WEBVTT

00:00:14.222 --> 00:00:17.183
‫حکمش اعدام نیست،
‫و حتی شاید زندان هم نباشه.

00:00:17.767 --> 00:00:20.186
‫شاید رابرت درست به همین زودی‌ها آزاد بشه.

00:00:21.062 --> 00:00:24.357
‫- به نظرم وحشتناکه.
‫- من... من باورم نمی‌شه که تبرئه شده.

00:00:24.357 --> 00:00:27.110
‫به نظرم اینکه
‫قراره این یارو آزاد بشه، ترسناکه.

00:00:27.152 --> 00:00:29.237
‫فقط ببینین چه بلایی سر جسد آورده و چه کارهایی کرده.

00:00:29.279 --> 00:00:31.948
‫تازه مضنون به دو قتل دیگه هم هست؟

00:00:32.032 --> 00:00:35.577
‫اصلاً باورکردنی نیست.
‫منظورم اینه اصلاً!

00:00:35.660 --> 00:00:39.414
‫که خیلی اهل نیویورک تایمز
‫شوخی کردن و کنایه زدن راجع‌به خبرها نیست.

00:00:39.414 --> 00:00:41.875
‫«وارث ملک و املاک نیویورک از اتهام قتل در تگزاس تبرئه شد.»

00:00:41.875 --> 00:00:49.883
‫درست که یه جسد رو مثله کرده، «دلیل کارش رو دفاع از خود گفته.»

00:00:49.924 --> 00:00:56.431
‫ نیویورک تایمز راستش این دیگه ته شوخی کردن
‫توی صفحه اولشه.

00:00:56.473 --> 00:01:00.268
‫بخواد بگه نیویورک تایمز انگار
‫«این چیزشعر باورتون می‌شه؟»

00:01:00.268 --> 00:01:04.147
‫وقتی پای بابی درست وسط باشه
‫هیچی اون‌جور که باید، پیش نمی‌ره.

00:01:04.189 --> 00:01:07.901
‫من هم دیگه عادت کردم که اتفاق‌ها
‫با عقل جور در نیان.

00:01:07.942 --> 00:01:11.154
‫همسایه‌ت رو تیکه‌تیکه کردی. در این مورد برامون حرف بزن.

00:01:11.237 --> 00:01:15.450
‫خب از دستم کفری شد. من هم داشتم از خودم دفاع می‌کردم.

00:01:15.492 --> 00:01:19.329
‫بعد هم افتادم و اِم... اتفاقی تیکه‌تیکه‌ش کردم.

00:01:19.412 --> 00:01:22.332
‫و البته نیویورک تایمز پست موضع محتاطانه‌تری گرفت.

00:01:22.373 --> 00:01:24.250
‫«برای نجات جونتون فرار کنید.»

00:01:27.879 --> 00:01:32.133
‫قتل اول. قتل اول رو دنبال می‌کنیم. حل این پرونده مثل آب خوردنه.

00:01:32.175 --> 00:01:37.764
‫پلیس گالستون عین این عبارت رو بهم گفت: «مثل آب خوردنه، جیم.»

00:01:42.894 --> 00:01:46.981
‫یه افرادی، حالا مهم نیست که چقدر پول پای پرونده خرج کردن،

00:01:46.981 --> 00:01:48.817
‫اما با اینکه نباید محکوم می‌شدن، ولی شدن.

00:01:48.817 --> 00:01:57.450
‫و یه افرادی هم چون می‌تونن یه تیم دفاعی خیلی خوب داشته باشن، از زیر بار مسئولیت کارشون در می‌رن.

00:02:00.328 --> 00:02:04.082
‫و این به نظرم ناعادلانه‌ست؟
‫آره. به نظرم واقعاً ناعادلانه‌ست.

00:02:04.124 --> 00:02:06.334
‫ولی نظام ما، نظام سرمایه‌داریه.

00:02:06.334 --> 00:02:08.753
‫و اون‌هایی که پول در میارن، می‌تونن سوار کادیلاک بشن.

00:02:08.795 --> 00:02:13.258
‫و اون‌هایی هم که این‌قدر در نمیارن... خب باید ماشین دست دوم بخرن.

00:02:18.179 --> 00:02:20.223
‫دست داشتی؟ سوزان برمن آیا توی ماجرای قتل

00:02:22.225 --> 00:02:23.518
‫تو زنت رو کشتی؟

00:02:23.518 --> 00:02:27.564
‫چه پلیس لس انجلس بکشونتش به دادگاه،

00:02:27.647 --> 00:02:32.902
‫چه دفتر دادگستری وست‌چستر کانتری

00:02:32.944 --> 00:02:36.156
‫چه اف‌بی‌آی دادگاهیش بکنه

00:02:36.197 --> 00:02:39.742
‫چه نگهبان‌های دیزنی ورلد

00:02:39.784 --> 00:02:42.787
‫اصلاً برام مهم نیست.

00:02:44.664 --> 00:02:46.791
‫فقط امیدوارم محکومش کنن.

00:02:46.833 --> 00:02:49.711
‫امیدوارم اون‌ها، یعنی هرکسی که اون رو تحت پیگرد قانونی قرار می‌ده،

00:02:49.711 --> 00:02:51.379
‫بتونن محکومش کنن.

00:02:51.379 --> 00:02:55.717
‫چون واقعاً معتقدم که اگه اون به جای اینکه آزاد این‌ور و اون‌ور بچرخه،

00:02:55.800 --> 00:02:58.803
‫پشت میله‌های زندان باشه، جامعه‌مون امن‌تره.

00:04:07.163 --> 00:04:12.126
‫-

00:04:15.922 --> 00:04:19.133
‫-

00:04:37.610 --> 00:04:40.321
‫بعضی وقت‌ها که توی موقعیتی قرار می گیرم که

00:04:40.321 --> 00:04:44.325
‫مردم بهم زل می‌زنن.

00:04:46.160 --> 00:04:48.162
‫می فهمم باز هم دارن درباره من حرف می‌زنن.

00:04:48.204 --> 00:04:51.874
‫و برای بقیه تعریف می‌کنن که من کی‌ام.

00:04:53.543 --> 00:04:55.378
‫خیلی از مردم هستن که

00:04:55.420 --> 00:05:00.466
‫فکر می‌کنن من زنم رو کشتم. که من سوزان برمن رو کشتم.

00:05:00.508 --> 00:05:05.013
‫که من به عمد، موریس بلک رو کشتم.

00:05:05.013 --> 00:05:09.350
‫می‌گن که: «و احتمالاً خیلی های دیگه رو هم کشته.»

00:05:09.350 --> 00:05:15.898
‫من هم اگه همون قدر که خودم رو می‌شناسم
‫رسانه‌ها رو هم می‌شناختم، همین فکر رو می‌کردم.

00:05:27.201 --> 00:05:28.411
‫سلام.

00:05:30.288 --> 00:05:32.206
‫نیکی! حالت چطوره؟

00:05:33.958 --> 00:05:35.376
‫می‌شه اسمتون رو برای نوشیدنی بگین؟

00:05:35.418 --> 00:05:37.420
‫باب.

00:05:37.462 --> 00:05:39.380
‫و یه امریکانوی بزرگ می‌خواین. درسته؟

00:05:39.380 --> 00:05:41.632
‫- آره. درسته.
‫- چقدر باید بهت بدم؟

00:05:41.716 --> 00:05:43.718
‫5.44 دلار.

00:05:43.718 --> 00:05:44.802
‫ممنونم.

00:05:55.730 --> 00:05:58.066
‫خبرها و تیترهای باب درست

00:05:58.107 --> 00:06:04.364
‫هیچ اثری روی کارکرد شرکت درست
‫و رشدش توی نیویورک نداشت.

00:06:08.493 --> 00:06:10.078
‫داگلاس درستیس،

00:06:10.119 --> 00:06:16.250
‫رئیس سازمان درسته که حدود یک قرن، از قدرتمندترین
‫سازمان‌ها املاک منهتن بوده.

00:06:17.668 --> 00:06:19.629
‫تابستون امسال، سازمان بنادر

00:06:19.670 --> 00:06:25.968
‫به سازمان درست، حق اجاره، مدیریت و اداره کردن برج آزادی رو داد.

00:06:29.931 --> 00:06:33.351
‫انگار پرونده باب یه قضیه جداست که

00:06:33.393 --> 00:06:37.188
‫هیچ ربطی به سازمان درست نداره.

00:06:37.230 --> 00:06:43.027
‫چون افراد نسل جدید هیچ‌وقت با باب تماسی نداشتند.

00:06:46.114 --> 00:06:48.282
‫باب توی خاطراتم زیاد پررنگ نیست.

00:06:48.324 --> 00:06:51.744
‫می‌دونین، برادر بزرگتر مامانم بود.

00:06:51.786 --> 00:06:54.622
‫به جز چند ماه اول سال 82

00:06:54.664 --> 00:06:57.041
‫که زن‌دایی‌م گم شده بود و خبرش رو توی روزنامه‌ها زدن،

00:06:57.125 --> 00:06:59.001
‫البته فکر کنم تلویزیون و جای دیگه‌ای هم خبرش رو پخش کردن،

00:06:59.085 --> 00:07:02.088
‫اصلاً دیگه درباره این موضوعی حرفی زده نشد.

00:07:02.130 --> 00:07:03.798
‫وقتی این اتفاق افتاد من 11 سالم بود.

00:07:05.550 --> 00:07:08.678
‫بعداً، توی بیست سالگیم یه همچین چیزی بهم گفتن:

00:07:08.678 --> 00:07:11.222
‫بعداً، توی بیست سالگیم یه همچین چیزی بهم گفتن:
‫«راستی، شاید دایی‌ت، رابرت درست، توی
‫گم شدن زن‌دایی‌ت دست داشته باشه.»

00:07:11.222 --> 00:07:13.307
‫«راستی، شاید دایی‌ت، رابرت درست، توی
‫گم شدن زن‌دایی‌ت دست داشته باشه.»

00:07:13.391 --> 00:07:14.976
‫من هم یه همچین حرفی زدم: «آهان.»

00:07:16.602 --> 00:07:19.730
‫منظورم اینه که خب... خب آدم نمی‌دونه به همچین حرفی چه واکنشی نشون بده.

00:07:19.772 --> 00:07:22.984
‫عکس‌العملم رو، که اون موقع منطقی به نظر می‌اومد، درک می‌کنم.

00:07:23.025 --> 00:07:24.026
‫پدر و مادرم این‌طوری برخورد می‌کردن که

00:07:24.068 --> 00:07:27.363
‫«ببین، هیچ کاری از دست ما برنمی‌آد. دلمون هم نمی‌خواد درباره‌ش حرف بزنیم.»

00:07:27.363 --> 00:07:32.160
‫و به خاطر این کارشون یا اینکه هیچ کاری نکردن، سرزنششون نمی‌کنم.

00:07:32.201 --> 00:07:41.002
‫ولی خوشم هم نمی‌آد که سی سال گذشته ولی هنوز این سکوت محض بینمون هست.

00:07:41.085 --> 00:07:47.675
‫متاسفانه در رابطه با مسائل پیش اومده برای برادرم، راه فراری نیست

00:07:47.675 --> 00:07:50.178
‫چون خبرش مدام توی روزنامه‌هاست.

00:07:50.178 --> 00:07:52.889
‫ولی ما راجع‌به این موضوع صحبت نمی‌کنیم و

00:07:52.930 --> 00:07:56.517
‫هیچ دخالتی هم توی اون نداریم.

00:07:56.517 --> 00:08:00.062
‫-

00:08:00.062 --> 00:08:03.191
‫به محض اینکه رای دادگاه گلاسون اومد، فهمیدم که

00:08:03.191 --> 00:08:08.821
‫نتونستم به اون نتیجه‌ای که برای خانواده کتلین می‌خواستم، برسم.

00:08:08.821 --> 00:08:10.448
‫-

00:08:10.490 --> 00:08:13.201
‫همین هم باعث شد دوباره این پرونده این‌طوری روی کار بیاد:

00:08:13.242 --> 00:08:17.288
‫خیلی خب بچه‌ها، بیاین دوباره جمع بشیم و ببینیم چی داریم.

00:08:17.330 --> 00:08:19.540
‫و ببینیم می‌شه چیز دیگه‌ای پیدا کنیم یا نه و

00:08:19.540 --> 00:08:21.626
‫از اینجا به بعد باید چیکار کنیم.»

00:08:21.667 --> 00:08:27.381
‫واقعاً دلمون می‌خواست ببینیم کسی توی خانواده هست که مقر بیاد و اطلاعاتی بهمون بده.

00:08:27.381 --> 00:08:30.218
‫یکی از مسائلی که توی این پرونده خیلی آزارم می‌داد این بود که...

00:08:30.259 --> 00:08:35.932
‫منظورم اینه که سیمور درست یکی از پنج فرد قدرتمند شهر توی زمینه ملک و املاکه.

00:08:35.973 --> 00:08:38.226
‫اون وقت عروسش گم شده

00:08:38.226 --> 00:08:42.271
‫اما توی هیچ فایلی از پلیس بهش اشاره نشده.

00:08:42.313 --> 00:08:44.565
‫و این یه پرونده خیلی بزرگ و مهمیه.

00:08:46.692 --> 00:08:53.366
‫توی پرونده اصلی با هیچ کدوم از افراد خانواده باب مصاحبه نشده که خب عجیبه.

00:08:53.407 --> 00:08:55.326
‫اگه سیمور چند صد میلیون‌ها دلار ثروت داره،

00:08:55.368 --> 00:09:00.081
‫دوست داری نظرش رو درباره گم شدن عروسش بدونی.

00:09:02.583 --> 00:09:05.336
‫وقتی کتی گم شد، پدرت توی کارها هیچ دخالتی نکرد؟

00:09:05.419 --> 00:09:06.754
‫هیچ اقدامی انجام نداد؟

00:09:08.631 --> 00:09:13.010
‫خب اون... اون...

00:09:13.052 --> 00:09:16.973
‫واقعاً واقعاً می‌خواست این موضوع رو بسپره دست من.

00:09:17.014 --> 00:09:20.142
‫فکر می‌کنی سیمور تا حالا به این فکر کرده که شاید...

00:09:20.226 --> 00:09:22.770
‫تو توی ماجرای گم شدن کتی دست داشته باشی؟

00:09:22.853 --> 00:09:24.272
‫اصلاً نمی‌دونم.

00:09:24.272 --> 00:09:27.066
‫به شدت، به شدت، به شدت شک دارم این‌طوری باشه.

00:09:27.108 --> 00:09:31.112
‫ولی کسی از افکار سیمور خبر نداشت.

00:09:38.703 --> 00:09:43.833
‫ده یازده هفته بعد از شروع پرونده، تماسی دریافت کردم.

00:09:43.833 --> 00:09:49.714
‫صدای مردونه‌ای از پشت خط اومد: «سلام مایک.»

00:09:49.797 --> 00:09:53.551
‫گفتم: «شما؟»
‫«من نیکم.»

00:09:53.634 --> 00:09:56.762
‫گفتم: «کدوم نیک؟»

00:09:56.804 --> 00:09:58.556
‫و اون گفت: «نیک اسکوپتا.»

00:10:00.016 --> 00:10:05.771
‫«باب درست واقعاً از کاری که می کنی خوشحال و راضیه.»

00:10:05.813 --> 00:10:11.986
‫ولی می‌دونی که سر باب خیلی شلوغه. و من ممنون می‌شم اگه تموم...

00:10:11.986 --> 00:10:17.491
‫تموم تماس‌ها و ارتباط‌های آینده‌ت از طریق من انجام بشه.»

00:10:17.533 --> 00:10:19.994
‫و این، همون وکیل‌بازی کلاسیکه.

00:10:19.994 --> 00:10:24.498
‫خب اگه چیزی برای پنهون کردن نداری،

00:10:24.498 --> 00:10:27.418
‫و زنت رو توی ایستگاه قطار پیاده کردی

00:10:27.460 --> 00:10:30.880
‫چرا بری و وکیل مدافع جنایی استخدام کنی؟

00:10:32.757 --> 00:10:39.138
‫نیک اسکوپتا وکیلت بود تا در برابر اتهام‌های احتمالی ازت دفاع بکنه.

00:10:39.138 --> 00:10:42.224
‫وکیلم بود ولی قرار بود کتی درست رو پیدا بکنه.

00:10:42.308 --> 00:10:45.853
‫منظورم اینه که اگه می‌تونست کتی درست رو پیدا کنه، دیگه خبری از اتهامات هم نبود.

00:10:47.021 --> 00:10:48.856
‫قرار بود کتی رو پیدا کنه؟

00:10:48.856 --> 00:10:52.693
‫آره. تموم هدفم از استخدامش همین بود.

00:10:52.777 --> 00:10:56.322
‫فکر می کنی نیک برای پیدا کردن کتی، اقدامی هم کرد؟

00:10:56.364 --> 00:10:59.659
‫آره! یه کارآگاه خصوصی استخدام کرد که

00:10:59.700 --> 00:11:05.289
‫قبلاً پلیس یا یه پلیس کله‌گنده توی این ناحیه بوده.

00:11:05.373 --> 00:11:06.874
‫اسمش چی بود؟ اِد رایت.

00:11:09.543 --> 00:11:10.628
‫ سلام

00:11:10.670 --> 00:11:15.508
‫من دنبال ادوارد راست می‌گردم که توی دهه 80 کارآگاه خصوصی بوده.

00:11:17.385 --> 00:11:23.683
‫نه، من بین سال‌های 82 تا 94 بازرس ارشد نیروی ویژه جرایم سازمان‌یافته ایالت نیویورک بودم.

00:11:23.683 --> 00:11:25.518
‫یه حسی بهم می‌گی همونی هستی که دنبالشم.

00:11:25.518 --> 00:11:30.147
‫فکر کنم برای نیک اسکوپتا یه کارهایی انجام داده باشی؟

00:11:30.147 --> 00:11:31.190
‫آره

00:11:32.525 --> 00:11:34.777
‫نیک اسکوپتا دستیار دادستان ناحیه بود.

00:11:34.819 --> 00:11:37.238
‫بعد وارد بخش خصوصی شد.

00:11:37.238 --> 00:11:40.908
‫و وقتی کتی گم شد

00:11:40.908 --> 00:11:44.704
‫و خانواده کتی این و اون رو متهم می‌کردن،

00:11:44.745 --> 00:11:49.166
‫پدر رابرت که خودتون می‌دونین یه میلیاردر بزرگ بود

00:11:49.208 --> 00:11:52.545
‫باهاش تماس گرفت تا از رابرت دفاع کنه

00:11:52.545 --> 00:11:57.049
‫این‌طوری شد که نیک هم بهم زنگ زد تا یه کارهایی بکنم که من هم همین کار رو کردم.

00:11:57.591 --> 00:12:00.428
‫اد رایت تونست اطلاعات زیادی از افراد پلیس گیر بیاوره.

00:12:00.428 --> 00:12:03.347
‫با پلیس‌ها آشنا بود و اون‌ها هم دوستش داشتن.

00:12:03.389 --> 00:12:05.391
‫اد تونست به اطلاعاتی دست پیدا بکنه

00:12:05.391 --> 00:12:08.561
‫که مثلاً غیرقابل دسترس بودند.

00:12:08.561 --> 00:12:11.397
‫کی چه فکری می‌کنه؟ کی چی می‌گه؟

00:12:12.440 --> 00:12:14.775
‫راستش نمی دونم می‌شه یکم در این رابطه حرف بزنیم یا نه.

00:12:14.817 --> 00:12:16.110
‫اون موقع شما هم بودین و

00:12:16.152 --> 00:12:19.488
‫تموم زمان‌های مهم و حیاتی به باب دسترسی داشتین.

00:12:19.530 --> 00:12:24.827
‫آره ولی اون موقع من برای نیک اسکوپتا کار می‌کردم که وکیل مدافع باب بود.

00:12:24.869 --> 00:12:29.039
‫بنابراین هر حرفی که حین مصاحبه‌م بهم گفته،

00:12:29.039 --> 00:12:34.128
‫درست مثل هر حرفی که به اسکوپتا گفته باشه، مصونیت داره.

00:12:39.800 --> 00:12:44.555
‫فیلم‌سازها به نسخه‌هایی از گزارش‌های محرمانه سال 1982 اد رایت دست پیدا کردن.

00:12:47.850 --> 00:12:49.477
‫عنوانشون

00:12:49.518 --> 00:12:53.647
«تناقض‌ها در یادآوری نکات مهم» هست.

00:12:53.689 --> 00:12:57.651
‫که دیدگاه اِد رایت راجع‌به زمان‌هاییه که

00:12:57.651 --> 00:13:02.531
‫توی داستان موکلش درباره اتفاق‌هایی که شب گم شدن همسرش افتادن،

00:13:02.615 --> 00:13:04.033
‫تناقض‌هایی دیده می‌شه.

00:13:05.743 --> 00:13:07.661
‫- عصر بخیر.
‫با شوهرش تلفنی صحبت کرد و بعد

00:13:07.745 --> 00:13:10.164
‫غیبش زد.

00:13:10.247 --> 00:13:13.626
‫و از اون زمان هیچ‌کس کیتلین رو ندیده.

00:13:17.671 --> 00:13:20.424
‫این گزارش خاص درباره اینه که

00:13:20.466 --> 00:13:22.885
‫چطور باب درست درباره اینکه شب 31 ژانویه از کجا به کیتلین زنگ زده،

00:13:22.927 --> 00:13:27.973
‫حرفش به کارآگاهش رو عوض کرده

00:13:28.015 --> 00:13:29.934
‫در اولین مصاحبه با آقای رایت

00:13:30.017 --> 00:13:33.604
‫آقای درست بیان می‌کنه که از خونه‌اش تماس گرفته

00:13:33.687 --> 00:13:35.689
‫توی مصاحبه دوم، به آقای رایت می‌گه که

00:13:35.689 --> 00:13:37.107
‫از یه تلفن عمومی توی رستوران

00:13:37.149 --> 00:13:38.692
‫به زنش زنگ زده.

00:13:40.528 --> 00:13:43.781
‫بعداً می‌گه که از یه تلفن عمومی بین

00:13:43.823 --> 00:13:45.533
‫خونه‌ش و ایستگاه قطار به کیتلین زنگ زده.

00:13:47.159 --> 00:13:48.702
اما مدام حرف‌هاش رو عوض می‌کرد.

00:13:51.455 --> 00:13:53.374
وقتی رایت به این افراد گفت که

00:13:53.415 --> 00:13:57.545
پسر و برادرشون، فریبشون داده،

00:13:57.586 --> 00:14:00.256
به نظرم این بار مسائل پشت پرده باعث به صدا در آوردن

00:14:00.297 --> 00:14:02.842
زنگ خطر بزرگی شدن.

00:14:05.052 --> 00:14:06.887
پلیس‌ها به این باور رسیده که

00:14:06.929 --> 00:14:09.890
خانم درست تونسته خودش رو به آپارتمانشون توی خیابون «ریور ساید» برسونه.

00:14:11.642 --> 00:14:15.062
طی تحقیقاتمون، نگهبان بهمون گفت که

00:14:15.062 --> 00:14:17.898
دیده خانم درست عصر یکشنبه به خونه‌ش رسیده و وارد آپارتمانش شده.

00:14:19.900 --> 00:14:22.111
ولی در مصاحبه‌ای که نگهبان با آقای رایت داشت

00:14:22.152 --> 00:14:25.072
بهش می‌گه که در واقع اون رو ندیده.

00:14:25.072 --> 00:14:26.657
_

00:14:26.699 --> 00:14:28.659
_

00:14:28.659 --> 00:14:30.452
_

00:14:30.494 --> 00:14:31.745
اون کسی بود که باید «کتی» رو می‌برد بالا .

00:14:31.787 --> 00:14:36.375
و اگه نگهبان ندیدش، پس اونجا نبوده.

00:14:43.674 --> 00:14:46.594
خانواده درست...
پدر یا پسرهاش...

00:14:46.635 --> 00:14:49.096
هیچ‌وقت بهمون پیشنهاد کمک ندادن یا هیچ‌وقت نگفتن که

00:14:49.096 --> 00:14:51.473
«ما هم یه کارآگاه خصوصی گرفتیم که داره روی این پرونده کار می‌کنه

00:14:51.557 --> 00:14:53.559
و هرچی که پیدا بکنه، باهاتون در میون می‌ذاره.»

00:14:56.228 --> 00:14:58.272
فقط خودشون رو بیشتر عقب کشیدن.

00:15:00.608 --> 00:15:05.446
یه زمانی رسید که من از دو طرف کنار گذاشته شدم.

00:15:05.446 --> 00:15:08.449
به این نتیجه رسیدیم که بهتره راه دیگه‌ای رو امتحان کنن.

00:15:08.449 --> 00:15:10.409
ولی می‌دونی...

00:15:10.409 --> 00:15:13.954
در این برهه راحت نبودم درباره چیزی حرف بزنم.

00:15:13.954 --> 00:15:17.458
از خوندن گزارشتون، می تونم دلیلش رو درک کنم.

00:15:17.458 --> 00:15:19.293
خیلی خب.

00:15:25.007 --> 00:15:26.967
پنج جلسه با اد رایت برگذار شد؟

00:15:27.009 --> 00:15:29.136
ده جلسه با اد رایت برگذار شد؟

00:15:29.136 --> 00:15:31.555
من؟ حتماً ده تا یا بیشتر باهاش جلسه داشتم.

00:15:31.597 --> 00:15:33.307
از جمله جلساتی که توی دفترمون صورت گرفت

00:15:33.349 --> 00:15:35.225
و داگلاس هم معمولاً بودش

00:15:35.267 --> 00:15:37.853
و اون‌هایی که توی دفتر نیک انجام شدن.

00:15:38.979 --> 00:15:41.315
خب داگلاس توی چند تا از جلسات بود؟

00:15:41.315 --> 00:15:42.816
پنج، شیش تا.

00:15:47.237 --> 00:15:49.156
به نظرم اگه در این مقطع اعتراف کنن که

00:15:49.156 --> 00:15:52.201
اون موقع، یعنی سال 1982، چیزی می‌دونستن، شریک جرم حساب بشن.

00:15:52.284 --> 00:15:54.536
اون‌ها نمی‌خوان آبروشون بره.

00:15:54.620 --> 00:15:57.164
بگن: «اون موقع حرفی نزدم چون می‌ترسیدم که...»

00:15:57.164 --> 00:15:58.624
قضیه هر چیزی که هست

00:15:58.666 --> 00:16:00.417
اون‌ها دیگه نمی‌تونن پا پیش بذارن.

00:16:00.459 --> 00:16:02.211
و من هم همچین انتظاری ازشون ندارم.

00:16:09.218 --> 00:16:10.678
ناراحت‌کننده است که فکر کنی

00:16:10.761 --> 00:16:13.681
چون داری بالای کوه المپیوس زندگی می‌کنی

00:16:13.681 --> 00:16:18.560
دیگه لازم نیست راجع‌به مسائل خیلی مهم

00:16:18.560 --> 00:16:24.316
با مردم عادی صحبت کنی.

00:16:24.358 --> 00:16:27.194
گم شدن یه زن، فاجعه است.

00:16:27.236 --> 00:16:28.529
یه ضربه روحیه.

00:16:28.529 --> 00:16:30.364
مثل یه زخم می‌مونه.

00:16:30.406 --> 00:16:33.450
به عنوان یکی از اعضای خانواده درست، هر چی هم می‌کشم اما

00:16:33.534 --> 00:16:34.535
باز هم نمی‌تونم تصور کنم که

00:16:34.618 --> 00:16:36.370
، خانواده زن‌دایی کتی،اعضای خانواده مک‌کورمک

00:16:36.412 --> 00:16:37.788
دارن چی می‌کشن

00:16:41.875 --> 00:16:45.170
کتی دو هفته بعد از به دنیا اومدنم، گم شد.

00:16:45.212 --> 00:16:48.966
برای همین زیاد از اون اوایل ماجرا،

00:16:49.049 --> 00:16:53.387
یعنی سال‌های اول این فاجعه، که سخت‌ترین زمان هم بوده، خبر ندارم.

00:16:53.387 --> 00:16:55.764
اوایل نوجونی‌م، یعنی 12، 13 ساله که بودم

00:16:55.806 --> 00:16:59.393
تازه یک‌طورهایی این قضیه رو درک کردم  و فهمیدم

00:16:59.393 --> 00:17:04.565
اون زمان مردم کم‌کم به شباهت ظاهریمون اشاره می‌کردند.

00:17:04.565 --> 00:17:06.900
وای خدایا، این عکس رو ندیده بودم.

00:17:09.486 --> 00:17:10.904
می‌تونست عکس من باشه.

00:17:12.990 --> 00:17:14.241
آره. باورنکردنیه.

00:17:17.911 --> 00:17:19.288
این حقیقت که سیمور درست که

00:17:22.791 --> 00:17:25.502
هم دوره‌ای مادرم هم بود ،

00:17:25.544 --> 00:17:27.504
هیچ‌وقت برای احوال پرسی بهش زنگ نزد.

00:17:27.504 --> 00:17:29.840
که بگه «حالت چطوره؟ کاری از دستمون برمی‌آد؟»

00:17:29.840 --> 00:17:31.175
برام دلسرد کننده است.

00:17:31.216 --> 00:17:33.427
و همیشه توی دلم می‌مونه.

00:17:33.469 --> 00:17:37.473
وندی، تامی یا داگ هم هیچ‌وقت به من زنگ نزدن.

00:17:37.473 --> 00:17:39.558
انتظار تماسی از باب رو نداشتم.

00:17:39.600 --> 00:17:42.436
شبیه بی‌محلی کردن به خانواده است.

00:17:46.148 --> 00:17:49.401
کاش می‌تونستم بگم این ماجرا همه رو به هم نزدیک‌تر کرد

00:17:49.443 --> 00:17:53.447
ولی فکر نکنم حقیقت داشته باشه.

00:17:53.530 --> 00:17:57.451
فکر می‌کنم... قضیه به این خاطره که...

00:17:57.493 --> 00:17:59.453
موضوعش بسته نشد

00:17:59.495 --> 00:18:02.498
مثل این نیست که یکی رو از دست بدی و بدونی چرا این اتفاق افتاده.

00:18:02.539 --> 00:18:06.210
و همه بتونن با یه درک مشترک .

00:18:06.293 --> 00:18:11.006
یا حس مشترک، احساسات مشترک دور هم جمع بشن.

00:18:11.048 --> 00:18:14.968
همه چیز پشت رمز و رازها پنهان بود.

00:18:14.968 --> 00:18:20.349
خشم و عصبانیت زیادی بود و
هیچ فرصتی برای عزارای درست و حسابی پیش نیومد.

00:18:20.349 --> 00:18:24.019
و من فکر می‌کنم شاید نبود این دوره عزاداری

00:18:24.019 --> 00:18:25.270
برای خانواده سخت بود.

00:18:25.312 --> 00:18:28.857
منظورم اینه که به نظرم شاید برای همینه که هنوز هم.

00:18:28.941 --> 00:18:30.025
هنوز هم داریم راجع‌بهش حرف می‌زنیم.

00:18:31.193 --> 00:18:33.195
چمد وقته که کتی گم شده؟

00:18:33.195 --> 00:18:35.364
31 ژانویه امسال می‌شه

00:18:35.447 --> 00:18:37.991
سی سال.

00:18:38.659 --> 00:18:39.827
و چطوری بود؟

00:18:39.827 --> 00:18:41.662
31 ژانویه چیکار کردی؟

00:18:41.662 --> 00:18:43.580
آره. اون صبح رفتم مراسم عشا ربانی.

00:18:43.622 --> 00:18:45.791
کتی یادم اومد.

00:18:45.833 --> 00:18:47.626
و راستش جلوی جمع حاضر

00:18:47.668 --> 00:18:49.419
حرف زدم.

00:18:49.503 --> 00:18:51.505
و برای کتی دعا خوندیم.

00:18:51.547 --> 00:18:53.841
همین‌طور برای باب.

00:18:55.968 --> 00:18:58.345
برای آرامش کتی.

00:18:58.345 --> 00:18:59.763
برای وجدان باب.

00:19:05.811 --> 00:19:08.647
شاید از این کارها به نتیجه‌ای برسیم. هان؟

00:19:08.689 --> 00:19:11.608
خوب نمی‌شه؟
آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه.

00:19:11.650 --> 00:19:16.113
آدم از این مطلب‌ها می‌خونه که «چند سال بعد این رو فهمیدن

00:19:16.155 --> 00:19:17.948
اون رو فهمیدن.»

00:19:17.990 --> 00:19:19.283
و شاید اون بیرون کسی باشه که

00:19:19.366 --> 00:19:22.703
یه چیزی می‌دونه و تا الان صداش رو در نیورده. برای همین...

00:19:27.416 --> 00:19:28.750
برای آروم کردن خودم شروع کردم به نوشتن مقاله‌ای

00:19:28.834 --> 00:19:32.588
راجع‌به گم شدن خاله کتی‌م.

00:19:32.588 --> 00:19:34.173
یادم نمیاد که ایده‌اش از خودم بود یا

00:19:34.214 --> 00:19:35.841
یکی از افراد خانواده‌م بهم پیشنهادش رو داد.

00:19:35.883 --> 00:19:39.303
می‌خواستم برای فهمیدن نظر داگلاس باهاش حرف بزنم.

00:19:39.344 --> 00:19:42.181
کارم آخرش به معامله رسید.

00:19:42.222 --> 00:19:43.765
واقعاً همین‌طور شد.

00:19:43.807 --> 00:19:46.101
مجبور شدم به مدت 15 دقیقه بهش زنگ بزنم.

00:19:46.101 --> 00:19:47.769
گفتن «نه، به ایمیلت جواب می‌ده.»

00:19:47.811 --> 00:19:49.271
«نه، این 10 سؤاله.»

00:19:49.313 --> 00:19:50.772
«نه، این 5 سؤاله.»
«نه، این 3 سؤاله.»

00:19:50.814 --> 00:19:51.940
فکر کنم در نهایت همین شد.

00:19:51.940 --> 00:19:53.734
سه سؤال پرسیدم.

00:19:54.067 --> 00:19:56.278
خب هر سؤلل رو با جوابش بهم بگو.

00:19:56.528 --> 00:19:59.573
فکر کنم سؤال اول این بود:

00:19:59.656 --> 00:20:04.995
«چه خاطره‌ای از کتی داری؟»

00:20:05.037 --> 00:20:10.083
. جوابش این بود:
«خاطره‌های من از کتی، به خودم مربوطن.»

00:20:10.125 --> 00:20:11.877
به نظرم سؤال دوم این بود:

00:20:11.919 --> 00:20:14.129
«تا حالا فیلم تموم چیزهای خوب رو دیدی؟ یا

00:20:14.129 --> 00:20:16.006
خبر داری فیلم‌سازهاش دارن

00:20:16.048 --> 00:20:17.966
یه مستند می‌سازن؟»

00:20:18.050 --> 00:20:21.261
و جوابش «نه» بود.

00:20:21.261 --> 00:20:23.430
و بعد  هم سؤال سوم...

00:20:23.430 --> 00:20:25.974
«فکر می‌کنی دادستان وست‌چستر

00:20:26.058 --> 00:20:30.062
دوباره پرونده خاله کتی رو به جریان می‌ندازه؟»

00:20:30.103 --> 00:20:33.649
و جوابش این بود:

00:20:33.690 --> 00:20:35.943
«از نحوه عملکرد دادگستری وست‌چستر خبر ندارم.»

00:20:35.984 --> 00:20:38.487
یا همچین حرف‌هایی زد .
و همین دیگه.

00:20:41.949 --> 00:20:43.617
با دفتر داگلاس تماس گرفتم؟

00:20:43.617 --> 00:20:45.911
بعد از ظهر بخیر. دفتر داگلاس درست

00:20:45.911 --> 00:20:47.496
سلام. اندرو جارکی هستم. با داگلاس کار دارم.

00:20:47.537 --> 00:20:48.622
داگلاس روی خط دیگه‌ست.

00:20:48.622 --> 00:20:49.289
بهشون بگم بعداً باهاتون تماس بگیرن؟

00:20:49.331 --> 00:20:50.916
-حتماً.
- و بهشون بگم برای چی باهاشون تماس گرفتین؟

00:20:50.958 --> 00:20:52.960
بله. می‌دونه داریم در مورد رابرت درست

00:20:52.960 --> 00:20:54.211
یه فیلم می‌سازیم.

00:20:54.211 --> 00:20:55.295
آهان. که این‌طور.

00:20:55.295 --> 00:20:56.546
خیلی خب. من بهش خبر می‌دم.

00:20:56.546 --> 00:20:57.130
- ممنونم.

00:20:57.130 --> 00:20:58.465
ممنون. خداحافظ.

00:21:01.677 --> 00:21:02.719
- سلام.
- سلام. شما اندرو هستید؟

00:21:02.719 --> 00:21:03.804
- بله.

00:21:03.804 --> 00:21:04.721
سلام. من جردن بارویتزم.

00:21:04.763 --> 00:21:06.139
به داگلاس زنگ زده بودین.

00:21:06.139 --> 00:21:08.392
من به جاش باهاتون تماس گرفتم.

00:21:08.392 --> 00:21:09.851
من به خود داگلاس زنگ زده بودم.

00:21:09.893 --> 00:21:11.561
چه کمکی از دستم برمی‌آد؟

00:21:11.561 --> 00:21:13.730
به داگلاس زنگ زدی.

00:21:13.772 --> 00:21:15.315
دقیقاً.

00:21:15.315 --> 00:21:16.775
بله.

00:21:18.318 --> 00:21:20.988
من هم از طرف اون باهاتون تماس گرفتم.

00:21:20.988 --> 00:21:22.489
کمکی از دستم برمی‌آد؟

00:21:22.489 --> 00:21:25.158
آره. می‌خواستم با داگلاس درباره فیلمی که دارم می‌سازم حرف بزنم.

00:21:25.158 --> 00:21:27.953
که این‌طور. ولی داگلاس علاقه‌ای به حرف زدن با شما نداره.

00:21:27.953 --> 00:21:31.290
چیزی هست که بخواین بهش بگم؟

00:21:31.331 --> 00:21:32.791
داگلاس یکی از شخصیت‌های فیلمه

00:21:32.833 --> 00:21:33.917
و مطمئناً نقش پررنگی توی فیلم داره.

00:21:33.917 --> 00:21:36.461
می‌خوام مطمئن شم که قبل از تموم شدن فیلم،

00:21:36.461 --> 00:21:39.131
.فرصت حرف زدن در این باره رو داشته باشه

00:21:39.172 --> 00:21:41.300
باشه. خیلی خب

00:21:41.341 --> 00:21:43.093
ممنونم.

00:21:47.889 --> 00:21:50.017
داریم می‌ریم برادر باب درست، داگلاس رو ببینیم.

00:21:51.226 --> 00:21:54.396
ببینیم با یکم آشنایی از نزدیک

00:21:54.396 --> 00:21:57.274
و رو در رو شدن باهاش چی گیرمون می آد

00:21:57.316 --> 00:21:58.859
تا حالا باهاش دیداری داشتی؟

00:21:58.859 --> 00:22:00.027
قبلاً از نزدیک ندیدمش.

00:22:00.068 --> 00:22:03.697
فقط چند باری توی مراسم محتلف دیدمش

00:22:03.697 --> 00:22:07.034
ولی داریم به مراسمی که به افتخار اون بگذار شده، می‌ریم.

00:22:20.120 --> 00:22:24.124
داگلاس درست، رئیس خانواده درسته.

00:22:24.124 --> 00:22:28.378
خانواده درست در نیویورک و کشور
353

00:22:28.419 --> 00:22:32.132
‌نماد ارزش‌های خانوادگی، تحقق خواسته‌ها و موفقیت‌اند.

00:22:32.173 --> 00:22:36.344
پس لطفاً از طرف هیئت حقوق کودکان خوشامد بگین به داگلاس درست،

00:22:36.386 --> 00:22:40.098
کسی که برنده جایزه قهرمانی حقوق کودکان در سال 2011 شده.

00:22:46.563 --> 00:22:49.899
ممنونم ریچارد. باید بگم...

00:22:49.941 --> 00:22:52.235
هضم کلمه رئیس خانواده برام یکم سخته.

00:22:53.695 --> 00:22:56.156
من هنوزم هم یه هیپی اهل برکلی‌ام. برای همین...

00:22:59.534 --> 00:23:00.660
می‌شه وقتتون رو بگیرم؟

00:23:00.660 --> 00:23:02.203
- قبل از هرچیزی می‌خوام بهتون تبریک بگم.
ممنونم.

00:23:02.287 --> 00:23:04.289
بعد می‌خوام بگم که من اندرو جارکی‌ام

00:23:04.330 --> 00:23:05.415
آهان. شمایید.

00:23:05.456 --> 00:23:07.584
قصد مزاحمت ندارم.
من فقط دوست دارم...

00:23:07.625 --> 00:23:10.461
یه وقتی فرصت بشه که با هم حرف بزنیم
خب موفق به این کار نمی‌شین..

00:23:10.503 --> 00:23:12.505
خب من سعیم رو کردم.
دیگه تقصیر من نیست.

00:23:12.505 --> 00:23:13.506
خب می‌دونین، دوست داشتم بیام و

00:23:13.506 --> 00:23:14.674
بشینم و یه زمانی اگه انگیزه‌ش رو داشتین

00:23:14.674 --> 00:23:17.677
با هم حرف بزنیم.

00:23:17.677 --> 00:23:19.137
البته بدون ضبط صدا.

00:23:19.179 --> 00:23:20.597
فقط برای اینکه بگیم داریم روی چی کار می‌کنیم.

00:23:21.890 --> 00:23:22.640
باشه.

00:23:22.640 --> 00:23:23.766
نظر من اینه.

00:23:25.143 --> 00:23:26.978
شاید یه زمانی بتونیم این کار رو بکنیم.

00:23:26.978 --> 00:23:28.021
خب به هر حال تبریک می‌گم.

00:23:28.062 --> 00:23:29.105
فقط دوست داشتم یه سلامی بکنم.

00:23:31.881 --> 00:23:34.175
انگار داگلاس به بزرگترین پر خانواده

00:23:34.216 --> 00:23:37.511
تبدیل شده.

00:23:37.553 --> 00:23:40.806
حتما برای باب خیلی عجیبه که انگار وجود خارجی نداره..

00:23:40.848 --> 00:23:43.517
برای بابی که...

00:23:43.559 --> 00:23:46.395
منظورم اینه که این‌طوری یکم درکش می‌کنیم که چرا

00:23:46.395 --> 00:23:47.521
می‌خواد توی فیلممون باشه.

00:23:53.194 --> 00:23:54.737
تمام وقت اینجا کار می‌کردم.

00:23:54.737 --> 00:23:56.739
توی این ساختمون کار می‌کردین؟

00:23:56.739 --> 00:24:00.159
تموم وقتم از سال 74 تا 92.

00:24:00.201 --> 00:24:02.578
اوه.

00:24:02.620 --> 00:24:04.830
طبقه 32 بودیم.

00:24:09.126 --> 00:24:11.087
انگار خاطره خوبی ازش نداری؟

00:24:11.087 --> 00:24:13.422
خب می‌دونی، زمان زیادی گذشته.

00:24:13.464 --> 00:24:16.842
ولی 18 سال از عمرم رو اینجا گذروندم

00:24:16.926 --> 00:24:18.135
نمی‌تونین سه پایه رو

00:24:18.177 --> 00:24:20.471
جلوی این ساختمون بذارین. باید اجازه...

00:24:20.513 --> 00:24:22.348
- باشه. سه پایه نمی‌ذاریم
- باشه باشه

00:24:22.431 --> 00:24:23.349
می‌شه بهم بگی کجا کار می‌کنی؟

00:24:23.432 --> 00:24:24.809
اینجا کار می‌کنی؟

00:24:24.892 --> 00:24:28.479
آره. نگهبون ساختمونم. پاسبونی می‌دم...

00:24:28.562 --> 00:24:29.939
- مالک ساختمون کیه؟
- هان؟

00:24:29.939 --> 00:24:30.940
مالک ساختمون کیه؟

00:24:30.982 --> 00:24:32.108
ساختمون مال رویال ریلیتیه.

00:24:32.191 --> 00:24:33.567
یه شرکت به اسم رویال ریلیتی.

00:24:33.609 --> 00:24:34.819
ساختمون مال اوناست.

00:24:34.860 --> 00:24:36.612
ولی اون حرف «د» روی لباست مالِ...

00:24:36.654 --> 00:24:38.781
؟آره. آره. چرا، چرا...
شما کی هستین؟

00:24:38.823 --> 00:24:40.741
راستش داریم یه فیلم راجع‌به رابرت درست می‌سازیم.

00:24:40.741 --> 00:24:43.244
آهان. من اجازه دارم این جور اطلاعاتی رو

00:24:43.244 --> 00:24:45.246
بهتون بدم.

00:24:45.287 --> 00:24:47.039
می‌دونین؟ باشه.

00:24:47.081 --> 00:24:48.040
خیلی ممنون آقا.

00:24:48.124 --> 00:24:49.500
باشه داگ.
خیلی خب.

00:24:49.583 --> 00:24:51.502
ولی خب برای کسی پنهون نیست که حرف «د» اول درسته.

00:24:51.502 --> 00:24:52.670
باشه درک می‌کنم.

00:24:52.670 --> 00:24:54.922
ولی اجازه ندارم هیچ اطلاعاتی بهتون بدم.

00:24:54.964 --> 00:24:56.924
نمی‌خوام توی وضعیت ناجور و سختی قرارت بدم.

00:24:56.966 --> 00:24:58.050
خیلی خب.
ممنونم.

00:25:03.973 --> 00:25:06.976
خب من اینجا به همراه اندرو و چهار نفر دیگه

00:25:06.976 --> 00:25:09.020
توی میدون تایمز داریم فیلم می‌گیریم.

00:25:09.061 --> 00:25:11.272
به محض اینکه رسیدیم اینجا،

00:25:11.313 --> 00:25:15.109
تیم امنیتی داگلاس ریختن بیرون.

00:25:15.151 --> 00:25:16.485
حواست باشه عکس خوبی بگیری.

00:25:18.320 --> 00:25:19.780
چرا دنبالمون راه افتادی؟

00:25:22.324 --> 00:25:24.035
وقتی این همه دوربین رو دیدن،

00:25:24.076 --> 00:25:27.496
تلفن دستشون گرفتن و شروع کردن به زنگ زدن به یکی

00:25:27.538 --> 00:25:29.915
باید 6 نفری باشن.

00:25:29.999 --> 00:25:33.169
اون‌ها ما رو زیر نظر گرفتن و
اندرو هم ازشون فیلم گرفت.

00:25:33.169 --> 00:25:35.838
و یه ساعت و نیم قبل رو این‌طوری گذروندم.

00:25:41.343 --> 00:25:43.387
چه حسی به برادرت داگلاس درست داری؟

00:25:43.429 --> 00:25:45.014
با هم کنار نمیایم.

00:25:45.056 --> 00:25:46.182
چرا؟

00:25:46.223 --> 00:25:47.808
قضیه برمی‌گرده به

00:25:47.850 --> 00:25:49.435
وقتی که 5 سالمون بود.

00:25:52.563 --> 00:25:54.190
پس بیا برگردیم به 5 سالگیت.

00:25:54.190 --> 00:25:55.316
چرا باهاش نمی‌سازی؟

00:25:55.357 --> 00:25:57.234
خب ما...

00:25:57.234 --> 00:26:00.112
به نظرم یادم می‌آد که اسباب‌بازی‌هام رو می‌دزدید.

00:26:06.702 --> 00:26:08.037
داریم راجع‌به چشم و هم چشمی برادرانه حرف می‌زنیم که

00:26:08.079 --> 00:26:11.373
به‌خاطر تجارت میلیاردری

00:26:11.373 --> 00:26:13.042
خیلی شدید هم هست.

00:26:13.042 --> 00:26:15.211
. پسر بزرگ‌تر صاحب اون تجارت نمی‌شه و

00:26:15.252 --> 00:26:20.549
پسر دوم صاحبش می‌شه.

00:26:20.549 --> 00:26:21.509
و...

00:26:28.140 --> 00:26:31.894
می‌تونیم بگیم که شکست باب در انتخاب شدن

00:26:31.894 --> 00:26:33.729
برای ریاست تجارت

00:26:33.729 --> 00:26:37.566
یه جور خیانت به سنت‌ها و اعتقادات بود.

00:26:42.947 --> 00:26:43.739
بهت گفتم که

00:26:43.739 --> 00:26:46.075
به خونه کاتونای اون رفتم؟

00:26:46.075 --> 00:26:47.660
آره فکر کنم درباره‌ش خوندم

00:26:47.701 --> 00:26:50.871
ولی یادم نمی‌آد خودت برام تعریف کرده باشی.

00:26:50.913 --> 00:26:54.250
داشتم دور و بر جاهایی که بزرگ شدم، می‌گشتم

00:26:54.250 --> 00:26:55.584
املاک خانوادگی و...

00:26:55.584 --> 00:26:56.710
آهان. پس توی روزنامه درباره‌ش نوشتن.

00:26:56.752 --> 00:26:59.213
- آره. آره. ولی، ولی...

00:26:59.255 --> 00:27:01.382
من واقعاً رفتم که... برنامه‌م...

00:27:01.423 --> 00:27:02.842
Dنگوش. باشه؟

00:27:02.883 --> 00:27:04.176
مطمئن باش نمی‌گمش.

00:27:04.218 --> 00:27:05.803
باشه. ولی بهم گفتی برنامه‌ت چی بود.

00:27:05.803 --> 00:27:09.056
و بهت گفتم که می‌دونستم، یه حسی داشتم، مشکوک شده بودم.

00:27:09.098 --> 00:27:12.935
یادته؟ که اگه من مشکوک بشم، اون هم می‌فهمه؟

00:27:14.854 --> 00:27:16.480
وقتی باب داشت فرار می‌کرد

00:27:16.522 --> 00:27:21.610
وارد ورودی خونه برادرش در کاتونا می‌شه.

00:27:21.652 --> 00:27:23.612
توی ماشینش دو تا تفنگ داشت.

00:27:24.905 --> 00:27:28.576
فکر کنم همین موضوع بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

00:27:28.617 --> 00:27:30.119
داگلاس رو متقاعد کرد که برادرش می‌خواد اون رو بکشه.

00:27:33.914 --> 00:27:35.791
رسانه‌ها گزارش دادن که برای محافظت از خودت

00:27:35.833 --> 00:27:37.334
در برابر داگلاس، محافظ گرفتی.

00:27:37.376 --> 00:27:39.128
حقیقت داره؟

00:27:39.128 --> 00:27:40.296
بله همین‌طوره.

00:27:52.433 --> 00:27:56.478
مسخره‌ست.

00:27:58.731 --> 00:28:00.983
به نظرم واقعاً مسخره‌ست.

00:28:02.818 --> 00:28:05.654
درست همینجا.
حالا که می دونم این خونه داگلاسه

00:28:05.654 --> 00:28:06.989
می‌حوام جلوش ازم

00:28:06.989 --> 00:28:08.991
عکس بگیری.

00:28:13.204 --> 00:28:14.371
اهان.

00:28:17.333 --> 00:28:18.500
خودشه.

00:28:19.710 --> 00:28:20.836
چقدر عجیبه؟ نه؟

00:28:22.171 --> 00:28:24.215
فکر کنم تا یکی نیاد و بهش بگه از اینجا برو،

00:28:24.256 --> 00:28:26.675
راضی نشه.

00:28:43.525 --> 00:28:44.944
کارم تموم شد رفقا.

00:28:52.576 --> 00:28:54.745
اولین بار کی رابرت درست رو دیدی؟

00:28:54.745 --> 00:28:59.500
Heh.
فکر کنم سال 1988 بود.

00:29:01.418 --> 00:29:03.712
اون موقع متاهل بود؟

00:29:03.712 --> 00:29:06.966
همون‌طور که خودتون هم می‌دونین، سوالتون خیلی آب زیرکاهانه بود.

00:29:07.007 --> 00:29:08.384
ولی بیاین بگیم که آره، متاهل بود.

00:29:16.392 --> 00:29:21.188
پاییز سال 2000 این گزارش‌ها رو شنیدین که

00:29:21.230 --> 00:29:24.316
دادستانی وست‌چستر داره روی پرونده

00:29:24.316 --> 00:29:27.903
گم شدن همسر اول آقای درست تحقیق می‌کنه؟

00:29:27.945 --> 00:29:29.071
بله.

00:29:31.991 --> 00:29:34.076
می‌دونیم که بابی فهمید قراره 31 اکتبر سال 2000

00:29:34.076 --> 00:29:37.329
باز هم پرونده کتی به جریان بیفته.

00:29:38.580 --> 00:29:41.625
از اینجا به بعد، بابی حالت تدافعی به خودش گرفت.

00:29:43.252 --> 00:29:47.298
روز بعدش برای خرید رفت. از جواهرفروشی خرید کرد که

00:29:47.339 --> 00:29:49.550
فکر کنم حلقه نامزدی برای دبورا بود

00:29:56.932 --> 00:29:58.100
خب حالا

00:29:58.100 --> 00:29:59.476
از امتیاز زن و شوهری برخوردار بود.

00:29:59.560 --> 00:30:02.104
دقیقاً همون موقعی بود که تموم اختیارات وکالتش رو .

00:30:02.104 --> 00:30:03.188
واگذار کرد.

00:30:07.318 --> 00:30:09.445
خیلی از مردم معتقدن که دبورا

00:30:09.486 --> 00:30:11.905
رازهای باب رو، حالا هر چیزی که بودن،

00:30:11.947 --> 00:30:13.907
می‌دونن.

00:30:15.326 --> 00:30:17.411
آیا قبل از ازدواجتون با آقای درست راجع‌به

00:30:17.453 --> 00:30:19.496
بازگشایی پرونده حرف زنین؟

00:30:21.582 --> 00:30:23.584
بله.

00:30:23.625 --> 00:30:26.295
بهتون درباره‌ش چی گفت؟

00:30:26.295 --> 00:30:28.672
با هر چیزی که امتیاز مصونیت حرف‌های زن و شوهر در دادگاه رو

00:30:28.756 --> 00:30:30.924
زیر پا بگذاره، مخالفت می‌کنم.

00:30:30.966 --> 00:30:34.219
اگه بخوای می‌تونی درباره حقایقی که می‌دونه ازشون بپرسی

00:30:34.261 --> 00:30:35.220
شاهد می‌تونه این رو جواب بده ولی...

00:30:35.262 --> 00:30:39.224
سوالم دقیقاً مربوط به

00:30:39.266 --> 00:30:41.185
زمان قبل از ازدواجشونه.

00:30:41.226 --> 00:30:42.311
خیلی خب.

00:30:55.407 --> 00:31:01.163
فکر کنم بهم گفت که ترسیده.

00:31:01.163 --> 00:31:02.331
از چی؟

00:31:04.166 --> 00:31:06.794
از اینکه جنین پیرو دوباره داره پرونده رو باز می‌کنه.‌

00:31:07.836 --> 00:31:09.004
نگران بود.

00:31:10.381 --> 00:31:13.634
با همسرش دبورا چرتن حرف زدم.

00:31:13.675 --> 00:31:16.095
تقریباً بلافاصله به وکیلش زنگ زد.

00:31:16.136 --> 00:31:20.557
یه طورهایی برخورد مودبانه‌ای داشت

00:31:20.599 --> 00:31:23.185
ولی فکر کنم بیشتر از اونکه بخواد به ما چیزی بگه،

00:31:23.227 --> 00:31:26.021
می‌خواست ازمون اطلاعات بگیره.

00:31:26.063 --> 00:31:28.315
زنی زیبا، برازنده و باهوش.

00:31:30.192 --> 00:31:33.404
با اینکه تازه ازدواج کرده بودن ولی

00:31:33.487 --> 00:31:35.531
یادش نمی‌اومد که رابرت درست طرف‌های کریمس کجا بوده.

00:31:37.825 --> 00:31:40.202
فهمیدین که حوالی کریسمس سال 2000

00:31:40.202 --> 00:31:43.205
سوزان برمن به قتل رسیده؟

00:31:43.205 --> 00:31:45.499
-بله
- چطور فهمیدین؟

00:31:45.541 --> 00:31:48.377
سوار تاکسی بودم و

00:31:48.419 --> 00:31:51.505
داشتم به طرف خونه‌م، آپارتمان شهری‌ام، می‌رفتم که

00:31:51.547 --> 00:31:52.714
خبرش رو از رادیو شنیدم.

00:32:18.657 --> 00:32:22.035
اون زمان

00:32:22.035 --> 00:32:23.579
در منزل شما سکونت داشت؟

00:32:30.085 --> 00:32:31.336
فکر نکنم.

00:32:33.881 --> 00:32:39.136
در زمان قتل اصلاً

00:32:39.219 --> 00:32:40.721
نمی‌تونم بابی رو توی لس‌آنجلس پیدا کنم.

00:32:40.762 --> 00:32:42.097
ولی توی کالیفرنیا می‌تونستم.

00:32:44.308 --> 00:32:46.018
با چند نفر از مردم کالیفرنیا صحبت کردیم

00:32:46.059 --> 00:32:48.395
و حداقل دو نفرشون بهمون گفتن سوزان گفته

00:32:48.395 --> 00:32:51.440
باب می‌خواد طرف‌های تعطیلات بیاد یه سر بزنه...

00:32:51.482 --> 00:32:54.276
و سوزان چشم انتظار اومدنش بود.

00:32:54.276 --> 00:32:58.197
در حقیقت فهمیدیم که باب در نزدیکی‌های زمان قتل سوزان

00:32:58.238 --> 00:33:00.616
به کالیفرنیای شمالی رفته.

00:33:06.872 --> 00:33:09.374
خب ترینداد کالیفرنیا چی داشت؟

00:33:09.458 --> 00:33:12.211
جای خیلی روستایی و زیبایی بود.

00:33:12.294 --> 00:33:14.296
هرازگاهی اونجا زندگی می‌کردم.

00:33:17.508 --> 00:33:19.510
فکر کنم پلیس این مسئله رو که نزدیکی‌های زمان قتل

00:33:19.593 --> 00:33:23.347
سوزان برمن رفتی کالیفرنیا

00:33:23.430 --> 00:33:25.849
خیلی بزرگ کرد.

00:33:25.933 --> 00:33:29.353
خیلی قبل‌تر از 23 دسامبر رسیدم اونجا.

00:33:29.394 --> 00:33:31.021
خیلی قبل‌تر از کریسمس.

00:33:33.774 --> 00:33:40.239
نوزدهم سال 2000 رفتم سراغ باب

00:33:40.280 --> 00:33:44.535
و بردمش به هارپر فورد،
کلیدهای ماشینش رو برداشتم.

00:33:44.618 --> 00:33:48.705
و برش برگدوندم به فرودگاه.

00:33:48.789 --> 00:33:50.457
ظاهراً ماشینش اونجا پارک بود.

00:33:52.334 --> 00:33:55.837
بخش پارکینگ فرودگاه آرکاتا

00:33:55.837 --> 00:33:58.090
سوابق روزانه ماشین‌های پارکینگش

00:33:58.173 --> 00:34:01.176
رو ثبت می‌کنن

00:34:02.678 --> 00:34:04.596
و معلوم شد که بابی

00:34:04.638 --> 00:34:08.392
نوزدهم دسامبر ماشینش رو بعد از مدتی طولانی

00:34:08.433 --> 00:34:10.102
از پارکینگ درآورده.

00:34:21.780 --> 00:34:23.699
بابی حداقل یه کارت تلفن داشته که

00:34:23.699 --> 00:34:25.701
به اسم خودش پیداش کردیم.

00:34:25.701 --> 00:34:28.537
روز بعدش، یعنی بیستم، دو تماس از

00:34:28.537 --> 00:34:32.874
یه تلفن عمومی در شهر گارویل گرفته شده

00:34:32.874 --> 00:34:36.211
که این شهر حدود 80 یا 90 مایلی جنوب ترینیداده.

00:34:38.088 --> 00:34:40.215
منطق می‌گه که داره به جنوب می‌ره.

00:34:40.257 --> 00:34:41.341
داره می‌ره پایین.

00:34:45.220 --> 00:34:48.724
این مرد روزی چند بار

00:34:48.765 --> 00:34:50.225
پیام‌های صوتیش رو چک می‌کرده

00:34:50.309 --> 00:34:51.810
اون وقت فهمیدیم که

00:34:51.852 --> 00:34:57.107
سه، چهار روز قبل و بعد از مرگ سوزان،

00:34:57.107 --> 00:35:00.444
هیچ فعالیتی توی تلفنش دیده نمی‌شه.

00:35:00.485 --> 00:35:01.570
شرکت تلفنی می‌گه انگار

00:35:01.570 --> 00:35:03.739
طی این مدت، تلفنش خاموش بوده.

00:35:19.504 --> 00:35:22.090
انگار این سه روز غیبش زده.

00:35:22.132 --> 00:35:24.635
تا اینکه برای خرید بلیطی سروکله‌اش ‌

00:35:24.676 --> 00:35:26.970
توی پیشخوانی در سان فرانسیسکو پیدا میشه.

00:35:27.012 --> 00:35:30.098
سوار پرواز 18 می‌شه که ساعت 10 صبح

00:35:30.098 --> 00:35:31.892
از سان فرانسیسکو بلند می‌شه.

00:35:34.770 --> 00:35:37.272
جسد سوزان رو بعدازظهر روز بعد پیدا می‌کنن.

00:35:42.110 --> 00:35:45.155
طبق گزارش پزشکی قانونی و جمود نعشی،

00:35:45.197 --> 00:35:48.617
احتمالاً حدود 24 ساعت همونجا افتاده بوده.

00:35:49.951 --> 00:35:51.119
اون موقع بهترین زمانه که

00:35:51.203 --> 00:35:53.789
از لس آنجلس بری سان فرانسیسکو و سوار هواپیما بشی.

00:36:06.802 --> 00:36:10.889
زمانبندی توی این‌ها باید خیلی دقیق باشه

00:36:10.972 --> 00:36:13.475
چون مسیر ترینداد تا لس آنجلس

00:36:13.558 --> 00:36:15.268
خیلی طولانیه.

00:36:15.310 --> 00:36:17.646
باید از ترینیداد می‌رفتم لس آنجلس.

00:36:17.688 --> 00:36:21.775
زمانش رو نمی‌دونم.
نوزدهم، بیستم، بیست‌ویک یا حالا هر وقت...

00:36:21.817 --> 00:36:25.654
و بعد برمی‌گشتم لس آنجلس و از اونجا هم به ترینیداد می‌رفتم.

00:36:25.696 --> 00:36:28.824
و بعد می‌رفتم سان فرانسیسکو و به نیویورک پرواز می‌کردم.

00:36:28.824 --> 00:36:30.158
و اون‌ها بالاخره به این نتیجه رسیدن که

00:36:30.200 --> 00:36:32.703
برای انجام این همه کار زمان زیادی نداشتم.

00:36:32.744 --> 00:36:35.038
اوهوم.

00:36:35.080 --> 00:36:36.748
پلیس لس آنجلس یه مدتی می‌شه

00:36:36.832 --> 00:36:38.959
که داره تحقیق می‌کنه و

00:36:39.000 --> 00:36:42.045
نتونستن ردم رو توی لس آنجلس پیدا کنن.

00:36:43.630 --> 00:36:46.133
ولی تونستن  ردت رو توی کالیفرنیا پیدا کنن.

00:36:46.174 --> 00:36:47.843
کالیفرنیا ایالت بزرگیه.

00:36:58.145 --> 00:37:01.523
شبی که از مرگ سوزان مطلع شدم، به خونه سوزان رفتم.

00:37:03.233 --> 00:37:05.068
کلی خون ریخته شده بود.

00:37:05.110 --> 00:37:07.320
موهای سوزان توی خون بودند.

00:37:07.362 --> 00:37:13.535
می‌دونین، خیلی آشفته و پریشون شدم.

00:37:13.535 --> 00:37:15.912
و بعد جای پنجه‌های کوچیک سگ‌ها رو دیدم.

00:37:15.954 --> 00:37:19.374
جای پنجه‌ها رو توی خون‌ها دیدم.

00:37:19.458 --> 00:37:23.795
خیلی صحنه وحشتناکی بود.

00:37:23.837 --> 00:37:28.049
دیدن چنین صحنه‌ای واقعاً وحشتناکه.

00:37:28.091 --> 00:37:34.931
مخصوصاً دیدن یکی از دوست‌هات توی این وضعیت خیلی وحشتناکه.

00:37:34.973 --> 00:37:36.850
صحنه وحشتناکی بود.

00:37:41.438 --> 00:37:43.231
برای سوزان عدالتی وجود نداره...

00:37:43.273 --> 00:37:46.860
چون یه نفر جونش رو گرفت و

00:37:46.902 --> 00:37:49.362
اون واقعاً... واقعاً...

00:37:49.404 --> 00:37:55.577
شجاعانه داشت به زندیگش سروسامون می‌داد.

00:37:55.577 --> 00:37:59.915
عدالت برای بازمونده‌هاست.
برای همه اون‌هایی که پشت سر جا گذاشته.

00:37:59.915 --> 00:38:02.584
عدالت برای ماست نه سوزان.

00:38:06.087 --> 00:38:08.799
...اینکه بتونین به آرامش برسین و تموم این مسائل رو پشت سر بذارین،

00:38:08.840 --> 00:38:09.925
اوهوم.

00:38:09.966 --> 00:38:11.051
خب چطور ممکنه ابه این حالت برسین؟

00:38:11.051 --> 00:38:13.637
با حقیقت.
حقیقت آدم رو آزاد می‌کنه.

00:38:13.637 --> 00:38:17.015
کمک می‌کنه این غم رو پشت سر بذاری.

00:38:20.685 --> 00:38:24.773
وقتی که تحقیقات صحنه جرم رو تموم کردن،

00:38:24.773 --> 00:38:27.442
دفتر پزشکی قانونی، جسدش رو برد.

00:38:28.944 --> 00:38:33.740
وسایل سوزان رو به سارب کافمن سپردن که

00:38:33.782 --> 00:38:37.953
تنها فرد از خانواده سوزان بود که تونستن پیدا بکنن.

00:38:41.248 --> 00:38:43.291
بهترین اتفاقی که می‌تونم امیدوار باشم پیش اومده باشه

00:38:43.291 --> 00:38:46.127
اینه که بفهمم بنا به دلایلی

00:38:46.127 --> 00:38:48.338
این قتل به خاطر یه عمل خشونت‌آمیز اتفاقی بوده.

00:38:48.380 --> 00:38:50.924
که یه نفر فکر کرده

00:38:50.966 --> 00:38:52.759
داره می‌ره یه خونه خالی رو بزنه و اون رو کشته.

00:38:52.801 --> 00:38:54.386
این بهترین چیزیه که می‌تونم ایدوار باشم پیش اومده باشه.

00:38:54.427 --> 00:38:57.013
در غیر این صورت، پای یه دوست وسط می‌آد.

00:38:57.013 --> 00:38:58.181
یکی که سوزان می‌شناختش.

00:38:58.223 --> 00:38:59.641
یکی که من باهاش حرف زدم.

00:39:13.947 --> 00:39:16.658
_

00:39:24.666 --> 00:39:26.543
اولین پیام صوتی ضبط شده

00:39:27.544 --> 00:39:28.837
سلام مارک. ساربم.

00:39:28.879 --> 00:39:34.050
داشتم توی جعبه‌های سوزان رو می‌گشتم که یه جعبه دیگه رو پیدا کردم.

00:39:34.050 --> 00:39:39.347
خب می‌خواستم اگه فرصت داری، یه نگاه دقیق بهش بندازی.

00:39:39.347 --> 00:39:42.142
خیلی خب خداحافظ.

00:39:46.104 --> 00:39:47.856
اولین پیام صوتی ضبط شده

00:39:48.356 --> 00:39:49.608
سلام اندرو. مارکم.

00:39:49.649 --> 00:39:52.819
ببین، سارب توی رستوران نشسته، برای همین خیلی سریع این رو بهت می‌گم

00:39:52.861 --> 00:39:55.989
.رفتیم خونه‌ش. خیلی نگران و عصبی بود.

00:40:01.536 --> 00:40:02.746
خب می‌خوای، می‌خوای...

00:40:02.829 --> 00:40:04.164
بیایم و ببینیم چی پیدا کردی؟

00:40:04.205 --> 00:40:05.248
یا می‌خوای اون رو با خودت بیاری؟

00:40:05.332 --> 00:40:07.167
چی می...
آره.

00:40:07.208 --> 00:40:08.919
باشه.
باشه. خداحافظ.

00:40:08.960 --> 00:40:11.004
نمی‌خواستم فکر کنی...
حس بدی داشتم.

00:40:11.046 --> 00:40:12.464
با خودم فکر کردم این‌ها چی‌ان دیگه؟

00:40:12.505 --> 00:40:15.342
خب این‌ها نوارهای صوتی سوزان هستن.

00:40:15.342 --> 00:40:16.718
بعضی‌هاشون...

00:40:16.760 --> 00:40:18.762
احتمالاً مال مصاحبه‌هایی که انجام داده.

00:40:18.803 --> 00:40:21.723
که این‌طور.
بعد هم این یادبود اینجاست.

00:40:21.765 --> 00:40:23.016
خب نامه رو نشونم بده.

00:40:24.601 --> 00:40:26.394
منظورم اینه... البته این رو بهت گفتم ولی...

00:40:38.198 --> 00:40:40.533
یه نامه از باب به سوزان رو نشونم داد

00:40:40.575 --> 00:40:43.620
که مال ماه مارس،، قبل از به قتل رسیدن بود.

00:40:43.662 --> 00:40:44.788
آدرسی که روش نوشته شده

00:40:44.829 --> 00:40:47.123
دقیقاً شبیه یادداشت نعشه

00:40:47.165 --> 00:40:49.084
حتی بورلی هم اشتباه نوشته"

00:41:01.429 --> 00:41:02.764
نمی‌خوام بهت این حس رو بدم که...

00:41:02.806 --> 00:41:07.060
نه، همون‌جور که گفتم، این هم یه جورهایی...

00:41:07.102 --> 00:41:09.980
آره، آره، آره.
نه، منظورت رو فهمیدم. منظورت رو فهمیدم.

00:41:10.063 --> 00:41:13.108
می‌دونی کاملاً معلوم بود که

00:41:13.149 --> 00:41:14.818
شاید دارم خطر می‌کنم.

00:41:44.514 --> 00:41:47.142
فکر می‌کنی حالا به جوابی رسیدی؟

00:41:53.398 --> 00:41:54.482
آره.

00:42:01.239 --> 00:42:03.158
امکانش هست که لیست

00:42:03.158 --> 00:42:07.912
وسایلی رو که بعد از مرگ سوزان از خونه‌ش خارج شده

00:42:07.996 --> 00:42:09.164
داشته باشیم؟

00:42:09.164 --> 00:42:11.416
چون می‌دونی، می‌تونی از کولتر بپرسی که

00:42:11.499 --> 00:42:13.835
نامه دیگه رو دیده یا نه.

00:42:13.835 --> 00:42:17.464
امکانش هست که این نامه هنوز توی فایل‌های پلیس باشه؟

00:42:17.505 --> 00:42:20.842
نه. گشتم. امروز حسابی گشتم.

00:42:20.842 --> 00:42:21.843
- امکان نداره.
- امکان نداره.

00:42:21.843 --> 00:42:24.304
- امکان نداره.
- امکان نداره.

00:42:24.345 --> 00:42:26.056
صندوق امانتتون رو باز می‌کنین؟

00:42:26.097 --> 00:42:27.974
آره.
خب باید این فرو رو پر کنم...

00:42:35.857 --> 00:42:40.236
می‌خوام ماه بعد رو بردارم و

00:42:40.320 --> 00:42:42.363
هیچی سوزان رو برنمی‌گردونه.

00:42:42.363 --> 00:42:45.033
و هیچ‌کس قرار نیست بفهمه ما این سند رو داریم.

00:42:46.159 --> 00:42:51.539
پس مصاحبه‌ای که با باب کردیم چی؟

00:42:51.581 --> 00:42:53.041
مطرحش می‌کنیم.

00:42:53.124 --> 00:42:54.667
فیلمش رو داریم.

00:42:56.544 --> 00:42:57.837
و حالا چیزی دستمونه که

00:42:57.879 --> 00:42:59.422
پلیس لس‌آنجلس بدجوری می‌خوادش.

00:42:59.464 --> 00:43:01.716
چون حالا یه چیزی دستمون داریم که، بدون تموم اون مزخرفات،

00:43:01.716 --> 00:43:04.052
یعنی اینکه لازم باشه هزار جور مرحله مقدماتی و

00:43:04.052 --> 00:43:05.637
پیشگردهای دادرسی رو طی کنیم،

00:43:05.678 --> 00:43:07.889
می‌تونیم واکنش واقعی باب رو به

00:43:07.889 --> 00:43:10.058
این مدرک خیلی مهم ببینیم.

00:43:11.976 --> 00:43:16.397
دومین مصاحبه باب.