WEBVTT

00:00:03.086 --> 00:00:05.338
‫کریستوفر، شین؛ گزارش بدید.

00:00:05.338 --> 00:00:06.715
‫باشه.

00:00:06.715 --> 00:00:08.091
‫روی چشم.

00:00:08.633 --> 00:00:11.970
‫ولی خب، درست همونطوره که گفتی.

00:00:12.762 --> 00:00:15.056
‫رفتار اژدهایان عجیب شده.

00:00:15.890 --> 00:00:20.103
‫تا امروز صبح فعالیتی نبوده، ولی خب...

00:00:20.562 --> 00:00:22.522
‫انگار تشنه به خون نیستن.

00:00:23.064 --> 00:00:25.525
‫نسبتاً نزدیک‌شون شدم،

00:00:25.525 --> 00:00:30.322
‫و فکر نمی‌کنم منتظر دستور کشتن مونده باشن.

00:00:30.655 --> 00:00:32.907
‫ما هم همچین حسی داشتیم!

00:00:32.907 --> 00:00:35.493
‫مثل این می‌مونه که سرشون شلوغه.

00:00:35.493 --> 00:00:37.287
‫مثل مراسم ختم بود!

00:00:37.537 --> 00:00:39.914
‫بلایی سر اژدهایان برتر اومده؟

00:00:39.914 --> 00:00:42.042
‫به احتمال زیاد رفتن یه جای دیگه.

00:00:42.417 --> 00:00:46.963
‫نه، مدرک قطعی‌ای نیست که
‫ اون مرد حقیقت رو می‌گفته.

00:00:47.797 --> 00:00:49.883
‫نمی‌فهمم چه‌خبره، ولی فرصت خوبیه.

00:00:50.216 --> 00:00:51.509
‫فرصت خوب؟

00:00:51.760 --> 00:00:56.097
‫امکان نداره اون اژدهایان
‫ به این راحتی ولمون کنن.

00:00:56.097 --> 00:00:59.392
‫اگه قضیه این بود، الان محاصرمون می‌کردن.

00:00:59.392 --> 00:01:00.435
‫هوم.

00:01:00.477 --> 00:01:02.771
‫که موقتاً نسبت به ما اولویت داره.

00:01:02.771 --> 00:01:04.272
‫همچین احتمالی می‌دم.

00:01:04.856 --> 00:01:07.984
‫این خیلی توهین‌آمیزه، ولی به نفع ماست.

00:01:08.360 --> 00:01:09.152
‫ماجورکا.

00:01:09.152 --> 00:01:09.694
‫بله!

00:01:10.028 --> 00:01:12.364
‫چقدر دیگه طول می‌کشه
‫تا حلقه جادویی آماده بشه؟

00:01:12.364 --> 00:01:13.573
‫آه! بله، سرورم!

00:01:13.573 --> 00:01:15.950
‫امم، آقای فو گفتن اگه تا حد مرگ کار کنیم،

00:01:15.950 --> 00:01:20.205
‫یک روزه تمومه، ولی کلاً دو روز
‫ طول می‌کشه تا کامل بشه، سرورم!

00:01:20.205 --> 00:01:26.711
‫پرنسس مستقیم باهام حرف زد!
‫به فو بگو بدون مردن کسی،
‫توی یک روز تمومش کنه.
‫انقدر نزدیک بودن به پرنسس و
‫نفس کشیدن یه هوا برام مثل بهشت می‌مونه!

00:01:27.629 --> 00:01:29.881
‫این کشور دیگه قابل نجات نیست.

00:01:30.548 --> 00:01:32.968
‫تنها کاری که الان ازمون برمیاد

00:01:32.968 --> 00:01:37.430
‫فرار از کشور به همراه
‫ 1500 شهروندیه که اینجا جمع کردیم.

00:01:37.430 --> 00:01:39.599
‫می‌دونم واقعاً شرم‌آوره.

00:01:40.016 --> 00:01:41.601
‫ولی فرار خواهیم کرد!

00:01:41.601 --> 00:01:46.106
‫به اون اژدهایان نفرت‌انگیز نشون می‌دیم
‫ که نمی‌ذاریم همه‌چیز به میل اونا پیش بره!

00:01:46.439 --> 00:01:47.482
‫زنده می‌مونیم!

00:01:47.774 --> 00:01:50.735
‫مردمان‌مون، ارتش‌مون، و تک‌تک شماها!

00:01:50.735 --> 00:01:52.404
‫معرکه بود!

00:01:52.404 --> 00:01:53.488
‫از پرنسس نقره‌ی مشهور انتظار کمتری نداشتم.

00:01:54.364 --> 00:01:56.283
‫شماها کی باشین؟

00:01:56.283 --> 00:01:57.742
‫تمومش کنین، جفت‌تون!

00:01:57.742 --> 00:01:59.577
‫پس خودتو نشون دادی، موجود کثیف.

00:01:59.577 --> 00:02:03.748
‫یه‌مدت می‌خواستم تظاهر کنم هیچ‌وقت ندیدمت،

00:02:03.748 --> 00:02:06.126
‫ولی یهویی پیدات شد!

00:02:07.711 --> 00:02:10.630
‫عوضی! با فرمانده چیکار کردی؟

00:02:10.630 --> 00:02:13.300
‫وایسین، وایسین!
‫قبلاً درموردش حرف زدیم!

00:02:35.030 --> 00:02:38.450
‫تو به حقیقت چنگ انداختی

00:02:38.700 --> 00:02:43.455
‫در جایی که سرنوشت نابود و تکه‌تکه می‌شه

00:02:48.001 --> 00:02:50.295
‫اگه بتونم قوی‌تر بشم، همه‌کاری می‌کنم

00:02:50.503 --> 00:02:52.589
‫از هر شکست درسی بگیر

00:02:52.631 --> 00:02:57.218
‫تا دیگه هیچ‌ حسرتی نداشته باشی

00:03:07.604 --> 00:03:11.483
‫تا آخرین نفس‌هام
در اینجا ایستادگی خواهم کرد

00:03:24.454 --> 00:03:27.624
‫مگه بهتون نگفتم دردسر درست نکنین؟

00:03:27.624 --> 00:03:31.503
‫این یارو اصلاً به‌نظر قوی نمیاد!

00:03:31.795 --> 00:03:35.799
‫هی، هسلا. به‌نظرت یکی از اون دوتا خودشه؟

00:03:35.799 --> 00:03:38.843
‫آره، گریا! حتماً یکی از اوناست!

00:03:39.302 --> 00:03:41.846
‫این یه گروه فوق‌العاده ماهره.

00:03:41.846 --> 00:03:44.474
‫حتی کسایی هستن که از لئو هم قوی‌ترن.

00:03:44.474 --> 00:03:45.308
‫ولی...

00:03:45.308 --> 00:03:47.102
‫محافظ‌ها چی شدن؟

00:03:47.102 --> 00:03:50.939
‫ازشون خواستم بذارن رد بشیم،
‫و اونا هم با احترام اجازه دادن.

00:03:50.939 --> 00:03:51.856
‫چی؟

00:03:52.190 --> 00:03:55.318
‫علاقه داریم در نقشه‌ی فرارتون کمک کنیم.

00:03:55.819 --> 00:03:57.863
‫فکر می‌کنم نقشه خوبیه.

00:03:57.863 --> 00:04:00.031
‫ولی موفق نمی‌شه.

00:04:00.031 --> 00:04:01.491
‫دلیلش ساده‌ست.

00:04:01.491 --> 00:04:03.743
‫تفاوت قدرت بین شما
‫ و دشمن‌تون خیلی زیاده.

00:04:03.869 --> 00:04:07.038
‫اگه اجازه بدید باهاتون همکاری کنم،

00:04:07.038 --> 00:04:08.874
‫حاضرم اطلاعات مفصلی از دشمن بهتون بدم.

00:04:08.874 --> 00:04:11.459
‫می‌تونم ابرسلاحی قادر به
‫ کشتن راحت اژدهایان برتر رو بهتون بدم؛

00:04:11.751 --> 00:04:13.378
‫فرشته مرگ راگنا.

00:04:13.962 --> 00:04:18.717
‫دشمنان ما، دو اژدهای برتر هستن؛
‫و برای شکست‌شون باید باهم همکاری کنیم.

00:04:19.009 --> 00:04:20.677
‫اگه اینکارو نکنیم...

00:04:21.178 --> 00:04:23.847
‫همگی باهم می‌میریم.

00:04:25.098 --> 00:04:29.311
‫پس اسمش راگناـست!

00:04:29.311 --> 00:04:30.854
‫می‌خوای...

00:04:30.854 --> 00:04:31.771
‫کمک کنی؟

00:04:31.771 --> 00:04:34.858
‫باید چیکار کنم؟ پرنسس دوباره بی‌مصرف شده!

00:04:41.364 --> 00:04:45.160
‫تو فقط لکه‌ای هستی که
‫از کاسه توالتِ این دنیا پاک نمی‌شه!

00:04:45.243 --> 00:04:47.621
‫این کارا بهت نمیاد، فرمانده!

00:04:48.830 --> 00:04:50.707
‫مثل همیشه، فقط برو سر اصل مطلب.

00:04:52.209 --> 00:04:54.878
‫بکشیمشون؟ یا نه؟

00:04:55.587 --> 00:04:56.755
‫یه‌لحظه صبر کن.

00:04:57.172 --> 00:04:59.257
‫کشتن اون، کار منه.

00:04:59.257 --> 00:05:00.675
‫باهات همکاری نمی‌کنیم!

00:05:00.675 --> 00:05:02.177
‫برگرد به سلولت!

00:05:02.177 --> 00:05:04.054
‫اگه دوباره پیدات بشه، می‌کشمت!

00:05:04.054 --> 00:05:05.931
‫تـ ـ تو هم همینطور!

00:05:05.931 --> 00:05:08.141
‫اژدهای جنون، اولتوزورا.

00:05:10.101 --> 00:05:13.021
‫جادوی «ترکیبات شیمیایی» رو داره.

00:05:13.396 --> 00:05:15.816
‫می‌تونه داروهایی بسازه که
‫بلافاصله باعث مرگ می‌شه

00:05:15.816 --> 00:05:18.068
‫و داروهایی که هدف رو هیپنوتیزم می‌کنه.

00:05:18.068 --> 00:05:21.696
‫با دستکاری کردن خونش، می‌تونه
‫مجموعه وسیعی از ترکیبات رو ایجاد کنه.

00:05:21.696 --> 00:05:24.574
‫و بعد به شکل مِه، در منطقه بزرگی پخشش کنه.

00:05:24.866 --> 00:05:28.245
‫ولی این مواد شیمیایی
‫ جلوی نور خورشید سریع بی‌اثر می‌شن،

00:05:28.245 --> 00:05:30.539
‫و نقره‌فام می‌تونه باهاشون مقابله کنه.

00:05:30.539 --> 00:05:33.083
‫با داشتن این اطلاعات،
‫ می‌تونید جلوش مبارزه کنید.

00:05:33.083 --> 00:05:36.962
‫درضمن، وقتی از اونا روی نیروهای خودش
‫ استفاده می‌کنه دردسرش بیشتره.

00:05:37.295 --> 00:05:41.383
‫به لطف مواد شیمیایی،
‫قدرت ارتش اژدهاش چندین برابر می‌شه،

00:05:41.383 --> 00:05:45.679
‫و می‌تونه کنترل کامل و مطلقی
‫ روی نیروهای هیپنوتیزم‌شده‌ش داشته باشه.

00:05:45.887 --> 00:05:48.014
‫این اطلاعات رو از کجا آورده؟

00:05:48.014 --> 00:05:51.434
‫تا حالا همچین اطلاعات دقیقی رو
‫درمورد اژدهایان برتر نشنیدم.

00:05:51.810 --> 00:05:55.438
‫چه تضمینی داریم که اطلاعاتت موثقه؟

00:05:55.438 --> 00:05:57.816
‫اگه دروغ می‌گفتم، متوجه می‌شدی، نه؟

00:05:57.858 --> 00:05:59.734
‫پس فرقی نمی‌کنه چی می‌گم؟

00:05:59.734 --> 00:06:00.735
‫حرف کافیه!

00:06:01.945 --> 00:06:04.489
‫پس، نوبت توئه.

00:06:05.615 --> 00:06:06.450
‫هیا!

00:06:06.783 --> 00:06:09.077
‫یالا، پرنسس نقره رو قانع کن.

00:06:09.077 --> 00:06:11.538
‫عمراً بتونم همچین کاری کنم!

00:06:11.538 --> 00:06:13.039
‫این تخصص خودته.

00:06:13.039 --> 00:06:15.500
‫ من و اون زن، آب‌مون تو یه جوب نمی‌ره.

00:06:15.500 --> 00:06:16.418
‫ولی...

00:06:16.418 --> 00:06:17.502
‫چیزی نمی‌شه.

00:06:17.502 --> 00:06:20.881
‫احتمالاً اگه پرت‌وپلا هم بگی،
‫علاقه‌ش بهت بیشتر می‌شه.

00:06:20.881 --> 00:06:22.299
‫امکان نداره اینطوری بشه.

00:06:22.799 --> 00:06:24.468
‫مگه تصمیمتو نگرفتی؟

00:06:24.468 --> 00:06:26.178
‫می‌خوای اینجا بمونی و بجنگی.

00:06:27.095 --> 00:06:29.681
‫حدس می‌زنم حداقل ده هزار تا باشه.

00:06:30.140 --> 00:06:33.393
‫نُه هزار اژدهای رده‌پایین.
‫هزار اژدهای رده میانی.

00:06:33.393 --> 00:06:36.062
‫بین‌شون حدود چهل تا پنجاه‌تا اژدهای بالغه.

00:06:36.354 --> 00:06:40.525
‫همچین توسط یه اردوگاه متحرک
‫ منتقل می‌شن؛ کنام خزنده.

00:06:40.942 --> 00:06:44.237
‫احتمال اینم زیاده که
‫ یکی از سیزده جایگاه حرکتشو شروع کرده باشه.

00:06:44.571 --> 00:06:50.035
‫350 سرباز، و همینطور 1,500 شهروند
‫ که‫ تحت حفاظت اینجا هستن.

00:06:50.035 --> 00:06:51.953
‫هیچ‌کدوم زنده نمی‌مونن.

00:06:52.412 --> 00:06:56.625
‫توی آینده‌ت، پرنسس نقره و همرزم‌هاش بودن؟

00:06:58.335 --> 00:07:00.045
‫اینجاست که پیشنهاد من میاد.

00:07:01.213 --> 00:07:05.300
‫و وقتی می‌گم تمام قدرتی که دارم،
‫شامل تو هم می‌شه.

00:07:06.635 --> 00:07:08.261
‫کدومو انتخاب می‌کنی؟

00:07:10.430 --> 00:07:11.807
‫پرنسس نقره-سان.

00:07:11.807 --> 00:07:14.893
‫چـ ـ چـ ـ چـ ـ چیه؟ باهات همکاری نمی‌کنما!

00:07:14.893 --> 00:07:19.773
‫خـ ـ خیال نکن چون یه‌ذره خوشتیپی،
‫به حرفت گوش می‌دم!
‫یه‌کم قبل‌تر...

00:07:20.148 --> 00:07:24.736
‫بهش گفتی لکه‌ایه که
‫از کاسه توالتِ این دنیا پاک نمی‌شه.

00:07:24.736 --> 00:07:27.197
‫منم دقیقاً همچین فکری می‌کنم.

00:07:27.447 --> 00:07:28.448
‫ها؟

00:07:28.907 --> 00:07:31.368
‫واقعاً مرد نفرت‌انگیزیه.

00:07:31.368 --> 00:07:35.914
‫از شکنجه‌دادن و لگد زدن به بقیه خوشش میاد.

00:07:35.914 --> 00:07:38.583
‫راستشو بخوای، یه آشغال عوضیه.

00:07:38.917 --> 00:07:40.419
‫آشغال...!

00:07:41.002 --> 00:07:44.089
‫بعضی‌وقتا به خودم می‌گم
‫ هدفش از به‌دنیا اومدن چیه.

00:07:44.089 --> 00:07:47.384
‫همش فکر می‌کنم واسه همه
‫ بهتره اگه زودتر بکشمش.

00:07:47.384 --> 00:07:50.887
‫ولی چیزی که می‌تونی بهش باور داشته باشی،
‫میلش برای کشتن اژدهایانه.

00:07:52.264 --> 00:07:54.349
‫برای همین باهاش متحد شدم.

00:07:54.683 --> 00:08:00.188
‫تصمیم گرفتم با همکاری اون،
‫تمام اژدهایان رو نابود کنم!

00:08:01.189 --> 00:08:04.484
‫نابودی... تمام اژدهایان؟

00:08:05.152 --> 00:08:07.487
‫شکار اژدهایان نقطه‌قوتمه!

00:08:07.487 --> 00:08:09.197
‫توی اینکار از هرکسی بهترم!

00:08:09.656 --> 00:08:11.783
‫ازم استفاده کن، پرنسس نقره!

00:08:11.783 --> 00:08:13.535
‫قول می‌دم که کمکت کنم.

00:08:14.953 --> 00:08:16.246
‫عصبانیش کردم؟

00:08:17.831 --> 00:08:21.752
‫مردی که در نگاه اول عاشقش شد،
‫داره خودشو وقف اون می‌کنه.

00:08:21.752 --> 00:08:25.338
‫و به‌زور تونست فریاد «ایول!» رو
‫ در خودش نگه داره.

00:08:25.338 --> 00:08:26.506
‫هرچند...

00:08:26.506 --> 00:08:28.216
‫نباید قبول کنید، پرنسس لیا!

00:08:28.216 --> 00:08:30.385
‫اون مرد، بدون شک یه منحرف بی‌چشم و روئه!

00:08:30.385 --> 00:08:35.265
‫از اون آدمای بی‌شعوره که عکسای کراشش رو
‫ همه‌جای اتاق‌خوابش می‌چسبونه.

00:08:35.265 --> 00:08:38.685
‫می‌دونم که همچین کسیه!
‫راحت می‌تونم بوی امثال خودمو بفهمم!

00:08:39.227 --> 00:08:41.438
‫ولی راگنا اولین عشقشه.

00:08:41.438 --> 00:08:43.106
‫نمی‌دونه چطوری با شرایط روبرو بشه.

00:08:43.106 --> 00:08:44.733
‫در نتیجه...

00:08:45.067 --> 00:08:48.528
‫بسیار خب. پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

00:08:48.987 --> 00:08:50.364
‫اما...

00:08:50.447 --> 00:08:52.449
‫اشتباه نکن، باشه؟!

00:08:53.158 --> 00:08:56.161
‫این بدترین سوندره‌ایه که تا حالا دیدم.

00:09:00.082 --> 00:09:02.417
‫به چی می‌خندی، پست‌فطرت؟!

00:09:03.001 --> 00:09:04.378
‫شرمنده!

00:09:04.795 --> 00:09:06.755
‫یهو از خود بی‌خود شدم!

00:09:07.381 --> 00:09:08.840
‫کارت حرف نداشت.

00:09:08.840 --> 00:09:11.343
‫دوست ندارم آشغال عوضی صدام کنن،

00:09:11.343 --> 00:09:14.096
‫ولی چون پرنسس نقره خنده‌م انداخت،
‫ازش چشم‌پوشی می‌کنم.

00:09:14.096 --> 00:09:16.098
‫خودت گفتی بگم.

00:09:16.098 --> 00:09:18.725
‫بهت نگفتم آشغال عوضی صدام کنی.

00:09:18.934 --> 00:09:20.977
‫این چیز خوبیه؟

00:09:20.977 --> 00:09:24.272
‫خب، باز بهتر از اینکه که خصومت داشته باشن.

00:09:24.272 --> 00:09:26.316
‫ولی بازم... اصلاً نمی‌فهمم!

00:09:26.316 --> 00:09:28.443
‫جدی می‌گی، فرمانده؟

00:09:28.443 --> 00:09:29.986
‫خیلی خیلی جدی‌ام!

00:09:29.986 --> 00:09:31.405
‫مبارزه من باهاشون چی می‌شه؟

00:09:31.405 --> 00:09:32.948
‫ا ـ اون باید عقب بیفته!

00:09:33.240 --> 00:09:36.326
‫تصمیم عالی‌ای بود، پرنسس نقره-ساما!

00:09:36.326 --> 00:09:41.415
‫ما بی‌شک با قوای ترکیب‌شده‌مون
‫ حساب اون اژدهایان وحشی رو می‌رسیم.

00:09:41.415 --> 00:09:46.211
‫اول، بیاید براساس اطلاعاتم
‫ نقشه رو دستکاری کنیـ ـ

00:09:46.211 --> 00:09:49.339
‫تو فقط اطلاعاتت رو راجع به
‫اژدهایان گفتی، همین و بس.

00:09:49.339 --> 00:09:51.466
‫منم که نقشه می‌چینم.

00:09:51.466 --> 00:09:53.885
‫واقعاً بار از روی دوشم برداشتید.

00:09:53.885 --> 00:09:56.054
‫فقط مطمئن شید نقشه‌تون کم‌وکاست نداره.

00:09:56.054 --> 00:09:58.390
‫بعداً درست‌کردنش مصیبته.

00:09:58.682 --> 00:10:02.769
‫چند ساعت پیش، یه‌چیزی درمورد
‫اژدهایانی که احاطه‌مون می‌کردن تغییر کرد.

00:10:03.145 --> 00:10:06.648
‫اگه می‌دونی
چه بلایی سرشون اومده، بهمون بگو.

00:10:06.648 --> 00:10:08.066
‫آه، بله!

00:10:08.066 --> 00:10:12.738
‫برای اینه که ما توی پایتخت با پادشاه بالدار جنگیدیم.

00:10:12.738 --> 00:10:13.739
‫ها؟

00:10:13.739 --> 00:10:16.199
‫احتمالاً بدجوری دیوونه شدن

00:10:16.199 --> 00:10:19.494
‫و دارن با تمام
سرعت به‌سمت پایتخت هجوم می‌برن.

00:10:26.752 --> 00:10:30.714
‫اصلاً چرا تو رو
زنده نگه داشتیم، پیرمرد خرفت؟!

00:10:32.591 --> 00:10:35.052
‫بهونه‌ای ندارم.

00:10:35.552 --> 00:10:37.846
‫الان بنیانگذار کجاست؟

00:10:38.180 --> 00:10:40.057
‫بنیانگذار...

00:10:42.309 --> 00:10:44.019
‫چرا این اتفاق میفته؟

00:10:44.019 --> 00:10:46.647
‫پس کنترل زمانو از دست دادی، ها؟

00:10:47.272 --> 00:10:49.024
‫قبلاً گفتم بهت.

00:10:49.524 --> 00:10:54.279
‫قدرتِ بی‌حدوحصری که
‫ از یکی دیگه می‌گیری، بی‌ثباته.

00:10:56.740 --> 00:10:58.450
‫چرا اینجایی؟

00:10:58.825 --> 00:11:02.829
‫از نبیلیم-سان خواستم اجازه ورود کسی رو نده.

00:11:02.829 --> 00:11:04.957
‫خودش گفت بیام تو.

00:11:05.290 --> 00:11:07.042
‫معلومه که حقیقت نداره!

00:11:07.042 --> 00:11:09.544
‫تو حتماً تهدیدش کردی و به‌زور وارد شدی!

00:11:10.003 --> 00:11:13.131
‫زودباش برو بیرون! حالشو ندارم
‫که باهات جروبحث کنـ ـ

00:11:13.131 --> 00:11:14.257
‫سوغاتی آوردم.

00:11:14.257 --> 00:11:16.635
‫ا ـ این دیگه کیه؟

00:11:16.635 --> 00:11:21.098
‫هی، گرفتی مارو؟ یادت رفته
‫نوکرتو فرستادی برات چیکار کنه؟

00:11:21.098 --> 00:11:24.017
‫همون‌ کسی که تروور-سان رو کشت؟

00:11:24.434 --> 00:11:26.395
‫قانع نشدی؟

00:11:26.395 --> 00:11:30.565
‫فکر کردی یه شکارچی فکستنی
‫می‌تونست اون وراجِ کودنو بکشه؟

00:11:30.899 --> 00:11:33.902
‫خب، از لحاظ قدرت بگی،
‫این یارو تو دیوار بود.

00:11:34.861 --> 00:11:38.282
‫به‌نظرت تو نفس آخرش چی بهم گفت؟

00:11:38.282 --> 00:11:39.616
‫علاقه‌ای به شنیدنش ندارم.

00:11:40.075 --> 00:11:42.369
‫لذت‌بردن از حرفای آخر کسی که

00:11:42.369 --> 00:11:44.621
‫حین مرگ زجر دیده، ناخوشاینده.

00:11:44.621 --> 00:11:46.790
‫دیگه نگی نگفتم.

00:11:46.790 --> 00:11:50.419
‫ولی می‌شه گفت همه واسه من
‫ تو این دنیا از پشکل کمترن.

00:11:50.419 --> 00:11:53.589
‫حریف‌های زیادی نداشتم که تحسینشون کنم.

00:11:53.880 --> 00:11:57.009
‫و این یارو زمانی
که مرگ رو به‌چشم دید چیکار کرد؟

00:11:57.009 --> 00:12:00.178
‫شاید ضعیف بوده باشه؛
‫ولی از بیخ یه شکاری اژدها بود.

00:12:03.140 --> 00:12:05.517
‫اما اگه علاقه نداری که هیچی.

00:12:05.517 --> 00:12:09.062
‫حرفای آخرش بین خودم و خودش می‌مونه.

00:12:11.648 --> 00:12:13.400
‫این‌یکی رو چی می‌گی؟

00:12:13.775 --> 00:12:15.986
‫یکی از شکارچیایی که جنگیدم اینو داشت.

00:12:18.697 --> 00:12:21.366
‫برای یه شمشیر مهارت ساخت خوبی نداره؛

00:12:21.366 --> 00:12:25.203
‫ولی مقدار نقره‌فامی که توشه
‫ تن آدمو به‌لرز میندازه.

00:12:25.412 --> 00:12:29.541
‫حتی منم باید کلی زور بزنم تا نگهش دارم،
‫ وگرنه دستم بی‌حس می‌شه.

00:12:29.875 --> 00:12:33.211
‫لـ ـ لطفاً اون چیزو نزدیکم نیار!

00:12:33.211 --> 00:12:35.714
‫حالا نمی‌خواد ترس برت داره؛ ببین، ببین!

00:12:35.714 --> 00:12:37.049
‫بـ ـ بس کن!

00:12:37.049 --> 00:12:38.675
‫نه! جدی می‌گم!

00:12:38.675 --> 00:12:39.968
‫مگه نمی‌گم بس کــن!

00:12:47.142 --> 00:12:49.269
‫چه بازی‌ای می‌خوای دراری؟

00:12:49.770 --> 00:12:52.356
‫گرفتی دستت که، شمشیر رو.

00:12:53.273 --> 00:12:55.025
‫حتماً‌ داری با خودت می‌گی،

00:12:55.025 --> 00:12:58.528
‫«خداوند از منِ بی‌مصرف ناامید شده»، مگه نه؟

00:12:58.779 --> 00:13:02.157
‫غمت نباشه.
‫خیلی پیاز داغشو زیاد کردی.

00:13:03.033 --> 00:13:05.160
‫برای اینه که قلبتو باختی.

00:13:05.452 --> 00:13:06.662
‫قلبم؟

00:13:06.662 --> 00:13:10.290
‫جادو ابزاری برای تغییر دنیاست.

00:13:10.290 --> 00:13:12.626
‫برای اینکار سه‌چیز نیاز داری:

00:13:12.876 --> 00:13:15.420
‫قدرت جادویی برای ایجاد تغییر.

00:13:15.587 --> 00:13:20.926
‫و در آخر، اعتماد‌به‌نفسی که
‫ این تغییرِ تحقق‌یافته رو کنترل کنه.

00:13:20.926 --> 00:13:23.887
‫د ـ داری می‌گی یه مشکل ذهنیه؟

00:13:23.887 --> 00:13:26.098
‫شرط می‌بندم هروقت از جادو استفاده می‌کنی،

00:13:26.098 --> 00:13:28.934
‫قیافه دشمن توی ذهنت حک می‌شه، نه؟

00:13:30.811 --> 00:13:34.314
‫اون دشمن، با اینکه دنیا ساکن بود
‫ می‌تونست تکون بخوره!

00:13:34.314 --> 00:13:36.608
‫با اینکه من بهش اجازه حرکت ندادم،

00:13:36.608 --> 00:13:39.069
‫موقعی که زمان متوقف بود بهم حمله کرد!

00:13:39.361 --> 00:13:42.155
‫من نمی‌دونم چرا تونست تکون بخوره؛

00:13:42.155 --> 00:13:47.286
‫ولی دلیل اینکه بقیه‌ی چیزا
‫متوقف نمی‌شن، از قلب بازنده‌ی توئه.

00:13:48.412 --> 00:13:50.789
‫پادشاه بالدار؟ خنده‌م ننداز!

00:13:50.789 --> 00:13:53.667
‫قلبت الان برای
حکمرانی‌کردن زیادی ضربه خورده

00:13:53.667 --> 00:13:55.252
‫باید بهت گفت تراماتیا-ساما.

00:13:56.587 --> 00:13:58.630
‫تراماتیا؟

00:14:04.052 --> 00:14:06.054
‫باید چیکار کنم؟

00:14:06.763 --> 00:14:09.850
‫برای استفاده دوباره
از جادوی زمان، به چی نیاز دارم؟

00:14:10.100 --> 00:14:11.560
‫کار دو سوته.

00:14:11.560 --> 00:14:13.395
‫فقط باید ترسِت بریزه.

00:14:14.354 --> 00:14:15.772
‫اون شمشیرو بردار.

00:14:16.690 --> 00:14:20.319
‫به‌خاطر خشمت نسبت به من،
‫ برای یه‌ثانیه ترستو فراموش کردی.

00:14:20.611 --> 00:14:23.572
‫ترس‌مو فراموش کنم...

00:14:23.947 --> 00:14:25.949
‫ترس نسبت به دشمنو فراموش کنم...

00:14:28.368 --> 00:14:30.329
‫جوری نگو انگار خیلی راحته!

00:14:30.329 --> 00:14:32.915
‫اگه انقدر آسون بود،
‫اینطوری دست‌وپا نمی‌زدم!

00:14:33.290 --> 00:14:34.625
‫بگو.

00:14:34.625 --> 00:14:36.877
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

00:14:40.881 --> 00:14:43.258
‫نه؛ بهت دستور نمی‌دم.

00:14:43.258 --> 00:14:44.176
‫چی؟

00:14:44.176 --> 00:14:48.180
‫از دست‌دادن جادوی کنترل زمان،
‫فقط به‌خاطر ناتوانی خودمه.

00:14:48.555 --> 00:14:52.142
‫این تنها وظیفه‌ی
من به‌عنوان بنیانگذار بالداره.

00:14:52.142 --> 00:14:55.103
‫این جواب رسمی به‌دردم نمی‌خوره.

00:14:55.103 --> 00:14:57.105
‫حرف دلتو بزن.
‫بگو چی می‌خوای.

00:14:57.105 --> 00:14:58.440
‫یعنی چی؟

00:14:58.440 --> 00:15:01.693
‫کاری که واقعاً‌ می‌خوای انجام بدم...

00:15:01.693 --> 00:15:03.153
‫انتقامه، نه؟

00:15:05.656 --> 00:15:10.911
‫اگه اصلاً نمی‌خوای بهم گوش بدی،
‫برو بجنگ! برام اهمیتی نداره!

00:15:10.911 --> 00:15:14.123
‫می‌خوام با دستور تو بجنگم.

00:15:14.414 --> 00:15:17.126
‫چون فقط
بنیانگذاری قرار نیست سر خم کنم، زانو بزنم،

00:15:17.126 --> 00:15:19.336
‫یا عین یه قدیس بپرستمت.

00:15:19.336 --> 00:15:22.965
‫برای من، تو فقط یه زن خل‌وضعی.

00:15:22.965 --> 00:15:23.966
‫خل‌وضـ؟

00:15:23.966 --> 00:15:27.052
‫و این زن خل‌وضع رو
با خواست خودم دنبال می‌کنم.

00:15:27.052 --> 00:15:30.013
‫این خزعبلات برن به درک؛
‫ نه خدا می‌شناسم، و نه وفاداری.

00:15:30.389 --> 00:15:32.307
‫واقعاً گفتم.

00:15:32.933 --> 00:15:35.185
‫همه‌چی تقصیر اوناست.

00:15:35.185 --> 00:15:37.396
‫اگه به‌خاطر اونا نبود...

00:15:37.396 --> 00:15:38.689
‫نمی‌بخشم...

00:15:38.689 --> 00:15:40.941
‫نمی‌بخشم! نمی‌بخشم!

00:15:40.941 --> 00:15:43.318
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

00:15:43.318 --> 00:15:47.823
‫چرا زمانی که ما داریم زجر می‌بینیم
‫ اونا می‌تونن به زندگی ادامه بدن؟

00:15:47.823 --> 00:15:50.951
‫این اصلاً انصاف نیست!

00:15:51.493 --> 00:15:53.745
‫این یه دستوره، ولتکامویی!

00:15:53.745 --> 00:15:55.497
‫همه‌شونو بکش!

00:15:56.039 --> 00:15:59.877
‫از همه توان جنگی بی‌نظیرت استفاده کن!

00:16:00.252 --> 00:16:02.838
‫سرشونو جدا کن و برام بیار!

00:16:05.674 --> 00:16:08.510
‫قول می‌دم تمام آرزوهات رو برآورده کنم.

00:16:15.642 --> 00:16:18.687
‫نه، ببخشید که باعث نگرانیت شدم!

00:16:18.687 --> 00:16:21.106
‫الان دیگه حالم خوبه.

00:16:21.523 --> 00:16:23.567
‫اوه، درسته! نبیلیم-سان!

00:16:24.067 --> 00:16:26.028
‫حالت خوبه؟

00:16:26.028 --> 00:16:30.199
‫این مشنگ حتماً تهدیدت کرد
‫ که گذاشتی وارد اتاقم بشه، مگه نه؟

00:16:30.199 --> 00:16:34.078
‫این فسقلی گفت
مشکلی نداره بیام تو. درست نمی‌گم؟

00:16:34.078 --> 00:16:39.541
‫حقیقت داره، آلتیماتیا-ساما.
‫ای دروغگو!
‫نبیلیم هیچ‌وقت از دستوراتم سرپیچی نمی‌کنه.
‫من گذاشتم کامویی-سان وارد بشه.

00:16:39.541 --> 00:16:41.919
‫برعکس تو، پسر خیلی خوبیه.
‫با وضعی که شما داشتین،

00:16:41.919 --> 00:16:45.005
‫پیشنهاد می‌دم
انتظاراتتو از بچه‌ها بالا نبری، می‌دونی که؟
‫می‌دونستم
حرفای کامویی-سان روتون تأثیر می‌ذاره.

00:16:45.005 --> 00:16:49.218
‫خیلی جرئت داری که روی حرف من حرف می‌زنی!
‫چطور می‌تونم
به قلب آلتیماتیا-ساما نزدیکتر بشم؟

00:16:50.094 --> 00:16:52.179
‫حتی نزدیکتر از اون...

00:16:56.183 --> 00:16:58.143
‫جانم؟ چی الان گفتی؟

00:16:58.394 --> 00:16:59.895
‫تو رو...

00:17:00.562 --> 00:17:02.272
‫فرشته مرگ...

00:17:03.107 --> 00:17:04.775
‫شکار می‌کنه!

00:17:05.567 --> 00:17:08.195
‫اون یارو بدجوری مشتاقم کرد.

00:17:08.195 --> 00:17:12.741
‫از وقتی مبارزه با یه‌نفر
‫ انقدر هیجان‌زده‌م کرده چقدر گذشته؟

00:17:12.741 --> 00:17:16.578
‫وقتی همو دیدیم، بیا تا حد مرگ باهم بجنگیم.

00:17:16.912 --> 00:17:20.707
‫نظرت چیه، فرشته مرگ؟