WEBVTT

00:00:13.830 --> 00:00:17.600
در طی یک سال از تاریخ جولای 1976

00:00:17.700 --> 00:00:22.171
در شهر نیویورک 6 نفر کشته و 7 فرد دیگر زخمی شدند

00:00:22.772 --> 00:00:25.141
همه تیر اندازی ها با استفاده از تفنگ 44 کالیبری انجام شده

00:00:25.174 --> 00:00:26.843
پرونده بسته میشه

00:00:26.876 --> 00:00:28.478
اما دوباره باز میشه

00:00:28.544 --> 00:00:33.316
یک فرد توانسته یک روایت جدیدی از این جنایت
برامون تعریف کنه

00:00:33.449 --> 00:00:37.153
اون فرد روزنامه نگار روزنامه گانِت موری تری هستش

00:00:37.287 --> 00:00:38.154
از اول

00:00:38.187 --> 00:00:41.157
من میدونستم که یه چیزی توی این پرونده جور در نمیاد

00:00:41.190 --> 00:00:43.026
من باور دارم که اعتراف اون تقلبی بود

00:00:45.061 --> 00:00:47.964
من تهیه کننده مجله
"امروز در آمریکا چه خبر است "

00:00:48.031 --> 00:00:50.066
بودم ، مجله ای که هر ماه چاپ میشد

00:00:51.034 --> 00:00:52.902
اون گفتن که
" ما یکی رو پیدا کردیم "

00:00:53.036 --> 00:00:57.173
"اسمش موری تری هست و خیلی داستان فوق العاده ای داره "

00:00:57.307 --> 00:01:00.743
" درباره ی این میگه که پسر سم عضو یک گروه شیطانی بوده "

00:01:01.344 --> 00:01:05.381
و من گفتم که
" چطوری 15 هزار نفر پلیس توی نیویورک "

00:01:05.481 --> 00:01:08.818
" این رو متوجه نشدن "

00:01:08.885 --> 00:01:10.353
سال های زیادی طول کشید

00:01:10.486 --> 00:01:13.523
من خیلی از سرنخ ها و بن بست ها رو طی کردم
... تا اینکه در آخر

00:01:13.589 --> 00:01:16.592
وقتی که موری تری رو دیدیم
هیچی دربارش نمیدونستیم

00:01:16.693 --> 00:01:21.831
اون اومد داخل ، داستانش رو گفت
و برای هر چیزی یک جواب داشت

00:01:22.332 --> 00:01:24.901
من بهش گفتم
" باشه بهت یه فرصت میدیم "

00:01:24.934 --> 00:01:29.772
" اما من همون قدری که باهات کار میکنم علیه تو هم هستم "

00:01:29.839 --> 00:01:32.108
" برای اینکه بدون مدرک هیچ چیزی رو قبول نمیکنم "

00:01:33.509 --> 00:01:35.378
ما نیاز به تایید داریم

00:01:35.511 --> 00:01:38.348
ما همه ی راه هایی که موری رفته بود رو طی کردیم

00:01:40.616 --> 00:01:42.518
از محله یانکر ها شروع کردیم

00:01:42.552 --> 00:01:44.520
جایی که کار و برکوویتز زندگی میکردن

00:01:46.723 --> 00:01:48.424
وقتی که به موتور خونه پارک رفتیم

00:01:49.125 --> 00:01:51.527
دیدیم که پر از سمبل های شیطان پرستیه

00:01:56.032 --> 00:01:58.634
خیلی سورپرایز کننده بود

00:02:02.638 --> 00:02:06.376
قدم بعدی رفتن به مینوت بود

00:02:07.944 --> 00:02:10.813
در طول کارم خیلی کار های سختی رو انجام دادم

00:02:11.414 --> 00:02:15.251
اما وقتی که از هواپیما پیاده شدم
میخواستن که برگردم داخل

00:02:15.385 --> 00:02:18.388
اونجا خیلی عجیب و غریب بود

00:02:19.655 --> 00:02:22.125
من یکی از دوستام همیشه میگفت که

00:02:22.158 --> 00:02:26.129
اینکه تو دو به شک ای داری دلیل نمیشه که
کسی تو رو تعقیب نمیکنه

00:02:26.262 --> 00:02:28.765
ما همش احساس میکردیم که دارن ما رو کنترل میکنن

00:02:31.768 --> 00:02:33.970
موری با ما نیومد

00:02:34.070 --> 00:02:36.973
برای اینکه نمیخواستم اون پشت سر من باشه

00:02:37.073 --> 00:02:40.410
و به مصاحبه شونده ها خط و نشون بده

00:02:40.443 --> 00:02:42.311
فقط میخواستم که ما باشیم اونجا

00:02:42.412 --> 00:02:45.314
با اون اطلاعاتی که شما داشتین

00:02:45.415 --> 00:02:48.751
جان کار نگران این بود که دستگیر بشه ؟

00:02:48.851 --> 00:02:54.157
بله ، این افراد گفته بودن که جان کار
رهبر یک فرقه هستش

00:02:54.190 --> 00:02:57.693
و یه مورد داشتیم که جان یک سگ ژرمن رو کشته

00:02:58.995 --> 00:03:01.798
دقیقا اون جا ، کنار اون ساختمون

00:03:02.765 --> 00:03:04.867
و اونا گرفتن خون سگ هه رو خوردن

00:03:05.001 --> 00:03:07.103
هیچ کسی توی مینوت

00:03:07.804 --> 00:03:11.307
هیچ حرفی خلاف اون چیزی که

00:03:11.340 --> 00:03:14.610
موری تری بهمون گفت نزد

00:03:16.012 --> 00:03:19.015
ما کل شب بیدار و مواظب نوار ها بودیم

00:03:19.115 --> 00:03:21.117
چون به هیچکی اعتماد نداشتیم

00:03:22.018 --> 00:03:24.320
ما خیلی به اون نوار ها احتیاج داشتیم

00:03:24.821 --> 00:03:27.356
و به اون اطلاعات باور داشتیم
و میخواستیم اونا رو پخش کنیم

00:03:27.457 --> 00:03:29.659
ما با چالش جدیدی روبه رو شدیم

00:03:30.226 --> 00:03:33.329
ما میبایست صحت اطلاعاتمون رو اثبات کنیم
و بیشتر جلو بریم

00:03:33.463 --> 00:03:34.797
ما این کار رو انجام دادیم

00:03:34.897 --> 00:03:36.032
من موری تری هستم

00:04:30.720 --> 00:04:33.956
هیچ کسی جلوی اون رو نگرفت
اون از در اومد داخل وگفت

00:04:34.090 --> 00:04:37.093
همه چی تموم شه
فقط میخواستم یک چیز کوچیکی رو بگم

00:04:43.032 --> 00:04:46.269
به نظر من برکوویتز تنها کار نمیکرده

00:04:46.969 --> 00:04:51.874
و در واقع افراد دیگری توی این قتل ها نقش داشتن

00:04:52.408 --> 00:04:54.310
که در ارتکاب این جرایم به اون کمک میکردن

00:04:56.979 --> 00:04:58.814
موری تونست سَنتوچی رو راضی کنه که

00:04:58.915 --> 00:05:02.151
پرونده رو دوباره باز کنه

00:05:02.285 --> 00:05:03.819
این مشکلِ کلی هه

00:05:03.886 --> 00:05:05.421
این خیلی بزرگ بود

00:05:05.555 --> 00:05:06.989
ما داریم درباره ی کسی صحبت میکنیم

00:05:07.056 --> 00:05:09.825
یک فرد بالا مقام توی مراجع قضایی

00:05:09.926 --> 00:05:13.563
که در این پرونده دخیل بوده و میگه
" به نظر من چیزهایی بیشتری در این پرونده هستن "

00:05:14.130 --> 00:05:15.898
این برای موری خیلی مهم بود

00:05:15.998 --> 00:05:18.734
چون این نتیجه تمام حرف های اون بود

00:05:22.305 --> 00:05:24.840
سنتوچی و تیم اش داشتن چراغی رو روشن میکردن

00:05:24.907 --> 00:05:27.176
که توسط مدارک و اسناد من قابل انجام بود

00:05:27.743 --> 00:05:30.313
و اونا منابع بیشتری رو وارد بازی کردن

00:05:30.346 --> 00:05:34.450
من "جورج بِرد " از افسران دفتر پلیس هستم

00:05:34.584 --> 00:05:35.618
ویت کار

00:05:35.751 --> 00:05:40.923
ما اینجا اومدیم تا درباره ی جان کار تحقیق کنیم

00:05:42.158 --> 00:05:44.627
از اونجایی که جان در فرقه دخیل بوده

00:05:45.795 --> 00:05:46.796
...من رد نمیکنم این حرف رو

00:05:46.862 --> 00:05:49.332
یعنی اصلا نمیشه
یعنی باید احمق باشیم اگه بگیم اینو

00:05:49.465 --> 00:05:50.766
اگه بخوام بهتون راستش رو بگم

00:05:50.800 --> 00:05:53.603
اصلا برام مهم نیست که برادرم مجرم باشه

00:05:53.636 --> 00:05:55.037
فقط میخوام این موضوع تموم شه

00:05:56.606 --> 00:06:00.876
کل روزنامه ها نوشته بودن
" سنتوچی پرونده رو مجدد باز میکنه "

00:06:01.811 --> 00:06:02.878
همش چرت و پرته

00:06:03.679 --> 00:06:07.683
اگه اونا اینقدر مطمئن بودن که اینطوریه
چرا خودشون پا جلو نذاشتن ؟

00:06:07.783 --> 00:06:09.619
چرا همش وا پس نگری میکنن ؟

00:06:09.685 --> 00:06:12.888
اون موقع اون اعتراف کرد که
همه ی کار ها رو تنها انجام داده

00:06:12.989 --> 00:06:16.058
تحقیقات ما هم اینو ثابت کرد

00:06:16.125 --> 00:06:20.830
وقتی که دادگاه و پزشک ها داشتن اون رو بررسی میکردن

00:06:20.896 --> 00:06:23.899
اصلا سوال وجود افراد دیگه مطرح نبود

00:06:23.966 --> 00:06:26.702
سنتوچی پرونده رو دوباره باز میکنه

00:06:26.802 --> 00:06:29.905
برای اینکه میخواست که ذهن مردم رو به بازی بگیره

00:06:30.006 --> 00:06:33.009
پلیس ها و وکلای پرونده همه گفتن که

00:06:33.075 --> 00:06:36.012
هیچ مدرکی برای وجود شریک جرم وجود نداره

00:06:36.078 --> 00:06:37.546
اونا میگن که داستانشون صحیح نیست

00:06:38.681 --> 00:06:41.417
اونا میخواستن که همه چیز تموم شه

00:06:42.084 --> 00:06:45.154
برکوویتز زندانه
کسی دیگه ای هم بهش شلیک نشده

00:06:46.389 --> 00:06:49.425
اونا مضنون رو گرفتن
پرونده هم تمومه

00:06:51.661 --> 00:06:56.165
من که امید داشتم پلیس دوباره پرونده رو بررسی کنه

00:06:56.232 --> 00:06:57.733
باید این رو بهتر میدونستم

00:06:59.435 --> 00:07:02.705
و با سنتوچی که اون سمت قضیه داشت کار میکرد

00:07:02.838 --> 00:07:04.273
من هم داشتم زمان میذاشتم

00:07:05.875 --> 00:07:10.112
و داشتم بیشتر فرو میرفتم که داستان رو
کامل تر و کامل کنم

00:07:11.113 --> 00:07:12.882
مایکل کار مرموز

00:07:14.583 --> 00:07:15.951
قبل از مرگ اش

00:07:16.052 --> 00:07:20.122
من متوجه شدم که اون یک سری مشکل ها
سر استفاده از مواد مخدر و ... داشته

00:07:20.589 --> 00:07:23.592
و اون میره سمت یه فرقه ای به نام
"علم شناسی "

00:07:23.693 --> 00:07:25.061
تا اینکه اعتیاد اش رو درمان کنه

00:07:30.733 --> 00:07:34.136
من با چند نفر که خانواده کار رو میشناختن صحبت کردم

00:07:34.203 --> 00:07:38.974
و متوجه شدم که مایکل کار عضو فرقه علم شناسی بوده

00:07:47.216 --> 00:07:49.752
مایکل کار عضو فرقه علم شناسی بود

00:07:49.885 --> 00:07:52.288
و اونجا رده ی بالایی هم داشت

00:07:52.888 --> 00:07:53.989
این رو ثابت شده بود

00:07:55.091 --> 00:07:56.292
اما مثل جان

00:07:56.325 --> 00:07:59.395
مایکل هم یک سری اعتقادات خاص ای داشت

00:07:59.462 --> 00:08:01.464
مثل علاقه اون به فرقه ها

00:08:05.768 --> 00:08:09.171
درطی تحقیقات ام این اسم رو چندین بار دیدم

00:08:09.739 --> 00:08:12.308
یک ارگانی که ریشه اش در علم شناسی بود

00:08:12.408 --> 00:08:15.778
که به طرزی تبدیل به یک مکتب و فرقه ی جدیدی داشت میشد

00:08:17.313 --> 00:08:18.481
یک گروه مرموزی

00:08:19.115 --> 00:08:24.420
که خودشون رو
" روند آخرین قضاوت کلیسا "

00:08:27.957 --> 00:08:33.796
نام گذاری کرده بودن
ما بندگان خدا هستیم ، نه بیشتر -

00:08:43.414 --> 00:08:48.319
این فرقه سال 1963 آغاز میشه

00:08:48.352 --> 00:08:51.055
توسط "رابرت " و " مِری آن دی گریمستون "و

00:08:51.155 --> 00:08:55.593
که اونا در "ران هابورت" مرکز علم شناسی
در لندن همدیگه رو ملاقت کرده بودن

00:08:56.427 --> 00:08:58.496
عقیده این کلیسا این بود که

00:08:59.163 --> 00:09:01.582
ما باور داریم که همه ی مردم

00:09:01.791 --> 00:09:05.394
و میخواستن با این کار مثل فروید همه رو درمان کنن

00:09:06.061 --> 00:09:10.232
این طوری که کل زندگی شما رو بررسی میکنن
تا اینکه مشکل رو پیدا کنن

00:09:11.367 --> 00:09:14.069
ما اونا ظاهرا هم تو این امر موفق بودن

00:09:14.670 --> 00:09:16.839
اما اونا دنبال چیز های بیشتری بودن

00:09:17.706 --> 00:09:19.675
چیز های افراطی تر

00:09:24.146 --> 00:09:25.147
اونا کشتی رو به حرکت انداختن

00:09:26.382 --> 00:09:29.385
و " روند " رو نام گذاری کردن

00:09:30.686 --> 00:09:35.391
اول این با یک درمان روانشناسی مانند شروع شد

00:09:36.091 --> 00:09:38.561
ما متوجه شدیم که اونا تونستن

00:09:38.594 --> 00:09:40.830
یه سری اضطرار ها رو درمان کنن

00:09:40.863 --> 00:09:43.199
و اگه این اضطرار ها رو از بین ببریم

00:09:43.699 --> 00:09:46.335
الهامات بیشتری وارد ما میشه

00:09:47.503 --> 00:09:51.273
در آخر اونا به این رسیدن که باید شهر رو ترک کنن

00:09:51.340 --> 00:09:53.042
تا اینکه به طبیعت برگردن

00:09:53.909 --> 00:09:56.278
و تصمیم گرفتن که برن به مکزیک

00:09:57.580 --> 00:09:59.348
و یک طوفان به وجود اومد

00:10:00.916 --> 00:10:05.621
برای سه روز متوالی باد با سرعت 200 مایل بر ساعت
شروع به وزیدن کرد

00:10:07.223 --> 00:10:09.191
روستاهای اطراف خراب شدن

00:10:10.292 --> 00:10:13.128
و اونا تو سفرشون به یه چیز آخر الزمانی رسیدن

00:10:13.229 --> 00:10:15.364
انگار که دنیا داره تموم میشه

00:10:16.131 --> 00:10:19.768
این دیدگاهی بود که گریمستون هنگام طوفان داشت

00:10:20.369 --> 00:10:23.038
سیاه و خطرناک

00:10:23.873 --> 00:10:26.041
اشتیاق شدید برای افراط

00:10:26.742 --> 00:10:28.644
به جای جدا کردن خوبی و بدی

00:10:28.744 --> 00:10:30.446
و دود نگه داشتن اونا از هم

00:10:30.546 --> 00:10:31.963
باید اونا رو کنار هم بیارین

00:10:34.925 --> 00:10:37.328
و این تبدیل شد به هرج و مرج و دردسر

00:10:40.264 --> 00:10:43.467
اونا کاملا خودشون وقف پایان و نابود کردن دنیا کردن

00:10:45.336 --> 00:10:48.172
ساخته های انسان ، آرزو های انسان

00:10:48.205 --> 00:10:50.874
قرار داد ها ، قوانین

00:10:50.975 --> 00:10:52.876
اینا همه باید نابود شوند

00:10:53.477 --> 00:10:57.481
تا برای عصر جدید و سرزمین جدید جا باز کنند

00:10:58.616 --> 00:11:00.985
ما درباره ی پایان دنیا و شروع جدید
زندگی صحبت کردیم

00:11:01.051 --> 00:11:04.888
پایان این عصری که هستیم

00:11:05.389 --> 00:11:09.226
اسکلت این عصری که زندگی میکنیم

00:11:11.061 --> 00:11:12.363
بعد از نسل ما تموم میشه

00:11:13.797 --> 00:11:16.500
فرقه روند میخواست که این پیام ها رو
ترویج بده

00:11:16.533 --> 00:11:17.968
اون سخنرانی ها و فیلم هایی

00:11:18.068 --> 00:11:20.537
داشتن که درباره ی تنفر و خشونت بودن

00:11:22.673 --> 00:11:24.508
اونا ردا و شنل های مشکی داشتن

00:11:24.541 --> 00:11:28.512
با گردنبند های سلیبی نقره ای

00:11:30.214 --> 00:11:33.384
و با خودشون سگ های جرمن شپرد میاوردن

00:11:35.919 --> 00:11:40.391
و این سگ ها تبدیل به سمبل فرقه روند شدن

00:11:41.925 --> 00:11:45.863
علاقه اونها فرقه روند به سگ های ژرمن شپرد
یک جرقه ای توی ذهنمون زد

00:11:47.031 --> 00:11:49.400
سگ هایی که کنار برکوویتز کشته میشدن

00:11:49.433 --> 00:11:52.336
توسط فرقه های داخل مینوت

00:11:52.403 --> 00:11:54.405
اون سگ ها هم از همین نژاد بودن

00:11:56.340 --> 00:12:01.111
چیزی که پیدا کردم تصادفی به نظر نمیرسید

00:12:02.680 --> 00:12:06.417
اما پیام های فرقه روند خیلی فراتر از شهر لندن رفت

00:12:07.851 --> 00:12:11.188
اونا تصمیم گرفتن که گروه هایی رو
به آمریکا بفرستن

00:12:15.893 --> 00:12:17.895
اونا به لوس آنجِلس اومدن

00:12:18.696 --> 00:12:20.197
به نیویورک رفتن

00:12:20.264 --> 00:12:21.865
به نیواورلینز

00:12:22.299 --> 00:12:23.700
و سان فرانسیسکو

00:12:23.817 --> 00:12:28.622
های آشبوری یک محله 40 بلوکی در سان فرانسیسکو

00:12:28.656 --> 00:12:33.627
در سال 1966 تبدیل به محل تجمع هیپی ها شد

00:12:34.795 --> 00:12:36.497
همینطوری که اون زمان اونا اونجا بودن

00:12:36.630 --> 00:12:40.067
یکی از همسایه هاشون "چارلز منسون " بود

00:12:40.200 --> 00:12:41.702
در کالیفرنیا

00:12:41.802 --> 00:12:45.372
پنج عضو از یک گروه فرقه مذهبی به رهبری چارلز منسون

00:12:45.506 --> 00:12:48.008
که اون رو معلم یا کشیش بالا رده معرفی میکنن

00:12:48.075 --> 00:12:51.912
مضنون به قتل " شَنون تِیت " و 6 نفر دیگه هستن

00:12:56.675 --> 00:12:59.144
اونا خودشون رو " خانواده" معرفی میکردن

00:12:59.278 --> 00:13:01.547
و بین 20 تا 30 نفر بودن

00:13:01.688 --> 00:13:06.926
این جاییه که اون های زندگی میکنن
یک استدیو فیلم برداری خالی ، در 20 مایلی لوس آنجلس

00:13:06.993 --> 00:13:09.829
مانسون سعی در بووجود آوردن یک جنگ نژادی بود

00:13:09.929 --> 00:13:11.498
اون رو هرج و مرج میدونست

00:13:13.366 --> 00:13:14.834
بعضی افراد میگن که

00:13:14.934 --> 00:13:17.937
مانسون هرچیزی که یادگرفته بود
از فرقه روند بوده

00:13:18.071 --> 00:13:21.374
مثل ایده های آخر الزمانی ای که اونا داشتن

00:13:22.075 --> 00:13:27.080
خیلی ها علاقه به این علم داشتن که
افراد بتونن ذهن خودشون رو خالی کنن

00:13:27.113 --> 00:13:29.115
اینجا جایی بود که فرقه علم شناسی شروع شد

00:13:29.683 --> 00:13:31.184
و بعد اون تبدیل به فرقه روند شد

00:13:32.118 --> 00:13:35.588
این ایده اولوژی از قبل وجود داشت
اون رو مانسون به وجود نیاورد

00:13:35.689 --> 00:13:37.390
اون این ایده های رو یادگرفت

00:13:37.957 --> 00:13:41.127
و این ایده های الگوی اون برای تئوری
هرج و مرج بودن

00:13:41.261 --> 00:13:43.196
و این جنگ نژادی میتونست این کار رو برای
اون انجام بده

00:13:44.397 --> 00:13:48.201
مانسون تونست این کنترل رو روی افراد "خانواده" بدست بیاره

00:13:48.268 --> 00:13:49.969
چونکه اونا اعتماد به نفس پایینی داشتن

00:13:50.036 --> 00:13:51.905
و اون به اونا حس خوبی القاء میکرد

00:13:51.971 --> 00:13:53.406
اون به اون ها حس مهم بودن میداد

00:13:53.540 --> 00:13:56.876
حتی اگه میخواستم که فرار کنم و برم
این اجازه و توانایی رو نداشتم

00:13:56.976 --> 00:13:59.279
من مثل یک ابزار توی دست های شیطان بودن

00:13:59.312 --> 00:14:00.914
تنها اینطوری میتونم توصیف اش کنم

00:14:01.748 --> 00:14:06.119
با دنبال کردن این فرقه ها به "اِد سَندِرز" رسیدم

00:14:06.720 --> 00:14:08.288
نویسنده کتاب خانواده

00:14:09.055 --> 00:14:12.292
که یکی از شناخته ترین و تاثیر گذار ترین

00:14:12.325 --> 00:14:14.294
کتاب برای فرقه اونا بود

00:14:15.729 --> 00:14:18.832
برای چی این کتاب رو نوشتین ؟
هدفتون چی بود ؟

00:14:18.932 --> 00:14:19.999
...خب اینطوری بگم که

00:14:20.133 --> 00:14:22.736
اول از همه امیدوارم که خیلی از جوون ها
این کتاب رو بخونن

00:14:22.836 --> 00:14:25.739
این فردیه که مسئول 10 - 15 تا قتل هستش

00:14:25.839 --> 00:14:28.942
که با تصویر سازی شیطان میخواست به افراد آرامش بده

00:14:29.008 --> 00:14:31.745
به نظر من یک پدیده جدیدی در آمریکا

00:14:32.245 --> 00:14:34.147
برای خشم و شیطان پرستی داره به وجود میاد

00:14:35.749 --> 00:14:38.251
من با ساندرز و همسرش ملاقات کردم

00:14:38.318 --> 00:14:42.255
توی یک باغ انگور داخل نیویورک

00:14:43.323 --> 00:14:46.092
ما به خاطر خواسته ی اونا توی هوای
آزاد صحبت کردیم

00:14:46.593 --> 00:14:51.598
اون گفت که
" خیلی بده که درباره ی همچین موضوعی توی این منظره نباشیم "

00:14:52.098 --> 00:14:54.467
یک گروه شیطانی داخل کالیفرنیا هست

00:14:54.501 --> 00:14:56.770
یک تعدادی از اونا هم اینجا هستن

00:14:56.870 --> 00:14:59.172
نمیدونم چقدر ، اما میدونم که هستن

00:14:59.939 --> 00:15:04.477
اونا از مواد مخدر استفاده میکنن

00:15:04.611 --> 00:15:07.180
و فکر میکنن که میتونن آخر زمان رو به وجود بیارن

00:15:09.482 --> 00:15:11.217
اد سندرز تو کتابش

00:15:11.351 --> 00:15:14.888
درباره ی منسون و ملاقاتش با فرق روند میگه

00:15:15.488 --> 00:15:19.793
منسون یه سری مقاله توی مجله " مرگ" که
مال اون فرقه هست نوشته

00:15:19.826 --> 00:15:23.062
توی یکی از نوشته هاش میگه که

00:15:23.129 --> 00:15:26.800
" مرگ یک قسمتی از جهنم و بهشت در این دنیاست "

00:15:26.900 --> 00:15:28.067
شما باهاش موافقین ؟

00:15:28.835 --> 00:15:33.373
به نظر من این واقعیت مرگ هستش

00:15:33.406 --> 00:15:35.542
و گویا دو نفر از اعضای فرقه

00:15:35.642 --> 00:15:38.812
منسون رو وقتی زندان بود ملاقت کرده بودن

00:15:40.313 --> 00:15:42.248
سندرز خیلی قاطع میگفت که

00:15:42.382 --> 00:15:46.085
که منسون عضو یکی از فرقه های روند
در جنوب کالیفرنیا هستش

00:15:46.920 --> 00:15:50.657
اما حرفش رو رد میکنه
وقتی که فرقه روند از اون شکایت میکنه

00:15:51.658 --> 00:15:54.561
سندرز یک نامه از منسون دریافت میکنه

00:15:54.661 --> 00:15:57.530
که اونجا مینوسه که اون
و "دِ گریمستون " رهبر گروه روند

00:15:57.664 --> 00:16:00.567
در یک مهمونی در خانه ی "پولانسکی " هم دیگه
رو ملاقات میکنن

00:16:00.667 --> 00:16:03.269
چند ماه قبل تر از قتل ها

00:16:06.539 --> 00:16:10.677
سال 1974 فرقه ی روند
فعالیت اش رو فقط به صورت زیر زمینی دنبال کرد

00:16:12.712 --> 00:16:16.850
یک فرقه ی دیگه در شمال نیویورک تشکیل میشه

00:16:19.285 --> 00:16:22.422
گروهی که به نام "فرزندان" و

00:16:28.561 --> 00:16:30.563
این ایده که ایده الوژی روند

00:16:30.697 --> 00:16:33.066
طوری قتل های پسر سم رو تحت تاثیر گذاشته

00:16:33.132 --> 00:16:35.368
خیلی پررنگ بود

00:16:36.569 --> 00:16:39.873
و بعد ها هم با ارتباط هایی که پیدا کردیم
این مسئله پر رنگ تر شد

00:16:42.275 --> 00:16:45.578
آیا فرقه فرزندان هم ایده های نابود گرایی داشتن ؟

00:16:47.780 --> 00:16:50.783
و اگه منسون تحت تاثیر فرقه روند بود

00:16:50.884 --> 00:16:52.452
همونطور که سندرز گفته بود

00:16:52.585 --> 00:16:56.456
آیا برکوویتز هم نقش مشابه ای برای فرزندان داشت ؟

00:16:57.590 --> 00:17:00.593
میشه گفت که شباهت هایی
بین قتل های منسون

00:17:00.727 --> 00:17:02.462
و برکوویتز هستش

00:17:02.595 --> 00:17:06.099
در یک برهه وحشتناک اون به
سیزده نفر شلیک میکنه و 6 نفر رو میکشه

00:17:06.165 --> 00:17:07.333
که همه جوان ها بودند

00:17:07.467 --> 00:17:10.904
هفت نفر برای به شهرت رسیدن یک فرد
کشته شدند

00:17:10.937 --> 00:17:14.474
منسون و برکوویتز کارهایی رو انجام دادن که
باعث وحشت و هرج و مرج در عموم شد

00:17:14.507 --> 00:17:17.343
من میترسم که با ماشین برم بیرون
از انجام هر کاری میترسم

00:17:17.477 --> 00:17:19.412
دنیا داره دیوونه میشه

00:17:20.079 --> 00:17:21.314
هر دو گروه

00:17:21.414 --> 00:17:24.317
خانواده و فرزندان اسم های مشابه ای داشتن

00:17:24.918 --> 00:17:30.089
و هر دو جرم هایی رو انجام میدادن که
در اون فرقه ها معرفی میشد

00:17:30.623 --> 00:17:33.493
ما گزارش هایی از ورد خوانی اینجا داشتیم

00:17:33.626 --> 00:17:36.262
درگیری گروه های هیپی شکل

00:17:36.329 --> 00:17:39.032
که از جامعه های قانون مند
متنفر هستند

00:17:39.666 --> 00:17:41.334
یکی از اونا گفت
" تو کی هستی ؟"

00:17:41.367 --> 00:17:44.771
تسک گفت
" من شیطان هستم و اومدم کارش رو انجام بدم "

00:17:50.109 --> 00:17:54.647
خانواده کار ، منسون ، فرزندان و خانواده

00:17:54.781 --> 00:17:57.216
همه از یک گودال خارج شده بودند

00:17:57.350 --> 00:18:00.520
این خیلی تاریک تر از اون چیزی بود
که فکر میکردم

00:18:02.055 --> 00:18:06.459
من داشتم مطمئن میشدم که چقدر
دانسته های من درسته

00:18:11.564 --> 00:18:14.968
اون حول و هوش موری یک نامه دریافت کرد

00:18:16.135 --> 00:18:18.871
و گفت
" خدایا اصلا باور نمیکنی "

00:18:20.707 --> 00:18:24.077
روی قسمت فرستنده زده بود
زندان اصلاحات "آتیکا" و

00:18:24.177 --> 00:18:28.014
78-A-1976. سلول

00:18:29.248 --> 00:18:33.820
اون نامه از بروکوویتز بود

00:18:35.254 --> 00:18:39.258
وقتی که نامه رو دیدم شوکه شدم

00:18:39.892 --> 00:18:41.828
و خیلی شگفت زده شدم

00:18:41.861 --> 00:18:44.998
که دیدم موری داره با برکوویتز صحبت میکنه

00:18:46.099 --> 00:18:48.568
و اون یک چیز جدید برای گفتن داشت

00:18:50.269 --> 00:18:52.905
" من این جرایم رو انجام داده بودم "

00:18:53.006 --> 00:18:54.507
" اما همه کار من نبود "

00:18:56.342 --> 00:18:58.878
اون این رو قبول کرد که اون
عضو گروهی بوده

00:18:59.012 --> 00:19:01.714
و افراد دیگه ای تحت جرایم پسر سم دخیل بودن

00:19:02.715 --> 00:19:06.519
من الان در امنیت میتونم بگم که
یکی از اعضا که جان کار بود کشته شد

00:19:07.720 --> 00:19:09.122
خیلی های دیگه ناپدید شدند

00:19:09.188 --> 00:19:11.224
و در کل آمریکا پخش هستند

00:19:12.458 --> 00:19:15.628
و این هر دوی ما رو تنها میذاره

00:19:17.864 --> 00:19:23.236
در در آخر نامه یک جمله ی اخطاری بهم داد

00:19:24.470 --> 00:19:27.940
" موری مردم هیچ وقت حرف تو رو باور نخواهند کرد "

00:19:28.041 --> 00:19:31.778
" حتی اگه هر چه قدر مدارک کامل داشته باشی "

00:19:40.453 --> 00:19:43.756
من گفتم
" خدایا موری درست میگفته "

00:19:44.624 --> 00:19:46.559
اون تمام این مدت درست میگفته

00:19:47.460 --> 00:19:50.263
این باعث شد که به کارش ادامه بده

00:19:51.064 --> 00:19:53.900
برای اینکه مطمئن شد که
افراد دیگه ای دخیل بودن در این جرایم

00:19:54.500 --> 00:19:56.269
و اونا هم باید دستگیر بشن

00:19:57.670 --> 00:20:00.973
برکوویتز میدونست که از نظر عام
اون یک فرد دیوانست

00:20:01.641 --> 00:20:04.577
اما میخواستش که این دخالت فرقه

00:20:04.644 --> 00:20:07.680
رو به مرد جهان ثابت کنه
و فقط این رو به من نگفت

00:20:08.481 --> 00:20:12.785
من یک تماس از دفتر پلیس مینوت داشتم
فردی به نام تِری گاردنر

00:20:13.352 --> 00:20:16.789
که اون هم یک بسته مثل من دریافت کرده بود

00:20:18.091 --> 00:20:22.595
بازش که کردم یک سر نامه و کتاب بود

00:20:23.930 --> 00:20:26.299
فکر کنم اولی رو که باز کردم این بود

00:20:27.266 --> 00:20:28.367
این عکسه

00:20:29.202 --> 00:20:33.806
یک فردی توی لباس شیطانی

00:20:35.808 --> 00:20:38.544
گاردنر یک کتاب نیز دریافت کرده بود

00:20:38.678 --> 00:20:40.713
به نام کالبد شکافی جادوگری

00:20:41.547 --> 00:20:45.118
که توش یکی از ترسناکه ترین
چیزهایی که در زندگی خونده بودم نوشته شده بود

00:20:46.619 --> 00:20:50.223
" آرلیس پِری ، تعقیب میشه ، تسخیر ، کشته و سلاخی میشه "

00:20:50.323 --> 00:20:54.393
" در داخل دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا "

00:20:55.394 --> 00:20:59.398
اون یک ساعت نشده بود که بسته رو گرفته بود
و به من زنگ زد و گفت

00:21:00.566 --> 00:21:04.403
" موری ، آرلیس پری دیگه کیه ؟ "

00:21:23.548 --> 00:21:26.284
بعضی وقتا فقط یه سری دانشجو
با هم شوخی و ... انجام میدادن

00:21:26.317 --> 00:21:28.452
مثل همه ی دانشگاه های دیگه

00:21:30.955 --> 00:21:33.457
اما در 13 اکتبر

00:21:33.958 --> 00:21:37.862
من خونه خوابیده بود که یک تلفن بهم زدن

00:21:41.065 --> 00:21:43.167
گفتم که
" چی شده ؟ "

00:21:43.301 --> 00:21:46.470
گفتش که
" کاپییتان یک دختر توی دانشگاه "

00:21:47.071 --> 00:21:51.042
" احتمالا خودش رو کشته یا بر اثر استفاده مواد مخدر مرده "

00:21:51.876 --> 00:21:55.880
من سوار ماشین شدم و به کلیسای دانشگاه رفتم

00:21:57.582 --> 00:21:59.483
نمیتونستم چیزی رو که دیدم باور کنم

00:22:02.220 --> 00:22:04.589
من قتل های زیادی تو کار دیده بودم

00:22:05.223 --> 00:22:07.525
اما همچین چیز وهم برانگیزی تا حالا بر نخورده بودم

00:22:09.193 --> 00:22:11.762
نصف بدن اون زیر اقامت گاه بود

00:22:12.897 --> 00:22:14.599
از کمر به پایین عریان بود

00:22:15.199 --> 00:22:17.101
پاهایش از هم باز شده بودن

00:22:17.935 --> 00:22:20.938
اولین چیزی که توجه ام رو جلب کرد
یک لکه روی شلوار اش بود

00:22:23.207 --> 00:22:28.679
دو تا شمع بزرگ کلیسایی اونجا بودن که

00:22:29.680 --> 00:22:34.218
یک از اون ها داخل بدن اون فرو کرده بودن

00:22:35.786 --> 00:22:39.223
و اون یکی رو داخل لباس اش فرو کرده بودن

00:22:39.357 --> 00:22:41.092
کنار گردنش

00:22:41.626 --> 00:22:45.096
و یک میله 5.5 اینچی

00:22:45.696 --> 00:22:47.265
رو داخل کله اش فرو کرده بودن

00:22:48.099 --> 00:22:50.568
من گفتم
" این که خودکشی نیست ، این قتله "

00:22:51.235 --> 00:22:54.438
آرلیس پری 19 ساله که دو ماه بود ازدواج کرده بود

00:22:54.538 --> 00:22:57.541
یکشنبه صبح در کلیسا بدون جان پیدا میشه

00:22:57.575 --> 00:23:00.878
اون روی زمین کنار صلیب دیواری افتاده بود

00:23:00.945 --> 00:23:02.813
نمیتونستم باور کنم

00:23:03.648 --> 00:23:08.252
بلاهایی که سر این زن آوردن بودن
باور کردنی نبودن

00:23:09.387 --> 00:23:11.989
این عمل کسی بود که میخواست
یک چیزی رو به من تذکر بده

00:23:12.757 --> 00:23:15.459
مقتول در خوابگاه با همسرش زندگی میکرد

00:23:15.559 --> 00:23:18.062
دفتر پلیس اون منطقه میگه که

00:23:18.129 --> 00:23:20.765
همسرش به پلیس گفته بود که
دیشب اون ناپدید شده

00:23:21.666 --> 00:23:25.770
آرلیس یک دختر به شدت مذهبی بود
و از شهر "بیسمارک" از ایالت داکوتای شمالی بود

00:23:26.837 --> 00:23:31.409
گویا اون رفته بود که کلیسا عبادت کنه

00:23:32.276 --> 00:23:35.313
و اونجا زندان و کشته میشه

00:23:36.314 --> 00:23:37.682
اون از پشت بهش حمله میکنه

00:23:38.683 --> 00:23:42.687
اون رو میکشه و از اونجا خارج میشه

00:23:42.753 --> 00:23:45.189
اون وقتی پیدا شد که یکی
از مامورین دانشگاه

00:23:45.289 --> 00:23:47.091
داشت درب اونجا رو بررسی میکرد

00:23:47.158 --> 00:23:50.461
وقتی که اون دو شمع رو بررسی کردن

00:23:50.594 --> 00:23:52.930
و اثر انگشت های اون رو دیدن

00:23:53.798 --> 00:23:56.934
خواستن اون رو با اثر انگشت مامور تطبیق بدن

00:23:57.001 --> 00:23:59.003
ماموری که اون رو پیدا کرده بود

00:23:59.503 --> 00:24:01.205
و شباهتی پیدا نشد

00:24:02.173 --> 00:24:04.041
برای همین ما دنبال افراد دیگه گشتیم

00:24:04.775 --> 00:24:06.010
و با هیچ کدوم شباهت نداشت

00:24:06.110 --> 00:24:10.114
پلیس امروز گفت که
هیچ کسی رو دستگیر و بازجویی نکردند

00:24:11.816 --> 00:24:15.786
همسر ، دوستان و خانواده او

00:24:15.886 --> 00:24:20.524
در کلیسا جمع شدند که
برای او مراسم یادبود برگزار کنند

00:24:20.624 --> 00:24:23.194
برای دختری که به شکل فجیهی کشته شد

00:24:23.728 --> 00:24:28.332
ما از تو تشکر میکنیم
برای اینکه مصیبت ها تمام شدند

00:24:28.899 --> 00:24:31.035
و مرگ اون فرارسید

00:24:33.471 --> 00:24:39.744
وقتی که اون جسد رو پیدا کرده بودن
رئیس کلیسا رو میارن

00:24:39.844 --> 00:24:41.679
بعد از اینکه اون صحنه رو میبینه

00:24:42.346 --> 00:24:46.917
میگه که
" این فقط کار یک شیطان میتونه باشه "

00:24:52.690 --> 00:24:56.761
اون شمع ها و لوازمی که اونجا پیدا کردن
میتونه نشانه برگزاری مراسم ای بوده باشه ؟

00:24:56.861 --> 00:25:00.231
والا دقیق الان نمیتونیم چیزی بگیم

00:25:00.264 --> 00:25:01.766
من نمیتونم به اون سوالتون پاسخی بدم

00:25:01.866 --> 00:25:06.003
یک روز موری تری بهم زنگ زد

00:25:06.837 --> 00:25:09.940
اون میخواست درباره ی نظریه ای که داشت
باهام صحبت کنه

00:25:11.108 --> 00:25:14.879
برکوویتز گفته بود که
آرلیس یکی از اهداف اون ها بوده

00:25:14.945 --> 00:25:17.415
اهداف یک فرقه در داکوتای شمالی

00:25:18.082 --> 00:25:21.252
که اون توی کالیفرنیای شمالی کشته میشه

00:25:23.254 --> 00:25:26.891
خیلی اتفاقات عجیبی داره توی داکوتا میوفته

00:25:27.892 --> 00:25:30.094
خصوصا کنار منطقه نظامی هوایی مینوت

00:25:33.264 --> 00:25:38.803
یک سری شایعه دربیسمارک بعد از فوت آرلیس شکل
گرفته بود

00:25:39.303 --> 00:25:43.274
گفته میشد که اونجا یک فرقه ای بوده

00:25:43.808 --> 00:25:47.411
اون با یکی از دوستاش اونجا میره که
اون ها رو به مسیحیت دعوت کنه

00:25:48.045 --> 00:25:51.148
گفته میشه که اون با کلیسا بوده

00:25:51.282 --> 00:25:53.818
و میخواسته این افراد رو ملاقات کنه
تا اون ها رو راهنمایی کنه

00:25:54.418 --> 00:25:58.823
و احتمالا اون چیزی رو دیده بوده که
اون نمیخواستن اون بدونه

00:25:59.290 --> 00:26:03.727
اما بدون اطلاعات دقیق میخوایم به کجا برسیم ؟

00:26:06.730 --> 00:26:11.569
سال 1981
من یک نامه از برکوویتز دریافت کردن

00:26:13.137 --> 00:26:16.841
که میگفت درباره ی افرادی که
با آرلیس دخیل بودن اطلاع داره

00:26:18.742 --> 00:26:23.147
برکوویتز گفته بود که اون به یک مراسمی
در محله کویینز رفته بود

00:26:24.148 --> 00:26:27.017
و یک فردی اونجا بوده که میگفته

00:26:27.785 --> 00:26:33.023
اون یا آرلیس رو کشته یا میدونسته

00:26:37.795 --> 00:26:39.864
پس برمیگردیم به نیویورک

00:26:45.169 --> 00:26:48.339
پلیس "سانتا کِلارا" از نامه برکوویتز
شگفت زده شدن

00:26:49.773 --> 00:26:53.177
و میخواستن که با اون مصاحبه کنن

00:26:53.277 --> 00:26:55.179
من ازشون التماس کردم که نکنن

00:26:56.046 --> 00:26:58.182
از تجربه ای که من با برکوویتز داشتم

00:26:58.282 --> 00:27:01.785
مشخص بود که اون قصد نداره رسما صحبت کنه

00:27:02.286 --> 00:27:05.823
از این میترسیدم که اون رو اونقدر تحت فشار
بذارن که اون کلا پا پس بکشه

00:27:07.358 --> 00:27:10.628
اما اونا به حرف من گوش ندادن

00:27:12.196 --> 00:27:15.499
برکوویتز اون زمان در زندان آتیکا بود

00:27:20.905 --> 00:27:23.374
ما بدون خبر اومدیم

00:27:23.507 --> 00:27:27.645
و نگهبان ما رو به اتاق بازجویی همراهی کرد

00:27:29.213 --> 00:27:32.016
ما فکر کردیم که شاید شما چیزی داشته باشین

00:27:32.082 --> 00:27:35.252
برای گفتن ، چیزی که بتونه ما رو
توی این پرونده کمک کنه

00:27:35.386 --> 00:27:38.022
ما تلفنی از موری تری دریافت کردیم

00:27:38.522 --> 00:27:41.525
اون فکر میکنه که این قضایا مربوط به
یک فرقه هستش

00:27:41.559 --> 00:27:43.260
من متخصص نیستم

00:27:44.228 --> 00:27:48.032
فرقه ی شیطان پرستی ؟
من دقیق نمیدونم اونا چطوری رفتار میکنن

00:27:48.098 --> 00:27:52.002
ما فکر میکردیم که اون کسی رو به ما معرفی میکنه

00:27:52.836 --> 00:27:56.240
بعد اون ناگهان گفت
" اگه من با شما بیشتر صحبت کنم "

00:27:57.107 --> 00:28:00.244
" اونا فکر میکنن که من یک خبر چین ام "

00:28:02.346 --> 00:28:06.450
به من گفته بودن که علیه جون اون
چند بار در زندان اقدام شده

00:28:06.550 --> 00:28:10.854
یکی گلوی اون رو پاره کرده بود
و یک جای زخم بزرگی هم به جا گذاشته بود

00:28:11.956 --> 00:28:17.461
بعد اون گفت
" اگه من اسم کسی رو بگم اونا پدر من رو میکشن "

00:28:18.062 --> 00:28:20.431
یکی از شما این رو تبدیل به خبر میکنه

00:28:20.464 --> 00:28:22.466
و اونا پدر من رو میکشن

00:28:23.367 --> 00:28:28.439
من این حس رو درک میکنم که تو نگران
پدرت هستی

00:28:29.206 --> 00:28:32.710
من میدونم که باید مراقب باشی
هیچ شکی توی این نیست

00:28:32.776 --> 00:28:34.211
ما داریم اطلاعات میگیریم

00:28:34.278 --> 00:28:38.282
و نمیدونیم که این اطلاعات درسته یا غلط

00:28:38.315 --> 00:28:40.985
برای اینکه کسی میخواد این ها رو تبدیل به داستان و خبر کنه

00:28:41.051 --> 00:28:45.589
آیا اطلاعاتی که موری تری داده درست بوده ؟

00:28:46.590 --> 00:28:50.461
من با موری تری ارتباطی نداشتم

00:28:51.161 --> 00:28:54.598
تا حالا اون رو از نزدیک ندیدم و بهش زنگ نزدم

00:28:55.065 --> 00:28:57.167
حتی یکبار هم با اون حرف نزدم

00:28:57.801 --> 00:28:59.737
من همکارم اون لحظه گفتیم

00:28:59.803 --> 00:29:02.473
" پس احتمالا اون اصلا چیزی نمیدونه "

00:29:02.606 --> 00:29:04.942
فقط داره مارو مسخره میکنه

00:29:05.743 --> 00:29:08.245
یه جورایی همه چی تموم شد

00:29:09.480 --> 00:29:11.248
یک هزینه سنگینی برای

00:29:11.315 --> 00:29:13.817
این کمک پسر سم باید پرداخت میشد

00:29:13.917 --> 00:29:16.820
همونطور که پلیس ها اونجا رو دست خالی ترک کردن

00:29:17.521 --> 00:29:19.657
" بهتون اخطار دادم دوستان "

00:29:19.757 --> 00:29:22.259
" برکوویتز درباره ی ترس اش گفت "

00:29:22.326 --> 00:29:24.194
" همون چیزی که ما بهتون گفتیم "

00:29:25.195 --> 00:29:27.765
این باعث شد که من دوباره سراغ سنتوچی برم

00:29:28.666 --> 00:29:32.936
کسی که برای باز کردن مجدد پرونده
کلی سختی کشیده بود

00:29:34.204 --> 00:29:37.941
من متوجه شدم که سنتوچی هم با برکوویتز ملاقات کرده بود

00:29:38.042 --> 00:29:41.278
اما پسر سم به اونا گفت که

00:29:41.345 --> 00:29:44.048
قصد همکاری باهاشون رو نداره

00:29:47.951 --> 00:29:51.855
موری میخواست دیوید رو ببینه
سعی میکرد با اون ملاقات داشته باشه

00:29:54.224 --> 00:29:57.127
اون به زندان رفت که ببینتش

00:29:58.128 --> 00:30:02.132
و دیوید نخواست که اون رو ببینه
و ما کلی راه رو الکی فقط رفتیم

00:30:03.534 --> 00:30:06.370
چند روز بعد یک نامه دریافت کردم

00:30:06.970 --> 00:30:11.375
" موری عزیز ازت التماس میکنم که از این پرونده دوری کن "

00:30:11.975 --> 00:30:14.978
" من نمیتونم جلو ات رو بگیرم که اطلاعاتت رو در اختیار عام قرار ندی "

00:30:15.079 --> 00:30:17.815
"هر کاری که میکنه به خودت مربوطه"

00:30:17.881 --> 00:30:19.683
" اما من در موقعیت بدی هستم "

00:30:19.817 --> 00:30:21.485
" من کبوتر نامه بر نیستم "

00:30:21.552 --> 00:30:24.154
"من باید ساکت بمونم چون این روش ماست "

00:30:24.254 --> 00:30:26.824
" روش و اصول زندانی های آتیکا "

00:30:27.991 --> 00:30:28.992
من کبود شدم

00:30:29.493 --> 00:30:32.096
از گوش نکردن مردم به حرف هام خسته شده بودم

00:30:32.162 --> 00:30:35.566
وقتی بهشون گفتم که
برکوویتز پا پس میکشه

00:30:36.567 --> 00:30:38.836
نه تنها اون درباره آرلیس پس نکشید

00:30:39.903 --> 00:30:42.439
بلکه از همه ی مواضعش بازگشت

00:30:46.009 --> 00:30:50.013
تمام زحمت هایی که کشیدم خراب شد

00:30:54.885 --> 00:30:58.856
دیگه هیچ ارتباطی بین اونا تو این برهه نبود

00:31:01.291 --> 00:31:03.026
موری خسته شده بود

00:31:03.861 --> 00:31:06.530
من یادمه که وقتی اون برکوویتز رو از دست داد

00:31:07.131 --> 00:31:09.867
داشت سعی میکرد ببینه حالا باید چیکار کنه

00:31:12.870 --> 00:31:15.139
اون اونقدر به داستان پسر سم مشغول بود

00:31:15.239 --> 00:31:17.665
که انگار هیچ چیز دیگه ای براش مهم نیست

00:31:17.766 --> 00:31:22.571
یه خانه ی دو طبقه با دو اتاق خواب

00:31:22.671 --> 00:31:26.608
من توی یک اتاق تمام صفحه های روزنامه هایی
که نوشته بودن "دستگیر شد " رو زده بودم

00:31:27.276 --> 00:31:29.278
و روزنامه هایی که "اون تنها نبوده " نوشته شده بودن

00:31:29.878 --> 00:31:32.014
با تمام اطلاعات دیگه ای اون داشت

00:31:32.047 --> 00:31:34.283
و این اتاق مهمون هامون بودن

00:31:37.019 --> 00:31:40.789
اون اینقدر وسواس سر این پرونده داشت

00:31:41.457 --> 00:31:43.192
که وقتی من پای تلوزیون بودن

00:31:43.225 --> 00:31:47.029
اون داشت با یه پلیس بازنشسته پشت تلفن
صحبت میکرد

00:31:47.062 --> 00:31:49.765
یا کسی که درباره ی پرونده چیزی میدونست

00:31:50.899 --> 00:31:55.304
اون همیشه دنبال یک نفر جدید برای اطلاعات تازه بود

00:31:59.608 --> 00:32:02.945
مدتی بعد من یک نامه از یک خبر چین داخل زندان دریافت کردم

00:32:04.646 --> 00:32:05.914
اونا ور "وینی " صدا میزدن

00:32:08.484 --> 00:32:10.953
اون یک سری از خبر هایی که چاپ کرده بودیم
رو دنبال میکرد

00:32:12.488 --> 00:32:16.091
اون با برکوویتز با هم توی یک زندان بودن

00:32:16.825 --> 00:32:18.260
وقتی نامه رو به موری دادم

00:32:19.128 --> 00:32:20.963
اون خیلی خوشحال شد

00:32:22.331 --> 00:32:26.135
وینی میگفت که اون اطلاعات کامل و زیادی
درباره ی فرقه ها داره

00:32:28.504 --> 00:32:31.940
من هیچ وقت اسم وینی رو نشنیده بودم
تا اینکه زاکِرمن اون نامه رو بهم داد

00:32:32.574 --> 00:32:35.644
توجه من از نزدیک بودن وینی به برکوویتز جلب شد

00:32:35.744 --> 00:32:38.347
اما اون نظر و دیدگاه خودش از فرقه بود

00:32:38.413 --> 00:32:40.082
که نظر من رو جلب کرد

00:32:40.949 --> 00:32:44.353
افراد داخل زندان تنها میشن و دوست دارن که
داستان خودشون رو برای بقیه تعریف کنن

00:32:45.254 --> 00:32:48.824
وینی گفته بود که چیزایی رو از برکوویتز داخل زندان یادگرفته

00:32:50.125 --> 00:32:52.828
اون متوجه شده بود که فرقه چطوری کنترل و اداره میشه

00:32:52.861 --> 00:32:54.863
چه کسی مراقب بوده و چه کسی تیر میزده

00:32:56.098 --> 00:32:59.468
وینی فعالیت های فرقه رو توصیف میکنه که شامل

00:32:59.535 --> 00:33:00.469
مواد مخدر و تصاویر مستحجن بوده

00:33:01.470 --> 00:33:03.705
اما یک چیز خیلی بدتر هم اینجا بود

00:33:05.007 --> 00:33:09.545
قتل اِستیسی موسکوویتز فقط از روی یک تصادف نبوده

00:33:10.879 --> 00:33:12.447
اون یک هدف تاریک تر داشته

00:33:15.117 --> 00:33:18.287
قتل موسکوویتز رو فیلم برداری کرده بودن

00:33:19.688 --> 00:33:22.291
و تمام برنامه قتل برنامه ریزی شده بود

00:33:22.791 --> 00:33:23.725
یک فیلم

00:33:24.693 --> 00:33:27.696
که قرار بود به بهای سنگینی فروخته شه

00:33:29.464 --> 00:33:30.866
طبق نامه وینی

00:33:30.999 --> 00:33:34.570
یک سری از تیر انداز ها رو تحت اسم های مستعار نام میبره

00:33:34.636 --> 00:33:37.406
حتی اون کسی رو که فیلم برداری میکنه رو
هم نام میبره

00:33:37.472 --> 00:33:39.708
فردی به نام ران سیسمان

00:33:55.883 --> 00:33:57.050
و "ران " هم کوکایین داشت

00:33:58.652 --> 00:34:03.223
ران در منهتن زندگی میکرد

00:34:04.191 --> 00:34:08.528
همه اون تحت عنوان سوء استفاده گر میشناختن

00:34:11.381 --> 00:34:14.885
شب هالووین
ران و الیزابت

00:34:14.952 --> 00:34:18.755
یکی از دانچشو های دانشگاه ماساچوست
با هم به شام میرن

00:34:18.822 --> 00:34:20.457
یک رستوران خوب در خیابان نهم

00:34:22.125 --> 00:34:25.662
اونا بعد رستوران برمیگردن به خونه

00:34:26.396 --> 00:34:30.133
از پله ها میرن بالا و
یکی پشتشون ظاهر میشه و بهشون شلیک میکنه

00:34:31.969 --> 00:34:35.472
هر دوشون با اصابت گلوله به سر میمیرن

00:34:36.073 --> 00:34:38.675
و روی صورت تو خونه هاشون افتادن

00:34:39.610 --> 00:34:43.847
خونه کاملا به هم ریخته بود

00:34:44.414 --> 00:34:47.084
انگار که کسی دنبال چیزی بوده

00:34:49.152 --> 00:34:51.755
پلیس میاد که روی پرونده تحقیق کنه

00:34:52.422 --> 00:34:55.092
اما پرونده از اون موقع باز مونده

00:34:57.160 --> 00:34:59.196
داخل نامه وینی دقیق گفته بود که

00:34:59.296 --> 00:35:03.634
سیسمان مرد خیلی صمیمی ای بود
ولی برای گرفتن ویدیو مثل دیوانه ها بود

00:35:04.701 --> 00:35:08.705
فردی که در یک بنای عظیم الجسته در لانگ آینلد زندگی میکرد

00:35:09.306 --> 00:35:12.476
که در نامه با "آر آر " معرفی شده

00:35:15.779 --> 00:35:20.951
من مدتی توی اون منطقه ساخت و ساز میکردم

00:35:21.885 --> 00:35:24.021
و مردم اونجا رو میشناختم

00:35:26.890 --> 00:35:28.659
موری و من گفتیم

00:35:28.725 --> 00:35:31.328
لانگ آیلند ؟ آر آر ؟

00:35:31.461 --> 00:35:35.465
و این لحظه بود که همدیگه رو نگاه کردیم و گفتیم
روی رادین

00:35:38.902 --> 00:35:41.638
روی رادین میلیونر زندگی بسیار مجللی دارد

00:35:41.738 --> 00:35:45.142
عمارت ، راننده ، ماشین ، پول

00:35:45.208 --> 00:35:48.745
یک مرد 6 فوتی 150 کیلویی

00:35:48.845 --> 00:35:52.816
که معروف به بدکاری در عمارت 72 اتاقیش هستش

00:35:53.750 --> 00:35:57.387
روی رادین همیشه تو خونش در حال مهمونی
گرفتن بود

00:35:58.088 --> 00:36:03.260
که معروف بود به فردی که همش توی خونش
کوکایین هست

00:36:06.563 --> 00:36:11.234
یکی از اتاقا های این خونه اندازه نصف یه زمین
بسکتبال بود

00:36:11.868 --> 00:36:15.238
و کل اتاق مثل تخت خواب بود

00:36:15.372 --> 00:36:16.773
تخت خواب چرمی

00:36:16.840 --> 00:36:18.942
و همه جاش پر از بالشت بود

00:36:19.009 --> 00:36:22.579
از این اتاق هیچ استفاده دیگری نمیشد

00:36:22.679 --> 00:36:25.582
یک مهمانی شبانه در یک عمارت بزرگ

00:36:25.682 --> 00:36:26.950
که تبدیل به شبی وحشتناک میشه

00:36:27.084 --> 00:36:29.953
طبق گفته مادرملونی هِلّر بازیگر تلوزیون

00:36:30.087 --> 00:36:33.590
دختر اون مورد تعرض قرار میگیره
وقتی که از شرکت در یک فیلم خودداری میکنه

00:36:33.690 --> 00:36:37.394
ملونی توسط دو زن و دو مرد مورد ضرب و شتم قرار میگیرن

00:36:37.527 --> 00:36:39.028
و توسط روی مورد تعرض قرار میگیره

00:36:44.134 --> 00:36:49.773
وینی میگفت که روی یک فرد خیلی محترم و متشخص بود

00:36:49.873 --> 00:36:52.309
و نقش مهمی در فرق داشت

00:36:53.243 --> 00:36:55.479
موری خیلی هیجان زده بود

00:36:56.146 --> 00:36:58.782
اون میگفت که این بهترین خبر توی کریسمسه

00:36:58.882 --> 00:37:02.452
این آخرین ورق داستانه
این میتونه همه چی رو عوض کنه

00:37:03.620 --> 00:37:05.155
و همشون کنار هم معنی پیدا میکنن

00:37:10.160 --> 00:37:12.062
اما من یک حرفش رو هم باور نمیکردن

00:37:13.163 --> 00:37:15.165
تجربه ی من با افراد زندانی اینطور بود که

00:37:15.265 --> 00:37:18.668
اونا به ندرت اطلاعاتی میدن که بدرد بخوره

00:37:20.337 --> 00:37:22.773
بخاطر همین من از قضیه کشیدم کنار

00:37:24.074 --> 00:37:26.476
زاکرمن نمیتونست ارتباط رو ببینه
اما من این توانایی رو داشتم

00:37:27.077 --> 00:37:30.781
قتل سیسمان در هالووین
ویدیو مالونی هالر

00:37:30.814 --> 00:37:33.650
مواد مخدر ، فسار ، هرج و مرج

00:37:35.919 --> 00:37:41.792
موری فکر میکرد که روی رهبر فرقه نیویورک باید باشه

00:37:43.360 --> 00:37:46.096
و یک روز اون رو

00:37:46.196 --> 00:37:48.665
با کله ی باز ( مرده ) پیدا کردن

00:37:50.700 --> 00:37:53.003
جسد میلیونر ، روی رادین پیدا میشه

00:37:53.103 --> 00:37:55.605
جسد اون رو در دره های کالیفرنیا انداخته بودند

00:37:55.672 --> 00:37:58.108
به پشت سرش شلیک میکنن

00:37:58.809 --> 00:38:03.013
هر سر نخی منجر به یک بن بست دیگه میشد

00:38:03.113 --> 00:38:04.614
و منتهی به یک جسد دیگه

00:38:05.615 --> 00:38:07.451
اول جان کار در مینوت

00:38:07.517 --> 00:38:12.122
بعدش مایکل برادرش
حالا هم روی رادین

00:38:12.689 --> 00:38:14.991
یک چیز عجیبی در جریان بود

00:38:15.725 --> 00:38:20.630
یک فرد یا افرادی انگار همیشه یک قدم
از من جلو تر بودن

00:38:21.698 --> 00:38:23.733
بلافاصله من برنامه های سفرمون رو عقب انداختم

00:38:23.834 --> 00:38:27.304
و دو تا بلیط به سمت کالیفرنیا گرفتم

00:38:34.544 --> 00:38:37.747
موری میخواست که با پلیس های اونجا صحبت کنه

00:38:39.349 --> 00:38:41.485
واسه همین رفتیم پیش پلیس

00:38:42.652 --> 00:38:45.655
طبق کفته کاراگاه ها
روی رادین

00:38:45.722 --> 00:38:49.192
میخوست یک فیلم گانکستری به نام
باشگاه پنبه درست کنه

00:38:49.259 --> 00:38:53.029
آقای رادین مسئولیت تدوین گری

00:38:53.163 --> 00:38:55.198
فیلم باشگاه پنبه رو به عهده گرفت

00:38:56.366 --> 00:38:59.569
من به پلیس لوس آنجلس مدارکی که داشتم
ارائه کردم

00:38:59.669 --> 00:39:01.605
بهشون تمام چیزهایی که کشف کرده بودم
رو نشون دادم

00:39:01.738 --> 00:39:05.509
من میدونستم که چیزی های بیشتری درباره
مرگ اون باید وجود داشته باشه

00:39:05.575 --> 00:39:07.878
و همه ی اون سرنخ ها یه جایی اون بیرون بودن

00:39:08.345 --> 00:39:10.580
پلیس حرفمون رو باور کرد

00:39:10.680 --> 00:39:12.082
گفتن
"باشه "

00:39:12.883 --> 00:39:15.585
و روی یک ورق کاغذ

00:39:15.619 --> 00:39:19.089
مکان جایی که جسد رو پیدا کرده بودن
رو نشون دادن

00:39:21.892 --> 00:39:23.760
ما رفتیم به محل حادثه

00:39:26.029 --> 00:39:28.064
اونجا یه دره ی خیلی بزرگ بود

00:39:29.032 --> 00:39:30.600
و یک درخت بزرگ اونجا بود

00:39:31.902 --> 00:39:35.071
و نگاه کردم و محل قتل روی رو دیدم

00:39:38.041 --> 00:39:41.778
جسد اون به مدت یک ماه روی خاک داشت آفتاب میخورد

00:39:41.811 --> 00:39:44.381
بوی خیلی بدی داشت

00:39:45.215 --> 00:39:48.785
موری از اون درخت میره بالا

00:39:49.653 --> 00:39:51.621
داد میزنه

00:39:52.789 --> 00:39:54.925
جی ، بیا اینجا

00:39:55.625 --> 00:39:57.827
و میگه
" باورت نمیشه چی پیدا کردم "

00:39:58.562 --> 00:40:00.797
...با خودش یک انجیل میاره پایین

00:40:02.732 --> 00:40:07.137
یک کتاب انجیل با فاصله کمتر از 7 متر از جسد

00:40:08.405 --> 00:40:10.440
و قسمتی از کتاب باز بود که نوشته بود

00:40:10.507 --> 00:40:13.810
" بیایید بنوشیم که فردا خواهیم مرد "

00:40:14.444 --> 00:40:16.947
من روی مفهمون اون صفحه داشتم تفکر میکردم

00:40:17.681 --> 00:40:19.349
و با خودم میگفتم که

00:40:19.416 --> 00:40:22.819
چرا همچین چیزی باید کنار یک جسد باشه ؟

00:40:23.353 --> 00:40:25.155
شصت مایل وسط کویر

00:40:25.255 --> 00:40:28.258
وسط ناکجا آباد

00:40:28.291 --> 00:40:32.963
اون فکر میکرد که اون کتاب
یعنی اینکه روی داخل فرقه بوده

00:40:34.264 --> 00:40:36.666
و اون میخواست که حقیقت رو نمایی بشه

00:40:38.468 --> 00:40:40.270
و این ماموریت اون بود

00:40:40.303 --> 00:40:42.305
[hopeful music playing]

00:40:49.479 --> 00:40:52.782
از اول به بیانه های برکوویتز شک داشتم

00:40:52.849 --> 00:40:54.150
از اینکه اون تنها نقش داشته باشه

00:40:55.485 --> 00:40:58.688
و این شک ها من رو به مسیری وا داشت

00:41:01.458 --> 00:41:03.727
مسیری که به خرابه های نیویورک

00:41:04.995 --> 00:41:07.297
و زمین های برفی مینوت

00:41:08.632 --> 00:41:11.301
و کلیسای های استنفورد

00:41:12.002 --> 00:41:14.571
و عمارت های لانگ آیلند کشوند

00:41:16.172 --> 00:41:19.009
تا اینکه حقیقت وحشتناک رو پیدا کنم

00:41:19.576 --> 00:41:24.581
پشت پرده قتل های سم
زنجیر ای از قتل ها و جرایم بود

00:41:24.714 --> 00:41:27.517
که از مانسون و برکوویتز

00:41:27.584 --> 00:41:28.818
هم رد شدن

00:41:30.520 --> 00:41:34.324
دوره ای وحشتناک که اون به 13 نفر شلیک کرد
و 6 نفر را کشت

00:41:34.424 --> 00:41:38.061
هفت نفر در هالیوود کشته شدند

00:41:38.161 --> 00:41:40.230
انگار که من توسط چیزی تسخیر شده باشم

00:41:40.330 --> 00:41:42.332
اونا مراسم های خاصی اجرا میکردن

00:41:42.432 --> 00:41:44.601
اون رو خفه کردن و چاقو رو در سرش
فرو بردن

00:41:44.734 --> 00:41:47.604
و الان زمان این رسیده بود که دنیا
حقیقت رو بدونه

00:42:01.618 --> 00:42:04.754
کتاب ژانویه 87 چاپ میشه

00:42:05.755 --> 00:42:08.058
کتاب خیلی خیلی گیرا بود

00:42:08.758 --> 00:42:10.627
در کتابش به نام نهایت شرارت

00:42:10.760 --> 00:42:12.629
خبرنگاه موری تری

00:42:12.762 --> 00:42:14.931
مدارکی رو مبنی بر کارهای برکوویتز رو میکنه که

00:42:14.964 --> 00:42:16.633
ثابت میکنه که اون عضو گروهی شیطانی بوده

00:42:16.700 --> 00:42:19.869
وقتی که شنیدم موری از این مدارک کتابی نوشته

00:42:19.936 --> 00:42:22.272
!گفتم وای موری

00:42:22.372 --> 00:42:23.773
من خیلی براش خوشحال بودم

00:42:23.873 --> 00:42:27.477
بعد از ده سال تحقیق موری تری در کتاب جدیدش مینوسه که

00:42:27.544 --> 00:42:29.779
برکوویتز تمام اتفاقات فرقه رو به عهده میگیره

00:42:29.813 --> 00:42:31.548
کتاب خودش خوب فروش میره

00:42:32.248 --> 00:42:35.819
وقتی که سر صحبت ها اومد و مردم کتاب رو خوندن

00:42:35.952 --> 00:42:37.387
همه گفتن که فوق العادست

00:42:38.088 --> 00:42:41.491
بعضی ها هم بودن که با نظرات موری مخالف بودن

00:42:41.591 --> 00:42:42.992
و یه سری از اونا رو به چالش میکشیدن

00:42:43.093 --> 00:42:45.829
اما در هر حال کتاب خیلی موفق رشد کرد

00:42:46.730 --> 00:42:49.499
استیسی موسکوویتز آخرین قربانی پسر سم بود

00:42:49.566 --> 00:42:53.103
و مادرش باور داره که برکوویتز قاتل این پرونده نبوده

00:42:53.236 --> 00:42:57.006
موری تری از من بهتر میدونه -
درباره ی نویسنده کتاب میگین ؟-

00:42:57.107 --> 00:42:58.274
بله ، کتاب نهایت شرارت

00:42:58.842 --> 00:43:00.110
اما من باورش دارم

00:43:00.243 --> 00:43:05.415
منظورم اینه که هیچ کس نمیتونه من رو
متقاعد کنه که برکوویتز استیسی رو کشته

00:43:05.515 --> 00:43:06.416
چرا ؟

00:43:07.016 --> 00:43:09.319
برای اینکه از لحاظ عملی این کار غیر ممکن بود

00:43:09.986 --> 00:43:12.756
شما باید کتاب رو بخونید که منظورم رو
متوجه شید

00:43:12.822 --> 00:43:15.425
وقتی که اونا اون کتاب رو خوندن

00:43:15.525 --> 00:43:19.996
مرد میومدن سراغ موری و بهش اطلاعات جدید میدادن

00:43:20.130 --> 00:43:22.532
میگفتن مثلا
" این فلان چیز رو باید بشنوی "

00:43:26.136 --> 00:43:29.839
موری تری اون زمان تبدیل به مدیر پرونده پسر سم شده بود

00:43:30.840 --> 00:43:32.842
و مردم به حرف وا میداشت

00:43:32.942 --> 00:43:35.044
اون به تلوزیون میرفت و

00:43:35.145 --> 00:43:39.482
آیا شما میگین که بین این قتل هایی که اتفاق افتاده

00:43:39.549 --> 00:43:42.018
در سطح کشور یک ارتباطی وجود داشته ؟

00:43:42.152 --> 00:43:44.654
بله ، این شبکه ای از اتفاقات هست که
از نظر من وجود داشته

00:43:44.721 --> 00:43:46.623
و هیچ شکی در وجود این شبکه نیست

00:43:46.723 --> 00:43:48.458
بریم چند تا پیام ببینیم و باز برمیگردیم -

00:43:49.492 --> 00:43:52.028
اون برای خودش یه مقدار شهرت پیدا کرده بود

00:43:52.962 --> 00:43:56.032
اما براش کافی نبود
اون دنبال توجه بیشتر بود

00:43:56.566 --> 00:43:58.735
من فکر میکنم که اون میخواست قسمتی از داستان باشه

00:43:58.868 --> 00:44:00.870
و یک داستان بزرگ از این قضایا درست کنه

00:44:00.970 --> 00:44:03.740
شیطان پرستی ، خون خواری ، فرقه

00:44:03.873 --> 00:44:04.974
با توجه به مدارک

00:44:05.041 --> 00:44:08.044
یکی سری از فجیح ترین جرایم تاریخ آمریکا

00:44:08.178 --> 00:44:09.746
به این موضوعات مرتبط هستش

00:44:09.813 --> 00:44:13.316
و سوالات بی جوابی درباره ی این وجود داره

00:44:13.383 --> 00:44:16.186
اتفاقات بی پاسخ از قتل ها و شکنجه ها

00:44:16.219 --> 00:44:21.191
تخمین زده میشه که حدود 2000 فرقه این چنینی در آمریکا موجود باشه

00:44:21.324 --> 00:44:23.693
که شاید حدود دو میلیون نفر باشن

00:44:23.760 --> 00:44:26.696
که عضو همچین فرقه هایی باشن

00:44:26.763 --> 00:44:28.698
جنیفر مک لوگان امشب بهمون میگه که

00:44:28.765 --> 00:44:31.201
مردم از این شیطان پرست ها بیزارن

00:44:31.234 --> 00:44:33.369
که سراغ بچه اونا بیاد

00:44:33.503 --> 00:44:35.170
ترسناک ترین حقیقتی که این روز ها میشه گفت
اینه که

00:44:35.313 --> 00:44:38.449
وکلا ، سیاست مدار ها ، پلیس ها

00:44:39.050 --> 00:44:41.052
اون زمان در ده ی 80

00:44:41.085 --> 00:44:45.790
یک جنگ روانی و یک تشنجی درباره ی شیطان پرستی بود

00:44:46.891 --> 00:44:48.660
یک افسر شیکاگویی بهمون گفت که

00:44:48.760 --> 00:44:52.353
کار های شیطان پرست ها در مقابل کار های
گانگستر ها مثل بچه بازی میمونه

00:44:53.039 --> 00:44:55.642
یک پسر خیلی خوب از یک خانواده متشخص

00:44:55.708 --> 00:44:59.646
چه چیزی باعث شد که اون همچین کاری کنه ؟

00:44:59.712 --> 00:45:03.550
کاش میتونستیم این رو بگیم
تنها چیزی که میشه گفت اینه که

00:45:03.650 --> 00:45:07.554
تو حول و حوش نوامبر تامی عضو یک
گروه شیطانی میشه

00:45:08.855 --> 00:45:11.024
فکر کنم شیطان همیشه بزرگ بود

00:45:11.157 --> 00:45:12.559
متوجه این ؟

00:45:13.726 --> 00:45:16.920
نه تنها توی رسانه کم نبود

00:45:17.005 --> 00:45:20.208
فرق های شیطانی و کودکان آمریکا موضوع های امروز ما هستند

00:45:20.341 --> 00:45:22.911
ما امروز در خدمت کاراگاه
جکسون هستیم

00:45:23.011 --> 00:45:24.913
ایشون متخصص جرایم فرقه ای هستن

00:45:24.946 --> 00:45:28.116
و در کنار ایشون موری تری
نویسنده کتاب نهایت شرارت

00:45:28.216 --> 00:45:32.921
که هر دو درباره ی فرق ها و ارتباط اونا تحقیق کردن

00:45:33.521 --> 00:45:36.925
موری با جرالدو ریوِرا هم مسیر میشه

00:45:37.025 --> 00:45:38.793
کسی که یک برنامه تلوزیونی معروف داشت

00:45:38.927 --> 00:45:41.563
و البته که اون هم دنبال یک داستان داغه

00:45:41.629 --> 00:45:43.231
فرق های شیطانی

00:45:43.264 --> 00:45:46.234
هر ساعت و هر روز تعداد اون ها بیشتر میشه

00:45:46.367 --> 00:45:47.268
...امروز شما شاهد

00:45:47.368 --> 00:45:50.805
من فکر کنم که جرالدو این داستان رو خیلی دوست داشت

00:45:50.872 --> 00:45:52.574
چونکه جذاب بود

00:45:52.640 --> 00:45:54.576
موری نزدیک به این شد که داستانش همه جا پخش شه

00:45:54.642 --> 00:45:56.377
موری به نظر تو اینا درسته نه ؟

00:45:56.444 --> 00:45:57.545
بله جرالدو این رو باورد دارم

00:45:57.579 --> 00:46:02.650
من 10 ساله که درگیر پرونده پسر سم هستم

00:46:02.717 --> 00:46:03.818
همه ی مدارک اینجاست

00:46:03.952 --> 00:46:05.887
حقیقت داستان اینه که

00:46:05.954 --> 00:46:08.823
یک فرقه ی شیطانی در قتل های پسر سم دخیل بود

00:46:08.890 --> 00:46:12.961
فرق ای که به نام پسران سم معروف بودن

00:46:13.061 --> 00:46:14.829
و اگه بخوام بهتون بگم ، بله همش واقعیه

00:46:14.896 --> 00:46:18.466
ما امشب درباره ی حقایق و خطراب فرق های شیطانی باهاتون هستیم

00:46:18.566 --> 00:46:19.968
در برنامه
" مردم صحبت میکنند "

00:46:20.068 --> 00:46:22.003
سه مهمان داریم

00:46:22.136 --> 00:46:24.305
موری تری خبرنگار

00:46:24.405 --> 00:46:27.141
که نویسنده کتاب نهایت شرارت هستش

00:46:27.175 --> 00:46:31.846
خیلی احساس برانگیز بود
این رو موری اول ها نمیدونست

00:46:31.913 --> 00:46:36.851
و هِرمن اِسلاتر یک جادوگر هستش

00:46:36.918 --> 00:46:39.420
که یک مغازه اسرار آمیز توی نیویورک داره

00:46:39.487 --> 00:46:42.590
آقای اسلاتر شما ادعا میکنین که جادوگر هستین ؟

00:46:42.690 --> 00:46:44.993
بله -
جادوگر ؟ -

00:46:47.195 --> 00:46:51.799
خیلی از شبکه هایی که میرفت موری رو بد جلوه میکردن

00:46:51.866 --> 00:46:53.935
...میخوام که بلند شم و

00:46:54.002 --> 00:46:55.637
فروختن کتب یک چیزه

00:46:56.170 --> 00:47:01.042
اما اعتبار شما به عنوان یک فرد متخصص یک چیز دیگه

00:47:03.344 --> 00:47:06.314
یک وحشت از گروه های شیطانی سرتا سر کشور بود

00:47:06.447 --> 00:47:09.317
شیطان پرستی توی آمریکا و کانادا

00:47:09.450 --> 00:47:10.652
و در هر مدرسه ای شایع شده بود

00:47:10.718 --> 00:47:13.888
بین هر ده نفر حداقل یک بچه ای هست که
عضو همچین گروه هایی هست

00:47:13.955 --> 00:47:15.957
بازی هایی مثل "دی اند دی "که

00:47:16.024 --> 00:47:20.228
که مراسم ها رو توی بازی به بچه ها یاد میده

00:47:20.328 --> 00:47:22.196
این یک عروسک شیطانیه ؟

00:47:22.230 --> 00:47:24.632
بله ازش در مراسم ها استفاده میشه

00:47:24.732 --> 00:47:29.070
وقتی که با کارتون نگاه میکنیم میبینیم که پدر اِسمُرف داره یک
ستاره پنچ پر میکشه

00:47:29.203 --> 00:47:31.339
یک ستاره پنج پر روی زمین

00:47:31.472 --> 00:47:34.742
هر راس ستاره یک شمع هست
و داخلش میرقصن

00:47:34.809 --> 00:47:36.544
از کنترل خارج شده بود

00:47:36.644 --> 00:47:41.215
و متاسفانه میتونم بگم که کتاب
موری تری اونجا جاش رو پیدا کرده بود

00:47:41.349 --> 00:47:42.984
به شیطان پرستی اعتقاد دارین ؟

00:47:43.751 --> 00:47:46.854
شیطان پرستی به عنوان یک فرقه ، بله
هیچ شکی درش نیست

00:47:46.921 --> 00:47:50.658
من 10 سال تلاش کردم که حقیقت رو به مردم برسونم

00:47:51.492 --> 00:47:55.363
چه از طریق برنامه های تلوزیونی چه روزنامه

00:47:55.496 --> 00:48:00.668
و الان این فرصت رو داشتم که بیننده های بیشتری رو جلب کنم

00:48:00.702 --> 00:48:03.371
چه باور داشته باشیم چه نه
به نظرم غیر منطقیه

00:48:03.504 --> 00:48:07.241
به نظرم اگه نمیتونیم جن گیری انجام بدیم

00:48:07.375 --> 00:48:10.878
بیاد شیطان رو بکشیم و خونه اش رو
که بدن اون فرد میشه رو نابود کنیم

00:48:10.945 --> 00:48:12.380
دوباره خدمتتون برمیگردیم

00:48:13.681 --> 00:48:15.283
علی رغم تمام تلاش های من

00:48:15.383 --> 00:48:19.387
داستان من دوباره با ترس مردم مورد هجو و تغییر قرار گرفت

00:48:21.255 --> 00:48:24.425
با اینکه خیلی از سوال ها بدون جواب مونده بود

00:48:24.525 --> 00:48:27.795
حداقل این رو میدونستم که داستان
من واقعیه

00:48:29.430 --> 00:48:30.798
یا اینکه فکر میکردم

00:48:34.869 --> 00:48:36.270
چهار نفر دستیگر شدند

00:48:36.404 --> 00:48:39.741
برای قتل روی رادین در سال 1983

00:48:40.274 --> 00:48:45.046
انگیزه قتل به خاطر فیلم بود نه یک فرد یا فرقه

00:48:45.113 --> 00:48:49.717
محقق ها میگن که اون به خاطر یک فیلم
دست انداخته شده بود

00:48:49.817 --> 00:48:53.154
یک قراردادی که 35 میلیون دلار
برای اون آب میخورد

00:48:53.287 --> 00:48:56.290
یک قرار دادی که قرار بود اون رو تبدیل
به یک تهیه کننده هالیوودی کنه

00:48:57.592 --> 00:49:00.728
اونا گفتن همش درباره ی فیلم باشگاه پنبه بود

00:49:01.295 --> 00:49:03.464
و مواد مخدر در این موضوع دخیل بود

00:49:04.065 --> 00:49:06.567
و ربطی به فرق های شیطانی نداشت

00:49:06.601 --> 00:49:12.306
و فقط نتیجه یک قرار داد نا به جا بود

00:49:13.841 --> 00:49:17.311
و در آخر قرار داد نبود که منجر به
مرگ رادین شد

00:49:17.445 --> 00:49:18.946
بلکه طمع و کوکایین این امر بود

00:49:19.947 --> 00:49:23.751
در حالی که من نمیخواستم قبول کنم که
قتل روی به فرقه مربوط نبوده

00:49:24.452 --> 00:49:26.320
همون موقع ضربه بهم خورده شده بود

00:49:29.357 --> 00:49:30.858
موری ویران شده بود

00:49:32.860 --> 00:49:37.165
اون اینقدر سر این پرونده وسواس داشت

00:49:39.333 --> 00:49:41.469
که ما تازه ازدواج کرده بودیم

00:49:43.171 --> 00:49:44.205
...اما این زیاد به طول نیانجامید

00:49:45.473 --> 00:49:46.340
ازدواجمون

00:49:48.042 --> 00:49:52.346
اصلا کلا هیچ ارتباطی بین ما نبود
اون کلا همش پای تلفن بود

00:49:54.048 --> 00:49:56.784
ما ازدواج کردیم چون که موری به
هیچی یا همه چی اعتقاد داشت

00:49:56.884 --> 00:49:58.486
اون نمیخواست فقط با من دوست باشه

00:49:58.986 --> 00:50:01.622
و ما هم همین بود
مثل دوست های خیلی خوب

00:50:02.490 --> 00:50:03.891
اما همه اشتباه میکنن

00:50:06.227 --> 00:50:09.197
ما طلاق گرفتیم اما

00:50:09.230 --> 00:50:11.966
من دوسش داشتم و هر چی که میگفت رو باور داشتم

00:50:14.669 --> 00:50:18.206
به نظرم موری اون زمان هنوز راضی نبود

00:50:19.907 --> 00:50:22.376
اون خوشحال نبود ، میخواست این فضیه رو تموم کنه

00:50:25.379 --> 00:50:27.014
اما آسون نبود

00:50:27.815 --> 00:50:29.250
برای اینکه هیچکی گوش نمیکرد

00:50:32.253 --> 00:50:35.823
کتابی که موری نوشته
همش چرت و پرته

00:50:35.923 --> 00:50:39.026
که بر اساس تئوری توطعست

00:50:39.093 --> 00:50:41.996
درباره ی چیزهایی که مردم توی ذهن خودشون
درست میکنن

00:50:42.096 --> 00:50:45.533
فرق ، وجود افراد دیگه در تیر اندازی

00:50:45.566 --> 00:50:49.170
همه ی اتفاق ها توشون
تئوری توطعه دخیل بودن

00:50:51.038 --> 00:50:56.043
اون رو مجنون صدا میکردن
و این اون رو اذیت میکرد

00:50:56.110 --> 00:50:59.881
برای اینکه کسی از اون همایت نمیکرد
اون میخواست به راهش ادامه بده

00:50:59.947 --> 00:51:02.116
بر چه اساسی باور داری که یک فرق شیطانی

00:51:02.183 --> 00:51:03.951
اینجا خاطرات اون نوشته شده

00:51:04.018 --> 00:51:07.121
من از لحاظ کاری و شخصی به بن بست رسیده بودم

00:51:07.688 --> 00:51:10.558
من نمیتونستم باور کنم که چرا این همه
آدم نمیتونن چیزهایی که پیدا کردم رو

00:51:10.691 --> 00:51:12.126
متوجه نشن

00:51:12.593 --> 00:51:15.129
چرا نمیتونن اون چیزهایی که پیدا کردم رو ببینن

00:51:16.464 --> 00:51:19.300
اولین نامه ای که برکوویتز برام نوشته بود رو آوردم

00:51:19.433 --> 00:51:20.902
و بهش ذل زدم

00:51:22.870 --> 00:51:26.140
" موری مردم هیچ وقت حرف هات رو باور نخواهند کرد "

00:51:26.207 --> 00:51:29.210
" با اینکه هر چه قدر هم مدرک داشته باشی "

00:51:31.479 --> 00:51:33.981
نه تنها این فرد دیوانه درست میگفت

00:51:36.150 --> 00:51:37.151
بلکه تمام این مدت

00:51:38.886 --> 00:51:39.887
این رو میدونست

00:51:53.167 --> 00:51:56.470
با توجه به تجربه ی شخصی من با پلیس نیویورک

00:51:56.504 --> 00:52:00.107
من با مورد های مختلفی از فرق ها و شیطان پرستی ها برخورد داشتم

00:52:01.242 --> 00:52:06.180
و در این پروسه رابطه ی خوبی با برکوویتز برقرار کردم

00:52:07.615 --> 00:52:09.917
برکوویتز به مسیحیت روی آورد

00:52:10.017 --> 00:52:12.620
و این رابطه ما بود

00:52:13.521 --> 00:52:15.489
من زندان به سراغش رفتم

00:52:15.523 --> 00:52:17.024
و با هم دوست شدیم

00:52:17.124 --> 00:52:19.660
و درباره ی موضوعات مختلف دینی صحبت میکردیم

00:52:21.362 --> 00:52:23.197
و من این رو خیلی در خفا نگه میداشتم

00:52:24.932 --> 00:52:26.834
و یکی از دوستام رو به یاد دارم که

00:52:26.934 --> 00:52:30.338
درباره ی کتاب موری تری بهم گفت

00:52:30.438 --> 00:52:32.807
من همون هفته این کتاب رو خریدم

00:52:33.541 --> 00:52:34.942
خیلی هیجان زده شدم

00:52:35.776 --> 00:52:39.847
من به موری زنگ زدم و حدود 15 دقیقه با هم صحبت کردیم

00:52:39.947 --> 00:52:42.650
من بهش گفتم که با پلیس نیویورک چه کاری انجام میدم

00:52:43.384 --> 00:52:45.853
گفتم
" موری بنظرت با کی امشب شام خوردم ؟ "

00:52:46.387 --> 00:52:48.990
گفت کی ؟
گفتم برکوویتز

00:52:49.523 --> 00:52:51.959
و اون ساکت موند

00:52:52.526 --> 00:52:53.794
نمیتونست باور کنه

00:52:55.529 --> 00:52:59.066
گفتش بهم
" بنظرت دیووید حاظره باهام مصاحبه کنه ؟ "

00:52:59.567 --> 00:53:01.068
گفتش
" آره براش یه نامه بنویس "

00:53:05.006 --> 00:53:06.974
یک روز موری بهم زنگ زد

00:53:08.075 --> 00:53:13.180
گفتش
" من یه راهی به دیوید پیدا کردم "

00:53:13.814 --> 00:53:15.149
" خیلی خب بقیش رو بگو "

00:53:17.084 --> 00:53:21.389
گفتش که برکوویتز از لحاظ روحی کاملا عوض شده

00:53:21.422 --> 00:53:24.025
به مسیحیت روی آورده
و نور رو پیدا کرده

00:53:24.091 --> 00:53:27.695
و خیلی انگیزه دارم که این رو دنبال کنیم

00:53:27.828 --> 00:53:32.833
تا ببینیم که میتونیم با اون یه مصاحبه داشته باشیم ؟

00:53:34.835 --> 00:53:36.103
ما یک ملاقات رو برنامه ریزی کردیم

00:53:36.203 --> 00:53:39.407
در زندان سالیوان در شمال نیویورک

00:53:41.108 --> 00:53:45.012
باورم نمیشد که برکوویتز 16 ساله که هیچ چیز نفگته

00:53:45.513 --> 00:53:47.181
آیا این کارو بالاخره میتوستیم بکنیم ؟

00:53:47.281 --> 00:53:50.584
این خیلی بزرگ بود ، مثل بمب بود

00:53:54.221 --> 00:53:55.856
مروی و من رو داخل راه دادن

00:53:58.225 --> 00:54:01.629
و همه یه جورایی منتظر موری بودن

00:54:01.729 --> 00:54:04.732
یک جورایی مثل شرلوک هلمز شده بود

00:54:04.865 --> 00:54:07.435
که بالاخره با رقیبش چشم تو چشم شده

00:54:07.535 --> 00:54:12.873
و این فرد تمام این مدت منتظر این لحظه بود

00:54:15.142 --> 00:54:16.310
ما منتظریم