WEBVTT

00:00:13.972 --> 00:00:16.099
‫به پارک سانتیاگو اومدیم

00:00:16.182 --> 00:00:17.892
‫تا ببینیم مردم چه حسی دارن

00:00:17.976 --> 00:00:22.856
‫و چه واکنشی درمورد این اخبار که پلیس
‫بالاخره تونست «لخت‌کن» رو دستگیر کنه، دارن

00:00:22.856 --> 00:00:27.026
‫من احساس آرامش می‌کنم چون که خداروشکر
‫دوباره می‌تونیم تا دیروقت بیرون باشیم

00:00:27.026 --> 00:00:29.904
‫به‌خاطر دعاهای ما بود که
‫اون دستگیر شد

00:00:29.988 --> 00:00:32.323
‫- خب، به‌نظر من
‫- من می‌خوام بدونم که

00:00:32.323 --> 00:00:33.825
‫چرا تا الان دستگیر نشده بود؟

00:00:33.825 --> 00:00:37.370
‫به‌عنوان یک افسر پلیس
شما ‫باید خیلی خوشحال‌تر باشین که

00:00:37.454 --> 00:00:39.706
‫«لخت‌کن» بالاخره دستگیر شده

00:00:41.166 --> 00:00:45.545
‫از این به بعد، شهروندان موقع قدم زدن
‫ توی خیابون، احساس امنیت بیشتری دارن

00:00:45.628 --> 00:00:47.589
‫این یه بازی رسانه‌ایـه قربان

00:00:47.672 --> 00:00:49.549
‫دولت می‌خواد حواس‌مون رو

00:00:49.549 --> 00:00:51.801
‫از مشکلات واقعی این کشور پرت کنـه

00:00:51.885 --> 00:00:53.678
‫به‌نام همه‌ی قربانی‌ها،
‫تبریک میگم

00:00:53.678 --> 00:00:57.098
‫اگه همینطوری ادامه بدیم،
‫روانی‌های بیشتری پشت میله‌های زندان می‌افتن

00:00:57.098 --> 00:00:59.184
‫«لخت‌کن» تصمیم گرفت که
‫به زندگی خودش پایان بده

00:00:59.851 --> 00:01:01.186
‫بله، می‌دونم، اما

00:01:02.645 --> 00:01:04.522
‫اون واقعاً «لخت‌کن» بود؟

00:01:04.522 --> 00:01:06.941
‫دیگه وقتش بود
‫من خیلی خوشحالم خبر خیلی خوبیـه

00:01:06.941 --> 00:01:08.735
‫بالاخره آرامش به این محل برگشت

00:01:08.818 --> 00:01:11.946
‫مامانی، برات تا تامائولیپاس بوس می‌فرستم!

00:01:12.030 --> 00:01:14.616
‫باید براش دعا کنیم

00:01:14.616 --> 00:01:18.495
‫من سه‌تا دختر دارم و اصلاً‌ دلم نمی‌خواست
‫اتفاق بدی براشون بیفته

00:01:18.495 --> 00:01:20.121
‫وقتش بود پلیس یه کار درست بکنـه

00:01:20.121 --> 00:01:21.498
‫اگه کار اون نبوده باشه چی؟

00:01:24.292 --> 00:01:27.754
‫چی‌کار می‌کنین خانم؟
‫می‌خواین بیننده‌ها رو بترسونین؟

00:01:27.754 --> 00:01:30.423
‫این گزارش قرار بود که
روحیه‌دهنده باشه

00:01:30.423 --> 00:01:32.300
‫- بریم
‫- ببخشید

00:01:35.845 --> 00:01:38.890
‫- چیـه؟
‫- بد نمیشد یکم بیشتر لبخند می‌زدی

00:01:38.890 --> 00:01:40.642
‫نه؟
‫اینطوری متقاعدکننده‌تر هم نبود؟

00:01:40.642 --> 00:01:41.851
‫می‌دونی که حق با منـه

00:01:44.103 --> 00:01:47.523
‫واسه چی همینطوری وایسادین؟
‫بریم گشت‌مون رو بزنیم

00:03:14.068 --> 00:03:16.779
‫همه‌چی درست میشه
‫از اینجا میارمت بیرون

00:03:21.200 --> 00:03:22.410
‫ماریا!

00:04:32.855 --> 00:04:35.525
‫« لخت‌کن دستگیر شد! »

00:04:38.861 --> 00:04:41.030
‫چرا این کار رو باهاشون کردی تیتو؟

00:04:41.614 --> 00:04:44.242
‫خوب نگاه کن،
‫چون باید تاوانش رو پس بدی عوضی!

00:04:44.992 --> 00:04:46.494
‫ببین چی‌کار کردی حروم زاده!

00:04:47.578 --> 00:04:48.788
‫ترسیدم

00:04:49.288 --> 00:04:50.456
‫چیزی شده؟

00:04:50.540 --> 00:04:52.542
‫نه، اصلاً‌ حواسم سر جاش نیست

00:04:52.625 --> 00:04:54.335
‫دیشب خیلی خوب نخوابیدم

00:04:54.418 --> 00:04:55.419
‫الو؟

00:04:56.212 --> 00:04:59.423
‫آقای کابوس
‫چه غافلگیری دل‌انگیزی

00:04:59.507 --> 00:05:03.469
‫نه، مراحمین
‫بله اینجاس گوشی دست‌تون

00:05:03.553 --> 00:05:04.554
‫روز خوش

00:05:07.139 --> 00:05:09.850
‫صبح بخیر‌ آقای کابوس
‫حال‌تون چطوره؟

00:05:11.310 --> 00:05:13.104
‫من خوبم
‫ممنون

00:05:15.398 --> 00:05:18.234
‫امشب ساعت ۸
‫عالیـه

00:05:18.985 --> 00:05:21.988
‫مچکرم
‫خدانگهدار

00:05:23.030 --> 00:05:24.073
‫خب؟

00:05:24.573 --> 00:05:26.909
‫- واسه شام دعوتیم
‫- شام؟

00:05:26.993 --> 00:05:29.245
‫آره، فقط تو و من و
‫اون و زنش

00:05:29.328 --> 00:05:30.413
‫خونه‌ی اون

00:05:31.247 --> 00:05:32.456
‫به‌نظرت

00:05:32.540 --> 00:05:34.500
‫- معلومـه عزیزم
‫- نه، نه، نه

00:05:34.583 --> 00:05:36.294
‫- تبریک میگم!
‫- نه،‌ نه، نه، لطفاً

00:05:36.377 --> 00:05:37.336
‫- عالیـه!
‫- نه، نه، نه!

00:05:37.336 --> 00:05:38.713
‫هنوز واسه شادی زوده

00:05:38.713 --> 00:05:40.548
‫آخه هنوز که مشخص نیست

00:05:40.756 --> 00:05:43.134
‫بعد از استعفا از پروژه‌ی آکاپولکو،
فکر می‌کردم

00:05:43.134 --> 00:05:45.511
‫عزیزم، دست بردار
‫مال خودتـه مطمئنم

00:05:45.594 --> 00:05:47.555
‫- هنوز مشخص نیست
‫- چی مال خودتـه؟ نمی‌فهمم

00:05:47.638 --> 00:05:51.142
‫پدرتون قراره به حقش برسـه و
‫ترفیع شغلی بگیره

00:05:51.225 --> 00:05:52.226
‫معلوم نیست

00:05:52.310 --> 00:05:53.978
‫و به‌نظرم حقش یه بغل رو هست

00:05:54.061 --> 00:05:55.021
‫مبارکـه بابا!

00:05:55.104 --> 00:05:56.439
‫- آره عزیزم
‫- خب

00:05:56.522 --> 00:05:58.107
‫مطمئنم بهش می‌رسی

00:05:58.983 --> 00:06:00.151
‫مامان

00:06:00.234 --> 00:06:03.696
‫این یعنی دیگه لازم نیست تو کار کنی؟

00:06:07.158 --> 00:06:10.411
‫نه، عزیزم
‫من به کارم ادامه میدم

00:06:13.497 --> 00:06:15.666
‫- الکس الکس!
‫- الکس الکس!

00:06:18.252 --> 00:06:20.087
‫خب، تو بشین

00:06:22.506 --> 00:06:24.467
‫- پس قطعی شد دیگه؟
‫- آره عزیزم

00:06:25.051 --> 00:06:26.552
‫باید ۸ اونجا باشیم

00:06:27.178 --> 00:06:29.305
‫- نباید دیر کنیم
‫- آره، حتماً

00:06:33.309 --> 00:06:37.396
‫سلام ماریا دلا توره هستم
‫حال‌تون چطوره؟

00:06:39.815 --> 00:06:42.276
‫بله، می‌تونیم خیلی زود
واسه شام بریم بیرون

00:06:53.162 --> 00:06:55.873
‫آنجلس، صبحونه!

00:06:58.584 --> 00:07:01.170
‫- چه‌خبر از کار و بار؟
‫- جمعه بهم حقوق میدن

00:07:02.463 --> 00:07:04.131
‫واسه این نپرسیدم

00:07:06.008 --> 00:07:07.301
‫دوستات چطورن؟

00:07:09.011 --> 00:07:12.598
‫مطمئن نیستم اونا دوستام باشن، مامان‌بزرگ
‫همکارهامن

00:07:15.976 --> 00:07:17.478
‫اونجا مرد هم هست؟

00:07:18.020 --> 00:07:23.275
‫- توی نیروی پلیس رو میگم
‫- بله، خیلی بیشترشون مردن

00:07:24.443 --> 00:07:29.365
‫از کسی خوشت میاد؟
‫واسه دوستی یا چیزی

00:07:29.448 --> 00:07:31.116
‫تا تنها نباشی

00:07:31.867 --> 00:07:34.995
‫من تنها نیستم
‫شما رو دارم

00:07:36.121 --> 00:07:42.086
‫آره اما یه مامان‌بزرگ پیر
‫با مردی که کنارت قدم بزنـه فرق می‌کنـه

00:07:42.586 --> 00:07:43.879
‫تا هم صحبتت باشه

00:07:52.513 --> 00:07:54.306
‫من دیگه باید برم

00:07:54.765 --> 00:07:55.766
‫آنجلس؟

00:07:58.185 --> 00:07:59.186
‫بله؟

00:07:59.687 --> 00:08:02.189
‫دلت می‌خواد یه مردی تو زندگیت داشته باشی؟

00:08:05.818 --> 00:08:07.069
‫بله

00:08:08.279 --> 00:08:09.530
‫خیلی زیاد

00:08:18.831 --> 00:08:20.708
‫کِی بیدار شدی؟

00:08:22.334 --> 00:08:23.711
‫یکم پیش

00:08:26.422 --> 00:08:27.756
‫خونه رو تمیز کردی؟

00:08:27.840 --> 00:08:30.342
‫والنتینا، هیشکی از بهم‌ریختگی خوشش نمیاد

00:08:30.426 --> 00:08:32.136
‫آره، اما بهم‌ریختگی خودمـه

00:08:33.053 --> 00:08:35.306
‫پس دفعه‌ی بعد اجازه بگیر، خب؟

00:08:35.389 --> 00:08:37.850
‫بابام که کنار بیاد،
‫دیگه مزاحمت نمیشم

00:08:39.226 --> 00:08:42.354
‫به‌ بابات نمی‌خوره از اون آدم‌هایی باشه که
‫با چیزی کنار بیاد

00:08:42.438 --> 00:08:46.608
‫- چرا، هست فقط یکم زیاده‌روی کرده
‫- خوابونده زیر گوشت

00:08:46.692 --> 00:08:48.569
‫چون بهش دروغ گفتم

00:08:49.194 --> 00:08:53.198
‫شاید خونواده‌ی سنتی‌ای داشته باشم
‫اما خیلی به همدیگه نزدیکیم

00:08:54.533 --> 00:08:56.035
‫عاشق همدیگه‌ایم

00:09:08.881 --> 00:09:11.342
‫اگه نصف پول اجاره رو بدی و
‫دیگه تمیزکاری نکنی

00:09:11.425 --> 00:09:14.386
‫تا هروقت که دلت بخواد
‫می‌تونی اینجا بمونی، خب؟

00:09:26.523 --> 00:09:27.524
یه حالی نیست؟

00:09:27.608 --> 00:09:29.485
‫من که فقط با نگاه کردن بهش
‫خمار شدم

00:09:30.444 --> 00:09:31.904
‫برنامه‌ها عوض میشن

00:09:31.987 --> 00:09:36.784
‫از این به بعد،
بین ایستگاه و پارک‌ها جابجا میشین

00:09:37.451 --> 00:09:39.369
‫و البته یکی دوتا جای دیگه

00:09:39.453 --> 00:09:40.454
‫واسه چی؟

00:09:41.080 --> 00:09:42.581
‫- کی پرسید؟
‫- من

00:09:42.664 --> 00:09:43.957
‫دستورات رئیسـه

00:09:43.957 --> 00:09:45.834
‫ممکنه به‌خاطر جسد پیدا ‌کردن‌مون باشه؟

00:09:45.834 --> 00:09:47.920
‫- منظورت چیـه که جسد پیدا کردین؟
‫- خب جسد پیدا کردیم

00:09:47.920 --> 00:09:50.923
‫خب مگه «لخت‌کن» رو نگرفتن؟
‫چرا نمی‌تونیم تو پارک بمونیم؟

00:09:51.006 --> 00:09:53.175
‫باورنکردنیـه
‫اول که بهمون تفنگ نمیدن،

00:09:53.175 --> 00:09:56.011
‫بعدش هم جسد پیدا کردیم
‫حالا حتی تو پارک هم نباید کار کنیم؟

00:09:56.011 --> 00:09:59.473
‫اصلاً می‌خواین ما رو
‫ تو کمد لباسی زندونی کنین؟

00:09:59.473 --> 00:10:00.474
تو رو که آره

00:10:01.475 --> 00:10:03.227
‫هی، این خبر خوبیـه

00:10:03.310 --> 00:10:06.021
‫کار واقعی توی ایستگاهـه

00:10:06.855 --> 00:10:07.856
‫مگه نه جناب سروان؟

00:10:07.940 --> 00:10:10.567
‫بذارین توضیح بدم این جلسات صبحگاهی
‫واسه‌ی چی‌ان

00:10:11.568 --> 00:10:14.196
‫من دستور میدم و
‫شما اطاعت می‌کنین

00:10:14.905 --> 00:10:16.281
‫خبری از گپ و گفت نیست

00:10:17.157 --> 00:10:20.744
‫نه پیشنهادی بدین و نه مهم‌تر از همه
‫بحث راه بندازین

00:10:25.165 --> 00:10:27.501
‫برای هر گروه
‫یه منطقه تعیین شده

00:10:28.335 --> 00:10:30.546
‫فهرستی که اونجاس رو بررسی کنین

00:10:37.594 --> 00:10:38.762
‫خب، اونقدرا هم بد نیست

00:10:40.848 --> 00:10:42.474
‫اینجا رو واسه ما تعیین کردن

00:10:42.474 --> 00:10:44.184
‫دقیقاً قراره چی‌کار کنیم؟

00:10:44.184 --> 00:10:46.311
‫به‌گمونم خودمون باید پیشنهاد کمک بدیم

00:10:46.311 --> 00:10:48.897
‫چون میگن کِرم گیر مرغ سحر میاد

00:10:52.109 --> 00:10:55.362
‫هزاربار این بحث رو کردیم

00:10:57.364 --> 00:10:58.365
‫آره

00:11:01.618 --> 00:11:02.619
‫اوهوم

00:11:03.203 --> 00:11:04.788
‫آره، معلومـه که دارم گوش می‌کنم

00:11:11.086 --> 00:11:14.298
‫اوهوم این چیزا چه ربطی به مادرت داره؟

00:11:15.883 --> 00:11:17.092
‫و دختر من؟

00:11:20.053 --> 00:11:21.054
‫گوش کن

00:11:21.680 --> 00:11:25.434
‫اگه فکر کردی می‌ذارم مادرت تصمیم بگیره
‫ که من با دخترم چی‌کار کنم

00:11:26.184 --> 00:11:27.185
‫گوشی دستت

00:11:28.687 --> 00:11:30.480
‫میشه اینقدر ول نگردی؟

00:11:30.981 --> 00:11:31.982
‫رو مخـه

00:11:32.482 --> 00:11:33.483
‫حتماً

00:11:37.487 --> 00:11:38.530
‫چیـه؟

00:11:41.033 --> 00:11:43.076
‫کار امروزمون اینـه که پیشنهاد کمک بدیم

00:11:44.745 --> 00:11:46.455
‫شما کمک لازم ندارین؟

00:11:46.872 --> 00:11:48.415
‫اگه بگم آره، میری؟

00:11:49.625 --> 00:11:53.629
‫اگه چیزی که لازم دارین
‫مربوط به این باشه که جای دیگه‌ای برم، بله

00:11:56.214 --> 00:11:57.424
‫خیلی‌‌خب

00:11:58.717 --> 00:12:00.135
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم عزیزم

00:12:01.720 --> 00:12:02.888
‫- دیاز
‫- چیشده؟

00:12:02.888 --> 00:12:05.724
‫اومدم بهت کمک کنم، به‌عنوان همکارت،
‫واسه‌ی پروژه‌های بعدیت

00:12:05.724 --> 00:12:06.725
‫- حتماً‌
‫- آره

00:12:06.808 --> 00:12:09.728
‫من کتابچه‌ی راهنمای پلیس رو چندبار خوندم

00:12:09.811 --> 00:12:12.898
‫روش‌های تحقیقاتی،
‫مبارزه‌ی تن به تن،

00:12:12.981 --> 00:12:16.151
‫و کار با اسلحه رو بلدم و از همه‌ مهم‌تر،
‫تحت فشار تسلیم نمیشم

00:12:16.234 --> 00:12:17.736
‫درستـه

00:12:18.445 --> 00:12:20.822
‫راستش، یه کاری هست که
‫می‌تونی بهم کمک کنی

00:12:25.118 --> 00:12:26.495
‫پس کار واقعی همین بود؟

00:12:32.209 --> 00:12:34.044
‫میشه یکی هم برای من بیارین؟

00:12:34.127 --> 00:12:36.713
‫دیدی؟ بودن زن‌ها تو نیروی انتظامی
‫اونقدرا هم بد نیست

00:12:39.341 --> 00:12:40.509
‫- بفرمایین
‫- ممنون

00:12:40.592 --> 00:12:41.843
‫خواهش می‌کنم

00:12:42.677 --> 00:12:44.638
‫کمک دیگه‌ای لازم ندارین؟

00:12:45.222 --> 00:12:48.100
‫مثلاً کاری که
‫مرتبط به پلیس باشه؟

00:12:50.852 --> 00:12:52.020
‫کاغذکاری‌های کوفتی

00:12:52.104 --> 00:12:53.772
‫راست میگی‌ها

00:12:53.855 --> 00:12:56.400
‫راستش، یه کاری واسه‌تون داریم

00:12:56.483 --> 00:12:57.859
‫تو ناهار می‌خری دیگه؟

00:12:57.943 --> 00:13:00.529
‫این دفعه‌ی سوم تو این هفته‌س
‫نه، نوبت توئـه

00:13:03.865 --> 00:13:06.284
‫- این‌ها دیگه چی‌ان؟
‫- اظهارنامه‌هان

00:13:06.368 --> 00:13:09.454
‫۱۹۶۴، ۱۹۶۵

00:13:09.538 --> 00:13:11.540
‫باید به ترتیب مرتب شن تا بایگانی شن

00:13:11.623 --> 00:13:13.416
‫به ترتیب حروف الفبا و تاریخ

00:13:15.335 --> 00:13:17.462
‫- بریم به کارمون برسیم
‫- اینجا نه!

00:13:17.546 --> 00:13:19.297
‫- هی
‫- بعد از مرتب شدن میره اونجا

00:13:19.381 --> 00:13:21.967
‫شنیدین چی گفت
‫بعد از این که مرتب‌شون کردین برگردین

00:13:22.050 --> 00:13:24.136
‫پس یعنی بهمون دفتر میدین؟

00:13:26.680 --> 00:13:27.681
‫فکر نکنم

00:13:28.598 --> 00:13:31.726
‫سروان‌تون حتماً با رئیس ایستگاه حرف زده

00:13:31.810 --> 00:13:33.478
‫پس کجا باید کار کنیم؟

00:13:33.562 --> 00:13:37.315
‫واسم مهم نیست،
‫می‌تونین برین توالت

00:13:37.816 --> 00:13:39.359
‫اما امروز تمومش کنین

00:13:40.694 --> 00:13:42.696
‫- بریم ناهار بخوریم؟
‫- بریم

00:13:58.753 --> 00:14:00.463
‫کاری اینجا داشتین؟

00:14:01.214 --> 00:14:04.593
‫نه
‫اومدم ببینم کمکی لازم ندارین؟

00:14:05.093 --> 00:14:08.013
‫نه، کمکی لازم ندارم،
‫خیلی ممنون می‌تونیی برین

00:14:10.473 --> 00:14:13.810
‫ببخشید، واضح نگفتم؟
‫بیا ببینم

00:14:16.605 --> 00:14:17.898
‫- جناب کارآگاه
‫- بله؟

00:14:17.981 --> 00:14:22.736
‫متوجه شدم اثر انگشت‌های اون مرد جوان رو
‫روی جسد قربانی پیدا کردین

00:14:22.819 --> 00:14:23.820
‫درستـه

00:14:24.362 --> 00:14:27.157
‫اثر انگشت‌هاش روی بقیه‌ی جسدها هم بوده؟

00:14:27.240 --> 00:14:30.493
‫این‌ها اطلاعات محرمانه‌ان
‫به تو ربطی نداره

00:14:30.577 --> 00:14:34.915
‫متوجهم، اما حالا که پرونده بسته شده و

00:14:34.998 --> 00:14:38.919
‫«لخت‌کن» هم مرده،
‫گفتم یه چیزی یاد بگیرم

00:14:40.754 --> 00:14:42.297
‫می‌خوای چیزی یاد بگیری؟

00:14:44.007 --> 00:14:45.008
‫بهش نگاه کن

00:14:46.843 --> 00:14:49.929
‫ببین که این روزا آدم‌ها می‌تونن
‫دست به چه کارهایی بزنن

00:14:52.057 --> 00:14:54.100
‫پس بهتره که از خونه‌ت بیرون نیای

00:14:58.938 --> 00:15:00.523
‫- بریم
‫- این دیگه چیـه؟

00:15:00.607 --> 00:15:03.360
‫می‌بینی؟
‫فکر می‌کنن برده‌ایم، نه پلیس

00:15:03.360 --> 00:15:05.070
‫فردا هم میگن کف زمین رو تِی بکشیم

00:15:05.070 --> 00:15:08.031
‫روی گِل‌ها و جسد
‫اثر انگشت پیدا کردن

00:15:08.114 --> 00:15:10.992
‫و علاوه‌بر اون،
‫همونجا توی پارک دستگیر شد

00:15:11.076 --> 00:15:12.327
‫جایی که کار می‌کرد

00:15:12.410 --> 00:15:16.706
‫اگه شما بودین، قربانی‌تون رو
‫تو محل کارتون رها می‌کردین؟

00:15:16.790 --> 00:15:18.500
‫اگه من بودم اصلاً کسی رو نمی‌کشتم

00:15:19.584 --> 00:15:23.338
‫می‌دونیم آنجلس، اما منظورم اینـه که
‫نمی‌خواستی مطمئن شی؟

00:15:24.798 --> 00:15:26.466
‫اینجا چه غلطی می‌کنین؟

00:15:27.425 --> 00:15:29.302
‫همه‌جا رو دنبال‌تون گشتم

00:15:29.386 --> 00:15:32.889
‫از مردم محافظت می‌کنیم جناب سروان
‫مشخص نیست؟

00:15:32.972 --> 00:15:34.933
‫کاریـه که برامون معین کردن

00:15:35.016 --> 00:15:36.851
‫گفتن که جایی واسه ما ندارن

00:15:37.602 --> 00:15:38.603
‫لعنتی

00:15:41.648 --> 00:15:44.567
‫اگه یه حالی نبود،
‫می‌شد بگی خوش‌تیپـه

00:15:48.613 --> 00:15:51.825
‫تو رو نمی‌دونم اما من می‌خوام مطمئن شم

00:15:51.908 --> 00:15:53.576
‫که تیتا فلورس همون «لخت‌کن» بوده

00:15:53.660 --> 00:15:54.744
‫جداً؟

00:15:54.828 --> 00:15:55.829
‫معلومـه

00:15:56.329 --> 00:15:59.916
‫باید یه چیزی از اون همه رمان‌های جنایی
‫یاد گرفته باشی دیگه، مگه نه ماریا؟

00:16:00.750 --> 00:16:03.837
‫من که میگم انگشت‌مون رو بکنیم
‫ تو لونه زنبور و ببینیم چی میشه

00:16:03.920 --> 00:16:05.338
‫نظرت چیـه؟

00:16:05.422 --> 00:16:08.633
‫آنجلس، تو قبلاً
‫ تو واحد اثرانگشت‌ها کار می‌کردی

00:16:08.633 --> 00:16:10.468
‫میشه ببینی که اثرانگشت‌های مارگاریتو

00:16:10.468 --> 00:16:12.178
‫روی بقیه‌ی جسدها هم بوده یا نه؟

00:16:12.178 --> 00:16:13.888
‫این برخلاف دستورالعمل‌هاست

00:16:13.972 --> 00:16:15.181
‫وایسا، صبر کن

00:16:15.974 --> 00:16:18.852
‫به‌نظرم باید به حرف برادرم گوش کنیم

00:16:18.935 --> 00:16:20.937
‫می‌دونم سخت‌گیره

00:16:21.604 --> 00:16:25.233
‫اما پلیس خوبیـه و فکر نمی‌کنم که
‫بدون مدرک کسی رو دستگیر کرده باشه

00:16:25.316 --> 00:16:27.735
‫یه روز باید بزرگ شی گابینا

00:16:28.528 --> 00:16:31.447
‫می‌تونی اثرانگشت‌ها رو بررسی کنی
‫لازم نیست کسی بفهمـه

00:16:31.531 --> 00:16:32.782
‫خودم که می‌فهمم

00:16:32.866 --> 00:16:34.117
‫می‌دونم می‌فهمی

00:16:34.200 --> 00:16:36.035
‫عوضیای این بالا رو میگم

00:16:36.119 --> 00:16:39.289
‫اگه چیزی پیدا کنیم،
‫باید یه راست بریم سراغ گراردو

00:16:39.289 --> 00:16:40.832
‫دستورالعمل همینـه

00:16:41.332 --> 00:16:44.752
‫اگه اثرانگشتی نباشه،
‫دلیل نمیشه که اونا رو نکشته باشه

00:16:44.836 --> 00:16:47.714
‫جسیکا ماچادو میگه
‫شبی که خواهرش به‌ قتل رسیده

00:16:47.797 --> 00:16:49.757
‫سوار یه ماشین با سقف سفید رنگ شده

00:16:49.841 --> 00:16:53.469
‫و روزی که مارگاریتو دستگیر شد
‫به مادرش هم اشاره کردن

00:16:54.971 --> 00:16:57.390
‫می‌تونیم باهاش حرف بزنیم

00:17:02.562 --> 00:17:05.440
‫چی پوشیده بود؟
‫معلومـه، عین آشغال‌ها می‌مونـه

00:17:05.523 --> 00:17:08.818
‫کارآگاه سانچر یا رامیرز
‫آدرس یکی از اعضاهای خونواده رو می‌خوان

00:17:08.818 --> 00:17:10.612
‫تا وسایلش رو بفرستن و

00:17:11.154 --> 00:17:12.530
‫دارم با گوشی حرف می‌زنم

00:17:16.367 --> 00:17:17.785
‫من هم کار دارم

00:17:19.621 --> 00:17:20.622
‫بیا نزدیک‌تر

00:17:21.456 --> 00:17:24.667
‫اگه امروز این چیزا رو تحویل ندم
‫اخراجم می‌کنن

00:17:25.293 --> 00:17:26.711
‫و می‌دونی چه اتفاقی می‌افته؟

00:17:26.794 --> 00:17:28.796
مجبور میشم بهشون بگم که

00:17:28.796 --> 00:17:32.550
‫ یه کارمند توی ساعات کاری
‫ تماس شخصی می‌گرفته

00:17:33.301 --> 00:17:35.011
‫تماس شخصی نیست

00:17:37.555 --> 00:17:39.557
‫بابا نوئل هم پشت خط باشه
‫برام مهم نیست

00:17:39.557 --> 00:17:41.559
‫یه ماشین پلیس منتظره که
جایی بره

00:17:41.559 --> 00:17:42.644
‫پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:17:47.065 --> 00:17:47.982
‫چی لازم داری؟

00:17:48.942 --> 00:17:51.402
‫آدرس مارگاریتو فلورس رو می‌خوام

00:17:51.402 --> 00:17:52.654
‫کی هست؟

00:17:54.447 --> 00:17:55.573
‫اسمت چیـه؟

00:17:55.657 --> 00:17:57.158
‫- چلا
‫- چلا

00:17:59.077 --> 00:18:00.912
‫مارگاریتو فلورس همون «لخت‌کن»ئه

00:18:05.667 --> 00:18:07.961
‫خیلی‌خب
‫کمکت می‌کنم

00:18:08.461 --> 00:18:09.462
‫ممنون

00:18:12.131 --> 00:18:13.132
‫جناب سروان

00:18:13.549 --> 00:18:16.344
‫می‌خواستم بهتون اطلاع بدم که
‫واسه ناهار داریم میریم بیرون

00:18:16.344 --> 00:18:18.304
‫بله، لازم نیست خبرم کنی

00:18:18.388 --> 00:18:19.972
‫- برین
‫- خیلی‌خب

00:18:21.641 --> 00:18:22.642
‫دلا توره

00:18:23.601 --> 00:18:25.395
‫ماریا بگین لطفاً

00:18:25.812 --> 00:18:28.898
‫هردفعه که «دلا توره» رو می‌شنوم
‫حس می‌کنم شوهرم این نزدیکی‌هاس

00:18:28.898 --> 00:18:30.692
‫باشه پس

00:18:31.192 --> 00:18:32.193
‫ماریا

00:18:33.820 --> 00:18:34.821
‫گوش کن

00:18:35.947 --> 00:18:38.991
‫می‌دونم اینطور به‌نظر میاد که
‫نمی‌خوان اینجا باشین

00:18:39.575 --> 00:18:41.953
‫اینطور به‌نظر نمیاد
‫دقیقاً همینطوریـه

00:18:42.537 --> 00:18:43.579
‫خب آره

00:18:44.455 --> 00:18:48.835
‫مسئله اینـه که اونا
‫توی گذشته گیر کردن

00:18:49.877 --> 00:18:52.213
‫اونا چیزی که من تو آموزشگاه دیدم رو ندیدن

00:18:53.047 --> 00:18:56.175
‫اولین باری که خودم اومدم ایستگاه رو یادمـه

00:18:56.259 --> 00:18:59.679
‫۲۴ سالم بود و پر از

00:18:59.762 --> 00:19:02.265
‫- قربان
‫- چیشده؟

00:19:02.348 --> 00:19:05.393
‫همکارام منتظرن تا
‫بریم ناهار

00:19:05.476 --> 00:19:08.563
‫بله حتما
‫برو،‌ می‌تونی بری

00:19:08.646 --> 00:19:10.106
‫ممنونم

00:19:14.610 --> 00:19:15.611
‫بریم

00:19:15.695 --> 00:19:17.321
‫- من نمیام
‫- واسه چی؟

00:19:17.405 --> 00:19:19.699
‫چون خونوادم منتظرن گندی بالا بیارم

00:19:19.782 --> 00:19:23.161
‫تا ثابت کنن که نباید اینجا باشم
‫کاری نمی‌کنم حرف‌شون ثابت بشه

00:19:24.078 --> 00:19:26.456
‫- مگه کی قراره بفهمـه؟
‫- داداش‌هام

00:19:27.582 --> 00:19:28.833
‫پس قربانی‌ها چی میشن؟

00:19:29.500 --> 00:19:31.502
‫مگه ما به‌خاطر اونا پلیس نشدیم؟

00:19:31.586 --> 00:19:32.920
‫اشکالی نداره

00:19:33.004 --> 00:19:36.507
‫اگه ما دیر کردیم،
تو رو پرونده‌ها کار کن خب؟

00:19:37.175 --> 00:19:38.176
‫اشکال داره

00:19:42.722 --> 00:19:43.848
‫چی؟

00:19:48.644 --> 00:19:51.147
‫اون زنـه که خیلی رو مخـه

00:19:51.230 --> 00:19:53.816
‫مطمئنم شوهرش نمرده
‫ از دستش قایم شده

00:19:53.900 --> 00:19:55.401
‫چطوری تونستی تحملش کنی؟

00:19:56.277 --> 00:20:01.324
‫چون رابطه‌مون جدی شده بود
‫بهم اعتماد داشت

00:20:01.407 --> 00:20:02.909
‫باهام راحت بود

00:20:03.743 --> 00:20:06.454
‫آره، باید صبور باشی

00:20:06.537 --> 00:20:08.122
‫عادت می‌کنـه

00:20:08.122 --> 00:20:10.374
‫شاید هم بهتره آخر هفته
‫با من بیای آکاپولکو

00:20:10.374 --> 00:20:12.168
‫- نه
‫- واسه شام می‌بریمش بیرون

00:20:12.418 --> 00:20:14.879
‫درست من رو بهش معرفی می‌کنی
‫بهش میگی که احمق نیستم

00:20:14.879 --> 00:20:16.672
‫- من آکاپولکو بیا نیستم
‫- که کارم رو بلدم

00:20:16.672 --> 00:20:18.174
‫- الخاندرو، خواهش می‌کنم
‫- لازم نیست

00:20:18.174 --> 00:20:21.010
‫- لازم‌تر از چیزیـه که فکر می‌کنی
‫- لازم نیست

00:20:22.178 --> 00:20:23.429
‫- لازمـه
‫- بهت که گفتم

00:20:23.512 --> 00:20:24.972
‫می‌خوام کنار خونوادم باشم

00:20:25.056 --> 00:20:29.393
‫من قول دادم قول دادم و
‫باید سر قولم وایسم

00:20:29.477 --> 00:20:31.354
‫کجاش رو نمی‌فهمی؟

00:20:31.437 --> 00:20:35.483
‫قولی که ممکنـه شرکت رو به باد بده

00:20:36.692 --> 00:20:40.363
‫پروژه رو از دست میدیم
‫قولی که دادی بره به درک، الخاندرو

00:20:40.446 --> 00:20:41.864
‫چرت نگو

00:20:41.948 --> 00:20:45.660
‫میگل
‫پروژه دیگه مال خودتـه

00:20:45.743 --> 00:20:48.496
‫پس میری آکاپولکو

00:20:49.580 --> 00:20:52.458
‫و مسئولیت رو به‌عهده می‌گیری و
چیزی که لازمـه رسیدگی کنی

00:20:52.541 --> 00:20:54.502
رسیدگی می‌کنی، میگل

00:20:55.294 --> 00:20:56.295
‫خواهش می‌کنم

00:21:00.508 --> 00:21:01.509
‫خیلی‌خب

00:21:03.135 --> 00:21:04.845
‫- بسپارش به خودم
‫- خوبـه

00:21:07.306 --> 00:21:09.475
‫واسه‌ امشب تبریک میگم

00:21:10.017 --> 00:21:11.018
‫لیاقتش رو داشتی

00:21:12.103 --> 00:21:12.728
‫فعلاً صبر کن

00:21:12.728 --> 00:21:16.857
‫بانوی اول به همه یادآوری کرد ‫با این که
مردم به‌خاطر دستگیری «لخت‌کن» خوشحالن

00:21:16.857 --> 00:21:18.734
‫باید تامل هم بکنن

00:21:18.734 --> 00:21:20.903
‫اون از مردم خواست که
‫برای قربانی‌ها دعا کنن

00:21:20.903 --> 00:21:23.531
‫مخصوصاً آخرین قربانی،
‫پائولا ماچادو،

00:21:23.531 --> 00:21:27.326
‫که مراسم تدفین اون فردا ساعت ۱۰‌ صبح
‫در گورستان پانتئون خاردین برگزار میشه

00:21:27.326 --> 00:21:28.786
‫داشتم گوش می‌کردم‌ها

00:21:29.370 --> 00:21:31.372
‫شرمنده اما نمی‌تونم رو نقشه تمرکز کنم

00:21:31.455 --> 00:21:32.915
‫بهتر نیست از بقیه سوال کنیم؟

00:21:32.999 --> 00:21:34.333
‫لازم نیست

00:21:35.209 --> 00:21:36.502
‫دوست ندارم اینجا گم شم

00:21:36.585 --> 00:21:37.586
‫ما که گم نشدیم

00:21:37.670 --> 00:21:42.299
‫فقط اسم بعضی‌ از خیابون‌های اینجا
‫توی نقشه نیست،‌ همین

00:21:42.383 --> 00:21:43.759
‫خب این یعنی گم شدیم

00:21:43.843 --> 00:21:46.053
‫فکر کنم باید بپیچی سمت چپ

00:21:46.137 --> 00:21:47.138
‫فکر کنی؟

00:21:47.930 --> 00:21:50.141
‫می‌خوای تو نقشه رو بخونی و
‫من رانندگی کنم؟

00:21:50.141 --> 00:21:51.809
‫نه
‫نمی‌ذارم پشت ماشین من بشینی

00:21:51.892 --> 00:21:56.230
‫پس اینقدر ول نگرد و بپیچ چپ
‫بجنب

00:22:02.153 --> 00:22:03.154
‫رسیدیم

00:22:05.531 --> 00:22:12.538
‫« قاتل »

00:22:23.841 --> 00:22:27.011
‫خانم نورما هیدالگو خوارز
‫از طرف اداره‌ی پلیس اومدیم

00:22:27.762 --> 00:22:29.722
‫لطفاً از اینجا برین

00:22:29.805 --> 00:22:32.641
‫فقط چندتا سوال داشتیم

00:22:33.350 --> 00:22:36.270
‫تا به دروغ‌هاتون درمورد پسرم ادامه بدین؟

00:22:36.937 --> 00:22:41.108
‫نه، فقط واسه این که می‌خوایم
‫حقیقت رو بدونیم خانم!

00:22:41.192 --> 00:22:42.526
‫لعنتی!

00:22:44.320 --> 00:22:49.074
‫خانم نورما ما باور نمی‌کنیم که
‫پسرتون اون‌ زن‌ها رو کشته باشه

00:22:51.285 --> 00:22:54.705
‫پسر من قاتل نبود خانم
‫اون آدم خوبی بود

00:22:55.206 --> 00:22:57.291
‫پس شاید بتونین کمک‌مون کنین که
‫ ثابتش کنیم

00:22:59.168 --> 00:23:01.962
‫منتظر بودم که بیای سر بزنی

00:23:06.008 --> 00:23:09.178
‫نسخه‌هایی از اثرانگشت‌هایی که
‫روی قربانی‌های «لخت‌کن» پیدا شده رو داری؟

00:23:09.178 --> 00:23:10.888
‫واسه چی می‌خوای‌شون؟

00:23:10.888 --> 00:23:15.100
‫خلاف دستورالعمل‌ها نیست
‫اما فعلاً باید بین خودمون بمونـه

00:23:18.312 --> 00:23:22.107
‫فقط چندروزه پلیس شدی و به همین زودی
‫مخفی‌کاری رو شروع کردی

00:23:23.442 --> 00:23:26.195
‫نسخه‌ی تمومی اثر انگشت‌ها رو دارم

00:23:26.946 --> 00:23:29.573
‫خودت بهم یاد دادی،
‫فکر کردی یادم رفتـه؟

00:23:31.951 --> 00:23:32.952
‫بذار ببینم

00:23:36.288 --> 00:23:38.499
‫از همکارهای جدیدت چه‌خبر؟

00:23:39.500 --> 00:23:41.752
‫هنوز دارم تلاش می‌کنم درک‌شون کنم

00:23:43.212 --> 00:23:44.797
‫یکم عجیب‌غریبن

00:23:46.590 --> 00:23:49.551
‫اشکالی نداره
‫دیر یا زود درک‌شون می‌کنی

00:23:50.177 --> 00:23:51.387
‫من رو که درک کردی

00:23:53.639 --> 00:23:54.640
‫بیا

00:23:56.016 --> 00:23:57.017
‫ممنون

00:23:58.602 --> 00:24:02.356
‫از اول اینطوری نبود
‫اسب به سرش لگد زد

00:24:02.439 --> 00:24:04.733
‫توی مزرعه‌ی برادرم

00:24:06.527 --> 00:24:10.114
‫دکتر گفت اگه چند سانت اونورتر زده بود

00:24:10.197 --> 00:24:12.199
‫سرش از جاش کنده شده بود

00:24:18.706 --> 00:24:21.208
‫بعد از اون چی عوض شد؟

00:24:22.835 --> 00:24:25.546
‫همه‌چیز
‫همه‌چیز عوض شد

00:24:25.629 --> 00:24:29.299
‫دیگه نمی‌تونست حرکت کنـه
‫به‌زور می‌تونست حرف بزنـه

00:24:29.842 --> 00:24:32.261
‫از مدرسه هم بیرونش کردن

00:24:32.344 --> 00:24:34.680
‫گفتن نمی‌دونستن که چی‌کارش کنن

00:24:35.806 --> 00:24:38.600
‫میشه درمورد سوءسابقه‌ش بهمون بگین؟

00:24:38.684 --> 00:24:44.106
‫سوءسابقه دیگه چیـه؟
‫این هم یه دروغ مزخرف دیگه‌س

00:24:45.733 --> 00:24:48.068
‫این نزدیکی یه پارک هست

00:24:49.194 --> 00:24:54.908
‫تیتوی من ساعت‌ها سوار تاب می‌شد

00:24:55.576 --> 00:24:57.161
‫اونجا با اینس آشنا شد

00:24:57.244 --> 00:25:03.959
‫۱۳ سالش بود اما برای تیتو
‫عین یه خواهر بزرگ‌تر می‌موند

00:25:04.043 --> 00:25:07.379
‫یه روز اینس بهش گل داد

00:25:07.463 --> 00:25:09.131
‫تیتوی من هم می‌خواست بغلش کنـه

00:25:09.757 --> 00:25:11.759
بچه‌ام جوون بود

00:25:12.509 --> 00:25:13.886
‫اشتباه کرد

00:25:15.721 --> 00:25:20.601
‫مادر دختره ازش شکایت کرد

00:25:20.684 --> 00:25:23.061
‫به‌جرم تعارض

00:25:26.565 --> 00:25:29.151
‫انداختنش زندان

00:25:31.487 --> 00:25:35.282
‫یک ماه طول کشید تا از اون‌جا نجاتش بدم

00:25:37.951 --> 00:25:39.661
‫وقتی که برگشت

00:25:42.039 --> 00:25:44.041
انگار اون داخل یه بلایی سرش اومده لود

00:25:45.918 --> 00:25:47.461
‫دیگه هیچوقت صحبت نکرد

00:25:52.508 --> 00:25:56.428
‫خب چطوری می‌رفت سرکار؟
‫ماشین داشت؟

00:25:58.055 --> 00:25:59.848
‫خانم‌

00:26:00.474 --> 00:26:03.310
‫حتی نمی‌تونست یه مداد بگیره دستـش

00:26:06.021 --> 00:26:07.940
‫من خودم با اتوبوس می‌بردمش

00:26:08.023 --> 00:26:09.399
‫« نمی‌تونسته رانندگی کنه »

00:26:10.108 --> 00:26:12.027
‫و دوباره می‌رفتم دنبالش

00:26:12.653 --> 00:26:16.657
‫بعد فهمیدم که حتی راه‌ رو
‫یادش نمی‌مونه تا خودش با اتوبوس بره و بیاد

00:26:19.034 --> 00:26:21.870
‫چه برسه به این‌که رانندگی یاد بگیره

00:26:25.165 --> 00:26:26.667
‫ببخشید

00:26:53.986 --> 00:26:57.489
لنگه‌ی دیگه این کفش رو می‌خواستم

00:26:58.573 --> 00:27:01.451
‫خواهشاً امروز نه؛ خیلی سرم شلوغه

00:27:01.952 --> 00:27:05.289
‫من یه مشتری عادی‌ام که می‌خواد کفش بخره

00:27:06.039 --> 00:27:08.166
‫نمی‌خوای به مشتری‌ مغازه‌تون خدمت‌رسانی کنی؟

00:27:12.546 --> 00:27:13.547
‫چه سایزی؟

00:27:14.548 --> 00:27:15.549
‫سایز پای خودت چنده؟

00:27:16.967 --> 00:27:18.468
‫من 36 ام

00:27:20.178 --> 00:27:24.308
‫چه پای کوچولویی! خوشم میاد

00:27:25.017 --> 00:27:26.018
‫آروم باش آروم باش

00:27:26.935 --> 00:27:27.936
‫ببخشید

00:27:30.355 --> 00:27:31.732
‫بیا یه قراری بذاریم

00:27:33.817 --> 00:27:37.738
‫من ازت یه جفت کفش می‌خرم؛
‫که رئیس‌ات رو حسابی خوشحال می‌کنه

00:27:38.280 --> 00:27:42.451
‫تو هم اون کفش‌ها واسه‌ی شام خوردن با من
‫می‌پوشی؛ منم کُلی خوشحال می‌شم

00:27:44.453 --> 00:27:45.746
‫همه این وسط سود می‌کنیم!

00:27:51.126 --> 00:27:54.838
‫ببین؛ نمی‌دونم تا الان چند بار بهت گفتم

00:27:56.131 --> 00:27:57.591
‫اما من با تو بیرون نمیام!

00:27:59.843 --> 00:28:02.763
‫- نکنه از مردها خوشت نمیاد
‫- بی ادبی نکن!

00:28:06.099 --> 00:28:07.350
‫از این کارت پشیمون می‌شی!

00:28:17.194 --> 00:28:18.487
‫چی می‌گفت؟

00:28:18.987 --> 00:28:21.406
‫این‌که ظاهراً از کارم پشیمون می‌شم

00:28:22.866 --> 00:28:24.409
‫بد نیست یه‌بار باهاش بری بیرون

00:28:24.493 --> 00:28:27.704
‫اگه با همچین مردی ازدواج کنی، تا آخر عمرت
‫نیازی نیست حتی دست به سیاه و سفید بزنی

00:28:27.788 --> 00:28:30.123
‫من‌که علاقه‌ای به این چیزها ندارم
‫تو چی؟

00:28:30.207 --> 00:28:33.168
‫حالا انگار هزارتا خواستگار در خونه‌تون صف کشیده!

00:28:33.251 --> 00:28:34.544
‫اینقدر سخت‌پسند نباش

00:28:35.462 --> 00:28:37.214
‫اما باز هم زندگی خودته؛
‫داره میاد

00:28:40.467 --> 00:28:41.802
‫همین‌ها اوکیـه

00:28:42.803 --> 00:28:44.054
‫سایز 36

00:28:51.102 --> 00:28:53.438
‫فرمانده هررا؛ مدت زیادی می‌شه که هم رو ندیدیم

00:29:00.987 --> 00:29:04.699
‫-  اصلاً به‌تون نمی‌خوره 40
سالتون شده باشه ‫- کی بهت گفت بشینی؟

00:29:13.041 --> 00:29:15.627
‫افسران من یک فضای کار مناسب نیاز دارن

00:29:16.419 --> 00:29:19.464
‫اون پـارک خوبه دیگه نیست؟

00:29:19.548 --> 00:29:23.218
‫با این حال که فرمانده اسکوبدو اون‌ها
‫رو این‌جا استخدام کرده، چون شما رئیسِ

00:29:23.301 --> 00:29:26.179
‫وظیفه‌ی من اینه که اطمینان
‫حاصل کنم در این مکان

00:29:26.263 --> 00:29:30.851
‫تمامی اوامر به تحقیقات و حل کردن
‫پرونده‌های جرم و جنایت اختصاص داده بشه

00:29:30.934 --> 00:29:34.062
‫نه این‌که خیالات یک سیاست‌مدار که قصد داره

00:29:34.145 --> 00:29:37.232
‫وعده‌های انتخاباتی‌ش رو به
‫رخ بکشه به واقعیت بدل کنم

00:29:38.775 --> 00:29:41.987
‫جناب سروان؛ با وجود تمام
‫احترامی که براتون قائلم،

00:29:43.321 --> 00:29:44.573
‫من کور نیستم!

00:29:44.656 --> 00:29:47.075
‫بنده خودم شخصاً اون‌ها رو آموزش دادم

00:29:48.827 --> 00:29:53.832
‫و باید به‌تون بگم بین‌شون یک‌سری
‫پلیس واقعی و بااستعداد وجود داره

00:29:53.915 --> 00:29:55.542
‫از جمله دختر خودتون

00:30:00.338 --> 00:30:01.923
‫تو بچه داری؟

00:30:09.014 --> 00:30:10.807
‫نه؛ نه ندارم

00:30:10.890 --> 00:30:12.225
‫مشخصه

00:30:12.309 --> 00:30:17.063
‫اگه داشتی، می‌فهمیدی چرا اصلاً دلم راضی نیست

00:30:17.981 --> 00:30:21.776
‫تنها دخترم توی خیابون‌های لعنتی این شهر کوفتی

00:30:21.860 --> 00:30:24.195
‫با یه دامن کوتاه برای خودش بچرخه!

00:30:37.834 --> 00:30:39.294
‫قشنگ گند زدم به همه‌چی

00:30:39.377 --> 00:30:40.670
‫نه؛ اینطور نیست

00:30:40.754 --> 00:30:44.924
‫از کی تا حالا یه پلیس یونیفورم‌پوش رو
‫سر میزِ مخصوصِ کاراگاه‌ها راه می‌دیم؟

00:30:45.008 --> 00:30:46.843
‫کاراگاه؛ چند لحظه وقت دارین؟

00:30:47.886 --> 00:30:49.471
‫کارتون تموم شد؟

00:30:49.554 --> 00:30:51.056
‫یه مسئله خیلی مهم‌تر هست قربان

00:30:53.183 --> 00:30:54.934
‫تو مشخص نمی‌کنی چی مهمه و چی نیست!

00:30:55.018 --> 00:30:58.313
‫- من به‌تون می‌گم!
‫- لوزانو؛ ول‌شون کن داداش

00:30:58.396 --> 00:31:02.650
‫می‌بینید که حسابی سرمون شلوغه خانم‌ها؛
‫چی شده؟

00:31:02.734 --> 00:31:03.943
‫مارگاریتو فلورس

00:31:05.653 --> 00:31:08.281
‫- چی شده؟
‫- اون قاتلِ لخت‌کن نیست

00:31:10.283 --> 00:31:11.493
‫مدرک هم داریم

00:31:13.036 --> 00:31:14.913
‫- مدرک دارید؟
‫- آره

00:31:21.252 --> 00:31:23.046
‫اسکل‌ها؛ کار کدومـتونه؟

00:31:23.129 --> 00:31:25.131
‫- من‌که می‌گم دیاز
‫- کار توئـه نـه؟

00:31:25.215 --> 00:31:26.716
‫خودت گفتی

00:31:26.800 --> 00:31:27.801
‫مـن؟

00:31:27.884 --> 00:31:29.552
‫خودت رو نزن به اون‌ راه!

00:31:29.636 --> 00:31:30.720
‫جدی گفتیم!

00:31:32.889 --> 00:31:34.933
‫- جدی گفتید؟
‫- آره

00:31:36.935 --> 00:31:38.103
‫خب مدرک‌تون رو بیارید ببینم

00:31:38.186 --> 00:31:39.646
‫حتماً قربان

00:31:40.730 --> 00:31:44.984
‫ظاهراً در گذشته آسیب‌ جبران‌ناپذیری به
‫مخچه‌ی مارگاریتو فلورس وارد شده بوده که

00:31:45.068 --> 00:31:47.487
‫فعالیت‌های فیزیکی‌اش
‫رو به‌شدت محدود کرده

00:31:47.570 --> 00:31:50.740
‫برای همین موقع امضای اعترافاتش
‫حتی نمی‌تونست خودکار رو توی دست‌ش بگیره

00:31:51.324 --> 00:31:53.743
‫چه برسه به این‌که اون 6 تا زن رو
‫بکشه و دست‌وپاشون رو ببنده

00:31:54.494 --> 00:31:57.288
‫نوزده جای اثرانگشت به‌طور پراکنده
‫روی بازوها مشاهده شده؛

00:31:57.789 --> 00:32:01.709
‫اما روی گردن، مچ دست یا مچ پاهاشون
‫هیچ اثر انگشتی کشف نشده

00:32:01.793 --> 00:32:04.671
‫اونم با وجودِ بسته شدن دست‌وپا و خفه شدن‌شون!

00:32:04.754 --> 00:32:07.590
‫دقیقاً برعکس؛ در اون نواحی
‫هیچ اثر انگشتی مشاهده نمی‌شه

00:32:07.674 --> 00:32:10.969
‫ممکن نیست کسی با همچین اختلالی
‫اینقدر کارش رو تمیز انجام بده!

00:32:11.803 --> 00:32:14.347
‫مادرش به‌مون گفت حتی بلد نبوده رانندگی کنه!

00:32:15.014 --> 00:32:18.101
‫و بدون کمک اون اصلاً نمی‌تونسته
‫سوار اتوبوس بشه

00:32:18.184 --> 00:32:22.313
‫حالا یکی‌تون توضیح بده با این
‫وضعیت چطور جا به جا می‌شده

00:32:22.397 --> 00:32:24.399
‫و اون همه آدم رو بدون جا گذاشتن

00:32:24.482 --> 00:32:27.277
‫حتی کوچک‌ترین مدرکی به قتل رسونده قربان؟

00:32:27.360 --> 00:32:31.030
‫حدس محتمل‌مون اینه که اون روز مثل
‫همیشه داشته توی پارک کار می‌کرده

00:32:31.781 --> 00:32:35.118
‫در حین گشت و گذار، جسد مقتول رو پیدا می‌کنه
‫و فکر می‌کنه هنوز زنده‌ست

00:32:35.702 --> 00:32:39.205
‫سعی کرده بیدارش کنه؛
‫برای همین اثر انگشتش روی بازوهای مقتول بوده

00:32:39.289 --> 00:32:41.749
‫بعد که می‌فهمه مُرده،

00:32:41.833 --> 00:32:44.836
‫فرار می‌کنه و رد پاش روی گل باقی می‌مونه

00:32:46.504 --> 00:32:48.464
‫پس حسابی تحقیق کردید

00:32:49.048 --> 00:32:50.258
‫بله قربان

00:32:59.058 --> 00:33:00.518
‫یاد بگیرید حروم‌زاده‌ها

00:33:07.942 --> 00:33:09.152
‫آقایون

00:33:11.946 --> 00:33:14.115
‫به این می‌گن یه تحقیقات درست‌حسابی!

00:33:17.201 --> 00:33:19.954
‫روماندیا؛ بیا این‌جا ببینم

00:33:27.128 --> 00:33:28.129
‫چه مشکلی پیش اومده؟

00:33:29.631 --> 00:33:33.843
‫هیچی؛ همه‌چیز عالیه
‫گفتم بیای چون می‌خواستم بهت تبریک بگم

00:33:34.844 --> 00:33:37.847
‫ببین، سه‌نفر از افرادت

00:33:39.182 --> 00:33:42.018
‫تحقیقاتِ غیرمجاز انجام دادن؛

00:33:42.644 --> 00:33:45.188
‫زنجیره‌ی دستورات‌شون رو شکستن،

00:33:46.439 --> 00:33:48.024
‫و با جرئـت اومدن این‌جا

00:33:48.816 --> 00:33:50.943
‫صاف توی چشمام زل زدن و می‌گن

00:33:51.027 --> 00:33:53.196
‫من یه آدم بی‌گناه رو الکی دستگیر کردم
‫مگه نه؟

00:33:53.279 --> 00:33:54.280
‫مـا

00:33:55.573 --> 00:33:57.700
‫ساکت باش باشه؟

00:33:58.743 --> 00:34:02.455
‫وقتی یه مافوق جلوت وایستاده فقط باید سکوت کنی

00:34:02.538 --> 00:34:04.707
‫با شماها هم بودم

00:34:05.958 --> 00:34:07.418
‫مگر این‌که خودمون ازتون بخوایم حرفی بزنید

00:34:09.879 --> 00:34:11.839
‫پس رفتیـن به دیدار مامانِ طرف

00:34:12.882 --> 00:34:15.301
‫انتظار داشتین به‌تون چی بگه؟

00:34:15.385 --> 00:34:19.013
‫غیر از این‌که از پسرش محافظت کنه و کاری کنه که شما

00:34:19.555 --> 00:34:20.890
‫باور کنید اون قاتل نیست

00:34:22.683 --> 00:34:23.684
‫و اثرانگشت‌ها

00:34:24.811 --> 00:34:28.231
‫توی اون مورد کارتون عالی بود

00:34:28.731 --> 00:34:31.359
‫تبریک می‌گم؛
‫اما یه موضوعی هست

00:34:32.443 --> 00:34:34.612
‫قاتل‌ها کارشون بی‌نقص نیست

00:34:35.154 --> 00:34:38.783
‫گاهی اوقات اشتباه می‌کنن و
‫دقیقاً همینطوری دستگیر می‌شن

00:34:39.367 --> 00:34:40.368
‫فهمیدین؟

00:34:45.790 --> 00:34:50.837
‫اصلاً برام مهم نیست که
‫اسکوبدو اینارو استخدام کرده یا نه

00:34:52.588 --> 00:34:54.924
‫نافرمانی کردن و باید با عواقب‌ش روبه‌رو بشن

00:34:55.675 --> 00:34:59.303
‫این سه خانم آبی‌پوش به بلافاصله تعلیق می‌شن

00:35:01.973 --> 00:35:03.850
‫دوران‌تون به عنوان افسر پلیس به پایان رسید خانم‌ها

00:35:05.685 --> 00:35:09.021
‫خیلی‌خب آقایون؛ بیاید بیشتر از
‫این وقت تلف نکنیم و دست‌به‌کار بشیم

00:35:09.605 --> 00:35:10.690
‫می‌تونید برید

00:35:16.279 --> 00:35:18.614
‫اتاق من؛ سریع

00:35:24.871 --> 00:35:25.997
‫ببین هررا

00:35:28.332 --> 00:35:29.333
‫حق با توئـه

00:35:30.751 --> 00:35:33.713
‫اونا هنوز درست‌حسابی با قوانین این‌جا آشنا نیستن

00:35:33.796 --> 00:35:35.006
‫یه فرصت دیگه به‌شون بده

00:35:35.089 --> 00:35:37.800
‫خودم شخصاً نظارت می‌کنم تا
‫دیگه از قانون تخطی نکنن

00:35:38.718 --> 00:35:40.386
‫این‌طوری دیگه اسکوبدو
‫هم نمی‌افته به جون‌مون

00:35:42.597 --> 00:35:43.806
‫صحیح

00:35:44.891 --> 00:35:46.976
‫دقیقاً چرا باید این‌کار رو انجام بدم؟

00:35:47.059 --> 00:35:50.146
‫چون اگه نکنی، من استعفا می‌دم

00:35:53.149 --> 00:35:54.150
‫نگاه‌ش کن

00:35:54.817 --> 00:35:56.402
‫الان فکر کردی قهرمانی چیزی هستی؟

00:36:00.448 --> 00:36:04.035
‫هر غلطی می‌خوای بکن روماندیا؛
‫خودت گند زدی، نه من

00:36:07.580 --> 00:36:09.457
‫کافه حسابی روت تاثیر گذاشته ها

00:36:19.967 --> 00:36:20.968
‫ممنون

00:36:23.971 --> 00:36:25.598
‫چرا اول نیومدین پیش خودم؟

00:36:25.681 --> 00:36:27.767
‫چون کاراگاه پرونده اونه؛ قربان

00:36:28.392 --> 00:36:30.102
‫آره اما من رئیس لعنتی‌ شمـام

00:36:32.104 --> 00:36:33.689
‫آبروم رو جلوی همه بردید

00:36:34.565 --> 00:36:36.651
‫تمام این کارها رو بدون اطلاع من انجام دادین

00:36:38.277 --> 00:36:41.822
‫قربان ما فقط می‌خواستیم پرونده
دوباره باز شه؛ ‫واقعاً متاسفیم

00:36:41.906 --> 00:36:43.866
‫نمی‌خوام بگین ببخشید و متاسفم

00:36:44.408 --> 00:36:46.994
‫فقط می‌خوام بهم بگین که دیگه
‫نمی‌رین سراغِ اون آدم

00:36:47.078 --> 00:36:49.080
‫این‌که حتی به‌شون نگاه هم نمی‌کنید

00:36:51.415 --> 00:36:54.794
‫این وسط فقط آینده‌تون نیست که در خطره؛
‫فهمیدین؟

00:36:57.338 --> 00:36:58.506
‫حالا برین بیرون

00:36:58.589 --> 00:36:59.590
‫تو وایسا

00:37:05.888 --> 00:37:09.684
‫خوشت بیاد یا نه؛
‫هر عملی عواقب خودش رو داره

00:37:11.435 --> 00:37:12.853
‫مگه نمی‌خوای رئیس پلیس بشی؟

00:37:14.188 --> 00:37:15.690
‫پس اول این جمله رو خوب درک کن

00:37:30.663 --> 00:37:31.789
‫هررا هستم

00:37:31.872 --> 00:37:34.834
‫فرمانده؟ اسکوبدو هستم

00:37:34.917 --> 00:37:38.087
‫قربان الان سرم خیلی شلوغه

00:37:38.170 --> 00:37:39.964
‫زیاد وقتت رو نمی‌گیرم

00:37:40.756 --> 00:37:42.383
‫درموردِ زنانِ آبی‌پوشه

00:37:43.551 --> 00:37:44.593
‫بفرمایید

00:37:45.177 --> 00:37:48.848
‫من می‌دونم که تو و جناب سروان
‫روماندیا حرف‌هاتون رو با هم زدید

00:37:48.931 --> 00:37:51.767
‫بله و کاملاً جدی بودم وقتی که به‌شون گفتم

00:37:51.851 --> 00:37:52.977
‫می‌‌دونم چی گفتی

00:37:53.811 --> 00:37:56.397
‫اما فرمانده؛ افسرهای پلیس من هم باید کار کنن دیگه

00:37:56.480 --> 00:37:58.190
‫اونا فضای شخصی خودشون رو می‌خوان همین

00:37:58.274 --> 00:38:01.026
‫توی ایستگاه جا نداریم

00:38:01.110 --> 00:38:04.363
‫با شهرتی که پلیس طی سال‌های اخیر کسب کرده،

00:38:04.447 --> 00:38:06.949
‫من می‌دونم که کُلی نیرو کم داریم
‫آمار و ارقامش الان جلومه

00:38:07.032 --> 00:38:10.453
‫- اگه دوست داشته باشی برات بخونم‌شون
‫- خودم خبر دارم قربان

00:38:11.996 --> 00:38:15.499
‫یعنی واقعاً با وجود چندتا دختر پلیس آبی پوش
‫اینقدر احساس خطر کردی؟

00:38:17.168 --> 00:38:18.669
‫موضوع اینه فرمانده؟

00:38:19.461 --> 00:38:20.838
‫معلومه که نه قربان

00:38:23.674 --> 00:38:28.137
‫من‌که نمی‌گم شلوغ‌کاری کنید؛
‫یه جای ساده و جمع‌وجور همین

00:38:30.472 --> 00:38:31.473
‫چشم قربان

00:38:32.057 --> 00:38:37.021
‫رئیس جمهور و من به‌شدت از حمایتِ شما سپاسگزاریم

00:38:46.947 --> 00:38:48.240
‫خوش اومدید، خوش اومدید

00:38:50.409 --> 00:38:51.410
‫بیاین داخل بفرمایید

00:38:52.953 --> 00:38:54.330
‫نظرتون چیـه؟

00:38:58.167 --> 00:39:00.544
‫خیلی خب رسیدیم

00:39:01.128 --> 00:39:03.422
‫یعنی چی رسیدیم؟

00:39:04.048 --> 00:39:05.841
‫دفتر کاری جدیدتونه!

00:39:05.925 --> 00:39:07.176
‫این بـوی چیـه؟

00:39:07.259 --> 00:39:10.095
‫قطعاً رطوبت و موش‌های مُرده

00:39:10.763 --> 00:39:13.015
‫پدرتون شخصاً این‌جا رو انتخاب کردن

00:39:17.061 --> 00:39:19.730
‫خیلی‌خب؛ راحت باشید

00:39:36.455 --> 00:39:37.456
‫سلام

00:39:38.749 --> 00:39:40.084
‫سلام

00:39:40.918 --> 00:39:42.169
‫من، خب

00:39:43.504 --> 00:39:44.922
‫جایی می‌خواین برین؟

00:39:45.464 --> 00:39:46.799
‫چرا می‌پرسی؟

00:39:47.591 --> 00:39:48.926
‫نه؛ فقط

00:39:51.178 --> 00:39:52.596
‫من رو ببخشید؛ من نمی‌خوام

00:39:54.974 --> 00:39:56.934
‫بی‌خیال شب خوش

00:40:01.063 --> 00:40:02.314
‫می‌دونید

00:40:02.398 --> 00:40:05.192
‫تعدادِ خیلی کمی توی این ایستگاه
‫جرئت دارن کار برادرم رو زیر سوال ببرن

00:40:05.275 --> 00:40:07.403
‫خودم هم می‌دونم اصلاً به حرف کسی گوش نمی‌ده

00:40:07.486 --> 00:40:10.364
‫اما کارـت عالی بود

00:40:10.447 --> 00:40:11.615
‫واقعاً کامل و دقیق

00:40:12.449 --> 00:40:14.576
‫بله؛ می‌دونم

00:40:16.578 --> 00:40:20.374
‫بگذریم؛ می‌خواستم همین‌ها رو بهتون بگم

00:40:26.505 --> 00:40:27.840
‫من آنجلس کروز هستم

00:40:30.134 --> 00:40:31.427
‫اسم شما چیـه؟

00:40:32.177 --> 00:40:34.012
‫گابریل گابریل هررا

00:40:35.723 --> 00:40:37.141
‫خب

00:40:38.225 --> 00:40:40.394
‫- شب به‌خیر گابریل
‫- شب خوش

00:40:41.186 --> 00:40:42.396
‫اجازه دارم برسونم‌تون؟

00:40:43.939 --> 00:40:46.734
‫بله ماشین‌تون کجاست؟

00:40:48.026 --> 00:40:49.027
‫من

00:40:50.237 --> 00:40:52.030
‫نه؛ من ماشین ندارم

00:40:53.574 --> 00:40:55.075
‫گفتم اگه مشکلی ندارید
‫باهاتون قدم بزنم

00:40:58.120 --> 00:40:59.121
‫باشه

00:40:59.830 --> 00:41:00.831
‫حتماً

00:41:01.665 --> 00:41:02.666
‫اشکالی نداره

00:41:03.292 --> 00:41:04.293
‫واقعاً؟

00:41:06.503 --> 00:41:07.754
‫خب پس بریم بریم

00:41:15.429 --> 00:41:16.638
‫خیلی‌خب رسیدیم

00:41:17.806 --> 00:41:18.807
‫خب،

00:41:20.392 --> 00:41:21.518
خب

00:41:21.602 --> 00:41:27.399
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم بهتره
‫از این‌که تو پلیس شدی حرفی نزنیم

00:41:27.900 --> 00:41:31.111
‫تا خدایی نکرده یه‌وقت

00:41:31.195 --> 00:41:32.613
‫داری ازم می‌خوای دروغ بگم؟

00:41:33.197 --> 00:41:38.202
‫نه؛ فقط دارم می‌گم درموردش حرفی نزن

00:41:39.369 --> 00:41:40.621
‫فعلاً یعنی

00:41:43.081 --> 00:41:44.708
‫من به ترفیع نیاز دارم

00:41:45.500 --> 00:41:47.044
‫دوتامون بهش نیاز داریم

00:41:49.504 --> 00:41:50.631
‫خیلی‌خب

00:41:58.096 --> 00:42:01.183
‫- این نوه‌مونـه
‫- بذارید ببینیم

00:42:02.851 --> 00:42:04.478
‫- چقدر بامزه‌ست
‫-ممنونم

00:42:05.145 --> 00:42:07.147
‫- چشم‌هاش به مامان‌بزرگش رفته
‫- واقعاً؟

00:42:07.231 --> 00:42:08.482
‫- آره
‫- ممنونم

00:42:10.275 --> 00:42:12.194
‫شما هم دوتا بچه دارید درسته؟

00:42:12.277 --> 00:42:14.488
‫- بله
‫- بله؛ یه دختر و یه پسر

00:42:14.571 --> 00:42:17.407
‫همین دوتا بعضی وقت‌ها حسابی خسته‌ام می‌کنن

00:42:17.491 --> 00:42:21.286
‫باورت بشه یا نه؛ وقتی برن؛ دلت برای
‫همین خستگی‌ها هم تنگ می‌شه

00:42:22.496 --> 00:42:25.499
‫باید یه بچه‌ی دیگه هم بیارید

00:42:25.582 --> 00:42:27.042
‫تا وقتی رفتن تنها نمونید

00:42:27.125 --> 00:42:31.004
‫آره خب درموردش زیاد حرف زدیم چندباری

00:42:31.088 --> 00:42:32.172
‫- مگه نه عزیزم؟
‫- آره

00:42:32.256 --> 00:42:36.134
‫پس باید تا تنور داغـه نون رو بچسبونید

00:42:36.218 --> 00:42:38.387
‫دست از سرشون بردار زن

00:42:39.012 --> 00:42:42.349
‫موس شکلات میل دارید؟

00:42:42.849 --> 00:42:43.725
‫حتماً

00:42:43.809 --> 00:42:46.728
‫باید اعتراف کنم برای شکلات جون می‌دم!

00:42:47.479 --> 00:42:49.356
‫- منم همینطور
‫- واقعاً؟

00:42:49.439 --> 00:42:50.857
‫آره؛ عاشقِشم

00:42:52.818 --> 00:42:53.819
‫لوکاس!

00:42:56.196 --> 00:42:58.532
‫لوکاس! مژدگونی بده؛
‫ببین چه خبری برات آوردم!

00:42:58.615 --> 00:43:00.617
‫- لوکاس
‫- بله؟

00:43:01.201 --> 00:43:02.536
‫با لوکاس کار داری؟

00:43:03.453 --> 00:43:05.956
‫آره هست‌ش؟

00:43:06.039 --> 00:43:08.625
‫هنوز نیومده شما؟

00:43:09.751 --> 00:43:10.794
‫هیچکس

00:43:10.877 --> 00:43:12.963
‫می‌تونی وقتی اومد بهش بگی که

00:43:13.046 --> 00:43:14.756
‫والنتینا باهات کار داشت؟

00:43:14.840 --> 00:43:17.926
‫والهوالنتینا؟

00:43:20.262 --> 00:43:21.596
‫واله؟

00:43:21.680 --> 00:43:23.640
‫واقعاً خوشحالم که می‌بینمت

00:43:24.224 --> 00:43:25.726
‫لوکاس خیلی ازت تعریف کرده!

00:43:25.809 --> 00:43:27.728
‫واقعاً؟ چی گفته؟

00:43:27.811 --> 00:43:29.229
‫چیز خاصی نگفته

00:43:29.938 --> 00:43:32.315
‫من و لوکاس هیچی رو از هم
‫پنهون نمی‌کنیم منظورم رو گرفتی دیگه!

00:43:33.191 --> 00:43:34.234
‫نگرفتم

00:43:34.317 --> 00:43:36.611
‫- بیا داخل
‫- نه؛ کُلی کار ریخته سرم

00:43:36.695 --> 00:43:37.946
‫همین الان یادم اومد

00:43:38.029 --> 00:43:41.783
‫لوکاس الان‌هاست که بیاد
‫فکرکنم می‌رسه الان

00:43:41.867 --> 00:43:43.201
‫بمون باهامون شام بخور

00:43:43.285 --> 00:43:44.286
‫من اهلِ شام نیستم

00:43:44.369 --> 00:43:45.370
‫واله

00:43:45.912 --> 00:43:47.247
‫بله؟

00:43:47.330 --> 00:43:49.166
‫پلیس شدن تو

00:43:50.917 --> 00:43:54.087
‫شجاعانه‌ترین کار ممکنه

00:43:56.173 --> 00:43:57.215
‫خیلی‌خب

00:43:58.550 --> 00:44:00.469
‫- ازت ممنونم
‫- بعداً می‌بینمت؛ باشه؟

00:44:00.552 --> 00:44:02.429
‫- آره
‫خداحافظ

00:44:08.477 --> 00:44:12.689
‫این یه نوشیدنیه 24 سالیـه اسکاتلندیـه

00:44:12.773 --> 00:44:14.733
‫- بیست و چهار سال؟
‫- بیست و چهار سال

00:44:14.816 --> 00:44:17.819
‫با خوردنـش عذاب‌وجدان می‌گیرم

00:44:17.903 --> 00:44:20.906
‫- 24 سال خیلی زیاده نیست؟
‫- بی‌خیال بابا بخور نوش جونت

00:44:22.574 --> 00:44:26.244
‫چیزهای لذت‌بخش عمر زیادی ندارن

00:44:27.537 --> 00:44:28.538
نوشیدنی

00:44:29.331 --> 00:44:30.332
‫زیبایی

00:44:31.416 --> 00:44:32.250
‫زندگی

00:44:36.087 --> 00:44:39.299
‫خب؛ زیاد با این حرف موافق نیستم

00:44:41.176 --> 00:44:42.219
‫چرا؟ بگو ببینم

00:44:43.303 --> 00:44:46.723
‫خب بذارید معماری رو براتون مثال بزنم

00:44:48.183 --> 00:44:51.019
‫بدون معماری؛
‫ما از هویت خودمون بی‌خبریم

00:44:51.102 --> 00:44:56.483
‫و هیچ اثری از هویت گذشته و آینده‌مون
‫در سپهر عمومی و خصوصی برجای نمی‌ذاریم

00:44:56.566 --> 00:44:59.069
‫ما مکزیکی‌ها، چیزایی مثل کلوسئوم، دروازه طلایی

00:44:59.152 --> 00:45:04.157
‫و برج پانی رو داریم؛ که تاریخ و فرهنگ‌مون
‫رو به نمایش می‌ذارن اینطور نیست؟

00:45:05.283 --> 00:45:07.911
‫این‌که در گذشته چه کسانی بودیم

00:45:08.745 --> 00:45:11.665
‫این‌که در گذشته به چه
‫نوآوری‌هایی دسترسی داشتیم

00:45:11.748 --> 00:45:15.669
‫این‌که از اون دوران چه چیزهایی یاد گرفتیم؛
‫فرهنگ‌مون رو!

00:45:17.420 --> 00:45:21.466
‫و از این بابت،
‫معماری به‌شدت حیاتیـه

00:45:21.549 --> 00:45:25.637
‫چون ما، به عنوان معمار
‫این قابلیت

00:45:26.179 --> 00:45:28.056
‫و وظیفه رو داریم که

00:45:28.974 --> 00:45:31.142
‫نقش و نگار میراث‌مون رو در زمان

00:45:32.143 --> 00:45:33.144
‫نگاشته کنیم

00:45:33.728 --> 00:45:37.023
‫« تا نقش و نگار میراث‌مون رو در زمان نگاشته کنیم »

00:45:38.483 --> 00:45:41.319
‫- خوشم اومد
‫- آره

00:45:41.403 --> 00:45:43.488
‫و برای همین

00:45:44.155 --> 00:45:45.657
‫نمی‌تونم قبول کنم

00:45:46.700 --> 00:45:48.702
‫این شغل رو یک موقعیت کاری پول‌ساز درنظر بگیریم

00:45:48.785 --> 00:45:51.288
‫برای من؛ چیزی به معنی فرهنـگـه

00:45:51.371 --> 00:45:52.372
‫هنرئه!

00:45:53.748 --> 00:45:54.791
‫به افتخار‌ش!

00:45:54.791 --> 00:45:55.875
‫واقعاً بی‌نظیره

00:45:57.502 --> 00:46:02.340
‫کاغذ دیواری و ترکیب رنگ‌هاشون؛
‫فوق‌العاده‌ست

00:46:03.299 --> 00:46:05.552
‫ای کاش یه ذره سلیقه‌ی شما رو داشتم

00:46:07.387 --> 00:46:08.388
‫اصلاً کار آسونی نیست

00:46:09.264 --> 00:46:12.058
‫مطمئنم استعدادتون ذاتیـه!

00:46:13.226 --> 00:46:14.477
‫یه‌چیزی رو اعتراف کنم؟

00:46:18.064 --> 00:46:20.150
‫من می‌رم کلاس طراحی داخلی

00:46:21.192 --> 00:46:22.944
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:46:23.028 --> 00:46:26.614
‫جدی عاشقِ این‌کـارم

00:46:28.074 --> 00:46:30.410
‫هرموقع که می‌رم خونه‌ی
‫یکی از دوستام،

00:46:30.493 --> 00:46:32.996
‫نمی‌دونم، همه‌ش حس می‌کنم
‫باید یه‌چیزی رو تغییر بدم

00:46:35.999 --> 00:46:38.126
‫انجام دادنِ کاری که تمام عشق و علاقته
‫واقعاً لذت‌بخشه

00:46:42.672 --> 00:46:44.591
‫تو هم کار می‌کنی، نـه؟

00:46:46.342 --> 00:46:47.343
‫نـه

00:46:48.553 --> 00:46:50.096
‫- نه؛ اصلاً
‫- آره

00:46:50.180 --> 00:46:53.725
‫بی‌خیال؛ می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫من گفتم تو هم بگو دیگه!

00:46:54.684 --> 00:46:55.685
‫خب

00:46:57.145 --> 00:46:59.689
‫اولش فکر می‌کردم این شغل برای من نیست

00:47:01.274 --> 00:47:03.359
‫اما الان دیوونه‌وار عاشقش شدم

00:47:03.943 --> 00:47:05.403
‫خب بگو ببینم شغلت چیـه؟

00:47:07.947 --> 00:47:09.199
‫من پُلیس‌ام

00:47:13.036 --> 00:47:16.039
‫وای! پلیس!

00:47:19.959 --> 00:47:23.671
‫اما می‌خوام بدونید که با این حال ‫تمامِ
حواسم به خانواده‌امـه و مادر خوبی هستم

00:47:25.006 --> 00:47:27.133
‫معلومه که آره چرا نباید باشی؟

00:47:49.447 --> 00:47:53.034
‫گالیبرتو؟ خداروشکر

00:47:54.327 --> 00:47:57.455
‫گفتم الان یکیـه که می‌خواد
‫بزنه له و لورده‌ام کنه

00:47:58.957 --> 00:48:02.085
‫اینقدر درگیر خوشگذرونی بودی که
‫به‌کل قوانین این‌جا رو یادت رفته؟

00:48:03.127 --> 00:48:04.379
‫خودم باهاشون حرف زدم

00:48:11.427 --> 00:48:12.804
‫کافیه

00:48:14.347 --> 00:48:15.640
‫بلندشو عوضی!

00:48:21.271 --> 00:48:22.981
‫گوش کن ببین چی می‌گم عوضی

00:48:24.190 --> 00:48:27.193
‫اگه یه بار دیگه پدرم رو تحت فشار بذاری

00:48:29.195 --> 00:48:30.655
‫خودت می‌دونی چه اتفاقی میفته

00:48:35.243 --> 00:48:37.870
‫بهتره نری این‌ها رو به اسکوبدو بگی

00:48:39.372 --> 00:48:41.666
‫این یه ذره شرافتی هم که داری رو نده به بـاد

00:48:44.294 --> 00:48:46.546
‫اگه یه‌بار دیگه با هرراها در بیفتی،

00:48:46.629 --> 00:48:50.174
‫خودم با دست‌های خودم می‌کُشمت عوضی
‫فهمیدی؟

00:48:50.800 --> 00:48:52.135
‫گالیبرتو

00:48:53.636 --> 00:48:54.971
‫بریم

00:48:56.264 --> 00:48:57.598
‫ارزشش رو نداره

00:49:04.981 --> 00:49:07.400
‫- عزیزم
‫- بهش گفتی پُلیسی؟

00:49:08.985 --> 00:49:11.362
‫قرار شد در این‌باره هیچ حرفی نزنیم

00:49:11.446 --> 00:49:12.780
‫به نفع دوتامون بود

00:49:12.864 --> 00:49:14.198
‫چرا بهش گفتی؟

00:49:14.282 --> 00:49:16.659
‫داشتیم خصوصی حرف می‌زدیم عزیزم

00:49:16.743 --> 00:49:21.372
‫خصوصی؟ آره اما رفتن به
‫کلاس‌های طراحی داخلی کاملاً

00:49:21.456 --> 00:49:22.498
‫با پلیس بودن فرق داره

00:49:22.582 --> 00:49:24.000
‫واقعاً متوجه نیستی ماریا؟

00:49:24.083 --> 00:49:26.586
‫عزیزم؛ ندیدی چقدر ازت تعریف کردن؟

00:49:28.755 --> 00:49:31.591
‫اما اگه می‌خوای فردا می‌تونم خودم برم پیش‌شون

00:49:31.674 --> 00:49:34.886
‫و بگم پلیس شدن فکر خودم بوده
‫و تو هیچ ربطی به این ماجرا نداری

00:49:34.969 --> 00:49:38.222
‫آره؛ زنم رفته پلیس شده و منم
‫هیچ ربطی به ‌این موضوع ندارم

00:49:38.848 --> 00:49:40.892
‫اینطوری تازه بدتر هم می‌شه

00:49:40.975 --> 00:49:42.477
فکر می‌کنن احمقی چیزی ام

00:49:43.352 --> 00:49:45.563
‫- فکرکنم داری شلوغش می‌کنی
‫- شلوغش می‌کنم؟

00:49:45.646 --> 00:49:48.900
‫آره! داری شلوغش می‌کنی
‫اونا که اول و آخر می‌فهمیدن

00:49:48.983 --> 00:49:50.234
‫- باید بعد ترفیع گرفتنم می‎فهمیدن
‫- آها؟

00:49:50.318 --> 00:49:52.320
بعد ترفیع گرفتنم

00:49:53.112 --> 00:49:55.615
‫و الان، به لطف تو،
‫دیگه قرار نیست ترفیع بگیرم

00:49:55.698 --> 00:49:57.700
‫- می‌شه صدات رو بیاری پایین؟
‫- آره معلومه که می‌تونم

00:49:58.242 --> 00:49:59.786
‫راستش یه فکر بهتر دارم

00:50:16.385 --> 00:50:19.514
‫با مشیت الهی زندگی ما هدایت شده

00:50:19.597 --> 00:50:22.391
‫و با دستور الهی به خاک برمی گردیم

00:50:24.268 --> 00:50:25.478
‫آمین

00:50:25.561 --> 00:50:26.771
‫- آمین
‫- آمین

00:51:13.401 --> 00:51:15.736
‫« ناتالیا کاماچو مورالس »
‫« 27 آگوست 1937 - 14 مارس 1956 »

00:51:15.820 --> 00:51:17.321
‫« دختر و خواهری عزیز »

00:52:03.951 --> 00:52:06.078
‫من رو ببخش!

00:53:02.635 --> 00:53:03.552
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

00:53:03.636 --> 00:53:05.262
‫درست مثل بقیه قربانی‌ها پیداش کردیم

00:53:05.346 --> 00:53:07.932
‫آخه کدوم احمقی دلش می‌خواد
‫کار لخت‌کن رو تکرار کنه؟

00:53:08.516 --> 00:53:10.976
‫پلیس آدم اشتباهی رو دستگیر کرده

00:53:11.519 --> 00:53:12.978
‫جناب سروان؛ من یه سر رفتم پیش جسیکا

00:53:13.062 --> 00:53:15.147
‫بین عکس همه ماشین‌هایی که
‫بهش نشون دادم این رو انتخاب کرد

00:53:15.231 --> 00:53:16.482
‫می‌دونی به این چی می‌گیم؟

00:53:16.565 --> 00:53:17.983
‫یه تصادف لعنتی!

00:53:18.067 --> 00:53:20.069
‫امروز صبح دیر کردی!

00:53:20.152 --> 00:53:21.737
‫توروخدا مثل آدم کارت رو انجام بده ماریا

00:53:21.821 --> 00:53:23.948
‫چون وگرنه خودم اخراجت می‌کنم