WEBVTT

00:00:02.877 --> 00:00:04.212
‫27 سال سن داری.

00:00:05.838 --> 00:00:07.006
‫زن و بچه داری.

00:00:07.006 --> 00:00:08.007
‫تنها و مجردم.

00:00:08.049 --> 00:00:09.050
‫کاری دوست داری.

00:00:09.050 --> 00:00:10.093
‫رامن دوست دارم.

00:00:14.972 --> 00:00:18.935
دودوریا سانتا خیلی داغونه، نه؟
‫اشکالی نداره واقعاً.
‫اکثرِ حرفاش غلط از کار در میاد.

00:00:18.935 --> 00:00:24.857
‫واقعاً متأسفیم. خیلی خیلی بد شد. واقعاً عذر می‌خوایم.
‫کافیه یه نگاه به یه آیدل به این جوونی بندازی تا بفهمی زن و بچه نداره.
‫اگه من جاش بودم، نصف حرفام درست از کار در میومد.

00:00:24.899 --> 00:00:26.901
به نظرت اشکالی نداره که برنامه رو همین‌جوری پیش ببریم؟

00:00:26.942 --> 00:00:28.861
‫طوری نمی‌شه.

00:00:28.903 --> 00:00:31.864
‫این یه برنامه‌ی محلیه و هیچکس ازش شکایتی نداره.

00:00:32.906 --> 00:00:33.907
‫تاکسی خالی است

00:00:33.949 --> 00:00:37.286
کامیگوئه

00:00:37.995 --> 00:00:40.998
سرکار خانم... شما دودوریا سانتا هستین، درسته؟

00:00:41.957 --> 00:00:43.917
‫شما رو تو تلویزیون زیارت کردم.

00:00:44.000 --> 00:00:46.920
شما واقعاً قدرت ذهنی دارین؟

00:00:47.546 --> 00:00:48.505
‫عه؟!

00:00:49.047 --> 00:00:53.093
‫نه... اصلاً قصد توهین نداشتم.
‫فقط می‌خواستم یه چشمه از قدرتتونو ببینم!

00:00:53.093 --> 00:00:55.095
‫اگه دوست نداری سَقط شی، بزن به چاک.

00:01:17.408 --> 00:01:19.368
‫این یکی که حتی آدمم نیست.

00:01:20.327 --> 00:01:23.372
‫ای خدا... نوه‌ی گلم فقط دردسر میاره.

00:01:24.373 --> 00:01:26.333
‫آخرش پوستمو از استرس می‌خشکونه.

00:01:29.294 --> 00:01:31.213
‫یالا... بیا جلو بینم.

00:03:00.258 --> 00:03:05.179
قسمت سوم: کلش آو ننه‌ز

00:03:09.266 --> 00:03:12.269
‫نزدیک بودا! بدجوری تیزه این!

00:03:13.228 --> 00:03:16.190
‫ولی خب... همه‌چی طبق انتظارم پیش رفت.

00:03:17.191 --> 00:03:19.193
‫می‌دونستم که می‌خواد از نقطه‌ی کورم حمله کنه.

00:03:20.235 --> 00:03:23.280
‫برای همینم افتاد تو دامی که براش پهن کرده بودم.

00:03:25.198 --> 00:03:27.200
‫آخ آخ آخ!

00:03:28.744 --> 00:03:29.786
‫اون یه حفاظ انرژیه.

00:03:32.164 --> 00:03:37.127
‫وقتی یه میخ طلسم تو این دایره می‌کوبم،
‫داخلش یه حفاظ ایجاد می‌شه.

00:03:38.086 --> 00:03:42.048
‫از اون‌طرف، اگه میخ طلسمو بیرونش بکوبم،
‫بیرونش حفاظ ایجاد می‌شه.

00:03:43.091 --> 00:03:45.093
می‌دونی چرا نمی‌تونی منو لمس کنی؟

00:03:45.134 --> 00:03:48.096
‫چون حفاظ از من محافظت می‌کنه.

00:03:55.561 --> 00:03:58.522
‫شک نکن می‌لمبونمت، عوضی!

00:03:58.564 --> 00:04:02.485
‫فکر نکن که می‌تونی منو تا ابد اینجا نگه داری!

00:04:02.526 --> 00:04:04.528
کی خواست تو رو اینجا نگه داره؟

00:04:05.487 --> 00:04:06.572
‫می‌خوام بکشمت...

00:04:07.531 --> 00:04:08.490
حالیته؟

00:04:14.538 --> 00:04:18.542
‫یالا! یکم... صاف وایسا! تو می‌تونی! پرت می‌شی بیرونا!

00:04:21.503 --> 00:04:22.546
چی شد؟

00:04:23.505 --> 00:04:25.549
انگار تو اون‌تو نمی‌تونی سرعتتو به رخ بکشی، ها؟

00:04:26.550 --> 00:04:28.510
ای ‫عجوزه‌ی پست‌!

00:04:28.552 --> 00:04:31.513
عجوزه به عجوزه می‌گه عجوزه‌ی پست... آره؟

00:04:32.555 --> 00:04:33.556
‫این دیگه نوبَره.

00:04:37.519 --> 00:04:41.481
‫اگه منو بسوزونی، این پسره که نفرینش کردم هم می‌میره.

00:04:41.564 --> 00:04:45.485
‫شک نکن هر آشغالی که نوه‌ی گلمو گول بزنه، می‌کشم!

00:04:45.568 --> 00:04:47.528
‫حتی اگه آدم باشه.

00:04:50.573 --> 00:04:51.532
‫بدرود.

00:04:51.574 --> 00:04:53.534
‫عجوزه‌ی پست!

00:05:05.587 --> 00:05:06.380
‫اوکارون؟!

00:05:06.714 --> 00:05:07.798
‫ارباب!
عه؟ تو برگشتی؟

00:05:07.798 --> 00:05:10.801
لال بمیر! مگه نمی‌بینی دارم باکاتونو می‌بینم؟

00:05:11.802 --> 00:05:14.763
‫بیخیال این حرفا... حرف من یه چیز دیگه‌ست!

00:05:14.763 --> 00:05:23.772
حالتون خوبه، ارباب؟
رفته بودی به یه محل تسخیرشده؟
‫رفتیم... من که نه... دوستم رفت.
‫کار من نبود!
چرا؟

00:05:24.773 --> 00:05:30.737
‫چرا...؟ خب... بحثش پیش اومد و همین‌جوری رفتیم اونجا.
‫شما حتی این دام عالی رو هم پهن کردین، سرورم!

00:05:32.780 --> 00:05:35.700
‫باکاتونو از سرمایه‌های واقعی ژاپنه!

00:05:35.700 --> 00:05:36.784
‫هی! گوش دادی چی گفتم؟!

00:05:37.744 --> 00:05:41.747
‫راستی، تو یه پسر ندیدی؟!
‫اگه پیش من نباشه، کارش بیخ پیدا می‌کنه!

00:05:43.749 --> 00:05:45.751
‫اگه اون روح شیطانی رو می‌گی... کشتمش.

00:05:46.752 --> 00:05:48.754
‫ها؟! اون روح شیطانی چه شکلی بود؟!

00:05:48.796 --> 00:05:49.797
‫عینکم داشت؟!

00:05:50.756 --> 00:05:55.761
‫اوی اوی... فکر می‌کردم به ارواح اعتقاد نداری.

00:05:56.804 --> 00:05:59.723
‫درضمن، بعضیا به من می‌گفتن «واسطه‌ی قلابی».

00:06:03.727 --> 00:06:05.729
‫تا کی می‌خوای کینه به دل بگیری، عجوزه‌ی لعنتی؟!

00:06:05.729 --> 00:06:08.732
‫من دارم در مورد مرگ و زندگی حرف می‌زنم! درست جواب بده!

00:06:08.815 --> 00:06:14.780
‫بس کن بینم... تو که منو باور نداری...
‫اصلاً ارواح شیطانی و اینا وجود ندارن، منم قلابیم.

00:06:20.785 --> 00:06:21.703
‫مامان‌بزرگ!

00:06:21.786 --> 00:06:22.704
هممم؟

00:06:26.749 --> 00:06:29.711
‫معذرت می‌خوام.
‫من اشتباه می‌کردم.

00:06:30.753 --> 00:06:34.715
‫تو رو خدا بهم بگو.
‫با اون روح شیطانی چیکار کردی؟
‫چه بلایی سرتون اومد، ارباب؟!

00:06:35.716 --> 00:06:36.717
‫برو یه نگاه به عبادتگاه اصلی بنداز.

00:06:37.677 --> 00:06:39.637
‫اگه بلایی سر اوکارون آورده باشی، نمی‌بخشمت!

00:06:40.972 --> 00:06:42.974
‫نمی‌خواستم این فرصتو از دست بدم.

00:06:43.015 --> 00:06:46.977
‫اون فقط عاشق چیزای فراطبیعی بود و یه دوست می‌خواست!

00:06:47.937 --> 00:06:48.938
‫تقصیر منه!

00:06:48.979 --> 00:06:50.981
‫من مجبورش کردم که بره اونجا!

00:06:51.982 --> 00:06:52.983
‫ببخشید، اوکارون!

00:06:59.990 --> 00:07:01.992
‫آیاسه-سان! خدا رو شکر!

00:07:01.992 --> 00:07:04.953
‫خیلی نگران بودم که مبادا کشته باشمت، آیاسه-سان!

00:07:06.997 --> 00:07:07.998
‫یه لحظه، آیاسه-سان؟!

00:07:09.916 --> 00:07:10.917
‫آیاسه-سان؟!

00:07:11.960 --> 00:07:13.962
‫تو که نفس می‌کشی، چارچشم لعنتی!

00:07:13.962 --> 00:07:14.921
‫عــــــــــــه؟!

00:07:14.963 --> 00:07:17.924
‫منظورت چی بود؟! خیلی ببخشید که دارم نفس می‌کشم!!

00:07:18.967 --> 00:07:19.968
‫آه...

00:07:20.927 --> 00:07:21.970
‫سرم درد گرفت.

00:07:25.515 --> 00:07:29.519
از کی تا حالا با هیولاها دوست می‌شی؟
‫اوه! اوی... جا در رفتم!

00:07:30.520 --> 00:07:32.522
‫نفرینش تو اون‌تو فعال نمی‌شه.

00:07:33.481 --> 00:07:36.525
‫ولی به محض اینکه بیاد بیرون،
‫می‌شه همون هیولایی که بود.

00:07:37.485 --> 00:07:40.446
‫پس چی گفتی که کشتیش؟ مثل خر دروغ می‌گی.

00:07:40.488 --> 00:07:42.490
‫ بدجوری آب و روغن قاطی کرده بودی.

00:07:42.531 --> 00:07:44.491
رو این پسره کراش زدی؟

00:07:44.533 --> 00:07:45.492
‫نخیر!

00:07:46.493 --> 00:07:49.496
‫ننه‌توربو... شیلنگ و تخته‌شو ازش گرفته.

00:07:50.456 --> 00:07:54.459
‫اون عوضی گفت که تا وقتی چیز-میزاش برنگردن سر جاشون،
‫نمی‌تونه نفرینو برداره.

00:07:55.460 --> 00:07:57.462
‫منم تو این ماجرا مسئولم!

00:07:57.504 --> 00:07:59.506
‫برای همین حس می‌کنم که می‌خوام بهش کمک کنم.

00:08:00.465 --> 00:08:01.550
‫عه؟ که اینطور... پای عشق وسطه؟

00:08:05.470 --> 00:08:07.472
‫الان دیگه می‌تونم از قدرتای ذهنی استفاده کنم.

00:08:07.555 --> 00:08:09.474
چی داری می‌گی تو؟

00:08:09.516 --> 00:08:11.518
‫رفته بودم یه جا که بشقاب‌پرنده ببینم.

00:08:12.477 --> 00:08:14.479
‫بعدش اونجا یه ماجراهایی پیش اومد و یاد گرفتم که ازشون استفاده کنم.

00:08:14.562 --> 00:08:16.523
‫بشقاب‌پرنده و اینا که وجود ندارن.

00:08:17.482 --> 00:08:21.444
‫درک می‌کنم... احساستو...
‫خودمم تا همین دیروز بهشون اعتقاد نداشتم.

00:08:21.527 --> 00:08:24.489
‫در هر صورت، اینو راست گفتم که می‌تونم از قدرتای ذهنی استفاده کنم!

00:08:24.489 --> 00:08:27.450
‫در ضمن، اگه نفرین اوکارونو پس نزنم، اوضاع خیط می‌شه!

00:08:27.491 --> 00:08:29.535
‫البته به قدرتای ذهنی باور دارم.

00:08:29.535 --> 00:08:31.537
‫ساختارِ سیستمِ باورتو درک نمی‌کنم.

00:08:32.621 --> 00:08:35.374
‫100 کیلومتر بر ساعت

00:08:35.416 --> 00:08:38.419
‫از اون یوکای‌ـای مدرن بود که کل کشورو به خاک و خل کشیده بود.

00:08:40.337 --> 00:08:42.339
‫همین اواخر شنیدم که اون هیولای مارمولک...

00:08:42.381 --> 00:08:48.345
‫... مدت زیادیه که حوالی اون تونل سرگردونه،
‫واسه همین رفتم اونجا رو چک کنم.

00:08:48.387 --> 00:08:49.388
ورود ممنوع

00:08:50.347 --> 00:08:51.348
‫خیلی ناجور بود.

00:08:52.349 --> 00:08:56.353
‫اینقدر انرژی اونجا قوی بود که حتی نتونستم برم داخلش.

00:08:58.313 --> 00:08:59.397
‫در مورد ارواح اسیر چیزی شنیدی؟

00:09:01.358 --> 00:09:05.320
‫به ارواحی می‌گن که بنا به یه سری پیوند خیلی قوی
‫تو یه مکان موندگار می‌شن.

00:09:06.321 --> 00:09:09.324
‫اونا، اساساً تو قلمروی خودشون شکست‌ناپذیرن.

00:09:10.366 --> 00:09:13.411
‫واسطه‌ها معمولاً از مبارزه‌ی مستقیم با
‫همچین ارواح اسیری اجتناب می‌کنن.

00:09:16.331 --> 00:09:19.333
‫تو اون تونل هم یه روح اسیر وجود داشت.

00:09:21.335 --> 00:09:22.420
حالا می‌فهمی این چه معنایی داره؟

00:09:26.382 --> 00:09:30.302
‫ننه‌توربو و اون روح اسیر بهم جوش خوردن.

00:09:36.350 --> 00:09:37.393
‫با اون نباید جنگید.

00:09:38.394 --> 00:09:40.396
‫منم دوست ندارم که نوه‌ی گلمو از دست بدم.

00:09:44.399 --> 00:09:47.361
‫تو که مستقیماً درگیر ماجرا نیستی...

00:09:47.402 --> 00:09:49.321
‫پس بیا و این پسره رو فراموش کن.

00:09:51.406 --> 00:09:53.325
‫باید برگردی به زندگی عادیت.

00:09:56.369 --> 00:10:00.331
کن-سان عزیزِ من تو این موقعیت چیکار می‌کرد؟

00:10:01.332 --> 00:10:03.376
‫هر وقت که دو به شک می‌شم،
‫سعی می‌کنم از این زاویه به موضوع نگاه کنم.

00:10:04.377 --> 00:10:06.379
‫تا الانم از اون کار پشیمون نشدم.

00:10:08.339 --> 00:10:11.342
‫اگه کن-سان بود، 100% نجاتش می‌داد!

00:10:11.384 --> 00:10:13.344
‫واسه همین، منم همین‌کارو می‌کنم!

00:10:15.346 --> 00:10:17.306
‫منظورت از کن-سان...

00:10:17.390 --> 00:10:21.394
‫پس واقعاً عاشق این پسره شدی؟!
‫آه، نه! اشتباه می‌کنی!
‫در مورد این که حرف نمی‌زدم!

00:10:21.394 --> 00:10:24.396
‫اوی... به عشقش اعتراف کرد...
‫تو چه حسی داری؟

00:10:24.396 --> 00:10:27.399
‫بابا، اونو نگفتم!!
‫من بازیگره رو می‌گم!

00:10:28.317 --> 00:10:30.361
‫چاره‌ای نیست... حالا که اینقدر اصرار داری...

00:10:32.404 --> 00:10:34.406
‫باید با ننه‌توربو، گرگم‌به‌هوا بازی کنی.

00:10:35.407 --> 00:10:38.368
‫اون عوضی خیلی به سرعتش می‌نازه.

00:10:38.410 --> 00:10:41.371
‫اگه بتونی اذیتش کنی،
‫به احتمال زیاد جواب می‌ده.

00:10:42.331 --> 00:10:43.373
‫ولی مشکل اصلی اینجاست:

00:10:43.415 --> 00:10:46.334
‫قلمروی اون روح اسیر، داخل شهر شونوـه.

00:10:46.376 --> 00:10:49.337
‫برای همینم باید ننه‌توربو رو بکشونین بیرون از شهر.

00:10:49.379 --> 00:10:50.380
‫البته بدون اینکه گیر بیفتین.

00:10:51.339 --> 00:10:52.382
‫اگه کاری کنین که از قلمروش خارج شه...

00:10:53.341 --> 00:10:56.344
‫خیلی ضعیف می‌شه و حتی شما هم می‌تونین شکستش بدین.

00:10:57.387 --> 00:10:59.347
‫نه نه... یه نگاه به پاهای نحیف من بنداز.

00:11:00.306 --> 00:11:02.392
‫امکان نداره تو گرگم‌به‌هوا با ننه‌توربو برنده شم.

00:11:02.433 --> 00:11:06.396
به جای این کارا... نمی‌تونی با اون حفاظت یه کاریش بکنی؟

00:11:06.396 --> 00:11:09.315
حافظ خانوار در برابر شر و بدبختی
‫مثلاً از اینا بزن روی تونل.

00:11:11.359 --> 00:11:12.401
‫اونجا که جواب نمی‌ده.

00:11:12.401 --> 00:11:14.362
‫راستشو بخوای، هیچ کمکی از دست من بر نمیاد.

00:11:14.403 --> 00:11:15.404
‫ها؟! این دیگه یعنی چی؟!

00:11:15.404 --> 00:11:25.331
شونو
‫من فقط می‌تونم با قدرت‌گرفتن از خدایی که ساکن
‫این زمیناست، از تکنیک حفاظتیم استفاده کنم.
کامیـــــگوئه
‫خارج از شهر خودمون یعنی کامیگوئه،
‫نمی‌تونم از این قابلیت استفاده کنم.

00:11:25.414 --> 00:11:27.374
‫نمی‌دونستم که ما هم قلمرو داریم.

00:11:28.333 --> 00:11:30.377
‫هر تیکه از زمین، خدای خودشو داره.

00:11:31.336 --> 00:11:33.380
‫اینجا فقط بحث میهمانی و میزبانی مطرحه.

00:11:34.339 --> 00:11:36.425
‫در هر صورت، این تنها راه شکست‌دادن ننه‌توربوـه.

00:11:37.342 --> 00:11:40.429
‫اگه از همین الان تمرین کنی، می‌تونی
‫اینقدر سریع شی که بتونی ازش فرار کنی.

00:11:41.346 --> 00:11:42.389
شوخیت گرفته دیگه؟

00:11:43.348 --> 00:11:47.310
‫حتی اگه خودمو تیکه‌پاره هم بکنم، نمی‌تونم
‫به سطح تورنمنت دو و میدانی استانی برسم.

00:11:47.352 --> 00:11:48.353
‫با تو نبودم.

00:11:48.395 --> 00:11:49.312
ها؟

00:11:50.397 --> 00:11:51.398
‫آها، فهمیدم!

00:11:53.316 --> 00:11:54.400
بالاخره امکانش هست که به بحثتون ملحق شم؟

00:11:55.401 --> 00:11:56.402
‫شرمنده، تو رو یادم رفته بود.

00:11:57.362 --> 00:11:59.364
‫ولی اوکارون که استقامت نداره.

00:11:59.405 --> 00:12:00.406
‫هیچی به هیچی.

00:12:01.366 --> 00:12:03.409
‫در همون حال، باید نفرینشو هم کنترل کنم.

00:12:04.368 --> 00:12:05.411
‫پس مومو رو بگیر و بدو.

00:12:06.370 --> 00:12:08.331
آیاسه-سان... شما چند کیلویی؟

00:12:08.372 --> 00:12:09.373
اوی، هوس مرگ کردی؟

00:12:10.374 --> 00:12:11.375
‫وای، فکر نکنم ممکن باشه.

00:12:11.417 --> 00:12:15.337
‫در حالت نفرین، تو بهترین حالت،
‫فقط دو بار می‌تونم با تمام سرعت بدوئم.

00:12:15.379 --> 00:12:16.338
‫راست می‌گه.

00:12:16.380 --> 00:12:18.382
‫پس اینقدر تمرین کن که همیشه بتونی با تمام سرعت بدویی.

00:12:19.341 --> 00:12:22.386
‫همین الان 5 دست شنای 100 تایی،
‫درازنشست، حرکت پا می‌ری.

00:12:22.386 --> 00:12:23.345
‫عه؟!

00:12:24.346 --> 00:12:26.390
‫و تو، مومو... رو قدرتای ذهنیت کار کن.

00:12:27.307 --> 00:12:29.393
‫باید خیلی بیشتر از اینا ارتقاشون بدی.

00:12:32.354 --> 00:12:36.399
‫حالا که کاری از دست من برنمیاد،
‫شما دوتا باید قوی‌تر شین.

00:12:37.317 --> 00:12:39.319
‫البته خودم بهتون تمرین می‌دم.

00:12:40.362 --> 00:12:41.321
‫امشبو بخواب...

00:12:41.404 --> 00:12:42.405
از فردا شروع می‌کنیم، باشه؟

00:12:43.323 --> 00:12:44.407
‫چارچشم، تو از همین الان حرکات قدرتی بزن.

00:12:45.366 --> 00:12:46.367
‫آه، چشم.

00:12:47.410 --> 00:12:49.370
‫چه خوب مونده مامانبزرگت.

00:12:50.371 --> 00:12:51.372
‫از بس رو مخه.

00:12:56.335 --> 00:12:58.337
‫آیاسه-سان، ازت عذر می‌خوام.

00:13:00.381 --> 00:13:07.388
‫راستش، اون موقع که با اون هیولای بزرگ می‌جنگیدم،
‫اینقدر حیرون بودم که فقط به خودم فکر می‌کردم، ببخشید.

00:13:08.347 --> 00:13:10.349
‫نه بابا... کاریش نمی‌شد کرد که...

00:13:10.391 --> 00:13:16.355
‫ولی آیاسه-سان اونجوری نبود. منو نجات دادی و اون هیولا رو هم زدی.

00:13:17.398 --> 00:13:19.399
‫اگه بازم بخواد همچین اتفاقی بیفته،

00:13:20.317 --> 00:13:23.362
‫من با ترسم روبرو می‌شم و نجاتت می‌دم، آیاسه-سان.

00:13:24.363 --> 00:13:30.368
‫واسه همین، دوست ندارم ایمانتو به من از دست بدی.
‫لطفاً... باهام دوست بمون.

00:13:32.370 --> 00:13:35.332
‫قرار نیست ایمانمو از دست بدم...
‫داری شلوغش می‌کنی.

00:13:37.375 --> 00:13:40.378
‫عه؟! پس چرا اون موقع یهویی درو شتلق تو روم بستی؟!

00:13:40.420 --> 00:13:42.338
‫عه؟! اون که... راستش...

00:13:42.338 --> 00:13:45.341
‫بفرما دیدی؟! همینو دارم می‌گم! ایمانتو بهم از دست دادی!

00:13:45.383 --> 00:13:49.387
‫گفتم که ندادم! ولی اگه بخوای همینجوری، سرِ
‫چیزای کوچیک نق بزنی واقعاً از دست می‌دم!

00:13:50.346 --> 00:13:51.347
‫معذرت می‌خوام!

00:13:51.431 --> 00:13:54.350
‫خیلی باحال شده بودی... اون موقع که می‌جنگیدی.

00:13:56.352 --> 00:13:59.397
‫ولی، اوکارون خیلی چلمنگی!
‫فکر کنم دوباره مجبور شم نجاتت بدم!

00:14:02.400 --> 00:14:05.361
‫امشبو همینجا بخواب.
‫برم برات رخت‌خواب بیارم.

00:14:11.367 --> 00:14:12.326
‫آیاسه-سان!

00:14:14.369 --> 00:14:16.330
‫چیزه... می‌گم...

00:14:18.415 --> 00:14:19.374
‫من...

00:14:22.335 --> 00:14:24.337
تشنمه... می‌شه یکم آب بیارین؟

00:14:26.423 --> 00:14:29.384
این نیمچه‌چایی رو اگه ببرم، طوریه؟

00:14:29.426 --> 00:14:30.385
‫نه بابا.

00:14:31.386 --> 00:14:33.388
‫با اخبار فوری در خدمت شما هستیم!

00:14:33.388 --> 00:14:41.396
‫خبر فوری! ‫گزارش فرزند مخفی
‫شوما (20) سالـه
‫کاشف به عمل اومده که شوما-سان، آیدل مشهور یک فرزند مخفی داره.
‫به علاوه، سن دقیقش هم 20 سال نیست و 27 ساله.

00:14:42.355 --> 00:14:46.400
‫اون یارو عاشق رامن نیست، عشقِ کاریه... اینو هم بگین.

00:14:47.401 --> 00:14:48.361
‫اگرچه...

00:14:48.361 --> 00:14:49.403
خبر فوری
‫این شخصیت...

00:14:49.403 --> 00:14:50.363
بازیگر شوما (27) تأیید کرد که یک فرزند مخفی دارد
‫مخفی...

00:14:50.363 --> 00:14:51.322
آیدل معروف فرزند مخفی دارد
‫ازدواج...

00:14:51.364 --> 00:14:51.906
خبر فوری
‫همسر...

00:14:56.243 --> 00:14:58.245
کی به این اخبار اهمیت می‌ده؟

00:15:00.247 --> 00:15:01.290
‫آیاسه-سان؟!

00:15:01.290 --> 00:15:02.249
‫اوضاع خرابه.

00:15:03.292 --> 00:15:04.335
‫می‌خواد بره دستشویی!

00:15:05.294 --> 00:15:06.253
‫خب بره.

00:15:06.295 --> 00:15:09.256
‫نه... این واقعاً مشکل بزرگیه.

00:15:09.256 --> 00:15:12.259
‫اگه قرار باشه یه مانع جلوی دید منو سد کنه،
‫نفرینش فعال می‌شه!

00:15:12.301 --> 00:15:15.304
‫این یعنی نمی‌تونه بره دستشویی!

00:15:16.221 --> 00:15:17.222
می‌ترکه که خب...

00:15:17.264 --> 00:15:19.266
کاری از دستم بر نمیاد!

00:15:19.266 --> 00:15:22.310
‫کی خواست کاری کنی؟!
‫خدا نکنه آدم به کسی محتاج شه!!

00:15:22.310 --> 00:15:26.231
‫هی! چشمتو از من برندار، تو رو خدا!

00:15:27.315 --> 00:15:29.317
هی... یعنی هیچ راه حل خوبی سراغ نداری؟

00:15:29.317 --> 00:15:30.318
‫ندارم.

00:15:31.277 --> 00:15:33.321
گذشته از این، تو اصلاً چطوری نفرینشو کنترل می‌کنی؟

00:15:34.280 --> 00:15:37.283
سخت شد... چطوری بگم؟

00:15:37.283 --> 00:15:39.327
‫یه جورایی یه هاله دور اوکارون می‌بینم.

00:15:40.244 --> 00:15:41.245
هاله؟

00:15:41.245 --> 00:15:45.291
‫وقتی اون هاله رو میچـــــــلونم، هاله‌ش کوچولو-موچولو می‌شه.

00:15:46.292 --> 00:15:48.294
‫فکر کنم اینجوری کنترلش می‌کنم.

00:15:49.295 --> 00:15:52.298
‫هرچیزی دور خودش هاله داره و هرکدومم یه رنگی دارن.

00:15:53.257 --> 00:15:55.259
‫حتی اون بوته‌ها و سنگا هم هاله‌ی خودشونو دارن.

00:15:55.342 --> 00:15:58.304
‫می‌تونم اون هاله‌ها رو بگیرم و هرجوری می‌خوام تکونشون بدم.

00:15:59.221 --> 00:16:00.264
‫البته باید نزدیکم باشن.

00:16:00.305 --> 00:16:04.309
عه؟ فکر می‌کردم قدرتای ذهنی باید منعطف‌تر باشن

00:16:04.309 --> 00:16:06.311
‫ولی خیلی محدودن که...

00:16:06.895 --> 00:16:11.858
‫ولی اون حس خیلی زود پر کشید.
‫الانم که فقط می‌تونم هاله‌ها رو بگیرم.

00:16:11.858 --> 00:16:12.943
‫مومو، یه لحظه چشاتو ببند.

00:16:12.943 --> 00:16:15.904
‫نمی‌شه که! نفرینش آزاد می‌شه!

00:16:16.863 --> 00:16:18.907
‫مشکلت اینه که زیادی به بیناییت تکیه می‌کنی.

00:16:19.866 --> 00:16:21.868
‫5 تا حستو به کار بگیر...

00:16:21.868 --> 00:16:22.952
‫مثلاً از حس لامسه استفاده کن.

00:16:23.912 --> 00:16:26.915
‫حالا که می‌تونی هاله رو بگیری،
‫حتماً حس لامسه در کاره دیگه.

00:16:26.956 --> 00:16:30.835
‫به محض اینکه چشاتو می‌بندی،
‫سعی کن هاله رو با پوستت حس کنی.

00:16:32.962 --> 00:16:34.922
‫وقت بذار و حسش کن.

00:16:39.927 --> 00:16:40.928
‫سرده.

00:16:41.929 --> 00:16:42.888
الان چطوره؟

00:16:44.932 --> 00:16:45.933
‫تبدیل شد کامل.

00:16:48.894 --> 00:16:51.897
‫با این کارت، کاملاً رسیدم به آستانه‌ خراب کاری!

00:16:51.897 --> 00:16:52.898
‫الانه که منفجر شم!

00:16:52.898 --> 00:16:54.900
‫برنامه‌ت چیه، مومو؟
‫الانه که بارشو تخلیه‌ کنه‌ها.

00:16:54.900 --> 00:16:56.902
‫مگه خودت نگفتی اون‌کارو بکن، عوضی؟!

00:16:56.902 --> 00:16:58.946
‫دوست ندارم آبروم بره!

00:16:58.946 --> 00:16:59.947
‫ولی...

00:17:00.864 --> 00:17:03.867
‫عمراً خودم رو خراب کنم!
‫وایسا بینم!

00:17:03.867 --> 00:17:04.868
‫من برم تو دستشوییتون!

00:17:06.870 --> 00:17:09.915
‫عوضی... انگار خیلی جرئت داری که می‌خوای تو خونه‌ی ما بری!

00:17:10.874 --> 00:17:11.875
‫از درد چی می‌دونی؟!

00:17:12.834 --> 00:17:15.879
‫آشغال! کی بهت اجازه داد بری دستشویی من؟!
‫مگه خل تشریف داری؟!

00:17:15.879 --> 00:17:17.922
‫همین‌ الان می‌تونم اینجا رو به گند بکشم!

00:17:17.922 --> 00:17:20.884
‫بذارین منم بیام!
‫فکر نکن که تو خونه‌ی ما می‌تونی از من سریع‌تر باشی!

00:17:20.884 --> 00:17:22.886
ولم کن وگرنه پشیمون می‌شی!

00:17:24.554 --> 00:17:25.596
‫عجب خفتی!

00:17:25.638 --> 00:17:26.639
‫اینو من باید بگم.

00:17:27.598 --> 00:17:29.642
‫سال‌های سال دنبال یه آزمایش ناشناخته بودم،

00:17:30.601 --> 00:17:32.603
‫مثلاً اینکه فضاییا منو بدزدن.

00:17:33.646 --> 00:17:35.564
‫ولی دیگه داره گندش در میاد.

00:17:35.606 --> 00:17:38.567
‫می‌خوام از شر این نفرین خلاص شم.

00:17:39.568 --> 00:17:43.614
‫مومو، تو الان گفتی که وقتی قدرتات بیدار شدن،
‫تو یه وضعیت شکست‌ناپذیر بودی، درسته؟

00:17:43.656 --> 00:17:44.573
‫هوم.

00:17:44.615 --> 00:17:47.576
‫احتمالاً اون قابلیت ذاتیت بوده.

00:17:47.660 --> 00:17:50.621
‫اگرچه الان انگار اون قابلیت بنا به دلایلی مهروموم شده.

00:17:51.580 --> 00:17:53.540
چی می‌گی؟ این که خیلی خفنه، مگه نه؟

00:17:53.582 --> 00:17:54.625
‫اولِ مکافاتته بابا.

00:17:55.584 --> 00:17:58.587
‫مجبوری اون قدرتو با تمرین ذره‌ذره بیرون بکشی.

00:17:58.629 --> 00:18:00.630
‫ولی خدا می‌دونه که این قدرتا کی به صورت کامل بیدار می‌شن.

00:18:01.590 --> 00:18:05.552
‫البته، مطمئنم که اون پسره برای ماهیچه‌ساختن
‫باید کلِ زندگیشو صرف کنه.

00:18:05.594 --> 00:18:08.555
‫یعنی قراره تا یه مدت زندگی منو به نظاره بشینین؟!

00:18:12.600 --> 00:18:14.561
‫مامان‌بزرگ، اینجاست! ننه‌توربو اومد!

00:18:14.602 --> 00:18:15.562
‫مامان‌بزرگ؟

00:18:15.603 --> 00:18:16.604
‫مامان‌بزرگ؟!

00:18:17.605 --> 00:18:19.649
‫آشغال!! با مامان‌بزرگم چیکار کردی؟!

00:18:20.566 --> 00:18:25.571
‫می‌خوام بین مردن با حمله‌ی قلبی یا سکته‌ی قلبی بهش حق انتخاب بدم.

00:18:26.572 --> 00:18:28.574
‫نفرین من واگیردار شده،

00:18:28.574 --> 00:18:30.576
‫از طریق همین بچه منتقل می‌شه.

00:18:30.618 --> 00:18:34.580
‫می‌تونم هرکسی رو که این دیده، بکشم.

00:18:35.581 --> 00:18:37.625
‫فکر نکن مهربونما...

00:18:37.666 --> 00:18:40.544
‫بهت زمان نمی‌دم، عوضی.

00:18:40.628 --> 00:18:42.588
‫امشب میای به تونل،

00:18:42.630 --> 00:18:47.634
‫وگرنه از طریق این بچه، هرکی بهم نزدیک شه
‫رو نفرین می‌کنم و می‌کشم.

00:18:48.594 --> 00:18:49.595
‫همین امشب.

00:18:50.596 --> 00:18:51.597
گرفتی چی شد؟

00:18:53.390 --> 00:18:54.349
‫خون‌دماغ شدم...

00:18:54.391 --> 00:18:55.392
‫مامان‌بزرگ؟!

00:18:56.309 --> 00:18:57.352
این دیگه چیه؟

00:18:57.394 --> 00:18:59.312
‫از گوشتم داره خون میاد!

00:18:59.354 --> 00:19:00.397
سرت اصلاً درد نداره؟

00:19:02.357 --> 00:19:05.318
‫مومو، دقیق بگو که چی شد الان.

00:19:07.362 --> 00:19:09.322
جدی باید اینو بپوشم؟

00:19:09.322 --> 00:19:10.365
‫دیدِ من یکم محدود شده.

00:19:11.282 --> 00:19:13.326
‫این پوشش شما رو از شر ارواح شیطانی حفظ می‌کنه.

00:19:13.368 --> 00:19:14.369
‫درشون نیارینا.

00:19:14.369 --> 00:19:16.412
‫اگه شل بگیرین، خیلی راحت می‌میرین.

00:19:17.330 --> 00:19:21.334
‫خودم می‌دونم! شاید بهمون نیاد ولی یه بار فضاییا رو زدیم!

00:19:21.334 --> 00:19:23.294
‫امکان نداره که فضاییا واقعی باشن.

00:19:23.336 --> 00:19:24.337
‫مسخره‌بازی در نیارین.

00:19:26.380 --> 00:19:30.384
‫از شانس ما اینطوریه ذاتت و همیشه با خودت دردسر میاری خونه.

00:19:31.385 --> 00:19:34.305
‫از همون بچگی هم به نصیحتای من گوش نمی‌دادی.

00:19:34.305 --> 00:19:38.308
‫آه، ساکت، ساکت! نق و نوقای پیرزنیت دارن گوشمو آزار می‌دن!

00:19:44.356 --> 00:19:46.316
‫چیه؟ گیر دادی!

00:19:51.405 --> 00:19:52.364
‫نمیریا.

00:20:01.373 --> 00:20:02.373
‫لطفاً...

00:20:04.334 --> 00:20:06.377
‫هرطوری هست مراقبشون باش.

00:20:09.339 --> 00:20:10.340
آخه چرا با قطار؟

00:20:10.381 --> 00:20:12.300
‫با دوچرخه خیلی طول می‌کشید!

00:20:12.383 --> 00:20:14.343
‫بعدشم نباید با کلی خستگی برسیم اونجا!

00:20:15.344 --> 00:20:17.346
‫عمراً ببخشمت، ننه‌توربو!

00:20:18.347 --> 00:20:19.390
‫ببخشید که به خاطر من عصبانی می‌شی.

00:20:19.390 --> 00:20:20.391
‫ربطی نداره!

00:20:22.393 --> 00:20:26.313
‫اون می‌خواد به کسی که برام عزیزه آسیب برسونه!

00:20:27.314 --> 00:20:30.359
‫ننه‌توربوی کثافت! دهنتو صاف می‌کنم، آشغال!

00:22:02.407 --> 00:22:03.407
‫یه لحظه، آیاسه-سان!

00:22:03.407 --> 00:22:05.368
‫اینجا واقعاً معذبم!

00:22:05.368 --> 00:22:07.328
‫می‌خوام این آت و آشغالا رو در بیارم.

00:22:07.370 --> 00:22:09.330
اصلاً این کار درسته؟

00:22:09.330 --> 00:22:12.291
مگه اینا قرار نبود ما رو از ارواح شیطانی محافظت کنن؟

00:22:12.291 --> 00:22:13.375
‫مادربزرگت گفت که درشون نیاریم.

00:22:14.293 --> 00:22:15.336
کی اینا رو می‌پوشه آخه؟

00:22:17.171 --> 00:22:19.173
‫واسه جیگری مثل من، همین لباسای کیوت، جنگی محسوب می‌شن.

00:22:19.214 --> 00:22:21.216
‫اگه لباسی که دوست ندارم تنم نباشه
‫که اصلاً انگیزه نمی‌گیرم.

00:22:25.137 --> 00:22:26.180
چرا پوزخند می‌زنی؟

00:22:27.139 --> 00:22:28.140
به نظر تو باحال نیست؟

00:22:28.182 --> 00:22:31.143
‫اصلاً... الانه که بالا بیارم.

00:22:33.145 --> 00:22:35.147
‫به کی گفتی عجوزه‌ی مارمولک؟! پدر سگ!

00:22:35.230 --> 00:22:38.191
‫ننه‌توربو، چند روز پیش به من گفت «عجوزه‌ی مارمولک»!

00:22:38.191 --> 00:22:39.192
‫عه؟! همچین اتفاقی افتاد؟!

00:22:39.192 --> 00:22:41.194
‫آخه تو خودتو به نفرین باخته بودی!

00:22:41.194 --> 00:22:45.115
‫خیله‌خب! برو بریم!