WEBVTT

00:00:19.477 --> 00:00:21.521
‫این کنا بود،

00:00:21.521 --> 00:00:22.564
سگ‌مون

00:00:26.860 --> 00:00:29.988
این هم دفترچه خاطرات مامانـه

00:00:30.947 --> 00:00:33.783
هیچوقت جرات نکردم همه‌ش رو بخونم

00:00:35.618 --> 00:00:38.246
‫«روزی رو که بنیتو رو دیدم
‫خوب یادمـه»

00:00:38.872 --> 00:00:41.708
پس مانولو به همین زودی ۱۸‌سالش شد

00:00:43.042 --> 00:00:44.502
برای خودش مردی شده

00:00:45.336 --> 00:00:47.922
خونه بدون اون حال عجیبی داره

00:00:47.922 --> 00:00:52.343
از خونه میرن اما توی قلب‌مون باقی می‌مونن

00:00:54.179 --> 00:00:56.139
‫روزی که اومد اینجا رو یادتـه؟

00:00:56.139 --> 00:00:58.057
چقدر سردرگم بود

00:00:59.142 --> 00:01:00.852
‫چطوری می‌تونم فراموش کنم؟

00:01:05.565 --> 00:01:07.692
‫ خدایا! حالت خوبـه؟
‫ بچه‌ی کوفتی!

00:01:07.692 --> 00:01:10.653
بذار ببینم
ولش کن بنیتو

00:01:10.653 --> 00:01:11.738
خدایا

00:01:13.323 --> 00:01:15.492
بیا
‫روش رو فشار بده!

00:01:15.492 --> 00:01:17.577
برو درمونگاه
حرفش هم نزن

00:01:17.577 --> 00:01:19.370
نباید باهاش تنها بمونی

00:01:19.370 --> 00:01:21.039
‫اون یه حیوونـه!
‫چاقو دستشـه!

00:01:21.039 --> 00:01:23.708
‫اون حیوون نیست!
‫فقط یه بچه‌س که ترسیده!

00:01:23.708 --> 00:01:24.792
رُزا

00:01:24.792 --> 00:01:28.588
‫ لوئیس، ببرش درمونگاه!
اینجا تنهات نمی‌ذارم

00:01:28.588 --> 00:01:30.507
خودم از پسش برمیام
باشه رزا ببخشید

00:01:32.383 --> 00:01:33.384
بیا پدر

00:01:53.947 --> 00:01:55.406
‫اسمت چیـه؟

00:01:57.450 --> 00:01:58.743
اسم من رزاس

00:02:01.079 --> 00:02:03.831
‫با چاقویی که گرفتی تو دستت
به یه نفر آسیب رسوندی

00:02:05.833 --> 00:02:07.001
‫میدیش بهم؟

00:02:08.878 --> 00:02:09.921
‫ترسیدی؟

00:02:11.756 --> 00:02:13.883
من هم تاحالا خیلی ترسیدم

00:02:16.636 --> 00:02:20.223
‫و هروقت این اتفاق برام می‌افته،
برای خودم یه قصه تعریف می‌کنم

00:02:21.349 --> 00:02:24.769
‫اون چاقو رو ازت می‌گیرم و
‫یه قصه برات تعریف می‌کنم،‌ معامله‌ی خوبیـه؟

00:02:26.562 --> 00:02:29.274
‫البته قبلش بهت بگم‌ها،
قصه‌های من خیلی خنده‌دارن

00:02:35.321 --> 00:02:36.447
تو چشمام نگاه کن

00:02:42.078 --> 00:02:43.913
بهت آسیبی نمی‌زنم

00:02:46.708 --> 00:02:48.793
می‌تونی بهم اعتماد کنی

00:02:59.762 --> 00:03:03.266
‫« زنان آبی‌پوش »

00:03:54.734 --> 00:03:56.027
‫مامان توی جوونیش

00:03:56.986 --> 00:04:01.365
‫تصادفی کرد که باعث شد
نتونه بچه‌دار بشـه

00:04:04.285 --> 00:04:07.914
‫با این فکر توی سرش بزرگ شد که
هیچوقت نمی‌تونه خونواده داشته باشـه

00:04:10.249 --> 00:04:11.959
برای همین وارد صومعه شد

00:04:11.959 --> 00:04:17.507
‫با بچه‌های یتیم و سر راهی کار می‌کرد،

00:04:17.507 --> 00:04:23.387
و بالاخره تونست خونواده‌ای که
رویاش رو داشت رو داشته باشـه

00:04:24.889 --> 00:04:25.890
ازدواج نکرد؟

00:04:27.850 --> 00:04:29.101
نوربرتوئـه

00:04:30.520 --> 00:04:32.897
‫میشه گفت که هم اونجا بود
و هم نبود

00:04:33.606 --> 00:04:35.650
اون با بچه‌ها ازدواج کرده بود

00:04:36.150 --> 00:04:37.610
چندین سال پیش فوت کرد

00:04:38.236 --> 00:04:42.281
‫می‌خواستم توی مراسم خاک‌سپاریش شرکت کنم
اما زنش پرتم کرد بیرون

00:04:42.949 --> 00:04:45.868
انگار رازش فاش شده بود

00:04:59.799 --> 00:05:01.092
کامیلا

00:05:02.051 --> 00:05:03.135
مانولو

00:05:05.513 --> 00:05:06.514
آنتونیو

00:05:11.519 --> 00:05:12.937
‫«مامان رزا،

00:05:12.937 --> 00:05:16.065
‫ممنون که وقتی هیچکس باورمون نداشت،
‫تو بهمون ایمان داشتی»

00:05:16.065 --> 00:05:19.026
«روز مادر مبارک
‫از اینجا تا ماه دوستت دارم»

00:05:19.026 --> 00:05:21.946
‫«مامان، ممنون بابت تمام عشقی که
به ما ورزیدی

00:05:21.946 --> 00:05:23.906
‫وقتایی که مریض میشم،
‫مراقبمی»

00:05:23.906 --> 00:05:25.866
این مال بنیتوئـه

00:05:38.296 --> 00:05:41.465
پرسیدین که چرا پلیس رو خبر نکرده

00:05:43.384 --> 00:05:44.468
به‌خاطر غرورش

00:05:46.429 --> 00:05:49.265
‫خیلی مصمم شده بود که
از گذشته‌ی بنیتو خبردار بشـه

00:05:49.849 --> 00:05:52.476
‫باور داشت تنها کسیـه که می‌تونه اون رو

00:05:52.476 --> 00:05:54.562
از هیولای درونش نجات بده

00:05:55.646 --> 00:05:57.982
و همین به کشتنش داد

00:06:00.860 --> 00:06:03.195
‫بنیتو شاید مادرخونده‌ش رو کشته باشه،

00:06:04.155 --> 00:06:06.323
اما دلیل نمیشـه که «لخت‌کن» باشـه

00:06:06.323 --> 00:06:07.408
موافقم

00:06:08.200 --> 00:06:11.370
‫باید یه ارتباطی بین این قتل‌ها و
«لخت‌کن» پیدا کنیم

00:06:13.289 --> 00:06:14.290
یه انگیزه

00:06:17.543 --> 00:06:19.295
هرشب تختش رو خیس می‌کنـه

00:06:20.963 --> 00:06:24.383
‫کشیش مسئول خوابگاه‌شون فکر می‌کرد که
‫ باید ادبش کنـه و

00:06:24.383 --> 00:06:27.261
نزدیک بود چشمش رو از دست بده

00:06:27.261 --> 00:06:28.763
‫خونواده‌ش چی؟

00:06:28.763 --> 00:06:29.972
هیچکس خبر نداره

00:06:30.723 --> 00:06:34.018
‫پلیس گذاشتش اینجا و
چیز زیادی بهمون نگفت

00:06:35.603 --> 00:06:36.812
‫خودش حرفی نزده؟

00:06:37.813 --> 00:06:41.067
‫از وقتی که اومده اینجا
یه کلمه هم حرف نزده

00:06:43.611 --> 00:06:46.405
رزا، می‌دونم چی تو سرتـه

00:06:47.281 --> 00:06:48.449
من که چیزی نگفتم

00:06:49.992 --> 00:06:51.285
لازم نیست بگی

00:06:51.285 --> 00:06:53.329
من بهتر از هرکسی می‌شناسمت

00:06:54.455 --> 00:06:56.457
‫گوش کن،
‫بعد از اتفاق امروز،

00:06:56.457 --> 00:07:00.586
مجبورم بنیتو رو به یه تیمارستان معرفی کنم

00:07:00.586 --> 00:07:02.296
تیمارستان لازم نداره

00:07:03.506 --> 00:07:05.800
خونواده لازم داره
فقط همین

00:07:07.468 --> 00:07:11.680
‫رزا، برای بعضی از بچه‌ها
دیگه کاری از دست ما برنمیاد

00:07:11.680 --> 00:07:14.558
چون نیازهای مخصوصی دارن

00:07:14.558 --> 00:07:17.895
مادر، خودت خوب می‌دونی که
بچه‌هایی که به اونجا میرن

00:07:18.896 --> 00:07:20.439
در آینده بهتر از قبل‌شون نمیشن

00:07:24.527 --> 00:07:26.612
اون جواب من رو داد

00:07:26.612 --> 00:07:27.696
به حرفم گوش می‌کنـه

00:07:28.489 --> 00:07:29.532
رزا

00:07:31.992 --> 00:07:34.745
‫گفتی پلیسی که پیداش کرده
بهت چیزی نگفتـه

00:07:34.745 --> 00:07:35.830
نه

00:07:35.830 --> 00:07:37.873
بذار درمورد گذشته‌ش تحقیق کنم

00:07:39.542 --> 00:07:43.838
‫خودت بهتر از هرکسی می‌دونی که وقتی
‫از زخم‌های گذشته باخبر بشیم،

00:07:44.505 --> 00:07:46.006
می‌تونیم درمان رو شروع کنیم

00:07:55.975 --> 00:07:58.519
«گذشته‌ برای من یه زخم باقی گذاشته بود

00:07:58.519 --> 00:08:03.357
‫باعث شد هیچوقت نتونم مادر بشم،
اما فرزندخوندگی این اجازه رو بهم داد

00:08:04.942 --> 00:08:06.735
‫برای همین ته قلبم می‌دونم که

00:08:06.735 --> 00:08:13.242
بنیتو هم مثل من، حق داره که
فرصتی برای خونواده داشتن،‌ داشته باشـه

00:08:15.244 --> 00:08:16.620
مامان همچین آدمی بود

00:08:18.497 --> 00:08:21.083
‫همون‌قدر که سخاوتمند بود،
همون‌قدر هم کور بود

00:08:21.667 --> 00:08:23.669
‫بیاین بچه‌ها!

00:08:24.753 --> 00:08:26.422
می‌خوام با یکی آشنا شین

00:08:28.507 --> 00:08:29.967
این‌ها خواهر برادرهاتن

00:08:29.967 --> 00:08:31.302
ایشون آنتونیو هستن

00:08:31.302 --> 00:08:32.970
سلام
من ویسنته‌م

00:08:34.597 --> 00:08:36.807
از آشنایی باهات خوشوقتم
من کامیلام

00:08:37.266 --> 00:08:39.018
‫چندسالتـه؟
من نه سالمـه

00:08:41.937 --> 00:08:43.856
‫بنیتو هنوز آماده‌ی حرف زدن نیست

00:08:44.398 --> 00:08:47.860
‫اما دلیل نمیشـه که
‫ما باهاش حرف نزنیم، مگه نه؟

00:08:48.527 --> 00:08:50.612
‫یکی دیگه هم هست که
باید باهاش آشنا شی

00:08:51.030 --> 00:08:55.200
‫کنا!
بیا دختر

00:08:56.910 --> 00:08:59.955
خیلی آرومـه
دیگه پیر شده اما با هم کنار میاین

00:09:02.624 --> 00:09:04.126
‫کی گرسنه‌شـه؟

00:09:04.126 --> 00:09:05.586
من
من

00:09:05.586 --> 00:09:08.297
بریم غذا بخوریم بیاین میز رو بچینیم
بریم

00:09:09.715 --> 00:09:12.509
از همون روز اول هم ظاهر عجیبی داشت

00:09:13.135 --> 00:09:14.803
همیشه‌ی خدا ساکت بود

00:09:16.305 --> 00:09:18.098
بهش نمی‌خورد خجالتی باشـه

00:09:19.308 --> 00:09:20.768
جوری بود که انگار

00:09:21.852 --> 00:09:24.938
داشت تو ذهنش نقشه‌ای طراحی می‌کرد

00:09:27.941 --> 00:09:30.277
دوست دارم درمورد مادرت برام تعریف کنی

00:09:31.653 --> 00:09:34.364
یه چیز قشنگ که تو رو یاد اون بندازه

00:09:36.116 --> 00:09:37.951
یا چیزی که تو رو یاد بابات بندازه

00:09:41.705 --> 00:09:42.706
سلام

00:09:44.333 --> 00:09:45.918
پس بنیتو تویی

00:09:47.628 --> 00:09:49.797
بنیتو، ایشون نوربرتو هستن

00:09:50.881 --> 00:09:52.966
هر از گاهی میان و یه سری بهمون می‌زنن

00:09:52.966 --> 00:09:54.384
هروقت که بتونم

00:09:56.261 --> 00:09:57.888
بیرون منتظر می‌مونم

00:10:03.727 --> 00:10:05.145
‫تو چت شده؟

00:10:06.814 --> 00:10:08.816
خودت خواستی

00:10:29.586 --> 00:10:30.963
مجبور شدم بخوابونمش

00:10:30.963 --> 00:10:32.130
روز اولشـه

00:10:34.049 --> 00:10:36.927
‫گفته بودی دیگه بچه‌ای رو
به فرزندی قبول نمی‌کنی

00:10:36.927 --> 00:10:39.304
تو هم گفته بودی از پیش زنت میری

00:10:41.139 --> 00:10:42.724
این‌ها فرق دارن

00:10:44.852 --> 00:10:47.062
خواست خدا بوده که من مادرش باشم

00:10:48.897 --> 00:10:52.150
‫مانولو که بره،
سه تا بچه برات می‌مونـه

00:10:53.110 --> 00:10:55.320
‫چهارمی رو دیگه برای چی می‌خوای؟

00:10:55.320 --> 00:10:56.655
تو هم می‌تونی کمکم کنی

00:10:57.281 --> 00:10:58.740
اگه بیای پیش من زندگی کنی

00:10:59.992 --> 00:11:03.537
‫چی اینقدر بهت آسیب زده؟
‫کی اذیتت کرده؟

00:11:09.710 --> 00:11:15.591
‫باید بفهمم که اون
‫ از چی یا کی اینقدر می‌ترسـه»

00:11:22.889 --> 00:11:24.308
‫چی پیدا کردی رزا؟

00:11:27.144 --> 00:11:28.645
‫چطور می‌تونم فراموشش کنم؟

00:11:29.771 --> 00:11:32.274
‫اما متاسفانه باید بگم که

00:11:33.066 --> 00:11:35.736
‫نمی‌تونم اطلاعاتی درمورد این پرونده رو
بهتون بدم

00:11:35.736 --> 00:11:38.989
‫قول میدم هرچیزی که اینجا بهم بگین رو
تا گور با خودم ببرم

00:11:38.989 --> 00:11:40.657
دستور دادگاهـه خانم

00:11:41.241 --> 00:11:42.909
من که قانون‌ها رو نمی‌نویسم

00:11:42.909 --> 00:11:45.078
‫یعنی پرونده هنوز بازه؟

00:11:46.330 --> 00:11:47.706
نه

00:11:48.457 --> 00:11:50.459
هنوز نمی‌دونیم کار کی بوده

00:11:50.459 --> 00:11:54.379
شما هم فقط یه شهروندین
یه لحظه به حرفام گوش کنین

00:11:54.880 --> 00:11:58.592
‫من تجربه‌ی چندین سال کار با بچه‌هایی رو
دارم که با رنج و سختی روبرو شدن

00:11:59.843 --> 00:12:03.096
‫برای کمک کردن بهشون،
به اطلاعاتی درمورد گذشته‌شون نیاز دارم

00:12:06.058 --> 00:12:07.643
‫اگه از مریضی چیزی ندونم

00:12:09.394 --> 00:12:10.896
‫چطوری می‌تونم درمانش کنم؟

00:12:10.896 --> 00:12:12.397
خود بنیتو که چیزی نمیگـه

00:12:13.565 --> 00:12:16.693
یه ماهه که یه کلمه هم حرفی نزده

00:12:16.693 --> 00:12:19.571
‫اما هرشب جاش رو خیس می‌کنـه و

00:12:20.322 --> 00:12:23.367
‫به‌خاطر کابوس‌هایی که دیده
تموم بدنش خیس عرق میشـه

00:12:23.367 --> 00:12:26.787
‫اگه بتونم به حرفش بیارم،
‫شاید بهمون بگه که

00:12:28.163 --> 00:12:29.831
چه اتفاقی برای مادرش افتاده

00:12:30.374 --> 00:12:32.542
و حتی بتونه به تحقیقات شما هم کمک کنـه

00:12:32.542 --> 00:12:33.627
خواهش می‌کنم

00:12:37.089 --> 00:12:39.674
‫هیشکی نباید چیزی که اون دید رو ببینـه،

00:12:40.926 --> 00:12:42.677
چه برسه یه پسر با سن و سال اون

00:12:45.097 --> 00:12:48.517
‫اون شب از کارخونه‌ی تصفیه‌ی آب
باهامون تماس گرفتن

00:12:57.776 --> 00:12:59.111
بازرس مورالس

00:12:59.611 --> 00:13:00.821
گارسیا

00:13:02.364 --> 00:13:04.825
‫ مظنونی پیدا نکردین؟
نه هنوز

00:13:04.825 --> 00:13:07.160
‫داریم با تموم مدیرها و
کارکن‌ها تماس می‌گیریم

00:13:07.994 --> 00:13:09.955
کسی چیز غیرعادی‌ای ندیده

00:13:10.747 --> 00:13:12.958
قربانی توی تصفیه‌خونه کار می‌کرده

00:13:12.958 --> 00:13:15.544
اسمش خاسینتا پرراس

00:13:15.544 --> 00:13:16.878
همراهم بیاین قربان

00:13:23.135 --> 00:13:24.344
همینجاس قربان

00:13:24.344 --> 00:13:26.012
همین یکی
شماره‌ی ۳۷

00:13:26.012 --> 00:13:29.641
‫ آوردینش بیرون؟
نه هنوز منتظر شما بودیم

00:13:29.641 --> 00:13:31.351
‫یعنی چی گارسیا؟

00:13:31.351 --> 00:13:32.561
‫پس شرافت‌تون کجا رفتـه؟

00:13:33.478 --> 00:13:36.565
‫ بیارینش بیرون بابا!
‫ شنیدین که چی گفتن بیارینش بیرون!

00:13:38.400 --> 00:13:40.110
‫هی پسر،
‫تو نباید اونجا باشی!

00:13:40.610 --> 00:13:41.987
‫این بچه اینجا چی‌کار می‌کنـه؟

00:13:41.987 --> 00:13:43.864
‫ برو دنبالش! بپرسین چی دیده!
بله قربان

00:13:43.864 --> 00:13:45.365
بجنبین
‫ بچه‌هه رو بگیرین!

00:13:45.365 --> 00:13:49.411
‫«اون شب بنیتو چیزی دید که
روح هرکسی رو متلاشی می‌کنـه

00:13:50.287 --> 00:13:52.706
مادر خودش
مرده بود

00:13:53.748 --> 00:13:55.917
‫عین یه تیکه زباله دور انداخته شده بود»

00:13:55.917 --> 00:13:59.921
‫دوستاش تو تصفیه‌خونه می‌گفتن که
اون خیلی ساکت بوده

00:13:59.921 --> 00:14:02.924
‫وقتی پسره رو گرفتیم،
‫بردیمش خونه‌ش تا

00:14:02.924 --> 00:14:05.427
‫ببینیم کسی اونجا هست یا نه ولی

00:14:06.177 --> 00:14:07.178
نبود

00:14:08.346 --> 00:14:09.723
تنها زندگی می‌کردن

00:14:09.890 --> 00:14:12.100
‫پس یعنی چیزی از پدرش نمی‌دونیم؟

00:14:13.727 --> 00:14:14.978
‫میشه این رو نگه دارم؟

00:14:16.605 --> 00:14:18.273
اشیاء مربوط به گذشته

00:14:20.358 --> 00:14:22.944
‫می‌تونن جرقه‌ای برای
به یاد آوردن ایجاد کنن

00:14:26.031 --> 00:14:30.952
‫وقتی که پسره رو بردیم صومعه

00:14:32.579 --> 00:14:35.415
‫قبلش برده بودیمش خونه‌ش تا
چمدونش رو ببنده

00:14:37.459 --> 00:14:40.045
‫احتمالاً بتونین اون تو
چیزای بیشتری پیدا کنین

00:15:13.870 --> 00:15:15.163
ببخشید بنیتو

00:15:18.958 --> 00:15:23.421
‫من فقط می‌خوام بهت کمک کنم اما
تو هم باید اجازه بدی وارد زندگیت شم

00:15:27.676 --> 00:15:28.885
‫مجبورت نمی‌کنم

00:15:29.761 --> 00:15:32.472
‫اما قول میدم اگه بهم اجازه بدی،
به نفع خودت میشـه

00:15:35.308 --> 00:15:37.268
شاید حتی جلوی کابوس‌هات رو هم بگیره

00:15:39.270 --> 00:15:41.731
‫مگه دلت همچین چیزی نمی‌خواد؟

00:15:45.360 --> 00:15:46.361
‫من رو ببخش، باشـه؟

00:15:49.030 --> 00:15:50.031
من رو ببخش

00:15:53.993 --> 00:15:56.454
‫«و با این که کنجکاوی داشت از درون
‫من رو می‌خورد،

00:15:57.247 --> 00:16:00.959
‫سر قولم وایسادم و دیگه هیچوقت بدون اجازه‌ش
نرفتم سر وسایلش

00:16:02.127 --> 00:16:06.548
‫گفتم شاید طناب‌درمانی اون رو به حرف بیاره
‫اما فایده‌ای نداشت»

00:16:08.049 --> 00:16:09.342
‫طناب‌درمانی دیگه چیـه؟

00:16:12.929 --> 00:16:17.684
‫تمرینیـه که ذهنت رو مشغول نگه می‌داره و

00:16:18.601 --> 00:16:21.229
‫اینطوری کلمات راحت‌تر
از دهنت خارج میشن

00:16:23.898 --> 00:16:26.151
نه ویسنته
باید از اول شروع کنی

00:16:26.943 --> 00:16:29.320
‫بهت که گفتم،
باید محکم‌تر ببندی

00:16:30.113 --> 00:16:31.281
باشه مامان

00:16:32.157 --> 00:16:35.034
‫دوست دارم یه نامه برای مامانم
به بهشت بفرستم

00:16:35.535 --> 00:16:36.536
‫شدنیـه؟

00:16:37.453 --> 00:16:38.830
معلومـه

00:16:38.830 --> 00:16:40.415
وصلش می‌کنیم به یه بالون

00:16:41.124 --> 00:16:42.667
‫اگه یه پرنده بخورتش چی؟

00:16:42.667 --> 00:16:45.503
‫اینجاش گیر می‌کنـه،
توی گردنش

00:16:48.673 --> 00:16:52.010
‫تو چی بنیتو؟
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

00:16:55.889 --> 00:16:58.183
‫بافت بنیتو رو دیدی؟

00:16:58.183 --> 00:16:59.851
طناب قشنگیـه
نگاه کن

00:16:59.851 --> 00:17:02.729
تازه هم یاد گرفتـه
‫می‌بینی؟

00:17:02.729 --> 00:17:05.231
خیلی قشنگـه
کارت عالی بود

00:17:10.528 --> 00:17:12.071
ویسنته

00:17:12.071 --> 00:17:13.406
‫ویسنته!

00:17:13.406 --> 00:17:15.658
«یه کوچولو نگران ویسنته‌م

00:17:15.658 --> 00:17:17.327
هنوز اون رو نپذیرفته

00:17:18.745 --> 00:17:20.079
‫فکر می‌کنم حسودی می‌کنـه»

00:17:20.079 --> 00:17:22.749
این درست نیست
من حسودی نمی‌کردم

00:17:23.750 --> 00:17:27.795
‫فقط می‌دونستم که یه اتفاق بد
قرار بود بیفته

00:17:29.005 --> 00:17:30.423
‫چی باعث شد همچین فکری بکنی؟

00:17:34.135 --> 00:17:35.887
طرز نگاه کردنش بهش

00:17:37.263 --> 00:17:38.473
انگار ازش تنفر داشت

00:17:41.392 --> 00:17:43.478
همیشه یواشکی نگاه‌ش می‌کرد؛ از مامانم متنفر بود

00:17:44.187 --> 00:17:47.523
‫من می‌دونستم بنیتو پسر خطرناکیه؛
می‌دونستم

00:17:48.691 --> 00:17:51.027
‫ ولم کن!
آروم باشید! کافیه

00:17:51.027 --> 00:17:53.154
‫کافیه چی شده؟

00:17:53.154 --> 00:17:55.239
من کاری نکردم تقصیر اون بود
‫پسره‌ی وحشی!

00:17:55.239 --> 00:17:57.075
اینطوری نگو پسرم

00:17:58.868 --> 00:18:01.245
‫پشت در قایم شده بود و یواشکی
شما رو نگاه می‌کرد

00:18:01.245 --> 00:18:04.207
‫ راست می‌گه بنیتو؟ راست می‌گه؟
آروم باشید

00:18:06.834 --> 00:18:09.504
برید توی اتاق‌هاتون همین الان

00:18:09.504 --> 00:18:10.964
‫ حالت خوبه؟
آره

00:18:12.715 --> 00:18:13.716
برو پسرم

00:18:18.888 --> 00:18:21.140
دیگه خسته شدم بنیتو جدی می‌گم

00:18:22.517 --> 00:18:25.144
توی این خونه خشونت هیچ جایی نداره

00:18:26.312 --> 00:18:28.356
‫بعضی وقت‌ها می‌گم می‌خواد
‫حرف بزنه و همه‌چی رو بگه

00:18:31.067 --> 00:18:33.027
اما بعد می‌بینم نه خبری نیست

00:18:34.779 --> 00:18:36.906
واقعاً نمی‌دونم چی توی کله‌ت می‌گذره

00:18:38.533 --> 00:18:40.368
‫چرا اینقدر ترس و نفرت توی وجودته؟

00:18:43.204 --> 00:18:45.623
‫بعضی وقت‌ها با خودم می‌گم
حق با مادر سوپریور بود

00:18:48.209 --> 00:18:51.421
‫شاید تو یه مشکل داری که من
‫از پسش برنمیام!

00:18:54.966 --> 00:18:57.885
‫و دقیقاً همون لحظه‌ای که
داشتم نا اُمید می‌شدم

00:18:58.803 --> 00:19:01.597
‫اگه بهت بگم، قول می‌دی به کسی نگی؟

00:19:08.604 --> 00:19:09.814
قسم می‌خورم

00:19:12.733 --> 00:19:14.735
اسم مامانم «خاسینتا» بود

00:19:16.446 --> 00:19:18.698
این اولین باری بود که صحبت کرد

00:19:19.532 --> 00:19:22.034
و آخرین باری که همه‌چی رو برام تعریف کرد

00:19:23.453 --> 00:19:25.913
یه‌شب، مثل تمام بچه‌های دیگه

00:19:26.622 --> 00:19:28.749
‫با جیغ‌های مادرش از خواب بیدار شده بود

00:19:34.547 --> 00:19:35.965
‫چرا بهم دروغ می‌گی؟

00:19:35.965 --> 00:19:37.550
‫توی صورتم نگاه می‌کنی و دروغ می‌گی!

00:19:40.636 --> 00:19:42.388
‫کدوم گوری بودی؟

00:19:42.388 --> 00:19:44.432
‫یک ساعت و نیمـه منتظرتم!

00:19:45.057 --> 00:19:46.058
یک ساعت و نیم

00:19:46.058 --> 00:19:48.811
‫با کدوم حروم‌زاده‌ای بودی؟

00:19:50.104 --> 00:19:52.773
با کدوم کثافتی بودی؟

00:19:56.777 --> 00:19:58.321
‫بیدار شو بنیتو!

00:20:01.407 --> 00:20:03.117
همین‌جا وایسا چشم‌هات رو باز نکن

00:20:14.045 --> 00:20:15.588
اون‌ سمت رو نگاه نکن بنیتو

00:20:19.258 --> 00:20:22.345
‫سعی کردم ازش بپرسم با دیدن اون
صحنه‌ها چه حسی بهش دست می‌داده

00:20:22.470 --> 00:20:25.264
اما فقط ماجرا رو تعریف کرد و جواب نداد

00:20:26.724 --> 00:20:29.227
‫خاسینتا کاری رو کرد که هر
مادر دیگه‌ای هم بود انجام می‌داد

00:20:30.269 --> 00:20:32.730
‫می‌خواست پسرش زندگی
‫بهتری داشته باشه،

00:20:34.607 --> 00:20:36.567
برای همین برای همیشه از اون‌جا رفتن

00:20:38.945 --> 00:20:43.241
‫خاسینتا از خطرات رفتن آگاه بود،

00:20:44.659 --> 00:20:48.204
اما می‌دونست موندن خطرناک‌ترئه

00:20:49.956 --> 00:20:50.957
زن بیچاره

00:21:09.600 --> 00:21:11.727
مهم اینه که ما هم رو داریم

00:21:12.770 --> 00:21:14.605
‫و هیچکس دیگه نمی‌تونه
به‌مون آسیب بزنه

00:21:15.189 --> 00:21:16.190
‫هیچوقت!

00:21:29.370 --> 00:21:31.455
این رو بهت قول می‌دم

00:21:32.123 --> 00:21:33.791
قول‌های واقعی

00:21:34.834 --> 00:21:35.835
هیچوقت شکسته نمی‌شن

00:21:45.344 --> 00:21:48.180
خاسینتا برای مدتی سر قولش وایستاد

00:21:50.224 --> 00:21:53.394
توی یه شرکت تصفیه‌آب کار پیدا کرد

00:21:54.520 --> 00:21:57.898
‫بنیتو هر روز صبح تا دم
ایستگاه اتوبوس همراهش می‌رفت

00:22:05.364 --> 00:22:08.617
عصر هم دوباره می‌رفت دنبالش؛
توی همون سن کم

00:22:09.493 --> 00:22:12.371
‫بنیتو احساس مسئولیت می‌کرد
که باید از مادرش محافظت کنه

00:22:15.207 --> 00:22:19.170
‫کم کم، اون مکان تاریک و سردی که
‫بهش پناه برده بودن،

00:22:19.670 --> 00:22:22.256
به خونه‌شون تبدیل شد

00:22:23.007 --> 00:22:24.425
تا این‌که یه‌روز

00:22:28.846 --> 00:22:33.517
‫بنیتو فکر کرد این اتوبوس مادرش نیست؛
‫منتظر اتوبوس بعدی موند

00:22:33.517 --> 00:22:37.104
‫اتوبوس‌ها اومدن و رفتن
تا این‌که شب شد

00:22:38.481 --> 00:22:39.773
‫آهای بچه‌جون!

00:22:40.941 --> 00:22:41.942
‫سوار شو!

00:22:42.985 --> 00:22:44.904
‫من می‌برمت ایستگاهی که
مامانت پیاده می‌شه

00:22:50.618 --> 00:22:53.496
‫بنیتو آخرین ایستگاه اتوبوس پیاده شد

00:22:54.330 --> 00:22:55.873
جایی که تصفیه‌خونه آب قرار داشت

00:23:41.752 --> 00:23:44.880
‫اولش فکر کرد روح دیده،
اما بعد متوجه شد که

00:23:45.673 --> 00:23:46.674
نه

00:23:47.549 --> 00:23:50.261
اون پدرشه؛ رنـه

00:23:51.053 --> 00:23:53.305
زنده بود و پیداشون کرده بود

00:23:56.183 --> 00:23:58.852
خواهش می‌کنم! ولم کن

00:24:00.229 --> 00:24:01.897
دست‌هام رو باز کن

00:24:01.897 --> 00:24:03.065
گوش کن ببین چی می‌گم

00:24:04.441 --> 00:24:06.527
کارهای پدرت هیچ‌ کدوم‌شون تقصیر تو نیست

00:24:08.612 --> 00:24:09.613
واقعاً نیست

00:24:14.118 --> 00:24:16.203
حالا دیگه می‌تونی با خیال راحت بخوابی

00:24:17.871 --> 00:24:19.373
هیچکس دیگه نمی‌تونه اذیتت کنه

00:24:23.043 --> 00:24:25.796
‫یعنی دیگه نمی‌رم بیمارستان درسته؟

00:24:27.256 --> 00:24:28.340
معلومه که نه

00:24:33.846 --> 00:24:35.389
ممنون که بهم اعتماد کردی

00:24:44.356 --> 00:24:46.608
الان استراحت کن و راحت بخواب

00:25:08.630 --> 00:25:10.549
‫تا اون زمان هرگز زیر قولم نزده بودم،

00:25:11.175 --> 00:25:14.720
‫اما اون لحظه، با خودم فکر کردم
‫تنها راه کمک کردن به بنیتو

00:25:14.720 --> 00:25:16.847
در جریان گذاشتن پلیس‌ئه

00:25:18.182 --> 00:25:19.975
‫به لطف چیزایی که بنیتو
‫دیده بود و تعریف کرد،

00:25:20.017 --> 00:25:23.437
پدرش کمتر از یک ماه زندانی شد

00:25:23.896 --> 00:25:26.023
پسر کو ندارد نشان از پدر

00:25:27.274 --> 00:25:29.109
هردوتاشون مریض بودن

00:25:34.406 --> 00:25:35.908
می‌رم به سگ‌هام غذا بدم

00:25:41.330 --> 00:25:46.210
‫بزرگ شدن توی همچین فضای
خشونت‌آمیزی روی هرکسی تاثیر می‌ذاره

00:25:46.210 --> 00:25:47.586
اینطور نیست

00:25:47.586 --> 00:25:49.296
چرا هست

00:25:49.797 --> 00:25:53.383
قطعاً
‫ مادر و پدرم جلوی چشم‌هام به قتل رسیدن

00:25:55.093 --> 00:25:58.764
اما من هرگز به کسی آسیب نزدم

00:26:00.599 --> 00:26:05.646
گذشته یک آدم نمی‌تونه رفتارش رو توجیه کنه

00:26:09.149 --> 00:26:13.987
‫خب حالا بنیتو قاتل لخت‌کنـه یا نـه؟

00:26:15.322 --> 00:26:16.323
نمی‌دونم

00:26:18.075 --> 00:26:20.827
‫ما فقط می‌دونیم اون از کجا
طناب بافتن رو یاد گرفته بوده

00:26:22.162 --> 00:26:23.914
‫این‌که آدم کم‌حرفی بوده،

00:26:24.581 --> 00:26:29.711
‫اما انگار بودن در کنار رُزا از خشونت‌ش
کم کرده بوده نه زیاد

00:26:33.757 --> 00:26:35.217
واسه حدس زدن خیلی زوده

00:26:36.635 --> 00:26:38.053
اطلاعات بیشتری نیاز داریم

00:26:40.722 --> 00:26:44.184
‫قبل از این‌که ادامه بدیم نیاز دارم
برم بیرون یه هوایی تازه کنم

00:27:15.257 --> 00:27:16.633
من منتظرت موندم

00:27:17.884 --> 00:27:19.511
همون شبی که قرار بود با هم حرف بزنیم

00:27:21.346 --> 00:27:23.807
این روزها زندگی‌ام خیلی به‌هم ریخته‌ست

00:27:27.352 --> 00:27:28.437
‫از کارمون پشیمونی؟

00:27:31.398 --> 00:27:33.483
‫با توجه به چیزایی که توی زندگی‌ام یاد گرفتم

00:27:35.944 --> 00:27:39.656
اتفاقی که بین‌مون افتاد واقعاً اشتباه بود

00:27:42.826 --> 00:27:43.827
اما

00:27:46.330 --> 00:27:47.664
من اینطوری فکر نمی‌کنم

00:27:48.498 --> 00:27:51.293
‫در حال حاضر توی شرایط
خیلی سخت و گیج‌کننده ای هستم

00:27:53.336 --> 00:27:54.463
و نمی‌تونم

00:27:55.797 --> 00:27:58.759
فقط احساسات‌ام رو در نظر بگیرم

00:28:01.178 --> 00:28:05.307
‫باید قبل از انجام دادن کاری که

00:28:05.307 --> 00:28:09.144
ممکنه به دوتامون آسیب بزنه

00:28:10.437 --> 00:28:12.647
درمورد آینده‌ی زندگی‌ام حسابی فکر کنم

00:28:14.441 --> 00:28:15.609
نگرانِ من نباش

00:28:18.820 --> 00:28:20.739
من کل زندگی‌ام با درد و عذاب گذشته

00:28:22.449 --> 00:28:24.451
‫منظورت از این درد و عذاب چیـه؟

00:28:31.374 --> 00:28:32.375
یه پسر داشتم

00:28:34.628 --> 00:28:35.921
اگه زنده بود الان پنج سالش بود

00:28:38.090 --> 00:28:40.008
اما وقتی یازده ماهـش بود مُرد

00:28:42.928 --> 00:28:43.970
جلوی چشم خودم

00:28:46.056 --> 00:28:47.140
توی اتاقش

00:28:48.975 --> 00:28:50.477
من کنارش

00:28:53.897 --> 00:28:54.940
خوابم برد

00:29:00.654 --> 00:29:06.326
‫با گریه‌‌های مادرش از خواب بیدار شدم،
‫داد می‌زد نفس نمی‌کشه!

00:29:18.922 --> 00:29:20.590
از نیروی انتظامی اخراج شدم

00:29:22.467 --> 00:29:24.177
حقم بود

00:29:27.222 --> 00:29:30.809
‫چطوری وقتی نمی‌تونم از بچه خودم محافظت
‫کنم، بیام مسئولیت یک شهر رو به عهده بگیرم؟

00:29:31.726 --> 00:29:32.978
واقعاً متاسفم

00:29:38.525 --> 00:29:40.485
یه‌چیز مهم توی دفتر خاطرات پیدا کردم

00:29:41.653 --> 00:29:44.990
‫یه مدت بعد، وقتی که بنیتو 17 سالش بوده

00:29:46.866 --> 00:29:50.745
‫بعد از این‌که بنیتو درمورد مرگ مادرش
با رُزا حرف می‌زنه

00:29:50.745 --> 00:29:52.372
‫انگار اوضاع داشته بهتر می‌شده

00:29:53.081 --> 00:29:54.749
یا شاید هم رُزا اینطور فکر می‌کرده

00:29:55.208 --> 00:29:57.586
تا وقتی که داستانِ اون سگـه پیش میاد

00:29:58.336 --> 00:29:59.337
‫«کنا»

00:30:00.297 --> 00:30:02.716
‫آره کنا این‌جا رو داشته باشید

00:30:10.765 --> 00:30:14.769
‫«هفت ساله که بنیتو این‌جاست و
‫من واقعاً از پیشرفت و تغییرات‌ش خوشحالم»

00:30:15.854 --> 00:30:17.480
بلاخره حس می‌کنم اون جزوی از ما شده

00:30:18.315 --> 00:30:19.399
‫زیاد صحبت نمی‌کنه،

00:30:19.399 --> 00:30:23.278
ولی عاشقِ کوچیک‌ترین جزئیات زندگیه
مثل گل‌ها

00:30:23.862 --> 00:30:27.157
به‌شدت عاشق باغچه گل‌های رُز توی حیاطـه

00:30:32.746 --> 00:30:35.123
‫من واقعاً از ته دل احساس می‌کنم اون پسر

00:30:35.123 --> 00:30:37.542
خشنی که توی صومعـه دیدم رو تغییر دادم

00:30:38.293 --> 00:30:40.545
‫اما برای اتفاقی که یکم بعدتـر افتاد،
اصلاً آماده نبودم

00:30:40.545 --> 00:30:41.880
‫مامان! اون من رو زد!

00:30:43.256 --> 00:30:44.507
‫من رو زد!

00:30:47.010 --> 00:30:49.012
آروم باش! تکون نخور عزیزم

00:30:50.055 --> 00:30:51.056
‫کنـا!

00:30:53.224 --> 00:30:54.309
آروم باش عزیزم

00:30:54.309 --> 00:30:55.393
‫کنـا!

00:30:56.102 --> 00:30:57.187
‫کـنا!

00:30:58.730 --> 00:31:00.023
‫تو کُشتیش!

00:31:00.023 --> 00:31:01.941
خودش بهم حمله کرد
‫ دروغگو! تو کنا رو کُشتی!

00:31:01.941 --> 00:31:03.943
‫ خودش بهم حمله کرد!
‫ توی یه هیولایی!

00:31:03.943 --> 00:31:05.487
‫قاتل!

00:31:23.421 --> 00:31:24.422
‫ویسنته؟

00:31:26.633 --> 00:31:27.634
‫ویسنته؟

00:31:28.635 --> 00:31:31.471
‫نباید بنیتو رو مقصر اتفاقی
بدونی که برای کنا افتاده

00:31:32.847 --> 00:31:34.307
باید آشتی کنید

00:31:37.352 --> 00:31:39.479
باهاش حرف بزن اون برادرته

00:31:42.273 --> 00:31:44.984
من با اون قاتل آشتی نمی‌کنم

00:31:46.111 --> 00:31:48.988
‫ویسنته، اتفاقی که افتاده تقصیر کنا بود؛
‫نه بنیتو!

00:31:51.783 --> 00:31:53.118
‫این حقیقت نداره!

00:31:55.411 --> 00:31:57.413
‫کی دیدی کنا وحشی‌بازی دربیاره؟

00:31:57.413 --> 00:32:01.126
دست برادرت 52 تا بخیه خورد
‫نزدیک بود بازوش قطع بشه!

00:32:01.126 --> 00:32:03.878
‫ اصلاً کاش می‌مُرد!
‫ کافیه!

00:32:03.878 --> 00:32:05.672
‫این چرت و پرت‌ها چیـه می‌گی؟

00:32:07.924 --> 00:32:10.844
بنیتو زندگی خیلی سختی داشته
‫خودتم می‌دونی!

00:32:10.844 --> 00:32:11.928
‫من چی؟

00:32:13.513 --> 00:32:15.056
‫حداقل اون بابا داره!

00:32:15.056 --> 00:32:17.058
باباش آدم خوبی نیست

00:32:17.058 --> 00:32:20.103
‫پس برای چی واسه
‫هم‌دیگه نامه می‌نویسن؟

00:32:21.604 --> 00:32:25.650
‫واقعاً از این‌که بنیتو و پدرش با هم
در ارتباط بودن تعجب کردم

00:32:26.693 --> 00:32:28.778
‫اون آدم با بنیتو چیکار داره؟

00:32:30.405 --> 00:32:34.033
‫امیدوارم خدا من رو بابت شکستن قول‌ام
ببخشه اما هیچ چاره دیگه‌ای نداشتم

00:32:36.911 --> 00:32:40.957
‫تنها مکانی هر روز به‌اونجا سر می‌زد،
باغچه گل‌های رز بود

00:33:25.960 --> 00:33:29.047
‫نامه‌هایی که پدرش از زندان براش
می‌فرستاد رو پیدا کردم

00:33:36.721 --> 00:33:39.098
‫قول داده بودی که به حد و
حدود من احترام می‌ذاری!

00:33:48.608 --> 00:33:50.026
‫این چیزها حقیقت داره؟

00:34:06.709 --> 00:34:08.711
‫تو بهش گفته بودی مامانت کجاست؟

00:34:12.423 --> 00:34:13.800
آره

00:34:17.261 --> 00:34:19.138
‫بهم بگو که نمی‌دونستی
قراره چیکار کنه

00:34:22.100 --> 00:34:23.351
‫یکی باید اون رو می‌شوند سر جاش!

00:34:32.402 --> 00:34:33.778
‫خوشحالم که بهم زنگ زدی پسرم!

00:34:35.613 --> 00:34:36.906
‫مامانت کجاست؟

00:34:37.490 --> 00:34:38.491
سرکاره

00:34:39.492 --> 00:34:40.785
سرکار

00:34:40.785 --> 00:34:43.496
‫اینطوری ازت مراقبت می‌کنه؟ تنهات می‌ذاره

00:34:44.122 --> 00:34:45.623
‫و خودش می‌ره ظرف می‌شوره؟

00:34:46.791 --> 00:34:49.085
‫اگه دوستت داشت، تو رو تنها نمی‌ذاشت

00:34:49.710 --> 00:34:51.546
‫من رو هم ترک نمی‌کرد!

00:34:52.672 --> 00:34:55.383
زنای شاغل به خانواده‌شون کم توجهی می‌کنن

00:34:55.383 --> 00:34:58.386
‫تو وقت‌هایی که بیشتر از همیشه
به‌شون نیاز داریم به‌مون پشت می‌کنن

00:34:59.262 --> 00:35:00.263
‫می‌دونی چرا؟

00:35:02.056 --> 00:35:03.683
‫چون خودشون رو گم می‌کنن!

00:35:05.977 --> 00:35:07.436
چوب خط‌ های مادرت دیگه پُر شده

00:35:08.521 --> 00:35:09.981
دیگه آدم نمی‌شه

00:35:11.399 --> 00:35:15.444
پسر من رو دزدید و بُرد
با ارزش ترین دارایی من

00:35:16.654 --> 00:35:18.239
این‌کار قابل بخشش نیست

00:35:18.865 --> 00:35:20.283
بابام می‌خواست بهش کمک کنه

00:35:23.161 --> 00:35:24.412
سعی کرد آدمش کنه

00:35:26.455 --> 00:35:27.456
اما فایده‌ای نداشت

00:35:29.792 --> 00:35:30.918
بعد

00:35:32.420 --> 00:35:33.671
‫لباس‌هاش رو در آورد

00:35:34.547 --> 00:35:36.674
انداختـش توی یه تانک پر از آب

00:35:38.134 --> 00:35:41.679
توی آب خفه‌ش کرد ریه‌هاش پر از آب شد

00:35:46.767 --> 00:35:48.185
این‌کارو به‌خاطر من انجام داد

00:35:51.063 --> 00:35:52.523
‫پسرم، سگ هار رو باید

00:35:54.025 --> 00:35:55.401
از پا در آورد

00:35:57.320 --> 00:35:59.155
همین الان از این خونه برو

00:36:00.072 --> 00:36:01.574
‫من تو رو نمی‌شناسم!

00:36:01.574 --> 00:36:03.117
‫تو پسر من نیستی!

00:36:03.117 --> 00:36:04.327
‫تو پسر من نیستی!

00:36:05.703 --> 00:36:07.246
لعنت به‌روزی که تو رو دیدم

00:36:09.206 --> 00:36:10.499
‫می‌شه جعبه‌ام رو بهم بدی؟

00:36:11.500 --> 00:36:12.919
‫لطفاً

00:36:19.342 --> 00:36:20.676
صبح زود می‌رم

00:36:48.704 --> 00:36:51.749
حرف‌های بنیتو و مامانم رو شنیدم

00:36:54.210 --> 00:36:57.088
‫وقت مامانم رفت توی اتاقش،
من رفتم پلیس خبر کنم

00:36:57.922 --> 00:37:01.175
خودش اعتراف کرد که توی مرگ مادرش نقش داشته

00:37:01.717 --> 00:37:04.011
‫همین برای دستگیری‌ش کافی بود

00:37:22.696 --> 00:37:26.283
‫« این اولین باریه که اینقدر ترسیدم »

00:37:57.940 --> 00:37:59.358
‫توروخدا کمکم کنید!

00:37:59.358 --> 00:38:01.026
آروم باش پسرجون بشین

00:38:01.026 --> 00:38:02.736
‫وقت نداریم!

00:38:02.736 --> 00:38:04.280
‫باید همین الان با من بیاین

00:38:04.280 --> 00:38:05.990
‫ جون مامانم در خطرئه!
‫ باشه

00:38:05.990 --> 00:38:09.285
اما باید به‌مون بگی چی شده
برامون تعریف کن

00:38:09.285 --> 00:38:11.287
‫الان مامانم رو می‌کشه!

00:38:12.663 --> 00:38:15.124
‫بنیتو می‌خواد مامانم رو بکشه!

00:38:35.978 --> 00:38:38.439
‫« وقتش رسیده »

00:39:16.894 --> 00:39:17.978
‫بنیتو؟

00:39:19.688 --> 00:39:20.689
‫ویسنته؟

00:39:47.591 --> 00:39:48.759
‫مامان؟

00:40:01.814 --> 00:40:04.733
‫نه! نه! نه!

00:40:06.193 --> 00:40:07.778
‫نـه!

00:40:09.071 --> 00:40:10.823
‫نـه! مامان!

00:40:15.202 --> 00:40:16.453
‫مامان!

00:40:17.538 --> 00:40:21.834
‫تو که این دفترچه رو داشتی؛
‫چرا به پلیس نشونش ندادی؟

00:40:21.834 --> 00:40:25.629
معلومه که نشون‌شون دادم
برای همین زندانی نشدم

00:40:25.629 --> 00:40:27.005
دست‌هات رو بذار پشت سرت

00:40:27.005 --> 00:40:32.010
‫نتونستن بنیتو رو پیدا کنن؛
‫برای همین به من شک کردن

00:40:33.053 --> 00:40:34.930
رُزا اولین قربانیـش بود

00:40:36.849 --> 00:40:39.893
‫باید قبل از این‌که جون یکی دیگه
‫رو بگیره به خراردو خبر بدیم!

00:40:52.656 --> 00:40:54.450
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

00:40:54.450 --> 00:40:56.994
‫طبق چیزهایی که خوندیم
‫اون آدم یه روانـیه!

00:40:56.994 --> 00:40:58.996
‫این چیزها کمک‌مون نمی‌کنه
پیداش کنیم

00:40:58.996 --> 00:41:01.123
‫اما کمک‌مون می‌کنه بفهمیم
‫چرا همچین کاری می‌کنه!

00:41:01.123 --> 00:41:03.500
ما یه عکس از پونزده سالگـیش داریم

00:41:03.500 --> 00:41:05.335
شاید یکی شناختـش

00:41:06.628 --> 00:41:08.630
‫لخت‌کن اون رو دزدیده!