WEBVTT

00:00:12.333 --> 00:00:13.933
‫لایرا!

00:00:14.666 --> 00:00:16.266
‫لایرا، صدام رو می‌شنوی؟

00:00:16.366 --> 00:00:17.533
‫راجر!

00:00:17.966 --> 00:00:19.166
‫لایرا!

00:00:19.233 --> 00:00:21.433
‫- راجر!
‫- لایرا!

00:00:21.533 --> 00:00:22.800
‫کافیه بگی کجایی...

00:00:22.866 --> 00:00:24.633
‫تا پیدات کنم!

00:00:27.533 --> 00:00:28.866
‫تو سرزمین مردگانم.

00:00:50.433 --> 00:00:51.466
‫چی شده؟

00:00:57.033 --> 00:00:58.033
‫چیزی نشده.

00:01:03.066 --> 00:01:04.233
‫پس واسه چی بیدار شدی؟

00:01:05.366 --> 00:01:06.366
‫به حد کافی خوابیدم.

00:01:33.633 --> 00:01:34.866
‫باز هم کابوس دیدی؟

00:01:35.433 --> 00:01:36.966
‫نه.

00:01:37.033 --> 00:01:38.700
‫- پس چی شده؟
‫- صرفا...

00:01:40.166 --> 00:01:41.433
‫ذهنم خیلی درگیره.

00:01:43.366 --> 00:01:44.366
‫راجر بهمون نیاز داره.

00:01:45.200 --> 00:01:46.466
‫باید برم سرزمین مردگان...

00:01:46.566 --> 00:01:47.766
‫و اوضاع رو درست کنم.

00:01:48.433 --> 00:01:49.666
‫یعنی باید بریم دیگه.

00:01:53.266 --> 00:01:54.400
‫هر اتفاقی هم که بیفته...

00:01:56.866 --> 00:01:57.900
‫با همدیگه هستیم.

00:02:02.066 --> 00:02:05.300
‫کمکم کن بفهمم چی شد.

00:02:05.400 --> 00:02:08.966
‫نیروهای غیرمنتظره‌ای کنار دختره بودن.

00:02:09.033 --> 00:02:11.600
‫- نیروهای غیرمنتظره؟
‫- نیروهای شومی بودن.

00:02:12.500 --> 00:02:14.466
‫سربازانمون شاهد بودن
‫که پسره و دختره...

00:02:14.566 --> 00:02:16.766
‫یهویی غیب شدن.

00:02:24.000 --> 00:02:26.100
‫به نظرم صرفا نیروی انسانی
‫واسه از بین بردنش...

00:02:27.700 --> 00:02:28.700
‫کافی نیست.

00:02:33.100 --> 00:02:37.833
‫نباید بذاریم اون بچه زنده بمونه.

00:04:02.800 --> 00:04:08.066
‫«نیروی اهریمنی‌اش»
‫«فصل سوم، قسمت سوم»

00:04:19.800 --> 00:04:21.866
‫قربان، اسیرتون بیدار شده.

00:04:24.100 --> 00:04:25.666
‫خیلی خوبه.

00:04:49.066 --> 00:04:50.700
‫این شکلی دیدنت خیلی جالبه.

00:04:52.033 --> 00:04:53.100
‫سلام ازریل.

00:04:54.300 --> 00:04:55.466
‫هوم.

00:04:58.700 --> 00:05:00.700
‫احتمالا این شکلی کمی راحت‌تر باشی.

00:05:01.866 --> 00:05:03.900
‫اون‌قدرها هم راحت نیستم.

00:05:05.033 --> 00:05:07.200
‫لزومی نداره من رو ببندی ازریل.

00:05:07.266 --> 00:05:09.400
‫اسیرم هستی دیگه.

00:05:10.866 --> 00:05:12.433
‫داری لذت می‌بری، مگه نه؟

00:05:13.666 --> 00:05:15.433
‫هنوز هم عین سابقی.

00:05:19.200 --> 00:05:21.633
‫می‌تونستی الان کنار خودم باشی، می‌دونستی؟

00:05:21.700 --> 00:05:23.566
‫سر قله اون کوه
‫بهت حق انتخاب داده بودم،

00:05:23.633 --> 00:05:24.766
‫ولی تو پیشنهادم رو رد کردی.

00:05:25.400 --> 00:05:27.566
‫نچ. عین سابق نیستی.

00:05:28.200 --> 00:05:29.400
‫از قبل هم حقیرتر شدی.

00:05:29.466 --> 00:05:30.966
‫به نظر خودم که تغییر خاصی نکردم.

00:05:32.200 --> 00:05:33.966
‫دقیقا طبق گفته خودم عمل کردم.

00:05:34.766 --> 00:05:37.233
‫ولی تو برگشتی سراغش...

00:05:38.100 --> 00:05:39.100
‫و شکست خوردی.

00:05:40.666 --> 00:05:41.633
‫الان اینجاست؟

00:05:46.000 --> 00:05:47.166
‫هنوز این رو می‌اندازی؟

00:05:50.766 --> 00:05:51.766
‫نه، اینجا نیست.

00:05:52.833 --> 00:05:54.833
‫- ببین چی می‌گم، جونش در خطره...
‫- نه.

00:05:55.166 --> 00:05:56.100
‫نه، من...

00:05:56.200 --> 00:05:57.833
‫ازریل، اون دختر خودمونه
‫و کلیسای اعظم...

00:05:57.900 --> 00:05:59.266
‫- می‌خواد جونش رو بگیره.
‫- گمون کنم به زودی بفهمی...

00:05:59.366 --> 00:06:00.866
‫که می‌خوان جون هر دوی ما رو هم بگیرن.

00:06:05.400 --> 00:06:07.500
‫می‌دونی می‌گن چیه؟

00:06:07.600 --> 00:06:09.600
‫- چرت و پرت می‌گن. چرت و پرت مذهبی می‌گن.
‫- می‌گن حواست.

00:06:09.666 --> 00:06:11.466
‫- ازریل.
‫- چطور ممکنه من و تو...

00:06:11.566 --> 00:06:14.466
‫حوای دیگه‌ای به دنیا آورده باشیم؟

00:06:14.566 --> 00:06:16.366
‫خب، جادوگران هم موافقن.

00:06:16.433 --> 00:06:17.466
‫دختر بیچاره باید تو دانشکده جردن...

00:06:17.566 --> 00:06:19.266
‫می‌موند و به دستوراتش عمل می‌کرد.

00:06:19.366 --> 00:06:21.400
‫سر و صدایی که به پا کرده...

00:06:21.466 --> 00:06:23.766
‫اصلا در حدی نیست
‫که بتونه جمعش کنه...

00:06:23.833 --> 00:06:25.433
‫یادت باشه داری با کی صحبت می‌کنی.

00:06:26.700 --> 00:06:27.666
‫من می‌شناسمت ازریل.

00:06:27.766 --> 00:06:29.166
‫خودت اصلا این حرف‌ها رو قبول نداری.

00:06:29.233 --> 00:06:32.500
‫فرض نکن که می‌دونی
‫چی رو قبول دارم و ندارم.

00:06:34.466 --> 00:06:35.466
‫درست می‌گی.

00:06:37.066 --> 00:06:38.166
‫من شکست خوردم.

00:06:39.666 --> 00:06:42.033
‫الان هم کسی جز خودت
‫نمی‌تونه کمکش کنه.

00:06:54.233 --> 00:06:55.433
‫یکی رو باهاش فرستادم.

00:06:57.000 --> 00:06:58.266
‫- با لایرا فرستادی؟
‫- اوهوم.

00:06:58.366 --> 00:06:59.400
‫از بهترین افرادمونه.

00:07:00.500 --> 00:07:03.366
‫به موقعش میاردش اینجا.

00:07:04.633 --> 00:07:05.766
‫یعنی در امانه؟

00:07:07.433 --> 00:07:08.833
‫بهم قول می‌دی در امان باشه؟

00:07:11.566 --> 00:07:12.833
‫قول می‌دم.

00:07:15.266 --> 00:07:16.600
‫اون دختر...

00:07:16.666 --> 00:07:18.433
‫بدجوری شیفته‌ات کرده، مگه نه؟

00:07:25.000 --> 00:07:26.900
‫- حواستون باشه.
‫- چشم قربان.

00:07:53.966 --> 00:07:56.566
‫- تأثیرش تا حدی زیادی از بین رفته؟
‫- ظاهرا از بین رفته.

00:07:58.833 --> 00:08:00.066
‫کاری که باهات کرد...

00:08:01.700 --> 00:08:02.700
‫نابخشودنیه.

00:08:07.800 --> 00:08:08.966
‫انگار عوض شدی.

00:08:10.800 --> 00:08:11.866
‫تو هم همین‌طور.

00:08:13.033 --> 00:08:15.633
‫- بهم زل زدی.
‫- خودم می‌دونم.

00:08:17.200 --> 00:08:18.700
‫آخه خیال نمی‌کردم باز هم ببینمت.

00:08:20.166 --> 00:08:22.366
‫ممنون که اومدی.

00:08:23.233 --> 00:08:24.566
‫چند وقته که اینجایی؟

00:08:24.633 --> 00:08:26.666
‫قایم نشده بودم.
‫خودتون دقت نکرده بودین.

00:08:26.766 --> 00:08:28.566
‫- واسه چی تعقیبمون می‌کنی؟
‫- من از خادمین...

00:08:28.633 --> 00:08:30.033
‫جمهوری لرد ازریل هستم.

00:08:30.100 --> 00:08:33.966
‫به خاطر خودت، دختره
‫و چاقوت اومدم اینجا.

00:08:34.800 --> 00:08:36.233
‫تو رئیس ما نیستی،
‫خودمون رئیس خودمونیم.

00:08:38.100 --> 00:08:39.700
‫من و لایرا باید خصوصی صحبت کنیم.

00:08:46.900 --> 00:08:49.866
‫از کجا بدونم یهو دریچه‌ای
‫به دنیایی دیگه باز نمی‌کنین؟

00:08:50.766 --> 00:08:52.100
‫بهمون اعتماد نداری؟

00:08:52.200 --> 00:08:53.233
‫نظر خودت چیه؟

00:08:55.033 --> 00:08:56.066
‫قبوله.

00:08:58.633 --> 00:09:00.233
‫اگه دستم نباشه،
‫نمی‌تونم باهاش کاری بکنم.

00:09:08.566 --> 00:09:11.366
‫واقعا فکر خوبیه؟
‫چاقوئه رو نمی‌دزده؟

00:09:11.433 --> 00:09:14.100
‫- شکسته.
‫- چی؟ چجوری؟

00:09:14.833 --> 00:09:16.533
‫وقتی سعی کردم نجاتت بدم شکست.

00:09:16.600 --> 00:09:18.433
‫وقتی پیش مادرم بودی شکست؟

00:09:18.533 --> 00:09:20.033
‫کاری کرد به فکر مادر خودم بیفتم.

00:09:20.800 --> 00:09:21.633
‫وقتی هم به فکرش افتادم، شکست.

00:09:21.866 --> 00:09:23.166
‫دریچه‌ای به دنیای خودت رو باز گذاشتم،

00:09:23.233 --> 00:09:24.366
‫ولی گمون کنم گیر افتادیم.

00:09:32.833 --> 00:09:33.866
‫شاید این به دردت بخوره.

00:09:41.500 --> 00:09:44.000
‫انگار همیشه برمی‌گرده پیش خودم.

00:09:46.633 --> 00:09:48.033
‫چی به سرت اومد ویل؟

00:09:49.133 --> 00:09:51.833
‫وقتی بیدار شدم، تو نبودی
‫و خودش پیشم بود و...

00:09:51.933 --> 00:09:53.566
‫نباید تنهات می‌ذاشتم.

00:09:53.633 --> 00:09:55.633
‫- اگه تنهات نذاشته بودم...
‫- منظورم این نبود.

00:09:57.166 --> 00:09:58.433
‫یهو فهمیده بودم کجاست.

00:09:59.633 --> 00:10:00.800
‫پدرت رو می‌گی؟

00:10:00.900 --> 00:10:02.000
‫پیداش کردی؟

00:10:03.733 --> 00:10:04.933
‫بعدش از دنیا رفت.

00:10:05.433 --> 00:10:06.633
‫سربازی بهش شلیک کرد.

00:10:08.200 --> 00:10:09.200
‫نمی‌دونم چرا.

00:10:10.733 --> 00:10:11.833
‫تسلیت می‌گم ویل.

00:10:16.900 --> 00:10:18.533
‫از وقتی مرده،
‫به هیچ‌کدوم...

00:10:18.600 --> 00:10:19.733
‫از خواسته‌هاش عمل نکردم.

00:10:30.533 --> 00:10:32.633
‫واقعا باید بری؟

00:10:32.733 --> 00:10:35.800
‫شرمنده‌ام، باید مدام در حرکت باشم.

00:10:35.866 --> 00:10:36.933
‫بیا.

00:10:37.666 --> 00:10:39.033
‫به جاده شهری نزدیک نشو.

00:10:39.133 --> 00:10:42.066
‫- این چیه؟
‫- قطب‌نما، فانوس...

00:10:42.166 --> 00:10:44.433
‫و یه سری وسایل به درد بخوره.

00:10:44.533 --> 00:10:47.433
‫خیلی بهم لطف داشتی.
‫مراقبت می‌کنم.

00:11:25.033 --> 00:11:26.066
‫فکری به ذهنم رسیده.

00:11:27.366 --> 00:11:28.866
‫می‌دونم کی می‌تونه
‫چاقوئه رو تعمیر کنه.

00:11:28.966 --> 00:11:32.233
‫یورک با فلزات آشنایی داره.
‫اگه نتونه تعمیرش کنه، هیچ‌کس نمی‌تونه.

00:11:32.333 --> 00:11:33.733
‫می‌تونیم از دریچه رد بشیم،

00:11:33.800 --> 00:11:35.833
‫- تعمیرش کینم و...
‫- بعدش چی می‌شه؟

00:11:37.166 --> 00:11:39.266
‫ببین، خودم می‌دونم
‫نمی‌خوای چنین کاری بکنی، ولی بابام...

00:11:39.366 --> 00:11:40.866
‫قبل از مرگش بهم گفت
‫چاقوئه باید تو جنگی...

00:11:40.966 --> 00:11:41.966
‫به کار بره.

00:11:43.733 --> 00:11:45.266
‫بهم گفت چاقوئه رو ببرم پیش ازریل.

00:11:46.366 --> 00:11:47.333
‫نه.

00:11:48.166 --> 00:11:49.833
‫شاید ازریل از کارش پشیمون شده باشه،

00:11:49.933 --> 00:11:51.466
‫- شاید اشتباه کرده بوده باشه.
‫- اشتباه نکرده بود.

00:11:51.566 --> 00:11:52.466
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

00:11:52.566 --> 00:11:55.233
‫از اون‌جایی که جنازه راجر تو قفس بود.

00:11:55.333 --> 00:11:57.366
‫قفسه رو خودش ساخته بود.
‫خودش کشتش.

00:11:58.433 --> 00:12:00.433
‫ببین، بهم گفت سرنوشت دنیاهای زیادی...

00:12:00.533 --> 00:12:02.600
‫به من بستگی داره.
‫گفت تنها چاقویی که می‌شه...

00:12:02.666 --> 00:12:04.566
‫باهاش آتوریتی رو نابود کرد، دست منه.
‫چون حامل چاقوئم،

00:12:04.633 --> 00:12:07.400
‫- وظیفه دارم...
‫- با یه قاتل همکاری کنی؟

00:12:07.466 --> 00:12:08.866
‫هوم؟ نه‌خیر.

00:12:10.666 --> 00:12:12.133
‫من کار مهم‌تری دارم
‫که باید بهش رسیدگی کنیم.

00:12:12.200 --> 00:12:13.533
‫چه کاری از این مهم‌تره؟

00:12:14.866 --> 00:12:16.533
‫وقتی خواب بودم،
‫راجر باهام صحبت کرد.

00:12:17.733 --> 00:12:19.800
‫بهم گفت کجاست
‫و گفت کمک لازم داره.

00:12:19.866 --> 00:12:21.066
‫به نظرم بهتره بریم اونجا.

00:12:21.833 --> 00:12:22.800
‫کجا بریم؟

00:12:23.666 --> 00:12:25.400
‫بریم سرزمین مردگان.

00:12:25.466 --> 00:12:27.533
‫وای، نمی‌شه مردگان رو زنده کرد لایرا.

00:12:27.600 --> 00:12:28.866
‫از کجا می‌دونی؟
‫خودت چاقویی داری...

00:12:28.966 --> 00:12:30.466
‫- که دریچه دنیاها رو باز می‌کنه.
‫- آها، یعنی به نظرت...

00:12:30.566 --> 00:12:32.433
‫- دنیایی واقعیه؟
‫- آره. خودم دیدمش.

00:12:33.833 --> 00:12:35.333
‫ببین، می‌تونی با بابات صحبت کنی.

00:12:35.400 --> 00:12:36.933
‫می‌تونی حرف‌هایی رو که تو دلت بود بهش بگی.

00:12:37.000 --> 00:12:39.233
‫نه‌خیر. زندگی ما که افسانه نیست.

00:12:39.333 --> 00:12:41.066
‫- یعنی اون رو انتخاب می‌کنی؟
‫- بابای تو رو انتخاب نمی‌کنم،

00:12:41.166 --> 00:12:42.733
‫بابای خودم رو انتخاب می‌کنم،
‫آخه قبل از این که بتونم...

00:12:42.800 --> 00:12:44.133
‫باهاش آشنا بشم، از دنیا رفت.

00:12:44.800 --> 00:12:46.433
‫حامل چاقو منم، نه تو.

00:12:48.966 --> 00:12:50.566
‫نمی‌خواستم شرایط این شکلی بشه...

00:12:51.766 --> 00:12:53.433
‫من نجاتت دادم.
‫به هر دری زدم...

00:12:53.533 --> 00:12:55.966
‫که نجاتت بدم. خودت گفته بودی نجاتت ندم،
‫ولی باز هم نجاتت دادم.

00:12:58.200 --> 00:13:00.533
‫اصلا شاید بهتر باشه
‫چاقوئه رو کلا تعمیر نکنیم.

00:13:07.533 --> 00:13:08.866
‫ظاهرا پسره داره اذیت می‌شه.

00:13:08.966 --> 00:13:11.533
‫لایرا داره مجبورش می‌کنه
‫بر خلاف خواسته خودش کاری بکنه.

00:13:11.600 --> 00:13:13.166
‫وای، به مادرش رفته دیگه.

00:13:13.233 --> 00:13:14.466
‫بهش اعتماد ندارین.

00:13:14.566 --> 00:13:16.533
‫ولی به خودم هم رفته.
‫خیلی‌خب، چاقوئه چی شد؟

00:13:16.600 --> 00:13:18.400
‫- از چاقوئه بگو.
‫- ازشون خواستم موقع دور شدن،

00:13:18.466 --> 00:13:20.200
‫- بذارنش پیش خودم.
‫- خوبه.

00:13:20.266 --> 00:13:21.766
‫همین که فهمیدی تو کدوم دنیایین،

00:13:21.833 --> 00:13:23.400
‫مختصاتتون رو برامون بفرستین
‫که یکی رو...

00:13:23.466 --> 00:13:24.933
‫- بفرستیم دنبالتون.
‫- حواست باشه...

00:13:25.000 --> 00:13:26.633
‫- که گمشون نکنی.
‫- راست می‌گن؟

00:13:26.733 --> 00:13:27.966
‫آوردیش اینجا؟

00:13:28.033 --> 00:13:30.533
‫مأمور سالماکیا، به کارت ادامه بده،
‫در تماس باش.

00:13:30.600 --> 00:13:31.766
‫چیه؟ ترجیح می‌دادی ولش کنم؟

00:13:31.833 --> 00:13:34.133
‫ترجیح می‌دادم درجا بکشیش.

00:13:34.200 --> 00:13:35.733
‫آدم...

00:13:36.833 --> 00:13:38.200
‫حیله‌گریه.

00:13:38.266 --> 00:13:40.166
‫اشتباهات زیادی مرتکب شده.

00:13:40.233 --> 00:13:42.066
‫ولی ببین، به شدت زرنگه.

00:13:42.166 --> 00:13:44.366
‫الان هم به نظر میاد
‫ممکنه طرف خودمون رو بگیره.

00:13:44.433 --> 00:13:45.433
‫به نظرم می‌تونیم به کار بگیریمش.

00:13:45.533 --> 00:13:47.933
‫ولی این‌قدر بهش اعتماد داری
‫که اسیرش کردی.

00:13:48.000 --> 00:13:49.200
‫اصلا بهش اعتماد ندارم.

00:13:49.266 --> 00:13:51.400
‫واسه همین می‌خوام نظر بقیه رو هم بپرسم.

00:13:51.466 --> 00:13:52.766
‫می‌خوام شورا تصمیم بگیره.

00:13:52.833 --> 00:13:54.233
‫به نظرم ممکنه مسئله‌ای رو
‫باهامون در میون نذاشته باشه.

00:13:54.333 --> 00:13:55.966
‫کولتر خواهران جادوگر من رو...

00:13:56.033 --> 00:13:57.166
‫شکنجه داد و کشت.

00:13:57.233 --> 00:13:59.233
‫مطمئنم افراد دیگه‌ای رو هم کشته.

00:13:59.333 --> 00:14:01.866
‫جای قضاوتی نیست.

00:14:01.966 --> 00:14:04.200
‫روتا، واقعا بهت تسلیت می‌گم.

00:14:04.966 --> 00:14:06.266
‫ولی می‌خوام حرفش رو بزنه.

00:14:07.366 --> 00:14:08.800
‫به نظرت می‌تونی قبول کنی؟

00:14:35.900 --> 00:14:37.700
‫لایرا.

00:14:37.766 --> 00:14:40.166
‫واقعا یه «ببخشید» گفتن این‌قدر سخته؟

00:14:40.233 --> 00:14:43.133
‫- واسه چی باید عذرخواهی کنم؟
‫- طرف اومد دنبالت،

00:14:43.200 --> 00:14:45.000
‫پیدات کرد، به خاطرت مبارزه کرد،

00:14:45.100 --> 00:14:47.633
‫ولی تو همون اول کار
‫باهاش دعوا می‌کنی.

00:14:47.733 --> 00:14:49.400
‫خودت که می‌دونی حرف‌هات
‫همیشه درست نیست، مگه نه؟

00:14:55.833 --> 00:14:56.966
‫عذر می‌خوام.

00:14:58.033 --> 00:14:58.900
‫از این بابت مطمئنم...

00:14:58.966 --> 00:15:00.600
‫که به این راحتی‌ها عذرخواهی نمی‌کنی.

00:15:02.733 --> 00:15:04.833
‫باشه. پس عذر نمی‌خوام.

00:15:07.733 --> 00:15:08.700
‫من هم عذر می‌خوام.

00:15:10.933 --> 00:15:12.133
‫نمی‌خوام باهات دعوا کنم.

00:15:26.400 --> 00:15:28.366
‫یورک هنوز اطراف دریچه دنیای خودمه...

00:15:30.233 --> 00:15:31.566
‫با حقیقت‌یاب بررسی کردم.

00:15:34.833 --> 00:15:36.566
‫می‌تونیم چاقوئه رو تعمیر کنیم
‫و بعدش تصمیم بگیریم...

00:15:36.633 --> 00:15:38.766
‫چیکار کنیم.

00:15:38.833 --> 00:15:41.233
‫- من تجدید نظر نمی‌کنم.
‫- چنین درخواستی ازت ندارم.

00:15:41.333 --> 00:15:43.000
‫آخرین درخواست بابام از من
‫همین بود...

00:15:43.066 --> 00:15:44.466
‫که چاقوئه رو ببرم پیش ازریل.

00:15:48.566 --> 00:15:50.200
‫خیلی ممنونم که اول اومدی دنبال من.

00:15:53.733 --> 00:15:54.633
‫مجبور بودم.

00:15:59.566 --> 00:16:01.166
‫نمی‌تونم به جایی که می‌خوای ببرمت.

00:16:01.966 --> 00:16:02.966
‫اشکالی نداره.

00:16:04.300 --> 00:16:05.966
‫خودم و پن یه‌جوری راجر رو پیدا می‌کنیم.

00:16:07.966 --> 00:16:09.100
‫چطوری برمی‌گردین؟

00:16:13.133 --> 00:16:14.333
‫فقط بهش اعتماد نکن.

00:16:15.866 --> 00:16:17.100
‫خودم کردم...

00:16:18.300 --> 00:16:19.300
‫ولی پشیمون شدم.

00:16:20.966 --> 00:16:22.133
‫دیگه بسه!

00:16:22.200 --> 00:16:24.000
‫از اولش دروغ گفته بودی.

00:16:25.166 --> 00:16:26.466
‫چاقوئه شکسته.

00:16:27.166 --> 00:16:28.400
‫این‌قدر بهش حمله نکن.

00:16:30.000 --> 00:16:31.833
‫یه دلیل بیار که حمله نکنم.

00:16:33.966 --> 00:16:35.666
‫آخه ازریل می‌خواد سالم باشه.

00:16:36.766 --> 00:16:38.733
‫دنبال خودشه، مگه نه؟

00:16:38.800 --> 00:16:42.600
‫پدرت درست توصیفت کرده بود.
‫واقعا طاقت‌فرسایی.

00:16:43.166 --> 00:16:44.266
‫بهش بگو فرار کردیم.

00:16:45.766 --> 00:16:47.633
‫بهش بگو چاقوئه رو گم کردی.

00:16:47.733 --> 00:16:50.700
‫ضمنا، مادرم شکوندش.
‫کار ویل نبود.

00:16:50.766 --> 00:16:52.600
‫وقتی بهمون نیاز داشته باشه،
‫خودمون میایم.

00:16:54.200 --> 00:16:55.166
‫واقعا؟

00:16:56.200 --> 00:16:57.866
‫می‌تونین تعمیرش کنین، مگه نه؟

00:16:59.000 --> 00:17:00.700
‫اگه تو باشی، نمی‌کنیم.
‫نمی‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

00:17:01.833 --> 00:17:03.966
‫خب، اگه نخوام برم چی؟

00:17:04.033 --> 00:17:05.766
‫در اون صورت، تنها دریچه‌ای
‫که هنوز بازه رو می‌بندم...

00:17:05.833 --> 00:17:07.066
‫و همه‌مون همین‌جا می‌مونیم.

00:17:09.966 --> 00:17:11.633
‫کسی نمی‌تونه ما رو
‫تحت کنترل بگیره،

00:17:12.266 --> 00:17:13.733
‫ازریل که اصلا نمی‌تونه.

00:17:14.733 --> 00:17:16.333
‫پس چاره‌ای برام نذاشتین.

00:17:17.833 --> 00:17:19.366
‫هر کاری می‌کنین،
‫سریع تمومش کنین.

00:17:20.633 --> 00:17:22.233
‫همه‌مون باید تو جنگ حاضر باشیم.

00:17:25.600 --> 00:17:27.566
‫فردا اول وقت می‌ریم
‫یورک رو پیدا می‌کنیم.

00:17:42.833 --> 00:17:44.000
‫واسه من آوردین؟

00:18:02.466 --> 00:18:05.200
‫من رو احضار کرده بودین سرورم؟

00:18:06.433 --> 00:18:07.600
‫بفرما بشین.

00:18:12.200 --> 00:18:13.200
‫واسه چی اومدم اینجا؟

00:18:14.133 --> 00:18:17.233
‫می‌خواد ببینیمت و تصمیم بگیریم.

00:18:18.433 --> 00:18:19.600
‫چه تصمیمی بگیرین؟

00:18:20.166 --> 00:18:21.366
‫تصمیم بگیریم چه‌جور آدمی هستی.

00:18:22.133 --> 00:18:23.100
‫آها.

00:18:23.900 --> 00:18:26.966
‫آها، پس دادگاهه.

00:18:29.600 --> 00:18:32.300
‫خب، اگه بگین گناهکارم، چی می‌شه؟

00:18:32.833 --> 00:18:34.733
‫سنگسارم می‌کنین؟

00:18:34.800 --> 00:18:36.600
‫با قطران و پر می‌پوشونینم؟
‫مجازاتتون واسه...

00:18:36.700 --> 00:18:40.033
‫- زنان یاغی همین نیست؟
‫- ادای قربانی‌ها رو در نیار ماریسا.

00:18:40.133 --> 00:18:42.333
‫بهت نمیاد.
‫می‌خوایم تصمیم بگیریم...

00:18:42.400 --> 00:18:44.800
‫تو جمهوری بهشت جایگاهی داری یا نه.

00:18:44.900 --> 00:18:46.833
‫تصمیم بگیریم لایق
‫عضویت تو این شورا هستی یا...

00:18:46.933 --> 00:18:49.600
‫باید تا ابد تو اون سلول بی‌پنجره حبس بشم؟

00:18:52.966 --> 00:18:55.733
‫- می‌خواین چی بگم؟
‫- می‌خوایم بدونیم...

00:18:55.800 --> 00:18:57.100
‫به چه دردمون می‌خوری.

00:18:57.166 --> 00:18:58.433
‫دوست دارین چی بگم؟

00:18:59.433 --> 00:19:00.933
‫بگم اولین زن دنیای خودم بودم...

00:19:01.000 --> 00:19:04.166
‫که با دانشوران و روحانیون ارشد هم‌نشین شدم؟

00:19:04.233 --> 00:19:07.800
‫بگم آزمایشاتم با غبار...

00:19:07.900 --> 00:19:09.333
‫در حد ازریله؟

00:19:09.766 --> 00:19:11.333
‫از خودش بپرسین.

00:19:11.400 --> 00:19:14.166
‫ببینین حرف‌هام رو نقض می‌کنه یا نه.

00:19:14.233 --> 00:19:16.966
‫- الان وقت صحبت من نیست.
‫- عه، چه جالب،

00:19:17.033 --> 00:19:19.133
‫آخه ظاهرا هست.

00:19:20.333 --> 00:19:21.700
‫تو مأمور کلیسای اعظمی...

00:19:21.766 --> 00:19:23.800
‫- مأمور سابقشونم.
‫- طی مدتی که...

00:19:23.900 --> 00:19:25.300
‫تو کلیسای اعظم کار می‌کردی،

00:19:25.366 --> 00:19:27.533
‫- تعدادی...
‫- جادوگر کشتم، درسته.

00:19:28.600 --> 00:19:32.800
‫مرتکب قتل شدم.
‫رو بچه‌ها آزمایش کردم.

00:19:32.900 --> 00:19:35.300
‫رفتارم به شدت زشت بوده.
‫امکان نداره...

00:19:36.433 --> 00:19:38.100
‫حکمی سختگیرانه‌تر از حکمی...

00:19:38.166 --> 00:19:40.433
‫که خودم به خودم دادم،
‫برام صادر کنین.

00:19:40.533 --> 00:19:42.800
‫ولی...

00:19:42.900 --> 00:19:45.966
‫مهم‌ترین سوال رو مطرح نمی‌کنین.

00:19:46.833 --> 00:19:47.800
‫چه سوالیه؟

00:19:49.366 --> 00:19:51.566
‫واسه چی باید کمکتون کنم؟

00:19:51.633 --> 00:19:52.600
‫چون کلید قفست...

00:19:52.700 --> 00:19:53.833
‫- دست ماست.
‫- نه‌خیر.

00:19:55.433 --> 00:19:58.333
‫چون به نظرم، کسی جز شما...

00:19:58.400 --> 00:20:00.300
‫نمی‌تونه کمکمون کنه
‫از بچه‌مون محافظت کنیم.

00:20:01.366 --> 00:20:03.300
‫من بدترین مادر دنیا بودم.

00:20:05.766 --> 00:20:07.300
‫سال‌ها به فکرش نبودم.

00:20:09.033 --> 00:20:12.100
‫اگر هم به فکرش بودم،
‫صرفا از به دنیا اومدنش...

00:20:12.166 --> 00:20:14.700
‫خجالت می‌کشیدم.

00:20:14.766 --> 00:20:16.000
‫- احساس حقارت می‌کردم...
‫- چقدر مسخره!

00:20:16.100 --> 00:20:19.500
‫اصلا نفهمیدم بچه‌ای که حاصل عشقمونه،
‫واسه چی...

00:20:19.566 --> 00:20:21.533
‫- باید عامل تحقیر باشه.
‫- بچه‌مون نامشروع بود...

00:20:21.600 --> 00:20:23.533
‫و شوهرم به قتل رسید.

00:20:24.633 --> 00:20:27.800
‫واقعا بار سنگینیه.

00:20:29.966 --> 00:20:32.600
‫کلیسای اعظم هم کم‌کم...

00:20:32.700 --> 00:20:35.000
‫به غبار و بچه‌ها علاقمند شد...

00:20:36.633 --> 00:20:40.800
‫و من هم نگرانش شدم.

00:20:40.900 --> 00:20:42.733
‫وقتی می‌خوان کنترلمون کنن،

00:20:43.400 --> 00:20:44.700
‫بچه‌هامون رو به کار می‌گیرن.

00:20:44.766 --> 00:20:46.366
‫من از هیئت ثواب نجاتش دادم.

00:20:47.766 --> 00:20:50.200
‫حتی وقتی زیر تیغ بود،
‫نجاتش دادم...

00:20:50.300 --> 00:20:52.033
‫هیئت ثواب رو خودت راه انداخته بودی.

00:20:52.133 --> 00:20:55.300
‫- خودت اون تیغ رو ساخته بودی.
‫- چه راحت بقیه رو نقد می‌کنی،

00:20:55.366 --> 00:20:58.833
‫ولی اشتباهات خودت رو نمی‌بینی
‫لرد ازریل بلاکوا...

00:20:58.933 --> 00:21:01.333
‫شاید پدر خوبی نباشم،
‫ولی اصلا جونش رو به خطر ننداختم.

00:21:01.400 --> 00:21:02.733
‫در واقع، نذاشتم خطری تهدیدش کنه...

00:21:02.800 --> 00:21:05.500
‫- الان هم باید بیشتر زحمت بکشی.
‫- نه‌خیر.

00:21:05.566 --> 00:21:07.566
‫کلیسای اعظم طی مراسمی مذهبی...

00:21:07.633 --> 00:21:09.333
‫و باشکوه می‌کشدش...

00:21:09.400 --> 00:21:11.566
‫و کلی مرثیه می‌خونن،
‫ولی بالاخره می‌کشنش.

00:21:13.033 --> 00:21:14.333
‫من نتونستم نجاتش بدم،

00:21:15.100 --> 00:21:16.233
‫ولی تو می‌تونی.

00:21:17.966 --> 00:21:19.233
‫نجاتش بده. خواهش می‌کنم.

00:21:20.633 --> 00:21:23.000
‫تنها خواسته‌ام ازتون همینه
‫و حاضرم هر کاری بکنم.

00:21:24.600 --> 00:21:25.566
‫واسه چی؟

00:21:27.500 --> 00:21:29.233
‫چون خیلی دوستش دارم روتا.

00:21:35.300 --> 00:21:36.533
‫به نظرم به حد کافی حرف‌هاش رو شنیدیم.

00:21:52.433 --> 00:21:53.966
‫اگه یورک اونجا نباشه چی؟

00:21:54.033 --> 00:21:55.366
‫حاضر نیست بدون من بره.

00:22:26.166 --> 00:22:27.366
‫بهتر بود تنها می‌اومدم.

00:22:28.200 --> 00:22:29.366
‫نه.

00:22:37.600 --> 00:22:38.733
‫لزومی نداره بریم تو.

00:22:50.733 --> 00:22:51.933
‫خوبی؟

00:22:53.433 --> 00:22:54.733
‫اوهوم.

00:22:58.133 --> 00:23:01.133
‫خودم می‌دونم واقعی نبود،
‫ولی یکی دو بار به هوش اومدم...

00:23:01.200 --> 00:23:03.000
‫و بغلم کرده بود.

00:23:05.966 --> 00:23:07.333
‫قبلش کسی بغلم نکرده بود.

00:23:17.533 --> 00:23:18.766
‫بریم.

00:23:23.900 --> 00:23:25.600
‫خیلی‌خب، به حد کافی مشورت کردین.

00:23:29.366 --> 00:23:31.766
‫اگه بهش شک دارین،
‫باید الان بیان کنین.

00:23:34.633 --> 00:23:36.166
‫من شک دارم.

00:23:36.233 --> 00:23:38.533
‫ولی صرفا به خودش شک ندارم.

00:23:38.600 --> 00:23:42.033
‫آخه خودش به وضوح می‌گه چه‌جور آدمیه.

00:23:42.133 --> 00:23:44.800
‫ولی زیاد معلوم نیست
‫از نظر خودت چه‌جور آدمیه.

00:23:44.900 --> 00:23:48.033
‫مطمئن نیستم اگه اون زن
‫اغوات کنه، مقاومت کنی.

00:23:50.233 --> 00:23:51.366
‫می‌مونه یا نه فرمانده؟

00:23:53.433 --> 00:23:55.200
‫اگه حواسمون بهش باشه،
‫می‌تونه بمونه.

00:23:56.933 --> 00:23:59.300
‫- روک؟
‫- می‌مونه،

00:23:59.366 --> 00:24:01.000
‫ولی باید ثابت کنه به دردمون می‌خوره.

00:24:01.500 --> 00:24:02.733
‫اوهوم.

00:24:03.133 --> 00:24:04.133
‫روتا؟

00:24:04.700 --> 00:24:06.000
‫من از لایرا خوشم میاد،

00:24:06.100 --> 00:24:08.100
‫واسه جادوگران هم خیلی مهمه.

00:24:08.166 --> 00:24:10.433
‫در نتیجه، به خاطر خودش موافقت می‌کنم.

00:24:10.533 --> 00:24:15.433
‫ولی حتی اگه یه لحظه بهمون خیانت کرد،

00:24:15.533 --> 00:24:17.533
‫بذارین خودم بکشمش.

00:24:17.600 --> 00:24:18.733
‫افتخارش نصیبت می‌شه.

00:24:19.566 --> 00:24:20.833
‫بیارینش تو.

00:24:22.633 --> 00:24:23.600
‫ماریسا...

00:24:24.600 --> 00:24:26.166
‫می‌تونی بمونی.

00:24:26.233 --> 00:24:27.433
‫می‌تونی آزادانه تو اردوگاهمون بچرخی،

00:24:27.533 --> 00:24:29.333
‫ولی اگه سعی کنی بری،
‫می‌کشیمت.

00:24:29.400 --> 00:24:30.600
‫عه، چقدر لطف دارین.

00:24:30.700 --> 00:24:32.433
‫لطف نمی‌کنم.
‫ظاهرا به نظر همکارانم...

00:24:32.533 --> 00:24:34.100
‫به دردمون می‌خوری. امیدوارم به خاطر
‫خودت هم که شده،

00:24:34.166 --> 00:24:36.000
‫واقعا به درد بخوری.

00:24:36.100 --> 00:24:38.533
‫می‌تونین تجلیش رو باز کنین.

00:24:40.433 --> 00:24:42.733
‫مأمور سالماکیا،
‫یکی از جاسوسان روک،

00:24:42.800 --> 00:24:45.433
‫بهمون گفته لایرا با پسری همسفر شده...

00:24:45.533 --> 00:24:47.433
‫که حامل چاقوی قدرتمندیه.

00:24:47.533 --> 00:24:49.366
‫احیانا ندیدیش؟

00:24:49.433 --> 00:24:51.366
‫- چاقو؟
‫- گفتم چاقو دیگه.

00:24:52.133 --> 00:24:53.000
‫اطلاعاتی ازش نداری؟

00:24:55.900 --> 00:24:56.966
‫اسمش...

00:24:57.933 --> 00:24:59.233
‫ویله.

00:24:59.333 --> 00:25:02.333
‫تا الان دو بار افتخار دیدارش رو داشتم.

00:25:03.200 --> 00:25:04.700
‫- عه، ممنون.
‫- از نظر خودش...

00:25:04.766 --> 00:25:08.400
‫قهرمانه، ولی از نظر من زیاد جالب نیست.

00:25:12.300 --> 00:25:13.800
‫از چاقویی هم خبر ندارم.

00:25:20.300 --> 00:25:21.500
‫یورک!

00:25:29.800 --> 00:25:34.366
‫- دلم برات تنگ شده بود لایرا.
‫- دل من هم برات تنگ شده بود.

00:25:34.433 --> 00:25:36.566
‫موندی که ببینی کمکی از دستت بر میاد یا نه.

00:25:39.800 --> 00:25:42.100
‫- واقعا هم بر میاد؟
‫- چه کمکی بر میاد؟

00:25:43.133 --> 00:25:44.233
‫چاقوی ویل شکسته.

00:25:44.333 --> 00:25:46.166
‫واسه رفتن به سرزمین مردگان لازمش دارم.

00:25:46.233 --> 00:25:48.100
‫تو هم بهترین آهنگر کل دنیایی، اینه که...

00:25:48.166 --> 00:25:51.200
‫سرزمین مردگان جای زنده‌ها نیست.

00:25:51.300 --> 00:25:53.633
‫اون چاقو رو هم کلا نباید می‌ساختن.

00:25:53.733 --> 00:25:56.433
‫ولی ساختن و من باید حاملش باشم.

00:25:56.533 --> 00:25:58.833
‫ویل، شاید نیتت خیر باشه،

00:25:58.933 --> 00:26:01.500
‫ولی اون چاقو هم نیاتی داره.

00:26:01.566 --> 00:26:04.000
‫چاقوئه مال خودمه.
‫من درکش می‌کنم.

00:26:04.100 --> 00:26:06.333
‫اگه درکش می‌کردی،
‫باهاش دریچه باز نمی‌کردی...

00:26:06.400 --> 00:26:09.033
‫که لایرا رو ببری اونجا.

00:26:12.966 --> 00:26:16.200
‫- یورک.
‫- لایرا...

00:26:16.300 --> 00:26:20.166
‫چاقوئه به خاطر پرت شدن حواس ویل شکسته.

00:26:20.733 --> 00:26:22.433
‫به مسیر زندگیش شک کرده بود.

00:26:23.300 --> 00:26:24.633
‫خودت تا حالا شک نکردی؟

00:26:25.400 --> 00:26:27.900
‫خرس جماعت شک نمی‌کنه.

00:26:27.966 --> 00:26:29.966
‫دروغ می‌گی. وقتی باهات آشنا شدم،
‫به خاطر دشواری...

00:26:30.033 --> 00:26:32.200
‫هضم شکست، مست کرده بودی.

00:26:33.600 --> 00:26:36.566
‫اون موقع درک نمی‌کردم،
‫ولی الان درک می‌کنم.

00:26:37.900 --> 00:26:41.166
‫شک حاصل اهمیته.
‫به خرس یا انسان بودن ربطی نداره.

00:26:42.200 --> 00:26:43.533
‫افراد خیلی بد اصلا شک نمی‌کنن.

00:26:43.600 --> 00:26:45.600
‫امثال مادرم و پدرم اصلا شک نمی‌کنن.

00:26:46.800 --> 00:26:49.200
‫امثال ویل و خودت...

00:26:51.700 --> 00:26:53.600
‫که افراد خوبی هستین،
‫شک می‌کنین،

00:26:53.700 --> 00:26:55.633
‫چون نمی‌دونین چه مسیری درسته.

00:26:56.933 --> 00:27:01.100
‫دستگاهت رو بخون لایرا.

00:27:01.166 --> 00:27:05.333
‫ازش بپرس بهتره به سرزمین مردگان بری یا نه.

00:27:22.500 --> 00:27:24.766
‫به عمرم ندیده بودم
‫این‌قدر گیج بشه.

00:27:24.833 --> 00:27:26.333
‫داره از تعادل می‌گه.

00:27:28.100 --> 00:27:29.833
‫ولی تعادلش به قدری ظریفه...

00:27:29.933 --> 00:27:31.366
‫که جزئی‌ترین فکر یا آرزو...

00:27:31.433 --> 00:27:33.000
‫می‌تونه به همش بزنه.

00:27:33.700 --> 00:27:35.333
‫پس جوابت رو گرفتی.

00:27:35.400 --> 00:27:38.033
‫از نظر حقیقت‌یاب، کار عاقلانه‌ای نیست.

00:27:39.833 --> 00:27:41.033
‫پس یعنی جوابش مثبته.

00:27:42.800 --> 00:27:44.966
‫هنوز هم عین خاندان سیلورتانگی.

00:27:46.333 --> 00:27:49.800
‫قبوله، چاقوتون رو تعمیر می‌کنم.

00:27:49.900 --> 00:27:52.800
‫ولی از هدفت خوشم نمیاد.

00:28:53.133 --> 00:28:54.166
‫سلام دکتر کوپر.

00:28:57.733 --> 00:28:59.033
‫ممنون که تشریف آوردی.

00:29:00.966 --> 00:29:03.366
‫می‌خواستین راجع به چی صحبت کنیم؟

00:29:03.433 --> 00:29:04.966
‫باید خدماتی ارائه بدی.

00:29:11.500 --> 00:29:15.300
‫من شیفته انرژی و به خصوص...

00:29:15.366 --> 00:29:18.100
‫کاری که ازریل از پسش براومد هستم.

00:29:18.166 --> 00:29:21.300
‫شیفته منبع اون تخلیه انرژی عظیم
‫تو اسوال‌بارد هستم.

00:29:21.366 --> 00:29:22.966
‫به نظرم با استفاده...

00:29:23.033 --> 00:29:27.033
‫از تکنولوژی تقطیع خودت
‫تونست چنین کاری بکنه.

00:29:27.133 --> 00:29:28.833
‫خیلی ممنون می‌شم
‫اگه بتونی کمکم کنی...

00:29:28.933 --> 00:29:32.433
‫بفهمم با اون بچه‌ها چیکار کردی.

00:29:33.366 --> 00:29:34.600
‫واسه چی می‌خواین...

00:29:37.533 --> 00:29:39.566
‫اتفاقی که تو اون ایستگاه رخ داد،

00:29:39.633 --> 00:29:42.733
‫از نظر اخلاقی و مذهبی فاجعه بود.

00:29:44.600 --> 00:29:47.366
‫به خاطر هیچ و پوچ،
‫چیزی رو...

00:29:47.433 --> 00:29:49.166
‫به اشتباه فدا کردی.

00:29:51.200 --> 00:29:52.800
‫ولی درست رو گرفتی.

00:29:52.900 --> 00:29:55.000
‫حالا درست رو به کار بگیر.

00:29:57.600 --> 00:29:59.633
‫یکی از اعضای گروهمون
‫مشاهده کرده بود...

00:29:59.733 --> 00:30:02.733
‫که در حین تقطیع تجلی،
‫مقداری انرژی ساطع می‌شه.

00:30:02.800 --> 00:30:05.133
‫- چقدر انرژی ساطع می‌شه؟
‫- حرفشون ناشی از بدعت دینی بود،

00:30:05.200 --> 00:30:07.400
‫در واقع کار همکارم بود...

00:30:07.500 --> 00:30:09.966
‫خب، می‌شه با انرژی حاصل از این قربانی،

00:30:10.033 --> 00:30:13.433
‫به طریقی سلاحی...

00:30:15.033 --> 00:30:16.033
‫ایجاد کرد؟

00:30:22.033 --> 00:30:25.700
‫نابغه‌ترین افراد ژنو در خدمتت هستن.

00:30:27.166 --> 00:30:29.900
‫مسلما، اگه جای شکی باقی بمونه،

00:30:31.100 --> 00:30:33.500
‫خودت و اعضای گروهت
‫تا زمانی که کارتون تکمیل نشه،

00:30:33.566 --> 00:30:36.800
‫نمی‌تونین از اینجا خارج بشین.

00:30:36.900 --> 00:30:39.633
‫انفجار ازریل آسمون رو سوراخ کرده بود.

00:30:39.733 --> 00:30:41.400
‫به نظرم نباید چیزی بسازیم که...

00:30:43.766 --> 00:30:44.733
‫دکتر کوپر.

00:30:46.333 --> 00:30:49.233
‫من دارم در راه باغ عدنی نو مبارزه می‌کنم.

00:30:51.400 --> 00:30:52.533
‫می‌خوام همین‌جا...

00:30:53.933 --> 00:30:54.933
‫رو زمین برپا بشه.

00:30:57.400 --> 00:31:00.600
‫واسه همین قدرتی پیدا کردم
‫که خودم از وجودش بی‌خبر بودم.

00:31:06.700 --> 00:31:07.800
‫وظیفه من از همین قراره.

00:31:09.533 --> 00:31:11.833
‫چنین وظیفه‌ای به خودم منصوب شده.

00:31:12.800 --> 00:31:13.700
‫تو هم باید کاری کنی...

00:31:13.766 --> 00:31:15.400
‫که آتوریتی ببخشدت.

00:31:19.300 --> 00:31:20.233
‫در غیر این‌صورت...

00:31:22.300 --> 00:31:24.700
‫هر چی لازم داشته باشم
‫از وجودت بیرون می‌کشم.

00:31:32.533 --> 00:31:34.000
‫شجاع باش دکتر کوپر.

00:31:47.466 --> 00:31:49.000
‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟

00:31:49.100 --> 00:31:50.366
‫نیت‌پیما رو می‌گم.

00:31:51.766 --> 00:31:53.533
‫آها، آره...

00:31:53.600 --> 00:31:56.500
‫همیشه خیلی راحت تحت تأثیر
‫سازه‌هاش قرار می‌گرفتی.

00:31:56.566 --> 00:31:58.400
‫گمون نکنم دلش بخواد
‫این‌قدر با دقت...

00:31:58.500 --> 00:32:00.000
‫بررسیشون کنی.

00:32:01.200 --> 00:32:02.700
‫خودش بهم آزادی داد روتا.

00:32:04.100 --> 00:32:06.566
‫صرفا دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم اینجا چیکار کرده.

00:32:09.800 --> 00:32:10.733
‫یعنی منبع انرژیش تجلی آدمه...

00:32:10.800 --> 00:32:13.433
‫و با نیت آدم کنترل می‌شه.
‫درست نمی‌گم؟

00:32:14.800 --> 00:32:16.766
‫آزمایشگاه محل نگه‌داریشون...

00:32:18.833 --> 00:32:19.933
‫کجاست؟

00:32:33.666 --> 00:32:36.166
‫سالماکیا بالاخره باز هم ارتباط برقرار کرد.

00:32:36.233 --> 00:32:37.733
‫چاقوئه شکسته.

00:32:37.800 --> 00:32:40.333
‫با این وضع اصلا به درد نمی‌خوره.

00:32:41.733 --> 00:32:43.466
‫- چطوری؟
‫- وقتی مادر لایرا...

00:32:43.566 --> 00:32:46.033
‫سعی کرد از پسره بگیردش، شکست.

00:32:48.666 --> 00:32:50.533
‫به مأمورت بگو سریعا برگرده.

00:32:50.600 --> 00:32:52.200
‫داره برمی‌گرده.

00:32:52.266 --> 00:32:55.600
‫خانم کولتر هم داره به همین زودی
‫بهتون دروغ می‌گه.

00:33:05.933 --> 00:33:08.533
‫فرمانده روک از دستت عصبانیه.

00:33:08.600 --> 00:33:11.766
‫ظاهرا چاقوئه رو دیده بودی.
‫ضمنا، در واقع خودت بودی...

00:33:11.833 --> 00:33:13.266
‫که شکوندیش.

00:33:13.366 --> 00:33:14.733
‫چرا بهم نگفته بودی ماریسا؟

00:33:14.800 --> 00:33:17.333
‫خب، به نظرم اون‌طوری نمی‌تونستم
‫به هدفم برسم.

00:33:17.400 --> 00:33:18.666
‫من حرفت رو باور کرده بودم.

00:33:18.766 --> 00:33:22.166
‫خیال می‌کردم شاید بالاخره
‫تونستی صادق باشی.

00:33:22.233 --> 00:33:24.866
‫صادق بودن تونستنی نیست ازریل.

00:33:24.966 --> 00:33:27.133
‫آدم یا صادقه یا نیست.

00:33:27.200 --> 00:33:30.333
‫هیچ‌کدوم ما هم صادق نیستیم.

00:33:30.400 --> 00:33:32.366
‫خودت که متوجهی
‫الان دیگه مجبورم...

00:33:32.433 --> 00:33:35.366
‫- دوباره حبست کنم؟
‫- مجبور نیستی کاری بکنی.

00:33:35.433 --> 00:33:36.533
‫نمی‌خوام حبست کنم.

00:33:37.566 --> 00:33:39.133
‫ولی بفهم که چنین کاری می‌کنم.

00:33:41.500 --> 00:33:43.533
‫تو رو می‌پرستن، مگه نه؟

00:33:43.600 --> 00:33:47.066
‫اوگونوه، جادوگره و اون حشره رو می‌گم.

00:33:48.633 --> 00:33:49.933
‫به نظرت وقتی بالاخره...

00:33:50.000 --> 00:33:52.133
‫تاج و تخت رو به دست بیاری،
‫جلوت تعظیم می‌کنن؟

00:33:52.200 --> 00:33:53.600
‫نمی‌خوام تاج و تخت رو به دست بیارم زن،

00:33:53.666 --> 00:33:56.200
‫- می‌خوام سرنگونش کنم.
‫- راستش، خیلی برام جذابه...

00:33:56.266 --> 00:33:58.000
‫که این‌قدر شیفته قدرت خودت شدی...

00:33:58.066 --> 00:34:01.600
‫که همونی شدی که بیش از همه ازش متنفری.

00:34:03.033 --> 00:34:04.633
‫دیگه دنبال لایرا نمی‌گردم.

00:34:06.266 --> 00:34:07.866
‫به مأمورم گفتم دیگه پیشش نمونه.

00:34:07.966 --> 00:34:10.200
‫از اون‌جایی که چاقوئه رو نابود کردی،
‫دیگه به دردم نمی‌خوره.

00:34:10.266 --> 00:34:12.233
‫- نه. نمی‌تونی چنین کاری بکنی ازریل...
‫- می‌تونم و کردم.

00:34:12.333 --> 00:34:13.466
‫نبردی که درگیرش شدم خیلی مهمه.

00:34:13.566 --> 00:34:16.466
‫- اگه باز هم این حرفت رو تکرار کنی...
‫- اون به نبردم ربطی نداره.

00:34:16.566 --> 00:34:18.000
‫امکان نداره حوا باشه.

00:34:19.333 --> 00:34:21.166
‫- پس از همین فرصت استفاده کن تا...
‫- من دارم مبارزه می‌کنم...

00:34:21.233 --> 00:34:24.266
‫که از این افسانه‌های سرکوبگرانه رها بشیم.

00:34:24.366 --> 00:34:26.100
‫ولی همه دارن بهم می‌گن...

00:34:26.200 --> 00:34:29.233
‫دختر خودم نماد اصلی گناهانه.

00:34:29.333 --> 00:34:30.433
‫چنین داستانی رو باور نمی‌کنم.

00:34:30.500 --> 00:34:32.600
‫باور خودت که ملاک نیست،

00:34:32.666 --> 00:34:35.200
‫- بقیه باور دارن و طبقش عمل می‌کنن.
‫- تاج و تخت؟

00:34:35.266 --> 00:34:37.466
‫من تاج و تختی ندارم.
‫من رو زمین می‌شینم،

00:34:37.566 --> 00:34:41.133
‫رو خاک و کثافت می‌شینم.
‫من کل عمرم رو وقف...

00:34:41.200 --> 00:34:43.800
‫نبردی کردم که باید پیروزش باشم.

00:34:43.866 --> 00:34:46.366
‫خیلی چیزها رو فدا کردم.

00:34:47.433 --> 00:34:49.700
‫تو عمرت رو وقف چه کاری کردی ماریسا؟

00:34:49.800 --> 00:34:52.266
‫وقف قدرت کردی، مگه نه؟
‫چطوری به قدرت رسیدی؟

00:34:52.366 --> 00:34:54.433
‫رفتی مأمور بی‌رحم...

00:34:54.500 --> 00:34:57.600
‫کلیسای اعظم شدی.
‫دستگاه‌های شنیعی اختراع کردی...

00:34:57.666 --> 00:34:59.466
‫که می‌تونن بچه‌هامون رو از هم بپاشن.

00:34:59.566 --> 00:35:01.500
‫ولی یهو بچه لوس...

00:35:01.600 --> 00:35:03.800
‫و متکبری با ناخن کثیف از راه می‌رسه...

00:35:03.866 --> 00:35:05.666
‫و یه دفعه خیلی دوستش می‌داری.

00:35:05.766 --> 00:35:07.866
‫قدقد می‌کنی و عین مرغ مادر...

00:35:07.966 --> 00:35:09.633
‫زیر بال و پرت می‌گیریش...

00:35:18.800 --> 00:35:24.200
‫واسه چی نمی‌تونی همونی باشی که می‌خوام؟

00:35:26.633 --> 00:35:28.466
‫دستت رو بکش.

00:35:43.533 --> 00:35:44.633
‫ماریسا، دلیل این کارم...

00:35:44.700 --> 00:35:47.066
‫از این قراره که قدرت آتوریتی دروغینه.

00:35:50.533 --> 00:35:52.433
‫اون هیچی رو خلق نکرده.

00:35:52.500 --> 00:35:54.800
‫نه تو، نه من و نه هیچ‌کدوم دنیاها رو.

00:35:56.633 --> 00:35:58.200
‫صرفا مؤسساتی ساخته...

00:35:58.266 --> 00:36:00.700
‫که ارعاب‌آور باشن
‫و باهاشون کنترلمون کنه.

00:36:02.300 --> 00:36:05.400
‫می‌دونستی حتی دیگه حاکم بهشت هم نیست؟

00:36:05.466 --> 00:36:09.500
‫الان حاکمی به نام متاتران
‫به قلمروشون حکمرانی می‌کنه.

00:36:10.633 --> 00:36:12.933
‫فرشته یا در واقع شخص دیگه‌ایه...

00:36:14.900 --> 00:36:17.533
‫که مصممه کار اربابش رو ادامه بده.

00:36:21.466 --> 00:36:22.600
‫واسه همین مبارزه می‌کنم.

00:36:27.533 --> 00:36:28.533
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

00:36:32.533 --> 00:36:33.600
‫همه‌اش دروغه.

00:36:36.700 --> 00:36:38.500
‫در راهش مرتکب کلی...

00:36:39.066 --> 00:36:40.266
‫کار شنیع شدی،

00:36:43.100 --> 00:36:44.333
‫ولی همه‌اش دروغه.

00:36:54.066 --> 00:36:55.066
‫باهام بیا...

00:36:57.100 --> 00:36:58.100
‫می‌تونم نشونت بدم.

00:37:00.800 --> 00:37:02.800
‫بعدش می‌تونی جنگ راه انداختنم رو تماشا کنی.

00:37:13.900 --> 00:37:16.933
‫ویل، چاقوئه رو بذار تو آتش.

00:37:19.533 --> 00:37:22.133
‫چون حواست پرت شد، شکست.

00:37:22.233 --> 00:37:25.166
‫فقط ذهنی قدرتمند
‫از نو می‌سازدش.

00:37:26.733 --> 00:37:28.100
‫بارش هم بر دوش خودته،

00:37:29.666 --> 00:37:31.100
‫هم بر دوش خودم.

00:37:34.433 --> 00:37:36.766
‫بهش فکر کن.

00:37:40.633 --> 00:37:44.333
‫مسیر یکپارچه‌سازی چاقو رو تصور کن.

00:37:46.500 --> 00:37:48.933
‫رو مسائل مهم تمرکز کن.

00:37:52.833 --> 00:37:54.500
‫ببین بدون من...

00:37:55.833 --> 00:37:56.933
‫چه شکلی شدی.

00:38:00.433 --> 00:38:02.266
‫نه. ولش کن.

00:38:04.733 --> 00:38:07.333
‫رو افکارت تمرکز کن.

00:38:12.100 --> 00:38:13.700
‫تو یه پا جنگجویی ویل.

00:38:13.766 --> 00:38:16.866
‫می‌فهمی؟

00:38:17.733 --> 00:38:20.500
‫ایساهتر تو رو برگزیده.

00:38:23.033 --> 00:38:25.166
‫به همین راحتی از دست مادرت خلاص شدن؟

00:38:28.300 --> 00:38:30.833
‫دوباره سعی کن.

00:38:30.900 --> 00:38:33.300
‫باید به اعماق وجودت برسی.

00:38:33.366 --> 00:38:36.500
‫مهم‌ترین مسئله رو پیدا کن.

00:39:18.966 --> 00:39:21.566
‫لایرا، برو کنار.

00:39:41.433 --> 00:39:42.466
‫ویل.

00:39:44.300 --> 00:39:45.300
‫ویل.

00:39:47.166 --> 00:39:50.366
‫ویل، صدام رو می‌شنوی؟

00:39:51.833 --> 00:39:53.133
‫ویل.

00:39:55.066 --> 00:39:57.600
‫من به خواسته‌تون عمل کردم،

00:39:57.700 --> 00:40:01.400
‫شما هم باید تصمیم بگیرین
‫چه راهی رو در پیش می‌گیرین.

00:40:10.400 --> 00:40:14.233
‫اگه نتونین از سرزمین مردگان خارج بشین،

00:40:14.333 --> 00:40:16.200
‫دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.

00:40:17.966 --> 00:40:19.500
‫ولی اگه تونستین خارج بشین،

00:40:19.566 --> 00:40:23.400
‫قدمت همیشه تو اسوال‌بارد رو چشممونه،

00:40:23.500 --> 00:40:26.166
‫با تو هم هستم ویل.

00:40:27.366 --> 00:40:29.533
‫شما لایق همدیگه‌این.

00:40:31.833 --> 00:40:34.600
‫خداحافظ لایرا سیلورتانگ.

00:40:36.566 --> 00:40:40.500
‫امیدوارم روزی باز هم همدیگه رو ببینیم.

00:40:52.400 --> 00:40:53.366
‫این کیه؟

00:40:59.333 --> 00:41:00.833
‫بیا عقب، اینجا وایستا.

00:41:13.233 --> 00:41:14.333
‫فرشته است.

00:41:16.100 --> 00:41:17.133
‫چطوری؟

00:41:17.833 --> 00:41:19.133
‫از آسمون سقوط کرد...

00:41:20.966 --> 00:41:22.033
‫و افتاد دست من.

00:41:30.166 --> 00:41:33.300
‫- حرف می‌زنه؟
‫- خودش تصمیم گرفته نزنه.

00:41:33.366 --> 00:41:35.133
‫ولی دیگه نیازی ندارم صحبت کنه.

00:41:37.566 --> 00:41:38.800
‫خیلی خوشگله.

00:41:39.833 --> 00:41:42.200
‫هر کسی خوشگله.

00:41:59.500 --> 00:42:00.633
‫چه حسی داره؟

00:42:02.733 --> 00:42:03.800
‫حس متفاوتی داره.

00:42:08.200 --> 00:42:09.766
‫تغییری درونت ایجاد کرد، مگه نه؟

00:42:11.433 --> 00:42:13.433
‫موقع ساختن چاقوئه، چیزهایی دیدم.

00:42:16.933 --> 00:42:17.933
‫چی دیدی؟

00:42:19.800 --> 00:42:21.000
‫تو...

00:42:22.733 --> 00:42:23.733
‫تو رو دیدم...

00:42:25.300 --> 00:42:27.233
‫تو رو دیدم که...

00:42:28.200 --> 00:42:29.200
‫بالتاموس؟

00:42:32.033 --> 00:42:33.133
‫خیال می‌کردم رفتی.

00:42:33.200 --> 00:42:35.300
‫باید بهتر عمل می‌کردم.
‫شرمنده‌ام.

00:42:36.133 --> 00:42:38.033
‫ولی حواسم بهتون بود.

00:42:38.133 --> 00:42:39.566
‫- طرف...
‫- فرشته است.

00:42:44.500 --> 00:42:45.433
‫لایرا هستم.

00:42:46.400 --> 00:42:47.600
‫- خودم می‌دونم.
‫- هوم.

00:42:54.733 --> 00:42:57.233
‫چیزی نمونده بود
‫که کلا از دستش بدی.

00:42:58.900 --> 00:43:01.566
‫خب، حالا آماده‌ای
‫که بریم پیش لرد ازریل؟

00:43:02.766 --> 00:43:04.300
‫داره ارتشش رو جمع می‌کنه.

00:43:08.966 --> 00:43:10.100
‫نه.

00:43:11.133 --> 00:43:12.566
‫شرمنده‌ام بالتاموس.

00:43:12.633 --> 00:43:14.833
‫باید برم سرزمین مردگان.

00:43:14.933 --> 00:43:16.433
‫یکی اونجا به کمکمون نیاز داره.

00:43:17.966 --> 00:43:19.633
‫دوست لایراست.

00:43:19.733 --> 00:43:22.033
‫باید چنین مسیری رو طی کنی؟

00:43:22.366 --> 00:43:23.566
‫آره.

00:43:25.700 --> 00:43:26.833
‫پس همین مسیر رو طی کن.

00:43:31.533 --> 00:43:32.500
‫باهامون بیا.

00:43:34.566 --> 00:43:37.933
‫فرشتگان نمی‌تونن وارد سرزمین مردگان بشن.

00:43:39.500 --> 00:43:41.566
‫ضمنا، مسیر من فرق می‌کنه.

00:43:42.366 --> 00:43:43.900
‫ولی زیاد ازتون دور نمی‌شم.

00:44:08.833 --> 00:44:09.833
‫تو هم باهام میای؟

00:44:10.900 --> 00:44:12.733
‫آره.

00:44:12.800 --> 00:44:14.366
‫من که صرفا به بابام نرفتم.

00:44:15.533 --> 00:44:17.200
‫مامانم همیشه می‌گفت:
‫«اگه دوستت کمک لازم داشت،»

00:44:17.300 --> 00:44:18.333
‫«باید کمکش کنی.»

00:44:29.533 --> 00:44:32.633
‫فعالیت فرشتگان
‫دنیاها رو به لرزه انداخته.

00:44:32.700 --> 00:44:35.900
‫تعداد زیادی از شورشیان زافانیا
‫دارن جمع می‌شن.

00:44:36.000 --> 00:44:39.033
‫عین جزر و مد پیش از طوفانی عظیم می‌مونه.

00:44:44.800 --> 00:44:47.266
‫گفته بودی کاملا به ازریل اعتماد داری...

00:44:48.333 --> 00:44:49.600
‫راست گفته بودی؟

00:44:49.666 --> 00:44:51.066
‫به نظرم خطرناکه که فرض کنیم...

00:44:51.133 --> 00:44:53.433
‫پیروان زافانیا حاضرن
‫علیه همنوعشون...

00:44:53.500 --> 00:44:54.933
‫با انسانی متحد بشن.

00:44:57.300 --> 00:44:59.633
‫واقعا به نظرت چون
‫یکی از فرشتگان متاتران رو...

00:44:59.700 --> 00:45:03.266
‫اسیر کرده، بهمون خیانت می‌کنن؟

00:45:03.333 --> 00:45:06.100
‫- به نظرم بستگی داره.
‫- به چی بستگی داره؟

00:45:07.633 --> 00:45:09.033
‫به این که ازریل چی به سرش بیاره.

00:45:12.900 --> 00:45:17.266
‫بدون شک افسانه ایساهتر به گوشت خورده.

00:45:17.333 --> 00:45:19.600
‫چاقوییه که می‌تونه
‫بین دنیاها دریچه ایجاد کنه.

00:45:19.666 --> 00:45:22.133
‫چاقوییه که هر چیزی رو می‌بره.

00:45:22.233 --> 00:45:25.000
‫ولی متأسفانه، اون چاقو الان شکسته.

00:45:26.800 --> 00:45:29.133
‫راستش، ساخته دست انسانه،

00:45:29.233 --> 00:45:34.266
‫تقریبا سیصد سال پیش،
‫با تجهیزات اولیه،

00:45:34.333 --> 00:45:37.333
‫وقتی ملت هنوز با اسب و ارابه سفر می‌کردن،

00:45:37.433 --> 00:45:40.133
‫ساخته بودنش.

00:45:41.633 --> 00:45:43.466
‫واقعا خیلی خارق‌العاده است.

00:45:43.533 --> 00:45:45.100
‫منظورم اینه که شاید...

00:45:45.200 --> 00:45:47.000
‫اصلا چاقویی لازم نداشتم.

00:45:48.300 --> 00:45:51.266
‫این خانم قبلا دستگاهی ساخته...

00:45:51.333 --> 00:45:53.866
‫که روح آدم رو قطع می‌کنه.

00:45:53.933 --> 00:45:58.000
‫من با همون تکنولوژی بین دنیاها
‫انفجار ایجاد می‌کنم.

00:45:58.066 --> 00:46:00.333
‫حالا قراره با همدیگه...

00:46:00.433 --> 00:46:03.833
‫تو رو تکه تکه کنیم و بفرستیمت...

00:46:03.900 --> 00:46:05.400
‫پیش اربابت.

00:46:06.633 --> 00:46:09.000
‫ماریسا، می‌شه لطف کنی
‫و در رو ببندی؟

00:46:10.533 --> 00:46:11.733
‫می‌خوام همین الان شروع کنم.

00:46:13.666 --> 00:46:14.833
‫هوم.

00:46:29.433 --> 00:46:33.066
‫انرژیش رو حس می‌کنی آلاربوس؟

00:46:33.133 --> 00:46:36.300
‫تو این دنیاها کلی خلاقیت در جریانه،

00:46:36.400 --> 00:46:39.200
‫ولی امثال شما می‌خواین فرو بنشونینش.

00:46:39.266 --> 00:46:41.233
‫چنین کاری به خواسته خودم نیست.

00:46:41.300 --> 00:46:44.466
‫خودت مجبورم کردی چنین کاری بکنم.

00:46:51.333 --> 00:46:52.300
‫تو گناهکاری.

00:46:52.400 --> 00:46:54.433
‫من عامل تغییرم.

00:46:54.500 --> 00:46:55.800
‫من منادی...

00:46:55.866 --> 00:46:58.033
‫نابودی امثال توئم.

00:46:58.100 --> 00:46:59.533
‫به سزای اعمالت می‌رسی.

00:46:59.633 --> 00:47:02.333
‫من تو من رو به سزای اعمالم نمی‌رسونی.

00:47:02.433 --> 00:47:06.700
‫به جاش، پیغامم رو به متاتران می‌رسونی.

00:47:13.600 --> 00:47:15.900
‫پیغامم به متاتران از این قراره:

00:47:16.000 --> 00:47:20.066
‫من همین‌جام.

00:47:34.633 --> 00:47:37.633
‫ماریسا.

00:47:58.266 --> 00:47:59.866
‫ماریسا!

00:48:02.866 --> 00:48:03.900
‫ماریسا!

00:48:04.700 --> 00:48:06.066
‫ماریسا!

00:48:06.133 --> 00:48:08.033
‫سربازان، آماده شلیک باشین.

00:48:08.100 --> 00:48:09.666
‫- شلیک نکنین!
‫- چی؟

00:48:09.733 --> 00:48:11.633
‫روک!

00:48:11.700 --> 00:48:13.666
‫سوار نیت‌پیما شد و باهاش برو.

00:48:13.733 --> 00:48:15.533
‫چشم.

00:48:33.933 --> 00:48:35.100
‫خداحافظ ازریل.

00:48:50.100 --> 00:48:51.666
‫سلاح‌هاتون رو بگیرین پایین.

00:48:53.700 --> 00:48:55.433
‫چه بازی‌ای راه انداختی؟

00:48:55.500 --> 00:48:57.533
‫می‌خواد نقش مادرش رو ایفا کنه،
‫پس بذار بکنه.

00:48:58.866 --> 00:49:00.300
‫امیدوارم آمادگیش رو داشته باشن.

00:49:02.200 --> 00:49:03.666
‫سربازان!

00:49:03.733 --> 00:49:05.466
‫عقب‌گرد.

00:49:09.266 --> 00:49:10.133
‫حرکت کنین!

00:49:37.300 --> 00:49:38.866
‫دقیقا دنبال چی بگردم؟

00:49:39.900 --> 00:49:41.400
‫بی‌پایانه،

00:49:41.466 --> 00:49:44.400
‫مسطحه و مرگ هم درونش حس می‌شه.

00:49:46.200 --> 00:49:47.800
‫بهم بگو داریم کار درستی می‌کنیم.

00:49:50.033 --> 00:49:51.500
‫امیدوارم کار درستی باشه.

00:49:52.633 --> 00:49:54.433
‫مجبوریم به همین حرفت قانع باشیم.

00:50:06.400 --> 00:50:07.666
‫خوبی؟

00:50:14.200 --> 00:50:16.033
‫انگار نباید بازش کنه.

00:50:26.200 --> 00:50:28.033
‫آخرین دنیایی که می‌تونم پیدا کنم همینه.

00:50:29.100 --> 00:50:30.533
‫بعدش دیگه دنیایی نیست.

00:50:43.200 --> 00:50:44.200
‫همین‌جاست؟

00:51:10.600 --> 00:51:11.633
‫همین‌جاست.

00:51:12.233 --> 00:51:13.300
‫پیداش کردی.

00:51:15.133 --> 00:51:16.333
‫از کجا مطمئنی؟

00:51:17.100 --> 00:51:18.600
‫تو خوابم دیده بودمش.

00:51:44.900 --> 00:51:46.066
‫حتما از همین طرفه.

00:51:47.600 --> 00:51:48.666
‫وایستا.

00:51:49.533 --> 00:51:50.833
‫گمون نکنم جای امنی باشه.

00:51:56.933 --> 00:51:58.133
‫لایرا، وایستا.