WEBVTT

00:00:56.599 --> 00:01:03.773
‫«سریال «آخرین چیزی که به من گفت
‫فصل اول - قسمت هفتم

00:01:17.328 --> 00:01:18.663
‫نباید این کار رو می‌کردی.

00:01:18.746 --> 00:01:19.789
‫معلومه که باید می‌کردم.

00:01:20.540 --> 00:01:22.834
‫یه تاکستان تو نیوزیلند؟

00:01:27.296 --> 00:01:29.632
‫یه جای دیگه، فقط من و تو.

00:01:34.846 --> 00:01:36.347
‫باید با پدرت حرف بزنم.

00:01:40.018 --> 00:01:42.103
‫باید از اینجا بری. همین الان.

00:01:52.238 --> 00:01:54.574
‫هی، اصلا شوخی ندارم.
‫باید از اینجا بری.

00:01:54.658 --> 00:01:56.785
‫- فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم.
‫- می‌دونی دیشب چندتا پلیس اومدن اینجا؟

00:01:56.826 --> 00:02:00.038
‫نیازی به اشاره به اف‌بی‌آی و
‫مارشال‌ها دیگه نیست. باید بری.

00:02:00.121 --> 00:02:02.874
‫پدرت می‌دونه که ما تو آستینیم، مگه نه؟

00:02:02.958 --> 00:02:05.794
‫سرزنشت نمی‌کنم.
‫بالاخره پدربزرگته.

00:02:05.877 --> 00:02:08.755
‫ولی اگر می‌دونه که اینجاییم،
‫این تنها حرکتیه که دارم.

00:02:09.005 --> 00:02:10.173
‫اصلا هیچ حرکتی نداری.

00:02:10.424 --> 00:02:14.136
‫چارلی، اگر که نتونم باهاش حرف بزنم
‫کریستین آینده‌ای نخواهد داشت.

00:02:17.556 --> 00:02:20.475
‫هر طوری که فکر می‌کنی پدرم می‌تونه بهت
‫کمک کنه، این کار رو نمی‌کنه.

00:02:21.351 --> 00:02:22.477
‫ایتن بهش خیانت کرد.

00:02:23.937 --> 00:02:25.105
‫خانواده‌مون رو نابود کرد.

00:02:27.649 --> 00:02:28.650
‫می‌دونم چی کار کرده.

00:02:29.359 --> 00:02:30.360
‫ممکنه درست بگی.

00:02:32.112 --> 00:02:34.907
‫ولی باید بهم اجازه بدی
‫این کار رو بکنم. لطفا.

00:02:42.248 --> 00:02:44.583
‫- هانا کجاست؟
‫- تو اتاق کنفرانس.

00:02:49.547 --> 00:02:50.548
‫- اد.
‫- چه خبرا؟

00:02:50.631 --> 00:02:51.882
‫هانا هال کجاست؟

00:02:51.966 --> 00:02:52.967
‫دستشویی.

00:02:54.301 --> 00:02:55.970
‫هی. چطوره اینجا بشینی؟

00:03:03.519 --> 00:03:04.562
‫هانا؟

00:03:21.454 --> 00:03:23.456
‫حدس می‌زنم اسمت مکس نیست، مگه نه؟

00:03:27.418 --> 00:03:28.670
‫فعلا مکس جواب میده.

00:03:33.842 --> 00:03:36.010
‫خیلی وقته که پدرت اینجا زندگی می‌کنه؟

00:03:37.262 --> 00:03:38.847
‫نه، از زمانی که از زندان آزاد شده اینجاست.

00:03:39.681 --> 00:03:40.682
‫چند سالیه که اینجاست.

00:03:41.349 --> 00:03:42.976
‫بنظر آروم میاد.

00:03:43.935 --> 00:03:46.521
‫اتفاقا نظر مادرم بود که یه جا
‫سمت دریاچه بگیریم.

00:03:47.147 --> 00:03:48.315
‫یه جا برای آخر هفته‌ها.

00:03:48.398 --> 00:03:51.985
‫یه جا که می‌تونستن برن و آرامش بگیرن.
‫استرسی نداشته باشه.

00:03:53.486 --> 00:03:55.739
‫زمانی که پدرم زندان بود، خونه رو خرید.

00:03:57.866 --> 00:03:59.451
‫ولی مریض شد و...

00:04:01.995 --> 00:04:03.580
‫هیچ وقت با هم اینجا زندگی نکردن؟

00:04:06.500 --> 00:04:08.460
‫روزی که از زندان اومد بیرون، از دنیا رفت.

00:04:11.046 --> 00:04:13.340
‫سی و پنج ساعت بعد،
‫اگر بخوای دقیق بگم.

00:04:20.097 --> 00:04:21.306
‫همچنان می‌تونم برگردم.

00:04:28.272 --> 00:04:30.607
‫هر طور خودت دوست داری، مکس.

00:04:32.526 --> 00:04:35.112
‫هانا، اونجایی؟ منم.

00:04:37.198 --> 00:04:39.700
‫- چند دقیقه‌ست که دستشوییه؟
‫- کی؟ بیلی؟

00:04:40.868 --> 00:04:42.870
‫هانا. چند دقیقه‌ست که
‫هانا دستشوییه؟

00:04:44.455 --> 00:04:46.123
‫در قفله. جواب نمیده.

00:04:48.626 --> 00:04:50.086
‫هانا، داریم میاییم تو.

00:05:07.645 --> 00:05:08.688
‫لعنتی.

00:05:11.858 --> 00:05:14.444
‫با پلیس تماس بگیر.
‫می‌خوام هانا هال تحت تعقیب

00:05:14.527 --> 00:05:17.530
‫نیروهای محلی باشه. می‌خوام همین الان
‫یه تیم تو خیابون دنبالش باشه.

00:05:29.918 --> 00:05:31.544
‫باید یه کاری بکنم.

00:05:33.046 --> 00:05:34.923
‫ازت می‌خوام که بهم اعتماد کنی.

00:05:37.175 --> 00:05:38.843
‫بیلی، می‌دونی کجاست؟

00:05:42.764 --> 00:05:45.517
‫بیلی، اگر ایده‌ای داری که
‫کجا ممکنه باشه، باید بهم بگی.

00:05:46.601 --> 00:05:48.145
‫نه. من که پیش خودت بودم.

00:05:51.815 --> 00:05:52.649
‫خیلی خب.

00:06:31.397 --> 00:06:32.648
‫اگر بخوای می‌تونی بشینی.

00:06:33.190 --> 00:06:34.775
‫نمی‌دونم چقدر قراره اونجا باشه.

00:06:41.907 --> 00:06:43.075
‫خوبم.

00:06:43.159 --> 00:06:46.037
‫خب، شاید نباید نگران خودت باشی.

00:06:46.829 --> 00:06:49.123
‫اون ستون‌ها اون قدرها
‫که بنظر میاد محکم نیستن.

00:06:50.041 --> 00:06:54.420
‫تیکه تیکه به آستین با کشتی فرستاده شدن،
‫تو این ملک بهم چسبونده شدن.

00:06:55.588 --> 00:06:56.798
‫و مردیث...

00:06:58.424 --> 00:06:59.467
‫همسرم رو میگم.

00:07:00.426 --> 00:07:02.512
‫استعداد زیادی تو طراحی داشت.

00:07:04.055 --> 00:07:07.850
‫همه چی رو خیلی زیبا کرد.

00:07:09.852 --> 00:07:11.854
‫هر چیزی که وارد این خونه شد رو
‫خودش انتخاب کرد.

00:07:11.938 --> 00:07:13.189
‫تک به تک چیزها رو.

00:07:13.773 --> 00:07:16.609
‫نمی‌خواستم مطرحش کنم،
‫ولی با خودم گفتم که تو

00:07:17.318 --> 00:07:21.281
‫بین تمام آدما، ارزش تاریخ اینجا رو درک کنی.

00:07:24.784 --> 00:07:26.536
‫- سلام بچه.
‫- سلام بابا.

00:07:27.579 --> 00:07:29.748
‫- اشکالی نداره دست‌تون رو بیارین بالا خانم؟
‫- جانم؟

00:07:29.831 --> 00:07:32.042
‫باید مطمئن بشه که
‫شنود به خودت وصل نکردی.

00:07:33.001 --> 00:07:34.211
‫برای چی باید شنود به خودم وصل کنم؟

00:07:34.294 --> 00:07:37.130
‫اینا از اون دسته سوالاتی هستن
‫که دیگه نمی‌پرسم.

00:07:38.423 --> 00:07:39.841
‫لطفا دست‌تون رو ببرین بالا.

00:07:50.227 --> 00:07:52.062
‫خب، همچین محرابی هم نیست.

00:07:52.145 --> 00:07:53.689
‫خب، هیچ وقت از اسمش خوشم نیومد.

00:07:54.940 --> 00:07:57.734
‫همسرم انتخابش کرده،
‫وگرنه که تا الان عوضش می‌کردم.

00:07:58.443 --> 00:07:59.611
‫با چی؟

00:07:59.695 --> 00:08:01.780
‫مثلا یه جمله؟

00:08:02.489 --> 00:08:05.200
‫"امیدهایت را رها کن"

00:08:05.284 --> 00:08:07.536
‫داره درباره‌ی رها کردن امیدها حرف میزنه.

00:08:08.037 --> 00:08:10.247
‫پدربزرگم همیشه می‌گفت که
‫امید به کشتنت میده.

00:08:10.331 --> 00:08:11.540
‫یه مدعی دیگه.

00:08:12.041 --> 00:08:13.667
‫- قربان مشکلی نداره.
‫- خوبه.

00:08:15.252 --> 00:08:17.796
‫- برای چی نمیری بیرون بچه؟
‫- من باید برشگردونم شهر.

00:08:17.880 --> 00:08:21.008
‫خب، می‌خوام یه خرده
‫با دوست جدیدمون تنها باشم.

00:08:21.842 --> 00:08:25.805
‫و تو هم مشکلی نداری، مگه نه؟ هانا؟

00:08:27.056 --> 00:08:28.182
‫می‌تونم هانا صدات کنم؟

00:08:30.309 --> 00:08:33.354
‫یا خانم مایکلز رو ترجیح میدی؟

00:08:37.316 --> 00:08:38.484
‫هانا خوبه.

00:08:39.318 --> 00:08:40.570
‫دیدی، گفتم که ردیفه.

00:08:40.653 --> 00:08:42.864
‫و ند که اینجاست،
‫می‌تونه برشگردونه شهر.

00:08:43.364 --> 00:08:45.032
‫- بابا، من...
‫- روز طولانی‌ای داشتی.

00:08:47.201 --> 00:08:48.202
‫برو خونه.

00:08:49.829 --> 00:08:51.330
‫البته که اگر بخواد بره

00:08:51.414 --> 00:08:54.542
‫جلوی هانا رو
‫برای برگشتن به آستین نمی‌گیرم...

00:08:56.544 --> 00:08:57.545
‫یا سائوسالیتو.

00:09:00.465 --> 00:09:01.466
‫مشکلی ندارم.

00:09:20.527 --> 00:09:22.362
‫اطلاعات ماهواره‌ی رو
‫نیکولاس بل رو می‌خوام.

00:09:22.362 --> 00:09:24.030
‫اطلاعات ماهواره‌ای رو
‫چارلی اسمیت رو می‌خوام.

00:09:24.114 --> 00:09:25.949
‫همچنان کسی جلوی خونه‌ی آندره ریز هست؟

00:09:26.032 --> 00:09:28.451
‫بله. همه چی آرومه. هیچ حرکتی جلوی
‫خونه‌ی نیکولاس مشاهده نشده.

00:09:28.451 --> 00:09:30.954
‫پلیس‌هایی که جلوی «دِ نِوِر درای» مستقر شدن
‫فکر می‌کنن ممکنه هانا رو دیده باشه.

00:09:31.037 --> 00:09:33.248
‫همین الان داریم دوباره فیلم دوربین‌های
‫نظارتی رو بررسی می‌کنیم.

00:09:33.248 --> 00:09:36.209
‫یه مجوز تفتیش برای «د نِوِر درای» بگیر
‫و ببین کریون کی رو می‌تونه

00:09:36.376 --> 00:09:37.544
‫- از تو گوشی هانا پیدا کنه.
‫- خیلی خب.

00:09:44.468 --> 00:09:45.302
‫جولز.

00:09:45.385 --> 00:09:48.180
‫حالت خوبه؟
‫نمی‌تونم با آنا تماس بگیرم.

00:09:48.263 --> 00:09:50.974
‫منم نمی‌تونم. نمی‌دونم کجاست.

00:09:51.475 --> 00:09:53.519
‫ولی خودت جات امنه؟

00:09:53.519 --> 00:09:54.978
‫من همراه معاون کلانتر بردفوردم.

00:09:55.604 --> 00:09:58.524
‫ولی جولز، اینا همه‌اش تقصیر منه.

00:09:59.400 --> 00:10:02.736
‫هانا می‌خواست از آستین بره،
‫و من نمی‌خواستم برم،

00:10:02.820 --> 00:10:04.530
‫و بعد یهو ناپدید شدم.

00:10:04.613 --> 00:10:07.283
‫و حالا، آخه،
‫اگر اتفاقی براش بیفته چی؟

00:10:07.366 --> 00:10:08.993
‫هیچ اتفاقی براش نمیفته، خب؟

00:10:09.034 --> 00:10:11.829
‫همه چی درست میشه.
‫الان دقیقا کجایی؟

00:10:14.373 --> 00:10:15.583
‫بیلی؟

00:10:18.502 --> 00:10:20.087
‫جولز، دوباره بهت زنگ میزنم.

00:10:22.923 --> 00:10:24.842
‫- هانا؟
‫- بیلی.

00:10:30.056 --> 00:10:31.057
‫بابا؟

00:10:44.028 --> 00:10:45.029
‫بوربن؟

00:10:45.530 --> 00:10:47.448
‫- چرا که نه.
‫- خیلی خب.

00:10:54.080 --> 00:10:55.081
‫بشین.

00:11:10.597 --> 00:11:12.807
‫این دومین تولد کریستین بود.

00:11:13.516 --> 00:11:15.477
‫داشت جملات کامل به زبون میاورد.

00:11:16.186 --> 00:11:18.772
‫یه هفته قبل از بردنش،
‫بردمش پارک،

00:11:19.606 --> 00:11:21.274
‫و پزشک اطفالش رو دیدیم.

00:11:22.359 --> 00:11:26.321
‫حالش رو ازش پرسید،
‫و بهش یه جواب دو پراگرافی داد.

00:11:30.784 --> 00:11:32.703
‫حدس میزنم همچنان همون طوری باشه.

00:11:33.620 --> 00:11:34.663
‫بله.

00:11:38.834 --> 00:11:40.919
‫اینجا چه غلطی می‌کنی، هانا؟

00:11:45.966 --> 00:11:48.051
‫امیدوار بودم بتونیم به یه توافق برسیم.

00:11:52.681 --> 00:11:54.683
‫این طور فکر نمی‌کنم. نه.

00:11:56.727 --> 00:11:58.062
‫اصلا نشنیدی که چی می‌خوام...

00:11:58.145 --> 00:12:00.606
‫نه، منظورم اینه که،
‫فکر نمی‌کنم برای این، اینجا باشی.

00:12:02.525 --> 00:12:07.947
‫فکر می‌کنم برای این اینجایی چون امیدواری
‫اون چیزی که همه میگن، نباشم.

00:12:13.244 --> 00:12:14.662
‫- آقای بل.
‫- نیکولاس.

00:12:15.162 --> 00:12:18.124
‫نیکولاس.
‫نیومدم اینجا که از گذشته شکایت کنم.

00:12:18.165 --> 00:12:21.043
‫نه؟ می‌خوای شوهرت رو ببخشم.

00:12:21.669 --> 00:12:25.298
‫می‌خوای ببخشمش با اینکه
‫اصلا نمی‌دونی

00:12:25.339 --> 00:12:26.674
‫اصلا هیچ ایده‌ای نداری که چی کار کرده.

00:12:26.674 --> 00:12:29.469
‫فکر کنم ایده‌ای داشته باشم.
‫از داستان خبر دارم.

00:12:30.553 --> 00:12:31.554
‫شوهرم رو می‌شناسم.

00:12:31.637 --> 00:12:33.055
‫شوهرت ایتن.

00:12:33.139 --> 00:12:35.183
‫می‌دونم چی شد که دخترت رو از دست دادی.

00:12:41.105 --> 00:12:42.774
‫من هیچ ربطی بهش نداشتم.

00:12:44.025 --> 00:12:49.614
‫و اگر فکر می‌کنی افرادی که براشون کار کردم
‫میان به بچه‌ام آسیب میزنن...

00:12:49.697 --> 00:12:50.573
‫اونا یه سری قانون دارن.

00:12:50.657 --> 00:12:53.284
‫لازم به اشاره نیست که می‌دونستن
‫اگر می‌خواستن به خانواده‌ام آسیب بزنن،

00:12:53.868 --> 00:12:56.079
‫- دیگه کاری باهاشون نداشتم.
‫- آقای بل... نیکولاس...

00:12:56.079 --> 00:12:57.956
‫البته، ایتن نمی‌خواست
‫این رو باور کنه.

00:12:58.331 --> 00:13:00.959
‫نه، فقط می‌خواست تقصیر رو گردن
‫یکی بندازه و آخرشم انداخت گردن من.

00:13:02.168 --> 00:13:05.964
‫و من رو مجازات کرد انگار که
‫به اندازه‌ی کافی مجازات نشده بودم.

00:13:06.089 --> 00:13:07.090
‫و منو فراموش کن،

00:13:07.132 --> 00:13:10.760
‫آخه کدوم مردی یه بچه رو
‫اون طوری می‌بره؟

00:13:11.344 --> 00:13:15.307
‫اون بچه رو از مادربزرگ
‫و خاله و دایی‌اش جدا کرد.

00:13:16.183 --> 00:13:17.684
‫هر کسی که دوستش داشت.

00:13:18.435 --> 00:13:22.981
‫هر کسی که مادرش رو می‌شناخت،
‫کسایی که می‌تونستن داستان کیت رو تعریف کنن.

00:13:24.024 --> 00:13:27.611
‫و همین طور دو رویی. این چیزیه که
‫اصلا نمی‌تونم هضمش کنم.

00:13:29.446 --> 00:13:32.824
‫شوهرت بهتر از هر کسی می‌دونست
‫که داشتم چی کار می‌کردم.

00:13:36.703 --> 00:13:38.664
‫از بچه‌ی خودمم بیشتر می‌دونست.

00:13:39.832 --> 00:13:40.833
‫و اون...

00:13:43.001 --> 00:13:45.921
‫همیشه اون ارتباط رو با من می‌خواست و من...

00:13:47.256 --> 00:13:48.549
‫دوستش داشتین.

00:13:49.216 --> 00:13:50.467
‫ببخشید؟

00:13:53.095 --> 00:13:57.016
‫قبل از تمام این داستان‌ها،
‫واقعا دوستش داشتین.

00:13:57.099 --> 00:14:00.144
‫مثل هر پدر و مادر خوب دیگه‌ای
‫باهاش رفتار کردم.

00:14:00.811 --> 00:14:02.229
‫فکر می‌کنم بیشتر از تلاش بود.

00:14:03.064 --> 00:14:05.983
‫خب، اگر هم کردم، اشتباه کردم.

00:14:05.983 --> 00:14:08.444
‫اشتباهی که جفت‌مون کردیم.
‫به نظرتون این طور نیست؟

00:14:08.611 --> 00:14:09.820
‫نه، این طور نیست.

00:14:10.154 --> 00:14:12.907
‫خب، می‌تونم یه داستان درباره‌ی شوهرت بگم،

00:14:13.241 --> 00:14:15.618
‫و دیگه هیچ وقت اون رو
‫مثل قبل نگاه نمی‌کنی.

00:14:15.701 --> 00:14:17.870
‫شاید. فکر نمی‌کنم اصل مطلب رو عوض کنه.

00:14:17.870 --> 00:14:18.913
‫و اصل مطلب چیه؟

00:14:19.539 --> 00:14:23.751
‫فکر کنم می‌دونید شوهرم
‫چقدر نوه‌تون رو دوست داره.

00:14:23.835 --> 00:14:25.128
‫هر کاری که کرد،

00:14:25.628 --> 00:14:28.047
‫صرف نظر از اینکه
‫در نظر شما چقدر اشتباه بوده،

00:14:28.131 --> 00:14:30.675
‫فکر کنم می‌دونید که همه‌ی
‫این کارها رو برای اون کرده.

00:14:30.758 --> 00:14:34.012
‫باور دارم براش احترام قائل هستین
‫که همچین والدیه.

00:14:34.512 --> 00:14:39.559
‫کسی که همچین فداکاری‌ای کنه. کسی که...
‫این طوری از خانواده‌اش مراقبت کرد.

00:14:41.019 --> 00:14:43.188
‫بنظرم می‌رسه که شما دو نفر
‫از این نظر شباهت دارین.

00:14:44.647 --> 00:14:45.857
‫خوب به حرفام گوش کن.

00:14:46.858 --> 00:14:50.320
‫بیشتر از نصف یک دهه تو زندان بودم،
‫شش سال و نیم،

00:14:50.820 --> 00:14:54.950
‫بجای اینه خانواده‌ام رو با لو دادن رازهای
‫مشتری‌هام به خطر بندازم.

00:14:55.033 --> 00:14:59.204
‫و دخترم و نوه‌ام و،
‫همسرم و مشغلم رو از دست دادم.

00:14:59.287 --> 00:15:02.374
‫پس اگر می‌خوای درباره‌ی فداکاری حرف بزنی،
‫به این میگن فداکاری.

00:15:02.457 --> 00:15:04.251
‫ولی وانمود نکن که قراره من رو متقاعد کنی

00:15:04.251 --> 00:15:06.461
‫که شوهرت این وسط
‫از خود گذشتگی کرده.

00:15:06.545 --> 00:15:07.462
‫من...

00:15:12.759 --> 00:15:14.678
‫من رو با اون مقایسه نکن.

00:15:21.685 --> 00:15:22.519
‫گریدی بردفورد.

00:15:22.603 --> 00:15:26.690
‫اینجاست. ما اینجا تو سمت لیک ترویسیم،
‫نه تو آپارتمان تو شهر.

00:15:30.611 --> 00:15:31.612
‫هی، رئیس؟

00:15:33.989 --> 00:15:35.657
‫به دفتر کلانتری ترویس زنگ بزن.

00:15:35.741 --> 00:15:38.535
‫همین الان باید تیم ضربت رو باید به
‫محل اقامت بل تو لیک ترویس بفرستیم.

00:15:39.119 --> 00:15:41.830
‫کوپر! جنکینز، اد، شما با من بیاین.

00:15:41.914 --> 00:15:43.540
‫پوزنر، حواست به بچه باشه.

00:15:44.208 --> 00:15:45.209
‫بریم.

00:16:01.350 --> 00:16:04.645
‫اگر اون طوری محکم ببندی‌اش
‫بدترش می‌کنی.

00:16:04.729 --> 00:16:06.105
‫ببینم دکتر شدی حالا؟

00:16:06.188 --> 00:16:09.233
‫کسی‌ام که به اندازه‌ی کافی
‫به دستش آسیب وارد شده.

00:16:10.067 --> 00:16:11.611
‫یه خطر شغلیه.

00:16:13.988 --> 00:16:15.448
‫بیا بریم سر اصل مطلب، باشه؟

00:16:16.741 --> 00:16:17.950
‫می‌خوام باهات یه معامله کنم.

00:16:18.034 --> 00:16:19.911
‫در حدی نیستی که بخوای معامله کنی.

00:16:20.787 --> 00:16:22.038
‫راستش فکر کنم باشم.

00:16:22.538 --> 00:16:24.707
‫در حقیقت، فکر کنم تنها کسی باشم
‫که می‌تونم این معامله رو بکنم.

00:16:25.375 --> 00:16:27.001
‫- واقعا؟
‫- خب، کاملا مشخصه

00:16:27.085 --> 00:16:31.422
‫کاملا مشخصه که شما و شوهرم
‫هیچ گونه علاقه‌ای بهم ندارین.

00:16:31.923 --> 00:16:34.759
‫و مطمئنم اون هرگز معامله‌ای
‫که من می‌خوام بکنم رو نمی‌کنه،

00:16:34.843 --> 00:16:38.471
‫ولی الان اینجا نیست. من هستم.

00:16:40.473 --> 00:16:41.474
‫خیلی خب.

00:16:42.851 --> 00:16:43.852
‫دارم گوش میدم.

00:16:46.104 --> 00:16:49.232
‫حدس میزنم که
‫دوست داشته باشی نوه‌ات رو ببینی.

00:16:50.400 --> 00:16:51.818
‫اون طوری که شما درباره‌اش حرف زدین،

00:16:51.902 --> 00:16:56.364
‫حدس میزنم بیشتر از هر چیزی
‫دوست داشته باشی که نوه‌ات رو ببینی.

00:16:58.950 --> 00:17:03.622
‫و حاضری که با مشتری‌هات
‫دوباره معامله کنی

00:17:04.373 --> 00:17:05.582
‫تا کاری کنی که این اتفاق بیفته.

00:17:05.666 --> 00:17:08.251
‫فکر می‌کنی تو سازمان همچین قدرتی دارم؟

00:17:08.251 --> 00:17:11.463
‫مگه خودت نبودی که گفتی شش سال و نیم
‫به خاطر اونا تو زندان بودی؟

00:17:11.463 --> 00:17:13.382
‫فکر نمی‌کنم که به خاطرش
‫قدردانت نباشن.

00:17:14.049 --> 00:17:18.720
‫و این که یا اینه، یا این که نوه‌ات
‫دوباره ناپدید میشه.

00:17:20.097 --> 00:17:21.432
‫اصلا دوست ندارم کسی تهدیدم کنه.

00:17:21.432 --> 00:17:24.226
‫تهدیدت نمی‌کنم.
‫دارم میگم که یه انتخاب دیگه هم هست.

00:17:24.226 --> 00:17:25.644
‫تنها انتخابی که داری.

00:17:26.520 --> 00:17:28.439
‫چی باعث شد فکر کنی که پیدات نمی‌کنم.

00:17:29.231 --> 00:17:30.232
‫شایدم پیدا کنی.

00:17:31.734 --> 00:17:34.695
‫واقعا همچین چیزی براش می‌خوای؟
‫که دوباره فرار کنه؟

00:17:38.115 --> 00:17:40.493
‫اومدم ازت بخوام که مراقب نوه‌ات باشی،

00:17:40.576 --> 00:17:42.203
‫تا اجازه بدی به زندگی‌اش ادامه بده،

00:17:42.286 --> 00:17:46.123
‫تا اون رو تو موقعیتی قرار بدی
‫که بتونه خانواده‌اش رو بشناسه.

00:17:47.083 --> 00:17:48.250
‫تا بتونه تو رو بشناسه.

00:17:53.506 --> 00:17:54.674
‫اتفاقیه که دوست دارم بیفته.

00:17:55.591 --> 00:17:57.718
‫ولی اگر ازم می‌خوای که از ایتن محافظت کنم،

00:17:57.802 --> 00:17:59.136
‫اصلا امکانش نیست.

00:18:00.805 --> 00:18:03.391
‫حتی اگر تمایل هم داشتم
‫نمی‌تونستم از ایتن محافظت کنم.

00:18:03.474 --> 00:18:05.560
‫و این که واضح بگم
‫اصلا تمایلی ندارم.

00:18:17.488 --> 00:18:19.115
‫اگر ایتن بخشی از این معامله نبود چی؟

00:18:20.408 --> 00:18:21.409
‫جانم؟

00:18:24.746 --> 00:18:26.372
‫اگر ایتن بخشی از معامله نبود چی؟

00:18:29.042 --> 00:18:30.043
‫اگر که فقط...

00:18:31.586 --> 00:18:33.922
‫نوه‌ات کریستین بود چی؟ اگر که...

00:18:35.548 --> 00:18:36.925
‫می‌تونی مراقبش باشی؟

00:18:38.385 --> 00:18:39.719
‫فقط کریستین؟

00:18:40.887 --> 00:18:41.888
‫بله.

00:18:44.307 --> 00:18:45.684
‫متوجه هستی که چی داری میگی؟

00:18:45.684 --> 00:18:47.811
‫شوهرت دیگه نمی‌تونه برگرده خونه.

00:18:48.395 --> 00:18:50.313
‫نه الان، نه هیچ وقت.

00:18:50.981 --> 00:18:52.149
‫این چیزیه که ایتن می‌خواد.

00:18:54.276 --> 00:18:56.111
‫که بدون دخترش زندگی کنه؟

00:18:56.611 --> 00:19:01.658
‫که جای دخترش امن باشه. تا ازش محافظت بشه.
‫تا بیلی، بیلی بمونه.

00:19:04.036 --> 00:19:06.663
‫این چیزیه که هر دوی ما
‫بیشتر از هر چیزی می‌خوایم.

00:19:12.252 --> 00:19:13.921
‫من هرگز مادر نداشتم.

00:19:15.672 --> 00:19:16.799
‫زمانی که بچه بودم ترکم کرد،

00:19:16.882 --> 00:19:19.551
‫خیلی بزرگ‌تر از آخرین باری که
‫کریستین دیدی، نبودم.

00:19:21.387 --> 00:19:25.015
‫ولی پدربزرگم رو داشتم.
‫بیشتر از خیلی از آدم‌ها داشتم.

00:19:25.683 --> 00:19:29.937
‫چیزی که سعی دارم توضیح بدم اینه که ایتن
‫زمانی که رفت متوجه این شد.

00:19:30.020 --> 00:19:32.606
‫که اولویت من، میشه نوه‌تون.

00:19:34.358 --> 00:19:39.822
‫اون تنها چیزیه که اهمیت داره.
‫خودتون بهتر از من می‌دونید.

00:19:39.905 --> 00:19:41.324
‫و چرا باید همچین حرفی بزنی؟

00:19:42.033 --> 00:19:43.576
‫شما جلوتر از من
‫این طور بودین.

00:19:51.667 --> 00:19:53.294
‫فکر می‌کردم باید بفرستمت خونه.

00:19:53.878 --> 00:19:57.757
‫گریدی بردفورد سمت دروازه‌ی جلویی‌
‫به همراه نیم جین مارشال و نیروی ضربته.

00:20:04.347 --> 00:20:06.182
‫خیلی خب، فکر می‌کنی...

00:20:11.563 --> 00:20:14.858
‫فکر می‌کنی که حاضره من رو ببینه؟

00:20:15.692 --> 00:20:16.693
‫کریستین؟

00:20:18.528 --> 00:20:22.031
‫بله.
‫مطمئن میشم که اطلاعات درست بهش برسه.

00:20:22.115 --> 00:20:24.367
‫مطمئن میشم بدونه

00:20:25.994 --> 00:20:29.581
‫که اتفاقاتی که اینجا افتاد، هیچ ربطی
‫به احساسی که شما بهش دارین، نداره.

00:20:31.124 --> 00:20:34.336
‫بابا. اون باید بره.

00:20:40.258 --> 00:20:44.221
‫اگر بخشی از وجود فکر می‌کنه

00:20:44.221 --> 00:20:49.059
‫که روزی ایتن، می‌تونه
‫دوباره وارد زندگی‌تون بشه،

00:20:49.142 --> 00:20:52.562
‫و اونا همه چی رو فراموش می‌کنن،
‫اشتباه می‌کنه چون هرگز رهاش نمی‌کنن.

00:20:55.315 --> 00:20:57.651
‫این افراد، اهل فراموش کردن نیستن.

00:21:00.195 --> 00:21:01.572
‫درک می‌کنم.

00:21:02.156 --> 00:21:06.243
‫و ممکنه پیداش کنن.
‫حتی اگر برنگرده.

00:21:08.871 --> 00:21:10.164
‫هنوز پیداش نکردن.

00:21:19.173 --> 00:21:20.174
‫برو خونه.

00:21:22.301 --> 00:21:26.388
‫جاش امنه. جای جفت‌تون امنه.

00:21:28.099 --> 00:21:29.475
‫بهت قول میدم.

00:21:31.435 --> 00:21:32.812
‫- ممنون.
‫- از من تشکر نکن.

00:21:34.855 --> 00:21:36.649
‫به خاطر تو این کار رو نمی‌کنم.

00:22:34.833 --> 00:22:37.794
‫خب، برنامه چیه هانا؟

00:22:37.794 --> 00:22:40.756
‫چی؟ می‌خوای سوار هواپیما بشی
‫و برگردی سراغ زندگی‌ات،

00:22:40.797 --> 00:22:43.091
‫با امید این که تا آخر عمر
‫به خوشی زندگی کنی؟

00:22:45.719 --> 00:22:48.222
‫- تا ابد به خوشی نیست.
‫- آره. کاملا درست میگی این طور نیست.

00:22:48.305 --> 00:22:50.224
‫اگر اونا بدونن کجایی،
‫نمی‌تونم امنیتت رو تضمین کنم.

00:22:50.224 --> 00:22:51.975
‫در هر صورت نمی‌تونی
‫امنیت‌مون رو تضمین کنی.

00:22:51.975 --> 00:22:53.644
‫فکر می‌کنی نیکولاس بل می‌تونه؟

00:22:56.105 --> 00:23:00.234
‫نیکولاس بیشتر از اون که بخواد از اوئن
‫انتقام بگیره، می‌خواد نوه‌اش رو ببینه.

00:23:05.614 --> 00:23:07.366
‫همچنان نمی‌فهمی، مگه نه؟

00:23:09.368 --> 00:23:12.746
‫این افراد هر کاری لازم باشه می‌کنن
‫که دست‌شون به اوئن برسه.

00:23:13.706 --> 00:23:16.208
‫میان سراغ تو، میان سراغ بیلی.

00:23:16.292 --> 00:23:19.462
‫و هر کاری لازم باشه می‌کنن
‫که اوئن رو از سوراخش بکشن بیرون.

00:23:19.962 --> 00:23:23.883
‫- هر کاری لازمه می‌کنن.
‫- نیکولاس بهم قول داد.

00:23:23.966 --> 00:23:25.926
‫نیکولاس کارش دروغ گفتنه!

00:23:26.010 --> 00:23:27.386
‫چقدر احتمال داره؟

00:23:27.470 --> 00:23:29.597
‫اگر بخوای جابه‌جا بشیم،
‫چقدر احتمال داره که پیدامون کنن؟

00:23:29.680 --> 00:23:31.182
‫ده درصد؟ پنج درصد؟

00:23:32.600 --> 00:23:36.771
‫چیزی که ازش مطمئنم اینه که اگر اوئن
‫می‌خواست پیش ما باشه،

00:23:36.854 --> 00:23:39.524
‫این آدما تا زمانی که بگیرنش
‫دست از تلاش برنمی‌داشتن.

00:23:40.775 --> 00:23:43.236
‫و اگر قرار بود که بیلی وسط کشمش‌ها بمونه...

00:23:45.238 --> 00:23:48.950
‫اوئن هرگز همچین کاری نمی‌کرد.
‫برای همین هم فرار کرد.

00:23:50.285 --> 00:23:53.037
‫می‌دونست اگر با ما باشه
‫نمی‌تونه از بیلی محافظت کنه.

00:23:53.037 --> 00:23:57.167
‫خب، این رو چطور توجیح که می‌کنی
‫که شوهرت گوشی‌اش رو برام فرستاده؟

00:23:58.877 --> 00:24:01.004
‫تمام پرونده‌ها با جزئیات‌شون که
‫تو شات نگه داشته.

00:24:02.255 --> 00:24:04.883
‫ترتیب همه چیز رو داده
‫که بتونه برگرده.

00:24:06.051 --> 00:24:07.719
‫نه. فکر می‌کنم یه دلیل دیگه داشت.

00:24:08.303 --> 00:24:12.182
‫- چیه؟ میراثش؟
‫- نه. به خاطر بیلی.

00:24:12.265 --> 00:24:14.935
‫- بنظرم که خیلی زود به نتیجه رسیدی.
‫- فکر کنم بدونم با کی ازدواج کردم.

00:24:15.018 --> 00:24:16.019
‫بی‌خیال.

00:24:17.354 --> 00:24:18.563
‫اگر درسی از این قضیه گرفتی،

00:24:18.563 --> 00:24:21.399
‫این باشه که هیچ کدوم ما نمی‌دونه
‫که با کی ازدواج کردیم.

00:24:28.699 --> 00:24:31.243
‫اوئن حلقه‌های ازدواج‌مون رو درست کرد.

00:24:31.743 --> 00:24:33.996
‫تا نصف شب
‫با ماشین تراشم روشون کار می‌کرد.

00:24:34.079 --> 00:24:38.208
‫می‌خواست من رو سوپرایز کنه،
‫ولی نمی‌اومد تو تخت خواب،

00:24:38.292 --> 00:24:40.419
‫و می‌تونستم بوی خاک ارّه رو
‫روی پوستش حس کنم.

00:24:41.670 --> 00:24:46.091
‫می‌دونستم که داشت چی کار می‌کرد، حتی قبل
‫از این که واقعا بدونم داشت چی کار می‌کرد.

00:24:49.595 --> 00:24:51.305
‫این طوی همدیگه رو شناختیم.

00:24:52.222 --> 00:24:55.142
‫اوئن می‌دونست زمانی که ناپدید بشه،
‫کاری که می‌کنم چیه.

00:24:56.143 --> 00:25:01.023
‫می‌دونست دقیقا همون کاری رو می‌کنم
‫که به صلاح بیلی باشه.

00:25:03.400 --> 00:25:04.401
‫هانا...

00:25:07.029 --> 00:25:08.781
‫باید بدونی که این کارت چقدر خطرناکه.

00:25:12.660 --> 00:25:14.745
‫میان سراغت.

00:25:16.539 --> 00:25:20.376
‫ممکنه کاری به بیلی نداشته باشن، ولی
‫به تو آسیب میزنن که به اوئن آسیب زده باشن.

00:25:20.459 --> 00:25:21.711
‫تا اینکه از سوراخش بکشونش بیرون.

00:25:26.007 --> 00:25:27.800
‫بیخیال شو.
‫امکان نداره با شیطان معامله‌ای کنی

00:25:27.800 --> 00:25:29.385
‫و انتظار داشته باشی
‫ازش قسر در بری.

00:25:32.680 --> 00:25:33.973
‫فقط اینه که، من این کار رو کردم.

00:25:41.230 --> 00:25:43.942
‫خانوم مایکلز. بیلی.

00:26:00.917 --> 00:26:02.127
‫متاسفم.

00:26:03.461 --> 00:26:05.589
‫نباید فرار می‌کردم...

00:26:08.300 --> 00:26:11.261
‫اشکالی نداره. حالت خوبه.

00:26:14.765 --> 00:26:15.766
‫زنگ زد.

00:26:17.809 --> 00:26:18.852
‫پدرت؟

00:26:19.352 --> 00:26:24.024
‫وایسین، وایسین، وایسین. اینجا خیلی فال گوش
‫هست. بریم تو اتاق کنفرانس، همین الان.

00:26:35.035 --> 00:26:37.746
‫- می‌تونم تنها با هانا حرف بزنم لطفا؟
‫- بیلی.

00:26:38.372 --> 00:26:41.250
‫باید بهم بگی که پدرت چی گفت.
‫این تنها راهیه که می‌تونم بهش کمک کنم.

00:26:42.418 --> 00:26:43.419
‫اشکال نداره.

00:26:47.673 --> 00:26:50.426
‫خب، زمانی که سلام کردم،

00:26:51.135 --> 00:26:53.929
‫بابا داشت حرف میزد.

00:26:56.140 --> 00:26:58.058
‫نگفت از کجا داره زنگ میزنه،

00:26:58.142 --> 00:27:01.145
‫و اصلا نپرسید که آیا حالم خوب هست یا نه.

00:27:02.271 --> 00:27:06.525
‫فقط گفت... 22 ثانیه وقت داره.

00:27:06.609 --> 00:27:08.361
‫این رو یادمه. 22 ثانیه.

00:27:10.947 --> 00:27:12.949
‫گفت که متاسفه.

00:27:15.117 --> 00:27:17.078
‫خیلی خیلی متاسفه...

00:27:19.580 --> 00:27:20.957
‫و گفت که...

00:27:21.916 --> 00:27:24.794
‫خیلی مدت طولانی‌ای گذشت
‫تا بتونه زنگ بزنه.

00:27:26.921 --> 00:27:28.715
‫و نمی‌تونه بیاد خونه.

00:27:31.843 --> 00:27:33.928
‫منظورش تا همیشه بود؟

00:27:36.931 --> 00:27:40.185
‫بیلی، می‌دونم که ناراحت کننده‌ست،

00:27:40.268 --> 00:27:43.229
‫ولی باید درباره‌ی قدم‌های بعدی حرف بزنیم.

00:27:44.731 --> 00:27:46.608
‫قدم‌های بعدی؟ منظورت از قدم‌های بعدی چیه؟

00:27:46.691 --> 00:27:50.695
‫منظور گریدی اینه که،
‫من و تو باید کجا بریم.

00:27:51.571 --> 00:27:53.740
‫- یا میریم خونه یا...
‫- یا...

00:27:54.658 --> 00:27:56.117
‫تو به یه خونه‌ی جدید میری.

00:27:57.577 --> 00:27:59.829
‫جایی که بتونیم ازت محافظت کنیم.

00:28:00.413 --> 00:28:02.916
‫اون طوری، زمانی که پدرت مطمئن بشه
‫همه چی امنه، بیاد پیشت.

00:28:04.000 --> 00:28:06.336
‫- این کار رو نمی‌کنه.
‫- از کجا مطمئنی.

00:28:08.547 --> 00:28:11.341
‫بیلی، مطمئنم که بهت گفته
‫من طرف توئم.

00:28:11.466 --> 00:28:13.135
‫حتما بهت گفته که
‫باید به حرف من گوش کنی.

00:28:13.218 --> 00:28:18.515
‫بهم گفت که باید به حرف هانا گوش کنم.

00:28:20.517 --> 00:28:22.519
‫ببین، اون نه دانش و نه ابزار

00:28:22.561 --> 00:28:26.106
‫نه تجربه‌ی کافی داره،
‫و همین طور پدرت.

00:28:26.607 --> 00:28:29.860
‫و مهم نیست که چی بهت گفته،
‫باید اجازه بدی که از خانواده‌ات محافظت کنم.

00:28:32.237 --> 00:28:33.530
‫تو این طور فکر نمی‌کنی.

00:28:34.823 --> 00:28:37.451
‫بیلی، فکر کنم همه چی
‫برای ما خوب رقم می‌خوره. من و تو.

00:28:39.787 --> 00:28:41.580
‫بنظرم باید همون جایی که تو می‌خوای بریم.

00:28:41.664 --> 00:28:45.626
‫بنظرم باید هر کاری کنیم که
‫باعث میشه احساس راحتی بکنی.

00:28:45.709 --> 00:28:46.836
‫هانا، به خاطر خدا،

00:28:46.836 --> 00:28:48.504
‫من ایتن رو می‌شناسم،
‫و می‌دونم که نمی‌خواد...

00:28:48.546 --> 00:28:49.672
‫ببینم چی گفتی؟

00:28:50.965 --> 00:28:52.800
‫- گفتم که پدرت رو می‌شناسم و...
‫- نه.

00:28:52.800 --> 00:28:55.344
‫من پدرم رو می‌شناسم، و می‌دونم
‫که اگر می‌خواست به حرف تو گوش کنم،

00:28:55.386 --> 00:28:56.679
‫بهم می‌گفت.

00:29:03.019 --> 00:29:05.104
‫- میشه بریم خونه؟
‫- بیلی.

00:29:05.313 --> 00:29:07.106
‫میشه منو ببری خونه؟

00:29:10.276 --> 00:29:11.277
‫خیلی خب.

00:29:18.159 --> 00:29:19.827
‫شاید امشب نه.

00:29:19.911 --> 00:29:22.747
‫خب پس، فردا شب میایم.

00:29:22.830 --> 00:29:24.082
‫پروازت بی‌خطر باشه، خب؟

00:29:25.583 --> 00:29:26.584
‫ممنون.

00:29:51.943 --> 00:29:53.278
‫چه شکلی بود؟

00:29:54.738 --> 00:29:55.864
‫نیکولاس؟

00:29:57.324 --> 00:30:01.870
‫باهوش و ناراحت بود.

00:30:04.998 --> 00:30:08.377
‫عاشق خانواده‌اشه. خیلی دوستت داره.

00:30:12.839 --> 00:30:15.175
‫می‌خواد به ملاقاتم بیاد؟

00:30:16.677 --> 00:30:22.266
‫اون و آندره و چارلی.
‫دوست دارن بچه‌های فامیل رو هم بیارن.

00:30:22.349 --> 00:30:25.728
‫و فکر کنم آندره می‌خواد که
‫اونا بشناسنت.

00:30:28.188 --> 00:30:30.608
‫نمی‌خوان که با ما بمونن، مگه نه؟

00:30:30.649 --> 00:30:32.484
‫نه. اصلا این طور مسائل نیست.

00:30:33.944 --> 00:30:36.780
‫یکی دو وعده رو با هم می‌خوریم.
‫از اونجا شروع می‌کنیم.

00:30:40.910 --> 00:30:43.537
‫اصلا من سر چیزی می‌تونم تصمیم گیری کنم؟

00:30:45.456 --> 00:30:47.917
‫الان نمی‌تونی سر چیزی تصمیم بگیری.

00:31:08.062 --> 00:31:10.189
‫- خدمه پرواز، برای تیک‌آف آماده بشین.
‫- ممنون.

00:31:24.287 --> 00:31:28.500
‫شاید همین ایده که یه جای
‫خیلی دور باشم رو، دوست دارم.

00:31:51.898 --> 00:31:56.236
‫[پنج سال بعد]

00:31:57.988 --> 00:32:02.659
‫هی، گم شدی؟ خیلی خب.
‫تو طبقه‌ی دومه.

00:32:03.744 --> 00:32:08.415
‫آره. نزدیکی ورودی جنوب شرقی.
‫دنبال هواپیما بگرد.

00:32:10.709 --> 00:32:12.461
‫همراه شپ معروفی؟

00:32:13.796 --> 00:32:17.591
‫بگو ببینم، همونی که ژاکت پشمی تنش کرده؟
‫نه. خب رفتار کن.

00:32:18.133 --> 00:32:19.593
‫خیلی خب، یه خرده دیگه می‌بینمت.

00:32:56.672 --> 00:32:58.382
‫اون پسره که ممکن بود باهاش باشی
‫هنوز دوستت داره.

00:33:13.648 --> 00:33:14.899
‫مامان؟