.196
‫اونا یه دختر دارن!

00:40:51.196 --> 00:40:52.906
‫منظورت از دختر چیه؟

00:40:52.906 --> 00:40:56.952
‫نمی‌دونم، فقط مدام از یه دختر حرف می‌زنن

00:40:56.952 --> 00:40:59.163
‫و این که باید با دختره چیکار کنن و...

00:40:59.204 --> 00:41:00.664
‫کجایی؟

00:41:01.331 --> 00:41:03.625
‫من توی جاده ۱۳ هستم،
‫کنارِ کلیسای قدیمی.

00:41:03.625 --> 00:41:05.169
‫همونجا بمون. ما داریم میایم

00:41:05.169 --> 00:41:06.545
‫کجا می‌ریم؟

00:41:06.962 --> 00:41:09.381
‫- کلیسای قدیمی ایبل
‫- بلین ام رو گرفته؟

00:41:09.381 --> 00:41:11.967
‫نمی‌دونم، ولی بهتره قبل از ژنرال برسیم اونجا

00:41:17.014 --> 00:41:18.682
‫ما کجاییم؟

00:41:21.935 --> 00:41:26.023
‫ابراهیم؟ اینجا چه خبره؟

00:41:27.524 --> 00:41:29.026
‫بنگر!

00:41:33.489 --> 00:41:34.907
‫مارتا سایپرس،

00:41:36.074 --> 00:41:39.036
‫تو فاحشه‌ی بابل هستی،

00:41:40.412 --> 00:41:44.082
‫شیطانی که دروازه‌های جهنم رو باز کرد

00:41:46.668 --> 00:41:48.295
‫و من...

00:41:49.087 --> 00:41:52.007
‫قصد دارم به جهنم برت گردونم