WEBVTT

00:00:12.011 --> 00:00:18.101
«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»

00:00:30.696 --> 00:00:33.032
سلام. اریک. شرمنده

00:00:34.784 --> 00:00:37.828
طوری نیست. کار دیگه‌ای ندارم که انجام بدم

00:00:37.828 --> 00:00:42.583
آره می‌دونم. زندان خیلی وحشتناکه

00:00:42.583 --> 00:00:44.918
اما من برای همین اینجام دیگه

00:00:46.670 --> 00:00:48.547
سیگاری که نیستی، نه؟

00:00:48.547 --> 00:00:49.882
نه. نمی‌کشم

00:00:49.882 --> 00:00:50.924
خوبه

00:00:51.633 --> 00:00:55.512
.عادت زشتیه ولی هرگز نمی‌تونم ترکش کنم
مطمئنم

00:00:55.512 --> 00:00:57.014
کاش از اول بهش لب نمی‌زدم

00:00:57.014 --> 00:00:59.308
آره. پدرم می‌کشید

00:00:59.933 --> 00:01:01.852
همیشه حالم ازش بهم می‌خورد -
خوبه -

00:01:01.852 --> 00:01:04.021
بوی سیگار دهنش منزجرکننده‌ بود

00:01:04.021 --> 00:01:06.940
سعی می‌کنم همیشه بعدش آدامس بجوم

00:01:06.940 --> 00:01:08.733
نه با تو مشکلی ندارم

00:01:09.234 --> 00:01:10.193
خب. خوبه

00:01:11.027 --> 00:01:12.904
هیچ‌وقت سمتش نری ها، خب؟

00:01:25.333 --> 00:01:26.751
...خب

00:01:26.751 --> 00:01:28.336
...آره، خب

00:01:29.420 --> 00:01:30.797
حال و اوضاعت این تو چطوره؟

00:01:31.881 --> 00:01:34.300
چندان... خیلی تعریفی نداره

00:01:34.967 --> 00:01:37.512
درسته. اما غذا می‌خوری دیگه؟

00:01:37.512 --> 00:01:42.475
آره. از وقتی اون نامهه رو پیدا کردن
و لایل رو منتقل کردن

00:01:42.475 --> 00:01:47.063
تو بند ۷۰۰۰ تنها شدم

00:01:47.063 --> 00:01:50.274
یه دوست پیدا کردم که یه‌کم
تحمل اینجا رو برام راحت‌تر کرد

00:01:50.274 --> 00:01:52.651
اما از شنبه به اینور دیگه ندیدمش
یهو آب شد رفت تو زمین

00:01:52.651 --> 00:01:53.652
وای

00:01:53.652 --> 00:01:58.365
آره. نمی‌دونم جابه‌جاش کردن
...یا کجا رفته ولی

00:01:58.365 --> 00:01:59.533
متاسفم

00:01:59.533 --> 00:02:02.912
خیلی یهویی بود واسه همین
...یه جورهایی حس چیز می‌کنم

00:02:03.912 --> 00:02:05.706
تنهایی؟ -
آره -

00:02:07.291 --> 00:02:09.043
واقعا از این بابت متاسفم

00:02:11.712 --> 00:02:14.548
و ببخشید که الان باید در مورد این مسائل
صحبت کنیم

00:02:14.548 --> 00:02:15.465
مسئله‌ای نیست

00:02:15.465 --> 00:02:19.136
...می‌دونی چون با لایل حرف زدم و -
آره می‌دونم -

00:02:19.136 --> 00:02:20.929
وکیل لایل، جیل هم اونجا بود

00:02:20.929 --> 00:02:24.099
و از جیل خواستم اگه امکان داره
امروز تنها باهات صحبت کنم

00:02:24.099 --> 00:02:25.183
آهان. باشه

00:02:25.684 --> 00:02:27.102
گفت مشکلی نیست

00:02:28.103 --> 00:02:30.188
گمونم من هم ترجیح می‌دم همین‌طور باشه -
خوبه -

00:02:30.188 --> 00:02:34.859
چون با لایل درباره چیزهایی
که به دکتر ویکری گفتی صحبت کردم

00:02:34.859 --> 00:02:35.777
آهان

00:02:35.777 --> 00:02:40.740
و سختی‌هایی که با لایل کشیدی

00:02:40.740 --> 00:02:45.328
...و پدرت و اون اشیا

00:02:45.328 --> 00:02:48.498
و کارهایی که لایل باهات کرده بود

00:02:48.498 --> 00:02:52.251
همچنین چیزهایی
که درمورد مسائل بین تو و پدرت می‌دونست

00:02:52.251 --> 00:02:56.714
و این‌که خیال می‌کرده تموم شده
...اما وقتی متوجه شد هنوز ادامه داره

00:02:56.714 --> 00:02:58.091
آره. تمام این مواردی که گفتی

00:02:58.091 --> 00:03:02.595
آره. لایل هم درمورد اتفاقی
که بین خودش و پدرتون رخ داده بود

00:03:02.595 --> 00:03:04.847
و تعرض این‌ها چیزی به تو گفته بود؟

00:03:04.847 --> 00:03:07.308
...آره. در موردش

00:03:08.392 --> 00:03:11.479
چند روز قبل از شب حادثه
درموردش حرف زدیم

00:03:11.479 --> 00:03:13.522
.تقریبا می‌شه گفت اولین بار هم بود
یه جورهایی

00:03:13.522 --> 00:03:15.858
انگار داشتیم تجربه‌هامون رو
باهم مقایسه می‌کردیم

00:03:15.858 --> 00:03:17.318
البته -
تقریبا یه همچین چیزی بود -

00:03:17.318 --> 00:03:19.153
اما... نه به صورت خوشایند

00:03:19.153 --> 00:03:22.823
یعنی خوب بود که بالاخره تونستیم
درموردش صحبت کنیم

00:03:22.823 --> 00:03:24.742
درواقع خودمون رو خالی کردیم

00:03:26.076 --> 00:03:29.329
خیلی‌خب. صرفا محض محکم‌کاری می‌پرسم

00:03:29.329 --> 00:03:30.998
حرف‌هاش رو باور داری، درسته؟

00:03:34.877 --> 00:03:38.005
آره. مطمئنم راست گفته -
خیلی‌خب -

00:03:38.005 --> 00:03:40.465
...یعنی می‌گین باید -
نه. من هم باورش دارم -

00:03:40.465 --> 00:03:44.845
صرفا... خواستم مطمئن بشم
همه‌مون اعتقادمون همینه

00:03:45.804 --> 00:03:49.891
که سوای عشق و علاقه‌ای که بهش داری
یه هیولا بود

00:03:49.891 --> 00:03:51.518
و کاری که باهات کرده هم واقعا اتفاق افتاده

00:03:51.518 --> 00:03:56.523
و این هم بگم که بدونی
لایل بر این باوره

00:03:56.523 --> 00:03:59.275
که با وجود این‌که خودش هم خیلی سختی کشیده

00:03:59.275 --> 00:04:01.986
یعنی من همچین حسی ازش می‌گیرم

00:04:02.946 --> 00:04:05.114
احساس می‌کنه تو خیلی بیش‌تر اذیت شدی

00:04:09.369 --> 00:04:10.203
آره

00:04:12.747 --> 00:04:15.249
آره. چیزی که من تجربه کردم واقعا بدتر بود

00:04:16.918 --> 00:04:18.002
...می‌تونی -
البته -

00:04:18.002 --> 00:04:22.131
ازت می‌خوام که اگه برات مقدوره
همه چیز رو از سیر تا پیاز برام تعریف کنی

00:04:22.131 --> 00:04:23.925
آره. باشه -
می‌تونی؟‌ -

00:04:23.925 --> 00:04:25.009
آره. می‌تونم

00:04:25.009 --> 00:04:26.093
خیلی‌خب

00:04:31.140 --> 00:04:33.768
از... از کجا باید شروع کنم؟

00:04:33.768 --> 00:04:35.102
می‌دونم. خیلی وحشتناکه

00:04:37.605 --> 00:04:41.692
...خب... فکر کنم باید ازت بپرسم

00:04:42.860 --> 00:04:44.653
یادته از چه زمانی شروع شد؟

00:04:47.865 --> 00:04:49.533
آره

00:04:51.827 --> 00:04:53.996
یه جورهایی انگار همیشه در جریان بوده

00:04:53.996 --> 00:04:56.373
چون همیشه ازش وحشت داشتم

00:04:56.373 --> 00:04:59.835
پدرت یا لایل؟ -
پدرم. هیچ‌وقت از لایل نمی‌ترسیدم -

00:05:00.544 --> 00:05:04.381
همیشه حس می‌کردم لایل محافظمه

00:05:04.381 --> 00:05:06.216
حتی وقت‌هایی که ازت سوءاستفاده می‌کرد؟

00:05:06.216 --> 00:05:08.093
آره. این‌طور نبود

00:05:10.554 --> 00:05:12.097
...منظورم اینه که

00:05:13.056 --> 00:05:16.267
اولین چیزهایی که دراین رابطه به یاد میارم
خاطرات فرار کردنمن

00:05:16.893 --> 00:05:19.479
حدودا پنج ساله بودم
و خب زیاد نمی‌تونستم از خونه دور بشم

00:05:19.479 --> 00:05:23.233
نهایتا می‌رفتم خونه‌ی خاله‌م
که چند بلوک اونورتر بود

00:05:23.233 --> 00:05:24.484
...و حس می‌کردم

00:05:26.361 --> 00:05:29.781
یعنی خب لایل این‌طور گفت
...وقتی فهمید هنوز هم

00:05:30.490 --> 00:05:33.409
اون... عصبانی شد

00:05:34.327 --> 00:05:38.289
و می‌گفت چطور گذاشتی
همچین اتفاقی رخ بده اریک؟

00:05:38.289 --> 00:05:41.250
نکنه خوشت میاد؟
وگرنه باید فرار می‌کردی

00:05:41.250 --> 00:05:44.086
من هم می‌گفتم آخه همیشه بعدش
میان پیدام می‌کنن

00:05:44.086 --> 00:05:47.590
هربار فرار می‌کردم پیدام می‌کردن
...و بعدش اوضاع بدتر می‌شد واسه همین

00:05:47.590 --> 00:05:49.925
پس فرار هیچ‌وقت کمکی نکرد؟ -
نه -

00:05:49.925 --> 00:05:52.803
مادرم، پدرم و کل اعضای خانواده‌م

00:05:52.803 --> 00:05:55.431
مثل یه اختاپوس بودن که هرگز نمی‌تونستم
از چنگ‌شون فرار کنم

00:05:55.431 --> 00:05:59.059
چون با یکی از شاخک‌هاشون دوباره می‌گرفتنت؟

00:06:00.603 --> 00:06:03.063
...یا -
آره. یه همچین چیزی -

00:06:06.150 --> 00:06:10.112
اما لایل می‌گه اولین بار
شیش سالم بود که شروع شد

00:06:10.112 --> 00:06:12.948
و فکر کنم درست می‌گه

00:06:12.948 --> 00:06:15.534
چون خودش هم تو همین سن بوده که پدرت رفته سراغش -
درسته -

00:06:15.534 --> 00:06:18.453
پس منطقیه -
...آره و من -

00:06:21.915 --> 00:06:24.084
چی شده؟ -
خب، اون موقع مربیم وادلینگتون بود -

00:06:24.084 --> 00:06:26.169
شیش سالم بود

00:06:26.169 --> 00:06:31.424
...و یادمه که همون حول و حوش شروع شد پس

00:06:32.342 --> 00:06:33.885
ماساژها از اون موقع شروع شد

00:06:36.221 --> 00:06:37.222
چطور شد اریک؟

00:06:38.723 --> 00:06:41.935
اوایلش بد نبود -
خب -

00:06:41.935 --> 00:06:45.605
...صرفا بعد از تنیس یا شنا بود و

00:06:50.401 --> 00:06:52.654
ادامه بده

00:06:53.279 --> 00:06:56.657
می‌دونستم پدرم ازم خوشش نمیاد

00:06:57.450 --> 00:06:58.659
منظورت چیه؟

00:06:58.659 --> 00:07:01.787
خب... خیلی باهام بدرفتاری می‌کرد

00:07:02.622 --> 00:07:06.208
عاشق لایل بود ولی من رو دوست نداشت

00:07:06.208 --> 00:07:09.337
خودم متوجه بودم اما به زبون هم میاورد

00:07:09.337 --> 00:07:11.672
...یه سری القاب روم گذاشته بود که خیلی -
چه جور القابی؟ -

00:07:11.672 --> 00:07:14.550
...چیزهایی که به بچه نمی‌گن مثلا

00:07:16.719 --> 00:07:19.096
احمق یا کودن

00:07:19.096 --> 00:07:20.097
خیلی‌خب

00:07:20.097 --> 00:07:23.892
برای همین همیشه سعی می‌کردم
تحت تاثیر قرارش بدم یا عصبانیش نکنم

00:07:23.892 --> 00:07:27.187
.مادرم هم همین کار رو می‌کرد
دسته‌جمعی مسخره‌م می‌کردن

00:07:27.187 --> 00:07:29.815
مثلا اگه می‌گفتم از کمد می‌ترسم

00:07:29.815 --> 00:07:32.526
من رو می‌نداختن توش و حبسم می‌کردن
تا وقتی دست از جیغ زدن بکشم

00:07:32.526 --> 00:07:36.113
و بهم می‌خندیدن. می‌دونستم نمی‌میرم

00:07:36.113 --> 00:07:37.656
...اما باز هم برام سوال می‌شد

00:07:39.199 --> 00:07:40.617
که چرا این کارها رو باهام می‌کنن

00:07:40.617 --> 00:07:42.536
یا زیرزمین

00:07:42.536 --> 00:07:45.747
تو زیرزمین حبست می‌کردن؟‌ -
آره. چون ازش وحشت داشتم -

00:07:45.747 --> 00:07:47.499
می‌خواستن مرد بارم بیارن

00:07:47.499 --> 00:07:49.834
چه مدت؟

00:07:49.834 --> 00:07:52.295
تمام بعد ازظهر یا تا هروقت
که دست از گریه بردارم

00:07:52.295 --> 00:07:56.383
مادرم هم از این کارها می‌کرد
منتها بیش‌تر کار پدرم بود

00:07:57.133 --> 00:07:58.426
خیلی وحشتناک بوده

00:07:58.426 --> 00:08:03.765
بگذریم. وقتی بدونین پدرتون فکر می‌کنه
آدم ضعیفی هستین

00:08:03.765 --> 00:08:08.061
یا زیادی ترسوئین

00:08:08.061 --> 00:08:12.357
یا مثلا... به اندازه‌ی کافی سرسخت نیستین

00:08:12.357 --> 00:08:16.694
کم کم به این فکر میفتین که خب آره
گمونم به اندازه‌ی کافی قوی نیستم

00:08:16.694 --> 00:08:18.863
همیشه هم از دستم عصبانی بود

00:08:19.906 --> 00:08:22.783
بنابراین وقت‌هایی که عصبانی نبود

00:08:23.492 --> 00:08:26.412
و با خودش می‌بردم طبقه‌ی بالا

00:08:26.412 --> 00:08:29.248
...و می‌گفت بیا دوش بگیریم

00:08:29.248 --> 00:08:31.542
...و

00:08:32.460 --> 00:08:33.878
...خب اولش گفتم

00:08:34.628 --> 00:08:37.423
بالاخره باهام خوب شد

00:08:37.423 --> 00:08:40.884
اولین باری بود که این روش رو می‌دیدم

00:08:42.553 --> 00:08:43.971
روی مهربونش رو -
آره -

00:08:43.971 --> 00:08:48.851
چون اون موقع بود که دیدم وقتی کسی نیست
روی دیگه‌ای هم داره و می‌تونه عصبانی نباشه

00:08:49.476 --> 00:08:52.104
اما جلوی بقیه یا حتی تو جمع خانواده

00:08:52.104 --> 00:08:55.649
با اون القاب صدام می‌زد یا کتکم می‌زد

00:08:55.649 --> 00:08:58.986
و همه... همه شاهد بودن

00:08:58.986 --> 00:09:02.697
...اما وقتی خودتون تنها بودین
...اون موقع بود که

00:09:06.868 --> 00:09:09.246
چی؟ -
بهم می‌گفت دوستم داره -

00:09:10.747 --> 00:09:12.707
موقعی که بهت تعرض می‌کرد؟ -
آره -

00:09:13.208 --> 00:09:14.292
...اولش

00:09:15.126 --> 00:09:18.755
اولش فقط ماساژ می‌داد

00:09:18.755 --> 00:09:23.593
یکم پیچیده بود

00:09:25.553 --> 00:09:28.056
چی؟ -
هنوز کارهای دیگه رو شروع نکرده بود -

00:09:28.056 --> 00:09:31.976
و اون زمان

00:09:33.269 --> 00:09:39.192
صرفا داشتم با پدرم وقت می‌گذروندم
و حس می‌کردم بهم اهمیت می‌ده

00:09:40.610 --> 00:09:43.821
فقط خودمون دوتا بودیم

00:09:44.697 --> 00:09:45.823
و حس خوبی داشت

00:09:46.532 --> 00:09:49.493
این‌ها خاطرات خوبی‌ان که ازش به‌خاطر دارم

00:09:54.415 --> 00:09:56.250
و بعد نوع ماساژها تغییر کرد؟

00:10:00.963 --> 00:10:01.839
بله

00:10:02.756 --> 00:10:06.719
می‌گفت حرف گوش بدم

00:10:06.719 --> 00:10:07.845
همین؟

00:10:07.845 --> 00:10:09.388
کم کم بیشتر میشد

00:10:10.222 --> 00:10:12.683
خیلی‌خب -
و بعد اذیتم میکرد -

00:10:12.683 --> 00:10:16.728
...اما هنوز هم -
چی؟ -

00:10:16.728 --> 00:10:20.273
انگار... هنوز ترسناک نشده بود

00:10:20.273 --> 00:10:23.610
فقط گمونم من دوست نداشتم این کار رو بکنم
یعنی سعی می‌کردم ازش طفره برم

00:10:25.987 --> 00:10:27.072
ماساژ بدن؟

00:10:27.489 --> 00:10:31.368
آره. چون به پشت دراز می‌کشید
و من سعی می‌کردم از زیر اون قسمت در برم

00:10:31.368 --> 00:10:34.746
ولی می‌گفت، نه باید انجامش بدی

00:10:35.580 --> 00:10:39.626
و بعد که بزرگ‌تر شدم ماساژ جدید اضافه شد

00:10:39.626 --> 00:10:42.462
و همون‌طور که لایل گفت بعدش پیچیده تر شد...

00:10:42.462 --> 00:10:43.421
و چند سالت بود؟

00:10:43.922 --> 00:10:47.008
...مطمئنم کلاس دوم بودم چون

00:10:47.508 --> 00:10:48.801
موقع جریان مسواک دیگه؟

00:10:48.801 --> 00:10:50.928
چون یادمه فرداش که رفتم مدرسه

00:10:50.928 --> 00:10:55.308
عکس یه مسواک رو روی تابلوی اعلانات دیدم

00:10:55.308 --> 00:10:57.393
برای تشویق به مراقبت از دندان
و رفتن به دندانپزشک بود

00:10:57.393 --> 00:10:59.937
و یادمه که با خودم گفتم

00:10:59.937 --> 00:11:03.190
مسواکی که تو عکسه قطعا اونقدر دردناک نیست

00:11:06.527 --> 00:11:12.867
چهار نوع اذیت جنسی با پدرم وجود داشت

00:11:12.867 --> 00:11:16.495
...خیلی بد بود

00:11:17.496 --> 00:11:19.623
...با ماساژ شروع می‌شد اما

00:11:20.874 --> 00:11:24.920
بعدش مجبورم می‌کرد...

00:11:26.797 --> 00:11:29.591
خیلی سخت بود. من... اون کار رو دوست نداشتم

00:11:29.591 --> 00:11:30.551
می‌فهمم

00:11:30.551 --> 00:11:33.387
به‌نظرم خیلی کار کثیفی بود -
درسته -

00:11:34.179 --> 00:11:36.682
...وقتی اون این کار رو با من می‌کرد

00:11:40.060 --> 00:11:43.939
...اما برای اون... ماساژ
اسم‌شون رو گذاشته بود ماساژ

00:11:43.939 --> 00:11:46.817
انجامش واقعا بهم حس بد و کثافتی می‌داد -
درسته -

00:11:46.817 --> 00:11:49.277
و اصلا دوستش نداشتم

00:11:49.277 --> 00:11:53.490
اما بعدش بهم می‌گفت کارت خوب بود
آفرین پسر خوب

00:11:53.490 --> 00:11:55.617
...و

00:11:56.868 --> 00:12:02.415
تنها زمانی بود که حس می‌کردم
با پدرم یه رابطه‌ واقعی دارم

00:12:02.415 --> 00:12:06.085
و اون دوستم داره

00:12:07.795 --> 00:12:12.300
و این جلسات بد مدت‌ها ادامه داشتن

00:12:13.259 --> 00:12:16.137
گاهی برام سوال می‌شد بقیه کجان

00:12:16.137 --> 00:12:18.472
چون خیلی طول می‌کشیدن

00:12:18.472 --> 00:12:23.352
و با وجود این‌که خیلی حس بد و کثیفی
...بهم دست می‌داد باز هم

00:12:25.021 --> 00:12:28.149
احساس می‌کردم یه بار هم که شده
من مرکز توجهشم و اهمیت دارم

00:12:28.149 --> 00:12:31.026
اوهوم -
...و این... حسِ -

00:12:33.070 --> 00:12:33.946
خوبی داشت؟

00:12:40.869 --> 00:12:41.704
ادامه بده

00:12:41.704 --> 00:12:43.497
اون اشیا و اقلام برای این بود که آماده بشم

00:12:44.248 --> 00:12:46.500
...من و لایل وقتی متوجه شدیم که بالاخره

00:12:47.209 --> 00:12:48.752
باهم درموردش صحبت کردید -
درسته -

00:12:48.752 --> 00:12:52.548
...داشته بدن‌مون رو برای

00:12:52.548 --> 00:12:55.175
یه چیز بزرگ‌تر حاضر می‌کرده

00:12:56.510 --> 00:12:59.304
و اوایلش من رو وادار می‌کرد
این کار رو باهاش بکنم

00:12:59.971 --> 00:13:00.806
چه کاری؟

00:13:02.224 --> 00:13:03.141
...

00:13:03.934 --> 00:13:06.645
یعنی تلاشم رو بیشتر کنم

00:13:08.396 --> 00:13:11.858
همیشه می‌گفت می‌خواد یادم بده
چطور باید از خودم مراقبت کنم

00:13:12.567 --> 00:13:15.653
و هر بار که انجامش می‌دادم احساس خیلی بدی داشتم -
درسته -

00:13:15.653 --> 00:13:17.155
و اصلا این کار رو دوست نداشتم

00:13:18.073 --> 00:13:19.073
...و

00:13:21.117 --> 00:13:24.037
خب؟ -
...برای انجامش باید -

00:13:25.079 --> 00:13:26.080
کاری می‌کردی؟

00:13:27.624 --> 00:13:31.419
و... همین خیلی عجیبش می‌کرد

00:13:31.419 --> 00:13:32.962
...که می‌تونم

00:13:34.422 --> 00:13:35.673
چی؟

00:13:42.597 --> 00:13:44.390
اشکالی نداره، بگو -
ساکت بمونم -

00:13:47.727 --> 00:13:51.188
تو اون سن خیلی برام گیج‌کننده بود

00:13:51.814 --> 00:13:53.149
کاملا طبیعیه

00:13:56.235 --> 00:13:57.486
...و بعد از اون

00:13:59.321 --> 00:14:02.199
...شروع کرد و بهم تعرض می‌کرد و

00:14:03.701 --> 00:14:07.037
یه تیکه تخته از زیر تخت برمی‌داشت
...و می‌ذاشت زیر دستگیره‌ی در که

00:14:07.037 --> 00:14:08.080
خدای من

00:14:08.080 --> 00:14:11.792
خیلی گریه می‌کردم و دردم می‌گرفت

00:14:11.792 --> 00:14:16.338
،اما اون می‌گفت
چرا نمی‌تونی مثل لایل بچه‌ی خوبی باشی؟

00:14:16.922 --> 00:14:18.924
منندز باش و بهش عادت کن

00:14:20.967 --> 00:14:22.010
...و من

00:14:25.222 --> 00:14:29.100
یادمه که خیلی مایوس شدم

00:14:29.100 --> 00:14:34.147
چون دوباره داشت مقایسه‌مون می‌کرد

00:14:34.147 --> 00:14:38.359
من و لایل رو. دوباره این حس
بهم دست داد که به اندازه‌ی کافی خوب نیستم

00:14:38.359 --> 00:14:42.614
و تمام اون حرف‌هایی
که راجع به دوست داشتنم بهم زده بود

00:14:42.614 --> 00:14:45.742
به خاطرات پیوستن

00:14:45.742 --> 00:14:48.578
انگار هرگز همچین اتفاقی نیفتاده بود

00:14:52.081 --> 00:14:53.916
این اتفاق هرچند وقت یه بار تکرار می‌شد؟

00:14:53.916 --> 00:14:55.001
تعرض؟

00:14:55.001 --> 00:14:55.918
اوهوم

00:14:56.419 --> 00:15:00.381
دو یا سه بار در ماه

00:15:01.340 --> 00:15:02.216
از کِی؟

00:15:04.135 --> 00:15:05.761
گمونم از وقتی راهنمایی می‌رفتم

00:15:05.761 --> 00:15:06.929
پس یازده سالت بوده

00:15:06.929 --> 00:15:07.972
اوهوم

00:15:07.972 --> 00:15:09.140
تا چه زمانی ادامه پیدا کرد؟

00:15:09.140 --> 00:15:11.600
...تا قبل از -
مرگش؟ -

00:15:11.600 --> 00:15:14.812
آره. تا چند ماه قبلش -
پس آخرین دفعه چند ماه قبل اتفاق افتاده بود؟ -

00:15:14.812 --> 00:15:15.729
آره

00:15:18.107 --> 00:15:18.983
اریک

00:15:20.985 --> 00:15:25.239
یعنی پدرت چندصد بار بهت تعرض کرده؟

00:15:26.865 --> 00:15:27.699
آره

00:15:29.451 --> 00:15:31.870
روال زندگیم این‌طور بود دیگه

00:15:33.705 --> 00:15:35.290
واقعا متاسفم اریک

00:15:35.290 --> 00:15:36.917
...اشکالی نداره. آدم

00:15:36.917 --> 00:15:38.085
...یه جورهایی

00:15:39.086 --> 00:15:40.212
ازش عبور می‌کنه؟

00:15:40.212 --> 00:15:43.131
به هر ضرب و زوری بود دووم آوردم

00:15:43.840 --> 00:15:47.594
به امید روزهایی که اتفاق نمیفتاد زندگی می‌کردم
متوجه منظورم می‌شی؟

00:15:48.261 --> 00:15:49.471
...پیش خودت می‌گی

00:15:50.513 --> 00:15:53.016
...یعنی خب طاقت میاری. انگار

00:15:55.852 --> 00:15:59.397
می‌دونی مثل صبح روز کریسمس می‌مونه

00:15:59.397 --> 00:16:01.608
پیش خودت می‌گی، خدایا تموم شد

00:16:01.608 --> 00:16:05.236
تا یه مدت دیگه مجبور نیستم انجامش بدم

00:16:05.236 --> 00:16:07.530
یا شاید چون این بار زانو بود

00:16:07.530 --> 00:16:10.324
دفعه‌ی دیگه نوبت اتفاق خوبه باشه
...یا شاید

00:16:10.324 --> 00:16:11.492
ببخشید. گفتی زانو؟

00:16:12.118 --> 00:16:14.370
...خب، اون اسم یکی دیگه

00:16:15.037 --> 00:16:18.374
.روی انواع رابطه‌هامون اسم گذاشته بودم
و از زانو اصلا خوشم نمیومد

00:16:18.374 --> 00:16:22.503
زانو وقتی بود که من براش
...ماساژ می‌رفتم و اون

00:16:24.005 --> 00:16:25.006
چی کار می‌کرد؟

00:16:25.965 --> 00:16:30.261
خیلی بد بود

00:16:30.261 --> 00:16:32.930
به همین خاطر تو قهوه‌ش دارچین می‌ریختم

00:16:32.930 --> 00:16:35.182
و تو غذای خودم لیمو و این‌ها

00:16:35.182 --> 00:16:38.852
همه چیز بد بود

00:16:38.852 --> 00:16:42.147
بنابراین بعد از این‌که انجامش می‌دادم
و دووم میاوردم

00:16:42.147 --> 00:16:45.734
فکر می‌کردم شاید دفعه بعد
اون برام ماساژ انجام بده

00:16:45.734 --> 00:16:48.028
یا حداقل رابطه خشن نداشته باشیم

00:16:48.028 --> 00:16:50.948
همیشه دعا دعا می‌کردم
که رابطه خشن نداشته باشیم

00:16:54.159 --> 00:16:56.036
رابطه خشن چطور بود؟

00:16:59.998 --> 00:17:01.166
...خب

00:17:03.627 --> 00:17:04.503
...صرفا

00:17:06.379 --> 00:17:07.214
کتکم می‌زد

00:17:08.048 --> 00:17:11.176
و خیلی دردناک بود

00:17:11.968 --> 00:17:16.556
.خشن می‌شد و بهم مشت می‌زد
زورش هم خیلی زیاد بود

00:17:18.183 --> 00:17:20.101
...و من نمی‌تونستم

00:17:21.477 --> 00:17:24.981
دلیلش رو نمی‌دونم ولی هیچ‌وقت نتونستم
کتکش بزنم

00:17:24.981 --> 00:17:27.525
مثل وقتی بود که کوچیک بودم
و فرار می‌کردم

00:17:27.525 --> 00:17:30.069
جواب نمی‌داد

00:17:30.069 --> 00:17:32.613
نمی‌شد از زیرش در برم

00:17:32.613 --> 00:17:35.241
.چون دست بردار نبود
مجبور بودم تن بدم

00:17:35.241 --> 00:17:39.287
صرفا باید... تلاشم رو می‌کردم که طاقت بیارم

00:17:40.079 --> 00:17:42.540
...اما رابطه خشن

00:17:44.583 --> 00:17:46.252
چی؟

00:17:49.505 --> 00:17:52.550
باید روی تخت زانو می‌زدم

00:17:52.550 --> 00:17:55.761
اما پایین تخت، یعنی انتهای تشک

00:17:55.761 --> 00:17:58.013
جوری که به ساق پام فشار وارد می‌شد

00:17:58.013 --> 00:18:00.891
برای این‌که دردم بیاد

00:18:00.891 --> 00:18:03.310
چون همیشه می‌گفت
این کاریه که یونانی‌ها می‌کردن

00:18:03.310 --> 00:18:06.063
این‌طوری به خودشون سختی وارد می‌کردن
تا نسبت به درد مقاوم بشن

00:18:06.063 --> 00:18:08.815
بنابراین اگه دردم می‌گرفت
باید تحمل می‌کردم

00:18:08.815 --> 00:18:12.027
...برای همین باید یه سری شیء

00:18:12.653 --> 00:18:17.074
...و یا به بدنم سنجاق و این‌ها

00:18:17.657 --> 00:18:20.243
.یه دفعه پام رو برید
جاش هنوز هست

00:18:20.243 --> 00:18:24.289
وقتی ماساژ میدادم
از این کارها می‌کرد

00:18:24.289 --> 00:18:28.627
برای این‌ بود که تحملم نسبت به درد
بره بالا و قوی‌تر شم

00:18:28.627 --> 00:18:31.755
...اما وقتی

00:18:32.839 --> 00:18:37.218
وقتی یه چیزی مثل طناب
...دور بدنم می‌بست

00:18:37.844 --> 00:18:41.389
فکر نمی‌کنم کسی با اون کار قوی‌تر بشه
...یعنی

00:18:41.389 --> 00:18:42.473
درسته. همچین چیزی نیست

00:18:43.391 --> 00:18:46.894
پس بیش‌تر شبیه یه جور شکنجه‌ست؟

00:18:46.894 --> 00:18:48.187
درسته اریک

00:18:48.187 --> 00:18:52.442
و فکر نمی‌کنم درست باشه
...که یه پدر همچین کاری با بچه‌ش

00:18:53.568 --> 00:18:54.527
نه نمی‌کنه

00:18:54.527 --> 00:18:56.988
...آدم چنین کاری رو با کسی که

00:18:58.197 --> 00:19:00.157
این کار رو با کسی می‌کنی
که ازش متنفری، درسته؟

00:19:00.157 --> 00:19:03.202
واقعا حقت نبوده این بلاها سرت بیاد -
...و من رو با القابی مثل -

00:19:04.745 --> 00:19:08.541
گاهی اوقات حرف‌هاش
...دردناک‌تر از کارهاش بود مثلا

00:19:08.541 --> 00:19:09.500
مثلا چی؟

00:19:09.500 --> 00:19:12.878
دلم می‌خواست ازش بپرسم اگه من احمقم

00:19:13.629 --> 00:19:16.215
پس چرا همیشه ازم می‌خوای
باهات کنار بیام؟

00:19:16.215 --> 00:19:17.967
...می‌گیرین چی می‌گم؟ یعنی

00:19:17.967 --> 00:19:20.094
آره -
...متوجهین؟ من -

00:19:21.261 --> 00:19:22.471
چیه؟ -
نمی‌دونم -

00:19:22.471 --> 00:19:26.183
چی می‌خواستی بگی؟‌-
نه. نمی‌دونم. ولش کنین -

00:19:29.937 --> 00:19:32.272
...آدم باید... یعنی

00:19:33.148 --> 00:19:36.109
این همون آدمیه
که اون همه کار خارق‌العاده کرده

00:19:36.109 --> 00:19:38.111
پدرم مرد فوق‌العاده‌ای بود

00:19:38.111 --> 00:19:41.782
.خیلی دوستش داشتم
هنوز هم دارم

00:19:41.782 --> 00:19:44.993
و به همین خاطره که نمی‌خوام
تا آخر عمرم این تو بپوسم

00:19:44.993 --> 00:19:48.496
چون این فکر ذهنم رو به خودش مشغول کرده

00:19:50.457 --> 00:19:52.167
...این فکر که

00:19:52.792 --> 00:19:55.378
تا ابد اینجا گیر بیفتم شب‌ها تو سلولم
تنها دراز بکشم

00:19:55.378 --> 00:19:57.380
و این فکر عذابم بده

00:19:57.380 --> 00:19:58.339
چه فکری؟

00:19:58.339 --> 00:20:00.842
این‌که چقدر پدرم رو دوست دارم

00:20:01.426 --> 00:20:02.510
...یعنی

00:20:04.887 --> 00:20:09.058
رابطه خشن، سنجاق‌ها و طناب و این‌ها
عذاب‌آورترین چیزی نبودم که تجربه کردم

00:20:10.184 --> 00:20:12.437
اما شکنجه‌ی واقعی اینه

00:20:13.187 --> 00:20:15.773
که با وجود تمام این‌ها هنوز دوستش دارم

00:20:17.024 --> 00:20:22.321
برای همین بود که لایل می‌‌گفت
اریک اگه بودن الان بهمون افتخار می‌کردن

00:20:22.321 --> 00:20:25.157
من هم همیشه باهاش موافق بودم

00:20:25.157 --> 00:20:29.078
اما بعدش به این فکر افتادم قطعا به‌خاطر این‌که
کشتیم‌شون بهمون افتخار نمی‌کنن

00:20:29.870 --> 00:20:32.414
اما این چند روز اخیر

00:20:33.332 --> 00:20:36.168
و بیش‌تر از شنبه به اینور بود
که خیلی بهش فکر کردم

00:20:36.168 --> 00:20:38.087
...و به این نتیجه رسیدم که

00:20:38.087 --> 00:20:39.088
که چی؟

00:20:39.088 --> 00:20:41.382
احتمالا بهمون افتخار می‌کنه

00:20:42.424 --> 00:20:44.968
یعنی احتمالا داره از توی بهشت
بهمون نگاه می‌کنه و می‌گه

00:20:44.968 --> 00:20:46.386
دست‌تون درد نکنه اریک و لایل

00:20:46.386 --> 00:20:48.805
کارهایی که من باهاتون می‌کردم
خیلی وحشتناک بود

00:20:48.805 --> 00:20:52.017
برای همین مجبور شدین دست به اون کار بزنین

00:20:52.017 --> 00:20:53.101
دوست‌تون دارم

00:20:53.101 --> 00:20:55.645
شماها... یه بار سنگین رو
از روی دوشم برداشتین

00:20:55.645 --> 00:20:59.524
.یا روحم رو آزاد کردین یه همچین چیزی
هرکدومش بیش‌تر با عقل جوردرمیاد

00:20:59.524 --> 00:21:01.109
نمی‌دونم -
منطقیه -

00:21:01.109 --> 00:21:03.695
باعث شدین عوض شم
الان دیگه از این کارها نمی‌کنم

00:21:03.695 --> 00:21:05.655
.منظور لایل یه همچین چیزی بود
خودم هم همین‌طور

00:21:05.655 --> 00:21:09.200
...برای همین الان می‌تونم
می‌تونیم دوباره دوستش داشته باشیم

00:21:10.118 --> 00:21:12.996
البته اولین باره
چون دیگه از این کارها نمی‌کنه

00:21:12.996 --> 00:21:13.997
عجب

00:21:13.997 --> 00:21:17.834
برای همینه که الان که لایل و دوستم
دیگه اینجا نیستن

00:21:18.334 --> 00:21:20.295
دوست ندارم اینجا تنها باشم

00:21:20.295 --> 00:21:23.256
چون این فکر مثل خوره میفته به جونم

00:21:34.016 --> 00:21:34.851
چیه؟

00:21:36.686 --> 00:21:40.606
هیچی. حقیقتا من رو
تحت تاثیر قرار دادی اریک منندز

00:21:40.606 --> 00:21:44.068
نیازی نبود... نباید این رو بگی -
نه جدی گفتم -

00:21:44.068 --> 00:21:46.153
صمیمانه گفتم

00:21:46.153 --> 00:21:48.447
آدم‌های زیادی رو می‌شناسم

00:21:48.948 --> 00:21:51.283
آدم‌های تحسین‌برانگیز

00:21:51.951 --> 00:21:54.286
اما تو، تو صدرشون قرار می‌گیری

00:21:55.037 --> 00:21:59.208
با تمام اتفاقاتی که پشت سر گذاشتی
و کارهایی که مجبور شدی انجام بدی

00:21:59.750 --> 00:22:03.504
تویی که الان داری این‌ها رو
برای من تعریف می‌کنی

00:22:04.338 --> 00:22:07.216
خیلی شجاعی

00:22:08.634 --> 00:22:13.055
.واقعا آدم شگفت‌انگیزی هستی
باید این رو به زبون میاوردم

00:22:13.055 --> 00:22:15.057
...و -
ممنون -

00:22:15.057 --> 00:22:16.767
قصد ندارم بشینیم درباره‌ی من حرف بزنیم

00:22:16.767 --> 00:22:20.020
اما پدر من هم خیلی عوضی و حرومزاده بود

00:22:21.980 --> 00:22:23.815
جدی؟ -
آره -

00:22:23.815 --> 00:22:25.650
من و برادرم و ترک کرد

00:22:25.650 --> 00:22:29.779
مردی که همیشه بهم می‌گفت
شاهدخت کوچولوی قشنگم

00:22:29.779 --> 00:22:33.575
یهو بدون هیچ حرفی ول کرد و رفت

00:22:33.575 --> 00:22:38.163
با اون یکی خانواده‌ش گذاشت و رفت
و ۳۴ ساله که خبری ازش ندارم

00:22:38.163 --> 00:22:40.206
...و -
عمیقا متاسفم -

00:22:40.206 --> 00:22:43.001
ممنونم. البته اصلا قابل مقایسه نیست

00:22:43.001 --> 00:22:46.421
اما با شنیدن داستانت
اون هم همچین ماجرای تکان‌دهنده‌ای

00:22:46.421 --> 00:22:48.381
حس کردم باید تجربه‌م رو
باهات به اشتراک بذارم

00:22:48.381 --> 00:22:51.092
خیلی ازت ممنونم که گوش کردی

00:22:51.759 --> 00:22:53.511
...صرفا می‌خوام بگم

00:22:54.804 --> 00:22:56.722
مجبور نیستی ببخشیش

00:22:57.890 --> 00:23:00.226
منظورم پدرته. خب؟

00:23:00.226 --> 00:23:03.646
ظلمی که پدرم در حق من کرد

00:23:03.646 --> 00:23:05.648
یک هزارم ستم‌هایی
که پدرت در حقت روا داشته نیست

00:23:05.648 --> 00:23:07.566
به هیچ عنوان قابل قیاس نیستن

00:23:08.275 --> 00:23:10.569
برادرم بخشیدتش

00:23:10.569 --> 00:23:12.279
باهم در ارتباطن

00:23:13.364 --> 00:23:14.323
...ولی اریک

00:23:15.658 --> 00:23:21.121
من به هیچ وجه نمی‌بخشمش

00:23:21.121 --> 00:23:23.373
تا قیام قیامت

00:23:24.166 --> 00:23:27.920
این رو گفتم که بدونی
همچین گزینه‌ای هم پیش پات هست

00:23:29.588 --> 00:23:30.839
خب؟ -
باشه -

00:23:30.839 --> 00:23:33.050
با شنیدن داستانت

00:23:33.050 --> 00:23:36.386
واقعا برام سوال شد
که مادرت این وسط چه نقشی داشته؟

00:23:37.429 --> 00:23:40.432
موقع این اتفاقات کجا بوده؟

00:23:40.432 --> 00:23:43.602
...می‌دونی مادرم چون -
الکی عذرش رو موجه نکن -

00:23:43.602 --> 00:23:44.978
بابام بهش خیانت کرد

00:23:44.978 --> 00:23:48.064
لایل گفت یه بار تصادفی دیدتشون
و داشته بهش تعرض می‌کرده

00:23:48.064 --> 00:23:49.733
...باشه. باز هم دلیل

00:23:49.733 --> 00:23:51.985
پدرم زندگیش رو نابود کرد

00:23:51.985 --> 00:23:55.405
...و گاهی اوقات می‌گفت... خب اصلا

00:23:55.905 --> 00:23:56.948
...اون

00:23:58.616 --> 00:23:59.576
چی؟ چی کار می‌کرد؟

00:24:00.618 --> 00:24:05.248
...گاهی اوقات با لایل
وارد می‌شد

00:24:05.248 --> 00:24:06.874
مادرت؟ -
آره -

00:24:06.874 --> 00:24:10.294
...اما
شبیه کاری که پدرم می‌کرد نبود

00:24:10.294 --> 00:24:11.295
...اون

00:24:11.879 --> 00:24:14.924
صرفا می‌خواست بدونیم بدن زیبایی داره
و اون هم از بدن ما خوشش میاد

00:24:14.924 --> 00:24:16.509
...صرفا نگاه کردن بود یا

00:24:17.385 --> 00:24:20.346
آره به همون نگاه کردن ختم می‌شد

00:24:20.346 --> 00:24:21.347
...مادرم

00:24:23.474 --> 00:24:26.018
وقتی ۱۶ سالم شد
...شروع کرد به

00:24:26.018 --> 00:24:28.771
چون اون زمان رابطه‌م با پدرم
خیلی شدید شده بود

00:24:28.771 --> 00:24:29.730
...و مادرم

00:24:31.232 --> 00:24:35.277
...میومد و بدنم رو بررسی می‌کرد

00:24:36.528 --> 00:24:37.738
بدنت رو؟ -
آره -

00:24:37.738 --> 00:24:40.240
و ازم می‌پرسید که چرا همه‌ش رو اصلاح کردی؟

00:24:40.240 --> 00:24:41.784
می‌خواستم بگم من نکردم، بابا کرده

00:24:41.784 --> 00:24:45.287
...ولی نمی‌تونستم چون

00:24:45.287 --> 00:24:47.581
چون خیلی بهم نزدیک بودیم
یه جوری بود بگم

00:24:47.581 --> 00:24:49.333
ولی پدرم یه سری دوست دختر هم داشت

00:24:49.333 --> 00:24:52.002
واسه همین گمونم فکر می‌کرد
من هم داشتم

00:24:52.002 --> 00:24:54.546
چی؟ -
با پدرم رابطه داشتم -

00:24:54.546 --> 00:24:55.922
...برای همین من

00:24:57.174 --> 00:24:58.425
...مادرم

00:24:58.425 --> 00:25:00.093
من عملا... مانع‌شون شده بودم

00:25:00.635 --> 00:25:02.929
اما هیچ‌وقت در این مورد صحبت نکردیم

00:25:02.929 --> 00:25:04.890
یعنی هرگز چیزی راجع به این مسئله نگفت

00:25:04.890 --> 00:25:07.601
چیزی بود که می‌دونستیم
اما درموردش صحبتی نمی‌شد

00:25:07.601 --> 00:25:09.352
از قوانین نانوشته‌ی خانوادگی‌مون بود

00:25:09.352 --> 00:25:10.687
اما می‌دونستم چه حسی داره

00:25:11.563 --> 00:25:15.817
و فکر می‌کنم به همین خاطر بود که ترغیبم کرد
دوست دختر پیدا کنم

00:25:15.817 --> 00:25:17.735
اما مدام بررسی‌هاش رو انجام می‌داد

00:25:17.735 --> 00:25:19.946
...بررسی -
چیزم رو بررسی می‌کرد... آره -

00:25:19.946 --> 00:25:22.073
چون می‌ترسید ایدز بگیره

00:25:22.073 --> 00:25:25.827
واسه همین بدنم رو نگاه می‌کرد
که یه وقت تاول و جوش نزده باشم

00:25:25.827 --> 00:25:28.788
...و انگار یه جورهایی می‌خواست ببینه

00:25:29.622 --> 00:25:32.041
می‌دونین فکر کنم چون می‌دونست
من و بابام باهم رابطه داشتیم

00:25:32.041 --> 00:25:34.126
اگه یکی از معشوقه‌هاش
...بیماری جنسی داشتن اون‌وقت

00:25:34.126 --> 00:25:36.504
صبر کن ببینم -
و من هم گرفته بودم، اون‌وقت خودش هم می‌گرفت -

00:25:36.504 --> 00:25:38.047
یه‌کم برگردیم عقب

00:25:38.047 --> 00:25:39.882
راستش اونقدرها هم مهم نیست

00:25:39.882 --> 00:25:42.176
بیخیالش -
چرا فکر می‌کرد ایدز گرفتی؟ -

00:25:42.176 --> 00:25:45.096
مهم نیست. بیخیال -
چرا همچین فکری کرده بود؟ -

00:25:45.096 --> 00:25:48.015
گفتم مهم نیست دیگه. ولش کن -
...منظورم اینه که -

00:25:48.015 --> 00:25:51.393
.صرفا می‌خواست مطمئن بشه
برای همین بدنم رو بررسی می‌کرد. همین

00:25:51.393 --> 00:25:57.191
چرا فکر می‌کرد ممکنه ایدز بگیری؟

00:25:57.775 --> 00:26:01.111
و قبل از این‌که جواب بدی یادت باشه
من مادرت نیستم

00:26:01.111 --> 00:26:03.489
خب؟ حقیقتا ازش هم خوشم نمیاد

00:26:03.489 --> 00:26:06.491
...آره. ولی مادرم -
عذر می‌خوام. اسم این رو نمی‌ذارن مادری -

00:26:06.491 --> 00:26:08.035
خب؟ من خودم مادرم

00:26:08.827 --> 00:26:10.495
شاید مادر نمونه‌ای نباشم

00:26:10.495 --> 00:26:13.498
و شاید برای همینه که دنبال یه فرصت مجددم

00:26:13.498 --> 00:26:16.334
اما این‌که... می‌دونم دوستش داشتی

00:26:16.334 --> 00:26:18.086
دارم. خیلی باهم صمیمی بودیم

00:26:18.086 --> 00:26:20.213
رابطه‌ش با لایل خیلی خوب نبود
ولی ما باهم صمیمی بودیم

00:26:20.213 --> 00:26:23.425
و یه مادر... می‌دونی همه مادرشون رو دوست دارن -
آره. من هم دارم -

00:26:23.425 --> 00:26:27.887
...اما این‌که از ماجرا خبر داشته و دخالتی نکرده

00:26:27.887 --> 00:26:29.180
...آره. چون

00:26:29.180 --> 00:26:32.058
.نه. اجازه بده. ببخشید
بذار این رو بگم که برگردیم سراغ ادامه حرف‌هامون

00:26:32.058 --> 00:26:36.229
گزینه‌های زیادی تو اون موقعیت
جلوی پاش بوده

00:26:36.229 --> 00:26:38.398
می‌تونسته بره پیش پلیس

00:26:38.398 --> 00:26:42.068
یا بگه نه، پسرهام نه

00:26:42.068 --> 00:26:44.612
اجازه نمی‌دم بهشون تعرض کنی، درسته؟

00:26:45.863 --> 00:26:47.865
درسته -
و این کم‌ترین کاری بوده که از دستش برمیومده -

00:26:47.865 --> 00:26:49.158
با این حال انجامش نداده

00:26:49.992 --> 00:26:51.536
هیچ‌کدوم از این کارها رو نکرده

00:26:52.912 --> 00:26:54.830
نه به‌خاطر تو. من رو نگاه کن

00:26:55.331 --> 00:26:58.376
به‌خاطر تو نه. به‌خاطر خودش

00:27:00.211 --> 00:27:01.045
خب؟

00:27:01.545 --> 00:27:03.339
...بنابراین وقتی ازش

00:27:03.339 --> 00:27:04.757
آره. می‌تونی دوستش داشته باشی

00:27:04.757 --> 00:27:08.302
و همدردی کنی. اما می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

00:27:08.302 --> 00:27:11.180
اما قبلش باید چیزی رو که به لایل گفتم
به تو هم بگم

00:27:11.180 --> 00:27:14.058
لایق مادر بهتری بودی

00:27:15.267 --> 00:27:17.895
پدرت رو که دیگه نیازی نیست ذکر کنم

00:27:17.895 --> 00:27:22.024
به همین اکتفا می‌کنم
که الان جاییه که سزاوارشه

00:27:22.024 --> 00:27:23.192
اما مادرت هم همین‌طور

00:27:23.942 --> 00:27:28.447
و اگه حرف‌های تو و لایل حقیقت داشته باشه

00:27:28.447 --> 00:27:30.866
لیاقت‌تون خیلی بیش‌تر از این‌ها بوده

00:27:31.742 --> 00:27:34.327
خب؟ می‌خواستم بدونی
نظرم راجع به این قضیه چیه

00:27:36.121 --> 00:27:37.038
...اریک

00:27:38.373 --> 00:27:41.209
می‌تونی بهم بگی چرا فکر می‌کرده ایدز داری؟

00:27:41.209 --> 00:27:42.586
می‌تونی این رو برام توضیح بدی؟

00:27:47.632 --> 00:27:48.967
...خب می‌دونی

00:27:50.260 --> 00:27:51.970
همینه که خیلی سختش می‌کنه

00:27:51.970 --> 00:27:52.971
چی؟

00:27:52.971 --> 00:27:54.013
...درمورد

00:27:54.013 --> 00:27:56.224
چون نمی‌دونم

00:27:59.978 --> 00:28:03.147
نمی‌دونم باید چطور رفتار کنم یا چی عادیه
هیچ ایده‌ای ندارم

00:28:03.147 --> 00:28:04.983
چون بچگیم این‌طور بوده

00:28:05.483 --> 00:28:08.569
پدرم این بلاها رو سرم میاورده

00:28:12.031 --> 00:28:16.035
یادمه یه بار مادرم من و لایل رو صدا کرد

00:28:16.035 --> 00:28:17.662
فکر نمی‌کنم از این حرفش منظوری داشت

00:28:17.662 --> 00:28:19.997
ولی سرمون جیغ کشید و گفت
جفت‌تون روانی‌این

00:28:19.997 --> 00:28:25.503
تو ذهنم گفتم شاید واقعا باشیم

00:28:25.503 --> 00:28:28.464
اما با وجود بلاهایی که می‌دونی سرمون اومده

00:28:28.464 --> 00:28:30.716
واقعا می‌تونی ما رو سرزنش کنی؟

00:28:31.217 --> 00:28:33.969
...بنابراین احساساتی که نسبت به

00:28:35.679 --> 00:28:38.599
...مسائل جنسی دارم یا

00:28:38.599 --> 00:28:39.892
افکارت -
آره -

00:28:39.892 --> 00:28:44.146
نسبت به پدرم، کلا احساسات مختلفی
...که تجربه می‌کنم یا تمایلاتم

00:28:45.022 --> 00:28:46.064
...خب

00:28:47.024 --> 00:28:51.778
نمی‌دونم واقعا بخشی از شخصیتمن
یا به‌خاطر تجربیاتی که داشتم درونم شکل گرفتن

00:28:53.739 --> 00:28:56.199
...و برای همین

00:28:57.909 --> 00:29:00.495
مجبور بود وقتی ۱۶سالم بود
...اون بررسی‌ها رو انجام بده چون

00:29:03.999 --> 00:29:04.874
اشکالی نداره

00:29:05.458 --> 00:29:07.585
...نمی‌خوام اسمی ازش بیارم ولی

00:29:10.380 --> 00:29:11.381
...من

00:29:12.966 --> 00:29:16.678
عاشق یه نفر شده بودم

00:29:18.179 --> 00:29:20.265
البته اون هم همسن و سال خودم بود

00:29:20.265 --> 00:29:21.224
خیلی‌خب

00:29:21.224 --> 00:29:23.476
اما به خاطر این بود که با پدرم رابطه داشتم

00:29:23.476 --> 00:29:25.395
و این اصلا طبیعی نبود

00:29:25.395 --> 00:29:29.524
.و باعث شد رفتارهای غیرعادی ازم سر بزنه
...ولی اون

00:29:30.566 --> 00:29:33.361
پدرش چنین کاری باهاش نمی‌کرد

00:29:33.361 --> 00:29:36.989
از اول چنین احساساتی داشته
اما درمورد خودم مطمئن نیستم

00:29:36.989 --> 00:29:41.118
نمی‌دونم متفاوت هستم یا نه
ولی همچین احساساتی دارم

00:29:43.454 --> 00:29:45.623
...عاشق کسی بودم و

00:29:47.249 --> 00:29:51.795
و اون... قول دادیم هیچ‌وقت اسم همدیگه رو
جایی فاش نکنیم بنابراین نمی‌گم

00:29:52.504 --> 00:29:56.759
اما رابطه‌‌ای که با اون داشتم
مثل رابطه‌م با پدرم نبود

00:29:56.759 --> 00:29:57.676
...حس

00:29:58.552 --> 00:29:59.553
خوبی داشت

00:30:01.054 --> 00:30:02.222
خیلی خوب

00:30:03.974 --> 00:30:05.267
حس خوبی از انجامش داشتم

00:30:07.853 --> 00:30:11.106
...و اینجا... خیلی خوب بود اما الان

00:30:12.441 --> 00:30:14.317
...بیخیالش. مهم نیست. ولی

00:30:16.820 --> 00:30:17.696
باشه

00:30:19.656 --> 00:30:22.492
خیلی‌خب -
...نه. فکر نکنم که -

00:30:24.286 --> 00:30:25.287
نه. متوجه شدم

00:30:25.287 --> 00:30:29.082
نه. فکر کنم درست متوجه منظورم نشدی

00:30:29.082 --> 00:30:30.875
می‌خوام بگم درسته یه سری کارها کردم

00:30:30.875 --> 00:30:33.086
و احتمالا الان فکر می‌کنی تفکر خاصی دارم

00:30:33.086 --> 00:30:35.463
.و به بقیه هم همین رو می‌گی
درصورتی که این‌طوری نیست

00:30:35.463 --> 00:30:38.550
نه. به کسی چیزی نمی‌گم -
در واقع... نه -

00:30:38.550 --> 00:30:40.468
...خیلی‌خب. می‌خوام بگم

00:30:40.468 --> 00:30:42.512
صرفا می‌خوام بگم مطمئن نیستم

00:30:43.096 --> 00:30:45.223
خب؟
خودم هم نمی‌دونم کی‌ام و چی‌ام

00:30:45.223 --> 00:30:49.143
نه تمایلات و ماهیتم رو می‌دونم
و نه هرگز می‌تونم بفهمم

00:30:49.143 --> 00:30:51.354
و آره، شاید یه جامعه‌ستیز روانی باشم

00:30:51.354 --> 00:30:54.523
و شاید باید ایدز می‌گرفتم
شاید هم واقعا همین‌طوری باشم

00:30:54.523 --> 00:30:56.192
چون وقتی پای بحث رابطه‌م با دخترها وسط بود

00:30:56.192 --> 00:30:59.236
به‌خاطر کاری که پدرم باهام کرد
درک درستی از احساساتم نداشتم

00:30:59.820 --> 00:31:03.115
چون از روز ازل داشته این کار رو می‌کرده
جوری که دیگه اولین بارش رو از خاطر بردم

00:31:03.115 --> 00:31:06.660
دیگه یادم نمیاد آخرین باری که بابام
به صورت روتین نمیدیدم کِی بوده

00:31:06.660 --> 00:31:09.580
من رو نابود کرد. داغونم کرد -
نه این‌طور نیست -

00:31:09.580 --> 00:31:13.083
چرا هست. من رو خرد کرد

00:31:13.083 --> 00:31:15.294
من دیگه یه آدم واقعی نیستم -
چرا هستی -

00:31:15.294 --> 00:31:17.463
کسی که عاشق مردیه
که همچین زجری بهش تحمیل کرده

00:31:17.463 --> 00:31:19.381
نمی‌تونی یه آدم سالم و واقعی باشه

00:31:19.381 --> 00:31:21.758
این‌طور نیست -
هی این رو تکرار نکن -

00:31:24.970 --> 00:31:26.805
بس کن

00:31:31.351 --> 00:31:32.769
من مرد آسیب‌دیده‌ ام

00:31:37.107 --> 00:31:38.608
معنیش چی می‌شه؟

00:31:43.863 --> 00:31:44.698
منم

00:31:48.493 --> 00:31:51.287
اسمیه که روی خودت گذاشتی؟ -
...آره. از وقتی -

00:31:51.788 --> 00:31:54.749
از بچگیت -
تا جایی که حافظه‌م یاری می‌کنه -

00:31:56.417 --> 00:31:57.961
اسمی بود که روی خودم گذاشتم

00:31:59.045 --> 00:31:59.921
همیشه همین بوده

00:32:01.506 --> 00:32:02.965
تا ابد هم همین می‌مونه

00:32:06.219 --> 00:32:07.553
هیچ‌وقت قرار نیست تموم بشه

00:32:09.138 --> 00:32:10.640
رنج و عذابم پایانی نداره

00:32:13.809 --> 00:32:15.394
به صورت مادرم شلیک کردم

00:32:16.729 --> 00:32:17.938
و فکر کنم به پدرم هم شلیک کردم

00:32:19.815 --> 00:32:23.444
و این... اصلا طبیعی نیست

00:32:24.612 --> 00:32:27.490
پس... خودم رو درست نمی‌شناسم

00:32:28.157 --> 00:32:29.950
و از شنبه متوجه شدم
که اگه از اینجا آزاد نشم

00:32:29.950 --> 00:32:32.786
هرگز فرصتش بهم دست نمی‌ده

00:32:32.786 --> 00:32:35.873
از اینجا درت میارم -
نه. دیگه این رو نگو -

00:32:40.544 --> 00:32:44.673
اگه آزاد نشم هرگز نمی‌تونم
خود واقعیم رو کشف کنم

00:32:47.009 --> 00:32:48.010
هرگز