WEBVTT

00:00:01.520 --> 00:00:04.680
‫آلت قتاله.
‫خوب کاری کردی نگهش داشتی.
‫« آنچه گذشت... »

00:00:04.680 --> 00:00:06.040
‫لوسیا روهاس

00:00:06.040 --> 00:00:08.600
‫مادرم یکی دیگه از
‫قربانی‌های نخ سرخـه

00:00:08.600 --> 00:00:09.400
‫دارن واسه بزرگ‌ترین جنایتی که

00:00:09.400 --> 00:00:12.200
‫توی ذهن بشر شکل گرفته آماده میشن

00:00:13.040 --> 00:00:15.360
‫حالا که لردی بین‌مون نیست، بانوی من،

00:00:15.360 --> 00:00:18.600
‫شاید بتونیم یه راه بهتری
‫واسه آشنایی پیدا کنیم

00:00:18.600 --> 00:00:20.400
‫می‌خواست...

00:00:20.400 --> 00:00:22.560
‫ولی بیشتر مایلم در مورد تلفن‌ها بدونم

00:00:22.560 --> 00:00:25.200
‫تلفن‌ به درد تحقیق و ردیابی نمی‌خوره

00:00:25.200 --> 00:00:27.200
‫مثلاً وقتی که دختر سفیر آمریکا رو نجات دادم

00:00:27.200 --> 00:00:30.600
‫جواهرات مسروقه‌ی سفیر رو هم پیدا کردید؟

00:00:30.600 --> 00:00:32.080
‫نه هنوز

00:00:32.080 --> 00:00:34.560
‫خودم شخصاً مسئولیت
‫این پرونده رو به عهده گرفتم

00:00:34.560 --> 00:00:36.640
‫پس مطمئنم جواهرات پیدا میشن

00:00:36.640 --> 00:00:37.880
‫مایکل وایلی هستم

00:00:37.880 --> 00:00:40.440
‫اسم پسر یکی از
‫خطرناک‌ترین خلاف‌کارهای کشوره

00:00:40.440 --> 00:00:42.880
‫ملقب به دن موریارتی

00:00:42.880 --> 00:00:44.280
‫جاسوس که کلمه‌ی قشنگی نیست

00:00:44.280 --> 00:00:45.640
‫به چی علاقه دارید پس؟

00:00:45.640 --> 00:00:48.080
‫رابطه‌ی رئیست با پروفسور موریارتی

00:00:48.080 --> 00:00:50.280
‫اگه بتونی ته و توش رو در بیاری،
‫از خجالتت در میام

00:00:50.280 --> 00:00:51.200
‫فردا منتظرت می‌مونم

00:00:51.200 --> 00:00:54.760
‫توی چایخونه‌ی خانم بیلی توی خیابون پارک

00:01:07.720 --> 00:01:09.320
‫بفرما تو، خانم هلیگن

00:01:09.320 --> 00:01:12.360
‫کارآگاه سوان و دوستش رو هم با خودت بیار

00:01:13.480 --> 00:01:15.920
‫معذرت می‌خوام، آقای هولمز، ولی
‫از کجا فهمیدید کی اومده؟

00:01:15.920 --> 00:01:18.280
‫از پله‌ها ‫صدای پای سه نفر رو شنیدم و

00:01:18.280 --> 00:01:20.240
‫استنباطش خیلی سخت نبود که
‫بخوام بفهمم

00:01:20.240 --> 00:01:23.240
‫نصاب تلفنی که کارآگاه سوان قول داده بود

00:01:23.240 --> 00:01:26.680
‫تا قبل ۹ صبح بیاد اینجا،
‫به طرز بسیار عجیبی

00:01:26.680 --> 00:01:29.120
‫سه‌ونیم بعد از ظهر
‫سروکله‌اش پیدا شده

00:01:29.120 --> 00:01:32.720
‫روز بخیر، آقای هولمز.
‫اجازه بدید معرفی کنم...

00:01:32.720 --> 00:01:35.000
‫آقای پیت پاوند هستم، در خدمت شما

00:01:37.040 --> 00:01:39.280
‫فکر کنم در آینده ‫اگه تأخیر داشتید

00:01:39.280 --> 00:01:41.600
‫می‌تونید با تلفن جدیدم تماس بگیرید و
‫اطلاع بدید

00:01:41.600 --> 00:01:42.600
‫هر چی شما بگید، قربان

00:01:42.600 --> 00:01:45.320
‫خب، بفرمایید کجا دستگاه رو ‫نصب کنم؟

00:01:45.320 --> 00:01:47.120
‫یه جایی نزدیک همین میز

00:01:47.120 --> 00:01:49.440
‫آقای هولمز، تجدید نظر کنید

00:01:49.440 --> 00:01:51.720
‫نصب این وسیله
‫توی اتاق‌تون مساویـه با

00:01:51.720 --> 00:01:53.320
‫پایان حریم خصوصی‌ شما

00:01:53.320 --> 00:01:55.320
‫وای، نه، نه، نه، خانم هلیگن

00:01:55.320 --> 00:01:57.320
‫تصور کنید در حالی که
‫بی‌دغدغه توی اتاق خودتون نشستید،

00:01:57.320 --> 00:01:59.360
‫بتونید با کل دنیا ارتباط برقرار کنید

00:01:59.360 --> 00:02:03.360
‫می‌تونید پلیس خبر کنید یا دکتر

00:02:03.360 --> 00:02:05.600
‫یا اصلاً با اقوام و دوستان
‫راه دورتون صحبت کنید

00:02:05.600 --> 00:02:06.800
‫بسی حیرت‌انگیزه

00:02:06.800 --> 00:02:09.120
‫عذر می‌خوام، جناب.
‫یه چندتا اندازه‌گیری لازمـه.

00:02:11.280 --> 00:02:12.440
‫با عرض پوزش، قربان

00:02:12.440 --> 00:02:15.200
‫در رو که باز کردم،
‫این اوباش پریدن تو

00:02:15.240 --> 00:02:16.480
‫موردی نداره، آقای هلیگن

00:02:16.480 --> 00:02:17.640
‫منتظر این جوونک‌ها بودم

00:02:17.640 --> 00:02:19.000
‫بله، چی شده؟

00:02:19.000 --> 00:02:20.520
‫شرمنده بدون اطلاع قبلی اومدیم، آقای هولمز

00:02:20.560 --> 00:02:22.280
‫ولی مایکل وایلی‌نامی که
‫دنبالش بودید رو پیدا کردیم

00:02:22.320 --> 00:02:23.960
‫بسیارعالی، مرحبا

00:02:24.920 --> 00:02:25.960
‫کارآگاه سوان،

00:02:26.920 --> 00:02:28.920
‫فکر کنم برای نصب تلفن
‫نیازی به حضور بنده ندارید

00:02:28.920 --> 00:02:30.400
‫بله، همینطوره، جناب هولمز

00:02:30.400 --> 00:02:31.880
‫خانم و آقای هلیگن،

00:02:31.880 --> 00:02:33.600
خونه رو می‌سپارم به شما

00:02:33.600 --> 00:02:35.080
‫شاو، با دوست‌هات بریم

00:02:35.080 --> 00:02:38.160
‫با آقای وایلی آشنا بشیم

00:02:46.240 --> 00:02:48.560
‫دیگه کم‌کم داشتم از
‫اومدنت قطع امید می‌کردم

00:02:48.600 --> 00:02:49.720
‫اجازه دارم بگم

00:02:49.720 --> 00:02:51.160
‫چشم‌هام به در خشک شد؟

00:02:51.160 --> 00:02:52.800
‫گل‌هات پیشکش خودت

00:02:52.800 --> 00:02:54.320
‫صرفاً اومدم بهت بگم چیزی

00:02:54.320 --> 00:02:55.560
‫درباره‌ی آقای هولمز بهت نمیگم

00:02:55.560 --> 00:02:56.840
‫ولی خیال می‌کردم توافق کردیم...

00:02:56.840 --> 00:03:01.160
‫نه، من با آقایی
‫به اسم مایکل وایلی توافق کردم

00:03:01.160 --> 00:03:03.600
‫جنابعالی دن موریارتی هستی و
‫پدرت

00:03:03.600 --> 00:03:06.520
‫یه مجرم جانیـه که
‫قصد جون آقای هولمز رو کرده بود

00:03:06.520 --> 00:03:09.200
‫اینارم امروز صبح که داشتم ‫از خونه
بیرون می‌رفتم ‫از دهن خودش شنیدم

00:03:09.200 --> 00:03:11.200
‫آروم، خواهش می‌کنم.
‫مردم می‌شنون.

00:03:11.200 --> 00:03:13.480
‫چی؟ اینجوری بابت دروغی که گفتی
‫عذرخواهی می‌کنی؟

00:03:13.480 --> 00:03:14.480
‫نه، نه، نه

00:03:14.480 --> 00:03:16.560
‫البته که خیلی بابت دروغم شرمنده‌ام، اما...

00:03:21.720 --> 00:03:26.520
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت پنجم: بدبین »

00:03:26.560 --> 00:03:27.880
‫خانم هلیگن

00:03:27.880 --> 00:03:31.040
‫لطفاً حواس‌تون باشه توی این چند دقیقه،
‫نه کارآگاه سوان و

00:03:31.040 --> 00:03:33.040
‫نه آقای پاوند وارد اتاق نشن

00:03:33.040 --> 00:03:36.440
‫چشم، قربان

00:03:39.440 --> 00:03:42.200
‫حالا رفتار زشتت رو

00:03:42.200 --> 00:03:44.000
‫توجیه کن

00:03:44.000 --> 00:03:46.760
‫- نمی...
‫- شما نه. آقای موریارتی

00:03:47.320 --> 00:03:49.120
‫توی مسیر،

00:03:49.120 --> 00:03:52.800
‫خانم روهاس مدعی شد که
‫مُصر به جاسوسی از بنده بودید

00:03:52.800 --> 00:03:53.920
‫انکار می‌کنی؟

00:03:53.920 --> 00:03:56.680
‫ناگفته نمونه، جناب،
‫مسئله یه کنجکاوی ساده نیست

00:03:56.680 --> 00:03:57.800
‫تا جواب قانع‌کننده ازت نشنوم

00:03:57.800 --> 00:04:00.800
‫از جات تکون نمی‌خوری

00:04:00.800 --> 00:04:02.800
‫داستانش مفصلـه، آقای هولمز

00:04:02.800 --> 00:04:04.880
‫خب، خلاصه‌اش کن

00:04:04.880 --> 00:04:06.480
‫پدرت تاوان گزافی داد ‫تا فهمید

00:04:06.480 --> 00:04:08.040
‫چقدر توی استنباطِ

00:04:08.040 --> 00:04:10.720
‫اطلاعات محدود توانایی دارم

00:04:10.720 --> 00:04:12.640
‫داستان از خود پدرم شروع میشه

00:04:13.800 --> 00:04:15.240
‫بعد از مرگ مادرم،

00:04:15.240 --> 00:04:18.400
پدرم دنیاش توی سوگواری و کارش
خلاصه شده بود

00:04:18.400 --> 00:04:19.840
‫من هم که به حال خودم رها شده بودم،

00:04:19.840 --> 00:04:23.800
‫یه خانواده‌ی سارق من رو
‫به فرزندی قبول کردن و گولم زدن که

00:04:23.800 --> 00:04:26.040
‫به نفع خودشون
‫دست توی جیب مردم بکنم

00:04:26.040 --> 00:04:28.080
ننه‌من‌غریبم‌بازیِ قشنگیـه

00:04:28.960 --> 00:04:30.600
‫دزد ماهری نبودم و

00:04:30.720 --> 00:04:32.640
‫توی نُه سالگی دستگیر شدم

00:04:32.640 --> 00:04:33.840
‫ولی بچه‌ای بیش نبودی

00:04:33.880 --> 00:04:35.880
‫از دید سلطنت جور دیگه بود

00:04:35.920 --> 00:04:38.280
‫گرفتن من رو فرستادن استرالیا و

00:04:38.280 --> 00:04:41.920
‫فروختنم به یه دامدار ‫توی یه جای پرت و
شدم کارگر

00:04:41.920 --> 00:04:43.400
‫چطور تونستن همچین کاری بکنن؟

00:04:43.440 --> 00:04:45.240
‫توی لندن، معضل بزهکاری نوجوون‌ها و

00:04:45.280 --> 00:04:47.760
‫توی استرالیا،
‫کمبود نیروی کار بیداد می‌کرد

00:04:47.760 --> 00:04:49.960
‫هر تصمیمی هم در راستای
‫حلِ یکی از این دو معضل به‌واسطه‌ی دیگری

00:04:49.960 --> 00:04:54.000
‫هم غیرانسانی بود و هم به‌شدت محبوب

00:04:54.000 --> 00:04:56.680
‫- سیاست
‫- بله، زندون‌ها رو خالی کردن

00:04:56.680 --> 00:04:59.640
‫ولی به یتیم‌خونه‌ها و
‫پرورشگاه‌ها هم رحم نکردن

00:05:00.520 --> 00:05:03.840
‫چه بچه‌هایی رو که
‫از آغوش خانواده‌شون دور و

00:05:03.840 --> 00:05:05.560
‫به اون سر دنیا تبعید نکردن،

00:05:05.560 --> 00:05:10.040
‫اون هم با شرایطی که درست نیست
‫جلوی یه خانم جوان مطرح بشه

00:05:10.040 --> 00:05:12.840
‫اطلاعات زیادی درباره‌ی
‫کودکان کار دارم

00:05:12.840 --> 00:05:15.720
‫شاید جرقه‌ی این کار از
‫مأموریت‌های کالیفرنیا خورده باشه

00:05:15.720 --> 00:05:18.160
‫مطمئن باش تو خواب هم
‫همچین وضعیتی رو ندیدی

00:05:18.160 --> 00:05:19.880
‫ممکن بود بشم یکی عین اونها...

00:05:19.880 --> 00:05:22.000
‫اگه من و مادرم مزرعه‌ی خودمون رو نمی‌داشتیم

00:05:23.000 --> 00:05:26.920
چند وقت ازت بیگاری کشیدن؟

00:05:27.080 --> 00:05:29.440
‫۱۴‏ ماه آزگار زمان برد تا بتونم

00:05:29.480 --> 00:05:31.960
‫فرار کنم و اسمم رو بذارم مایکل وایلی

00:05:32.240 --> 00:05:36.400
‫بعلاوه‌ی ۱۴ سال تلاش مداوم
‫برای کسب یه موقعیت

00:05:36.400 --> 00:05:39.840
‫توی یکی از شرکت‌های تجاری که
‫توی لندن شعبه داشته باشه

00:05:40.600 --> 00:05:44.200
‫از اونجایی که پدرم من رو پیدا نکرد،
‫خودم تصمیم گرفتم بیام سراغش

00:05:45.400 --> 00:05:47.360
‫ولی خیلی زود
‫بعد از رسیدنم اینجا،

00:05:47.360 --> 00:05:50.080
‫فهمیدم که پروفسور جیمز موریارتی

00:05:50.080 --> 00:05:52.160
‫دیگه ریاضی درس نمیده،

00:05:52.160 --> 00:05:54.320
‫بلکه شده سرکرده‌ی
یه امپراتوری جنایتکار گسترده‌ و

00:05:54.320 --> 00:05:55.440
افتاده ‫گوشه‌ی زندان

00:05:55.440 --> 00:05:57.560
‫از همونجا اصرار داره ببینتت

00:05:57.560 --> 00:06:00.120
‫یه روز،
‫وقتی که دِینش به جامعه ادا شد،

00:06:00.120 --> 00:06:04.080
‫امیدوارم من و پدرم
دوباره به آغوش هم برگردیم

00:06:04.080 --> 00:06:06.560
‫اما اگه با شرایط فعلی
‫به دیدنش برم،

00:06:06.560 --> 00:06:08.880
‫ممکنـه کارفرمام
‫به هویت واقعیم پی ببره...

00:06:08.880 --> 00:06:11.000
‫که شغل و آینده‌ات رو خدشه‌دار می‌کنه

00:06:11.040 --> 00:06:13.600
‫فکرش رو بکن،
‫پدرت ولت کنه به امون خدا

00:06:13.760 --> 00:06:15.120
واسه خودت مردی بشی و

00:06:15.120 --> 00:06:17.280
‫پدرت اصلاً ندونه وجود خارجی داری

00:06:17.280 --> 00:06:19.200
‫آره، چقدر مزخرف

00:06:19.200 --> 00:06:21.920
‫آمیلیا، لطفاً برو طبقه‌ی بالا و
‫وسایلت رو جمع کن

00:06:21.920 --> 00:06:23.520
‫چی؟ چرا؟

00:06:23.520 --> 00:06:25.080
‫خب، همونطوری که صحبت کردیم،

00:06:25.080 --> 00:06:27.080
‫قرار بود بری عمارت سفیر و

00:06:27.080 --> 00:06:28.440
‫محافظ دخترش بشی

00:06:29.880 --> 00:06:31.000
‫ولی من فکر می‌کردم...

00:06:31.000 --> 00:06:32.680
‫وسایلت رو که جمع کردی،

00:06:32.680 --> 00:06:35.720
‫تأثیر این تحول مثبت رو ارزیابی می‌کنیم

00:06:41.720 --> 00:06:43.560
‫آقای هولمز، خواهش می‌کنم

00:06:43.560 --> 00:06:45.720
‫تمنا می‌کنم. به حرفم گوش بدید

00:06:47.280 --> 00:06:48.760
‫سلام

00:06:48.760 --> 00:06:52.120
‫کارآگاه سوان هستم از
‫بخش علوم اسکاتلندیارد

00:06:52.120 --> 00:06:54.120
‫از دیدن‌تون خوشحالم.
‫من آمیلیا روهاس هستم.

00:06:54.120 --> 00:06:56.080
‫برای مشاوره از آقای هولمز اومدید اینجا؟

00:06:56.080 --> 00:06:58.680
‫- نه، براشون کار می‌کنم
‫- خب، بنده اومدم

00:06:58.680 --> 00:07:02.400
‫ناظر مراحل نصب تلفن جدیدشون باشم

00:07:02.400 --> 00:07:03.600
‫تا حالا از تلفن استفاده کردید؟

00:07:03.600 --> 00:07:04.520
‫- نه
‫- نه؟

00:07:04.520 --> 00:07:05.400
‫نه هنوز

00:07:05.400 --> 00:07:07.280
‫خب، اگه مایل بودید
‫تمرین کنید،

00:07:07.280 --> 00:07:09.080
‫کافیـه با این شماره تماس بگیرید

00:07:10.600 --> 00:07:13.160
‫تازه گفتم برام نصبش کنن،
‫برای همین حتماً جواب میدم

00:07:14.160 --> 00:07:18.000
‫اکثر روزهای زندگیم رو
‫گوشه‌ی دفترم سر می‌کنم. بیست‌وچهارساعتـه

00:07:18.000 --> 00:07:19.840
‫- می‌تونم...
‫- بله، البته

00:07:20.840 --> 00:07:24.480
‫شرمنده مصدع اوقات شدم

00:07:26.000 --> 00:07:28.160
‫از اونجایی هم که امکان ملاقاتش
‫توی زندون کاملاً صفره،

00:07:28.160 --> 00:07:31.280
‫می‌ترسم اگه اتهامات بیشتری
‫علیهش وارد کنید،

00:07:31.280 --> 00:07:33.720
‫دوره‌ی حبسش طولانی‌تر بشه

00:07:33.720 --> 00:07:36.520
‫آخه به نظرم اگه شرایط مهیا بشه،
‫حتماً این کار رو می‌کنید

00:07:36.520 --> 00:07:38.680
‫در این مورد، حرف درستی زدید

00:07:38.680 --> 00:07:39.720
‫اگه قانون دستم رو نمی‌بست،

00:07:39.760 --> 00:07:42.040
‫برای همیشه پروفسور رو
‫پشت میله‌های زندون نگه می‌داشتم

00:07:42.080 --> 00:07:44.080
‫متأسفانه، این یه مورد در توانم نیست

00:07:44.080 --> 00:07:45.400
‫ولی یه کاری ازم بر میاد و

00:07:45.400 --> 00:07:49.240
‫اون هم اینـه که ازت بخوام
‫تا جای ممکن از آمیلیا فاصله بگیری

00:07:49.240 --> 00:07:50.240
‫شما در جایگاهی نیستید که
‫بخواید همچین درخواستی بکنید

00:07:50.240 --> 00:07:52.680
‫خوب گوش‌هات رو باز کن، آقای موریارتی

00:07:52.680 --> 00:07:53.960
‫بهت دستور میدم...

00:07:53.960 --> 00:07:55.160
‫به چه حقی؟

00:07:55.160 --> 00:07:56.360
‫شما تازه استخدامش کردید

00:07:56.360 --> 00:07:58.200
‫در این مورد با شما بحث نمی‌کنم!

00:07:58.200 --> 00:08:02.200
‫یه خارجی دورگه‌ی بدون جایگاه و منزلت

00:08:02.200 --> 00:08:04.160
‫نباید با مردی که
‫اسم مستعار داره

00:08:04.160 --> 00:08:07.200
‫نشست‌وبرخاست کنه، آقای وایلی

00:08:07.200 --> 00:08:10.080
‫بعلاوه، دیگه نمی‌تونی
‫از پدرت فاصله بگیری

00:08:10.080 --> 00:08:11.600
‫اصرار داره بری ملاقاتش

00:08:11.600 --> 00:08:13.880
من فقط یه دفتردارم تو بازار بورس

00:08:13.880 --> 00:08:17.360
‫تمام‌وقت در اختیار کارفرمام،
جناب نایجل پارکس هستم

00:08:17.360 --> 00:08:19.960
‫وقتی تونستی برای چایی‌خوری
‫با خدمتکار من وقت خالی پیدا کنی،

00:08:19.960 --> 00:08:21.960
‫پس می‌تونی برای دیدن پدرت هم
‫وقتت رو خالی کنی

00:08:21.960 --> 00:08:24.960
‫قربان! بهشون گفتم بیرون بمونن

00:08:25.000 --> 00:08:26.840
‫شاید بهتر باشه
‫یه روز دیگه کارم رو تموم کنم

00:08:26.840 --> 00:08:28.840
اتفاقاً سه هفته‌ی دیگه وقت خالی دارم

00:08:28.840 --> 00:08:31.040
‫مسخره‌ست که
‫با مشتری‌ دست‌به‌نقدتون

00:08:31.040 --> 00:08:33.000
‫اینطوری بدرفتاری می‌کنید

00:08:33.000 --> 00:08:34.840
‫بسیارخب، آقای پاوند.
‫به کارتون ادامه بدید.

00:08:38.920 --> 00:08:41.120
‫حرف دیگه‌ای مونده، آقای وایلی؟

00:08:43.160 --> 00:08:45.120
‫در عجبم چطور آدم زیرکی مثل شما،

00:08:45.120 --> 00:08:48.160
‫آقای هولمز، شرایط فعلی رو با

00:08:48.160 --> 00:08:49.800
‫چشم‌اندازهای آینده اشتباه گرفته

00:08:49.800 --> 00:08:51.280
‫شاید به مرور زمان متوجه بشید که

00:08:51.280 --> 00:08:53.520
‫چقدر توانایی‌های من رو دست‌کم گرفتید

00:08:56.240 --> 00:08:59.880
‫راستی قبل رفتنم، آقای هولمز

00:08:59.880 --> 00:09:01.520
‫خدمت‌تون عرض کنم که آمیلیا

00:09:01.520 --> 00:09:04.200
‫مبلغ هنگفتی رو
‫برای جاسوسی از شما رد کرده

00:09:05.240 --> 00:09:07.400
‫خب، با توجه به شرایط فعلی
‫انتظار داشتم دقیقاً

00:09:07.400 --> 00:09:09.080
‫به همین موضوع اشاره کنی

00:09:09.080 --> 00:09:11.560
‫خانم هلیگن، بی‌زحمت مهمان‌ ما رو
‫تا بیرون راهنمایی کنید

00:09:11.600 --> 00:09:13.880
‫بله، جناب آقای هولمز

00:09:20.800 --> 00:09:22.560
‫آقای پاوند، آخرهای کارتونـه؟

00:09:22.600 --> 00:09:24.080
‫بله، چیزی نمونده

00:09:45.880 --> 00:09:48.440
‫به آقای هلیگن گفتم
‫داری من رو می‌فرستی برم

00:09:48.440 --> 00:09:50.480
‫اصلاً انصاف نیست

00:09:50.480 --> 00:09:53.400
‫فقط به خاطر اینـه که
‫بهت نگفتم دن تعقیبم می‌کرده؟

00:09:53.400 --> 00:09:55.920
‫خودت همیشه‌ی خدا
‫همه چی رو از من پنهون می‌کنی

00:09:55.960 --> 00:09:58.240
‫در مورد رفتنت به عمارت سفیر
‫خیلی قبل‌تر از اینکه

00:09:58.240 --> 00:10:00.080
‫تو رو با آقای موریارتی ببینم تصمیم گرفتیم

00:10:00.080 --> 00:10:02.200
‫بیشتر از این نمی‌تونم
‫چیزی در موردش بگم

00:10:02.200 --> 00:10:04.320
‫تو تازه اومدی لندن و
‫مردهای جوون از

00:10:04.320 --> 00:10:07.120
‫دخترهای ساده و کم‌سن‌وسال
‫سوءاستفاده می‌کنن

00:10:07.120 --> 00:10:10.160
‫ازت خواهش می‌کنم
‫توجهش رو جلب نکنی

00:10:10.160 --> 00:10:13.000
‫لندن رو نمی‌شناسم، پسرها رو که می‌شناسم

00:10:13.000 --> 00:10:15.800
‫می‌دونم قبلاً در مورد کار کردنِ من
‫برای خانواده‌ی اندرسون صحبت کرده بودیم

00:10:15.800 --> 00:10:17.880
‫ولی حس می‌کنی
‫می‌خوای تنبیهم کنی

00:10:17.880 --> 00:10:20.240
‫به خاطر اینکه بهم گفتی
‫با کسی که تعقیبم می‌کنه درگیر نشم و

00:10:20.280 --> 00:10:21.400
‫برعکسش اتفاق افتاد

00:10:21.440 --> 00:10:24.480
‫درستـه که به حرفم گوش نکردی و
‫اشتباه هم کردی

00:10:24.480 --> 00:10:25.880
‫تازه باید زودتر از اینها بهم می‌گفتی

00:10:25.880 --> 00:10:29.240
‫ولی شغل جدیدت، یعنی محافظت از کلارا
‫برای تنبیهت نیست

00:10:29.240 --> 00:10:31.280
‫یه توافقـه با اندرسون‌ها که

00:10:31.280 --> 00:10:33.240
‫نمی‌تونستم رد کنم

00:10:33.240 --> 00:10:35.240
‫پات که به عمارت سفیر باز بشه،

00:10:35.240 --> 00:10:37.360
‫دیگه آشکارا با من در ارتباط نیستی و

00:10:37.360 --> 00:10:39.160
‫اینجوری خطر کمتری تهدیدت می‌کنه

00:10:39.160 --> 00:10:41.040
‫- من از پس خودم بر میام
‫- کلارا هم مثل توئـه؟

00:10:42.200 --> 00:10:45.160
‫یادت باشه، آدم‌رباها اون رو در ازای
‫یه دسته‌کلید

00:10:45.160 --> 00:10:47.720
‫آزاد کردن، ولی دسته‌کلید چی؟

00:10:47.720 --> 00:10:50.040
‫ما باید از کلارا محافظت کنیم

00:10:50.040 --> 00:10:51.720
‫ما نمی‌دونیم سفیر چه کلیدهایی رو

00:10:51.720 --> 00:10:53.360
‫برای پس گرفتن دخترش معامله کرده

00:10:53.360 --> 00:10:56.200
‫چارلی درشکه‌چی هم از دست‌مون پریده

00:10:56.200 --> 00:10:59.320
‫بنابراین کلارا بهترین شانس ما
‫برای رسیدن به نخ سرخـه

00:10:59.320 --> 00:11:01.840
‫اگه می‌خوای واتسون و
‫خانم هادسون رو پیدا کنی و

00:11:01.840 --> 00:11:03.440
‫قاتل مادرت شناسایی بشه،

00:11:03.440 --> 00:11:06.280
‫باید از تموم فرصت‌هایی که
‫سر راهمون سبز میشه استفاده کنیم و

00:11:06.280 --> 00:11:09.200
‫حضورت توی عمارت سفیر

00:11:09.200 --> 00:11:10.840
‫شانس‌مون رو بیشتر می‌کنه

00:11:10.840 --> 00:11:14.800
‫حالا، این شماره تلفن منـه،

00:11:14.800 --> 00:11:18.200
‫اگه بالاخره بندوبساط نصب‌شون تموم بشه

00:11:18.200 --> 00:11:22.640
‫به محض اینکه چیزی درباره‌ی نخ سرخ فهمیدی،
‫بدون معطلی بهم زنگ بزن

00:11:24.480 --> 00:11:29.120
‫- چشم، تموم تلاشم رو می‌کنم
‫- ممنون

00:11:29.120 --> 00:11:32.920
‫آمیلیا، یادت نره،
‫لرد ویلاسی خودش رو کشت

00:11:32.920 --> 00:11:36.080
‫تا از دست نخ سرخ خلاص بشه و
‫خانواده‌اش رو نجات بده

00:11:36.080 --> 00:11:41.200
‫پس ازت خواهش می‌کنم
‫مراقب خودت باش

00:11:53.840 --> 00:11:56.040
‫تک‌تک شما یا خارجی هستید

00:11:56.040 --> 00:11:57.880
‫یا دختر بازرگان

00:11:57.880 --> 00:12:00.640
‫به بهانه‌ی تولد یا طبقه‌ی اجتماعی‌تون
‫در مضیقه هستید
(عمارت بانو وایولت)

00:12:00.640 --> 00:12:03.640
‫وقتی میگم طرز ایستادن و راه رفتن‌تون
‫اشرافیت شما رو می‌رسونه

00:12:03.640 --> 00:12:05.640
‫بهم اعتماد کنید

00:12:05.640 --> 00:12:08.120
‫مردان رده‌بالا از اون سر سالن رقص

00:12:08.120 --> 00:12:09.400
‫شونه‌ی افتاده یک دختر رو تشخیص میدن

00:12:09.400 --> 00:12:11.960
‫همگی یه قدم جلو،

00:12:11.960 --> 00:12:14.200
‫دو قدم عقب

00:12:14.200 --> 00:12:18.280
‫دوباره، سر بالا، لبخند محو

00:12:18.280 --> 00:12:21.520
‫یک قدم جلو، دو قدم عقب

00:12:21.520 --> 00:12:25.240
‫این نشونه‌ی خانم بودنِ شماست

00:12:25.240 --> 00:12:27.760
‫حالا

00:12:28.640 --> 00:12:29.440
‫حالا

00:12:31.560 --> 00:12:34.400
‫همینطوری که تعادل‌تون رو حفظ می‌کنید،

00:12:37.880 --> 00:12:40.840
‫یه موضوع مناسب
‫برای صحبت بین خانم و آقا

00:12:40.840 --> 00:12:43.080
‫پیشنهاد بدید

00:12:43.080 --> 00:12:45.040
‫- کلارا؟
‫- هنر

00:12:45.040 --> 00:12:48.560
‫خوبـه. بخصوص اگه
‫نظر خیلی قاطعی نداشته باشید

00:12:48.560 --> 00:12:50.600
‫ممکنـه آقا با نظرت مخالفت کنه

00:12:50.600 --> 00:12:52.600
‫- اِما
‫- سیاست

00:12:52.600 --> 00:12:54.560
‫ابداً

00:12:54.560 --> 00:12:58.480
‫اون آقا ممکنـه نظر خودش رو بگه.
‫اکثراً همین اتفاق میفته.

00:12:58.480 --> 00:13:03.560
‫این دغدغه‌ها در حد و اندازه‌ی خانم‌ها نیست

00:13:03.560 --> 00:13:06.840
‫مردها موقع نوشیدن برندی و کشیدن سیگار
‫خیال می‌کنن دنیا تحت کنترلشونـه،

00:13:06.840 --> 00:13:09.720
‫ولی این ماییم که
‫اونها رو کنترل می‌کنیم، خانم‌ها

00:13:09.720 --> 00:13:13.440
از همین مسیره که
به قدرت می‌رسیم

00:13:14.800 --> 00:13:17.280
‫ای خدا، برای امروز دیگه کافیـه

00:13:17.280 --> 00:13:18.480
‫کلاراجان، بیا یه لحظه

00:13:18.480 --> 00:13:19.880
‫باهات خصوصی کار دارم

00:13:19.880 --> 00:13:21.640
‫یکی همه‌ی کتاب‌ها رو جمع کنه و

00:13:21.640 --> 00:13:23.480
‫بذاره سر جاشون

00:13:23.480 --> 00:13:26.600
‫- کجا بذارم‌شون؟
‫- جاشون توی قفسه بالاییه‌ست

00:13:28.000 --> 00:13:31.600
‫دختر قشنگم،
‫متأسفم که این خبر رو بهت میدم

00:13:31.600 --> 00:13:32.640
‫همچنان

00:13:32.640 --> 00:13:34.640
‫اسمت صدر لیستـه،
‫شاید شرایط عوض شد و

00:13:34.640 --> 00:13:36.000
‫فصل جشن‌ها تمدید شد،

00:13:36.000 --> 00:13:40.000
‫ولی هنوز تاریخ دقیقی
‫برای جشنت مشخص نشده

00:13:40.000 --> 00:13:41.280
‫یه فکری دارم

00:13:44.000 --> 00:13:46.160
‫وای خدا! کلارا، بیا کمک!

00:13:46.160 --> 00:13:48.680
‫- حالش خوبـه؟
‫- اما؟ خواهش می‌کنم

00:13:48.680 --> 00:13:51.920
‫یکی کمک کنه، اما!

00:13:51.920 --> 00:13:53.720
‫- مُرده
‫- وایِ من

00:14:06.200 --> 00:14:08.160
‫برام عجیب نیست که
‫می‌خوای مدارکت رو نشونم بدی،

00:14:08.160 --> 00:14:10.880
‫چون به علاقه‌ات در خصوص این پرونده آگاهم
(دفتر بازرس برتویسل)

00:14:10.880 --> 00:14:12.720
‫- عه، چطور؟
‫- اون خانم جوانی که

00:14:12.720 --> 00:14:14.720
‫به نجات دختر سفیر کمک کرد

00:14:14.720 --> 00:14:16.320
‫خدمتکار شخص خودتـه

00:14:16.320 --> 00:14:18.600
‫نمی‌تونی منکر این بشی که
‫داره از دستوراتت پیروی می‌کنه

00:14:18.600 --> 00:14:22.080
‫پیگیر یه مورد شخصی مرتبط با این پرونده‌ست

00:14:22.080 --> 00:14:23.920
‫آخه خانم روهاس چه ارتباطی با

00:14:23.920 --> 00:14:26.280
‫جواهرات مسروقه‌ای به ارزش ۵۰هزار پوند داره؟

00:14:26.280 --> 00:14:27.680
‫خب، همین چند روز پیش
‫همین سؤال‌ها رو از

00:14:27.680 --> 00:14:29.320
‫لرد ویلاسی پرسیده بودی و

00:14:29.320 --> 00:14:32.240
‫بعدش سه قتل و یه خودکشی اتفاق افتاد

00:14:32.240 --> 00:14:35.760
‫اصلاً روحمم خبر نداشت
ویلاسی درگیر مشکلات مالیـه

00:14:35.760 --> 00:14:40.600
‫امروز اقرار می‌کنم که
‫انگار دستی توی این ماجرا داشته

00:14:40.600 --> 00:14:43.520
‫همدستی ویلاسی مثل روز روشن بود،

00:14:43.560 --> 00:14:45.360
‫اما بعید می‌دونم
‫قبل اینکه به خودش شلیک کنه

00:14:45.400 --> 00:14:47.360
‫سه نفر دیگه رو کشته باشه

00:14:47.880 --> 00:14:49.800
‫حیف شد که درشکه‌چیش،

00:14:49.800 --> 00:14:52.080
‫اولری بلفاست، کشته شد

00:14:53.040 --> 00:14:55.120
‫مظنون محشری می‌شد

00:14:55.120 --> 00:14:58.200
‫به گفته‌ی پلیس یه انقلابیـه که

00:14:58.200 --> 00:15:00.120
‫در پیِ سرنگونیِ سلطنتـه

00:15:00.120 --> 00:15:02.720
‫خب، عجیبـه که یه لرد
‫همچین آدمی رو استخدام کرده

00:15:02.720 --> 00:15:04.880
‫جواهرات مسروقه رو
‫توی مِلک ویلاسی پیدا کردید؟

00:15:04.880 --> 00:15:06.280
‫نه متأسفانه

00:15:06.280 --> 00:15:10.000
‫البته دوتا سرنخ پیدا کردم که
‫شاید برات جالب باشه

00:15:10.000 --> 00:15:12.920
‫توصیه کردی اطلاعات‌مون رو
‫با هم به اشتراک بذاریم،

00:15:12.920 --> 00:15:14.160
‫ولی فقط منم که دارم صحبت می‌کنم و

00:15:14.160 --> 00:15:15.480
‫تو فقط شنونده بودی

00:15:15.480 --> 00:15:18.440
خوبـه تو هم عادت کنی
اینجوری باشی، برتی

00:15:18.440 --> 00:15:20.000
‫با این حال، نوبت منـه

00:15:20.000 --> 00:15:22.480
‫خب، دوتا جسد دیگه‌ای که
‫توی مِلک ویلاسی

00:15:22.480 --> 00:15:26.080
‫پیدا کردید،
اجساد ‫آقایون ویمز و مگت،

00:15:26.080 --> 00:15:28.800
‫فی‌الواقع آدم‌ربا‌های کلارا اندرسون نبودن،

00:15:28.800 --> 00:15:30.680
‫بلکه همدست‌های آدم‌رباهاش بودن که

00:15:30.680 --> 00:15:32.880
‫همه‌شون توسط بزرگ‌ترین و

00:15:32.880 --> 00:15:35.760
‫شرورترین باند خلافکاری که تا حالا دیدم
‫به قتل رسیدن

00:15:35.760 --> 00:15:38.160
‫جرمی که باورش برای من و تصوراتم هم

00:15:38.160 --> 00:15:42.200
‫سخت و دور از انتظاره

00:15:42.200 --> 00:15:45.480
‫این همون باند تبهکاریـه که

00:15:45.480 --> 00:15:46.680
‫خدمتکارت باهاش مشکل شخصی داره؟

00:15:46.680 --> 00:15:48.800
‫اونها مادرش رو هم
‫وقتی توی کالیفرنیا

00:15:48.800 --> 00:15:50.280
‫زندگی می‌کردن کشتن

00:15:50.280 --> 00:15:53.840
‫راستی، توی جستجوهات

00:15:53.840 --> 00:15:55.960
‫به دنبال جواهرات مسروقه

00:15:55.960 --> 00:15:59.040
‫به یه همچین سلاحی برخوردی؟

00:16:00.640 --> 00:16:01.920
‫نه متأسفانه

00:16:03.120 --> 00:16:06.320
‫چرا خودت پیگیر این اتهامات نشدی؟

00:16:06.320 --> 00:16:08.120
‫من رو زیر نظر دارن، برتی

00:16:08.120 --> 00:16:11.040
‫اگه ببینن توی این مسائل ورود کردم،
‫ممکنـه به قیمت جون خیلی‌ها تموم بشه

00:16:11.040 --> 00:16:15.000
‫خب، سرنخ‌هام دیگه اونقدرها هم...

00:16:15.000 --> 00:16:16.400
‫جالب به نظر نمیان

00:16:16.400 --> 00:16:17.400
‫خب، برای من که هستن

00:16:18.440 --> 00:16:20.720
‫نمی‌تونم خیلی بمونم.
‫چی دستگیرت شد؟

00:16:20.720 --> 00:16:22.520
‫پنج جفت ردّپا و یه دکمه

00:16:24.840 --> 00:16:27.200
‫خب، انگار داریم به یه جاهایی می‌رسیم

00:16:27.200 --> 00:16:29.080
‫ایشالا که همینطوره، آقای هولمز

00:16:29.080 --> 00:16:30.240
‫ایشالا. دنبالم بیاید

00:16:32.480 --> 00:16:35.040
‫متوجهم که حیات‌وحش

00:16:35.040 --> 00:16:37.880
‫جای مناسبی برای متمدن‌شدن نبوده،

00:16:37.880 --> 00:16:42.880
‫ولی یه خدمتکار هیچوقت نباید
‫از کارفرماش کمک بخواد

00:16:42.880 --> 00:16:47.040
‫الان اِما فوت کرد

00:16:47.040 --> 00:16:49.280
‫حواست رو جمع کن، دخترجون

00:16:49.280 --> 00:16:51.280
‫عین سلطان جنگل،

00:16:51.280 --> 00:16:53.680
با چنگال‌های تیزمون اینجا رو

00:16:53.680 --> 00:16:56.040
کردیم امپراتوری

00:16:58.480 --> 00:17:01.360
‫دفعه‌ی بعدی که کمک‌لازم بودی
‫اینو یادت باشه

00:17:20.240 --> 00:17:22.680
‫مشخصـه که اولین ردپاها مال

00:17:22.680 --> 00:17:24.600
‫یه مردی بوده که یه‌نمه لنگ می‌زده

00:17:24.600 --> 00:17:26.120
‫دومین ردپا متعلق به زنی بوده که

00:17:26.120 --> 00:17:29.120
‫یکی دو دفعه توی مسیر سکندری خورده

00:17:29.120 --> 00:17:31.200
‫این دو جفت ردپا کنارِ

00:17:31.200 --> 00:17:33.280
‫رد چرخ‌های یه کالسکه ناپدید میشن که

00:17:33.280 --> 00:17:36.040
‫از خیابون به سمت لندن در حرکت بوده

00:17:36.040 --> 00:17:40.000
‫به نظرم این آقایون
‫این دکمه رو توی مسیر گم کردن،

00:17:40.000 --> 00:17:41.640
‫ولی مشخص نیست

00:17:41.640 --> 00:17:42.960
‫چرا اتفاقاً هست

00:17:42.960 --> 00:17:45.040
‫دکمه قدیمی نیست، درستـه؟

00:17:45.040 --> 00:17:47.600
‫پس تازه افتاده و اتفاقی هم نبوده

00:17:47.600 --> 00:17:49.440
‫ببین نخش چطوری پاره شده

00:17:49.440 --> 00:17:52.400
‫عمداً از جلیقه‌ی یه بابایی کنده شده و

00:17:52.400 --> 00:17:54.920
اینجا انداختنش که ما پیگیرش بشیم

00:17:54.960 --> 00:17:58.640
‫باریکلا رفیق شفیق و قدیمی من.
‫باریکلا.

00:17:58.760 --> 00:18:00.920
‫لطف داری

00:18:00.920 --> 00:18:03.520
‫خوشحالم می‌بینم این دکمه
‫اطلاعات بیشتری از این اتفاق بهمون داده

00:18:03.560 --> 00:18:05.040
‫از این اتفاق نه، از صاحب دکمه

00:18:05.600 --> 00:18:09.320
‫می‌بینی چطور دکمه
‫از صدف ساخته شده و

00:18:09.360 --> 00:18:11.760
‫پارچه‌ای که بهش
‫دوخته شده از جنس اعلاست؟

00:18:11.800 --> 00:18:14.640
‫پس این متعلق به فرد متخصصـه

00:18:14.640 --> 00:18:17.160
‫می‌بینی روش یه فرورفتگی داره؟

00:18:17.160 --> 00:18:19.080
‫که همین نشون میده مرتباً
‫به یه جسم فلزی

00:18:19.080 --> 00:18:21.120
‫مثل گوشیِ پزشکی برخورد کرده

00:18:21.120 --> 00:18:24.800
‫برتی، این دکمه نشونه‌ی زنده بودنـه و

00:18:24.800 --> 00:18:27.000
‫باید لحظه‌ای که اون رو بهم دادی رو

00:18:27.000 --> 00:18:29.400
‫اولین نشونه‌ی واقعی از امید
‫طی هفته‌های اخیر بدونم

00:18:29.400 --> 00:18:32.800
‫پس این تحقیقات اونقدری بزرگ هست
‫که جفت‌مون رو درگیر خودش کنه

00:18:32.800 --> 00:18:34.600
‫موافقی دوتایی اونو پیش ببریم؟

00:18:34.600 --> 00:18:38.880
‫اگه حین ادامه‌ی تحقیقاتت
‫در مورد جواهرات گمشده

00:18:38.880 --> 00:18:42.840
‫بتونی سریعاً مرگ لوسیا روهاس که

00:18:42.840 --> 00:18:44.720
‫خارج از لس آنجلس رخ داد رو تأیید کنی و

00:18:44.760 --> 00:18:47.520
‫مطمئن بشی آمیلیا واقعاً دختر اونـه،

00:18:47.520 --> 00:18:50.240
‫فردا جزئیات بیشتری از
‫این پرونده رو باهات به اشتراک میذارم

00:18:50.240 --> 00:18:51.720
‫تا اون موقع،

00:18:52.080 --> 00:18:55.520
‫پیشنهاد می‌کنم همیشه یه
‫رولور همراه خودت داشته باشی و

00:18:55.520 --> 00:18:59.640
‫با همین توصیه، باهات خداحافظی می‌کنم

00:18:59.880 --> 00:19:03.560
‫روز خوبی داشته باشید، جناب هولمز.
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:19:04.640 --> 00:19:07.240
‫رفاقت با شرلوک هولمز، هان؟

00:19:07.280 --> 00:19:08.720
‫فکرش رو بکن!

00:19:09.760 --> 00:19:11.200
‫« دفتر بازرس برتویسل »

00:19:16.120 --> 00:19:18.520
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:19:18.560 --> 00:19:20.920
‫فکر به اِما از سرم بیرون نمیره

00:19:20.920 --> 00:19:23.040
‫به همین سادگی افتاد و مُرد

00:19:23.040 --> 00:19:25.320
‫بانو وایولت هم انگار نه انگار

00:19:25.320 --> 00:19:28.960
‫- یعنی از اِما بدش می‌اومد؟
‫- نه، به هیچ وجه

00:19:28.960 --> 00:19:31.080
‫اِما هم توی یادگیری و هم توی رقصیدن

00:19:31.120 --> 00:19:32.680
‫از همه‌مون بهتر بود

00:19:34.120 --> 00:19:38.000
‫من تمام دعوت‌نامه‌های فصل
‫به مراسم رقص رو نگه داشتم تا

00:19:38.000 --> 00:19:39.920
‫یه روزی بتونم به
‫دخترم اونا رو نشون بدم

00:19:39.960 --> 00:19:41.520
‫اِما مثل ماه بود و

00:19:41.560 --> 00:19:43.600
‫دل تو دلش نبود که ۱۸ سالش بشه

00:19:43.600 --> 00:19:44.600
‫ولی الان...

00:19:57.080 --> 00:19:59.000
‫من نگفتم پله‌ی بالای
‫نردبون کتاب‌خونه‌ات رو

00:19:59.000 --> 00:20:01.960
‫روغن‌کاری کنی تا
‫دختر مردم سُر بخور و بیفته

00:20:01.960 --> 00:20:04.000
‫اگه تو اینقدر سنگ نمی‌انداختی و
‫مخالفت نمی‌کردی

00:20:04.000 --> 00:20:07.400
‫کلارا می‌تونست یه سال دیگه
‫واسه ورودش به جامعه صبر کنه

00:20:07.400 --> 00:20:09.320
‫نه، تو خوب گوش بده چی میگم

00:20:09.320 --> 00:20:11.800
‫نمیذارم دخترم توی ۱۸ سالگی
‫وارد مراسم رقص بشه

00:20:11.800 --> 00:20:13.760
‫مگه اینکه تا دو روز قبلش

00:20:13.760 --> 00:20:15.520
‫کل مبلغ خسارت جواهرات رو دریافت کنم

00:20:15.560 --> 00:20:18.480
‫من تمام و کمال نقشم رو
‫توی این همکاری انجام دادم

00:20:18.480 --> 00:20:23.360
‫از نفوذت استفاده کن تا
‫شرکت بیمه فوراً خسارت من رو بده

00:20:23.480 --> 00:20:26.000
‫وگرنه آتیشش دامن خودت رو می‌گیره

00:20:26.040 --> 00:20:29.040
‫شب عالی، متعالی

00:21:14.840 --> 00:21:19.440
‫الو، تلفن‌چی؟
‫میشه به مارلی‌بون ۱۵ وصل کنی؟

00:21:20.040 --> 00:21:23.040
‫- منظورت مرل‌بونـه؟
‫- بله، بله

00:21:23.080 --> 00:21:24.160
‫یه لحظه

00:21:24.840 --> 00:21:25.920
‫متأسفم،

00:21:25.960 --> 00:21:28.360
‫شماره‌ای که می‌خواید
‫باهاش تماس بگیرید فعال نیست

00:21:38.080 --> 00:21:40.600
‫آقای پاوند، ازتون توضیح می‌خوام

00:21:40.600 --> 00:21:43.960
‫دیروز به من گفتید
‫این تلفن صحیح و سالمـه

00:21:43.960 --> 00:21:45.360
‫اگه می‌خواید مزاحم کارم بشید،

00:21:45.360 --> 00:21:47.040
‫زنگ بزنید به اون یکی شرکت تلفن

00:21:47.080 --> 00:21:50.360
‫اوه، یادم رفته بود.
‫شرکت دیگه‌ای در کار نیست.

00:21:56.120 --> 00:21:58.720
‫انگاری دوستت خیلی از
‫به سخره گرفتن مشتری‌ها

00:21:58.720 --> 00:22:00.000
‫لذت می‌بره

00:22:00.040 --> 00:22:03.000
‫فکر نکنم به بدی
‫نصاب‌های دیگه باشه، قربان

00:22:03.880 --> 00:22:05.320
‫تا ایشون مشغولـه،

00:22:05.360 --> 00:22:07.800
‫بیا این دوتا قبض تلفن رو مقایسه کنیم

00:22:07.800 --> 00:22:10.640
‫یکی مربوط به جناب لرد فقید ویلاسیـه و

00:22:10.640 --> 00:22:12.320
‫اون یکی تماس‌های دفتر

00:22:12.320 --> 00:22:14.560
‫سربازرس ویتلاکـه

00:22:14.600 --> 00:22:17.960
‫حالا شماره‌هایی که توی هر
‫دو قبض هستن رو پیدا می‌کنیم و

00:22:17.960 --> 00:22:19.760
‫شاید بتونیم دوباره

00:22:19.760 --> 00:22:21.880
‫بعضی از همدست‌ها رو شناسایی کنیم

00:22:21.880 --> 00:22:24.320
‫ولی قربان، نباید برای بررسی
‫قبض تلفن‌های خصوصی

00:22:24.320 --> 00:22:26.520
‫مجوزی داشته باشیم؟

00:22:26.520 --> 00:22:29.320
‫در این مورد باید بگم که
‫من مرد قانون نیستم، سوان

00:22:29.320 --> 00:22:32.520
‫برای من هیچ مقامی
‫بالاتر از حس کنجکاوی خودم نیست و

00:22:32.520 --> 00:22:34.240
‫این قبض رو خود سربازرس ویتلاک

00:22:34.240 --> 00:22:36.480
‫شخصاً به من داده

00:22:36.480 --> 00:22:39.200
‫پس از لحاظ قانونی مشکلی نیست

00:22:41.240 --> 00:22:44.360
‫همونطور که می‌دونید،
‫اقامتگاه سفیر ایتالیا

00:22:44.360 --> 00:22:46.400
‫سالن رقص مناسبی نداره

00:22:46.440 --> 00:22:49.920
‫بنابراین، مراسم معرفی به جامعه‌ی
‫دخترش فردا عصر

00:22:49.960 --> 00:22:52.760
‫همینجا برگزار میشه،
‫چون جناب سفیر

00:22:52.760 --> 00:22:55.280
‫در درک آداب و ‌رسوم ما ناتوانـه

00:22:55.320 --> 00:22:57.080
‫اما فعلاً،

00:22:57.120 --> 00:23:00.920
‫چند تا پسر جوون دعوت کردم تا
‫اون چیزی رو که

00:23:00.920 --> 00:23:02.480
‫- می‌تونیم با لطف و بزرگواری...
‫- پسر جوون!

00:23:02.520 --> 00:23:05.480
‫بهش بگیم «رقص» رو تمرین کنید

00:23:05.520 --> 00:23:10.520
‫گرچه این پسرها
‫از هیچ نظر برای ازدواج مناسب نیستن،

00:23:11.000 --> 00:23:14.600
‫ولی توی سالن رقص و با موسیقی مناسب،

00:23:14.680 --> 00:23:16.040
‫به خوبی با رقص آشنایی دارن

00:23:16.080 --> 00:23:17.280
‫بیاید

00:23:25.560 --> 00:23:27.720
‫من نگفتم پله‌ی بالای
‫نردبون کتاب‌خونه‌ات رو

00:23:27.760 --> 00:23:30.640
‫روغن‌کاری کنی تا
‫دختر مردم سُر بخور و بیفته

00:23:30.680 --> 00:23:31.920
‫حاضر و آماده‌ست، قربان

00:23:31.920 --> 00:23:34.680
‫الان می‌تونید با خیال راحت
‫از تلفن‌تون استفاده کنید

00:23:34.680 --> 00:23:39.480
‫ممنون. راستی، آقای پاوند،
‫کمک بزرگی کردید

00:23:39.480 --> 00:23:41.640
‫- جدی می‌فرمایید؟
‫- بله، فقط برام جای سؤال بود

00:23:41.640 --> 00:23:44.600
‫با این دانشی که دارید

00:23:44.600 --> 00:23:47.920
‫می‌تونید اسم صاحب تلفن رو
‫از روی شماره در بیارید؟

00:23:47.920 --> 00:23:50.040
‫اتفاقاً می‌تونم

00:23:50.040 --> 00:23:52.080
‫عالیـه. لطفاً توضیح بدید

00:23:52.080 --> 00:23:54.560
‫کافیـه بهش زنگ بزنید و
‫اسم‌شون رو بپرسید

00:23:57.640 --> 00:23:59.720
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

00:23:59.720 --> 00:24:02.560
‫ظاهراً نه. می‌تونید تشریف ببرید

00:24:05.240 --> 00:24:07.600
‫یکم دردسر داره،
‫ولی فکرش رو بکنید، قربان

00:24:07.600 --> 00:24:10.400
‫شما اولین نفری خواهید بود که
‫از چنین تلفنی استفاده می‌کنید

00:24:10.400 --> 00:24:12.960
‫الو، تلفن‌چی، میشه منو به

00:24:12.960 --> 00:24:16.360
‫بلگریویا ۴۸۳ وصل کنید؟

00:24:16.360 --> 00:24:18.080
‫باورم نمیشه که به یه شرکت پول دادم تا

00:24:18.080 --> 00:24:20.120
‫به این شکل با گستاخی با من صحبت کنه

00:24:20.120 --> 00:24:22.520
‫این افولِ ادب و نزاکت
‫پایان نجابت عمومی خواهد بود!

00:24:22.560 --> 00:24:25.480
‫الو، اینجا اداره‌ی اشیای گمشده‌ی

00:24:25.480 --> 00:24:26.800
‫ایستگاه پدینگتونـه

00:24:26.840 --> 00:24:29.000
‫تماس گرفتم تا گزارش مفقودی

00:24:29.040 --> 00:24:31.080
‫یه رمان سه جلدی رو بدم

00:24:31.080 --> 00:24:34.240
‫- جناب هولمز!
‫- پس با کی تماس گرفتم؟

00:24:34.240 --> 00:24:37.640
‫دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر

00:24:37.640 --> 00:24:41.040
‫- کی فکرش رو می‌کرد!
‫- جناب هولمز، با شمام!

00:24:41.040 --> 00:24:43.760
‫شما همین الان به
‫افولِ ادب و نزاکت اعتراض کردید

00:24:43.760 --> 00:24:46.200
‫اونوقت اومدید به کسی که
‫هفت‌پشت غریبه‌ست دروغ می‌گید؟

00:24:46.200 --> 00:24:47.560
‫دروغ نگفتم

00:24:47.600 --> 00:24:50.280
‫صرفاً یه ترفند انحرافی ساده بود

00:24:50.320 --> 00:24:51.960
‫اطلاعاتی که می‌خواستم رو بدست آوردم و

00:24:51.960 --> 00:24:54.200
‫ته و توی کسی که
‫با ویلاسی و دفتر سربازرس

00:24:54.200 --> 00:24:57.480
‫تماس گرفته بود هم در آوردم

00:24:57.520 --> 00:24:59.120
‫بیا یه دور دیگه امتحان کنیم

00:25:00.000 --> 00:25:01.480
‫ولی... نه

00:25:02.520 --> 00:25:07.560
‫الو، تلفن‌چی، میشه لطفاً
‫منو به ایست ۳۱ وصل کنی؟

00:25:08.000 --> 00:25:11.200
‫از پذیرش عزیزانی که
‫دل نازکی دارن معذوریم

00:25:11.800 --> 00:25:13.280
‫بله، بله

00:25:13.320 --> 00:25:16.680
‫الو؟ دارم با صاحب‌خونه صحبت می‌کنم؟

00:25:16.680 --> 00:25:19.600
‫خب، من پارسال با جناب توماس

00:25:19.600 --> 00:25:23.560
‫در مورد تمیز کردن فرش‌ها
‫با دستگاه جدید صحبت کردم...

00:25:23.600 --> 00:25:24.600
‫الو؟

00:25:27.160 --> 00:25:29.280
‫جفت‌شون به یه
‫کارگزار بورس تماس گرفته بودن

00:25:29.320 --> 00:25:32.640
‫- بازی شروع شده
‫- عدالت بازی نیست، آقای هولمز

00:25:32.680 --> 00:25:34.160
‫شما اختراعی که برای

00:25:34.160 --> 00:25:35.680
‫ارتباط بهتر مردم جهان
‫ساخته شده رو برداشتید و

00:25:35.680 --> 00:25:39.320
‫با دروغ و فریب
‫از کاربردش سوءاستفاده کردید

00:25:39.320 --> 00:25:41.840
‫مجرم‌ها همین اول کاری
‫تلفن ارزشمندت رو به فساد کشیدن

00:25:41.840 --> 00:25:43.040
‫حالا که جون خیلی‌ها در خطره،

00:25:43.040 --> 00:25:45.480
‫منم چاره‌ای ندارم جز این که
‫راه همون‌ها رو پیش بگیرم

00:25:47.720 --> 00:25:48.920
‫بله، الو؟

00:25:48.920 --> 00:25:53.920
‫تلفن‌چی، میشه لطفاً من رو
‫به کینزینگتون ۱۹ وصل کنی؟

00:25:53.920 --> 00:25:56.120
‫برو خودتو واسه یه شوک بزرگ‌تر آماده کن

00:25:56.160 --> 00:25:57.480
‫یه بدترش رو می‌خوام رو کنم

00:25:58.160 --> 00:25:59.520
‫برو

00:26:35.240 --> 00:26:38.400
‫دکتر کالیر. صبر کنید، بازم هست

00:26:38.440 --> 00:26:41.160
‫اگه شما اشتراک مجله‌ی
‫«هورس اند هاوند» رو دارید،

00:26:41.200 --> 00:26:43.160
‫می‌تونیم اشتراک مجله‌ی
‫«استرند» هم اضافه کنیم

00:26:43.160 --> 00:26:46.520
‫اینجوری اتاق انتظار
‫متنوعی خواهیم داشت. چی؟

00:26:46.720 --> 00:26:51.920
‫عجب، آسایشگاه روانی ریون‌کرست
‫ویژه‌ی مجرمان روانی!

00:26:52.440 --> 00:26:56.120
‫ببخشید، دکتر. بدرد مهمان‌ها نمی‌خوره؟

00:27:03.240 --> 00:27:07.040
‫آمیلیا، اینجایی. می‌خواستم تو رو به...

00:27:07.040 --> 00:27:10.280
‫مایکل وایلی.
‫افتخار آشنایی با ایشون رو داشتم.

00:27:11.200 --> 00:27:14.000
‫خوشحالم دوباره شما رو می‌بینم،
‫خانم روهاس

00:27:14.000 --> 00:27:17.440
‫شرط می‌بندم پشت این آشنایی
‫یه داستانی هست. ببخشید

00:27:17.440 --> 00:27:20.360
‫میرم ببینم النور بالاخره
‫پرهای شترمرغ رو گرفته یا نه

00:27:26.640 --> 00:27:28.560
‫تعجب می‌کنم تونستی از
‫شغل پرمشغله‌ات بزنی و

00:27:28.560 --> 00:27:31.560
‫به این مراسم رقص عجیب‌غریب بیای!

00:27:32.840 --> 00:27:36.360
‫کارفرمام با اون خانم وایولتِ مرموز دوستـه

00:27:39.400 --> 00:27:41.200
‫از دستم ناراحتی؟

00:27:41.200 --> 00:27:45.400
‫ناراحت؟ چون آقای هولمز
‫دیگه بهم اعتماد نداره؟

00:27:45.400 --> 00:27:47.760
‫چون شغلی که عاشقش بودم
‫رو از دست دادم تا

00:27:47.760 --> 00:27:49.840
‫پرستار دختری که
‫دیوونه‌ی یه پسره بشم؟

00:27:49.840 --> 00:27:52.080
‫من فقط خواستم
‫یه لطف کوچیک در حقم بکنی

00:27:52.080 --> 00:27:54.480
‫بدون اینکه برات دردسری بشه

00:27:55.760 --> 00:27:58.320
‫من از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنم

00:27:59.080 --> 00:28:00.200
‫لاأقل دستمزد بهتری

00:28:00.200 --> 00:28:02.000
‫به نسبت وقتی که
‫با آقای هولمز هستی می‌گیری؟

00:28:02.000 --> 00:28:05.240
‫همه که توی انتخاب شغل
‫پول براشون ملاک نیست

00:28:05.640 --> 00:28:08.800
‫در ضمن، اونقدری مشغله دارم که
‫وقتی واسه خرج کردن ندارم

00:28:10.120 --> 00:28:12.040
‫گفتم الو

00:28:12.040 --> 00:28:13.480
‫سلام، خانم

00:28:13.480 --> 00:28:17.520
‫من نماینده‌ی صندوق حمایت از
‫پلیس، بیوه‌ها و یتیمان هستم و

00:28:17.520 --> 00:28:20.280
‫می‌خواستم ببینم ممکنه کمکی بکنید...

00:28:20.280 --> 00:28:22.680
‫شیطنت‌هات تمومی نداره، شرلوک هولمز؟

00:28:22.680 --> 00:28:25.480
‫داشتم قطع می‌کردم که یهو صدات رو شناختم

00:28:25.560 --> 00:28:28.240
‫واقعاً ناراحت شدم

00:28:28.280 --> 00:28:31.600
‫امیدوار بودم تغییر صدام
‫اونقدری گولت بزنه که

00:28:31.600 --> 00:28:34.280
‫دست‌کم یکی از اون
‫سرزنش‌های افسانه‌ایت رو بشنوم

00:28:34.280 --> 00:28:35.920
‫باید حسابی سرت غر بزنم،

00:28:35.920 --> 00:28:37.560
‫ولی بیشتر کنجکاوم بدونم
‫چرا بهم زنگ زدی

00:28:37.560 --> 00:28:37.920
‫ولی بیشتر کنجکاوم بدونم
‫چرا بهم زنگ زدی

00:28:38.000 --> 00:28:40.280
‫خواستم بگم چقدر دیدنت

00:28:40.280 --> 00:28:42.280
‫هفته‌ی پیش برام لذت‌بخش بود

00:28:42.280 --> 00:28:44.400
‫چه قلب مهربونی داری

00:28:44.440 --> 00:28:46.480
‫همچنین خواستم ببینم خانم روهاس

00:28:46.520 --> 00:28:47.280
‫برای دختر سفیر محافظ مناسبی بوده یا نه؟

00:28:47.280 --> 00:28:47.520
‫برای دختر سفیر محافظ مناسبی بوده یا نه؟

00:28:47.520 --> 00:28:50.040
‫این دختر کلیومترها با چیزی که
‫انتظار می‌رفت فاصله داره،

00:28:50.040 --> 00:28:52.640
‫ولی مسئولیتش رو خیلی جدی می‌گیره

00:28:52.640 --> 00:28:55.120
‫می‌خوای خدمتکار سابقت رو سر کار ببینی؟

00:28:55.160 --> 00:28:56.600
‫فردا عصر قراره یه مراسم رقص

00:28:56.600 --> 00:28:58.320
‫به مناسبت رفتن دختر
‫سفیر ایتالیا به جامعه بگیرم

00:28:58.320 --> 00:29:00.080
‫- فردا عصر مراسم رقصـه؟
‫- خواهش می‌کنم افتخار بده

00:29:00.120 --> 00:29:01.800
‫بسیارخب، میام

00:29:01.840 --> 00:29:03.880
‫ولی به نظرت این مراسماتِ معرفی به جامعه

00:29:03.880 --> 00:29:06.200
‫متظاهرگونه نیست؟

00:29:06.240 --> 00:29:08.280
‫پس چطور قراره
‫دخترها رو واسه ازدواج با

00:29:08.320 --> 00:29:09.880
‫اشراف‌زاده‌ها آماده کنیم،

00:29:09.920 --> 00:29:12.560
‫اگه دور و ورشون رو
‫از همین آدم‌های متظاهر پر نکنیم؟

00:29:12.560 --> 00:29:13.600
‫الان دیگه باید برم

00:29:13.640 --> 00:29:14.960
‫ولی امیدوارم ببینمت، شرلوک

00:29:15.000 --> 00:29:16.840
‫لطفاً ساعت چهار اینجا باش.
‫خدانگهدار.

00:29:35.120 --> 00:29:36.840
‫« بانو وایولت »

00:29:48.040 --> 00:29:50.840
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:29:50.880 --> 00:29:53.640
‫شاید لباس رسمی پوشیدن
‫اونم توی روز روشن یکم عجیب باشه،

00:29:53.640 --> 00:29:55.120
‫ولی بد نیست بعضی وقت‌ها

00:29:55.120 --> 00:29:58.480
‫بین آدم‌های درست و حسابی
‫دیده بشید، آقای هولمز

00:29:58.600 --> 00:29:59.720
‫رقص؟

00:30:00.880 --> 00:30:02.800
‫- موسیقی؟
‫- بله

00:30:02.840 --> 00:30:05.360
‫بدون ذره‌ای گفت‌وگوی مهیج

00:30:05.360 --> 00:30:08.600
‫شاید چون کل بعدازظهر رو
‫در سکوت سپری می‌کنن

00:30:08.600 --> 00:30:10.640
‫آقای هلیگن، لطفاً منو دم در پیاده کنید و

00:30:10.640 --> 00:30:13.160
‫اگه مشکلی نیست،
‫یک ساعت بعد برگردید

00:30:13.160 --> 00:30:15.080
‫فکر نکنم در جایگاه من باشه که

00:30:15.080 --> 00:30:17.320
‫مشکلی داشته باشم، آقای هولمز

00:30:18.360 --> 00:30:22.000
‫ایشون حتماً آقای برتویسلـه.
‫لطفاً راهنمایی‌شون کنید.

00:30:41.760 --> 00:30:45.360
‫- بعدازظهر بخیر، شرلوک
‫- برتی

00:30:45.360 --> 00:30:49.080
‫واسه گزارشی که برات دارم
‫زیادی شق و رق کردی

00:30:49.080 --> 00:30:50.480
‫آره، می‌دونم. متأسفانه،

00:30:50.520 --> 00:30:52.920
‫بعدازظهر جایی دعوتم

00:30:52.960 --> 00:30:56.560
‫تو کار جذاب‌تری با من داری؟

00:30:56.560 --> 00:30:57.960
‫صد البته

00:30:58.000 --> 00:31:02.040
‫اولاً، خبر مرگ لوسیا روهاس اعلام شد،

00:31:02.040 --> 00:31:04.280
‫ولی هیچ تحقیقات رسمی‌ای شکل نگرفت و

00:31:04.320 --> 00:31:07.480
‫این خانم بخت‌برگشته هم
‫یه دختری داره که پدرش نامشخصـه،

00:31:07.520 --> 00:31:08.720
‫از اونجایی که دخترش

00:31:08.720 --> 00:31:10.320
‫شیش ماه بعد از پایان نمایش غرب وحشی

00:31:10.320 --> 00:31:13.360
‫توی لندن به دنیا اومده،
‫پدرش احتمالاً انگلیسی بوده

00:31:13.400 --> 00:31:15.880
‫شیش ماه؟ مطمئنی؟

00:31:15.920 --> 00:31:17.080
‫کاملاً

00:31:17.520 --> 00:31:19.760
‫تاریخش رو تونستم از طریق مکاتبه‌ای

00:31:19.760 --> 00:31:22.840
‫با خود بوفالو بیل مشخص کنم،

00:31:22.840 --> 00:31:26.080
‫هر چند اون زنی به اسم
‫لوسیا روهاس نمی‌شناخت

00:31:26.120 --> 00:31:28.800
‫- بلکه به اسم...
‫- بله، بله. کبوتر کوچولو

00:31:28.800 --> 00:31:31.800
‫اسم مستعارش توی غرب وحشی بود

00:31:32.800 --> 00:31:34.120
‫ببخشید

00:31:35.160 --> 00:31:40.120
‫اینکه آمیلیا دختر
‫لوسیا روهاس هست یا نه رو

00:31:40.120 --> 00:31:41.880
‫من نمی‌تونم بگم

00:31:41.880 --> 00:31:44.640
‫ولی باید این احتمال رو بدیم که
‫داره نقش بازی می‌کنه

00:31:44.640 --> 00:31:46.000
‫واسه دختری که آه در بساط نداره

00:31:46.040 --> 00:31:49.560
‫خوب تونسته از این ماجرا سود بره

00:31:49.560 --> 00:31:50.600
‫درستـه

00:31:50.600 --> 00:31:52.880
‫با این حال بابت جمع‌آوری

00:31:52.920 --> 00:31:55.440
‫این اطلاعات ازت ممنونم

00:31:55.480 --> 00:31:57.760
‫- واقعاً ممنونم
‫- باعث افتخاره

00:31:58.400 --> 00:32:01.960
‫یک‌سری تلگرام هم به
‫خارج از کشور فرستاده شده بود

00:32:02.120 --> 00:32:03.200
‫بله

00:32:05.560 --> 00:32:07.280
‫درستـه

00:32:07.720 --> 00:32:09.920
‫- بفرمایید
‫- ممنون

00:32:12.800 --> 00:32:14.400
‫چیز جدیدی دست‌گیرت نشد؟

00:32:14.440 --> 00:32:15.440
‫نه

00:32:15.480 --> 00:32:17.960
‫جز اینکه ظاهراً بین سرقت جواهرات و

00:32:17.960 --> 00:32:20.520
‫یکی از افراد رده‌بالای اسکاتلندیارد
‫رابطه‌ای هست

00:32:20.560 --> 00:32:22.120
‫خب، جای تعجبی هم نیست

00:32:22.160 --> 00:32:24.000
‫با ۵۰ هزار پوندی که تعمیم دادن،

00:32:24.000 --> 00:32:26.120
‫آدم می‌تونه کل نیروهای پلیس رو بخره

00:32:26.120 --> 00:32:27.280
‫مگه نه؟

00:32:27.280 --> 00:32:28.280
‫همینطوره

00:32:28.320 --> 00:32:30.240
‫چیزی رو داری ازم پنهون می‌کنی، شرلوک؟

00:32:30.280 --> 00:32:31.280
‫آره

00:32:32.680 --> 00:32:36.080
‫با اینکه خیلی‌ها ممکنـه تو رو
‫یه آدم وراج متکبر بدونن،

00:32:36.080 --> 00:32:40.000
‫ولی من می‌دونم که تو
‫یه محقق جدی و بالقوه‌ای

00:32:40.040 --> 00:32:42.760
‫- خب، نظر لطفتـه. گمونم
‫- بله

00:32:42.760 --> 00:32:44.240
‫بیا بریم

00:32:44.280 --> 00:32:46.480
‫جواهرات زمانی پیدا میشن که

00:32:46.480 --> 00:32:48.840
‫بتونیم اون گروه خلافکاری که
‫دزدیدنش رو دست‌گیر کنیم

00:32:48.840 --> 00:32:52.280
‫پس، از من به تو نصیحت، برتی،
‫حواست رو شیش دنگ جمع کنی

00:32:52.320 --> 00:32:54.560
‫دوست عزیزم، شیش دنگی!

00:33:07.600 --> 00:33:10.600
‫خدای من، آمیلیا. قشنگ نیست؟

00:33:10.680 --> 00:33:12.800
‫مثل قصه‌ی پریون می‌مونه!

00:33:15.240 --> 00:33:17.800
‫فقط شما می‌تونید بیاید، خانم اندرسون.
‫خدمتکارتون نمی‌تونه.

00:33:17.800 --> 00:33:20.440
‫ایشون خدمتکارم نیست. محافظمـه

00:33:20.920 --> 00:33:23.600
‫این دختر اجنبی
‫نباید وارد مراسم بشه

00:33:23.600 --> 00:33:25.360
‫من می‌خوام همراه من بیاد

00:33:25.360 --> 00:33:27.160
‫- خانم اندرسون
‫- نه، خودم می‌خوام...

00:33:27.160 --> 00:33:28.840
‫- لطف می‌کنید اگه نیاریدش
‫- ...که باهام بیاد داخل

00:33:28.880 --> 00:33:30.480
‫خانم اندرسون، خواهش می‌کنم، لطفاً

00:33:30.520 --> 00:33:31.760
‫ولی باید...

00:33:32.560 --> 00:33:34.200
‫خیلی توجه‌ها رو جلب نکن، کلارا

00:33:34.200 --> 00:33:35.720
‫یه مهمونیـه دیگه

00:33:35.720 --> 00:33:38.000
‫فقط با یه پسر دو بار نرقص،

00:33:38.000 --> 00:33:39.600
‫یا از جمعیت دور نشو

00:33:40.440 --> 00:33:41.480
‫- باشه؟
‫- باشه

00:33:41.480 --> 00:33:44.520
‫برو داخل، چیزی نیست

00:33:46.320 --> 00:33:48.640
‫اون بیرون یه نیمکت هست.
‫بفرما، برو.

00:33:55.240 --> 00:33:58.840
‫در درگاه سنت جیمز، خانم کلارا اندرسون

00:34:20.080 --> 00:34:23.360
‫چرا جای اینکه مراقب کلارا باشی،
‫این بیرون وایسادی؟

00:34:23.360 --> 00:34:24.840
‫این تازه اولشـه

00:34:24.840 --> 00:34:27.840
‫وایسا تا بهت بگم
‫چی از بانو وایولت می‌دونم

00:34:27.840 --> 00:34:28.920
‫اون شدیداً...

00:34:28.920 --> 00:34:32.120
‫شدیداً با گروه نخ سرخ همدستـه.
‫آره، خودم می‌دونم.

00:34:32.120 --> 00:34:33.840
‫نه، بیشتر از این حرف‌هاست

00:34:35.640 --> 00:34:36.640
‫بیا بریم

00:34:53.320 --> 00:34:53.840
‫- باز هم همدیگه رو دیدیم
‫- همینطوره

00:34:53.840 --> 00:34:55.880
‫- باز هم همدیگه رو دیدیم
‫- همینطوره

00:34:55.880 --> 00:35:00.080
‫- آقای وایلی بودید؟
‫- خوشحالم به خاطر سپردید

00:35:00.080 --> 00:35:02.520
‫اجازه هست اسمم رو
‫روی کارت رقص‌تون بنویسم؟

00:35:02.520 --> 00:35:05.720
‫البته، ولی فقط یه فرصت بیشتر ندارید

00:35:05.720 --> 00:35:07.440
‫بهم دستور دادن با مهمان‌ها معاشرت کنم

00:35:07.520 --> 00:35:10.840
‫در مورد سلاح سرد داخل
‫اتاق پذیرایی بانو وایولت مطمئنی؟

00:35:10.880 --> 00:35:12.480
‫همون طراحیِ چاقوییـه که

00:35:12.480 --> 00:35:14.440
‫وارد بدن مادرت شده؟

00:35:14.440 --> 00:35:15.400
‫همون‌قدری که شما

00:35:15.400 --> 00:35:16.880
‫مطمئنی اون دکمه‌ای که
‫آقای برتویسل پیدا کرده بود

00:35:16.880 --> 00:35:18.560
‫متعلق به دکتر واتسونـه

00:35:20.880 --> 00:35:23.080
‫کم‌کم داریم نزدیک می‌شیم، آمیلیا

00:35:24.080 --> 00:35:26.120
‫شاید جدا کردنت از کلارا

00:35:26.160 --> 00:35:28.200
‫یه سیاستی توش بوده

00:35:28.240 --> 00:35:30.840
‫همیشه می‌گفتی باز هم
‫سعی می‌کنن بهش نزدیک بشن

00:35:31.200 --> 00:35:32.400
‫کلارا خیلی...

00:35:34.480 --> 00:35:36.000
‫زود خام میشه

00:35:36.040 --> 00:35:39.560
‫می‌بینم بهش علاقمند شدی

00:35:40.320 --> 00:35:43.200
‫الان که می‌بینم چطور بزرگ شده،

00:35:43.200 --> 00:35:46.240
‫می‌فهمم تقصیر خودش نیست که اینجوریـه

00:35:46.240 --> 00:35:48.680
‫روزی که همدیگه رو دیدیم
‫خیلی باهام مهربون بود

00:35:48.680 --> 00:35:53.160
‫شاید حسودیم میشه که هنوز
‫مادر بالا سرشـه تا باهاش حرف بزنه و

00:35:53.520 --> 00:35:56.240
‫من حاضرم همه چیزم رو بدم
‫تا با مادر خودم صحبت کنم

00:35:56.880 --> 00:35:58.880
‫حتی شده واسه یه دقیقه

00:35:59.880 --> 00:36:03.200
‫حتی در این حد که بهش بگم
‫دارم کاری که ازم خواسته رو انجام میدم

00:36:04.240 --> 00:36:06.080
‫بگذریم

00:36:09.440 --> 00:36:17.080
‫آمیلیا، خواستم از اینکه
‫وقتی خونه‌ی سفیر فرستادمت

00:36:17.520 --> 00:36:21.560
‫باهات بد برخورد کردم،
‫عذرخواهی کنم

00:36:22.600 --> 00:36:24.360
‫واقعاً معذرت می‌خوام. آره

00:36:25.440 --> 00:36:27.160
‫طوری نیست، آقای هولمز

00:36:27.640 --> 00:36:29.840
‫هنوز اخلاق‌هاتون دستم نیومده

00:36:29.840 --> 00:36:31.800
‫بنابراین به خودم نگرفتم

00:36:33.880 --> 00:36:36.600
‫در ضمن، شما گفتی که یکی باید

00:36:36.600 --> 00:36:39.440
‫مراقب کلارا باشه و من الان نمی‌تونم

00:36:39.440 --> 00:36:43.360
‫ذهنت همیشه درگیر پرونده‌ست.
‫تحسین‌برانگیزه.

00:36:43.360 --> 00:36:45.480
‫بعداً در مورد بانو وایولت صحبت می‌کنیم

00:36:45.520 --> 00:36:48.240
‫تو غیابت،
‫خودم مراقب بانوی جوان‌مون هستم

00:36:48.240 --> 00:36:51.520
‫این آدم‌ها با خدمتکار جماعت
‫هم‌صحبت نمیشن، آقای هولمز

00:36:51.560 --> 00:36:53.880
‫مطمئنم یکی ما رو زیرنظر داره

00:36:55.280 --> 00:36:57.840
‫چیزهای دیگه‌ای هست که
‫می‌خوام بهتون بگم، ولی باشه واسه بعد

00:36:57.880 --> 00:37:00.120
‫همینطوره. خیلی کارم طول نمی‌کشه

00:37:04.400 --> 00:37:07.560
‫- به موقع رسیدی
‫- امیدوار بودم غافلگیرت کنم

00:37:07.560 --> 00:37:09.880
‫عالی بود. حالا اگه منو ببخشی،

00:37:09.880 --> 00:37:11.320
‫باید برم به سالن رقص و

00:37:11.320 --> 00:37:14.440
‫به خاطر رقص مفتضحانه‌شون
‫سر شاگردها غر بزنم

00:37:14.440 --> 00:37:15.840
‫بعداً بیا صحبت کنیم

00:37:15.880 --> 00:37:17.520
‫قول میدم مزاحم بشم

00:37:27.320 --> 00:37:31.760
‫دارم می‌میرم! کمکم کنید! کمک!
‫تو رو خدا یکی کمکم کنه!

00:37:31.760 --> 00:37:32.760
‫حالت خوبـه؟

00:37:32.760 --> 00:37:35.400
‫یه سر تا سالن رقص بریم و
‫اولین رقص والس‌تون رو شروع کنیم؟

00:37:35.440 --> 00:37:37.320
‫ممنون، آقای وایلی

00:37:37.360 --> 00:37:38.720
‫همیشه یادم می‌مونه
‫شما اولین کسی بودید که

00:37:38.760 --> 00:37:39.880
‫ازم تقاضای رقص کردید،

00:37:39.920 --> 00:37:42.800
‫اما متأسفانه بهم یاد دادن بیشتر از این نمونم

00:37:42.840 --> 00:37:46.320
‫خانم اندرسون،
‫به این زودی که نمی‌تونید برید

00:37:46.320 --> 00:37:48.960
‫آقای هولمز،
‫چقدر از دیدن‌تون خوشحال شدم

00:37:48.960 --> 00:37:51.560
‫ولی متأسفانه باید برم

00:37:51.600 --> 00:37:53.760
‫محافظم رو بالاجبار
‫پیش کالسکه‌ها نگه داشتن و

00:37:53.760 --> 00:37:55.600
‫وقتی دوستم بیرون توی سرما باشه،

00:37:55.640 --> 00:37:57.480
‫تنهایی از مراسم لذت نمی‌برم

00:37:57.520 --> 00:37:58.960
‫حالت خوبـه؟

00:38:15.200 --> 00:38:18.120
‫منظورت چیـه که
‫جلوی ورود آمیلیا رو گرفتن؟

00:38:18.720 --> 00:38:19.960
‫هیچ عذری پذیرفتنی نیست

00:38:20.000 --> 00:38:21.000
‫ببخشید

00:38:21.000 --> 00:38:23.400
‫من همین الان با ایشون صحبت کردم.
‫صبر کنید، آقای وایلی...

00:38:23.560 --> 00:38:25.160
‫عذر می‌خوام، خانم اندرسون

00:38:26.920 --> 00:38:29.640
‫کمک! کمکم کنید!

00:38:31.160 --> 00:38:32.520
‫کمک!

00:38:34.600 --> 00:38:40.600
‫کمک! آهای! کسی نیست؟ خواهش می‌کنم!

00:38:40.800 --> 00:38:42.440
‫- کمک!
‫- یالا!

00:38:43.840 --> 00:38:45.240
‫کمک!