WEBVTT

00:00:17.999 --> 00:00:20.999
‫- رسیدن
‫- کی؟ نگهبان‌ها؟

00:00:21.079 --> 00:00:22.759
‫ارواح، اشباح

00:00:22.839 --> 00:00:24.599
‫خوبن اینجان، باشه

00:00:24.679 --> 00:00:26.639
‫فانوس‌ها رو خاموش کنی،
‫چشم‌هاشونو می‌بینی

00:00:26.719 --> 00:00:29.479
‫- ما رو زیر نظر دارن
‫- چهار دقیقه‌س ما رو زیر نظر دارن

00:00:29.559 --> 00:00:30.759
‫راه بیافت

00:00:32.639 --> 00:00:33.719
‫منو ببخشید، پدر

00:00:33.799 --> 00:00:36.239
‫از آخرین اعتراف ۱۴ ساعت می‌گذره

00:00:36.319 --> 00:00:39.399
‫واقعا، اینقدر زیاد؟
‫حس کردی نمی‌تونی تا صبح صبر کنی؟

00:00:39.479 --> 00:00:43.279
‫نه. این افکار شب‌هامو
‫برام کابوس کردن

00:00:44.359 --> 00:00:47.919
‫پر از آتیشی خاموش نشدنی شدم، پدر

00:00:47.999 --> 00:00:53.279
‫خشمی چنان شدید
‫که اشتیاق شدیدی به انتقام خشن دارم

00:00:53.399 --> 00:00:55.359
‫بله، خب، کاملا طبیعی ـه

00:00:55.439 --> 00:01:00.838
‫بندر ویکتوری یه کثافتدونی شده.
‫یه فاضلاب پر از آبله

00:01:00.918 --> 00:01:05.518
‫هر جا رو که نگاه می‌کنم،
‫بوی گند کثافت و آشغال میاد

00:01:05.598 --> 00:01:08.558
‫بویی که از زیر زمینی میاد
‫که روش راه میریم

00:01:10.278 --> 00:01:11.758
‫آپوتی، تو اینجا بمون

00:01:11.838 --> 00:01:14.478
‫خالی رو می‌بریم بالا
‫و پرش می‌کنیم و میاریمش پایین

00:01:14.558 --> 00:01:16.318
‫پس، من این پایین تنها می‌مونم؟

00:01:17.398 --> 00:01:19.438
‫صداهایی می‌شنوم.
‫صدا می‌شنوی؟

00:01:19.518 --> 00:01:21.358
‫- نگهبان‌هان
‫- می‌تونن صدای ارواح رو بشنون؟

00:01:21.438 --> 00:01:23.158
‫می‌تونن صدای تو رو بشنون، کودن. ساکت

00:01:23.238 --> 00:01:24.878
‫یه صداهایی می‌شنوی. زود باش

00:01:28.798 --> 00:01:30.158
‫باشه. امنه، زود باشین

00:01:30.798 --> 00:01:33.638
‫از دل خاک میاد بیرون...

00:01:33.718 --> 00:01:35.838
‫و حالا همسر خودمو مسموم کرده...

00:01:37.238 --> 00:01:41.278
‫زنی که زمان پرهیزکار بوده رو...

00:01:41.358 --> 00:01:45.998
‫به یه آدم ولخرج فاسد تبدیل کرده
‫که محکوم به آتش دوزخه

00:01:46.078 --> 00:01:48.598
‫الان می‌تونم چشم‌هاشونو ببینم
‫که بهم زل زدن

00:01:48.678 --> 00:01:50.718
‫- ببخشید، چشم‌های کی؟
‫- چشم‌های پر از تمسخر...

00:01:50.798 --> 00:01:51.678
‫بله، اونا رو میگی

00:01:51.878 --> 00:01:55.197
‫منو مسخره می‌کنن، چون زنم
‫خودشو تسلیم شیطان کرده

00:01:56.757 --> 00:01:57.917
‫حاضر نمیشم...

00:01:57.997 --> 00:02:00.197
‫این آدم‌ها منو تحقیر کنن!

00:02:03.117 --> 00:02:08.677
‫خدا منو به چالش می‌کشه تا یه داس بردارم
‫و این موجود پلید رو از بین ببرم

00:02:15.237 --> 00:02:16.397
‫بسیار خب

00:02:16.677 --> 00:02:20.037
‫باید یکی از بشکه‌‌های اینجا باشه.
‫از بوش می‌فهمی

00:02:22.557 --> 00:02:24.477
‫آپوتی، مجبوری اون کار رو بکنی؟

00:02:24.557 --> 00:02:26.037
‫یه سری چشم می‌بینم

00:02:26.117 --> 00:02:28.117
‫بله، چشم‌های منن

00:02:31.397 --> 00:02:34.677
‫فکر کردم گفتی که دیگه خلاف نمی‌کنیم؟

00:02:34.757 --> 00:02:35.877
‫قایم شو

00:02:39.037 --> 00:02:42.277
‫بهت میگم، یه صداهایی شنیدم

00:02:56.836 --> 00:02:59.716
‫خدای من

00:02:59.796 --> 00:03:01.876
‫بگو که اونو نشنیدی

00:03:22.036 --> 00:03:24.036
‫فلشبنگ

00:03:26.596 --> 00:03:29.156
‫- توی چی رفتی؟
‫- فکر کنم ساردین باشه

00:03:29.236 --> 00:03:32.556
‫- چرا نرفتی پشتش قایم بشی؟
‫- راست میگی، پشتش

00:03:42.276 --> 00:03:43.996
‫بیا اینطرف. این خودشه

00:03:46.156 --> 00:03:47.036
‫چرا بو میده؟

00:03:47.236 --> 00:03:49.195
‫دل و روده در حال تخمیر شدن یه نهنگه

00:03:49.275 --> 00:03:51.635
‫- پس، بله، بو میده
‫- و بوی بدی میده، نه؟

00:03:51.715 --> 00:03:55.155
‫کدوم قسمت از دل و روده در
‫حال تخمیر شدن نهنگ رو نفهمیدی؟

00:03:55.235 --> 00:03:56.755
‫بوی خوبی نمیده

00:03:56.835 --> 00:04:00.115
‫در انفجار تایوان تمام حواسم رو
‫از دست دادم. زیادی باروت ریختم

00:04:00.195 --> 00:04:03.115
‫فکر کردم اونجا شنوایی‌تو از دست دادی؟
‫نه، اونجا که سنگاپور بود

00:04:03.195 --> 00:04:06.515
‫اونقدرها هم توی منفجر کردن
‫وارد نیستی نه، فلشبنگ؟

00:04:06.595 --> 00:04:07.955
‫فقط الکی می‌ترکونی

00:04:08.035 --> 00:04:11.115
‫خب، وارد کار سنگدان نهنگ شدیم؟
‫این چیزو می‌خوری؟

00:04:11.195 --> 00:04:15.475
‫نه. این شاهبوی ـه.
‫برای ساخت عطر ازش استفاده می‌کنن

00:04:15.555 --> 00:04:19.075
‫و ارزش این بشکه با
‫ارزش نقره با همین وزن برابری می‌کنه

00:04:37.995 --> 00:04:42.115
‫شما آقایون انگار با
‫دشمنان زندگی زهره ترک شدین

00:04:42.195 --> 00:04:46.314
‫آره. امشب یه چیزهایی شنیدیم.
‫چیزهایی که نمی‌تونی نشنوی، می‌دونی؟

00:04:46.394 --> 00:04:52.474
‫همیشه میگم، یه قلوپ طلایی
‫از آب سیب حسابی دل رو شاد می‌کنه

00:04:52.554 --> 00:04:54.794
‫همونجا بشینین

00:04:58.154 --> 00:05:02.754
‫بانو راتنفورد عزیزم، اگه میشه دو لیوان از
‫بهترین آب سیبت رو بده

00:05:02.834 --> 00:05:05.794
‫و با کدوم پول رایج و قانونی می‌خوای
‫این نوشیدنی رو بخری؟

00:05:05.874 --> 00:05:10.074
‫ازم سوگند شرافت گرفتی
‫که یک جا پول همه رو بدم...

00:05:10.154 --> 00:05:14.354
‫به محض اینکه تونستیم این
‫شاهبوی کوفتی رو خالی کنیم

00:05:14.434 --> 00:05:17.074
‫و چطور میشه به این معجزه رسید؟

00:05:17.154 --> 00:05:22.674
‫به دار و دسته‌م میگم الگوی بافت دقیق و
‫بوی گند این ماده رو بردارن...

00:05:22.754 --> 00:05:25.994
‫تا حتی زن نهنگ هم نفهمه
‫یه نمونه از روش ساختیم و عوضش کردیم

00:05:26.074 --> 00:05:26.954
‫و تا اون موقع...

00:05:27.154 --> 00:05:30.074
‫میرم و شاهبوی اصلی رو
‫در ازای یه سود خیلی خوشگل به فروش می‌رسونم

00:05:31.234 --> 00:05:33.554
‫خب، چقدر طول می‌کشه؟

00:05:33.634 --> 00:05:38.874
‫میشه گفت که به اندازه
‫کافی زمان نیاز داره

00:05:40.994 --> 00:05:43.073
‫چندین روز. چندین روز

00:05:43.153 --> 00:05:47.113
‫باید با یکم نوشیدنی این
‫ملوان‌های عزیز رو بدرقه مقصدشون کنی

00:05:47.193 --> 00:05:48.793
‫پس احتمالا باید بدونی...

00:05:48.873 --> 00:05:50.993
‫که زمان کافی یعنی باید
‫از رستوراان بری بیرون

00:05:51.073 --> 00:05:53.073
‫آره

00:05:54.073 --> 00:05:55.193
‫ای لعنت بهش

00:05:55.913 --> 00:05:57.793
‫- هوا داره عوض میشه
‫- نه، نمیشه

00:05:57.873 --> 00:05:59.713
‫راستش هوا خیلی هم عالی و صافه

00:05:59.793 --> 00:06:01.793
‫اینم از این، رفیق

00:06:02.553 --> 00:06:06.433
‫فقط یه نم بارون ـه، همین. بچه‌ها!

00:06:06.593 --> 00:06:07.473
‫بچه‌ها!

00:06:07.673 --> 00:06:11.753
‫دیدم پسرت با دو نفر دیگه
‫و یه بشکه از فاضلاب اومدن بیرون

00:06:11.833 --> 00:06:15.393
‫- سلام. اینم اینجاست
‫- لازمه چیزی بدونم؟

00:06:15.473 --> 00:06:19.113
‫نه، فقط اینکه پسرمون
‫به میون دار و دسته خوب برگشته

00:06:20.033 --> 00:06:21.753
‫یه چیزی ازش داری؟

00:06:21.833 --> 00:06:23.193
‫این بار نه، نه

00:06:23.273 --> 00:06:27.633
‫فقط انگار وقتی یه زن کسی رو رد می‌کنه
‫برای حرفه ما فرصت خیلی خوبی میشه

00:06:29.433 --> 00:06:33.993
‫فقط حواست باشه که
‫بی‌احتیاط نشه و گیر نیافته

00:06:34.593 --> 00:06:36.953
‫وقتی پسرت خونش به جوش میاد...

00:06:37.033 --> 00:06:40.352
‫بهم نگو چطوری داجر رو کنترل کنم

00:06:50.192 --> 00:06:52.552
‫چطوری این ماده رو به عطر تبدیل می‌کنن؟

00:06:52.632 --> 00:06:54.392
‫دیدم فرانسوی‌ها این کار رو می‌کنن

00:06:54.472 --> 00:06:56.792
‫ادویه، گیاهان معطر، الکل...

00:06:56.872 --> 00:07:00.152
‫در یه دیگ بزرگ هم می‌زنن
‫و تا مدت زیادی می‌جوشوننش

00:07:00.232 --> 00:07:01.912
‫گوش کنین

00:07:01.992 --> 00:07:05.592
‫نظم طبیعی روزهای پیش رو...

00:07:05.672 --> 00:07:09.392
‫عوض شده و جهت مثبتی گرفته
‫و تا یه حد هم منفی میشه

00:07:09.472 --> 00:07:10.512
‫مثل آدم بگو

00:07:10.592 --> 00:07:13.632
‫دوشس پورتلند فردا با اولین مد
‫راه می‌افته و میره

00:07:13.712 --> 00:07:15.632
‫اصلا وقت کافی برای درست
‫کردن نمونه قلابی‌شو نداریم

00:07:15.712 --> 00:07:19.192
‫متاسفانه، این یعنی باید بشکه
‫رو امشب به اسکله برگردونیم...

00:07:19.272 --> 00:07:20.832
‫قبل از اینکه متوجه نبودش بشن

00:07:20.912 --> 00:07:24.112
‫- نه، از ترس جا نمی‌زنیم. در مسیر می‌مونیم
‫- لو میری

00:07:24.192 --> 00:07:26.352
‫اگه ما رو دار بزنن که
‫نمیشه دوباره دزدی کرد

00:07:26.432 --> 00:07:27.712
‫اینو برنمی‌گردونیم

00:07:27.792 --> 00:07:30.312
‫می‌خواستی برگردم اینجا.
‫حالا اینجام، برگشتم

00:07:31.872 --> 00:07:33.352
‫می‌تونی در سردخونه روش کار کنی

00:07:33.432 --> 00:07:35.792
‫از همین الان بوی گندش اینجا رو برداشته

00:07:39.751 --> 00:07:41.951
‫داج!

00:07:42.031 --> 00:07:44.711
‫یادته وقتی بچه بودی
‫همیشه چی بهت می‌گفتم؟

00:07:44.791 --> 00:07:48.191
‫یه جیب‌بر باید بدونه
‫کی کنار بکشه

00:07:48.271 --> 00:07:50.311
‫و همیشه مجبور بودی خطرناکش کنی...

00:07:50.391 --> 00:07:52.551
‫و گاهی مجبور بودم ظرافت به خرج بدم...

00:07:52.631 --> 00:07:54.911
‫و تو از پرتگاه فاجعه بکشم کنار

00:07:54.991 --> 00:07:56.751
‫خب، حالا یکی از اون موارده

00:07:56.831 --> 00:07:59.591
‫می‌تونی سرت به کار خود باشه

00:08:00.711 --> 00:08:02.631
‫یه بُرد می‌خوام

00:08:11.631 --> 00:08:14.191
‫همین الان بکشش پایین. فوری

00:08:14.271 --> 00:08:16.431
‫نه، از این خبرها نیست

00:08:16.511 --> 00:08:19.031
‫- حالت بهتر شده؟
‫- بله، کاملا درمان شدم

00:08:19.111 --> 00:08:21.591
‫- پرده‌ها رو بکش
‫- یه هدیه دارم تا روحیه‌تو ببرم بالا

00:08:21.671 --> 00:08:23.191
‫- یه گیوتین؟
‫- بهتر

00:08:23.271 --> 00:08:25.351
‫یه نقاشی که با این
‫دستها کشیدمش

00:08:30.111 --> 00:08:32.551
‫- اینا چین؟
‫- شاخه‌های درخت

00:08:32.631 --> 00:08:36.750
‫مدام اینا رو توی خواب‌هام می‌بینم.
‫یه جورایی جذب‌شون شدم

00:08:38.350 --> 00:08:39.750
‫خب، داستانی از ما وجود نداره

00:08:39.830 --> 00:08:43.630
‫فنی، همونقدر که در جامعه لندن
‫زندانی بودیم این هم هستیم

00:08:44.910 --> 00:08:47.710
‫دکتر اسنید اومدن شما رو ببینن

00:08:47.790 --> 00:08:51.430
‫نه، خواهر شما رو.
‫دوست داره شما رو به تیراندازی ببره

00:08:53.070 --> 00:08:57.190
‫یه دنیای بی‌پایان از
‫مهمونی‌های شام مسخره و بیخوده...

00:08:57.270 --> 00:08:59.910
‫مردها تمام شب پز میدن
‫و وانمود می‌کنن...

00:08:59.990 --> 00:09:01.910
‫برخلاف این همه شواهد، از ما باهوشترن

00:09:01.990 --> 00:09:04.590
‫هستن. برای همین قدرت دست اوناست

00:09:04.670 --> 00:09:09.630
‫باشه. و تمام روز خونه بمون،
‫و اون درخت‌های خیلی زشت رو نقاشی کن

00:09:15.990 --> 00:09:19.470
‫مطمئنم که از گفتن اون
‫حرفها قصدی نداشت، فنی

00:09:19.550 --> 00:09:21.350
‫حالش خوب نیست، عزیزم

00:09:21.430 --> 00:09:23.750
‫میشه لطفا پرده‌ها رو بکشی؟

00:09:27.070 --> 00:09:31.110
‫- آفرین. یه بار دیگه به هدف زدی
‫- یکی از استعدادهای بسیارمه

00:09:32.149 --> 00:09:33.709
‫بیا، بذار نشونت بدم

00:09:33.789 --> 00:09:36.909
‫متاسفانه علاقه چندانی به
‫تیراندازی به اینا ندارم

00:09:36.989 --> 00:09:38.029
‫اصلا اینطور نیست

00:09:38.109 --> 00:09:40.069
‫مرد امروزی هستم که اتفاقا فکر می‌کنم...

00:09:40.149 --> 00:09:42.349
‫تیراندازی برای زنها هم
‫یه مهارت ضروریه. بیا

00:09:45.149 --> 00:09:46.429
‫دوست عزیزم...

00:09:46.509 --> 00:09:51.429
‫درست نیست مردی با جایگاه
‫من چنین رفتاری باهاش بشه

00:09:51.509 --> 00:09:52.629
‫ولی بازم اینجاییم

00:09:52.709 --> 00:09:56.589
‫قربانی فاحش‌ترین سو تفاهم شدم

00:09:56.669 --> 00:09:58.149
‫لطفا بیشتر توضیح بده

00:09:58.229 --> 00:10:03.349
‫چیزی که هفته‌ها پیش شاهد بودی
‫اونطور که به نظر میاد نیست

00:10:03.429 --> 00:10:07.549
‫از طرف تو داشتم نقش
‫یه واسطه رو بازی می‌کردم

00:10:07.629 --> 00:10:14.589
‫لوسین، در تلاش برای محافظت از
‫شهرت بی‌آلایش همسر شما بودم

00:10:14.669 --> 00:10:16.589
‫با منتقل کردن شپش بهش یعنی؟

00:10:16.669 --> 00:10:18.789
‫نه! بیماریش...

00:10:18.869 --> 00:10:23.789
‫در نتیجه شستشوی ناکافی
‫یه ندیمه آلوده بود

00:10:24.429 --> 00:10:28.588
‫وقتی ما رو پیدا کردی،
‫داشتم با عجله به بیمارستان می‌بردمش

00:10:28.668 --> 00:10:32.468
‫پس یعنی بهت مدیونم.
‫و حقوق دزدیده شده سربازها چی؟

00:10:32.548 --> 00:10:36.068
‫در مقابل خدا و تمام مقدسات قسم می‌خورم...

00:10:36.148 --> 00:10:38.788
‫اصلا نمی‌دونم چطوری سر
‫از گاری ما دراورد

00:10:38.868 --> 00:10:41.268
‫من می‌دونم. برات پاپوش دوختن

00:10:41.348 --> 00:10:44.668
‫در واقع فکر کنم بدونم کی مسئولشه

00:10:45.588 --> 00:10:47.828
‫پس، حرفمو باور می‌کنی؟

00:10:47.908 --> 00:10:49.508
‫بله. حتما

00:10:50.748 --> 00:10:53.828
‫کار اون جراح جوان و عموی منفورش بوده

00:10:53.908 --> 00:10:58.108
‫زیاد طولی نمی‌کشه که موقع خلاف کردن
‫مچ اونا رو بگیرم و اونا هم به دار آویخته بشن

00:11:01.188 --> 00:11:02.228
‫اونا هم؟

00:11:03.188 --> 00:11:06.108
‫خب، مگه اینکه بتونی توضیح بدی...

00:11:06.188 --> 00:11:11.308
‫چطور تو هم دقیقا مثل همسرم
‫به شپش مبتلا شدی...

00:11:11.388 --> 00:11:16.308
‫با هر جرمی که دلم بخواد و به فکرم برسه
‫سر از چوبه دار درمیاری

00:11:20.628 --> 00:11:23.148
‫- لندن نیست، مگه نه؟
‫- خدا رو شکر که نیست

00:11:23.228 --> 00:11:25.588
‫بازم یه جا با کلی موقعیته...

00:11:25.668 --> 00:11:29.907
‫جایی که آدمی با انگیزه و جاه‌طلبی می‌تونه
‫شغل خیلی خوبی برای خودش دست و پا کنه

00:11:29.987 --> 00:11:32.547
‫- آره، البته این آدم باید مرد باشه
‫- البته

00:11:33.387 --> 00:11:36.707
‫ولی از طرفی، برای کسی که
‫همراهیش با...

00:11:36.787 --> 00:11:39.827
‫میشه طرف ساده حرف بزن؟
‫کلمات بسیار مناسبی برای این منظور داریم

00:11:41.747 --> 00:11:44.307
‫چیزی نمونده ثروت بسیار زیادی به دستم برسه

00:11:44.387 --> 00:11:47.147
‫برادرم، جناب جیمز اسنید محترم...

00:11:47.227 --> 00:11:49.347
‫در جزایر اسپایس مجوز گرفته...

00:11:49.427 --> 00:11:51.787
‫و با عاشق و علاقه زیاد...

00:11:51.867 --> 00:11:54.787
‫بهم اجازه داد ده درصد از
‫تجارت جوز هندیش رو داشته باشم

00:11:56.187 --> 00:11:59.227
‫یه جراحی. جوز هندی به چه دردی می‌خوره؟

00:11:59.307 --> 00:12:01.627
‫بل عزیزم، از ارزشش خبری نداری؟

00:12:01.707 --> 00:12:02.747
‫چقدر جالب

00:12:02.827 --> 00:12:06.027
‫یه شیشه بزرگ از جوز هندی به اندازه
‫یه خونه در میفر ارزش داره

00:12:07.787 --> 00:12:12.387
‫ولی قطعا جراح بودن هیجان‌انگیزترین
‫کار در دنیاست

00:12:12.467 --> 00:12:15.467
‫درمان آدم‌ها و اهمیت دادن بهشون

00:12:15.547 --> 00:12:17.947
‫حاضرم هر چیزی بدم تا
‫چنین حرفه‌ای داشته باشم

00:12:18.027 --> 00:12:19.987
‫گمونم مشکلی نداره

00:12:20.067 --> 00:12:25.626
‫ولی حالا که با بازنشستگی استاد
‫جراح ارشد میشم...

00:12:25.706 --> 00:12:30.946
‫در یه موقعیتی هستم که
‫پیشنهاد همراهی رو...

00:12:32.026 --> 00:12:35.866
‫به یه زن بدم تا زندگی آروم
‫و امنی رو براش فراهم کنم

00:12:35.946 --> 00:12:37.226
‫خدای من، لطفا نکن

00:12:37.306 --> 00:12:39.626
‫بل، تا وقتی که برادرم اینو
‫بهم پیشنهاد نداده بود...

00:12:39.706 --> 00:12:42.306
‫حس نمی‌کردم موقعیتم برای
‫راحت حرف زدن خوب باشه...

00:12:42.386 --> 00:12:45.666
‫ولی حالا، با فروتنی ازت
‫درخواست ازدواج می‌کنم

00:12:45.746 --> 00:12:46.786
‫چرا؟

00:12:47.426 --> 00:12:48.906
‫ولی باید بدونی چه حسی دارم؟

00:12:48.986 --> 00:12:51.666
‫نه، اصلا ازش خبر ندارم

00:12:51.786 --> 00:12:56.266
‫اسنید، سالها تو رو یه دوست
‫و همراه می‌دونستم

00:12:56.346 --> 00:12:59.026
‫هرگز حسم از این عمیقتر نشده

00:12:59.106 --> 00:13:02.786
‫عاشق من که نیستی، نه؟

00:13:02.866 --> 00:13:04.906
‫عشق با آروم گرفتن و همراهی کردن
‫شکل می‌گیره

00:13:05.546 --> 00:13:08.586
‫باید ببینی خونواده‌هامون و موقعیت
‫من باعث میشه این ازدواج بی‌نقص باشه.

00:13:15.106 --> 00:13:19.746
‫هنوز حلقه نیست، ولی برای خودش
‫بسیار باارزشه

00:13:20.705 --> 00:13:21.985
‫جوز هندی

00:13:22.945 --> 00:13:25.465
‫بله، بوی ناخوشایندی نداره

00:13:25.545 --> 00:13:28.305
‫پس میشه بهم اجازه بدی تا
‫برم با پدرت حرف بزنم؟

00:13:32.385 --> 00:13:37.865
‫خب، آدم به زمان نیاز داره تا
‫پیشنهاد یکی دیگه رو...

00:13:39.505 --> 00:13:41.505
‫خوب در نظر بگیره

00:13:51.785 --> 00:13:53.345
‫نه، درست نیست

00:13:53.425 --> 00:13:57.025
‫شاهبو باید غلیظ‌تر بشه، سفت‌تر بشه.
‫چی رو امتحان کردیم؟

00:13:57.105 --> 00:14:00.785
‫یه جعبه صدف، دنبلان گوسفند...

00:14:00.865 --> 00:14:04.705
‫یه کم جلبک، لاشه خرچنگ،
‫و کبد ساموئل دین

00:14:04.785 --> 00:14:08.065
‫هر شکارچی نهنگی که کارش
‫خوب باشه می‌فهمه این قلابی ـه

00:14:08.145 --> 00:14:09.345
‫باید غلیظ‌تر بشه

00:14:09.985 --> 00:14:11.745
‫داج، داج، بیا اینجا

00:14:14.865 --> 00:14:18.344
‫گوش کن، منم به اندازه بقیه مضطربم

00:14:18.424 --> 00:14:21.304
‫بیشتر از هر چیزی از
‫خوب جلو رفتن دزدی خوشم میاد...

00:14:21.384 --> 00:14:23.464
‫آدم چشم‌هاش برق می‌افته

00:14:23.544 --> 00:14:24.944
‫ولی اگه نتونیم این...

00:14:25.024 --> 00:14:27.784
‫تا مد امروز عصر درست کنیم،
‫می‌افتن دنبالمون

00:14:28.904 --> 00:14:32.024
‫به هر حال دنبالمون هستن.
‫به محض اینکه دهن‌مونو باز کنیم...

00:14:32.104 --> 00:14:36.224
‫به محض اینکه بفهمن نمی‌تونیم
‫مزخرفات لاتین رو بخونیم

00:14:36.304 --> 00:14:38.224
‫حتی حق نداریم سر میز اونا بشینیم

00:14:38.304 --> 00:14:40.264
‫چه ربطی به بقیه چیزها داره؟

00:14:40.344 --> 00:14:44.384
‫ببین، باکلاس‌ها هیچوقت ما رو نمی‌پذیرن
‫و ما هم هیچوقت اونا رو

00:14:44.464 --> 00:14:45.744
‫یه وضعیت انسانیه

00:14:45.824 --> 00:14:47.424
‫ولی ما رو به دار زدن نکشون...

00:14:47.504 --> 00:14:50.464
‫چون بهت برخورده که
‫آدم حسابت نمی‌کنن

00:14:52.824 --> 00:14:55.984
‫به جهنم، پس.
‫حتی تحمل بوی اون ماده رو ندارم

00:14:56.064 --> 00:14:59.664
‫بیخیال! بدتر از بوی رود تیمز
‫موقع جزر نیست

00:15:02.064 --> 00:15:03.624
‫سرت چی شده، ملوان؟

00:15:03.704 --> 00:15:06.384
‫جهت‌یابم. چشم‌هامه

00:15:06.464 --> 00:15:09.104
‫درسته. بکش پایین.
‫هر روز دو تا از این قرص‌ها بخور

00:15:09.184 --> 00:15:12.384
‫وقتی بادبان جلویی دوشس پورتلند
‫در توفان ساحل شمالی شکست...

00:15:12.464 --> 00:15:14.463
‫بهم ضربه خورد

00:15:14.543 --> 00:15:15.783
‫درسته

00:15:15.983 --> 00:15:17.223
‫ممنونم

00:15:17.343 --> 00:15:19.543
‫- بعدی.
‫- داجر، با اینکه اینجا سرت شلوغه...

00:15:19.623 --> 00:15:22.063
‫لحظه خوبیه که اون بشکه
‫رو به سمت کشتی ببریم

00:15:22.143 --> 00:15:23.703
‫بله، باشه. ببرش

00:15:28.903 --> 00:15:31.183
‫باید پرتقال بخوری.
‫داری بیماری اسکروی می‌گیری

00:15:31.783 --> 00:15:33.223
‫غلش بدیم ببریمش، رفقا

00:15:42.503 --> 00:15:45.263
‫بهم رسیدگی کنین، قربان.
‫کاری از دست شما برنمیاد؟

00:15:45.343 --> 00:15:46.823
‫زندگیم بهش وابسته‌س

00:15:46.903 --> 00:15:49.343
‫اگه شما دکترها نتونین خوبم کنین...

00:15:49.423 --> 00:15:51.823
‫ناخدا چاره‌ای نداره به جز اینکه
‫یه جهت‌یاب دیگه رو بیاره

00:15:51.903 --> 00:15:54.263
‫متاسفم. نمیشه هیچ کاریش کرد

00:15:54.343 --> 00:15:55.543
‫باید یه عصا بخری

00:16:02.343 --> 00:16:06.223
‫هی، گورکن چی رو داره می‌بره؟

00:16:06.303 --> 00:16:10.743
‫اندام‌های ساموئل دین، قربان.
‫همون آقای گنده

00:16:10.823 --> 00:16:13.302
‫به ظاهر در زندگی خیلی بوگندو بوده

00:16:25.102 --> 00:16:29.982
‫- قربان! میشه حرف بزنم.
‫- الان نه

00:16:30.062 --> 00:16:34.462
‫الان حرفهای غم‌انگیزی که
‫با جراح داشتی رو شنیدم...

00:16:34.542 --> 00:16:38.742
‫و با اینکه زیاد احساساتی نیستم،
‫خیلی ناراحت شدم

00:16:38.822 --> 00:16:40.862
‫پس می‌دونی چرا نمی‌خوام حرف بزنم

00:16:40.942 --> 00:16:43.222
‫ازت می‌خوام امیدت رو از دست ندی

00:16:43.302 --> 00:16:45.342
‫باید با یه جراح دیگه حرف بزنی

00:16:45.422 --> 00:16:48.662
‫خیلی واردتره، و صدها بار
‫این عمل رو انجام داده

00:16:48.742 --> 00:16:51.262
‫شاید ۲۰۰ بار و موفقیت چشمگیری داشته

00:16:51.342 --> 00:16:56.662
‫این یعنی یه تاخیر کوچیک در
‫راه افتادن دوشس پورتلند...

00:16:56.742 --> 00:16:58.302
‫اگه جدی بگی...

00:17:00.062 --> 00:17:03.342
‫ناخدا زیاد قاطع نیست، شاید
‫بتونم راضیش کنم لازمه بمونه

00:17:04.582 --> 00:17:06.422
‫کی می‌تونم این جراح رو ببینم؟

00:17:06.502 --> 00:17:09.541
‫بسپارش به من، باشه؟ صبر کن

00:17:09.621 --> 00:17:13.141
‫پسرها برگردین، برش گردونین. زود باشین.
‫زود باشین، برگردین

00:17:30.261 --> 00:17:33.901
‫باید دستت لرزش نداشته باشه. خب، گوش کن

00:17:33.981 --> 00:17:40.661
‫میگن آدم نمی‌تونه جزر و مد
‫رو تغییر بده، ولی من، نوربرت فگین...

00:17:40.741 --> 00:17:44.141
‫تونستم راه افتادن دوشس پورتلند رو...

00:17:44.221 --> 00:17:46.941
‫- سه روز عقب بندازم.
‫- چطوری؟

00:17:49.421 --> 00:17:52.301
‫- چه بلایی سرمون اوردی؟
‫- هیچی

00:17:52.381 --> 00:17:55.861
‫فقط باید یه عمل
‫بسیار کوچیک انجام بدی

00:18:05.581 --> 00:18:07.340
‫متاسفم، نمی‌تونم کمکت کنم

00:18:13.140 --> 00:18:15.180
‫طرف کاملا کور شده

00:18:15.260 --> 00:18:17.420
‫حتی نمی‌تونه یه دست
‫رو جلوی صورتش ببینه

00:18:17.500 --> 00:18:19.860
‫ولی از گوش راستش
‫خیلی خوب می‌تونه ببینه

00:18:19.940 --> 00:18:22.940
‫فکر کردم همینو می‌خواستی.
‫متوجه زیباییش نیستی؟

00:18:23.020 --> 00:18:24.460
‫برامون زمان می‌خره

00:18:24.540 --> 00:18:26.660
‫بهش گفتی چند بار این جراحی رو کردم؟

00:18:26.740 --> 00:18:30.300
‫یه بار. دروغ گفتم، دو بار

00:18:30.380 --> 00:18:33.940
‫هیچ می‌دونی این
‫عمل چقدر سخت و دقیقه؟

00:18:34.020 --> 00:18:36.700
‫- نه
‫- اگه تکون بخوره، کورش می‌کنم

00:18:36.780 --> 00:18:39.660
‫باید بیشتر به هنرمند بودنت
‫ایمان داشته باشی

00:18:39.780 --> 00:18:41.740
‫این فراتر از مهارت منه

00:18:43.300 --> 00:18:46.180
‫هیچی فراتر از مهارت داجر نیست

00:18:47.180 --> 00:18:51.220
‫برگشتیم سر خونه اول، رفقا.
‫داجر دلسرد شده

00:19:02.979 --> 00:19:05.139
‫می‌خوام بدونم چرا داشتی
‫بیمار منو معاینه می‌کردی

00:19:05.219 --> 00:19:08.579
‫خیلی براش روشن کردم که
‫وضعیتش قابل جراحی نیست

00:19:08.659 --> 00:19:10.419
‫می‌خواست نظر یکی دیگه رو هم بپرسه

00:19:10.499 --> 00:19:12.299
‫از تو؟ لطفا

00:19:13.379 --> 00:19:18.099
‫تو بودی نظر یکی دیگه رو نمی‌خواستی،
‫اگه یه دکتر پرمدعا، عوضی باکلاس...

00:19:18.179 --> 00:19:21.059
‫که سطح دانشش از پزشکی
‫معمولیه بهت گفته بود کارت تمومه؟

00:19:21.139 --> 00:19:23.419
‫دیگه هیچوقت سر مسائل
‫پزشکی با من درنیافت، داکینز

00:19:23.499 --> 00:19:26.859
‫نمی‌دونم در این بخش از
‫شهر تو اوضاع چطوریه...

00:19:26.939 --> 00:19:28.539
‫ولی اینجا اینطوری کار نمی‌کنیم

00:19:29.819 --> 00:19:31.499
‫اون مرد رو عمل نمی‌کنی

00:19:34.459 --> 00:19:36.179
‫و اگه بفهمم اون بوی گند...

00:19:36.259 --> 00:19:38.899
‫ربطی به تو یا دوست‌های
‫بی‌سوادت داره...

00:19:38.979 --> 00:19:40.739
‫ترتیبی میدم حسابی تنبیه بشین

00:19:40.819 --> 00:19:42.499
‫خیلی عجیبه چون، ببین...

00:19:42.579 --> 00:19:45.219
‫همه فکر می‌کردیم که
‫بوی بد از تو میاد

00:19:55.379 --> 00:19:58.139
‫باشه، انجامش میدم

00:20:00.658 --> 00:20:03.778
‫برگردین داخل، رفقا

00:20:03.858 --> 00:20:06.658
‫گربه رو ببرین توی سردخونه. درست شد

00:20:14.458 --> 00:20:16.018
‫گرسنه نیستم، فنی

00:20:17.058 --> 00:20:18.858
‫ببین، یه نقاشی دیگه برات کشیدم

00:20:19.458 --> 00:20:21.738
‫ممنونم. سرد می‌خورمش

00:20:33.458 --> 00:20:34.658
‫سلام

00:20:36.218 --> 00:20:38.738
‫- کاملا عقلتو از دست دادی؟
‫- احتمالش زیاده

00:20:40.138 --> 00:20:43.818
‫اگه اومدی از رفتارت در هفته‌ها
‫پیش عذرخواهی کنی...

00:20:43.898 --> 00:20:46.098
‫باید به طور رسمی و
‫در زمان مناسب انجامش بدی

00:20:46.178 --> 00:20:48.578
‫اون موقع بهش فکر می‌کنم
‫قبولش کنم یا نه. لطفا برو

00:20:48.658 --> 00:20:50.258
‫از جراحی دوبینی چی می‌دونی؟

00:20:50.378 --> 00:20:52.538
‫یه خلافکار چرا باید
‫چنین چیزی رو بدونه؟

00:20:52.618 --> 00:20:55.498
‫- نمی‌دونی چیه؟
‫- موقعی که چشم جابه‌جا میشه دوبینی بوجود میاد

00:20:55.578 --> 00:20:56.778
‫دیدی؟ می‌دونستم می‌دونی

00:20:56.858 --> 00:20:59.537
‫یه موقع یه کتاب پزشکی نداری که...

00:20:59.617 --> 00:21:00.897
‫چرا. همینجا بمون

00:21:00.977 --> 00:21:04.137
‫راستش، نه.
‫بیا، اینجا کلی چیز باارزش دارم

00:21:04.217 --> 00:21:05.457
‫این سوپ رو می‌خوری؟

00:21:07.577 --> 00:21:08.617
‫نه، به ظاهر نه

00:21:09.977 --> 00:21:11.177
‫تو چی رو بغل کردی؟

00:21:12.017 --> 00:21:13.217
‫به ظاهر یه درخته

00:21:17.017 --> 00:21:18.777
‫از اینطرف

00:21:44.737 --> 00:21:49.457
‫اولین بار در ۱۸۳۰ توسط
‫یکی به اسم جان هومر دیکس انجام شده

00:21:49.537 --> 00:21:51.617
‫جراح فقط به سه ابزار نیاز داره...

00:21:51.697 --> 00:21:55.896
‫یه قلاب تیز برای اینکه پرده چشم رو برداری،
‫یه سوزن خم برای جدا کردن تاندون...

00:21:55.976 --> 00:21:57.936
‫و قیچی برای باز کردن پرده چشم

00:21:58.016 --> 00:21:59.456
‫عکس. عکس لازم دارم

00:21:59.536 --> 00:22:02.456
‫بله. اینجاست

00:22:06.936 --> 00:22:09.176
‫خیلی خطرناکه

00:22:09.256 --> 00:22:11.536
‫آره، ولی عاشقشی، نه؟

00:22:14.136 --> 00:22:15.176
‫می‌تونی انجامش بدی؟

00:22:16.696 --> 00:22:18.696
‫بله

00:22:20.496 --> 00:22:22.016
‫شاید

00:22:26.856 --> 00:22:30.896
‫برای هر دوی ما مهمه
‫چیزی که اتفاق افتاده رو روشن کنیم

00:22:32.456 --> 00:22:36.536
‫قبول دارم که اون موقع حرفهایی زدم
‫که الان ازشون پشیمونم

00:22:36.616 --> 00:22:38.336
‫و به همون اندازه مطمئنم
‫حرفهایی زدی...

00:22:38.416 --> 00:22:40.656
‫که الان، موقعی که سرد شدی
‫آرزو می‌کنی...

00:22:41.376 --> 00:22:43.096
‫حالت بهتر شده، خواهر؟

00:22:43.176 --> 00:22:44.416
‫بله، خوبم

00:22:44.496 --> 00:22:46.696
‫می‌بینی، غذا می‌خوری
‫و دوباره خوب شدی

00:22:47.256 --> 00:22:49.976
‫ماه گذشته هشت تا حمله داشتی.
‫اونا رو می‌شمارم

00:22:50.056 --> 00:22:52.015
‫خوبم. برو بخواب

00:23:02.895 --> 00:23:04.695
‫خب، اون بوی وحشتناک چیه؟

00:23:06.255 --> 00:23:07.135
‫فگین

00:23:07.335 --> 00:23:09.455
‫بوی شاهبوی میاد

00:23:09.535 --> 00:23:10.815
‫بوی چی؟

00:23:11.415 --> 00:23:12.495
‫صبر می‌کنی؟

00:23:13.495 --> 00:23:16.215
‫می‌خوای ازم عذرخواهی کنی یا نه؟

00:23:16.295 --> 00:23:17.975
‫نه. برای چی؟

00:23:18.055 --> 00:23:20.015
‫برای طوری که باهام حرف زدی

00:23:24.095 --> 00:23:25.175
‫درد داشتم

00:23:26.855 --> 00:23:29.895
‫و ببخشید اگه گستاخانه باهات حرف زدم

00:23:31.175 --> 00:23:34.175
‫ولی نمی‌دونم چطوری با زنها حرف بزنم.
‫هیچوقت نیاز نبوده بدونم

00:23:34.255 --> 00:23:37.335
‫منم به طور مشابه کم پیش اومده
‫به حرفهای یه مرد علاقه داشته باشم

00:23:38.735 --> 00:23:39.815
‫و تو رو می‌بخشم

00:23:41.415 --> 00:23:42.615
‫خوبه

00:23:42.695 --> 00:23:45.815
‫منو دیگه به مهمونی‌های
‫شام احمقانه دعوت نکن

00:23:45.895 --> 00:23:47.255
‫آدم‌های مثل تو هرگز منو نمی‌پذیرن

00:23:47.335 --> 00:23:51.654
‫چرا باید بخوای تو رو بپذیرن؟
‫هیچ نمی‌دونی چقدر خسته‌کننده‌ایم

00:23:53.574 --> 00:23:54.974
‫همه‌تون نه

00:24:02.374 --> 00:24:03.494
‫بفرمایین، قربان

00:24:11.934 --> 00:24:14.214
‫میشه لطفا برای من
‫چشم راستت رو بپوشونی؟

00:24:17.134 --> 00:24:19.054
‫حالا چند تا انگشت می‌بینی؟

00:24:20.054 --> 00:24:21.094
‫دو تا؟

00:24:22.014 --> 00:24:23.054
‫دستت رو بیار پایین

00:24:24.854 --> 00:24:26.014
‫حالا چند تا؟

00:24:27.094 --> 00:24:28.134
‫چهار تا

00:24:30.694 --> 00:24:33.574
‫می‌دونی که در چشم راستت
‫تقریبا هیچ دیدی نداری، نه؟

00:24:34.774 --> 00:24:37.974
‫بیشتر اشکال رو می‌بینم،
‫چشم چپم تنها چشم سالم بود

00:24:39.814 --> 00:24:41.694
‫بگو چرا دوست داری ملوان باشی

00:24:41.774 --> 00:24:44.854
‫با کمال احترام، خانم، یه ملوان
‫معمولی نیستم، جهت‌یابم

00:24:46.773 --> 00:24:48.733
‫وقتی ۱۲ سالم بود به دریا رفتم...

00:24:48.813 --> 00:24:51.573
‫روی صد تا کشتی کار کردم،
‫بیشترشون وحشتناکن

00:24:51.653 --> 00:24:53.693
‫ولی یاد گرفتم، خانم

00:24:53.773 --> 00:24:57.093
‫هر چیزی که برای یاد گرفتن بود،
‫در مورد اقیانوس‌ها...

00:24:57.213 --> 00:25:01.333
‫جریان‌ها، بادها و ستارگان

00:25:03.013 --> 00:25:04.893
‫هیچ نمی‌دونین چه حسی داره...

00:25:04.973 --> 00:25:07.213
‫وقتی اونایی که اطرافت هستن
‫بخت‌شونو به تو می‌سپارن

00:25:10.093 --> 00:25:14.573
‫باید بدونی که همکارم
‫به دروغ گفتن اعتیاد داره

00:25:14.653 --> 00:25:17.173
‫و نه تنها تا حالا این
‫جراحی رو انجام ندادم...

00:25:17.253 --> 00:25:19.373
‫بلکه هیچکس در این کشور
‫این کار رو نکرده

00:25:20.533 --> 00:25:21.693
‫متوجهم

00:25:23.573 --> 00:25:25.413
‫اینو می‌تونم بهت بگم...

00:25:25.493 --> 00:25:29.013
‫وضعیت چشم راستت با گذر
‫زمان فقط بدتر میشه...

00:25:29.093 --> 00:25:32.213
‫تا حدی که شاید دیگه
‫هیچوقت نبینی

00:25:32.293 --> 00:25:35.773
‫خب، اگه امتحان بکنیم
‫و همینجا شکست بخوریم...

00:25:35.853 --> 00:25:37.973
‫دید هر دو چشمت رو از دست میدی

00:25:38.053 --> 00:25:41.373
‫اگرچه، شانس بیاریم و موفق بشیم...

00:25:43.972 --> 00:25:46.012
‫شاید بتونی دوباره جهت‌یابی کنی

00:25:50.172 --> 00:25:51.612
‫خب، منتظر چی هستی؟

00:25:56.732 --> 00:25:57.812
‫بسیار خب

00:25:57.892 --> 00:26:00.772
‫لطفا تا جایی که می‌تونی
‫سفت به میز ببندش

00:26:04.372 --> 00:26:08.012
‫در این مورد به کمکت نیاز دارم، بل.
‫میشه قلاب رو لطفا بهم بدی؟

00:26:14.332 --> 00:26:16.332
‫ممنونم

00:26:21.772 --> 00:26:22.892
‫خودشه. خوبه

00:26:29.252 --> 00:26:30.932
‫حالا اینو محکم بگیر

00:26:34.732 --> 00:26:35.852
‫تکون نخور

00:26:48.651 --> 00:26:50.051
‫فکر می‌کنی جواب داده؟

00:26:52.651 --> 00:26:55.051
‫تا وقتی که پانسمان رو برنداریم نمی‌فهمیم

00:27:00.371 --> 00:27:04.771
‫در خانه دولت، شنیدم خواهرت
‫میگه این هشتمین حمله‌ت بوده

00:27:04.851 --> 00:27:06.771
‫منظورش از این حرف چی بود؟

00:27:06.851 --> 00:27:08.131
‫خیالاتی میشه

00:27:12.051 --> 00:27:13.651
‫حرفی که جهت‌یاب زد...

00:27:15.691 --> 00:27:17.331
‫به نظرت حقیقت داشت؟

00:27:17.411 --> 00:27:21.331
‫بزرگترین روز زندگیم بود وقتی
‫ترفیع گرفتم و ستوان دو شدم

00:27:22.771 --> 00:27:24.771
‫حتی تخت خودمو بهم دادن

00:27:26.211 --> 00:27:28.331
‫تا حالا برای خودم تخت نداشتم

00:27:29.771 --> 00:27:31.211
‫و اتاق خودم

00:27:33.691 --> 00:27:35.771
‫حتما بودن در دریا باید خیلی عالی باشه

00:27:39.210 --> 00:27:40.770
‫سفر دور دنیا

00:27:44.530 --> 00:27:46.170
‫بود

00:27:46.250 --> 00:27:50.330
‫بهترین و بدترین دوران بود

00:27:54.170 --> 00:27:57.130
‫همه چور چیزی دیدم که
‫فکر نمی‌کردم اصلا ممکن باشه

00:27:59.850 --> 00:28:04.370
‫حیوانات وحشی و جشن‌ها

00:28:04.450 --> 00:28:09.090
‫در هنگ کنگ، یه اژدهای کاغذی
‫عظیم رو دیدم که ۵۰ نفر زیرش بودن...

00:28:09.170 --> 00:28:14.010
‫و وقتی حرکت می‌کردن،
‫این اژدها انگار می‌رقصیدو آتیش بیرون می‌داد

00:28:14.090 --> 00:28:16.770
‫خیلی معرکه بود

00:28:42.049 --> 00:28:43.649
‫داکینز شیطانی کجاست؟

00:28:46.609 --> 00:28:48.609
‫بانو بل

00:28:49.369 --> 00:28:50.849
‫باورم نمیشه چی می‌بینم

00:28:53.089 --> 00:28:55.729
‫اصرار دارم فوری به خانه دولت برگردین...

00:28:55.809 --> 00:28:57.649
‫و بعدا در موردش حرف می‌زنیم

00:28:57.729 --> 00:28:58.889
‫یا شاید نزنیم

00:29:02.649 --> 00:29:06.529
‫همیشه می‌دونستم
‫یه تازه‌کار مغرور قابل سرزنشی...

00:29:06.609 --> 00:29:08.849
‫که برای بهتر از خودت هیچ
‫احترامی قائل نیستی

00:29:08.929 --> 00:29:12.529
‫برای بهتر از خودم خیلی هم احترام قائلم.
‫فقط چنین کسی این اطراف نیست

00:29:12.609 --> 00:29:15.729
‫عملی رو انجام دادی که
‫منعت کرده بودم انجامش بدی

00:29:15.809 --> 00:29:19.769
‫به خصوص اینکه گفتم عملی نیست
‫که به نفع بیمار باشه

00:29:19.849 --> 00:29:22.329
‫و با تشخیص تو موافقم

00:29:22.409 --> 00:29:26.329
‫برای جراحی با مهارت تو، اسنید،
‫کار غیرممکنی بود

00:29:26.409 --> 00:29:28.769
‫دو ماه میشه که در اینجا جراح ارشدم

00:29:30.209 --> 00:29:32.008
‫دیگه در اینجا نقشی نداری...

00:29:32.088 --> 00:29:34.808
‫و مطمئن میشم در هیچ جای
‫کشور هم کار نداشته باشی

00:29:36.408 --> 00:29:38.888
‫می‌تونی بخزی و بری
‫پیش مردمان خودت، داکینز

00:30:00.448 --> 00:30:02.128
‫اینطوری توی میفر می‌جنگی؟

00:30:05.448 --> 00:30:08.208
‫به باور من بخار گوگردی که
‫در تمام شهر پیچیده...

00:30:08.288 --> 00:30:11.208
‫در اصل از زیر زمین میاد نه از بالا

00:30:11.288 --> 00:30:13.808
‫خیلی غیرعادی میشه، مگه نه، سروان گینز؟

00:30:13.888 --> 00:30:16.408
‫چیزی که الان بو می‌کشیم،
‫بوی لاشه فاسد شده‌س

00:30:16.488 --> 00:30:18.208
‫شاید بد نیست برای سروان یه صندلی بیاری، پدر

00:30:18.288 --> 00:30:19.488
‫ایستاده راحتترم

00:30:19.568 --> 00:30:21.568
‫بیشتر این نظر رو قبول دارم...

00:30:21.648 --> 00:30:24.768
‫که بو از سمت لوله‌های فاضلاب میاد...

00:30:24.848 --> 00:30:27.248
‫که فرماندار پارسال تاییدش کرد

00:30:27.328 --> 00:30:28.967
‫جاذبه کار خودشو کرده

00:30:29.367 --> 00:30:32.367
‫از چه لحاظ، عزیزم؟

00:30:33.287 --> 00:30:38.247
‫از این لحاظ که فاضلاب جامد
‫حالا به سمت مرکز شهر میره و جمع میشه...

00:30:38.327 --> 00:30:39.207
‫و ازش دور نمیشه

00:30:39.407 --> 00:30:41.927
‫سخت میشه گفت حتما اینطوریه

00:30:42.007 --> 00:30:45.607
‫نه، پیچیده نیست، عزیزم.
‫بذار با مهندس‌ها حرف بزنم

00:30:45.687 --> 00:30:48.207
‫مهندس‌ها نمی‌تونن
‫شیطان رو از بین ببرن

00:30:48.847 --> 00:30:52.967
‫تازگی خبری از همسر
‫دوست‌داشتنی‌ت شنیدی، سروان گینز؟

00:30:54.767 --> 00:30:57.087
‫هنوزم پیش خویشاوندانه؟

00:30:58.807 --> 00:31:02.167
‫بله، خب، ممنونم، سروان گینز

00:31:07.967 --> 00:31:10.287
‫ممکنه این راه‌حلش باشه
‫که لوله‌ها رو...

00:31:10.367 --> 00:31:13.847
‫از مرکز شهر به بندر ببریم،
‫جایی که هیچ تاثیری نداره؟

00:31:13.927 --> 00:31:15.807
‫نه

00:31:15.887 --> 00:31:18.647
‫خبر بسیار هیجان‌انگیز.
‫قراره توی شهر یه دوئل برگزار بشه

00:31:18.727 --> 00:31:20.607
‫احمق نشو، دوئل‌ها غیرقانونین

00:31:20.687 --> 00:31:21.727
‫نه همیشه

00:31:21.807 --> 00:31:23.447
‫ترجیح میدم که سر من باشه

00:31:23.527 --> 00:31:27.206
‫یه خواستگار احتمالی رو حذف می‌کنه،
‫ولی آدم باید برای دیدن دوئل چی بپوشه؟

00:31:27.286 --> 00:31:29.526
‫سیاه یعنی از قبل
‫نظرتو گفتی، ولی سبز؟

00:31:29.606 --> 00:31:30.846
‫کی هست؟

00:31:39.846 --> 00:31:40.966
‫رینزفورد!

00:31:44.126 --> 00:31:45.726
‫- چیه؟
‫- نباید این کار رو بکنی

00:31:45.806 --> 00:31:49.006
‫- همونقدر که تقصیر اونه تقصیر منم هست
‫- طرف زیادی بهم بی‌‌احترامی کرده

00:31:49.646 --> 00:31:51.086
‫مثل دو تا آقای محترم حلش می‌کنیم

00:31:51.166 --> 00:31:54.446
‫یکی از ما زنده می‌مونه.
‫سحرگاه تیراندازی می‌کنیم

00:31:57.166 --> 00:31:59.446
‫پس با جسارت میگم حاضر نیستم
‫باهات ازدواج کنم

00:31:59.526 --> 00:32:01.646
‫- از جوز هندی مسخره‌ت لذت ببر
‫- بل

00:32:02.886 --> 00:32:05.406
‫بانو بل. لطفا

00:32:12.206 --> 00:32:13.886
‫در این کار افتخاری نیست

00:32:13.966 --> 00:32:15.366
‫در هیچ جا افتخاری نیست

00:32:18.166 --> 00:32:21.526
‫تونستیم! تونستیم!

00:32:21.606 --> 00:32:23.765
‫به طحال نلی والوپ و
‫شکمبه گاو نیاز داشت...

00:32:23.845 --> 00:32:25.165
‫ولی در آخر درستش کردیم

00:32:25.245 --> 00:32:26.805
‫یه نمونه‌س

00:32:26.885 --> 00:32:28.805
‫بوش، ظاهر و رنگش دقیقا همونه!

00:32:28.885 --> 00:32:31.925
‫عالیه! عالیه!

00:32:32.005 --> 00:32:35.805
‫حالا می‌تونی اینقدر با اون شمشیر
‫ور نری و به این گوش کنی

00:32:35.885 --> 00:32:39.605
‫یه خریدار حسابی برات پیدا کردم،
‫یکی به اسم فتیپلیس بلرز...

00:32:39.685 --> 00:32:42.605
‫مردی چنان بی‌پروا،
‫که منو به خارش میندازه...

00:32:42.685 --> 00:32:47.165
‫و حاضره ۸۰ سکه طلا
‫برای اصل این ماده بده

00:32:47.245 --> 00:32:50.645
‫پس وقتی به این احمق یه درسی بدم به
‫اندازه کافی پول برای جشن گرفتن داریم

00:32:51.325 --> 00:32:54.005
‫ببین، اگه این باکلاس رو بکشی، دارت می‌زنن!

00:32:54.085 --> 00:32:57.845
‫و اگه تو رو بکشه، اهمیتی نمیدن،
‫ولی من برمی‌گردم به بیگاری کردن

00:32:58.885 --> 00:33:02.805
‫ای احمق! واقعا زده به سرت!

00:33:02.885 --> 00:33:05.645
‫بالاخره! یکی چیزی رو
‫می‌بینه که من می‌بینم

00:33:08.085 --> 00:33:10.125
‫چه فکری پیش خودت کردی؟

00:33:10.205 --> 00:33:12.525
‫خسته شدم از بس
‫مثل یه سگ گر باهام رفتار شد

00:33:12.605 --> 00:33:14.485
‫سگ گر نیستی

00:33:14.565 --> 00:33:16.805
‫و احمقه که اینطوری
‫باهات رفتار می‌کنه

00:33:17.445 --> 00:33:21.244
‫عذرخواهی کن و عقب بکش. لطفا

00:33:21.324 --> 00:33:23.804
‫و جلوی غرورش تعظیم کنم؟ نه

00:33:23.884 --> 00:33:27.284
‫و نمی‌خوام اونو بکشم،
‫حتی یه زخم روی این پرمدعا نمیندازم

00:33:28.204 --> 00:33:30.324
‫نگران نباش، ده سال توی
‫نیروی دریایی بودم

00:33:30.404 --> 00:33:32.204
‫با شمشیر خیلی خوب بلدم کار کنم

00:33:32.284 --> 00:33:37.044
‫خوبه. چون تفنگه،
‫سحرگاه تفنگ دستتون می‌گیرین

00:33:38.044 --> 00:33:39.284
‫و تیرانداز حرفه‌ایه

00:33:49.964 --> 00:33:54.004
‫وقت ندارم در مورد
‫گم شدن مواد موجود در انبار شلوغش کنم

00:33:54.084 --> 00:33:56.324
‫نه، با کمال احترام، قربان...

00:33:56.404 --> 00:33:59.364
‫ولی این بشکه کلی ارزش داره...

00:33:59.444 --> 00:34:01.964
‫و حالا به اندازه سر من خالیه

00:34:02.044 --> 00:34:03.964
‫- خب...
‫- ازت می‌خوام دو نفر رو دستگیر کنی

00:34:04.044 --> 00:34:07.444
‫این دو تا خوبن؟ به چه جرمی، بانوی من؟

00:34:07.524 --> 00:34:10.684
‫به اتهام حماقت بسیار زیاد
‫و شرکت در یه دوئل

00:34:10.764 --> 00:34:13.724
‫- کی این کار رو می‌کنه؟
‫- دو جراح جوان

00:34:15.404 --> 00:34:18.843
‫واقعا؟ پس، پای جک داکینز هم وسطه

00:34:20.403 --> 00:34:24.763
‫اگه فقط اجراش کنن می‌تونم کاری بکنم.
‫متاسفانه قصد به دوئل جرم نیست

00:34:24.843 --> 00:34:29.043
‫در چنین شرایط مزایاش برای من
‫اینه که بعد از دوئل...

00:34:29.123 --> 00:34:31.443
‫معمولا فقط یکی رو باید دستگیر کنم

00:34:31.523 --> 00:34:33.003
‫شنیدم اسنید تیرانداز خوبیه

00:34:33.083 --> 00:34:36.363
‫قربان، تو بشکه‌ها شاهبوی بوده

00:34:36.443 --> 00:34:40.803
‫و ناخدای کشتی‌مون اگه موقع
‫راه افتادن ببینه نیست سر هر دومونو می‌بره

00:34:40.883 --> 00:34:44.843
‫شاهبوی؟ گمونم بوش
‫باید بسیار بد باشه

00:34:46.083 --> 00:34:48.243
‫- اصلا متوجه نشدم
‫- متوجه نشدم. نه

00:34:48.323 --> 00:34:50.603
‫مثل بویی که از بیمارستان میاد

00:34:51.723 --> 00:34:55.123
‫داره روز خوبی میشه. بانوی عزیز، من...

00:34:56.723 --> 00:34:58.003
‫خیلی دوست دارم بهتون کمک کنم...

00:34:58.083 --> 00:35:00.683
‫ولی کمر پیرم دیگه مثل گذشته نیست

00:35:00.763 --> 00:35:03.563
‫چی توی بشکه‌س؟ به نظر سنگین میاد

00:35:03.643 --> 00:35:06.683
‫برای بیوه‌ها غذا می‌بریم، بانوی من

00:35:06.763 --> 00:35:11.963
‫چقدر شما مهربون شدین.
‫و تو که شخصا می‌بری تحویلش بدی

00:35:12.043 --> 00:35:13.923
‫میشه یه لقمه ازش خورد؟

00:35:14.003 --> 00:35:16.322
‫نیاز اونا واجبتره، بانوی من

00:35:16.402 --> 00:35:20.122
‫می‌پرسم چون شنیدم سروان گینز
‫داره به سمت اسکله میره...

00:35:20.202 --> 00:35:24.682
‫تا یه بشکه گمشده رو پیدا کنه که
‫چیز داره، شاهبوی بود؟

00:35:25.322 --> 00:35:29.202
‫ولی می‌دونم اینقدر احمق نیستین
‫که همه چیزو به خاطر اون به خطر بندازین

00:35:29.282 --> 00:35:33.242
‫سروان گینز هیچ مشکلی با مردان خوبی
‫که هدف خیری دارن نداره

00:35:37.922 --> 00:35:39.922
‫بوی سوپ میگو میاد؟

00:35:43.522 --> 00:35:44.722
‫راه بیافتین

00:35:54.602 --> 00:35:55.922
‫زود باشین

00:36:04.202 --> 00:36:06.202
‫بازش کن

00:36:14.441 --> 00:36:16.441
‫بشکنش

00:36:19.041 --> 00:36:22.361
‫برو! بدو!

00:36:22.441 --> 00:36:23.721
‫نه. بشکه گیر کرده

00:36:25.601 --> 00:36:26.721
‫برو

00:36:35.721 --> 00:36:38.121
‫همینه، قربان. همینجاست. خالی...

00:36:39.281 --> 00:36:40.441
‫درش رو بردار

00:36:46.681 --> 00:36:49.881
‫قسم می‌خورم، قربان، یه ساعت پیش خالی بود،
‫کاملا خالی بود

00:36:49.961 --> 00:36:53.721
‫جادوی سیاه ـه.
‫اینجا پر از شیاطین ـه

00:36:53.801 --> 00:36:55.801
‫صدای داد و بیدادشونو شنیدیم

00:36:58.081 --> 00:37:00.041
‫شما دو تا احمق وقتمو تلف کردین

00:37:02.121 --> 00:37:04.601
‫- نه، قربان
‫- نه

00:37:04.681 --> 00:37:05.921
‫قربان!

00:37:15.560 --> 00:37:16.800
‫حالا، چند تا انگشت؟

00:37:18.320 --> 00:37:19.720
‫چهل و هفت

00:37:21.640 --> 00:37:24.640
‫- ممنونم، جراح
‫- خواهش می‌کنم

00:37:26.120 --> 00:37:29.560
‫می‌دونی کور شدن از اون چشم،
‫بقیه حس‌ها رو قوی‌تر می‌کنه

00:37:30.320 --> 00:37:33.680
‫قسم می‌خورم یه بویی حس کردم
‫و بوی بیمارستان نیست

00:37:35.680 --> 00:37:40.880
‫ولی حالا که دید منو برگردوندی،
‫انگار بو هم از بین رفت

00:37:44.560 --> 00:37:48.480
‫بفرما، آپوتی.
‫فلشی، آفرین، دوست من

00:37:49.760 --> 00:37:52.520
‫فردا شما رو می‌بینم

00:37:58.360 --> 00:38:01.280
‫جریان چیه که شنیدم پسرمون
‫فردا در یه دوئل شرکت می‌کنه؟

00:38:02.680 --> 00:38:05.799
‫زیاد براش طول نکشید
‫تا دوباره بی‌‌احتیاط بشه، مگه نه؟

00:38:05.879 --> 00:38:08.079
‫حالا باید برم گلوی
‫یه بدبخت دیگه رو ببرم...

00:38:08.159 --> 00:38:10.639
‫تا جکی کوچولو رو در امان نگه دارم،
‫چون بهش نیاز داریم

00:38:10.719 --> 00:38:15.079
‫فکر خیلی خوبیه.
‫و اینطوری داجر رو مظنون اصلی بکنی؟

00:38:15.199 --> 00:38:17.959
‫برگرد برو توی فاضلاب،
‫بذار من بهش رسیدگی کنم

00:38:19.239 --> 00:38:22.679
‫اگه فردا بمیره، تمام نقشه‌هامون
‫باهاش می‌میرن

00:38:23.799 --> 00:38:24.959
‫اینو یادت باشه

00:38:43.719 --> 00:38:47.239
‫تا حالا شاهد یه دوئل نبودم.
‫همیشه دلم می‌خواست یکی رو ببینم

00:38:47.319 --> 00:38:51.279
‫دیدم یه مشت‌زن یه مشت‌زن
‫دیگه رو تا حد مرگ زده...

00:38:51.359 --> 00:38:54.679
‫و خیلی ازش لذت بردم.
‫می‌خوای به کجاش شلیک کنی؟

00:38:56.239 --> 00:38:57.759
‫می‌خوام تموم بشه

00:38:57.839 --> 00:39:01.159
‫هر طور که تموم بشه، از اینکه
‫شناختمت خیلی سپاسگزارم

00:39:01.239 --> 00:39:05.398
‫منم همینطور، داج. زندگی بدون
‫تو مثل سابق نمیشه، احمق‌جون

00:39:06.918 --> 00:39:09.198
‫از کی تا حالا یه کشیش
‫دوئل رو رسمی می‌کنه؟

00:39:12.838 --> 00:39:15.278
‫خب، محض رضای خدا،
‫باهاش بازی نکن...

00:39:15.358 --> 00:39:18.798
‫مثل اون بلژیکی که توی آنتورپ
‫باهاش بازی کردی چون افتضاح بود

00:39:18.878 --> 00:39:21.198
‫و قلب رو نشونه بگیر.
‫دیگه توی صورت شلیک نکن

00:39:21.278 --> 00:39:24.638
‫خیلی از این باکلاس‌ها ترجیح میدن
‫با تابوت باز دفن بشن

00:39:25.398 --> 00:39:28.838
‫تفنگ دوئل راتنفورد.
‫همونی که دوست داری، نه؟

00:39:28.918 --> 00:39:33.118
‫آقایون، آماده هستین که این
‫اختلاف رو صلح‌جویانه حل کنین؟

00:39:33.198 --> 00:39:34.838
‫فکرشم نکن

00:39:36.798 --> 00:39:41.558
‫عالیه. خب، پس مشخص میشه،
‫مطمئن بشین اسلحه‌ها پر هستن

00:39:45.678 --> 00:39:50.078
‫دکتر اسنید به کارهای خاکسپاریش رسیدگی کرده؟

00:39:50.158 --> 00:39:52.678
‫به باورش نیازی نیست

00:39:52.758 --> 00:39:56.598
‫واقعا؟ خب، بعدش می‌تونیم
‫در موردش حرف بزنیم

00:39:58.678 --> 00:40:03.397
‫هر کدوم باید ده قدم بردارین،
‫برگردین و با علامت من شلیک کنین

00:40:03.477 --> 00:40:04.677
‫مفهوم شد؟

00:40:04.757 --> 00:40:08.797
‫بعدش بذارید ما به
‫کارهای بعدش رسیدگی کنیم

00:40:08.877 --> 00:40:10.197
‫بیاین

00:40:19.197 --> 00:40:20.357
‫بیا

00:40:22.317 --> 00:40:24.317
‫شروع شد

00:40:32.957 --> 00:40:34.997
‫یک، دو...

00:40:35.077 --> 00:40:39.037
‫سه، چهار، پنج...

00:40:39.837 --> 00:40:45.917
‫شش، هفت، هشت، نه، ده!

00:40:45.997 --> 00:40:48.117
‫فوری تمومش کنین!

00:40:50.357 --> 00:40:52.717
‫به طرز ناخوشایندی بهم گفته شد...

00:40:53.797 --> 00:40:56.557
‫که این شهر نمی‌تونه بدون
‫دو جراحش زنده بمونه

00:40:58.276 --> 00:41:00.036
‫سلاح‌هاتونو بیارین پایین

00:41:06.476 --> 00:41:08.476
‫خب، قوانین بسیار روشن هستن

00:41:08.556 --> 00:41:13.636
‫در چنین شرایطی مثل این،
‫جانشین‌ها باید بیان جلو

00:41:13.716 --> 00:41:15.476
‫چی؟

00:41:15.556 --> 00:41:19.236
‫صبر کن. چنین چیزی هست؟
‫فکر نکنم چنین چیزی باشه

00:41:19.316 --> 00:41:20.756
‫نه. دیوونگیه

00:41:20.836 --> 00:41:22.756
‫فکر نکنم هیچکدوم خواستگار مناسبی باشن

00:41:22.836 --> 00:41:25.516
‫نه. اینطوری نمی‌خوام یه دوئل رو
‫تماشا کنم

00:41:25.596 --> 00:41:29.796
‫نه، در انگلستان، از نفر جانشین
‫معمولا به خاطر وقتی گذاشته تشکر می‌کنن...

00:41:29.876 --> 00:41:34.076
‫و بعدش خیلی خوب از لحاظ مالی به خاطر
‫فشار احساسی که بهش اومده براش جبران می‌کنن

00:41:34.156 --> 00:41:36.276
‫همه با خوشحالی میرن خونه.
‫خیلی عالی

00:41:36.356 --> 00:41:38.556
‫- نه، فرماندار درست میگن.
‫- بفرما

00:41:38.636 --> 00:41:41.676
‫از خونواده خوبی میام که ۱۲۵۶ برمی‌گرده

00:41:41.756 --> 00:41:43.796
‫- اتهاماتم رو پس می‌گیرم.
‫- لطفا، بس کنین

00:41:43.876 --> 00:41:47.076
‫- عذر می‌خوام. با تمام وجود.
‫- نه، خیلی دیر شده

00:41:47.156 --> 00:41:50.316
‫- تمومش کن
‫- باید شرافت رعایت بشه

00:41:55.035 --> 00:41:56.395
‫داج

00:42:17.955 --> 00:42:19.955
‫بفرما

00:42:24.355 --> 00:42:31.355
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

00:42:31.435 --> 00:42:37.395
‫شش، هفت، هشت، نه، ده!

00:42:37.475 --> 00:42:38.755
‫آتش!

00:42:48.955 --> 00:42:50.955
‫خدای من!

00:42:58.834 --> 00:43:04.354
‫این یکی قابل عمل نیست، دکتر داکینز.
‫اگه زنده بمونه عصا لازمش میشه

00:43:05.754 --> 00:43:07.434
‫چیزی که اینجا داریم...

00:43:07.514 --> 00:43:12.434
‫مردی ـه که برای تلاشش
‫در کسب شرافت زخمی شده

00:43:12.514 --> 00:43:16.314
‫تازه جراح ارشد منم هست...

00:43:16.434 --> 00:43:19.554
‫و در آینده جانشین من میشه

00:43:20.874 --> 00:43:26.634
‫به همین دلیل، به دقیق‌ترین
‫دستها نیاز داره...

00:43:26.714 --> 00:43:32.674
‫چون می‌خوام عمل بسیار خطرناک
‫قطع کردن پاش رو انجام بدم...

00:43:32.754 --> 00:43:34.594
‫سی سانت بالاتر از زانو

00:43:36.114 --> 00:43:38.074
‫حالا اگه میشه اینو گاز بگیر

00:43:39.554 --> 00:43:41.194
‫تیم...

00:43:41.274 --> 00:43:43.034
‫کمکم کن

00:43:43.154 --> 00:43:45.074
‫نیم ساعت پیش، می‌خواستی منو بکشی

00:43:45.154 --> 00:43:48.034
‫این سوال رو به ذهن آدم میاره،
‫جای من بودی چی کار می‌کردی؟

00:43:48.114 --> 00:43:50.273
‫کارتو بهت پس میدم.
‫تضمین میدم

00:43:50.353 --> 00:43:52.593
‫فقط لطفا، نذار پامو قطع کنه

00:43:54.353 --> 00:43:56.353
‫بله

00:43:58.513 --> 00:44:01.513
‫بیا، استاد، بذار ابروتو پاک کنم

00:44:02.633 --> 00:44:05.553
‫عذر می‌خوام، آقایون،
‫امروز نمایشی در کار نیست

00:44:05.633 --> 00:44:08.353
‫همونطور که می‌بینین استاد
‫از احساسات زیاد غش کرد

00:44:09.513 --> 00:44:11.833
‫بعد از ظهر امروز، قطع کردن
‫بازوی اسپنسر شاو رو داریم...

00:44:11.913 --> 00:44:13.873
‫که خیلی هیجان‌انگیزتره.
‫برای اون برگردین

00:44:13.953 --> 00:44:15.153
‫واقعا؟

00:44:21.073 --> 00:44:24.913
‫خب، گمونم مخالفت شدیدی
‫با استفاده از ماده بیهوشی داری؟

00:44:24.993 --> 00:44:26.353
‫منو بیهوش کن، لعنتی

00:44:29.393 --> 00:44:33.713
‫ممنونم، در این مورد بهت نیازی ندارم.
‫می‌تونی به استاد برسی

00:44:33.793 --> 00:44:35.793
‫سه فرد حرفه‌ای در این اتاق هستن

00:44:35.873 --> 00:44:37.873
‫یکی بیماره و اون یکی منم

00:44:39.273 --> 00:44:41.073
‫و یکی یه احمق تمام عیاره

00:44:41.153 --> 00:44:43.433
‫بله. احتمالش زیاده

00:44:53.832 --> 00:44:56.632
‫ببخشید، یادم نمیاد.
‫دوباره بگو کدوم پا رو ببرم؟

00:44:56.712 --> 00:44:59.232
‫داکینز...

00:44:59.312 --> 00:45:01.552
‫قطع پاشو که نمی‌بری

00:45:02.472 --> 00:45:06.712
‫نه. فقط متاسفانه گلوله رو درمیارم

00:45:07.552 --> 00:45:09.792
‫اگه دست من بود،
‫ابروهاشو می‌تراشیدم

00:45:14.032 --> 00:45:16.152
‫اولین بُرش رو تو بزن