WEBVTT

00:59.874 --> 01:02.374
‫غم آخرت باشه، ادواردو

01:07.082 --> 01:11.248
‫« قسمت هشتم: سرش را برایم بیاور »

01:16.665 --> 01:20.457
‫الان سه تا باتری ماشین بهت وصله

01:20.957 --> 01:23.748
‫که خودشون به یه دستگاه حصار الکتریکی وصلن

01:24.415 --> 01:26.998
‫از همون‌هایی که باهاش…

01:27.081 --> 01:29.290
‫گوسفند و گاو

01:29.790 --> 01:31.040
‫و امثالهم رو کنترل می‌کنن

01:31.915 --> 01:35.831
‫۵۰ هزار ولت برق وصله به جهنم

01:36.665 --> 01:38.165
‫خب، حرف می‌زنی یا نه؟

01:48.914 --> 01:51.456
‫- فقط بگو کی اجیرت کرد
‫- روحم هم خبر نداره

01:53.664 --> 01:56.373
‫- کی؟
‫- اصلاً نمی‌دونم رئیسم واسه کی کار می‌کنه

01:57.706 --> 01:59.789
‫کار بابی بود، نه؟ بنال

01:59.873 --> 02:01.998
‫بنال! کار بابی گلس بود، مگه نه؟

02:02.081 --> 02:03.539
!‫کار بابی بود… بابی گلس

02:09.622 --> 02:13.331
‫« جنتلمن‌ها »
‫« فصل دوم »

02:36.747 --> 02:39.455
‫کسی که در نظر داریم خیلی کاردرسته

02:40.580 --> 02:44.580
.‫تدارکات چیده شده
.‫تا آخر امروز هر چی بخواد به دستش می‌رسه

02:45.747 --> 02:47.288
‫نگران نباش، ادواردو

02:47.913 --> 02:51.038
،‫فردا همین موقع
‫بابی گلس به درک واصل شده

03:23.705 --> 03:24.705
‫خوبی؟

04:06.954 --> 04:11.370
‫خب، قضیه‌ی این تیراندازی نصفه‌شب
‫تو جنگل‌های باستانی ویلتشر چیه؟

04:11.454 --> 04:14.537
‫راستش، ما اونجا نبودیم
‫که به چشم ببینیم

04:14.620 --> 04:18.662
‫چند تا از کارگرهامون بیرون بودن
‫و نصفه‌شب تو باند فرودگاه سیگار می‌کشیدن

04:18.745 --> 04:20.745
‫از برکات طرح جدید منابع انسانی‌مونه

04:21.870 --> 04:24.579
‫که یهو صدای تیراندازی می‌شنون

04:25.912 --> 04:26.912
‫اون هم رگباری

04:27.370 --> 04:29.329
‫صدا از طرف
‫جنگل‌های املاک دوک می‌اومد

04:29.412 --> 04:31.703
‫دو تا از بچه‌ها رو فرستادم
‫یه سر و گوشی آب بدن

04:31.787 --> 04:33.912
‫و یه عالمه از اینا پیدا کردن

04:34.745 --> 04:37.953
.‫۹ میلی‌متری و دو تا کالیبر ۴۳
‫جنگل رسماً میدون جنگ شده بوده

04:38.037 --> 04:40.578
،‫رد لاستیک و خون بود
‫ولی از جنازه خبری نبود

04:41.120 --> 04:43.370
:‫خیلی‌خب. تا الان اینا دستگیرمون شده

04:43.453 --> 04:46.870
‫همون شبی که هواپیمای بلا
‫تو آسمون منفجر میشه

04:47.370 --> 04:50.203
‫یه نفر یه خروار گلوله
‫تو املاک دوک خالی می‌کنه

04:50.287 --> 04:51.287
‫برمی‌گرده خونه

04:51.911 --> 04:54.370
،‫ولی آفتابی نمیشه
‫جواب هیچ تماسی رو نمیده

04:54.453 --> 04:55.995
‫با ما هم نمی‌خواد حرف بزنه

04:56.453 --> 04:58.286
‫بهتر نیست یه سر بری پیشش؟

04:58.370 --> 04:59.870
‫یعنی بری ببینی در چه حاله

05:00.453 --> 05:02.203
‫گفتنش راحته، جیمی

05:02.286 --> 05:03.995
‫تو عروسی حرفمون شد

05:04.078 --> 05:05.578
‫طرف دوکه، آبجی

05:06.078 --> 05:08.120
‫همیشه واسه تو وقت داره، سوسو

05:08.620 --> 05:09.453
‫بهم اعتماد کن

05:09.536 --> 05:12.744
‫این روزها اعتماد دُر نایابیه

05:14.244 --> 05:15.369
‫تیریه تو تاریکی

05:21.453 --> 05:23.119
‫ببخشید منتظرت گذاشتم

05:23.328 --> 05:25.036
‫این چه حرفیه؟

05:25.994 --> 05:28.578
‫- پات چطوره؟
‫- داره خوب میشه. ممنون

05:31.203 --> 05:32.244
‫بیا، بذار من…

05:33.661 --> 05:34.869
‫ممنون

05:41.286 --> 05:43.744
‫سالیان ساله من و تو
‫همدیگه رو می‌شناسیم

05:44.952 --> 05:46.744
‫درک می‌کنم که چاره‌ای جز

05:47.244 --> 05:49.661
‫پنهون‌کاری راجع‌به تشکیلاتِ خلافت نداشتی

05:50.369 --> 05:54.869
‫ولی راهی که در پیش گرفتی…
‫نمی‌دونم چطور و چرا به اینجا کشید

05:55.369 --> 05:58.077
‫راستش، نمی‌خوام هم بدونم

05:58.285 --> 06:01.369
‫خطریه که اصلاً قابل‌قبول نیست

06:01.994 --> 06:03.160
‫برام خیلی عزیزی، ادی

06:03.660 --> 06:07.202
‫ولی اولویت من پسرم، مادرش
‫و صحت و سلامت هردوشونه

06:08.035 --> 06:09.035
‫صدالبته

06:09.577 --> 06:12.410
‫واسه همین امروز صبح
‫با اعلی‌حضرت صحبت کردم

06:12.910 --> 06:16.327
‫یه کلبه تو املاک ساندرینگهام هست
‫که الان خالیه

06:16.410 --> 06:18.827
.‫منطقه‌ی پرواز ممنوعه
‫تحت حفاظت گارد سلطنتی

06:18.910 --> 06:21.077
‫گفتن تا هر وقت بخوایم
‫می‌تونیم اونجا بمونیم

06:21.160 --> 06:23.785
‫خب. حالا بهونه‌ت چی بود؟

06:24.077 --> 06:27.660
.‫یه بهونه‌ی موجه آوردم
‫گفتم می‌خوام به محل کارم نزدیک‌تر باشم

06:27.743 --> 06:28.743
‫خوبه

06:31.993 --> 06:33.577
‫خودت که می‌دونی

06:33.660 --> 06:35.618
‫خانواده‌ت همین‌جا هم در امانن

06:37.035 --> 06:39.951
.‫خطر از بیخ گوشمون گذشت
‫نزدیک بود تارکوین رو ببرن

06:40.035 --> 06:41.118
‫ننی

06:42.660 --> 06:45.576
‫هالستد خونه‌ی اجدادی ماست

06:45.660 --> 06:48.535
‫بیشتر از ۷۰۰ ساله
‫اینجا زندگی می‌کنیم

06:48.618 --> 06:51.410
‫واقعاً فکر کردی قیدش رو می‌زنم؟

06:52.993 --> 06:55.493
‫بگو ببینم، نظر شارلوت چیه؟

06:58.326 --> 07:02.076
‫باهام موافقه. اگه مخالف بود که
‫تو الان اینجا نبودی. ولی از من می‌خوای…

07:02.159 --> 07:04.284
‫خدا می‌دونه چرا اصرار داره بمونه

07:04.368 --> 07:09.576
‫لابد از روی یه حس وفاداری تعصبی خانوادگیه
‫که با تک‌تک سلول‌هاش عجین شده

07:09.659 --> 07:12.159
‫شاید بهتر باشه
‫به حرفش گوش کنی، ننی

07:13.201 --> 07:14.284
‫مادرها عاقل‌ترن

07:15.826 --> 07:17.159
‫توی این فقره نه

07:24.326 --> 07:25.367
‫ببخشید، ننی

07:26.242 --> 07:27.742
‫ولی شما زمانی از اینجا میری

07:28.742 --> 07:30.242
‫که من اجازه بدم

07:35.201 --> 07:36.201
‫ببخشید، قربان

07:37.034 --> 07:39.117
‫یه ماشین اومده جلوی دروازه‌ی شمالی

07:39.617 --> 07:40.825
‫سوزی گلسه

07:41.992 --> 07:44.117
‫بگم بفرستنش بالا؟

07:45.409 --> 07:48.242
‫- به اندی بگو وسط راه می‌بینمش
‫- باشه

07:48.325 --> 07:49.367
‫راستش، جفری

07:50.659 --> 07:51.784
‫خودم بهش میگم

08:20.283 --> 08:21.533
‫خوبی، اندی؟

08:23.075 --> 08:24.075
‫سوزی

08:46.116 --> 08:47.366
‫قضیه‌ی بلا رو شنیدم

08:50.866 --> 08:52.033
‫واقعاً متأسفم

08:56.616 --> 08:57.699
‫باهام قدم بزن

09:29.532 --> 09:30.657
‫چی شد؟

09:31.990 --> 09:33.449
‫خودت خبر داری

09:33.782 --> 09:35.115
‫فقط قضیه‌ی بلا رو می‌دونم

09:35.615 --> 09:37.199
‫از چیز دیگه‌ای خبر ندارم

09:40.157 --> 09:43.115
‫کار کی بوده، ادی؟
‫بریم به خاک سیاه بشونیمشون

09:44.073 --> 09:45.823
‫خبر دارم کار پدرت بوده

09:50.240 --> 09:52.323
‫می‌خوام بدونم
‫تو هم دست داشتی یا نه؟

09:58.115 --> 09:59.698
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم، ادی

10:00.907 --> 10:03.032
‫اون تک‌تیراندازت منو هدف گرفته؟

10:15.573 --> 10:17.906
،‫اگه کار ما بود
‫من الان می‌اومدم اینجا؟

10:18.948 --> 10:21.948
‫اصلاً چی به من می‌رسید؟
‫اصلاً چه سودی برای کسی…

10:22.031 --> 10:24.448
!‫دروغ تحویل من نده

10:30.448 --> 10:31.906
‫ادی، گوش کن

10:32.906 --> 10:34.989
‫حتی خودم هم شک کردم
‫که کار بابام باشه

10:35.073 --> 10:37.239
‫- کار بابی بود. مطمئنم
‫- نه

10:38.489 --> 10:39.489
‫چرا نه؟

10:40.573 --> 10:41.948
‫قراردادت رو خرید

10:43.614 --> 10:47.322
‫همون ۱۰۰ میلیونی که به عمو استن بدهکاری؛
‫از صبح روز عروسیت

10:47.864 --> 10:49.072
‫دیگه به اون بدهکاری

10:50.781 --> 10:51.781
‫به مذاق من هم خوش نیومده

10:51.864 --> 10:54.656
‫چون تو رو بیشتر از من قبول داره، منتها…

10:55.864 --> 10:57.989
،‫بابام علاقه‌ای به کُشتن تو نداره

10:58.072 --> 11:01.072
‫اصلاً هم دلش نمی‌خواد
‫۱۰۰ میلیون پوند ضرر کنه

11:01.739 --> 11:03.281
‫چی داری میگی؟
‫آخه واسه چی؟

11:03.447 --> 11:06.614
‫نمی‌دونم، خب؟
‫روحم هم خبر نداره، ولی…

11:07.655 --> 11:11.197
،‫هر خُرده‌حسابی که بین تو و بابام باشه

11:11.280 --> 11:16.572
،‫الان بنا به صد میلیون دلیل
‫مُرده‌ت به کارش نمیاد

11:19.364 --> 11:20.447
‫بهم نگاه کن

11:25.614 --> 11:28.697
‫کار ما نبود، خب؟
‫من این بلا رو سرت نیاوردم

11:54.655 --> 11:56.071
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

12:02.238 --> 12:03.613
‫کجا پیداش کردید؟

12:03.696 --> 12:04.780
‫تو جنگل

12:05.280 --> 12:06.280
‫مُرده؟

12:06.988 --> 12:10.029
‫خدا نکنه. جفری، بیدارش کن

12:19.154 --> 12:20.821
‫اگه می‌خواید، منو بکشید

12:21.696 --> 12:23.363
‫فقط دیگه بیخیال من بشید

12:24.988 --> 12:28.196
.‫من… من یه سربازم
.‫برای یه کاری اجیرم کردن

12:28.363 --> 12:30.404
‫روحم هم از هیچ بچه‌ای خبر نداره

12:30.654 --> 12:32.654
‫ولی می‌دونی کی اجیرت کرده، مگه نه؟

12:36.112 --> 12:37.571
‫آم… بابی گلس

12:41.029 --> 12:42.362
‫بگو ببینم، سرباز

12:42.862 --> 12:46.029
‫عادیه که قبل از عملیات
‫با مشتری قرار بذارید؟

12:46.779 --> 12:50.945
‫نه. معمولاً نه. ولی…
‫این‌بار، من… دیدمش

12:51.820 --> 12:54.154
‫- دیدیش؟
‫- آره. باهاش قرار گذاشتم

12:54.445 --> 12:56.779
‫همکارهاش چی؟ اونا هم بودن؟

12:56.862 --> 13:01.529
‫یه دختری داره
‫به اسم سوزی گلس. اونو دیدی؟

13:04.529 --> 13:06.779
‫جواب سؤالش رو بده

13:08.112 --> 13:10.445
.‫من… آخه نمی‌دونم
.‫نمی‌تونم بهتون بگم

13:10.529 --> 13:12.653
!‫- چون من… نه
‫- جفری

13:12.737 --> 13:14.612
،‫سوزی گلس
!‫آره، دیدمش

13:14.695 --> 13:16.528
!‫دیدمش. به خدا دیدمش

13:16.612 --> 13:18.403
!‫دیدمش. به جون خودم دیدمش

13:19.112 --> 13:22.653
.‫دیدمش. دیدمش. دختر ماهیه
.‫خنده‌هاش محشره

13:29.487 --> 13:33.695
‫عالیجناب. امیدوارم به‌خاطر من
‫ماه عسلتون رو خراب نکرده باشید

13:33.820 --> 13:35.153
‫ماه عسل تموم شد

13:35.653 --> 13:39.570
‫می‌خوام به یه سؤال ساده
‫جواب بدی، آره یا نه

13:40.153 --> 13:45.028
‫خب، بااینکه اصولاً علاقه‌ای
،‫به جواب‌های صفر و یکی ندارم

13:45.528 --> 13:48.111
‫ولی تحکم و اضطرارِ خاصی رو
‫توی لحنتون حس می‌کنم

13:48.195 --> 13:50.278
‫و برای همین، با کمال میل جواب میدم

13:50.361 --> 13:54.278
‫روز عروسیم، بدهی منو به بابی فروختی؟

13:55.778 --> 13:56.861
،‫کوتاه بخوام بگم

13:57.778 --> 13:58.778
‫آره

14:08.903 --> 14:10.528
‫یه نفر داره میره سراغ بابی

14:25.444 --> 14:27.069
‫مارکو، باید عملیات رو لغو کنیم

14:27.152 --> 14:29.486
‫- ادی، این مسخره‌بازی‌ها چیه؟
‫- کار بابی نبود

14:29.569 --> 14:31.194
‫باید به طرف بگی دست نگه‌داره

14:31.527 --> 14:32.694
‫گوش کن، ادواردو

14:32.777 --> 14:36.069
،‫وقتی کار به یکی سپرده بشه
‫دیگه نمیشه جلوش رو گرفت

14:38.860 --> 14:42.152
،‫تو راه سوناست
‫ولی نمی‌تونم با نگهبان‌ها ارتباط بگیرم

14:42.235 --> 14:44.735
.‫من می‌تونم از در ردت کنم
.‫بعدش دیگه خودتی و خودت

14:47.902 --> 14:48.985
!‫وایسا

14:52.569 --> 14:54.444
‫لطفاً به خط شید

14:57.943 --> 14:59.527
!‫سرها رو به جلو

15:37.901 --> 15:40.984
.‫بیا ببینم، پسرجون
!‫تیزی لعنتی رو رد کن بیاد

15:45.401 --> 15:46.943
،‫بونجورنو

15:47.443 --> 15:48.443
روانی

16:09.817 --> 16:10.942
لعنت بهش

16:22.525 --> 16:24.692
‫خیلی وقت بود که…

16:26.609 --> 16:28.150
‫همچین کاری نکرده بودم

16:32.109 --> 16:33.525
‫روشنت کنم که…

16:35.609 --> 16:36.859
‫تو صاحب من نیستی

17:08.191 --> 17:09.941
‫بفرما، بابا. مثل روز اولش شد

17:10.025 --> 17:12.566
‫حیف که نمیشه همینو درمورد اون یکی یارو گفت

17:12.650 --> 17:15.025
‫آره، خب، تنهایی که این
‫کار رو نکرده، مگه نه؟

17:15.108 --> 17:18.275
‫یعنی باید یکی کمکش کرده باشه
‫تا اون تیزی کوفتی رو بیاره تو

17:19.066 --> 17:20.525
‫نگهبان‌ها کدوم گوری بودن؟

17:20.608 --> 17:22.108
‫جورجیِ بی‌پدر کجا بود؟

17:22.191 --> 17:26.358
.‫نگران جورجی نباش. آدم بی‌شیله‌پیله‌ایه
.‫یه‌جوری سرش رو گرم کردن

17:26.441 --> 17:28.608
.‫با رئیس زندان صحبت کردم
.‫داره اوضاع رو راست‌وریس می‌کنه

17:28.608 --> 17:31.524
‫آره، بهتره یه تکونی به خودش بده

17:31.608 --> 17:34.149
‫چون دیگه از زیرمیزی خبری نیست

17:35.524 --> 17:37.566
‫- فازت چیه؟
‫- چی؟

17:38.691 --> 17:41.733
،‫تیزی کشیدن رو هم‌بندی‌ها
،‫رشوه به مقامات زندان

17:41.816 --> 17:45.816
‫سرمایه‌گذاریِ یه پول کلان رو آدمی
‫که همین‌الان یه نفر رو اجیر کرده بود بکشتت

17:45.899 --> 17:48.566
،‫نه، نه، نه. ببین
‫دوک اصول خودش رو داره

17:49.524 --> 17:52.524
‫فکر کنم فقط دست‌کم گرفتمش، همین

17:53.399 --> 17:54.566
‫کله‌ش داغه، بابا

17:55.941 --> 17:57.191
‫زنش مُرده

17:57.274 --> 17:59.066
‫آره، درک می‌کنم

17:59.566 --> 18:02.774
،‫ولی به‌عنوان یه سرمایه‌گذاری
‫سهامِ بی‌ثباتیه

18:02.857 --> 18:05.024
‫نه، دارم تو کف قیمت می‌خرم، عزیزم

18:05.649 --> 18:08.607
‫ببین، داره به‌عنوان یه انسان
‫تکامل پیدا می‌کنه

18:08.690 --> 18:13.107
‫درست جلوی چشم خودمون داره
‫پوست می‌ندازه و دگرگون میشه

18:13.190 --> 18:16.899
‫ببین، حس می‌کنم جَنَمش رو داره

18:16.982 --> 18:19.857
‫نکنه اینکه جفت پاهاش رو قلم کردی و ولش
،‫کردی سینه‌خیز از لای بوته‌ها بیاد بیرون

18:19.857 --> 18:22.107
‫جزوی از سِیر و سلوک معنویش بوده؟

18:22.815 --> 18:23.732
‫آره

18:23.815 --> 18:26.398
‫اگه جوری بشه که
‫دودمان همه‌مون رو به باد بده چی؟

18:26.482 --> 18:27.565
‫مثل چی؟

18:27.648 --> 18:30.273
‫چه‌می‌دونم. مثلاً نیتروگلیسیرین

18:32.690 --> 18:33.857
‫کارمون گیرشه

18:34.857 --> 18:36.940
‫اون هم بدجور گیر ماست

18:44.398 --> 18:46.523
‫ممنون که وقت گذاشتید و
‫تشریف آوردید، آقای جانستون

18:47.315 --> 18:50.898
‫پشت تلفن، متوجه لرزش صداتون شدم

18:50.940 --> 18:55.523
،‫عذر تقصیر، اعلی‌حضرت
‫از این ضایعه‌ی دردناک بی‌اطلاع بودم

18:55.565 --> 18:57.731
‫مراتب تسلیت و همدردی بنده رو پذیرا باشید

18:59.398 --> 19:00.523
‫چیزی میل دارید؟

19:00.606 --> 19:03.356
‫خیر، همین چای کفایت می‌کنه

19:03.398 --> 19:07.148
،‫پس، شرمنده بابت کیفیت چای
‫پیشکارم تیر خورده

19:07.231 --> 19:10.731
.‫فاجعه‌ست واقعاً
.‫ولی چای کاملاً گواراست

19:10.773 --> 19:11.648
‫ممنون

19:11.689 --> 19:14.106
‫حتم دارم دم در چشم‌تون
‫به تیم حفاظتم افتاده

19:14.898 --> 19:17.814
‫گویا این روزها، از در و دیوار برام می‌باره

19:18.898 --> 19:22.106
‫باید شما رو در جریان امر می‌ذاشتم که
‫قراره بدهی‌تون رو به بابی‌ گلس واگذار کنم

19:22.106 --> 19:23.856
‫بله، همین‌طوره

19:23.898 --> 19:25.564
‫بابت زمان‌بندیش عذر می‌خوام

19:31.606 --> 19:32.897
‫ملتفت بودید که

19:33.397 --> 19:36.522
‫قراره طلب با سودش پرداخت بشه؟

19:36.564 --> 19:38.939
‫خب، هیچ شک و تردیدی درش نیست

19:40.147 --> 19:42.022
‫اجازه بدید انگیزه‌م رو براتون بازگو کنم

19:42.689 --> 19:44.731
‫روزی که عیسی قدم در برهوت گذاشت و

19:44.772 --> 19:48.855
‫چهل شبانه‌روز در خلوت و انزوا
،‫به ریاضت نشست

19:49.355 --> 19:51.522
‫سه‌مرتبه مورد وسوسه و
‫آزمایش شیطان قرار گرفت

19:52.522 --> 19:56.147
‫آزمون اول، وسوسه‌ی عیسی بود
،‫تا با اتکا به نیروی باطنیش

19:56.189 --> 19:59.855
‫سنگ رو به نان بدل کنه
‫تا گرسنگیش رفع بشه

19:59.897 --> 20:01.605
‫امتناع از به‌کارگیریِ قدرتش

20:01.647 --> 20:05.064
‫مصداق بارز دست‌شستن از لذایذ مادی و
‫برتری‌بخشیدن به ساحت معنوی بود

20:05.105 --> 20:07.480
‫نظیر شما، اعلی‌حضرت

20:07.522 --> 20:10.397
‫به شما هم سودِ مقطعی و بادآورده‌ی باج‌هایِ

20:10.438 --> 20:13.188
،‫بابی گلس پیشنهاد شد
‫اما دست رد به سینه‌ش زدید

20:13.230 --> 20:15.688
‫خودتون هم زمام امور رو به دست گرفتید

20:15.730 --> 20:19.772
،‫در آزمون دوم
‫ابلیس عیسی رو وسوسه کرد

20:19.813 --> 20:24.230
‫تا خودش رو از کنگره‌ی معبد بندازه
‫بلکه خدا به‌ناچار مداخله کنه

20:24.730 --> 20:26.522
‫اما عیسی خوداتکایی رو برگزید؛

20:27.105 --> 20:31.688
‫چرا که مطمئن بود شعله‌ی ایمان باطنیش
‫برای عبور از این برهوت کفایت می‌کنه

20:31.730 --> 20:35.480
‫درست مثل شما که تصمیم گرفتید
‫راه خودتون رو برید؛

20:35.521 --> 20:41.021
‫از چتر امن و آشنای بابی گلس فاصله گرفتید و
‫زدید به دل تاریکی و ناشناخته‌ها

20:41.605 --> 20:45.813
‫اما آزمون نهایی رو
‫هنوز از سر نگذروندید

20:45.855 --> 20:48.563
‫ابلیس دنیا و تمام نعماتش رو
،‫بهش پیشکش کرد

20:48.605 --> 20:51.354
‫مشروط بر اینکه جلوش زانو بزنه و
‫فقط اون رو بپرسته

20:51.396 --> 20:55.146
‫بدهی‌تون به بابی مجبورتون می‌کنه
‫دست به انتخاب بزنید؛

20:55.188 --> 20:57.646
‫یا باید جلوی یه قدرت خارجی
،‫سر خم کنید

20:57.688 --> 21:01.146
‫یا خودتون بشید صاحب‌اختیار و قطب بازی

21:01.188 --> 21:02.938
‫عیسی دست رد به سینه‌ی شیطان زد و

21:03.438 --> 21:06.688
‫فاتحانه چون «شاهِ شاهان» از برهوت سر برآورد

21:06.729 --> 21:09.896
‫تا درهای رستگاری رو به روی عالم باز کنه

21:09.938 --> 21:12.521
‫من نمی‌خوام درهای رستگاری رو
‫به روی کسی باز کنم، آقای جانستون

21:12.562 --> 21:14.896
‫فقط می‌خوام بفهمم
‫کدوم بی‌همه‌چیز زنم رو کشته

21:14.937 --> 21:17.479
‫به‌زودی می‌فهمید

21:17.521 --> 21:21.604
‫اعلی‌حضرت، الماس جز با فشارِ کوبنده
‫تلألو پیدا نمی‌کنه و

21:21.646 --> 21:24.437
‫تدهین پادشاهان، پادزهری‌ست حتمی
‫در دفع طغیان بی‌نظمی

21:24.479 --> 21:26.521
‫بدهی رو واگذار کردم

21:27.021 --> 21:30.896
‫چون هنوز شیاطین نفس‌تون رو
‫سرکوب نکردید و

21:31.396 --> 21:34.687
‫تردید دارید که آیا سزاوار
‫عنوان والای حاکمیت هستید یا خیر

21:35.187 --> 21:38.604
‫بنده هرگز دنبال پول مُفت و
‫سود بادآورده نبودم؛

21:38.645 --> 21:42.479
،‫بلکه از همون ابتدا
‫نگاهم به افق‌های دوردست بوده، اعلی‌حضرت

21:44.145 --> 21:45.770
‫ممنون که وقت گذاشتید

21:46.895 --> 21:48.604
‫باید برم سروقتِ باقی مشغله‌هام

21:49.312 --> 21:50.437
‫البته

21:50.479 --> 21:51.979
:‫به‌قول معروف

21:53.020 --> 21:55.728
‫«از دلِ آتش گذشتن، مرد میدان می‌خواهد.»

22:12.645 --> 22:13.728
‫عمارت هالستد

22:14.228 --> 22:17.145
‫سلام، مامان، منم، من… فردی‌ام

22:17.770 --> 22:19.228
‫عه، فردی عزیزم

22:23.561 --> 22:24.811
‫حالت چطوره؟

22:25.436 --> 22:30.520
‫من خوبم واقعاً. چیزه… من…
‫راستش… حالم که خیلی خوبه. فقط…

22:32.020 --> 22:36.353
‫راستش، دیشب خواب خیلی عجیبی دیدم و

22:36.394 --> 22:40.269
‫گفتم زنگ بزنم ببینم
‫اوضاع همه روبه‌راهه یا نه

22:45.394 --> 22:47.978
‫بله، قربونت برم، همه خوبیم

22:50.144 --> 22:51.144
‫جدی؟

22:52.061 --> 22:53.894
‫چه خوب

22:54.978 --> 22:57.477
‫مطمئنی دیگه؟
‫آخه خوابم… خیلی…

22:58.394 --> 23:00.436
‫انگار تو بیداری اتفاق می‌افتاد

23:00.477 --> 23:03.144
‫راستش، بیشتر شبیه کابوس بود، جداً…

23:04.269 --> 23:05.269
‫موندم چی بگم

23:07.769 --> 23:09.436
‫خب…

23:11.894 --> 23:14.144
‫زنِ ادی، بلا

23:15.311 --> 23:17.977
‫آره، یه تصادف وحشتناکی… پیش اومد و

23:18.560 --> 23:21.602
‫برای همیشه از بینمون رفت

23:22.685 --> 23:24.477
‫مُرده، فردی

23:28.185 --> 23:30.019
‫- جفری
‫- قربان؟

23:31.019 --> 23:32.935
‫تونستی چیزی از زیر زبونش بکشی؟

23:32.977 --> 23:34.935
‫بله، زبون باز کرده، اعلی‌حضرت

23:35.477 --> 23:37.602
،‫ظاهراً چوب و چماق چندان تأثیری نداشت

23:37.643 --> 23:39.810
‫واسه همین، شروع کردیم
‫به وعده‌وعید دادن که

23:39.852 --> 23:42.060
‫اتفاقاً جواب داد و
‫حرف کشیدیم ازش

23:42.102 --> 23:46.060
‫میگه یه خط اضطراری داره که
‫هر وقت اوضاع خیط شد، براش پیام می‌ذاره

23:46.643 --> 23:48.977
‫از وقتی که یه شکاربان و
‫یه نیروی گارد سلطنتی

23:49.018 --> 23:51.393
،‫تیمش رو قلع‌وقمع کردن
‫باهاشون حرفی زده؟

23:51.768 --> 23:53.060
‫ظاهراً، نه

23:53.102 --> 23:55.935
،‫پس، از نظر کارفرما
‫عملیات‌شون اصلاً شکست نخورده

23:55.977 --> 23:57.393
‫ولی شکست خورده، قربان

23:58.560 --> 24:00.435
‫خب، از کجا معلوم؟ بیا

24:08.851 --> 24:10.435
‫براووئم، فرمانده‌ی تیم

24:13.893 --> 24:15.185
‫آسمون صافه

24:16.810 --> 24:19.809
‫تشکری هم در کار نیست؛
‫صاف فرستادی‌مون تو دهنِ گرگ

24:21.393 --> 24:22.809
‫منتظرمون بودن

24:24.143 --> 24:25.518
‫کل بچه‌ها رو تار و مار کردن

24:27.143 --> 24:29.684
‫منتها من سنگر گرفتم و بعداً برگشتم

24:31.226 --> 24:32.809
‫محموله الان دستِ منه

24:33.309 --> 24:34.476
‫بچهه رو میگم

24:35.559 --> 24:38.434
،‫ولی اگه می‌خوایدش
‫باید با کل پول بیاید سر قرار

24:38.476 --> 24:39.684
‫سهم تک‌تک بچه‌ها

24:41.351 --> 24:44.017
.‫همه‌ی همکارهام مُردن
.‫به کمتر از این رضایت نمیدم

24:52.976 --> 24:54.809
‫اگه باور کنه، می…

24:56.309 --> 24:57.892
‫می‌ذارید برم دیگه، نه؟

25:00.767 --> 25:01.892
‫اگه جواب بده، آره

25:13.434 --> 25:15.892
‫« بی‌صبرانه مشتاقم ببینمت »

25:18.392 --> 25:21.017
‫باورش شد

25:22.933 --> 25:25.767
‫خدا رو صدهزار مرتبه شکر

25:26.100 --> 25:29.267
‫« …که کار درستو انجام میدی و »

25:37.350 --> 25:38.475
‫سر قول‌وقرارتون هستید دیگه؟

25:45.350 --> 25:47.225
‫شرمنده بابت کثیف‌کاری، جفری

25:47.266 --> 25:49.641
.‫فدای سرتون، قربان
.‫خودم ردیفش می‌کنم

25:58.058 --> 25:59.850
‫می‌دونم داغ‌داری، اِدی

25:59.891 --> 26:03.058
‫همین هم باعث شده نتونی درست فکر کنی

26:03.349 --> 26:06.224
‫تلاشت حکماً آب در هاون‌کوبیدنه

26:06.641 --> 26:08.058
‫نقشه‌ات چی بود؟

26:08.933 --> 26:10.266
‫اینکه یه تیم کارکشته از شبه‌نظامی‌های

26:10.266 --> 26:13.558
‫سابق ارتش رو بکشونی
‫تو دامی که خودت پهن کردی؟

26:13.599 --> 26:17.766
‫واقعاً فکر کردی این موش‌های جون‌سخت و هفت‌خط
‫گول یه تیکه پنیری رو

26:17.808 --> 26:21.058
‫می‌خورن که توی تابلوترین تله‌ی ممکن گذاشتی؟

26:22.349 --> 26:25.932
‫اون هم وقتی زیر نظر چهارتا دزد و
‫یه تک‌تیرانداز بازنشسته‌ست؟

26:26.432 --> 26:28.349
‫بهت حق میدم، ادی. جدی میگم

26:28.932 --> 26:30.349
‫ولی این نقشه از اولش هم شدنی نبود

26:31.474 --> 26:32.849
،‫تازه، اگه پیداشون میشد هم

26:32.891 --> 26:36.141
‫دستت رو می‌خوندن و
‫به سبک خودت عمل می‌کردن

26:39.932 --> 26:41.224
‫خب چی بشه؟

26:44.016 --> 26:46.849
‫خیابون‌های لندن رو
‫بکنی میدون جنگِ اوکراین؟

26:49.640 --> 26:53.057
‫فقط هیزم می‌ریزی پای آتیش ویرانگری که

26:53.099 --> 26:54.099
‫داره از درون می‌سوزونتت

26:58.515 --> 27:00.182
‫یکی باید بمیره، سوزی

27:00.682 --> 27:02.390
‫همین‌الانش هم ده نفرشون مُردن

27:09.473 --> 27:12.307
‫والا وقتی توی مأموریت قبلی
،‫خشتکشون رو کشیدید رو سرشون

27:12.348 --> 27:15.765
‫دیگه جرئت نمی‌کنن آفتابی بشن

27:16.515 --> 27:19.348
،‫می‌دونم تشنه‌ی انتقامی
‫خودم کمکت می‌کنم بهش برسی

27:19.390 --> 27:21.598
‫- منتها یه‌ذره صبر کن آروم بگیری
‫- خیلی‌خب

27:23.390 --> 27:24.723
‫بسه دیگه

27:33.806 --> 27:35.181
‫پیداشون می‌کنیم، ادی

27:38.473 --> 27:39.473
‫با همدیگه

27:44.056 --> 27:45.056
‫بریم

27:54.389 --> 27:57.223
‫چاکلز، اتفاقاً می‌خواستم بیام پیشت

27:58.931 --> 28:02.681
‫ادی، من و ننی می‌خوایم بریم ساندرینگهام

28:02.764 --> 28:04.681
،‫هر چی خواهش و تمنا کردم نریم

28:05.764 --> 28:07.056
‫زیر بار نرفت

28:10.639 --> 28:12.514
‫یکی دو هفته بیشتر نمی‌مونیم

28:16.514 --> 28:17.514
‫که این‌طور

28:19.764 --> 28:22.556
‫ته‌وتوش رو درآوردی
‫کی پشت این قضایاست؟

28:26.306 --> 28:27.306
‫نه هنوز

28:30.555 --> 28:32.430
‫بالاخره که پیداشون می‌کنی، نمی‌کنی؟

28:34.389 --> 28:35.389
‫اوهوم

28:37.097 --> 28:38.430
،‫پیداشون که بکنی

28:40.389 --> 28:41.722
‫حسابشون رو می‌ذاری کف دستشون؟

28:49.097 --> 28:50.763
‫نه، جدی میگم، ادی

28:52.263 --> 28:53.597
‫این اوضاع…

28:54.638 --> 28:56.013
‫همه‌ش موقتیه

28:57.388 --> 28:58.722
‫برمی‌گردم

29:01.680 --> 29:03.055
‫ترسی هم ندارم

29:06.555 --> 29:07.847
‫تا تهش باهاتم

29:19.721 --> 29:23.138
‫دلم گرفت فهمیدم شارلی و ننی
‫دارن میرن ساندرینگهام

29:26.263 --> 29:29.680
،‫البته بعد از اون‌همه بدبختی
‫حق دارن یه‌کم رنگ آرامش و آسایش

29:31.179 --> 29:32.346
‫به خودشون ببینن

29:34.638 --> 29:36.096
‫وای، محوطه‌ش خیلی باصفاست

29:36.179 --> 29:40.388
.‫خیلی باصفاست
.‫حتماً سر فرصت بریم بهشون سر بزنیم

29:42.471 --> 29:44.971
‫- امروز فردی زنگ زد
‫- خب؟

29:45.471 --> 29:47.763
‫ماجرا رو براش تعریف کردم

29:48.263 --> 29:50.596
‫انگار خیلی حالش گرفته شد

29:54.387 --> 29:55.387
‫چی؟

29:55.929 --> 29:57.554
‫- چی گفتی؟
‫- چی؟

29:58.137 --> 30:01.054
‫گفتم خیلی حالش گرفته شد

30:04.346 --> 30:05.471
‫واسه چی زنگ زده بود؟

30:06.346 --> 30:07.637
‫سالی یک‌بار هم خبرمون رو نمی‌گرفت

30:08.804 --> 30:10.387
‫راستش، قضیه یه‌ذره عجیب‌غریبه

30:10.471 --> 30:13.137
‫می‌گفت خواب بدی دیده و
‫زنگ زده ببینه

30:13.220 --> 30:15.762
‫بلایی سر تارکوین اومده یا نه

30:15.845 --> 30:16.845
‫چی گفت؟

30:19.637 --> 30:23.554
‫همین دیگه، خوابش زیادی از حد طبیعی بوده

30:25.595 --> 30:28.095
‫زنگ زد ببینه همه حالشون خوبه یا نه

30:29.804 --> 30:31.304
‫تو هم گفتی حالمون خوبه؟

30:32.762 --> 30:35.470
‫- آره
‫- دقیق بگو ببینم چی گفتی

30:36.053 --> 30:38.387
،‫گفتم یه اتفاقاتی افتاد
‫ولی حال همه‌مون خوبه

30:38.470 --> 30:40.220
‫البته، به غیر از بلا

30:40.303 --> 30:42.553
‫موبه‎مو بگو ببینم چی گفتی بهش، مادر

30:42.637 --> 30:46.012
‫گفتی تارکوین صحیح و سالمه؟

30:47.470 --> 30:48.762
‫آره، گفتم

30:55.886 --> 30:56.928
‫عروسی کجاست؟

30:57.470 --> 30:58.845
‫دریاچه‌ی ماجوره

30:58.928 --> 31:00.720
‫به‌به، چه عالی! ماه‌عسل چی؟

31:00.803 --> 31:02.636
‫دریاچه‌های شمال مرز

31:02.720 --> 31:05.261
‫بلا گیر داده حتماً با هواپیمای آب‌نشین بریم

31:05.845 --> 31:08.011
‫کُنتس پرنده‌ی ایتالیایی

31:18.053 --> 31:19.219
‫اینو آویزه‌ی گوشِت کن

31:20.428 --> 31:23.303
‫عیسو درنهایت یعقوب رو بخشید، ادوارد

31:23.803 --> 31:26.678
‫منتها قبلش مجبور شد
‫با فرشته‌ی پروردگار بجنگه

31:38.552 --> 31:41.469
،‫«تا به کِی در خواب غفلتی
‫ای بنده‌ی تن‌پرور؟»

31:41.552 --> 31:44.261
‫«کِی از این خواب گران برمی‌خیزی؟»

31:44.344 --> 31:50.969
‫«دمی خواب و دمی رخوت و
‫اندکی آسودگی برای خفتن.»

31:51.052 --> 31:54.719
‫«آن‌گاه، فقر و فلاکت چون مسافری
‫در پی‌ات خواهد تاخت.»

31:54.802 --> 31:56.677
‫«و بینوایی‌ات همچون مردی زره‌پوش.»

31:57.677 --> 31:58.844
‫کار فردی بود

32:00.177 --> 32:02.594
‫جدی فکر می‎کنی همچین وحشی‌گری‌ای ازش برمیاد؟

32:04.760 --> 32:06.177
‫تنهایی که نه

32:08.302 --> 32:10.927
‫«انسان خبیث، زبانش به کفر و تباهی می‌چرخد.»

32:11.010 --> 32:14.260
،‫«چشمک مکرآلود می‌زند
‫زیر پا فتنه پهن می‌کند و

32:14.344 --> 32:15.760
‫با انگشتانش بذر تباهی می‌پاشد.»

32:15.844 --> 32:18.093
،‫«پیوسته در اندیشه‌ی فتنه‌گری‌ست

32:18.177 --> 32:20.718
‫لاجرم به‌ناگاه غضب بر وی آوار گردد.»

32:20.802 --> 32:23.343
‫«به آنی درهم خواهد شکست و
‫دگر علاجی وی را نیست.»

32:23.427 --> 32:26.718
‫از این لجن‌زار گناه توبه آرید، ای برادران

32:26.802 --> 32:29.343
،‫تا فیض و برکات بی‌منتهای آفریدگار

32:29.427 --> 32:31.468
.‫آن قادر متعال، نصیب‌تان گردد

32:31.552 --> 32:34.385
‫آمین

32:35.802 --> 32:36.802
‫مکسی

32:40.593 --> 32:41.593
‫خیلی‌خب

32:42.135 --> 32:45.635
‫یکی از کله‌گنده‌های تولیدکننده‌ی پرو
‫خواسته باهامون بشینه پای میز

32:45.718 --> 32:48.635
‫فردا میاد انگلیس و
‫می‌خواد باهامون قرار بذاره

32:48.718 --> 32:50.135
‫منظورت از کله‌گنده چیه؟

32:50.218 --> 32:53.010
‫منظورم در حد و اندازه‌ی کارلوس وارگاسه

32:53.093 --> 32:56.051
‫«آن‌گاه کلام پروردگار بر من نازل گشت و
‫چنین فرمود…»

32:56.135 --> 32:58.718
‫کارلوس وارگاس چی می‌خواد ازمون؟

32:58.801 --> 33:00.801
‫میگن تعریفت رو زیاد شنیده

33:00.884 --> 33:02.926
،‫آمارش رو درآوردیم
‫خودِ خودشه

33:03.009 --> 33:04.468
‫«آیا به قضاوت‌شان برمی‌خیزی؟»

33:05.509 --> 33:07.218
‫«آیا بر این شهرِ غرقِ در خون
‫داوری خواهی کرد؟»

33:08.343 --> 33:09.593
‫هماهنگ کن، ارول

33:10.384 --> 33:12.093
‫اما جانب احتیاط رو رعایت کن

33:13.343 --> 33:15.551
‫«امید که فتح و نصرت نصیب ما گردد.»

33:20.301 --> 33:25.384
‫« انبار گمرکی فرودگاه هیترو »

33:48.009 --> 33:49.050
‫از این‌طرف

33:53.092 --> 33:54.467
‫مشکوک می‌زنه

33:56.425 --> 33:57.759
‫عجیب مشکوکه

34:24.800 --> 34:27.133
.‫فقط شما دوتا بیاید
.‫بقیه همین‌جا بمونن

34:50.133 --> 34:54.799
‫آقای وارگاس، ورودتون به خاک انگلیس رو
‫خیرمقدم عرض می‌کنم

34:55.508 --> 34:58.341
‫مشتاق دیدار، آقای دیکسون

35:00.049 --> 35:03.758
‫حقیقتاً الان توی خاک انگلیس نیستیم

35:03.841 --> 35:06.216
‫اینجا انبار امانیِ گمرکه

35:06.299 --> 35:08.382
‫یه منطقه‌ی بی‌طرف

35:08.466 --> 35:12.299
‫چون میشه هر کالایی رو بدونِ دادنِ
‫یه قرون عوارضی اینجا انبار کرد

35:12.966 --> 35:14.424
‫حالا هر جنسی

35:15.007 --> 35:16.466
‫لابد کاربردهای خاص خودش رو داره

35:16.549 --> 35:17.966
‫صددرصد همین‌طوره

35:18.674 --> 35:21.341
‫ممنونم که تا اینجا اومدید دیدنم

35:21.841 --> 35:23.882
‫کسب‌وکار پُرمخاطره‌ایه؛

35:23.966 --> 35:26.590
،‫توی این عرصه‌ی پُر از درنده

35:26.674 --> 35:29.174
‫واجبه که آدم قیافه‌ی صاحب نام رو
‫از نزدیک ببینه

35:29.257 --> 35:32.465
‫وصف کارکشتگی‌هاتون به
‫گوشم رسیده، آقای وارگاس

35:36.132 --> 35:39.132
‫من هم داستان‌هایی راجع‌بهت شنیدم، جان

35:39.215 --> 35:41.132
‫که اتفاقاً بعضی‌هاشون
‫به مذاق آدمی خوش نمیان

35:45.299 --> 35:46.923
‫مثلاً…

35:49.632 --> 35:51.215
‫مثلاً چی؟

35:53.007 --> 35:56.715
،‫سقوط هواپیماها، مرگ زن‌ها

35:56.798 --> 35:59.882
‫ربودن یه بچه‌ی یک‌ساله

36:05.882 --> 36:08.756
‫خُرده‌حسابی با ما دارید، آقای گاس؟

36:15.506 --> 36:16.590
‫بله

36:18.006 --> 36:19.381
‫یه مشکل اساسی

37:07.047 --> 37:09.714
‫- ممنون، آقای وارگاس
‫- خواهش می‌کنم

37:10.214 --> 37:13.589
‫ادی، داداش، سوءتفاهم بزرگی پیش ‌اومده

37:13.672 --> 37:15.630
‫- لطفاً بشین، ارول
‫- ببین، ادی

37:15.714 --> 37:18.047
‫نمی‌دونم چی توی گوشِت خوندن، اما…

37:22.380 --> 37:23.797
‫من که گفتم بتمرگ

37:26.880 --> 37:30.755
.‫پس، من و کارلوس تنهات می‌ذاریم
‫امر دیگه‌ای نیست؟

37:31.505 --> 37:32.505
‫ممنون

37:39.505 --> 37:43.547
‫دفعه‌ی اولم نیست که جلوی چشمم
‫یه برادر به خاک و خون می‌افته

37:44.547 --> 37:46.088
‫چرا این کار رو کردی، جان؟

37:50.213 --> 37:52.755
‫حکایت یعقوب و عیسو رو شنیدی؟

37:53.880 --> 37:57.880
،‫یعقوب حق برادر بزرگه‌ش رو خورد
‫درست مثل تو که برادرم رو ازم گرفتی

37:57.963 --> 38:01.213
،‫این چرندیات به دردم نمی‌خوره
‫بگو ببینم چرا زنم رو کشتی؟

38:01.838 --> 38:04.505
‫یعقوب قبل از اینکه
،‫به سرنوشت مقدرش نائل بشه

38:05.005 --> 38:08.671
‫مجبور شد با فرشته‌ی خدا کُشتی بگیره

38:08.755 --> 38:10.588
‫تو فرشته‌ی خدا نیستی

38:11.088 --> 38:14.796
‫یه موادفروش دوزاریِ اهل لیورپولی که
‫خیال کردی پیغمبری چیزی‌ای

38:15.796 --> 38:17.088
‫سخت دراشتباهی

38:17.921 --> 38:21.004
،‫من فقط احکام الهی رو اجرا می‌کردم
‫با کسی پدرکشتگی نداشتم

38:21.088 --> 38:23.421
‫به‌نظر من که شدیداً باهام پدرکشتگی داشتی

38:25.629 --> 38:29.254
،‫مسئله اینه که من هم یه برادر داشتم

38:30.379 --> 38:31.629
‫ولی داغش به دلم موند

38:33.379 --> 38:35.504
‫اون‌وقت مشیت الهی
‫فردی رو گذاشت سر راهم

38:36.212 --> 38:39.004
‫تا تسلایی باشه برای اونچه که
‫به ستم ازم گرفته شد

38:40.587 --> 38:45.046
‫بعد نوبت به من رسید که پشتِ فردی دربیام
‫تا به چیزی که ازش دزدیده بودید برسه

38:49.462 --> 38:51.046
‫پس، داستان از این قراره

38:51.129 --> 38:54.337
‫عمارت و لقب دوک

38:55.337 --> 38:57.087
‫به‌علاوه‌ی امپراتوریِ مخدر

38:58.504 --> 38:59.837
‫اون بچه چه گناهی کرده بود؟

39:01.462 --> 39:03.254
‫اصلاً با اون بچه کاری نداشتیم

39:03.879 --> 39:06.879
‫فقط می‌خواستیم مطمئن بشیم که
‫این املاک و ارثیه بهش نمی‌رسه

39:07.129 --> 39:10.837
‫دو نفر از اعضای کلیسای ما
،‫اخیراً بچه‌شون رو از دست داده بودن

39:11.337 --> 39:14.004
‫شیطان رجیم بچه رو
‫از دامنشون دزدیده بود

39:14.087 --> 39:17.503
‫کانون پُر از مِهر و محبتی
،‫برای این طفل فراهم می‌کردن

39:17.587 --> 39:20.795
‫به‌دور از نزاع تلخ و خونینِ تو و برادرت

39:20.878 --> 39:23.837
.‫هیچ اختلافی بین ما نبود
.‫برادرم معتاده

39:23.920 --> 39:25.587
‫مغزش معیوبه

39:25.670 --> 39:29.045
‫اتفاقاً چشم و گوشش از تو بازتره، ادی

39:29.587 --> 39:31.462
‫سیر تا پیاز قضیه رو گذاشت کف دستم

39:31.962 --> 39:33.628
‫همه‌ش حق اون بود، نه تو

39:33.712 --> 39:35.170
،‫منظورت از حقِ اون

39:35.920 --> 39:36.920
‫حق خودته

39:37.420 --> 39:38.670
،‫منظورم از حقِ اون

39:39.461 --> 39:40.795
‫حقِ اونه

39:43.753 --> 39:47.836
،‫تو خودت هم معتادی، جان
‫منتها نئشگیت جوری معیوبت کرده که

39:47.920 --> 39:50.461
‫خیال برت داشته
‫مجری اوامر خالق این دنیای مسخره‌ای

39:52.670 --> 39:55.795
‫به قلبت رجوع کن، ادی

39:57.378 --> 40:00.086
!‫میشه گفت قضا و قَدَر الهی نبوده؟

40:02.503 --> 40:04.336
‫می‌خوای بدونی تهِ قلبم چیه؟

40:06.669 --> 40:08.086
‫مطمئنی پشیمون نمیشی؟

40:35.044 --> 40:36.627
‫- سلام، ادی
‫- ممنون

40:37.127 --> 40:38.127
‫تموم شد؟

40:40.335 --> 40:41.335
‫نه هنوز

40:41.835 --> 40:43.919
‫اگه می‌خوای، از اینجا به بعدش رو
‫بسپار به بچه‌های ما

40:44.252 --> 40:47.210
،‫اینکه دست خودت آلوده نشه
‫منفعت‌های خودش رو داره

40:47.294 --> 40:49.960
‫نه، به روش خودم تمومش می‌کنم

40:58.335 --> 41:00.793
‫ای پروردگاری که برای هر امری
،‫در زیر این آسمان

41:00.877 --> 41:03.085
،‫موعدی مقرر فرموده‌ای

41:03.668 --> 41:08.293
‫بگذار به درگاهت استغاثه کنیم
‫برای آن‌که دلش را سیاهی فرا گرفته و

41:08.960 --> 41:13.585
،‫او را به وادی مصالحه بکشان
‫همان‌گونه که یعقوب و عیسو را پیوند دادی

41:21.835 --> 41:24.960
،‫عزیزدلم، خوب گوش کن
‫چون دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم

41:25.543 --> 41:29.543
،‫فردی هر خبطی هم ازش سر زده باشه
‫باز هم از گوشت و خونِ توئه

41:30.418 --> 41:34.168
‫می‌دونم… طفلک… سست‌عنصره

41:34.918 --> 41:36.460
‫همین‌طوری بار اومده

41:37.793 --> 41:40.584
‫خداشاهده نمی‌تونم ببینم دست به کاری زدی که
‫برات پشیمونی به بار آورده

41:45.126 --> 41:46.793
‫قربونت برم من

41:57.876 --> 42:00.084
‫می‌دونم چه عذابی کشیدی

42:01.376 --> 42:03.751
‫جونم به جونت بنده

42:05.876 --> 42:07.917
‫ولی الان سر یه دوراهیِ سرنوشت‌سازی

42:08.501 --> 42:13.459
،‫یه‌طرفِ این جاده
‫شرف و هویت و دار و ندارت رو از دست میدی

42:14.209 --> 42:16.001
‫تسلیت میگم، برادر نازنینم

42:17.792 --> 42:21.667
،‫اما طرف دیگه‌ی جاده
‫خانواده‌ات رو حفظ می‌کنی

42:22.584 --> 42:24.459
‫انتخابت کدومه، ادی؟ هوم؟

42:24.959 --> 42:26.125
‫انتقام؟

42:26.917 --> 42:28.042
‫یا بخشش؟

42:30.167 --> 42:32.375
‫- بریم یه فنجون چایی بخوریم؟
‫- نه، نه

42:33.417 --> 42:37.209
.‫ترجیح میدم یه قدمی بزنیم
.‫یه‌کم کله‌مون باد بخوره

42:37.750 --> 42:40.625
‫- کاری رو می‌کنم که لازمه
‫- نه

42:40.709 --> 42:43.208
‫من مادرتم و تو هم باید
‫مسیر حق رو در پیش بگیری

42:43.292 --> 42:44.667
‫کدوم حق؟

42:46.250 --> 42:50.333
‫جداً توقع داری از کاری که کرده بگذرم؟

42:51.458 --> 42:53.125
‫نمی‌دونم. اینجا بهم بد نگذشته

42:53.208 --> 42:55.708
‫کل این مِلک و املاک قدیم‌ها
‫مال عموی شاه جرج چهارم بوده

43:01.125 --> 43:02.833
‫دیگه نمی‌شناسمت، ادی

43:12.958 --> 43:13.958
‫روبه‌راهی؟

43:18.083 --> 43:19.958
‫می‌دونم چیکار کردی، فردی

43:24.041 --> 43:25.041
‫نه

43:25.916 --> 43:28.374
‫چیکار کردم مگه؟
‫منظورت… منظورت چیه؟

43:28.458 --> 43:31.041
‫می‌دونم چیکار کردی

43:31.541 --> 43:33.083
‫ادی، قبلاً هم همچین بساطی داشتیم

43:33.166 --> 43:35.999
،‫هر چی که هست
‫به جون خودم این دفعه کارِ من نبوده

43:36.083 --> 43:38.083
.‫من همه‌ش همین‌جا بودم
.‫اصلاً جایی نرفتم

43:38.166 --> 43:40.791
،‫می‌دونم قبلاً برادر بی‌خاصیتی بودم

43:40.874 --> 43:42.916
‫ولی حالا هر چی… چی شده آخه؟
‫چی شده؟

43:46.791 --> 43:47.999
‫ادوارد، من…

43:48.916 --> 43:50.124
!‫بیشعور

43:52.166 --> 43:53.916
!‫نکن تو رو خدا، ادی

43:57.541 --> 43:58.624
!‫زنم

43:58.707 --> 44:00.541
!‫زنم، بیشعور

44:02.166 --> 44:03.457
لعنتی

44:03.541 --> 44:05.457
!‫پا شو، بی‌شرف! پا شو

44:05.541 --> 44:07.332
لعنت بهت

44:13.665 --> 44:16.040
!‫حالم ازت به هم می‌خوره

44:21.290 --> 44:22.165
نامرد

44:22.249 --> 44:24.249
!‫زنم

44:29.707 --> 44:31.248
!‫بلند شو، تنِ لش

44:31.332 --> 44:32.623
!‫بس کن، ادوارد

44:32.707 --> 44:34.873
!‫بیا اینجا! پا شو

44:34.957 --> 44:35.873
!‫بیا اینجا

44:35.957 --> 44:38.040
!‫بیا! گم‌شو بیا

44:57.456 --> 44:59.373
‫نه، نه، نه، نه

45:03.706 --> 45:06.123
.‫خدایا، به دادم برس. تو رو خدا
.‫خواهش می‌کنم

45:06.206 --> 45:09.789
.‫من نمی‌خوام بمیرم، ادی
.‫نمی‌خوام. دلم نمی‌خواد بمیرم

45:09.873 --> 45:11.706
‫یه نفر باید بمیره، فردی

45:12.831 --> 45:13.873
‫یکی باید بمیره

45:13.956 --> 45:18.248
.‫نه، تو رو خدا، من نمی‌خوام بمیرم
!‫دلم نمی‌خواد بمیرم

45:36.456 --> 45:37.372
‫- وای، نه
‫- بجنب

45:37.456 --> 45:38.456
‫نه

45:47.039 --> 45:48.706
!‫وای

45:50.164 --> 45:52.497
‫نه، نه، نه، نه

46:47.455 --> 46:48.705
‫حالا شدی پسرِ خوب، فردی
