WEBVTT

00:00:12.971 --> 00:00:14.305
‫جدی؟

00:00:30.530 --> 00:00:33.825
‫موفق شدی! تانجیرو، موفق شدی!

00:00:33.825 --> 00:00:35.952
‫لعنتی! شکستـم دادی!

00:00:38.455 --> 00:00:40.498
‫هنوز تموم نشده!

00:00:40.498 --> 00:00:43.793
‫اگه حتی برای یه ثانیه بایستم،
‫شُل می‌شم و پام لیز می‌خوره!

00:00:45.754 --> 00:00:49.215
‫باید شده حتی برای یه ثانیه هم
‫بیشتر این سنگ رو هول بدم!

00:00:50.091 --> 00:00:51.634
‫نه فقط با دستام!

00:00:51.634 --> 00:00:52.844
‫باید با پایین تنه‌امـم
‫هولـش بدم!

00:00:52.844 --> 00:00:54.596
‫با استفاده از پایین تنه‌ات هولـش بده!

00:00:54.596 --> 00:00:58.725
‫تو پایین تنه‌ات ماهیچه‌های بیشتری
‫نسبت به بالا تنه‌ات داری!

00:01:07.233 --> 00:01:08.193
‫تمپورا!

00:01:08.443 --> 00:01:09.402
‫تمپورا!

00:01:09.402 --> 00:01:12.030
‫دارم میام!

00:01:22.373 --> 00:01:25.210
‫اینوسکه هم موفق شد
‫سنگـش رو هول بده!

00:01:25.210 --> 00:01:26.628
‫افتضاحه!

00:01:26.920 --> 00:01:28.755
‫فقط من موندم!

00:01:28.755 --> 00:01:30.423
‫کاملاً افتضاحه!

00:01:34.010 --> 00:01:35.386
‫چونتارو؟

00:01:35.386 --> 00:01:36.888
‫چی می‌خوای؟

00:01:36.888 --> 00:01:41.809
‫من هنوز سنگـم رو هول ندادم،
‫پس نمی‌تونم به تمرین بعدی برم.

00:01:41.809 --> 00:01:43.645
‫میشه هولم نکنی؟

00:01:44.729 --> 00:01:46.272
‫آخ! چیه؟

00:01:48.816 --> 00:01:49.817
‫ها؟

00:01:49.817 --> 00:01:51.110
‫چی؟

00:01:51.110 --> 00:01:52.987
‫یه نامه؟

00:03:23.786 --> 00:03:28.958
‫قسمت 7:
‫هاشیرای سنگ هیمه‌جیما گیومه

00:03:50.271 --> 00:03:51.814
‫یک چو!

00:03:52.148 --> 00:03:53.900
‫موفق شدم تکونش بدم!

00:03:55.151 --> 00:03:56.194
‫که یعنی...

00:03:56.194 --> 00:03:59.947
‫تمریناتـم با... آقای هیمه‌جیما...

00:04:00.656 --> 00:04:02.700
‫تموم شد!

00:04:05.369 --> 00:04:06.370
‫ها؟

00:04:07.371 --> 00:04:08.331
‫اوه اوه...

00:04:09.123 --> 00:04:12.001
‫بدنم به شدت کم آب شده!

00:04:12.335 --> 00:04:17.548
‫چون یه‌دفعه کُلی عرق ریختم
‫و حتی یه قطره هم آب نخوردم!

00:04:19.592 --> 00:04:22.345
‫زنیتسو...

00:04:22.637 --> 00:04:24.055
‫اینوسکه...

00:04:24.388 --> 00:04:26.390
‫آقای موراتا...

00:04:27.308 --> 00:04:29.852
‫دارم همینجا جون می‌دم!

00:04:29.852 --> 00:04:32.980
‫یه نفر...

00:04:35.858 --> 00:04:36.567
‫چی...

00:04:38.069 --> 00:04:39.612
‫آقای هیمه‌جیما!

00:04:39.946 --> 00:04:41.447
‫نجات پیدا کردم!

00:04:41.739 --> 00:04:44.075
‫نامو آمیدا بوتسو

00:04:44.408 --> 00:04:46.452
‫نامو آمیدا بوتسو.

00:04:47.119 --> 00:04:49.163
‫نامو آمیدا بوتسو.

00:04:49.163 --> 00:04:51.582
‫ها؟ رفتم اون دنیا؟

00:04:52.083 --> 00:04:53.751
‫نه، زنده‌ام!

00:04:54.377 --> 00:04:56.754
‫خیلی ازتون ممنونـم!

00:04:59.590 --> 00:05:02.677
‫تمرین تخته سنگ رو پشت سر گذاشتی.

00:05:03.219 --> 00:05:07.306
‫علاوه بر اون، انتخاب‌های درستی
‫تو دهکده انجام دادی.

00:05:07.723 --> 00:05:10.268
‫من تو رو تصدیق می‌کنم.

00:05:11.852 --> 00:05:14.188
‫دهکده؟ آب...

00:05:14.814 --> 00:05:16.524
‫خوبه کافیه!

00:05:19.151 --> 00:05:21.946
‫تو دهکده شمشیر ساز ها...

00:05:21.946 --> 00:05:27.660
‫تو نجات انسان‌های دهکده رو
‫نسبت به نجات خواهرت در اولویت قرار دادی.

00:05:27.660 --> 00:05:28.869
‫اوه...

00:05:28.869 --> 00:05:30.371
‫در واقع...

00:05:30.371 --> 00:05:32.373
‫نیازی به خجالت نیست.

00:05:32.790 --> 00:05:35.209
‫تو یک شمشیرزن نمونه هستی.

00:05:36.210 --> 00:05:39.880
‫تو باید به اعمال با فضیلت خودت افتخار کنی.

00:05:42.967 --> 00:05:44.051
‫نه.

00:05:44.051 --> 00:05:45.303
‫اصل ماجرا این نیست.

00:05:45.636 --> 00:05:47.763
‫نزوکو بود که اون تصمیم رو گرفت.

00:05:47.763 --> 00:05:49.473
‫تصمیم من نبود.

00:05:49.890 --> 00:05:51.726
‫من بلاتکلیف بودم...

00:05:51.726 --> 00:05:54.729
‫و چیزی نمونده بود که اهالی دهکده کُشته بشن.

00:05:55.813 --> 00:05:57.773
‫درست نیست که منو تصدیق کنید.

00:06:09.452 --> 00:06:11.412
‫این موجودات که
‫بهشون «فرزندان» می‌گیم...

00:06:11.412 --> 00:06:13.581
‫پاک و معصوم...

00:06:13.581 --> 00:06:15.416
‫و ضعیف هستند.

00:06:15.416 --> 00:06:18.878
‫آن‌ها مستعد دروغگویی هستن
‫و هیچ ابایی از ظالم بودن ندارن.

00:06:18.878 --> 00:06:21.589
‫آن‌ها شخصیتی خودخواه دارن.

00:06:22.339 --> 00:06:24.842
‫هر چند، همانطور که فکر می‌کردم...

00:06:24.842 --> 00:06:27.136
‫این بچه متفاوتـه.

00:06:28.179 --> 00:06:33.059
‫من همیشه تلاش می‌کنم
‫تا در مسیر درستی قرار بگیرم...

00:06:33.392 --> 00:06:35.352
‫ولی نمی‌دونم چه چیزی
‫پیش روی من قرار داره.

00:06:36.228 --> 00:06:42.568
‫همیشه یه نفر بهم کمک می‌کنه، بنابراین
‫در نهایت از مسیرم منحرف نمی‌شم، فقط همین.

00:06:42.860 --> 00:06:44.070
‫اون روز هم
‫همین اتفاق افتاد.

00:06:44.070 --> 00:06:46.280
‫واقعاً خطر از بیخ گوشم رد شد.

00:06:50.409 --> 00:06:51.619
‫پس...

00:06:51.619 --> 00:06:54.538
‫ازتون می‌خوام که برای تصدیق کردن من
‫عجله نکنید.

00:06:54.538 --> 00:06:56.290
‫پسری لجباز و انعطاف ناپذیر

00:06:57.333 --> 00:06:59.460
‫بابت آب بسیار سپاس گزارم.

00:06:59.877 --> 00:07:02.463
‫و از اینکه تا به امروز
‫منو تمرین دادی خیلی خیلی ممنونم.

00:07:02.463 --> 00:07:03.923
‫چیز های زیادی یاد گرفتم!

00:07:05.591 --> 00:07:08.010
‫تو شک و تردید من رو برطرف کردی.

00:07:08.010 --> 00:07:10.137
‫مهم نیست بقیه آدم‌ها چی بگن...

00:07:10.137 --> 00:07:12.556
‫من تو رو تصدیق می‌کنم...

00:07:13.057 --> 00:07:15.184
‫کامادو تانجیرو.

00:07:15.184 --> 00:07:16.185
‫چی؟

00:07:16.185 --> 00:07:18.437
‫متوجه نمی‌شم.

00:07:18.437 --> 00:07:20.189
‫دلیلش چیه؟

00:07:21.023 --> 00:07:23.025
‫سال‌ها پیش...

00:07:23.442 --> 00:07:27.988
‫بچه‌های یتیم رو داخل معبد بزرگ می‌کردم.

00:07:29.448 --> 00:07:31.116
‫کازونوری!

00:07:31.116 --> 00:07:32.284
‫دیر اومدی!

00:07:32.284 --> 00:07:33.410
‫ببخشید!

00:07:33.410 --> 00:07:35.704
‫باید می‌رفتم دستشویی!

00:07:36.747 --> 00:07:37.957
‫استاد...

00:07:38.249 --> 00:07:40.209
‫کاملاً یه ضیافت برگزار کردید!

00:07:40.501 --> 00:07:41.752
‫بله.

00:07:41.752 --> 00:07:44.797
‫اتفاقی با یه فروشنده ماهی خشک‌شده
‫برخورد کردم.

00:07:45.297 --> 00:07:48.926
‫راضی شد تا جنس‌های فروخته نشده‌اش رو
‫با قیمت خیلی کمی به من بفروشه.

00:07:49.760 --> 00:07:52.304
‫بیاید از این فرد مهربان تشکر کنیم.

00:07:52.721 --> 00:07:57.601
‫و همچنین از ریوتارو و آسامی،
‫که امروز وظیفه پخت و پز رو بر عهده داشتن تشکر می‌کنیم.

00:07:57.601 --> 00:07:59.186
‫به نفعتونه قدر دست‌پختـم رو بدونید!

00:07:59.186 --> 00:08:01.146
‫هی! ریوتارو!

00:08:04.817 --> 00:08:05.693
‫سایو؟

00:08:09.363 --> 00:08:10.614
‫این چیه؟

00:08:11.031 --> 00:08:14.243
‫دارم ماهی خودم رو
‫بهتون می‌دم، استاد.

00:08:14.618 --> 00:08:17.454
‫چون شما خیلی لاغر هستید، استاد!

00:08:17.454 --> 00:08:19.248
‫بیشتر غذا بخورید، باشه؟

00:08:21.542 --> 00:08:23.127
‫اوه، که اینطور.

00:08:23.127 --> 00:08:25.254
‫چه بچه ناز و مهربونی هستی.

00:08:25.254 --> 00:08:27.506
‫بابت نگرانیـت ممنونم...

00:08:27.506 --> 00:08:32.052
‫ولی از اون‌جایی که تمرینات سختی رو
‫پشت سر گذاشتم، گرسنگی اذیتـم نمی‌کنه.

00:08:32.845 --> 00:08:35.764
‫حالا اینو ببر و کامل غذاتو بخور.

00:08:35.764 --> 00:08:36.724
‫باشه!

00:08:38.434 --> 00:08:41.812
‫شاید در ظاهر نشون ندم،
‫ولی از همه‌تون قوی‌تر هستم!

00:08:41.812 --> 00:08:43.814
‫باشه، پس، من می‌خورمـش!

00:08:43.814 --> 00:08:47.401
‫نخیر، به تو نمی‌شه!
‫فقط برای استاده!

00:08:55.868 --> 00:08:57.328
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم.

00:08:57.661 --> 00:08:59.330
‫ما متواضعانه این غذا را میل می‌کنیم!

00:09:00.205 --> 00:09:03.584
‫با اینکه هیچکدام از ما نسبت خونی نداشتیم...

00:09:04.251 --> 00:09:08.088
‫همه با هم خوب بودیم، به هم کمک می‌کردیم...

00:09:08.339 --> 00:09:11.133
‫مثل یه خانواده زندگی می‌کردیم.

00:09:12.426 --> 00:09:14.219
‫فکر می‌کردم که...

00:09:14.511 --> 00:09:17.973
‫قراره تا آخر عمر به همین منوال زندگی کنم.

00:09:19.808 --> 00:09:22.227
‫اگر چه یک شب...

00:09:32.071 --> 00:09:37.367
‫یکی از بچه‌ها که قانون‌شکنی کرده بود
‫و نتونسته بود که قبل از تاریکی خودش رو معبد برسونه...

00:09:37.367 --> 00:09:39.328
‫با یک شیطان مواجه شد.

00:09:39.787 --> 00:09:41.955
‫برای نجات جون خودش...

00:09:41.955 --> 00:09:48.587
‫به شیطان گفت که می‌تونه من و بقیه
‫هشت بچه‌ای که تو معبد هستند رو بخوره.

00:09:50.881 --> 00:09:53.634
‫شب بخیر!

00:10:00.599 --> 00:10:03.644
‫جایی که من زندگی می‌کردم...

00:10:03.644 --> 00:10:07.815
‫افسانه‌های قدیمی راجع به
‫حضور شیاطین هنوز روایت می‌شد...

00:10:07.815 --> 00:10:12.694
‫و وقتی شب می‌شد، من همیشه
‫عود چوب گلیسین می‌سوزوندم.

00:10:14.655 --> 00:10:16.824
‫اون بچه...

00:10:16.824 --> 00:10:20.244
‫بخور رو خاموش کرد
‫و عود سوزان رو از بین بُرد...

00:10:20.577 --> 00:10:24.498
‫بعدش شیطان رو به داخل معبد راهنمایی کرد.

00:10:36.552 --> 00:10:38.637
‫کی اون‌جاست؟

00:10:42.599 --> 00:10:45.060
‫چهار تا از بچه‌ها درجا کُشته شدن.

00:10:45.978 --> 00:10:49.523
‫تمام تلاشـم رو کردم
‫تا از چهارتای باقی مونده محافظت کنم...

00:10:49.523 --> 00:10:52.526
‫ولی سه تا از بچه‌ها...

00:10:52.818 --> 00:10:55.153
‫به حرف من گوش نکردن.

00:11:02.995 --> 00:11:06.039
‫به جای اینکه به من تکیه کنن، فرار کردن.

00:11:06.331 --> 00:11:09.543
‫گلو‌هاشون بُریده شد،
‫و جون‌شون رو از دست دادن.

00:11:10.377 --> 00:11:18.051
‫در اون زمان، غذای کمی برای خوردن داشتم،
‫و لاغر و ترسو بودم.

00:11:18.885 --> 00:11:22.389
‫حتی صدایم رو هم بلند نکرده بودم.

00:11:22.681 --> 00:11:28.687
‫علاوه بر اون، یه فرد بالغ نابینا
‫چه فایده‌ای می‌تونه داشته باشه؟

00:11:28.687 --> 00:11:31.898
‫همه این دلایل باعث شد تا
‫اون بچه‌ها فرار کردن رو انتخاب کنن.

00:11:32.190 --> 00:11:33.650
‫آقای هیمه‌جیما...

00:11:33.650 --> 00:11:34.985
‫نابیناـست؟

00:11:35.319 --> 00:11:41.742
‫فقط کوچک‌ترین بچه، سایو،
‫به حرفی که بهم زدم گوش کرد.

00:11:42.576 --> 00:11:46.496
‫سایو به تنهایی پشت من قایم شد.

00:11:49.499 --> 00:11:50.917
‫من...

00:11:51.918 --> 00:11:56.673
‫جنگیدم، با این باور که باید
‫از سایو محافظت کنم، مهم نیست که چی بشه.

00:12:30.874 --> 00:12:35.754
‫حمله به یک موجود زنده
‫برای من مثل جهنم بود.

00:12:36.713 --> 00:12:41.468
‫تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم که
‫چقدر حال بهم زن بود.

00:12:41.885 --> 00:12:47.766
‫برای اولین بار در زندگیم، مُشتم رو
‫گره می‌کردم تا با تمام قدرت ضربه بزنم،

00:12:47.766 --> 00:12:50.727
‫و قدرتـم حتی برای خودم
‫چیز وحشتناکی بود.

00:12:51.520 --> 00:12:53.647
‫اگه اون شیطان
‫بهم حمله نکرده بود،

00:12:53.647 --> 00:12:59.361
‫تمام عمرم رو بدون اینکه
‫بفهمـم چقدر قوی هستم سپری می‌کردم.

00:12:59.694 --> 00:13:06.701
‫تا صبح به مُشت زدن
‫تو سر شیطان ادامه دادم.

00:13:07.035 --> 00:13:12.207
‫اون شب، خیلی از آدم‌ها
‫و خیلی چیز ها رو از دست دادم.

00:13:12.207 --> 00:13:14.126
‫زخمی بودم...

00:13:14.126 --> 00:13:17.379
‫و جونم رو برای محافظت از سایو
‫به خطر انداخته بودم...

00:13:18.004 --> 00:13:22.884
‫و وقتی بقیه به صحنه رسیدن
‫شروع به گفتن این حرف‌ها کرد.

00:13:23.552 --> 00:13:26.096
‫«اون یه هیولاـست.

00:13:26.096 --> 00:13:27.931
‫قاتل اونه.

00:13:28.431 --> 00:13:31.143
‫اون کسیـه که همه رو کُشته.»

00:13:31.143 --> 00:13:33.228
‫امکان نداره...

00:13:33.520 --> 00:13:36.815
‫ترس و وحشتِ اون اتفاق
‫باعث گیج شدن اون شده بود.

00:13:37.149 --> 00:13:39.734
‫اون فقط یه بچه چهار ساله بود.

00:13:39.734 --> 00:13:41.736
‫کی میتونه اون رو سرزنش کنه؟

00:13:42.070 --> 00:13:45.198
‫بچه‌ها چنین آفریده‌هایی هستن.

00:13:45.907 --> 00:13:48.160
‫ولی من...

00:13:48.160 --> 00:13:52.873
‫با این حال، می‌خواستم سایو، حداقل،
‫به‌خاطر کاری که انجام دادم ازم تشکر کنه.

00:13:53.373 --> 00:13:56.334
‫می‌خواستم بهم بگه...

00:13:56.334 --> 00:13:59.838
‫«ممنون که به‌خاطر من جنگیدی.»

00:14:02.090 --> 00:14:06.219
‫فقط شنیدن اون حرف‌ها
‫می‌تونست من رو نجات بده.

00:14:06.887 --> 00:14:11.683
‫ولی تمام کاری که بچه‌ها می‌تونن بکنن
‫اینه که به فکر خودشون باشن.

00:14:12.392 --> 00:14:15.562
‫جسد شیطان به خاکستر تبدیل شد
‫و ناپدید شد...

00:14:15.979 --> 00:14:19.649
‫و کُل چیزی که باقی مونده بود
‫جسد اون بچه‌ها بود.

00:14:20.400 --> 00:14:24.571
‫به جُرم قتل به زندان افتادم.

00:14:25.488 --> 00:14:30.785
‫اگه ارباب مداخله نمی‌کردن،
‫من اعدام می‌شدم.

00:14:31.161 --> 00:14:36.374
‫بعد از اون اتفاق، به نظرم
‫من تبدیل شدم به آدمی که نمی‌تونه اعتماد کنه.

00:14:37.000 --> 00:14:40.462
‫نیازی به گفتن نیست،
‫به تو هم مشکوک بودم.

00:14:40.462 --> 00:14:43.840
‫مهم نیست که آدم‌ها چقدر
‫با فضیلت به نظر میان...

00:14:43.840 --> 00:14:46.968
‫وقتی تحت فشار قرار می‌گیرن،
‫ماهیت واقعی اونا آشکار می‌شه.

00:14:47.302 --> 00:14:51.556
‫ولی تو... هرگز جا نزدی.
‫هیچوقت نگاهـت رو برنگردوندی.

00:14:51.556 --> 00:14:53.058
‫هرگز دروغ نگفتی.

00:14:53.058 --> 00:14:55.393
‫تو پاک و مصمم بودی.

00:14:56.311 --> 00:15:02.609
‫شاید مسئله ساده‌ای باشه، ولی
‫آدم‌هایی که می‌تونن در این شرایط باقی بمونن خیلی کم هستن.

00:15:03.735 --> 00:15:06.488
‫تو یه بچه خاص هستی.

00:15:06.905 --> 00:15:12.285
‫به عنوان کسی که آدم‌های زیادی رو
‫با چشمان روحـم مشاهده کردم،

00:15:12.285 --> 00:15:14.579
‫قضاوتـم نمی‌تونه اشتباه باشه.

00:15:21.086 --> 00:15:25.298
‫همه ما نسبت به آینده
‫بدبین هستیم.

00:15:25.632 --> 00:15:32.514
‫از حالا به بعد،من هم بهت کمک می‌کنم
‫تا تو هرگز از مسیرت منحرف نشی.

00:15:38.061 --> 00:15:39.479
‫تمام تلاشـم رو می‌کنم!

00:15:40.063 --> 00:15:41.731
‫خیلی ازتون ممنونـم!

00:16:01.167 --> 00:16:04.170
‫تمرینات من حالا به پایان رسید.

00:16:05.463 --> 00:16:07.882
‫خوشحالم که ازشون عبور کردی.

00:16:23.773 --> 00:16:27.735
‫هر چی که دلت می‌خواد بگو،
‫ولی آقای هیمه‌جیما انسان خوبیه.

00:16:29.237 --> 00:16:33.741
‫بهم گفت چون استعدادی ندارم
‫قرار نیست منو سوگوکوی خودش کنه،

00:16:33.741 --> 00:16:38.163
‫ولی وقتی حس کرد که شیاطین رو می‌خوردم
‫بهم اجازه داد که شاگردش باشم.

00:16:38.872 --> 00:16:43.626
‫و منو به خانم کوچو معرفی کرد
‫تا وضعیت بدنی منو بررسی کنه.

00:16:44.085 --> 00:16:46.337
‫هی، که اینطور؟

00:16:46.337 --> 00:16:49.048
‫خانم کوچو نگاه بدی بهم انداخت.

00:16:49.382 --> 00:16:51.551
‫هر بار که می‌بینمـش
‫واسم می‌ره بالای منبر.

00:16:54.137 --> 00:16:55.471
‫اینوسکه!

00:16:55.471 --> 00:16:57.807
‫اون سهم زنیتسوئه،
‫پس تو نمی‌تونی بخوریش!

00:16:57.807 --> 00:17:01.686
‫ها؟ اگه تا الآن پیداش نشده
‫یعنی نمی‌خواد بخوره دیگه، درسته؟

00:17:01.686 --> 00:17:05.356
‫شرط می‌بندم اون عوضی
‫تا الآن قرار کرده باشه!

00:17:05.356 --> 00:17:09.903
‫نه، در واقع، به نظر من که
‫خیلی هم گرسنه می‌اومد.

00:17:10.778 --> 00:17:12.614
‫تُف!

00:17:12.614 --> 00:17:15.325
‫جدی می‌گم، شما کلاً
‫کارتون شده این که نگران آدم‌های دیگه باشید!

00:17:15.617 --> 00:17:20.205
‫تو خودت هم سرسخت به نظر میای،
‫فکر کردم که به تو هم یه سری بزنه.

00:17:20.205 --> 00:17:23.082
‫ولی اصلاً بهت سخت نگرفت، ها؟

00:17:23.082 --> 00:17:28.630
‫خب، اگه منـم نمی‌تونستم از تکنیک تنفس
‫استفاده کنم مطمئنم که رفتارش با منم همینجوری می‌شد.

00:17:28.922 --> 00:17:31.382
‫ولی... وضعیت جسمانیـت چطوره؟

00:17:31.382 --> 00:17:35.845
‫شینوبو احتمالاً بهت سخت گرفته
‫چون نگران سلامتیت بوده.

00:17:35.845 --> 00:17:37.305
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:17:37.305 --> 00:17:39.015
‫مطمئنم که نگرانـته!

00:17:39.307 --> 00:17:42.226
‫بعد از غذا، می‌خوام
‫به سراغ آقای گیو برم.

00:17:42.226 --> 00:17:43.728
‫تو هم میای، گنیا؟

00:17:43.728 --> 00:17:45.813
‫نه، نمی‌تونم.

00:17:45.813 --> 00:17:48.608
‫هنوز اون سنگ رو به اندازه
‫یک چو هول ندادم.

00:17:48.608 --> 00:17:51.027
‫من تقریباً انجامـش دادم!

00:17:51.027 --> 00:17:53.488
‫خب، به‌خاطر اینه که
‫نمی‌تونم از تکنیک تنفس استفاده کنم.

00:17:55.490 --> 00:17:57.951
‫چی، نمی‌تونی از تکنیک‌های تنفس استفاده کنی؟

00:17:57.951 --> 00:17:59.077
‫عجب بدبختی هستی تو!

00:17:59.077 --> 00:18:00.995
‫هی، الآن به من گفتی «بدبخت»؟

00:18:00.995 --> 00:18:02.080
‫مُرده خور!

00:18:02.080 --> 00:18:03.790
‫لعنت بهت!

00:18:03.790 --> 00:18:05.083
‫هی، هی، بیخیال!
‫نابود کن

00:18:06.334 --> 00:18:07.335
‫از رو من بلند شو!

00:18:10.338 --> 00:18:14.092
‫اگه باهام می‌اومدی
‫می‌خواستم تو راه باهات حرف بزنم.

00:18:14.092 --> 00:18:15.218
‫درباره چی؟

00:18:15.593 --> 00:18:17.303
‫در مورد هاشیرای باد...

00:18:17.303 --> 00:18:19.472
‫برادر بزرگترت.

00:18:21.099 --> 00:18:22.600
‫ببین، راجع به اون...

00:18:34.028 --> 00:18:35.738
‫هی، زنیتسو!

00:18:35.738 --> 00:18:37.281
‫پس، اینجا تشریف داری!

00:18:38.157 --> 00:18:39.951
‫سنگـت رو تکون دادی؟

00:18:41.244 --> 00:18:42.412
‫نه.

00:18:42.412 --> 00:18:43.788
‫هنوز نه.

00:18:44.038 --> 00:18:45.164
‫که اینطور.

00:18:45.540 --> 00:18:48.668
‫دارم سراغ تمرینات بعدیم می‌رم.

00:18:48.668 --> 00:18:49.961
‫حالت خوبه؟

00:18:49.961 --> 00:18:53.798
‫چند روز گذشته زیاد حرف نزدی،
‫و این منو نگران می‌کنه.

00:18:54.757 --> 00:18:56.008
‫که اینطور؟

00:18:56.634 --> 00:18:57.927
‫خوش به حالت.

00:18:58.553 --> 00:18:59.804
‫تمام تلاشت رو بکن.

00:19:01.681 --> 00:19:03.015
‫در مورد من...

00:19:05.059 --> 00:19:06.686
‫کاری که قراره انجام بدم...

00:19:07.311 --> 00:19:10.231
‫کاری که باید انجام بدم، مهم نیست چی باشه...
‫دیگه همه چیز برام روشن شده، فقط همین.

00:19:11.649 --> 00:19:13.651
‫اتفاقی افتاده؟

00:19:14.235 --> 00:19:16.028
‫اگه کاری هست که
‫من بتونم انجام بدم...

00:19:16.028 --> 00:19:17.321
‫تانجیرو...

00:19:19.157 --> 00:19:21.367
‫فقط کاری که لازمه رو بکن، تانجیرو.

00:19:22.827 --> 00:19:24.829
‫ولی... ولی...

00:19:25.037 --> 00:19:26.706
‫من خیلی نگرانـم!

00:19:35.047 --> 00:19:37.842
‫تو واقعاً پسر خوبی هستی، مگه نه؟

00:19:38.468 --> 00:19:39.594
‫ممنونـم.

00:19:42.680 --> 00:19:43.723
‫ولی...

00:19:47.643 --> 00:19:51.898
‫یه کاری هست که باید انجام بدم،
‫مهم نیست چی بشه.

00:20:06.662 --> 00:20:09.665
‫یعنی حال زنیتسو خوب می‌شه؟

00:20:12.793 --> 00:20:14.462
‫نزوکو رو هم که نگم برات...

00:20:14.837 --> 00:20:17.548
‫کار درستیه که برای مدت طولانی
‫پیش یه نفر دیگه گذاشتمش تا مراقبش باشه؟

00:20:20.092 --> 00:20:22.261
‫امیدوارم احساس غریبی نکنه!

00:20:23.429 --> 00:20:32.188
‫هزار سال
‫بیشه بامبو
‫ها؟ بذار ببینم، خب الآن اینجام...
‫منزل آقای گیو باید همین اطراف باشه، درسته؟

00:20:57.838 --> 00:20:59.215
‫خیلی سریعن!

00:21:00.883 --> 00:21:02.468
‫تنفس باد...

00:21:02.468 --> 00:21:03.844
‫فرم اول...

00:21:03.844 --> 00:21:05.805
‫گرداب برش گرد و غبار!

00:21:06.097 --> 00:21:07.014
‫ولی...

00:21:11.519 --> 00:21:12.520
‫می‌تونم ببینم!

00:21:13.145 --> 00:21:14.814
‫می‌تونم حرکات‌شون رو دنبال کنم!

00:21:17.149 --> 00:21:17.817
‫بکش

00:21:19.735 --> 00:21:21.779
‫هی، زودباش، چی شد پس؟

00:21:22.113 --> 00:21:25.616
‫فکر می‌کردم شبیه ما نیستی!

00:21:25.992 --> 00:21:27.868
‫من شبیه شما نیستم.

00:21:28.244 --> 00:21:31.497
‫اوه، هی... اون حرف...
‫منظورش این نبود!

00:21:32.206 --> 00:21:33.249
‫تنفس آب...

00:21:34.333 --> 00:21:35.501
‫فرم چهارم...

00:21:35.918 --> 00:21:37.420
‫جذر و مد زننده.

00:21:37.420 --> 00:21:39.130
‫از این کُند تر هم می‌تونی باشی؟

00:21:41.674 --> 00:21:43.134
‫فرم هفتم...

00:21:43.134 --> 00:21:44.969
‫قطرات موج دار منحنی.

00:21:44.969 --> 00:21:46.137
‫فرم پنجم...

00:21:46.137 --> 00:21:47.555
‫باد سرد کوهستان!

00:21:53.352 --> 00:21:54.645
‫خیلی خب...

00:21:55.020 --> 00:21:57.565
‫بیا حالا با دستای خالی
‫همدیگه رو بکشیم، ها؟

00:21:57.565 --> 00:21:59.191
‫وایسا، وایسا، وایسا!

00:21:59.608 --> 00:22:01.402
‫یه لحظه وایسا!

00:22:01.402 --> 00:22:03.279
‫نمی‌تونید همدیگه رو بکشید!

00:22:03.279 --> 00:22:05.698
‫چرا خفه خون نمی‌گیری، لعنتی؟

00:22:05.698 --> 00:22:08.284
‫پس حکم منع تعقیبـت چی شد؟

00:22:08.284 --> 00:22:11.787
‫داشتی جاسوسی‌مون رو می‌کردی، شپش!

00:22:12.121 --> 00:22:14.415
‫دارید سرِ موچی لوبیا قرمز دعوا می‌کنید؟

00:22:14.415 --> 00:22:18.544
‫اگه سر اینه که، من انقدری
‫موچی درست می‌کنم تا سیر بشی، باشه؟

00:22:18.878 --> 00:22:21.630
‫داری سر به سرم می‌ذاری، مگه نه؟

00:22:21.630 --> 00:22:22.298
‫ها؟

00:22:22.548 --> 00:22:23.299
‫چی؟

00:22:23.299 --> 00:22:25.259
‫نه، جدی می‌گم!

00:22:25.259 --> 00:22:28.220
‫تو عاشق موچی لوبیا قرمزی،
‫درسته، شینازوگاوا؟

00:22:28.512 --> 00:22:35.144
‫وقتی تو مکان خودت
‫تمرینات رو انجام می‌دادی...
‫آشغالا!
‫برید آزمون انتخابی نهایی رو دوباره بگذرونید!
‫همیشه بوی برنج موچی
‫و سس لوبیای قرمز به مشامـم می‌خورد.

00:22:35.603 --> 00:22:36.979
‫بوی خوشمزه‌ای داشت!

00:22:40.065 --> 00:22:43.861
‫هر بار که برمی‌گشتی، عطرِ خوشمزه لوبیا قرمز
‫و چای ماچا همه جا رو برمی‌داشت...

00:22:43.861 --> 00:22:44.987
‫بنابراین فرض کردم که...

00:22:46.780 --> 00:22:48.324
‫شینازوگاوا...

00:22:49.158 --> 00:22:51.243
‫تو موچی لوبیا قرمز دوس داری؟

00:22:51.577 --> 00:22:54.038
‫خیلی خوشمزه‌ان، مگه نه؟
‫موچی لوبیا قرمز؟

00:22:54.038 --> 00:22:56.373
‫لوبیای نرم دوس داری؟
‫یا لوبیای درشت؟

00:22:56.707 --> 00:22:59.752
‫می‌دونی، من واقعاً عاشق
‫موچی لوبیا قرمزی بودم که مادربزرگم درست می‌کرد!

00:23:01.587 --> 00:23:02.546
‫اوف!

00:23:09.053 --> 00:23:10.971
‫اوه خدای... ها؟

00:23:11.430 --> 00:23:12.723
‫آقای گیو؟

00:23:13.557 --> 00:23:17.811
‫شینازوگاوا عصبانی شد و
‫با داد و بیداد گذاشت رفت.

00:23:17.811 --> 00:23:19.688
‫که اینطور.

00:23:19.688 --> 00:23:21.899
‫برای چی دعوا می‌کردید؟

00:23:22.399 --> 00:23:25.945
‫دعوا نمی‌کردیم.
‫بخشی از تمرینات هاشیرا بود.

00:23:25.945 --> 00:23:29.114
‫با هم مبارزه می‌کنیم،
‫هاشیرا در مقابل هاشیرا.

00:23:29.448 --> 00:23:31.325
‫اوه، که اینطور؟

00:23:31.659 --> 00:23:33.827
‫اوه، درسته، فهمیدم!

00:23:33.827 --> 00:23:35.454
‫از شمشیرهای چوبی
‫استفاده می‌کردید!

00:23:35.454 --> 00:23:37.122
‫فهمیدم! که اینطور!

00:23:37.456 --> 00:23:39.208
‫ببخشید که مزاحم مبارزه‌تون شدم!

00:23:39.625 --> 00:23:41.752
‫نه، تو مزاحم نشدی.

00:23:42.086 --> 00:23:44.505
‫یعنی، نمی‌دونستم که
‫چه‌جوری باهاش حرف بزنم...

00:23:44.505 --> 00:23:47.633
‫و شینازوگاوا تمام مدت عصبانی بود.

00:23:48.050 --> 00:23:52.012
‫ولی خوشحالم که فهمیدم
‫غذای مورد علاقه شینازوگاوا چیه.

00:23:52.388 --> 00:23:55.474
‫از الآن به بعد، یه موچی لوبیا قرمز
‫تو آستینم قایم می‌کنم،

00:23:55.474 --> 00:23:58.352
‫و هر موقع که شینازوگاوا رو ببینم
‫بهش می‌دم.

00:23:58.352 --> 00:24:00.896
‫هی، فکر عالی‌ایه!

00:24:01.438 --> 00:24:04.817
‫اگه اینکارو بکنم، به نظرم
‫می‌تونیم دوستای خوبی برای هم بشیم.

00:24:04.817 --> 00:24:06.151
‫گمون کنم منم همین کارو بکنم!

00:24:06.443 --> 00:24:09.154
‫مزاحم نشو، کله پوک.

00:24:14.702 --> 00:24:15.995
‫لعنت بهشون!

00:24:15.995 --> 00:24:18.163
‫اصلاً کجا دارن می‌پلکن؟

00:24:18.497 --> 00:24:23.168
‫کی فکرش رو می‌کرد که ایگورو و توکیتو
‫همزمان بیرون رفته باشن؟

00:24:23.836 --> 00:24:26.672
‫اگه تمام تمریناتم بشه
‫به زمین کوبیدن اون بازنده‌ها...

00:24:26.672 --> 00:24:28.424
‫نمی‌تونم آمادگی کاملـم رو به دست بیارم!

00:24:28.424 --> 00:24:30.592
‫دارید سر موچی لوبیای قرمز دعوا می‌کنید؟

00:24:31.760 --> 00:24:36.598
‫کامادو تانجیرو! اگه اون بی شرف
‫مبارزه رو زهر مار من نمی‌کرد!

00:24:37.558 --> 00:24:39.101
‫لعنت بهش!

00:24:39.685 --> 00:24:41.770
‫اصلاً فازش چیه؟

00:24:42.146 --> 00:24:45.607
‫عجب آدم بیخود و درب و داغونیه
‫این بچه! جدی!

00:25:07.171 --> 00:25:10.215
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:25:20.684 --> 00:25:22.811
‫بهمون نفوذ کردن!

00:30:46.926 --> 00:30:48.428
‫خب، سلام.

00:30:48.428 --> 00:30:49.888
‫پس، اومدی؟

00:30:53.975 --> 00:30:56.311
‫باید بگم از آشناییت خوشبختم...

00:30:58.355 --> 00:31:00.065
‫کیبوتسوجی...

00:31:00.440 --> 00:31:01.900
‫موزان.

00:31:04.152 --> 00:31:06.029
‫تو...

00:31:06.029 --> 00:31:09.324
‫مطمئناً چهره شنیعی داری...

00:31:09.324 --> 00:31:11.326
‫اوبویاشیکی.

00:31:14.954 --> 00:31:15.872
‫بخش 7

00:31:16.831 --> 00:31:19.542
‫امروز می‌خواهیم
‫درباره آقای شینازوگاوا حرف بزنیم!

00:31:20.085 --> 00:31:21.461
‫چه غلطا؟

00:31:21.836 --> 00:31:24.881
‫با من کار و باری داشتی، کامادو؟

00:31:24.881 --> 00:31:27.342
‫عه، بیا اسمش رو این نذاریم.

00:31:27.759 --> 00:31:30.178
‫اگه کاری نداری، پس از جلوی چشمام گم شو!

00:31:33.473 --> 00:31:35.934
‫خیلی خب، اینم از راز دوره تایشو.

00:31:36.267 --> 00:31:39.687
‫سرگرمی آقای شینازوگاوا
‫پرورش سوسک کرگدنی ژاپنیه.

00:31:39.687 --> 00:31:42.148
‫و شنیدم که غذای مورد علاقه‌اش هم
‫موچی لوبیای قرمزه!

00:31:42.148 --> 00:31:44.484
‫- موچی لوبیای قرمز؟
‫- ها؟

00:31:44.859 --> 00:31:47.487
‫تو دوباره اسم موچی لوبیای قرمز آوردی؟

00:31:48.863 --> 00:31:51.950
‫قسمت بعد، قسمت پایانی،
‫«یکی شدن هاشیرا ها»!

00:31:51.950 --> 00:31:53.535
‫تن لشـت رو برگردون اینجا!