WEBVTT

00:01:46.320 --> 00:01:47.520
‫پن؟

00:02:01.400 --> 00:02:02.760
‫اثری ازشون نیست؟

00:02:04.200 --> 00:02:05.400
‫نه.

00:02:11.840 --> 00:02:13.560
‫حالت خوبه؟

00:02:13.600 --> 00:02:15.400
‫فکر نکنم.

00:02:15.440 --> 00:02:18.160
‫بعد اون‌همه ماجرایی که داشتیم،
‫تهش رسیدیم اینجا...

00:02:19.280 --> 00:02:20.840
‫حس می‌کنم واقعی نیست.

00:02:21.840 --> 00:02:23.040
‫آره.

00:02:25.960 --> 00:02:29.360
‫توی برج که بودم، جان‌دیس مادرم رو...

00:02:29.400 --> 00:02:31.800
‫دیدم که جلوی چشم خودم ناپدید شد.

00:02:36.480 --> 00:02:37.760
‫گمونم مرده.

00:02:41.520 --> 00:02:43.280
‫باید حس رهایی داشته باشم.

00:02:45.560 --> 00:02:49.000
‫چیزهایی زیادی هست که درمورد
‫خانواده‌ام درک نمی‌کنم.

00:02:49.040 --> 00:02:50.680
‫مثلاً چی؟

00:02:50.720 --> 00:02:52.520
‫مثلاً که چرا باهام روراست نبودن.

00:02:54.080 --> 00:02:58.000
‫چرا چنین کار وحشتناکی کردن.

00:02:59.520 --> 00:03:01.800
‫که چرا مادرم سیزده سال بهم اهمیت نمی‌داد،

00:03:01.840 --> 00:03:04.160
‫ولی یهویی واسه‌اش مهم شدم؟

00:03:09.240 --> 00:03:10.720
‫یا اصلاً چرا ولم کردن؟

00:03:14.720 --> 00:03:17.520
‫وقتی فکر می‌کردم عزریل عموی خودمه،

00:03:17.560 --> 00:03:18.880
‫مثل الگوی خودم قبولش داشتم.

00:03:21.840 --> 00:03:23.320
‫بعد ازش متنفر شدم.

00:03:24.720 --> 00:03:26.760
‫الآنم نمی‌تونم ببخشمش، ولی...

00:03:29.080 --> 00:03:30.480
‫دیگه ازش متنفر نیستم.

00:03:33.240 --> 00:03:35.280
‫خب، توی جنگ پیروز شد.

00:03:35.320 --> 00:03:37.200
‫ما هم تونستیم بیایم اینجا.

00:03:39.840 --> 00:03:41.840
‫حس عجیبی بهم می‌گه که دیگه مرده.

00:03:45.080 --> 00:03:46.440
‫یعنی دیگه بی‌کس شدم.

00:03:49.200 --> 00:03:50.640
‫نه، نشدی.

00:04:16.040 --> 00:04:17.080
‫چیه؟

00:04:18.320 --> 00:04:19.480
‫هیچی.

00:04:23.160 --> 00:04:26.720
‫فقط خوشحالم که آب‌تنی کردی،
‫چون بدجور بو می‌دادی.

00:04:29.040 --> 00:04:32.160
‫انگاری دلش واسه من تنگ نشده.

00:04:32.200 --> 00:04:35.240
‫انگار... حالش خوبه.

00:04:35.280 --> 00:04:37.320
‫وقتی ببینت حالش بهترم می‌شه.

00:04:38.880 --> 00:04:43.400
‫فکر کن چقدر خوب می‌شه که دوباره
‫باهاشون باشید. کنار همدیگه باشید.

00:04:43.440 --> 00:04:45.960
‫اگه مثل قبل نشه چی؟

00:04:46.000 --> 00:04:47.680
‫اگه هیچی مثل قبل نشه چی؟

00:04:47.720 --> 00:04:49.840
‫لایرا دوستت داره.

00:04:49.880 --> 00:04:52.120
‫بالأخره توی جهان مشترکی قرار گرفتم.

00:04:52.160 --> 00:04:53.520
‫اینجا جامون امنه.

00:05:34.520 --> 00:05:35.840
‫اون‌ها که نیستن، نه؟

00:05:35.880 --> 00:05:37.680
‫نه. اگه بودن متوجه می‌شدی.

00:05:45.560 --> 00:05:47.360
‫می‌گه جای جان‌دیس‌هامون امنه.

00:05:50.320 --> 00:05:53.360
‫ولی کس دیگه‌ای رو باید ملاقات کنیم.

00:05:53.440 --> 00:05:54.760
‫هرچند پن اینجاست.

00:05:57.200 --> 00:05:59.000
‫مثل موقعیه که توی جردن قایم می‌شدیم.

00:06:00.520 --> 00:06:03.320
‫دقیقاً نمی‌دونم کجاست،
‫ولی حس می‌کنم بهم نزدیکه.

00:06:03.360 --> 00:06:05.800
‫حس نمی‌کنم از هم جداییم.

00:06:05.840 --> 00:06:07.600
‫و می‌دونم که جاش امنه.

00:06:21.760 --> 00:06:23.240
‫گوش کن.

00:06:26.280 --> 00:06:28.120
‫صدای چیه؟

00:06:45.960 --> 00:06:48.040
‫زیر پاهاشون چرخ داره!

00:06:55.400 --> 00:06:58.200
‫سلام پسر، و سلام دختر.

00:06:59.840 --> 00:07:01.240
‫سلام.

00:07:01.880 --> 00:07:04.680
‫بیاید دیدن مری.

00:07:06.240 --> 00:07:08.120
‫گمونم می‌خواد بریم دنبالش.

00:07:34.400 --> 00:07:36.360
‫- دکتر مالون؟
‫- لایرا!

00:07:37.560 --> 00:07:39.880
‫- باورم نمی‌شه اینجاید.
‫- چطوری اومدید اینجا؟

00:07:41.880 --> 00:07:43.560
‫بهم گفته بودن بگردم دنبالت.

00:07:43.600 --> 00:07:45.760
‫می‌دونستم دوباره می‌بینمت.

00:07:47.280 --> 00:07:49.960
‫وای خدا، نگاهش کن. سلام.

00:07:50.000 --> 00:07:52.360
‫سلام. وای خدا، شما توی جنگ بودید.

00:07:52.400 --> 00:07:54.520
‫- از آشنایی خوش‌وقتم.
‫- هم‌چنین.

00:07:54.560 --> 00:07:57.640
‫ازت ممنونم آتال. چطوری اومدی اینجا؟

00:08:36.600 --> 00:08:39.440
‫جانوران گناهکار.

00:08:52.120 --> 00:08:55.880
‫سراف اون‌ها از تو کمتره.

00:08:56.720 --> 00:08:59.400
‫کی قراره بهشون برسه؟

00:08:59.720 --> 00:09:01.160
‫نمی‌دونم.

00:09:02.640 --> 00:09:04.560
‫بی‌چاره‌ها بذردانی هم ندارند.

00:09:08.680 --> 00:09:10.160
‫آتال خیلی خوشگله.

00:09:11.480 --> 00:09:13.720
‫تا حالا چنین موجودی ندیده بودم.

00:09:13.760 --> 00:09:17.120
‫راستش اگه یک سال پیش بود
‫با دیدنش تعجب می‌کردم، ولی...

00:09:17.160 --> 00:09:19.880
‫الآن دیگه از خرس‌های سخن‌گو
‫و فرشتیان عجیب‌تر نیست.

00:09:19.920 --> 00:09:22.200
‫ممکنه شرایط واسه‌تون
‫مقداری نگران‌کننده باشه.

00:09:22.240 --> 00:09:23.560
‫برای منم بود.

00:09:26.440 --> 00:09:28.080
‫ما هرجایی که بگی رفتیم،

00:09:28.120 --> 00:09:31.120
‫ولی گمونم جهان موردعلاقه‌ام اینجاست.

00:09:31.160 --> 00:09:33.200
‫طی چندماهی که اینجا بودم،
‫بیشتر از ده‌ها سالی که...

00:09:33.240 --> 00:09:34.800
‫توی جهان خودم بودم یاد گرفتم.

00:09:34.840 --> 00:09:37.040
‫آتال کلی چیز یادم داد.

00:09:37.080 --> 00:09:38.480
‫مثلاً چی؟

00:09:38.520 --> 00:09:41.160
‫مثلاً چطوری به غرایزم تکیه کنم.

00:09:42.440 --> 00:09:44.320
‫چطوری به درختان احترام بذارم.

00:09:45.720 --> 00:09:48.480
‫چطوری می‌شه به درخت احترام گذاشت؟

00:09:48.520 --> 00:09:51.680
‫خب، می‌تونی با این تصور شروع کنی
‫که تو ازش موجود برتری نیستی.

00:09:53.120 --> 00:09:55.040
‫ما انسان‌ها نظرات احمقانه‌ای داریم،

00:09:55.080 --> 00:09:57.160
‫که فکر می‌کنیم اوج تکامل ما هستیم،

00:09:57.200 --> 00:09:59.240
‫ولی خیلی چیزها رو اشتباه فهمیدیم.

00:10:00.960 --> 00:10:02.920
‫صبح می‌خوام چیزی نشونتون بدم.

00:10:11.000 --> 00:10:12.240
‫همونه که فکر می‌کنم؟

00:10:13.640 --> 00:10:16.320
‫جواب سوالیه که ازم توی آکسفورد پرسیدی.

00:10:16.360 --> 00:10:17.840
‫یادت میاد؟

00:10:17.880 --> 00:10:19.880
‫که آیا غبار گناهه؟

00:10:19.920 --> 00:10:22.640
‫خب، غبار شما، ذرات سایۀ من،

00:10:22.680 --> 00:10:26.200
‫اینجا بهش می‌گن سراف،
‫ولی هیچ فرقی با اون نداره.

00:10:26.240 --> 00:10:28.680
‫نوریه که به معنای زندگی ماست.

00:10:28.720 --> 00:10:30.720
‫آگاهی ماست.

00:10:31.880 --> 00:10:33.480
‫پس غبار گناه نیست؟

00:10:33.520 --> 00:10:37.080
‫مثل ما خوب یا بد داره؟

00:10:39.080 --> 00:10:41.040
‫چرا غبار اطراف تو از لایرا بیشتره؟

00:10:41.080 --> 00:10:43.200
‫مولفایان هم مثل ما هستن.

00:10:43.240 --> 00:10:46.360
‫غبارشون با سن و تجربه بیشتر می‌شه.

00:10:46.400 --> 00:10:48.680
‫واقعاً محشره.

00:10:48.720 --> 00:10:50.440
‫چطوری درستش کردی؟

00:10:50.480 --> 00:10:53.440
‫از بذردان روغن به دست میاد.

00:10:53.480 --> 00:10:56.200
‫به خودشون جذبش می‌کنن تا سراف‌ها رو ببینن.

00:10:56.240 --> 00:11:01.240
‫با درختان تکامل پیدا می‌کنند،
‫هم‌زیستی بی‌نقصی دارند.

00:11:01.280 --> 00:11:03.400
‫طبیعت متعادلی داشتن، تا اینکه...

00:11:04.560 --> 00:11:06.000
‫شرایط عوض شد.

00:11:08.840 --> 00:11:11.360
‫ناراحت‌کننده‌ست، مگه نه؟

00:11:14.120 --> 00:11:15.880
‫درختان دارن می‌میرن.

00:11:17.160 --> 00:11:19.280
‫یعنی نوعی مریضی گرفته‌ان؟

00:11:19.320 --> 00:11:22.360
‫نه، غبارشون داره ناپدید می‌شه.

00:11:23.400 --> 00:11:25.560
‫داره از جهان خارج می‌شه.

00:11:25.600 --> 00:11:28.680
‫افکار و تصورات و احساساتتشون،

00:11:28.720 --> 00:11:29.960
‫همه‌اش داره می‌ره.

00:11:32.160 --> 00:11:33.880
‫این جهان زیبا،

00:11:33.920 --> 00:11:37.520
‫که مردمش از ما عاقل‌تر و مهربان‌تر هستن،

00:11:37.560 --> 00:11:39.600
‫داره از بین می‌ره.

00:11:41.120 --> 00:11:43.160
‫چی می‌تونه نجاتش بده؟

00:11:43.200 --> 00:11:46.360
‫راهی که بتونه غبار رو برگردونه.

00:11:46.400 --> 00:11:50.680
‫از لحاظ تئوری، غبار جذب افکار
‫و خلاقیت‌ها می‌شه و...

00:11:52.360 --> 00:11:53.960
‫کشفیات زندگی می‌شه.

00:11:56.640 --> 00:11:59.200
‫آتال می‌گه نمی‌تونم راه نجاتی
‫واسه‌اش پیدا کنم، ولی...

00:12:00.400 --> 00:12:02.160
‫جز تلاش کردن کاری نمی‌تونم بکنم.

00:12:26.800 --> 00:12:31.000
‫خب، این جان‌دیسان که گفتید،
‫دقیقاً باید دنبال چی بگردیم؟

00:12:31.040 --> 00:12:34.200
‫خب، شبیه حیوانات هستن.

00:12:34.240 --> 00:12:36.760
‫ولی بنا بر احساسات ما تغییر می‌کنن.

00:12:36.800 --> 00:12:40.040
‫پس وقتی پن تبدیل به گرگینه می‌شه،
‫باید بدونی لایرا حسابی کفریه.

00:12:42.760 --> 00:12:44.720
‫ولی بخش از خودمون هستند.

00:12:45.760 --> 00:12:47.760
‫ویل فکر می‌کرد جان‌دیس نداره،

00:12:47.800 --> 00:12:51.320
‫چون اهل دنیای شماست، ولی داره.

00:12:51.360 --> 00:12:52.640
‫تو هم داری.

00:12:53.800 --> 00:12:56.440
‫من هنوز باهاش کنار نیومده‌م.

00:12:56.480 --> 00:12:58.600
‫ببینید، دیگه چیزی باعث تعجبم نمی‌شه.

00:12:58.640 --> 00:13:01.920
‫این سفری که داشتم خیلی خارق‌العاده بود.

00:13:01.960 --> 00:13:05.200
‫باید هر چیزی که فکر می‌کردم
‫بلدم رو فراموش کنم.

00:13:05.240 --> 00:13:06.920
‫ولی به روح باور داری، درسته؟

00:13:08.000 --> 00:13:09.400
‫چون راهبه بودی دیگه.

00:13:09.440 --> 00:13:11.680
‫راهبه بودی؟

00:13:11.720 --> 00:13:13.400
‫مثل راهبه‌های جهان من؟

00:13:13.440 --> 00:13:15.640
‫هنوزم توی جهانمون راهبه‌هایی هستن.

00:13:15.680 --> 00:13:17.600
‫چی شد که کشیدی کنار؟

00:13:17.640 --> 00:13:18.920
‫عه...

00:13:20.680 --> 00:13:23.880
‫صرفاً اتفاقات ناگهانی که افتاد.

00:13:25.240 --> 00:13:28.480
‫مری، داستانت رو واسه‌شون بگو.

00:13:35.520 --> 00:13:41.440
‫اِم، برای کنفرانسی رفته بودم لیسبون،

00:13:41.480 --> 00:13:44.720
‫و داشتم مقاله‌ای درمورد
‫فیزیک ذرات ارائه می‌دادم.

00:13:44.760 --> 00:13:48.280
‫دستورات مذهبی من خیلی
‫پشتوانۀ حرفۀ تحصیلی‌ام بود.

00:13:48.320 --> 00:13:53.040
‫اولین بار بود به جایی سفر می‌کردم،
‫و داشت خیلی خوب پیش می‌رفت.

00:13:53.080 --> 00:13:54.480
‫داشتیم جشن می‌گرفتیم.

00:13:54.520 --> 00:13:58.760
‫برای همین گمونم کمی
‫حس جسارت بهم دست داده بود.

00:14:00.240 --> 00:14:03.000
‫راستش رو بگم، تا اون لحظه...

00:14:03.040 --> 00:14:05.200
‫حس نمی‌کردم توی زندگیم چیزی کم دارم.

00:14:06.440 --> 00:14:09.760
‫تا اینکه... با یکی آشنا شدم.

00:14:12.880 --> 00:14:14.520
‫مثل بقیۀ اعضای فرهنگستان نبود.

00:14:14.560 --> 00:14:19.400
‫خوشش نمی‌اومد درمورد
‫دانسته‌هاش به کسی پز بده.

00:14:19.440 --> 00:14:22.080
‫صحبت کردن باهاش خیلی راحت بود.

00:14:22.120 --> 00:14:25.640
‫ناگهان باهاش چیزهایی رو درمیون گذاشتم،
‫که فکرشم نمی‌کردم بخوام به کسی بگم.

00:14:27.520 --> 00:14:29.320
‫بعد جلوی چشم‌هام...

00:14:29.360 --> 00:14:33.760
‫دنیایی از احتمالات رو دیدم،
‫از احساساتی...

00:14:35.520 --> 00:14:37.200
‫که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم.

00:14:39.000 --> 00:14:41.760
‫بعد سمتم چیزی مثل...

00:14:41.800 --> 00:14:43.760
‫بادوم قندی تعارف کرد.

00:14:45.720 --> 00:14:47.960
‫و به محض اینکه مزه‌اش رو چشیدم،

00:14:48.000 --> 00:14:51.480
‫خاطره‌ای رو توی ذهنم زنده کرد.

00:14:51.520 --> 00:14:52.880
‫و متوجه شدم...

00:14:54.160 --> 00:14:56.320
‫که قبلاً این احساس رو داشته‌م.

00:14:57.840 --> 00:15:00.280
‫سال‌ها پیش که توی مدرسه بودم.

00:15:00.320 --> 00:15:04.040
‫احساسی مثل کلی پروانه
‫که توی شکمم جمع شده بودن.

00:15:04.080 --> 00:15:07.000
‫درد نزدیک شدن به یکی رو حس کردم.

00:15:08.720 --> 00:15:12.000
‫گمونم قبلاً انقدری می‌ترسیدم...

00:15:12.040 --> 00:15:14.120
‫که این حس رو نمی‌شناختم،

00:15:14.160 --> 00:15:16.520
‫ولی این بار نمی‌خواستم فراموشش کنم.

00:15:17.960 --> 00:15:21.640
‫می‌دونستم بعد اون احساس
‫نمی‌تونستم به صومعه برگردم.

00:15:21.680 --> 00:15:24.440
‫نمی‌تونستم زندگی‌ای رو تحمل کنم...

00:15:24.480 --> 00:15:27.160
‫که بدون اون حس زندگی سپری بشه.

00:15:29.480 --> 00:15:33.720
‫بعد با خودم گفتم آیا به نفع همه‌ست...

00:15:33.760 --> 00:15:37.200
‫که برگردم توی هتلم و دعا بخونم،

00:15:37.240 --> 00:15:40.880
‫و دیگه توی دام وسوسه‌ای نیفتم؟

00:15:40.920 --> 00:15:43.400
‫و بعد جواب سوالم رو گرفتم.

00:15:43.440 --> 00:15:44.720
‫نه.

00:15:45.840 --> 00:15:47.200
‫به نفع هیچ‌کس نیست.

00:15:48.800 --> 00:15:50.360
‫بعد متوجه شدم...

00:15:52.240 --> 00:15:56.040
‫هیچ‌کس وجود نداره که برای
‫خوب بودنم بهم پاداشی بده،

00:15:56.080 --> 00:15:58.960
‫یا هیچ‌کسی وجود نداره که
‫برای شرارت‌هام مجازاتم کنه.

00:15:59.000 --> 00:16:00.480
‫هیچ‌کس وجود نداره.

00:16:02.080 --> 00:16:03.880
‫و این حس...

00:16:03.920 --> 00:16:06.080
‫رهایی‌بخش بود.

00:16:07.880 --> 00:16:10.040
‫و البته... کمی حس تنهایی داشت.

00:16:11.600 --> 00:16:14.440
‫ولی می‌دونستم دلم می‌خواد
‫تمام احساساتی که...

00:16:14.480 --> 00:16:15.800
‫توی جهان هست رو تجربه کنم.

00:16:15.840 --> 00:16:17.800
‫می‌خواستم عشق رو تجربه کنم.

00:16:19.240 --> 00:16:20.480
‫تجربه کردی؟

00:16:22.640 --> 00:16:24.040
‫آره.

00:16:25.040 --> 00:16:26.280
‫ترسیده بودی؟

00:16:26.320 --> 00:16:28.440
‫آخ خدا، وحشت کرده بودم.

00:16:29.680 --> 00:16:33.160
‫همه‌چی رو به خطر انداختم،
‫و مطمئن بودم قراره جواب رد بشنوم.

00:16:33.200 --> 00:16:36.200
‫ولی ارزشش رو داشت.

00:16:38.920 --> 00:16:43.200
‫چنین اتفاقاتی خیلی نادره.

00:16:43.240 --> 00:16:46.320
‫وقتی چنین حسی داری،
‫باید دودستی بهش بچسبی.

00:16:48.720 --> 00:16:50.080
‫بامزه‌ست، مگه نه؟

00:16:51.400 --> 00:16:52.720
‫توی یک لحظه اتفاق افتاد.

00:16:52.760 --> 00:16:55.320
‫اون فقط سمتم شیرینی تعارف کرد،

00:16:55.360 --> 00:16:57.080
‫ولی کل زندگی من رو عوض کرد.

00:17:00.240 --> 00:17:01.400
‫برای اولین بار،

00:17:01.440 --> 00:17:03.760
‫داشتم با تمام طبیعتم چیزی رو می‌طلبیدم.

00:17:05.200 --> 00:17:06.800
‫نه فقط با بخشی ازش.

00:17:24.440 --> 00:17:26.000
‫کجایی پن؟

00:17:30.760 --> 00:17:33.240
‫کلی حرف دارم که می‌خوام بهت بزنم.

00:17:45.320 --> 00:17:47.720
‫جسم و روح حوا سست و ناتوان بود.

00:17:48.960 --> 00:17:51.560
‫فریب حیلۀ زبان ماری رو خورد.

00:17:54.480 --> 00:17:55.840
‫زبان اون مار رو جدا می‌کنیم.

00:17:57.080 --> 00:17:59.240
‫شک نکن...

00:18:39.360 --> 00:18:40.680
‫صبح بخیر.

00:18:40.720 --> 00:18:41.760
‫صبح بخیر.

00:18:43.480 --> 00:18:46.280
‫واسه‌تون خوراکی آوردم.

00:18:46.320 --> 00:18:48.440
‫- مرسی.
‫- صبح بخیر.

00:18:51.600 --> 00:18:52.800
‫صبح بخیر.

00:18:56.200 --> 00:18:58.000
‫می‌خواستم با آتال و بقیه...

00:18:58.040 --> 00:18:59.120
‫برم جنگل بذردان،

00:18:59.160 --> 00:19:02.440
‫ولی اگه بخواید می‌تونم به شما
‫کمک کنم جان‌دیستون رو پیدا کنید.

00:19:02.480 --> 00:19:03.720
‫عه...

00:19:05.200 --> 00:19:06.680
‫نه، گمونم لزومی نداشته باشه.

00:19:06.720 --> 00:19:10.000
‫یعنی خودمون از پسش بر میایم، نه؟

00:19:10.040 --> 00:19:12.080
‫آره، خودمون از پسش بر میایم.

00:19:12.120 --> 00:19:13.600
‫- آره.
‫- ممنون.

00:19:15.680 --> 00:19:17.120
‫باشه.

00:19:17.160 --> 00:19:18.360
‫خداحافظ.

00:19:18.400 --> 00:19:19.640
‫خداحافظ.

00:19:30.000 --> 00:19:33.000
‫عجیبه که پن اینجاست،
‫ولی خودش رو نشون نمی‌ده.

00:19:36.480 --> 00:19:38.520
‫امیدوارم...

00:19:38.560 --> 00:19:39.960
‫امیدواری که چی؟

00:19:40.000 --> 00:19:41.680
‫امیدوارم از دستم عصبانی نباشه.

00:19:42.680 --> 00:19:44.360
‫گمونم شرایطت رو درک می‌کنه.

00:19:44.400 --> 00:19:45.720
‫اونم همین‌طور.

00:19:47.040 --> 00:19:48.360
‫منظورم جان‌دیس خودمه.

00:19:51.200 --> 00:19:54.960
‫اگه تبدیل به چیز ناجوری بشه چی؟

00:19:55.000 --> 00:19:57.480
‫مثلاً پشه، یا حلزون؟

00:19:57.520 --> 00:19:58.880
‫یا حتی ماهی؟

00:19:58.920 --> 00:20:01.600
‫من شنیده بودم یکی جان‌دیسش دلفین بود.

00:20:01.640 --> 00:20:03.040
‫ولی چون ملوان بود مشکلی نداشت.

00:20:03.080 --> 00:20:04.880
‫آره، تصور کن با دلفین زیر بغلم،

00:20:04.920 --> 00:20:06.120
‫بیام توی آکسفورد قدم بزنم.

00:20:10.240 --> 00:20:11.360
‫پیداش می‌کنی.

00:20:31.720 --> 00:20:34.600
‫لایرا. خود حواست.

00:20:37.000 --> 00:20:38.400
‫تصور کن اگه جایی موفق بشم،

00:20:38.440 --> 00:20:41.520
‫که بقیه شکست خورده‌ان،
‫چقدر مورد برکت قرار می‌گیرم.

00:20:41.560 --> 00:20:44.200
‫والاتوان را شکر.

00:20:44.240 --> 00:20:45.640
‫صبر کن!

00:20:52.160 --> 00:20:53.480
‫تو کی هستی؟

00:20:56.040 --> 00:20:58.720
‫چه موجودی هستی؟

00:20:58.760 --> 00:21:00.240
‫فرشته‌ام.

00:21:03.640 --> 00:21:05.000
‫ما توی جناح مشترکی هستیم.

00:21:06.560 --> 00:21:08.680
‫نه، نیستیم.

00:21:09.880 --> 00:21:11.240
‫بیا نزدیک‌تر.

00:21:15.920 --> 00:21:17.200
‫من خادم شمام.

00:21:18.680 --> 00:21:22.480
‫بذارید این عمل فداکاری رو انجام بدم،

00:21:22.520 --> 00:21:24.240
‫تا ببینید...

00:21:24.280 --> 00:21:28.040
‫اقدامی که من قراره انجام بدم،
‫چطوری دنیا رو از گناه پاک می‌کنه.

00:21:30.360 --> 00:21:32.560
‫میل طبیعی گناه نیست.

00:21:32.600 --> 00:21:34.000
‫عشق میلیون‌ها حالت داره،

00:21:34.040 --> 00:21:35.640
‫که هرکدوم زیباست،

00:21:35.680 --> 00:21:38.480
‫هرکدوم ارزشمنده.

00:21:38.520 --> 00:21:40.760
‫تویی که دیگران رو قضاوت می‌کنی،

00:21:40.800 --> 00:21:42.600
‫فقط ترسیده‌ای.

00:21:56.080 --> 00:21:58.000
‫من بالتاموسم،

00:21:58.040 --> 00:22:00.960
‫و اجازه نمی‌دم خون بچۀ
‫بی‌گناهی رو به زمین بریزی.

00:22:14.560 --> 00:22:16.160
‫باروخ...

00:22:51.200 --> 00:22:54.120
‫- کار لایرا و ویله؟
‫- آره.

00:22:54.160 --> 00:22:57.120
‫جریان خروج غبار داره کند می‌شه.

00:22:58.800 --> 00:23:00.720
‫پس پیش‌گویی به نتیجه رسیده.

00:23:02.760 --> 00:23:04.840
‫عشق حوا زمین رو شفا می‌بخشه،

00:23:04.880 --> 00:23:06.480
‫و تمام دنیا عشقش رو حس می‌کنند.

00:23:08.560 --> 00:23:11.480
‫طبیعت احیا خواهد شد.

00:23:12.720 --> 00:23:15.920
‫جرقۀ امید در تاریکی شکل خواهد گرفت.

00:23:17.440 --> 00:23:20.720
‫با تجربه‌ای که جای معصومیت رو می‌گیره،

00:23:20.760 --> 00:23:23.800
‫دوباره همه‌چیز به توازن
‫و هماهنگی برمی‌گرده.

00:23:42.720 --> 00:23:45.960
‫نگاه کن. جوانان دارن میان...

00:23:56.120 --> 00:23:57.720
‫کار خودشون بود.

00:24:07.960 --> 00:24:10.040
‫می‌تونیم هرجایی بریم.

00:24:10.080 --> 00:24:12.520
‫اگه بخوایم می‌تونیم به هر جهانی بریم.

00:24:12.560 --> 00:24:14.680
‫یا می‌تونیم اینجا بمونیم.

00:24:23.680 --> 00:24:25.080
‫به نظرت پن می‌دونه؟

00:24:27.960 --> 00:24:29.320
‫گمونم حدس زده باشه.

00:24:31.080 --> 00:24:34.080
‫مجبوریم مدتی برگردیم جهان خودمون، نه؟

00:24:35.400 --> 00:24:37.800
‫که برای اون‌ها اتفاقی نیفته.

00:24:39.440 --> 00:24:40.960
‫می‌خوام جردن رو نشونت بدم.

00:24:43.040 --> 00:24:44.720
‫آکسفورد درست‌حسابی‌ایه.

00:24:46.640 --> 00:24:48.120
‫می‌تونیم به جهان توئم بریم.

00:24:51.280 --> 00:24:53.480
‫می‌تونی دوباره بری سینما.

00:25:12.800 --> 00:25:15.320
‫سرافینا پکالاست.

00:25:15.360 --> 00:25:17.360
‫دیدید جهان چطوری داره عوض می‌شه؟

00:25:18.760 --> 00:25:21.720
‫به لطف شما و انسان‌های شماست.

00:25:23.000 --> 00:25:25.840
‫کسی که چنین موهبتی به جهان می‌ده،
‫باید اسم درخوری داشته باشه.

00:25:28.400 --> 00:25:30.040
‫کریاوا.

00:25:30.080 --> 00:25:31.480
‫کریاوا؟

00:25:32.480 --> 00:25:33.920
‫بهت میاد.

00:25:33.960 --> 00:25:35.880
‫چرا شما پیش ویل و لایرا نیستید؟

00:25:37.640 --> 00:25:40.360
‫هنوز می‌خواید بابت خیانتشون
‫اون‌ها رو مجازات کنید؟

00:25:40.400 --> 00:25:42.880
‫ولی همچنان دوستشون دارید، درسته؟

00:25:42.920 --> 00:25:44.320
‫و ازشون جدا نشدید.

00:25:45.520 --> 00:25:47.120
‫نه.

00:25:47.160 --> 00:25:48.280
‫هنوز به همدیگه وصلیم.

00:25:49.840 --> 00:25:51.040
‫ولی خیلی اذیت شدیم.

00:25:52.080 --> 00:25:54.360
‫برای اتفاقات آینده به شما نیاز دارن.

00:26:35.120 --> 00:26:36.480
‫پن.

00:26:36.520 --> 00:26:37.760
‫ولم کردی.

00:26:39.120 --> 00:26:41.600
‫مجبور شدم مسیر زیادی رو برم
‫تا دوباره پیدات کنم.

00:26:44.320 --> 00:26:45.960
‫معذرت می‌خوام.

00:26:47.080 --> 00:26:48.440
‫خیلی ازت ممنونم.

00:26:49.640 --> 00:26:51.000
‫دست خودم نبود.

00:26:52.440 --> 00:26:54.040
‫معذرت می‌خوام.

00:26:56.680 --> 00:26:58.600
‫خواهش می‌کنم...

00:26:58.640 --> 00:27:00.200
‫خواهشاً من رو ببخش.

00:27:01.760 --> 00:27:03.120
‫دلم واسه‌ات تنگ شده بود.

00:27:06.480 --> 00:27:08.160
‫دوستت دارم.

00:27:09.240 --> 00:27:10.560
‫لایرا...

00:27:12.120 --> 00:27:15.040
‫دلم می‌خواست تبدیل به سمور جنگلی بشی.

00:27:15.080 --> 00:27:17.360
‫بهت میاد.

00:27:17.400 --> 00:27:19.320
‫منم دوستش دارم.

00:27:35.280 --> 00:27:36.520
‫من...

00:27:37.560 --> 00:27:38.960
‫کریاوا هستم.

00:27:43.120 --> 00:27:44.720
‫کریاوا.

00:28:15.320 --> 00:28:17.280
‫خوب نقش مار رو بازی کردی.

00:28:37.200 --> 00:28:39.280
‫سلام.

00:28:39.320 --> 00:28:40.760
‫من زفانیا هستم.

00:28:41.880 --> 00:28:44.040
‫و سپاسگزاری‌ام رو نمی‌تونم
‫در قالب کلمات بیان کنم.

00:28:46.320 --> 00:28:47.960
‫ببخشید، احیاناً...

00:28:48.000 --> 00:28:49.600
‫شما رو می‌شناسم؟

00:28:49.640 --> 00:28:51.680
‫توی آزمایشگاهت صحبت کرده بودیم.

00:28:52.720 --> 00:28:55.760
‫من تو رو تحت نظر داشتم و هدایتت می‌کردم.

00:28:55.800 --> 00:28:59.000
‫خیلی شجاعی که تا اینجا اومدی.

00:28:59.040 --> 00:29:03.640
‫به لطف تو جهان‌های چندگانه
‫داره شفا پیدا می‌کنه.

00:29:03.680 --> 00:29:06.200
‫من که حتی کاری نکردم.

00:29:06.240 --> 00:29:09.480
‫تو جسارت رو به دو معصوم یاد دادی.

00:29:09.520 --> 00:29:11.240
‫و با کشف عشقشون،

00:29:11.280 --> 00:29:16.160
‫غبار رو به جهان ما برگردوندن.

00:29:16.200 --> 00:29:18.400
‫واقعاً همین نیاز بود؟

00:29:19.960 --> 00:29:23.560
‫چنین چیز کوچیک و معمولی‌ای؟

00:29:25.080 --> 00:29:30.160
‫عشق برای کسانی که اولین بار
‫کشفش کردند چیز کوچکی نبود.

00:29:34.920 --> 00:29:37.160
‫مأموریتت دیگه تمام شده.

00:29:39.280 --> 00:29:41.000
‫وقتش رسیده تا...

00:29:42.440 --> 00:29:43.840
‫برگردی خونه.

00:29:45.040 --> 00:29:46.240
‫خونه؟

00:29:49.160 --> 00:29:50.440
‫ولی من که آماده نیستم.

00:29:55.040 --> 00:29:56.440
‫صدها سال،

00:29:56.480 --> 00:29:59.240
‫غبار ما داشت از جهانمون خارج می‌شد.

00:29:59.280 --> 00:30:02.880
‫کاری که لایرا و ویل کردن
‫این بود که ورق رو برگردوندن.

00:30:05.000 --> 00:30:08.920
‫ولی عشق اون‌ها به تنهایی
‫برای پایداری ابدی‌اش کافی نیست.

00:30:12.400 --> 00:30:16.280
‫باید تمام پنجره‌هایی که باز شده رو بست.

00:30:16.320 --> 00:30:18.000
‫من تمام پنجره‌هایی که باز کردم رو بستم.

00:30:18.040 --> 00:30:19.520
‫تعداد بی‌شمار دیگه‌ای مونده...

00:30:19.560 --> 00:30:22.760
‫پنجره‌هایی که خنجرداران سابق باز کرده‌ان.

00:30:22.800 --> 00:30:25.880
‫هر باری که خنجر برشی ایجاد می‌کنه،

00:30:25.920 --> 00:30:28.760
‫جریان خروج غبار افزایش پیدا می‌کنه.

00:30:29.960 --> 00:30:32.800
‫و از گیسختگی بین جهان‌ها،

00:30:32.840 --> 00:30:34.920
‫نیروی تاریکی آزاد شده،

00:30:34.960 --> 00:30:38.240
‫و داره در سراسر جهان ویرانی به بار میاره.

00:30:39.760 --> 00:30:42.200
‫می‌تونه اَشکال مختلفی داشته باشه.

00:30:42.240 --> 00:30:43.960
‫مثل یک آفت.

00:30:44.000 --> 00:30:46.240
‫یا یک شبح.

00:30:46.280 --> 00:30:47.840
‫شبح‌ها کار من بود؟

00:30:50.880 --> 00:30:53.280
‫اگه ویل نمی‌تونه از خنجر استفاده کنه،

00:30:53.320 --> 00:30:55.040
‫و اگه نمی‌تونیم پنجره‌ای رو باز بذاریم،

00:30:55.080 --> 00:30:57.240
‫اون‌وقت چطوری...

00:31:02.840 --> 00:31:04.600
‫باید بین دو جهان انتخاب کنیم؟

00:31:05.880 --> 00:31:07.440
‫جهان ویل یا من؟

00:31:07.480 --> 00:31:09.840
‫نمی‌شه مدت زیادی توی جهان
‫یکی دیگه زندگی کرد.

00:31:09.880 --> 00:31:11.640
‫جان‌دیس‌هامون زنده نمی‌مونن.

00:31:19.200 --> 00:31:23.240
‫یعنی دیگه نمی‌تونیم توی جهان مشترکی باشیم.

00:31:26.240 --> 00:31:27.440
‫نه.

00:31:29.120 --> 00:31:30.800
‫نمی‌شه که بیای و چنین درخواستی کنی.

00:31:32.120 --> 00:31:34.640
‫اونم بعد مشکلاتی که پشت سر گذاشتیم.
‫انصاف نیست.

00:31:36.240 --> 00:31:37.400
‫انصاف نیست.

00:31:47.920 --> 00:31:50.720
‫از راستی‌سنج می‌پرسم.
‫اون می‌دونه باید چی کار کنیم.

00:32:11.000 --> 00:32:13.560
‫نمی‌دونم چه اتفاقی داره میفته.

00:32:13.600 --> 00:32:14.640
‫کار نمی‌کنه.

00:32:16.280 --> 00:32:17.400
‫عجله نکن.

00:32:19.840 --> 00:32:21.000
‫نفس عمیق بکش، خب؟

00:32:26.920 --> 00:32:28.320
‫خراب شده.

00:32:30.840 --> 00:32:33.200
‫برگرد!

00:32:33.240 --> 00:32:35.080
‫خراب نشده لایرا.

00:32:35.120 --> 00:32:37.680
‫تو عوض شدی.

00:32:37.720 --> 00:32:39.080
‫بزرگ شدی.

00:32:39.120 --> 00:32:40.800
‫یعنی همین؟

00:32:40.840 --> 00:32:43.280
‫دیگه نمی‌تونم تفسیرش کنم؟

00:32:43.320 --> 00:32:45.760
‫دانشش همچنان وجود داره،
‫ولی باید اون رو فرا بگیری.

00:32:45.800 --> 00:32:47.560
‫مثل کسانی که قبلاً داشتنش.

00:32:47.600 --> 00:32:49.520
‫با متانت تفسیرش می‌کنی،

00:32:49.560 --> 00:32:51.200
‫و با تلاش می‌تونی بازیابی‌اش کنی.

00:32:52.440 --> 00:32:54.400
‫که چی بشه؟

00:32:54.440 --> 00:32:55.800
‫اصلاً چرا تا اینجاش اومدیم؟

00:32:57.160 --> 00:32:59.200
‫اگه قرار بود جدا بشیم چرا با همدیگه...

00:32:59.240 --> 00:33:00.560
‫انقدر مشکل پشت سر گذاشتیم؟

00:33:03.240 --> 00:33:05.800
‫نمی‌دونستم آدم می‌تونه
‫انقدر حس بدی داشته باشه.

00:33:08.160 --> 00:33:09.760
‫این احساس ابدی نیست.

00:33:11.960 --> 00:33:15.000
‫نمی‌خوام این احساسم
‫نسبت به لایرا از بین بره.

00:33:17.120 --> 00:33:18.520
‫فقط خودش رو می‌خوام.

00:33:19.520 --> 00:33:21.240
‫تو ساحره‌ای.

00:33:21.280 --> 00:33:23.160
‫حتماً طلسمی بلدی یا...

00:33:23.200 --> 00:33:25.920
‫روشی بلدی که بشه بین جهان‌ها سفر کرد.

00:33:25.960 --> 00:33:27.840
‫قرار بوده من و ویل با هم باشیم.

00:33:27.880 --> 00:33:29.440
‫این کار اشتباهیه!

00:33:32.080 --> 00:33:34.400
‫اون قصه‌ها رو شنیدی که می‌گن...

00:33:34.440 --> 00:33:37.400
‫ارزشمندترین عشق اونیه که
‫نتونی با فقدانش زندگی کنی؟

00:33:39.080 --> 00:33:40.840
‫همونی که حاضری واسه‌اش بمیری؟

00:33:42.760 --> 00:33:44.000
‫درست نیستن.

00:33:45.760 --> 00:33:49.040
‫عشق این‌شکلی نیست.

00:33:49.080 --> 00:33:51.360
‫می‌دونم مرگ برای عشق
‫امر شاعرانه‌ای به نظر می‌رسه،

00:33:51.400 --> 00:33:53.400
‫ولی زندگی کردن برای عشق شاعرانه‌تره.

00:33:54.680 --> 00:33:57.120
‫هیچ‌وقت چیزی که با
‫ویل داشتی رو از دست نمی‌دی.

00:33:57.160 --> 00:33:58.720
‫تا ابد شخصیتتون با همدیگه شکل گرفته.

00:34:00.160 --> 00:34:02.040
‫می‌دونم الآن چنین حسی نداری،

00:34:02.080 --> 00:34:03.720
‫ولی آینده‌ای هم داری لایرا.

00:34:33.880 --> 00:34:37.120
‫شما هدیۀ بزرگی به این دنیا دادید.

00:34:38.240 --> 00:34:42.080
‫ولی جریان خروج غبار از جهان‌ها
‫همچنان ادامه داره.

00:34:42.120 --> 00:34:43.880
‫وقت زیادی نمونده.

00:34:46.120 --> 00:34:48.960
‫اگر بشریت ذهن خودش رو به مکاشفه،

00:34:49.000 --> 00:34:50.680
‫و قلبش رو وقف مهربانی کنه،

00:34:50.720 --> 00:34:53.280
‫می‌تونن به اندازه‌ای غبار تولید کنه،

00:34:53.320 --> 00:34:56.080
‫تا همچنان روزنه‌ای باقی بمونه.

00:34:59.560 --> 00:35:01.840
‫ولی شما می‌دونید اون پنجره کجاست.

00:35:03.840 --> 00:35:05.240
‫دنیای مرگان.

00:35:07.480 --> 00:35:08.920
‫نمی‌تونیم اون پنجره رو ببندیم.

00:35:10.360 --> 00:35:11.760
‫مهم‌ترین پنجره‌ست.

00:35:13.960 --> 00:35:15.200
‫ارواح بهش نیاز دارن.

00:35:16.600 --> 00:35:22.040
‫و حالا باقی پنجره‌ها باید بسته بشن.

00:35:22.080 --> 00:35:24.080
‫ولی چطوری؟ خیلی زیادن.

00:35:24.120 --> 00:35:28.080
‫مادامی که خنجر وجود داره،
‫فقط خودت می‌تونی ببندی‌شون.

00:35:29.120 --> 00:35:30.440
‫خنجر رو بشکن،

00:35:30.480 --> 00:35:32.120
‫تا ما بتونیم کمکت کنیم.

00:35:36.400 --> 00:35:38.120
‫باید خنجر رو بکشنم؟

00:35:38.160 --> 00:35:39.640
‫آره.

00:35:39.680 --> 00:35:42.040
‫وقتی برگشتی به خونه،

00:35:42.080 --> 00:35:43.880
‫وقتی شکسته بشه،

00:35:43.920 --> 00:35:47.440
‫فرشتیان گیسختگی‌ها رو می‌بندن.

00:35:47.480 --> 00:35:51.800
‫تا دوباره جهان کامل و خاص بشه.

00:35:51.840 --> 00:35:55.040
‫اگه راهی هست که بتونیم
‫با همدیگه باشیم، همین الآن بگو.

00:35:55.080 --> 00:35:56.440
‫متأسفم.

00:35:57.880 --> 00:36:00.880
‫گاهی اوقات حتی قدرتمندترین موجودات...

00:36:00.920 --> 00:36:02.640
‫باید از سرنوشت پیروی کنند.

00:36:22.680 --> 00:36:23.840
‫دوستت دارم.

00:36:26.320 --> 00:36:29.680
‫تا روزی که بمیرم همچنان عاشقت می‌مونم.

00:36:32.840 --> 00:36:34.720
‫ولی برمی‌گردیم اینجا.

00:36:37.120 --> 00:36:39.240
‫وقتی زندگی‌مون تموم شد.

00:36:39.280 --> 00:36:41.840
‫می‌ریم توی سرزمین مردگان،

00:36:43.400 --> 00:36:46.400
‫به رئوف‌بال می‌گیم چه کارهایی کردیم.

00:36:46.440 --> 00:36:48.000
‫دوباره همدیگه رو پیدا می‌کنیم...

00:36:49.000 --> 00:36:50.360
‫...اینجا.

00:36:54.280 --> 00:36:56.040
‫انقدر می‌گردم...

00:36:57.480 --> 00:36:58.880
‫تا پیدات کنم.

00:37:00.960 --> 00:37:02.360
‫منم دنبالت می‌گردم.

00:37:05.120 --> 00:37:06.320
‫هر لحظه.

00:37:07.920 --> 00:37:09.600
‫تک‌تک لحظاتم دنبالت می‌گردم.

00:37:13.920 --> 00:37:15.840
‫وقتی همدیگه رو دوباره پیدا کردیم،

00:37:19.160 --> 00:37:21.640
‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه ما رو جدا کنه.

00:37:24.480 --> 00:37:26.600
‫با همدیگه پیوند می‌خوریم.

00:37:29.360 --> 00:37:30.720
‫تک‌تک اتم‌های من...

00:37:32.560 --> 00:37:34.520
‫با تک‌تک اتم‌های تو.

00:37:39.160 --> 00:37:41.560
‫وقتی خواستن از اتم‌های ما
‫حیات جدیدی خلق کنن،

00:37:43.480 --> 00:37:45.200
‫مجبورن دو تا خلق کنند.

00:37:48.240 --> 00:37:51.640
‫یکی برای تو، و یکی برای من.

00:37:57.880 --> 00:38:00.560
‫می‌شیم بخشی از گل‌ها و پرتوی خورشید.

00:38:02.480 --> 00:38:04.360
‫با همدیگه پیوند می‌خوریم.

00:38:30.160 --> 00:38:32.280
‫همراهتون میایم.

00:38:36.640 --> 00:38:39.680
‫ما رو فراموش نکن مری.

00:38:40.040 --> 00:38:42.440
‫داستان ما رو تعریف کن.

00:38:43.040 --> 00:38:44.800
‫نمی‌تونم قبولش کنم آتال.

00:39:39.200 --> 00:39:40.920
‫به محض اینکه تمام پنجره‌ها بسته بشه،

00:39:40.960 --> 00:39:44.080
‫تمام جهان‌ها با همدیگه هم‌سو می‌شن.

00:39:44.120 --> 00:39:45.880
‫ویل، ولی برای الآن...

00:39:45.920 --> 00:39:48.240
‫آکسفورد لایرا باید این حوالی باشه.

00:41:22.120 --> 00:41:24.040
‫مواظب لایرا می‌مونی دیگه، نه؟

00:41:25.360 --> 00:41:27.440
‫دختر شدیداً شجاعیه،

00:41:27.480 --> 00:41:31.120
‫ولی گمونم خیلی بهش سخت بگذره.

00:41:31.160 --> 00:41:32.640
‫مواظبش هستم.

00:41:36.720 --> 00:41:39.760
‫دیگه تا ابد مثل خواهر می‌مونیم.

00:41:42.760 --> 00:41:44.840
‫حداقل ویل کریاوا رو با خودش داره.

00:41:49.200 --> 00:41:52.120
‫تو هم می‌تونی جان‌دیست رو ببینی،

00:41:52.160 --> 00:41:53.480
‫البته اگه بخوای.

00:41:56.160 --> 00:41:58.600
‫وقتی با فرشته‌های توی غارت صحبت کردی،

00:41:58.640 --> 00:42:01.520
‫خودت رو توی شرایط ذهنی خاصی نگه داشتی.

00:42:01.560 --> 00:42:03.680
‫مثل موقعی که لایرا از راستی‌سنج
‫خودش استفاده می‌کرد.

00:42:03.720 --> 00:42:05.280
‫دقیقاً.

00:42:05.320 --> 00:42:09.040
‫ما همه چیزهایی رو می‌بینیم،
‫که انتظار دیدنشون رو داریم.

00:42:10.440 --> 00:42:14.600
‫تو موقعی تونستی غبار رو ببینی،
‫که باور داشتی می‌تونی ببینی.

00:42:16.680 --> 00:42:18.000
‫امتحان کن.

00:43:05.120 --> 00:43:06.880
‫ببین کی اینجاست.

00:43:15.960 --> 00:43:17.800
‫می‌تونیم هر سال برگردیم اینجا.

00:43:21.200 --> 00:43:24.960
‫تو توی دنیای خودت باشی،
‫منم توی دنیای خودم.

00:43:26.480 --> 00:43:27.920
‫روز چلۀ تابستون.

00:43:29.160 --> 00:43:30.400
‫سر ظهر.

00:43:34.760 --> 00:43:36.080
‫حتماً می‌رم.

00:43:37.920 --> 00:43:39.920
‫هر سال می‌رم اونجا.

00:43:39.960 --> 00:43:41.440
‫تا آخر عمرم.

00:43:44.880 --> 00:43:46.640
‫اگه از کسی خوشمون اومد،

00:43:48.240 --> 00:43:49.720
‫باید باهاشون مهربون باشیم.

00:43:52.280 --> 00:43:53.640
‫نباید مقایسه‌شون کنیم.

00:43:55.560 --> 00:43:59.080
‫وقتی اومدیم اینجا،
‫حتی برای یک ساعت،

00:44:01.760 --> 00:44:03.040
‫می‌تونیم با همدیگه باشیم.

00:44:04.880 --> 00:44:06.440
‫هر سال میام.

00:44:06.480 --> 00:44:07.520
‫قول می‌دم.

00:44:07.520 --> 00:44:08.840
‫زود تمومش کن.

00:44:28.040 --> 00:44:29.560
‫هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم.

00:44:38.800 --> 00:44:40.840
‫به محض اینکه برسم خنجر رو می‌شکنم،

00:44:40.880 --> 00:44:43.840
‫چون می‌دونم وسوسه می‌شم برگردم پیشت.

00:44:51.160 --> 00:44:52.600
‫چی شده؟

00:44:52.640 --> 00:44:54.040
‫فقط دارم تصور می‌کنم...

00:44:54.080 --> 00:44:55.880
‫وقتی پیر بشی چه شکلی می‌شی.

00:44:59.120 --> 00:45:00.440
‫معلومه که خوش‌تیپ می‌شم.

00:45:00.480 --> 00:45:01.640
‫خیلی.

00:45:19.920 --> 00:45:21.480
‫لایرا...

00:45:21.520 --> 00:45:23.200
‫ویل...

00:46:00.760 --> 00:46:03.080
‫فقط بهش فکر کن.

00:48:53.800 --> 00:48:56.720
‫[یک سال بعد]

00:49:31.040 --> 00:49:32.920
‫می‌تونیم هر سال برگردیم اینجا.

00:49:34.920 --> 00:49:38.960
‫تو توی جهان خودت،
‫منم توی جهان خودم.

00:49:41.280 --> 00:49:42.800
‫و می‌تونیم کنار همدیگه باشیم.

00:49:44.560 --> 00:49:45.800
‫هر سال میام اینجا.

00:49:47.200 --> 00:49:48.360
‫تا آخر عمرم.

00:49:49.720 --> 00:49:50.920
‫قول می‌دم.

00:50:23.240 --> 00:50:24.600
‫لایرا.

00:51:09.120 --> 00:51:14.080
‫[ویل و لایرا به سالگرد بازگشتشان
‫به نیمکت وفادار ماندند.]

00:51:14.240 --> 00:51:17.720
‫[طبق عهدشان، سعی کردند زندگی خوبی
‫برای خودشان رقم بزنند.]

00:51:17.800 --> 00:51:21.200
‫[ویل در آینده دانشجوی پزشکی،
‫و سپس جراح موفقی شد.]

00:51:21.200 --> 00:51:24.600
‫[لایرا برای تحصیل به دانش‌سرای
‫سن‌سوفی در آکسفورد رفت،]

00:51:24.640 --> 00:51:27.080
‫[جایی که درش آموخته بود چگونه
‫راستی‌سنج را تفسیر کند.]

00:51:27.120 --> 00:51:31.120
‫[که به لایرا و پن در ماجراجویی بزرگی
‫که خواهند رفت، کمک خواهد کرد.]

00:51:31.160 --> 00:51:36.240
‫[اما آن قصه بماند برای بعد...]