WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:08.120
‫گمونم جنایت قرن رو حل نکردیم
‫« آنچه گذشت... »

00:00:08.160 --> 00:00:11.560
‫- می‌خوان بانک انگلیس رو بزنن
‫- یه نفر به زیرکی حرکاتم رو پیش‌بینی کرده بود

00:00:11.560 --> 00:00:13.480
‫وقتی ویتلاک با بردن
‫خبرگزاری‌ها به داخل خزانه

00:00:13.480 --> 00:00:15.560
‫کاری کرد تمام دنیا از سرقت بانک باخبر بشن و

00:00:15.560 --> 00:00:19.760
‫همین باعث یه بحران مالی شد که
‫به نخ سرخ این اجازه رو داد تا

00:00:19.760 --> 00:00:22.160
‫بانک رو مفت و ارزون بخره

00:00:22.160 --> 00:00:24.640
‫چرا باید نقشه‌های ساختِ
‫یه سلاح توی کالیفرنیا رو بدزدن؟

00:00:24.640 --> 00:00:26.960
‫چرا باید دسته‌کلید سفیر آمریکا رو بخوان؟

00:00:27.000 --> 00:00:29.240
‫قبلاً به وفور مشکلات‌تون رو برطرف کردم

00:00:29.240 --> 00:00:31.440
‫بانو وایولت، مِن‌جمله اونهایی که

00:00:31.480 --> 00:00:33.640
‫به مرگ نه‌چندان تصادفی یکی از

00:00:33.640 --> 00:00:35.080
‫دخترهای شما مرتبط بود

00:00:35.120 --> 00:00:38.000
‫مهمون ویژه‌ای رو برای جشن معارفه‌ی
‫کلارا دعوت کردم

00:00:38.000 --> 00:00:41.520
‫نخست‌وزیر فعلی سلطنت

00:00:41.520 --> 00:00:44.080
‫اجازه نمیدم توی جشن کلارا یا
‫سفارت من،

00:00:44.080 --> 00:00:46.760
‫برای فروش تسلیحاتت
‫مزایده راه بندازی

00:00:46.760 --> 00:00:49.360
‫آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی رو سر ببُره

00:00:49.360 --> 00:00:52.480
‫دن موریارتی درشکه‌چی رو
‫نکشت تا نجاتت بده

00:00:52.520 --> 00:00:53.960
‫اون کار رو کرد تا من رو نجات بده

00:00:53.960 --> 00:00:55.800
‫من اون امپراتوری رو به زانو در میارم

00:00:55.800 --> 00:00:57.000
‫نخ سرخ خود منم!

00:00:57.040 --> 00:00:58.920
‫ما منابع مالیش رو داریم

00:00:58.960 --> 00:01:00.440
‫سلاحش رو داریم

00:01:00.440 --> 00:01:03.320
‫حالا تنها چیزی که می‌خوایم
‫یه جرقه‌ی اولیه‌ست

00:01:11.240 --> 00:01:13.560
‫می‌ترسم ناامید بشم

00:01:13.600 --> 00:01:15.440
‫به زور خودم رو می‌شناسم

00:01:15.440 --> 00:01:18.880
‫این صرفاً یه لباسـه
‫برای نقشی که قراره بازی کنی

00:01:18.960 --> 00:01:21.920
‫خدای بزرگ، یه پا شاهدخت شدید

00:01:21.920 --> 00:01:24.000
‫به شرطی که شاهدخت‌ها
‫تن و بدنشون بلرزه

00:01:24.000 --> 00:01:25.840
‫حالا می‌فهمم چرا سیندرلا کفشش رو گم کرد

00:01:25.840 --> 00:01:28.440
‫ولی این لباس خیلی تنگـه

00:01:28.440 --> 00:01:29.480
‫بهتر نیست گشادش کنید؟

00:01:29.480 --> 00:01:31.520
‫ولی آقای هولمز، اینجوری مُده

00:01:31.520 --> 00:01:34.400
‫با این لباس که قرار نیست
از این تابوت به اون تابوت بپری

00:01:34.440 --> 00:01:37.280
‫امشب رقابت بین قلب‌های آقایونـه

00:01:37.320 --> 00:01:39.960
‫بحث قلب آقایون رو تمومش دیگه، آقای هلیگن

00:01:39.960 --> 00:01:42.120
‫آدم هم یه صبری داره

00:01:42.120 --> 00:01:45.080
‫کالسکه رو بیار دم در ورودی

00:01:45.080 --> 00:01:47.200
‫پاکت‌ها رو بسپارید به من، آقای هولمز

00:01:47.200 --> 00:01:48.640
حواس‌مون بهشون هست

00:01:49.520 --> 00:01:52.360
‫امشب توی مراسم کلارا اندرسون
‫دخترهای مراسم رو

00:01:52.360 --> 00:01:54.880
‫به چالش می‌کشیم، خانم روهاس

00:01:54.880 --> 00:01:58.880
‫برای یک بار هم که شده
‫خوش بگذرون

00:01:58.880 --> 00:02:00.480
‫خیال می‌کردم از من خوشش نمیاد

00:02:01.760 --> 00:02:02.000
‫خواهرش نجات پیدا کرده که
‫همین تأثیر مثبتی روی

00:02:02.000 --> 00:02:05.320
‫خواهرش نجات پیدا کرده که
‫همین تأثیر مثبتی روی

00:02:05.320 --> 00:02:07.400
‫خلق‌وخوش گذاشته

00:02:07.400 --> 00:02:08.840
‫بعلاوه، تو هم تغییر کردی

00:02:08.840 --> 00:02:11.680
‫از یه بچه‌ی شجاع اما نابالغ به

00:02:11.680 --> 00:02:15.480
‫خانمی که فضیلت‌های صبر و
‫منطق رو پیشه‌ی راهش کرده

00:02:15.760 --> 00:02:18.240
‫همچنین، توی حل معمایی که ۲۰ سال آزگار

00:02:18.240 --> 00:02:21.360
‫روحم رو آزار می‌داد، کمکم کردی

00:02:21.360 --> 00:02:22.600
‫کدوم معما اونوقت؟

00:02:26.600 --> 00:02:28.120
‫چی شده؟

00:02:28.120 --> 00:02:29.560
‫- چیـه؟
‫- خدا رو شکر که اومدی

00:02:29.560 --> 00:02:33.680
‫خیلی ناخوش‌احوالـه و
‫نمیذاره ببینمش

00:02:33.720 --> 00:02:34.840
‫چش شده؟

00:02:34.880 --> 00:02:37.800
‫بعد از شام گفت
‫سرش درد می‌کنه و سرگیجه داره

00:02:37.800 --> 00:02:41.360
‫خودش رو توی مستراح حبس کرده و
‫بالا آورد

00:02:41.360 --> 00:02:42.880
‫الان هم که حاضر نیست بیاد بیرون

00:02:45.760 --> 00:02:47.080
‫کبوتر کوچولو؟

00:02:47.440 --> 00:02:49.240
‫دکتر واتسون اومده

00:02:51.080 --> 00:02:52.400
‫عصر بخیر، کبوتر کوچولو

00:02:52.400 --> 00:02:54.280
‫متأسفم که می‌بینم ناخوشی

00:02:54.280 --> 00:02:55.080
‫چیزی نیست

00:02:55.080 --> 00:02:55.880
‫خیلی بهترم

00:02:55.880 --> 00:02:57.160
‫اگه امکانش...

00:02:57.880 --> 00:02:59.640
‫اگه امکانش هست برگردم اقامتگاهم،

00:02:59.640 --> 00:03:01.760
‫شرمنده اسباب زحمت شدم

00:03:01.760 --> 00:03:03.200
‫نه، نه، نه

00:03:03.200 --> 00:03:07.200
‫چه زحمتی؟
‫الان میرم برات کالسکه می‌گیرم

00:03:07.240 --> 00:03:09.080
‫نه، هولمز، هولمز، من کالسکه دارم

00:03:09.120 --> 00:03:11.040
‫می‌تونم برسونمت

00:03:11.040 --> 00:03:13.320
‫شرلوک، اگه الان با دکتر واتسون برم

00:03:13.360 --> 00:03:16.960
‫خیلی سریع‌تر می‌رسم.
‫اگر هم حالم بدتر شد،

00:03:17.000 --> 00:03:18.640
‫می‌تونه کمکم کنه

00:03:18.640 --> 00:03:19.880
‫مطمئنی؟

00:03:19.920 --> 00:03:22.320
‫آره

00:03:24.480 --> 00:03:26.160
‫خیلی باهام مهربون بودی

00:03:26.160 --> 00:03:27.560
‫اصلاً جور دیگه‌ای فکر نکن

00:03:28.440 --> 00:03:31.160
‫فردا به محض اینکه خوب شدم،
‫برات پیغام می‌فرستم

00:03:31.200 --> 00:03:33.000
‫نگران من نباش

00:03:33.000 --> 00:03:33.960
‫قول بده

00:03:35.240 --> 00:03:36.400
‫چشم

00:03:36.440 --> 00:03:37.680
‫نگران نمیشم

00:03:37.720 --> 00:03:39.880
‫نمیشم

00:03:48.040 --> 00:03:50.760
‫به خاطر آبروی این خانم جوان،
‫ازت خواهش می‌کنم...

00:03:50.760 --> 00:03:52.600
‫من نمی‌تونم نبینمش، جان

00:03:53.760 --> 00:03:57.600
‫حقیقتاً برنامه‌های دیگه‌ای تو سر دارم

00:03:57.920 --> 00:04:03.320
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت هشتم/پایانی: رقص آخر »

00:04:07.560 --> 00:04:10.640
‫فردا صبحش،
‫هیچ پیغامی از مادرت به دستم نرسید

00:04:10.640 --> 00:04:12.440
‫موقعی که رسیدم خونه‌اش،

00:04:12.440 --> 00:04:14.440
‫سوار کشتی شده بود برگرده آمریکا

00:04:15.480 --> 00:04:17.480
‫- چرا؟
‫- این همون معمای حل‌نشده‌ایـه که

00:04:17.480 --> 00:04:18.880
‫بهت گفتم

00:04:18.880 --> 00:04:21.480
‫گفتم شاید مادرت به خاطر من

00:04:21.480 --> 00:04:22.480
‫گذاشت رفت

00:04:22.480 --> 00:04:24.440
‫اگه ازدواج می‌کردیم،
‫خیلی از آدم‌های آبرومند

00:04:24.440 --> 00:04:27.080
‫من رو طرد می‌کردن

00:04:27.600 --> 00:04:30.480
‫بی‌تعارف می‌گم،

00:04:30.480 --> 00:04:33.680
‫- ولی نتونستم بفهمم...
‫- به خاطر بارداریش حالت تهوع داشت

00:04:33.680 --> 00:04:36.200
‫اون زمان خیلی علنی
‫در این مورد بحث نمی‌شد،

00:04:36.200 --> 00:04:38.000
‫من هم خیـ... خیلی... خیلی کم...

00:04:38.000 --> 00:04:39.200
‫در موردش می‌دونستم

00:04:39.200 --> 00:04:41.960
‫مامان رفت که به شغلت خدشه‌ای وارد نشه

00:04:41.960 --> 00:04:45.720
‫یا به خاطر بچه‌اش، با این نتیجه‌گیری که
‫نمی‌شد جفتش رو نجات بده

00:04:45.760 --> 00:04:47.320
‫انتخابش تو بودی

00:04:47.360 --> 00:04:50.760
‫بعلاوه، سلاحی که طراحی کرده بود
‫از طرف دولت ما رد شد

00:04:50.760 --> 00:04:54.880
‫یا اینکه بانو وایولت
‫هیچ‌وقت نقشه‌ها رو به پدرش نشان نداد

00:04:54.920 --> 00:04:57.640
‫مادرت می‌دونست که عروسی ما
‫توی کانون توجه مطبوعات

00:04:57.640 --> 00:04:59.520
‫قرار می‌گیره

00:04:59.520 --> 00:05:03.120
‫من پیشنهاد دادم
‫برای پرورش زنبور عسل بریم روستا

00:05:03.120 --> 00:05:04.920
‫پرورش زنبور؟

00:05:06.160 --> 00:05:09.880
‫چرا همیشه همه این ایده رو
‫با این لحن تکرار می‌کنن؟

00:05:09.880 --> 00:05:13.560
‫پس شواهد غیرقابل‌انکاری که
می‌خواستی چی میشه؟

00:05:13.560 --> 00:05:14.800
‫هیچی

00:05:18.640 --> 00:05:22.600
‫فقط امشب ممکنـه
‫شدیداً خطرناک پیش بره

00:05:22.600 --> 00:05:24.600
‫درحالی که نتیجه نامشخصـه،

00:05:24.600 --> 00:05:27.040
‫می‌خواستم در جریان تموم حقایق قرار بگیری

00:05:29.760 --> 00:05:33.280
‫اگه همه چی ختم به خیر بشه،
‫می‌تونیم بعد از رفع خطر

00:05:33.280 --> 00:05:35.040
‫دوباره در این مورد صحبت کنیم

00:05:35.080 --> 00:05:38.480
‫دیگه نیازی نیست با لباس رسمیم
‫اسلحه حمل کنم

00:05:38.520 --> 00:05:40.800
‫این همه مدت صبر کردم

00:05:40.800 --> 00:05:42.480
‫یه روز که دیگه چیزی نیست

00:05:45.600 --> 00:05:46.560
‫فقط یه سؤال

00:05:46.560 --> 00:05:48.960
‫اگه بتونی سربازرس ویتلاک رو

00:05:48.960 --> 00:05:49.640
‫مجبور به همکاری کنی...

00:05:49.640 --> 00:05:51.640
‫از دست این ویتلاک

00:05:51.680 --> 00:05:54.960
‫من رو فریب داد و
‫برام مایه‌ی مسرتـه که بتونم

00:05:55.000 --> 00:05:56.280
‫این لطفش رو جبران کنم

00:05:56.280 --> 00:05:59.080
‫میشه بانو وایولت رو بابت
‫قتل مامان دستگیر کنیم؟

00:05:59.120 --> 00:06:03.120
‫فکر کنم احتمال زیاد
‫کسی رو برای این کار اجیر کرده و

00:06:03.120 --> 00:06:06.280
‫سلاح رو در اختیارش گذاشته.
‫بعیده که خودش این کار رو کرده باشه.

00:06:06.280 --> 00:06:10.040
‫بعلاوه، جرم توی
آمریکا اتفاق افتاده، نه اینجا

00:06:10.040 --> 00:06:12.960
‫با این حال، ممکنـه ویتلاک
‫بانو وایولت رو درگیر جرم‌هایی

00:06:12.960 --> 00:06:15.400
‫به همون اندازه وحشتناک بکنه

00:06:15.400 --> 00:06:17.160
‫ای کاش می‌دونستیم چرا از ‫سفیر آمریکا

00:06:17.160 --> 00:06:18.720
دسته‌کلید می‌خواست

00:06:18.760 --> 00:06:21.080
‫آره، و اینکه کلید کجان

00:06:21.320 --> 00:06:25.440
‫پسر موریارتی هم برای امشب برنامه داره

00:06:25.440 --> 00:06:27.600
‫به احتمال زیاد دنبال تو می‌گرده،
‫اما برای پیدا کردنت...

00:06:27.600 --> 00:06:28.200
‫می‌دونم

00:06:28.200 --> 00:06:30.000
‫کالسکه منتظرمـه

00:06:30.000 --> 00:06:31.480
‫همشه می‌خواستم این رو بگم...

00:06:31.480 --> 00:06:33.000
‫وای، مراقب باش نیفتی

00:06:33.000 --> 00:06:33.920
‫مطمئنی امشب این کفش‌ها

00:06:33.920 --> 00:06:35.040
‫برات دردسرساز نمیشن؟

00:06:35.040 --> 00:06:37.040
‫باید بندشون رو درست کنم

00:06:37.040 --> 00:06:37.760
‫آره، بند کفش‌هات

00:06:37.760 --> 00:06:38.880
‫برو، برو، برو

00:06:39.680 --> 00:06:41.800
‫ببخشید، یه لحظه

00:06:43.160 --> 00:06:44.320
‫حالا شد

00:06:44.320 --> 00:06:45.960
‫درست شد

00:06:47.320 --> 00:06:50.520
‫مراقب خودت باشی ها

00:06:50.800 --> 00:06:52.840
‫عجولانه کاری نکن

00:06:55.120 --> 00:06:56.800
‫چیزیم نمیشه

00:06:56.800 --> 00:06:58.400
‫نگران نباش

00:07:13.640 --> 00:07:15.400
‫اسلحه‌ام رو برداشته

00:07:20.560 --> 00:07:22.240
‫با دستمالم

00:07:30.040 --> 00:07:32.200
‫یعنی چی تو سرشـه؟

00:07:35.000 --> 00:07:37.400
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:07:42.040 --> 00:07:44.960
‫« منزل سربازرس ویتلاک »

00:08:01.240 --> 00:08:03.040
‫سربازرس ویتلاک هستم

00:08:03.040 --> 00:08:04.200
‫می‌فرمایید شما کی هستید؟

00:08:04.200 --> 00:08:06.160
‫بالادست جنابعالی هستم

00:08:06.200 --> 00:08:07.640
‫به یه مشکل جدی هم برخوردم

00:08:07.640 --> 00:08:10.720
‫قبلاً به وفور مشکلات‌تون رو برطرف کردم

00:08:10.720 --> 00:08:13.080
‫بانو وایولت، مِن‌جمله اونهایی که

00:08:13.080 --> 00:08:15.160
‫به مرگ نه‌چندان تصادفی یکی از

00:08:15.160 --> 00:08:17.200
‫دخترهای شما مرتبط بود

00:08:17.200 --> 00:08:19.360
‫علاقه‌ی شما به خشونت...

00:08:19.360 --> 00:08:21.680
‫الان حوصله ندارم
‫بهم درس اخلاق بدید،

00:08:21.720 --> 00:08:25.120
‫علی‌الخصوص جنابعالی که
‫به خاطر زیر پا گذاشتن قانون

00:08:25.160 --> 00:08:26.000
‫پاداش قابل‌توجهی گرفتید

00:08:26.000 --> 00:08:28.040
‫عصر بخیر، جناب سربازرس

00:08:28.720 --> 00:08:31.320
‫امیدوارم مزاحم برنامه‌ی سفرتون نشده باشم

00:08:31.800 --> 00:08:34.480
‫یه بلیت دیرهنگام به مقصد دوور و

00:08:34.480 --> 00:08:38.040
‫یه بلیت به مقصد کاله روی میزتون دیدم

00:08:38.040 --> 00:08:39.880
‫دارم میرم یه بادی به کله‌ام بخوره

00:08:39.880 --> 00:08:42.520
‫توی خونه‌ی من چه غلطی می‌کنی، سوان؟

00:08:42.560 --> 00:08:45.480
‫خیال می‌کردم این صدای ضبط‌شده

00:08:45.480 --> 00:08:47.080
‫تمام و کمال حضورم رو توجیه کنه

00:08:47.080 --> 00:08:48.880
‫شنود مکالمات تلفنی اشخاص

00:08:48.880 --> 00:08:50.000
‫خلاف قانونـه

00:08:50.000 --> 00:08:51.680
‫خب، سلسله مراتب قانونی
‫مرتبط با این شنود

00:08:51.680 --> 00:08:53.040
‫کاملاً حفظ شده

00:08:53.080 --> 00:08:56.280
‫حکمم همراهمـه که
‫خود نخست‌وزیر شخصاً امضا کرده که

00:08:56.280 --> 00:08:59.800
‫بهم اجازه میده
‫تموم مکالمات تلفنی شما رو ضبط کنم

00:08:59.800 --> 00:09:01.960
‫با این حال،
‫این صدا رو برای من پخش کردی،

00:09:01.960 --> 00:09:03.320
‫نه لرد سالزبری

00:09:03.360 --> 00:09:04.440
‫نمی‌دونم چرا

00:09:04.480 --> 00:09:09.280
‫چون در ازای یک پنجم
‫جواهرات گمشده‌ی

00:09:09.320 --> 00:09:12.480
‫سفیر آمریکا که شما بعد از
‫خودکشی لرد ودرسی از

00:09:12.520 --> 00:09:16.080
‫توی مِلکش پیداشون کردید،

00:09:16.080 --> 00:09:18.400
‫این صدای ضبط‌شده رو میدم به شما،

00:09:18.400 --> 00:09:19.400
‫نه شخص نخست‌وزیر

00:09:19.440 --> 00:09:23.960
‫شاید اگه قصد برگشت داشتم،
‫به پیشنهادت فکر می‌کردم

00:09:23.960 --> 00:09:28.280
‫ولی ممکنـه تعطیلاتم عملاً
‫تا آخر عمرم ادامه پیدا کنه

00:09:28.280 --> 00:09:31.560
‫پس می‌تونم همین الان به خاطر
‫این ورود غیرقانونی بهت شلیک کنم

00:09:35.200 --> 00:09:38.520
‫- می‌تونی کارآگاه سوان و من رو بکشی
‫- هولمز

00:09:38.560 --> 00:09:39.640
‫البته که چندین نسخه از

00:09:39.640 --> 00:09:42.240
‫این صدای ضبط‌شده موجوده،
‫به همراه مدارکی که تو رو به

00:09:42.240 --> 00:09:44.480
‫باند جنایتکارهای معروف، یعنی نخ سرخ،
‫متصل می‌کنه

00:09:44.480 --> 00:09:47.080
‫می‌دونم امشب مأمورهای پلیس

00:09:47.080 --> 00:09:48.360
‫کجای شهر مستقرن

00:09:48.400 --> 00:09:51.120
‫درگیری‌هاشون خیلی بزرگ‌تر از
‫قتل یه آدم بی‌اهمیت و

00:09:51.120 --> 00:09:56.440
‫یه کارآگاه مشاور از کار افتاده‌ست

00:09:56.480 --> 00:09:58.760
‫مطمئنی می‌دونی پلیس‌ها کجان؟

00:09:58.760 --> 00:10:01.160
‫ظاهراً با دیدن کارآگاه سوان توی خونه‌ات

00:10:01.160 --> 00:10:02.400
‫حسابی جا خوردی

00:10:02.440 --> 00:10:04.560
‫اگه قبل اینکه این مکالمه رو تموم کنیم،
‫می‌تونستی اون اسلحه رو شلیک کنی

00:10:04.560 --> 00:10:06.160
‫بیشتر هم جا می‌خوردی

00:10:06.160 --> 00:10:08.800
‫شاید بهتر باشه اقدام بعدیت رو

00:10:08.800 --> 00:10:11.920
‫بر اساس اینکه ترجیح میدی
‫بیفتی گوشه‌ی هلفدونی یا دارت بزنن

00:10:11.960 --> 00:10:13.840
‫تعیین کنی

00:10:21.680 --> 00:10:25.360
‫شاید از کار افتاده باشم،
‫اما هیچوقت به این اندازه محبوب نبودم

00:10:28.320 --> 00:10:32.080
‫چه اتفاقی می‌تونه
‫قتل من رو تحت‌الشعاع قرار بده؟

00:10:32.640 --> 00:10:35.120
‫شاید فرار کالسکه‌چی‌هایی که سعی داشتن از

00:10:35.120 --> 00:10:36.160
‫بانک انگلیس دزدی کنن؟

00:10:36.160 --> 00:10:39.080
‫اونها شورشی بودن،
‫هدفشون نابودی سیستم مالی

00:10:39.120 --> 00:10:40.600
‫امپراتوری بود

00:10:40.600 --> 00:10:42.440
‫احمق‌ها. یکمی بدتر از پارلمانن،

00:10:42.440 --> 00:10:44.800
‫پُر از سیاستمدارها و

00:10:44.800 --> 00:10:46.280
‫جاه‌طلبی‌های مسخره‌شون

00:10:46.320 --> 00:10:50.360
‫قربانی جنگ میشن و
مجدد ‫قدرت و اختیار برمی‌گرده

00:10:50.400 --> 00:10:52.880
‫به صاحب اصلیش، یعنی سلطنت

00:10:52.880 --> 00:10:56.960
‫در رابطه با درشکه‌چی‌های بدبخت،
‫نه، اونها فرار نمی‌کنن

00:10:56.960 --> 00:10:59.320
‫من فقط اسم‌شون رو از لیست
‫انقلابی‌های شناخته‌شده

00:10:59.320 --> 00:11:02.360
‫خط زدم و به دن موریارتی

00:11:02.360 --> 00:11:03.840
‫معرفی کردم

00:11:03.880 --> 00:11:07.480
‫یا اگه ترجیح‌تون اسم مستعارشـه،
‫باید بگم مایکل وایلی

00:11:07.520 --> 00:11:08.600
‫مایکل وایلی؟

00:11:08.600 --> 00:11:09.720
‫ولی قربان، همون منشیه‌ست که

00:11:09.720 --> 00:11:10.640
‫خانم روهاس اصرار داشت ببینتش

00:11:10.680 --> 00:11:12.280
‫سوان!
‫مجرم باید اعتراف کنه،

00:11:12.320 --> 00:11:14.280
‫نه که برعکس

00:11:15.720 --> 00:11:18.440
‫عارضم خدمتت که ترک کشور
‫با جواهرات سفیر باعث میشه که

00:11:18.440 --> 00:11:20.000
‫کمتر شبیه یه سلطنت‌طلب باشی و

00:11:20.000 --> 00:11:23.080
‫بیشتر شبیه مجرمی باشی که
‫با رشوه‌ی دندون‌گیری با

00:11:23.080 --> 00:11:25.360
‫دستیار ویژه‌ات فرار کردی

00:11:25.360 --> 00:11:28.120
‫هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونست
‫این همه کالسکه‌ی مخصوص سفارش بده که

00:11:28.120 --> 00:11:30.440
‫ظاهراً برای حمل و نقل مجنونین

00:11:30.440 --> 00:11:32.520
‫جنایتکار طراحی شده بودن

00:11:32.520 --> 00:11:35.200
‫یا این کالسکه‌ها رو برای انتقال فرضی طلا

00:11:35.240 --> 00:11:36.280
‫از کشتی به بانک به کار بگیرن

00:11:36.280 --> 00:11:40.680
‫یا در واقع به من اجازه بده
‫یکی از این کالسکه‌ها رو موشکافی کنم

00:11:40.720 --> 00:11:42.040
موشکافی کنی؟

00:11:42.080 --> 00:11:43.800
‫نزدیک بود کالسکه زیرت بگیره

00:11:43.800 --> 00:11:47.520
‫موریارتی جوان از اینکه مجبور شد
‫نجاتت بده کفری شده بود

00:11:47.520 --> 00:11:49.360
‫نیازی به این کار نبود

00:11:49.360 --> 00:11:53.160
‫قرار بود هر دو نفر آدم‌ربایی رو
‫رها کنن و پا به فرار بذارن

00:11:53.160 --> 00:11:56.480
‫موریارتی جوان به ذهنش نرسید که

00:11:56.480 --> 00:11:59.120
ممکنـه یه جنایتکار سخیف
‫برای کسب افتخارِ

00:11:59.160 --> 00:12:00.760
‫کشتنِ من، خودش رو فدا کنه

00:12:00.760 --> 00:12:03.120
‫اون خبرنگاری که آوردی بانک،

00:12:03.120 --> 00:12:05.120
‫برای تحریک سقوط بازار بود

00:12:05.120 --> 00:12:07.120
‫واضح نیست؟

00:12:07.120 --> 00:12:08.520
‫خب، من فراتر از قدرت درک تو،

00:12:08.520 --> 00:12:11.120
‫تأثیرگذار بودم

00:12:11.120 --> 00:12:14.320
‫از خیلی جهات،
‫من همون نخ سرخ هستم و

00:12:14.360 --> 00:12:16.640
‫به واسطه‌ی جایگاه شغلیم هم نذاشتم

00:12:16.640 --> 00:12:19.880
‫هیچکدوم از همدست‌هام بابت جرمی که
‫مرتکب شدن،

00:12:19.920 --> 00:12:21.360
‫دستگیر بشن

00:12:21.360 --> 00:12:22.680
‫قدرشناسی‌شون رو بهم ثابت می‌کنن

00:12:22.720 --> 00:12:25.400
‫به خاطر مزاحمت در فرارم،

00:12:25.760 --> 00:12:29.560
‫انتظار دارم نخ سرخ به قتل برسونه اون...

00:12:30.280 --> 00:12:33.520
‫نیازه همچنان با
‫واژه‌ی «خدمتکار» بهش اشاره کنیم؟

00:12:40.400 --> 00:12:42.720
‫با یه ضربه بی‌هوش شد

00:12:42.760 --> 00:12:44.320
‫آقای هولمز، نمی‌دونم...

00:12:44.360 --> 00:12:46.800
‫بله، من توی جوونیم
واسه خودم یه‌پا بوکسور بودم

00:12:46.840 --> 00:12:49.280
‫باریکلا، سوان، واقعاً باریکلا

00:12:49.320 --> 00:12:50.640
‫بهش دستبند بزن

00:12:50.640 --> 00:12:52.040
‫البته، چشم

00:12:52.080 --> 00:12:53.880
‫رولور رو هم بده من

00:12:53.920 --> 00:12:56.520
‫اسلحه‌اش رو لازم دارم

00:12:57.240 --> 00:13:00.000
‫وای، جواهرات

00:13:10.640 --> 00:13:12.440
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:13:12.440 --> 00:13:14.920
‫کلارا خیلی خوشحال شد وقتی فهمید
‫شما هم تشریف میارید و

00:13:14.920 --> 00:13:17.280
‫بچه‌هاتون رو هم می‌بینیه

00:13:17.280 --> 00:13:19.680
‫من و جناب سفیر
‫سپاسگزار و شگفت‌زده‌ایم

00:13:19.680 --> 00:13:21.560
‫از اینکه این راه دور و دراز رو
‫تا اینجا اومدید

00:13:21.560 --> 00:13:22.960
‫لطفاً از امشب نهایت لذت رو ببرید و

00:13:22.960 --> 00:13:25.160
‫ممنونم که قدرم‌رنجه فرمودید

00:13:25.720 --> 00:13:28.600
‫عالیجناب، سفیر آلمان،

00:13:28.600 --> 00:13:31.840
‫کنت وان هتزفلد، زو ولدنبرگ و همسرشون

00:13:31.840 --> 00:13:33.760
‫خوشوقتم، خانم اندرسون

00:13:33.800 --> 00:13:36.680
‫سفیر اندرسون، بابت نجات امپراتوری بریتانیا

00:13:36.680 --> 00:13:38.160
‫بهتون تبریک عرض می‌کنم

00:13:38.160 --> 00:13:39.040
‫گول این حرف‌ها رو نخورید

00:13:39.080 --> 00:13:41.320
‫وقتی اون همه طلا پیدا شد،
‫داشت از عصبانیت منفجر می‌شد

00:13:42.600 --> 00:13:44.560
‫ولی هیچوقت تا این اندازه
‫به آمریکایی بودنم افتخار نکردم

00:13:44.720 --> 00:13:46.920
‫از این شب ویژه لذت ببر، خانم اندرسون

00:13:47.080 --> 00:13:49.600
‫برای ازدواج هم عجولانه تصمیم نگیر

00:13:49.840 --> 00:13:51.760
‫اگه دوست داری برقصی،
‫مردهای جوان‌تر می‌تونن

00:13:51.760 --> 00:13:52.920
‫کل شب همراهیت کنن

00:13:52.960 --> 00:13:56.680
‫ممنون، کنتس، بابت نصیحت خیرخواهانه‌تون

00:13:56.720 --> 00:13:58.040
‫باز هم بلدم

00:13:58.080 --> 00:14:00.320
‫عجب سرچشمه‌ی محشری

00:14:00.320 --> 00:14:01.480
‫ممنونم

00:14:01.760 --> 00:14:04.920
‫بانو وایولت، امیدوارم امشب
‫افتخار یه رقص والس رو به من بدید

00:14:04.960 --> 00:14:06.720
‫ممنون، کنت ولدنبرگ

00:14:10.560 --> 00:14:13.320
‫عالیجناب نخست‌وزیر لرد رابرت آرتور

00:14:13.360 --> 00:14:16.320
‫تالبوت گاسکوین سسیل،
‫مارکی سالزبری،

00:14:16.360 --> 00:14:19.160
‫شوالیه‌ی نشان گارتر و
شوالیه‌ی ‫صلیب بزرگ نشان

00:14:19.200 --> 00:14:22.320
‫سلطنتی ویکتوریا،
‫مشاور خصوصی و معاون...

00:14:22.360 --> 00:14:23.320
‫تشکر

00:14:23.320 --> 00:14:24.960
‫خیلی ممنونم

00:14:25.000 --> 00:14:29.160
‫لطف کردید اجازه دادید
‫مأمورینِ ما اینجا رو بررسی کنن

00:14:29.160 --> 00:14:31.400
‫از همین بابت هم
‫بنده آخرین نفر رسیدم

00:14:31.400 --> 00:14:34.320
‫اما خوشحالیم که به خوبی
‫ازتون محافظت میشه

00:14:34.320 --> 00:14:37.560
‫کاملاً واقفیم که منت بر سر ما گذاشتید و
‫افتخار حضور دادید

00:14:37.600 --> 00:14:39.400
افتخار از ماست

00:14:39.400 --> 00:14:43.640
‫و شما، خانم جوان،
‫کل جامعه‌ی دیپلماتیک لندن رو

00:14:43.640 --> 00:14:45.800
‫توی یه مکان متحد کردی

00:14:45.840 --> 00:14:50.200
‫به تنهایی سیاست
‫انزوای باشکوه من رو خاتمه دادید

00:14:50.240 --> 00:14:52.360
‫هرگز از من نمی‌شنوید که بگم
‫مرد باتجربه‌ای مثل شما

00:14:52.400 --> 00:14:53.720
‫اشتباه کرده

00:14:53.720 --> 00:14:56.160
‫با این حال حتی متقاعد شدم که
‫مهمان‌های من بیشتر از خودم

00:14:56.160 --> 00:14:58.080
‫به شما علاقمند هستن

00:14:58.080 --> 00:15:00.160
‫سیاست توی خون این خانواده‌ست ظاهراً

00:15:00.480 --> 00:15:04.040
‫حالا اگه اجازه بدید
‫از خدمت‌تون مرخص شم

00:15:04.040 --> 00:15:05.760
‫آهنگ محبوب بنده‌ست

00:15:06.520 --> 00:15:07.920
‫شروع کنیم، عزیزان

00:15:07.960 --> 00:15:08.920
‫افتخار می‌دید؟

00:15:18.160 --> 00:15:19.680
‫شب بخیر، آمیلیا

00:15:21.200 --> 00:15:23.360
‫ببخشید، ترسوندیم

00:15:23.480 --> 00:15:25.080
‫من...

00:15:26.120 --> 00:15:27.320
‫از صمیم قلب متأسفم

00:15:27.600 --> 00:15:30.880
‫خبر نداشتی بانو وایولت
‫یکی رو فرستاده مادرم رو بکشه و

00:15:31.520 --> 00:15:33.720
‫نقشه‌ی سلاحش رو بدزده؟

00:15:33.720 --> 00:15:35.440
‫روحمم خبر نداشت

00:15:35.480 --> 00:15:40.440
‫خواهش می‌کنم.
‫کلارا یا خانواده‌اش رو

00:15:40.480 --> 00:15:43.000
‫مقصر استعمار قاره‌تون می‌دونی؟

00:15:43.880 --> 00:15:45.680
‫و کشتارجمعی هم‌نوع‌هات؟

00:15:47.360 --> 00:15:49.360
‫پدرش با دولتی که سعی در
‫ریشه‌کَن کردن

00:15:49.360 --> 00:15:51.320
‫قبایل بومی داشت، مرتبط نیست؟

00:15:51.360 --> 00:15:54.000
‫من رو با همون معیارهایی بسنج که باهاشون
(دکمه‌ی سرآستین نقره، ثروت جدید)

00:15:54.000 --> 00:15:56.600
‫آندسان‌ها رو می‌سنجی
(فانوس دودیِ تازه خاموش‌شده)

00:15:59.680 --> 00:16:02.520
‫من در جریان کارهای بانو وایولت و
‫نقشه‌هاشون نبودم

00:16:03.480 --> 00:16:06.240
‫با اون دعوا داری، نه با من

00:16:06.960 --> 00:16:08.880
‫با استفاده از ایده‌ی یه دنیای بهتر

00:16:08.920 --> 00:16:11.360
‫تموم جنایاتی که برای ساختنش
‫مرتکب میشی رو توجیه می‌کنی

00:16:11.600 --> 00:16:14.200
‫دقیقاً با همین ایده بود که
‫مردم من رو از زندگی و

00:16:14.200 --> 00:16:16.200
‫سرزمین‌شون محروم کردن

00:16:17.080 --> 00:16:18.880
‫اگه واقعاً دنبال یه دنیای بهتری،

00:16:18.920 --> 00:16:21.360
‫چرا به مردم کمک نمی‌کنی
‫همین دنیایی که داریم رو
‫(شمعدان کج‌شده، راه‌مخفی احتمالی)

00:16:21.400 --> 00:16:23.040
‫با هم سهیم بشیم؟

00:16:25.320 --> 00:16:28.400
‫مگه اینکه دنبال آزادی همه‌ی مردم نباشی و

00:16:28.440 --> 00:16:32.080
‫بلکه بخوای کل دنیا رو
‫بگیری توی مشت خودت، همینـه، دن؟

00:16:32.520 --> 00:16:36.200
‫آمیلیا، اگه بانو وایولت فرصتش رو گیر بیاره،

00:16:36.640 --> 00:16:37.760
‫می‌کشتت

00:16:37.800 --> 00:16:39.640
‫می‌دونم

00:16:39.680 --> 00:16:42.480
‫روش حساب کردم

00:16:42.920 --> 00:16:44.440
‫نگران نباش، چیزیم نمیشه

00:16:45.160 --> 00:16:46.760
‫در واقع، یادت باشه بعداً با هم برقصیم

00:16:47.840 --> 00:16:49.360
‫می‌تونیم ادامه‌ی رقص‌مون رو
‫بذاریم برای بعد

00:17:00.960 --> 00:17:02.560
‫توی پیدا کردن جواهرات ترکوندید، آقای هولمز

00:17:02.560 --> 00:17:03.480
‫احسنت به شما

00:17:03.480 --> 00:17:04.720
‫باورتون نمیشه چقدر خیالم...

00:17:04.720 --> 00:17:05.720
‫ممنونم، بازرس

00:17:05.720 --> 00:17:06.960
‫امشب به عنوان نیروی پلیس

00:17:07.000 --> 00:17:08.280
‫نخست‌وزیر اینجا هستید؟

00:17:08.280 --> 00:17:09.200
‫نگران نباشید

00:17:09.240 --> 00:17:10.560
‫قبل از ورود نخست‌وزیر

00:17:10.560 --> 00:17:12.960
‫ساختمون رو بازرسی کردیم و
‫استقرار نیروها

00:17:12.960 --> 00:17:16.080
‫توسط سربازرس انجام شد،
‫بنابراین هیچ شکی نیست

00:17:16.120 --> 00:17:17.400
‫بله، بله، بله، بله

00:17:17.400 --> 00:17:18.760
‫گمونم همین قاطعیتت

00:17:18.760 --> 00:17:22.040
‫باعث شد ویتلاک تو رو
‫واسه این مأموریت انتخاب کنه

00:17:22.120 --> 00:17:24.760
‫آقای دنک‌ورث این رو
‫واسه شما گذاشتن، آقای هولمز

00:17:24.800 --> 00:17:26.560
‫گمونم از طرف یکی از
‫دوستان پروفسورتون باشه

00:17:26.600 --> 00:17:27.880
‫خیلی ممنون

00:17:31.560 --> 00:17:33.280
‫چه عجب اینجا دیدمت!

00:17:34.080 --> 00:17:35.600
‫اولین باره پاتو توی اصطبل می‌ذاری؟

00:17:37.040 --> 00:17:40.160
‫اشتباه بزرگی کردی که
‫اینجوری با من روبه‌رو شدی

00:17:40.200 --> 00:17:41.440
‫متأسفم

00:17:41.600 --> 00:17:45.320
‫اجازه بدید طبق آداب
‫خدمتکارهای درست و حسابی رفتار کنم

00:17:48.080 --> 00:17:51.000
‫از اون چیزی که فکرش هم می‌کردم ساده‌تری

00:17:51.000 --> 00:17:54.240
‫این نمایش مسخره هیچ تأثیری

00:17:54.240 --> 00:17:56.280
‫روی کاری که امشب قراره انجام بدم نداره

00:17:56.280 --> 00:17:58.920
‫من اینجا نیومدم تا جلوی
‫فروش طرح‌های مادرم رو بگیرم

00:18:01.240 --> 00:18:03.160
‫اومدم که نذارم خونش پایمال بشه

00:18:03.200 --> 00:18:05.560
‫اون کیف نقشه‌هایی که دستتـه و چاقویی که

00:18:05.560 --> 00:18:07.040
‫توی کلکسیون سالن نشیمنت بود

00:18:08.160 --> 00:18:10.880
‫همونیه که توی قلب مادر من فرو رفته بود

00:18:11.000 --> 00:18:13.120
‫اینا ثابت می‌کنن که تو
‫توی قتلش دست داشتی

00:18:13.120 --> 00:18:15.280
‫از اونجایی که اصرار داری
‫حرفش رو پیش بکشی،

00:18:15.880 --> 00:18:18.240
‫یادت نره وقتی چاقو رو از قلب
‫مادر جون‌جونیت بیرون کشیدی،

00:18:18.280 --> 00:18:20.200
‫چی بهش بسته شده بود

00:18:20.360 --> 00:18:23.800
‫یه قطره خون از دماغم بریزه،
‫نخ سرخ قبل از اینکه قاضی رو ببینی

00:18:23.800 --> 00:18:25.320
‫کارت رو تموم می‌کنه

00:18:25.640 --> 00:18:26.880
‫بعید بدونم

00:18:26.880 --> 00:18:29.200
‫رفیقت، سربازرس، بازداشت شده

00:18:29.560 --> 00:18:31.040
‫نفوذت بین نیروهای پلیس

00:18:31.040 --> 00:18:32.280
‫نفوژت پیژ نیروهای پلیش

00:18:32.280 --> 00:18:34.040
‫همون موقع که فرصتش رو داشتم

00:18:34.040 --> 00:18:35.440
‫باید از توی کشتی پرتت می‌کردم پایین

00:18:35.480 --> 00:18:37.880
‫برگرد به مراسم، اونوقت من هم

00:18:37.880 --> 00:18:40.240
‫این مزاحمت بی‌ادبانه‌ات رو فراموش می‌کنم

00:18:40.360 --> 00:18:42.280
‫نه

00:18:42.680 --> 00:18:45.080
‫کیف نقشه‌ها رو بذار زمین و
‫هُلش بده سمت من

00:18:45.640 --> 00:18:47.840
‫نظرت چیه شلیک کنی و ازم بگیریش؟

00:18:47.880 --> 00:18:49.760
‫نمی‌خوام قبل از فرارم

00:18:49.800 --> 00:18:51.320
‫صدای شلیک اسب‌ها رو بترسونه

00:18:51.880 --> 00:18:53.640
‫تو زیادی این صحنه رو

00:18:53.680 --> 00:18:54.720
‫توی ذهنت تصور کردی

00:18:54.720 --> 00:18:55.720
‫نه

00:18:56.040 --> 00:18:58.720
‫من حاضر نیستم به حرف‌های تو گوش بدم

00:18:59.400 --> 00:19:01.560
‫اگه کیف نقشه‌ها رو می‌خوای، دختر کوچولو،

00:19:01.640 --> 00:19:03.440
‫خودت بیا و بگیرش

00:19:04.440 --> 00:19:07.000
‫خوب حواست رو جمع کن،
‫توی خطر بزرگی هستی

00:19:07.040 --> 00:19:08.160
‫- کدوم خطر؟
‫- خطر کله‌پا شدن!

00:19:08.160 --> 00:19:08.400
‫- کدوم خطر؟
‫- خطر کله‌پا شدن!

00:19:09.360 --> 00:19:12.040
‫دست به دختر من نزن

00:19:13.280 --> 00:19:16.640
‫بالاخره حقیقت رو به زبون آوردی

00:19:16.680 --> 00:19:19.000
‫البته که حدس می‌زدیم،
‫ولی شنیدنش از زبون خودت

00:19:19.000 --> 00:19:20.440
‫رضایت‌بخشـه

00:19:23.080 --> 00:19:27.440
‫اِی داد بی‌داد،
‫وقتی مردم بفهمن از یه زن وحشی

00:19:27.440 --> 00:19:31.600
‫بچه‌دار شدی و دخترت رو
‫به عنوان خدمتکار

00:19:31.600 --> 00:19:34.080
‫پیش خودت نگه داشتی، چی میگن؟

00:19:34.080 --> 00:19:36.960
‫شاید مردم بیشتر از این وحشت کنن

00:19:37.000 --> 00:19:39.760
‫وقتی بفهمن که برای باز کردن
‫یه شب مهم واسه معرفی

00:19:39.800 --> 00:19:41.400
‫کلارا اندرسون به جامعه،
‫یه دختر بی‌گناه رو کشتی

00:19:41.440 --> 00:19:44.080
‫یا شاید هم توجه‌شون بره
‫به سمت این که داشتی

00:19:44.120 --> 00:19:47.800
‫یه سلاح مرگبار رو به
‫دشمن‌های بالقوه‌ی انگلستان می‌فروختی و

00:19:47.800 --> 00:19:49.480
‫در حال شروع جنگ بودی

00:19:49.640 --> 00:19:53.000
‫من رو با یه دختر کم‌سن‌وسال
‫که می‌خوای با تهدید به شایعه‌پراکنی

00:19:53.040 --> 00:19:55.880
‫کنترلش کنی اشتباه نگیر

00:19:55.880 --> 00:19:57.440
‫از اون مرحله گذشتیم

00:19:59.280 --> 00:20:01.920
‫الان بهت نشون میدم که
‫چقدر از اون مرحله گذشتیم و

00:20:01.920 --> 00:20:07.200
‫ازت خواهش می‌کنم که
‫درجا با رولورِ من شلیک نکنی

00:20:11.960 --> 00:20:15.560
‫دست نخ سرخ رو شده

00:20:15.720 --> 00:20:17.280
‫حالا به خاطر خودت هم شده
‫اسلحه رو بده من و

00:20:17.360 --> 00:20:20.440
‫بگو چطور قرار بود
‫لرد سالزبری رو به قتل برسونی

00:20:20.680 --> 00:20:21.920
‫زود باش

00:20:22.440 --> 00:20:25.440
‫می‌تونستم کمکت کنم،
‫ولی برخورد تحقیرآمیزت

00:20:25.440 --> 00:20:27.680
‫من رو دلسرد کرد

00:20:27.880 --> 00:20:31.600
‫مسئله اینجاست که نخ سرخ خودِ منم

00:20:32.280 --> 00:20:35.120
‫بنابراین هر چی رشته بودی

00:20:35.360 --> 00:20:36.600
‫پنبه میشه

00:20:37.040 --> 00:20:40.560
‫موریارتی جوان به چشم می‌بینه که
‫جنگ همین امشب شروع میشه و

00:20:40.560 --> 00:20:42.760
‫هدف من از اولش هم همین بود

00:20:42.760 --> 00:20:45.840
‫این شاعرانه‌ترین نوع عدالتـه

00:20:46.400 --> 00:20:49.280
‫مشهورترین کارآگاه جهان

00:20:49.320 --> 00:20:53.040
‫بدون بردن لذت از حل
‫بزرگ‌ترین پرونده‌اش کشته میشه

00:20:53.400 --> 00:20:56.400
‫اوضاع شاید جور دیگه‌ای پیش می‌رفت

00:20:56.400 --> 00:20:59.200
‫اگه تو دل به اون زنیکه‌ی
‫وحشی و پشت‌کوهی نمی‌دادی

00:20:59.240 --> 00:21:02.800
‫یا اگه می‌فهمیدی
‫من هم به اندازه‌ی تو باهوشم

00:21:02.840 --> 00:21:07.480
‫از این مهمونیِ آخرمون
‫تا روز مرگم خاطره می‌سازم

00:21:09.320 --> 00:21:10.640
‫بدرود، شرلوک

00:21:10.680 --> 00:21:12.640
‫بدرود، بانو وایولت

00:21:28.440 --> 00:21:30.200
‫شانس آوردی قبل از شلیک

00:21:30.240 --> 00:21:31.520
‫داخل لوله رو نگاه نکرد

00:21:31.520 --> 00:21:33.720
‫من از همون جایی که وایساده بودم

00:21:33.720 --> 00:21:37.520
‫دیدم دستمالم توی لوله فرو رفته بود

00:21:37.800 --> 00:21:40.920
‫تکون خوردن‌هات واسه این بود تا
‫بانو وایولت فکر کنه که

00:21:40.920 --> 00:21:43.400
‫فکر کنه من یه خنگ دست‌وپا‌چلفتی‌ام

00:21:43.840 --> 00:21:45.880
‫وگرنه شاید بهم حمله نمی‌کرد

00:21:47.400 --> 00:21:49.520
‫نمایش قشنگی به اجرا گذاشتی

00:21:49.560 --> 00:21:52.040
‫البته جای تعجبی هم نیست
‫از اونجایی که پدر و مادرت

00:21:52.040 --> 00:21:54.880
‫هر دو بازیگرهای خبره‌ی تئاتر بودن

00:21:54.920 --> 00:21:58.000
‫در واقع، اگه یه نابغه نبودم،
‫شاید یه...

00:21:58.320 --> 00:21:59.800
‫بازیگر می‌شدم

00:22:03.560 --> 00:22:04.840
‫یه نگاه به این بنداز

00:22:04.880 --> 00:22:07.840
‫دن موریارتی
‫توی قراری که با پدرش گذاشته بود

00:22:07.840 --> 00:22:11.840
‫مثل بانو وایولت ادعا کرد
‫که سردسته‌ی نخ سرخـه

00:22:11.880 --> 00:22:14.840
‫مثل سربازرس ویتلاک
‫وقتی که باهاش روبه‌رو شدم

00:22:14.840 --> 00:22:16.640
‫انگاری هنوز بین توطئه‌گرها

00:22:16.680 --> 00:22:19.520
‫هنوز مشخص نیست که
‫کدوم‌شون حرف اول و آخر رو می‌زنه

00:22:19.520 --> 00:22:21.600
‫با اینکه اهداف‌شون باهم فرق می‌کنه،

00:22:21.600 --> 00:22:24.160
‫ولی همگی خواسته‌ی مشترکی دارن

00:22:24.160 --> 00:22:26.400
‫شروع یه جنگ بزرگ

00:22:27.040 --> 00:22:28.600
‫این یه چیزی فراتر از جنایتـه

00:22:28.600 --> 00:22:30.320
‫اینجا صدای شلیک اومد؟

00:22:30.840 --> 00:22:32.600
‫بله، بله، بله، بله، بله

00:22:32.640 --> 00:22:35.720
‫بانو وایولت قربانی شرارت خودش شد

00:22:35.840 --> 00:22:38.680
‫از این بابت متأسفم،
‫چون قصد جونم رو کرده بود

00:22:38.680 --> 00:22:42.440
‫من بهت گفتم
‫نخست‌وزیر رو برسون به دفترش

00:22:42.560 --> 00:22:44.080
‫ازشون خواستم برن، آقای هولمز

00:22:44.080 --> 00:22:45.840
‫ولی ایشون گفتن
‫تا وقتی یه سخنرانی برای

00:22:45.880 --> 00:22:46.960
‫خانم اندرسون نکنن جایی نمیرن

00:22:46.960 --> 00:22:48.360
‫باز این مراسم معرفی مسخره!

00:22:48.360 --> 00:22:49.680
‫برید کنار. ببخشید

00:22:49.680 --> 00:22:50.680
‫برو کنار، آقا

00:22:50.760 --> 00:22:53.800
‫قبل از هر چیزی،
‫می‌خوام چهارتا از مهم‌ترین

00:22:53.800 --> 00:22:56.480
‫کلمات انگلیسی رو به زبون بیارم

00:22:56.480 --> 00:22:57.400
‫برو پیش سفیر

00:22:57.520 --> 00:22:59.360
‫خاطرجمع شو که سفیر
‫لرد سالزبری رو

00:22:59.360 --> 00:23:00.800
‫از جایگاه دور و از دسترس خارج می‌کنه

00:23:00.840 --> 00:23:03.560
‫...الایات متحده گفتیم

00:23:03.560 --> 00:23:05.680
‫با آغوش باز منتظر دیدار...

00:23:05.680 --> 00:23:08.440
‫جناب سفیر، نخست‌وزیر توی خطره

00:23:08.480 --> 00:23:09.880
‫باید از این اتاق خارجش کنید

00:23:09.880 --> 00:23:12.000
‫البته که شوخی می‌کردم

00:23:12.040 --> 00:23:16.040
‫اما جسارت اخیر میزبان‌مون
‫توی تجارت بازارهای مالی ما

00:23:16.120 --> 00:23:20.280
‫خودش شایسته‌ی قدردانیـه

00:23:23.200 --> 00:23:24.760
‫ولی امشب نه

00:23:25.160 --> 00:23:27.880
‫امشب متعلق به یه خانم جوان خاصـه که

00:23:27.920 --> 00:23:30.720
‫از یه بحران مرگبار جون سالم به در برده و

00:23:30.720 --> 00:23:34.560
‫در عین حال،
‫وقار و پختگی خودش رو حفظ کرده

00:23:35.520 --> 00:23:38.520
‫مشخصه‌هایی که یه خانم رو

00:23:38.560 --> 00:23:42.880
‫از صرف یه همسر و مادر
‫به سرچشمه‌ای از

00:23:42.880 --> 00:23:45.800
‫ظرافت مدرن تبدیل می‌کنن

00:23:45.920 --> 00:23:51.200
‫بیاید با هم جام‌هامون رو به افتخار
‫دوشیزه کلارا اندرسون بلند کنیم

00:23:51.280 --> 00:23:54.800
‫که زیبایی، هوش و فرهیختگیش...

00:24:13.240 --> 00:24:15.160
‫قاتل یکی از مهمون‌ها بود

00:24:16.560 --> 00:24:19.160
‫بعلاوه، آدم که نمی‌تونه
‫تمامی طبقه‌ی اشرافی و

00:24:19.160 --> 00:24:21.200
‫همدست‌های نجیب‌زاده‌شون رو سر ببُره

00:24:21.320 --> 00:24:22.320
‫این کارها قبلاً امتحان شده

00:24:22.320 --> 00:24:24.080
‫به آقای برن توجه نکن

00:24:25.440 --> 00:24:28.000
‫ببین، این کفش‌ها مخصوص
‫خدمتکارهای ویگستارزه

00:24:28.000 --> 00:24:29.680
‫کاتولیکـه

00:24:32.480 --> 00:24:35.080
‫پس قاتل‌مون با گروه پذیرایی اومده

00:24:35.200 --> 00:24:37.280
‫ولی قبل از از شلیک به نخست‌وزیر

00:24:37.280 --> 00:24:38.640
‫لباسش رو عوض کرده

00:24:38.640 --> 00:24:40.040
‫باید اعتراف کنم که شلیک خوبی بود

00:24:40.040 --> 00:24:41.560
‫خودمون هم هاج و واج موندیم

00:24:41.760 --> 00:24:44.080
‫خیلی نزدیک، خیلی خیلی نزدیک بود

00:24:44.120 --> 00:24:46.640
‫حالا اینجا چی داریم؟

00:24:48.400 --> 00:24:52.640
‫این دیگه چیـه؟

00:24:53.880 --> 00:24:57.280
‫برتی، این پرچم جدید نیروی دریایی

00:24:57.280 --> 00:24:59.160
‫امپراتوری اتریش-مجارستانـه

00:24:59.200 --> 00:25:01.200
‫اینجوری قرار بود جنگ شروع بشه

00:25:01.240 --> 00:25:03.040
‫ببخشید که موضوع رو عوض می‌کنم،

00:25:03.960 --> 00:25:06.640
‫ولی توی تلگرام چیزی راجع‌به
‫جواهرات سفیر ذکر شده بود

00:25:06.640 --> 00:25:08.120
‫دندون رو جیگر بذار، برتی

00:25:09.600 --> 00:25:12.120
‫آمیلیا، تو دکمه‌ی سرآستین رو شناختی

00:25:12.760 --> 00:25:13.760
‫آمیلیا؟

00:25:14.800 --> 00:25:17.280
‫- آمیلیا؟
‫- چطور امید داری همدست‌ها رو

00:25:17.320 --> 00:25:19.920
‫بدون همکاری پلیس پیدا کنی؟

00:25:19.920 --> 00:25:22.320
‫چون خودم می‌دونم کی باهاشون همدستـه

00:25:22.480 --> 00:25:24.120
‫شاید موریارتیِ جوان

00:25:24.160 --> 00:25:26.800
‫ترتیب این ترور رو داده باشه،
‫ولی اون هرگز خودش رو

00:25:26.840 --> 00:25:28.360
‫توی این مسیر قربانی نمی‌کنه

00:25:28.400 --> 00:25:30.440
‫فکر کنم آمیلیا رفته دنبال دن موریارتی

00:25:30.600 --> 00:25:32.400
‫بیا امیدوار باشیم موفق بشه

00:25:32.600 --> 00:25:34.960
‫توی این فاصله، برتی،

00:25:36.280 --> 00:25:37.800
‫برو دنبال سفیر

00:26:03.160 --> 00:26:06.000
‫آمیلیا، برو کنار

00:26:06.000 --> 00:26:07.000
‫نه

00:26:07.040 --> 00:26:08.200
‫وقت این کارها رو ندارم

00:26:08.240 --> 00:26:09.920
‫تو گفتی از تمام اتفاقاتی که

00:26:09.920 --> 00:26:11.720
‫توی کالیفرنیا افتاده بی‌خبری

00:26:11.760 --> 00:26:13.800
‫ولی بانو وایولت همون شبی که

00:26:13.800 --> 00:26:15.200
‫تو می‌خواستی جنگ راه بندازی
‫داشت طرح‌های مادرم رو

00:26:15.200 --> 00:26:16.200
‫به عنوان یه سلاح جنگی می‌دزدید

00:26:16.240 --> 00:26:17.440
‫این اتفاقی نیست!

00:26:17.440 --> 00:26:19.080
‫من دنبال جنگ نیستم

00:26:19.120 --> 00:26:20.720
‫می‌خوام انقلاب کنم

00:26:20.920 --> 00:26:23.200
‫پول زیادی از این انقلاب به جیب زدی

00:26:23.440 --> 00:26:25.360
‫ادعای شورشی بودن می‌کنی،
‫ولی رفتار قانون‌شکن‌ها رو داری

00:26:25.400 --> 00:26:27.800
‫همه‌ی شورشی‌ها قانون‌شکنن
‫تا وقتی که برنده شن

00:26:27.960 --> 00:26:29.880
‫وقتی برنده شم، قول میدم
‫تاریخچه‌ای رو برات رقم بزنم که

00:26:29.920 --> 00:26:31.080
‫با هیچ پولی خریدنی نیست

00:26:31.480 --> 00:26:32.720
‫سد راهم شدی

00:26:32.720 --> 00:26:34.440
‫می‌تونم همینجا بهت شلیک کنم

00:26:34.760 --> 00:26:38.160
‫ولی اگه قسم بخوری که

00:26:38.200 --> 00:26:40.000
‫به کسی نگی که من رو دیدی،

00:26:40.280 --> 00:26:43.320
‫اگه الان راهت رو بکشی و بری،
‫می‌ذارم زنده بمونی

00:26:45.320 --> 00:26:47.680
‫یکی احتمالاً اینجا پیدات می‌کنه

00:26:48.040 --> 00:26:51.320
‫بالاخره پیدات می‌کنن.
‫ولی قسم می‌خورم که هرگز،

00:26:51.360 --> 00:26:55.920
‫تحت هیچ شرایطی،
‫به کسی نگم که تو رو اینجا دیدم

00:26:59.280 --> 00:27:01.440
‫ولی اگه جات بودم
‫اون رو خاموش می‌کردم

00:27:01.600 --> 00:27:02.600
‫چرا؟

00:27:15.640 --> 00:27:18.880
‫چون هوای توی راهرو
‫از لای دریچه‌ی توی این در میاد

00:27:19.480 --> 00:27:21.080
‫پس به زودی قراره بین

00:27:21.120 --> 00:27:22.040
‫نفس کشیدن و دیدن یکی رو انتخاب کنی

00:27:36.160 --> 00:27:38.640
 
‫این...

00:27:39.440 --> 00:27:40.800
‫بی‌نظیره

00:27:41.280 --> 00:27:42.720
‫بعد از اتفاقات امشب

00:27:42.720 --> 00:27:44.600
‫شاید حال همسرم

00:27:44.600 --> 00:27:46.920
‫با پیدا شدن جواهراتش بهتر بشه

00:27:46.960 --> 00:27:49.760
‫فردا غرامت بیمه رو پس میدم و

00:27:50.160 --> 00:27:52.600
‫مطمئنم شرکت بیمه
‫پاداش خوبی به شما میده

00:27:53.200 --> 00:27:56.200
‫ولی آقای هولمز چی؟
‫همون کسی که ادعا می‌کنید

00:27:56.240 --> 00:27:57.680
‫خیلی چیزها رو بهش مدیونیم

00:27:58.000 --> 00:28:00.720
‫قصد دارم تا پاداشم رو با هولمز تقسیم کنم

00:28:00.720 --> 00:28:02.680
‫ولی ایشون علاقه‌ای به پول و ثروت نداره

00:28:09.160 --> 00:28:10.960
‫ممنون شرلوک که اجازه دادی

00:28:11.000 --> 00:28:12.840
‫اول به کار خودم رسیدگی کنم

00:28:20.640 --> 00:28:22.120
‫بالاخره زمانش رسید، جناب سفیر

00:28:22.120 --> 00:28:24.040
‫به لحظه‌ای رسیدیم که باید به همدیگه

00:28:24.040 --> 00:28:25.480
‫حقیقت رو بگیم

00:28:25.480 --> 00:28:27.760
‫لحنت به نظر تهدیدآمیزه

00:28:27.880 --> 00:28:29.400
‫با هم مشکلی داریم، آقای هولمز؟

00:28:29.400 --> 00:28:31.720
‫خب، من مِن‌بابِ دوستی و رفاقت اینجا نیومدم

00:28:31.760 --> 00:28:34.200
‫ولی جون چند نفر در خطره،
‫بنابراین باید مذاکره کنیم

00:28:34.240 --> 00:28:36.480
‫من مصونیت دیپلماتیک دارم

00:28:36.760 --> 00:28:40.000
‫ولی حتی اگه نداشتم هم،
‫جرمی مرتکب نمی‌شدم

00:28:40.560 --> 00:28:42.640
‫خب، من هم نمی‌تونم خلافش رو ثابت کنم

00:28:42.960 --> 00:28:44.600
‫شما توی سوءقصد به جون

00:28:44.600 --> 00:28:47.040
‫لرد سالزبری بی‌گناه هستید

00:28:47.080 --> 00:28:50.600
‫کلیدهای بالکن رو دادید تا در عوض

00:28:50.600 --> 00:28:52.520
‫جون دخترتون رو نجات بدید

00:28:52.560 --> 00:28:55.280
‫و باج دادن کار غیرقانونی‌ای نیست

00:28:55.640 --> 00:28:58.000
‫سربازرس ویتلاک در ازای رشوه‌ای که

00:28:58.000 --> 00:29:00.680
‫خودتون ترتیبش رو دادید،
‫شما و بیشتر همدست‌هاتون رو

00:29:00.800 --> 00:29:04.520
‫از پیگرد قانونی در امان نگه داشت

00:29:04.520 --> 00:29:05.600
‫رشوه؟

00:29:05.600 --> 00:29:06.600
‫کدوم رشوه؟

00:29:06.640 --> 00:29:08.560
‫معلومـه، جواهرات

00:29:08.960 --> 00:29:12.160
‫شما اجازه دادید جواهرات رو بدزدن
‫تا سربازرس ویتلاک اونا رو

00:29:12.200 --> 00:29:13.480
‫پیدا کنه و نگه داره

00:29:13.480 --> 00:29:16.400
‫یه رشوه‌ی حرفه‌ای بود

00:29:16.440 --> 00:29:19.080
‫در آن واحد هم پلیس رو به فساد کشوندید و

00:29:19.120 --> 00:29:21.520
‫هم معادل ارزش واقعی
‫جواهرات رو بدست آوردید

00:29:21.520 --> 00:29:24.640
‫که بعدش اون رو به ثروتی عظیم تبدیل کردید و

00:29:24.920 --> 00:29:29.080
‫حالا اون رشوه برگشته.
‫بدون هیچ کم و کسری.

00:29:31.080 --> 00:29:34.400
‫درست مثل کلارا،
‫هر چند که اعتراف می‌کنم

00:29:34.440 --> 00:29:36.640
‫از این مقدار از کمبود اخلاقیات شگفت‌زده شدم

00:29:37.480 --> 00:29:39.520
‫حتی آدم‌ربایی دخترتون هم

00:29:39.520 --> 00:29:42.200
‫نتونست شما رو قانع کنه تا
‫از همدست‌هاتون دست بکشید

00:29:42.840 --> 00:29:45.000
‫تو چه آدم دورویی هستی

00:29:45.640 --> 00:29:48.800
‫چطور میگی من اجازه دادم کلارا

00:29:49.000 --> 00:29:51.360
‫پیش افرادی مثل
‫دن موریارتی و بانو وایولت باشه؟

00:29:51.360 --> 00:29:54.160
‫کی جز یه هیولا جون بچه‌اش رو
‫مدام به خطر می‌اندازه و

00:29:54.160 --> 00:29:56.120
‫اون رو دائماً کنار

00:29:56.120 --> 00:29:58.160
‫قاتل‌ها و دزد‌ها قرار میده؟

00:29:58.160 --> 00:30:00.640
‫اونوقت به من درس اخلاقیات میدی؟

00:30:00.760 --> 00:30:01.960
‫بله، دقیقاً همینطوره

00:30:01.960 --> 00:30:04.000
‫با هر عضو نخ سرخ صحبت کردم

00:30:04.000 --> 00:30:06.720
‫حرف از شروع جنگی بزرگ بین

00:30:06.760 --> 00:30:08.720
‫بریتانیا و قدرت‌های استعماری دیگه میزد

00:30:08.760 --> 00:30:10.080
‫نظر شما هم همینـه؟

00:30:10.080 --> 00:30:11.080
‫به هیچ وجه

00:30:11.120 --> 00:30:14.000
‫در واقع، توصیه‌ی من اینـه که
‫وارد چنین نزاع بی‌خردانه‌ای نشیم

00:30:14.360 --> 00:30:16.040
‫البته تا حدودی

00:30:17.320 --> 00:30:21.080
‫چون یه جنگ بزرگ
‫بین قدرت‌های صنعتی اروپا

00:30:21.120 --> 00:30:22.560
‫تنها یک برنده می‌تونه داشته باشه

00:30:22.560 --> 00:30:24.000
‫ایالات متحده

00:30:24.040 --> 00:30:26.560
‫وقتی رقبای اصلی ما
‫همدیگه رو نابود کنن،

00:30:26.600 --> 00:30:29.320
‫آمریکا با سرمایه‌گذاری‌های هوشمندانه‌ی من

00:30:29.320 --> 00:30:31.600
‫توی بانک مرکزی انگلستان

00:30:31.600 --> 00:30:33.800
‫وارد عرصه‌ی تولید میشه

00:30:34.600 --> 00:30:38.760
‫صادقانه بگم، وقتی این تعداد
‫از مردم خودتون معتقدن که

00:30:39.040 --> 00:30:41.280
‫کشورتون نمی‌تونه به این شکل ادامه بده،

00:30:41.280 --> 00:30:45.720
‫چاره‌ای نیست جز این که نتیجه بگیریم

00:30:46.000 --> 00:30:48.160
‫دوران امپراتوری بریتانیا به سر اومده

00:30:50.360 --> 00:30:51.360
‫حرف دیگه‌ای نیست؟

00:30:57.920 --> 00:30:58.960
‫چرا

00:30:59.280 --> 00:31:00.880
‫هست

00:31:02.080 --> 00:31:07.360
‫شاید باخبر باشید که
‫رفیق شفیق من، دکتر واتسون،

00:31:07.400 --> 00:31:09.360
‫گهگاهی راجع‌به
‫پرونده‌های من مطلب می‌نویسه

00:31:09.360 --> 00:31:12.840
‫هر چند با تغییر نام‌ها
‫از تهمت و افترا قسر در میره

00:31:12.840 --> 00:31:16.720
‫ولی اونقدر ناشیانه
‫شخصیت‌ها رو پنهون می‌کنه که

00:31:17.360 --> 00:31:22.920
‫فقط یه احمق از تشخیص‌شون عاجز می‌مونه.
‫برای مثال، یکی مثل دخترتون.

00:31:23.800 --> 00:31:25.880
‫جرئت ندارید چنین اجازه‌ای...

00:31:25.880 --> 00:31:26.520
‫بحثِ جرئت نیست، قربان

00:31:26.520 --> 00:31:28.880
‫خودم واتسون رو به میز غل و زنجیر می‌کنم

00:31:28.880 --> 00:31:30.960
‫جوهرش هم خودم میارم

00:31:34.120 --> 00:31:37.000
‫پیشنهاد منصفانه‌ی من اینـه:
‫خوشبختی کلارا در ازای

00:31:37.000 --> 00:31:40.200
‫خوشبختی آمیلیا و
‫اگه برای من و یا نزدیکانم

00:31:40.200 --> 00:31:42.440
‫اتفاقی بیفته،
‫مویی از سرمون کم شه یا

00:31:42.440 --> 00:31:47.240
‫دقایقی دیر به شام برسیم،
‫اونوقت پرونده‌ی نخ سرخ

00:31:47.240 --> 00:31:50.120
‫بلافاصله توی نشریه‌ی استرند منتشر میشه

00:31:50.680 --> 00:31:52.760
‫نمی‌خواد شوکه به نظر بیای

00:31:53.160 --> 00:31:56.240
‫پیشنهاد من
‫بخاطر دلیلیـه که موافقت کردید تا

00:31:56.280 --> 00:31:59.480
‫آمیلیا توی خونه‌تون زندگی کنه

00:32:00.240 --> 00:32:03.280
‫تا دخترتون جلوی همدست‌های
‫خون‌خواه‌تون در امان باشه

00:32:04.720 --> 00:32:08.480
‫من از دخترتون محافظت می‌کنم و
‫شما از دختر من محافظت کنید

00:32:09.280 --> 00:32:11.840
‫بله، بله، این معاهده‌ایـه که

00:32:11.840 --> 00:32:13.680
‫برای حفظ صلح لازمـه

00:32:15.200 --> 00:32:17.640
‫حالا که صحبتش شد،

00:32:18.440 --> 00:32:21.560
‫تمام کسایی که خواستن از جایگاه‌شون

00:32:21.600 --> 00:32:23.280
‫توی نخ سرخ سودی ببرن،
‫به نظر می‌رسه که

00:32:23.280 --> 00:32:24.560
‫سخت در اشتباه بودن

00:32:27.400 --> 00:32:29.360
‫حتی بعد از مرگ‌شون

00:32:36.320 --> 00:32:36.640
‫شب بخیر، قربان

00:32:36.640 --> 00:32:38.560
‫شب بخیر، قربان
‫پایان ناخوشایندی بود

00:32:44.640 --> 00:32:47.960
‫پروفسور موریارتی
‫بیش از حد دلسوز تصور شد و
‫(پرونده‌ی نخ سرخ، توسط جان واتسون)

00:32:48.040 --> 00:32:51.640
‫از این که آمیلیا رو
‫از داستان حذف کردید ناراحتم

00:32:52.600 --> 00:32:57.280
‫- اون نقش حیاتی توی...
‫- این مورد اجتناب‌ناپذیره

00:32:57.480 --> 00:33:00.200
‫آمیلیا می‌تونه بمونه و باهامون همکاری کنه

00:33:00.240 --> 00:33:02.240
‫ولی رابطه‌مون باید یه راز بمونه

00:33:02.240 --> 00:33:04.880
‫فقط افراد توی این خونه
‫باید ازش باخبر باشن

00:33:05.800 --> 00:33:09.160
‫امیدواریم مزاحم
‫صبحونه‌ی پدر دختری‌تون نشده باشیم

00:33:09.280 --> 00:33:10.880
‫نگران نباشید، آقای هولمز

00:33:10.880 --> 00:33:13.240
‫همگی از خطرها آگاهی لازم رو داریم

00:33:13.360 --> 00:33:14.960
‫رازتون فاش نمیشه

00:33:14.960 --> 00:33:16.200
‫راهی جز امیدواری نیست

00:33:16.680 --> 00:33:18.440
‫بدون شما اینجا مثل قبل نیست

00:33:19.120 --> 00:33:22.680
‫آقای هلیگن رو داری و
‫من هم یکشنبه‌ها سر می‌زنم

00:33:23.840 --> 00:33:26.040
‫امیدوارم مراقب دست‌نوشته‌ی واتسون باشی

00:33:26.600 --> 00:33:29.480
‫اگه لازم باشه
‫با جونم ازش مراقبت می‌کنم، قربان

00:33:29.560 --> 00:33:33.400
‫اگه آروم‌تون می‌کنه، از الان دیگه
‫خودم براتون صبحونه درست می‌کنم

00:33:33.560 --> 00:33:35.280
‫یکم باید خیال‌تون راحت شده باشه

00:33:41.480 --> 00:33:44.480
‫شک نکن خانم هلیگن اون داستان رو
‫توی مسیرش به خونه مطالعه می‌کنه

00:33:45.200 --> 00:33:47.000
‫حیف که چاپ نمیشه

00:33:47.280 --> 00:33:49.160
‫با مصونیت سفیر،

00:33:49.160 --> 00:33:50.800
‫پایان داستانت گره خورده

00:33:50.800 --> 00:33:53.800
‫دن چطور تونست فرار کنه؟

00:33:53.960 --> 00:33:55.920
‫حتماً یه نقشه‌ی حسابی کشیده

00:33:55.960 --> 00:33:58.320
‫آمیلیا حتی باورش نمیشه که
‫یه آدم چطور می‌تونه

00:33:58.360 --> 00:33:59.600
‫چنین افکار شرارآمیزی داشته باشه

00:33:59.600 --> 00:34:02.680
‫شوکه‌کننده‌ست.
‫شروع جنگ واسه فروپاشی امپراتوری.

00:34:03.080 --> 00:34:05.880
‫ببخشید، می‌خوام برم تا جوهر رو
‫از روی دستم پاک کنم

00:34:05.960 --> 00:34:09.120
‫از مهمان‌نوازی گرم‌تون ممنونم، دکتر واتسون

00:34:09.120 --> 00:34:11.080
‫خوشحالم نیروی کمکی سر رسید

00:34:11.080 --> 00:34:13.160
‫باهمدیگه می‌تونیم هولمز رو
‫توی هر زمینه‌ای به اوج برسونیم

00:34:13.200 --> 00:34:14.800
‫هر زمینه‌ای جز غرورش

00:34:36.760 --> 00:34:40.320
‫کی جز یه هیولا جون بچه‌اش رو
‫مدام به خطر می‌اندازه و

00:34:40.360 --> 00:34:42.200
‫اون رو دائماً کنار

00:34:42.200 --> 00:34:44.320
‫قاتل‌ها و دزدها قرار میده؟

00:34:47.240 --> 00:34:51.120
‫با اینکه به توانایی‌هات احترام می‌ذارم،

00:34:52.920 --> 00:34:55.840
‫مدتیـه که فکر می‌کنم
‫شاید بیش از اندازه تو رو

00:34:56.680 --> 00:34:57.840
‫توی خطر انداختم

00:34:57.840 --> 00:35:00.760
‫آقای هولمز، یعنی...

00:35:01.960 --> 00:35:03.160
‫پدر

00:35:04.520 --> 00:35:05.520
‫بابا؟

00:35:05.560 --> 00:35:07.240
‫بدتر شد

00:35:07.520 --> 00:35:09.560
‫- بابا
‫- آره

00:35:10.160 --> 00:35:11.920
‫حالا یه فکریش می‌کنیم

00:35:13.040 --> 00:35:15.520
‫خیلی به خودت سخت نگیر

00:35:15.680 --> 00:35:18.040
‫من تصمیمم رو گرفته بودم
‫تا قاتل‌های مامان رو پیدا کنم و

00:35:18.080 --> 00:35:20.080
‫اونا رو به سزای اعمال‌شون برسون و

00:35:20.120 --> 00:35:23.760
‫توی این مسیر،
‫تو بهم بینش، راهنمایی و حالا

00:35:23.800 --> 00:35:25.240
‫فرصتی برای همکاری با خودت دادی

00:35:25.280 --> 00:35:26.600
‫همکار پنهونی

00:35:26.720 --> 00:35:28.400
‫نمی‌خوام رابطه‌ی پدر دختری‌مون

00:35:28.400 --> 00:35:30.080
‫جونت رو به خطر بندازه و

00:35:30.120 --> 00:35:34.400
‫اعتراف می‌کنم،
‫حالا که موریارتی جوان فرار کرده،

00:35:34.400 --> 00:35:37.520
‫از اینکه اینجا و توی کار خانوادگی‌مون هستی

00:35:37.560 --> 00:35:39.280
‫خوشحال‌ترم

00:35:44.960 --> 00:35:47.400
‫فکر نکنم دوباره ببینمش

00:36:09.720 --> 00:36:12.720
‫« پایان فصل اول »