WEBVTT

00:00:10.510 --> 00:00:12.178
‫تابستون پر ماجرایی بود.

00:00:12.220 --> 00:00:14.597
‫♪ قطره‌های باران روی گل‌های رز ♪

00:00:16.391 --> 00:00:19.811
‫♪ و سبیل‌های گربه‌ها ♪

00:00:19.894 --> 00:00:22.480
‫من تو زیرزمین یه قاتل زنجیره‌ای زندانی ام.

00:00:22.564 --> 00:00:24.399
‫کی گفته کابوس‌ها به حقیقت نمی‌پیوندن؟

00:00:24.482 --> 00:00:27.110
‫♪ کتری‌های مسی درخشان ♪

00:00:27.861 --> 00:00:30.989
‫♪ و دستکش‌های پشمی گرم ♪

00:00:31.072 --> 00:00:33.408
‫اون فکر می‌کنه که من قربانی بعدیشم.

00:00:33.491 --> 00:00:37.078
‫♪ بسته‌های کاغذی قهوه‌ای ♪
‫♪ با نخ بسته شده ♪

00:00:37.162 --> 00:00:39.873
‫می‌ذارم با این فکر خوش باشه
‫در حالی که وضعیتم رو توضیح می‌دم.

00:00:39.956 --> 00:00:44.836
‫♪ اینا چند تا از چیزهای مورد علاقه‌م هستن ♪

00:00:44.878 --> 00:00:48.548
‫(شش هفته پیش)

00:00:49.841 --> 00:00:52.677
‫تعطیلاتم رو صرف تسلط روی قدرت غیب بینی کردم.

00:00:53.428 --> 00:00:56.139
‫همه‌ی جواب‌هام
‫تو کتاب طلسم‌های گودی بود.

00:00:57.599 --> 00:00:59.517
‫حالا که قدرت‌هام رو کنترل می‌کنم،

00:00:59.601 --> 00:01:02.854
‫روی وسواسی که از شش
‫ سالگی داشتم تمرکز کردم.

00:01:03.855 --> 00:01:06.941
‫قبل از مرگ، قربانی شماره ۱۱

00:01:07.025 --> 00:01:08.485
‫مظنون رو توصیف کرد.

00:01:08.568 --> 00:01:10.487
‫قاتل پوست‌کن کانزاس سیتی،

00:01:10.570 --> 00:01:12.781
‫مرموز‌ترین قاتل زنجیره‌ای آمریکا.

00:01:12.864 --> 00:01:14.491
‫...همه جا خون بود.

00:01:14.574 --> 00:01:16.117
‫برای پیدا کردنش با غیب بینـیم،

00:01:16.201 --> 00:01:18.953
‫فقط به یه شیء از صحنه‌ی
‫جرم‌هاش نیاز داشتم.

00:01:30.090 --> 00:01:31.758
‫قربانی یازدهم پوست‌کن

00:01:31.841 --> 00:01:34.677
‫توپ بولینگ با ارزشش رو وقتی
‫دزدیده شد انداخت.

00:01:43.144 --> 00:01:45.563
‫(کانزاس سیتی)

00:01:47.774 --> 00:01:50.026
‫حالا که بالاخره پوست‌کن تو تیررسم بود،

00:01:51.945 --> 00:01:54.656
‫یه مانع وحشتناک نهایی رو
‫هم باید رد می‌کردم.

00:01:56.908 --> 00:01:58.952
‫به فرودگاه نیوآرک خوش اومدید.

00:01:59.577 --> 00:02:03.498
‫بازرسی‌های تصادفی
‫تو این فرودگاه الزامیه.

00:02:05.291 --> 00:02:10.880
‫پرواز هواپیمایی آمریکا به شماره AA8272
‫به مقصد کانزاس سیتی الان از گیت ۴۳ در حال پذیرشه.

00:02:17.762 --> 00:02:19.722
‫چیز دیگه‌ای همراهتون هست؟

00:02:20.890 --> 00:02:22.642
‫برای این یکی به دستگاه فلزیاب نیاز دارم.

00:02:24.102 --> 00:02:25.103
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا.

00:02:46.124 --> 00:02:48.001
‫ همه‌ی مسافرین توجه فرمایید...

00:02:52.505 --> 00:02:56.426
‫کدوم قسمت «اقلام ممنوعه» رو
‫نمی‌فهمی، دختر جوان؟

00:02:56.509 --> 00:02:57.552
‫اون قسمتی که فکر می‌کنین

00:02:57.635 --> 00:03:00.263
‫چپوندن صدها نفر
‫تو یه لوله‌ی فلزی که تو هوا پرواز می‌کنه

00:03:00.346 --> 00:03:02.515
‫یه جور بهشت می‌سازه که سلاح لازم نیست.

00:03:03.141 --> 00:03:04.517
‫می‌شه یه بازرسی کیف هم داشته باشیم؟

00:03:05.518 --> 00:03:06.519
‫آره.

00:03:15.069 --> 00:03:17.822
‫دارم می‌رم همایش کفن
‫و دفن‌کاران جوان تو کانزاس سیتی.

00:03:17.906 --> 00:03:19.115
‫این یه دست مصنوعیه.
‫:)))

00:03:20.366 --> 00:03:21.993
‫آره، مشکل این نیست.

00:03:22.827 --> 00:03:24.162
‫می‌خوای اینو توضیح بدی؟

00:03:26.206 --> 00:03:27.081
‫عجیبه.

00:03:28.541 --> 00:03:30.960
‫نمیدونم چطوری اون رفته اونجا.

00:03:31.044 --> 00:03:34.214
‫این درصد پوشانندگیش بیشتر از ۳.۴ اونسه،
‫یعنی کاملاً ممنوعه.

00:03:34.297 --> 00:03:36.674
‫خواهش می‌کنم
‫وقتمون رو تلف نکن.

00:03:37.634 --> 00:03:39.510
‫کرم ضدآفتاب؟ واقعا؟

00:03:42.180 --> 00:03:45.850
‫(کانزاس سیتی، ایالت میزوری)

00:03:53.024 --> 00:03:55.610
‫خدمات قاتل زنجیره‌ای‌ات
‫آنلاین هم لیست شده؟

00:04:41.447 --> 00:04:42.740
‫برات یه هدیه ساختم.

00:04:49.956 --> 00:04:52.250
‫اینطوری همه‌ی...

00:04:53.042 --> 00:04:54.544
‫مهمون‌های ویژه‌م رو به یاد می‌آرم.

00:05:03.219 --> 00:05:05.513
‫بذار چند تا از کارهای خودم
‫ رو هم نشونت بدم.

00:05:52.101 --> 00:05:53.019
‫چی؟

00:05:53.519 --> 00:05:55.813
‫چیزی نیست. فقط یه اختلال تو غیب بینیمه.

00:05:55.897 --> 00:05:58.441
‫نباید کلمه‌ای از این به کسی بگی، فهمیدی؟

00:05:58.524 --> 00:05:59.901
‫مخصوصاً به مادرم.

00:06:00.568 --> 00:06:01.861
‫حالا.

00:06:04.864 --> 00:06:05.990
‫بیا عروسک بازی کنیم.

00:07:02.547 --> 00:07:09.095
‫ونزدی
‫فصل دوم قسمت اول:
‫باز هم غم و اندوه

00:07:28.322 --> 00:07:31.033
‫چیزی مربوط به
‫اشک‌های سیاه پیدا نمی‌کنم.

00:07:32.076 --> 00:07:34.370
‫همونطور که گفتم، فقط یه اختلاله.

00:07:34.454 --> 00:07:36.539
‫عزیزم، لرچ ماشین رو آماده کرده.

00:07:36.581 --> 00:07:37.623
‫باید بریم.

00:07:38.207 --> 00:07:40.251
‫نمی‌خوای که روز اول مدرسه
‫ رو دیر برسی.

00:07:40.626 --> 00:07:43.754
‫امیدوار بودم تو این تابستون
‫وقت بیشتری با تو بگذرونم.

00:07:44.422 --> 00:07:46.132
‫حس می‌کنم اصلاً ندیدمت.

00:07:46.215 --> 00:07:49.302
‫نویسنده‌ها باید قبل از شروع دوباره،
‫منبع خلاقیتشون رو پر کنن.

00:07:49.385 --> 00:07:52.930
‫پس سراغ لذت‌های همیشگیم رفتم:
‫عذاب و تحقیر.

00:07:53.014 --> 00:07:55.308
‫کی می‌تونم رمانت رو بخونم؟

00:07:55.391 --> 00:07:56.684
‫وقتی خورشید منفجر بشه

00:07:56.767 --> 00:07:59.228
‫و زمین توی یه آخرالزمان مذاب فرو بره.

00:08:00.396 --> 00:08:02.315
‫به زودی، مادر. به زودی.

00:08:02.899 --> 00:08:04.108
‫زود باش.

00:08:06.986 --> 00:08:09.030
‫یادت باشه به کی وفادار بمونی.

00:08:17.079 --> 00:08:20.249
‫جریچو
‫۸ کیلومتر

00:08:21.959 --> 00:08:23.419
‫این پسر منه.

00:08:23.503 --> 00:08:26.214
‫تو و عمو فستر یه قدرت دارین.

00:08:26.297 --> 00:08:29.050
‫درست مثل جلاد قدیمی می‌مونین.

00:08:29.133 --> 00:08:32.303
‫اگه انگشتت رو به اندازه کافی تو پریزهای برق بکنی،
‫یه چیزهایی یاد می‌گیری.

00:08:33.429 --> 00:08:35.556
‫خیلی عجیبه که این
‫ قدرت به تو نرسیده، بابا.

00:08:36.724 --> 00:08:39.477
‫طردشده بودن به این نیست که
‫چه قدرتی داری.

00:08:39.560 --> 00:08:40.853
‫یه حالت ذهنیه.

00:08:40.978 --> 00:08:42.522
‫باید روی هدف‌گیریت کار کنی.

00:08:42.605 --> 00:08:45.149
‫پاگزلی همیشه با هدف‌گیری مشکل داشته.

00:08:45.691 --> 00:08:48.319
‫از آموزش استفاده از توالت
‫گرفته تا اولین نارنجک‌اندازش.

00:08:49.445 --> 00:08:51.906
‫لرچ هم شاهده.
‫مگه نه، رفیق قدیمی؟

00:09:04.252 --> 00:09:07.421
‫خوشحالم که می‌بینم
‫به برادرت علاقه نشون می‌دی.

00:09:07.505 --> 00:09:10.466
‫دارم تو ذهنم لیستی می‌سازم که
‫ قدرت‌هاش چطور می‌تونه به نیازهام خدمت کنه.

00:09:10.550 --> 00:09:12.677
‫آفرین، بمب کوچولوی من.

00:09:12.760 --> 00:09:15.137
‫هیچ «ما»یی تو کلمه خانواده نیست.

00:09:15.221 --> 00:09:16.472
‫فقط یه «من» هست.
‫(بازی با املای کلماتش تو انگلیسیه)

00:09:18.641 --> 00:09:20.059
‫یه تابلوی ایست اونجاست.

00:09:20.142 --> 00:09:21.644
‫بزن وسط حرف O، دقیقاً مرکزش.

00:09:22.144 --> 00:09:23.604
‫مطمئن نیستم بتونم.

00:09:24.188 --> 00:09:27.316
‫اگه نتونی، مجبور می‌شم
‫ دکمه پرتاب صندلیت رو بزنم.

00:09:27.400 --> 00:09:30.319
‫فقط دکمه بابا می‌تونه این کار رو بکنه.

00:09:30.361 --> 00:09:32.405
‫ تینگ رو مجبور کردم دوباره سیم‌کشی‌ش کنه.

00:10:21.078 --> 00:10:23.748
‫♪ کنار خونه‌درختی شکسته ♪

00:10:23.831 --> 00:10:28.502
‫♪ منو روی تاب لاستیکی تاب بده ♪

00:10:28.586 --> 00:10:32.006
‫♪ بیار... بیار... بیار کلاه گلدارت رو ♪

00:10:35.551 --> 00:10:36.677
‫آه، بیا اینجا!

00:11:35.986 --> 00:11:37.071
‫فهمیدن من کی‌ام.

00:11:37.154 --> 00:11:39.740
‫اگه زنده نموندم،
‫مدارک تو اتاق بازجویی اداره پلیس محفوظه.

00:12:00.136 --> 00:12:04.724
‫(مدرسه هرگزگاه)

00:12:17.319 --> 00:12:20.740
‫(ایالت نیوجرسی
‫آدامز)

00:12:23.701 --> 00:12:24.702
‫صبر کن.

00:12:24.785 --> 00:12:28.622
‫این اولین باره که با میل خودت
‫به یه مدرسه برمی‌گردی.

00:12:29.331 --> 00:12:32.251
‫- چه حسی داری؟
‫- مثل برگشتن به صحنه‌ی جرمه.

00:12:32.418 --> 00:12:35.379
‫از قبل می‌دونم
‫جسدها کجا دفن شدن.

00:12:35.463 --> 00:12:37.339
‫دیگه هرج و مرج کنترل‌نشده نیست.

00:12:37.423 --> 00:12:39.425
‫اینجا رو مطابق میل خودم تغییر میدم.

00:12:39.925 --> 00:12:41.719
‫مراقب باش، عزیزم.

00:12:41.802 --> 00:12:44.305
‫کنترل داشتن اغلب یک توهمه.

00:12:45.264 --> 00:12:48.517
‫مثل اینکه می‌ذارم پدرت فکر کنه
‫رئیس این خانواده‌ست.

00:12:48.601 --> 00:12:50.686
‫فکر می‌کنی واقعاً
‫اینجا دوستی پیدا می‌کنم؟

00:12:50.770 --> 00:12:53.147
‫تو کلی دوست پیدا می‌کنی.

00:12:53.230 --> 00:12:54.940
‫اینا مردم ما هستن.

00:12:55.024 --> 00:12:56.484
‫پاگزلی بیچاره.

00:12:56.567 --> 00:12:58.903
‫من و پدرت جاشو مرتب می‌کنیم.

00:12:58.986 --> 00:13:03.115
‫بهم قول بده...
‫از برادرت مراقبت می‌کنی.

00:13:03.199 --> 00:13:05.242
‫همیشه این کار رو می‌کنم.

00:13:14.335 --> 00:13:15.628
‫اینا قوانین اصلی هستن.

00:13:15.711 --> 00:13:17.338
‫بدون اجازه تماس چشمی ممنوع.

00:13:17.421 --> 00:13:20.299
‫درخواست‌های کمک برای قلدری
‫باید کتبی ارائه بشن.

00:13:20.341 --> 00:13:21.842
‫و ثینگ به من گزارش می‌ده.

00:13:21.926 --> 00:13:22.927
‫فهمیدی؟

00:13:26.555 --> 00:13:31.018
‫(هرگزگاه)

00:13:33.312 --> 00:13:34.146
‫اوه!

00:13:34.230 --> 00:13:35.606
‫شیرینی!

00:13:36.941 --> 00:13:37.942
‫ونزدی!

00:13:38.025 --> 00:13:39.902
‫- اوناهاش!
‫- همون که لباس سیاه پوشیده!

00:13:43.823 --> 00:13:45.199
‫می‌تونم امضات رو بگیرم؟

00:13:46.492 --> 00:13:47.868
‫من فقط با خون امضا می‌کنم.

00:13:48.577 --> 00:13:50.162
‫انتظار کمتری هم نداشتم.

00:13:50.538 --> 00:13:52.164
‫نگفتم که خون خودمه.

00:13:54.333 --> 00:13:56.585
‫کارت اینجا تمومه.

00:13:56.669 --> 00:13:57.795
‫برو.

00:14:01.006 --> 00:14:02.299
‫این مزخرف بود.

00:14:02.842 --> 00:14:04.552
‫بهتره بهش عادت کنی.

00:14:04.635 --> 00:14:08.305
‫بعد از اون ماجرای نجات مدرسه
‫از اون روح شیطانی زائر، خیلی معروف شدی.

00:14:08.389 --> 00:14:10.015
‫چرا کسی باید اهمیت بده؟

00:14:11.225 --> 00:14:13.644
‫تو خیلی دنبال شهرت نیستی، نه؟

00:14:13.727 --> 00:14:16.272
‫محبوبیت از قوانین فیزیک
‫پیروی نمی‌کنه.

00:14:16.355 --> 00:14:19.567
‫هرچه بیشتر دفعش کنی،
‫سخت‌تر به سمتت میاد.

00:14:22.069 --> 00:14:23.571
‫ونزدی آدامز!

00:14:23.654 --> 00:14:25.823
‫اوه، اوه، اوه، اوه!

00:14:25.906 --> 00:14:29.285
‫افتخاره که با
‫ناجی هرگزگاه آشنا می‌شم.

00:14:29.368 --> 00:14:30.786
‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

00:14:30.828 --> 00:14:32.788
‫بری دورت، مدیر جدیدتون.

00:14:33.622 --> 00:14:34.748
‫اوم...

00:14:34.832 --> 00:14:36.500
‫برچسب می‌خوای؟

00:14:36.584 --> 00:14:39.003
‫فقط اگه یکی داشته باشین
‫که روش نوشته «احیا نکنید».

00:14:41.005 --> 00:14:43.465
‫این همون زبون تندی بود که درباره‌ش شنیدم.

00:14:43.465 --> 00:14:44.550
‫عاشقشم.

00:14:45.467 --> 00:14:48.429
‫من مراسم آتش بنیان‌گذاران رو
‫دوباره برقرار می‌کنم.

00:14:48.512 --> 00:14:50.180
‫یه سنت قدیمی طردشده‌هاست.

00:14:50.264 --> 00:14:52.725
‫آتش بزرگ. فردا شب.

00:14:52.808 --> 00:14:56.312
‫و بهترین قسمتش اینه که،
‫می‌خوام تو دانش‌آموز افتخاری ما باشی.

00:14:56.395 --> 00:14:57.980
‫ترجیح می‌دم زنده‌زنده سوزونده بشم.

00:14:58.063 --> 00:15:01.984
‫آه! لطفاً بهش فکر کن.
‫می‌خوام تو این موضوع متحد باشیم.

00:15:02.067 --> 00:15:03.027
‫چه موضوعی؟

00:15:03.110 --> 00:15:05.446
‫برگردوندن هرگزگاه به روزهای شکوهش.

00:15:05.529 --> 00:15:07.281
‫دوست ندارم پشت سر مرده‌ها حرف بزنم،

00:15:07.364 --> 00:15:10.034
‫ولی در این مورد، ویمز واقعاً گند زد.

00:15:10.117 --> 00:15:12.369
‫منم دوست ندارم
‫پشت سر مرده‌ها حرف بزنم.

00:15:12.453 --> 00:15:14.413
‫خیلی بیشتر لذت می‌برم
‫زنده‌ها رو شیطان صفت جلوه بدم.

00:15:17.333 --> 00:15:18.334
‫آره!

00:15:37.186 --> 00:15:39.605
‫باید تله‌های بهتری اینجا بذاریم.

00:15:54.370 --> 00:15:56.372
‫- سلام، هم‌اتاقی.
‫- ایند.

00:15:57.748 --> 00:16:00.584
‫خب! همه بیرون.
‫ممنون از کمکتون.

00:16:02.002 --> 00:16:04.046
‫- بیا بریم.
‫- بهت گفتم!

00:16:05.547 --> 00:16:07.466
‫زیاد بهش فشار نیار.

00:16:08.717 --> 00:16:10.594
‫بدون فشار. باشه. فهمیدم.

00:16:10.678 --> 00:16:12.930
‫بعداً تو قفس‌های گرگینه
‫می‌بینمت؟

00:16:13.013 --> 00:16:15.182
‫- با بقیه.
‫- حتماً، برونو.

00:16:16.308 --> 00:16:17.309
‫نمی‌تونم صبر کنم.

00:16:21.522 --> 00:16:23.023
‫تعطیلاتت چطور بود؟

00:16:23.107 --> 00:16:25.192
‫چون من بهترین تابستون عمرم رو داشتم،

00:16:25.275 --> 00:16:27.486
‫و داشتم از اشتیاق می‌مردم
‫تا همه‌ش رو برات تعریف کنم.

00:16:27.569 --> 00:16:30.280
‫مطمئنم بعد از اینکه تعریف کنی
‫ دلم می‌خواد بکشمت، پس...

00:16:30.364 --> 00:16:31.782
‫هر دومون برنده‌ایم.

00:16:33.909 --> 00:16:36.495
‫خب، از جزئیاتش می‌گذرم، ولی...

00:16:36.578 --> 00:16:40.457
‫تو مراسمواره گرگینه‌ها تو گلدن گیت پارک
‫برات یه هدیه گرفتم.

00:16:41.458 --> 00:16:43.210
‫نگران نباش. سربند نیست.

00:16:46.922 --> 00:16:48.882
‫می‌فهمی؟ شبیه بیوولف؟
‫(بـِیُوولف: نخستین حماسه شناخته
‫ شدهٔ اروپایی از نویسنده‌ای ناشناس)

00:16:48.966 --> 00:16:50.968
‫فکر کردم از
‫اشاره ادبیش خوشت میاد.

00:16:51.051 --> 00:16:54.596
‫هیچی مثل یه جناس بد نمی‌تونه
‫تن یه شاعر حماسی تو گور نمی‌لرزونه.

00:16:55.180 --> 00:16:57.891
‫منم از سفرهای تابستونی‌م
‫برات یه هدیه آوردم.

00:17:03.731 --> 00:17:05.733
‫اوه... اوه.

00:17:06.942 --> 00:17:07.776
‫ممنونم.

00:17:08.527 --> 00:17:12.156
‫یعنی، یه‌کم ترسناکه،
‫ولی... فرهاش خیلی نرمن.

00:17:12.239 --> 00:17:13.699
‫از موی واقعی انسان درست شده.

00:17:15.034 --> 00:17:16.035
‫هوم.

00:17:16.744 --> 00:17:20.039
‫من امسال خیلی هدف دارم.

00:17:20.122 --> 00:17:22.082
‫می‌خوام جایگاهم رو تو گله تثبیت کنم،

00:17:22.166 --> 00:17:25.127
‫کاپیتان گروه رقص بشم،
‫و بالاخره به شبگرد‌ها بپیوندم.

00:17:25.210 --> 00:17:26.211
‫تو چی؟

00:17:27.254 --> 00:17:30.007
‫از مردم دوری کنم و روی
‫رمان جدید ویپر دلا مورته‌م کار کنم.

00:17:30.591 --> 00:17:32.760
‫به نظر نمیاد
‫تکامل شخصی زیادی باشه.

00:17:32.843 --> 00:17:34.845
‫من تکامل پیدا نمی‌کنم. پیله می‌کنم.

00:17:35.596 --> 00:17:38.307
‫حرف از رمانت شد،
‫اون ناشر علاقه‌مند بود؟

00:17:40.893 --> 00:17:43.020
‫اسمش رو گذاشتم: مرگ با هزار نکته.

00:17:43.103 --> 00:17:44.354
‫اوه...

00:17:45.481 --> 00:17:47.316
‫این یکی فقط به نظر می‌رسه غلط تایپیه.

00:17:48.942 --> 00:17:52.404
‫نیست. این املای قدیمی انگلیسی
‫برای تکه‌تکه کردنه.

00:17:52.488 --> 00:17:54.531
‫دو سال از عمرم رو صرف این رمان کردم.

00:17:54.615 --> 00:17:58.077
‫باید از رو جنازه‌م رد بشن
‫تا یه کلمه‌ش رو تغییر بدم.

00:18:00.079 --> 00:18:02.790
‫امیدوارم اون
‫شکارچی‌های امضای لوس بیشتری نباشن.

00:18:02.873 --> 00:18:05.793
‫همینو بگو.
‫واقعاً باید یه حد و حدودی تعیین کنیم.

00:18:05.876 --> 00:18:08.962
‫بیا ساعت‌هایی برای امضا دادن
‫تو سالن دانشجویی تعیین کنیم.

00:18:11.340 --> 00:18:13.050
‫سلام، ونزدی. تابستونت چطور بود؟

00:18:13.133 --> 00:18:14.551
‫پوست سر یه قاتل زنجیره‌ای رو کندم.

00:18:15.177 --> 00:18:16.095
‫هان.

00:18:16.595 --> 00:18:18.931
‫آه... ایند اینجاست؟

00:18:19.765 --> 00:18:21.558
‫اون زودتر با گله رفت بیرون.

00:18:21.642 --> 00:18:24.186
‫تهدیدشون کردم اخته‌شون می‌کنم
‫اگه بیرون نرن.

00:18:24.269 --> 00:18:26.146
‫خب، میشه اینو بهش بدی؟

00:18:33.987 --> 00:18:36.073
‫ممنون که بهش نگفتی اینجام.

00:18:36.156 --> 00:18:39.493
‫می‌دونم تنها چیزی که بیشتر از
‫ رنگ ازش متنفری، درام رابطه‌ست.

00:18:39.576 --> 00:18:43.080
‫ماکیاولی یه بار گفت که دوستی
‫یعنی تماشای چکه‌چکه بدبختی‌های یه نفر

00:18:43.122 --> 00:18:46.375
‫و احساس افتخار کردن از اینکه
‫تو لحظات دردناکشون حضور داری.

00:18:46.500 --> 00:18:47.668
‫یعنی...

00:18:47.751 --> 00:18:50.129
‫تو ۲۵ کلمه یا کمتر. بگو.

00:18:50.963 --> 00:18:53.298
‫مطمئن نیستم
‫چه حسی به آژاکس دارم دیگه.

00:18:53.382 --> 00:18:55.300
‫اون مهربون و بامزه‌ست،

00:18:55.384 --> 00:18:58.470
‫ولی هنوز عاشق من قدیمیه،
‫و من تغییر کردم.

00:18:58.554 --> 00:19:00.222
‫هی، ببین چی شد. دقیقاً ۲۵ کلمه.

00:19:00.305 --> 00:19:01.890
‫باهاش حرف بزن و تمومش کن.

00:19:01.974 --> 00:19:04.893
‫اگه این کار رو بکنم، مثل یه
‫ تیر می‌ره تو قلبش...

00:19:06.145 --> 00:19:07.146
‫وای خدا!

00:19:13.318 --> 00:19:16.572
‫»خوش برگشتی، ونزدی.
‫هنوز دارم تماشات می‌کنم.»

00:19:17.573 --> 00:19:20.409
‫- صبر کن. یه تعقیب‌گر داری؟
‫- حسودی نکن.

00:19:33.505 --> 00:19:35.507
‫تعقیب‌گر رو ندیدم.

00:19:36.341 --> 00:19:38.135
‫یه چیزی کوچیک روی صورتت هست.

00:19:39.303 --> 00:19:40.220
‫چیزی نیست.

00:19:48.979 --> 00:19:50.772
‫کالیبان هال.

00:19:52.065 --> 00:19:54.067
‫پاتوق قدیمی من.

00:19:55.903 --> 00:19:57.154
‫سلام، پاگزلی. من...

00:19:57.196 --> 00:19:58.739
‫آه!

00:19:59.615 --> 00:20:01.742
‫برق. ایول.

00:20:02.326 --> 00:20:04.244
‫و تو باید جنت باشی.

00:20:04.828 --> 00:20:06.455
‫ونزدی همه‌چیز رو درباره‌ت بهمون گفت.

00:20:06.538 --> 00:20:09.374
‫کالیبان. من اونو نصب کردم.

00:20:09.458 --> 00:20:13.212
‫سو و من مطمئن نبودیم می‌خوایم
‫یوجین به هرگزگاه برگرده.

00:20:13.295 --> 00:20:14.421
‫ولی اون اصرار کرد.

00:20:14.504 --> 00:20:16.048
‫من کمک کردم مدرسه رو نجات بدیم.

00:20:16.131 --> 00:20:18.800
‫اون روز رو یادم میاد.

00:20:18.884 --> 00:20:21.220
‫چه حسی داشت وقتی شکمت
‫توسط یه هاید دریده شد؟

00:20:23.013 --> 00:20:25.057
‫هنوز بعضی وقت‌ها با جیغ از خواب می‌پرم.

00:20:25.641 --> 00:20:26.475
‫واو.

00:20:27.017 --> 00:20:28.602
‫این... فوق‌العاده‌ست!

00:20:28.977 --> 00:20:31.313
‫بهتره به پسرها یکم فضا بدیم.

00:20:32.522 --> 00:20:34.816
‫لرچ با وسایلت میاد بالا.

00:20:34.900 --> 00:20:36.652
‫و پایین می‌بینیمت.

00:20:40.989 --> 00:20:42.658
‫یادتون باشه، پسرها،

00:20:42.741 --> 00:20:46.453
‫دوست‌هایی که اینجا پیدا می‌کنین
‫تا آخر عمر برادرهاتون می‌شن.

00:20:46.828 --> 00:20:48.455
‫براشون آدم می‌کشین،

00:20:49.122 --> 00:20:51.416
‫و براشون مدرک جعلی می‌سازین.

00:20:51.500 --> 00:20:53.001
‫هوم.

00:20:58.215 --> 00:20:59.883
‫این حشره‌ها چیه؟

00:20:59.967 --> 00:21:01.802
‫اولش فقط می‌تونستم زنبورها رو کنترل کنم،

00:21:01.885 --> 00:21:04.429
‫ولی اخیراً تونستم
‫حشرات دیگه رو هم کنترل کنم.

00:21:05.430 --> 00:21:06.682
‫اینو ببین.

00:21:09.685 --> 00:21:12.437
‫خیلی... آبدارن.

00:21:13.605 --> 00:21:15.565
‫مناسب برای خوراکی نصف‌شب.

00:21:16.817 --> 00:21:19.236
‫اونا حیوون خونگین، نه تنقلات.

00:21:19.319 --> 00:21:22.698
‫(دور شو)

00:21:23.740 --> 00:21:26.243
‫شاید بعد از اینکه وسایل رو چیدیم،
‫بتونیم با هم وقت بگذرونیم؟

00:21:26.326 --> 00:21:28.412
‫راستش، دارم با چند تا از
‫ بچه‌های دیگه قرار می‌ذارم.

00:21:28.453 --> 00:21:29.329
‫می‌تونم همراهت بیام.

00:21:30.330 --> 00:21:32.082
‫اونا یه جورایی دوست‌های نسبتاً جدیدن.

00:21:32.165 --> 00:21:34.543
‫مشکلی ندارم.
‫می‌گیم دوست‌های قدیمی هستیم.

00:21:35.127 --> 00:21:37.671
‫من خیلی به خواهرت مدیونم،
‫به همین خاطر قبول کردم هم‌اتاقیت باشم.

00:21:37.754 --> 00:21:40.382
‫بیا ببینیم
‫اول این چطور پیش می‌ره، باشه؟

00:21:41.925 --> 00:21:43.510
‫آره. حتماً.

00:21:45.554 --> 00:21:47.014
‫هی، پسر زنبوری!

00:21:47.973 --> 00:21:50.976
‫- اوه، بزرگ شدی.
‫- آژاکس. اینجا چیکار می‌کنی؟

00:21:51.643 --> 00:21:53.437
‫من مشاور جدید ساکنین هستم.

00:21:53.520 --> 00:21:56.857
‫- اگه سؤالی دارین...
‫- می‌تونی با مارهات منو سنگی کنی؟

00:21:56.940 --> 00:21:57.983
‫این اتفاق نمی‌افته.

00:21:58.066 --> 00:22:01.069
‫تو و ایند هنوز با همین؟
‫یا بالاخره سر عقل اومده؟

00:22:02.112 --> 00:22:04.323
‫شما دو تا
‫سؤالی در مورد خوابگاه دارین؟

00:22:04.906 --> 00:22:08.952
‫باشه. خب، به کالیبان خوش اومدین.
‫سال خوبی خواهد بود.

00:22:18.920 --> 00:22:20.172
‫اون خودشه.

00:22:20.255 --> 00:22:22.382
‫- باورم نمی‌شه.
‫- خدای من.

00:22:22.466 --> 00:22:25.177
‫وقتی ازم می‌ترسیدن و متنفر بودن
‫بیشتر خوشم می‌اومد.

00:22:26.720 --> 00:22:30.057
‫مدیر دورت، با
‫فرشته کوچولوی مرگ ما آشنا شدی؟

00:22:30.140 --> 00:22:33.894
‫آره. مطمئنم ونزدی از اینکه
‫امسال بیشتر کنارش باشی لذت می‌بره.

00:22:33.977 --> 00:22:35.520
‫منظورت از بیشتر کنارش باشی، چیه؟

00:22:35.604 --> 00:22:39.316
‫مدیر دورت ازم خواست
‫رئیس کمیته‌ی جمع‌آوری مراسم کمک مالی باشم.

00:22:39.399 --> 00:22:42.110
‫وینسنت ثورپ سه سال آخر
‫ریاست می‌کرد،

00:22:42.152 --> 00:22:45.072
‫ولی بعد از اینکه زاویر
‫به دروغ به قتل متهم شد،

00:22:45.072 --> 00:22:48.075
‫پسرش و کمک مالیش رو
‫از هرگزگاه حذف کرد.

00:22:48.075 --> 00:22:49.701
‫زاویر امسال برنمی‌گرده؟

00:22:49.785 --> 00:22:52.204
‫داره می‌ره مدرسه رایشنباخ تو سوئیس.

00:22:52.287 --> 00:22:55.040
‫من تابستون رو اونجا
‫به عنوان دانشجوی انتقالی گذروندم.

00:22:55.123 --> 00:22:58.668
‫یادمه، عزیزم.
‫طولانی‌ترین تابستون زندگیم بود.

00:22:58.752 --> 00:22:59.586
‫اوه...

00:23:01.463 --> 00:23:03.632
‫می‌دونم غافلگیرت کردم.

00:23:03.715 --> 00:23:05.884
‫نه، معمولاً از غافلگیری خوشم میاد.

00:23:05.967 --> 00:23:08.470
‫مخصوصاً وقتی شامل خنجر باشه.

00:23:10.389 --> 00:23:12.182
‫چرا یه شب روش فکر نمی‌کنی؟

00:23:13.558 --> 00:23:16.937
‫من و تیش درباره‌ش
‫تو مسیر برگشت صحبت می‌کنیم.

00:23:17.437 --> 00:23:20.607
‫راستش، من... امیدوار بودم
‫شما یکم نزدیک‌تر بمونید.

00:23:25.570 --> 00:23:29.032
‫فکر می‌کردم کلبه‌ی باغبون مخصوص معلم‌هاست.

00:23:29.658 --> 00:23:31.701
‫مریلین تورن‌هیل پارسال اینجا زندگی می‌کرد،

00:23:31.785 --> 00:23:33.537
‫ولی به لطف ونزدی،

00:23:33.620 --> 00:23:36.498
‫الان داره از فضای خیلی تنگ‌تری لذت می‌بره،

00:23:36.581 --> 00:23:37.624
‫تو زندان.

00:23:37.707 --> 00:23:40.210
‫نه به تنگی تابوت چوب کاج،
‫ ولی آدم می‌تونه رؤیاپردازی کنه.

00:23:40.710 --> 00:23:42.337
‫امشب مال شماس.

00:23:42.421 --> 00:23:45.132
‫و اگه تصمیم بگیری
‫رئیس مراسم ما بشی،

00:23:45.215 --> 00:23:47.592
‫اینجا رو خونه‌ی دومت بدون.

00:23:47.676 --> 00:23:48.927
‫بیرون منتظر می‌مونم.

00:24:00.021 --> 00:24:02.107
‫کی اینجا رو تزئین کرده؟

00:24:02.190 --> 00:24:04.067
‫یه قاتل روانی.

00:24:04.151 --> 00:24:06.445
‫عزیزم، نباید تهمت بزنی.

00:24:06.945 --> 00:24:10.365
‫همه‌ی قاتل‌های روانی
‫سلیقه‌شون اینقدر افتضاح نیست.

00:24:10.449 --> 00:24:13.410
‫چیزی نیست که دست فاسدکننده‌ی تو
‫نتونه درستش کنه، زیبای من.

00:24:13.410 --> 00:24:15.370
‫هی، بابا، چند تا تله‌موش
‫قدیمی زیر سینک پیدا کردم.

00:24:15.454 --> 00:24:16.830
‫- می‌خوای یه چیزی بخوری؟
‫- آره.

00:24:19.416 --> 00:24:21.668
‫چرا می‌خوای مسئول یه مراسم باشی؟

00:24:22.752 --> 00:24:26.798
‫خب، انتظار نداشتم
‫چیزها اینقدر سریع تغییر کنن.

00:24:26.882 --> 00:24:29.468
‫پاگزلی این تابستون مثل گیاه سمی قد کشید،

00:24:30.093 --> 00:24:32.429
‫و حالا که هر دوتون تو هرگزگاه هستین،

00:24:32.512 --> 00:24:35.974
‫داشتم فکر می‌کردم
‫فصل بعدی من چی می‌تونه باشه.

00:24:37.642 --> 00:24:40.187
‫فکر اینکه تو و پدر
‫تو خونه تنها و بدون نظارت باشین

00:24:40.270 --> 00:24:43.607
‫منو با حسی از وحشت پر می‌کنه
‫ که معمولاً برای عروسک‌های نمادین کنار می‌ذارم.

00:24:43.690 --> 00:24:47.194
‫ولی اگه باعث ناراحتیت می‌شه،
‫بهش فکر هم نمی‌کنم.

00:24:47.694 --> 00:24:49.529
‫من معذب به دنیا اومدم، مادر.

00:24:52.032 --> 00:24:55.076
‫می‌دونم سخته... حالا هم که گودی نیست،

00:24:55.118 --> 00:24:58.914
‫و هیچکس از نسل ما پیش قدم نشده
‫تا راهنمای روحانی جدیدت باشه.

00:24:59.456 --> 00:25:00.957
‫اما اگه من اینجا بودم،

00:25:01.791 --> 00:25:03.668
‫می‌تونستم کمک کنم.

00:25:03.793 --> 00:25:05.712
‫البته به طور موقت،

00:25:05.712 --> 00:25:08.173
‫تا وقتی که یه راهنمای جدید پیش قدم شه.

00:25:08.840 --> 00:25:10.342
‫تو فاخته‌ای، من کلاغم.

00:25:10.425 --> 00:25:12.636
‫مسیرهای ما متفاوته.
‫خودت اینو گفتی.

00:25:12.677 --> 00:25:14.930
‫من با کلاغ‌ها هم تجربه داشتم.

00:25:17.682 --> 00:25:19.226
‫داری خواهرت رو می‌گی؟

00:25:21.728 --> 00:25:24.481
‫هیچوقت انقدر واضح از خاله فیلیا صحبت نکرده بودی.

00:25:32.572 --> 00:25:34.282
‫خیلی من رو یاد اون میندازی.

00:25:35.450 --> 00:25:37.494
‫مخصوصاً حالا که بزرگتر شدی.

00:25:38.328 --> 00:25:40.372
‫لازم نیست نگران من باشی، مادر.

00:25:41.456 --> 00:25:43.583
‫باید روی پاگزلی تمرکز کنی.

00:25:43.625 --> 00:25:46.461
‫هر دومون می‌دونیم قد بلند و مرد بودن
‫فقط تا یه جایی به دردش می‌خوره.

00:25:46.461 --> 00:25:48.672
‫علاوه بر این، مغزش مثل سوسک سرگینه...

00:25:48.713 --> 00:25:50.966
‫تهش مثل یه کارمند فرانسوی جاه‌طلب باشه.

00:25:54.261 --> 00:25:56.346
‫چی شده، عزیزم؟

00:25:58.431 --> 00:26:00.809
‫ونزدی داره یه چیزهایی رو از من پنهان می‌کنه.

00:26:02.394 --> 00:26:04.813
‫من نمی‌ذارم تاریخ تکرار بشه.

00:26:13.488 --> 00:26:14.781
‫می‌تونم از پس مادرم بربیام.

00:26:16.825 --> 00:26:19.494
‫من ازش کمک نمی‌خوام
‫چون بهش نیازی ندارم.

00:26:19.494 --> 00:26:21.037
‫به کمک تو هم نیازی ندارم.

00:26:21.871 --> 00:26:23.999
‫با انگشت‌های فضولت تو کار من سرک نکش.

00:26:35.427 --> 00:26:38.888
‫قربانی کارل بردبریه،
‫کارآگاه خصوصی محلی.

00:26:38.972 --> 00:26:40.098
‫واقعا نچسب بود.

00:26:40.098 --> 00:26:43.018
‫شاهدها گرگ مالیگان
‫و دبی پرایزمن هستن.

00:26:43.226 --> 00:26:46.980
‫گرگ مدیر پیگلی ویگلیه
‫و دبی یکی از صندوقدارهاشه.

00:26:47.022 --> 00:26:51.610
‫پس بردبری اومده بوده مچ عشاق سوپرمارکتی ما رو بگیره،

00:26:51.610 --> 00:26:54.487
‫که یه گروه کلاغ انتحاری بهش حمله می‌کنن.

00:26:54.779 --> 00:26:57.532
‫این سابقه نداشته، حتی تو جریکو.

00:26:57.574 --> 00:26:59.784
‫جسد رو قبل از اینکه بو بگیره
‫ببرین سردخونه.

00:27:02.287 --> 00:27:04.331
‫ونزدی، می‌تونم کمکت کنم؟

00:27:04.414 --> 00:27:05.957
‫فقط دارم از منظره لذت می‌برم.

00:27:08.043 --> 00:27:09.252
‫کلانتر سانتیاگو.

00:27:10.086 --> 00:27:12.005
‫قول می‌دم از کلانتر قبلی بهتر باشم.

00:27:12.047 --> 00:27:13.632
‫معیار فوق‌العاده ضعیفیه.

00:27:28.647 --> 00:27:29.648
‫آخ...

00:27:30.690 --> 00:27:32.817
‫گالپین؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

00:27:32.859 --> 00:27:36.488
‫قربانی دوست من بود.
‫کارل بردبری.

00:27:36.488 --> 00:27:39.991
‫ما با هم روی یه پرونده کار می‌کردیم،
‫و همین به کشتنش داد

00:27:40.200 --> 00:27:41.910
‫من ویولنسل می‌زنم، نه ویولن.

00:27:42.786 --> 00:27:45.664
‫بردبری یه چیزی پیدا کرده بود.
‫گفت می‌تونه روی طردشده‌ها تأثیر بذاره.

00:27:45.705 --> 00:27:49.125
‫- داریم کم‌کم به حقیقت می‌رسیم.
‫- الان به فکر طردشده‌ها هستی؟

00:27:49.834 --> 00:27:51.169
‫پسر من یه طردشده‌ست.

00:27:51.252 --> 00:27:52.921
‫آره، می‌دونم چه کارهایی کرده، اما...

00:27:53.088 --> 00:27:55.340
‫خانم تورنهیل،
‫اون تبدیلش کرده به یه هیولا.

00:27:55.340 --> 00:27:57.008
‫تایلر از اولش یه هیولا بود.

00:27:57.550 --> 00:28:01.596
‫فقط از درونش آزادش کرده.
‫آدما تغییر نمی‌کنن. به خودت نگاه کن.

00:28:01.846 --> 00:28:03.181
‫تو هنوزم یه مرد بدبخت و متوهمی...

00:28:03.223 --> 00:28:05.058
‫که دیگه نمی‌تونه پشت
‫نشان قلابیش قایم بشه.

00:28:05.100 --> 00:28:06.768
‫نشانم که هیچوقت مانع تو نشد، مگه نه؟

00:28:08.728 --> 00:28:11.147
‫می‌تونم از کمکت استفاده کنم
‫تا به ته این ماجرا برسم.

00:28:12.482 --> 00:28:15.944
‫تو تصادفی سر از صحنه جرم
‫در نیاوردی، آدامز.

00:28:15.985 --> 00:28:18.738
‫مثل پروانه و شمع
‫به اونجا جذب شدی.

00:28:21.991 --> 00:28:25.245
‫حیف که بینش روانشناختیت
‫نتونست به نجات پسر خودت کمک کنه.

00:28:30.125 --> 00:28:32.001
‫اگه نظرت عوض شد، بیا پیشم.

00:28:33.962 --> 00:28:37.257
‫فقط یادت باشه...
‫پرنده‌ها همیشه دارن نگاه می‌کنن.

00:28:53.273 --> 00:28:58.445
‫امشب، داستان
‫درخت جمجمه رو می‌شنوین.

00:28:59.904 --> 00:29:03.450
‫این سنت کالیبان هاله که شب اول مدرسه
‫این داستان رو تعریف کنیم.

00:29:08.830 --> 00:29:13.042
‫یکی بود یکی نبود، پسر نابغه‌ای بود
‫با قلبی شکننده.

00:29:13.960 --> 00:29:15.670
‫روزهاش رو در تخت می‌گذروند،

00:29:15.837 --> 00:29:19.132
‫کلی ماشین شگفت انگیز
‫که می‌خواست یه روزی بسازه رو نقاشی می‌کرد.

00:29:21.259 --> 00:29:23.845
‫ولی دکترها،
‫گفته بودن فقط چند ماه برای زندگی وقت داره.

00:29:25.180 --> 00:29:27.515
‫پس تصمیم گرفت قلب خودش رو طراحی کنه.

00:29:29.934 --> 00:29:32.937
‫تا بدنش بتونه
‫پا به پای ذهن خیره‌کننده‌ش زنده بمونه.

00:29:43.281 --> 00:29:45.366
‫عمل موفقیت‌آمیز بود.

00:29:45.408 --> 00:29:47.911
‫اما قلب کوکی
‫پسر رو تغییر داده بود.

00:29:51.331 --> 00:29:52.665
‫اون سرد شد،

00:29:53.625 --> 00:29:55.627
‫و از جاه‌طلبی انگیزه می‌گرفت.

00:30:04.219 --> 00:30:06.054
‫وقتی به هرگزگاه رسید،

00:30:06.095 --> 00:30:09.766
‫به عنوان بزرگترین مغز متفکری که تا به حال
‫پا در این راهروها گذاشته بود، ستایش شد.

00:30:11.810 --> 00:30:14.270
‫اما اختراعاتش خطرناک‌تر شدن.

00:30:16.147 --> 00:30:17.607
‫تا اینکه یه شب...

00:30:18.775 --> 00:30:22.320
‫نبوغش به قیمت جونش تموم شد.

00:30:26.616 --> 00:30:28.243
‫حالا، طبق افسانه‌ها،

00:30:29.118 --> 00:30:33.748
‫جسدش در یه قبر بی‌نشون
‫پای درخت جمجمه دفن شده

00:30:35.667 --> 00:30:38.962
‫اما اگه گوشت رو
‫به چشم چپ توخالی جمجمه بچسبونی...

00:30:40.380 --> 00:30:42.757
‫...هنوز می‌تونی صدای قلب کوکیش رو بشنوی.

00:30:44.175 --> 00:30:45.093
‫تیک،

00:30:45.802 --> 00:30:46.719
‫تیک،

00:30:47.470 --> 00:30:48.471
‫تیک.

00:30:49.806 --> 00:30:52.976
‫فقط شجاع‌ترین‌ اعضای کالیبان هال
‫در شب بیرون رفتن...

00:30:53.059 --> 00:30:57.063
‫تا به خودشون جرئت بدن صدای قلب کوکی رو بشنون.

00:30:59.232 --> 00:31:00.358
‫پس تو چی؟

00:31:15.331 --> 00:31:17.876
‫خانم بارکلی، ممنون که وقت گذاشتی.

00:31:17.917 --> 00:31:20.420
‫عجب روز اول فوق‌العاده‌ای بوده، نه؟

00:31:20.420 --> 00:31:24.757
‫خیلی خوبه که می‌بینم اینجا
‫پر شده از انرژی طرد شده‌ها.

00:31:25.508 --> 00:31:28.011
‫معروف‌ترین فارغ‌التحصیل‌ ما اگر بود مفتخر می‌شد.

00:31:32.390 --> 00:31:33.474
‫چند وقته حواسم بهت بوده.

00:31:34.559 --> 00:31:36.769
‫اینکه چطور با هم‌سن و سال‌هات تعامل کردی.

00:31:36.895 --> 00:31:38.855
‫می‌دونی، کاریزما چیزیه که...

00:31:38.897 --> 00:31:41.274
‫خب، نمی‌شه یادش گرفت. یه موهبته.

00:31:41.399 --> 00:31:43.860
‫و تو وجودت ازش لبریزه.

00:31:44.694 --> 00:31:47.989
‫حدس می‌زنم برای آینده می‌خوای وارد دنیای سیاست شی؟

00:31:48.489 --> 00:31:51.242
‫از ایده ایجاد تغییر واقعی
‫برای طردشده‌ها خوشم میاد.

00:31:51.826 --> 00:31:53.620
‫خب، اگه بهت بگم...

00:31:53.703 --> 00:31:56.915
‫که می‌تونی از امروز این تغییر رو شروع کنی چی؟

00:31:56.956 --> 00:32:00.001
‫به عنوان رابط دانش‌آموزی مراسم جمع‌آوری کمک مالی.

00:32:00.919 --> 00:32:04.005
‫اگه بخوایم به هدف‌مون برسیم واقعا باید جذابش کنیم.

00:32:04.047 --> 00:32:08.301
‫و تو اون فاکتور جذابیتی
‫که من دنبالش بودم رو داری.

00:32:09.510 --> 00:32:11.930
‫وای. افتخار بزرگیه.

00:32:12.472 --> 00:32:14.849
‫اما مطمئن نیستم وقت داشته باشم
‫که همچین کاری رو قبول کنم.

00:32:15.725 --> 00:32:16.935
‫واقعاً متأسفم.

00:32:19.562 --> 00:32:20.563
‫منم همینطور.

00:32:21.648 --> 00:32:24.275
‫آخه، تو
‫دانش‌آموز بورسیه هستی، درسته؟

00:32:24.567 --> 00:32:26.277
‫مدرسه تو مشکل مالی گیر کرده،

00:32:26.319 --> 00:32:28.988
‫و اگه ما به اهداف
‫جمع‌آوری کمک مالی‌مون نرسیم،

00:32:28.988 --> 00:32:33.284
‫ممکنه مجبور بشم بعضی از
‫دانش‌آموزهای بورسیه رو کنار بذارم.

00:32:40.291 --> 00:32:42.877
‫می‌دونم مردم چه حسی به پری‌های دریایی دارن.

00:32:43.628 --> 00:32:45.505
‫ولی من این دیدگاه رو ندارم.

00:32:46.297 --> 00:32:49.968
‫هیچ طردشده‌ای نباید محدود یا شرمنده بشه.

00:32:50.134 --> 00:32:51.844
‫برای همینه که از من خواستید؟

00:32:52.470 --> 00:32:53.638
‫چون من یه پری دریایی‌ام؟

00:32:53.680 --> 00:32:57.767
‫استفاده از قدرت‌های متقاعدسازیت
‫برای یه هدف خوب باید تحسین بشه.

00:32:58.601 --> 00:33:00.019
‫مطمئنم موافقی.

00:33:01.229 --> 00:33:03.523
‫ما همه صلاح هرگزگاه رو می‌خوایم.

00:33:03.523 --> 00:33:06.109
‫پس چرا یه نگاه دیگه
‫به برنامه‌ت نمی‌ندازی،

00:33:06.150 --> 00:33:07.902
‫شاید بشه توش جا دادش؟

00:33:10.321 --> 00:33:12.657
‫می‌تونی فردا تصمیمت رو بهم بگی.

00:33:26.212 --> 00:33:27.088
‫تینگ!

00:33:27.547 --> 00:33:29.048
‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

00:33:30.091 --> 00:33:31.551
‫ونزدی سرت داد زده؟

00:33:32.719 --> 00:33:36.055
‫پسر، این محبوبیت ناگهانی
‫واقعاً داره روش تأثیر می‌ذاره.

00:33:36.097 --> 00:33:38.516
‫فکر کنم بعضی آدم‌ها
‫برای شهرت ساخته نشدن.

00:33:38.516 --> 00:33:39.726
‫و وقتی استرس داری،

00:33:39.767 --> 00:33:41.894
‫خانواده آدم می‌تونن
‫راحت‌ترین کیسه بوکس باشن.

00:33:41.894 --> 00:33:43.646
‫یا حداقل واسه تو دستکش تمرین.

00:33:45.606 --> 00:33:47.817
‫می‌دونم چه حسی داره
‫که فکر کنی به جایی تعلق نداری.

00:33:47.859 --> 00:33:48.776
‫ولی داری.

00:33:50.236 --> 00:33:51.529
‫می‌دونی چی لازم داری؟

00:33:51.571 --> 00:33:54.574
‫یه جایی که مال خودت باشه.
‫جای خوبی رو سراغ دارم.

00:33:56.325 --> 00:33:58.036
‫به خونه خوش اومدی تینگ.

00:34:00.371 --> 00:34:01.330
‫به گروه خوش اومدی.

00:36:22.221 --> 00:36:24.098
‫پروکافیف آدم رو اینطوری می‌کنه.

00:36:27.018 --> 00:36:29.812
‫خانم کاپری، سرپرست جدید موسیقی.

00:36:30.062 --> 00:36:31.606
‫همون ایزادورا کاپری‌ای هستید...

00:36:31.606 --> 00:36:34.984
‫که اولین آلبوم کلاسیکش،
‫زوزه‌ی گرگ رو توی ده سالگی کامل کرد؟

00:36:35.026 --> 00:36:36.777
‫نمی‌دونستم هنوز طرفدار دارم.

00:36:36.777 --> 00:36:39.113
‫نوابغ کودک همیشه مجذوبم کردن.

00:36:39.197 --> 00:36:42.325
‫تمرکز، استعداد،
‫تلاش بی‌امان برای کمال.

00:36:42.325 --> 00:36:45.161
‫خوشبختانه تونستم آزاد شم تا خفه‌م نکرده.

00:36:45.453 --> 00:36:48.206
‫فکر می‌کردم تدریس مال کسائیه
‫که عرضه ندارن.

00:36:49.290 --> 00:36:52.793
‫خب، گروهی از جوون‌ها...

00:36:52.835 --> 00:36:55.338
‫که مدرسه‌شون رو با وجود
‫آینده تیره و تار نجات دادن الهام بخشم شدن.

00:36:55.338 --> 00:36:58.591
‫تصمیم گرفتم وقتشه
‫به جامعه‌ی خودم خدمت کنم.

00:37:01.928 --> 00:37:04.680
‫کار سختی پیش‌ رومونه.

00:37:05.264 --> 00:37:08.392
‫- دستم یه‌کم سفته.
‫- نه، دستت مشکل نبود.

00:37:08.434 --> 00:37:11.520
‫دردت تنها چیزی بود که اجراتو
‫جالب می‌کرد.

00:37:12.188 --> 00:37:15.608
‫می‌دونستی پروکافیف استاد شطرنج بود؟

00:37:15.691 --> 00:37:20.196
‫برای همینه که کنسرتوهاش
‫اینقدر... حیله‌گرانه فریبنده‌ن.

00:37:20.279 --> 00:37:23.574
‫می‌خواد... نت‌ها رو حس کنی،

00:37:23.616 --> 00:37:25.910
‫نه اینکه پیش‌بینی‌شون کنی.

00:37:25.910 --> 00:37:27.870
‫دنبال درس نیستم.

00:37:27.954 --> 00:37:29.830
‫برای رضایت دل خودم می‌زنم.

00:37:29.872 --> 00:37:32.583
‫و با این حال موسیقی بهت رضایت نمی‌ده.

00:37:35.586 --> 00:37:37.421
‫دست از کنترلش بردار.

00:37:38.464 --> 00:37:42.593
‫باید تسلیم... آشوب زیباش
‫بشی.

00:37:42.635 --> 00:37:45.388
‫من آشوب به پا می‌کنم. تسلیم نمی‌شم.

00:38:11.247 --> 00:38:14.917
‫از زمان تحصیلم در هرگزگاه
‫آتیشی برپا نشده بود.

00:38:15.001 --> 00:38:19.005
‫بله! معجزه‌ست که این دانش‌آموزهای
‫داوینچی چی‌ها می‌تونن بسازن.

00:38:19.088 --> 00:38:22.133
‫تو انگشت کوچیکه‌ی راستشون
‫انقدر خلاقیت دارن...

00:38:22.216 --> 00:38:24.385
‫که تو کل بدن من نیست.

00:38:25.386 --> 00:38:27.013
‫این کار می‌کنه، دیگه؟

00:38:28.764 --> 00:38:31.350
‫روحیه‌ی طردشده! عاشقشم!

00:38:32.059 --> 00:38:34.103
‫برای همینه که سنت اینقدر مهمه.

00:38:34.145 --> 00:38:36.022
‫به بچه‌هامون غرور می‌ده.

00:38:36.022 --> 00:38:40.026
‫مدیر ویمز همه‌ش دنبال
‫جا افتادن توی دنیای عادی‌ها بود.

00:38:40.067 --> 00:38:42.987
‫بهتون برنخورده.
‫می‌دونم دوستای قدیمی بودین.

00:38:44.155 --> 00:38:46.824
‫ولی خب، خانواده‌ی آدامز نمونه‌ی بارز...

00:38:46.866 --> 00:38:49.327
‫طردشده‌هایی هستن که در برابر
‫فرهنگ عادی‌ها سر خم نمی‌کنن.

00:38:49.327 --> 00:38:51.412
‫و این رو مدیون شماییم خانم آدامز.

00:38:51.620 --> 00:38:52.705
‫ممنونم.

00:38:53.748 --> 00:38:56.375
‫تصمیم‌تون درباره اداره مراسم رو گرفتید؟

00:38:57.209 --> 00:38:59.337
‫من... هنوز دارم فکر می‌کنم.

00:38:59.920 --> 00:39:02.923
‫می‌خوام کاری کنم که هم برای
‫هرگزگاه خوب باشه و هم خانواده‌م.

00:39:03.007 --> 00:39:04.675
‫متوجه‌م. خیلی سخته تعادل برقرار کرد.

00:39:04.759 --> 00:39:07.928
‫برای همین دانش‌آموز رابط‌مون رو میاریم کمک‌تون.

00:39:07.970 --> 00:39:10.431
‫دنبال بهترین شخص می‌گردم.

00:39:10.514 --> 00:39:13.642
‫دیگه نگرد. اینجاست.

00:39:13.726 --> 00:39:17.063
‫خانم آدامز، بیانکا بارکلی،
‫یکی از بهترین و باهوش‌ترین دانش‌آموزان ما.

00:39:17.104 --> 00:39:19.440
‫باعث افتخار با یکی از اسطوره‌های هرگزگاه همکاری کنم.

00:39:19.440 --> 00:39:21.275
‫بیانکا.

00:39:21.901 --> 00:39:24.820
‫امشب برای آتیش بیاید،
‫ببینید که چی داریم می‌سازیم.

00:39:24.987 --> 00:39:27.114
‫بعدش درباره همکاری تصمیم بگیرید.

00:39:35.873 --> 00:39:36.916
‫از طرف زاویه.

00:39:38.084 --> 00:39:41.629
‫«سعی کردم پیامک بدم، ولی گمان می‌کنم
‫گوشی‌ای که بهت دادم رو گم کردی.»

00:39:42.922 --> 00:39:45.049
‫- گوشی داری؟
‫- انداختمش تو آب.

00:39:52.681 --> 00:39:54.141
‫«این رو هدیه‌ی خداحافظیم بدون.»

00:39:54.266 --> 00:39:55.976
‫«ناگهان این تصویر به ذهنم اومد»

00:39:55.976 --> 00:39:59.730
‫«نپرس چطور می‌دونم یا یعنی چی،
‫ولی مطمئنم یک ارتباطی به تو داره.»

00:39:59.814 --> 00:40:03.359
‫«ونزدی آدامز بدون رازی برای حل کردن چیه، نه؟ زاویر.»

00:40:03.901 --> 00:40:05.694
‫یه کلاغ ترسناک روی سنگ قبر.

00:40:06.612 --> 00:40:08.239
‫- یعنی چی؟
‫- اصلا نمی‌دونم.

00:40:08.239 --> 00:40:11.033
‫من و تینگ داریم می‌ریم
‫پیش آتیش بنیانگذاران. تو میای؟

00:40:16.038 --> 00:40:18.707
‫بدون اجازه از ماشین تایپم
‫استفاده کردی؟

00:40:21.168 --> 00:40:22.795
‫«اخیرا کتاب خوبی خوندی؟»

00:40:25.339 --> 00:40:26.465
‫رمانم.

00:40:28.300 --> 00:40:29.176
‫گم شده.

00:40:31.303 --> 00:40:33.305
‫«بالاتر، بالاتر، بالاتر،
‫من شیطان آتشم،

00:40:33.347 --> 00:40:35.141
‫و هر پشت‌بام شعله‌ور آتیش من است!»

00:40:37.476 --> 00:40:40.855
‫تعقیب‌گرم می‌خواد دست‌نوشته‌م رو
‫توی آتش بنیانگذاران بسوزونه.

00:40:40.938 --> 00:40:42.982
‫اون که تنها نسخه‌ت نیست؟

00:40:44.275 --> 00:40:47.862
‫جدی؟ دستگاه کپی اصلا تکنولوژی
‫قرن بیست و یکم نیست.

00:40:47.862 --> 00:40:50.990
‫نمی‌ذارم دو سال از زندگیم
‫دود بشه بره هوا.

00:41:07.923 --> 00:41:10.885
‫تعقیب‌گرم اینجاست.
‫حواست باشه کی نگاهمون می‌کنه.

00:41:10.926 --> 00:41:12.428
‫کیه که نگاهمون نکنه؟

00:41:13.053 --> 00:41:14.221
‫- ایند!
‫- ایند!

00:41:16.807 --> 00:41:19.143
‫سلام! حواست باشه.
‫باید آتیش رو چک کنم.

00:41:19.226 --> 00:41:20.436
‫تو از اون طرف برو.

00:41:27.526 --> 00:41:31.405
‫سلام! وقتی آتیش روشن شد،
‫یواشکی خودم رو میرم سراغ درخت جمجمه...

00:41:31.405 --> 00:41:33.032
‫تا اون جنازه اون بچه رو بکشم بیرون.

00:41:33.073 --> 00:41:33.949
‫کی میاد؟

00:41:37.620 --> 00:41:39.830
‫شرمنده. امشب برام شب مهمیه.

00:41:39.872 --> 00:41:42.917
‫دورت می‌خواد بابت کمک
‫برای نجات مدرسه ازم تشکر کنه.

00:41:49.215 --> 00:41:52.843
‫تینگ، انگشتات رو باز نگه دار.
‫تعقیب‌گر داره بازی درمیاره.

00:42:08.359 --> 00:42:10.277
‫«اگه نمی‌خوای رمانت دود بشه و بره هوا ،

00:42:10.319 --> 00:42:11.570
‫زیر آتیش با من ملاقات کن.»

00:42:12.488 --> 00:42:14.698
‫«پ.ن. چند تا غلط تایپی دیگه هم پیدا کردم.»

00:42:23.332 --> 00:42:24.833
‫وِنزدی، چی‌کار می‌کنی؟

00:42:24.917 --> 00:42:26.293
‫سلام! ایند.

00:42:26.377 --> 00:42:28.087
‫ایجکس. سلام.

00:42:29.171 --> 00:42:32.508
‫چه خبره؟
‫ببین، تابستون یهو قالم گذاشتی.

00:42:32.591 --> 00:42:35.261
‫یه عالمه پیام دادم.
‫کلی پیام صوتی فرستادم.

00:42:35.469 --> 00:42:37.346
‫شرمنده. ببخشید.

00:42:37.388 --> 00:42:39.306
‫تو کمپ گرگ‌ها اصلا حق استفاده از گوشی نداشتی.

00:42:39.348 --> 00:42:43.143
‫یه ماه کامل آفلاین بودم.
‫باورت می‌شه؟ فکر کنم تروما گرفتم.

00:42:43.227 --> 00:42:44.728
‫دو روزه که برگشتیم.

00:42:45.187 --> 00:42:47.481
‫یه جورایی انگار
‫داری ازم دوری می‌کنی.

00:42:47.648 --> 00:42:50.359
‫خب، سرم گرم گروه بود،

00:42:50.442 --> 00:42:52.236
‫تو هم که درگیر سرپرستی خوابگاهی.

00:42:52.319 --> 00:42:55.155
‫تازه وِنزدی هم که هست،
‫و هیچ‌وقت نمیذاره نفس راحت بکشی.

00:42:55.739 --> 00:42:57.700
‫سلام، ایند.
‫جلو برات جا گرفتم.

00:42:58.242 --> 00:43:02.329
‫مرسی، برونو. ولی الان یه جورایی
‫دستم بنده.

00:43:02.454 --> 00:43:03.289
‫وِنزدی!

00:43:04.873 --> 00:43:05.916
‫وِنزدی!

00:43:07.376 --> 00:43:08.586
‫وِنزدی!

00:43:14.466 --> 00:43:16.218
‫شب به‌خیر، هرگزگاه.

00:43:17.511 --> 00:43:20.723
‫شب به‌خیر،
‫و به آتیش بنیانگذاران خوش اومدین.

00:43:20.764 --> 00:43:24.727
‫امشب قراره با خوندن سرود هرگزگاه
‫شروع کنیم.

00:43:32.526 --> 00:43:36.530
‫هرگزگاه، تا ابد خواب‌بین

00:43:36.614 --> 00:43:40.492
‫سال‌ها درس، تفریح و جیغ‌کشیدن

00:43:40.534 --> 00:43:44.747
‫پیوندهای طردشده با اعتماد شکل گرفت

00:43:44.872 --> 00:43:48.334
‫در حالی که بقیه چیزها تبدیل به خاکستر شد

00:43:48.917 --> 00:43:53.005
‫داوینچی، آواز دریا، بی‌چهره، گورگون

00:43:53.047 --> 00:43:56.967
‫هرگز ریشه‌های طردشدگان رو فراموش نکنین

00:43:57.092 --> 00:44:00.721
‫کلاغ‌ها از همه‌ی رنج‌هامون تغذیه می‌کنن

00:44:00.804 --> 00:44:05.309
‫در منزل ادگار آلن پو

00:44:05.392 --> 00:44:11.398
‫در هرگزگاه

00:44:25.579 --> 00:44:27.665
‫عصر بلند می‌شم

00:44:36.757 --> 00:44:38.967
‫سلام، طردشده‌های عزیز!

00:44:39.134 --> 00:44:40.969
‫و به هرگزگاه خوش برگشتین.

00:44:43.430 --> 00:44:45.557
‫من مدیرتون، بری دورت هستم...

00:44:49.645 --> 00:44:52.398
‫و امشب عصر جدیدی رو مراسم می‌گیریم.

00:44:52.398 --> 00:44:53.649
‫آره!

00:44:55.442 --> 00:44:57.778
‫خب، می‌دونم تغییر می‌تونه ترسناک باشه،

00:44:57.778 --> 00:44:59.988
‫اما مجبور نیستید بترسی.

00:45:00.197 --> 00:45:01.573
‫می‌دونید چرا؟

00:45:01.657 --> 00:45:06.245
‫چون ما طردشده‌های قدرتمندی هستیم!

00:45:07.705 --> 00:45:09.331
‫بله، هستیم!

00:45:13.752 --> 00:45:14.753
‫ونزدی!

00:45:15.713 --> 00:45:18.465
‫باید بیای بیرون
‫الانه که آتیشش بزنن.

00:45:22.219 --> 00:45:23.762
‫خیلی خب. از حالا به بعد،

00:45:24.513 --> 00:45:28.892
‫من شبگردها و همه
‫انجمن‌های مخفی رو منحل می‌کنم.

00:45:29.893 --> 00:45:33.355
‫محافظت از مدرسه‌مون
‫به عهده همه ماست.

00:45:34.189 --> 00:45:38.277
‫بنابراین، ما همه شبگرد هستیم.

00:45:39.653 --> 00:45:40.487
‫آره.

00:45:43.782 --> 00:45:48.746
‫حالا، به قول اون طردشده
‫آمریکایی بزرگ، بروس اسپرینگستین...

00:45:49.621 --> 00:45:52.750
‫بدون جرقه آتیش روشن نمی‌شه!

00:46:34.917 --> 00:46:35.793
‫ونزدی!

00:46:36.084 --> 00:46:38.587
‫ونزدی! میرم کمک بیارم!

00:46:56.188 --> 00:46:57.564
‫آره.

00:47:30.848 --> 00:47:32.516
‫باید آتیش رو خاموش کنیم!

00:47:32.558 --> 00:47:35.477
‫مدیر دورت!
‫ونزدی زیر هیزم‌ها گیر افتاده.

00:47:44.695 --> 00:47:45.821
‫نگران نباشین.

00:47:47.906 --> 00:47:49.491
‫به به درست سر وقت اومد!

00:47:49.533 --> 00:47:52.578
‫دانش‌آموز افتخاری ما، ونزدی آدامز!

00:47:55.664 --> 00:47:58.876
‫اگر به خاطر شجاعت تو نبود هیچکدوم امروز اینجا نبودیم.

00:48:00.168 --> 00:48:03.422
‫ونزدی می‌تونی کمکم از یه چیز
‫خیلی خاص رونمایی کنیم؟

00:48:05.799 --> 00:48:08.385
‫این یادبود رو سفارش دادم تا خاطرمون باشه...

00:48:08.510 --> 00:48:14.182
‫که تو و گروه عجیب غریب دوستان هرگزگاهیت
‫مدرسه ما رو نجات دادید.

00:48:29.281 --> 00:48:33.577
‫می‌تونی برام یه سخنرانی الهام‌بخش
‫داشته باشی تا این عصر جدید رو آغاز کنیم؟

00:48:34.453 --> 00:48:36.705
‫ونزدی! ونزدی!

00:48:38.540 --> 00:48:40.000
‫ونزدی! ونزدی!

00:49:03.732 --> 00:49:04.816
‫امشب...

00:49:04.900 --> 00:49:05.901
‫آره!

00:49:11.365 --> 00:49:13.492
‫ضیافت نارضایتی ماست.

00:49:13.825 --> 00:49:16.662
‫و ما با کمال میل از کسانی که می‌خوان
‫ما رو مطیع کنن، تغذیه خواهیم کرد.

00:49:19.790 --> 00:49:21.625
‫مبارزه ما تازه شروع شده.

00:49:22.334 --> 00:49:25.587
‫و من امشب دیگه صلح و مدنیت رو کنار می‌ذارم،

00:49:25.629 --> 00:49:29.132
‫تا دشمنان‌مون نابود نشن دست بردار نیستم!

00:49:36.473 --> 00:49:38.183
‫و منظورم از دشمنان،

00:49:39.101 --> 00:49:41.311
‫هر کودنیه که با حماقت برای همچین...

00:49:41.311 --> 00:49:44.106
‫سخنرانی سطحی و عوام‌فریبانه‌ای هورا بکشه.

00:49:44.189 --> 00:49:46.191
‫چی؟

00:49:48.151 --> 00:49:50.028
‫فکر کردین من قهرمان شما هستم؟ نیستم.

00:49:51.238 --> 00:49:53.699
‫من همیشه کثیف بازی می‌کنم،
‫و هیچوقت منصفانه مبارزه نمی‌کنم.

00:49:53.740 --> 00:49:55.367
‫تنها طرفی که من هستم، طرف خودمه،

00:49:55.409 --> 00:49:58.036
‫و تنها جایی که می‌برمتون،
‫ته دره‌ست.

00:50:00.580 --> 00:50:03.000
‫پس من رو نیارید رو صحنه،

00:50:03.166 --> 00:50:05.168
‫چون به آتیش می‌کشمش.

00:50:31.903 --> 00:50:33.321
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

00:50:33.321 --> 00:50:36.199
‫- من اصلا موافقت نکرده بودم.
‫- پس می‌خوای همه‌چیز رو برای ما خراب کنی؟

00:50:36.366 --> 00:50:38.702
‫تو بهترین دوست منی،
‫ولی می‌تونی یه‌کم کمتر ونزدی باشی؟

00:50:38.744 --> 00:50:40.454
‫قرار بود این بهترین سال ما باشه!

00:50:43.582 --> 00:50:44.708
‫لعنتی!

00:52:13.922 --> 00:52:15.132
‫هی، وایستا!

00:52:16.091 --> 00:52:18.009
‫ونزدی، می‌شه وایسی؟

00:52:50.000 --> 00:52:52.460
‫همه‌ش تقصیر توئه، ونزدی.

00:52:53.044 --> 00:52:55.046
‫همه‌ش تقصیر توئه.

00:52:55.130 --> 00:52:57.007
‫من به خاطر تو مردم.

00:52:59.217 --> 00:53:00.635
‫من به خاطر تو مردم!

00:53:05.682 --> 00:53:06.766
‫ونزدی!