WEBVTT

00:00:06.458 --> 00:00:09.125
‫منم از دیدنت خوشحالم.
‫چطور پیش رفت؟

00:00:09.208 --> 00:00:10.791
‫کاملا طبق انتظاراتـم نبود.

00:00:12.000 --> 00:00:13.750
‫قلعه رو پیدا کردی؟

00:00:13.833 --> 00:00:15.875
‫لطفا بگو که پنجه‌آتشین رو کشتی.

00:00:15.958 --> 00:00:18.375
‫رینس اونجا نبود.

00:00:19.291 --> 00:00:21.291
‫البته یه چیز دیگه پیدا کردم.

00:00:21.375 --> 00:00:23.041
‫عه، چی پیدا کردی؟

00:00:24.041 --> 00:00:25.375
‫ایشون.

00:00:25.458 --> 00:00:26.875
‫و ایشون کی باشن؟

00:00:27.458 --> 00:00:28.458
‫نمی‌دونم.

00:00:29.000 --> 00:00:30.541
‫اوه، اوه... اوه!

00:00:30.625 --> 00:00:32.125
‫ولی از نظر خودش سیری‌ـه.

00:00:32.208 --> 00:00:34.416
‫همیشه یه منشایی هست. جایی برای...

00:00:35.625 --> 00:00:37.041
‫ازت متنفرم. اوه!

00:00:37.125 --> 00:00:39.125
‫نترس... سیری.

00:00:39.708 --> 00:00:41.416
‫از دوست‌هامونه.

00:00:42.000 --> 00:00:43.291
‫من یسکیرم.

00:00:43.375 --> 00:00:46.083
‫همیشه یه منشایی هست.
‫جایی برای موجودات موذی نیست.

00:00:46.625 --> 00:00:49.208
‫- همیشه.
‫- لعنتی، حالـش خوبه اصلا؟

00:00:49.291 --> 00:00:51.166
‫جزوی از یک آزمایش بوده.

00:00:51.250 --> 00:00:52.958
‫- نـ...
‫- تنها بازماندۀ اون آزمایشـه.

00:00:54.333 --> 00:00:57.791
‫حالت هشیاری هم داره
‫ولی دوباره به همین حالت برمی‌گرده.

00:00:59.041 --> 00:01:00.833
‫هرچیزی که داره می‌گه،

00:01:01.708 --> 00:01:03.916
‫توی یه لوپ مسخره
‫توی ذهنـش گیر افتاده.

00:01:04.541 --> 00:01:06.125
‫باید دلیلـش رو پیدا کنم.

00:01:06.208 --> 00:01:08.375
‫لطفا بهم بگو که یه نقشه داری.

00:01:09.708 --> 00:01:11.458
‫می‌بریمش پیش آنیکا.

00:01:12.041 --> 00:01:14.750
‫این دختر طلسم شده‌ست،
‫اون می‌دونه چطوری درمانـش کنه.

00:01:14.833 --> 00:01:16.000
‫و آنیکا کیه؟

00:01:18.000 --> 00:01:21.083
‫یه کاهنـه و یکی از دوست‌های مادرمه.

00:01:29.583 --> 00:01:36.791
‫«ویچــــــر»
‫[فصل سوّم، قسمت سوّم]

00:01:45.000 --> 00:01:47.375
‫بعله، خودتی پس.

00:01:47.458 --> 00:01:49.666
‫از اون طرف تپه‌ها
‫بوی تو رو احساس کردم.

00:01:50.333 --> 00:01:52.291
‫اینجا چیکار می‌کنی آتو؟

00:01:52.375 --> 00:01:56.666
‫شامّۀ قویِ من رو سرزنش کن
‫ولی هردوی ما می‌دونیم که تو همون گستاخ همیشگی هستی.

00:01:58.208 --> 00:01:59.958
‫گمونم به یک دلیلی به اینجا اومدی.

00:02:02.541 --> 00:02:04.458
‫- سلام آنیکا.
‫- صبر کن، فقط...

00:02:04.541 --> 00:02:06.625
‫اونـم دلـش واست تنگ شده.

00:02:10.125 --> 00:02:11.125
‫بیاید.

00:02:18.375 --> 00:02:21.625
‫اوه، می‌سوزه.

00:02:21.708 --> 00:02:23.625
‫مثل ماتحتِ رارورگ می‌سوزه.

00:02:23.708 --> 00:02:26.666
‫- چیه این؟
‫- نمک خوراکیـه.

00:02:26.750 --> 00:02:28.583
‫آها.

00:02:28.666 --> 00:02:30.000
‫اوه اوه.

00:02:30.083 --> 00:02:32.666
‫بعله، فقط، آم...
‫فقط نمک خوراکیـه.

00:02:32.750 --> 00:02:35.125
‫هیچ، آم... هیچ چیز کاهن‌طوری نیست.

00:02:35.625 --> 00:02:37.416
‫- من که کاهن نیستم.
‫- آها درسته.

00:02:37.500 --> 00:02:38.416
‫من گرگ‌نما هستم.

00:02:38.500 --> 00:02:40.916
‫وای. چی؟ شما...
‫چی؟ آم، یه...

00:02:41.000 --> 00:02:44.583
‫توی دوران طاعون سال 21،
‫یه گرگ‌نما گازم گرفت.

00:02:44.666 --> 00:02:48.166
‫رفته بودم توی جنگل تنها زندگی کنم
‫تا به این بیماری مبتلا نشم.

00:02:48.250 --> 00:02:50.833
‫تا سرحد مرگ نگران
‫تاول‌های طاعون بودم،

00:02:50.916 --> 00:02:52.541
‫که اصلا گرگ‌نماها به ذهنـم خطور نکردن.

00:02:52.625 --> 00:02:53.916
‫اولویت‌ها، بله درک می‌کنم.

00:02:54.000 --> 00:02:56.625
‫روستایی‌ها گرالت رو آوردن
‫که من رو بکشه.

00:02:57.291 --> 00:02:58.708
‫در عوض یه درمانی واسم پیدا کرد.

00:02:59.791 --> 00:03:02.500
‫باید نزدیک سینه‌ام باشه،
‫اینطوری در امانـم.

00:03:03.291 --> 00:03:05.541
‫نزدیک بود توی این راه
‫خودش رو به کشتن بده ولی...

00:03:06.583 --> 00:03:08.125
‫جونـم رو نجات داد.

00:03:09.333 --> 00:03:11.750
‫آره، گرالت همینـه.

00:03:16.541 --> 00:03:17.916
‫نمی‌دونم...

00:03:19.583 --> 00:03:21.000
‫شما و آتو چطوری
‫با همدیگه آشنا شدید؟

00:03:21.666 --> 00:03:23.166
‫این قضیه مال یک سال پیشـه.

00:03:24.958 --> 00:03:27.541
‫توی معبد راستینگی
‫در حال سوگواری بودیم.

00:03:28.875 --> 00:03:32.208
‫همسرش ادوینا و بچه‌هاش
‫توی آتش‌سوزی کشته شده بودن.

00:03:35.750 --> 00:03:37.041
‫من بخاطر ویسنا اونجا بودم.

00:03:43.833 --> 00:03:44.916
‫مُرده؟

00:03:47.208 --> 00:03:49.208
‫لحظات آخر عمرش ‫خیلی از تو گفت.

00:03:58.916 --> 00:04:01.416
‫خب هرکسی که این کار رو کرده،
‫بدجور داغونـش کرده.

00:04:01.500 --> 00:04:03.500
‫طلسم کنترل ذهنـه.

00:04:04.208 --> 00:04:05.708
‫کنترل ذهن؟

00:04:05.791 --> 00:04:08.000
‫پس یکی می‌خواد که
‫باور داشته باشه سیری‌ـه.

00:04:09.166 --> 00:04:10.708
‫فوق‌العاده قدرتمنده.

00:04:11.750 --> 00:04:14.000
‫عناصر آشفتگی،
‫جادوی کاهنی،

00:04:14.083 --> 00:04:16.458
‫و حتی جادوی باستانیِ الف‌ها
‫هم توی این طلسم به کار برده شده.

00:04:17.541 --> 00:04:19.708
‫اوه این یه مسئلۀ دیگه‌ست.
‫یه رگـش الف‌ـه.

00:04:19.791 --> 00:04:22.416
‫شاید چند نسل دورتر باشه
‫اما همچنان الف‌ به حساب میاد.

00:04:23.250 --> 00:04:25.208
‫طفلکی ذهنـش مثل یه
‫کلاف در هم تنیده شده‌ست.

00:04:26.208 --> 00:04:28.083
‫چه کسی قدرت انجام چنین کاری رو داره؟

00:04:28.166 --> 00:04:30.791
‫من کسی رو نمی‌شناسم که
‫دانش انجام چنین کاری رو داشته باشه.

00:04:31.750 --> 00:04:34.416
‫یادگیری همۀ این ترفندها
‫یک عمر زمان می‌بره.

00:04:35.375 --> 00:04:38.833
‫این جادوگر هرکسی که هست،
‫واقعا علایق گوناگونی داره.

00:04:40.333 --> 00:04:41.875
‫معجون استخراج.

00:04:43.708 --> 00:04:45.125
‫احسنت آتو.

00:05:01.125 --> 00:05:03.541
‫مدتی طول می‌کشه
‫و هیچ تضمینی نیست که جواب بده.

00:05:04.416 --> 00:05:06.833
‫اگه جواب بده، می‌تونه بهمون بگه
‫که کی این کار رو باهاش کرده.

00:05:06.916 --> 00:05:08.833
‫و اینکه از سیری چی می‌خوان.

00:05:19.375 --> 00:05:21.791
‫این بانک دورف‌هاست.

00:05:23.166 --> 00:05:25.750
‫- فکر می‌کردم قراره به آریتوزا بریم.
‫- همینطوره.

00:05:25.833 --> 00:05:29.000
‫اما طبق گفتۀ خودت،
‫همیشه چیزهای بزرگتـری هست.

00:05:29.000 --> 00:05:31.583
‫لطفا تا ما هماهنگی‌های شما رو
‫نهایی می‌کنیم، بفرمایید بنشینید.

00:05:32.166 --> 00:05:36.500
‫وحشت!
‫خونواده‌ام سراپا غرق در وحشت بودن،

00:05:36.583 --> 00:05:39.416
‫وقتی که می‌دیدن دارم
‫به سمتِ مرگِ حتمی پیش می‌رم،

00:05:39.500 --> 00:05:41.875
‫و سرنوشتـشون به مخاطره افتاده.

00:05:42.458 --> 00:05:45.583
‫حالا کی باید پیداش بشه؟
‫الهۀ بهشتی؟

00:05:46.208 --> 00:05:49.708
‫بهتر از اون اومد!
‫ینفر ونگربرگی.

00:05:49.791 --> 00:05:53.166
‫اون خبیث‌های شرور
‫رو به خاکستر تبدیل کرد.

00:05:53.250 --> 00:05:55.041
‫درمورد شجاتـم
‫داری غلو می‌کنی.

00:05:55.125 --> 00:05:56.291
‫نادرسته.

00:05:56.375 --> 00:05:59.458
‫بخاطر همینـم هست که بانک جیانکاردی،
‫اسمش رو خوب به خاطر بسپار،

00:05:59.541 --> 00:06:01.625
‫برای یک دوست از همه‌چیزش
‫مایه می‌ذاره.

00:06:04.208 --> 00:06:05.666
‫در بابِ اون یکی دیگه مسئله،

00:06:05.750 --> 00:06:08.583
‫ایمن‌ترین گاوصندوقـم
‫در اختیار شماست.

00:06:08.666 --> 00:06:09.666
‫متشکرم.

00:06:10.291 --> 00:06:10.333
‫اگه زحمتی برات نیست،
‫می‌خوام یه درخواست دیگه هم بکنم.

00:06:10.333 --> 00:06:13.458
‫اگه زحمتی برات نیست،
‫می‌خوام یه درخواست دیگه هم بکنم.

00:06:13.541 --> 00:06:16.083
‫- حتما.
‫- همراهـم به محافظ نیاز داره.

00:06:16.166 --> 00:06:17.708
‫- دیگه چیزی نگو.
‫- چی؟

00:06:17.791 --> 00:06:19.916
‫فابیو در خدمت شماست.

00:06:20.416 --> 00:06:22.750
‫فکر می‌کردم گفته بودی
‫این مسئله برای آینده‌ام اهمیت داره.

00:06:23.666 --> 00:06:26.333
‫می‌دونم مضطربی.
‫بذار همراهت بیام.

00:06:40.250 --> 00:06:41.250
‫بیا.

00:06:41.750 --> 00:06:43.250
‫حالا مثل باقیِ آدم‌ها شدی.

00:06:44.083 --> 00:06:45.375
‫تمومش کن.

00:06:45.458 --> 00:06:48.958
‫اینجا کسی دنبالت نیست.
‫فقط یه دختر عادی هستی که داره خوش می‌گذرونه.

00:06:49.041 --> 00:06:51.375
‫این رو بگیر.
‫یه چیز قشنگ بخر.

00:06:52.416 --> 00:06:55.500
‫حالا بذار اون طلسمی رو که
‫مدام داری باهاش ور می‌ری رو ببینم.

00:07:06.875 --> 00:07:07.875
‫چی بود؟

00:07:08.541 --> 00:07:09.708
‫طلسم موقعیت‌یاب.

00:07:10.375 --> 00:07:14.041
‫اگه تو دردسر افتادی،
‫محکم بگیرش و تکرارش کن.

00:07:15.500 --> 00:07:17.291
‫ولی خودت رو قاطی هیچ ماجرایی نکن.

00:07:31.916 --> 00:07:33.583
‫اعلی‌حضرت...

00:07:34.166 --> 00:07:35.791
‫اعلی‌حضرت، آم...

00:07:36.541 --> 00:07:38.958
‫ظاهرا بین مشاورینـتون
‫سردرگمی پیش اومده.

00:07:39.458 --> 00:07:41.208
‫ایول!

00:07:42.458 --> 00:07:45.083
‫- دیدید؟
‫- بله، خیلی خوب بود.

00:07:45.166 --> 00:07:49.125
‫زمزمه‌هایی چو افتاده مبنی بر
‫اینکه شما با فرستاده‌ای از نیلفگارد ملاقات کردید؟

00:07:49.208 --> 00:07:50.250
‫آها اون، آره.

00:07:50.750 --> 00:07:52.666
‫یه توافقی کردیم.

00:07:53.541 --> 00:07:56.666
‫واقعا توافق خوبی بود. اگه حادثۀ اجتناب‌ناپذیری رخ بده،
‫و آن‌ها به سمت شمال پیشروی کنن،

00:07:56.750 --> 00:07:59.125
‫نیلفگارد موافقت کرده که
‫کاری به ریدینیا نداشته باشه.

00:07:59.208 --> 00:08:02.416
‫و نیمی از تمریا رو به عنوان
‫تبعۀ دولت ما پیشنهاد دادن.

00:08:02.500 --> 00:08:07.500
‫اوه سرورم، بفرمایید نیلفگارد برای چنین سرمایه‌گذاریِ
‫سخاوتمندانه‌ای چه می‌کند؟

00:08:07.583 --> 00:08:09.541
‫اوه، چیزی نیست که
‫استطاعتـش رو نداشته باشیم.

00:08:09.625 --> 00:08:10.500
‫«ما»؟

00:08:11.875 --> 00:08:15.583
‫و باید شاهدختِ سینترا رو،
بعد از اینکه پیداش کردیم بهشون تحویل بدیم‫.

00:08:15.666 --> 00:08:17.000
‫دارن فریبـتون می‌دن!

00:08:20.291 --> 00:08:23.291
‫با کمال احترام قربان،
‫نیلفگارد داره از شما سوءاستفاده می‌کنه.

00:08:23.375 --> 00:08:25.083
‫با کمال احترام دیکسترا،

00:08:25.166 --> 00:08:27.708
‫شما مشاوره‌تون رو ارائه می‌دید
‫و تصمیم‌گیرنده منم.

00:08:30.750 --> 00:08:32.833
‫عذر خواهم سرورم...

00:08:35.000 --> 00:08:36.250
‫ملکه هدویگ من رو فرستادن ببینم

00:08:36.333 --> 00:08:39.958
‫کارتون در... آم... زمینۀ امور حیاتیِ
‫دولتی تموم شده یا نه؟

00:08:40.041 --> 00:08:44.416
‫گفتن بهتون بگم که رسیدن.
‫شاید خواستید سلامی بهشون بکنید.

00:08:44.916 --> 00:08:47.000
‫اوه بله، کاملا تموم شدم.

00:08:47.083 --> 00:08:49.125
‫ولی هنوز دو ضربه مونده.

00:08:49.208 --> 00:08:51.583
‫بازی می‌تونه صبر کنه
‫ولی هدویگ قشنگم خیر.

00:08:51.666 --> 00:08:55.083
‫اعلی‌حضرتا، به عنوان مشاور ارشد شما،
‫شدیدا مضطرب هستم در باب...

00:08:55.166 --> 00:08:56.916
‫زیادی مضطربی تو.

00:08:58.500 --> 00:09:01.958
‫سیگسموند فقط بخاطر منـه
‫که اینجا صاحب منصبی.

00:09:02.583 --> 00:09:03.791
‫یادت بمونه.

00:09:10.083 --> 00:09:12.916
‫بدون دونستن من،
‫حتی اجابت مزاجم نمی‌کنه.

00:09:13.000 --> 00:09:15.833
‫هیچکس در غیاب من،
‫نمی‌تونه باهاش هم‌صحبت بشه.

00:09:15.916 --> 00:09:19.708
‫رادوید بهمون گفت که این کار رو کردن.
‫حق با اون بود و دوباره دارن این کار رو انجام می‌دن.

00:09:20.375 --> 00:09:22.166
‫وزمیر تنهایی برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

00:09:22.833 --> 00:09:26.125
‫اخیرا ملکه هدویگ
‫خیلی روحیۀ مفید واقع شدن داشته.

00:09:26.750 --> 00:09:28.875
‫شاید وقتـش شده کاری کنیم
‫که برای ما هم سودمند باشه.

00:09:28.958 --> 00:09:30.166
‫یا که خودم باید انجامش بدم؟

00:09:30.666 --> 00:09:32.875
‫نه، به اندازۀ کافی ‫درگیر هستی.

00:09:32.958 --> 00:09:34.125
‫اوهوم.

00:09:34.208 --> 00:09:36.833
‫اتفاقا به طرز آزاردهنده‌ای،
‫از طریق دریچه‌ای

00:09:36.916 --> 00:09:40.041
به شکل یک کارگاه هنری ‫به بن‌بست رسیدم.

00:09:40.125 --> 00:09:43.458
‫ظاهرا یه احمقی از رینس حمایت می‌کنه.

00:09:43.541 --> 00:09:48.208
‫منظورم خودِ دریچه بود.
‫گفته بودی احساس متفاوتی داره و قدرتمندتـره.

00:09:49.208 --> 00:09:52.166
‫شاید وقتش شده باشه که با
‫یکی از دوستانت توی انجمن ارتباط برقرار کنی.

00:09:52.833 --> 00:09:55.375
‫ممکنه تسایا به دردبخور باشه.

00:09:55.458 --> 00:09:58.916
‫تموم حرفـم اینه که
‫اگه حرف‌های اون شاعر درست باشه،

00:09:59.500 --> 00:10:01.333
‫ویچر در نزدیکیِ ماست.

00:10:01.416 --> 00:10:04.333
‫اگه زودتر از ما دستش به رینس برسه،
‫دختره از کفـمون در می‌ره.

00:10:04.416 --> 00:10:05.875
‫و همچنین قدرت نفوذمون.

00:10:05.958 --> 00:10:08.000
‫که بخاطر همینـم باید
‫هردوتامون فورا اقدام کنیم.

00:10:08.500 --> 00:10:12.041
‫هردوی ما خوب می‌دونیم که راه‌های
‫زیادی برای متقاعد کردنِ افراد لجباز وجود داره.

00:10:12.625 --> 00:10:15.666
‫از رادوید استفاده کن.
‫وقتـشه که خودش رو ثابت کنه.

00:10:17.833 --> 00:10:19.083
‫بله دیکسترا.

00:10:19.750 --> 00:10:20.791
‫از من استفاده کن.

00:10:21.708 --> 00:10:24.416
‫لازمه که با خدمتکارهای
‫توی آشپزخونه صحبت کنم؟

00:10:24.500 --> 00:10:27.458
‫آم... منتظر رسیدن گاری‌های مشکوک باشم؟

00:10:28.875 --> 00:10:30.500
‫زن‌داداشـم رو تعقیب کنم؟

00:10:31.666 --> 00:10:34.958
‫ظاهرا هیچ ردّی از این
‫شاهدخت سیریلای قدرتمند نداری.

00:10:35.458 --> 00:10:38.083
‫واقعا خیلی درگیر وظایف سلطنتیـت شدی،

00:10:38.166 --> 00:10:39.833
‫جرئت نمی‌کنم تمرکزتون رو به هم بریزم.

00:10:40.625 --> 00:10:42.375
‫به کمکتون نیازی ندارم.

00:10:43.916 --> 00:10:45.375
‫خب این‌ها رو به پادشاهت

00:10:46.791 --> 00:10:48.166
‫و رئیست بگو.

00:10:59.666 --> 00:11:00.500
‫اومدی.

00:11:02.541 --> 00:11:03.833
‫عجیبه، مگه نه؟

00:11:05.750 --> 00:11:08.125
‫ملت بخاطر این چیزها
‫همدیگه رو می‌کشن و خون و خونریزی به راه می‌اندازن.

00:11:09.833 --> 00:11:11.041
‫فقط برای اینکه توی چنین جایی خاک بخوره.

00:11:12.500 --> 00:11:13.791
‫توی چنین فضاهای تاریکی.

00:11:13.875 --> 00:11:15.375
‫چون ارزشی ندارن.

00:11:15.458 --> 00:11:17.916
‫انقدر ضعیف هستن
‫که تاثیری روی چیزی ندارن.

00:11:18.000 --> 00:11:20.000
‫نمی‌شه خوردشون و نمی‌شه کردشون.

00:11:20.583 --> 00:11:22.833
‫هرچند پادشاه ایدرین
‫امتحانـشون کرده بود.

00:11:24.416 --> 00:11:26.500
‫زمانی قدرتمنده که
‫به ارزشش ایمان داشته باشی.

00:11:26.583 --> 00:11:29.875
‫توهمی‌ـه که برای کنترلِ بشر طراحی شده.

00:11:30.458 --> 00:11:33.125
‫رهبر انجمن برادری باید
‫به چنین چیزهایی واقف باشه.

00:11:34.125 --> 00:11:35.916
‫ظاهرا بقیه چیزها رو خوب می‌دونه.

00:11:37.208 --> 00:11:40.083
‫می‌دونی، از الندر،
‫مثل خوره به جونـم افتاده.

00:11:41.750 --> 00:11:43.250
‫مردم شمال دارن بخاطرش
‫هم‌نوع‌های خودشون رو می‌کشن.

00:11:44.583 --> 00:11:48.083
شایعاتی مبنی بر پاداش‌های جورواجور
‫برای پیدا کردن سیریلا از سینترا پخش شده.

00:11:48.166 --> 00:11:51.166
‫تا جایی که همه خبر داشتن،
سیریلا ‫توی قتل‌عام کشته شده بود.

00:11:53.750 --> 00:11:56.500
‫به نظرم تو فهمیدی که سیریلا زنده‌ست
‫و این خبر رو همه‌جا پخش کردی،

00:11:56.583 --> 00:11:58.875
‫با این امید که لطف شریرانۀ
‫پادشاهان شمالی شامل حالت بشه.

00:12:00.833 --> 00:12:04.208
‫با این اوصاف کسی هم نتونسته پیداش بکنه.
‫انجمن برادری توی لیست مزخرفـشونه،

00:12:04.291 --> 00:12:07.125
‫و انقدر غرق در
‫هراسوندنِ یه بچه یتیم‌ان

00:12:07.208 --> 00:12:10.208
‫که چشـمشون نمی‌بینه یه امپراطوری
‫مشتاقانه به دنبال نابود کردنـشونه.

00:12:13.750 --> 00:12:14.958
‫لطف شریرانه؟

00:12:15.708 --> 00:12:17.541
‫نمی‌دونم کدومشون توهین‌آمیزتره.

00:12:18.250 --> 00:12:20.708
‫اینکه به نظرت اهدافِ من
‫انقدر معمولی هستن،

00:12:21.291 --> 00:12:23.708
‫یا اینکه رفتی یه اسیر جنگیِ
‫نیلفگاردی رو آزاد کردی،

00:12:23.791 --> 00:12:25.541
‫حالا اومدی داری درمورد
‫اتحاد شمالی‌ها واسم سخنرانی می‌کنی.

00:12:26.416 --> 00:12:28.250
‫این دفعه قراره چه گندکاری‌هایی
‫واسه‌مون به بار بیاری؟

00:12:31.833 --> 00:12:33.291
‫گندکاری زیاد کردم.

00:12:35.625 --> 00:12:36.625
‫و بابتـشون شرمنده‌ام.

00:12:38.375 --> 00:12:42.500
‫وقتی که سعی کردم توی آریتوزا خودم رو بکشم،
‫برای کنترل کردنِ سرنوشتـم خیلی ناامید بودم.

00:12:43.541 --> 00:12:45.625
‫کنترلـش نمی‌کردی
‫بلکه داشتی از دستـش می‌دادی.

00:12:45.708 --> 00:12:46.708
‫می‌دونم.

00:12:47.291 --> 00:12:49.208
‫و هنوزم گاهی‌اوقات
‫همون احساس رو دارم.

00:12:50.500 --> 00:12:51.666
‫که انگار به خودم ضرر می‌زنم.

00:12:53.916 --> 00:12:55.916
‫رینس، جادوگرِ آتشین.

00:12:56.500 --> 00:12:59.916
‫اونـم دنبال سیریلاست اما یه شخصِ
‫به شدت قدرتمند داره ازش حمایت می‌کنه.

00:13:00.500 --> 00:13:02.083
‫نباید بذاریم دستش بهش برسه.

00:13:04.416 --> 00:13:09.500
‫از من می‌خوای کمک کنم شاهدختی رو مخفی کنیم
‫که وجودش به معنای جنگـه؟

00:13:09.583 --> 00:13:11.000
‫تقاضای بیشتر از این دارم.

00:13:12.500 --> 00:13:14.500
‫سیریلا خارق‌العاده‌ست.

00:13:14.583 --> 00:13:18.166
‫همونطوری که شنیدم، وارث برحقِ سینترا
‫و خیلی چیزهای دیگه‌ست.

00:13:18.250 --> 00:13:20.666
‫اگه جنگ قریب‌الوقوع باشه،
‫ابدا نمی‌شه ازش مخفیـش کرد.

00:13:20.750 --> 00:13:23.041
‫خب شاید بتونه ما رو از این جنگ خلاص کنه.

00:13:24.041 --> 00:13:27.083
‫علی‌رغم همۀ ایراداتِ انجمن برادری،
‫اعضای انجمن برای جادو احترام قائلن.

00:13:28.500 --> 00:13:30.875
‫حقـشه که بدونه جادوش چه قدرتی داره.

00:13:31.875 --> 00:13:35.125
‫مستحق اینه که کنترل سرنوشتـش
‫رو به دست بگیره.

00:13:37.791 --> 00:13:38.791
‫خواهش می‌کنم.

00:13:39.833 --> 00:13:42.791
‫لطفا بهم کمک کن این مسئله رو حلّش کنم.
‫بخاطر خودمون.

00:13:44.541 --> 00:13:45.541
‫بخاطر سیریلا.

00:13:48.291 --> 00:13:49.958
‫بعد از این همه مدت...

00:13:52.541 --> 00:13:55.958
‫بعد از تموم جستجوهایی که کردی،
‫بالاخره موفق شدی.

00:13:57.125 --> 00:13:58.166
‫توی چی موفق شدم؟

00:14:00.708 --> 00:14:01.958
‫توی مادر شدن.

00:14:08.250 --> 00:14:09.750
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یک خانم باهوش.

00:14:10.583 --> 00:14:13.500
‫- بانک جیانکاردی، اسمش را خوب بخاطر بسپار.
‫- بله، چهارتاست.

00:14:14.083 --> 00:14:16.625
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یک آقای باهوش.
‫- نه ممنون پسر.

00:14:16.708 --> 00:14:19.250
‫- نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش؟
‫- اوه، گمشو.

00:14:19.333 --> 00:14:22.875
‫نرخ‌های هوشمندانه. به بانک جیانکاردی،
‫اسمش را خوب بخاطر بسپار مراجعه کنید و حساب باز کنید.

00:14:22.958 --> 00:14:24.000
‫آره، برو دیگه.

00:14:24.083 --> 00:14:25.708
‫نرخ‌های هوشمندانه برای یه بانوی باهوش.

00:14:25.791 --> 00:14:28.708
‫شاید اگه انقدر آویزون بازی درنیاری،
‫شانس بهت رو کنه.

00:14:29.583 --> 00:14:31.208
‫شاید شانس بهم رو می‌کرد

00:14:31.291 --> 00:14:34.333
‫اگه همراه یه دختری نبودم که
‫مثل گاو دونات می‌خوره.

00:14:34.833 --> 00:14:37.291
‫- می‌خوری؟
‫- به گندم حساسیت دارم.

00:14:38.083 --> 00:14:40.250
‫به بانک جیانکاردی، اسمش را
‫خوب بخاطر بسپار، مراجعه کنید قربان.

00:14:47.708 --> 00:14:48.833
‫اونجا کجاست؟

00:14:49.375 --> 00:14:50.500
‫جزیرۀ تاند.

00:14:51.458 --> 00:14:55.000
‫زادگاهِ آریتوزا.
‫اینـم برجِ مرغ دریایی، تور لاراست.

00:14:56.083 --> 00:14:57.416
‫ترسناک به نظر میاد، نه؟

00:14:58.083 --> 00:15:01.583
‫افسانه‌ها حاکی از اینه که، نوزادان ناقص رو به غارهای زیر این برج می‌برن

00:15:01.666 --> 00:15:03.083
‫و به مارماهی تبدیلـشون می‌کنن.

00:15:08.083 --> 00:15:10.000
‫هیجان‌انگیزتر از این بازار به نظر میاد.

00:15:11.250 --> 00:15:14.666
‫اینجا نمایش‌هایی انجام می‌دن که
‫تا آخر عمرت فراموش نمی‌کنی گستاخ بی‌شرم.

00:15:14.750 --> 00:15:15.750
‫امتحانـم کن.

00:15:16.375 --> 00:15:19.541
‫♪ زنده باد سینترا ♪

00:15:19.625 --> 00:15:22.458
‫♪ نیلفگارد تا به ابد ♪

00:15:22.541 --> 00:15:25.791
‫♪ پرچم نیلفگارد رو برمی‌افشانم ♪

00:15:25.875 --> 00:15:29.291
‫♪ نیلفگارد تا به ابد! ♪

00:15:32.375 --> 00:15:34.000
‫نیلفگارد!

00:15:35.041 --> 00:15:36.333
‫کسی واست دردسر درست کرده؟

00:15:36.416 --> 00:15:39.041
‫بیخیال، این آشغال‌های الفیِ
‫عهد بوقی به هیچ جای ملت نیست.

00:15:45.958 --> 00:15:48.375
‫- کتاب کو؟
‫- کتابی به اسم مونوتون‌ها نبود.

00:15:48.875 --> 00:15:50.791
‫- مونولیت‌ها.
‫- حالا هرچی.

00:15:50.875 --> 00:15:52.833
‫چرا هست.
‫خودم چند ماهه دارم روش تحقیق می‌کنم.

00:15:52.916 --> 00:15:55.916
‫کادرینگر و فن تایید کردن که
‫توی یه غاری توی زینتریا دفن شده.

00:15:56.000 --> 00:15:57.500
‫اون کتاب کجاست؟

00:15:57.583 --> 00:16:00.708
‫اگه اجازه بدی حرفـم تموم بشه، باید بگم که
‫این کتابِ هرچی که هست، قبلا پیدا شده.

00:16:00.791 --> 00:16:03.791
‫- فکر می‌کردم واسه تو فرستادنش.
‫- چرا باید همچین فکری بکنی؟

00:16:04.375 --> 00:16:05.708
‫چون به آریتوزا فرستاده شده بود.

00:16:06.291 --> 00:16:08.250
‫اونـم به دستور خودِ امپراطور.

00:16:08.791 --> 00:16:10.708
‫20‏ تا بهم بدهکاری استرد.

00:16:14.083 --> 00:16:15.208
‫ایستردم.

00:16:16.416 --> 00:16:17.416
‫حالا هرچی.

00:16:18.708 --> 00:16:20.166
‫زنده باد شعلۀ سفید.

00:16:40.833 --> 00:16:43.666
‫وقتی داشتم از اون دروازه‌ها رد می‌شدم،
‫ریده بودم.

00:16:44.583 --> 00:16:47.166
‫تا حالا هیچ چیزی
‫شبیه به اینجا ندیدم.

00:16:47.250 --> 00:16:48.708
‫خب پس صبر کن.

00:16:48.791 --> 00:16:52.833
‫اگه امپراطور از پیشنهادمون خوشش بیاد،
‫بیشتر از این چیزها خواهی دید.

00:16:53.875 --> 00:16:56.833
‫افرادم گفتن که شما
‫جبهۀ اسکویاتل اومدید.

00:16:56.916 --> 00:16:58.916
‫چه خبری آوردید پسر جان؟

00:16:59.000 --> 00:17:00.166
‫گالاتین هستم، قربان.

00:17:00.250 --> 00:17:02.625
‫خبرهای بد داریم.
‫داریم قتل‌عام می‌شیم.

00:17:04.000 --> 00:17:06.541
‫من رو ببخشید.
‫من یه جنگجو هستم، نه یک سیاستمدار.

00:17:06.625 --> 00:17:09.166
‫واقعا بلد نیستم چطوری
‫حقیقت رو خوشایند جلوه بدم.

00:17:09.750 --> 00:17:11.166
‫همین بهتره.

00:17:12.333 --> 00:17:13.458
‫ادامه بده.

00:17:15.041 --> 00:17:16.875
‫کل زندگیم سرباز بودم.

00:17:16.958 --> 00:17:18.583
‫غلبه بر فرمانده‌هام واسم لذت‌بخش نیست.

00:17:18.666 --> 00:17:22.166
‫ولی فرانچسکا بهترین جنگجوها
‫و منابعـمون رو ربوده،

00:17:22.250 --> 00:17:25.583
‫و افرادم رو به ماموریت‌هایی می‌فرستاد
‫که منجر به مرگـشون می‌شد.

00:17:25.666 --> 00:17:29.416
‫خب فرانچسکا فداکاری‌های زیادی
‫برای مردمـش کرده.

00:17:29.500 --> 00:17:31.833
‫چی باعث شده فکر کنید
‫تصمیماتـش قابل اعتماد نیستن؟

00:17:31.916 --> 00:17:34.250
‫چون تصمیماتـشون برخلاف
‫دستورات شما هستن قربان.

00:17:34.333 --> 00:17:38.166
‫برای تضعیفِ شمال به جنگ نرفته،
‫بلکه به دنبال یه دختریـه.

00:17:43.875 --> 00:17:45.375
‫مایلم که مدتی اینجا بمونید.

00:17:46.166 --> 00:17:48.125
‫شکی ندارم که می‌تونیم
‫این مشکل رو برطرف کنیم.

00:17:48.958 --> 00:17:50.916
‫- به این آقا غذا بدید.
‫- بله سرورم.

00:17:52.666 --> 00:17:53.666
‫ممنونـم.

00:18:03.250 --> 00:18:04.791
‫ممنونـم سرورم.

00:18:05.375 --> 00:18:07.375
‫می‌دونستم شما درستکارید.

00:18:07.458 --> 00:18:10.416
‫با این شیادی قصد داری
‫به مجازاتت خاتمه بدی؟

00:18:10.500 --> 00:18:13.875
‫چون یادت نره، بخاطر همون شیادیـت بود
‫که الان به اینجا رسیدی.

00:18:13.958 --> 00:18:15.208
‫نه سرورم.

00:18:15.916 --> 00:18:17.625
‫ابدا در این مورد دروغ نمی‌گم.

00:18:19.083 --> 00:18:21.750
‫برای محافظت از راز شما،
‫درخواست ملاقات خصوصی دادم.

00:18:22.791 --> 00:18:25.333
‫اما سیریلا... سیریلا زنده‌ست.

00:18:30.041 --> 00:18:31.750
‫چند وقتیه که خوابـش رو می‌بینم.

00:18:32.250 --> 00:18:35.125
‫- می‌خواد که من پیداش کنم.
‫- یک بار تلاشت رو کردی.

00:18:36.375 --> 00:18:37.500
‫شکست خوردی.

00:18:38.625 --> 00:18:41.708
‫سرورم من تجربۀ میدون جنگ رو دارم.
‫گالاتین جنگجوی ماهریـه.

00:18:41.791 --> 00:18:43.916
‫این سرزمین رو می‌شناسه
‫و الف‌ها بهش وفادارن.

00:18:44.000 --> 00:18:45.666
‫می‌تونه ما رو به شمال ببره.

00:18:50.291 --> 00:18:53.541
‫تفرقۀ بین الف‌ها در هردو جبهه
‫به هدفـمون آسیب می‌رسونه.

00:18:56.250 --> 00:18:57.250
‫اما، آم...

00:18:58.708 --> 00:19:01.500
‫یه ارتش به اندازۀ فرمانده‌اش ماهره...

00:19:03.625 --> 00:19:05.875
‫چشم بندازم می‌تونم بفهمم
‫کی فرماندۀ خوبی هست یا نیست.

00:19:11.958 --> 00:19:15.291
‫مجازات کردنِ تو... برای لذت‌بخش نبوده.

00:19:18.541 --> 00:19:20.541
‫اما باید مطمئن می‌شدم
‫که قابل اعتمادی.

00:19:22.416 --> 00:19:24.875
‫که از دستت ندادم.

00:19:27.416 --> 00:19:29.166
‫آماده‌ای که به خونه برگردی کهیر؟

00:19:32.250 --> 00:19:33.250
‫بله.

00:19:40.708 --> 00:19:41.708
‫ثابت کن.

00:19:50.916 --> 00:19:56.791
‫به نظرم به اندازۀ دو یا سه قرن،

00:19:58.000 --> 00:20:00.791
‫اینجا هیزم تلنبار کردی.

00:20:03.916 --> 00:20:05.333
‫نقشه چیه گرالت؟

00:20:08.166 --> 00:20:10.791
‫منتظر می‌مونیم که بیدار بشه،
‫مطمئن می‌شیم حالش خوبه،

00:20:10.875 --> 00:20:13.291
‫رینس و جادوگری که این کار رو کرد
‫رو پیدا می‌کنیم و می‌کشیمشون.

00:20:13.375 --> 00:20:14.625
‫و بعدش چی؟

00:20:15.250 --> 00:20:19.166
‫یارپن بهم گفت که دیده داشتی
‫با فیلیپا ارهارت توی بن‌گلین صحبت می‌کردی.

00:20:19.875 --> 00:20:21.208
‫مشکلی نیست یسکیر.

00:20:22.041 --> 00:20:23.583
‫دیکسترا می‌خواست که
‫چیکار بکنی؟

00:20:25.833 --> 00:20:29.208
‫می‌خواست متقاعدت کنم

00:20:30.250 --> 00:20:31.750
‫که سیری رو به ریدینیا ببری.

00:20:33.125 --> 00:20:34.333
‫و منم باهاش موافقـم.

00:20:35.750 --> 00:20:40.125
‫با یه ارتش، یه ارتش کامل
‫در کنارش در امانه.

00:20:40.208 --> 00:20:43.875
‫نقش سیری برای تاج و تخت سینترا
‫مثل یه عروسک خیمه شب بازی خواهد بود.

00:20:43.958 --> 00:20:45.875
‫اون شاهدختـه گرالت.

00:20:45.958 --> 00:20:47.708
‫کار شاهدخت‌هام همینه دیگه.

00:20:47.791 --> 00:20:51.083
‫روی تخت سلطنتی کوچولوشون می‌شینن
‫و بچه‌های سلطنتی به دنیا میارن.

00:20:51.166 --> 00:20:54.250
‫و به قلمرو پادشاهیـشون حکومت می‌کنن.
‫سیری همین رو می‌خواد.

00:20:54.333 --> 00:20:57.750
‫دوست داره یه مُهرۀ سیاسی بشه
‫تو چنگِ وزمیر و دیکسترا؟

00:20:57.833 --> 00:20:58.958
‫- نه...
‫- نه.

00:20:59.625 --> 00:21:00.958
‫همین روال رو ادامه می‌دیم.

00:21:01.041 --> 00:21:02.500
‫بی‌طرفی هم عواقب داره گرالت.

00:21:02.583 --> 00:21:06.916
‫همینجوریـشم عواقبی وجود دارن یسکیر
‫و فقط هم برای سیری نیست.

00:21:07.791 --> 00:21:11.000
‫فکر می‌کردم با دور کردنـش از اونجا،
‫ملت دیگه سعی نمی‌کنن که ازش استفاده کنن.

00:21:11.750 --> 00:21:14.000
‫در عوض، فقط دارن از بقیه
‫در جایگاهـش استفاده می‌کنن.

00:21:14.083 --> 00:21:15.625
‫و دست بردار هم نیستن.

00:21:15.708 --> 00:21:19.958
‫چون شیوۀ صاحبان قدرت به همین منوالـه.

00:21:20.916 --> 00:21:22.125
‫ولی این دختر ویچر نیست.

00:21:22.916 --> 00:21:29.500
‫قطعا هم یه جادوگر آریتوزایی نیست
‫که از سنگ، یا شاهدونه،

00:21:29.583 --> 00:21:32.791
‫یا گیاهان و نمی‌دونم هرچیزی که
‫ینفر استفاده می‌کنه، جادو جمبل بکنه.

00:21:32.875 --> 00:21:34.666
.اون یه شاهدخته

00:21:35.791 --> 00:21:37.250
.به نظرم باید بهش اعتماد کنی

00:21:39.375 --> 00:21:40.708
.به منشاءِ اون باید اعتماد کنم

00:21:41.958 --> 00:21:43.208
ببخشید به چیش؟

00:21:45.916 --> 00:21:47.000
.تو درست میگی

00:21:50.125 --> 00:21:51.291
...من دارم درست میگم

00:21:53.000 --> 00:21:55.541
.خب این دیگه خیلی نگران‌کنندست
چی؟

00:22:00.666 --> 00:22:01.666
...گرالت

00:22:01.750 --> 00:22:03.875
.تو باید بیدار بشی -
.گرالت، نه -

00:22:03.958 --> 00:22:05.500
.هنوز خیلی زوده  -
صدای من رو می‌شنوی؟  -

00:22:05.541 --> 00:22:07.208
با این عجله ممکنه توی
.طلسمِ استخراج، اختلال ایجاد کنی

00:22:08.250 --> 00:22:09.875
.تو گفتی همیشه یه منشاء وجود داره

00:22:09.958 --> 00:22:11.833
منظورت چی بود؟

00:22:13.333 --> 00:22:14.833
همیشه منشاءِ چه چیزی وجود داره؟

00:22:15.916 --> 00:22:17.083
.جادو

00:22:17.958 --> 00:22:19.708
میتونی اسمت رو به من بگی؟

00:22:20.916 --> 00:22:22.000
.ترین

00:22:22.541 --> 00:22:23.666
.خوبه

00:22:23.750 --> 00:22:25.916
یه اتفاقی افتاده که
.روی ذهنت تاثیر گذاشته

00:22:27.958 --> 00:22:29.458
یادت میاد چه اتفاقی افتاده؟

00:22:33.291 --> 00:22:35.125
.من رو از اتاقم کشیدن بیرون

00:22:35.208 --> 00:22:36.208
.درسته

00:22:37.208 --> 00:22:38.416
.کارِ یه مرد بود

00:22:39.166 --> 00:22:40.166
مردی که جای زخم داشت؟

00:22:40.250 --> 00:22:41.500
.مراقب باش، گرالت

00:22:41.583 --> 00:22:44.583
.اونم اونجا بود
.گاهی اوقات

00:22:47.416 --> 00:22:50.458
.و یه زنه بود که صدای مسخره‌ای داشت

00:22:51.458 --> 00:22:53.416
.همشون به اون مرد کمک میکردن

00:22:54.583 --> 00:22:55.750
...اون مرد، اون

00:22:58.291 --> 00:22:59.833
.همیشه من رو می‌ترسوند

00:23:00.958 --> 00:23:02.000
.تو اونو میشناختی

00:23:02.958 --> 00:23:04.291
.توی مدرسه بود

00:23:05.791 --> 00:23:07.166
.توی اریتوزا بود

00:23:10.416 --> 00:23:12.416
...اوه

00:23:12.500 --> 00:23:14.000
.باید دوباره بخوابونیمش

00:23:14.083 --> 00:23:16.125
.باید اسمش رو بهم بگی -
.میرم اکسیر رو بیارم -

00:23:16.166 --> 00:23:17.458
.همه‌چی مرتبه

00:23:17.541 --> 00:23:19.333
.فقط اسمش رو بگو -
اسمش چی بود، ترین؟ -

00:23:29.500 --> 00:23:31.250
.ای ویچر احمق

00:23:31.333 --> 00:23:34.458
شما محکوم به نابودی هستید
.و حتی خودتون هم خبر ندارین

00:23:35.125 --> 00:23:37.666
.من تقدیرِ سیریلا هستم

00:23:38.250 --> 00:23:39.875
...هرچقدر دوست دارین، ضجه بزنید

00:23:39.958 --> 00:23:43.666
.چرا که "ویرانگر ملت‌ها" به سراغ ما اومده

00:23:48.458 --> 00:23:49.666
!آنیکا

00:23:55.458 --> 00:23:57.125
!گرالت

00:23:57.208 --> 00:23:59.000
!یسکیر، سنگ طلسم رو بردار

00:24:00.208 --> 00:24:01.416
.نه، نه، نه، نه
!ترین. ترین

00:24:01.500 --> 00:24:03.583
!یسکیر

00:24:04.583 --> 00:24:05.958
!گرالت

00:24:10.708 --> 00:24:13.166
.هیس. هیس

00:24:18.500 --> 00:24:20.583
.هیس. هیس

00:24:25.958 --> 00:24:28.041
!جمع بشید! جمع بشید

00:24:28.125 --> 00:24:29.875
!همه بیاید

00:24:29.958 --> 00:24:31.416
...بیاید و با چشمای خودتون

00:24:31.500 --> 00:24:34.875
هولناک‌ترین موجودی که
!خدایان خلق کردن، ببینید

00:24:34.958 --> 00:24:39.833
یک باسیلیسک زنده، وحشتِ زهرآلودی که
!بر صحرای زریکانیان، سایه انداخته

00:24:39.916 --> 00:24:42.375
!یک آدم‌خوارِ سیری‌ناپذیر

00:24:42.458 --> 00:24:43.916
.فقط به قیمت 15 گروت -
.بهت که گفته بودم -

00:24:44.000 --> 00:24:46.291
این 15 گروته دیگه؟
.هی، تو، بزن به چاک

00:24:46.375 --> 00:24:49.333
.همه 15 گروت بدین. آره، برو تو
.پول رو بدین به این پسره

00:24:49.416 --> 00:24:51.291
.برید داخل. خوش بگذره
.برید داخل

00:24:51.375 --> 00:24:54.208
.از نمایش لذت ببرید
.از نمایش لذت ببرید

00:24:59.375 --> 00:25:00.375
!یالا، عجله کنین

00:25:00.416 --> 00:25:04.333
مراقب باش. این هیولاها
.معروفن به غیر قابل پیش بینی بودن

00:25:04.416 --> 00:25:06.208
من انقدر باهاشون جنگیدم
.که اینو بدونم

00:25:08.166 --> 00:25:10.250
.هی، بیا بریم جلو

00:25:12.125 --> 00:25:14.750
.قفسش چقدر کوچیکه -
.شاید یه بچه باسیلیسک باشه -

00:25:15.291 --> 00:25:16.333
.اگه این باشه که سرمون کلاه رفته

00:25:16.708 --> 00:25:18.333
مگه بچه اژدها چقدر ترسناکه؟

00:25:19.416 --> 00:25:20.708
.وقتی جوابت رو بگیری، غافلگیر میشی

00:25:21.625 --> 00:25:23.083
.اونا قابل پیش‌بینی نیستن

00:25:24.000 --> 00:25:25.958
،و چیزی که قابل‌پیش بینی نباشه
.یعنی دردسر

00:25:26.041 --> 00:25:27.875
مگه یه ذره دردسر چه ایرادی داره؟

00:25:27.958 --> 00:25:30.250
،اگه مثل من زندگی کرده باشی
.خیلی ایراد داره

00:25:32.000 --> 00:25:33.541
.انگار منو به چالش دعوت کردی

00:25:39.208 --> 00:25:43.583
!خانم ها و آقایون

00:25:45.500 --> 00:25:47.958
.سلطان همه‌ی خزندگان

00:25:48.041 --> 00:25:50.458
.این هیولای بسیار کمیابیه

00:25:51.791 --> 00:25:56.625
فقط از تخمی که یک
!خروسِ فرومایه گذاشته باشه، بیرون میاد

00:25:56.708 --> 00:25:59.291
...خروسی که مثل یک مرغ عنتر

00:25:59.375 --> 00:26:02.666
 خودش رو برای خروس دیگه‌ای
!به نمایش میذاره

00:26:02.750 --> 00:26:04.375
!اووووه

00:26:04.458 --> 00:26:06.916
!قوقولی قوقو

00:26:08.541 --> 00:26:09.666
!اینم از این

00:26:10.750 --> 00:26:12.791
...تخمی که باید 101 مارِ زهرگین

00:26:13.458 --> 00:26:16.458
.روی اون بنشینن تا گرم بمونه

00:26:17.875 --> 00:26:21.000
.مردم نیک، فاصله‌تون رو حفظ کنین

00:26:21.583 --> 00:26:24.041
کافیه هوای نفسش بهتون بخوره
.تا مسموم بشید

00:26:24.125 --> 00:26:26.708
.اون که باسیلیسک نیست

00:26:26.791 --> 00:26:28.333
.وسط برنامه نپر، عزیزم

00:26:29.791 --> 00:26:32.083
...وقتی باسیلیسک از تخم درمیاد

00:26:32.166 --> 00:26:34.958
،مارها رو می‌بلعه
.و زهرِ اون‌ها رو به خودش جذب میکنه

00:26:35.041 --> 00:26:37.750
و وقتی یک شوالیه
...با شمشیر بهش ضربه میزنه

00:26:37.833 --> 00:26:40.250
،زهر از تیغه شمشیر بالا میره
...شوالیه رو می‌کشه

00:26:40.333 --> 00:26:42.333
.بلافاصله کارش یه‌سره میشه

00:26:42.416 --> 00:26:43.875
.این دروغین‌ترین دروغه

00:26:43.958 --> 00:26:45.458
.این حقیقی‌ترین حقیقته

00:26:46.041 --> 00:26:49.875
برای همینه که باسیلیسک فقط درصورتی
.کشته میشه که انعکاس خودش توی آینه رو ببینه

00:26:49.958 --> 00:26:51.416
!کاملا درسته، آقا

00:26:51.500 --> 00:26:54.041
.نکن -
.همتون اشتباه می‌کنین. این یه اژدهای وایورنه -

00:26:54.125 --> 00:26:57.833
،و هنوز بچه‌ست و خیلی هم گرسنه‌ست
!چون توی قفس زندانیش کردی

00:26:59.750 --> 00:27:02.208
ببین عزیزم، اگه از
...نمایش کوچیک من خوشت نمیاد

00:27:02.291 --> 00:27:04.791
چرا دهنت رو نمی‌بندی و
گورت رو گم نمی‌کنی؟

00:27:38.625 --> 00:27:40.583
!ای کثافت کوچولو

00:27:43.375 --> 00:27:46.083
این دختر از طرف بانکِ جیانکاردی
.محافظت میشه

00:27:46.166 --> 00:27:47.875
.حواست به این اسم باشه، عوضی

00:27:52.666 --> 00:27:53.791
چاقوی من کجاست؟

00:28:02.500 --> 00:28:04.083
اون کیه؟
حالش خوبه؟

00:28:04.166 --> 00:28:07.541
!از روش بلند شو، سگ اهریمنی

00:28:10.333 --> 00:28:12.166
!تو منو نجات دادی، شوالیه شجاع

00:28:12.250 --> 00:28:14.291
!ما یه قهرمان در جمع خودمون داریم

00:28:14.375 --> 00:28:16.166
.اون همه ما رو نجات داد -
من نجات دادم؟ -

00:28:17.958 --> 00:28:20.125
!من نجات دادم -
!باید از اینجا برم -

00:28:20.208 --> 00:28:23.083
!این باورنکردنی بود
دیدی یارو رو کتک زدم؟

00:28:23.166 --> 00:28:25.833
.ینیفر منو میکشه -
!اخراج هم بشم واسم مهم نیست -

00:28:25.875 --> 00:28:27.708
پول‌های من کدوم گوری رفته؟ -
.میتونم برم سفر -

00:28:27.791 --> 00:28:29.083
،میتونم سرتاسر این اقلیم کوفتی
!حسابی بزن بهادر باشم

00:28:29.083 --> 00:28:30.250
پول‌های من کجاست؟

00:28:30.333 --> 00:28:31.833
!هی، دردسر

00:28:35.708 --> 00:28:37.125
.اونجا کارت حرف نداشت

00:28:39.583 --> 00:28:41.250
.لعنت بهش

00:28:42.708 --> 00:28:44.291
.من باید برم
.ممنون

00:28:45.041 --> 00:28:45.708
کجا میری؟

00:28:46.041 --> 00:28:47.625
!توی بزن بهادری موفق باشی

00:29:01.916 --> 00:29:03.125
تو کجایی، ینیفر؟

00:29:09.916 --> 00:29:12.250
.اینم یه فراری دیگه
.به اندازه کافی تفریح کردی، نوآموز

00:29:12.333 --> 00:29:14.291
.برگرد به خوابگاه -
!دستت رو بکش -

00:29:15.958 --> 00:29:18.250
.باید منو بانو لوانتیل خطاب کنی

00:29:18.333 --> 00:29:20.750
،و به خاطر گستاخیت
.میری دستشویی‌ها رو تمیز میکنی

00:29:20.833 --> 00:29:22.208
.از اینجا به بعد رو بسپر به من

00:29:22.250 --> 00:29:23.750
.ین

00:29:23.833 --> 00:29:25.666
تو اینجا چی کار میکنی؟

00:29:27.083 --> 00:29:29.208
نگهبانم رو آوردم که
...درست و حسابی تحت تعلیم قرار بگیره

00:29:29.291 --> 00:29:31.250
چیزی که به وضوح
.به‌شدت بهش نیاز داره

00:29:32.416 --> 00:29:34.000
.اونو ببخش، ریتا

00:29:38.125 --> 00:29:39.416
.پس این همون دختره‌ست

00:29:43.541 --> 00:29:44.625
.به اون نگاه نکن

00:29:47.250 --> 00:29:48.250
.به من نگاه کن

00:29:51.750 --> 00:29:54.125
.فکرشم نکن که از من چشم برداری

00:30:02.083 --> 00:30:04.541
.به اندازه کافی به هم معرفی شدیم

00:30:05.083 --> 00:30:07.083
...به عنوان عذرخواهی برای گستاخی اون

00:30:07.166 --> 00:30:09.500
اجازه بدین شما خانم‌ها رو
.به ضیافت مهمون کنم

00:30:10.083 --> 00:30:11.458
.خداروشکر، من که حوصله‌م سر رفته بود

00:30:11.541 --> 00:30:13.750
بریم توی سیلور هرون، آب‌تنی کنیم؟

00:30:14.833 --> 00:30:16.958
،منو با وعده‌ی خوش‌گذرونی
.تهدید نکن

00:30:28.125 --> 00:30:29.541
.همه چی مرتبه

00:30:32.125 --> 00:30:33.500
.به لطف اوتو

00:30:35.125 --> 00:30:37.458
تاحالا ندیده بودم کسی
.انقدر سریع معجون درست کنه

00:30:38.541 --> 00:30:39.666
.خوب بهش تعلیم دادی

00:30:41.125 --> 00:30:43.083
همونطور که ویسنا
.به من تعلیم داد

00:30:49.375 --> 00:30:50.708
اون زجر کشید؟

00:30:53.458 --> 00:30:56.125
،وقتی داشت به یه روستایی کمک میکرد
.با اِلف اشتباه گرفتنش

00:30:58.916 --> 00:31:00.541
.خیلی بدجور کتک خورد

00:31:04.333 --> 00:31:06.583
دونستنش باعث میشه
احساس بهتری پیدا کنی یا بدتر؟

00:31:07.916 --> 00:31:09.416
.من هیچوقت نمیخواستم اون درد بکشه

00:31:12.375 --> 00:31:15.333
.فقط میخواستم بفهمه که چی کار کرده -
.اوه، اینو فهمیده بود -

00:31:16.000 --> 00:31:17.916
...عشق به فرزند، والدین رو مجبور میکنه که

00:31:17.916 --> 00:31:19.916
.سخت‌ترین انتخاب‌های زندگیشون رو بکنن

00:31:21.041 --> 00:31:22.416
.حتی انتخاب‌های غیرممکن

00:31:24.416 --> 00:31:27.500
،احتمالش هست که تا آخر عمرشون
.بابت تصمیماتشون رنج بکشن

00:31:37.041 --> 00:31:38.958
.یه قسمت‌هایی از زندگیمون رو یادمه

00:31:43.791 --> 00:31:45.375
.اون بوی چوب سوخته میداد

00:31:46.708 --> 00:31:50.791
به خاطر اینکه اون آتش‌های کوچک رو
.توی شب‌های طولانی، روشن نگه میداشت

00:31:54.250 --> 00:31:55.708
.یادمه گرسنه بودم

00:31:57.000 --> 00:31:59.458
.و شکم اون، دو برابر شکم من صدا میداد

00:32:02.125 --> 00:32:03.416
...اون از جادوش استفاده میکرد

00:32:04.833 --> 00:32:07.625
تا غذاهای استادانه‌ای درست کنه که
.خودمون پول نداشتیم بخریم

00:32:14.291 --> 00:32:16.541
حاضر بودم هرکاری بکنم
.که لبخند به لبش بیاد

00:32:19.583 --> 00:32:20.708
...و با همه این ها

00:32:23.250 --> 00:32:24.541
...روزی که من رو ترک کرد

00:32:25.375 --> 00:32:26.625
.مریض بود

00:32:30.208 --> 00:32:32.458
،آب نیاز داشت
.پس رفتم براش آب بیارم

00:32:32.958 --> 00:32:34.333
...و وقتی برگشتم

00:32:36.875 --> 00:32:38.000
.اون رفته بود

00:32:40.416 --> 00:32:41.708
.صداش زدم

00:32:45.791 --> 00:32:46.791
.ولی اون رفته بود

00:32:48.375 --> 00:32:50.166
،اون به بهترین شکلی که می‌تونست
.تو رو دوست داشت

00:32:52.291 --> 00:32:54.541
،برای اینکه نجاتت بده
.مجبور بود رهات کنه

00:32:56.791 --> 00:32:59.875
.محاله این تنها گزینه بوده باشه -
.تنها گزینه نبود -

00:33:01.458 --> 00:33:02.958
.فقط همون گزینه‌ایه که اون انتخاب کرد

00:33:04.208 --> 00:33:06.750
.وحالا تو هم سرِ دوراهیِ غیرممکن خودت قرار گرفتی

00:33:06.833 --> 00:33:08.583
.من سیری رو رها نمیکنم

00:33:09.958 --> 00:33:11.791
.حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه

00:33:17.375 --> 00:33:18.375
.ترین

00:33:20.791 --> 00:33:23.875
میشه تا وقتی یه راهی برای
کمک بهش پیدا کنم، همین‌جا بمونه؟

00:33:23.958 --> 00:33:26.541
.معلومه که میشه -
.ممنون -

00:33:27.666 --> 00:33:28.791
خودت کجا میری؟

00:33:31.375 --> 00:33:33.291
.اریتوزا

00:33:44.791 --> 00:33:46.000
حالت خوبه؟

00:33:47.291 --> 00:33:48.500
.نه

00:33:51.625 --> 00:33:53.083
.جادو یه بحث جداست

00:33:54.458 --> 00:33:56.166
...ولی سیاست

00:33:57.291 --> 00:34:00.208
حتی اگه انقدر چاپلوسی کنم که
...بتونم برگردم داخل انجمن برادری

00:34:00.291 --> 00:34:02.000
،و کاری کنم که اونو تعلیم بدن
.به هرحال حق با توئه

00:34:02.083 --> 00:34:04.375
،جنگ قریب‌الوقوعه
.و اونم در مرکز این جنگ قرار داره

00:34:05.791 --> 00:34:08.416
،قرن‌هاست که جادوگرها
.پادشاه‌ها رو تحت کنترل دارن

00:34:10.541 --> 00:34:11.583
.یه راهی پیدا می‌کنیم

00:34:11.750 --> 00:34:13.875
.هوای زهرآلود سریع همه‌جا پخش میشه

00:34:15.666 --> 00:34:17.583
.پادشاه‌ها با هم دشمن شدن

00:34:17.958 --> 00:34:20.083
چقدر زمان میبره تا جادوگرها هم
راه اونا رو در پیش بگیرن؟

00:34:20.833 --> 00:34:24.250
،اگه بخوایم مناطق شمالی رو متحد کنیم
.خودمون هم باید باهم متحد باشیم

00:34:28.000 --> 00:34:29.208
.یه انجمن

00:34:30.375 --> 00:34:31.375
چی؟

00:34:32.750 --> 00:34:34.666
.انجمنِ جادوگرها رو برپا میکنیم

00:34:36.291 --> 00:34:39.625
.آخرین انجمن مال قبل از نبرد سادنه -
.بعدش هم رفتیم جنگ -

00:34:39.708 --> 00:34:41.500
.پس این بار متفاوت انجامش میدیم

00:34:41.583 --> 00:34:46.333
،به جای بحث و اختلاف
.روی اعتماد تمرکز میکنیم

00:34:47.291 --> 00:34:48.291
.روی باهم بودن

00:34:53.708 --> 00:34:55.500
اینم تاثیرِ اون دختره‌ست؟

00:34:56.125 --> 00:34:59.208
اگه کوچک‌ترین امیدی داریم که
...بتونیم به پادشاه‌ها درخواست بدیم

00:35:00.291 --> 00:35:02.875
اول باید خودمون بهترین
.شخصیتی باشیم که می‌تونیم

00:35:06.041 --> 00:35:07.250
.من که حاضرم امتحانش کنم

00:35:08.916 --> 00:35:09.916
تو چی؟

00:35:29.625 --> 00:35:30.625
.گرالت

00:35:31.291 --> 00:35:32.708
هی، گرالت، تو کجایی؟

00:35:32.791 --> 00:35:35.291
گرالت، تو کجایی؟

00:35:35.375 --> 00:35:37.000
گرالت کیه؟

00:35:37.041 --> 00:35:38.625
تو کجایی؟

00:35:40.833 --> 00:35:42.958
.اون داره میاد. الان

00:35:43.041 --> 00:35:44.750
.به زودی دوباره دیدار خواهیم کرد

00:35:47.166 --> 00:35:50.083
.نگرانی تو رو درک میکنم
.ولی من تصمیمم رو گرفتم

00:35:50.166 --> 00:35:52.541
،این مزخرفات مربوط به سیریلا
.زیادی دردسره

00:35:53.416 --> 00:35:55.250
.منم کاملا با شما موافقم، عالی‌جناب

00:35:56.125 --> 00:35:58.708
،ولی مذاکره با نیلفگارد
.راه‌حل این مشکل نیست

00:35:59.500 --> 00:36:02.958
.ملکه، قوی و خیره‌سره -
.مثل یه گاومیش -

00:36:03.041 --> 00:36:04.500
.و رادوید هم دنبال جلبِ رضایتِ دیگرانه

00:36:04.625 --> 00:36:06.708
...ولی هر سه نفر شما مهم‌تر از این هستین که

00:36:06.791 --> 00:36:10.041
خودتون رو با جزئیات بی‌اهمیتِ
.نیروهای اطلاعاتیِ ردانیا، اذیت کنید

00:36:10.875 --> 00:36:12.041
پیشنهاد خودت چیه؟

00:36:12.916 --> 00:36:16.916
.امیدوارم مزاحم نشده باشم
.اینو پیشِ خدمتکار من گذاشته بودن

00:36:18.125 --> 00:36:20.083
.یادداشتش میگه که مال شماست

00:36:20.875 --> 00:36:22.666
.یه هدیه

00:36:26.916 --> 00:36:28.041
"به نشانه حسن نیتِ نیلفگارد"

00:36:28.041 --> 00:36:29.333
.دیدی، بهت که گفته بودم، دیکسترا

00:36:29.416 --> 00:36:30.708
...اونا خیلی هم بد نی

00:36:40.833 --> 00:36:43.583
.برای هر در و پنجره نگهبان بذارید
!هیچکس جز من داخل و خارج نشه

00:36:43.666 --> 00:36:45.875
به دربان بگید که
.محوطه رو جست‌وجو کنه

00:36:45.958 --> 00:36:48.166
!فورا خدمتکارِ رادوید رو بیارید پیش من

00:36:48.250 --> 00:36:50.333
!با من بیاید! فورا

00:36:50.916 --> 00:36:52.833
!برای هر در، نگهبان بذارید
!چند نفر غیرمجاز وارد شدن

00:36:52.916 --> 00:36:57.000
قسم میخورم که نمیذارم
.قسر در برن

00:36:57.500 --> 00:36:59.208
!نگهبان‌ها به طرف دروازه

00:36:59.291 --> 00:37:01.125
.بیاید. بیاید -
!محوطه رو محصور کنین -

00:37:02.208 --> 00:37:04.125
.از توی اون دروازه -
!همراه من -

00:37:05.583 --> 00:37:07.083
!فورا از اونجا برید -
.بیاید -

00:37:07.666 --> 00:37:09.666
.پادشاه رو به خوابگاهش ببر -
.سرورم -

00:37:23.500 --> 00:37:24.541
.هوم

00:37:30.333 --> 00:37:31.500
.هوم. خوبه

00:37:33.958 --> 00:37:34.958
.تو

00:37:36.833 --> 00:37:40.125
...این همه حرفی که زدی
.که ملکه نقش مفیدتری داشته باشه

00:37:41.583 --> 00:37:42.666
.تو و فیلیپا این کار رو کردین

00:37:45.125 --> 00:37:46.500
.نمی‌تونی قسر در بری

00:37:47.958 --> 00:37:49.250
.این خیانته

00:37:51.208 --> 00:37:53.541
.به برادرم میگم -
دقیقا چی میگی؟ -

00:37:55.125 --> 00:37:58.416
،که ملکه‌ی قوی و خیره‌سرِ اون
...که خدا رحمتش کنه

00:37:58.500 --> 00:38:00.666
توی جلسات مخفی
...یکم خودرای عمل کرد

00:38:01.333 --> 00:38:03.000
و حقش بود که کشته بشه؟

00:38:04.500 --> 00:38:05.666
اونم تحت نظارت تو؟

00:38:06.666 --> 00:38:08.166
.شاه به تو اعتماد داشت -
.داره -

00:38:11.458 --> 00:38:12.541
.به من اعتماد داره

00:38:14.083 --> 00:38:15.208
.حالا بیشتر از همیشه

00:38:16.666 --> 00:38:18.666
.من مهم‌ترین مشاورِ اونم

00:38:19.166 --> 00:38:23.958
درحالیکه تو کثافت کوچولوی
...ضعیف، احمق و بی‌خاصیتی هستی

00:38:24.041 --> 00:38:26.750
که همین الان، سر همسرش رو
.توی جعبه، تحویلش دادی

00:38:28.083 --> 00:38:29.916
...خب، حالا که بهش فکر میکنم

00:38:30.000 --> 00:38:32.666
از کجا معلوم که تو هم
توی خیانتِ ملکه، نقش نداشتی؟

00:38:35.833 --> 00:38:36.375
میخوای کمک کنی؟

00:38:36.541 --> 00:38:38.958
...برگرد و به کار برای سلطنت ادامه بده

00:38:39.041 --> 00:38:42.375
تا وقتی که انقدر مست بشی
.که این تراژدی وحشتناک رو فراموش کنی

00:38:43.208 --> 00:38:45.125
.و دهنت هم بسته نگه دار

00:38:47.166 --> 00:38:50.166
،چون دفعه بعدی
.ممکنه سر تو توی اون جعبه باشه

00:39:06.083 --> 00:39:09.166
من فقط برای این
...قبول کردم این کارِ کوفتی رو انجام بدم

00:39:09.250 --> 00:39:12.375
که تو به من گفتی
.برای نیلفگارد کار نمیکنی

00:39:12.458 --> 00:39:14.541
.درسته. من برای سرورم کار میکنم

00:39:14.625 --> 00:39:16.875
!اونم برای نیلفگارد لعنتی کار میکنه

00:39:16.958 --> 00:39:20.833
<i>.رینس، انقدر آشفته نباش
.اینطوری زشت‌تر میشی</i>

00:39:21.625 --> 00:39:24.125
<i>...درمورد سرورم، کار کردن "همراه" نیلفگارد

00:39:24.125 --> 00:39:26.375
<i>.با کار کردن "برای" نیلفگارد فرق میکنه<i>

00:39:26.500 --> 00:39:29.375
<i>شعله سفید فقط وسیله‌ایه
.برای اینکه به هدفمون برسیم</i>

00:39:29.458 --> 00:39:31.666
.قطعه کوچکی از یک پازلِ خیلی بزرگتر

00:39:32.541 --> 00:39:35.083
.چهره‌ی کوچولوی کریهت رو نگران نکن

00:39:36.000 --> 00:39:37.833
.حداقل من هنوز یه چهره دارم

00:39:39.666 --> 00:39:41.958
.به جای اینکه یه چهره موهوم داشته باشم

00:39:44.000 --> 00:39:47.791
بهش بگو من از اینکه
.هیچی رو بهم نمیگه، خسته شدم

00:39:48.375 --> 00:39:50.583
...اگه میخواد طبق نقشه‌ی کوچیکش پیش برم

00:39:52.416 --> 00:39:54.041
.منم یه درخواستی دارم

00:40:13.083 --> 00:40:13.833
.باید غذا بخوری

00:40:14.583 --> 00:40:15.541
.تا اونا نخورن، نمیخورم

00:40:17.791 --> 00:40:19.000
از نیروهای اطلاعاتی چه خبر؟

00:40:19.083 --> 00:40:21.208
شایعه شده بود که اون زن توی
.ماریبور رویت شده

00:40:21.791 --> 00:40:22.916
.ولی به جایی نرسیدیم

00:40:24.833 --> 00:40:25.958
گالاتین چی؟

00:40:26.041 --> 00:40:29.458
داره همراه ژنرال
.به سمت زینتریا حرکت میکنه

00:40:30.416 --> 00:40:33.000
...پس شاید عاقلانه باشه که

00:40:33.625 --> 00:40:35.125
.به یه نقشه فرار فکر کنیم

00:40:36.125 --> 00:40:40.166
.مرگ تنها راه فراریه که می‌پذیرم، فیلاوندرل

00:40:44.833 --> 00:40:46.666
...دلم برای افاده‌بازی‌های شهر تنگ نشده

00:40:46.708 --> 00:40:49.583
.ولی واقعا دلم واسه خدماتشون تنگ شده

00:40:49.666 --> 00:40:52.291
،شعله سفیدِ تو
.خوب بلده میزبانی کنه

00:40:52.375 --> 00:40:54.000
...خب

00:40:54.625 --> 00:40:55.916
...گمونم تحت تاثیر قرار دادنِ

00:40:56.000 --> 00:40:58.458
،عقب افتاده‌ی گوش تیزی مثل تو
کار سختی نیست، نه؟

00:40:58.541 --> 00:41:01.125
ترجیح میدم عقب‌افتاده‌ی گوش تیزی باشم
...که به قصر دعوت شده

00:41:01.208 --> 00:41:03.916
به جای اینکه کثافت کوچولوی پولداری باشم
.که از قصر انداختنش بیرون

00:41:04.000 --> 00:41:04.666
.این منصفانه نیست

00:41:05.500 --> 00:41:07.958
من خیلی قبل‌تر از اینکه
.از قصر بیرونم کنن، ثروتم رو از دست داده بودم

00:41:10.333 --> 00:41:12.250
.پدرم یه نجیب‌زاده بود

00:41:13.416 --> 00:41:17.583
،انتظار داشت منم مثل برادرهام
.شخصیتِ یک سیاستمدار رو داشته باشم

00:41:18.208 --> 00:41:21.375
.ولی من بی‌پروا بودم
.تند مزاج، قضاوت عجولانه

00:41:21.458 --> 00:41:24.208
.برای همین از جنگیدن خوشم میاد -
.تو؟ نه بابا -

00:41:25.000 --> 00:41:29.625
خب اگه به اون مرحله‌ای از رفاقت رسیدیم
...که برای همدیگه داستان‌های احساسی تعریف میکنیم

00:41:30.208 --> 00:41:32.250
،بگم که به نظرم توی بچگی
.دوستای خوبی میشدیم

00:41:32.333 --> 00:41:35.916
البته شاید تصادفا یکی دو تا شهر رو
.خاکستر میکردیم، ولی... بازم

00:41:42.333 --> 00:41:44.166
...وقتی غاصب، نیلفگارد رو تصرف کرد

00:41:44.333 --> 00:41:46.666
.پدر و برادرهای من رو به بردگی گرفت

00:41:47.333 --> 00:41:51.250
از نیروی اونا و تواناییشون
...برای اینکه یه روز انتقام بگیرن، می‌ترسید، ولی

00:41:52.083 --> 00:41:53.083
...ولی من

00:41:54.083 --> 00:41:56.083
...من فقط یه پسربچه بودم

00:41:57.083 --> 00:41:58.625
ضعیف‌تر از این بودم
.که مایه نگرانی باشم

00:41:58.708 --> 00:42:00.500
.منو رها کردن تا گشنگی بکشم یا بمیرم

00:42:00.583 --> 00:42:03.541
کهیر، من میدونم که تو کم و بیش
...با زره‌ای از جنس استخون مرغ

00:42:03.625 --> 00:42:07.791
،و یه چوب به جای شمشیر
.به میدون جنگ قدم گذاشتی

00:42:07.875 --> 00:42:10.791
.گوربابای غاصب
.اون احمق بود

00:42:11.375 --> 00:42:14.500
وقتی شعله سفید اومد سراغم تا
.آزادم کنه، همینو بهم گفت

00:42:15.708 --> 00:42:18.208
پسرم، غاصب احمق بود"
...که تو رو رها کرد

00:42:18.708 --> 00:42:20.833
".چرا که تو از همشون قوی‌تری

00:42:20.916 --> 00:42:23.291
خب گمونم به عنوان یه آدمِ لاغر
...و استخونی، قوی

00:42:40.583 --> 00:42:41.583
.متاسفم

00:42:42.166 --> 00:42:44.625
.متاسفم که باید اینطوری میشد

00:43:58.833 --> 00:44:00.250
...سیری

00:44:11.208 --> 00:44:13.250
!سیریلا

00:44:13.750 --> 00:44:16.208
!سیریلا

00:44:19.416 --> 00:44:20.750
!سیریلا

00:44:20.791 --> 00:44:23.541
!سیریلا

00:44:28.250 --> 00:44:30.500
.نه. شما روحید. جنازه‌اید

00:44:31.083 --> 00:44:35.916
<i>،بله، ما جنازه هستیم
!ولی تو خودِ مرگی</i>

00:44:42.000 --> 00:44:43.750
.به ما ملحق شو