WEBVTT

00:00:07.000 --> 00:00:08.920
‫صبر کن, اونا الگوهای مشابه تو داده‌ها دارن,

00:00:08.960 --> 00:00:10.440
‫احتمالا فقط یه تصادفه,

00:00:10.480 --> 00:00:13.880
‫نه, من به موارد دیگه هم ارتباط پیدا کردم,

00:00:13.920 --> 00:00:16.480
‫چندین جرم مربوط به اسکوپولامین وجود داره,

00:00:16.520 --> 00:00:18.920
‫میتونه اونا رو متقاعد کنه که
‫بر خلاف میل خودشون عمل کنن،

00:00:18.960 --> 00:00:20.360
‫و حتی به خودشون آسیب بزنن,

00:00:20.400 --> 00:00:23.280
‫فکر خوبی هست که اون,,,
‫چی بود اسمش رو وارد ماجرا کنیم؟

00:00:23.320 --> 00:00:24.960
‫باهاش مشکلی داری؟

00:00:25.000 --> 00:00:27.080
‫اِ,,,
حالت خوبه؟

00:00:27.120 --> 00:00:31.480
‫به همه‌ی شما به گروه
‫حمایتی بزرگسالان اوتیسم خوش اومدین,

00:00:31.520 --> 00:00:33.720
‫واقعا باید یه چیزی رو بهتون بگم,

00:00:33.760 --> 00:00:36.800
‫هیچوقت فکر نکردی چرا اون اینقدر,,,

00:00:36.840 --> 00:00:38.480
‫یه علاقه‌ی ناسالم به این پرونده داره؟

00:00:59.240 --> 00:01:04.120
‫خب، خانم ایوانز، شما
‫تو پارکینگ چیکار می‌کردین؟

00:01:22.000 --> 00:01:23.800
‫چرا جواب نمیدی؟

00:02:17.360 --> 00:02:18.600
‫متاسفم آقا,

00:02:18.640 --> 00:02:20.600
‫می‌دونم که بهتر بود زودتر بهتون میگفتم،

00:02:20.640 --> 00:02:23.160
‫ولی من دیشب به یه گروه حمایتی رفتم،

00:02:23.200 --> 00:02:25.440
‫و خانم ایوانز هم اونجا بود,

00:02:25.480 --> 00:02:28.360
‫گروه حمایتی؟ چه جور گروهی؟

00:02:28.400 --> 00:02:29.480
‫این,,,

00:02:29.520 --> 00:02:31.240
‫اوه، این اینجا چیکار می‌کنه؟

00:02:31.280 --> 00:02:33.320
‫من خودم قبلا اینجا کار می‌کردم,

00:02:33.360 --> 00:02:35.160
‫کسی هست که من باید بشناسمش؟

00:02:35.200 --> 00:02:38.320
داگلاس گیل‌مور, کارآگاه ارشد بازنشسته,
ببخشید,

00:02:38.360 --> 00:02:40.080
‫می‌ترسم نتونه شما رو ببینه,

00:02:40.120 --> 00:02:41.240
‫عقلتو از دست دادی، کالوین؟

00:02:41.280 --> 00:02:42.920
‫ببخشید آقا، بهش گفتم
‫نمیتونه همینجوری بیاد تو,

00:02:42.960 --> 00:02:44.160
‫عیبی نداره، ویل، ممنون,

00:02:44.200 --> 00:02:48.000
‫دستگیری یه زن جوون بی‌گناه
‫تو محل کارش؟ این یه رسواییه,

00:02:48.040 --> 00:02:49.840
‫این کدوم زن جوون بی‌گناهه؟

00:02:49.880 --> 00:02:51.880
‫ایوانز، پِیشِنس ایوانز,

00:02:51.920 --> 00:02:55.440
‫خب، اون دستگیر نشده, خودش داوطلبانه اومده,

00:02:55.480 --> 00:02:58.080
‫این کل تجربه براش کمتر از
‫خوندن حقوقش، آسیب‌زا نخواهد بود,

00:02:58.120 --> 00:02:59.400
‫بدون اینکه حقوقش بهش
‫گفته بشه براش خیلی بدتره,

00:02:59.440 --> 00:03:03.440
‫میشه بپرسم چرا شما اینقدر
‫به وضعیت پِیشِنس علاقه دارین، آقای گیلمور؟

00:03:03.480 --> 00:03:04.720
‫شما کی هستین؟

00:03:04.760 --> 00:03:05.880
اِم، کارآگاه بی متکالف,

00:03:05.920 --> 00:03:08.360
‫آها، اون احمقی که پِیشِنس رو اول
‫از همه تو این مزخرفات انداخت,

00:03:08.400 --> 00:03:10.680
‫شما به سوال من جواب ندادین,

00:03:10.720 --> 00:03:12.360
‫من پدرخوانده‌اش هستم,

00:03:12.400 --> 00:03:15.400
‫شاید نزدیک‌ترین چیزی که
‫اون به خانواده داره,

00:03:15.440 --> 00:03:17.320
‫ببخشید، داگلاس, ما نمیدونستیم,

00:03:17.360 --> 00:03:18.840
‫من میخوام همین الان آزادش کنین,

00:03:18.880 --> 00:03:21.640
‫خب، اون آزاده که دیگه همکاری نکنه,

00:03:21.680 --> 00:03:24.720
‫ولی راستش، قضیه داره
‫شبیه یه پرونده‌ی قتلی میشه,

00:03:24.760 --> 00:03:28.920
‫و اون بیشتر از چیزی که نشون میده، میدونه,

00:03:28.960 --> 00:03:32.960
‫پس حداقل بذارین من باهاش حرف بزنم
‫چک کنم حالش خوبه، با توجه به نوع عصبیش,

00:03:33.000 --> 00:03:35.440
‫نوع عصبیش؟ پِیشِنس اوتیسم داره,

00:03:37.160 --> 00:03:40.160
‫این همون چیزی بود که
‫میخواستم بهتون بگم، آقا,

00:03:57.240 --> 00:03:58.840
‫متاسفم، پِیشِنس,

00:04:00.560 --> 00:04:02.000
‫آقای گیلمور اینجاست,

00:04:02.040 --> 00:04:03.600
‫اگه کاراگاه بکستر
‫تصمیم بگیره به سوالاتش ادامه بده،

00:04:03.640 --> 00:04:05.240
‫بهش اجازه میدن
‫بیاد و باهات صحبت کنه,

00:04:05.280 --> 00:04:07.040
‫به سوال پرسیدن ما ادامه بده,

00:04:10.240 --> 00:04:14.440
‫ما واقعا باید بدونیم تو
‫تو اون پارکینگ چیکار میکردی,

00:04:17.840 --> 00:04:19.280
نیاز دارم که دوباره بهم اعتماد کنی,

00:04:19.320 --> 00:04:21.840
‫لطفا، پِیشِنس,

00:04:21.880 --> 00:04:24.880
‫میتونی یه چیزی بگی؟

00:04:24.920 --> 00:04:28.360
‫پِیشِنس, پِیشِنس,

00:04:34.840 --> 00:04:36.800
‫همسر شما هم اینجوری بود؟

00:04:36.840 --> 00:04:38.160
‫چه جوری؟

00:04:38.200 --> 00:04:41.720
‫آیا اونم همین کمبود عاطفی رو نشون میداد؟

00:04:43.040 --> 00:04:46.640
‫قبل از اینکه تصمیم به رفتن بگیره
‫با پِیشِنس سرد بود؟

00:04:52.040 --> 00:04:54.640
‫میتونی یه چیزی بگی؟

00:04:54.680 --> 00:04:56.160
‫میفهمم,

00:04:57.640 --> 00:05:00.040
‫مطمئن نیستم که منم با خودم حرف بزنم,

00:05:06.440 --> 00:05:08.680
‫من فقط دنبال یه سیگار بودم,

00:05:11.360 --> 00:05:15.040
‫مثل همونی که تو صحنه‌ی مرگ
‫نیل جیمیسون پیدا کردیم,

00:05:15.080 --> 00:05:19.680
‫و,,, و همونی که من تو عکس‌ها دیدم,,,

00:05:19.720 --> 00:05:21.680
‫از کلینیک دکتر کلارک,

00:05:21.720 --> 00:05:23.760
‫میدونستم که یه رابط قطعی رو ثابت میکنه،

00:05:23.800 --> 00:05:26.520
‫ولی وقتی به پارکینگ رفتم،

00:05:26.560 --> 00:05:28.640
‫هیچ اثری ازش پیدا نکردم,

00:05:30.160 --> 00:05:33.440
‫خب، بعدش، فکر کردم که حتما اشتباه میکنم,

00:05:33.480 --> 00:05:35.920
‫و من از اشتباه کردن خوشم نمیاد,

00:05:35.960 --> 00:05:40.120
‫مطمئنی یه سیگار تو اتاق درمان
‫برندان کلارک پیدا شده؟

00:05:40.160 --> 00:05:44.800
‫آره, آره، مطمئنم, خودت میتونی ببینی,

00:05:44.840 --> 00:05:48.440
‫این کارو میکنم، پِیشِنس,
‫من,,, فکر میکنم فقط دارم تعجب میکنم,,,

00:05:48.480 --> 00:05:50.560
‫چی باعث میشه تو به یه همچین چیزی دقت کنی,

00:05:50.600 --> 00:05:54.840
‫من قبلا کتابای دکتر کلارک رو میشمردم
‫تا مجبور نشم باهاش حرف بزنم,

00:05:56.120 --> 00:05:58.240
‫تو ذره ذره‌ی قفسه‌های کتابش رو میدونی,

00:06:17.920 --> 00:06:19.640
‫تاج خروس,

00:06:21.680 --> 00:06:23.800
‫حالت خوبه؟ چرا خوب نباشم؟

00:06:23.840 --> 00:06:25.760
‫خب، بکستر بهم گفت چی شده,

00:06:25.800 --> 00:06:27.640
‫اون اصلا نباید برای بازجویی آورده میشد,,,

00:06:27.680 --> 00:06:29.880
‫اصلا, یا شاید نباید بهش گوش داده میشد,,,

00:06:29.920 --> 00:06:32.400
‫وقتی شروع کرد به فضولی کردن,

00:06:32.440 --> 00:06:35.200
‫چرا به ما نگفت اوتیسم داره؟

00:06:35.240 --> 00:06:36.960
‫مجبور نیست,

00:06:37.000 --> 00:06:39.160
‫خب، مهم‌تر از اون، چرا تو نگفتی؟

00:06:39.200 --> 00:06:41.080
‫من فقط دیشب فهمیدم,

00:06:41.120 --> 00:06:42.480
‫تو بازم میتونستی یه چیزی بگی,

00:06:42.520 --> 00:06:46.000
‫من ازش نمیخوام لباس ضد شورش بپوشه،

00:06:46.040 --> 00:06:48.080
‫تو خط مقدم کله‌ی کسی رو بشکنه,

00:06:49.200 --> 00:06:52.720
‫برام مهم نیست اوتیسم داره یا نه,
‫فقط برام مهمه که درست میگه یا نه,

00:07:07.920 --> 00:07:09.880
‫چرا اینو اینجا گذاشته؟

00:07:11.440 --> 00:07:14.040
‫فکر نکنم تونسته باشه با برداشتنش روبرو بشه,

00:07:31.400 --> 00:07:34.240
‫منظورم اینه که، اینجا به زور
‫یه بسته چیپس باز شده،

00:07:34.280 --> 00:07:36.800
‫چه برسه به اینکه کسی
‫یه سیگار گنده‌ی لعنتی بکشه,

00:07:36.840 --> 00:07:38.280
‫بذار فقط صندوق عقب رو چک کنم,

00:08:01.240 --> 00:08:02.840
‫جیک,

00:08:21.800 --> 00:08:23.000
‫چرا این قبلا پیدا نشد؟

00:08:23.040 --> 00:08:24.880
‫یه نقطه‌ی کوره، آقا,

00:08:24.920 --> 00:08:28.280
‫مجبور شدیم اینو از یه
‫ساختمان اداری مشرف به محل بگیریم,

00:08:28.320 --> 00:08:33.040
‫از کاراگاه اکاری خواستم دوباره همه‌ی
‫دوربین‌های مداربسته‌ی پارکینگ رو بررسی کنه،

00:08:33.080 --> 00:08:36.040
‫دنبال همین شخص از همون روز بگرده,

00:08:38.920 --> 00:08:40.480
‫اون پوله؟ اینطور به نظر میاد,

00:08:40.520 --> 00:08:43.240
‫شواهدی که جمع‌آوری کردیم
‫نشون میده که این فرد ممکنه,,,

00:08:43.280 --> 00:08:45.680
‫در صحنه‌ی مرگ هر مرد حاضر شده باشه تا,,,

00:08:45.720 --> 00:08:47.480
‫یه سیگار نیمه‌کشیده جا بذاره،

00:08:47.520 --> 00:08:51.200
‫که یعنی باید فرض کنیم این پرونده‌ها
‫یه جورایی به هم مرتبط هستن,

00:08:52.960 --> 00:08:57.120
‫خیلی خب, من با تو به عنوان مسئول ارشد
‫یه تیم بررسی حادثه‌ی بزرگ  تشکیل میدم,

00:08:57.160 --> 00:08:58.920
‫به چی نیاز داری؟

00:08:58.960 --> 00:09:00.680
‫میخوام خانم ایوانز تو تیمم باشه،

00:09:00.720 --> 00:09:03.280
‫به عنوان یه دستیار تحقیق غیرنظامی,

00:09:05.600 --> 00:09:07.800
‫فکر میکنی با توجه به چیزایی
‫که میدونیم، کار عاقلانه‌ای باشه؟

00:09:07.840 --> 00:09:10.080
‫بدون اون ما پرونده‌ای نداشتیم,

00:09:10.120 --> 00:09:13.480
‫خب، فکر کنم آمار تنوعمون رو بهتر میکنه,

00:09:13.520 --> 00:09:16.000
‫و شاید نرخ حل پرونده‌هامون رو,

00:09:16.040 --> 00:09:18.440
‫خیلی خب، ولی اول باید با گیلمور هماهنگ کنی,

00:09:33.720 --> 00:09:35.680
‫آقای گیلمور,

00:09:37.000 --> 00:09:38.320
‫اومدی معذرت خواهی کنی؟

00:09:38.360 --> 00:09:40.320
‫اگه کمکی میکنه، خوشحال میشم معذرت بخوام,

00:09:40.360 --> 00:09:42.920
‫نه به من, به اون,

00:09:42.960 --> 00:09:44.880
‫اون خونه‌ست؟ متاسفانه نه,

00:09:45.880 --> 00:09:47.480
‫میخواستم برای قهوه دعوتتون کنم، ولی,,,

00:09:47.520 --> 00:09:50.000
‫ولی فرایند بو دادن قهوه یه
‫ماده‌ی سرطان‌زای شناخته شده تولید میکنه،

00:09:50.040 --> 00:09:51.240
‫اینطور که بهم گفتن,

00:09:52.880 --> 00:09:54.800
‫چای خوبه,

00:09:59.880 --> 00:10:02.040
‫شما پِیشِنس رو کل زندگیش شناختین,

00:10:02.080 --> 00:10:04.280
‫آره، تو همه‌ی پستی و بلندی‌هاش,

00:10:05.600 --> 00:10:07.440
‫آره، دخترخوند‌ه‌ی من از بچگی,,,

00:10:07.480 --> 00:10:11.080
‫تحت یه نوع نظارت روانپزشکی بوده,

00:10:11.120 --> 00:10:14.120
‫پس زود تشخیص داده شد؟

00:10:14.160 --> 00:10:17.040
‫نه، تا تقریبا ۱۲ سالش نشده بود،

00:10:20.000 --> 00:10:23.360
‫تو دهه‌ی ۹۰ هنوز چیزهای زیادی در مورد
‫دخترا و اوتیسم برای یادگیری وجود داشت,

00:10:26.440 --> 00:10:28.240
‫اون تو بچگی به ندرت حرف میزد,

00:10:29.440 --> 00:10:31.360
‫این باید براش خیلی سخت بوده باشه,

00:10:31.400 --> 00:10:33.120
‫هیچ تصوری نداری,

00:10:33.160 --> 00:10:35.840
‫مخصوصا به عنوان یه والد تنها
‫تو یه همچین شغل بی‌رحمی,

00:10:35.880 --> 00:10:38.840
‫به همین دلیله که بهش توصیه شد
‫اونو به یه مرکز نگهداری بسپره؟

00:10:38.880 --> 00:10:42.720
‫شاید, ولی جورج به هیچ وجه قبول نمیکرد,

00:10:42.760 --> 00:10:46.800
‫نه، اون، اوه، اون متقاعد شده بود
‫که اون مریض نیست، فقط متفاوته,

00:10:46.840 --> 00:10:49.040
‫آره، اون مصمم بود که اونو تو خونه نگه داره،

00:10:49.080 --> 00:10:51.360
‫بهش کمک کنه مستقل زندگی کنه,

00:10:51.400 --> 00:10:53.400
‫کار خوبی کرد,

00:10:53.440 --> 00:10:56.240
‫آره، با یه کم شانس تو مسیر,

00:11:15.760 --> 00:11:18.680
‫پِیشِنس، حالت خوبه؟ اوه، نه، نه، نه,

00:11:18.720 --> 00:11:21.240
‫پِیشِنس، نه، نه، ببخشید عزیزم,

00:11:21.280 --> 00:11:22.880
‫تو نباید اینا رو ببینی,

00:11:22.920 --> 00:11:24.960
‫اینا رو از کجا آوردی؟

00:11:26.400 --> 00:11:28.280
‫ببخشید، عزیزم, حالش خوبه؟

00:11:31.680 --> 00:11:33.360
‫گزارش سم‌شناسی چیه؟

00:11:43.640 --> 00:11:46.000
‫آره، بعد از اون شروع به حرف زدن کرد,

00:11:47.880 --> 00:11:49.080
‫خیلی عجیب,

00:11:49.120 --> 00:11:51.200
‫آره، ترسناک به نظر میاد، نه؟

00:11:51.240 --> 00:11:53.680
‫ولی جورج اهمیت نمیداد,

00:11:53.720 --> 00:11:56.240
‫شروع کرد به آوردن پرونده‌ها به خونه براش,

00:11:56.280 --> 00:12:00.400
‫میدونی، اون فقط خوشحال بود
‫که میدید اون فعال شده، سوال میپرسه,

00:12:00.440 --> 00:12:02.200
‫پدرش چطور مرد؟

00:12:02.240 --> 00:12:05.240
‫اوه، تصادف رانندگی, حین انجام وظیفه,

00:12:06.440 --> 00:12:08.960
‫مادرش چی؟

00:12:09.000 --> 00:12:11.360
‫آه، اون وقتی پِیشِنس شش سالش بود، رفت,

00:12:14.600 --> 00:12:16.520
‫میتونی کمکم کنی متقاعدش کنم؟

00:12:16.560 --> 00:12:19.320
‫به پیوستن به تحقیقات من؟

00:12:19.360 --> 00:12:21.400
‫استرس ممکنه باعث فرسودگی بشه,

00:12:23.520 --> 00:12:25.840
‫اون یه استعداد مطلقه، آقای گیلمور,

00:12:28.760 --> 00:12:30.760
‫من بهش تو تیمم نیاز دارم,

00:12:36.320 --> 00:12:38.920
‫دو تا چتر؟

00:12:38.960 --> 00:12:41.080
‫آره، برای اینکه اگه یکیشون خراب شد,

00:12:41.120 --> 00:12:44.200
‫عالیه, من از این به بعد از
‫هر چیزی دو تا برمیدارم,

00:12:45.280 --> 00:12:46.960
‫من از بکستر اجازه گرفتم,,,

00:12:47.000 --> 00:12:49.240
‫که تو به تیم تحقیقات اصلی بپیوندی,

00:12:49.280 --> 00:12:50.920
‫من رو هولمز کار میکنم,

00:12:50.960 --> 00:12:53.280
‫این,,, این یه ماموریت موقته,

00:12:53.320 --> 00:12:56.400
‫من,,, من به رئیسِت ایمیل زدم
‫تا بهش اطلاع بدم,

00:12:56.440 --> 00:12:58.160
‫چرا,,, چرا,,, چرا این کارو کردی؟

00:12:58.200 --> 00:13:02.080
‫فکر کردم خوشحال میشی, نه، من,,, من,,,

00:13:02.120 --> 00:13:04.720
‫خیلی غیر قابل پیش‌بینیه,
‫من نمیتونم, من نمیتونم,

00:13:04.760 --> 00:13:07.960
‫خیلی خب، خیلی خب، آروم باش, این,,,

00:13:08.000 --> 00:13:09.720
‫ببخشید، ببخشید,

00:13:10.920 --> 00:13:13.760
‫من یاد گرفتم که، بدون روال عادیم،

00:13:13.800 --> 00:13:16.200
‫من,,, من,,, من ممکنه مضطرب بشم
‫و اگه مضطرب بشم،

00:13:16.240 --> 00:13:17.720
‫اونوقت,,, اونوقت نمیتونم کنار بیام,

00:13:17.760 --> 00:13:19.040
‫لازم نیست الان تصمیم بگیری,

00:13:19.080 --> 00:13:21.400
‫نه, خب، من دیرم میشه پیش رئیسم,
‫میتونم برسونمت,

00:13:21.440 --> 00:13:24.560
‫نه، من با اتوبوس میرم, این روال منه,

00:13:27.920 --> 00:13:30.040
‫اوه, نتونستی دور بمونی,

00:13:31.400 --> 00:13:33.520
‫من,,, من در واقع یه کارآگاهم،

00:13:33.560 --> 00:13:36.040
‫و پِیشِنس تو یکی از پرونده‌هام
‫بهم کمک میکرده،

00:13:36.080 --> 00:13:38.920
‫و حالا داره استراحت میکنه,

00:13:38.960 --> 00:13:43.760
‫درسته, خب، شاید لازمه دوباره بررسی کنی
‫چی اول از همه کنجکاوی اونو برانگیخت,

00:13:43.800 --> 00:13:45.680
‫اون چی میتونه باشه؟

00:13:45.720 --> 00:13:47.080
‫چی؟

00:13:47.120 --> 00:13:51.920
‫خب، خیلی از افراد اوتیست چیزی دارن
‫که شما بهش میگین یه علاقه‌ی خاص,

00:13:51.960 --> 00:13:54.040
‫خب، مال من دوچرخه‌های کوهستانه،

00:13:54.080 --> 00:13:58.240
‫ولی من کارت‌های وفاداری هم جمع میکنم,,,

00:13:58.280 --> 00:14:00.760
‫از، میدونین، کافه‌ها و قهوه‌فروشی‌ها,

00:14:05.640 --> 00:14:08.840
‫خب، من قهوه نمیخورم، بازرس, اوه,

00:14:10.400 --> 00:14:12.560
‫ولی علایق خاص میتونن,,,

00:14:12.600 --> 00:14:14.560
‫مثل یه پتوی راحتی باشن,

00:14:14.600 --> 00:14:17.720
‫اونا,,, اونا همچنین میتونن
‫یه نقطه‌ی ضعف باشن اگه,,,

00:14:17.760 --> 00:14:19.640
‫به قیمت نیازهای دیگه، اولویت داده بشن,

00:14:19.680 --> 00:14:21.120
‫پِیشِنس همچین چیزی داره؟

00:14:21.160 --> 00:14:24.160
‫آره, آره، اون خیلی به پازل علاقه داره,

00:14:24.200 --> 00:14:25.960
‫اون میتونه,,,

00:14:26.000 --> 00:14:29.120
‫,,,میتونه یادش بره غذا بخوره یا بخوابه
‫اگه یه پازل حل نشده داشته باشه,

00:14:39.120 --> 00:14:42.280
‫بهت گفتم که با اتوبوس میرم
‫چون این روال منه,

00:14:42.320 --> 00:14:45.160
‫من اینجا نیستم که برسونمت,
‫گوش کن، من نباید مضطرب بشم,

00:14:45.200 --> 00:14:47.240
‫من,,, من نمیخوام سعی کنم
‫متقاعدت کنم نظرتو عوض کنی,

00:14:47.280 --> 00:14:49.360
‫فقط، یادم رفت ازت تشکر کنم,

00:14:49.400 --> 00:14:51.880
‫این تحقیق بدون تو انجام نمیشد,

00:14:53.720 --> 00:15:57.720
‫البته، ما هنوز با اثبات دقیق اینکه
‫چی اتفاق افتاده، فاصله‌ی زیادی داریم,

00:15:57.760 --> 00:16:01.480
‫منظورم اینه که، مبالغ پول کمه
‫به سختی ارزش کشتن رو داره،

00:16:01.520 --> 00:16:04.120
‫و اهمیت اون سیگارها چیه؟

00:16:04.160 --> 00:16:07.200
‫مثل اینه که تیکه‌هایی از پازل گم شده,

00:16:08.360 --> 00:16:10.960
‫با این حال، این چیزیه که
‫من باید نگرانش باشم,

00:16:12.480 --> 00:16:14.040
‫میبینمت,

00:16:33.360 --> 00:16:34.480
‫آره؟

00:16:35.680 --> 00:16:36.840
‫وای خدای من,

00:16:36.880 --> 00:16:38.440
‫اگه این موقع صبح در معرض
‫نور روز قرار بگیری، آتیش نمیگیری؟

00:16:38.480 --> 00:16:40.440
‫شوخی میکنی,

00:16:40.480 --> 00:16:42.560
‫فقط اینه که خیلی کم
‫پیش میاد تو زودتر از من بیای,

00:16:42.600 --> 00:16:44.000
‫بکستر داره منو برای
‫یه گزارش تحت فشار میذاره,

00:16:44.040 --> 00:16:46.760
‫هر کی این مردا رو مسموم کرده
‫واقعا باید میدونسته چیکار میکنه,

00:16:46.800 --> 00:16:50.000
‫یه ذره بیشتر اسکوپولامین
‫و ممکنه باعث اوردوز و مرگ بشه -

00:16:50.040 --> 00:16:52.240
‫یه ذره کمتر هم تقریبا هیچ تاثیری نداره,

00:16:52.280 --> 00:16:54.560
‫پس یه جورایی یه متخصص شیمی بوده؟

00:16:54.600 --> 00:16:56.480
‫یا فقط یه سادیست بی‌رحم,

00:16:59.760 --> 00:17:01.320
‫فکر میکنی قاتلمون یه جادوگره؟

00:17:01.360 --> 00:17:05.520
‫به هیچ وجه, ولی اسکوپولامین و
‫سیگار هر دو تو مراسم وودو استفاده میشن,

00:17:05.560 --> 00:17:07.560
‫اینجا که نه، استفاده نمیشن,

00:17:07.600 --> 00:17:11.760
‫من فکر میکنم یه ماموریت حقیقت‌یابی به کوبا
‫با همه‌ی هزینه‌ها که پرداخت شده، خوب باشه,

00:17:11.800 --> 00:17:13.920
‫به جای اون، بلیز چطوره؟

00:17:13.960 --> 00:17:17.240
‫اون مارک سیگاری که تو اگزوز چوپرا پیدا کردی,
‫یه چیزی تو مایه‌های تاج خروس,

00:17:17.280 --> 00:17:19.720
‫تاج خروس؟ آره، خب، من یه کم
‫تحقیق کردم، همونطور که خواستی,

00:17:19.760 --> 00:17:22.200
‫این سیگارها تو بلیز ساخته میشن؟
‫نه، بهتر از این,

00:17:22.240 --> 00:17:25.480
‫فقط میشه اونا رو از یه جا تو شهر خرید,

00:17:25.520 --> 00:17:27.160
‫بفرمایید,

00:17:27.200 --> 00:17:28.560
‫طبق رسانه‌های اجتماعی،

00:17:28.600 --> 00:17:32.520
‫مال مهاجرای نسل دوم
‫از همون جاییه که میدونی,

00:17:32.560 --> 00:17:34.720
‫بهشون زنگ زدی؟ نه، هنوز وقت نکردم,

00:17:37.160 --> 00:17:39.120
‫یا حضرت مسیح,

00:17:39.160 --> 00:17:41.000
‫چی شده؟

00:17:42.200 --> 00:17:43.720
‫از طرف پِیشِنس,

00:17:45.400 --> 00:17:46.960
‫عجیبه,

00:17:53.400 --> 00:17:54.960
‫از کجا فهمیدی؟

00:17:55.000 --> 00:17:57.520
‫اوه, مثل هر پازل دیگه‌ایه، کارآگاه بِیا,

00:17:57.560 --> 00:18:00.000
‫راه حل تو نگاه کردن بهش
‫از یه زاویه‌ی دیگه‌ست,

00:18:00.040 --> 00:18:01.520
‫بذار بهت نشون بدم,

00:18:10.720 --> 00:18:12.520
‫مثل یه اثر هنریه,

00:18:12.560 --> 00:18:14.160
‫من تصویری فکر میکنم,

00:18:14.200 --> 00:18:16.920
‫من بیشتر آدم کلماتم,

00:18:16.960 --> 00:18:18.640
‫شاید لازم باشه توضیح بدی,

00:18:18.680 --> 00:18:21.640
‫باشه, اوه، بروگمانسیا کاندیدا,

00:18:21.680 --> 00:18:23.760
‫این یه منبع طبیعی اسکوپولامینه,

00:18:23.800 --> 00:18:25.840
‫اون معمولا به عنوان
‫شیپور فرشته شناخته میشه,,,

00:18:25.880 --> 00:18:27.320
‫تو آمریکای لاتین و جنوبی,

00:18:27.360 --> 00:18:29.680
‫از جمله بلیز، اینطور برداشت میکنم,

00:18:29.720 --> 00:18:32.200
‫خب، وقتی لیست کشورهایی که اونجا
‫به طور طبیعی رشد میکنه رو دیدم،

00:18:32.240 --> 00:18:33.800
‫یاد یه کتاب افتادم،

00:18:33.840 --> 00:18:36.240
‫یه راهنمای سفر به بلیز که تو قفسه‌های,,,

00:18:36.280 --> 00:18:37.840
‫اتاق درمان دکتر کلارک دیدم,

00:18:37.880 --> 00:18:40.960
‫وقتی بچه بودی اونجا بود؟ قطعا نه,

00:18:41.000 --> 00:18:43.240
‫پس اون از اون موقع به اونجا سفر کرده,

00:18:43.280 --> 00:18:45.000
‫رسانه‌های اجتماعی نیل جیمیسون,

00:18:45.040 --> 00:18:47.280
‫اون تو سالن پرواز
‫فرودگاه هوستون گرفته شده,,,

00:18:47.320 --> 00:18:49.680
‫تو ۸ اکتبر ۲۰۱۶,

00:18:54.680 --> 00:18:56.600
‫چوپرا چی؟

00:18:56.640 --> 00:19:01.600
‫خب، من نتونستم یه ارتباط
‫مستقیم رو ثابت کنم، ولی اینو پیدا کردم,

00:19:08.160 --> 00:19:09.560
‫سوابق پزشکی؟

00:19:09.600 --> 00:19:11.480
‫آره, اون چند سال پیش به
‫عنوان یه شاهد متخصص

00:19:11.520 --> 00:19:13.440
‫برای CPS کار میکرده,
‫(سرویس دادستانی سلطنتی)

00:19:13.480 --> 00:19:16.960
‫نشون میده که اون واکسن هپاتیت آ زده،

00:19:17.000 --> 00:19:19.000
‫ب، وبا، دیفتری،

00:19:19.040 --> 00:19:21.880
‫که همشون با توصیه‌های سفر وزارت خارجه به,,,

00:19:21.920 --> 00:19:23.480
‫بلیز مطابقت داره, آره,

00:19:23.520 --> 00:19:26.120
‫میتونستم بوست کنم, نکن, لطفا نکن,

00:19:26.160 --> 00:19:28.160
‫بیا دیگه,

00:19:28.200 --> 00:19:31.000
‫بیا,,, بیا کجا؟ ستاد مرکزی,
‫من باید یه سری تماس بگیرم,

00:19:31.040 --> 00:19:33.200
‫نه، من برای این برنامه ریزی نکردم,

00:19:33.240 --> 00:19:34.680
‫من بهت نیاز دارم، پِیشِنس,

00:19:44.560 --> 00:19:46.200
‫دی آی متکالف؟ بله,

00:19:46.240 --> 00:19:47.680
‫ممنون که ما رو دیدین، آقای کوپر,

00:19:47.720 --> 00:19:48.840
‫خوشحال میشم کمک کنم,

00:19:48.880 --> 00:19:50.920
‫همه اینجا، خیلی شوکه شدن,,,

00:19:50.960 --> 00:19:52.760
‫و وقتی نیل خودکشی کرد، ناراحت شدن,

00:19:52.800 --> 00:19:55.440
‫هرچند که الان یه مدتی ازش میگذره,

00:19:55.480 --> 00:19:57.400
‫ولی لطفا، دنبالم بیاین,

00:20:06.440 --> 00:20:08.800
‫شما برای کورابلوم چیکار میکنین؟

00:20:08.840 --> 00:20:12.800
‫من مدیر بازاریابی و رویدادها هستم,

00:20:12.840 --> 00:20:14.280
‫کارت من,

00:20:16.600 --> 00:20:20.520
‫اوه, پس شما در اوایل اکتبر
۲۰۱۶ درگیر برگزاری یه کنفرانس,,,

00:20:20.560 --> 00:20:24.800
‫از طرف شرکتتون بودین؟

00:20:24.840 --> 00:20:28.400
‫بودم, احتمالا شما هم شرکت کردین؟

00:20:28.440 --> 00:20:30.760
‫درسته, و آقای جیمیسون هم همینطور؟

00:20:32.680 --> 00:20:36.120
‫مطمئن نیستم, اوم، احتمالا,

00:20:36.160 --> 00:20:38.920
‫فکر نکنم هدف اون رویداد رو یادتون باشه؟

00:20:38.960 --> 00:20:45.880
‫البته, بحث در مورد یه درمان جدید
برای بیماری‌های روانی,

00:20:45.920 --> 00:20:49.440
‫ما اونا رو به عنوان
یه پلتفرم برای بازاریابی,,,

00:20:49.480 --> 00:20:52.200
‫داروهایی که برای جامعه‌ی پزشکی
تولید میکنیم، برگزار میکنیم,

00:20:52.240 --> 00:20:55.520
‫میتونم بپرسم این در مورد چیه؟

00:20:55.560 --> 00:20:57.560
‫دو مرد که ما معتقدیم شرکت کردن,,,

00:20:57.600 --> 00:20:59.680
‫تو کنفرانس، بعدا فوت کردن،

00:20:59.720 --> 00:21:02.320
‫به شکلی مشابه آقای جیمیسون,

00:21:02.360 --> 00:21:03.960
‫فکر میکنین خودشون رو کشتن؟

00:21:04.000 --> 00:21:05.360
‫این نتیجه گیری پزشکی قانونی بود,

00:21:05.400 --> 00:21:08.800
‫هرچند دخالت یه شخص سوم هم یه احتماله,

00:21:10.600 --> 00:21:12.000
‫میتونم اسمشون رو بپرسم؟

00:21:12.040 --> 00:21:15.480
‫نمیتونم اونا رو فاش کنم، ولی میخوام
یه لیست از شرکت کننده‌ها ببینم,

00:21:15.520 --> 00:21:18.240
‫درخواستتون رو به تیم حقوقیمون منتقل میکنم,

00:21:18.280 --> 00:21:21.560
‫شما الزامات حفاظت از داده رو درک میکنین,

00:21:21.600 --> 00:21:23.200
‫این چقدر طول میکشه؟

00:21:24.960 --> 00:21:26.880
‫میدونین وکلا چطورین,

00:21:26.920 --> 00:21:28.800
‫ممنون، آقای کوپر,

00:21:28.840 --> 00:21:31.720
‫وقتی آماده‌ی همکاری بودین بهم اطلاع بدین,
البته,

00:21:31.760 --> 00:21:35.000
‫اوم، این اسم واقعیتونه، آقای کوپر؟

00:21:35.040 --> 00:21:37.560
‫پِیشِنس, نه، فقط طرز حرف زدنش,,,

00:21:37.600 --> 00:21:38.920
‫نباید اینجوری حرف بزنی,

00:21:38.960 --> 00:21:41.800
‫عیب نداره، من خوبم, عادت کردم,

00:21:41.840 --> 00:21:44.840
‫خسته شدم از اینکه بشنوم
مردم اسممو اشتباه تلفظ میکنن،

00:21:44.880 --> 00:21:47.440
‫واسه همین به نسخه‌ی انگلیسیش تغییرش دادم,

00:21:51.040 --> 00:21:52.320
‫ممنون,

00:22:05.120 --> 00:22:06.840
‫چی شده؟

00:22:06.880 --> 00:22:09.080
‫فقط، حس میکنم باید بشناسمش,

00:22:09.120 --> 00:22:10.680
‫از پرونده‌ای که تشکیل دادی؟

00:22:10.720 --> 00:22:14.520
‫آره، ولی اسمش آشنا نیست,

00:22:14.560 --> 00:22:16.440
‫حالا چیکار کنیم؟

00:22:16.480 --> 00:22:19.160
‫فکر کنم باید یه کم دست نگه داریم,

00:22:19.200 --> 00:22:22.480
‫اوه، باید منتظر تاییدیه بمونیم,

00:22:22.520 --> 00:22:23.760
‫شما پلیسین,

00:22:23.800 --> 00:22:25.920
‫نمیتونین مجبورش کنین اسامی رو بهتون بده؟

00:22:25.960 --> 00:22:27.560
‫میتونیم درخواست حکم دادگاه بدیم،

00:22:27.600 --> 00:22:30.720
‫ولی بدون مدرک واضح از یه جرم
ممکنه موفق نشیم,

00:22:30.760 --> 00:22:32.720
‫تو داستان‌های جنایی اینجوری نیست,

00:22:34.080 --> 00:22:35.880
‫بیا بریم, میرسونمت,

00:22:41.800 --> 00:22:43.160
‫اوه,

00:22:43.200 --> 00:22:44.720
‫ممنون,

00:23:03.520 --> 00:23:04.640
‫خوبی؟

00:23:07.360 --> 00:23:09.840
‫حواست پرت به نظر میاد,

00:23:11.320 --> 00:23:12.880
‫آرومتر از معمولی,

00:23:18.960 --> 00:23:20.600
‫احساس میکنی تحت فشاری؟

00:23:22.360 --> 00:23:24.600
‫به خاطر تحقیقات پلیس؟

00:23:25.720 --> 00:23:27.240
‫از کجا فهمیدی؟

00:23:27.280 --> 00:23:29.400
‫بازرس متکالف بهم گفت,

00:23:29.440 --> 00:23:30.640
‫اوه,

00:23:32.200 --> 00:23:33.480
‫من,,,

00:23:35.480 --> 00:23:36.960
‫این,,,

00:23:39.400 --> 00:23:43.080
‫,,,جرم حل کردن,,, مثل حل کردن پازل نیست,

00:23:43.120 --> 00:23:44.760
‫این,,,

00:23:44.800 --> 00:23:47.360
‫یه عالمه قانون و,,, و محدودیت هست,

00:23:47.400 --> 00:23:50.560
‫ناامید کننده و خسته کننده‌ست,

00:23:50.600 --> 00:23:52.040
‫آره، میتونم تصور کنم,

00:23:52.080 --> 00:23:53.720
‫من باید بفهمم چی اتفاق افتاده,,,

00:23:53.760 --> 00:23:57.680
‫و پرونده رو حل کنم تا احساس,,,
احساس اطمینان کنم,

00:24:00.640 --> 00:24:02.400
‫میخوای در موردش حرف بزنی؟

00:24:05.600 --> 00:24:06.960
‫نباید این کارو بکنم,

00:24:09.600 --> 00:24:11.360
‫ولی کمکی میکنه؟

00:24:16.640 --> 00:24:19.960
‫خب، این یه جدوله که
نرخ حل پرونده رو نشون میده,,,

00:24:21.840 --> 00:24:23.680
تو سراسر شمال شرقی,,,

00:24:23.720 --> 00:24:26.360
‫برای سرقت‌های خیابونی و دزدی از خونه,

00:24:26.400 --> 00:24:29.960
‫جای تعجب نداره، ما تو جاهای سقوط هستیم,

00:24:30.000 --> 00:24:32.200
و رئیس گیبز خیلی واضح بهم گفته که,,,

00:24:32.240 --> 00:24:34.960
‫رئیس پلیس از این موضوع اصلا خوشحال نیست,

00:24:35.000 --> 00:24:36.880
‫باید یه راهی پیدا کنیم
که آمارمون رو بالا ببریم,

00:24:36.920 --> 00:24:39.200
‫میخوای از این بدبختی نجاتت بدم؟ عمرا,

00:24:39.240 --> 00:24:41.520
‫جنایتکارای یورک ذاتا
از بقیه زرنگ‌تر نیستن,,,

00:24:41.560 --> 00:24:43.480
‫من حلش می‌کنم,

00:24:43.520 --> 00:24:46.120
‫,,,یا تو پنهون کردن
ردشون از همکاراشون تو,,,

00:24:46.160 --> 00:24:48.320
‫پِیشِنس میگه فقط مسئله‌ی
نگاه کردن به چیزهاست,,,

00:24:48.360 --> 00:24:50.080
‫از یه زاویه‌ی دیگه,

00:24:50.120 --> 00:24:52.720
‫,,,همکارای CID تو غرب شهرستان
خیلی بیشتر از,,,

00:24:52.760 --> 00:24:54.160
‫مال خودمونه,

00:24:54.200 --> 00:24:56.680
‫لازم نیست یه نابغه باشی تا بفهمی
ممکنه چیزی تو روش‌هاشون باشه,,,

00:24:56.720 --> 00:24:59.320
‫که ما بتونیم ازشون یاد بگیریم,

00:25:00.720 --> 00:25:03.320
‫اوه، به همین دلیله که من
از کاراگاه شارما از,,,

00:25:03.360 --> 00:25:06.560
‫تیم تخصصی دزدی تو بردفورد برای
یه تماس زوم دعوت کردم,

00:25:16.400 --> 00:25:18.000
‫امیدوارم یه بهونه‌ی خوب داشته باشی,

00:25:19.480 --> 00:25:23.840
‫جیمز کوپر، با اسم مستعار
خایمه کوبر تو اسپانیایی,

00:25:23.880 --> 00:25:26.240
‫مسئله‌ی نگاه کردن بهش
از یه زاویه‌ی دیگه بود,

00:25:26.280 --> 00:25:28.760
‫و پِیشِنس درست میگفت, اسمش تو پرونده‌ها هست,

00:25:28.800 --> 00:25:31.240
مصرف مواد مخدر تو یه مکان عمومی,

00:25:31.280 --> 00:25:33.600
‫بار اول اخطار، دفعه‌ی بعد جریمه,

00:25:33.640 --> 00:25:36.920
‫جای تعجب نداره که اسمشو انگلیسی کرده,
اینم پیدا کردم,

00:25:39.840 --> 00:25:41.800
‫چی،این تو بلیز قانونیه؟

00:25:41.840 --> 00:25:44.080
‫آره, سن پدرو یه منطقه‌ی
خوب برای گردشگریه,

00:25:44.120 --> 00:25:45.520
‫به نظر میاد همون جایی باشه که,,,

00:25:45.560 --> 00:25:47.480
‫نیل جیمیسون اونجا خیلی راحت بوده,

00:25:47.520 --> 00:25:48.720
‫دقیقا به همین چیز فکر میکردم,

00:25:48.760 --> 00:25:51.160
‫شرط میبندم اون چهار نفر
درگیر یه چیز ناجور شدن,,,

00:25:51.200 --> 00:25:53.160
‫وقتی اونجا بودن، و مرگ‌ها به یه نحوی,,,

00:25:53.200 --> 00:25:54.640
‫به اون مربوطه,

00:25:54.680 --> 00:25:56.320
‫پس فکر میکنی کوپر قاتلمونه؟

00:25:56.360 --> 00:25:58.800
‫حداقل باید دوباره باهاش حرف بزنیم, هوم,

00:25:58.840 --> 00:26:00.880
‫رئیس؟

00:26:08.760 --> 00:26:12.440
‫فکر کنم فقط یه سرماخوردگیه، ولی خیلی بده,

00:26:12.480 --> 00:26:15.320
‫میشه، اوه، پیغام
«خارج از دفتر» منو فعال کنی؟

00:26:19.920 --> 00:26:21.760
‫نه، هیچ ایده‌ای ندارم,

00:26:21.800 --> 00:26:25.400
‫اوه، شاید هفته‌ی بعد,

00:26:27.040 --> 00:26:29.400
‫حتما,

00:26:30.880 --> 00:26:33.080
‫باید برم,

00:26:41.160 --> 00:26:43.080
‫ببخشید، یادم رفت شما میاین,

00:26:59.480 --> 00:27:03.960
‫من,,, من خیلی ناامید شدم، پِیشِنس,

00:27:04.000 --> 00:27:06.040
‫ببین، اون خیلی واضح گفت
که نباید به کس دیگه‌ای بگم,

00:27:06.080 --> 00:27:07.920
‫اوه، خب، پس مشکلی نیست,

00:27:07.960 --> 00:27:09.960
‫من تشخیص اوتیسم دارم,

00:27:10.000 --> 00:27:13.200
‫خب که چی؟ خب، من و پِیشِنس
بازرس، خیلی به قوانین پایبندیم,

00:27:13.240 --> 00:27:15.280
‫این واقعا اصل مطلب نیست، آقای تامپسون,

00:27:15.320 --> 00:27:17.280
‫مسئله‌ی اعتماده,

00:27:20.160 --> 00:27:22.520
‫احتمالا هیچ ضرری نرسیده,

00:27:22.560 --> 00:27:24.760
‫ببین، ما به تحقیقات شما کمک کردیم،

00:27:24.800 --> 00:27:26.680
‫بازرس، نه اینکه مانعش بشیم,

00:27:26.720 --> 00:27:29.160
‫این چیزیه که اومدیم اینجا توضیح بدیم,

00:27:29.200 --> 00:27:32.240
‫این یه لیست از شرکت کننده‌های
کنفرانسیه که شما درخواست کرده بودین,

00:27:32.280 --> 00:27:33.520
‫خب، اونو از کجا آوردین؟

00:27:33.560 --> 00:27:37.640
‫پِیشِنس رو دیدم و اینکه
چقدر ناراحت بود، واسه همین,,,

00:27:39.040 --> 00:27:42.360
‫,,,تصمیم گرفتم کاری رو که یه
آدم معمولی انجام میده، انجام بدم،

00:27:42.400 --> 00:27:44.360
‫و یه کم قوانین رو زیر پا گذاشتم,

00:27:44.400 --> 00:27:46.520
‫قوانین رو زیر پا گذاشتی؟

00:27:46.560 --> 00:27:48.400
‫آره, دوست دخترم,,,

00:27:49.520 --> 00:27:51.760
‫,,,یه هکره,

00:27:51.800 --> 00:27:54.040
‫من وانمود میکنم که اینو نشنیدم,

00:27:56.360 --> 00:27:58.760
‫اون سرور کورابلوم رو هک کرده؟

00:27:58.800 --> 00:28:01.880
‫اون ایمیل شخصی جیمز کوپر رو هم هک کرده,

00:28:03.240 --> 00:28:04.480
‫این رو پیدا کرده,

00:28:04.520 --> 00:28:07.800
‫این تاییدیه یه چارتر از یه شرکت
قایق‌رانی تو سن پدروئه،

00:28:07.840 --> 00:28:10.040
‫که جیمز کوپر پولشو داده,

00:28:10.080 --> 00:28:13.520
‫یه اظهارنامه‌ی بیمه هست، با اسم مسافراش,

00:28:13.560 --> 00:28:15.480
‫چهار مرد تو یه قایق,

00:28:20.280 --> 00:28:23.080
‫این غیر قابل قبوله,
نشون میده تو مسیر درستیم,

00:28:23.120 --> 00:28:25.960
‫ببین، یه چیز دیگه هم هست
که باید بدونی، بازرس,

00:28:26.000 --> 00:28:30.280
‫جیمز کوپر نرم‌افزار هشدار هک نصب کرده بود،

00:28:30.320 --> 00:28:32.840
‫پس باید فرض کنی که اون میدونه شما دنبالشین,

00:29:08.040 --> 00:29:09.480
‫منتظر نیروی کمکی هستیم؟

00:29:09.520 --> 00:29:11.920
‫چقدر گفتن طول میکشه؟ شش هفت دقیقه,

00:29:11.960 --> 00:29:13.360
‫بیخیال,

00:29:16.640 --> 00:29:17.800
‫رئیس,

00:29:19.760 --> 00:29:21.240
‫لعنتی,

00:29:22.760 --> 00:29:25.640
‫آقای کوپر, به من نگاه کن,

00:29:25.680 --> 00:29:28.080
‫همکار من تو راهه که بهت کمک کنه,

00:29:30.000 --> 00:29:33.560
‫فقط,,, فقط همونجا بمون، آقای کوپر,

00:29:37.560 --> 00:29:38.680
‫جیمز؟

00:29:38.720 --> 00:29:40.880
‫جیمز، به من نگاه کن، رفیق,

00:29:43.200 --> 00:29:45.520
‫ببین، تو,,, تو نمیخوای این کارو بکنی، باشه؟

00:29:45.560 --> 00:29:47.320
‫این کارو نکن، جیمز,

00:29:49.200 --> 00:29:51.760
‫باشه؟

00:29:51.800 --> 00:29:53.920
‫به من نگاه کن, آره,

00:29:53.960 --> 00:29:56.040
‫جیمز, نه!

00:30:10.880 --> 00:30:13.280
‫پِیشِنس ایوانز، اون با منه,

00:30:13.320 --> 00:30:15.040
‫هیچ اثری از ورود اجباری نبود,

00:30:16.840 --> 00:30:19.160
‫اوه,

00:30:19.200 --> 00:30:21.440
‫تو با منی, صدق نمیکنه,

00:30:24.520 --> 00:30:26.080
‫اینا رو بزن,

00:30:26.120 --> 00:30:28.280
‫شاید سعی کن به چیزی دست نزنی،
همینجوری محض احتیاط,

00:30:28.320 --> 00:30:30.320
‫بفرمایید,

00:30:36.840 --> 00:30:40.280
‫کوپر باید مهاجمش رو اونقدر
خوب میشناخته که بذاره بیاد تو,

00:30:40.320 --> 00:30:41.960
‫اینجاییه که اونا پودر رو تو صورتش پاشیدن,

00:31:08.440 --> 00:31:10.360
‫اینجاییه که اونا پودر رو تو صورتش فوت کردن,

00:31:10.400 --> 00:31:12.600
‫وقتی داشته فرار می‌کرده, آره,

00:31:12.640 --> 00:31:14.720
‫کاری هست که من بتونم کمک کنم، بازرس؟

00:31:14.760 --> 00:31:18.960
‫الیوت، این پِیشِنس ایوانز از
تیم هولمز تو بایگانی جناییه,

00:31:19.000 --> 00:31:21.960
‫پِیشِنس، این الیوت اسکات
مدیر صحنه‌ی جرم ماست,

00:31:23.400 --> 00:31:25.640
‫ببخشید، الیوت اسکات؟

00:31:25.680 --> 00:31:28.040
‫درسته, یه «ت»، بعدش دوتا,

00:31:28.080 --> 00:31:30.400
‫خب، فقط فامیلیت یه اسمه,,,

00:31:30.440 --> 00:31:34.640
‫و اسمت یه فامیله, فقط,,,

00:31:34.680 --> 00:31:37.040
‫اوه، هیچوقت اینجوری بهش فکر نکرده بودم,

00:31:38.760 --> 00:31:41.080
‫اوم، احتمالا باید به تیمت بگی که,,,

00:31:41.120 --> 00:31:43.640
‫دنبال ذره‌های ریز اسکوپولامین
روی جلوی گاوصندوق بگردن،

00:31:43.680 --> 00:31:45.560
‫و همینطور روی فرش,

00:31:53.240 --> 00:31:54.680
‫دوباره گفتی اون کی بود؟

00:31:54.720 --> 00:31:57.800
‫پِیشِنس ایوانز از بایگانی جنایی,

00:31:57.840 --> 00:31:59.240
‫و قبل از اینکه بپرسی،

00:31:59.280 --> 00:32:01.840
‫اون یه دانش پزشکی قانونی از سه تا مرگ,,,

00:32:01.880 --> 00:32:03.360
‫مرتبط با این پرونده داره,

00:32:03.400 --> 00:32:05.760
‫اوم، وسایل سمت راست گردگیری شده،

00:32:05.800 --> 00:32:07.480
‫ولی سمت چپ نه,

00:32:15.080 --> 00:32:16.320
‫اون راست میگه,

00:32:17.480 --> 00:32:19.880
‫یا یه نفر اثر انگشت‌هاشو پاک کرده،

00:32:19.920 --> 00:32:22.720
‫یا جیمز کوپر یه تمیزکننده‌ی خیلی تنبل داره,

00:32:25.680 --> 00:32:27.080
‫پس کوپر زنده مونده؟

00:32:27.120 --> 00:32:30.200
‫حالش وخیمه، ولی نبض داره,

00:32:30.240 --> 00:32:31.560
‫یه فرصت گیر میاد که اون
حرومزاده رو متهم کنیم,

00:32:34.120 --> 00:32:35.920
‫چی؟ فکر نمیکنی کار اون باشه؟

00:32:35.960 --> 00:32:38.400
‫نه، نه برای چوپرا، نه کلارک و نه جیمیسون,

00:32:38.440 --> 00:32:40.560
‫خب، اون میدونست ما دنبالشیم,
از پنجره پرید بیرون,

00:32:40.600 --> 00:32:43.640
‫ولی تماس با دستیارش و پاسپورت روی زمین,,,

00:32:43.680 --> 00:32:45.720
‫اون,,, اون داشت آماده‌ی فرار میشد، قربان,

00:32:45.760 --> 00:32:47.720
‫سیگار چی؟ کی اونو گذاشته؟

00:32:47.760 --> 00:32:49.240
‫شاید خود کوپر,

00:32:49.280 --> 00:32:50.880
‫شرط میبندم دی ان ای
یه نفر دیگه رو پیدا میکنیم,

00:32:50.920 --> 00:32:53.520
‫این مرگ حتی با الگوی شما هم جور در نمیاد,

00:32:53.560 --> 00:32:56.480
‫تو چهارمین روز ماه نبود، و جمعه هم نبود,

00:32:56.520 --> 00:32:59.200
‫شاید هر کی این کارو کرده میدونسته
ما داریم بهش نزدیک میشیم,

00:33:00.640 --> 00:33:02.120
‫این مدارک اولیه‌ی پزشکی قانونیه، قربان,

00:33:02.160 --> 00:33:08.240
‫ما از صحنه اثر انگشت برداشتیم که
با یه نفر تو PNC مطابقت داره,

00:33:08.280 --> 00:33:11.680
‫یمایا واسکز؟ یمایا واسکز,

00:33:11.720 --> 00:33:14.360
‫اون تمیزکننده‌ی هتل راه آهن بود,

00:33:14.400 --> 00:33:16.680
‫بعد از پیدا شدن جسد نیل جیمیسون
ازش اثر انگشت گرفته شد,

00:33:16.720 --> 00:33:18.120
‫یه تمیزکننده؟ آره,

00:33:19.240 --> 00:33:22.040
‫چه راهی بهتر از این برای
نزدیک شدن به قربانی‌های بی‌خبرت؟

00:33:37.040 --> 00:33:39.200
‫شما هم میتونین برین، خانم ایوانز, باشه,

00:33:52.040 --> 00:33:53.600
‫عالیه, ممنون, باشه,

00:33:55.200 --> 00:33:57.400
‫یِمایا دیگه نیست, همکارش همین الان بهم گفت,

00:33:57.440 --> 00:33:59.120
‫آره، مدیرش هیچ راه ارتباطی باهاش نداره,

00:33:59.160 --> 00:34:00.480
‫میگه کار نظافت برون‌سپاری شده,

00:34:00.520 --> 00:34:02.320
‫من شماره صاحبخونش رو گیر آوردم,

00:34:02.360 --> 00:34:06.000
‫یِمایا بهش گفته بود در مواقع اضطراری
به این خانوم، ماریا، زنگ بزنه,

00:34:06.040 --> 00:34:07.680
‫خب، پس بهش یه زنگ بزنیم,

00:34:14.920 --> 00:34:17.840
‫سلام, متاسفم،
نمی‌تونم به تلفن شما جواب بدم,

00:34:17.880 --> 00:34:19.560
‫لطفاً یه پیام بذارید,

00:34:19.600 --> 00:34:21.640
‫یا اگه فوریه، به شماره کارم زنگ بزنید

00:34:21.680 --> 00:34:28.480
به 0163 296 0857

00:34:28.520 --> 00:34:32.120
‫کسی تو ایستگاه اسپانیایی بلده؟

00:34:32.160 --> 00:34:33.880
‫شاید ویل,

00:34:33.920 --> 00:34:37.000
‫میگه اگه فوریه به تلفن محل کارش زنگ بزنید,

00:34:37.040 --> 00:34:44.040
‫اوه، 01632,,,96

00:34:44.080 --> 00:34:46.120
0857

00:34:48.200 --> 00:34:50.320
‫این,,, این شماره اون کافه هست,

00:35:06.920 --> 00:35:08.840
‫شما ماریا هستید؟

00:35:08.880 --> 00:35:11.480
‫کی می‌پرسه؟

00:35:11.520 --> 00:35:13.680
‫شما صاحبخونه یِمایا واسکز هستید؟

00:35:13.720 --> 00:35:15.320
‫در کنار چیزای دیگه، بله,

00:35:15.360 --> 00:35:16.960
‫می‌دونید کجا می‌تونم پیداش کنم؟

00:35:19.040 --> 00:35:21.880
‫اون دیشب به بلیز پرواز کرد,

00:35:25.360 --> 00:35:26.600
‫اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟

00:35:26.640 --> 00:35:28.360
‫اوم,,,

00:35:28.400 --> 00:35:29.880
‫هی!

00:35:29.920 --> 00:35:31.560
‫ببخشید,

00:35:59.280 --> 00:36:02.080
‫یِمایا، اون تویی؟

00:36:02.120 --> 00:36:03.440
‫پلیسیم، یِمایا,

00:36:14.520 --> 00:36:16.440
‫یِمایا؟

00:36:25.880 --> 00:36:27.960
‫هی, هی!

00:37:01.240 --> 00:37:03.400
‫یِمایا گم شدن خواهرش رو گزارش داده بود؟

00:37:03.440 --> 00:37:05.800
‫بله, وقتی از یه سفر دریایی برنگشت،

00:37:05.840 --> 00:37:09.720
‫فکر کنم اکتبر ۲۰۱۶ بود، بله,

00:37:09.760 --> 00:37:11.440
‫همون ماهی که کنفرانس بود,

00:37:11.480 --> 00:37:13.280
‫به نظر میاد همینطوره، بله,

00:37:14.640 --> 00:37:16.160
‫جزئیات بیشتری هست؟

00:37:16.200 --> 00:37:21.400
‫فقط اسم یه دختر، ویولتا، و ۱۷ سالشه,

00:37:22.480 --> 00:37:25.840
‫و اینم هست، یه عکس, الان براتون می‌فرستم,

00:37:29.640 --> 00:37:35.360
‫ما یه سابقه از ویولتا واسکز
داریم که برای ویزای

00:37:35.400 --> 00:37:38.600
‫تحصیل تو بریتانیا اقدام کرده،

00:37:38.640 --> 00:37:41.400
‫تو مارس ۲۰۱۶,

00:37:41.440 --> 00:37:42.880
‫ازش استفاده کرد؟

00:37:42.920 --> 00:37:46.160
‫نه, هیچ سابقه خروجی نیست,
اصلا هیچ سابقه خروجی نیست,

00:37:46.200 --> 00:37:48.200
‫ولی چیز دیگه ای تو سیستم شما نیست؟

00:37:48.240 --> 00:37:50.640
‫شاید دختر دیگه ای باشه,

00:37:51.960 --> 00:37:55.080
‫یا شاید خواهرش به جای اون
به اینجا سفر کرده,

00:38:36.720 --> 00:38:38.040
‫رئیس,

00:38:45.800 --> 00:38:47.840
‫می‌خوام معذرت خواهی کنم, دارم گوش میدم,

00:38:47.880 --> 00:38:52.280
‫ببخشید که در مورد یِمایا
باهاتون رو راست نبودم,

00:38:52.320 --> 00:38:54.560
‫فکر کردم از اداره مهاجرت هستید,

00:38:54.600 --> 00:38:57.000
‫مگه فرقی هم می‌کنه؟ اون داشت
آماده می‌شد که به خونه پرواز کنه,

00:38:57.040 --> 00:38:58.600
‫می‌خواستم دردسرش رو کم کنم,

00:38:58.640 --> 00:39:00.720
‫اون به جرم قتل تحت تعقیبه,

00:39:00.760 --> 00:39:02.320
‫من از کجا می‌تونستم بدونم؟

00:39:02.360 --> 00:39:05.880
‫خیلی ساکت بود، سرش به کار خودش بود,

00:39:05.920 --> 00:39:08.440
‫می‌تونید,,, می‌تونید اینو توضیح بدید؟

00:39:11.480 --> 00:39:13.720
‫این یه محرابه,

00:39:13.760 --> 00:39:15.240
‫برای چانگو,

00:39:15.280 --> 00:39:17.280
‫همون یارو با تبر؟

00:39:17.320 --> 00:39:21.040
‫اون خدای آتش تو دین سانتِریاست,

00:39:21.080 --> 00:39:24.040
‫میشه ازش خواست که از دشمنات انتقام بگیره,

00:39:24.080 --> 00:39:26.520
‫مخصوصاً از مردایی که به زنا آسیب می‌زنن,

00:39:26.560 --> 00:39:29.240
‫سیگارها، اونا,,, اونا یه جور پیشکشی هستن؟

00:39:29.280 --> 00:39:32.040
‫برای حفظ لطف، بله,

00:39:32.080 --> 00:39:38.440
‫آیا جمعه و عدد چهار تو این
زمینه معنی خاصی دارن؟

00:39:38.480 --> 00:39:40.960
‫جمعه روز مخصوص چانگوئه،

00:39:41.000 --> 00:39:43.320
‫و چهار عدد مخصوصشه,

00:39:59.320 --> 00:40:03.240
‫برای ضبط، من به مظنون یه کبریت

00:40:03.280 --> 00:40:05.120
‫از هتل راه آهن نشون می‌دم,

00:40:07.800 --> 00:40:09.680
‫می‌تونید ازش بپرسید خونِ کیه؟

00:40:09.720 --> 00:40:12.320
‫ازش می‌پرسه خون کیه,

00:40:12.360 --> 00:40:13.760
‫پس داره حرف می‌زنه؟

00:40:13.800 --> 00:40:16.160
‫اون خانوم از کافه، ماریا، اون رو راضی کرد
که همکاری کنه,

00:40:16.200 --> 00:40:17.480
‫اعتراف کرده؟

00:40:17.520 --> 00:40:19.960
‫به هر سه تا، آقا, و کوپر,

00:40:22.960 --> 00:40:24.800
‫خونِ خواهر منه,

00:40:27.800 --> 00:40:32.760
‫من کبریت‌ها رو تو قایقی پیدا کردم که اونجا

00:40:32.800 --> 00:40:34.800
‫توسط اون دکترهای انگلیسی کشته شد,

00:40:36.120 --> 00:40:38.120
‫میگه خون مال ویولتاست،

00:40:38.160 --> 00:40:40.320
‫و همچنین کبریت‌ها رو تو قایق پیدا کرده،

00:40:40.360 --> 00:40:43.080
‫جایی که خواهرش توسط
دکترهای انگلیسی کشته شد,

00:40:49.120 --> 00:40:50.840
‫آیا خواهرش می‌دونسته؟

00:40:50.880 --> 00:40:52.760
‫یِمایا میگه نه، آقا,

00:40:52.800 --> 00:40:55.760
‫اون اصرار داره که ویولتا به عنوان
یه مهماندار تو کنفرانس کار می‌کرد،

00:40:55.800 --> 00:40:57.760
‫کوپر بهش پیشنهاد داد که تو
سفر دریایی همراهشون باشه،

00:40:57.800 --> 00:41:00.240
‫فقط برای سرو نوشیدنی، همین,

00:41:00.280 --> 00:41:01.600
‫یه کم ساده لوحانه به نظر میاد,

00:41:01.640 --> 00:41:03.720
‫اون فقط ۱۷ سالش بود,

00:41:03.760 --> 00:41:06.480
‫یِمایا سعی کرد منصرفش کنه که نره،

00:41:06.520 --> 00:41:08.600
‫ولی کوپر بهش ۵۰۰ دلار پیشنهاد داد،

00:41:08.640 --> 00:41:11.400
‫و ویولتا داشت برای تحصیل
تو بریتانیا پول جمع می‌کرد,

00:41:11.440 --> 00:41:13.040
‫آیا ما هیچ مدرکی داریم که اونا کشتنش؟

00:41:13.080 --> 00:41:15.600
‫فقط شهادت یِمایا,

00:41:15.640 --> 00:41:17.240
‫اون نگران خواهرش بود،

00:41:17.280 --> 00:41:19.200
‫رفت پایین بندر که منتظر بمونه،

00:41:19.240 --> 00:41:22.040
‫ولی وقتی قایق اومد
فقط اون چهار مرد پیاده شدن,

00:41:22.080 --> 00:41:23.320
‫چی، هیچ اثری از دختر نبود؟

00:41:23.360 --> 00:41:24.880
‫یِمایا قایق رو گشت,

00:41:24.920 --> 00:41:27.080
‫تنها چیزی که پیدا کرد یه جعبه کبریت بود,

00:41:30.480 --> 00:41:32.080
‫خب، بذارید درست متوجه بشم,

00:41:32.120 --> 00:41:36.600
‫اون نصف دنیا رو با ویزای دانشجویی
خواهرش سفر می‌کنه،

00:41:36.640 --> 00:41:39.680
‫تا قاتلینش رو پیدا کنه و انتقامش رو بگیره،

00:41:39.720 --> 00:41:43.720
‫در حالی که این جعبه کبریت تنها
سرنخش برای پیدا کردنشون بوده؟

00:41:52.840 --> 00:41:54.800
‫من به چانگو دعا می‌کنم,

00:42:27.560 --> 00:42:31.000
‫چقدر اونجا بوده؟ حدود سه چهار دقیقه,

00:42:31.040 --> 00:42:34.120
‫شرط می‌بستم بعد از ۳۰ ثانیه
حرفاشون تموم میشه,

00:42:35.400 --> 00:42:37.640
‫سی پی اس در مورد کوپر چی گفت؟

00:42:37.680 --> 00:42:39.880
‫خب، اونا پیگرد قانونی رو رد نکردن,

00:42:39.920 --> 00:42:42.120
‫چی، با اینکه ویولتا خارج از کشور مرده؟

00:42:42.160 --> 00:42:46.160
‫اگه قربانی زیر ۱۸ سال باشه،
اونا می‌تونن ادعای صلاحیت قضایی کنن,

00:42:46.200 --> 00:42:48.080
‫اوه، دارن تموم می‌کنن,

00:42:49.320 --> 00:42:50.800
‫من می‌خوام اونو به ناهار ببرم,

00:42:50.840 --> 00:42:52.960
‫آره، بعدش همه‌مون می‌تونیم
به حالت عادی برگردیم,

00:42:53.000 --> 00:42:56.120
‫خانم ایوانز، شما رو به دست‌های
توانمند دی آی متکالف می‌سپارم,

00:42:56.160 --> 00:42:58.880
‫گرسنه ای؟ احتمالا هنوز سلف باز باشه,

00:43:02.520 --> 00:43:04.280
‫حالت عادی چی داره که اینقدر عالیه؟

00:43:32.560 --> 00:43:34.400
‫باشه,

00:43:40.560 --> 00:43:41.920
‫می‌تونم بشینم؟

00:43:41.960 --> 00:43:43.200
‫آره,

00:43:44.520 --> 00:43:46.360
‫فقط این بهترین میزه‌ست,

00:43:46.400 --> 00:43:49.280
‫خیلی,,, خیلی پرسروصدا نیست
و خیلی هم گرم نیست,

00:43:49.320 --> 00:43:50.920
‫انتخاب عالی‌ای بود,

00:43:50.960 --> 00:43:52.400
‫ممنون,

00:43:55.480 --> 00:43:58.840
‫خب، من نمی‌فهمم چرا افراد عادی
دوست دارن با هم غذا بخورن,

00:43:58.880 --> 00:44:00.960
‫باید صحبت‌های کوتاه و بی اهمیت بکنی,

00:44:01.000 --> 00:44:04.320
‫این هست, تو صحبت‌های کوتاه خیلی خوب نیستم,

00:44:04.360 --> 00:44:06.560
‫داری,,, خوب پیش میری,

00:44:10.680 --> 00:44:13.680
‫فقط چیزایی که واقعا منو جذب می‌کنه

00:44:13.720 --> 00:44:15.680
‫جرم‌شناسی و پزشکی قانونیه،

00:44:15.720 --> 00:44:18.720
‫ولی نمی‌تونی در مورد
اثرات هیپوکسیک سم‌های خاص،

00:44:18.760 --> 00:44:22.120
‫یا سرعت تجزیه بدن وقتی داری
غذا می‌خوری، صحبت کنی،

00:44:22.160 --> 00:44:25.600
‫چون افراد عادی دوست ندارن,,, خوششون نمیاد,

00:44:25.640 --> 00:44:29.520
‫ببخشید, در واقع به همین دلیله
که من پازل‌ها رو خیلی دوست دارم,

00:44:29.560 --> 00:44:31.400
‫یه چیزی بهم میده که در موردش حرف بزنم,

00:44:32.560 --> 00:44:34.800
‫من می‌تونستم ساعت‌ها در مورد
مهارت‌های حل پازل شما

00:44:34.840 --> 00:44:36.640
‫صحبت کنم، پِیِشِنس,

00:44:36.680 --> 00:44:39.160
‫ما بدون اونا نمی‌تونستیم یِمایا واسکز

00:44:39.200 --> 00:44:40.640
‫یا جیمز کوپر رو بگیریم,

00:44:40.680 --> 00:44:43.000
تو واقعا منو وادار کردی
خارج از چارچوب فکر کنم,

00:44:54.840 --> 00:44:56.400
‫پازل نه نقطه, هوم,

00:45:04.960 --> 00:45:07.240
‫خارج از چارچوب فکر کن!

00:45:07.280 --> 00:45:08.520
‫بله,

00:45:12.960 --> 00:45:14.520
‫آفرین,