WEBVTT

00:00:10.800 --> 00:00:12.880
‫قتل دو جوان آلمانی در یک ون

00:00:12.960 --> 00:00:16.600
‫در میان درختان زیتون جیوگولی
‫در حومه فلورانس،

00:00:16.680 --> 00:00:18.320
‫ظاهراً جدیدترین مورد از

00:00:18.400 --> 00:00:22.560
‫قتل‌های زنجیره‌ای است که از
‫آگوست سال 1968 شروع شده

00:00:22.640 --> 00:00:26.280
‫« هشت زوج جوان به طرز وحشیانه‌ای
‫کُشته و مُثله شده‌اند »

00:00:26.360 --> 00:00:29.360
‫...بدیهیه که اونا دنبالِ مکانی خلوت بودن
‫و این باید...

00:00:29.440 --> 00:00:34.040
‫« سایه‌ی وحشتی 17 سالـه که
‫لرزه به اندام نسلی انداخته »

00:00:34.120 --> 00:00:38.840
‫اگر این فرضیه درست باشد
‫پس فرانچسکو وینچی

00:00:38.920 --> 00:00:40.800
‫که اهل استان کالیاری‌ست،
‫به ناحق در زندان به سر می‌برد

00:00:40.880 --> 00:00:43.720
‫« این داستان بر اساس
‫تحقیقات و محاکمات جاری روایت شده است »

00:00:44.400 --> 00:00:48.240
‫« این داستان شروع تمام ماجراهاست »

00:00:49.720 --> 00:00:54.960
‫« دهم سپتامبر 1983 »
‫« جیوگولی، فلورانس »

00:02:14.800 --> 00:02:15.960
‫لطفاً حرکت کنید

00:02:18.280 --> 00:02:20.600
‫- میشه یه سوال بپرسم؟
‫- نه، بذار رد شن

00:02:24.080 --> 00:02:25.080
‫الان نه

00:03:06.800 --> 00:03:09.120
‫« بازگشت هیولا: دو جوان آلمانی به قتل رسیدند »

00:03:12.720 --> 00:03:17.760
‫« هیولای فلورانس »
« قسمت سوم »

00:03:42.560 --> 00:03:43.760
‫لطفاً بشینید

00:03:53.160 --> 00:03:55.360
‫جوون‌های بی‌گناه همین‌جور دارن پر پر میشن

00:03:57.880 --> 00:03:59.040
‫نگاهشون کن

00:04:00.360 --> 00:04:02.200
‫شنیدی چی گفت؟

00:04:02.760 --> 00:04:04.040
‫عکس‌ها رو نگاه کن

00:04:07.040 --> 00:04:10.920
‫آقای مله، شما مسئول این مرگ‌ومیرها هستی.
‫متوجه‌ای؟

00:04:11.760 --> 00:04:13.360
‫من هر چی می‌دونستم بهتون گفتم

00:04:13.440 --> 00:04:14.440
‫نه

00:04:15.000 --> 00:04:18.120
‫شما روایت‌های متفاوتی از واقعیت رو
‫بهمون گفتی

00:04:18.200 --> 00:04:19.560
‫می‌خوام دلیلش رو بدونم

00:04:21.280 --> 00:04:22.360
حواست کجاست؟

00:04:23.600 --> 00:04:25.040
حواست کجاست آقای مله؟

00:04:25.560 --> 00:04:27.960
‫معمولاً فقط یه حقیقت وجود داره

00:04:29.280 --> 00:04:31.600
‫در غیر این صورت دیگه اسمش
‫حقیقت نیست. درست میگم؟

00:04:32.480 --> 00:04:34.720
‫- بله
‫- خب حقیقت چیه؟

00:04:34.800 --> 00:04:37.320
‫چون اظهارتتون هر بار با دفعه قبل فرق داشته

00:04:38.240 --> 00:04:42.400
‫حتی اطلاعاتی که راجع‌به فرانچسکو وینچی
‫به قاضی تریکومی دادی هم دروغ از آب در اومد

00:04:43.000 --> 00:04:44.720
‫عمداً داری ما رو به بیراهه می‌بری

00:04:55.920 --> 00:04:58.360
‫حقیقت اینه که من تحت فشار بودم

00:04:59.880 --> 00:05:03.080
‫- ترسیده بودم
‫- بالاخره راست میگی یا دروغ؟

00:05:09.320 --> 00:05:11.840
‫چیزهایی که راجع‌به فرانچسکو وینچی
‫گفتم هم دروغ بود

00:05:16.000 --> 00:05:17.080
‫خب پس کیه؟

00:05:20.320 --> 00:05:21.920
‫داری برای کی لاپوشونی می‌کنی؟

00:05:27.280 --> 00:05:31.200
‫« سال 1959 »
‫« لا رومولا، استان فلورانس »

00:05:39.160 --> 00:05:40.680
‫برو

00:05:41.320 --> 00:05:42.200
‫برو تو

00:05:54.680 --> 00:05:55.920
‫به چی زل زدی؟

00:05:56.440 --> 00:05:59.000
‫خانم، با این لباس گل‌گلی
‫صورتی‌ خیلی خوشگل شدی

00:05:59.080 --> 00:06:01.920
‫- همراهمون بیا
‫- بیا یه نوشیدنی توی میخونه بخوریم

00:06:09.800 --> 00:06:12.440
‫از فردا باربارا حق نداره از خونه بره بیرون

00:06:15.000 --> 00:06:16.400
‫مگه اینکه تو همراهش باشی

00:06:18.480 --> 00:06:20.560
‫باید یاد بگیره رفتارش رو اصلاح کنه

00:06:23.720 --> 00:06:24.680
‫مگه نه ماریا؟

00:06:25.480 --> 00:06:26.520
‫بله بابا

00:06:26.600 --> 00:06:28.240
‫من کار اشتباهی نکردم

00:06:29.240 --> 00:06:31.200
‫تو دیگه از خاندان لوچی نیستی

00:06:31.280 --> 00:06:33.240
‫الان عضو خاندان مله محسوب میشی

00:06:34.160 --> 00:06:37.520
‫و اگه خطایی ازت سر بزنه،
‫آبروی ما میره

00:06:37.600 --> 00:06:40.520
‫درست نیست زن پاشه بره میخونه

00:06:40.600 --> 00:06:42.120
‫میخونه جای مردهاست

00:06:44.240 --> 00:06:46.440
‫و استفانو، خودت باید حواست بهش باشه

00:06:47.000 --> 00:06:49.160
‫نمی‌تونید منو توی این خونه زندانی کنید

00:06:49.240 --> 00:06:51.680
‫توی خونه پدریم زیر بار این محدودیت‌ها نرفتم و
‫اینجا هم نمیرم

00:07:06.480 --> 00:07:08.440
‫غذات رو بخور

00:07:09.520 --> 00:07:11.120
‫بخور تا از دهن نیفتاده

00:07:28.720 --> 00:07:29.640
‫ماریا!

00:07:31.760 --> 00:07:32.880
‫ماریا، باز کن

00:07:35.240 --> 00:07:36.760
‫ماریا، در رو باز کن

00:08:24.120 --> 00:08:26.040
‫اینجا الان خونه‌ته، باربارا

00:08:28.680 --> 00:08:30.920
‫ما الان یه خانواده‌ایم

00:08:36.160 --> 00:08:38.320
‫هر خانواده‌ای هم قوانین خاص خودش رو داره

00:08:43.600 --> 00:08:45.720
‫می‌خوام قوانین‌مون رو برات توضیح بدم

00:08:57.640 --> 00:08:59.440
‫به همه میگم می‌خواستی چه بلایی سرم بیاری

00:08:59.520 --> 00:09:02.440
‫به کل شهر میگم می‌خواستی با عروست
‫چیکار کنی

00:09:02.520 --> 00:09:03.680
‫با زنِ پسرت!

00:09:06.600 --> 00:09:08.800
‫الان دیگه بهمون اجازه میدی از اینجا بریم

00:09:16.200 --> 00:09:17.080
‫پنجاه؟

00:09:17.160 --> 00:09:18.360
‫امسال خودمون درستش کردیم

00:09:18.440 --> 00:09:20.840
‫- خودتون درست کردین؟ چه خوبه!
‫- البته

00:09:20.920 --> 00:09:23.480
‫بخور. خوشمزه‌ست

00:09:27.600 --> 00:09:29.360
‫بشینید

00:09:36.880 --> 00:09:38.280
‫می‌خوام خونه رو بفروشم

00:09:42.360 --> 00:09:44.000
‫میشه بپرسم چرا بابا؟

00:09:47.600 --> 00:09:49.320
‫الان وقت خوبی برای فروش ملک نیست

00:09:49.400 --> 00:09:50.240
‫آره

00:09:50.320 --> 00:09:54.920
‫چون دیگه نمی‌خوام حتی یه روز هم
‫با این زنیکه‌ی جادوگر زیر یه سقف زندگی کنم

00:10:10.120 --> 00:10:11.040
‫جووانی!

00:10:12.280 --> 00:10:13.640
‫برگرد سر میز!

00:10:16.720 --> 00:10:18.400
‫ببین آسمون امشب چقدر پُرستاره‌ست

00:10:36.960 --> 00:10:37.800
‫کیه؟

00:10:47.400 --> 00:10:49.400
‫همون سوال‌های همیشگی رو ازم پرسیدن

00:10:50.000 --> 00:10:51.040
‫تو چی گفتی؟

00:10:51.120 --> 00:10:53.240
‫گفتم دیگه چیزی یادم نیست

00:11:02.120 --> 00:11:03.280
‫آفرین

00:11:06.480 --> 00:11:07.520
‫بیا تو

00:11:07.600 --> 00:11:09.280
‫یه اتاق برات حاضر کردم

00:11:10.600 --> 00:11:11.840
‫خوش برگشتی

00:11:17.520 --> 00:11:19.200
‫خودشه!

00:11:19.280 --> 00:11:20.880
‫ وینچی! صحبتی نداری؟

00:11:20.960 --> 00:11:22.360
‫وینچی؟

00:11:24.160 --> 00:11:25.120
‫برید عقب

00:11:28.640 --> 00:11:29.480
‫شلوغ نکنید

00:11:30.920 --> 00:11:31.840
‫وینچی؟

00:11:32.440 --> 00:11:33.840
‫- یه سوال داشتم
‫- ببخشیدها....

00:11:33.920 --> 00:11:35.000
‫فقط یه سوال

00:11:35.080 --> 00:11:38.160
‫به نظر نمیاد استفانو مله
‫چیزی راجع‌به اصل ماجرا بدونه

00:11:38.680 --> 00:11:40.800
‫صرفاً داره افترا می‌زنه؟

00:11:40.880 --> 00:11:42.760
‫دنبال انتقامه؟

00:11:45.960 --> 00:11:47.520
‫استفانو مله تظاهر می‌کنه
پخمه و احمقه

00:11:47.600 --> 00:11:49.800
‫و همه رو فریب داده

00:11:50.560 --> 00:11:52.560
‫اتفاقاً خیلی هم مکاره

00:11:54.120 --> 00:11:56.400
‫بعد از اینکه اتهاماتی که بهم زده بود رو
‫پس گرفت

00:11:56.480 --> 00:11:59.200
‫بهم گفت انگیزه‌ش انتقام بوده

00:12:00.680 --> 00:12:01.680
‫ولی دروغه

00:12:03.160 --> 00:12:05.640
‫آدم‌ها بعد از این همه
‫مدت دنبال انتقام نیستن

00:12:07.120 --> 00:12:09.320
‫چرا استفانو مله حقیقت رو نمیگه؟

00:12:09.400 --> 00:12:10.400
‫چون می‌ترسه

00:12:12.800 --> 00:12:15.200
‫از ترس جونِ خودش و پسرش چیزی نمیگه.
‫نمی‌دونم والا

00:12:17.040 --> 00:12:19.880
‫یا شاید هم داره برای کسی که
‫اهمیت ویژه‌ای براش داره، لاپوشونی می‌کنه

00:12:21.240 --> 00:12:23.760
‫یکی که می‌دونه استفانو مله
‫تحت هیچ شرایطی بهش خیانت نمی‌کنه

00:12:26.000 --> 00:12:29.520
‫« سال 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

00:12:31.640 --> 00:12:33.520
‫کارم خوب بود بابا؟

00:12:41.480 --> 00:12:44.640
‫هرچی بهم گفته بودی رو
‫مو به مو اجرا کردم

00:12:50.640 --> 00:12:52.240
‫بهم حبس ابد میدن

00:12:53.560 --> 00:12:55.080
‫به نفع همه‌ست

00:12:57.320 --> 00:12:58.360
‫متوجه‌ای؟

00:13:13.000 --> 00:13:14.920
‫باید همه‌چی رو گردن بگیری، استه

00:13:20.480 --> 00:13:24.080
‫« جووانی مله »

00:13:24.800 --> 00:13:28.720
‫« سال 1984 »
‫« اسکاندیچی، فلورانس »

00:14:41.280 --> 00:14:42.800
‫...به منظور منحرف کردن مسیر تحقیقات

00:14:43.280 --> 00:14:47.200
‫آنچه واضح است این است که
‫این فرد یا افراد روانی،

00:14:47.280 --> 00:14:49.040
‫پلیس، ژاندارمری و قضات را به چالش کشیده‌اند

00:14:49.120 --> 00:14:51.400
‫همسر فرانچسکو وینچی

00:14:51.480 --> 00:14:53.720
‫که شب گذشته با او صحبت کردیم،
‫ابراز خشنودی کرده. بشنویم از...

00:14:57.880 --> 00:14:58.840
‫کیه؟

00:14:59.360 --> 00:15:00.520
‫جووانی‌ام

00:15:11.360 --> 00:15:13.480
‫نگران بودم منصرف شده باشی

00:15:17.280 --> 00:15:18.640
‫من همیشه پای حرفم هستم

00:15:19.360 --> 00:15:21.080
‫می‌دونم. شوخی کردم

00:15:39.040 --> 00:15:40.280
‫این‌جوری خوبه؟

00:15:41.040 --> 00:15:43.600
‫آره. عالیه

00:15:43.680 --> 00:15:45.440
‫مستقیم برم؟

00:15:49.800 --> 00:15:51.040
‫الان می‌تونی چشم‌هات رو باز کنی

00:16:00.960 --> 00:16:01.960
‫میز ما اونجاست

00:16:13.400 --> 00:16:15.120
‫این موقع شب

00:16:16.160 --> 00:16:17.880
‫کلی آدم خل‌وچل بیرونه

00:16:20.000 --> 00:16:20.920
‫آره

00:16:32.040 --> 00:16:34.520
‫این یارو کیه؟ همدیگه رو می‌شناسید؟

00:16:39.520 --> 00:16:41.200
‫اسمش انزو اسپالتیه

00:16:44.400 --> 00:16:46.040
‫راننده آمبولانسه

00:16:47.200 --> 00:16:50.400
‫آره ولی چپ‌چپ نگاهش کردی

00:16:55.400 --> 00:16:58.440
‫اولین مظنونِ پرونده‌ی قتل‌های هیولا بود

00:17:01.680 --> 00:17:03.160
‫شوخی می‌کنی؟

00:17:03.240 --> 00:17:04.280
‫نه، جدی میگم

00:17:11.480 --> 00:17:15.360
‫جزئیات قتل رو قبل از اینکه توی
‫روزنامه منتشر بشن، می‌دونست

00:17:17.320 --> 00:17:18.240
‫واقعاً؟

00:17:19.920 --> 00:17:21.360
‫آخه چطور ممکنه؟

00:17:25.080 --> 00:17:27.840
‫تماشاگرهای این اطراف
خیلی کاربلدن

00:17:29.000 --> 00:17:30.520
‫اسپالتی هم یکی از اوناست

00:17:32.640 --> 00:17:34.760
ردیاب ماهریه

00:17:36.840 --> 00:17:39.480
‫اون و اون یارویی که پشت پیشخوانه

00:17:42.760 --> 00:17:44.280
‫« ششم ژوئن سال 1981 »
‫« اسکاندیچی، فلورانس »

00:17:44.320 --> 00:17:47.440
‫توی پرونده قتل سال 1981، قربانی‌های
‫جوون رو قبل از قتلشون زیر نظر گرفته بود

00:17:48.120 --> 00:17:49.720
‫و تعقیب‌شون کرده بود

00:18:43.600 --> 00:18:46.080
‫انزو اسپالتی هیولا رو دیده بود

00:18:49.960 --> 00:18:51.280
‫اون می‌دونه هیولا کیه

00:18:53.080 --> 00:18:54.560
‫ولی هیچوقت چیزی نگفته

00:18:57.040 --> 00:18:58.240
‫خیلی می‌ترسه

00:19:03.560 --> 00:19:04.520
‫همه‌چی مرتبه؟

00:19:05.600 --> 00:19:06.440
‫آره

00:19:07.480 --> 00:19:10.040
‫سرم داره گیج میره.
‫لابد زیادی نوشیدنی خوردم

00:19:10.120 --> 00:19:11.880
‫میرم بیرون هوا بخورم

00:19:20.240 --> 00:19:23.680
‫الان یکم بهترم. فقط یه لحظه...

00:19:24.240 --> 00:19:25.800
‫گراپای قوی‌ای بود

00:19:26.600 --> 00:19:28.760
‫آره. شاید

00:19:29.640 --> 00:19:31.840
‫چی بگم والا. خیلی وقته
‫لب به نوشیدنی نزدم

00:19:33.000 --> 00:19:35.160
‫ولی امشب می‌خواستم استثنا قائل بشم

00:19:37.360 --> 00:19:38.320
‫چرا؟

00:19:40.080 --> 00:19:42.640
‫آخه خیلی وقته شب از خونه بیرون نرفتم

00:19:48.880 --> 00:19:50.040
‫پشیمون شدی؟

00:19:53.080 --> 00:19:54.160
‫به هیچ وجه

00:19:56.240 --> 00:19:58.320
‫طرز داستان‌گفتنت رو دوست دارم

00:20:05.000 --> 00:20:06.640
‫هیولا مثل یه شکارچیه

00:20:08.320 --> 00:20:10.400
‫و تماشاگرهای این چیزا هم یه‌جورایی شکارچین

00:20:11.680 --> 00:20:15.640
‫برای پیدا کردن زوج‌های
‫جوون به دل این جاده‌ها می‌زنن

00:20:20.720 --> 00:20:22.080
‫کجا میری؟

00:20:23.440 --> 00:20:24.960
‫می‌خوام بهت نشونشون بدم

00:20:26.080 --> 00:20:27.280
‫نه بیخیال. ولش کن

00:20:27.360 --> 00:20:28.720
‫نه، صبر کن

00:20:40.920 --> 00:20:41.920
‫دیدی؟

00:20:42.400 --> 00:20:45.520
‫- وای خدایا!
‫- نگاهش کن. دیدیش؟

00:20:45.600 --> 00:20:46.880
‫آره، دیدمشون

00:20:46.960 --> 00:20:48.280
‫توی کل این منطقه هستن

00:20:50.520 --> 00:20:52.480
‫تعدادشون از گرازهای وحشی هم بیشتره

00:21:00.160 --> 00:21:01.000
‫اونجا!

00:21:02.000 --> 00:21:02.960
‫یا خدا!

00:21:04.800 --> 00:21:07.080
‫الان دیگه می‌تونیم برگردیم، نه؟

00:21:07.600 --> 00:21:08.520
‫نه

00:21:09.120 --> 00:21:11.080
‫بی‌خطرن

00:21:11.920 --> 00:21:14.280
‫در واقع اونا بیشتر از تو می‌ترسن

00:21:15.760 --> 00:21:18.280
‫ولی اگه ماشین توی گل گیر کنه چی؟

00:21:48.840 --> 00:21:49.880
‫نگاه کن

00:21:52.920 --> 00:21:56.120
‫اولین زوج دقیقاً همین‌جایی که الان هستیم،
‫به قتل رسیدن

00:21:57.760 --> 00:21:59.840
‫سال 1974

00:22:08.960 --> 00:22:10.960
‫96 بار بهش چاقو می‌زنه

00:22:14.280 --> 00:22:15.840
‫بعد هیولا پا میشه

00:22:16.800 --> 00:22:18.400
‫یه تیکه از پیچک رو می‌کَنه

00:22:19.960 --> 00:22:22.040
‫و فرو می‌کنه توی گلو دختره

00:22:25.640 --> 00:22:29.040
‫تو رو خدا بیا از اینجا بریم

00:22:29.840 --> 00:22:30.920
‫التماست می‌کنم

00:22:56.600 --> 00:22:57.560
‫بیا بریم

00:23:10.640 --> 00:23:11.480
‫بیا

00:23:12.840 --> 00:23:13.840
‫بیا بریم

00:23:22.440 --> 00:23:23.560
‫مراقب باش

00:23:30.160 --> 00:23:31.320
‫سر تا پام کثیف شده

00:23:34.320 --> 00:23:35.320
‫مراقب باش

00:24:00.640 --> 00:24:02.760
‫بهش نمی‌خوره مسیر برگشت باشه

00:24:03.640 --> 00:24:05.120
‫درسته. قرار نیست برگردیم

00:24:16.040 --> 00:24:18.200
‫جووانی، گوش کن، من خیلی خسته‌م

00:24:19.320 --> 00:24:21.640
‫ممنون میشم منو برگردونی خونه

00:24:24.280 --> 00:24:26.560
‫فقط یه جای دیگه بریم و بعد
‫قول میدم برت گردونم خونه

00:24:26.640 --> 00:24:29.120
‫نه، جدی میگم، برگردیم

00:24:30.840 --> 00:24:32.280
‫خب الان سوارِ ماشین من هستی

00:24:34.640 --> 00:24:37.200
‫و توصیه می‌کنم وقتی ماشین در حال حرکته،
‫ازش خارج نشی

00:25:04.120 --> 00:25:07.000
‫ببین جووانی، می‌تونی
‫دفعه بعد منو بیاری اینجا

00:25:22.560 --> 00:25:23.840
این دفعه چی از جونم می‌خوای؟

00:26:28.640 --> 00:26:29.920
‫وای خدا! نه!

00:27:08.840 --> 00:27:09.760
‫یولاندا!

00:27:33.840 --> 00:27:34.920
‫یولاندا!

00:27:55.280 --> 00:27:57.280
‫« ژاندارمری »

00:27:59.600 --> 00:28:00.680
‫آهای!

00:28:01.720 --> 00:28:03.000
‫باز کنید!

00:28:06.120 --> 00:28:07.720
‫خانم، چی شده؟

00:28:08.520 --> 00:28:10.440
‫من می‌دونم هیولای فلورانس کیه

00:28:11.760 --> 00:28:12.600
‫بیا تو

00:28:39.560 --> 00:28:41.920
‫دیگه چی از جونِ ما می‌خواید؟

00:28:42.600 --> 00:28:45.480
‫برادرم دینش رو به جامعه ادا کرده

00:28:45.560 --> 00:28:46.880
‫راحتش بذارید

00:28:48.400 --> 00:28:50.440
‫از وقتی آزاد شده،
‫یه لحظه هم دست از سرش برنداشتین

00:28:52.320 --> 00:28:54.120
‫دست از سر هیچکدوممون برنداشتین

00:29:14.800 --> 00:29:15.800
‫گروهبان

00:29:26.600 --> 00:29:28.240
‫این زن رو می‌شناسی؟

00:29:28.880 --> 00:29:30.040
‫یولاندا لیبرا

00:29:34.880 --> 00:29:35.800
‫بله

00:29:36.920 --> 00:29:39.440
‫یه شکایت‌نامه مفصل عیله‌ت ثبت کرده

00:29:40.520 --> 00:29:43.760
‫و ادعا کرده شما هیولای فلورانسی

00:29:47.440 --> 00:29:48.400
‫دروغه

00:29:49.800 --> 00:29:52.280
‫اینو توی خونه‌ی شما پیدا کردیم

00:29:53.400 --> 00:29:55.840
‫اینم توی کارخونه‌ای که قبلاً کار می‌کردی

00:29:57.680 --> 00:30:00.200
‫و توی ماشینت هم کلی مجله مستهجن

00:30:00.280 --> 00:30:04.360
‫کنار یه دفترچه خاطرات پیدا کردیم که
‫آثاری از خون و موی انسان روش بوده

00:30:12.040 --> 00:30:13.600
‫خب شاید خودزنی کرده باشم

00:30:16.280 --> 00:30:18.440
‫و توی ماشینم لباس عوض کرده باشم

00:30:18.520 --> 00:30:21.080
‫شما مجردی و بچه هم نداری

00:30:21.160 --> 00:30:23.400
‫و اغلب شب‌ها در محلی دور
‫از این منطقه مشغول به کاری

00:30:23.480 --> 00:30:25.400
‫ولی هر آخرهفته برمی‌گردی خونه

00:30:26.040 --> 00:30:27.400
‫خب مشکلی داره؟

00:30:28.160 --> 00:30:30.800
‫هیولا فقط در روزهای منتهی به
‫تعطیلات رسمی

00:30:30.880 --> 00:30:32.400
‫و یه بار هم در زمان اعتصابات سراسری
‫آدم کشته

00:30:32.480 --> 00:30:35.160
‫و شما برای هیچکدوم از این تاریخ‌ها
‫عذر موجهی نداری

00:30:47.840 --> 00:30:50.080
‫من تا حالا آدم نکشتم

00:30:51.120 --> 00:30:53.120
‫توی ماشینت چاقو پیدا کردیم

00:30:53.200 --> 00:30:54.960
‫تیغ جراحی پیدا کردیم

00:30:55.040 --> 00:30:57.800
‫هم توی خونه‌ت هم توی محل کار سابقت

00:30:57.880 --> 00:31:00.880
‫و علاوه بر اینا، یه سری یادداشت راجع‌به
‫گام‌های ماه و یه لیست پلاک ماشین پیدا کردیم

00:31:01.800 --> 00:31:04.440
‫با اون چاقو و تیغ
‫روی چوب پنبه حکاکی می‌کنم

00:31:13.040 --> 00:31:16.280
‫شما حتی برای قتل سال 1968 هم
عذر موجه نداری

00:31:16.880 --> 00:31:19.480
‫قتل باربارا لوچی و آنتونیو لو بیانکو

00:31:21.800 --> 00:31:23.240
‫من اون موقع سینیا نبودم

00:31:27.000 --> 00:31:28.200
‫منتووا بودم

00:31:30.720 --> 00:31:34.480
‫« سال 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

00:32:02.840 --> 00:32:06.240
‫می‌دونی مجبور شدم برادرت جووانی رو بفرستم

00:32:06.320 --> 00:32:09.560
‫تا بدهی‌هایی که اون زن هرزه با
‫معشوقه‌هاش بالا آورده رو تسویه کنه؟

00:32:14.200 --> 00:32:16.880
‫ما رو توی شهر مضحکه‌ی خاص و عام کردی

00:32:20.360 --> 00:32:21.440
‫تو بهش بگو پیرو

00:32:22.120 --> 00:32:25.640
‫بگو که تو رو هم مسخره می‌کنن
‫چون با خواهر ما ازدواج کردی

00:32:29.320 --> 00:32:30.520
‫راست میگه استفانو

00:32:31.400 --> 00:32:32.480
‫همین‌جوریه

00:32:33.840 --> 00:32:38.200
‫وقتی میان نون بخرن، پوزخند
‫می‌زنن و مسخره‌م می‌کنن

00:32:43.600 --> 00:32:45.040
‫باربارا رو از الان مُرده حساب کن

00:32:45.120 --> 00:32:45.960
‫چی؟

00:32:46.560 --> 00:32:49.920
‫فهمیدی؟ تموم شد و رفت

00:32:51.960 --> 00:32:54.440
‫- باید اون زنیکه رو بکشیم
‫- یا خدا!

00:32:56.720 --> 00:32:58.200
‫و تو باید کمکمون کنی

00:32:59.080 --> 00:33:00.760
‫تا جایی که ما فهمیدیم،

00:33:01.560 --> 00:33:03.760
‫شما از باربارا لوچی متنفر بودی

00:33:03.840 --> 00:33:05.880
‫چون پدرتون مجبور شد
‫برای خرید خونه واسه برادرت،

00:33:05.960 --> 00:33:08.360
‫خونه‌ی قدیمی خانواده رو زیر قیمت بفروشه

00:33:08.440 --> 00:33:11.600
‫ازش متنفر بودی چون پول برادرت رو

00:33:11.680 --> 00:33:13.920
‫خرج مردهای دیگه می‌کرد،
‫اونم درحالی‌که شما توی مضیقه مالی بودین

00:33:14.000 --> 00:33:15.360
‫ازش متنفر بودی

00:33:15.440 --> 00:33:18.560
‫چون علناً به داداشت خیانت می‌کرد

00:33:18.640 --> 00:33:21.840
‫و آبرو و حیثیت خاندان مله رو بُرده بود

00:33:21.920 --> 00:33:23.000
‫اینجوری نیست

00:33:24.720 --> 00:33:26.040
‫این برات آشناست؟

00:33:28.840 --> 00:33:31.040
‫توی کیف پول داداشت پیداش کردیم

00:33:33.360 --> 00:33:34.480
‫خودت نوشتیش

00:33:36.720 --> 00:33:39.280
‫یه تیکه از کاغذیه که توی منتووا چاپ شده،

00:33:40.160 --> 00:33:41.520
‫همونجایی که قبلاً کار می‌کردی

00:33:43.600 --> 00:33:45.160
‫متوجه نمیشم

00:33:45.240 --> 00:33:48.360
‫اشاره داره به اظهاراتت برادرزاده‌ت یه سال
‫بعد از اون قتل

00:33:48.440 --> 00:33:54.880
‫«سال 1969 »
‫« موسسه یتیمان جنگی فلورانس »

00:33:54.960 --> 00:33:57.360
‫ناتالینو، یه آقایی می‌خواد باهات صحبت کنه

00:33:59.040 --> 00:34:02.000
‫مامانم جاش رو با عموم عوض کرد

00:34:03.000 --> 00:34:04.800
‫و نشست

00:34:06.920 --> 00:34:08.840
‫و صندلی رو داد عقب

00:34:11.480 --> 00:34:13.840
‫بعد شروع کردن به صحبت کردن

00:34:15.320 --> 00:34:17.320
‫خب بعدش چیکار کردن؟

00:34:19.720 --> 00:34:20.600
‫درگیر شدن؟

00:34:21.520 --> 00:34:23.720
‫نه، این‌جوری نبود

00:34:25.640 --> 00:34:27.240
‫بعد صدای شلیک اومد؟

00:34:28.320 --> 00:34:29.200
‫بله

00:34:31.800 --> 00:34:33.800
‫وقتی صدای شلیک اومد،
کی رو دیدی؟

00:34:39.520 --> 00:34:40.880
‫بابام،

00:34:42.040 --> 00:34:44.240
‫و شوهرعمه‌م پیرو از اسکاندیچی

00:34:45.480 --> 00:34:47.000
‫پیرو؟ همون نونوائه؟

00:34:47.080 --> 00:34:48.000
‫آره

00:34:50.520 --> 00:34:53.000
‫برادرزاده‌ت، ناتاله مله

00:34:53.080 --> 00:34:55.320
‫وقتی هنوز توی یتیم‌خونه بود

00:34:55.400 --> 00:34:57.240
‫ادعا کرده دامادتون پیرو موچیارینی

00:34:57.320 --> 00:34:59.920
‫سر صحنه قتل لوچی - لو بیانکو بوده

00:35:00.000 --> 00:35:02.760
‫«ناتاله از پیرو اسم بُرده»

00:35:03.280 --> 00:35:04.880
‫اینجا داری به برادرت میگی

00:35:04.960 --> 00:35:07.440
‫مسیر تحقیقات رو جوری پیش ببره
‫که خانواده‌تون درگیر نشن

00:35:07.520 --> 00:35:11.040
‫مخصوصاً در رابطه با حرفی که ناتالینو راجع‌به
‫پیرو زده

00:35:11.120 --> 00:35:14.880
‫«بعد از گذروندن محکومیتت،
‫اتهامی رو مطرح می‌کنی»

00:35:15.480 --> 00:35:18.640
‫اینجا بهش میگی حالا که
‫تحقیقات دوباره شروع شده

00:35:18.720 --> 00:35:22.360
‫برادرت باید همه‌چی رو
‫بندازه گردن فرانچسکو وینچی

00:35:22.440 --> 00:35:25.720
‫تا پای خانواده‌تون به تحقیقات جدید باز نشه

00:35:25.800 --> 00:35:29.440
‫که برادرتون هم دقیقاً همین کار رو کرد،
‫گمراهمون کرد

00:35:29.520 --> 00:35:31.120
‫الان متوجه شدی؟

00:35:36.680 --> 00:35:42.000
‫« 21 آگوست 1968 »
‫« لاسترا آ سینیا، فلورانس »

00:35:53.920 --> 00:35:59.880
‫دیروز، بیستم آگوست 1968 ساعت یازده شب

00:35:59.960 --> 00:36:06.960
‫نیروهای مسلح شوروی
‫وارد خاک چکسلواکی شدند...

00:36:23.720 --> 00:36:25.080
♪ ...آنچه می‌خواهم بگویم ♪

00:36:25.160 --> 00:36:27.720
♪ تا لبخندی بر لبانت بیاورد ♪

00:36:28.240 --> 00:36:30.600
♪ این دروغ نیست ♪

00:36:30.680 --> 00:36:33.840
♪ بلکه حقیقتِ محضه ♪

00:36:49.120 --> 00:36:50.040
‫بگیرش

00:36:54.320 --> 00:36:55.240
‫شلیک کن

00:37:13.840 --> 00:37:15.000
‫بده به من

00:37:17.560 --> 00:37:18.520
‫بیا بریم

00:37:24.440 --> 00:37:25.360
‫آهای!

00:37:38.120 --> 00:37:40.960
‫- دیدی روتلا داره چیکار می‌کنه؟
‫- دیدم

00:37:41.040 --> 00:37:44.680
‫بهش گفتم به نظرم تحقیقات
‫مله-موچیارینی داره با عجله پیش میره

00:37:44.760 --> 00:37:46.720
‫ولی خودت می‌دونی چه‌جوریه.
‫گوشش بدهکار نیست

00:37:46.800 --> 00:37:49.560
‫می‌دونی اگه اشتباه کنه،
‫چه عواقبی داره؟

00:37:51.080 --> 00:37:54.520
‫قبلاً هم اتفاق افتاده. اگه روتلا اشتباه
‫کنه، هیولا دوباره دست به کشتار می‌زنه

00:38:30.800 --> 00:38:34.280
‫موچیارینی، همراهمون بیا. شما بازداشتی

00:39:34.640 --> 00:39:35.800
‫هیولا!

00:39:35.880 --> 00:39:37.200
‫قاتل!

00:39:37.280 --> 00:39:38.440
‫هیولا!

00:39:38.520 --> 00:39:40.240
‫- حرومزاده!
‫- هیولا!

00:39:42.600 --> 00:39:44.840
‫کثافت!

00:39:46.800 --> 00:39:48.080
‫هیولا!

00:39:50.880 --> 00:39:55.560
‫هیولا! هیولا!

00:40:00.000 --> 00:40:01.520
‫هیولا!

00:40:02.680 --> 00:40:04.840
‫هیولا!

00:40:05.560 --> 00:40:07.080
‫من هیولا نیستم!

00:40:08.680 --> 00:40:10.520
‫من هیولا نیستم!

00:40:11.640 --> 00:40:13.360
‫من هیولا نیستم!

00:40:13.920 --> 00:40:19.360
‫« 29 ژوئیه 1984 »
‫« منطقه بوشتا - ویکیو دی موگلو، فلورانس »

00:41:09.080 --> 00:41:10.040
‫الو؟

00:42:31.800 --> 00:42:33.680
‫« برگرفته از رویدادهای واقعی »

00:42:33.760 --> 00:42:37.240
‫« برخی شخصیت‌ها و روایات جنبه‌ی داستانی دارند »

00:42:37.320 --> 00:42:39.280
‫« هرگونه شباهت کاملاً تصادفی است »