WEBVTT

00:10.760 --> 00:14.138
‫[ سال ۲۰۱۶ ]

00:14.138 --> 00:21.270
‫[ راشویل ] [ جمعیت: ۱۰۰۱ نفر ]
‫[ تأسیس: سال ۱۸۸۵ ]

00:31.823 --> 00:35.618
‫[ مسافرخانه ]

00:45.336 --> 00:46.629
!‫دست نگه دارید

00:48.130 --> 00:50.674
‫تموم شد. بذارید رد بشه

00:57.807 --> 00:59.099
‫هال کجاست؟

01:03.312 --> 01:04.605
‫توی مسافرخونه‌ست

01:21.788 --> 01:23.165
‫دکتر نیاز داری؟

01:24.750 --> 01:26.043
‫نه

01:28.462 --> 01:29.755
‫تو حالت خوبه؟

01:33.383 --> 01:34.676
‫چند نفر مُردن؟

01:37.012 --> 01:38.305
‫هنوز نمی‌دونم

01:39.806 --> 01:41.099
‫اوضاع خرابه

01:45.187 --> 01:46.480
‫ارزشش رو داشت؟

01:54.988 --> 01:56.323
‫چیه؟

01:58.742 --> 02:00.577
‫منم همین سوال رو از جان پرسیدم

02:04.456 --> 02:06.166
‫نگهبانان چی می‌گن؟

02:06.916 --> 02:10.795
‫بهشون اطلاع ندادم و جون خیلی‌ها رو
‫توی خطر انداختم به‌خاطر…

02:13.882 --> 02:15.174
‫دلایل خودخواهانه

02:19.095 --> 02:20.680
‫و هیچ دادگاهی توی محکوم کردن من

02:20.763 --> 02:24.851
‫به سهل‌انگاری و به خطر انداختن
‫جون افراد تردید نمی‌کنه

02:27.812 --> 02:30.481
‫یه راه‌حل خوب
‫و ساده برای مشکل‌شون…

02:31.732 --> 02:33.067
‫با منه

02:36.028 --> 02:37.363
‫متأسفم

02:37.947 --> 02:39.282
‫بهم گفتی

02:40.491 --> 02:42.618
،‫اگه شهر رو ترک نکنم
‫هر اتفاقی که بیُفته…

02:45.204 --> 02:46.497
‫تقصیر منه

02:47.039 --> 02:48.290
‫می‌دونم

02:48.290 --> 02:49.625
‫تقصیر توئه

02:50.918 --> 02:53.087
‫اما می‌تونم برای این‌که
‫حق با من بوده حس بدی داشته باشم

03:06.141 --> 03:10.437
‫[ سال ۲۰۲۶ ]

03:11.438 --> 03:14.608
‫[ نوشابه کوکا]

04:06.242 --> 04:07.577
‫این‌جایی

04:08.995 --> 04:10.330
‫آره

04:15.376 --> 04:16.711
‫نوشابه آوردی

04:28.264 --> 04:30.266
‫♪ Right Back to It - Waxahatchee ♪

05:10.556 --> 05:12.057
‫شاید این فکر جالبی نبوده

05:12.683 --> 05:15.894
‫من یه زن بالغم و کلانتر این شهرم

05:16.687 --> 05:17.771
،‫با این‌که خیلی کیف می‌ده

05:17.771 --> 05:20.315
‫اما دیگه نمی‌خوام یه ماه دیگه
‫مخفیانه باهات در رابطه باشم

05:20.399 --> 05:23.569
‫می‌دونی روی چمن‌های جلوی خونه‌م
‫نوشتن «برو، عوضی»؟

05:24.194 --> 05:27.489
‫- می‌خوای شکایت کنی؟
‫- با مدفوع خودشون نوشتن

05:27.990 --> 05:29.324
‫خیلی زمان می‌بره

05:29.324 --> 05:31.660
‫و برای رسوندن منظورشون لازم نبود
‫«عوضی» رو هم بنویسن

05:32.828 --> 05:35.038
‫مگه این‌که عوضی بودن
‫منظورشون بوده باشه

05:41.294 --> 05:42.629
‫گوش کن

05:43.004 --> 05:46.258
‫می‌دونم چندین سال طول کشیده
‫تا احترام این آدم‌ها رو به دست بیاری…

05:50.679 --> 05:52.764
‫نمی‌خوام به‌خاطر من
‫از دستش بدی، همین

06:00.563 --> 06:02.107
‫گوش کنید، مردم

06:03.775 --> 06:06.277
‫می‌دونم از این مرد خوش‌تون نمیاد…

06:07.278 --> 06:08.613
‫اما من ازش خوشم میاد

06:09.239 --> 06:10.573
‫خیلی هم ازش خوشم میاد

06:11.533 --> 06:12.992
،‫حبسش رو کشیده

06:13.076 --> 06:16.579
‫و با این‌که می‌دونسته
،‫بهش زل می‌زنید

06:16.663 --> 06:21.834
‫و لاستیک‌های ماشینش رو پنچر می‌کنید
‫و با گوه روی چمن‌هاش پیام می‌نویسید، برگشته این‌جا

06:22.377 --> 06:26.464
.‫می‌تونست بره هر جایی که می‌خواد
،‫هنوز بیشتر جاها یه قهرمانه

06:26.547 --> 06:30.134
‫اما تصمیم گرفت برگرده این‌جا
‫که همه ازش متنفرن

06:30.218 --> 06:35.723
‫و هر روز تلاش می‌کنه چیزی رو
‫درست کنه که خودش خرابش کرده

06:37.183 --> 06:40.436
‫منم ۱۰ سال پیش
،‫اندازه‌ی شما آسیب دیدم

06:40.937 --> 06:42.271
‫و می‌بخشمش

06:45.066 --> 06:48.027
،‫پس می‌خوام همه‌تون بدونید
‫در پیشگاه خداوند

06:48.110 --> 06:51.781
‫و در برابر بهترین نون سیر
،‫در غرب نبراسکا

06:53.366 --> 06:55.910
،‫که هال جوردن شاید گند زده باشه

06:56.535 --> 07:01.707
،‫و شاید سزاوار بخشش و محبت شما نباشه
‫اما سزاوار آرامش هست

07:02.625 --> 07:03.959
‫همه‌مون سزاوارشیم

07:04.835 --> 07:08.756
‫و هر کسی که بخواد اون آرامش رو
‫به هم بزنه باید بدونه…

07:10.674 --> 07:12.009
‫که هال با منه

07:24.188 --> 07:25.522
‫چیه؟

07:28.692 --> 07:31.570
‫بهم زل نزن. عجیب‌وغریبه

07:31.653 --> 07:33.113
‫می‌خوام وادارت کنم بمونی

07:35.449 --> 07:37.909
‫به‌جای وادار کردن
‫سعی کن درخواست کنی

07:40.370 --> 07:41.705
‫بمون

07:43.081 --> 07:44.416
‫نمی‌تونم

07:44.791 --> 07:47.544
‫هنوز آماده نیستم بذارم
‫نوآ بیدار که می‌شه تنها باشه

07:48.837 --> 07:50.630
‫مطمئنم نوآ از رابطه‌مون خبر داره

07:51.173 --> 07:55.051
‫دونستن و پذیرفتن با هم فرق دارن

08:02.892 --> 08:04.894
‫می‌خوای جمعه بریم بازی نوآ رو ببینیم؟

08:06.688 --> 08:08.022
‫با هم بریم؟

08:10.442 --> 08:11.776
‫آره

08:34.298 --> 08:36.592
‫[ اِرل ]

08:43.516 --> 08:44.850
!‫لعنتی

08:48.104 --> 08:49.438
!‫گندش بزنن

09:07.581 --> 09:08.874
!‫اِرل

10:01.843 --> 10:03.178
‫چه خبره؟

10:07.640 --> 10:09.225
‫بهتره تکون نخوری

10:12.896 --> 10:14.230
‫پوستت جدیده

10:16.816 --> 10:19.903
‫کاش می‌تونستم نجاتت بدم
‫بدون این‌که بفهمی چی هستم

10:21.738 --> 10:23.656
‫اما نمی‌تونی به مامانم بگی
‫من درمانت کردم

10:26.075 --> 10:27.577
‫نمی‌دونه من خبر دارم

10:36.169 --> 10:37.587
‫چی هستی؟

10:47.680 --> 10:51.225
‫« لـنـتـرن‌هـا »

10:56.480 --> 10:57.815
‫یه من‌هانتر

11:02.111 --> 11:05.197
‫یه ستاره‌ی طلایی
‫برای کارآموز شکست‌خورده

11:05.823 --> 11:07.449
‫و هال همه‌ی اینا رو بهت گفت؟

11:07.992 --> 11:10.035
‫دقیقاً جایی مونده بود
‫که تو الان ایستادی

11:11.328 --> 11:14.873
‫- پس نوآ از زندان فراریت داده؟
‫- اون پسر تبدیل به یه مرد شده

11:15.874 --> 11:17.251
‫و خیلی قدرتمنده

11:18.335 --> 11:21.255
‫- چقدر قدرتمند؟
‫- ببین کجا نشستم

11:23.757 --> 11:26.885
‫- الان آماده‌م با هال صحبت کنم
‫- شرمنده، در دسترس نیست

11:27.010 --> 11:28.345
‫پس بیارش در دسترس

11:29.179 --> 11:30.472
‫چرا این‌جا؟

11:31.765 --> 11:34.601
‫چرا دروازه‌ای به یه دنیای نابودشده
‫باز کرده که آبش سمیه

11:34.685 --> 11:36.436
‫و کاری می‌کنه بخوای خودکشی کنی؟

11:36.520 --> 11:38.146
‫اون یکی من‌هانتر

11:38.230 --> 11:41.733
‫همونی که پسره فناوری رو
‫ازش به ارث برده بود و من رو آزاد کرد

11:41.817 --> 11:43.193
‫مادربزرگ

11:43.985 --> 11:46.571
‫اون ساختش تا بتونه به مکانی
‫که نابودش کرده سر بزنه

11:46.655 --> 11:47.989
‫چرا چنین کاری کرده؟

11:48.073 --> 11:50.492
‫به همون دلیلی که جوردن
‫برگشت به راشویل

11:51.117 --> 11:53.453
‫ضعف و عذاب‌وجدان

11:54.037 --> 11:57.415
‫- نوآ ازت چی می‌خواد؟
‫- دیگه با یه کارآموز صحبت نمی‌کنم

11:57.999 --> 12:00.627
‫- باید با هال صحبت کنم
‫- نمی‌دونم

12:02.295 --> 12:03.838
‫با عقل جور درنمیاد

12:04.464 --> 12:06.341
‫نشستی اون‌جا و بهم می‌گی

12:06.424 --> 12:08.927
‫نوآ جون هال رو نجات داده
‫فقط برای این‌که اون رو بُکُشه

12:09.010 --> 12:12.889
.‫یه من‌هانتره
‫مرگ و زندگی براش یه معامله‌ست

12:15.391 --> 12:17.644
‫حتماً هال دیگه به دردش نمی‌خورده

12:25.652 --> 12:27.654
‫پس چه معامله‌ای با تو داشته؟

12:27.737 --> 12:29.614
‫دیگه حرفی با تو ندارم

12:32.950 --> 12:35.620
!‫نیاز نیست این کار رو بکنی
!‫نه! بس کن

12:35.703 --> 12:37.330
!‫- این کار رو نکن
‫- این‌جا چیکار می‌کردی؟

12:37.413 --> 12:39.290
!‫- حقیقت رو بهم بگو
!‫- دارم حقیقت رو می‌گم

12:43.502 --> 12:44.795
!‫بهم بگو

12:45.213 --> 12:46.505
‫چی می‌بینی؟

12:49.759 --> 12:51.594
‫- روی من ازش استفاده نکن
‫- از چی می‌ترسی؟

12:51.677 --> 12:52.970
!‫روی من ازش استفاده نکن

12:57.725 --> 13:00.102
‫بس کن. خیلی‌خب، بس کن

13:00.728 --> 13:02.021
!‫بس کن! بس کن

13:06.984 --> 13:08.527
‫یه فانوس براش ساختم

13:38.724 --> 13:40.017
‫کار می‌کنه؟

13:41.518 --> 13:44.312
.‫معلومه که کار می‌کنه
‫حالا بذار با جوردن صحبت کنم

13:48.275 --> 13:51.027
‫- این خطوط چی هستن؟
‫- خب تو بهم بگو

13:51.528 --> 13:52.821
‫این‌جا ساختیش

13:53.780 --> 13:57.617
‫و هر چیزی توی خطوط هست
‫از آب و هوای این‌جاست

13:59.744 --> 14:00.787
‫یعنی ترس

14:00.829 --> 14:03.832
‫سپاه لنترن معتقده
‫ترس باعث می‌شه ضعیف باشی

14:03.915 --> 14:06.960
.‫اما کامل اشتباه می‌کنن
‫اگه به درستی مهار بشه

14:07.043 --> 14:09.921
‫ترس می‌تونه قدرتمندترین نیرو
‫در تمام کیهان باشه

14:10.422 --> 14:13.049
‫ترس یه نوع هوش تکاملیه

14:14.092 --> 14:16.010
،‫یه گونه‌ی نترس نشونم بده

14:16.094 --> 14:18.763
‫تا چیزی رو بهت نشون بدم
‫که توی فهرست انقراضه

14:19.514 --> 14:22.642
‫- و می‌تونه حلقه‌م رو شارژ کنه؟
‫- آره، می‌تونه

14:31.067 --> 14:32.360
‫نکن

14:32.902 --> 14:33.945
‫پیدات شد

14:33.986 --> 14:35.905
‫نمی‌دونی اون فانوس
‫چیکار می‌تونه بکنه

14:35.988 --> 14:37.532
‫باید به حرفم گوش می‌دادی

14:38.199 --> 14:41.035
‫بهت گفتم اگه برگردی اون‌جا
‫خودت رو به کشتن می‌دی

14:42.495 --> 14:44.539
‫بهم بگو چرا نوآ یه فانوس می‌خواسته

14:45.998 --> 14:49.669
.‫یه فکری دارم
‫شاید الکی نمرده باشی

14:49.752 --> 14:51.420
‫این‌جا چیکار می‌کردم؟

14:51.504 --> 14:55.257
‫بعد از این‌که پسره درمانت کرد
،‫ازت قول گرفت که رازش رو نگه داری

14:55.299 --> 14:56.634
‫اما تعقیبش کردی

15:03.224 --> 15:04.725
‫دروازه‌ش رو پیدا کردی

15:05.893 --> 15:09.271
‫وقتی خارج شد، تو اومدی داخل

15:11.857 --> 15:13.067
‫یه فکر به سرت زد

15:13.108 --> 15:15.778
‫می‌خواستی دروازه رو ببندی
‫و قایمش کنی

15:16.487 --> 15:20.407
‫بهت گفتم قایم کردن دروازه
‫فقط باعث عصبانیت پسره می‌شه

15:21.742 --> 15:23.869
‫- می‌خواستی من بکشمش
‫- داشتی نازک‌نارنجی می‌شدی

15:24.536 --> 15:25.662
‫اون یه من‌هانتره

15:25.704 --> 15:27.456
‫نوآ چرا فانوس می‌خواسته؟

15:27.539 --> 15:30.834
.‫هنوزم می‌تونیم انجامش بدیم
‫نمی‌تونه تو رو از سرش بیرون کنه

15:30.918 --> 15:34.504
.‫سالم می‌مونی
‫اون حلقه شارژ زیادی نداره

15:34.588 --> 15:37.674
.‫می‌تونیم بهش غلبه کنیم
‫یه راهی بلدم

15:39.968 --> 15:43.347
‫اگه حلقه‌ت رو داشته باشیم
‫می‌تونم واقعاً زنده‌ت کنم

15:52.189 --> 15:53.482
‫خیلی حرف می‌زنی

15:54.608 --> 15:55.901
‫همیشه همین‌طور بودی

15:57.319 --> 15:58.612
‫اعصاب‌خردکنه

15:59.487 --> 16:02.824
.‫در مورد حلقه به حرف اون گوش نده
‫نمی‌خواد شارژش کنی

16:02.907 --> 16:04.617
‫چون وقتی شارژش کنی…

16:06.786 --> 16:10.999
.‫تمام وجودش پاک می‌شه
‫خیلی خودخواهانه‌ست، موافق نیستی؟

16:11.082 --> 16:15.837
‫با توجه به این‌که نوچه‌ت
‫باید بدون سلاح با یه من‌هانتر روبه‌رو بشه

16:17.630 --> 16:20.049
‫تو تنها کسی هستی
‫که یه نگهبان رو کشتی

16:21.593 --> 16:23.636
‫برای همین نوآ آزادت کرده

16:25.305 --> 16:27.807
‫برای همین ازت خواسته
‫این فانوس رو بسازی

16:29.434 --> 16:31.019
‫می‌خواد انتقام بگیره

16:33.396 --> 16:34.939
‫چرا ازش استفاده نکرده؟

16:35.440 --> 16:37.316
‫خب اول باید حلقه داشته باشی

16:37.400 --> 16:39.235
‫آره، خب می‌تونه گاردنر رو خبر کنه

16:39.902 --> 16:41.821
‫از اون وسیله‌ی علامت‌دهی مسخره
‫که توی شهره استفاده کنه

16:41.904 --> 16:43.698
.‫و غافلگیرش کنه
‫گاردنر اصلاً انتظارش رو نداره

16:43.781 --> 16:45.074
‫و اون‌طوری حلقه رو ازش می‌گیره

16:46.701 --> 16:48.286
‫وجدان داره، نه؟

16:49.412 --> 16:51.622
‫وجدان داره و از همین عصبانی هستی

16:51.706 --> 16:53.874
‫پسره بین ذاتش

16:53.958 --> 16:56.961
‫و تربیت انسانی معمولیش گیر افتاده

16:57.586 --> 17:00.506
.‫ذات همیشه برنده می‌شه
‫فقط یه‌کم زمان می‌بره

17:01.465 --> 17:05.344
،‫اگه نمی‌خوای پسره دخلت رو بیاره
‫پیشنهاد می‌کنم اون حلقه رو شارژ کنی

17:27.074 --> 17:28.367
‫هال

17:29.660 --> 17:31.453
‫نمی‌تونی همین‌جا ولم کنی

17:34.414 --> 17:38.669
.‫نمی‌شه توی دریاچه شنا کرد
‫فقط باعث دیوونگی و مرگ می‌شه

17:39.461 --> 17:40.754
!‫هال

17:41.171 --> 17:44.299
!‫این‌طوری یه موجود دورافتاده‌ام. هال

17:54.351 --> 17:56.102
.‫ببین، حرفم رو پس می‌گیرم
‫باید حلقه رو شارژ کنی

17:56.186 --> 17:57.729
‫فقط ۷ دقیقه از شارژش مونده

17:57.812 --> 17:59.773
‫می‌دونی چیه؟
‫الان واقعاً حوصله‌ی حرف زدن ندارم

18:00.315 --> 18:02.609
.‫خب پس حلقه رو شارژ کن
‫برای همیشه از شر من خلاص می‌شی

18:04.402 --> 18:06.279
‫گوش کن، می‌خوام ازت محافظت کنم

18:06.363 --> 18:09.491
‫پس الان می‌خوای ازم محافظت کنی؟
‫حالا که مُردی؟

18:10.742 --> 18:13.787
‫- آخرین حرفی که بهت زدم چی بوده؟
‫- در مورد چی حرف می‌زنی؟

18:14.370 --> 18:17.874
‫در مورد اون مکالمه‌ای که با هم داشتیم
‫بهم گفتی. توی کافه

18:17.957 --> 18:19.209
‫آره، خب چی؟

18:19.250 --> 18:21.044
،‫حرف زدیم، یهویی با مشت زدیم

18:21.127 --> 18:23.504
‫و بعدش آخرین حرفی
‫که بهت زدم چی بود؟

18:25.840 --> 18:28.343
‫بهم گفتی به هیچ‌کس نگم
‫توی راشویل بودم

18:29.010 --> 18:30.511
‫و چرا اون حرف رو زدم؟

18:31.721 --> 18:34.599
‫چون نوآ فکر می‌کرد
‫همه‌چیز رو بهم گفتی

18:34.682 --> 18:36.309
.‫می‌خواستی ازم محافظت کنی
‫اینم از این

18:37.018 --> 18:40.104
‫- الان خوشحالی؟
‫- پس چرا حلقه رو شارژ نمی‌کنی؟

18:40.772 --> 18:43.357
‫- حس ششمم می‌گه نوآ بهم آسیب نمی‌زنه
‫- خب حس ششمت اشتباه می‌کنه

18:43.441 --> 18:45.526
.‫پس حس ششم تو همیشه درست می‌گه
‫اما حس ششم من اشتباه می‌کنه

18:45.610 --> 18:46.903
‫حس ششم من مُرده

18:47.403 --> 18:49.196
‫نمی‌دونم اصلاً چرا این قضیه برات مهمه

18:49.280 --> 18:51.157
‫چون می‌خوام ازت محافظت کنم

18:59.582 --> 19:01.792
‫حلقه رو شارژ کن
‫وگرنه تو هم می‌میری، جان

19:27.025 --> 19:28.318
‫نقشه چیه؟

19:33.407 --> 19:35.701
‫از دروازه خارج می‌شم
‫و سر از که مخزن آب درمیارم

19:37.369 --> 19:38.787
‫نوآ مسابقه‌ی فوتبال داره

19:40.580 --> 19:41.957
‫یعنی برای فکر کردن فرصت دارم

19:44.751 --> 19:46.044
‫ازش استفاده کن

19:46.628 --> 19:47.921
‫وگرنه دخلت رو میاره

19:52.300 --> 19:53.593
‫نه، نمیاره

20:23.164 --> 20:24.457
‫می‌تونی رانندگی کنی؟

20:39.972 --> 20:41.265
‫حواست به جاده باشه

21:02.203 --> 21:04.205
‫- چرا مادربزرگم رو کشتی؟
‫- یه من‌هانتر بود

21:04.288 --> 21:05.581
‫منم هستم

21:05.956 --> 21:07.041
‫آره، می‌دونم

21:07.082 --> 21:09.001
‫فکر می‌کنی دلیل خوبی
‫برای کشتن یه نفره؟

21:17.801 --> 21:19.595
‫می‌دونی، مادربزرگت برام مهم بود

21:20.471 --> 21:23.515
‫حس می‌کنم همدیگه رو درک می‌کردیم

21:25.142 --> 21:30.189
،‫احتمالاً تو این بخش رو نمی‌دونی
‫اما تقریباً توی ماشینم زنده‌زنده سوختم

21:31.899 --> 21:33.734
‫اون از ماشین کشیدم بیرون و…

21:34.818 --> 21:37.821
‫بردم توی همون دستگاهی
‫که گذاشتیش توی کشتارگاه

21:39.197 --> 21:40.365
‫و جونم رو نجات داد

21:40.407 --> 21:42.242
‫پس فقط به‌خاطر اون زنده‌ای؟

21:42.326 --> 21:43.493
‫آره

21:43.535 --> 21:45.412
‫اما می‌تونست قبل از منفجر شدن

21:45.495 --> 21:46.788
‫از ماشین بکشم بیرون

21:48.498 --> 21:52.419
‫می‌خواست در آستانه‌ی
‫مرگ قرار بگیرم…

21:53.712 --> 21:56.381
‫چون می‌دونست برای کشتن هال جوردن
‫بهم نیاز داره

22:04.889 --> 22:06.308
‫می‌خواست بکشمش

22:14.232 --> 22:17.277
،‫می‌دونست نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره
‫پس می‌خواست من جلوش رو بگیرم

22:23.992 --> 22:25.285
‫چرا؟

22:25.618 --> 22:28.371
‫چون اگه می‌مرد دیگه هیچ‌کس
‫نمی‌اومد دنبال تو بگرده

22:30.790 --> 22:33.418
‫- پس تقصیر منه؟
‫- نه

22:35.628 --> 22:39.757
.‫خیلی عمر کرده بود
‫زندگی‌های زیادی رو تجربه کرد بود

22:39.841 --> 22:41.759
‫فکر کنم دیگه خسته شده بود

22:45.138 --> 22:46.430
‫باور نمی‌کنم

22:59.360 --> 23:02.863
‫[ ایست ]

23:10.788 --> 23:12.164
‫می‌خوای کدوم سمت بری، نوآ؟

23:25.386 --> 23:26.678
‫تصمیمت چیه؟

24:18.730 --> 24:20.523
‫من خونه‌ی هال رو آتیش نزدم

24:22.066 --> 24:24.152
‫دود رو دیدم و رفتم کمکش

24:27.447 --> 24:29.240
‫خب این دقیقاً برعکس برنامه‌ریزیته

24:29.324 --> 24:30.950
‫پس زندانیش نیستی

24:31.034 --> 24:33.536
‫می‌دونی، بهش اعتماد کردم
‫و بهش گفتم چی هستم

24:34.704 --> 24:36.205
‫تنها کاری که باید می‌کرد
‫این بود که زندگیش رو بکنه

24:40.710 --> 24:42.670
‫- منظورت چیه؟
‫- تعقیبم کرد

24:42.753 --> 24:44.755
‫دروازه و چیزی که داخلش بود رو
‫پیدا کرد

24:46.382 --> 24:48.676
‫نمی‌تونستم خطرش رو به جون بخرم
‫که به مامانم بگه داشتم چیکار می‌کردم

24:49.176 --> 24:51.262
‫پس چی؟

24:59.603 --> 25:00.896
‫بهم بگو

25:03.941 --> 25:05.234
‫بگو

25:08.529 --> 25:09.822
‫چرا نمی‌تونی بگیش؟

25:15.119 --> 25:16.412
!‫من هال رو کشتم

25:28.549 --> 25:30.634
‫هنوز سعی داری بفهمی
‫می‌خوام بکشمت یا نه؟

25:30.717 --> 25:32.469
‫آره. درسته

25:37.766 --> 25:40.060
‫فکر نمی‌کنی بتونم
‫به برنامه‌ریزیم غلبه کنم؟

25:43.522 --> 25:44.815
‫می‌دونی…

25:46.858 --> 25:48.151
‫مدت خیلی زیادی…

25:53.073 --> 25:57.744
‫نمی‌دونستم از کجا شروع کردم
‫و برنامه‌ریزیم کجا تموم شد

25:59.246 --> 26:04.918
،‫کل قضیه‌ی «من چی هستم»
،‫می‌دونی، این‌که چقدرش حاصل تمرین و تکراره

26:04.918 --> 26:07.462
‫و این‌که فقط برای خوشحال کردن
‫پدر و مادرم اون کار رو می‌کردم؟

26:07.545 --> 26:09.589
‫اما بعدش تصمیم گرفتم که در واقع…

26:10.298 --> 26:12.550
‫اون فقط یه بهونه‌ی الکیه

26:16.179 --> 26:20.892
،‫چون اگه می‌تونم اون سوال رو از خودم بپرسم
‫پس خودمم می‌تونم جوابش رو بدم

26:45.166 --> 26:48.127
‫راه انداختن یه گروه مارش خوب
‫توی یه شهر کوچیک خیلی سخته

26:50.087 --> 26:54.175
‫آره، فکر کنم انتخاب کردن
‫نفر سوم ترومبون یه‌کم دردسرساز می‌شه

26:58.721 --> 27:00.890
‫می‌دونی، بخشی از وجودم
‫دوست داره زندگی عادی‌ای داشته باشم

27:02.558 --> 27:07.062
،‫می‌تونم برم دانشگاه نبراسکا، فوتبال بازی کنم
‫ازش خوشم میاد. حرفه‌ای هستم

27:08.481 --> 27:11.400
،‫می‌دونی، با یه نفر آشنا بشم
‫ازدواج کنم، یه خانواده تشکیل بدم

27:13.235 --> 27:14.528
‫فقط زندگی کنم

27:21.076 --> 27:22.661
‫و اون یکی بخش وجودت چی می‌گه؟

27:24.830 --> 27:26.248
‫یه ایده‌هایی دارم

27:30.627 --> 27:31.920
‫انگار توی وجودم هستن

27:33.755 --> 27:35.257
‫انگار حتی بهشون فکر نمی‌کنم

27:35.924 --> 27:38.552
‫- فقط وجود دارن
‫- چه ایده‌هایی؟

27:40.846 --> 27:43.348
‫- در مورد قدرت
‫- چی؟

27:45.434 --> 27:49.479
،‫این‌که می‌تونم برم به آناپولیس
،‫سر از پنتاگون دربیارم

27:50.022 --> 27:52.733
،‫از طریق فوتبال معروف بشم
‫وارد سیاست بشم

27:52.816 --> 27:54.109
‫خیلی راحته

27:55.360 --> 27:57.696
،‫اون‌وقت به همه‌ی اهرم‌های فشار

27:58.363 --> 27:59.823
‫مردم و سلاح‌ها دسترسی دارم

28:00.866 --> 28:04.661
‫و اگه کسی بخواد جلوم رو بگیره
‫یه حلقه و فانوس دارم

28:04.744 --> 28:06.997
‫که حتی می‌شه باهاش
‫یه نگهبان رو کشت

28:14.295 --> 28:17.215
‫اگه بتونی داخل مغزم رو ببینی
‫هیچ‌وقت دست از فریاد زدن برنمی‌داری

28:40.196 --> 28:41.739
‫ازت می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

28:43.658 --> 28:44.951
‫باشه

28:47.662 --> 28:49.038
‫ازت می‌خوام من رو بُکُشی

28:57.421 --> 28:59.006
‫- نمی‌فهمم
‫- چرا، می‌فهمی

29:00.424 --> 29:03.386
‫- سعی نمی‌کنی پشیمونم کنی
‫- فقط دارم گوش می‌دم

29:07.515 --> 29:09.767
‫مادربزرگم رو از روی ترحم کشتی

29:10.643 --> 29:12.603
‫ازت می‌خوام در حق منم
‫همین کار رو بکنی

29:18.692 --> 29:20.986
‫فقط بذار توی این آخرین بازی
‫به‌خاطر هم‌تیمی‌هام شرکت کنم

29:25.032 --> 29:26.325
‫یه لطف دیگه هم بهم بکن

29:33.248 --> 29:35.042
‫لطفاً جوری انجامش بده
‫که انتظارش رو نداشته باشم

30:00.358 --> 30:01.651
‫هال، هستی؟

30:08.533 --> 30:10.160
‫بی‌خیال، می‌دونم…

30:11.786 --> 30:13.496
‫می‌دونم داشتی گوش می‌دادی

30:16.666 --> 30:17.959
‫هال؟

30:23.256 --> 30:24.966
‫هال، بهت نیاز دارم

30:28.177 --> 30:29.470
‫بهت نیاز دارم، رفیق

30:35.059 --> 30:36.352
‫آماده‌اید؟

30:39.439 --> 30:40.773
!‫آماده! حرکت

31:20.020 --> 31:22.481
‫اون‌قدر استرس داری که نمی‌تونی
‫بشینی پیش بقیه‌ی والدین و بازی رو ببینی؟

31:22.982 --> 31:24.775
‫یه روانی‌ام

31:26.610 --> 31:27.903
‫درک می‌کنم

31:31.115 --> 31:33.367
.‫مراقب شماره‌ی ۵۰ باشید
!‫آماده! حرکت

31:34.034 --> 31:35.452
‫چطور داره بازی می‌کنه؟

31:35.536 --> 31:38.580
،‫هر ۵ پاسش سالم بودن
‫کامل تحت کنترله

31:38.664 --> 31:40.791
‫نمی‌دونم چرا دیوونه می‌شم

31:40.874 --> 31:45.170
‫هر بار وارد زمین بازی می‌شه
‫انگار همه‌چیز براش کند می‌شه

31:48.298 --> 31:50.509
‫دانشگاه نبراسکا تمام
‫کارکنانش رو فرستاد

31:50.592 --> 31:54.846
.‫دستیارهایی از دانشگاه ایالتی فلوریدا اومدن
‫میشیگان مربی هماهنگ‌کننده‌ی تهاجمی‌شون رو فرستاده

31:56.098 --> 31:58.934
‫می‌دونی، فقط به این دلیل
‫تصمیم‌گیریش رو عقب می‌اندازه

31:59.017 --> 32:03.396
‫تا استعدادیاب‌ها مدام بیان بازی‌ها رو ببینن
‫و شاید بعضی از هم‌تیمی‌هاش رو تأیید کنن

32:04.314 --> 32:06.942
‫دیده شدن برای بازیکن‌های
،‫شهرهای کوچیک خیلی سخته

32:07.984 --> 32:11.154
‫مخصوصاً اگه نتونن هزینه‌ی رفتن
‫به اردوهای استعدادیابی رو بدن

32:11.696 --> 32:12.989
‫آره

32:13.865 --> 32:15.158
‫نه، بچه‌ی خوبیه

32:18.286 --> 32:20.705
‫می‌خوایم وانمود کنیم در مورد
،‫فوتبال حرف می‌زنیم

32:20.789 --> 32:23.208
‫یا در مورد این حقیقت حرف بزنیم
‫که من رو پیچوندی

32:23.291 --> 32:25.543
‫و تنهایی رفتی توی انبار؟

32:26.920 --> 32:28.505
‫نمی‌دونستم می‌تونم بهت
‫اعتماد کنم یا نه

32:34.469 --> 32:35.762
‫و الان؟

32:36.346 --> 32:37.639
‫می‌دونی…

32:38.639 --> 32:39.932
‫وقتی کوچیک بودم…

32:41.392 --> 32:45.229
‫مامانم دیوونه‌وارترین کارها رو انجام می‌داد
‫تا سعی کنه من نترس بشم

32:47.440 --> 32:49.192
‫توی خطرناک‌ترین محله پیاده‌م می‌کرد

32:49.275 --> 32:52.820
‫و می‌گفت خودم مسیر برگشت
‫به خونه رو پیدا کنم و گازش رو می‌گرفت و می‌رفت

32:54.906 --> 32:57.450
‫خدایا. چیکار می‌کردی؟

32:57.533 --> 33:01.412
‫مسیر خونه رو پیدا می‌کردم. دیگه چیکار
‫می‌تونستم بکنم؟ اما نکته این نیست

33:02.413 --> 33:06.917
‫نکته اینه که اصلاً نمی‌دونستم

33:07.001 --> 33:09.211
‫در حالی که سعی داشته
،‫من رو نترس کنه

33:09.879 --> 33:11.672
‫خودش خیلی وحشت‌زده بوده

33:12.256 --> 33:15.968
،‫و اگه برنمی‌گشتم خونه
‫زندگیش نابود می‌شده

33:16.844 --> 33:18.929
‫پس هر بار که می‌رفتم داخل…

33:20.055 --> 33:23.517
‫انگار تمام مدتی که پیشش نبودم
‫نفسش رو حبس کرده بوده

33:26.437 --> 33:30.107
‫در تمام دوران بچگی من
‫مادرم نفسش رو حبس کرده بود

33:34.153 --> 33:36.155
‫چرا این رو بهم می‌گی؟

33:39.741 --> 33:42.369
‫چون فکر کنم می‌دونی
‫مادرم دقیقاً چه حسی داشته

33:46.665 --> 33:50.002
‫حتماً هر روز خیلی نگران نوآ بودی

33:54.005 --> 33:55.841
‫نمی‌دونم اگه جای تو بودم
‫و نگران این بودم

33:55.924 --> 33:59.136
‫که یه نفر ممکنه متوجه بشه
‫اون چه چیزیه، چیکار می‌کردم

33:59.219 --> 34:03.181
‫اما می‌دونم ترس و عشق…

34:03.723 --> 34:06.560
‫باعث می‌شن آدم بترسه
‫و آدم ترسیده هر کاری می‌کنه

34:13.525 --> 34:15.193
‫نمی‌ترسیدم

34:18.321 --> 34:19.989
‫وحشت‌زده بودم

34:25.078 --> 34:26.371
‫از قبل این‌جا بودی؟

34:28.122 --> 34:29.457
‫هال اومد پیش تو؟

34:48.810 --> 34:50.102
!‫سلام

35:03.282 --> 35:04.742
‫- صورتت چی شده؟
‫- هیچی

35:05.451 --> 35:06.494
‫خب یه چیزی شده

35:06.535 --> 35:08.579
‫- نگرانش نباش. مهم نیست
‫- کسی کتکت زده؟

35:08.662 --> 35:11.082
‫- کار بیلی بوده؟ بیلی کتکت زده؟
‫- نه، کار بیلی نبوده

35:11.165 --> 35:13.167
‫- بهم بگو کار کی بوده تا…
‫- ببین، تمومش کن

35:15.211 --> 35:17.546
‫خیلی‌خب. قضیه چیه؟

35:19.506 --> 35:20.841
‫قضیه‌ی نوآ رو می‌دونم

35:25.512 --> 35:27.181
‫کدوم قضیه‌ی نوآ رو می‌دونی؟

35:28.807 --> 35:30.225
‫می‌دونم چه چیزیه

35:31.560 --> 35:34.104
‫- نمی‌دونم منظورت چیه
‫- این کار رو نکن. نکن

35:35.522 --> 35:36.815
‫می‌دونم

35:41.195 --> 35:42.946
‫می‌خوام باهام صادق باشی

35:44.239 --> 35:45.532
‫تعدادشون بیشتره؟

35:48.160 --> 35:51.455
،‫من‌هانترها، کری
‫کسای دیگه‌ای مثل نوآ وجود دارن؟

35:59.171 --> 36:00.464
‫نه

36:02.632 --> 36:04.176
‫خودش تنهاست

36:08.930 --> 36:10.223
‫خیلی‌خب

36:16.187 --> 36:18.440
‫زویی جونم رو نجات داد، می‌دونی؟

36:22.110 --> 36:24.112
‫آدم‌هایی دنبالم می‌گشتن

36:25.989 --> 36:30.577
،‫داستانش طولانیه
،‫اما یه انگشتم رو قطع کردن

36:30.660 --> 36:32.871
‫و زویی گفت می‌تونه
‫یه انگشت جدید برام پرورش بده، اما…

36:34.956 --> 36:38.126
‫حتماً طی اون فرایند
‫یه اتفاقی افتاده بود

36:38.209 --> 36:42.797
‫چون یهویی حامله شدم
‫و چندین ماه بود با کسی رابطه نداشتم

36:45.216 --> 36:46.592
‫بچه نمی‌خواستم

36:47.718 --> 36:50.471
‫نمی‌خواستم ژن‌های کوفتیم رو
‫به نسل‌های بعد منتقل کنم، اما…

36:53.724 --> 36:55.977
‫بچه‌ی خیلی بی‌نظیری بود

36:59.605 --> 37:03.609
،‫گفتم اگه درست تربیتش کنم
‫اگه به اندازه‌ی کافی بهش عشق بورزم…

37:07.488 --> 37:08.948
‫لطفاً بهش نگو

37:10.116 --> 37:11.409
‫بهم قول بده

37:12.618 --> 37:13.911
‫منظورت چیه؟

37:14.245 --> 37:17.456
.‫خودش نمی‌دونه
‫بهش نگفتم واقعاً چه موجودیه

37:17.540 --> 37:20.376
‫کری، خبر داره و نقشه‌های
‫خیلی خطرناکی کشیده

37:23.003 --> 37:24.630
‫- چی؟
‫- مهم نیست

37:25.130 --> 37:27.132
‫- معلومه که مهمه
‫- گوش کن، می‌تونیم ازش محافظت کنیم

37:27.216 --> 37:29.343
‫و می‌تونیم از بقیه‌ی مردم
‫محافظت کنیم، اما باید بریم

37:29.426 --> 37:31.387
‫- باید بریم
‫- نمی‌تونیم همین‌طوری بریم. بریم کجا؟

37:31.470 --> 37:33.138
‫یه دوست قابل اعتماد
‫توی گوادالاخارا دارم

37:35.766 --> 37:38.769
‫نمی‌رم به گوادالاخارای کوفتی

37:38.852 --> 37:40.521
‫فقط تا زمانی که بفهمیم
‫باید چیکار کنیم

37:40.604 --> 37:42.397
‫سیاره‌های دیگه‌ای هستن
‫که دورافتاده‌تر و منزوی‌ترن

37:42.481 --> 37:44.024
‫نه. نه

37:44.816 --> 37:47.527
‫نوآ جمعه بازی قهرمانی داره

37:48.195 --> 37:49.988
‫می‌خواد تصمیم بگیره
‫کدوم دانشگاه رو انتخاب می‌کنه

37:50.072 --> 37:53.200
.‫نمی‌تونی همه‌چیز رو نادیده بگیری
‫کری، این زندگی دیگه تمومه

37:53.283 --> 37:55.660
‫- دیگه حرف نزن
‫- می‌فهمی؟ تمومه

37:55.744 --> 37:57.204
‫اصلاً نباید می‌اومدی این‌جا

37:57.287 --> 37:59.039
‫- جدی نمی‌گی
‫- چرا، جدی می‌گم

37:59.664 --> 38:02.000
‫هیچ‌وقت نباید پات رو این‌جا می‌ذاشتی

38:02.083 --> 38:05.253
.‫قضیه فقط در مورد تو نیست
‫گوش کن. آدم‌ها توی خطرن…

38:05.337 --> 38:07.005
!‫- دیگه حرف نزن
‫- …نوآ توی خطره

38:07.088 --> 38:08.381
‫لعنتی، دوستت دارم

38:08.381 --> 38:09.966
‫دوستت دارم

38:10.217 --> 38:13.970
،‫همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد
‫و نمی‌تونستم زمان رو به عقب برگردونم

38:19.351 --> 38:21.603
‫چرا باهام تماس گرفتی
‫تا قضیه‌ی هال رو بهم بگی؟

38:24.522 --> 38:25.940
‫گفتم بهتره بدونی

38:29.903 --> 38:31.487
‫ازم خواستی بیام این‌جا

38:33.656 --> 38:36.743
‫تنها کسی که می‌تونست بفهمه
‫هال چی می‌دونسته

38:36.826 --> 38:38.202
‫تنها کسی…

38:39.621 --> 38:41.956
‫که می‌تونست بفهمه چیکار کردی

38:43.833 --> 38:46.794
‫پس ازت می‌پرسم
‫چرا با من تماس گرفتی؟

38:51.382 --> 38:54.719
‫اومدم به راشویل
‫تا از یه هیولا فرار کنم

38:57.054 --> 38:59.765
‫می‌خواستم بدونم یه هیولا
‫بزرگ کردم یا نه

39:08.774 --> 39:10.067
‫آره

39:14.572 --> 39:15.865
!‫بریم

39:16.365 --> 39:19.952
‫- می‌خواد خوب باشه
‫- از کجا می‌تونی مطمئن باشی؟

39:22.705 --> 39:25.874
‫یه حلقه و فانوس داشت
‫که قدرتمندتر از چیزیه

39:25.958 --> 39:27.876
‫که من و تو می‌تونیم تصور کنیم

39:29.670 --> 39:31.171
‫و تحویل‌شون داد به من

39:32.965 --> 39:34.842
‫و برای نجات دادن تو
‫اعتراف کرد که هال رو کشته

39:34.925 --> 39:38.971
.‫و اون کار؟ برنامه‌ریزی نیست
‫عشق خالصه

39:45.185 --> 39:46.562
‫خیلی خوب تربیتش کردی

39:54.528 --> 39:55.987
‫یه چیزی رو باید بدونی

40:00.409 --> 40:03.203
‫نوآ ازم خواست امشب بکشمش

40:03.286 --> 40:05.664
‫- چی؟
‫- از این‌که ممکنه تبدیل به چه چیزی بشه می‌ترسه

40:11.169 --> 40:12.212
‫می‌خوای چیکار کنی؟

40:12.254 --> 40:14.631
‫نمی‌خوام بکشمش، اگه سوالت اینه

40:16.758 --> 40:18.301
‫اما بعد از این، نمی‌دونم

40:21.763 --> 40:23.390
‫می‌ترسه که ممکنه بعداً چیکار کنه

40:24.307 --> 40:26.935
،‫اما نشونه‌ی خوبیه
،‫چون با راهنمایی‌های درست

40:28.269 --> 40:31.189
‫می‌تونه همون پسری باشه
‫که تو تربیتش کردی

40:35.485 --> 40:39.072
‫و اگه تسلیم بدترین غرایزش بشه…

40:45.119 --> 40:47.872
‫خب اون‌وقت دنیا به کسی نیاز داره
‫که بتونه جلوش رو بگیره

41:01.969 --> 41:04.472
‫می‌شه تا آخر بازی رو ببینم؟

41:05.890 --> 41:09.143
‫قول می‌دم بعدش خودم رو تحویل بدم

41:12.646 --> 41:15.357
‫یه‌جورایی حس می‌کنم
‫هال چنین چیزی رو نمی‌خواد

42:13.832 --> 42:16.293
‫این حمله برای پایونیرزها خیلی حیاتیه

42:20.213 --> 42:22.340
‫[ خانه‌ی پایونیرزها ]
‫[ میزبان: ۱۴ - مهمان: ۱۷ ]

42:22.340 --> 42:23.633
!‫حرکت

42:32.475 --> 42:34.769
.‫زمان داره سپری می‌شه
‫تلاش سومه

42:36.938 --> 42:38.815
!‫ده در برابر ده. حرکت

42:47.448 --> 42:48.783
‫‏۸ ثانیه مونده

42:53.371 --> 42:55.915
‫شادرون در برابر راشویل

42:59.043 --> 43:01.254
‫راشویل فقط یه حرکت دیگه داره

43:02.088 --> 43:03.381
!‫و حرکت

43:11.430 --> 43:13.432
!‫و تاچ‌داون برای پایونیرزها

43:15.351 --> 43:18.354
!‫راشویل پیروز می‌شه
!‫راشویل پیروز می‌شه

43:44.796 --> 43:47.716
‫فکر کنم فراموش کردی
‫امروز این رو بذاری روی سرت

43:48.425 --> 43:51.136
‫- می‌خوای ببینی اندازه‌ست یا نه؟
‫- بله، قربان

43:54.222 --> 43:55.515
‫چطورم؟

44:04.441 --> 44:09.821
‫[ کافه ]

44:29.632 --> 44:31.301
‫خدایا، بازم تو؟

44:33.595 --> 44:37.640
‫- آره، بازم من
‫- این برای مواقع ضروریه، رفیق

44:38.099 --> 44:39.392
‫حروم…

44:40.602 --> 44:43.187
‫ببین، کارهای مهمی دارم، باشه؟
‫نمی‌تونم…

44:46.691 --> 44:47.984
‫اون حلقه‌ی جوردنه؟

44:49.152 --> 44:50.445
‫نه، مال منه

44:53.072 --> 44:56.284
‫گولم زدی تا بتونی یه حلقه رو
‫از روی یه جسد برداری؟

44:56.367 --> 44:58.828
‫نه. گولت زدم تا بتونم بفهمم
‫چه بلایی سرش اومده

44:58.911 --> 45:00.621
‫چون به نظر می‌رسید
‫به یه ورت هم نیست

45:01.163 --> 45:02.915
‫خب فهمیدی؟

45:02.999 --> 45:04.542
‫- آره
‫- خب؟

45:04.625 --> 45:05.918
‫مثل یه قهرمان مُرده

45:06.460 --> 45:09.213
‫و فقط کافیه همین رو بدونی، رفیق

45:10.548 --> 45:11.841
‫عجب

45:12.508 --> 45:15.845
‫می‌دونی، به عنوان مردی
‫که یه حلقه‌ی بدون شارژ دستش کرده

45:15.928 --> 45:18.514
‫و نمی‌تونه شارژش کنه
‫خیلی روداری

45:20.432 --> 45:21.725
‫اون چه کوفتیه؟

45:23.102 --> 45:24.353
‫آره، مال منه

45:24.353 --> 45:27.481
‫خب به نظر می‌رسه
‫یه فانوس بدون مجوزه

45:30.401 --> 45:32.069
‫خب شاید باید ازم بگیریش

45:38.450 --> 45:41.578
‫- چرا آوردیم این‌جا، اِستوارت؟
‫- تا یه پیام به نگهبانان برسونی

45:41.662 --> 45:44.623
‫- خب من پیام‌رسانت نیستم
‫- نه، پیام‌رسان اونایی

45:45.666 --> 45:47.668
‫- نیستم
‫- گای، هستی

45:47.751 --> 45:50.337
.‫برای همین انتخابت کردن
‫و هیچ مشکلی هم نداره

45:50.420 --> 45:53.382
.‫باید به خودت افتخار کنی
،‫گرین لنترنِ بخش ۲۸۱۴ هستی

45:53.465 --> 45:54.800
‫برگزیده شدی و حلقه داری

45:55.926 --> 45:57.219
‫اما دیگه زمین مال منه

45:59.846 --> 46:01.139
‫یعنی چی؟

46:02.265 --> 46:06.353
‫فکر کن من یه پیمانکار مستقلم

46:07.020 --> 46:09.397
‫بدون نگهبانان و سپاه

46:10.315 --> 46:12.317
‫ستاره‌ها برای تو. خوش بگذرون

46:13.109 --> 46:14.402
‫زمین برای من

46:14.861 --> 46:17.280
‫کامل مطمئنم مزاحم همدیگه نمی‌شیم

46:19.115 --> 46:21.201
‫جدی؟ خب من مطمئن نیستم

46:21.993 --> 46:23.787
‫نه، زمین بخشی از محدوده‌ی کاری منه

46:23.870 --> 46:26.748
.‫نمی‌تونی ازم بگیریش
‫روال کار این‌طور نیست

46:26.831 --> 46:29.209
‫- یه سلسله‌مراتب فرماندهی وجود داره
‫- خب فکر کنم دارم زیر پا می‌ذارمش

46:32.003 --> 46:37.508
‫می‌دونی وقتی این مزخرفات رو
‫به سیاره‌ی «اوآ» منتقل کنم

46:37.592 --> 46:40.511
‫یه سپاه می‌فرستن
‫تا دخلت رو بیارن؟

46:45.266 --> 46:49.771
،‫لطفاً بهشون بگو
‫و دقیقاً از این کلمات استفاده کن، باشه؟

46:50.688 --> 46:52.815
،‫بگو اگه به قلب‌شون رجوع کنن

46:54.275 --> 46:56.903
‫مطمئنم این توانایی رو پیدا می‌کنن
‫که بذارن من به حال خودم باشم

46:57.945 --> 46:59.238
‫فهمیدی؟

47:00.406 --> 47:02.742
‫قلب‌شون؟ این دیگه چیه؟ یه رمزه؟

47:02.825 --> 47:04.952
‫آره، گای، رمزه

47:06.996 --> 47:08.289
‫خب می‌تونی…

47:11.334 --> 47:12.418
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

47:12.418 --> 47:16.046
.‫چرا. دندون طلایی رو دربیار
‫شبیه احمق‌ها هستی

47:21.719 --> 47:24.180
‫- این پایان ماجرا نیست، بچه خوشگل
‫- امیدوارم نباشه

47:36.191 --> 47:40.279
.‫عجب آدم عوضی‌ایه
‫دندون طلایی. ای خدا

47:42.656 --> 47:44.074
‫و تو کدوم گوری بودی؟

47:46.535 --> 47:49.288
‫- همین اطراف
‫- نه، در واقع نبودی

47:49.872 --> 47:51.707
‫خب وقتی نیازم داشته باشی
‫ظاهر می‌شم. نیازم نداشتی

47:51.790 --> 47:54.710
‫- صدات زدم
‫- ناخودآگاه خودته

47:58.380 --> 47:59.673
‫گوش می‌دادی؟

48:00.215 --> 48:01.967
‫- همه‌چیز رو شنیدی؟
‫- آره

48:03.885 --> 48:06.972
‫- داری بدجور خطر می‌کنی
‫- آره، می‌دونم

48:07.055 --> 48:08.640
‫باید خیلی بهش فکر کنی

48:08.765 --> 48:10.725
‫- ممکنه اون بچه یه روز رئیس‌جمهور بشه
‫- آره

48:11.434 --> 48:15.313
‫- اون‌وقت اختیار استفاده از سلاح هسته‌ای رو داره
‫- خدایا! می‌دونم، باشه؟

48:20.485 --> 48:21.778
‫هال، تو بودی چیکار می‌کردی؟

48:22.654 --> 48:23.988
‫حالا ازم نصیحت می‌خوای؟

48:24.072 --> 48:26.741
‫- واقعاً الان می‌خوای اون کار رو بکنی؟
‫- تحول خیلی جالبیه، نه؟

48:26.825 --> 48:30.411
‫به نظرم کوچیک‌ترین کاریه که می‌تونی بکنی
‫با توجه به این‌که قبلاً نادیده‌م گرفتی. نه؟

48:35.583 --> 48:36.876
‫حس ششمم بهم می‌گه…

48:38.628 --> 48:41.339
‫گرین لنترن خیلی بهتری
‫نسبت به من خواهی بود

48:43.383 --> 48:44.676
‫آماده‌ای

48:48.513 --> 48:50.223
‫شارژ حلقه داره تموم می‌شه

48:54.352 --> 48:56.062
‫هی، خیلی بهت میاد

48:56.145 --> 48:59.106
‫- آره
‫- بیشتر مردها نمی‌تونن جواهر استفاده کنن

48:59.815 --> 49:01.734
‫خوش‌شانسی. مثل دخترها
‫انگشت‌های ظریفی داری

49:01.817 --> 49:03.110
‫پسر، خفه‌خون بگیر

49:09.033 --> 49:10.326
‫حلقه رو شارژ کن

49:12.078 --> 49:13.412
‫آره، بهم نگو باید چیکار کنم

49:16.207 --> 49:19.668
‫از ترسیدن نترس

49:26.884 --> 49:28.177
‫الان مشکلت چیه؟

49:30.095 --> 49:31.847
‫- به‌خاطر سوگنده
‫- سوگند؟

49:31.889 --> 49:33.182
‫آره، خیلی سبک من نیست

49:33.807 --> 49:36.268
‫- «سبک من نیست» یعنی چی…؟
‫- خیلی سبک من نیست

49:36.352 --> 49:39.772
.‫خب توی یه موقعیت بی‌سابقه‌ای
‫عالیه. سوگند کوفتی خودت رو بنویس

49:41.774 --> 49:43.066
‫آره، راست می‌گی

49:49.323 --> 49:50.657
‫هی. هی، یه لحظه صبر کن

49:54.328 --> 49:55.912
‫من…

49:57.080 --> 49:59.333
‫وقتی داشتی با کری حرف می‌زدی
‫یه لحظه قاطی کردم

50:02.961 --> 50:05.672
‫آخرین حرفی که زدم چی بود؟

50:06.214 --> 50:08.467
‫دقیقاً آخرین حرفم چی بود؟

50:10.927 --> 50:12.220
‫برای اطلاع آیندگان

50:21.563 --> 50:22.856
‫«دوستت دارم»

50:29.362 --> 50:30.655
‫و منم دوستت دارم، جونیور

50:45.420 --> 50:47.422
‫♪ Hero - Michael Kiwanuka ♪

51:40.766 --> 51:42.434
‫[ هنوزم متأسفم ]

52:38.031 --> 52:41.492
،‫در روشن‌ترین روز
،‫در تاریک‌ترین شب

52:42.577 --> 52:43.995
‫ترسم را خواهم پذیرفت…

52:45.580 --> 52:46.914
‫کار درست را انجام خواهم داد

52:50.084 --> 52:51.544
،‫این حلقه را انتخاب می‌کنم

52:53.212 --> 52:54.881
‫این مبارزه را انتخاب می‌کنم…

52:57.258 --> 53:01.220
‫در خدمت به نور این فانوس
