WEBVTT

00:02:01.600 --> 00:02:06.390
طوفان

00:02:32.000 --> 00:02:33.740
چی می‌گی بابا؟

00:02:34.640 --> 00:02:37.500
.فردا هم می‌شه رفت دیدنش

00:02:37.500 --> 00:02:39.930
.د ـ دست من که نیست

00:02:40.370 --> 00:02:43.210
.به‌هرحال همسر ارباب اصرار کردن

00:02:43.210 --> 00:02:44.680
.زنیکۀ رومخ

00:02:45.250 --> 00:02:48.830
از کی تا حالا نگهبانی از مزرعه براش مهم شده؟

00:02:48.830 --> 00:02:52.310
شاید به‌خاطر اون سه تا اسبی که قراره
.پاداش بگیریم، می‌خواد حرف بزنه

00:02:52.310 --> 00:02:54.750
تازه سهم هم می‌خواد؟

00:02:54.750 --> 00:02:56.330
!زنیکۀ حریص

00:03:04.810 --> 00:03:06.010
.چه گیری کردیم

00:03:07.830 --> 00:03:08.750
.آقای مار

00:03:09.770 --> 00:03:10.920
...می‌شه بذارید همسرم رو

00:03:11.460 --> 00:03:14.490
گاردار رو ببینم؟

00:03:14.490 --> 00:03:15.510
.نمی‌شه

00:03:17.910 --> 00:03:20.260
زخمی شده بود دیگه؟

00:03:20.970 --> 00:03:22.040
...زخم‌هاش

00:03:22.800 --> 00:03:24.920
زخم‌هاش چطورن؟

00:03:25.850 --> 00:03:27.850
از کجا بدونم؟

00:03:28.350 --> 00:03:31.980
چرا باید حواسم به زخم‌های کسی باشه که یکی از افرادم رو کشته؟

00:03:34.480 --> 00:03:36.460
.رئیس، اینم از اسب

00:03:36.460 --> 00:03:37.300
.حله

00:03:37.690 --> 00:03:39.610
.دیگه می‌رم خانم‌جون رو ببینم

00:03:39.610 --> 00:03:43.220
.تو آرنیز رو برگردون خونۀ بابابزرگ

00:03:51.330 --> 00:03:54.380
.ما که دیگه اسبی نداریم

00:03:54.800 --> 00:03:59.400
جدی‌جدی انتظار داره پیاده تا اونجا باهات بیام؟

00:04:06.710 --> 00:04:10.180
می‌شه بذارید شوهرم رو ببینم؟

00:04:10.690 --> 00:04:13.710
!نمی‌خوام فراریش بدم؛ قسم می‌خورم

00:04:13.710 --> 00:04:16.190
.فقط می‌خوام یه‌کم به زخم‌هاش برسم

00:04:16.740 --> 00:04:17.520
چی؟

00:04:17.970 --> 00:04:19.000
...ولی

00:04:22.150 --> 00:04:25.280
...ولی رئیس گفت

00:04:37.610 --> 00:04:39.300
اینجا چه خبره؟

00:04:39.630 --> 00:04:42.420
.اون که دخترجونِ ارباب کتیل‌ـه

00:04:43.950 --> 00:04:44.790
!رئیس گفت

00:04:45.030 --> 00:04:48.840
.رئیس گفت می‌تونه به زخم‌های گاردار برسه

00:04:48.840 --> 00:04:50.070
.باور کن

00:04:59.080 --> 00:05:00.200
...گاردار

00:05:02.480 --> 00:05:03.820
.آرنیز

00:05:40.440 --> 00:05:42.230
حسابی زدنت؛ نه؟

00:05:44.660 --> 00:05:47.900
.آرنیز، طناب‌ها رو ببر

00:05:49.030 --> 00:05:50.870
.بیا برگردیم خونه

00:05:52.640 --> 00:05:54.360
.مشکلی نیست بابا

00:05:54.360 --> 00:05:56.870
.چیز تیزی همراهش نیست

00:05:57.390 --> 00:05:59.500
.پس خوبه که

00:05:59.980 --> 00:06:01.610
!هوی آرنیز

00:06:01.830 --> 00:06:04.880
.شوهرت که این‌همه راه اومده تا فقط تو رو ببینه

00:06:05.210 --> 00:06:09.260
چطوره به‌غیر از زخم‌هاش، بیشتر بهش برسی؟

00:06:11.890 --> 00:06:14.940
.وقتی این‌طوری بستیدش، نمی‌‌تونم کاری کنم

00:06:15.500 --> 00:06:17.390
می‌شه یه‌لحظه بازش کنید؟

00:06:17.390 --> 00:06:20.050
.اصلاً راه نداره همچین کاری کنیم

00:06:20.550 --> 00:06:22.490
!ولی دهنش رو که نبستیم

00:06:22.490 --> 00:06:24.140
.هنوز می‌تونی کمکش کنی

00:06:26.050 --> 00:06:27.580
!راست می‌گی

00:06:31.540 --> 00:06:32.970
.آرنیز

00:06:38.040 --> 00:06:39.580
.معذرت می‌خوام

00:06:43.940 --> 00:06:45.330
...دیگه

00:06:45.420 --> 00:06:47.060
...هیچ‌وقت

00:06:47.730 --> 00:06:49.570
...تو و یالتی رو

00:06:49.950 --> 00:06:51.320
.تنها نمی‌ذارم ...

00:06:52.610 --> 00:06:54.340
!هیچ‌وقت

00:06:56.850 --> 00:06:59.580
.اشتباه کردم

00:07:01.520 --> 00:07:05.610
.منو ببخش، آرنیز

00:07:34.280 --> 00:07:36.410
.به‌خاطرم درد خیلی زیادی کشیدی

00:07:37.320 --> 00:07:39.060
.بیا از نو شروع کنیم

00:07:39.290 --> 00:07:41.860
.همه‌چی رو مثل قبل می‌کنیم

00:07:43.200 --> 00:07:45.670
.دست‌هام رو باز کن

00:07:48.060 --> 00:07:51.140
.ببخشید، گاردار

00:07:51.300 --> 00:07:53.850
.ببخشید

00:08:00.160 --> 00:08:01.730
چی داری می‌گی؟

00:08:02.100 --> 00:08:04.710
.منم که باید ازت معذرت بخوام

00:08:06.120 --> 00:08:08.280
.خب، آرنیز

00:08:09.300 --> 00:08:10.900
.به خودت بیا

00:08:20.480 --> 00:08:22.230
.گند زد توی حس‌وحال

00:08:22.870 --> 00:08:24.970
.دیگه بارون داره شدیدتر می‌شه

00:08:24.970 --> 00:08:27.000
.من رفتم داخل

00:08:29.350 --> 00:08:31.610
قرار نبود حواسمون بهش باشه؟

00:08:32.000 --> 00:08:34.120
.یه نفر کافیه

00:08:34.120 --> 00:08:36.370
.خودت اون زن رو آوردی

00:08:36.720 --> 00:08:38.830
.خودت هم حواست باید بهش باشه

00:08:39.800 --> 00:08:41.370
!ای بابا

00:08:48.930 --> 00:08:52.170
آرنیز، کارِت تموم شد؟

00:08:52.170 --> 00:08:53.880
دیدیش دیگه؟

00:09:02.520 --> 00:09:06.520
،اگه یه ضعف بزرگ داشته باشم
.اینه که نمی‌تونم دست رد به سینۀ زن‌ها بزنم

00:09:07.640 --> 00:09:09.520
.دیگه جمع کن و برو

00:09:11.640 --> 00:09:12.980
!بجنب؛ بلند شو

00:10:25.440 --> 00:10:28.540
.آرنیز، طرف یه چاقو به زانوش بسته بود

00:10:28.540 --> 00:10:30.980
.باهاش طناب رو ببر

00:10:32.150 --> 00:10:34.980
!آرنیز، زود باش

00:10:38.460 --> 00:10:39.150
!اوضاع خرابه

00:10:39.180 --> 00:10:39.900
!کشتنش

00:10:40.850 --> 00:10:41.780
مُرده؟

00:10:41.780 --> 00:10:42.870
مگه چه غلطی داشت می‌کرد؟

00:10:42.180 --> 00:10:43.490
!به خودت بیا

00:10:44.250 --> 00:10:45.000
!زود باش

00:10:45.390 --> 00:10:46.620
!طناب‌ها

00:10:47.940 --> 00:10:49.880
.این‌طوری هر دومون رو می‌کشن

00:10:55.910 --> 00:10:57.380
!آرنیز

00:11:23.040 --> 00:11:24.730
.رئیس، کار از کار گذشته

00:11:24.730 --> 00:11:26.630
.همه‌شون مُردن

00:11:31.280 --> 00:11:33.030
...اون کودن‌ها

00:11:34.270 --> 00:11:36.790
چند بار بهشون گفتم حواس‌شون جمع باشه؟

00:11:41.780 --> 00:11:43.510
.رئیس، اینجا رو نگاه کنید

00:11:46.790 --> 00:11:48.180
.شمشیر یکی از افراده

00:11:49.400 --> 00:11:51.200
.نوکش رو ببینید

00:11:52.150 --> 00:11:54.180
به‌خاطر بارون، ردی از خون نمونده؛

00:11:54.380 --> 00:11:55.660
.ولی آثار چربی رو می‌شه روش دید

00:11:56.170 --> 00:11:57.930
.تونستن زخمی‌ش کنن

00:11:59.520 --> 00:12:01.070
.عمیق هم بوده

00:12:01.070 --> 00:12:01.900
.درسته

00:12:02.550 --> 00:12:04.710
.حالا کنار اون‌یکی زخمش، یه زخم دیگه هم داره

00:12:05.940 --> 00:12:08.090
.اسبی هم اینجا نبوده

00:12:10.240 --> 00:12:11.270
!دنبالش می‌ریم

00:12:11.860 --> 00:12:13.940
!نمی‌تونه زیادی دور شده باشه

00:12:15.010 --> 00:12:17.790
،قبل از اینکه از مزرعه فرار کنه
!قال قضیه رو می‌کَنیم

00:12:19.350 --> 00:12:20.800
،همون‌ لحظه که چشم‌تون بهش خورد

00:12:22.680 --> 00:12:23.820
!می‌کشنیش

00:12:59.010 --> 00:13:02.490
نتونستی بخوابی، اِینار؟

00:13:06.600 --> 00:13:08.570
.انگار تو هم نخوابیدی

00:13:09.140 --> 00:13:11.580
موقع خواب سروصدا نکردی و
.منم بیدار کردی

00:13:13.990 --> 00:13:15.800
.آره؛ یه‌جورایی

00:13:17.250 --> 00:13:19.110
حواسِت به من بود؟

00:13:20.330 --> 00:13:24.470
فکر می‌کردی ممکنه موقع شب
دست به کار احمقانه‌ای بزنم؟

00:13:27.490 --> 00:13:28.550
.همچین کاری نمی‌کنم

00:13:29.310 --> 00:13:31.610
.نمی‌خوام برای آرنیز دردسر درست کنم

00:13:36.640 --> 00:13:38.330
چرا آخه؟

00:13:39.610 --> 00:13:43.220
.داشتیم در آرامش زندگی‌مون رو می‌کردیم

00:13:45.760 --> 00:13:50.570
.درست نیست آزادی یکی رو به‌زور ازش بگیری

00:13:51.600 --> 00:13:52.640
.درست نیست

00:14:00.950 --> 00:14:01.950
...من

00:14:02.930 --> 00:14:05.770
بیشتر زندگیم رو توی میدون جنگ سپری کردم؛ ...

00:14:06.630 --> 00:14:08.360
.حق ندارم چیزی در این‌باره بگم

00:14:09.350 --> 00:14:10.260
...ولی

00:14:11.890 --> 00:14:13.030
.درست نیست ...

00:14:14.190 --> 00:14:15.430
.کارم درست نبود

00:14:18.150 --> 00:14:23.300
.فکر نکنم آرنیز بدونه قبلاً یه جنگجو بودی

00:14:25.200 --> 00:14:26.620
.واقعاً پَستم

00:14:27.490 --> 00:14:28.450
...من

00:14:29.170 --> 00:14:32.520
.می‌ترسم زن مهربونی مثل اون، از گذشته‌م چیزی بفهمه ...

00:14:34.210 --> 00:14:38.730
.نمی‌فهمم چطور قبلاً با کشتن اون‌همه آدم هیچ مشکلی نداشتم

00:14:41.760 --> 00:14:45.780
.برام سخته تصور کنم همچین آدمی بودی

00:14:49.110 --> 00:14:50.440
،می‌گم تورفین

00:14:51.570 --> 00:14:53.620
یادته اون روز چی بهم گفتی؟

00:14:54.190 --> 00:14:55.900
جدی بودی؟

00:14:55.900 --> 00:14:56.830
چی؟

00:14:57.750 --> 00:15:03.840
ازم پرسیدی واقعاً می‌شه این دنیا رو از
.جنگ و بردگی نجات داد یا نه

00:15:05.240 --> 00:15:08.180
برای من که مثل یه رؤیا می‌مونه؛

00:15:08.740 --> 00:15:13.850
،ولی تو که طعم هر دو رو چشیدی
.شاید نظری داشته باشی

00:15:17.320 --> 00:15:18.500
چی‌کار باید بکنیم؟

00:15:19.730 --> 00:15:23.910
چطور می‌تونیم از شر جنگ و بردگی خلاص بشیم؟

00:15:28.720 --> 00:15:33.110
فقط می‌تونم از دید خودم جوابت رو بدم؛

00:15:35.140 --> 00:15:38.500
.ولی خیلی از برده‌ها، حاصل جنگ‌هان

00:15:39.730 --> 00:15:44.060
.کسایی که شکست‌ می‌خورن، برده می‌شن

00:15:45.270 --> 00:15:48.620
.مثل تو و آرنیز

00:15:50.820 --> 00:15:53.990
.نمی‌شه مزری رو بین جنگجو و برده‌فروش مشخص کرد

00:15:55.370 --> 00:16:00.760
برده‌ها ممکنه از جاهای دیگه هم بیان؛
.ولی جنگ بزرگ‌ترین عامل محسوب می‌شه

00:16:01.470 --> 00:16:05.180
،اگه جنگ‌های کمتری اتفاق بیفتن
.آدم‌های کمتری هم بردگی می‌کشن

00:16:09.410 --> 00:16:10.280
...ولی

00:16:10.610 --> 00:16:11.910
...مردهای نورس

00:16:12.390 --> 00:16:15.080
.جنگ رو چیز بدی نمی‌دونن ...

00:16:16.870 --> 00:16:20.910
.شجاعت و ثروت، اعتبار یه مرد نورس رو مشخص می‌کنن

00:16:21.680 --> 00:16:27.050
هرچی دشمن‌های بیشتری بکشی و با غنائم
.ارزشمندتری برگردی، احترام بیشتری بهت می‌ذارن

00:16:28.670 --> 00:16:34.630
،به‌خاطر همین هم پدرها به پسرهاشون جنگیدن یاد می‌دن
.بهشون سلاح می‌دن و اونا رو راهی جنگ می‌کنن

00:16:35.620 --> 00:16:40.580
این سنت، چیزیه که مردم نورس از قدیم و
.بدون کوچک‌ترین تردیدی بهش پایبند موندن

00:16:42.360 --> 00:16:46.440
اصلاً آسون نیست دست از کاری بکشی
.که فکر می‌کنی توی ذات توئه

00:16:49.250 --> 00:16:51.940
.ولی آدم‌هایی مثل تو هم هستن

00:16:52.760 --> 00:16:57.460
یعنی این‌قدر عجیبه زندگی‌ت رو
بدون صدمه‌زدن به بقیه بگذرونی؟

00:16:59.670 --> 00:17:04.580
.توی جامعه‌ای از مردم نورس، ترسوها زنده نمی‌مونن

00:17:09.400 --> 00:17:10.730
.ولی اشکالی نداره

00:17:11.670 --> 00:17:17.050
ترجیح می‌دم یه مطرود باشم تا اینکه
.بار روی دوشم از اینم سنگین‌تر بشه

00:17:19.080 --> 00:17:20.230
بار؟

00:17:25.910 --> 00:17:27.220
.اونایی که مُردن

00:17:29.880 --> 00:17:32.140
.اونایی که به‌خاطر من مُردن

00:17:34.050 --> 00:17:39.240
.هر شب روح اونا پیداشون می‌شه تا عذابم بدن

00:17:40.000 --> 00:17:41.280
«چرا ما رو کشتی؟»

00:17:42.140 --> 00:17:46.940
«وقتی پدرت رو کشتن، غرق در خشم و تنفر شدی؛»

00:17:47.450 --> 00:17:51.820
ولی با وجود چشیدن این درد، اون رو»
«.با کشتن پدرها، پسرها و برادرها به بقیه تحمیل کردی

00:17:54.050 --> 00:17:58.120
.باید تاوان کشتن این آدم‌ها رو بدم

00:17:59.040 --> 00:18:03.850
.باید اونا رو جایی ببرم که بالأخره بتونن در آرامش باشن

00:18:05.390 --> 00:18:08.500
.دیگه نمی تونم بیشتر از این، تحملش کنم

00:18:09.400 --> 00:18:12.820
.حتی تصور اضافه‌شدن یه آدم دیگه هم برام سخته

00:18:20.080 --> 00:18:21.650
،کل این مدت داشتم فکر می‌کردم

00:18:22.820 --> 00:18:25.450
.که برای تاوان‌دادن باید چی‌کار کنم

00:18:27.170 --> 00:18:32.600
.نمی‌شه به نکشتن و نابودنکردن گفت تاوان

00:18:35.910 --> 00:18:41.340
.باید بیشتر از گندم‌هایی که زیر پاهام نابود شدن، ازشون بکارم

00:18:42.560 --> 00:18:47.270
.باید بیشتر از خونه‌هایی که آتیش زدم و نابود کردم، ازشون بسازم

00:18:48.900 --> 00:18:53.960
.هنوز نمی‌دونم چطوری می‌شه این دنیا رو از جنگ نجات داد

00:18:55.160 --> 00:19:01.720
.ولی یه مزرعه هم می‌تونه کافی باشه

00:19:04.020 --> 00:19:08.340
می‌خوام به جایی برم که
.آدم‌ها نیازی به شمشیر نداشته باشن

00:19:19.940 --> 00:19:24.170
ولی چطوری می‌خوای از اونجا دفاع کنی؟

00:19:25.590 --> 00:19:27.640
منم از جنگ بدم میاد؛

00:19:28.550 --> 00:19:32.060
.ولی بالأخره هرجایی سروکلۀ وایکینگ‌ها پیدا می‌شه

00:19:33.300 --> 00:19:38.220
،بعضی‌وقتا برای دفاع از آزادی و صلح
.باید دست به شمشیر ببری

00:19:41.890 --> 00:19:43.100
...ولی

00:19:44.070 --> 00:19:45.850
.این‌طوری هم خوب نیست ...

00:19:47.560 --> 00:19:50.310
.جنگیدن برای صلح، هیچ معنایی نداره

00:19:50.810 --> 00:19:55.540
.بازم توی اون جهنم خونین گرفتار می‌شی

00:20:01.960 --> 00:20:08.330
.پس همیشه یه رؤیا می‌مونه

00:20:10.480 --> 00:20:15.910
برای رسیدن به همچین رؤیایی باید
.به یه جای خیلی‌خیلی دور بری

00:20:16.980 --> 00:20:19.690
.جایی که حتی دست وایکینگ‌ها هم بهش نرسه

00:20:21.280 --> 00:20:26.970
.سرزمینی برای مطرودها

00:20:35.540 --> 00:20:41.760
اگه به اون‌طرف دریا برم، به چی می‌رسم؟

00:20:44.210 --> 00:20:47.050
فکر کنم هیچی اونجا نباشه؛ مگه نه؟

00:20:48.230 --> 00:20:51.720
فرقی نمی‌کنه چقدر از اینجا دور بشم؛
.هیچی عوض نمی‌شه

00:20:52.630 --> 00:20:56.150
.همه‌جا پر از جنگ و برده‌فروش شده

00:21:05.780 --> 00:21:07.250
،در غرب دور

00:21:08.470 --> 00:21:09.900
،اون‌طرف دریا

00:21:16.690 --> 00:21:19.100
،جایی که دست هر پادشاهی ازش کوتاهه

00:21:19.550 --> 00:21:21.640
.و هیچ برده‌فروشی ازش خبر نداره

00:21:22.280 --> 00:21:25.130
.سرزمینی که در آن‌سوی افق قرار داره

00:21:28.140 --> 00:21:30.810
همچین جایی هم وجود داره؟

00:21:31.110 --> 00:21:32.120
.داره

00:21:32.290 --> 00:21:33.740
.فراموش کرده بودم

00:21:34.230 --> 00:21:39.310
.وقتی بچه بودم، یه دریانورد به‌اسم لیف درباره‌ش بهم گفت

00:21:40.960 --> 00:21:47.960
،اون‌طرف دریا و به‌سمت غرب
.سرزمین حاصل‌خیز و دست‌نخورده‌ای وجود داره

00:21:51.350 --> 00:21:53.240
.این که عالیه

00:21:54.060 --> 00:21:54.900
...پس

00:21:55.490 --> 00:21:57.380
...پس اگه بریم اونجا

00:21:57.380 --> 00:21:58.300
.نه

00:21:59.730 --> 00:22:02.180
بهم گفت که خیلی از اینجا دوره؛

00:22:02.720 --> 00:22:04.810
.منم نمی‌دونم دقیقاً کجاست

00:22:07.000 --> 00:22:08.790
.ولی باید یه ملت اونجا داشته باشیم

00:22:09.720 --> 00:22:12.700
برای این کار هم لازمه مطرودهای زیادی
.مثل خودمون رو به اونجا ببریم

00:22:13.510 --> 00:22:14.940
.کار خیلی سختی می‌شه

00:22:21.640 --> 00:22:22.780
.که این‌طور

00:22:23.910 --> 00:22:26.110
...ولی

00:22:27.520 --> 00:22:31.160
.خیلی‌وقت بود همچین خبر خوبی به‌گوشم نخورده بود ...

00:23:03.250 --> 00:23:04.450
.حواستون جمع باشه

00:23:05.180 --> 00:23:06.610
.طرف قویه

00:23:06.610 --> 00:23:07.620
.گرفتم

00:23:09.070 --> 00:23:11.510
چـ ـ چه خبر شده؟

00:23:11.660 --> 00:23:12.940
.صبح‌زود هم هست

00:23:17.810 --> 00:23:20.980
.انگار اینجا نیست

00:23:21.490 --> 00:23:23.980
.خرت‌وپرت‌های زیادی اینجاست؛ نمی‌شه مطمئن بود

00:23:25.110 --> 00:23:26.920
!همه‌شون رو بندازید بیرون

00:23:30.410 --> 00:23:33.190
.دارن چی‌کار می‌کنن

00:23:35.360 --> 00:23:36.500
.فرار کرده

00:23:37.290 --> 00:23:38.040
چی؟

00:23:38.520 --> 00:23:40.010
.گاردار فرار گرده

00:23:40.600 --> 00:23:44.280
.دلیلی نداره بخوان سایه‌بون دو تا برده رو این‌طوری بگردن

00:23:50.850 --> 00:23:52.020
!آرنیز