WEBVTT

00:00:27.130 --> 00:00:29.130
اسمش «سلاح گازی»ـه

00:00:29.750 --> 00:00:32.240
توی گاز یه مقداری از مایع نخاعی‌ام هست

00:00:33.340 --> 00:00:37.610
تنفس مقدار کمی ازش باعث میشه که
مردمان یمیر خشک‌شون بزنه

00:00:38.100 --> 00:00:41.240
نمی‌تونن بدن‌هاشون رو کنترل کنن و
هوشیاری‌شون رو از دست میدن

00:00:42.220 --> 00:00:48.650
هر وقت بخوام، قدرت غول‌ها رو
از طریق مسیرها به مختصات می‌فرستم

00:00:51.400 --> 00:00:55.900
واسه همین مردم اون روستا
دستوراتم رو اطاعت می‌کردن

00:00:55.900 --> 00:00:58.990
اون روستا نه. اسمش راگاکوئـه

00:00:59.450 --> 00:01:04.410
اسم روستایی که مردمش رو
کُشتی رو فراموش نکن، ریشوی عوضی

00:01:04.580 --> 00:01:07.480
خب، نمی‌خواستم اینکارو بکنم

00:01:07.830 --> 00:01:12.460
ولی اگه نمی‌کردم و متوجه می‌شدن که
،من طرف الدیا هستم

00:01:12.460 --> 00:01:15.650
نمی‌تونستم برای این جزیره
امید رو به ارمغان بیارم

00:01:16.550 --> 00:01:21.430
می‌دونی، وقتی توی این جزیره
فرود اومدم، تمام اینا رو بهت گفتم

00:01:21.430 --> 00:01:23.810
چرا همش اینا رو می‌پرسی؟

00:01:24.180 --> 00:01:28.410
تو ذره‌ای عذاب وجدان نداری و مشخصـه

00:01:29.020 --> 00:01:34.820
،شاید بخوای الدیا رو نجات بدی، شایدم نخوای
ولی زندگی اون آدما هیچ ارزشی برات نداشت

00:01:35.940 --> 00:01:41.330
.احتمالاً خیلی محبوب نبودی
.فکر می‌کنی احساسات همه رو می‌دونی

00:01:42.160 --> 00:01:43.270
می‌دونم

00:01:44.580 --> 00:01:46.040
و به قدر کافی محبوب بودم

00:01:47.410 --> 00:01:53.380
خیلی هم عالی. خب؟
من و ارن کِی آزمایش رو شروع می‌کنیم؟

00:01:53.380 --> 00:01:57.340
دست من نیست. منتظر مرکز فرماندهی هستیم

00:01:57.470 --> 00:02:02.050
شاید فکر می‌کنن وقت برای
تلف کردن دارن، ولی ندارن

00:02:02.140 --> 00:02:04.100
در این مورد باهات موافقم

00:02:04.100 --> 00:02:05.470
!کاپیتان لیوای

00:02:07.350 --> 00:02:09.810
چی؟ جدی میگی؟

00:02:13.334 --> 00:02:15.334
ترجمه از
وحید و آرین

00:03:46.990 --> 00:03:48.490
!چه ساختمون بزرگی

00:03:48.620 --> 00:03:50.540
!تابحال همچین چیزی ندیدم

00:03:50.540 --> 00:03:51.750
!من هم همینطور

00:03:51.750 --> 00:03:54.040
!امروز روز شانس‌تونـه، بچه‌ها

00:03:54.040 --> 00:03:56.290
می‌خواید غذا بخورید؟

00:03:56.290 --> 00:03:56.880
!آره

00:03:57.460 --> 00:04:01.010
چی شده، میا؟ ترسیدی؟

00:04:01.010 --> 00:04:02.380
...آم، نه

00:04:02.470 --> 00:04:04.390
!خیلی نگرانی، میا

00:04:04.390 --> 00:04:07.050
!می‌دونم! عجب دختر دهاتی‌ای هستی

00:04:07.180 --> 00:04:08.600
!نه

00:04:08.600 --> 00:04:12.560
کایا! واقعاً یه مارلیاییِ اسیر اینجا کار می‌کنه؟

00:04:13.100 --> 00:04:17.690
.آره، پس خودتو جمع و جور کن
.سربازا هم میان اینجا

00:04:17.980 --> 00:04:21.300
خوب میشه یه مارلیایی دیگه رو بشناسیم

00:04:23.030 --> 00:04:26.070
!آقای براس! ممنون که اومدید

00:04:26.200 --> 00:04:28.690
!خیلی بابت دعوتت ممنونم

00:04:33.580 --> 00:04:37.330
خدایا. چقدر آدم آوردید

00:04:37.630 --> 00:04:42.590
،از اونجایی که مهمون شماییم
همه رو آوردم. شرمنده

00:04:42.720 --> 00:04:46.550
.مشکلی نیست. همگی خوش اومدید
.لطفاً از این طرف

00:04:46.550 --> 00:04:48.550
!دارم از گشنگی می‌میرم، بابا

00:04:48.550 --> 00:04:51.020
!من هم همینطور -
!واسه این صبحونه نخوردیم -

00:04:51.020 --> 00:04:54.180
اون نیکولوئـه. مارلیایی‌ای که
آقای براس رو دعوت کرده

00:04:54.770 --> 00:04:56.300
ببینید می‌تونه کمکتون کنه یا نه

00:04:56.940 --> 00:05:01.080
،آقای براس که سرباز نیست
پس واسه چی دعوت شده؟

00:05:01.480 --> 00:05:05.040
دخترش همون سربازیـه که نجاتم داد

00:05:05.530 --> 00:05:11.950
نیکولو سر قبرش بود و می‌خواست واسه
غذایی که دخترش دوست داشت، مهمونش کنه

00:05:12.580 --> 00:05:16.460
ولی به نظر من عاشق هم بودن

00:05:21.170 --> 00:05:21.870
بن؟

00:05:22.800 --> 00:05:25.130
چی شده؟ دل درد داری؟

00:05:25.130 --> 00:05:26.220
!آه، نه

00:05:30.890 --> 00:05:34.220
خوشمزه‌ست! تابحال چیزی
!به این خوبی نخورده بودم

00:05:37.310 --> 00:05:40.360
!فقط صبر کنید تا غذای اصلی رو بخورید

00:05:43.030 --> 00:05:45.240
نیکولو، مهمون داری

00:05:45.240 --> 00:05:47.550
!ها؟! الان دیگه کیـه؟

00:05:48.820 --> 00:05:50.170
گروه شناسایی

00:05:51.700 --> 00:05:58.790
شماها؟ چی شده؟ کار واجب دارید؟
یه سری مشتری دارم

00:05:58.870 --> 00:06:02.130
آه، اگه می‌خوای می‌تونی برگردی سر کارت

00:06:02.130 --> 00:06:06.050
فقط...می‌خوایم وقتی کارت تموم شد، صحبت کنیم

00:06:06.340 --> 00:06:09.180
صحبت کنیم؟ درباره‌ی چی؟

00:06:09.220 --> 00:06:12.970
اوه، می‌دونی. مثلاً درباره‌ی نگرانی‌هایی که داری

00:06:12.970 --> 00:06:17.390
.دارن درباره‌ی بازداشت ما تحقیق می‌کنن
.امیدوار بودیم بتونی کمک کنی

00:06:18.310 --> 00:06:20.400
آره، باشه

00:06:22.650 --> 00:06:24.610
می‌تونید اینجا منتظر بمونید

00:06:24.610 --> 00:06:27.400
اوه؟ چه اتاق باکلاسی

00:06:27.440 --> 00:06:29.980
شرط می‌بندم برای اعضای ژاندارمریـه

00:06:30.320 --> 00:06:34.540
ها؟ این همون شرابیـه که
تمام سربازا دربارش میگن؟

00:06:35.120 --> 00:06:38.350
!میگن فقط اعضای عالی‌رتبه می‌تونن بخورنش

00:06:38.350 --> 00:06:41.420
جدی؟ مگه ما توی گروه شناسایی عالی‌رتبه نیستیم؟

00:06:41.500 --> 00:06:46.130
!آره! ما هم لایق یکم عشق و حال هستیم
...یکی دو جرعه

00:06:46.130 --> 00:06:47.050
!به اون دست نزن

00:06:50.010 --> 00:06:54.100
.آروم باش، نیکولو
.فقط داشتیم شوخی می‌کردیم

00:06:54.140 --> 00:06:56.010
لازم نیست انقدر جدی بگیری

00:06:57.770 --> 00:07:00.850
!حیفـه این جنسای خوب رو الدیایی‌ها بخورن

00:07:01.690 --> 00:07:05.330
نیکولو، هنوزم از این چیزا میگی؟

00:07:05.730 --> 00:07:08.860
!اصل و نسب‌مون که برای مشروب مهم نیست

00:07:09.030 --> 00:07:14.810
به من دست نزن، الدیایی. فقط چون
مهربون بودم، به این معنی نیست که رفیقیم

00:07:15.280 --> 00:07:18.870
یادت رفته چی هستی؟
...تو فقط یه

00:07:18.870 --> 00:07:23.760
اسیر کثافتم، ها؟
اینطوری مساوی میشیم، الدیایی

00:07:28.550 --> 00:07:30.550
چه مرگشـه؟

00:07:30.550 --> 00:07:33.140
لعنتی! من چه بدونم؟

00:07:39.600 --> 00:07:40.560
الان

00:07:40.560 --> 00:07:42.770
!آخ! دلم درد می‌کنه

00:07:43.100 --> 00:07:44.400
حالت خوبـه، بن؟

00:07:44.400 --> 00:07:46.270
چیز بدی خوردی؟

00:07:46.480 --> 00:07:49.190
!فکر کنم باید برم دستشویی

00:07:49.190 --> 00:07:52.030
!فکر کنم بهتره برم به داداشم کمک کنم

00:07:52.360 --> 00:07:53.460
موفق باشید

00:08:02.500 --> 00:08:06.250
همم؟ دستشویی اون طرفـه

00:08:06.250 --> 00:08:08.920
واسه این نیومدیم، نیکولو

00:08:08.920 --> 00:08:12.630
.ما از مارلی اومدیم
.جنگجویان داوطلب هستیم

00:08:13.050 --> 00:08:13.630
!چی؟

00:08:14.130 --> 00:08:19.640
فکر می‌کنیم به زودی یه حمله‌ی
بزرگ به جزیره میشه

00:08:19.850 --> 00:08:25.650
تا اونموقع همینجا بمون و به همه‌ی
!هم‌رزم‌های مارلیایی‌ات خبر بده

00:08:25.810 --> 00:08:30.280
صبر کنید! جنگجویان داوطلب اینجا چیکار می‌کنن؟

00:08:30.690 --> 00:08:33.950
شیاطین جزیره به لیبریو حمله کردن

00:08:33.950 --> 00:08:38.780
ما سوار کشتی هوایی‌شون شدیم و
وقتی عقب‌نشینی کردن، باهاشون اومدیم

00:08:42.120 --> 00:08:45.280
کسی رو هم...کُشتید؟

00:08:46.250 --> 00:08:49.210
یه دخترِ...سرباز؟

00:08:50.920 --> 00:08:52.800
!آره، من کُشتم

00:08:52.800 --> 00:08:54.300
،من فقط چند نفر رو کُشتم
ولی انتقام واقعی‌مون هنوز شروع نشده

00:08:54.300 --> 00:08:58.760
!گبی، صبر کن! هی -
،من فقط چند نفر رو کُشتم -
ولی انتقام واقعی‌مون هنوز شروع نشده

00:08:58.760 --> 00:09:00.470
...ما نمی‌ذاریم اون شیاطین بزدل با این کارشون

00:09:00.470 --> 00:09:02.090
!گبی، بس کن -
...ما نمی‌ذاریم اون شیاطین بزدل با این کارشون -

00:09:02.470 --> 00:09:04.690
!چیـه؟ -
...پس تو بودی که -

00:09:05.640 --> 00:09:06.730
اونو کُشتی؟

00:09:08.480 --> 00:09:10.900
!تو بودی که ساشا رو کُشتی؟

00:09:23.540 --> 00:09:24.250
!فالکو؟

00:09:25.500 --> 00:09:27.750
!هی، فالکو

00:09:27.960 --> 00:09:29.750
فالکو، حالت خوبـه؟

00:09:31.420 --> 00:09:37.710
!فالکو! فالکو! بیدار شو! بیدار شو 
!هی! یه چیزی بگو، فالکو

00:09:45.060 --> 00:09:47.940
!نیکولو! با بن و میا چیکار کردی؟

00:09:49.100 --> 00:09:55.190
.همین دختره ساشا رو کُشته
.اون دخترتونو ازتون گرفته

00:09:57.070 --> 00:10:01.200
،با اینکه فقط یه بچه‌ست
یه سرباز مارلیاییِ تعلیم دیده‌ست

00:10:01.950 --> 00:10:06.540
اون سوار کشتی هوایی‌ای که از مارلی
می‌رفته شده و به دخترتون شلیک کرده

00:10:06.870 --> 00:10:08.460
اون به ساشا شلیک کرده

00:10:09.630 --> 00:10:10.620
دختر؟

00:10:14.510 --> 00:10:16.840
آقای براس، بفرمایید

00:10:17.300 --> 00:10:21.720
.اگه شما نمی‌تونید بکُشیدش، من می‌کُشم
عیبی نداره؟

00:10:27.560 --> 00:10:30.730
!چه خبره...؟
!بچه‌ها، بیاید اینجا

00:10:30.980 --> 00:10:32.730
ها؟ چی شده؟

00:10:34.320 --> 00:10:35.990
!بچه‌ای که به ساشا شلیک کرد

00:10:36.530 --> 00:10:40.240
چه خبر شده، نیکولو؟
من شنیدم که فرار کرده

00:10:41.570 --> 00:10:43.240
!به خیال خودت داری چیکار می‌کنی؟! هی

00:10:43.700 --> 00:10:48.500
!تکون نخور! برو عقب
!دارم انتقام ساشا رو می‌گیرم! جلو نیا

00:10:51.330 --> 00:10:52.750
...بس کن

00:10:53.130 --> 00:10:54.750
!فالکو نه

00:10:55.050 --> 00:10:59.260
!این بچه چیِ توئـه؟
!نذاشت بزنمت

00:11:00.010 --> 00:11:03.760
!دوستش داری؟
!من هم یکی رو دوست داشتم

00:11:03.760 --> 00:11:06.520
!یه الدیایی! زاده‌ی شیطان

00:11:06.850 --> 00:11:10.500
کسی که بیشتر از هر کسی
!آشپزیم رو دوست داشت

00:11:11.350 --> 00:11:14.620
!اون منو از این جنگ لعنتی نجات داد

00:11:15.110 --> 00:11:20.030
اون بهم یاد داد که دوست دارم
!بقیه رو با غذا خوشحال کنم

00:11:20.030 --> 00:11:25.030
!اسمش ساشا براس بود
!اون دختریـه که ازم دزدیدی

00:11:26.620 --> 00:11:33.250
!کسایی که من دوست داشتم هم کُشته شدن
!ساشا براسِ شما بهشون شلیک کرد

00:11:33.250 --> 00:11:36.670
!واسه همین انتقام گرفتم
!اون اول دست به آدمکُشی زد

00:11:36.670 --> 00:11:38.800
!به جهنم که کی اول آدم کُشته

00:11:40.380 --> 00:11:43.430
!چشماتو باز کن
!تو یه سرباز مارلیایی هستی

00:11:43.720 --> 00:11:48.800
!اون دختر شیطان قلبتو دزدیده
!نذار شیاطین شکستت بدن

00:11:50.730 --> 00:11:53.910
نیکولو، چاقو رو بده من

00:11:58.780 --> 00:11:59.680
زود باش

00:12:20.760 --> 00:12:22.970
اینکارو نکنید، آقای براس

00:12:23.840 --> 00:12:26.270
لطفاً چاقو رو بذارید زمین

00:12:28.180 --> 00:12:29.970
ساشا یه شکارچی بود

00:12:30.850 --> 00:12:31.610
چی؟

00:12:32.100 --> 00:12:37.640
حتی وقتی یه دختر بچه بود، به حیواناتِ
جنگلی شلیک می‌کرد تا بخوریم‌شون

00:12:38.110 --> 00:12:40.810
سبک زندگی‌مون همین بود

00:12:41.650 --> 00:12:47.530
ولی می‌دونستم روزی می‌رسه که
،باید از این سبک زندگی دست بکشیم

00:12:47.530 --> 00:12:50.490
پس ساشا رو فرستادم از جنگل بره

00:12:51.000 --> 00:12:53.660
،اون وارد دنیا شد

00:12:53.660 --> 00:13:00.000
یه سرباز شد، مردم دیگه رو
با تیر زد، و خودش هم تیر خورد

00:13:00.920 --> 00:13:04.760
،در نهایت، با اینکه جنگل ما رو ترک کرد

00:13:04.760 --> 00:13:10.010
دنیا یه جنگل بزرگـه که داخلش همه دارن
برای جون‌شون با هم می‌جنگن

00:13:10.850 --> 00:13:16.020
فکر می‌کنم ساشا به خاطر این مُرد که
زیادی توی این جنگل سرگردان موند

00:13:16.650 --> 00:13:20.560
ما باید جوون‌ها رو از جنگل دور نگه داریم

00:13:21.280 --> 00:13:26.580
وگرنه دوباره تمام این اتفاقات تکرار میشن

00:13:27.320 --> 00:13:34.130
واسه همین ما افراد بالغیم که
باید گناهان گذشته رو به دوش بکشیم

00:13:34.960 --> 00:13:37.670
نیکولو، بن رو ول کن

00:13:46.010 --> 00:13:49.010
.خوبـه، لیسا
.آروم جابجاش کن

00:13:49.010 --> 00:13:49.680
باشه

00:13:50.550 --> 00:13:51.810
صدمه دیدی؟

00:13:51.810 --> 00:13:54.930
میا... خوبی؟

00:13:56.140 --> 00:13:57.560
...شما واقعاً

00:13:59.310 --> 00:14:01.310
از من متنفر نیستید؟...

00:14:11.280 --> 00:14:12.200
...کایا -
!چطور جرأت کردی بکشیش؟ -

00:14:12.200 --> 00:14:13.910
!کایا، وایسا -
!چطور جرأت کردی بکشیش؟ -

00:14:14.040 --> 00:14:17.830
!قاتل! فکر می‌کردم دوستمی

00:14:17.830 --> 00:14:19.920
!بیا از اینجا ببریمت! زودباش

00:14:34.720 --> 00:14:37.130
دیگه غذاها سرد شدن

00:14:39.600 --> 00:14:43.440
هانجی، سعی کن دهن اون بچه رو بشوری

00:14:44.330 --> 00:14:45.940
یه خرده شراب رفت تو دهنش

00:14:45.940 --> 00:14:46.700
ها؟

00:14:47.240 --> 00:14:50.200
ولی...احتمالاً دیگه کار از کار گذشته

00:14:51.200 --> 00:14:54.270
چی توی... مشروب بود؟

00:14:55.870 --> 00:14:59.570
فکر کنم... مایع نخاعی زیک

00:15:08.840 --> 00:15:10.880
زاکاری کُشته شده؟

00:15:11.140 --> 00:15:16.480
بله. ییگریست‌ها عملاً کنترلِ
درون دیوارها رو به دست گرفتن

00:15:17.060 --> 00:15:24.150
فکر می‌کنیم تمام اینا بخشی از نقشه‌ی
زیکـه که با استفاده از یلنا و ارن طرحش کرده

00:15:24.770 --> 00:15:25.730
و؟

00:15:25.980 --> 00:15:32.570
ممکنه به زودی ییگریست‌ها ارن رو بیارن
تا زیک رو ببینه، همونطور که می‌خواستن

00:15:32.570 --> 00:15:35.740
پیکسیس چی؟ اجازه‌ی اینکارو میده؟

00:15:35.830 --> 00:15:40.120
همونطور که می‌دونید، فرمانده می‌تونن
خیلی یه دنده باشن

00:15:41.250 --> 00:15:46.130
اون مطمئن میشه که ارن
به دست خود ما خورده میشه

00:15:47.420 --> 00:15:48.630
درستـه

00:15:51.340 --> 00:15:57.560
...من بارها ارن رو نجات دادم
هر بار، هم‌رزم‌های بیشتری کُشته شدن

00:15:57.560 --> 00:16:01.710
فقط به این خاطر که اعتقاد داشتم اون امید بشریتـه

00:16:02.390 --> 00:16:06.270
و ببین اعتقاداتم منو به کجا کشوندن

00:16:07.190 --> 00:16:12.840
.مثل یه لطیفه‌ی افتضاح می‌مونه
اون امید لعنتی‌ای که دیدیم چی بود؟

00:16:14.910 --> 00:16:18.290
اون همه تلاش برای یه چیز بیهوده مثل این؟

00:16:20.910 --> 00:16:24.290
خیلی مزخرفـه. اصلاً خنده‌دار نیست

00:16:24.290 --> 00:16:27.290
یه عوضی دیگه هم هست که باید به خورد غول بدیمش

00:16:30.050 --> 00:16:33.840
!منظورت چیه؟
مایع نخاعی زیک داخل شرابـه؟

00:16:34.550 --> 00:16:37.350
...مدرکی ندارم، ولی

00:16:38.180 --> 00:16:41.840
...داخل کشتی اکتشافی اول پر از اینا بود

00:16:42.770 --> 00:16:45.920
خیلی بیشتر از مقداری که
یه عملیات اکتشافی لازم داشته باشه

00:16:46.650 --> 00:16:48.240
دوباره -
...و -

00:16:48.730 --> 00:16:53.780
،وقتی کارمو اینجا به عنوان آشپز شروع کردم...

00:16:53.780 --> 00:16:56.160
بهم گفتن که برای افسرهای عالی‌رتبه سِروِش کنم

00:16:56.160 --> 00:16:58.620
یه بار دیگه -
بهم گفتن که برای افسرهای عالی‌رتبه سِروِش کنم -

00:16:58.620 --> 00:16:59.370
!کی بهت گفت؟

00:17:02.000 --> 00:17:03.260
یلنا

00:17:04.120 --> 00:17:07.790
تا جایی که می‌دونم، فقط اون
در این باره خبر داشته

00:17:08.670 --> 00:17:10.980
نمی‌تونم درباره داوطلب‌های دیگه نظری بدم

00:17:11.800 --> 00:17:15.380
!این اولین باریـه که در این باره می‌شنوم

00:17:15.840 --> 00:17:21.520
با عقل جور در نمیاد! مگه الدیایی‌ها وقتی
مایع نخاعی زیک رو بخورن خشک‌شون نمی‌زنه؟

00:17:21.680 --> 00:17:27.670
،طبق حرف‌های زیک. هیچکس شاهد این مسئله نبوده
پس نمیشه تأییدش کرد

00:17:28.230 --> 00:17:33.530
،ولی... همین دروغ کوچیکِ اون
تأثیر بزرگی داشته

00:17:34.530 --> 00:17:40.530
،چون هیچکس تا الان خشکش نزده
کسی اصلاً متوجه نشده اون مایع رو خورده

00:17:40.530 --> 00:17:45.580
آره، ولی... تو هم که
از حرفات مطمئن نیستی، درسته؟

00:17:45.580 --> 00:17:47.550
آره، نمی‌تونم ثابت کنم

00:17:48.000 --> 00:17:54.800
ولی مارلیایی‌ها می‌دونن که از مایع نخاعی زیک
در گذشته چجوری استفاده شده

00:17:56.050 --> 00:18:00.510
،حدود ده سال پیش
ما فقط تو یه شب، یه پایتخت رو فتح کردیم

00:18:01.640 --> 00:18:04.430
صدها غول یهو توی شهر ظاهر شدن

00:18:06.730 --> 00:18:08.980
،اگه نقشه‌اش این نباشه

00:18:09.690 --> 00:18:16.320
نمی‌دونم چرا خواسته این شراب برای
افسرهای عالی‌رتبه‌ی شما سرو بشه

00:18:16.320 --> 00:18:22.490
پس چند لحظه پیش، مشروب رو گرفتی
تا ازمون محافظت کنی؟

00:18:22.490 --> 00:18:26.330
چه می‌دونم؟ خودمم نمی‌دونم چیکار می‌کنم

00:18:27.790 --> 00:18:31.190
اومدم اینجا تا دنیا رو
از شر شیاطین جزیره نجات بدم

00:18:31.960 --> 00:18:35.580
،و حالا که دهنم رو باز کردم و همه چی رو گفتم
مطمئنم که زیاد زنده نمی‌مونم

00:18:36.670 --> 00:18:37.840
...ولی، آقای براس

00:18:38.720 --> 00:18:44.370
،فکر نکنم بتونم شبیه شما باشم
...ولی حتی اگه اینطوری ذره‌ای بتونم جبران کنم

00:18:45.890 --> 00:18:50.110
کُشتن یه بچه؟ من چه مرگم شده؟

00:18:54.780 --> 00:18:56.040
...نیکولو

00:18:59.910 --> 00:19:02.810
چرا ازم حافظت کردی؟

00:19:03.280 --> 00:19:06.870
همینطوری. دلیل خاصی نداره

00:19:06.870 --> 00:19:14.280
.من کسی‌ام که هم‌رزم‌تون رو کُشت
.من بودم که سر و صورت اون نگهبان رو له کردم

00:19:14.880 --> 00:19:18.800
کار فالکو نبود. منو بکُشید، نه اون

00:19:20.510 --> 00:19:21.640
ما تو رو نمی‌کُشیم

00:19:21.930 --> 00:19:24.640
ولی دل‌تون می‌خواد، مگه نه؟

00:19:24.810 --> 00:19:26.260
من نمی‌خوام تو رو بکُشم

00:19:27.980 --> 00:19:31.400
...اینو بکُش، اونو بکُش
فکر و ذهنت همینـه

00:19:32.020 --> 00:19:33.650
درست مثل یه نفر که می‌شناسم

00:19:37.230 --> 00:19:38.030
...ارن

00:19:43.070 --> 00:19:43.910
چی شده؟

00:19:44.330 --> 00:19:45.660
فرمانده هانجی

00:19:45.660 --> 00:19:46.850
!فلوک

00:19:47.620 --> 00:19:49.660
خوشحالم که اینجایی

00:19:49.660 --> 00:19:55.040
.فکر کنم تو بدونی زیک کجاست
.می‌خوایم ما رو ببری اونجا

00:19:55.040 --> 00:19:58.670
صبر کن. ما نمی‌خوایم با شما بجنگیم

00:19:59.210 --> 00:20:04.180
.ما پیشنهاد شما رو رد کردیم
.ما با ارتش مذاکره نمی‌کنیم

00:20:05.300 --> 00:20:07.680
اونوقت چرا؟

00:20:08.180 --> 00:20:10.060
این تصمیم ارنـه

00:20:10.060 --> 00:20:14.690
پیکسیس عمراً سرنوشت جزیره رو نمیده دست ما

00:20:15.610 --> 00:20:18.320
مطمئنم الان داره سراسیمه یه نقشه می‌کشه تا

00:20:18.320 --> 00:20:22.660
غول بنیان‌گذار رو از ارن بگیره

00:20:23.320 --> 00:20:25.090
خیالاتی شدی

00:20:25.570 --> 00:20:30.700
یا نکنه این چیزیـه که هم‌رزم‌هات
توی هنگ پادگان بهت گفتن؟

00:20:31.210 --> 00:20:35.320
بهم می‌خوره از اون پادوهایی باشم که جوابتو میده؟

00:20:35.790 --> 00:20:42.590
توصیه می‌کنم قبل از اینکه
ثابت کنم نیستم، راه بیفتید

00:20:42.590 --> 00:20:46.350
لعنتی. از کجا فهمیدن که ما اینجاییم؟

00:20:46.640 --> 00:20:50.850
گریز؟ یلنا بهت گفته اینکارو بکنی؟

00:20:51.430 --> 00:20:58.230
.نیکولو، تو بیش از حد با الدیایی‌ها اخت گرفتی
.می‌دونستم بالاخره چنین روزی سر می‌رسه

00:20:58.940 --> 00:21:02.360
کار درستی کردم که راه
ارتباط با اونا رو بهت نگفتم

00:21:02.360 --> 00:21:04.270
!فلوک، گوش کن

00:21:04.810 --> 00:21:08.050
!وقت نداریم با خودمون بجنگیم

00:21:08.050 --> 00:21:12.120
،شراب‌هایی که حاوی مایع نخاعی زیک هستن
!بین کل ارتشی‌ها پخش شده

00:21:12.620 --> 00:21:16.000
!زیک با این نقشه‌اش همه‌ی ما رو گول زده

00:21:16.000 --> 00:21:21.690
خب، که چی؟ فقط اعضای احمق ژاندارمری رو
تبدیل به احمق‌های بزرگتری می‌کنه

00:21:22.260 --> 00:21:23.320
می‌تونیم بریم؟

00:21:24.880 --> 00:21:27.580
!من که نگفتم اعضای ژاندارمری خوردنش

00:21:28.140 --> 00:21:31.870
!امکان نداره! شما درباره‌ی شراب می‌دونستید؟

00:21:36.230 --> 00:21:39.330
لطفاً صداتون رو بیارید پایین

00:21:45.150 --> 00:21:46.700
ما جلوتر میریم

00:21:46.700 --> 00:21:47.510
باشه

00:21:47.820 --> 00:21:51.200
اون صدا... حتماً فلوک اومده

00:21:52.700 --> 00:21:53.700
آره

00:22:02.880 --> 00:22:06.500
من می‌خواستم... با شما حرف بزنم

00:23:41.350 --> 00:23:44.340
ییگریست‌ها هانجی و بقیه را دستگیر می‌کنند

00:23:45.110 --> 00:23:51.170
،ارن، با نگاهی عمیق به آرمین و میکاسا
می‌گوید که می‌خواهد صحبت کند