WEBVTT

00:00:10.385 --> 00:00:12.887
‫«مَشِقت و دردسر، مشقت و دردسر

00:00:13.346 --> 00:00:16.307
‫آتش گُر می‌گیرد، و دیگ می‌جوشد

00:00:17.225 --> 00:00:19.936
‫خون بوزینه در دیگ می‌ریزد

00:00:20.019 --> 00:00:22.230
‫با سوزشی که در نوک انگشتانم جاریست،

00:00:23.231 --> 00:00:25.733
‫اتفاقی شرور در این راه راهیست»

00:00:34.867 --> 00:00:36.202
‫جسد کوچولومون چطوره؟

00:00:36.786 --> 00:00:38.954
‫دکتر گفت بهتره براش کتاب بخونم

00:00:39.038 --> 00:00:40.331
‫منم کتاب «مکبث» رو انتخاب کردم

00:00:40.414 --> 00:00:42.750
‫هیچ چیز مثل مرگ، ناامیدی و قطع عضو

00:00:42.833 --> 00:00:45.002
‫نمی‌تونه اون رو به هوش بیاره

00:00:45.669 --> 00:00:47.046
‫تیش، بیخیال

00:00:47.129 --> 00:00:50.257
‫دانمارک فردا هم کشور فاسدیه
‫(اشاره به داستان نمایشنامه‌ی مکبث)

00:00:52.009 --> 00:00:53.677
‫مصیبت رو اشتباه متوجه شدی، عزیزم

00:00:57.348 --> 00:00:58.307
‫بیا بریم

00:01:12.070 --> 00:01:14.239
‫صبحت بخیر، خوابالو

00:01:14.323 --> 00:01:15.407
‫مدیر ویمز؟

00:01:15.490 --> 00:01:17.200
‫برای حموم کردن با اسفنج آماده‌ای؟

00:01:17.284 --> 00:01:19.202
‫این دیگه کدوم جهنمیه؟

00:01:22.873 --> 00:01:23.874
‫[ اتاق بیمار ]

00:01:37.220 --> 00:01:39.139
‫خانم آدامز...

00:01:42.267 --> 00:01:43.685
‫اینجا جهنم نیست

00:01:44.436 --> 00:01:47.063
‫اما سردرگم شدن قابل درکه

00:01:47.147 --> 00:01:49.566
‫اگه نمردم، پس تو چرا اینجایی؟

00:01:49.649 --> 00:01:51.818
‫چون من راهنمای معنوی جدیدتم

00:01:51.901 --> 00:01:53.152
‫سورپرایز!

00:01:53.236 --> 00:01:56.406
‫غیرممکنه.
‫راهنمای معنوی باید یکی از بستگان باشه

00:01:56.489 --> 00:01:58.700
‫مثل اینکه ۱۳ نسل عقب‌تر به هم می‌رسیم

00:01:58.783 --> 00:02:00.326
‫و خودمون ۲ نسل با هم فاصله داریم

00:02:00.910 --> 00:02:02.787
‫حتماً گزینه‌ی دیگه‌ای وجود داره

00:02:03.371 --> 00:02:06.541
‫راهنمای معنوی قبلیت
‫روحش رو فدا کرد تا تو رو نجات بده

00:02:07.125 --> 00:02:10.419
‫باور کن هیچکس حاضر نبود
‫این مسئولیت رو بپذیره

00:02:10.503 --> 00:02:11.546
‫ولی تو پذیرفتی

00:02:11.629 --> 00:02:14.882
‫احتمال وسوسه‌انگیز عذاب دادن تو
‫اونم بعد از مرگ

00:02:14.966 --> 00:02:17.134
‫اونقدر خوب بود که نمی‌تونستم
‫از دستش بدم

00:02:17.218 --> 00:02:19.553
‫حالا، اخیراً خیلی مشغول بودی...

00:02:21.180 --> 00:02:22.431
‫بیا یه جمع‌بندی بکنیم...

00:02:23.140 --> 00:02:24.725
‫توانایی ذهنیت رو از دست دادی

00:02:24.809 --> 00:02:26.102
‫بعد از اینکه کامل بهش مسلط شدم

00:02:26.185 --> 00:02:30.564
‫به بهترین و تنها دوستت اینید سینکلر
‫درمورد مرگ قریب‌الوقوعش دروغ گفتی

00:02:30.648 --> 00:02:31.982
‫می‌خواستم ازش محافظت کنم

00:02:32.066 --> 00:02:34.109
‫و تیر خلاص به همه چیز

00:02:34.193 --> 00:02:37.238
‫آزاد کردن تایلر گلپین، یه هاید قاتل،

00:02:37.321 --> 00:02:40.866
‫از یه مرکز روانپزشکی فوق امنیتی

00:02:40.950 --> 00:02:43.661
‫تبریک میگم، خانم آدامز

00:02:43.744 --> 00:02:47.790
‫غرور و اعتماد به نفست دوباره باعث شده
‫معمار نابودی خودت بشی

00:02:47.873 --> 00:02:50.292
‫فکر نمی‌کردم مرگ باعث بشه
‫از قبل فخرفروش‌تر بشی

00:02:50.375 --> 00:02:53.295
‫و غرور تو فقط باعث شده
‫غیرقابل‌تحمل‌تر بشی

00:02:53.378 --> 00:02:56.757
‫چطوره تواناییم رو بهم برگردونی
‫تا هر کدوم‌مون بره پی کارش؟

00:02:58.842 --> 00:03:00.469
‫تواناییت...

00:03:00.552 --> 00:03:03.221
‫به طور جدایی‌ناپذیری با هویتت پیوند خورده

00:03:03.305 --> 00:03:04.765
‫ازش سوءاستفاده کردی

00:03:04.848 --> 00:03:06.308
‫حرف‌های مادرم رو تکرار می‌کنی

00:03:06.391 --> 00:03:08.018
‫حرف‌های ناراحت‌کننده‌ای می‌زنی

00:03:08.101 --> 00:03:09.269
‫ولی خب...

00:03:09.895 --> 00:03:11.396
‫روی منی که مُردم، تاثیری ندارن

00:03:11.480 --> 00:03:13.064
‫به اندازه‌ی کافی از این حرف‌ها شنیدم

00:03:15.233 --> 00:03:16.234
‫پس بیدار شو!

00:04:11.330 --> 00:04:15.876
‫« ونـزدی »

00:04:15.876 --> 00:04:18.879
‫« قـسـمـت پـنـجـم: قـایـم‌بـاشـک مـصـیـبـت‌بـار بـا هـایـد »

00:04:22.341 --> 00:04:25.886
‫عصرتون بخیر، من جودی اِستون‌هرست هستم،
‫مدیر موقت «ویلو هیل»
‫[ افراد تحت تعقیب ]

00:04:26.929 --> 00:04:30.891
‫دو هفته‌ی پیش تأسیسات ما
‫دچار قطعی برق فاجعه‌باری شد

00:04:30.974 --> 00:04:34.186
‫و در نتیجه ۴۶ نفر از ساکنان اینجا فرار کردن

00:04:34.770 --> 00:04:37.147
‫متاسفانه چندین نفر کشته شدن،

00:04:37.231 --> 00:04:40.651
‫از جمله مدیر دوست‌داشتنی‌مون،
‫دکتر ریچل فیربورن

00:04:40.734 --> 00:04:43.528
‫اما با کمک قهرمانانه‌ی نیروهای کلانتری،

00:04:43.612 --> 00:04:46.198
‫فعلاً ۴۳ نفر از فراری‌ها رو دستگیر کردیم

00:04:46.281 --> 00:04:49.368
‫اونا رو به مراکز درمانی دیگه می‌فرستیم،

00:04:49.451 --> 00:04:51.203
‫چون قراره ویلو هیل...

00:04:51.995 --> 00:04:54.039
‫تا مدت نه چندان زیادی بسته باشه

00:04:54.122 --> 00:04:55.123
‫ممنون

00:04:56.082 --> 00:04:58.835
‫کلانتر سانتیاگو!

00:04:58.919 --> 00:05:01.630
‫این ۳ نفر هنوز تحت تعقیب هستن:

00:05:01.713 --> 00:05:03.381
‫فستر آدامز،

00:05:03.465 --> 00:05:05.425
‫بیماری که هنوز ناشناسه،

00:05:05.508 --> 00:05:07.260
‫و تایلر گلپین

00:05:07.344 --> 00:05:11.431
‫دوباره تاکید می‌کنم که این سه نفر
‫به شدت خطرناک هستن

00:05:11.514 --> 00:05:13.141
‫اگه هر کدوم‌شون رو دیدید،

00:05:13.224 --> 00:05:15.602
‫فوراً با کلانتری تماس بگیرید

00:05:15.685 --> 00:05:16.853
‫بله

00:05:16.936 --> 00:05:18.980
‫به نظرتون هنوز توی این منطقه‌ان؟

00:05:19.063 --> 00:05:21.274
‫معتقدیم که فستر آدامز از اینجا رفته

00:05:21.357 --> 00:05:23.067
‫چیزی درمورد بیمار ناشناس نمی‌دونیم

00:05:23.151 --> 00:05:27.113
‫می‌دونیم که تایلر
‫به علت تیر خوردن زخمی شده

00:05:28.364 --> 00:05:30.366
‫دیگه سوالی رو جواب نمیدم

00:05:30.825 --> 00:05:32.702
‫[ معاون کلانتری: ونزدی به هوش اومده! ]

00:05:33.494 --> 00:05:36.706
‫خانم استون‌هرست، ونزدی آدامز به هوش اومده

00:05:36.789 --> 00:05:39.250
‫کنجکاوم بشنوم نقش اون
‫توی این ماجرا چی بوده

00:05:39.917 --> 00:05:43.796
‫همونطور که بهتون گفتم، کلانتر،
‫فقط بد موقع اومده بود اینجا

00:05:43.879 --> 00:05:46.841
‫یواشکی اومده بود داخل
‫تا بدون اجازه به عموش سر بزنه

00:05:46.924 --> 00:05:48.843
‫مطمئنی نمی‌خواسته فراریش بده؟

00:05:49.427 --> 00:05:51.679
‫اصلاً امکان نداره یه دختر نوجوون معمولی

00:05:51.762 --> 00:05:54.723
‫بتونه تدابیر امنیتی ویلو هیل رو دور بزنه

00:05:55.307 --> 00:05:57.893
‫اگه بخوام ونزدی آدامز رو توصیف کنم
‫اصلاً از کلمه‌ی «معمولی» استفاده نمی‌کنم

00:05:58.602 --> 00:05:59.603
‫هوم

00:06:00.813 --> 00:06:04.108
‫خب، اگه اجازه بدید،
‫کار یه مدیر موقت هیچوقت تموم نمیشه

00:06:29.549 --> 00:06:32.969
‫همه‌ی فراری‌های آزمایشگاه «لوئیس» رو کُشتم،
‫فقط یکی‌شون مونده

00:06:33.553 --> 00:06:34.930
‫بیمار شماره‌ی ۱۹۳۸

00:06:35.013 --> 00:06:37.682
‫با توجه به قیافه‌ش،
‫فکر نمی‌کنم بتونه مقاومت کنه

00:06:37.766 --> 00:06:41.353
‫کلانتر هنوز از «لوئیس» خبر نداره
‫و می‌خوام همینطور بمونه

00:06:41.436 --> 00:06:45.398
‫بودجه‌م برای مواقع ضروری رو
‫برای استخدام کردن تو خرج کردم،

00:06:45.482 --> 00:06:48.360
‫پس کارت رو انجام بده و پیداش کن

00:06:50.028 --> 00:06:53.698
‫[ بیمارستان عمومی جریکو ]

00:06:59.621 --> 00:07:00.872
‫به این زودی داری میری؟

00:07:03.082 --> 00:07:04.542
‫برات گل سوسن آوردم

00:07:06.586 --> 00:07:08.630
‫نماد احیا و شروع‌های جدیده

00:07:08.713 --> 00:07:12.425
‫کلانتر از طرف یه ناشناس خبری دریافت می‌کنه
‫درمورد اینکه باید آزمایشگاه مخفیت رو بررسی کنه

00:07:12.508 --> 00:07:15.303
‫متاسفانه فقط چندتا جعبه
‫پر از پرونده‌های خاک‌گرفته پیدا می‌کنه

00:07:15.386 --> 00:07:19.432
‫اسرار من مُردن و جایی دفن شدن
‫که هیچوقت پیدا نمیشن

00:07:20.016 --> 00:07:22.768
‫- اگه اومدی پز بدی...
‫- کی داره پز میده؟

00:07:22.852 --> 00:07:25.146
‫تو دستاوردهای زندگی پدرم رو خراب کردی

00:07:25.229 --> 00:07:28.691
‫فقط اومدم اینجا که مطمئن بشم
‫بیش‌تر از این خراب‌کاری نمی‌کنی

00:07:28.774 --> 00:07:30.735
‫خراب‌کاری تازه اولشه

00:07:31.235 --> 00:07:32.778
‫قصد دارم ویرانی به بار بیارم

00:07:32.862 --> 00:07:37.158
‫اگه من جای تو بودم زیاد به ویرانی
‫فکر نمی‌کردم، دختر خانم

00:07:37.241 --> 00:07:39.034
‫مگه اینکه بخوای به کلانتر سانتیاگو بگم

00:07:39.118 --> 00:07:41.662
‫که غیرقانونی وارد ویلو هیل شدی

00:07:42.163 --> 00:07:43.539
‫بیماره شماره‌ی ۱۹۳۸ کیه؟

00:07:44.832 --> 00:07:46.917
‫چرا برای اون اعلامیه‌ی تقلبی درست نکردی؟

00:07:47.001 --> 00:07:49.044
‫چی باعث شده اونقدر خاص باشه؟

00:07:49.128 --> 00:07:51.213
‫نمی‌دونم درمورد کی حرف می‌زنی

00:07:52.548 --> 00:07:54.800
‫انگار همه‌ی اسرارت رو دفن نکردی

00:07:57.261 --> 00:07:58.929
‫ونزدی آدامز؟

00:07:59.513 --> 00:08:01.473
‫تا حالا گل پژمرده تحویل نداده بودم

00:08:01.473 --> 00:08:03.684
‫[ تو و اینید امشب می‌میرید ]

00:08:04.560 --> 00:08:05.894
‫کی این رو بهت داد؟

00:08:24.704 --> 00:08:26.998
‫صبحتون بخیر، بچه‌های بیمار

00:08:27.082 --> 00:08:29.584
‫ما اومدیم شادی روز مردگان رو
‫با شما تقسیم کنیم

00:08:29.668 --> 00:08:32.921
‫تویی! اون چشم‌های ترسناک رو می‌شناسم

00:08:33.630 --> 00:08:35.090
‫امیدوارم آبله بگیری!

00:08:37.342 --> 00:08:41.888
‫مستقیم از «دنیای مهاجران»،
‫گروه موسیقی «می‌فلاور» رو بهتون معرفی می‌کنم
‫(کشتی مسافرتی‌ای که موجب
‫نخستین مهاجرت انگلیسی‌ها به دنیای جدید شد)

00:08:46.309 --> 00:08:49.562
‫نگران نباش، مامان.
‫کسی اینجا پیدات نمی‌کنه

00:08:49.646 --> 00:08:52.940
‫بعد از آتیش‌سوزی سال گذشته،
‫ورود به این بخش از مدرسه ممنوعه

00:08:53.524 --> 00:08:56.903
‫تا وقتی اینجا باشی، از دست
‫گیدیون و «مورنینگ سانگ» در امانی

00:09:01.532 --> 00:09:03.409
‫اسم این یارو گیدیون رو توی اینترنت زدم

00:09:03.951 --> 00:09:07.288
‫یه نفر نوشته بود که هفته‌ی گذشته
‫توی یه مسافرخونه توی بوستون اون رو دیده

00:09:07.371 --> 00:09:09.790
‫- داره نزدیک‌تر میشه
‫- آره، لطفاً به مامانم نگو

00:09:09.874 --> 00:09:11.542
‫وگرنه خیلی بیش‌تر می‌ترسه

00:09:12.168 --> 00:09:14.587
‫وای، پسر. هنوزم باورم نمیشه که شما

00:09:14.670 --> 00:09:16.797
‫توی رسوایی «مورنینگ سانگ» دخیل بودید

00:09:17.298 --> 00:09:19.592
‫مامانم یکی از اولین اعضای فرقه بود

00:09:19.675 --> 00:09:22.261
‫گیدیون از آواز افسون‌گری اون استفاده می‌کرده
‫تا مردم رو جذب فرقه‌ش کنه

00:09:22.344 --> 00:09:24.263
‫مامانم گفت وقتی فرقه شروع به کار کرده،

00:09:24.346 --> 00:09:26.557
‫در واقع می‌خواستن به مطرودها کمک کنن

00:09:27.057 --> 00:09:28.601
‫یه جامعه‌ی واقعی تشکیل دادن

00:09:28.684 --> 00:09:29.894
‫پس چه اتفاقی براشون افتاده؟

00:09:30.728 --> 00:09:33.105
‫فرقه‌ها معمولاً با نیّات خوب شروع می‌کنن

00:09:34.273 --> 00:09:36.817
‫کوچیک که بودم،
‫گیدیون قهرمان زندگیم بود

00:09:36.900 --> 00:09:40.779
‫بین همه‌ی بچه‌ها، من سوگولیش بودم

00:09:40.863 --> 00:09:42.281
‫اما بعدش نقابش برداشته شد،

00:09:42.364 --> 00:09:45.409
‫و متوجه شدم که من رو آموزش می‌داده
‫تا جای مامانم رو بگیرم

00:09:46.410 --> 00:09:48.453
‫اوضاع خیلی سریع وخیم شد

00:09:49.913 --> 00:09:53.166
‫ببین، تا وقتی کسی ندونه
‫که مامانت توی نِورموره،

00:09:54.835 --> 00:09:57.129
‫گیدیون نمی‌تونه اون یا تو رو اذیت کنه

00:10:19.359 --> 00:10:22.612
‫ونزدی! فکر نمی‌کردم تا چند روز دیگه برگردی

00:10:23.196 --> 00:10:24.322
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:10:24.405 --> 00:10:26.783
‫اومدم توی زیستگاه طبیعیت ببینمت

00:10:29.160 --> 00:10:30.286
‫آه...

00:10:31.204 --> 00:10:32.705
‫من اینجا زندگی می‌کنم، یادته؟

00:10:32.789 --> 00:10:34.582
‫احتمالاً هنوز درد داری

00:10:34.624 --> 00:10:36.834
‫درد بهم یادآوری می‌کنه که هنوز زنده‌ام

00:10:36.918 --> 00:10:40.004
‫مامانت گفت توی کلبه می‌مونی
‫تا یه‌کم حالت بهتر بشه

00:10:40.088 --> 00:10:42.799
‫برای اون کار وقت ندارم.
‫تایلر هنوز اون بیرونه

00:10:43.382 --> 00:10:47.303
‫کلانتر سانتیاگو گفت یا به‌خاطر تیر خوردن مُرده،
‫یا از این شهر رفته

00:10:47.386 --> 00:10:48.471
‫اون زنده‌ست

00:10:48.971 --> 00:10:49.972
‫توی شهر جریکوئه

00:10:50.056 --> 00:10:51.432
‫دیدیش؟

00:10:51.515 --> 00:10:53.309
‫باید وسایلت رو جمع کنی و بری خونه

00:10:53.392 --> 00:10:55.311
‫برم خونه؟ چرا؟

00:10:55.394 --> 00:10:58.731
‫می‌خواد هردوتامون رو بکشه.
‫می‌خوام اوضاع رو درست کنم

00:10:59.315 --> 00:11:01.484
‫درستش کنی؟ به‌خاطر تو فرار کرده

00:11:01.567 --> 00:11:02.860
‫حرفش حقه

00:11:03.444 --> 00:11:05.654
‫من از تایلر نمی‌ترسم.
‫قبلاً یه بار شکستش دادم

00:11:05.738 --> 00:11:09.116
‫ماه کامل هفته‌ی بعدی اتفاق می‌افته.
‫بار قبلی شانس آوردی

00:11:09.200 --> 00:11:12.328
‫«شانس آوردی» یعنی چی؟
‫هنوز زخم‌های اون دعوا روی بدنم هستن

00:11:12.411 --> 00:11:13.787
‫تایلر تو رو به یه درخت چسبونده بود

00:11:13.871 --> 00:11:16.373
‫و نزدیک بوده گلوت رو جرواجر کنه،
‫ولی گلپین بهش شلیک کرده

00:11:16.457 --> 00:11:17.916
‫گزارش پلیس رو خوندم

00:11:18.000 --> 00:11:20.919
‫پس فکر کنم شانس آوردی
‫که من اومدم و نجاتت دادم

00:11:21.003 --> 00:11:22.880
‫تایلر می‌خواست دل و روده‌ی تو رو هم
‫بریزه بیرون، یادته؟

00:11:22.963 --> 00:11:24.923
‫اینجا هم حالت رو گرفت

00:11:25.007 --> 00:11:27.801
‫- درمورد اون رویایی که دیدی بهش بگو
‫- تو دخالت نکن

00:11:27.885 --> 00:11:29.761
‫با کی حرف می‌زنی؟

00:11:29.845 --> 00:11:30.846
‫هیچکس

00:11:31.346 --> 00:11:33.807
‫خیلی‌خب، همه‌ی این حرف‌هات رو
‫می‌ذارم پای ضربه‌ای که به سرت خورده

00:11:33.891 --> 00:11:35.267
‫اینید، دارم تلاش می‌کنم
‫جونت رو نجات بدم

00:11:35.350 --> 00:11:37.227
‫نیازی نیست تو نجاتم بدی

00:11:37.311 --> 00:11:40.230
‫برای همین بهم گفتی جلوی ویلو هیل
‫فقط نگهبانی بدم؟

00:11:41.106 --> 00:11:42.482
‫فکر می‌کنی خیلی ضعیفم؟

00:11:44.234 --> 00:11:46.486
‫سکوتت کرکننده‌ست

00:11:47.904 --> 00:11:49.906
‫- کجا میری؟
‫- میرم پیش گله‌م باشم

00:11:50.407 --> 00:11:52.409
‫شاید فکر کنی توی این مدرسه
‫فقط خودت توانایی داری،

00:11:52.492 --> 00:11:54.077
‫اما نمی‌تونی همه‌ی کارها رو تنهایی انجام بدی

00:11:54.119 --> 00:11:56.955
‫چون دنیا اونطوری نیست،
‫حتی برای ونزدی آدامز

00:12:00.417 --> 00:12:02.127
‫خانم سینکلر برنده شد

00:12:03.169 --> 00:12:05.422
‫از اتاق و سرم برو بیرون

00:12:10.885 --> 00:12:13.763
‫تایلر گفت که من و اینید امروز می‌میریم

00:12:13.846 --> 00:12:17.225
‫شاید یه دیوونه‌ی روانی باشه،
‫اما زمان‌بندیش شاعرانه‌ست

00:12:17.308 --> 00:12:19.185
‫اگه قرار باشه روز آخر عمرم رو انتخاب کنم،

00:12:19.268 --> 00:12:22.313
‫مُردن توی روز مردگان
‫در صدر فهرستم قرار داره

00:12:23.231 --> 00:12:26.067
‫روز مردگان همیشه
‫تعطیلات موردعلاقه‌م بوده

00:12:26.150 --> 00:12:28.194
‫تزئینات دلهره‌آور، گردهمایی در قبرستان،

00:12:28.277 --> 00:12:30.696
‫و فرصت ارتباط با بستگان از دست رفته

00:12:30.780 --> 00:12:32.031
‫کدوم بخشش دوست‌داشتنی نیست؟

00:12:32.615 --> 00:12:33.991
‫متاسفانه، امسال

00:12:34.075 --> 00:12:37.286
‫یه روح از گذشته‌م بدون اینکه دعوتش کنم
‫مثل یه مهمون ناخونده وارد زندگیم شده

00:12:37.370 --> 00:12:40.998
‫دوست داشتم ببینم
‫مراسم یادبود ویمز کجا برگزار میشه

00:12:41.082 --> 00:12:43.667
‫آخه جونم رو فدای مدرسه کردم

00:12:43.751 --> 00:12:47.338
‫حرف‌های مرموز گودی رو بیش‌تر ترجیح می‌دادم
‫تا اینکه تو به عنوان یه روح من رو تعقیب کنی

00:12:47.963 --> 00:12:50.674
‫انتظار یه مراسم باشکوه رو نداشتم

00:12:50.758 --> 00:12:55.804
‫فقط اینکه نقاشیم کنار نقاشی‌های
‫مدیران برجسته‌ی قبلی روی دیوار نصب بشه

00:12:55.888 --> 00:12:57.181
‫شاید هم یه مجسمه‌ی برنز،

00:12:57.264 --> 00:13:01.393
‫یا حتی یه زیارتگاه کوچیک
‫برای یادبود با روشن کردن شمع

00:13:01.477 --> 00:13:03.103
‫یا حداقل یکی دوتا عروسک

00:13:03.187 --> 00:13:06.231
‫اگه قرار نیست توانایی ذهنیم رو
‫بهم برگردونی، مرخصی

00:13:06.315 --> 00:13:07.816
‫من که غول چراغ جادو نیستم

00:13:07.900 --> 00:13:09.151
‫آرزوها رو برآورده نمی‌کنم

00:13:09.902 --> 00:13:12.988
‫اگه می‌خوای تواناییت رو پس بگیری،
‫باید صادقانه خودت رو ارزیابی کنی

00:13:15.782 --> 00:13:17.618
‫خوب گرفتیش، آقای آتینجر!

00:13:17.701 --> 00:13:18.785
‫دیگه کی می‌خواد؟

00:13:21.538 --> 00:13:23.874
‫- اون دیگه کیه؟
‫- مدید دورت

00:13:24.458 --> 00:13:26.251
‫دورت؟ تا حالا اسمش رو نشنیدم

00:13:26.334 --> 00:13:29.546
‫و قطعاً اسمش توی فهرست
‫وارث‌های تاییدشده‌ی من نبوده

00:13:29.629 --> 00:13:32.007
‫روز مردگان مبارک!

00:13:34.926 --> 00:13:37.137
‫برای طراحی کردن یه تی‌شرت
‫هر بهونه‌ای خوبه، نه؟

00:13:38.013 --> 00:13:39.347
‫خیلی‌خب

00:13:39.889 --> 00:13:43.351
‫امروز همچنین روز یادبود مطرودهاست

00:13:44.185 --> 00:13:45.562
‫و مطابق با سنت سالانه‌مون،

00:13:45.645 --> 00:13:49.607
‫راه‌پیمایی یادبود به سمت قبرستان نِوِرمور
‫در نیمه‌شب آغاز میشه،

00:13:49.691 --> 00:13:53.987
‫و اونجا به همه‌ی مطرودهای
‫از دست رفته، ادای احترام می‌کنیم

00:13:54.779 --> 00:13:55.780
‫نگران نباشید،

00:13:56.489 --> 00:13:59.659
‫یه مراسم ناراحت‌کننده نیست
‫چون ماشین‌های غذافروشی هم بعدش میان!

00:14:01.703 --> 00:14:02.829
‫غذا!

00:14:05.248 --> 00:14:06.541
‫آره!

00:14:06.624 --> 00:14:09.961
‫اون یه مسئول توی شهربازیه
‫که خودش رو فرهیخته جا می‌زنه

00:14:11.838 --> 00:14:13.214
‫مدیر دورت

00:14:13.297 --> 00:14:17.760
‫ونزدی. خیلی خوشحالم که در روز مردگان
‫می‌بینم به جمع زندگان برگشتی

00:14:17.843 --> 00:14:19.345
‫تازه اول روزه

00:14:19.428 --> 00:14:22.014
‫اگه برای بهتر شدن حالت
‫کاری از دستم برمیاد...

00:14:22.098 --> 00:14:23.808
‫جشنواره‌های امشب رو لغو کن

00:14:23.891 --> 00:14:25.101
‫تایلر هنوز اون بیرونه

00:14:25.685 --> 00:14:28.104
‫طبق حرف‌های کلانتر سانتیاگو،
‫تایلر شهر رو ترک کرده

00:14:28.187 --> 00:14:30.731
‫ترک نکرده.
‫برای همه‌مون یه تهدید حساب میشه

00:14:30.815 --> 00:14:33.901
‫بابت نگرانیت ممنونم
‫و می‌دونم که آسیب دیدی،

00:14:33.984 --> 00:14:35.736
‫اما جشنواره‌های امشب رو لغو نمی‌کنیم

00:14:36.320 --> 00:14:37.905
‫چندتا از حامی‌های مالی
‫سرشناس رو دعوت کردم،

00:14:37.988 --> 00:14:40.950
‫و اونا هم می‌خوان فعالیت‌های
‫جامعه‌مون رو از نزدیک ببینن

00:14:41.033 --> 00:14:43.994
‫فقط قراره ببینن که یه هاید
‫چطور تیکه‌تیکه‌شون می‌کنه

00:14:44.745 --> 00:14:47.873
‫حتی اگه تایلر گلپین
‫بتونه بهمون نزدیک بشه،

00:14:47.956 --> 00:14:51.585
‫ما یه مدرسه پر از مطرودها داریم
‫که برای مهار کردنش آماده‌ان

00:14:51.668 --> 00:14:53.587
‫مخصوصاً استاد کاپری

00:14:54.796 --> 00:14:56.757
‫اون درمورد مهار کردن یه هاید چی می‌دونه؟

00:14:56.840 --> 00:14:58.383
‫قبلاً باهاشون سروکله زده

00:14:59.134 --> 00:15:01.428
‫دیگه توی این ماجرا تنها نیستی، ونزدی

00:15:02.429 --> 00:15:03.889
‫یه سوال دیگه

00:15:04.389 --> 00:15:06.808
‫برنامه داری امشب چطور
‫به مدیر ویمز ادای احترام کنی؟

00:15:07.559 --> 00:15:08.810
‫ادای احترام؟

00:15:08.894 --> 00:15:11.813
‫چندین ماهه دارم تلاش می‌کنم
‫خاطرات اون زن رو

00:15:11.897 --> 00:15:14.149
‫از ذهن دانش‌آموزها و حامی‌ها پاک کنم

00:15:14.232 --> 00:15:17.277
‫مثل بوی پنیر فاسد اصلاً از بین نمیره

00:15:18.195 --> 00:15:19.446
‫حالم به هم خورد

00:15:19.529 --> 00:15:22.866
‫بعد از اون همه زحمت که برای
‫اعتبار بخشیدن به این مدرسه کشیدم...

00:15:22.949 --> 00:15:24.492
‫اینم از ارزیابی صادقانه

00:15:34.586 --> 00:15:36.212
‫اینجایی، عزیزم

00:15:37.672 --> 00:15:40.842
‫می‌دونم من و مادرت اونقدر
‫حواسمون پرت خواهرت بوده

00:15:40.925 --> 00:15:42.510
‫که اصلاً با تو کاری نداشتیم

00:15:43.720 --> 00:15:45.096
‫موضوع فقط همین نیست

00:15:46.931 --> 00:15:48.266
‫بیش‌تر نگران اِسلرپم

00:15:48.766 --> 00:15:52.311
‫می‌دونم کارهای بدی انجام داده،
‫اما تقصیر خودش نیست که گرسنه‌شه

00:15:55.690 --> 00:15:58.276
‫از دست دادن حیوون خونگی اولت خیلی سخته

00:15:59.527 --> 00:16:03.406
‫عمو فستر وقتی هم‌سن تو بود
‫یه چوپاکابرا داشت
‫(موجودی افسانه‌ای و خیالی)

00:16:03.489 --> 00:16:06.242
‫با اینکه همیشه خون خودش رو
‫که به خورد اون جونور می‌داد،

00:16:06.325 --> 00:16:07.743
‫ولی خب اون یه حیوون خونگی نبود

00:16:08.577 --> 00:16:10.663
‫من اسلرپ رو زنده کردم

00:16:10.746 --> 00:16:12.456
‫مسئولیتش با منه

00:16:12.540 --> 00:16:13.541
‫و...

00:16:15.126 --> 00:16:18.045
‫می‌دونم اگه پیداش کنن،
‫احتمالاً دخلش رو میارن

00:16:19.421 --> 00:16:24.176
‫نظرت چیه کمکت کنم زامبیت رو پیدا کنی؟

00:16:25.177 --> 00:16:27.054
‫یه ماجراجویی پدر و پسری میشه

00:16:27.137 --> 00:16:29.181
‫- چطوره؟
‫- خوبه

00:16:29.765 --> 00:16:30.766
‫آره

00:17:02.172 --> 00:17:04.549
‫زندگیت به این وضع افتاده؟

00:17:06.635 --> 00:17:08.762
‫تنهایی توی فاضلاب قایم شدی

00:17:09.804 --> 00:17:11.431
‫تو واقعی نیستی

00:17:11.931 --> 00:17:14.350
‫خداروشکر مادرت الان نمی‌تونه تو رو ببینه

00:17:14.434 --> 00:17:16.936
‫چقدر به تو و آینده‌ت امید داشت

00:17:17.020 --> 00:17:18.688
‫تنها بچه‌ش

00:17:19.439 --> 00:17:21.065
‫پسر دوست‌داشتنیش

00:17:22.734 --> 00:17:24.110
‫اگه زنده بود خیلی ناامید میشد

00:17:24.193 --> 00:17:26.195
‫حق نداری درمورد اون حرف بزنی!

00:17:26.779 --> 00:17:28.531
‫اون سزاوار این بود
‫که زن یه آدم بهتری بشه

00:17:29.032 --> 00:17:31.743
‫آره، منم موافقم

00:17:32.326 --> 00:17:34.787
‫همیشه با ترس بهم نگاه می‌کردی

00:17:35.455 --> 00:17:37.206
‫می‌دونستی این اتفاق می‌افته

00:17:40.877 --> 00:17:42.670
‫سعی کردم ازت محافظت کنم

00:17:42.753 --> 00:17:45.089
‫با نوشیدنی خوردن و نادیده گرفتنم؟

00:17:48.801 --> 00:17:50.136
‫اوضاعت خیلی خرابه

00:17:51.429 --> 00:17:52.972
‫اربابت رو کشتی

00:17:54.849 --> 00:17:56.267
‫حرکت جسورانه‌ای بود، پسر

00:17:58.269 --> 00:17:59.645
‫بهش نیازی نداشتم

00:17:59.728 --> 00:18:01.438
‫به هیچکس نیاز ندارم

00:18:02.398 --> 00:18:03.691
‫خودت رو تحویل بده

00:18:03.774 --> 00:18:05.234
‫تنهام بذار!

00:18:05.317 --> 00:18:07.236
‫فقط در اون صورت
‫می‌تونی جون سالم به در ببری

00:18:07.319 --> 00:18:11.156
‫تنهام بذار! تنهام بذار! تنهام بذار!

00:19:29.692 --> 00:19:31.068
‫ونزدی

00:19:31.569 --> 00:19:32.778
‫خوشحالم که می‌بینم به زندگی برگشتی

00:19:32.862 --> 00:19:35.656
‫آدم‌های زیادی نمی‌تونن بگن
‫از حمله‌ی یه هاید جون سالم به در بردن

00:19:35.740 --> 00:19:38.868
‫خب، تو می‌تونی اونطور بگی.
‫مدیر دورت بهم گفت

00:19:38.951 --> 00:19:41.370
‫آلفی پن. اسمش برات آشناست؟

00:19:42.204 --> 00:19:45.249
‫انگار دوست‌پسر سابقت بعد از اینکه بهت حمله کرده
‫با ضرب گلوله کشته شده

00:19:45.249 --> 00:19:46.166
‫[ هنرمند مطرود دیوانه
‫در تیراندازی گروه ضربت کشته شد ]

00:19:46.166 --> 00:19:48.752
‫چطور جرات می‌کنی
‫توی وسایل من سرک بکشی؟

00:19:48.836 --> 00:19:50.963
‫آلفی رو توی یه انجمن هنری
‫توی وودستوک دیدی

00:19:51.046 --> 00:19:54.258
‫اون رهبر جنبش «اکسپرسیونیسم خشونت‌آمیز» بوده

00:19:54.341 --> 00:19:56.176
‫که به اسم «هنر پاشیدگی رنگ» شناخته میشه

00:19:56.802 --> 00:19:58.929
‫تا اینکه زندگیش شبیه آثارش شد

00:20:00.097 --> 00:20:01.890
‫چی باعث شد بخواد تو رو بُکُشه؟

00:20:04.643 --> 00:20:06.061
‫تایلر گلپین به زودی میاد سراغمون

00:20:06.687 --> 00:20:08.689
‫باید درمورد هایدها همه چیز رو یاد بگیرم

00:20:15.904 --> 00:20:18.407
‫ماهیت واقعی آلفی رو نمی‌دونستم

00:20:19.116 --> 00:20:22.119
‫فقط می‌دونستم در کنار هم خوشحالیم

00:20:23.495 --> 00:20:25.205
‫عاشق یه هیولا شدی

00:20:26.831 --> 00:20:28.750
‫اربابش هم عاشقش بود

00:20:28.833 --> 00:20:31.503
‫اون بهش دستور داد که من رو بُکُشه

00:20:32.087 --> 00:20:35.048
‫خوشبختانه ماه کامل بود،
‫پس تونستم باهاش مبارزه کنم

00:20:35.131 --> 00:20:38.176
‫اما آلفی توی اون درگیری
‫به صورت اتفاقی اربابش رو کُشت

00:20:38.259 --> 00:20:39.511
‫خیلی وحشتناک بود

00:20:40.303 --> 00:20:42.722
‫شنیدم یه هاید بدون اربابش نمی‌تونه زنده بمونه

00:20:42.806 --> 00:20:45.099
‫هایدهای مذکر می‌تونن.
‫بدون داشتن ارباب دیوونه میشن

00:20:45.183 --> 00:20:48.728
‫روان‌پریشی، بدگُمانی، زوال سریع جسمی،

00:20:48.811 --> 00:20:50.396
‫و در نهایت مرگ زودهنگام

00:20:50.480 --> 00:20:53.191
‫اما هایدهای مونث قوی‌ترن

00:20:53.274 --> 00:20:54.400
‫به خودشون مسلط‌ترن

00:20:54.484 --> 00:20:56.569
‫تا حالا شده یه هاید یه ارباب جدید پیدا کنه؟

00:20:56.653 --> 00:20:58.946
‫من خبر ندارم

00:20:59.781 --> 00:21:02.450
‫کدوم آدمی اونقدر بی‌احتیاطه
‫که بخواد چنین کاری بکنه؟

00:21:03.659 --> 00:21:07.955
‫من... توصیه می‌کنم که
‫حتی بهش فکر هم نکنی

00:21:08.039 --> 00:21:09.040
‫معلومه که نه

00:21:09.999 --> 00:21:11.584
‫اون کار دیوونگیه

00:21:17.715 --> 00:21:18.716
‫ونزدی؟

00:21:19.425 --> 00:21:20.760
‫ونزدی!

00:21:42.322 --> 00:21:44.032
‫[ بیمار شماره‌ی ۱۹۳۸ ]

00:21:48.954 --> 00:21:52.457
‫[ کلبه‌ی رات‌وود ]

00:21:59.756 --> 00:22:03.009
‫[ مرلین تورن‌هیل ]

00:22:06.596 --> 00:22:09.307
‫جونم رو برای نجات دادن مدرسه فدا کردم

00:22:09.391 --> 00:22:12.060
‫و الان میراثی که به جا گذاشتم
‫داره بدنام میشه

00:22:12.143 --> 00:22:14.437
‫چون یه آدم معمولی بد رو استخدام کردم

00:22:14.521 --> 00:22:16.648
‫مرلین تورن‌هیل

00:22:16.731 --> 00:22:19.234
‫حوصله‌ی شنیدن این نالیدن‌ها رو ندارم،
‫مخصوصاً از طرف کسی که مُرده

00:22:19.317 --> 00:22:21.695
‫و استخدام فوق‌العاده بدی بود

00:22:22.320 --> 00:22:23.947
‫خود اون کُشتت، یادته؟

00:22:25.490 --> 00:22:27.408
‫حالا که صحبت از تورن‌هیل شد،
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:22:27.492 --> 00:22:28.952
‫به تو ربطی نداره

00:22:29.035 --> 00:22:30.912
‫با کی حرف می‌زنی، عزیزدلم؟

00:22:30.995 --> 00:22:32.247
‫هیچکس، مادر

00:22:32.914 --> 00:22:35.500
‫با این جعبه‌های توی
‫گاراژ داری چیکار می‌کنی؟

00:22:35.583 --> 00:22:39.045
‫می‌خواستم بگم لِرچ همه‌ی وسایل
‫تورن‌هیل رو بسوزونه

00:22:39.128 --> 00:22:42.423
‫یعنی همون روش موردعلاقه‌ت
‫برای نابود کردن اطلاعات مهمی که من نیاز دارم؟

00:22:44.092 --> 00:22:47.136
‫از وقتی به هوش اومدی
‫فرصت نکردیم با هم حرف بزنیم

00:22:47.220 --> 00:22:50.223
‫من همون سکوت ناخوشایند رو بیش‌تر می‌پسندم

00:22:51.224 --> 00:22:55.686
‫توی روز مردگان،
‫خیلی روی از دست رفته‌ها تمرکز می‌کنیم

00:22:55.770 --> 00:22:58.022
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫کسایی که هنوز از دست نرفتن

00:22:58.105 --> 00:23:00.024
‫می‌دونن که چقدر بهشون اهمیت میدم

00:23:00.107 --> 00:23:03.736
‫مادرت هنوز مثل وقتی که ۱۶ سالش بود
‫به طرز وحشتناکی احساساتیه

00:23:04.737 --> 00:23:05.738
‫هوم

00:23:05.780 --> 00:23:07.281
‫چی شده، مادر؟

00:23:08.365 --> 00:23:10.618
‫حس می‌کنم یه نفر دیگه اینجاست

00:23:11.202 --> 00:23:12.536
‫عجیبه

00:23:13.204 --> 00:23:15.414
‫دقیقاً مثل همون حسیه که داشتم...

00:23:16.332 --> 00:23:18.459
‫وقتی لاریسا ویمز وارد یه اتاق میشد

00:23:18.542 --> 00:23:22.546
‫یعنی همون نیاز مشمئزکننده به محبوب بودن،
‫همراه با بوی زننده‌ی برتری‌طلبی؟

00:23:23.380 --> 00:23:26.592
‫آره. اون خیلی تنها بود، ونزدی

00:23:27.176 --> 00:23:28.594
‫اصلاً هم تنها نبودم

00:23:28.677 --> 00:23:31.221
‫زندگی اجتماعی خیلی شلوغی داشتم

00:23:31.305 --> 00:23:32.973
‫زندگی اجتماعیت سال‌ها قبل از خودت مُرد

00:23:42.065 --> 00:23:43.066
‫هوم

00:23:47.571 --> 00:23:50.448
‫این یه فرمول شیمیایی آلیه

00:23:50.532 --> 00:23:53.410
‫و اگه توی دفتر تورن‌هیله،

00:23:53.493 --> 00:23:55.787
‫فکر می‌کنم درمورد تایلر گلپین باشه

00:23:55.870 --> 00:23:58.540
‫باید آماده باشم برای وقتی که میاد سراغم

00:23:59.124 --> 00:24:02.043
‫حرفت رو باور نمی‌کنه، درست مثل من

00:24:02.127 --> 00:24:05.672
‫ونزدی، می‌دونم نمی‌تونم
‫عطش انتقامت رو از بین ببرم،

00:24:05.755 --> 00:24:09.717
‫اما لطفاً این هیولا رو تحریک نکن

00:24:11.136 --> 00:24:13.012
‫توی این ماجرا دخالت نکن

00:24:17.141 --> 00:24:21.020
‫راست میگی. ونزدی به تنهایی
‫نمی‌تونه یه هاید رو شکست بده

00:24:23.564 --> 00:24:25.024
‫و ونزدی هم راست میگه

00:24:25.525 --> 00:24:26.776
‫شانس آوردی

00:24:27.693 --> 00:24:30.446
‫باشه، دقیقاً دنبال چنین حمایتی نبودم

00:24:30.530 --> 00:24:33.282
‫شکارچی رأس هرم غذایی دنبالته،
‫و ماه هم کامل نیست

00:24:34.450 --> 00:24:36.953
‫شاید فکر بدی نباشه
‫که به مدت چندین هفته بری خونه

00:24:37.453 --> 00:24:39.163
‫نمی‌تونی تنهایی با تایلر بجنگی

00:24:46.128 --> 00:24:47.129
‫اینید!

00:24:48.756 --> 00:24:50.716
‫تینگ! اوه، خداروشکر

00:24:50.800 --> 00:24:53.260
‫من و ونزدی به تنهایی نمی‌تونیم
‫با تایلر بجنگیم

00:24:53.344 --> 00:24:55.387
‫به کمکت نیاز دارم
‫تا گروه نایت‌شیدز رو دوباره تشکیل بدم

00:25:11.487 --> 00:25:12.988
‫[ اِی‌جکس ]

00:25:15.157 --> 00:25:18.160
‫[ انجمن نایت‌شیدز ]
‫[ برج ایاگو - ساعت ۱۰ شب ]

00:25:28.336 --> 00:25:29.588
‫اسلرپ!

00:25:30.505 --> 00:25:31.506
‫اسلرپ!

00:25:32.549 --> 00:25:33.550
‫اسلرپ!

00:25:36.344 --> 00:25:37.846
‫بیا بیرون! پسر

00:25:37.929 --> 00:25:38.930
‫منم

00:25:39.556 --> 00:25:41.016
‫هیچکس بهت آسیب نمی‌رسونه

00:25:41.516 --> 00:25:42.726
‫لطفاً

00:25:42.809 --> 00:25:43.810
‫پاگزلی

00:25:44.811 --> 00:25:46.438
‫چهار ساعته داریم جنگل رو می‌گردیم

00:25:47.772 --> 00:25:49.649
‫دوست ندارم بگم شکست خوردیم،

00:25:50.984 --> 00:25:53.653
‫اما اسلرپ مراتع بهتری
‫برای پرسه‌زدن پیدا کرد

00:25:56.698 --> 00:25:58.074
‫بیا بریم. بزن بریم

00:25:58.157 --> 00:25:59.409
‫بریم خونه

00:25:59.993 --> 00:26:00.994
‫باشه

00:26:06.999 --> 00:26:08.376
‫اینجا!

00:26:10.336 --> 00:26:12.630
‫چه اسکلت‌های رنگارنگی

00:26:13.131 --> 00:26:15.800
‫- دارید کجا می‌رید؟
‫- دنیای مهاجران

00:26:16.467 --> 00:26:18.469
‫«شب‌های ترسناک»

00:26:18.553 --> 00:26:20.429
‫بریم، بابا؟ لطفاً؟

00:26:22.014 --> 00:26:24.141
‫- به مادرت نگو
‫- ایول!

00:26:34.860 --> 00:26:37.530
‫مغز قربانی از جمجمه‌ش بیرون کشیده شده

00:26:38.239 --> 00:26:41.533
‫درست مثل اون مربی رانندگی که جسدش
‫ماه گذشته توی جاده‌ی ۸ پیدا شد

00:26:41.617 --> 00:26:44.912
‫دکتر فیربورن و بقیه‌ی جسدهای
‫توی ویلو هیل رو که خودتون می‌دونید

00:26:44.995 --> 00:26:47.039
‫این دریدگی‌ها رو ببینید

00:26:47.122 --> 00:26:48.624
‫یاد چیزی نمی‌افتید؟

00:26:49.833 --> 00:26:52.503
‫به نظرتون تایلر گلپین و زامبی
‫با هم همکاری می‌کنن؟

00:26:53.128 --> 00:26:55.923
‫همین که من و تو الان داریم
‫در این مورد جدی بحث می‌کنیم

00:26:56.006 --> 00:26:58.842
‫بهت نشون میده که توی
‫شهر جریکو چه خبره

00:27:00.219 --> 00:27:02.346
‫فقط چند کیلومتر با نِورمور فاصله داریم

00:27:02.846 --> 00:27:05.807
‫می‌خوام ماشین‌های پلیس
‫شبانه‌روز اون اطراف گشت بزنن

00:27:05.891 --> 00:27:06.975
‫شرط می‌بندم...

00:27:07.059 --> 00:27:08.727
‫تایلر می‌خواد بره اونجا

00:27:09.353 --> 00:27:11.855
‫تمامی واحدها، برید به سمت آکادمی نِوِرمور

00:27:11.938 --> 00:27:14.441
‫کلانتر معتقده تایلر گلپین ممکنه
‫به اونجا بره

00:27:14.524 --> 00:27:15.901
‫خیلی احتیاط کنید

00:27:15.984 --> 00:27:17.986
‫مظنون به شدت خطرناکه

00:27:20.447 --> 00:27:24.200
‫[ شب‌های ترسناک! ]

00:27:24.200 --> 00:27:27.829
‫[ دنیای مهاجران ]

00:27:41.551 --> 00:27:44.929
‫آقایون؟ سلام. خوش اومدید

00:27:45.013 --> 00:27:47.390
‫من خانم آرلین هستم

00:27:47.473 --> 00:27:50.727
‫شما امشب فقط به دیدن
‫دنیای مهاجران نیومدید

00:27:50.810 --> 00:27:55.773
‫ما شما رو به مکزیک قدیمی می‌بریم

00:27:58.693 --> 00:28:03.948
‫توانایی شما در بازآفرینی دقیق
‫ماهیت این مناسبت رو تحسین می‌کنم

00:28:04.031 --> 00:28:06.909
‫دنیای مهاجران فقط روی اصالت تمرکز داره

00:28:06.993 --> 00:28:10.788
‫اوه، و حتماً از عمارت تسخیرشده‌ی ما دیدن کنید

00:28:10.871 --> 00:28:14.875
‫یه سوالی دارم، خانم. میشه لطفاً بگید
‫از کجا می‌تونم شیرینی چورو پیدا کنم؟

00:28:14.959 --> 00:28:15.960
‫آه

00:28:18.504 --> 00:28:19.505
‫آره

00:28:20.381 --> 00:28:21.465
‫خدانگهدار

00:28:22.883 --> 00:28:23.884
‫بیا بریم

00:28:30.099 --> 00:28:32.017
‫عجب گریم خفنی داری، دادا!

00:28:38.440 --> 00:28:40.442
‫تورن‌هیل یه روانی بود

00:28:40.526 --> 00:28:43.612
‫اما نبوغ و دیوانگی رفقای قدیمی هستن

00:28:44.363 --> 00:28:46.031
‫اون تونست هیولای درونی تایلر رو بیدار کنه

00:28:46.531 --> 00:28:50.869
‫سوال اینه که منم می‌تونم؟
‫اونم قبل از اینکه امشب اینید رو بکشه؟

00:28:53.580 --> 00:28:57.167
‫مدیر ویمز، به یه‌کم آرامش نیاز دارم،
‫یعنی دور از این مزاحمت‌های بی‌وقفه‌‌ی تو

00:28:57.751 --> 00:28:58.877
‫حالت خوبه؟

00:29:00.003 --> 00:29:03.298
‫شنیدم کما می‌تونه تأثیرات طولانی‌مدت
‫روی عملکرد مغز بذاره

00:29:03.381 --> 00:29:05.133
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، اَگنس؟

00:29:05.216 --> 00:29:07.552
‫هر روز مخفیانه می‌اومدم به بیمارستان

00:29:07.636 --> 00:29:09.512
‫کارت‌های «زودی خوب شو»
‫که هر ساعت می‌فرستادی رو دیدم

00:29:10.013 --> 00:29:12.640
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫که می‌دونی چقدر نگرانت بودم

00:29:13.391 --> 00:29:15.226
‫شاید موهات رو هم دوباره بافته باشم

00:29:15.310 --> 00:29:17.604
‫و وقتی پرستارها نبودن،
‫لباس‌هات رو هم پوشیده باشم

00:29:21.566 --> 00:29:22.775
‫یه چیز دیگه

00:29:23.401 --> 00:29:25.778
‫می‌دونی اعضای نایت‌شید چه برنامه‌ای داره؟

00:29:46.007 --> 00:29:47.133
‫کی درخواست این جلسه رو داده؟

00:29:48.009 --> 00:29:49.176
‫منم

00:29:51.178 --> 00:29:52.596
‫چقدر تعدادتون کمه

00:29:53.264 --> 00:29:56.851
‫اینید، تو هیچوقت به طور رسمی
‫عضوی از نایت‌شیدز نشدی

00:29:56.934 --> 00:29:59.520
‫چون قبل از اینکه من بهتون ملحق بشم
‫مدیر دورت انجمن رو منحل کرد

00:30:00.479 --> 00:30:02.273
‫خودت من رو نامزد کردی، یادته؟

00:30:02.356 --> 00:30:04.567
‫خب، بازم باعث نمیشه بتونی
‫درخواست برگزاری جلسه بدی...

00:30:04.650 --> 00:30:06.235
‫اِی‌جکس. آروم باش

00:30:06.860 --> 00:30:09.613
‫تایلر گلپین می‌خواد من رو بُکُشه.
‫این یه دلیل قانع‌کننده نیست؟

00:30:10.364 --> 00:30:12.908
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون خودش به من گفت

00:30:15.411 --> 00:30:19.289
‫حدس می‌زنم اون خبرچین پاچه‌خوارت
‫درمورد این جلسه بهت خبر داده

00:30:19.373 --> 00:30:21.125
‫کوتاه نمیام، ونزدی

00:30:22.292 --> 00:30:23.293
‫باشه

00:30:23.752 --> 00:30:26.713
‫فکر کنم امشب توی راه‌پیمایی یادبود
‫تایلر می‌خواد نقشه‌ش رو اجرا کنه

00:30:26.797 --> 00:30:28.924
‫- اما من یه نقشه دارم
‫- برای کشتنش؟

00:30:30.509 --> 00:30:32.010
‫برای کنترل کردنش

00:30:44.814 --> 00:30:46.316
‫به عصاره‌ی نایت‌شید نیاز دارم

00:30:46.399 --> 00:30:48.610
‫اورلاف توی کابینت عطاری نگهش می‌داره

00:30:48.693 --> 00:30:50.111
‫برو قفلش رو باز کن

00:30:50.654 --> 00:30:52.906
‫من این ترکیبات غیرکشنده رو جمع می‌کنم

00:31:10.006 --> 00:31:11.174
‫[ نایت‌شید ]

00:31:17.597 --> 00:31:20.308
‫به جای اینکه با اینید فرار کنی
‫و برید به یه جای امن،

00:31:20.391 --> 00:31:23.102
‫می‌خوای ازش به عنوان یه طعمه
‫برای فریب دادن هاید استفاده کنی

00:31:23.186 --> 00:31:24.562
‫این کارم جواب میده

00:31:24.645 --> 00:31:27.481
‫فقط اگه بتونی به تایلر نزدیک بشی
‫و بهش معجون رو تزریق کنی

00:31:27.565 --> 00:31:31.152
‫و این به شرطیه که دستورالعمل تورن‌هیل
‫کاملاً درست باشه

00:31:31.235 --> 00:31:33.195
‫تو حتی نمی‌تونی
‫به توانایی خودت مسلط بشی

00:31:33.279 --> 00:31:35.239
‫و حالا می‌خوای به یه هاید مسلط بشی؟

00:31:35.990 --> 00:31:38.451
‫فقط اینطوری می‌تونم تایلر رو
‫برگردونم توی قفسش

00:31:38.993 --> 00:31:42.997
‫بیخیال. هر دوتامون می‌دونیم
‫که اصلاً این کارها به تو نمیاد

00:31:43.080 --> 00:31:45.708
‫به‌خاطر نیاز بیمارگونه‌ت به کنترل کردن همه چیز
‫داری این کار رو انجام میدی

00:31:45.791 --> 00:31:48.210
‫برو یه فامیل دور دیگه پیدا کن
‫و مزاحم اون بشو

00:31:48.919 --> 00:31:51.297
‫تورن‌هیل موفق شد هیولای درونی تایلر رو
‫آزاد و کنترل کنه

00:31:51.380 --> 00:31:53.716
‫چون حساب‌شده کار کرد و وابسته نبود

00:31:53.799 --> 00:31:55.259
‫ولی تو نسبت بهش احساساتی داری

00:31:56.760 --> 00:31:59.096
‫از تایلر متنفرم. تمام

00:32:01.598 --> 00:32:05.185
‫تنفر هم یه احساسه، خانم آدامز

00:32:05.269 --> 00:32:09.856
‫همراه با ترس، تحقیر، نگرانی و عشق

00:32:09.940 --> 00:32:13.902
‫همه‌ی احساساتی که فکر می‌کنی می‌تونی
‫سرکوب، و توی ناخودآگاهت پنهانشون کنی

00:32:13.986 --> 00:32:16.989
‫اما این سرکوب کردن
‫هیچ فرقی با یه بمب ساعتی نداره

00:32:17.072 --> 00:32:18.949
‫و اگه راهی برای خنثی کردن بمب پیدا نکنی،

00:32:19.032 --> 00:32:21.576
‫ممکنه توی بحرانی‌ترین لحظه منفجر بشه

00:32:22.411 --> 00:32:25.997
‫اصلاً فکر کن موفق شدی،
‫اون که به تورن‌هیل هم خیانت کرد

00:32:26.081 --> 00:32:27.958
‫به تو هم خیانت می‌کنه

00:32:32.379 --> 00:32:34.965
‫این کار رو نکن

00:32:50.521 --> 00:32:54.692
‫[ عمارت تسخیرشده ]

00:32:59.322 --> 00:33:00.406
‫اون دیگه کی بود؟

00:33:16.631 --> 00:33:17.631
‫جلوی پات رو نگاه کن

00:33:18.132 --> 00:33:20.384
‫چه مرگته؟ عجیب‌الخلقه

00:33:36.483 --> 00:33:39.445
‫به بچه‌ها گفتم امسال
‫باید واقعاً ترسناک باشه

00:33:50.539 --> 00:33:54.001
‫اینجا چه خبره؟

00:33:56.920 --> 00:33:59.881
‫کار تو اینه که مردم رو بترسونی،

00:33:59.965 --> 00:34:02.217
‫نه اینکه کاری کنی شلوارشون رو کثیف کنن

00:34:07.973 --> 00:34:12.852
‫کلانتر، چندین نفر از دنیای مهاجران
‫باهامون تماس گرفتن

00:34:12.936 --> 00:34:14.187
‫زامبی داره مردم رو می‌کُشه

00:34:14.271 --> 00:34:17.065
‫همه‌ی نیروها رو بفرست اونجا.
‫همه راه بیُفتید!

00:34:17.983 --> 00:34:19.901
‫توی دنیای مهاجران
‫جرم و جنایت داره رخ میده!

00:34:35.458 --> 00:34:36.793
‫یالا!

00:34:41.339 --> 00:34:44.467
‫توی عمارت تسخیرشده
‫یه زامبی قاتل هست!

00:34:44.550 --> 00:34:46.594
‫- اسلرپ؟
‫- پاگزلی!

00:34:46.677 --> 00:34:49.597
‫- خطرناکه
‫- بمون همین‌جا. نمی‌خوام اتفاقی برات بیُفته

00:34:49.680 --> 00:34:51.599
‫اسلرپ دوست منه. به حرفم گوش میده

00:34:51.682 --> 00:34:53.476
‫همین‌جا منتظر بمون، لطفاً!

00:34:53.559 --> 00:34:54.894
‫می‌تونم از خودم محافظت کنم

00:35:30.095 --> 00:35:31.305
‫پاگزلی

00:35:32.264 --> 00:35:33.599
‫نکن

00:35:41.398 --> 00:35:42.607
‫می‌تونی حرف بزنی

00:35:43.567 --> 00:35:44.609
‫و شبیه انسان‌ها شدی

00:35:44.693 --> 00:35:45.986
‫خب، تقریباً

00:35:46.069 --> 00:35:48.238
‫مغزها

00:35:49.114 --> 00:35:50.991
‫اونا من رو به حالت اولیه برگردوندن

00:35:51.074 --> 00:35:53.869
‫برید، برید، برید، برید

00:35:53.869 --> 00:35:56.121
‫[ مرگ را فراموش نکن ]

00:35:56.329 --> 00:35:58.206
‫کلانتر صحبت می‌کنه!

00:35:58.790 --> 00:36:02.752
‫هر کسی که اون داخله،
‫دست‌هاش رو بذاره روی سرش و بیاد بیرون!

00:36:02.836 --> 00:36:06.381
‫تو یه فرصت دیگه برای زندگی کردن بهم دادی،
‫نمی‌خوام حرومش کنم

00:36:06.464 --> 00:36:08.967
‫تو تنها دوست منی، پاگزلی

00:36:09.926 --> 00:36:11.511
‫بذار برم

00:36:13.221 --> 00:36:14.472
‫لطفاً

00:36:14.556 --> 00:36:17.433
‫این آخرین باریه که هشدار میدم!

00:36:29.237 --> 00:36:30.446
‫فقط منم

00:36:31.405 --> 00:36:32.824
‫هیچکس دیگه‌ای داخل نیست

00:36:35.243 --> 00:36:38.162
‫اون پسر و پدر رو از اینجا خارج کنید!
‫سریع برید!

00:36:38.246 --> 00:36:41.415
‫برید داخل و همه‌جا رو بگردید!

00:36:44.085 --> 00:36:45.461
‫پیداش نکردم، بابا

00:36:50.382 --> 00:36:51.926
‫شاید اینطوری بهتر باشه

00:37:12.988 --> 00:37:16.450
‫اوه، لرچ، مثل یه پسر خوب
‫برو ماشین رو بیار

00:37:16.533 --> 00:37:19.244
‫نمی‌خوام برای راه‌پیمایی یادبود دیر برسم

00:37:19.328 --> 00:37:20.370
‫مورتیشا

00:37:27.794 --> 00:37:29.337
‫واقعاً خودتی؟

00:37:31.882 --> 00:37:33.091
‫«فرانسواز»

00:37:33.175 --> 00:37:36.261
‫داشتم می‌رفتم به سمت نِورمور
‫و دیدم توی باغ بودی،

00:37:36.344 --> 00:37:37.804
‫داشتی زیر نور ماه
‫گل‌های رز رو می‌بریدی

00:37:37.888 --> 00:37:39.514
‫باورم نمیشد

00:37:39.598 --> 00:37:41.099
‫بعد از این همه سال

00:37:41.683 --> 00:37:44.602
‫من و گومز یه دسته گل فرستادیم
‫به مراسم تشییع جنازه‌ت

00:37:45.186 --> 00:37:46.730
‫زندانی شده بودم

00:37:47.647 --> 00:37:48.898
‫توی ویلو هیل

00:37:51.067 --> 00:37:52.235
‫اوه

00:37:55.697 --> 00:37:56.698
‫این دختر

00:37:59.617 --> 00:38:00.702
‫دخترته؟

00:38:02.537 --> 00:38:03.538
‫آره

00:38:04.038 --> 00:38:05.581
‫یه فرشته‌ست

00:38:06.708 --> 00:38:08.751
‫امیدم رو از دست داده بودم، ولی اون...

00:38:10.044 --> 00:38:11.629
‫جونم رو نجات داد

00:38:15.216 --> 00:38:17.301
‫بذار با کلانتر تماس بگیرم
‫و بگم بیان کمکت

00:38:17.385 --> 00:38:19.303
‫نه، لطفاً زنگ نزن. خواهش می‌کنم

00:38:19.887 --> 00:38:21.222
‫می‌خوان من رو بُکُشن

00:38:22.807 --> 00:38:25.685
‫همیشه توی مدرسه باهام مهربون بودی

00:38:27.311 --> 00:38:30.648
‫اگه کمکم کنی پسرم رو پیدا کنم
‫خیلی ممنونت میشم

00:38:32.233 --> 00:38:33.442
‫تایلر رو میگی

00:38:33.526 --> 00:38:35.653
‫اون هم از ویلو هیل فرار کرده

00:38:36.737 --> 00:38:38.280
‫می‌دونم داره میره به سمت نِورمور

00:38:40.199 --> 00:38:42.243
‫پس می‌دونم داره میره سراغ کی

00:38:48.248 --> 00:38:53.420
‫[ روز یادبود مطرودها ]

00:39:07.559 --> 00:39:12.481
‫امشب به مطرودهایی ادای احترام می‌کنیم
‫که از این دنیا رفتن

00:39:12.564 --> 00:39:13.940
‫اگه تایلر پیداش نشه چی؟

00:39:14.024 --> 00:39:15.901
‫مشهورها، بدنام‌ها،

00:39:15.984 --> 00:39:21.114
‫و کسایی که سایه‌شون هنوز
‫بر قلب دوستدارانشون سنگینی می‌کنه

00:39:21.698 --> 00:39:26.286
‫به سیکلوپ‌ها، یتی‌ها،
‫و مینوتورها ادای احترام می‌کنیم

00:39:26.369 --> 00:39:30.540
‫و تمام قبایل طردشده‌ای
‫که دیگه در بین ما نیستن

00:39:31.166 --> 00:39:34.419
‫یادشون گرامی باد

00:39:34.502 --> 00:39:41.384
‫و غیبت‌شون یادآور تلخی باشه
‫که باید همیشه هوشیار باشیم

00:39:42.135 --> 00:39:44.470
‫اومد. طبق نقشه پیش برید

00:39:44.554 --> 00:39:46.306
‫باید تایلر تبدیل به هاید بشه

00:39:46.889 --> 00:39:48.266
‫کسی سرخود کاری نکنه

00:39:48.850 --> 00:39:51.811
‫تاریخ بهمون یاد میده که بزرگ‌ترین دشمن‌مون...

00:39:53.146 --> 00:39:55.898
‫به عنوان مطرودها،
‫اتحاد، قدرت ماست

00:40:20.506 --> 00:40:22.174
‫ونزدی کجاست؟

00:40:23.050 --> 00:40:24.552
‫می‌دونم تنها نیستی

00:40:25.970 --> 00:40:27.930
‫درست میگی. تنها نیست

00:40:35.062 --> 00:40:36.939
‫شمشیرها خیلی بانمکن

00:40:37.439 --> 00:40:39.399
‫ولی حریف هاید نمیشن

00:40:43.070 --> 00:40:45.322
‫حیف که امشب ماه کامل نیست

00:40:49.660 --> 00:40:50.786
‫چی شده، تایلر؟

00:40:51.495 --> 00:40:52.871
‫آره، انگار یه‌کم ناخوش‌احوالی

00:40:52.954 --> 00:40:54.706
‫به‌خاطر اینه که اربابت رو کُشتی؟

00:40:54.790 --> 00:40:57.459
‫- خفه شید
‫- وقت زیادی برات باقی نمونده، نه؟

00:40:57.542 --> 00:40:59.127
‫تمومش کنید!

00:41:13.433 --> 00:41:15.477
‫- ونزدی!
‫- هی! اینجا رو ببین!

00:41:23.109 --> 00:41:24.485
‫یا خدا!

00:41:25.987 --> 00:41:27.113
‫تایلر

00:41:28.323 --> 00:41:29.324
‫کافیه

00:41:30.241 --> 00:41:31.993
‫هردوتامون می‌دونیم واقعاً
‫دوست داری کی رو بُکُشی

00:41:32.076 --> 00:41:33.536
‫اینید، بیا اینجا!

00:41:37.623 --> 00:41:39.292
‫اگه درمورد احساساتم
‫دروغ گفته باشم چی؟

00:41:41.419 --> 00:41:42.962
‫حق با تو بود

00:41:43.754 --> 00:41:45.548
‫من ازت خوشم می‌اومد

00:41:47.842 --> 00:41:51.053
‫اما می‌دونی که برای با هم بودن
‫فقط یه راه وجود داره

00:41:51.137 --> 00:41:53.389
‫به ارباب جدیدت سلام کن

00:42:08.404 --> 00:42:09.655
‫فرانسواز!

00:42:09.738 --> 00:42:11.448
‫با هم یه قراری گذاشتیم

00:42:51.321 --> 00:42:52.656
‫ونزدی

00:42:54.074 --> 00:42:55.325
‫چی با خودت فکر می‌کردی؟

00:42:57.035 --> 00:42:58.495
‫اوضاع تحت کنترل بود

00:42:58.578 --> 00:43:00.914
‫یه کلمه‌ی دیگه حرف بزنی
‫از نورمور منتقلت می‌کنم به یه جای دیگه

00:43:01.873 --> 00:43:04.250
‫- الان بهش گفتی «فرانسواز»
‫- آره

00:43:04.334 --> 00:43:06.628
‫- اون مادر تایلره؟
‫- آره

00:43:06.711 --> 00:43:08.963
‫تو از ویلو هیل فراریش دادی

00:43:09.547 --> 00:43:10.924
‫چه قراری با هم گذاشتید؟

00:43:11.507 --> 00:43:14.594
‫فرانسواز بهم قول داد
‫که تایلر رو کنترل می‌کنه،

00:43:14.677 --> 00:43:16.179
‫و برای همیشه از شهر جریکو میرن

00:43:16.262 --> 00:43:20.016
‫- و حرف یه هاید رو باور می‌کنی؟
‫- حرف یه مادر رو باور می‌کنم

00:43:33.988 --> 00:43:36.574
‫پو گفت: «من به ارواح اعتقاد ندارم،

00:43:36.657 --> 00:43:39.160
‫اما تمام عمرم من رو تعقیب کردن»

00:43:42.288 --> 00:43:45.082
‫همیشه معتقد بودم
‫که در عذاب و جن‌زده بودن یه انتخابه

00:43:47.209 --> 00:43:49.879
‫اما این گذشته‌مونه که واقعاً عذابمون میده

00:43:49.962 --> 00:43:52.089
‫هر چقدر هم تلاش کنیم
‫از دستش رها بشیم،

00:43:52.172 --> 00:43:53.632
‫اون ما رو محکم توی چنگش گرفته

00:43:56.802 --> 00:43:58.303
‫زامبی پاگزلی،

00:43:59.680 --> 00:44:00.889
‫همون «آیزاک»ـه

00:44:02.433 --> 00:44:05.102
‫فرانسواز هم زنده‌ست

00:44:07.229 --> 00:44:09.147
‫اگه گذشته چیزیه که ما رو عذاب میده...

00:44:09.231 --> 00:44:10.566
‫اَه، گندش بزنن!

00:44:10.649 --> 00:44:14.403
‫...حال، قبرستانیه که ازمون می‌خواد
‫تاوان گناهانمون رو بپردازیم

00:44:20.826 --> 00:44:22.536
‫سلام، جودی

00:44:23.954 --> 00:44:25.413
‫من رو یادته؟

00:44:31.753 --> 00:44:34.464
‫تایلر و مادرش الان به هم رسیدن

00:44:34.547 --> 00:44:37.759
‫فرانسواز پای حرفش می‌مونه
‫و دو نفری توی تاریکی شب ناپدید میشن؟

00:44:38.802 --> 00:44:40.845
‫تا الان که از اینید محافظت کردم

00:44:40.929 --> 00:44:42.555
‫اما فعلاً تحقیقاتم متوقف شده،

00:44:42.639 --> 00:44:46.017
‫و احساس می‌کنم زمان مثل شن‌های
‫توی ساعت‌شنی، با سرعت می‌گذره