WEBVTT

00:00:06.131 --> 00:00:07.132
‫تموم شد.

00:00:08.008 --> 00:00:09.009
‫آیک.

00:00:14.597 --> 00:00:15.306
‫چی؟

00:00:16.266 --> 00:00:17.517
‫اوه!

00:00:17.517 --> 00:00:19.686
‫واقعاً شگفت‌انگیزه.

00:00:20.020 --> 00:00:22.605
‫دیدین؟ همچین قدرتی داره.

00:00:22.605 --> 00:00:25.358
‫و این فقط آغشته به مقدار کمی نقره‌فام بود.

00:00:26.651 --> 00:00:29.029
‫با استفاده بیشتر،
قدرت نقره‌فام کمتر می‌شه...

00:00:29.821 --> 00:00:30.822
‫خانم.

00:00:31.448 --> 00:00:35.910
‫قدرت نقره‌فام می‌تونه
‫مقاومت سلاح رو ضعیف کنه،

00:00:35.910 --> 00:00:38.413
‫ولی این شمشیر اونقدری باکیفیته

00:00:38.413 --> 00:00:41.958
‫که فکر نمی‌کنم جای نگرانی باشه... خانم.

00:00:41.958 --> 00:00:43.501
‫مـ ـ معلومه!

00:00:43.501 --> 00:00:45.712
‫هرچی نباشه، یکی از ساخته‌های منه.

00:00:46.254 --> 00:00:49.132
‫نقره‌فامت همچین بدک نیست.

00:00:49.132 --> 00:00:53.136
‫حتی شاید اعتراف کنم با
‫قدرت شمشیرم برابری می‌کنه.

00:00:53.136 --> 00:00:54.262
‫باشه...

00:00:54.638 --> 00:00:58.016
‫حداقل الان می‌تونه کم و بیش
‫ مستقیم باهاش صحبت کنه.

00:00:58.016 --> 00:00:59.059
‫همینطوره.

00:00:59.059 --> 00:01:04.439
‫ظاهراً پرنسس فهمیده
‫چطوری با قضیه برخورد کنه.

00:01:04.439 --> 00:01:07.067
‫ا ـ البته اشتباه نکنی ها!

00:01:07.067 --> 00:01:09.819
‫ درمورد شمشیرم و
نقره‌فامت حرف می‌زنم! همین!

00:01:09.819 --> 00:01:14.324
‫اصلاً منظورم این نیست که بین
‫ من و تو، پیوند خاصی وجود داره!

00:01:14.324 --> 00:01:17.035
‫ها؟ آها، باشه.

00:01:17.285 --> 00:01:20.038
‫حس می‌کنم روش عجیبی برای برخورد باهاشه.

00:01:20.038 --> 00:01:20.997
‫تصمیممو گرفتم!

00:01:21.081 --> 00:01:23.583
‫تمام سلاح‌هامون رو براش بیارید!

00:01:45.188 --> 00:01:48.608
‫تو به حقیقت چنگ انداختی

00:01:48.858 --> 00:01:53.613
‫در جایی که سرنوشت نابود و تکه‌تکه می‌شه

00:01:58.159 --> 00:02:00.453
‫اگه بتونم قوی‌تر بشم، همه‌کاری می‌کنم

00:02:00.662 --> 00:02:02.747
‫از هر شکست درسی بگیر

00:02:02.789 --> 00:02:07.377
‫تا دیگه هیچ‌ حسرتی نداشته باشی

00:02:17.762 --> 00:02:21.641
‫تا آخرین نفس‌هام در
اینجا ایستادگی خواهم کرد

00:02:34.321 --> 00:02:35.447
‫بجنب!

00:02:35.447 --> 00:02:36.323
‫بکشش!

00:02:36.323 --> 00:02:37.240
‫منتظر چی هستی؟

00:02:37.240 --> 00:02:38.450
‫زودتر دخلشو بیار!

00:02:45.415 --> 00:02:46.708
‫ترکیبش کردم.

00:02:46.708 --> 00:02:47.959
‫بگیرش.

00:02:47.959 --> 00:02:49.377
‫لـ ـ لعنتی!

00:02:49.377 --> 00:02:50.253
‫برو کنار!

00:02:50.253 --> 00:02:51.963
‫حالا نوبت منه!

00:02:53.256 --> 00:02:54.007
‫بعدی.

00:03:00.055 --> 00:03:03.725
‫واقعاً فکر خوبیه که همچین کاری کنم؟

00:03:04.351 --> 00:03:06.811
‫نصف نقره‌فامت رو
برای استفاده‌ی خودت نگه دار،

00:03:06.811 --> 00:03:10.440
‫و از نصف دیگه برای ترکیب‌کردن
‫ سلاح سربازها استفاده کن.

00:03:10.732 --> 00:03:13.860
‫توی این نبرد، از هنرهای
نقره‌فام استفاده نمی‌کنی.

00:03:13.860 --> 00:03:16.029
‫استفاده از اونا، هیچ به نفع‌مون نیست.

00:03:16.488 --> 00:03:18.990
‫الان قطعاً تو بهترین وضعیتم نیست.

00:03:18.990 --> 00:03:22.285
‫ولی اینطوری نیست که بدنم تکون نخوره.

00:03:22.577 --> 00:03:25.455
‫اگه تنهایی بجنگم، نتیجه خیلی بهتر می‌شه،

00:03:25.455 --> 00:03:27.916
‫پس واقعاً نباید از
هنرهای نقره‌فام استفاده کنم؟

00:03:27.916 --> 00:03:29.167
‫چرا؟

00:03:29.167 --> 00:03:30.418
‫اصلاً نمی‌فهمم.

00:03:30.669 --> 00:03:32.170
‫حرف از چیزایی شد که نمی‌فهمم...

00:03:32.170 --> 00:03:36.341
‫همینه! پدرشو در بیار!
چرا اینا دارن انقدر جدی بهم حمله می‌کنن؟

00:03:36.341 --> 00:03:39.803
‫کاری کردم که ناراحتشون کرده؟

00:03:39.803 --> 00:03:42.264
‫اگه اینطوره، دلم
می‌خواد عذرخواهی کنم، ولی...

00:03:42.264 --> 00:03:43.306
‫ای تف توش!

00:03:43.306 --> 00:03:46.726
‫نمی‌فهمم فرمانده‌مون چی تو این فسقلی دیده!

00:03:47.477 --> 00:03:49.729
‫اصلاً نمی‌فهمم قضیه چیه!

00:03:49.729 --> 00:03:52.232
‫عوضی! خونسردیش خیلی رو اعصابه!

00:03:52.232 --> 00:03:53.984
‫نمی‌تونم نگاه سنگین‌شونو تحمل کنم.

00:03:53.984 --> 00:03:57.237
‫اون قیافه‌ی از خود راضی رو
‫ از صورتش پاک کنین!

00:03:57.237 --> 00:03:59.531
‫همینطور دارم عرق سرد می‌ریزم.

00:03:59.781 --> 00:04:02.284
‫فقط می‌خوام
زودتر تمومش کنم تا برگردم سلولم!

00:04:04.035 --> 00:04:05.245
‫از غلاف درارش.

00:04:05.245 --> 00:04:06.204
‫شین!

00:04:06.204 --> 00:04:07.497
‫شینه!

00:04:08.290 --> 00:04:10.417
‫سردسته شمشیرزنان، شین کاتلاس.

00:04:11.793 --> 00:04:14.087
‫من با بقیه این آماتورا فرق دارم.

00:04:18.049 --> 00:04:19.885
‫اوه، واقعاً قوی‌ای.

00:04:19.885 --> 00:04:21.803
‫حتی فرصت نشد نقره‌فامم رو استفاده کنم.

00:04:23.889 --> 00:04:25.640
‫قدرتش اندازه لئوـه.

00:04:25.640 --> 00:04:27.017
‫شاید حتی قوی‌تر.

00:04:28.143 --> 00:04:31.646
‫تـ ـ ترحم تو رو نمی‌خوام!

00:04:31.646 --> 00:04:33.440
‫اوه، ولی هنوز نقره‌فام رو

00:04:33.690 --> 00:04:35.609
‫تچ، نیم‌وجبی بی‌مصرف!

00:04:35.609 --> 00:04:37.569
‫خیلی‌خب، بعدی! سریع‌تر برو سراغش!

00:04:37.736 --> 00:04:39.279
‫نذار استراحت کنه!

00:04:39.279 --> 00:04:41.364
‫برگرد سر کارت، خیکی!

00:04:44.576 --> 00:04:47.037
‫واقعاً رقت‌انگیزه.

00:04:47.037 --> 00:04:49.956
‫دوتا سردسته شمشیرزنا زانوی غم بغل کردن.

00:04:49.956 --> 00:04:51.041
‫گریه نمی‌کنم!

00:04:51.041 --> 00:04:52.375
‫خیلی هم می‌کنی.

00:04:52.375 --> 00:04:53.585
‫خفه شو!

00:04:53.585 --> 00:04:55.629
‫خودتم برو دخلتو بیاره دیگه، کریس.

00:04:55.629 --> 00:05:00.425
‫الانشم باختم، و
سلاحم با نقره‌فام ترکیب شده.

00:05:00.425 --> 00:05:03.136
‫پس واسه چی انقدر بی‌تفاوتی؟

00:05:03.136 --> 00:05:07.891
‫طبیعیه که یه جنگجو
‫ سلاح قدرتمند بخواد، مگه نه؟

00:05:08.266 --> 00:05:12.103
‫در وهله‌ی اول به‌خاطر همین عضو ارتش شدم.

00:05:12.103 --> 00:05:15.982
‫حالا حس می‌کنم می‌تونم یه اژدهای برتر رو
‫ مثل آب‌خوردن دو شقّه کنم.

00:05:15.982 --> 00:05:16.858
‫تچ!

00:05:16.858 --> 00:05:19.069
‫بین قوی‌تر شدن با یه سلاح قوی،

00:05:19.069 --> 00:05:22.781
‫و قوی‌شدن فقط به‌خاطر یه سلاح،
‫زمین تا آسمون فرق هست.

00:05:22.781 --> 00:05:24.324
‫از خر شیطون پایین نمیایا.

00:05:24.324 --> 00:05:25.992
‫خب، البته می‌فهمم چی می‌گی.

00:05:26.284 --> 00:05:28.286
‫تو همچین سن کمی، انقدر قدرتمنده.

00:05:28.286 --> 00:05:31.623
‫علاوه بر اون، از فرمانده‌مون هم
‫ توانایی خاص قوی‌تری داره.

00:05:31.623 --> 00:05:35.210
‫باعث می‌شه تفاوت قدرتِ کسایی که
‫ با استعداد ذاتی متولد شدن رو حس کنی.

00:05:35.585 --> 00:05:39.047
‫اگه بهت بگم اذیتم نمی‌کنه، دروغ گفتم.

00:05:39.047 --> 00:05:41.550
‫اون استعداد ذاتی نداره.

00:05:41.550 --> 00:05:42.634
‫ها؟

00:05:42.634 --> 00:05:44.344
‫کاملاً برعکسشه.

00:05:44.344 --> 00:05:47.055
‫با اینکه فقط برای یه‌لحظه جنگیدیم،

00:05:47.055 --> 00:05:50.642
‫می‌تونستم حس کنم که دستاورد
‫ مدت‌ها تمرینِ فردی بی‌استعداده.

00:05:52.769 --> 00:05:55.147
‫اون سنگینی رو حس کردم.

00:05:55.147 --> 00:05:59.276
‫یعنی اون بچه پیرتر از چیزیه که به‌نظر میاد؟

00:05:59.276 --> 00:06:01.403
‫منم ازش مطمئن نیستم.

00:06:02.070 --> 00:06:04.614
‫ولی نمی‌تونم احساس واقعیم رو انکار کنم.

00:06:05.031 --> 00:06:11.538
‫و بخوام صادق باشم، فهمیدن اینکه
‫با گذر زمان تنبل‌تر شدم، واقعاً دردناکه.

00:06:11.538 --> 00:06:14.666
‫چی؟ واسه همین غمباد گرفته بودی؟

00:06:14.666 --> 00:06:17.752
‫فکر کردم به‌خاطر اینه که
‫ فرمانده عاشق اون پسره شده.

00:06:17.752 --> 00:06:20.505
‫اونم به‌شدت دردناکه.

00:06:22.174 --> 00:06:23.592
‫کجا داری می‌ری، شین؟

00:06:23.592 --> 00:06:26.094
‫از شنیدن ناله و زاری پیرمردها خسته شدم.

00:06:27.721 --> 00:06:29.723
‫می‌رم دوباره به مبارزه دعوتش کنم!

00:06:30.182 --> 00:06:32.476
‫و اگه ببازم،
هرچندبار مجبور باشم تکرارش می‌کنم!

00:06:33.059 --> 00:06:35.228
‫نمی‌خوام کسی باشم

00:06:35.228 --> 00:06:38.607
‫که تو میدون‌ جنگ
‫ پشت قهرمان قدرتمند قایم شده.

00:06:40.192 --> 00:06:41.193
‫هی، هی!

00:06:41.526 --> 00:06:44.196
‫شینیگامی، درباره لیانه چه فکری می‌کنی؟

00:06:46.823 --> 00:06:47.741
‫من گریام.

00:06:47.741 --> 00:06:48.700
‫منم هزلام.

00:06:48.700 --> 00:06:49.701
‫اسم تو چیه، شینیگامی؟

00:06:49.701 --> 00:06:50.952
‫راگنا.

00:06:53.955 --> 00:06:54.706
‫خب؟

00:06:54.706 --> 00:06:56.541
‫نظرت درباره لیانه چیه؟

00:06:56.541 --> 00:06:58.335
‫نـ ـ نظرم چیه؟

00:06:58.335 --> 00:06:59.127
‫دوستش داری؟

00:06:59.127 --> 00:06:59.961
‫یا متنفری؟

00:06:59.961 --> 00:07:02.464
‫نـ ـ نه دوستش دارم، نه متنفرم.

00:07:02.464 --> 00:07:03.924
‫تازه باهاش آشنا شدم.

00:07:03.924 --> 00:07:06.510
‫درباره کسی که
تازه آشنا شدی هم می‌تونی نظر بدی.

00:07:06.510 --> 00:07:08.762
‫مثلاً «بانمکه!» یا
«الانشم تحمل ریختشو ندارم!»

00:07:08.762 --> 00:07:11.181
‫لیانه گفت به‌نظرش تو خوش‌قیافه‌ای!

00:07:11.890 --> 00:07:14.935
‫راستشو بخواید، درموردش مطمئن نیستم.

00:07:15.477 --> 00:07:16.561
‫اوه.

00:07:17.145 --> 00:07:18.313
‫مطمئن نیستی؟

00:07:18.313 --> 00:07:19.481
‫چرا؟

00:07:19.481 --> 00:07:21.483
‫دلیلشو بهمون بگو!

00:07:22.317 --> 00:07:23.610
‫آخه...

00:07:23.610 --> 00:07:25.946
‫الان صورتم این‌شکلیه.

00:07:25.946 --> 00:07:28.865
‫چطوری با وجود این باند‌ها روی صورتم،

00:07:28.865 --> 00:07:30.575
‫می‌خواد بفهمه خوش‌قیافه‌م یا نه؟

00:07:30.617 --> 00:07:33.620
‫فقط داره تصور می‌کنه
‫زیر این باندها خوش‌قیافه‌م.

00:07:34.538 --> 00:07:37.040
‫ولی حقیقت اینه که نیستم.

00:07:37.040 --> 00:07:38.917
‫مطمئنم وقتی درشون بیارم، ناامید می‌شه.

00:07:39.209 --> 00:07:42.212
‫برای همین یه‌ذره نگرانم.

00:07:44.548 --> 00:07:46.049
‫آدم بامزه‌ای هستی، راگنا!

00:07:46.049 --> 00:07:49.720
‫فقط وقتی داری خودتو می‌کوبی،
‫بلدی واضح حرف بزنی.

00:07:49.720 --> 00:07:51.346
‫واقعاً عجیبی!

00:07:51.346 --> 00:07:53.348
‫جـ ـ جدی؟

00:07:54.224 --> 00:07:55.517
‫تادا!

00:07:55.809 --> 00:07:57.602
‫اینا سلاح‌های ماست!

00:07:57.602 --> 00:07:59.938
‫ما با تفنگ می‌جنگیم!

00:07:59.938 --> 00:08:04.401
‫بهت اجازه می‌دیم گلوله‌هامون رو
‫ با نقره‌فام ترکیب کنی.

00:08:04.401 --> 00:08:05.694
‫آها...

00:08:05.694 --> 00:08:08.321
‫محشره، نه؟ موقع ترکیب‌کردن قدردان باش.

00:08:08.321 --> 00:08:10.073
‫آه، باشه.

00:08:10.574 --> 00:08:12.033
‫خیلی پرانرژی ان.

00:08:12.576 --> 00:08:15.162
‫فکر کنم تقریباً هم‌سن لئو باشن.

00:08:16.997 --> 00:08:19.750
‫یه بوی خوبی از این شمت میاد.

00:08:19.750 --> 00:08:20.959
‫پورون، پورون!

00:08:20.959 --> 00:08:22.210
‫یه اژدهاست!

00:08:22.210 --> 00:08:24.171
‫بوی یه اژدهاست!

00:08:24.171 --> 00:08:26.506
‫اسلایمسنپای، مطمئنی فکر خوبیه؟

00:08:26.506 --> 00:08:29.384
‫مگه کریمزن نگفت خودتو نشون ندی؟

00:08:29.384 --> 00:08:31.553
‫پورو! راست می‌گی!

00:08:31.553 --> 00:08:33.638
‫واای، چه بانمک!

00:08:33.638 --> 00:08:35.223
‫یه کوتوله‌ست!

00:08:35.223 --> 00:08:35.807
‫پورو؟

00:08:35.807 --> 00:08:38.560
‫سلام، کوتولهسان! اسمتون چیه؟

00:08:38.560 --> 00:08:42.981
‫من اشلایم اهریمنی ام،
‫خدمتکار شماره یکِ کرونیکاساما.

00:08:42.981 --> 00:08:44.858
‫چه باحال! یه حیوون دست‌آموزی؟

00:08:44.858 --> 00:08:47.194
‫تا حالا یدونه سخنگوشونو ندیده بودم!

00:08:47.194 --> 00:08:51.656
‫پو! منو با حیوون‌های
بی‌عقل یکی نکن، بچه پرر

00:08:51.656 --> 00:08:52.783
‫همم؟

00:08:53.158 --> 00:08:56.495
‫صورتاتون یه‌جورایی شبیه اژدهایانه.

00:08:57.371 --> 00:08:58.872
‫چشما و دندوناتون!

00:08:58.872 --> 00:09:00.749
‫واسه یه آدمیزاد، خیلی شبیه اژدهایین!

00:09:00.749 --> 00:09:03.251
‫مو به تنم شیخ می‌کنه!

00:09:03.251 --> 00:09:05.837
‫قیافه‌های عجیبی دارین، آدمیزادهای فشقلی!

00:09:05.837 --> 00:09:08.298
‫ها؟ حس و حال‌شون تغییر کرد...

00:09:09.091 --> 00:09:10.592
‫هی، اسلایمچان.

00:09:10.592 --> 00:09:12.552
‫چندتا خوراکی خوشمزه می‌خوای؟

00:09:12.552 --> 00:09:14.471
‫خوراکی؟ اژدهاست؟

00:09:14.471 --> 00:09:16.056
‫دلت می‌خواد اژدها بخوری؟

00:09:16.056 --> 00:09:17.766
‫آره، دلم اژدها می‌خواد!

00:09:17.766 --> 00:09:19.726
‫بعد خوردن‌شون گنده‌تر می‌شم!

00:09:19.726 --> 00:09:22.020
‫از لیانه می‌خوایم چندتا برات نگه داره.

00:09:22.020 --> 00:09:23.021
‫پورورون!

00:09:23.021 --> 00:09:26.441
‫در این شورت، سریع برام غذا بیارین،
‫آدمیزادهای بی‌ریخت!

00:09:26.733 --> 00:09:27.943
‫باشه!

00:09:28.527 --> 00:09:30.278
‫بیا بریم!

00:09:32.155 --> 00:09:33.907
‫نمی‌دونم چرا...

00:09:34.282 --> 00:09:40.205
‫حس می‌کنم دیگه قرار نیست
‫ سنپای رو صحیح و سالم ببینم.

00:09:42.749 --> 00:09:43.959
‫پورو؟

00:09:44.501 --> 00:09:46.461
‫پش اژدها کو؟

00:09:46.461 --> 00:09:49.047
‫ما هیچ خاطره‌ای از والدین‌مون نداریم.

00:09:49.047 --> 00:09:50.090
‫پورورو؟

00:09:50.090 --> 00:09:51.675
‫اولین خاطرات‌مون، بودن توی
‫یه سیرک نمایش عجیب‌الخلقه‌هاست،

00:09:51.675 --> 00:09:56.054
‫جامعه با امثال ما خیلی خشن برخورد می‌کنه.

00:09:56.263 --> 00:09:58.473
‫دارین درباره چی حرف می‌زنین؟

00:10:01.476 --> 00:10:06.023
‫چون تو همچین محیط سختی بزرگ شدیم،
‫از نظر احساسی کمبود داریم.

00:10:06.481 --> 00:10:09.401
‫مثلاً، مفهوم حقارت رو درک نمی‌کنیم.

00:10:09.401 --> 00:10:10.485
‫پورو...

00:10:12.571 --> 00:10:18.785
‫حالا سعی می‌کنیم با تقلید از بچه‌های اطراف‌مون، احساسات‌مون رو فعال کنیم.

00:10:19.578 --> 00:10:22.831
‫در واقع، به‌خاطر توهینت عصبانی نیستیم.

00:10:23.248 --> 00:10:26.126
‫ولی عمداً سعی داریم عصبانی به‌نظر بیایم.

00:10:27.961 --> 00:10:30.839
‫نگران نباش، نمی‌خوایم بکشیمت.

00:10:32.424 --> 00:10:35.886
‫درست جوری که بچه‌های هم‌سن‌مون
‫ با حیوون‌ها برخورد می‌کنن،

00:10:35.886 --> 00:10:38.597
‫فقط چندتا شوخی بامزه باهات می‌کنیم.

00:10:39.222 --> 00:10:42.476
‫اول، با گسترش مقعد
‫ از طریق ترقه شروع می‌کنیم.

00:10:43.935 --> 00:10:45.771
‫بهتره باسنتو شل کنی.

00:10:48.273 --> 00:10:50.442
‫قدرت جادویی چیه؟

00:10:50.984 --> 00:10:54.029
‫قدرت تغییر دنیاست.

00:10:54.279 --> 00:10:58.158
‫پس اگه سؤال اینه که «مهارت جادویی چیه؟»

00:10:58.158 --> 00:11:03.413
‫جوابش اینه: «وسیله‌ای برای هدایت
‫ تغییراتِ ایجادشده توسط قدرت جادویی».

00:11:03.997 --> 00:11:07.292
‫قدرت جادویی‌ت رو در نوک انگشتات
‫ جمع کن و بیرون بریز.

00:11:07.793 --> 00:11:10.170
‫ریوکوی یاها فاموله.

00:11:12.172 --> 00:11:13.715
‫و به آتیش می‌رسی.

00:11:14.049 --> 00:11:18.428
‫اونا کلمات جادویی هستن که با
‫هدایت تغییرات جادویی، آتیش ایجاد می‌کنن.

00:11:19.221 --> 00:11:21.640
‫روش‌های دیگه‌ای هم برای ایجادش هست.

00:11:21.932 --> 00:11:24.893
‫با انجام این‌کار...

00:11:25.185 --> 00:11:26.186
‫و این...

00:11:26.395 --> 00:11:27.479
‫و این.

00:11:27.980 --> 00:11:29.481
‫به آتیش می‌رسی.

00:11:29.481 --> 00:11:32.651
‫اگه فرد دست‌ها رو به این ترتیب قرار بده،

00:11:32.651 --> 00:11:35.279
‫می‌شه همون تغییرات قبلی رو هدایت کرد.

00:11:35.737 --> 00:11:38.365
‫برای کسایی که بهشون تسلط دارن،

00:11:38.365 --> 00:11:40.367
‫راه‌های زیادی برای ایجاد همین تغییر هست.

00:11:40.659 --> 00:11:45.872
‫خونی که در بدن‌شون جریان داره،
‫شکلی از تجسم جادوییه.

00:11:46.290 --> 00:11:48.959
‫تنها با تصور تغییری که می‌خوان ایجاد کنن،

00:11:48.959 --> 00:11:52.004
‫می‌تونن جادوی نیرومندی رو تجسم کنن.

00:11:52.004 --> 00:11:54.006
‫برای همین قدرتمندن.

00:11:55.382 --> 00:12:00.262
‫برای همین جادوگرها
‫از جادوی اژدهایان تقلید می‌کنن.

00:12:00.929 --> 00:12:04.516
‫حلقه‌های جادویی براساس
‫جریان خون اژدهایان طراحی شدن.

00:12:04.850 --> 00:12:07.728
‫مرکز حلقه، سرچشمه‌شه.

00:12:07.728 --> 00:12:10.564
‫جادو در میان رگ‌ها به گردش درمیاد.

00:12:11.023 --> 00:12:13.942
‫هرچی سال‌های بیشتری صرف این تحقیقات بشه،

00:12:13.942 --> 00:12:17.112
‫بیشتر به قدرت اژدهایان شباهت پیدا می‌کنه.

00:12:17.112 --> 00:12:19.740
‫این کار یه جادوگره.

00:12:21.241 --> 00:12:22.451
‫خوب نیست.

00:12:22.701 --> 00:12:24.244
‫به بن‌بست خوردیم.

00:12:26.914 --> 00:12:30.792
‫حلقه‌های جذب و تلپورت رو کامل کردیم،

00:12:30.792 --> 00:12:33.337
‫ولی بازم خوب به‌هم وصل نمی‌شن!

00:12:33.337 --> 00:12:38.133
‫با این‌ وضعیت، به
قدرت جادوییِ 15.7 اژدهای برتر نیازه

00:12:38.133 --> 00:12:40.510
‫تا یه‌نفر بتونه تلپورت بشه.

00:12:40.510 --> 00:12:42.638
‫و ما هم 1,800 نفر داریم...

00:12:43.847 --> 00:12:46.099
‫هر اژدهایی که حمله ‌کنه هم شکست بدیم،

00:12:46.099 --> 00:12:47.684
‫بازم بس نمی‌شه!

00:12:47.684 --> 00:12:53.607
‫مسئله اصلی اینجاست که
‫ما فقط تلپورت انسان‌ها مدنظرمونه.

00:12:53.607 --> 00:12:56.944
‫اوه! خودشه! بیاید از
دست همین تیکه خلاص شیم.

00:12:56.944 --> 00:13:01.156
‫اینطوری اژدهایان هم
باهامون میان، خانم ماجو!

00:13:02.157 --> 00:13:03.534
‫این‌شکلی که در رفتن فایده نداره!

00:13:03.534 --> 00:13:04.409
‫چه مسخره!

00:13:06.495 --> 00:13:08.121
‫حالیشون نیست.

00:13:08.121 --> 00:13:12.960
‫مغز زیردستام از سر
‫هرروز و هرشب کار کردن تاب برداشته.

00:13:13.502 --> 00:13:16.797
‫با تحقیقات قبلی هم به جایی پیش نمی‌رن.

00:13:16.797 --> 00:13:20.008
‫از اینجا به بعد، به
خلاقیت و آزمون‌ و خطا نیاز داریم.

00:13:20.384 --> 00:13:22.636
‫ولی دیگه وقتی براش نمونده.

00:13:22.636 --> 00:13:25.305
‫تو بدترین حالت،
‫ اژدهایان فردا صبح اینجان.

00:13:25.305 --> 00:13:30.769
‫نه، با این‌وضع حتی قبل اینکه اژدهایان برسن
‫ فرمانده سر از تنم جدا می‌کنه.

00:13:31.061 --> 00:13:33.772
‫باید امشب بزنم به‌چاک؟

00:13:33.772 --> 00:13:36.483
‫استاد فو، الان چیزی گفتین؟

00:13:36.483 --> 00:13:39.111
‫نخیر، زده به سرت.

00:13:39.111 --> 00:13:41.530
‫آها، پس فقط زده به سرم!

00:13:41.530 --> 00:13:42.573
‫هو هو هو!

00:13:42.573 --> 00:13:43.907
‫آره بابا!

00:13:45.576 --> 00:13:47.870
‫ولی اشتباه نشنید، نه؟

00:13:47.870 --> 00:13:50.205
‫الان گفتی می‌خوای بزنی به‌چاک؟

00:13:50.205 --> 00:13:52.082
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:13:52.749 --> 00:13:54.960
‫اینجام چون بهم نیاز دارین.

00:13:54.960 --> 00:13:55.961
‫ها؟

00:13:56.420 --> 00:13:59.173
‫وقتی توی تنگنا گیر کنی،

00:13:59.173 --> 00:14:02.176
‫به دانش و خلاقیت
کاملاً جدیدی نیاز پیدا می‌کنی.

00:14:02.176 --> 00:14:04.845
‫تو الان به این احتیاج داری.

00:14:05.554 --> 00:14:08.098
‫برای همین اومدم کمکت.

00:14:12.352 --> 00:14:15.856
‫«می‌خوام از عذاب رهاییت بدم.»

00:14:15.856 --> 00:14:21.570
‫وقتی اولین‌بار اینو شنیدم، با خودم گفتم،
‫«این زنیکه چی داره زر زر می‌کنه؟»

00:14:21.570 --> 00:14:23.655
‫اما درست همونطور بود که گفت.

00:14:24.156 --> 00:14:28.577
‫شعله‌های نفرت که درونم بود
‫بیرون کشیده شدن.

00:14:29.036 --> 00:14:31.663
‫خاطراتی از زمان انسانیتم دارم؛

00:14:31.663 --> 00:14:35.709
‫ولی عواطفی که در کنارش بودن در خاطرم نیست.

00:14:35.918 --> 00:14:39.630
‫تنها احساسم، علاقه عمیقی بود
‫ که نسبت به پادشاه اژدها؛

00:14:39.630 --> 00:14:42.841
‫کسی که
ارزشمندترین بخش وجودم رو دزدید، داشتم.

00:14:43.050 --> 00:14:48.055
‫و چیزی که منو به تعجب وا می‌داره،
‫اینه که حتی احساس شرمی ندارم.

00:14:48.472 --> 00:14:52.726
‫فکر می‌کردم
با اومدن به اینجا، چیزی به‌یاد میارم.

00:14:53.477 --> 00:14:55.646
‫تو چطور، آرنولد؟

00:14:56.104 --> 00:14:59.775
‫اوه، الان شدی تاراتکتورا، درسته؟

00:15:00.859 --> 00:15:03.570
‫یک‌چیز هست که تغییری نکرده.

00:15:03.570 --> 00:15:04.655
‫همم؟

00:15:05.239 --> 00:15:08.826
‫ما همچنان جنگجوییم.

00:15:10.577 --> 00:15:11.995
‫ای همرزمانم.

00:15:12.287 --> 00:15:14.998
‫در همین زمان و مکان،‌
‫به شما قسم می‌خورم.

00:15:15.999 --> 00:15:20.838
‫سوگند می‌دهم که هرگز دوباره
‫تحقیرِ از دست‌دادن اربابم رو متحمل نشم.

00:15:22.047 --> 00:15:23.882
‫حتی اگه...

00:15:24.633 --> 00:15:30.556
‫کسی باشه که ارباب انسانیم رو
‫ ازم دزدیده، پادشاه اژدها.

00:15:30.722 --> 00:15:32.933
‫حتی تغییر از انسان به اژدها
‫مقصودم و یا حتی نحوه‌ی زندگیم رو

00:15:32.933 --> 00:15:35.185
‫تغییر نخواهد داد.

00:15:36.603 --> 00:15:38.147
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب!

00:15:38.147 --> 00:15:41.150
‫بیاید الان نقشه رو نهایی کنیم.

00:15:41.150 --> 00:15:42.985
‫ما هدفمون دو چیزه.

00:15:42.985 --> 00:15:45.112
‫یک: نابودی این کشور.

00:15:45.195 --> 00:15:48.031
‫دو: کشتن کسایی که به تیا حمله کردن؛
‫شینیگامی و همدست‌هاش.

00:15:48.532 --> 00:15:53.287
‫لازم نکرده برای شینیگامی و رفقاش
‫ به خودت زحمت بدی.

00:15:53.287 --> 00:15:54.997
‫اونا شکار خودمن.

00:15:54.997 --> 00:15:56.623
‫چی؟ شکارت؟

00:15:56.623 --> 00:15:59.710
‫می‌خوای ردشونو بزنی؟
‫واقعاً انقدر احمقی؟

00:15:59.710 --> 00:16:01.753
‫ها؟ چی زر زدی، نوکر؟

00:16:01.753 --> 00:16:05.924
‫دشمن منطقاً وقتی تو نبودی
‫ تصمیم گرفته به تیا حمله کنه.

00:16:05.924 --> 00:16:08.427
‫می‌خوای باز همون اشتباهو تکرار کنی؟

00:16:08.427 --> 00:16:10.554
‫اصلاً وضعیتو درک می‌کنی؟

00:16:10.554 --> 00:16:13.766
‫تیا جادوی کنترل زمانشو از دست داده.

00:16:13.974 --> 00:16:14.975
‫هه!

00:16:14.975 --> 00:16:17.102
‫تو محافظِ تیائی.

00:16:17.102 --> 00:16:19.396
‫نذار حتی یه‌ثانیه از جلو چشمت دور شه.

00:16:19.396 --> 00:16:21.356
‫هه! ببند دهنو، نوکر.

00:16:21.356 --> 00:16:23.984
‫فکر نکن می‌تونی بهم امر و نهی کنی!

00:16:23.984 --> 00:16:28.197
‫تازشم، خود ملکه
ازم خواست سر دشمن‌ها رو بیارم.

00:16:29.490 --> 00:16:31.408
‫کاشکی هیچ‌وقت نمی‌خواستم.

00:16:31.408 --> 00:16:32.910
‫شوخیت گرفته تو؟

00:16:32.910 --> 00:16:34.703
‫حالا که بیشتر فکر می‌کنم،

00:16:34.703 --> 00:16:38.707
‫شاید اون‌موقع یه‌مقدار پیش از حد جوگیر شدم.

00:16:38.707 --> 00:16:43.045
‫حالا که استدلال زوراسان رو شنیدم،
‫ به‌نظرم خیلی قانع‌کننده‌ست.

00:16:43.045 --> 00:16:45.130
‫خودمو خالی کردم، حالم بهتر شد.

00:16:45.130 --> 00:16:47.257
‫خیلی زود رنگ عوض کردیا.

00:16:49.843 --> 00:16:53.388
‫ا ـ اون‌موقع عقلم سر جاش نبود!

00:16:53.388 --> 00:16:54.723
‫لطفاً فراموشش کن!

00:16:54.723 --> 00:16:57.351
‫آهای! این لحظه عشقولانه روی تخت چیه؟

00:16:57.351 --> 00:16:58.894
‫می‌خوای بدونی، نوکر؟

00:16:58.894 --> 00:17:00.062
‫تو خواب ببینی؟

00:17:00.062 --> 00:17:01.480
‫هـ ـ هیچی نبود!

00:17:01.480 --> 00:17:02.940
‫این صحبت دیگه تمومه!

00:17:03.273 --> 00:17:06.443
‫نیازی نیست دنبالشون بگردیم؛
‫ خودشون میان پیشمون.

00:17:07.403 --> 00:17:08.654
‫منطقت چیه؟

00:17:08.654 --> 00:17:10.072
‫هیچی.

00:17:10.072 --> 00:17:13.117
‫از زمان نبردمون این حسو داشتم.

00:17:13.283 --> 00:17:15.369
‫عمراً بذارم قسر در بری!

00:17:15.369 --> 00:17:17.621
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم فرار کنی!

00:17:17.788 --> 00:17:21.417
‫می‌خوام توی سریع‌ترین زمان ممکن بکشمشون.
‫مطمئن می‌شم تک‌تک‌تون...

00:17:21.417 --> 00:17:22.751
‫بمیرین!
‫شکار بشین!

00:17:23.752 --> 00:17:27.715
‫اما دشمن هم قصد کشتن آلتیماتیاساما رو داره.

00:17:27.715 --> 00:17:29.383
‫نمی‌تونم اجازه‌شو بدم.

00:17:29.383 --> 00:17:32.386
‫من کسی می‌شم
که از آلتیماتیاساما محافظت می‌کنه!

00:17:32.886 --> 00:17:36.932
‫می‌بینم به یه مرد
بالغ تبدیل شدی، درست نمی‌گم؟

00:17:36.932 --> 00:17:39.226
‫از بچه یاد بگیر، احمقویی!

00:17:39.226 --> 00:17:40.853
‫لال شو، حمال!

00:17:40.853 --> 00:17:41.979
‫چی گفتی، مردک؟!

00:17:41.979 --> 00:17:43.897
‫مشنگ، مشنگ، منشگ چلاق!

00:17:43.897 --> 00:17:45.649
‫دوباره بگو حالیت کنم، حمال‌باشی!
‫امم، زوراسان؟

00:17:45.649 --> 00:17:46.608
‫همم؟

00:17:46.608 --> 00:17:49.987
‫اگه کامویی و نبیلیمسان پیشم بمونن،

00:17:49.987 --> 00:17:51.864
‫پس کی قراره کشور رو نابود کنه؟

00:17:51.864 --> 00:17:57.119
‫برآورده‌کردن خواسته‌های خداوندگار
‫ از زندگی خودم مهمتره.

00:17:57.119 --> 00:17:59.371
‫بسپرش به خودم، تیا!

00:17:59.371 --> 00:18:01.206
‫کارم مو لا درزش نمی‌ره.

00:18:02.374 --> 00:18:05.961
‫ولی یه‌چیز هست که باید درک کنی.

00:18:07.963 --> 00:18:12.676
‫نقشه اصلی این بود که تا جای ممکن
‫ انسان‌ها رو توی پایتخت جمع کنیم،

00:18:12.676 --> 00:18:17.181
‫و با استفاده از حصارِ نبیلیمچان
‫ بهشون مرگ آروم و بی‌دردی می‌دیم.

00:18:17.348 --> 00:18:18.891
‫متوجهم.

00:18:19.224 --> 00:18:23.687
‫می‌دونم دیگه نمی‌تونم همچین
‫ خواسته خودخواهانه‌ای داشته باشم.

00:18:24.104 --> 00:18:26.357
‫روش‌هاتون رو زیر سؤال نمی‌برم.

00:18:26.357 --> 00:18:32.196
‫با سرعت و دقت،
‫تمام افراد این پادشاهی رو بکشید.

00:18:32.613 --> 00:18:34.740
‫بسیار بسیار ساده.

00:18:35.157 --> 00:18:37.576
‫تنها کافیه به هیولاها فرمان بدین.

00:18:37.785 --> 00:18:42.831
‫به 40,000 اژدهای رده‌پایین و میانیِ
‫ این کشور و خارج از اون دستور بدید

00:18:42.831 --> 00:18:44.708
‫تا همه رو ببلعن.

00:18:46.794 --> 00:18:50.422
‫من و تاراچان مسئله
پرنسس نقره رو حل می‌کنیم.

00:18:51.131 --> 00:18:52.216
‫بورورون!

00:18:52.549 --> 00:18:54.802
‫متوجه شدم؛ به‌عهده‌ش می‌گیرم.

00:18:54.802 --> 00:18:56.970
‫ولی تمرکزت فقط روی کشتن نباشه!

00:18:56.970 --> 00:18:59.390
‫کسایی که به تیا حمله‌کردن رو پیدا کن.

00:18:59.473 --> 00:19:01.600
‫یه‌چیزی یادت نرفته؟

00:19:02.393 --> 00:19:06.855
‫اون شینیگامی قراره با ارتش نقره باشه.

00:19:06.855 --> 00:19:10.359
‫اگه کار به اونجا کشید، خبرت می‌کنم.

00:19:10.359 --> 00:19:13.320
‫نشونشون بده چقدر می‌تونی سریع باشی.

00:19:13.320 --> 00:19:15.656
‫آه، خیالم راحت شد.

00:19:15.990 --> 00:19:21.161
‫فکر می‌کنم اینا بتونن محافظ و پشتیبانِ
‫بنیانگذار باشن، چه امروز و چه در آینده.

00:19:24.123 --> 00:19:25.332
‫تاراچان!

00:19:25.332 --> 00:19:26.208
‫همم؟

00:19:26.208 --> 00:19:29.086
‫تو هم بیا یه‌چیزی بگو!

00:19:29.420 --> 00:19:31.672
‫حرف برای گفتن داری، مگه نه؟

00:19:33.966 --> 00:19:35.801
‫کشته نشید.

00:19:36.427 --> 00:19:40.055
‫اعضای بالغ خاندان‌مون
‫دست‌وپای بنیانگذارند.

00:19:40.055 --> 00:19:42.766
‫به‌هیچ عنوان نباید ناکارآمد باشید.

00:19:43.225 --> 00:19:47.479
‫و دست‌وپا هم به این راحتی قطع نمی‌شه.

00:19:48.355 --> 00:19:51.692
‫ما همین حالا هم نیمی از
‫این دست‌وپاها رو از دست دادیم.

00:19:52.776 --> 00:19:53.861
‫خاندان‌مون.

00:19:54.445 --> 00:19:56.989
‫این تحقیر رو کاملاً هضم کنید.

00:19:57.448 --> 00:20:01.660
‫بدونید هر باخت
دیگه‌ای در آینده به‌معنای شکسته.

00:20:04.038 --> 00:20:09.627
‫به همین ترتیب، نقش‌تون رو ایفا کنید.