WEBVTT

00:01:03.520 --> 00:01:06.480
‫« هـنـر شادی »

00:01:21.080 --> 00:01:22.000
‫برو ببینم

00:01:22.680 --> 00:01:23.920
!‫برو

00:01:25.320 --> 00:01:26.520
‫نباید وارد این خونه بشی

00:01:41.320 --> 00:01:42.160
‫نه

00:01:43.240 --> 00:01:45.200
...‫توی اتاق من نه

00:02:01.680 --> 00:02:03.960
،‫و همراه با لئونورا
‫مُرده‌های دیگه هم اومده بودن

00:02:04.880 --> 00:02:06.360
‫مُرده‌هایی که دیگه بهشون فکر نمی‌کردم

00:02:06.960 --> 00:02:09.560
،‫اونا رو احساس می‌کردم
‫همه‌جا دنبالم می‌اومدن

00:02:10.760 --> 00:02:11.760
‫مثل سایه‌ی خودم بودن

00:02:13.680 --> 00:02:15.440
.‫صبح بخیر، خانم
‫خوب خوابیدید؟

00:02:15.560 --> 00:02:16.760
‫- اجازه هست بیام داخل؟
‫- بله

00:02:17.280 --> 00:02:20.920
.‫اینم از صبحانه‌تون
‫یا به قول فرانسوی‌ها «اُپلا»

00:02:21.840 --> 00:02:24.320
‫تخت‌تون رو مرتب کردید؟
‫نیازی نیست، من اون کارها رو انجام میدم

00:02:24.480 --> 00:02:26.880
.‫بهش عادت کردم
‫توی صومعه خودمون مرتب می‌کنیم

00:02:27.080 --> 00:02:29.440
‫- سردتونه؟ آتیش رو روشن کنم؟
‫- نه

00:02:29.640 --> 00:02:32.800
‫کمک‌تون چمدون رو خالی کنم؟
‫لیوان‌تون رو هم آوردید؟

00:02:33.920 --> 00:02:35.840
...‫نمی‌دونستم دارن می‌فرستنم کجا، پس

00:02:36.080 --> 00:02:38.320
‫- من نقره هستم
‫- مودستا

00:02:38.480 --> 00:02:41.080
‫- اینجا بهتون صبحانه میدم
‫- اسم قشنگی داری

00:02:41.200 --> 00:02:43.960
،‫اسم واقعیم لوئیجاست
‫اما شاهدخت بهم میگه نقره

00:02:44.120 --> 00:02:45.920
‫چون خیلی حرف می‌زنم
‫و هیچوقت آروم نمی‌گیرم

00:02:46.120 --> 00:02:48.760
‫- شاهدخت؟
‫- آره، شاهدخت برندیفورتی

00:02:49.320 --> 00:02:52.280
‫نمی‌شناسیدش؟ این خونه مال اونه

00:02:52.800 --> 00:02:54.080
‫این خونه‌ی ویلاییشه

00:02:54.160 --> 00:02:55.680
‫کاخ بزرگش توی کاتانیاست

00:02:55.760 --> 00:02:58.560
‫متاسفانه، به‌خاطر شروع جنگ
‫مجبور شدیم بیایم اینجا

00:02:59.560 --> 00:03:01.400
،‫این برای شماست
‫برای اینکه یاد بگیرید چطور رفتار کنید

00:03:01.480 --> 00:03:04.280
‫اما شاهدخت گفت بهتون بگم
‫می‌تونید هر کاری دوست دارید بکنید

00:03:04.320 --> 00:03:05.840
‫می‌تونید توی بوستان قدم بزنید

00:03:05.960 --> 00:03:09.680
.‫یا با آب داغ حموم کنید
!‫عالیه، حموم رو آماده می‌کنم

00:03:09.840 --> 00:03:11.040
،‫و اگه بلدید پیانو بزنید

00:03:11.160 --> 00:03:13.400
‫یه پیانوی بزرگ توی
‫سالن موسیقی هست

00:03:16.560 --> 00:03:18.720
‫و اجازه ندارید برید طبقه‌ی بالا

00:03:18.800 --> 00:03:22.240
‫- رفتن به اونجا کاملاً ممنوعه
...‫- در واقع دیشب شنیدم

00:03:22.400 --> 00:03:24.360
!‫نزدیک بود مهم‌ترین مطلب رو یادم بره

00:03:24.560 --> 00:03:27.680
.‫شاهدخت می‌خواد شما رو ببینه
‫بعدازظهر به صرف چای شما رو می‌بینه

00:03:27.840 --> 00:03:31.280
،‫حتماً محترمانه باهاش صحبت کنید
‫اما خیلی رسمی نباشه

00:03:31.440 --> 00:03:35.160
.‫شاهدخت اهل پیدمونت‌ـه
‫در شمال ایتالیا. مادرش فرانسوی بود

00:03:35.560 --> 00:03:37.440
.‫از تشریفات خوشش نمیاد
‫اگه اجازه بدید من برم

00:03:38.760 --> 00:03:41.640
.‫میرم که صبحونه‌تون رو بخورید
‫اگه خوشتون اومد بهم بگید

00:03:41.800 --> 00:03:43.320
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- روز خوش

00:04:10.520 --> 00:04:11.400
‫حتماً یه چیزی دیدی

00:04:13.080 --> 00:04:14.800
‫بهم بگو

00:04:16.200 --> 00:04:18.760
.‫بهت گفتم، مامان
‫منم از دور دیدمش

00:04:38.600 --> 00:04:39.560
‫بیا

00:04:57.400 --> 00:05:00.840
‫خداروشکر شبیه بقیه‌ی هیولاهایی نیست
‫که توی صومعه‌مون هستن

00:05:03.640 --> 00:05:08.000
،‫اگه لباس‌هات رو نادیده بگیریم
‫در کل ظاهر زیبایی داری

00:05:08.880 --> 00:05:12.120
‫کاوالینا، باید بهم می‌گفتی
‫که خیلی عادیه

00:05:12.200 --> 00:05:15.480
.‫شاید خوشگل نباشه، اما عادی هست
‫باید بهم می‌گفتی

00:05:17.160 --> 00:05:19.640
،‫اون بئاتریچ‌ـه
‫به اسم کاوالینا هم شناخته میشه

00:05:22.160 --> 00:05:27.000
،‫بئاتریچ خواهر کوچیک‌تر لئونوراست
‫مادر والای صومعه

00:05:31.000 --> 00:05:34.160
‫- مادر لئونورا اینجا زندگی می‌کرده؟
‫- آره، اینجا به دنیا اومد

00:05:35.640 --> 00:05:37.960
‫دوست داشتم مدتی
‫پیش ما زندگی کنی

00:05:38.000 --> 00:05:42.280
‫دوست داشتم دختری رو ببینم
‫که دخترم خیلی بهش وابسته شده بود

00:05:42.400 --> 00:05:44.000
‫میشه لطفاً بگی اسمت چی بود؟

00:05:44.080 --> 00:05:46.920
‫- مودستا
!‫- وای، خدا، چه اسم وحشتناکی

00:05:47.960 --> 00:05:49.560
‫عجب صفت غم‌انگیزی
‫(مودستا: متواضع، فروتن)

00:05:51.000 --> 00:05:53.520
‫ناراحت نشی، اما باید
‫اسمت رو عوض کنیم

00:05:54.600 --> 00:05:57.440
‫- آره، باید عوضش کنیم
‫- اصلاً ناراحت نشدم

00:05:57.560 --> 00:06:00.000
‫- بشین
‫- چای بریزم، شاهدخت؟

00:06:02.200 --> 00:06:05.480
‫خواهر کوستانزا چطوره؟

00:06:09.640 --> 00:06:13.120
،‫یا بهتره بگم مادر کوستانزا
‫چون لئونورا مُرده

00:06:13.240 --> 00:06:15.640
‫- هنوزم زشته؟
‫- حالش خوبه. ممنون

00:06:15.760 --> 00:06:18.120
‫منم اگه زشت بودم
‫حتماً راهبه می‌شدم

00:06:28.600 --> 00:06:30.560
‫لئونورا رو زیاد می‌شناختی؟

00:06:33.560 --> 00:06:36.880
‫بله، از ۹ سالگی که وارد صومعه شدم
‫اون رو دیدم

00:06:37.040 --> 00:06:38.960
‫زمان زیادی کنار اون بودی؟

00:06:40.040 --> 00:06:40.960
‫آره

00:06:42.160 --> 00:06:43.600
‫اون شب پیشش بودی؟

00:06:45.040 --> 00:06:48.200
‫نه، فقط موقع شام
‫توی سالن غذاخوری دیدمش

00:06:48.840 --> 00:06:52.080
‫مادر لئونورا برای
‫همه‌مون آدم مهمی بود

00:06:52.200 --> 00:06:53.200
...‫اون همیشه

00:06:54.080 --> 00:06:56.840
‫به فکر بقیه بود، مثل یه قدیسه بود

00:06:57.040 --> 00:07:01.160
‫ولی چطور اون اتفاق افتاده؟
‫تونستید یه توضیحی براش پیدا کنید؟

00:07:03.840 --> 00:07:04.680
...‫خب

00:07:05.120 --> 00:07:08.280
‫لبه‌ی برج که خراب شد
‫خیلی داغون شده بود، شاهدخت

00:07:10.560 --> 00:07:12.320
‫لئونورا نمی‌دونست؟

00:07:12.480 --> 00:07:15.320
‫باغبون‌مون همیشه بهش می‌گفت
‫که اونجا باید تعمیر بشه

00:07:16.560 --> 00:07:19.480
...‫خیلی بهش گفت، خدایا

00:07:21.680 --> 00:07:24.000
،‫اما اون لبه‌ی قدیمی خیلی زیبا بود

00:07:24.400 --> 00:07:26.280
‫و مادر لئونورا عاشق زیبایی بود

00:07:26.400 --> 00:07:29.320
‫آره. توی خانواده‌ی ما
‫همه عاشق زیبایی هستن

00:07:34.960 --> 00:07:37.360
،‫قبل از اینکه بری
‫باید مدارک رو امضا کنی

00:07:37.520 --> 00:07:38.640
‫کدوم مدارک؟

00:07:39.560 --> 00:07:40.960
‫کدوم مدارک؟

00:07:41.680 --> 00:07:45.640
،‫سر دفتر وقتی اومد بهت میگه
‫الان دیگه برو، خسته‌ام

00:07:46.240 --> 00:07:48.120
‫وقتی جوون‌ها رو
‫تماشا می‌کنم خسته میشم

00:07:48.240 --> 00:07:49.640
،‫چون زشت نیستی

00:07:49.680 --> 00:07:52.840
‫اجازه داری روزهای بعد هم
‫باهامون چای بخوری

00:07:53.000 --> 00:07:54.440
‫اشارات واضح بودن

00:07:54.520 --> 00:07:57.640
‫- الان خوشحال شدی، کاوالینا؟
‫- البته، مامان، خیلی خوشحال شدم

00:07:57.680 --> 00:07:59.800
‫مشکوک بودن که من
‫مسئول مرگ لئونورا هستم

00:07:59.800 --> 00:08:03.240
‫اینکه ثابت می‌کردم
‫آدم مومن و معتقدی بودم

00:08:04.680 --> 00:08:05.800
‫یه آدم با تقوا

00:08:05.960 --> 00:08:07.360
‫داشتن یه رسالت الهی چطوره؟

00:08:08.000 --> 00:08:11.080
‫چه حسی داره؟

00:08:13.040 --> 00:08:14.200
...‫مثل

00:08:14.920 --> 00:08:16.200
‫نغمه‌ی پرنده‌هاست

00:08:17.960 --> 00:08:18.800
‫چقدر قشنگ

00:08:20.680 --> 00:08:24.360
‫مامان میگه دختری مثل تو
‫بهتره اینطور شغلی داشته باشه

00:08:24.520 --> 00:08:27.640
‫چون زندگی توی صومعه نسبت
‫به دنیای خارج از صومعه برات امن‌تره

00:08:32.080 --> 00:08:33.760
‫احتیاط

00:08:35.080 --> 00:08:37.120
،‫نمی‌تونیم بریم داخل
‫دارن آماده‌ش می‌کنن

00:08:40.080 --> 00:08:41.520
‫برای چه کاری آماده‌ش می‌کنن؟

00:08:42.880 --> 00:08:46.240
‫مامان دوست داره اتاق‌های آدم‌های مُرده
‫تمیز و مرتب باشن

00:08:46.320 --> 00:08:47.480
‫آماده باشن برای وقتی که برمی‌گردن

00:08:49.040 --> 00:08:50.320
‫کدوم آدم‌های مُرده؟

00:08:50.760 --> 00:08:52.160
‫اینجا همه مُردن

00:08:53.680 --> 00:08:55.440
‫فقط من و مامان زنده‌ایم

00:08:55.560 --> 00:08:57.440
،‫باید پرده رو بکشیم
‫مهمون داره نگاه می‌کنه

00:08:57.520 --> 00:08:59.200
‫البته خدمتکارها هم زنده‌ان

00:09:00.760 --> 00:09:02.960
،‫با اینکه ممنوعه
‫اما اتاق‌ها رو نشونت میدم

00:09:03.120 --> 00:09:04.080
‫لطفاً من رو ببخشید

00:09:04.760 --> 00:09:06.080
‫این راز کوچولوی بین خودمونه

00:09:07.160 --> 00:09:10.520
،‫نباید به کسی بگی
‫حتی به نقره هم نگو، اون یه جاسوسه

00:09:13.640 --> 00:09:14.960
...‫می‌تونم بیام داخل یا

00:09:16.240 --> 00:09:18.400
‫یا دوست داری تنها باشی
‫و تفکر کنی؟

00:09:20.960 --> 00:09:22.280
‫تو یتیمی، درسته؟

00:09:23.960 --> 00:09:24.880
‫آره

00:09:25.920 --> 00:09:27.560
‫پس لئونورا برات مثل یه مادر بوده

00:09:29.920 --> 00:09:31.760
‫یه جورایی، آره

00:09:35.920 --> 00:09:38.040
‫حقیقت داره که مادرت
‫زنده‌زنده توی آتیش سوخته؟

00:09:39.360 --> 00:09:41.480
‫ظاهراً اطلاعاتت راجع به من کامله

00:09:45.080 --> 00:09:46.040
‫آره، حقیقت داره

00:09:47.080 --> 00:09:48.960
‫نمی‌تونم قول بدم
،‫که موقع شام می‌بینمت

00:09:49.040 --> 00:09:51.120
‫چون هر کی یه موقع غذا می‌خوره

00:09:52.360 --> 00:09:56.320
‫و مامان وقتی عزاداره
‫هیچوقت شب‌ها از اتاقش بیرون نمیاد

00:09:59.360 --> 00:10:00.480
‫فردا می‌بینمت پس

00:10:02.600 --> 00:10:03.600
‫خداحافظ

00:11:09.240 --> 00:11:10.240
...‫خانم

00:11:11.640 --> 00:11:12.640
!‫خانم

00:11:14.240 --> 00:11:15.280
‫بمونید

00:11:17.640 --> 00:11:20.680
‫دنبال چیزی می‌گشتید؟
‫کمک می‌خواید؟

00:11:20.800 --> 00:11:23.960
‫نه، فقط از طبقه‌ی بالا
‫صداهای عجیب‌وغریب می‌شنیدم

00:11:26.240 --> 00:11:27.840
‫لازم نیست نگران باشید

00:11:29.080 --> 00:11:31.600
،‫می‌ذارم برید استراحت کنید
‫حتماً خیلی خسته‌اید

00:11:38.280 --> 00:11:40.360
...‫اگه باعث میشه خیالتون راحت‌تر باشه

00:11:41.720 --> 00:11:42.880
‫در اتاقتون رو قفل کنید

00:11:48.560 --> 00:11:51.800
‫خودت می‌بینی، همه توی مراسم
‫بانوی بخشنده‌ی نیکوکار حاضر میشن

00:11:51.800 --> 00:11:54.000
‫خانواده‌های بیسکاری، گراوینا و سراواله

00:11:54.160 --> 00:11:55.760
‫حتی دوک‌های تارگاجی

00:11:55.760 --> 00:11:59.280
.‫چقدر خسته‌کننده
‫آدم‌های غیرقابل تحملی‌ان

00:12:00.880 --> 00:12:03.560
‫از اینکه تصمیم گرفتم
‫بریم اونجا پشیمون شدم

00:12:03.680 --> 00:12:07.680
،‫خوش می‌گذره. تازه
‫کیک‌های خوش‌مزه‌ای هم دارن

00:12:07.800 --> 00:12:12.360
‫- اسمشون چی بود، مامان؟
‫- کیک انگشتیِ... نمی‌دونم چی

00:12:13.360 --> 00:12:14.880
‫توی صومعه چیکار می‌کنید؟

00:12:15.880 --> 00:12:18.000
...‫خب، مطالعه می‌کنیم

00:12:19.240 --> 00:12:20.520
...‫سبزیجات پرورش می‌دیم

00:12:21.520 --> 00:12:25.080
،‫گل‌دوزی می‌کنیم، موسیقی مطالعه می‌کنیم
‫اما بیش‌تر دعا می‌خونیم

00:12:25.160 --> 00:12:26.840
‫خیلی شبیه لئونورا هستی

00:12:29.160 --> 00:12:31.600
...‫طرز صحبت کردنت، رفتارت

00:12:35.120 --> 00:12:36.960
‫اصلاً انگار داری رفتار
‫اون رو تقلید می‌کنی

00:12:37.120 --> 00:12:39.960
‫من هیچوقت ندیدمش. وقتی من
‫به دنیا اومدم اون توی صومعه بود

00:12:41.600 --> 00:12:42.440
‫چی شده؟

00:12:44.320 --> 00:12:45.760
‫معذرت می‌خوام، شاهدخت

00:12:50.200 --> 00:12:51.480
‫می‌خوای عرقت رو خشک کنی؟

00:12:52.840 --> 00:12:53.800
‫ممنون

00:12:54.840 --> 00:12:57.400
‫تموم نشد؟ داریم ذوب می‌شیم

00:12:57.520 --> 00:12:58.480
‫دیگه آخراشه

00:13:03.400 --> 00:13:04.480
‫سه تا کلاغ

00:13:05.840 --> 00:13:07.040
‫شبیه سه تا کلاغیم

00:13:08.480 --> 00:13:11.880
...‫با لباس‌های سیاه
‫سه تا پرنده‌ی بد شگون

00:13:16.200 --> 00:13:17.520
...‫سه تا کلاغ

00:13:18.440 --> 00:13:21.560
‫شاهدخت، می‌تونیم سوار بشیم
‫و سفرمون رو ادامه بدیم

00:13:24.280 --> 00:13:25.880
‫نه. برمی‌گردیم خونه

00:13:27.400 --> 00:13:29.680
‫دیگه دوست ندارم برم به بیانکاویلا

00:13:29.800 --> 00:13:31.920
‫منصفانه نیست، گفتی باید بریم

00:13:32.080 --> 00:13:34.600
‫- خب، نظرم عوض شده
...‫- اما مامان

00:13:34.720 --> 00:13:36.960
‫حق ندارم حرف خودم رو عوض کنم؟

00:13:37.080 --> 00:13:38.560
‫حق ندارم برم؟

00:13:38.640 --> 00:13:41.000
‫از وقتی جنگ شروع شده
‫تا حالا هیچکس رو ندیدیم

00:13:41.120 --> 00:13:44.120
،‫مثل زندانی‌ها هستیم
‫مثل راهبه‌های منزوی

00:13:44.240 --> 00:13:45.920
‫- خب؟
‫- خب، دیگه داریم می‌رسیم

00:13:46.000 --> 00:13:49.240
‫- بیا مودستا رو ببریم دعا بخونه
‫- می‌تونه توی ویلا دعا بخونه

00:13:49.400 --> 00:13:52.840
.‫عبادتگاه قشنگی داریم
‫هیچکس ازش استفاده نمی‌کنه، ولی مقدسه

00:13:52.920 --> 00:13:57.640
.‫حداقل یکی می‌تونه ازش استفاده کنه
‫یالا، بجنبید، سریع سوار بشید

00:13:58.200 --> 00:13:59.760
!‫یالا! روکو

00:14:02.480 --> 00:14:04.960
!‫- گفتم بجنبید
!‫- کلیسا... آخ

00:14:05.760 --> 00:14:07.400
‫می‌خواستم ببرمش کلیسا

00:14:11.040 --> 00:14:13.720
‫- خودتون سوار نمی‌شید، شاهدخت؟
!‫- دارم سعی می‌کنم آروم بشم

00:14:13.840 --> 00:14:16.520
!‫تو برو اون ماشین لعنتی رو روشن کن

00:14:25.600 --> 00:14:26.680
‫خانم مودستا؟

00:14:28.400 --> 00:14:32.560
،‫با توجه به چیزی که دیشب دیدید
...‫نمی‌خوام که

00:14:32.680 --> 00:14:35.240
.‫به کسی چیزی نمیگم
‫اگه نگران این هستید

00:14:36.120 --> 00:14:37.040
‫ممنون

00:14:38.240 --> 00:14:40.040
‫نباید شغلم رو از دست بدم

00:14:42.160 --> 00:14:45.880
.‫تازه، موضوع جدی‌ای نیست
...‫فقط همدیگه رو شاد می‌کنیم

00:14:46.040 --> 00:14:47.840
‫نیاز نیست کارتون رو توضیح بدید

00:14:49.000 --> 00:14:50.280
‫اسم دختره «مِینا»ست

00:14:51.120 --> 00:14:54.000
‫قبل از شروع جنگ با شوهرش
‫توی سیرک کار می‌کرد

00:14:54.760 --> 00:14:57.840
،‫خیلی برای مردم جذاب بود
‫«زن طرح‌دار»

00:14:59.840 --> 00:15:02.000
‫ولی شوهرش برای جنگ
‫به خدمت گرفته شد

00:15:03.680 --> 00:15:05.440
‫و خودش هم تونست
‫اینجا مشغول به کار بشه

00:15:08.960 --> 00:15:10.600
‫همه‌ی مردها به ارتش ملحق شدن

00:15:11.920 --> 00:15:13.360
‫مردهای زیادی نموندن

00:15:17.640 --> 00:15:20.280
‫اسمت... روکوئه، درسته؟

00:15:20.960 --> 00:15:21.880
‫آره

00:15:22.680 --> 00:15:23.840
‫تو چرا نرفتی جنگ؟

00:15:26.840 --> 00:15:28.200
‫ریه‌هام خرابن

00:15:29.560 --> 00:15:34.240
،‫وقتی بچه بودم سل داشتم
‫و متاسفانه طرد داشتم

00:15:34.360 --> 00:15:35.280
‫متاسفم

00:15:38.840 --> 00:15:40.080
‫از تاریکی می‌ترسی؟

00:15:41.600 --> 00:15:42.560
!‫اینم از این

00:15:44.800 --> 00:15:47.400
‫وقتی عمه آدلاید زنده بود
‫تعدادشون خیلی بیش‌تر بود

00:15:48.480 --> 00:15:50.080
‫شبیه کلیسای جامع‌ان

00:15:53.200 --> 00:15:55.680
‫اینجا کنار این همه
‫پرنده‌ی آوازخون می‌خوابید؟

00:15:58.400 --> 00:16:00.080
،‫وقتی لئونورا به صومعه رفت

00:16:00.160 --> 00:16:02.640
‫عمه آدلاید هم دیگه
‫دوست نداشت کسی رو ببینه

00:16:03.560 --> 00:16:06.520
.‫حتی من رو هم نمی‌دید
‫من رو که می‌دید یاد لئونورا می‌افتاد

00:16:08.480 --> 00:16:09.440
‫از مامان متنفر بود

00:16:10.720 --> 00:16:13.240
‫می‌گفت تقصیر اون بوده
‫که لئونورا رفته

00:16:14.400 --> 00:16:16.560
‫فقط از این موجودات مراقبت می‌کرد

00:16:37.760 --> 00:16:39.080
‫این سالن مخصوص جشنه

00:16:40.760 --> 00:16:41.760
‫خوبه، نه؟

00:16:43.240 --> 00:16:45.400
‫وقتی خشک بشه بهت نشونش میدم

00:16:47.280 --> 00:16:50.000
‫خوبم. اصلاً زمین نخوردم

00:16:51.040 --> 00:16:52.000
‫چی شده؟

00:16:52.920 --> 00:16:54.400
‫قضیه‌ی اون لبخند اندوهگین چیه؟

00:16:55.120 --> 00:16:56.280
‫متوجه شدی، نه؟

00:16:57.480 --> 00:16:58.560
‫دلت به حالم می‌سوزه؟

00:16:59.240 --> 00:17:00.160
‫معلومه که نه

00:17:01.240 --> 00:17:02.560
‫خیلی خوشگلی

00:17:02.680 --> 00:17:05.200
،‫اگه جلوی مامان لنگ لنگان راه برم
‫سرم داد می‌زنه

00:17:05.760 --> 00:17:08.080
‫حق هم داره، هیچکس دوست نداره
‫به دختری که لنگ می‌زنه نگاه کنه

00:17:08.480 --> 00:17:11.240
‫منم با احتیاط نقشم رو بازی کردم

00:17:11.400 --> 00:17:14.400
‫اما نمی‌دونستم موثر هست یا نه

00:17:14.720 --> 00:17:16.520
‫بیا بریم، می‌خوام
‫اتاق پذیرایی نیاکان رو نشونت بدم

00:17:16.840 --> 00:17:17.840
...‫همه چیز

00:17:19.240 --> 00:17:21.240
...‫از جمله قدم‌های لرزانش

00:17:22.600 --> 00:17:26.560
‫بهم اطمینان می‌دادن که می‌تونم
‫اعتماد به نفس داشته باشم و لبخند بزنم

00:17:26.680 --> 00:17:28.360
‫زیباییش من رو مسحور کرد

00:17:28.440 --> 00:17:29.880
...‫اما وقتی تنها بودم

00:17:31.880 --> 00:17:33.640
‫شک تمام وجودم رو می‌گرفت

00:17:37.760 --> 00:17:40.880
‫اینکه بگیم خدا خلق‌شون کرده
‫یه جواب سرسریه

00:17:41.040 --> 00:17:43.240
‫واسه‌ی اینکه زیبایی
‫پروانه‌ها رو توجیح کنیم

00:17:44.120 --> 00:17:45.840
‫دایی جاکوبو همیشه اینطور می‌گفت

00:17:46.800 --> 00:17:50.640
.‫بجه‌ی موردعلاقه‌ی مامان بود
‫خوشگل‌ترین عضو خانواده‌ی برندیفورتی بود

00:17:51.600 --> 00:17:52.800
‫یه فیلسوف بود

00:17:54.040 --> 00:17:55.000
‫مرتد بود

00:17:56.200 --> 00:17:59.640
.‫دایی جاکوبو دانشمند هم بود
‫هواپیما طراحی می‌کرد

00:18:01.080 --> 00:18:02.480
‫خلبان هم بود

00:18:03.360 --> 00:18:06.800
‫ولی توی یه جنگ زخمی شد
‫و به صورت نیمه فلج برگشت

00:18:07.200 --> 00:18:08.880
‫قبلاً هر روز بعدازظهر می‌اومدم اینجا

00:18:11.200 --> 00:18:12.720
‫داستان‌های جنگ رو برام تعریف می‌کرد

00:18:12.800 --> 00:18:16.800
‫گفت به لطف هواپیماها
‫جنگ به زودی تموم میشه

00:18:18.960 --> 00:18:20.400
‫ولی جنگ یه چیز بی‌پایانه

00:18:36.520 --> 00:18:39.480
.‫یا مریم مقدس، بازم تویی
‫چیکار می‌کنی؟

00:18:39.680 --> 00:18:41.720
‫بجنب، سالوو، هنوز توی خوابی؟

00:18:41.880 --> 00:18:43.520
‫من؟ خودت چی پس؟

00:18:45.120 --> 00:18:46.960
‫- صبح بخیر، خانم
‫- صبح بخیر

00:18:47.120 --> 00:18:49.880
‫- از امروز دیگه عزاداری تموم شد
‫- به همین زودی؟

00:18:50.040 --> 00:18:51.120
‫دستور شاهدخته

00:18:52.200 --> 00:18:54.560
‫- یالا، بذار کمکت کنم
‫- ممنون

00:18:55.560 --> 00:18:56.600
‫- این رو بگیر
‫- صبح بخیر

00:18:56.600 --> 00:18:57.600
‫از اینجاش؟

00:19:13.880 --> 00:19:14.720
‫خانم

00:19:32.480 --> 00:19:35.320
‫این لباس خیلی برات احمقانه‌ست؟

00:19:35.440 --> 00:19:37.520
‫«یک مو از تنش، یک رشته از چهره‌اش

00:19:37.640 --> 00:19:38.920
،‫در بیت آخر

00:19:39.000 --> 00:19:42.640
‫ورلن میگه وجدزدگی
‫مسیحیان گذشته رو تجربه می‌کنه»

00:19:42.800 --> 00:19:45.600
‫داره با عشق زندگیش رَمبو
‫توی اروپا سفر می‌کنه

00:19:45.720 --> 00:19:49.000
...‫- یه جور ماه عسل
‫- شاهدخت، روزنامه رو آوردن

00:19:49.120 --> 00:19:51.680
...‫- و همچنین می‌تونیم
...‫- همچنین امروز

00:19:51.800 --> 00:19:55.000
،‫شمع و روغن چراغ هم برامون میارن

00:19:55.120 --> 00:19:57.040
‫اما پول زیادی برامون باقی نمونده

00:19:57.160 --> 00:20:00.520
.‫خیلی‌خب، آنتونیو، الان نه
‫دارم با مودی حرف می‌زنم

00:20:01.560 --> 00:20:04.000
‫- یالا، برو
‫- البته، شاهدخت

00:20:04.080 --> 00:20:07.920
.‫در واقع، نه، آنتونیو، بیا
‫نقش «پوپی» رو بازی کن

00:20:08.000 --> 00:20:09.760
...‫- اما
‫- یالا

00:20:10.400 --> 00:20:13.400
!‫پالادین اورلاندو! من اینجام

00:20:13.560 --> 00:20:18.840
‫ازت می‌خوام شمشیر وحشتناک من
!‫و قدرتش رو امتحان کنی

00:20:18.960 --> 00:20:20.680
!‫به افتخار خودمون! به سمت سلاح‌ها

00:20:29.520 --> 00:20:31.520
‫- ممنون، شاهدخت
‫- دیگه برو

00:20:33.160 --> 00:20:34.000
!‫برو

00:20:35.880 --> 00:20:38.640
‫به هر حال اینجا همه
‫پول‌های من رو می‌دزدن

00:20:38.760 --> 00:20:39.720
،‫اما اشکالی نداره

00:20:39.760 --> 00:20:42.880
‫اگه برای خوش گذروندن
‫باید اون بها رو بپردازم، مشکلی نیست

00:20:44.320 --> 00:20:48.440
‫«با صدای غم‌انگیز آوازِ ویولن‌های پاییز

00:20:48.600 --> 00:20:50.320
‫قلب من...»

00:20:50.440 --> 00:20:52.160
‫من می‌تونم مدیریتشون کنم

00:20:52.840 --> 00:20:55.000
‫توی صومعه حسابداری یاد گرفتم

00:20:57.080 --> 00:21:01.200
‫اگه بهم اجازه بدید، می‌تونم هزینه‌هایی
‫که آنتونیو ذکر کرد رو بررسی کنم

00:21:02.200 --> 00:21:03.840
‫چقدر مفید

00:21:31.920 --> 00:21:37.440
‫- ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بشم
‫- نه، مشکلی نیست. مشغول دعا خوندن نبودم

00:21:37.960 --> 00:21:41.280
،‫به هر حال، وقتی برگردم به صومعه
‫از صبح تا شب دعا می‌خونم

00:21:45.040 --> 00:21:46.400
‫- ببخشید
‫- نه

00:21:48.880 --> 00:21:50.720
‫دیگه کسی رو ندارم

00:21:50.800 --> 00:21:53.640
‫صومعه تنها خونه‌ایه که دارم

00:21:55.160 --> 00:21:57.760
‫ما مثل اونا نمی‌تونیم
‫سرنوشتمون رو انتخاب کنیم

00:21:58.480 --> 00:22:00.160
‫دیگران سرنوشت من رو رقم می‌زنن

00:22:01.600 --> 00:22:02.960
‫من رو فرستادن وسط جنگ

00:22:05.320 --> 00:22:07.080
‫وقتی توی سنگر بودیم
‫و بارون می‌اومد

00:22:07.080 --> 00:22:08.080
‫چندین هفته توی آب زندگی می‌کردیم

00:22:09.400 --> 00:22:12.000
،‫وقتی کفش‌هامون رو درمی‌آوردیم
‫پوست پامون هم درمی‌اومد

00:22:15.240 --> 00:22:17.160
‫اگه فرار نمی‌کردم، تا الان مُرده بودم

00:22:19.440 --> 00:22:20.560
‫سرباز فراری هستی؟

00:22:21.000 --> 00:22:23.440
‫بقیه‌ی سربازها هم مثل من فقیر بودن

00:22:23.560 --> 00:22:27.040
...‫اهل فریولی و ساردینیا و اینجور جاها بودن
‫اصلاً حرف‌هاشون رو نمی‌فهمیدم

00:22:29.080 --> 00:22:30.720
‫و من باید برای ایتالیا می‌مُردم؟

00:22:33.160 --> 00:22:35.280
‫به مدت چندین ماه توی
‫سولفاتارا قایم شده بودم

00:22:36.800 --> 00:22:38.160
‫اگه پیدات می‌کردن چی میشد؟

00:22:38.680 --> 00:22:40.080
‫می‌کُشتنم

00:22:40.160 --> 00:22:43.200
‫وقتی سرباز فراری پیدا میشه
‫هم‌رزم‌های خودش بهش شلیک می‌کنن

00:22:43.320 --> 00:22:46.400
‫عوضی‌ها. ببخشید که بی‌ادبی می‌کنم

00:22:47.040 --> 00:22:49.440
‫فقط فکر کردن بهش
‫باعث میشه عصبانی بشم

00:22:51.960 --> 00:22:54.320
‫پس اینکه ریه‌هات خرابن حقیقت نداره

00:22:57.040 --> 00:22:57.840
‫نه

00:22:59.000 --> 00:23:01.040
‫اینجا هیچکس نمی‌دونه
‫که من سرباز فراری‌ام

00:23:03.560 --> 00:23:06.760
...‫حتی نمی‌دونم چرا دارم به تو میگم

00:23:08.400 --> 00:23:11.640
.‫حس می‌کنم می‌تونم بهت اعتماد کنم
‫معذرت می‌خوام که اینقدر راحت باهات حرف می‌زنم

00:23:13.720 --> 00:23:15.120
‫معلومه که می‌تونی بهم اعتماد کنی

00:23:17.000 --> 00:23:18.600
‫منم می‌خوام یه رازی رو بهت بگم

00:23:20.400 --> 00:23:22.400
‫هیچوقت رسالت الهی‌ای نداشتم

00:23:23.840 --> 00:23:25.640
،‫وقتی دعا می‌کنم
‫کسی رو خطاب نمی‌کنم

00:23:30.360 --> 00:23:31.680
‫می‌تونی مودستا صدام کنی

00:23:32.680 --> 00:23:33.560
‫خیلی‌خب؟

00:23:34.640 --> 00:23:36.640
‫خانم مودستا، همه‌جا رو دنبالتون گشتم

00:23:36.800 --> 00:23:39.200
،‫شاهدخت باهاتون کار داره
‫توی اتاق مطالعه منتظره

00:23:39.280 --> 00:23:40.200
...‫خانم گایا

00:23:41.120 --> 00:23:42.960
‫وقتش رسیده دوباره سوار اسب بشی

00:23:43.600 --> 00:23:45.880
‫- اما دیگه ضعیف و بی‌حال شدم
‫- الکی میگی

00:23:46.000 --> 00:23:49.320
.‫فقط تو می‌تونی من رو شکست بدی
‫باز هم باید اسب‌سواری کنی

00:23:54.200 --> 00:23:55.800
...‫کارمین، اون

00:23:56.800 --> 00:24:00.320
،‫همون دختریه که گفتم
...‫اسمش مودستاست، اما

00:24:00.560 --> 00:24:03.000
‫من ترجیح میدم مودی صداش کنم

00:24:04.600 --> 00:24:05.520
‫صبح بخیر

00:24:06.840 --> 00:24:10.360
‫- صبح بخیر
‫- کارمین از بچگی بخشی از خانواده‌ی ما بوده

00:24:10.640 --> 00:24:13.240
‫اون اینجا رو مدیریت می‌کنه

00:24:13.960 --> 00:24:16.880
...‫کشاورزی، کارگرها، حیوانات

00:24:17.160 --> 00:24:20.080
‫خیلی از زمین‌هامون رو هم اجاره میده

00:24:20.200 --> 00:24:23.000
‫مدیریت کردن همه‌شون برام سخت بود

00:24:24.200 --> 00:24:26.640
‫- اما هنوزم مال خودتن
‫- آره، باشه

00:24:26.760 --> 00:24:27.880
‫مال خودتن

00:24:28.800 --> 00:24:31.080
‫به هر حال، سردفتر موسومچی
،‫الان می‌رسه

00:24:31.160 --> 00:24:33.880
‫و می‌تونی اون مدارکی
‫که گفتم رو امضا کنی

00:24:34.760 --> 00:24:37.200
‫- قبل از اینکه بری
‫- واقعاً؟

00:24:37.320 --> 00:24:40.280
‫- دو روز دیگه
...‫- کسی بهم نگفته بود

00:24:40.440 --> 00:24:41.920
‫خب، الان دارم بهت میگم

00:24:42.000 --> 00:24:44.280
‫یا باید یه پیغام برات می‌فرستادم؟

00:24:44.400 --> 00:24:47.040
‫کارمین، برو ببین گائتانو نرسیده

00:24:47.040 --> 00:24:49.200
‫ممکنه پایین منتظر مونده باشه

00:24:50.240 --> 00:24:51.160
‫بشین

00:25:00.120 --> 00:25:02.880
‫نمی‌تونم به مرگ لئونورا فکر نکنم

00:25:04.760 --> 00:25:05.800
‫حقیقت رو بهم بگو

00:25:08.720 --> 00:25:09.960
‫داشت عذاب می‌کشید؟

00:25:10.600 --> 00:25:14.240
.‫تو باهاش صمیمی بودی
‫نظرت چیه؟

00:25:17.080 --> 00:25:18.280
‫از زندگی راضی نبود؟

00:25:20.000 --> 00:25:21.960
‫کارش از روی ناامیدی بود؟

00:25:22.720 --> 00:25:24.320
...‫شاهدخت، فکر می‌کنید

00:25:25.200 --> 00:25:26.040
...‫اون

00:25:27.000 --> 00:25:27.960
‫نه

00:25:28.800 --> 00:25:31.040
...‫نه، نباید
‫نباید اونطور فکری بکنید. به خدا

00:25:32.160 --> 00:25:35.960
.‫لئونورا توی صومعه به آرامش رسیده بود
‫زندگیش سرشار از خوشی بود

00:25:37.920 --> 00:25:39.960
‫فقط یه حادثه‌ی وحشتناک بود

00:25:41.600 --> 00:25:44.240
.‫لبه‌ی برج خراب شده بود
‫باید عوضش می‌کردن

00:25:44.240 --> 00:25:45.720
‫چندین بار بهش گفته بودیم

00:25:49.720 --> 00:25:51.280
‫حرف‌هات بهم آرامش میدن

00:25:53.080 --> 00:25:54.600
‫وزن سنگینی از روی
‫قلبم برداشته شد

00:25:56.560 --> 00:25:57.400
‫اومدن

00:25:58.000 --> 00:26:01.920
‫خب، بیاید مدارک رو امضا کنیم، یالا

00:26:02.040 --> 00:26:04.960
‫- صبح بخیر، شاهدخت
‫- صبح بخیر، همیشه دیر میایی

00:26:05.040 --> 00:26:07.960
‫- یک ساعت پیش رسیدم
‫- بشین. بفرما

00:26:08.600 --> 00:26:10.800
‫- ممنون
‫- یالا، کارمین

00:26:12.400 --> 00:26:13.320
...‫خب

00:26:14.680 --> 00:26:15.760
...‫مودستا

00:26:15.880 --> 00:26:17.200
‫- اِسپاتارو
‫- اِسپاتارو

00:26:18.080 --> 00:26:21.120
‫متولد ۱ ژانویه‌ی سال ۱۹۰۰

00:26:22.920 --> 00:26:25.560
.‫روز اول قرن جدید به دنیا اومدی
‫دختره‌ی خوش‌شانس

00:26:25.720 --> 00:26:26.840
‫یالا. امضا کن

00:26:26.960 --> 00:26:29.040
‫منطقه ذکر شده، کیانا دل بووه

00:26:29.120 --> 00:26:32.040
‫اما شهر و آدرس دائمی نوشته نشده

00:26:32.120 --> 00:26:35.560
.‫آدرس صومعه رو بنویس
‫قراره اونجا زندگی کنه

00:26:35.680 --> 00:26:38.200
‫«در حضور شاهدخت گایا برندیفورتی

00:26:38.320 --> 00:26:40.040
‫مودستای مذکور...»

00:26:40.120 --> 00:26:42.680
‫تا من می‌خونم تو هم
‫لطفاً اینجا رو امضا کن

00:26:43.600 --> 00:26:45.520
،‫«برای تضمین داشتن آینده‌ای امن‌تر

00:26:45.640 --> 00:26:47.880
‫مادر لئونورا برندیفورتیِ فوت‌شده‌ی عزیز

00:26:48.040 --> 00:26:54.920
‫برات یه مستمری
‫سالانه‌ی ۱۸۰۰ لیری تعیین کرده»

00:26:55.680 --> 00:26:56.680
...‫خب

00:26:57.240 --> 00:26:58.800
‫- تا آخر عمر؟
‫- آره

00:26:58.880 --> 00:27:02.080
‫اما اگه زندگی مذهبیت رو کنار بذاری
،‫و بری سراغ لذت‌های دنیوی

00:27:02.200 --> 00:27:03.520
‫مستمریت قطع میشه

00:27:03.640 --> 00:27:08.320
‫- اما اون اتفاق نمیفته. برو
‫- لطفاً اینجا رو هم امضا کن

00:27:10.760 --> 00:27:14.880
‫- خب، هنوزم حضور من نیازه؟
‫- آره، شاهدخت، اما بعداً میام پیشتون

00:27:15.000 --> 00:27:17.200
،‫پس من برم
‫چون حوصله‌م داره سر میره

00:27:18.680 --> 00:27:19.680
‫شاهدخت

00:27:29.320 --> 00:27:30.240
!‫مودستا

00:27:32.720 --> 00:27:33.720
‫صبح بخیر

00:27:36.040 --> 00:27:36.960
‫صبح بخیر

00:27:38.560 --> 00:27:40.400
‫- روز زیباییه، نه؟
‫- آره

00:27:41.960 --> 00:27:44.600
.‫محل اقامت من اینجاست
‫اینجا زندگی می‌کنم

00:27:50.160 --> 00:27:54.520
...‫داشتم به اون ماجرا فکر می‌کردم
...‫اون روز

00:27:56.120 --> 00:27:59.120
‫به حرف‌هامون فکر می‌کردم

00:27:59.960 --> 00:28:01.200
‫هر دوتامون توی زندگی زجر کشیدیم

00:28:02.600 --> 00:28:03.880
‫زندگی خیلی بهمون سخت گذشته

00:28:05.000 --> 00:28:08.760
‫اما مهربونیت
...‫و طرز اعتماد کردنت بهم

00:28:09.520 --> 00:28:10.680
‫باعث خوشحالیم شد

00:28:12.320 --> 00:28:16.120
‫احتمالاً درست فکر می‌کنم
...‫که تو هم از من بدت نمیاد

00:28:16.760 --> 00:28:20.080
‫باید اعتراف کنم که از همون روز اولی
‫که دیدمت، خیلی بهت علاقه‌مند شدم

00:28:20.240 --> 00:28:22.160
...‫- روکو، من نمی
‫- صبر کن

00:28:23.680 --> 00:28:26.600
‫گفتی نمی‌خوای برگردی
‫به صومعه، درسته؟

00:28:26.720 --> 00:28:29.720
‫گفتی رسالت الهی نداری. پس بمون

00:28:31.160 --> 00:28:32.640
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

00:28:36.120 --> 00:28:39.080
‫اگه قبول کنی، به شاهدخت میگم
...‫که عاشق همدیگه شدیم

00:28:39.240 --> 00:28:44.680
‫چون خوندن و نوشتن بلدی
‫می‌تونی توی دفتر حسابداری کار کنی

00:28:44.720 --> 00:28:47.040
...‫- آدم‌های زیادی بلد نیستن
‫- آره، ولی آروم باش

00:28:48.640 --> 00:28:50.240
‫روکو، نمی‌دونم چی بگم

00:28:52.640 --> 00:28:55.080
‫تا همین چند هفته پیش
‫داشتم توی صومعه زندگی می‌کردم

00:28:55.880 --> 00:28:57.200
‫و باید برگردم

00:29:00.960 --> 00:29:02.640
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

00:29:05.840 --> 00:29:07.160
‫اما درک می‌کنم

00:29:07.320 --> 00:29:09.880
‫و لازم نیست الان جوابم رو بدی

00:29:14.040 --> 00:29:17.880
‫به هر حال، نترس، عاشق شدن
‫یعنی به هم علاقه داشتن

00:29:23.160 --> 00:29:24.120
‫باهاش ازدواج کنم؟

00:29:24.640 --> 00:29:27.080
‫این راه موندن توی ویلا بود؟

00:29:29.200 --> 00:29:32.680
،‫اما اگه به صومعه برنگردم
‫ارثیه رو از دست میدم

00:29:34.080 --> 00:29:36.080
‫مستمری سالانه‌ی لئونورا یه هدیه نبود

00:29:37.320 --> 00:29:38.600
‫یه تله بود

00:29:39.800 --> 00:29:40.720
...‫اون

00:29:41.640 --> 00:29:44.960
‫یه احمق بود. با دست‌های خودش
‫زندگیش رو نابود کرد

00:29:45.120 --> 00:29:47.320
‫با زیبایی و مقامی که داشت

00:29:47.520 --> 00:29:49.920
‫می‌تونست توی زندگی
‫به همه چیز برسه

00:29:50.040 --> 00:29:50.960
...‫در عوض

00:29:52.080 --> 00:29:55.800
‫به مردی علاقمند شد
‫که نمی‌تونست باهاش ازدواج کنه

00:30:00.560 --> 00:30:04.160
‫من و شوهرم مجبور شدیم
...‫وضعیتش رو پنهان کنیم

00:30:05.520 --> 00:30:07.360
‫تا اینکه بئاتریچ رو به دنیا آورد

00:30:09.080 --> 00:30:10.600
...‫متوجه نمیشم

00:30:13.760 --> 00:30:16.960
.‫راجع به لئونورا حرف می‌زنم
‫تنها دخترم

00:30:17.080 --> 00:30:20.240
،‫وقتی بچه‌ش به دنیا اومد
...‫اینجا پیش خودمون نگهش داشتیم، اما

00:30:20.920 --> 00:30:23.760
‫صومعه تنها گزینه‌ش بود

00:30:24.560 --> 00:30:26.560
،‫البته هیچوقت ما رو نبخشید

00:30:26.640 --> 00:30:28.560
‫دیگه نمی‌خواست ما رو ببینه

00:30:28.720 --> 00:30:30.360
‫تمام نامه‌هام رو پاره می‌کرد

00:30:30.800 --> 00:30:34.120
،‫اگه دست من بود
‫همین‌جا نگهش می‌داشتم

00:30:34.280 --> 00:30:37.920
،‫اما توی این کشور
‫پدرها و شوهرها تصمیم‌گیرنده هستن

00:30:39.760 --> 00:30:42.520
‫شاید هم به اندازه‌ی کافی براش نجنگیدم

00:31:00.720 --> 00:31:01.640
‫برو

00:31:02.480 --> 00:31:03.440
‫از خداحافظی متنفرم

00:31:42.440 --> 00:31:43.640
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

00:31:46.560 --> 00:31:49.400
!‫روکو! روکو

00:31:50.360 --> 00:31:53.720
!‫روکو، عجله کن
‫نمی‌تونم کنترلش کنم، بیا

00:31:53.800 --> 00:31:56.000
!‫عجله کن، روکو
!‫خیلی عصبانیه

00:31:59.600 --> 00:32:02.440
‫- چه بلایی سرت آورده؟
‫- انواع و اقسام بلاها

00:32:02.600 --> 00:32:03.520
‫چیکار کرده؟

00:32:03.680 --> 00:32:06.560
،‫گازم گرفت، بهم چنگ انداخت
!‫با ناخن‌هاش و دندون‌هاش

00:32:13.360 --> 00:32:16.200
،‫مجبور شدم ببندمش
‫دیگه نمی‌تونستم کنترلش کنم

00:32:18.440 --> 00:32:22.280
‫گوش کن. می‌شنوی؟
‫خیلی عصبانیه

00:32:24.360 --> 00:32:26.200
‫خانم، نیاید داخل. خطرناکه

00:32:27.360 --> 00:32:29.560
!‫برید بیرون، خانم

00:32:31.480 --> 00:32:33.720
!‫آروم باش، آروم باش. بس کن

00:33:01.520 --> 00:33:02.680
!‫بهش دست نزنید

00:33:09.160 --> 00:33:11.040
‫ولش کنید. ولش کنید

00:33:30.840 --> 00:33:31.760
‫یه معجزه‌ست

00:33:33.200 --> 00:33:35.240
‫هیچوقت چنین اتفاقی نیُفتاده

00:33:36.640 --> 00:33:37.920
‫آروم شد

00:33:41.600 --> 00:33:43.480
‫خانم، شما یه قدیسه هستید

00:33:46.360 --> 00:33:47.440
‫شما یه قدیسه هستید

00:33:53.840 --> 00:33:54.920
‫یه معجزه‌ست

00:33:56.160 --> 00:33:59.600
‫معجزه‌ست. بدون هیچ دارو
‫و تزریقی آروم شد

00:33:59.720 --> 00:34:00.800
!‫یه قدیسه