WEBVTT

00:00:08.008 --> 00:00:11.052
‫احساس میکنم... قبلاً اینجا بودم.

00:00:12.012 --> 00:00:13.054
‫پس قفل درست شده.

00:00:13.972 --> 00:00:15.974
‫قابلیت خودتعمیر داره.

00:00:16.057 --> 00:00:18.977
‫وگرنه هیچ‌وقت نمی‌بخشیدمت.

00:00:19.060 --> 00:00:22.022
‫دو روز گذشته هیچ کاری نداشتم
‫که انجام بدم.

00:00:22.022 --> 00:00:27.027
‫خودم درستش کردم و موفق شدم دوباره
‫به سطح ماه وصلش کنم.

00:00:28.069 --> 00:00:30.030
‫کیمرا.

00:00:30.030 --> 00:00:32.032
‫خیلی وقته ندیدمت؟

00:00:32.032 --> 00:00:34.034
‫نمی‌شناسمت.

00:00:34.034 --> 00:00:37.037
‫سلام! ببخشید، فعلاً فقط صدای منو می‌شنوی!

00:00:37.037 --> 00:00:39.039
‫اما منم اینجام!

00:00:39.039 --> 00:00:40.081
‫گولم؟

00:00:40.123 --> 00:00:43.043
‫ازت خوشم نمیاد.

00:00:43.043 --> 00:00:45.003
‫چرا یهو اینقدر سرد شدی؟

00:00:45.003 --> 00:00:47.005
‫احمقا، شما احمقید!

00:00:47.088 --> 00:00:49.090
‫ما در حضور
‫استاد کریمسون هستیم!

00:00:50.008 --> 00:00:52.052
‫همه جزئیات نبرد رو شنیدم.

00:00:52.427 --> 00:00:53.845
‫راجع به اون، کریمسون

00:00:53.845 --> 00:00:55.346
‫اما الان دیگه کاری از دستمون بر نمیاد.

00:00:55.680 --> 00:00:57.724
‫بقیه، کارتون خوب بود.

00:00:57.932 --> 00:00:59.976
‫نبرد لسه الان تموم شده.

00:01:00.935 --> 00:01:02.979
‫ما نبرد رو نبردیم، اما
‫یه سری منفعت به دست آوردیم.

00:01:04.481 --> 00:01:07.484
‫حرکت بعدیمون توی سه سال آینده خواهد بود

00:01:07.484 --> 00:01:09.486
‫وقتی که بازسازی
‫اتاق‌های جهانی تموم بشه.

00:01:09.486 --> 00:01:11.404
‫صبر کن.

00:01:11.446 --> 00:01:13.406
‫هنوز تموم نشده.

00:01:13.406 --> 00:01:14.407
‫چی؟

00:01:14.616 --> 00:01:15.700
‫البته که شکارش می‌کنیم.

00:01:15.700 --> 00:01:18.703
‫اما الان،
‫شانس پیروزیمون کمه.

00:01:18.703 --> 00:01:20.663
‫اگه می‌خواهی پیروزی مطمئن رو،

00:01:20.663 --> 00:01:21.748
‫ما باید آماده‌سازی کنیم و
‫منتظر بشیم تا وقتش برسه.

00:01:21.748 --> 00:01:24.709
‫من پیروزی مطمئن نمی‌خوام!

00:01:24.709 --> 00:01:25.752
‫من الان می‌خوام ببرم!

00:01:25.752 --> 00:01:27.670
‫می‌شه دست از سرم برداری

00:01:27.712 --> 00:01:30.715
‫الان بردن شاهزاده ظروف نقره‌ای رو بر نمی‌گردونه.

00:01:32.675 --> 00:01:34.719
‫اما افرادی هستن که زنده موندن.

00:01:35.678 --> 00:01:37.722
‫چندین نفر از اعضای
‫لشکر آرگنتوم زنده موندن.

00:01:38.681 --> 00:01:42.685
‫اونا یه روز ممکنه کنارت بجنگن.

00:01:42.685 --> 00:01:44.729
‫من این کار رو می‌کنم.

00:01:45.688 --> 00:01:47.690
‫اونا با تو قوی‌تر می‌شن،

00:01:47.690 --> 00:01:48.733
‫و شما با هم شاهزاده رو
‫چند سال دیگه

00:01:48.733 --> 00:01:49.734
‫لیا نمرده.
‫و شما با هم شاهزاده رو ‫چند سال دیگه

00:01:49.734 --> 00:01:50.652
‫لیا نمرده.

00:01:50.652 --> 00:01:51.653
‫چی؟

00:01:51.736 --> 00:01:53.696
‫لیا هنوز زنده‌اس!

00:01:54.697 --> 00:02:00.745
‫قسمت دلیل برای جنگ
‫شاهزاده ظروف نقره‌ای زنده‌اس؟ این نمی‌تونه درست باشه.

00:02:02.747 --> 00:02:06.668
‫و وقتی سر یه نفر
‫قطع می‌شه، می‌میرن.

00:02:06.668 --> 00:02:08.670
‫اما اون هنوز زنده‌اس!

00:02:08.670 --> 00:02:09.671
‫احساسش می‌کنم!

00:02:10.672 --> 00:02:14.717
‫آخر اون نبرد، من و لیا
‫از طریق هاله‌هامون عمیقاً مرتبط شدیم.

00:02:15.677 --> 00:02:17.720
‫من هنوز اون ارتباط رو حس می‌کنم.

00:02:17.720 --> 00:02:19.722
‫حتی توی ماه هم حسش می‌کنم!

00:02:19.722 --> 00:02:21.724
‫این خیلی مشکوکه.

00:02:21.724 --> 00:02:23.685
‫مشکوک نیست!

00:02:23.726 --> 00:02:26.729
‫من اونقدر ناراحت بودم که
‫اون موقع نمی‌فهمیدم،

00:02:26.729 --> 00:02:29.691
‫اما حالا که فکر می‌کنم، واقعاً عجیبه!

00:02:29.691 --> 00:02:30.733
‫وقتی این اتفاق افتاد...

00:02:30.733 --> 00:02:34.737
‫وولته‌کاموی فوراً سر لیا رو
‫روی گردنش گذاشت.

00:02:35.697 --> 00:02:38.658
‫مثل یک آهنربا چسبید!

00:02:39.701 --> 00:02:43.663
‫اصلاً چرا بدنش رو برد؟

00:02:43.746 --> 00:02:46.708
‫اگه می‌خواست تحریکم کنه،
‫فقط سرش کافی بود.

00:02:46.833 --> 00:02:48.751
‫وقتی دیگران شروع به حرف زدن می‌کنن،

00:02:50.420 --> 00:02:52.505
‫من تمایل دارم که بذارم
‫اونا مکالمه رو در انحصار خودشون بگیرن.

00:02:52.505 --> 00:02:55.425
‫شاید نتونم خیلی خوب
‫توضیحش بدم،

00:02:55.425 --> 00:02:58.428
‫اما باید از اول اینو به لشکر می‌گفتم!

00:02:58.469 --> 00:03:00.430
‫لیا زنده‌اس!

00:03:00.430 --> 00:03:02.432
‫باید دوباره ببینمش!

00:03:02.473 --> 00:03:04.475
‫نبرد هنوز تموم نشده!

00:03:04.475 --> 00:03:06.477
‫کمکم کن، کریمسون!

00:03:08.438 --> 00:03:10.481
‫نمی‌تونم بر اساس چیزی اینقدر مشکوک عمل کنم.

00:03:10.481 --> 00:03:12.400
‫برای من یه قطعیت مطلقه!

00:03:12.400 --> 00:03:14.444
‫الان، نمی‌تونی کاموی رو شکست بدی.

00:03:15.445 --> 00:03:19.490
‫اونا جادوی کنترل زمان، وولته‌کاموی،
‫و آمادگی رو به نفع خودشون دارن.

00:03:19.490 --> 00:03:23.453
‫شکست دادن جادوی کنترل زمان
‫نیازمند عنصر غافلگیریه.

00:03:23.453 --> 00:03:25.455
‫فعلاً، ما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

00:03:25.455 --> 00:03:27.457
‫من وولته‌کاموی رو مهار می‌کنم!

00:03:27.457 --> 00:03:30.418
‫اون وقت تو می‌تونی کاری برای اولتیماتیا بکنی!

00:03:30.418 --> 00:03:32.503
‫تو پادشاه بالدار سابقی!
‫قطعاً می‌تونی کاری بکنی!

00:03:32.503 --> 00:03:36.424
‫و من به زمان کافی برای
‫آماده‌سازی اون کار نیاز دارم!

00:03:36.424 --> 00:03:37.467
‫الان هیچ منفعتی توی جنگیدن با اونا نیست.

00:03:37.467 --> 00:03:39.469
‫لیا منفعته!

00:03:39.469 --> 00:03:41.429
‫اون یه شخص فوق‌العاده‌اس!

00:03:41.429 --> 00:03:43.473
‫و حتی فوق‌العاده‌تر هم خواهد شد!

00:03:43.473 --> 00:03:46.392
‫ما به اون نیاز داریم تا اژدهاها رو نابود کنیم!

00:03:49.479 --> 00:03:52.398
‫ما نیاز نداریم، تا وقتی که تو رو داریم.

00:03:52.398 --> 00:03:57.403
‫قبلاً گفتم که می‌خوام
‫یه واحد جنگی دور و بر تو بسازم.

00:03:57.445 --> 00:04:00.490
‫مسلح به سیلورین تو، اون
‫نیروی نهایی برای کشتن اژدهاها خواهد بود.

00:04:01.407 --> 00:04:03.409
‫اگه شاهزاده قاشق چنگالی عضو ما بود...

00:04:03.451 --> 00:04:06.412
‫قطعاً یه سرمایه بزرگ می‌شد.

00:04:06.412 --> 00:04:08.498
‫ولی نه اونقدری که بدونش امکان‌پذیر نباشه.

00:04:09.457 --> 00:04:14.420
‫با تو، می‌تونیم نیروهامونو قوی‌تر کنیم،
‫و من فرمانده‌شون می‌شم.

00:04:14.420 --> 00:04:16.422
‫اون اونقدری هم ارزش نداره که بخوایم
‫وقتی شانس بردن خیلی کمه، ریسک کنیم.

00:04:16.422 --> 00:04:19.425
‫نه.

00:04:19.425 --> 00:04:20.468
‫من همچین چیزی نگفتم

00:04:20.468 --> 00:04:24.472
‫تو قسم خوردی با من
‫اژدهاها رو نابود کنی، نه با اون.

00:04:27.475 --> 00:04:29.477
‫من از تو استفاده می‌کنم.

00:04:29.477 --> 00:04:31.479
‫من راهنمایی‌ت می‌کنم.

00:04:32.397 --> 00:04:33.481
‫به همین خاطر باید منو دنبال کنی.

00:04:34.440 --> 00:04:36.442
‫نمی‌خوام اینجا از دستت بدم.

00:04:36.484 --> 00:04:39.445
‫داری چی می‌گی؟

00:04:40.405 --> 00:04:41.489
‫من نمی‌میرم!

00:04:41.489 --> 00:04:43.449
‫به هر حال، من-

00:04:43.449 --> 00:04:46.452
‫من بهت می‌گم چرا هنوز نمردی.

00:04:47.412 --> 00:04:49.414
‫فقط شانس خالص.

00:04:51.499 --> 00:04:52.458
‫ها؟

00:04:52.458 --> 00:04:54.419
‫اتفاقیه.

00:04:54.419 --> 00:04:57.505
‫تو فقط شانسی تو هر نبردی
‫تنها بازمانده بودی.

00:04:58.464 --> 00:05:02.468
‫احتمالش خیلی کمه،
‫ولی ممکنه.

00:05:03.428 --> 00:05:06.431
‫تو بالای یه کپه معجزه‌آسا از
‫همه این تصادف‌ها ایستادی

00:05:06.431 --> 00:05:08.391
‫که شانسی بهشون برخوردی.

00:05:08.433 --> 00:05:11.436
‫ولی حرکت بعدیت شاید
‫زمانی باشه که شانس‌ت تموم می‌شه.

00:05:12.478 --> 00:05:14.397
‫شانس؟

00:05:14.439 --> 00:05:18.401
‫همه تو زندگیم مردن،
‫و من تنها بازمانده‌ام،

00:05:18.401 --> 00:05:20.486
‫نه به خاطر اینکه نفرین شده بودم، بلکه فقط از...

00:05:28.411 --> 00:05:29.454
‫این نمی‌تونه درست باشه.

00:05:32.457 --> 00:05:37.462
‫ولی اگه شانس‌م قراره تموم بشه،
‫پس دیگه بهش تکیه نمی‌کنم.

00:05:39.464 --> 00:05:43.426
‫من مطمئن می‌شم که همه‌مون زنده بمونیم.

00:05:45.470 --> 00:05:47.472
‫بیا یه باربیکیو اژدها بزنیم!

00:05:47.472 --> 00:05:48.473
‫هورا!

00:05:48.473 --> 00:05:49.474
‫این خیلی باحاله!

00:05:49.474 --> 00:05:50.475
‫آره، هست!

00:05:50.475 --> 00:05:51.476
‫آره.

00:05:53.436 --> 00:05:55.438
‫بالاخره فهمیدم.

00:05:55.480 --> 00:05:57.482
‫چرا می‌خوام بجنگم.

00:05:58.441 --> 00:06:01.486
‫نه برای انتقام،
‫یا به خاطر اینکه آرزوی مرگ دارم،

00:06:01.486 --> 00:06:04.405
‫یا چون می‌ترسم چیزها رو از دست بدم.

00:06:07.492 --> 00:06:10.453
‫چون می‌خوام همه‌مون زنده بمونیم

00:06:14.415 --> 00:06:16.417
‫و با هم بخندیم.

00:06:21.464 --> 00:06:24.425
‫دیگه ازت کمکی نمی‌خوام.

00:06:24.467 --> 00:06:27.428
‫یه در به سطح زمین باز کن، کریمسون!

00:06:27.470 --> 00:06:30.473
‫می‌خوای اعضای بازمانده رو بکشی؟

00:06:30.473 --> 00:06:32.517
‫اگه بهشون بگی که
‫شاهزاده قاشق چنگالی زنده‌ست،

00:06:32.517 --> 00:06:36.437
‫سپاه به لسه برمی‌گرده، درسته؟

00:06:36.437 --> 00:06:38.481
‫بعد از همه چیزهایی که برای زنده موندن تحمل کردن،

00:06:38.481 --> 00:06:41.484
‫می‌خوای اونا رو بکشی توی یه نبردی
‫که هیچ شانسی برای بردن ندارن؟

00:06:42.443 --> 00:06:45.446
‫این بار، همه‌شون می‌میرن.

00:06:45.446 --> 00:06:47.407
‫این چیزیه که می‌خوای؟

00:06:48.408 --> 00:06:49.409
‫نه.

00:06:49.450 --> 00:06:51.452
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست، خیلی دردناکه...

00:06:52.412 --> 00:06:54.455
‫این نبرد ماست!

00:06:54.455 --> 00:06:57.500
‫نبرد بین ماهایی که
‫انتخاب کردیم فرار کنیم و زنده بمونیم

00:06:57.500 --> 00:07:01.421
‫و اژدهاهایی که می‌خوان ما رو بکشن!

00:07:02.422 --> 00:07:06.467
‫ولی می‌دونم که مطمئناً تقصیر من نخواهد بود.

00:07:07.427 --> 00:07:09.429
‫لعنتی.

00:07:09.429 --> 00:07:10.471
‫من گند زدم.

00:07:11.431 --> 00:07:15.393
‫اون فقط یه آدم متوسط و ناتوان بود
‫با قدرتی که اصلاً بهش نمی‌خورد.

00:07:15.393 --> 00:07:16.477
‫منو برگردون به سطح زمین.

00:07:16.477 --> 00:07:19.480
‫ولی دیگه این طور نیست.

00:07:23.443 --> 00:07:24.444
‫ممنون.

00:07:28.531 --> 00:07:30.450
‫پشیمون می‌شی.

00:07:31.534 --> 00:07:33.536
‫واقعاً پشیمون می‌شی!

00:07:46.507 --> 00:07:48.468
‫این زهره.

00:07:48.468 --> 00:07:51.471
‫اگه بخوریش، توی عذاب می‌میری.

00:07:51.512 --> 00:07:53.473
‫ولی نگران نباش.

00:07:53.473 --> 00:07:58.478
‫این اثر فقط وقتی رخ می‌ده
‫که تلاش کنی علیه من قیام کنی.

00:08:01.439 --> 00:08:02.523
‫احمق انسان!

00:08:02.523 --> 00:08:05.485
‫سعی کردم با کشیدن به دلش بهش برسم،

00:08:05.485 --> 00:08:08.446
‫ولی اون خیلی احمق بود که بفهمه.

00:08:10.490 --> 00:08:13.493
‫یه ابزار غیرقابل استفاده باید
‫شکسته و دوباره استفاده بشه.

00:08:13.493 --> 00:08:16.537
‫بهش گفتم پشیمون می‌شی.

00:08:16.537 --> 00:08:18.498
‫چه ناامیدی.

00:08:18.498 --> 00:08:22.502
‫ام... استاد کریمسون،
‫واقعاً اونو کشتی؟

00:08:22.502 --> 00:08:24.462
‫فکر می‌کنی شوخی می‌کنم؟

00:08:24.462 --> 00:08:25.546
‫نه، اصلاً.

00:08:26.506 --> 00:08:28.466
‫خب باشه!

00:08:28.466 --> 00:08:30.510
‫در نهایت، فقط هنرهای نبردی
‫سیلورین‌شو می‌خوام.

00:08:31.427 --> 00:08:33.471
‫با بدنش به عنوان موضوع تحقیق،

00:08:33.471 --> 00:08:36.432
‫احتمالاً می‌تونم اون رو
‫توی یه نفر دیگه دوباره خلق کنم!

00:08:36.474 --> 00:08:41.479
‫چون مقداری از خون ما تو بدنش بود،
‫می‌دونم چیکار کنم.

00:08:41.479 --> 00:08:45.483
‫شاید باید بعد از اینکه با بدن مرده‌ش تموم کردم،
‫با مغزش دست‌کاری کنم

00:08:45.483 --> 00:08:48.444
‫و به عنوان یه زامبی خدمتکار زنده‌ش کنم!

00:08:48.486 --> 00:08:49.529
‫مغزها...

00:08:49.529 --> 00:08:51.447
‫خوشمزه...

00:08:51.447 --> 00:08:54.534
‫فوق‌العاده! شماها به زودی یه دوست دیگه پیدا می‌کنید!

00:08:59.455 --> 00:09:00.456
‫چی؟

00:09:00.456 --> 00:09:03.501
‫گفتی توی عذاب می‌میرم...

00:09:04.460 --> 00:09:06.504
‫ولی انگار فقط یه تهدید خالی بود.

00:09:06.504 --> 00:09:08.548
‫فقط یه کم سرم گیج رفت.

00:09:09.507 --> 00:09:11.467
‫چرا زنده‌ای؟

00:09:11.467 --> 00:09:13.469
‫چرا؟

00:09:13.469 --> 00:09:15.471
‫چون داشتی بلوف می‌زدی، درسته؟

00:09:15.471 --> 00:09:16.514
‫من هنوز زنده‌ام...

00:09:16.514 --> 00:09:18.474
‫این غیرممکنه!

00:09:18.474 --> 00:09:20.518
‫اونها نانومشین‌های نابودکننده ژن
‫با قدرت AI بودن!

00:09:20.518 --> 00:09:22.520
‫هیچ جادویی نداره!

00:09:22.520 --> 00:09:25.481
‫این باید راهی مطمئن برای کشتن
‫حتی تو هم می‌بود!

00:09:25.481 --> 00:09:28.484
‫به خاطر اینه که نصفم شمشیره؟

00:09:28.484 --> 00:09:31.487
‫حتی اگه اینطور باشه،
‫حداقل باید نصفه مرده باشی!

00:09:31.487 --> 00:09:33.447
‫نفهمیدی؟

00:09:34.448 --> 00:09:36.492
‫استاد کریمسون خیلی عصبانیه؟

00:09:37.451 --> 00:09:38.452
‫نه بابا.

00:09:38.452 --> 00:09:40.538
‫به خاطر اینکه اینقدر کودنی؟

00:09:41.455 --> 00:09:44.542
‫با این حال، فکر نمی‌کنم این دلیل درستیه
‫که سم اثر نکرده...

00:09:44.542 --> 00:09:46.502
‫انداختمت دور!

00:09:46.502 --> 00:09:49.463
‫تصمیمم رو گرفتم!
‫چطور هنوز زنده‌ای؟

00:09:49.463 --> 00:09:51.465
‫چطور زنده‌ای، چطور زنده‌ای-!

00:09:51.465 --> 00:09:53.426
‫یه ذره آروم باش.

00:09:53.718 --> 00:09:54.760
‫استاد کریمسون!

00:09:54.760 --> 00:09:56.721
‫اوه، معذرت می‌خوام. زیاد فشار آوردم.

00:09:56.721 --> 00:09:59.765
‫چطور هنوز زنده‌اس؟ چطور هنوز زنده‌اس؟

00:10:00.725 --> 00:10:03.769
‫احساس بدی دارم که عهد شکستم،
‫ولی اگه می‌خوای منو بکشی،

00:10:03.769 --> 00:10:06.772
‫یه سوال دارم ازت.

00:10:06.772 --> 00:10:09.734
‫چرا حرفات منو تحت تاثیر قرار نمیده؟

00:10:09.734 --> 00:10:12.695
‫یه خوابی دیدم درباره روزی که
‫آینده‌ام تو رو ملاقات کرد.

00:10:17.825 --> 00:10:20.786
‫همون لحظه‌ای که دیدمت کشتمت.

00:10:21.746 --> 00:10:24.790
‫از همون موقع یه چیزی برام عجیب بود

00:10:24.790 --> 00:10:26.792
‫درباره‌اش همش تو ذهنم

00:10:27.752 --> 00:10:30.755
‫چرا بدنت قلب نداره؟

00:10:35.843 --> 00:10:39.847
‫گفتی که نفرین شده‌ای.

00:10:39.889 --> 00:10:41.849
‫دروغ می‌گفتی؟

00:10:41.891 --> 00:10:44.810
‫قلبت کجاست؟

00:10:46.812 --> 00:10:49.815
‫اعضای گروه
‫با حرف‌ها و کارهاشون منو تحت تاثیر قرار دادن

00:10:49.815 --> 00:10:51.859
‫تحت تاثیر قرار دادن.

00:10:51.859 --> 00:10:54.862
‫قطعا چون هر کدومشون
‫جونشون رو به خطر انداختن!

00:10:54.904 --> 00:10:57.823
‫تو تنها کسی هستی که جونت رو به خطر نمی‌اندازی.

00:10:57.823 --> 00:10:59.867
‫همش میگی دفعه بعد این، دفعه بعد اون.

00:10:59.867 --> 00:11:01.869
‫دشمن هم داره فشار رو حس می‌کنه.

00:11:01.869 --> 00:11:04.830
‫شانس بردمون کمه،
‫ولی صفر نیست.

00:11:04.830 --> 00:11:06.874
‫اگه الان نمی‌تونی چالش رو بپذیری،

00:11:06.874 --> 00:11:09.877
‫چطور می‌خوای همه‌ی خون‌ها رو ریشه‌کن کنی؟

00:11:16.133 --> 00:11:17.176
‫بس کن!

00:11:19.136 --> 00:11:20.179
‫بسه دیگه.

00:11:20.179 --> 00:11:22.139
‫هر چی!

00:11:22.139 --> 00:11:24.183
‫هر طور راحتی. برو به جهنم!

00:11:26.143 --> 00:11:28.104
‫فقط گم شو!

00:11:44.203 --> 00:11:45.746
‫ام، استاد کریمسون؟

00:11:45.746 --> 00:11:47.748
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:11:47.748 --> 00:11:49.667
‫می‌خوابم.

00:11:49.667 --> 00:11:51.669
‫ها؟

00:11:54.672 --> 00:11:58.718
‫به خاطر اینکه می‌خوام هممون
‫زنده بمونیم و با هم بخندیم.

00:11:59.677 --> 00:12:03.723
‫کاش چیزا همینطوری
‫تموم می‌شد.

00:12:09.687 --> 00:12:10.730
‫دروگر!

00:12:10.730 --> 00:12:12.648
‫خیلی طولش دادی!

00:12:12.648 --> 00:12:13.733
‫کجا بودی؟

00:12:14.692 --> 00:12:16.736
‫می‌خوایم فرمانده رو نجات بدیم.

00:12:16.736 --> 00:12:18.654
‫تو هم میای؟

00:12:19.655 --> 00:12:22.658
‫همونطور که می‌بینی،
‫بازوی راستم مصنوعیه.

00:12:22.658 --> 00:12:26.662
‫اونو با استفاده از قدرت کنترل سیلورین
‫فرمانده حرکت می‌دم.

00:12:26.662 --> 00:12:28.622
‫هنوز هم داره حرکت می‌کنه.

00:12:28.622 --> 00:12:29.665
‫فرمانده...

00:12:29.665 --> 00:12:30.666
‫عالیجناب...

00:12:30.666 --> 00:12:33.627
‫لیا... هنوز زنده‌اس!

00:12:33.669 --> 00:12:34.670
‫بریم!

00:12:41.594 --> 00:12:44.638
‫هی. تا کی می‌خوای
‫خودتو به خواب بزنی؟

00:12:45.765 --> 00:12:47.683
‫هوم.

00:12:47.683 --> 00:12:49.727
‫تو ولتکامویی هستی؟

00:12:49.727 --> 00:12:51.687
‫غیرقابل باوره!

00:12:51.687 --> 00:12:53.731
‫چه قدرتی! خیلی قویه!

00:12:53.731 --> 00:12:55.733
‫خشونت هنرمندانه!

00:12:55.733 --> 00:12:58.694
‫وحشیگری و تکنیک با هم!

00:12:58.694 --> 00:12:59.737
‫اون یه هیولاست!

00:12:59.737 --> 00:13:01.739
‫چطور هنوز زنده‌ام؟

00:13:01.739 --> 00:13:02.740
‫ها؟

00:13:02.740 --> 00:13:04.700
‫وقتی سر کسی رو قطع می‌کنی،

00:13:04.700 --> 00:13:06.744
‫اگه سریع سر جاش بذاری،
‫دوباره به هم وصل میشه.

00:13:06.744 --> 00:13:07.745
‫واضحه.

00:13:07.745 --> 00:13:10.122
‫و فکر نکن که هنوز
‫کاملا نجات پیدا کردی، احمق.

00:13:10.498 --> 00:13:13.501
‫ببین. اون هیولا علامت
‫سمش رو روی تو گذاشته.

00:13:13.501 --> 00:13:16.462
‫اگه دروگر یا هر کدوم از
‫دوستاش بهت نزدیک بشن،

00:13:16.462 --> 00:13:19.507
‫یا اگه از پایتخت بری،
‫بلافاصله فعال میشه و می‌کشدت.

00:13:19.507 --> 00:13:21.467
‫یا دست کم من اینطوری شنیدم.

00:13:21.467 --> 00:13:22.510
‫تو می‌میری.

00:13:22.510 --> 00:13:25.471
‫زندگیت فقط یه خورده طولانی‌تر شده.

00:13:25.471 --> 00:13:29.433
‫اون جادوگر ازت دعوت می‌کنه
‫که به خون پیوند بخوری،

00:13:29.433 --> 00:13:31.435
‫ولی وقتی این باعث
‫مرگ شریکش میشه،

00:13:31.435 --> 00:13:33.479
‫شروع می‌کنه به داد و بیداد
‫که تو رو بکشه.

00:13:33.479 --> 00:13:36.440
‫خیلی خنده‌داره، باعث میشه بخندم!

00:13:37.483 --> 00:13:41.445
‫تو خوک!
‫از همون اول اونجا بودی؟

00:13:41.445 --> 00:13:43.489
‫کنجکاوی‌ام رو نمی‌تونستم کنترل کنم.

00:13:43.489 --> 00:13:47.451
‫فقط می‌خواستم یه بررسی سریع بکنم و برگردم.

00:13:47.451 --> 00:13:48.494
‫ولی بعدش تو نمایش گیر افتادم!

00:13:48.494 --> 00:13:51.497
‫برای آدمای معمولی، اون یه
‫نمایش خوب بود.

00:13:55.501 --> 00:13:56.502
‫چ!

00:14:01.507 --> 00:14:03.509
‫اون یه زخم بد به من داد.

00:14:04.426 --> 00:14:07.471
‫ولی من بدنم رو چندین بار
‫کاملا دوباره ساختم.

00:14:07.471 --> 00:14:11.433
‫اون سعی کرد وجودم رو نابود کنه.

00:14:11.433 --> 00:14:13.435
‫اون یه آدم سرسخته.

00:14:13.519 --> 00:14:17.523
‫به همین دلیله که
‫الان دارم زندگیت رو طولانی می‌کنم.

00:14:18.440 --> 00:14:20.484
‫می‌خوام باهاش وقتی تو بهترین حالتشه بجنگم.

00:14:21.443 --> 00:14:26.448
‫فکر کردم عصبانی کردنش باعث میشه
‫قدرتش رو فراتر از حدش بکشه...

00:14:26.448 --> 00:14:28.450
‫ولی این شکست خورد.

00:14:28.450 --> 00:14:32.454
‫اون قوی‌تر بود وقتی جلوی
‫خودتخریب تاراکترا رو گرفت.

00:14:32.496 --> 00:14:37.501
‫بدون حمایت تو،
‫به نظر میاد که نمی‌تونه تو بهترین حالتش بجنگه.

00:14:37.501 --> 00:14:39.420
‫نیس که خیلی عالیه؟

00:14:39.503 --> 00:14:44.425
‫ولی وقتی اون بیاد، من می‌میرم.

00:14:44.425 --> 00:14:45.509
‫آره، دقیقا درسته.

00:14:45.509 --> 00:14:47.511
‫پس یه شمشیر بساز.

00:14:48.470 --> 00:14:51.473
‫یه شمشیر برای ریپر و برای خودم بساز!

00:14:51.473 --> 00:14:53.517
‫یه شمشیری که بتونه چنگال‌هامو تحمل کنه!

00:14:53.517 --> 00:14:55.477
‫شروع کن.

00:14:55.477 --> 00:14:58.480
‫مهلتت تا وقتی‌که
‫به پایتخت برسه.

00:15:01.483 --> 00:15:02.526
‫خدا...

00:15:03.444 --> 00:15:08.490
‫قسم می‌خورم دشمنت رو نابود کنم
‫و قدرتت رو برگردونم.

00:15:09.450 --> 00:15:12.453
‫وقتی این کارو کردم، دوباره باهام حرف بزن...

00:15:14.455 --> 00:15:18.500
‫اگه اشکالی نداره می‌تونم بپرسم
‫خدا چی بهت گفت؟

00:15:20.419 --> 00:15:21.503
‫ببخشید!

00:15:22.463 --> 00:15:24.465
‫هنوز داشتی دعا می‌کردی؟

00:15:24.465 --> 00:15:28.510
‫ن-نه. دعا نمی‌کردم، بزرگ.

00:15:28.510 --> 00:15:30.471
‫فقط، ام...

00:15:30.512 --> 00:15:33.474
‫هنوز دارم به ظاهر جدیدت عادت می‌کنم.

00:15:33.474 --> 00:15:36.435
‫آه، می‌فهمم.

00:15:36.435 --> 00:15:37.519
‫لطفاً به من توجهی نکن.

00:15:37.519 --> 00:15:42.483
‫منم، ام، هنوز کمی گیجم.

00:15:43.484 --> 00:15:47.488
‫واقعاً اینطوری بود که دست و پای خودمو داشته باشم؟

00:15:47.488 --> 00:15:51.492
‫جوانی بدنم حتی باعث شده
‫مثل یه جوون حرف بزنم.

00:15:51.492 --> 00:15:53.494
‫باید اینو درست کنم.

00:15:54.536 --> 00:15:57.456
‫دشمن داره میاد؟

00:15:57.498 --> 00:15:59.500
‫احتمال خیلی زیاد.

00:16:00.459 --> 00:16:02.461
‫زورا قبلاً کشف کرده

00:16:02.461 --> 00:16:05.464
‫که دایره‌های تلپورت در چندتا
‫نقطه پایتخت کشیده شده.

00:16:05.506 --> 00:16:10.469
‫اونا به همون سبکی که لشکر استفاده می‌کنه، کشیده شده‌اند.

00:16:10.511 --> 00:16:12.471
‫زورا چطوره؟

00:16:12.471 --> 00:16:14.431
‫وضعیتش نگران‌کننده‌ست.

00:16:14.473 --> 00:16:17.434
‫مطمئن نیستم که عقلش رو برگردونه
‫تا وقتی که انتقام مرگ تاراکترا رو بگیره.

00:16:17.434 --> 00:16:21.438
‫و شاید حتی بعد از اونم، برنگرده.

00:16:22.439 --> 00:16:26.527
‫تو گذشته غرق شدم،
‫و رفیقم رفته.

00:16:26.527 --> 00:16:28.445
‫چرا...

00:16:28.445 --> 00:16:32.491
‫چرا تو آخرین لحظاتت معذرت خواستی، عزیزترین تارام؟

00:16:36.453 --> 00:16:37.496
‫آفتاب صبح...

00:16:37.496 --> 00:16:39.456
‫...ناپدید شد؟

00:16:42.501 --> 00:16:44.461
‫نبیلیم!

00:16:44.461 --> 00:16:46.463
‫چرا به ارتباطات ذهنی من پاسخ نمیدی؟

00:16:46.463 --> 00:16:47.464
‫بزرگ!

00:16:47.506 --> 00:16:49.508
‫خورشید یهو غیب شده!

00:16:49.508 --> 00:16:53.429
‫هیچ چیزی تو شبکه نظارتی من یا زورا پیدا نمی‌شه!

00:16:53.429 --> 00:16:54.471
‫تو چطور؟

00:16:54.471 --> 00:16:57.474
‫اوه! ام، خوبه.

00:16:57.474 --> 00:16:59.435
‫من بودم که این کارو کردم.

00:17:00.477 --> 00:17:05.441
‫به هر حال، این فضا رو پادشاه بالدار قبلی به جا گذاشته، درسته؟

00:17:05.482 --> 00:17:09.445
‫این فضا با دستکاری همزمان زمان و مکان ساخته شده.

00:17:09.486 --> 00:17:12.531
‫با رشد بدنم، فهمم هم بیشتر شده.

00:17:12.531 --> 00:17:15.451
‫دوباره این فضا رو تحلیل کردم ببینم

00:17:15.451 --> 00:17:18.495
‫آیا می‌تونم یه منطقه از شب بی‌پایان دور پایتخت ایجاد کنم.

00:17:18.495 --> 00:17:20.414
‫فکر کردم می‌تونم انجامش بدم.

00:17:21.498 --> 00:17:24.460
‫اوه! ولی ببخشید.

00:17:24.460 --> 00:17:26.503
‫اول باید اجازه می‌گرفتم، درسته؟

00:17:26.503 --> 00:17:29.506
‫فکر کردم می‌تونم انجامش بدم،
‫و خیلی توش غرق شدم.

00:17:29.506 --> 00:17:33.469
‫استعدادت واقعاً از بقیه بیشتره.

00:17:33.469 --> 00:17:36.430
‫در اصل، این کلمات اصلاً کافی نیستن!

00:17:36.472 --> 00:17:38.515
‫حتی حاضرم جلوی نبوغت زانو بزنم!

00:17:38.515 --> 00:17:42.436
‫اِ-اِه، تعریفات واقعاً زیادیه...

00:17:42.436 --> 00:17:45.439
‫هیچ کلمه‌ای برای ستایش کافی نیست.

00:17:45.439 --> 00:17:46.482
‫احساس راحتی می‌کنم.

00:17:47.441 --> 00:17:50.444
‫میتونم بدون هیچ دغدغه‌ای کنترل رو بهت بسپارم.

00:17:50.486 --> 00:17:51.487
‫بزرگ...

00:17:52.488 --> 00:17:55.449
‫پس واقعاً داری ما رو ترک می‌کنی.

00:18:00.454 --> 00:18:04.500
‫پادشاه بالدار قبلی
‫یه فرد قوی و سرد بود.

00:18:05.459 --> 00:18:09.463
‫ما همگی پادشاه قبلی رو که ما رو بالغ کرد، تحسین می‌کردیم.

00:18:09.463 --> 00:18:13.467
‫اما پادشاه هرگز به ما توجهی نمی‌کرد.

00:18:13.467 --> 00:18:16.428
‫لیدی اولتیماتیا کاملاً برعکسشه.

00:18:17.429 --> 00:18:20.516
‫او برای ما اشک می‌ریزه.

00:18:21.475 --> 00:18:25.479
‫هیچ لذتی بالاتر از این نیست
‫برای کسی که از او حمایت می‌کنه.

00:18:26.480 --> 00:18:29.483
‫از لیدی اولتیماتیا برای من مراقبت کن، نبیلیم.

00:18:31.485 --> 00:18:34.488
‫با کشتن زندگی به دست میاری.

00:18:35.447 --> 00:18:38.492
‫مادرم در حین زایمان من برق‌گرفته شد و مرد.

00:18:39.451 --> 00:18:42.496
‫همه آدمای دور و برم
‫سعی کردن یا منو بکشن یا دستگیر کنن.

00:18:43.455 --> 00:18:44.498
‫همه‌شونو کشتم.

00:18:45.415 --> 00:18:46.458
‫آدم کشتم.

00:18:46.458 --> 00:18:48.418
‫اژدها کشتم.

00:18:48.460 --> 00:18:51.421
‫هر بار، چیزی که می‌خواستم رو به دست آوردم.

00:18:51.505 --> 00:18:54.466
‫آدمای زیادی رو کشتم.
‫آدمای رده‌بالا رو کشتم.

00:18:54.466 --> 00:18:56.510
‫قدرت، مهارت و سلاح به دست آوردم.

00:18:56.510 --> 00:18:59.513
‫و بعد کامل شدم.

00:19:00.430 --> 00:19:02.432
‫اما کافی نیست.

00:19:02.474 --> 00:19:05.435
‫مجذوب قدرت ریپر شدم.

00:19:05.435 --> 00:19:08.480
‫یه معجزه از یه آدمی که نباید اینقدر قوی می‌شد.

00:19:08.480 --> 00:19:10.482
‫قدرتش با مال من فرق داره.

00:19:10.482 --> 00:19:13.443
‫وقتی تو رو بکشم،

00:19:13.443 --> 00:19:16.446
‫قدرتی به دست میارم که از همه بیشتره!

00:19:18.448 --> 00:19:20.450
‫از مرگ نمی‌ترسم.

00:19:20.492 --> 00:19:22.452
‫می‌ترسم...

00:19:22.452 --> 00:19:25.455
‫قبل از اینکه بتونم چیزی که باید بسازم رو بسازم، بمیرم.

00:19:26.165 --> 00:19:27.207
‫یه شمشیر می‌سازم.

00:19:28.167 --> 00:19:31.128
‫یه شمشیر که بتونه
‫چنگال برقی رو تحمل کنه.

00:19:31.170 --> 00:19:35.132
‫یه شمشیر که بعد از مرگ منم
‫همچنان بجنگه و ازش حمایت کنه،

00:19:35.132 --> 00:19:37.134
‫حتی بعد از مرگم.

00:19:46.185 --> 00:19:48.187
‫کی تموم میشه؟

00:19:48.187 --> 00:19:50.105
‫منو عجله ننداز.

00:19:50.105 --> 00:19:52.107
‫تا صبح تموم میشه.

00:19:52.107 --> 00:19:55.194
‫چهار شبانه‌روزی پشت سر هم کار کردیم،
‫و حالا داری یه شب دیگه هم می‌کشی.

00:19:55.194 --> 00:19:58.113
‫این شبیه یه کارخونه‌اس.

00:19:59.114 --> 00:20:00.157
‫واقعا.

00:20:00.199 --> 00:20:03.076
‫این چهارمین شبانه‌روزی متوالی منه.

00:20:03.076 --> 00:20:05.078
‫پز نخوابیدن نده!

00:20:05.120 --> 00:20:08.165
‫حالا داستان چیه سر اون
‫دایره‌های جادویی که تو مقصد منتظرمونن؟

00:20:08.165 --> 00:20:11.126
‫چرا اونا تو پایتخت هستن؟

00:20:12.169 --> 00:20:15.130
‫فقط محکم نگه دار، پرنسس!

00:20:15.130 --> 00:20:18.133
‫به دستور فرمانده،
‫اونا رو تو اون شلوغی کشیدم

00:20:18.133 --> 00:20:20.135
‫وقتی که منطقه جدید
‫داشت توسعه پیدا می‌کرد.

00:20:21.094 --> 00:20:24.139
‫این یه برنامه اضطراری بود در صورت وقوع
‫کودتا یا هر چیزی.

00:20:25.140 --> 00:20:29.186
‫یه دایره کوچیک کشیدم تا ببینم
‫میتونه به اونجا وصل بشه یا نه.

00:20:29.186 --> 00:20:32.189
‫مشکل اینه که جادوی مورد نیاز
‫برای تله‌پورت رو پیدا کنیم.

00:20:33.106 --> 00:20:36.109
‫فکر کنم فقط یه راه داریم.

00:20:36.109 --> 00:20:38.111
‫آره، مشکلی ندارم.

00:20:38.111 --> 00:20:40.113
‫ما بهت جادو می‌دیم.

00:20:40.113 --> 00:20:41.156
‫واقعا؟

00:20:41.156 --> 00:20:44.117
‫البته در ازای چیزی.

00:20:44.117 --> 00:20:46.203
‫ما این کارو در ازای فرمول
‫دایره‌های جذب جادو انجام می‌دیم،

00:20:46.203 --> 00:20:52.125
‫و یه کم خون از
‫رگنا، فو، و ماجورکا.

00:20:53.085 --> 00:20:54.127
‫ولی...

00:20:54.127 --> 00:20:56.129
‫آیا شانس پیروزی داری؟

00:20:57.172 --> 00:21:00.133
‫با اینکه نصف خون بالدار
‫از بین رفته،

00:21:00.133 --> 00:21:02.135
‫نیروی اصلی جنگی‌شون هنوز باقیه.

00:21:03.095 --> 00:21:06.139
‫اگه این یه حمله انتحاری بدون
‫شانس پیروزیه، جلوتو می‌گیرم.

00:21:06.139 --> 00:21:07.182
‫از سر مهربونی.

00:21:07.182 --> 00:21:09.142
‫ما یه شانس برای پیروزی داریم.

00:21:09.142 --> 00:21:11.144
‫ما اولتیماتیا رو شکار می‌کنیم. اینجوری.

00:21:12.104 --> 00:21:14.189
‫تا زمانی که پادشاه بمیره،
‫نسلشون از بین می‌ره.

00:21:17.276 --> 00:21:20.237
‫تو از بیکاری متنفری. این بهت نمی‌خوره.

00:21:20.237 --> 00:21:22.281
‫تا کی می‌خوای قهر کنی؟

00:21:22.322 --> 00:21:25.284
‫یادم نمیاد نظر تو رو خواسته باشم،

00:21:25.284 --> 00:21:26.285
‫مار.

00:21:26.285 --> 00:21:28.245
‫نظر من؟

00:21:28.245 --> 00:21:31.248
‫برعکس،
‫فقط داشتم نظر خودتو می‌گفتم.

00:21:31.248 --> 00:21:35.210
‫اون بی‌عرضه به خودش جرات داد نصیحتم کنه.

00:21:36.253 --> 00:21:39.214
‫راجع به گذاشتن جون روی خط صحبت می‌کرد!

00:21:39.214 --> 00:21:40.257
‫جوجه گستاخ!

00:21:40.257 --> 00:21:42.301
‫اگه فقط روحیه کافی بود تا نتیجه بگیریم،

00:21:42.551 --> 00:21:43.593
‫بگذریم...

00:21:44.386 --> 00:21:46.305
‫چرا، تو!

00:21:46.305 --> 00:21:48.348
‫بورگیوس رو یادت میاد؟

00:21:48.390 --> 00:21:52.311
‫به نظر می‌رسه تصمیم گرفته جونش رو فدا کنه.

00:21:52.352 --> 00:21:57.316
‫پس تو و من آخرین نفرات
‫از نسل خون بالدار قدیمی خواهیم بود.

00:21:57.316 --> 00:21:59.359
‫فقط یکم احساساتی شدم.

00:22:00.360 --> 00:22:02.321
‫نمایش بده.

00:22:02.321 --> 00:22:03.363
‫عکس ماهواره‌ای.

00:22:03.363 --> 00:22:05.324
‫سلزویرا.

00:22:07.326 --> 00:22:09.328
‫سایه پیچان.

00:22:09.369 --> 00:22:12.331
‫خون شهروندان پایتخت رو مکیده

00:22:12.331 --> 00:22:13.373
‫و به اوج قدرتش برگشته.

00:22:14.333 --> 00:22:16.335
‫ولی فقط یه ماه یا این حدود دوام میاره.

00:22:17.336 --> 00:22:20.297
‫الان حمله کردن به اونا فایده‌ای نداره.

00:22:20.339 --> 00:22:23.300
‫پس چرا اینقدر عجله دارن؟

00:22:25.594 --> 00:22:27.596
‫مگه نمی‌تونه زمان رو کنترل کنه؟

00:22:30.682 --> 00:22:34.603
‫همه، آماده
‫کامل جنگی باشین.

00:22:34.603 --> 00:22:35.604
‫ها؟

00:22:35.604 --> 00:22:36.688
‫چی؟ داریم می‌ریم؟

00:22:36.688 --> 00:22:39.608
‫این فقط یه حدس خوش‌بینانه‌ست.

00:22:39.608 --> 00:22:42.652
‫ولی اگه اون حدس درست باشه،

00:22:42.652 --> 00:22:45.655
‫با استفاده از لشکر و اون احمق به عنوان طعمه،

00:22:45.655 --> 00:22:47.657
‫ما اولتیماتیا رو می‌زنیم!