WEBVTT

00:00:55.375 --> 00:00:56.333
،و البته

00:00:57.042 --> 00:01:00.292
،روی صحنه وایساده بودم

00:01:00.375 --> 00:01:04.208
به سینه‌ام می‌کوبیدم و رو
...به آسمون فریاد می‌زدم

00:01:05.042 --> 00:01:10.125
«بوزید ای باد‌های سهمگین، بغرید و بشکافید»
<font color="#ffff00">(دیالوگی از نمایش‌نامه‌ی شاه لیر شکسپیر)</font>

00:01:10.208 --> 00:01:11.833
...و بعدش

00:01:11.917 --> 00:01:15.708
ناگهان بقیه‌ی نمایشنامه از یادم رفت

00:01:15.792 --> 00:01:19.042
می‌تونستم صدای زمزمه‌هاشون رو
«!بشنوم که می‌گفتن: «خدای من

00:01:19.125 --> 00:01:21.708
«دیالوگ‌هاش رو فراموش کرده»

00:01:22.250 --> 00:01:25.500
و بعدش دوباره تو سنت لوییس
همین اتفاق افتاد

00:01:25.583 --> 00:01:29.125
،و شبِ بعدی تو گیلزبرگ
،تا این که بالأخره گفتم

00:01:29.708 --> 00:01:33.458
«!لن برونلی، باید یه کاری بکنی»

00:01:34.167 --> 00:01:37.292
تو خیلی از خود راضی هستی، مگه نه؟

00:01:37.375 --> 00:01:39.083
ببخشید؟

00:01:39.167 --> 00:01:42.417
هیچکس واسش مهم نیست چرا اینجایی

00:01:43.375 --> 00:01:46.083
تو دیالوگ‌هات رو فراموش کردی

00:01:46.167 --> 00:01:47.083
خب که چی؟

00:01:47.167 --> 00:01:49.958
شاید فقط داری پیر میشی

00:01:51.875 --> 00:01:53.458
من یه اسطوره بودم

00:01:54.542 --> 00:01:58.000
آوازه و شهرتم تو سراسرِ اروپا پیچیده بود

00:01:59.208 --> 00:02:03.667
من تو هر سالنِ اپرایی از لاسکالا
تا بولشوی اجرا داشتم

00:02:04.417 --> 00:02:07.083
،من آوازِ هر سوپرانوی بزرگی رو اجرا کردم

00:02:07.167 --> 00:02:09.875
از برونهیلد تا توران‌دخت

00:02:10.833 --> 00:02:12.333
...من اینجام

00:02:13.833 --> 00:02:15.708
چون چاره‌ای ندارم

00:02:18.167 --> 00:02:21.250
...مالیخولیای من
نوعی افسردگی

00:02:22.917 --> 00:02:24.667
بهم غلبه کرده

00:02:25.750 --> 00:02:28.583
...تو جاهای عجیب و غریبی بیدار میشم

00:02:30.375 --> 00:02:33.167
و نمی‌دونم چطوری ازشون سر در آوردم

00:02:36.375 --> 00:02:44.208
وقتی تو روزنامه‌ی سان‌فرانسیسکو کرونیکل در
...مورد جراحیِ معجزه‌آسای دکتر هانوور خوندم

00:02:46.542 --> 00:02:49.417
می‌دونستم که باید امتحانش کنم

00:02:50.333 --> 00:02:55.375
امیدوارم این جراحی کمی حالم رو بهتره کنه

00:02:55.458 --> 00:02:56.833
...همچنین

00:02:59.458 --> 00:03:01.792
واقعاً باید سیگار رو ترک کنم

00:03:06.542 --> 00:03:07.375
سلام

00:03:07.458 --> 00:03:08.625
اسمت چیه؟

00:03:10.875 --> 00:03:11.708
پیتر

00:03:11.792 --> 00:03:13.292
از آشنایی باهات خوشوقتم، پیتر

00:03:13.375 --> 00:03:14.250
من لیلی هستم

00:03:17.917 --> 00:03:21.625
می‌تونم بپرسم چی باعث شده
به دیدنِ دکتر هانوور بیای؟

00:03:21.708 --> 00:03:23.208
مامانم میگه خیال‌پردازی می‌کنم

00:03:50.333 --> 00:03:51.333
دوستان

00:03:52.458 --> 00:03:56.917
امروز، کنار هم در آستانه‌ی
تاریخ‌سازی ایستادیم

00:03:57.458 --> 00:03:59.958
امروز واقعاً روز بسیار مهمیه

00:04:00.042 --> 00:04:02.833
پرستار رچت شما رو آماده می‌کنه
.تا من دست‌هام رو بشورم

00:04:02.917 --> 00:04:03.917
اینم روپوش‌های جراحی‌تون

00:04:04.458 --> 00:04:08.500
و یادآوری می‌کنم، این جراحی
نیاز به بی‌حسیِ خفیفی داره

00:04:09.458 --> 00:04:10.875
اون طرف می‌بینم‌تون

00:04:11.667 --> 00:04:13.292
اوه، نزدیک بود یادم بره

00:04:13.375 --> 00:04:16.708
امروز تعدادی تماشاگر هم توی
اتاقِ عمل حضور پیدا می‌کنن

00:04:16.792 --> 00:04:20.208
فقط چند مقام دولتی و یه خبرنگار

00:04:20.292 --> 00:04:22.417
نیازی نیست نگرانش باشید

00:04:24.000 --> 00:04:26.250
ببخشید، یه خبرنگار؟

00:04:26.750 --> 00:04:30.375
امیدوار بودم که جزئیاتِ بیماری من
محرمانه باقی بمونه

00:04:30.458 --> 00:04:31.958
چی؟ این که همجنس‌گرایی؟

00:04:32.042 --> 00:04:33.583
این که کاملاً عیانه

00:04:33.667 --> 00:04:35.875
از ترکیبِ چهره‌ات پیداست

00:04:42.458 --> 00:04:44.250
!من این رو نمی‌پوشم

00:04:44.333 --> 00:04:47.042
!تمام پشتم دیده میشه

00:04:47.125 --> 00:04:49.917
،هر نگاهی به پشت‌تون کوتاه خواهد بود
،آقای برانلی

00:04:50.000 --> 00:04:53.375
چون باعث میشه حتی سرسخت‌ترین
بیننده هم فوراً چشمش رو برگردونه

00:04:57.000 --> 00:05:00.750
دکتر هانوور ازتون خواستن روپوش‌ها رو بپوشید
و برای بی‌حس شدن آماده بشید

00:05:02.417 --> 00:05:04.875
بعد از عمل جراحی، کمی سرگیجه می‌گیرید

00:05:05.917 --> 00:05:06.875
این طبیعیه

00:05:08.000 --> 00:05:11.125
و شاید کمی لخته خون
در محلِ بریدگی باشه

00:06:16.292 --> 00:06:17.125
ببخشید که دیر کردم

00:06:17.542 --> 00:06:18.458
سلام، رجی

00:06:18.542 --> 00:06:19.708
خوشحالم که تونستی بیای

00:06:19.792 --> 00:06:21.000
فرماندار کجاست؟

00:06:21.083 --> 00:06:23.333
امروز صبح واسه کمپین انتخاباتیش
رفته سن خوزه

00:06:23.417 --> 00:06:27.292
این چجور کنفرانس مطبوعاتیِ مهمیه
که فرماندار منشیش رو فرستاده؟

00:06:27.792 --> 00:06:30.917
تو خوب می‌دونی که من از طرفِ
فرماندار صحبت می‌کنم، رجی

00:06:31.375 --> 00:06:34.333
و مطمئنم رویداد امروز ارزشِ وقتت رو داره

00:06:34.417 --> 00:06:35.375
اوه

00:06:36.083 --> 00:06:38.000
همین الانم ارزشِ وقتم رو داره

00:06:51.000 --> 00:06:52.042
خیلی طول کشید

00:06:53.417 --> 00:06:54.625
سلام، خانم بریگز

00:06:54.708 --> 00:06:58.333
صبح بخیر. رجی، همونطور که می‌دونی
ایشون سرپرست رندال برگلاند هستن

00:06:58.417 --> 00:07:00.333
،مدیر اداره‌ی اصلاح و تربیت ایالتی

00:07:00.417 --> 00:07:01.542
،و خانم اَنی هاردکسل

00:07:01.625 --> 00:07:05.458
معاون اجرایی رئیس سازمان
امور مالی ایالت، استن پاورز

00:07:07.958 --> 00:07:11.500
فرماندار معتقدن این مرکز می‌تونه
،تبدیل به الگوی درخشانی

00:07:11.583 --> 00:07:14.167
نه تنها از چیزی باشه که می‌تونیم
،به عنوانِ یه ایالت بهش برسیم

00:07:14.250 --> 00:07:16.167
بلکه توانایی ما به عنوانِ
یه ملت رو نشون بده

00:07:17.167 --> 00:07:19.875
و حالا... رویداد اصلی

00:07:22.625 --> 00:07:26.167
،دکتر هانوور اینجا هستن
،شخصی آرمان‌گرا که مثل فرماندار

00:07:26.250 --> 00:07:28.958
باور داره که سیستم اصلاحیِ
:ما باید دقیقاً همین کارو بکنه

00:07:29.042 --> 00:07:31.000
به جای مجازات، اصلاح کنه

00:07:33.708 --> 00:07:35.958
این خیلی هیجان‌انگیزه

00:07:36.500 --> 00:07:38.458
پرستارها، لطفاً بشینید

00:07:47.542 --> 00:07:48.750
،خانم‌ها و آقایان

00:07:49.292 --> 00:07:51.042
شما قراره شاهد اتفاقی تاریخی باشید

00:07:51.708 --> 00:07:53.958
من جراحیِ لوبوتومی رو
به شما ارائه می‌کنم

00:07:54.917 --> 00:07:59.292
،در سال 1935 عصب‌شناسِ پرتغالی
آنتونیو اگاس مونیز

00:07:59.375 --> 00:08:03.292
اولین بار اقدام به عملی کرد که
من الان می‌خوام متداولش کنم

00:08:04.167 --> 00:08:05.667
،یه جراحی به قدری ساده

00:08:05.750 --> 00:08:10.875
که میشه در عرض یه ربع روی
هر چهار بیمار انجامش داد

00:08:10.958 --> 00:08:14.000
لوبِ پیشانی مغز منشاء
بیشتر بیماری‌های عصبیه

00:08:14.458 --> 00:08:15.917
،حواس‌پرتیِ نوجوان

00:08:16.417 --> 00:08:17.500
،جنون

00:08:17.583 --> 00:08:18.458
،فراموشی

00:08:18.542 --> 00:08:19.750
همجنس‌گرایی

00:08:20.375 --> 00:08:24.833
تمام این امراض حتی اگر قابل درمان نباشن
،قابل تسکین دادن هستن

00:08:24.917 --> 00:08:30.292
با مختل سازی یک سری اتصالاتِ نورونی
در ماده‌ی سفید مغز از طریق جراحی

00:08:31.583 --> 00:08:34.917
همونطور که می‌بینید، بیماران حداقل
...داروی بی‌حسی رو دریافت کردن

00:08:36.875 --> 00:08:41.917
و گرچه گیج و بی‌حال، ولی به عنوانِ
اشخاصِ جدیدی به هوش میان

00:08:42.000 --> 00:08:45.375
در حالی که از بیماریِ روانی که
اونا رو به اینجا کشونده رها شدن

00:08:45.917 --> 00:08:48.250
،حالا، ازتون تقاضا می‌کنم بشینید

00:08:48.958 --> 00:08:53.250
راحت باشید و درمانِ ذهن
توسط من رو تماشا کنید

00:08:54.625 --> 00:08:56.333
اول، بُرش

00:09:10.958 --> 00:09:12.875
متوجه میشید که بیمار هیچی حس نمی‌کنه

00:09:16.083 --> 00:09:17.708
بعدش، سوراخ کردن جمجمه

00:09:26.917 --> 00:09:29.500
خدای من. خدای من

00:09:44.167 --> 00:09:47.583
،حالا، ابزار رو می‌چرخونیم

00:09:47.667 --> 00:09:50.292
و یه زخمِ گرد داخل مغز ایجاد می‌کنیم

00:09:54.042 --> 00:09:56.917
مشاهده می‌کنید که بیمار هنوز کاملاً بی‌حسه

00:10:01.417 --> 00:10:04.583
یادآوری می‌کنم که اینا حرکاتِ
غیرارادی هستن که همزمان

00:10:04.667 --> 00:10:06.417
با قطع شدنِ اتصالات عصبی ایجاد میشن

00:10:08.000 --> 00:10:09.542
و جراحی تمومه

00:10:14.375 --> 00:10:15.208
!خانم هاردکسل

00:10:16.000 --> 00:10:17.125
رجی، خواهش می‌کنم

00:10:17.500 --> 00:10:18.417
خانم هاردکسل؟

00:10:18.500 --> 00:10:21.375
پرستار رچت، اگه بتونی سریع
،به مهمون‌مون رسیدگی کنی

00:10:21.458 --> 00:10:23.333
دوست دارم برنامه‌ی امروز رو ادامه بدم

00:10:26.250 --> 00:10:27.667
حالا، میریم سراغ بیمار بعدی

00:11:42.667 --> 00:11:43.625
تو کی هستی؟

00:11:45.917 --> 00:11:46.917
یه دوست

00:11:49.708 --> 00:11:51.500
،اسمم میلدرد رچته

00:11:52.333 --> 00:11:55.417
و با دکتر هانوور تو بیمارستانِ
دولتی لوسیا کار می‌کنم

00:11:57.417 --> 00:11:58.958
ما یه زندانی رو اونجا نگه می‌داریم

00:12:00.875 --> 00:12:02.000
ادموند تالسون

00:12:02.667 --> 00:12:04.292
این اسم رو می‌شناسی؟

00:12:05.875 --> 00:12:07.458
آره... آره، می‌شناسمش

00:12:08.958 --> 00:12:10.208
ازم چی می‌خوای؟

00:12:10.292 --> 00:12:12.083
من یه ساعت و نیم رانندگی کردم که بهت بگم

00:12:12.167 --> 00:12:14.875
سعی دارم آقای تالسون
رو برای دادگاه آماده کنم

00:12:14.958 --> 00:12:18.542
تا بتونه برای کاری که با اون
کشیش‌ها کرد مجازات شه

00:12:18.625 --> 00:12:21.500
و کاری که با تو، تنها قربانیِ زنده‌اش کرد

00:12:22.042 --> 00:12:23.708
نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

00:12:24.000 --> 00:12:25.417
می‌دونم چی رو پشت سر گذاشتی

00:12:26.208 --> 00:12:27.667
جریانِ فروپاشیِ روانیت رو می‌دونم

00:12:27.750 --> 00:12:29.458
نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

00:12:32.667 --> 00:12:33.958
...می‌دونی، پدر

00:12:35.750 --> 00:12:37.125
من یه کاتولیکم

00:12:37.208 --> 00:12:39.417
ولی وقتی در مورد کاری که
...آقای تالسون کرده خوندم

00:12:41.417 --> 00:12:43.083
ایمانم رو نابود کرد

00:12:46.208 --> 00:12:47.375
کمکم کن، پدر

00:12:47.792 --> 00:12:52.083
کمکم کن خلقِ خدا رو
از این اهریمن پاک کنم

00:12:53.542 --> 00:12:54.417
چطوری؟

00:12:57.083 --> 00:13:00.625
با مصاحبه کردن با دکتر هانوور
و تعریف کردنِ چیزی که دیدی

00:13:13.792 --> 00:13:19.125
ارزیابیِ دکتر هانووره که تعیین می‌کنه
ادموند می‌میره

00:13:21.708 --> 00:13:24.583
...یا اجازه پیدا می‌کنه بقیه‌ی روزهای عمرش رو

00:13:27.000 --> 00:13:31.292
تو ناز و نعمتِ فراوان زندگی کنه

00:13:31.375 --> 00:13:32.458
نه

00:13:32.542 --> 00:13:35.875
.نه، آموزه‌ی کلیسا در این مورد واضحه
...من اعتقادی به

00:13:37.000 --> 00:13:39.083
کشتنِ کسی ندارم -
منم همینطور -

00:13:40.583 --> 00:13:42.417
به استثنای این مورد

00:13:44.083 --> 00:13:45.792
ما نمی‌تونیم به سیستم اعتماد کنیم

00:13:45.875 --> 00:13:48.458
،اگه بهش اجازه داده بشه زنده بمونه
دوباره آدم می‌کشه

00:13:49.917 --> 00:13:50.792
می‌دونم

00:13:52.792 --> 00:13:53.917
خواهش می‌کنم، پدر

00:13:55.375 --> 00:13:56.958
به دکتر هانوور بگو

00:14:00.625 --> 00:14:03.375
نه تنها حقایق رو بگو، بلکه حسی که داشت

00:14:04.000 --> 00:14:05.208
نمی‌تونم

00:14:06.958 --> 00:14:08.458
من قبلاً داستان رو گفتم

00:14:10.625 --> 00:14:14.458
...قرار شده با دادستان‌های ایالتی حرف بزنم

00:14:14.542 --> 00:14:15.375
کِی؟

00:14:16.583 --> 00:14:18.958
...ظرف دو هفته‌ی آینده، من

00:14:19.958 --> 00:14:22.458
فقط... حالم به قدر کافی خوب نیست

00:14:23.208 --> 00:14:24.333
اصلاً نمی‌تونم

00:14:24.417 --> 00:14:25.750
درک می‌کنم، پدر

00:14:29.417 --> 00:14:30.292
بگیر

00:14:32.750 --> 00:14:35.875
مادرم صبح اولینِ عشای ربانیم این رو بهم داد

00:14:37.333 --> 00:14:38.750
...و می‌خوام این دستِ تو باشه

00:14:41.250 --> 00:14:45.042
تا بدونی یه بنده‌ی دیگه‌ی خدا اون
بیرون هست که برات دعا می‌کنه

00:15:05.417 --> 00:15:07.083
«دعاهای یک کودک»

00:15:27.000 --> 00:15:28.625
چرا داره یه طویله می‌سازه؟

00:15:28.708 --> 00:15:29.958
متوجه نمیشم

00:15:30.042 --> 00:15:30.958
نمی‌دونم والا

00:15:31.375 --> 00:15:33.000
برای نگه داشتنِ بیمارهاست؟

00:15:33.083 --> 00:15:35.125
،نه، یه طویله‌ی واقعیه

00:15:35.208 --> 00:15:36.583
با حیوانات

00:15:36.667 --> 00:15:39.167
منظورم اینه که مثل یه طویله‌ی کاملاً واقعیه

00:15:40.792 --> 00:15:44.625
ناخواسته شنیدم که دکتر هانوور داشت
در مورد خریدن یه اسبِ عرب حرف می‌زد

00:15:45.458 --> 00:15:47.875
،واسه همین افتادم دنبال یاد گرفتن سوارکاری

00:15:47.958 --> 00:15:51.250
چون شاید این کاریه که بتونیم
دوتایی باهم انجام بدیم

00:15:51.792 --> 00:15:53.708
،هنوز مربیِ مناسبی پیدا نکردم
ولی پیدا می‌کنم

00:15:53.792 --> 00:15:54.667
ببخشید

00:15:55.250 --> 00:15:56.625
داری هلوی من رو می‌خوری

00:15:57.000 --> 00:15:58.250
من چیزی رو نخوردم

00:15:58.333 --> 00:16:00.667
خیلی خب، هلوی من تو دستته

00:16:00.750 --> 00:16:02.500
خب؟ -
خب مالِ منه -

00:16:03.042 --> 00:16:04.833
هلویی که تو دستته

00:16:04.917 --> 00:16:06.125
من اسمی روش نمی‌بینم

00:16:06.208 --> 00:16:08.125
و کی همچین کاری می‌کنه؟ -
چه کاری؟ -

00:16:08.208 --> 00:16:10.167
اسمش رو می‌نویسه رو یه هلو؟

00:16:10.250 --> 00:16:12.042
یکی که واقعاً می‌خواستش

00:16:12.458 --> 00:16:14.625
و یه نفر چطوری همچین کاری می‌کنه؟

00:16:15.083 --> 00:16:15.917
نمی‌دونم

00:16:16.708 --> 00:16:17.625
با ماژیک؟

00:16:17.708 --> 00:16:20.375
هیچکس تا حالا اسمش رو
با ماژیک رو یه هلو ننوشته

00:16:20.458 --> 00:16:22.167
من دیدم که این کارو کردن -
نه، ندیدی -

00:16:23.250 --> 00:16:24.375
شاید با یه خودکار

00:16:24.417 --> 00:16:27.417
می‌تونی اسمت رو با یه خودکار روش حک کنی

00:16:27.500 --> 00:16:28.917
اون هلوی منه

00:16:30.083 --> 00:16:31.125
من آوردمش اینجا

00:16:31.208 --> 00:16:32.625
و من آوردمش اینجا

00:16:32.708 --> 00:16:33.875
من پولش رو دادم

00:16:33.958 --> 00:16:35.625
شاید دزدیدیش -
شایدم ندزدیدمش -

00:16:35.708 --> 00:16:37.458
خب، اگه دزدیده باشیش چی؟
اون موقع هلوی کیه؟

00:16:37.542 --> 00:16:38.417
بازم مالِ منه

00:16:38.500 --> 00:16:40.750
نمی‌دونم

00:16:41.500 --> 00:16:46.667
چیزی که می‌دونم اینه که دیدم تو یخ‌دون
قِل می‌خوره، واسه همین آوردمش اینجا

00:16:46.750 --> 00:16:47.667
پس حالا مالِ منه

00:16:47.750 --> 00:16:49.458
خیلی هم بی راه نمیگه

00:16:49.542 --> 00:16:52.958
،آخه، تو همچین موقعیتی
،هلو یه جورایی مثلِ پوله

00:16:53.042 --> 00:16:54.792
...پس مالِ هر کسیه که

00:16:54.875 --> 00:16:56.792
هیچکس با تو حرف نمی‌زنه

00:16:56.875 --> 00:16:58.583
وای، یکی اعصاب نداره

00:16:58.667 --> 00:17:00.500
قطعاً یه هلو لازم داره

00:17:00.583 --> 00:17:02.000
اون هلوی منه

00:17:02.500 --> 00:17:06.000
نه، این یه هلو تو دهنِ منه

00:17:07.667 --> 00:17:08.500
شرمنده

00:17:08.583 --> 00:17:09.833
تو شرمنده نیستی

00:17:10.792 --> 00:17:11.958
ولی پشیمون میشی

00:17:12.042 --> 00:17:12.917
اوه، واقعاً؟

00:17:17.750 --> 00:17:20.083
چی؟ می‌خوای چیکار کنی؟

00:17:21.208 --> 00:17:22.167
چیه، کَری؟

00:17:22.250 --> 00:17:23.125
نه

00:17:24.417 --> 00:17:27.250
فقط دارم به تمام کارهایی که قراره
در موردش انجام بدم فکر می‌کنم

00:17:30.542 --> 00:17:32.375
خانم‌ها، به من توجه کنید، لطفاً

00:17:33.167 --> 00:17:35.792
من از جراحی‌های دیروز ناامید شدم

00:17:35.875 --> 00:17:38.875
لوبوتومی‌ها اصلاً جوری که
،امیدوار بودم پیش نرفتن

00:17:38.958 --> 00:17:40.667
و من به تنهایی مقصرم

00:17:41.250 --> 00:17:46.333
بنابراین، 15 دقیقه بعد یه جراحیِ جایگزین
تو اتاق عمل به نمایش می‌ذارم

00:17:46.875 --> 00:17:48.417
انتظار دارم همه‌تون رو اونجا ببینم

00:17:57.125 --> 00:18:00.000
من این اجساد رو از سردخونه‌ی
اوکلند کانتی به دست آوردم

00:18:00.542 --> 00:18:03.583
،پس از دیدن واکنشِ دیروز مهمون‌هامون

00:18:03.667 --> 00:18:05.708
متوجه شدم که شکافتنِ جمجمه

00:18:05.792 --> 00:18:09.125
با سوراخ کردنِ استخوان پروانه‌ای
با یه مته‌ی دستی

00:18:09.208 --> 00:18:12.875
شاید یه مقدار زیادی برای پذیرش
توسط افکارِ عمومی خشن باشه

00:18:13.458 --> 00:18:19.208
مشاهداتِ روانپزشک ایتالیایی
آمارو فیامبرتو رو به خاطر آوردم

00:18:19.917 --> 00:18:22.500
اون ایراد گرفته بود که لوبوتومیِ پیش مغزی

00:18:22.583 --> 00:18:25.167
نیازمند سوراخ کردنِ جمجمه
،از ضخیم‌ترین قسمتشه

00:18:25.250 --> 00:18:27.583
فقط برای دسترسی به محلِ لوب پیشانی

00:18:28.125 --> 00:18:30.875
در حالی که دسترسی به بخشِ داخلی و نرمش

00:18:30.958 --> 00:18:33.500
...از یکی از نازک‌ترین بخش‌های جمجمه آسون‌تره

00:18:34.625 --> 00:18:35.750
کاسه‌ی چشم

00:18:35.833 --> 00:18:36.667
وای نه

00:18:37.292 --> 00:18:40.417
این شما و این لوبوتومیِ چشمی

00:18:41.292 --> 00:18:44.833
چون این روش برای راحتی تماشاگرانِ
دچار تهوع طراحی شده

00:18:44.917 --> 00:18:48.458
این جراحی از ماهیتِ روزمره‌ی
ابزارش بهره می‌بره

00:18:49.000 --> 00:18:53.333
ابزاری ساده که تو خونه‌ی
هر آدمِ عادی پیدا میشه

00:18:54.375 --> 00:18:55.417
یه یخ شکن

00:18:55.500 --> 00:18:57.542
...خدایا -
میشه بس کنی؟ -

00:19:03.792 --> 00:19:04.625
...صبر کنید

00:19:05.042 --> 00:19:06.792
می‌خواید اون رو فرو کنید تو چشمش؟

00:19:07.875 --> 00:19:09.083
،بالای چشم

00:19:09.167 --> 00:19:12.375
روی لایه‌ی نازک استخوانی که
بالای کاسه‌ی چشم قرار داره

00:19:12.458 --> 00:19:14.000
خدای من، فکر کنم حالم بهم می‌خوره

00:19:14.083 --> 00:19:15.125
فقط بس کن

00:19:15.292 --> 00:19:17.750
،و به یخ شکن ضربه می‌زنیم

00:19:17.833 --> 00:19:20.750
و پنج سانتی‌متر داخلِ لوبِ پیشانی
فرو می‌بریمش

00:19:23.250 --> 00:19:24.750
وای، ببین

00:19:25.208 --> 00:19:26.250
هلوی من

00:19:27.333 --> 00:19:28.167
معذرت می‌خوام

00:19:28.250 --> 00:19:29.958
خیلی معذرت می‌خوام

00:19:31.875 --> 00:19:33.958
!این غیرقابل قبوله

00:19:34.875 --> 00:19:36.583
تو یه پرستاری، خانم باکت؟

00:19:36.667 --> 00:19:38.417
یا یه کدبانوی بُزدل؟

00:19:38.750 --> 00:19:41.000
اگه تحملِ یه عمل جراحی رو نداری که می‌تونه

00:19:41.083 --> 00:19:43.417
،انقلابی در پزشکی ایجاد کنه

00:19:43.500 --> 00:19:45.583
!شاید باید یه کار دیگه پیدا کنی

00:19:47.250 --> 00:19:49.167
!حالا، برو لگنِ بستر کوفتی رو عوض کن

00:19:49.250 --> 00:19:50.292
!با هردوتونم

00:20:03.958 --> 00:20:07.167
دکتر هانوور، لطفاً ادامه بدید

00:20:09.625 --> 00:20:12.792
یخ شکن از بالای کاسه‌ی چشم به داخل فرو میره

00:20:25.125 --> 00:20:26.208
...وقتی وارد شد

00:20:26.833 --> 00:20:29.208
...یخ شکن 40 درجه چرخونده میشه

00:20:30.958 --> 00:20:33.417
،بعدش به یه موقعیتِ خنثی برگردونده میشه

00:20:33.792 --> 00:20:36.042
و دو سانتی متر دیگه به داخل فرو میره

00:20:40.167 --> 00:20:44.417
و دوباره تقریباً 30 درجه به هر سمت
...چرخش داده میشه و رو به بیرون

00:20:45.292 --> 00:20:46.250
و داخل بُرش میده

00:20:46.792 --> 00:20:49.958
این فرآیند روی لوبِ دیگه هم تکرار میشه

00:20:51.125 --> 00:20:54.958
و جراحی تموم میشه، بدونِ
هیچ خونریزیِ قابل توجهی

00:20:55.625 --> 00:20:58.250
ساده... و تر و تمیز

00:21:02.958 --> 00:21:03.958
ممنون

00:21:04.042 --> 00:21:05.875
جلسه تمومه، می‌تونید برید

00:21:20.333 --> 00:21:21.167
ببخشید

00:21:31.500 --> 00:21:33.208
حس می‌کنم انگار آینده رو دیدم

00:21:34.625 --> 00:21:35.542
اوه

00:21:36.458 --> 00:21:37.500
همینطوره

00:21:37.583 --> 00:21:40.375
خوشحالم که این کارو
با تو انجام میدم، میلدرد

00:21:58.292 --> 00:22:00.125
تو مثلِ اون زن‌های دیگه نیستی

00:22:01.542 --> 00:22:02.542
فرق می‌کنی

00:22:03.875 --> 00:22:06.458
این چیزیه که مادرم در مورد من می‌گفت

00:22:07.208 --> 00:22:10.042
و گرچه فکر نکنم این رو
...در تعریف ازم می‌گفت

00:22:12.125 --> 00:22:13.542
من قطعاً در تعریف ازت میگم

00:22:20.708 --> 00:22:23.292
یه چیزی ذهنم رو مشغول کرده، دکتر هانوور

00:22:24.708 --> 00:22:26.750
...ظرافت

00:22:26.833 --> 00:22:29.208
،پیچیدگیِ این عمل

00:22:29.292 --> 00:22:35.000
در بعضی از اعمالِ دیگه‌ای که تو این بیمارستان
انجام میشن بازتاب پیدا نمی‌کنه

00:22:35.875 --> 00:22:38.417
یه بیماری به اسم ادموند تالسون اینجاست

00:22:39.458 --> 00:22:44.583
در حالی که سایرِ بیماران اجازه دارن
،زیر نظر نگهبانِ مسلح دوش بگیرن

00:22:44.667 --> 00:22:46.208
دست‌های ادموند بسته می‌مونه

00:22:47.292 --> 00:22:50.208
مثلِ یه حیوونِ سیرک سابیده و آبکشی میشه

00:22:54.042 --> 00:22:55.708
خب رُک بگم این کار وحشیانه به نظر میاد

00:23:28.500 --> 00:23:29.375
سلام

00:23:29.458 --> 00:23:30.292
سلام

00:23:31.167 --> 00:23:32.000
بگیر

00:23:33.750 --> 00:23:37.000
از این به بعد، اجازه داری مثلِ هر بیمار
دیگه که اینجاست دوش بگیری

00:23:37.750 --> 00:23:39.667
البته تحتِ نظر نگهبان مسلح، ولی

00:23:39.750 --> 00:23:43.250
،دیگه با شلنگِ آتش‌نشانی آب نمی‌گیرن روت
و می‌تونی خودت رو بمالی و بشوری

00:23:44.500 --> 00:23:45.750
یه جورایی از این بخش خوشم میاد

00:23:46.583 --> 00:23:48.333
احساسِ صابون روی پوستم رو دوست دارم

00:23:49.500 --> 00:23:50.583
بی‌ادب نشو

00:23:51.417 --> 00:23:54.250
،این شاید چیزِ زیادی به نظر نیاد
ولی قدمِ اوله

00:23:54.333 --> 00:23:56.250
من از اینجا میارمت بیرون

00:23:57.333 --> 00:23:59.208
ولی باید خودت رو کنترل کنی

00:24:00.167 --> 00:24:01.083
باشه؟

00:24:02.500 --> 00:24:03.333
باشه

00:24:03.917 --> 00:24:04.917
اون کارو نکن

00:24:10.500 --> 00:24:11.417
دروازه، لطفاً

00:24:33.708 --> 00:24:34.583
سلام

00:24:36.125 --> 00:24:37.083
تو من رو نمی‌شناسی

00:24:37.167 --> 00:24:39.042
ما رسماً به هم معرفی نشدیم

00:24:39.125 --> 00:24:40.667
من دقیقاً می‌دونم کی هستی

00:24:42.000 --> 00:24:42.958
میلدرد رچت

00:24:44.000 --> 00:24:45.208
گوئندلین بریگز

00:24:46.208 --> 00:24:47.708
این یه ذره عجیبه

00:24:47.792 --> 00:24:49.500
من کیسه‌ی ناهارم رو گذاشتم اینجا

00:24:49.583 --> 00:24:50.958
ممکنه کسی انداخته باشتش دور؟

00:24:51.042 --> 00:24:52.333
پرستار باکت خوردش

00:24:55.875 --> 00:24:58.000
می‌تونی نصفِ دیگه‌ی ساندویچ
سوسیس دودیم رو بخوری

00:24:58.083 --> 00:24:59.917
وای نه، نمی‌تونم. مرسی

00:25:00.708 --> 00:25:01.583
واقعاً ناراحت نمیشم

00:25:01.667 --> 00:25:03.333
نه، آخه من سوسیس دودی نمی‌خورم

00:25:03.417 --> 00:25:04.458
چرا؟

00:25:05.208 --> 00:25:07.167
کاملاً مغذیه

00:25:07.250 --> 00:25:08.500
مطمئنم -
خیلی دلچسبه -

00:25:08.583 --> 00:25:10.542
من گوشتِ فراوری شده نمی‌خورم

00:25:10.625 --> 00:25:11.750
جسارت نباشه

00:25:13.833 --> 00:25:15.625
سوسیس دودی غذای مورد علاقه‌ی منه

00:25:17.375 --> 00:25:18.667
نمی‌تونی جدی باشی

00:25:18.750 --> 00:25:20.042
کاملاً جدیم

00:25:28.667 --> 00:25:30.458
خب تو اهلِ این اطرافی؟

00:25:32.333 --> 00:25:33.333
نه

00:25:34.083 --> 00:25:36.167
خب، اینجا جای قشنگی از دنیاست

00:25:36.250 --> 00:25:39.667
منظره های حاصل از امتداد
خط ساحلی خیلی محشرن

00:25:39.750 --> 00:25:43.125
آره. خونه‌ی من منظره‌ی قشنگی داره

00:25:44.292 --> 00:25:46.917
البته، زیاد نمی‌تونم ببینمش

00:25:47.000 --> 00:25:48.833
کارم خیلی پر استرسه

00:25:48.917 --> 00:25:50.625
واسه همین سعی می‌کنم زود بخوابم

00:25:53.708 --> 00:25:54.583
...پس

00:25:55.792 --> 00:25:57.292
چطوره بذاری اطراف رو نشونت بدم؟

00:26:00.000 --> 00:26:00.833
ببخشید؟

00:26:00.917 --> 00:26:03.208
امروز بعد از ظهر با ماشین میرم مانتری

00:26:04.375 --> 00:26:05.833
دلت می‌خواد باهام بیای؟

00:26:05.917 --> 00:26:07.958
نه. ممنون

00:26:08.042 --> 00:26:10.250
مانتری چیزی جز کارگرهای بندر و

00:26:10.333 --> 00:26:12.708
معتادای مورفینی که سعی دارن
شعرهاشون رو بفروشن نداره

00:26:14.875 --> 00:26:15.917
مطمئنی؟

00:26:16.417 --> 00:26:18.042
مسیرش منظره‌ی محشری داره

00:26:18.792 --> 00:26:22.125
و یه رستورانِ صدف کنار جاده شماره 1 هست
.که خیلی دلم می‌خواد امتحان کنم

00:26:22.208 --> 00:26:23.250
رستورانِ صدف؟

00:26:23.833 --> 00:26:24.667
آره

00:26:31.958 --> 00:26:34.500
خب، یه آقا همراهیت نمی‌کنه؟

00:26:35.500 --> 00:26:36.333
نه

00:26:38.583 --> 00:26:40.250
بیا دیگه، ماجراجوییِ خیلی خوبی میشه

00:26:56.250 --> 00:26:59.208
وحشیانه» کلمه‌ای بود که به ذهنم میومد»

00:26:59.292 --> 00:27:01.625
این جراحی سنگدلانه‌ست

00:27:01.708 --> 00:27:04.542
و فرماندار ویلبرن داره کل انتخاب مجددش
،رو باهاش به خطر میندازه

00:27:04.625 --> 00:27:08.083
چیزی که بعید می‌دونم رأی‌دهنده‌ها
بتونن قبولش کنن

00:27:08.167 --> 00:27:09.875
پس رای‌دهنده‌ها احمقن

00:27:09.958 --> 00:27:12.875
دکتر هانوور یه نابغه‌ی واقعیه

00:27:12.958 --> 00:27:15.500
فرماندار عاقله که ازش پیروی می‌کنه

00:27:17.000 --> 00:27:17.833
لذت ببرید

00:27:18.792 --> 00:27:19.667
ممنون

00:27:22.000 --> 00:27:22.875
...من

00:27:26.583 --> 00:27:28.708
مطمئن نیستم اصلاً چطوری باید این کارو بکنم

00:27:30.125 --> 00:27:30.958
...خب

00:27:31.875 --> 00:27:33.375
اجازه بده نشونت بدم

00:27:33.917 --> 00:27:37.167
اول، چند قطره لیمو می‌ریزی روش

00:27:41.375 --> 00:27:43.958
...بعدش این چنگال کوچولو رو برمی‌داری

00:27:44.958 --> 00:27:49.167
و صدف رو از پوستش جدا می‌کنی

00:27:51.292 --> 00:27:55.375
بعدش سُس کوکتل رو اضافه می‌کنی، اگه یه
بی‌نزاکتی که سیگار و فاحشه دوست داره

00:27:57.542 --> 00:28:00.333
من یه ذره سُس اسپرک رو ترجیح میدم

00:28:02.583 --> 00:28:03.583
...و بعدش

00:28:04.583 --> 00:28:06.583
فقط می‌ذاری بلغزه و بره تو دهنت

00:28:07.542 --> 00:28:09.292
درست مثل عشق‌بازی با اقیانوسه

00:28:21.750 --> 00:28:24.875
ببخشید، فکر کنم این که وقتی
...می‌خوریش هنوز زنده‌ست

00:28:24.958 --> 00:28:25.792
بیا

00:28:27.333 --> 00:28:28.375
بذار کمکت کنم

00:28:32.667 --> 00:28:35.083
فقط... لب‌هات رو باز کن

00:28:44.667 --> 00:28:45.583
حالا قورت بده

00:28:56.917 --> 00:28:58.083
خوشمزه‌ست

00:29:06.167 --> 00:29:07.250
پس بهش اعتقاد داری؟

00:29:08.625 --> 00:29:09.458
به چی؟

00:29:09.542 --> 00:29:10.750
لوبوتومی

00:29:11.667 --> 00:29:13.083
واقعاً بهش اعتقاد داری؟

00:29:13.167 --> 00:29:16.500
،اگه کاری رو که میگن انجام میده
بله، کاملاً

00:29:18.792 --> 00:29:21.625
یه ذهنِ آشفته نمی‌تونه عذابِ
خودش رو تسکین بده

00:29:21.708 --> 00:29:26.167
یه شخص می‌تونه زیرِ بار یه سری
...وسوسه و محرکِ خاص باشه

00:29:27.250 --> 00:29:28.958
که دارن زندگیش رو نابود می‌کنن

00:29:32.042 --> 00:29:33.833
ولی اینجوری تو کارِ خدا دخالت نمی‌کنیم؟

00:29:34.583 --> 00:29:37.542
،نمیگیم که یه احساس هست که درسته

00:29:37.625 --> 00:29:38.917
و یه احساسِ دیگه که غلطه

00:29:39.000 --> 00:29:43.375
خب، درست‌ها و غلط‌هایی
وجود دارن، خانم بریگز

00:29:43.792 --> 00:29:44.958
من بهش اعتقاد دارم

00:29:45.458 --> 00:29:47.292
بهش اعتقاد دارم چون دیدمش

00:29:55.125 --> 00:29:57.917
معتقدم چیزهایی هستن که
...احساس کردنشون بدتر از

00:29:58.000 --> 00:29:59.667
اینه که هیچی احساس نکنی

00:30:02.125 --> 00:30:02.958
می‌دونی چیه؟

00:30:04.708 --> 00:30:06.083
دلم می‌خواد برم نوشیدنی بخورم

00:30:07.708 --> 00:30:08.625
نظرت چیه؟

00:30:12.167 --> 00:30:14.292
آره. منم دلم می‌خواد

00:30:18.625 --> 00:30:20.500
فکر کنم یه صدفِ دیگه می‌خوام -
واقعاً؟ -

00:30:20.583 --> 00:30:21.417
!آره

00:30:41.375 --> 00:30:43.458
مطمئنی می‌دونی کجا داری میری؟

00:31:04.667 --> 00:31:06.000
اینجا کجاست؟

00:31:06.083 --> 00:31:08.708
اوه، فقط یه جای دور افتاده و خلوته

00:31:10.500 --> 00:31:11.333
آروم باش

00:31:11.875 --> 00:31:13.708
این یه ماجراجوییه، یادته؟

00:31:17.375 --> 00:31:18.750
خب، اینجا قشنگه

00:31:20.208 --> 00:31:21.083
مگه نه؟

00:31:21.917 --> 00:31:23.458
چی می‌خوری؟ مهمونِ منی

00:31:23.917 --> 00:31:25.292
...اوه، نمی‌دونم، فقط

00:31:38.500 --> 00:31:40.083
ببخشید. باید برم

00:31:42.292 --> 00:31:43.125
!میلدرد

00:31:43.958 --> 00:31:45.167
میلدرد، بیخیال

00:31:45.833 --> 00:31:48.000
میلدرد، چی شده؟ -
!اینجا کجاست؟ -

00:31:49.250 --> 00:31:50.417
یه مِیخونه‌ی زنونه‌ست

00:31:50.500 --> 00:31:51.708
چرا من رو آوردی اینجا؟

00:31:51.792 --> 00:31:53.333
ازت پرسیدم دلت مشروب می‌خواد یا نه

00:31:53.417 --> 00:31:55.917
نه، چرا من رو آوردی اینجا؟

00:31:58.583 --> 00:32:00.667
چون فکر می‌کردم تو یکی از مایی

00:32:02.208 --> 00:32:03.250
یکی از شما؟

00:32:05.167 --> 00:32:06.875
اصلاً نمی‌دونم این یعنی چی

00:32:06.958 --> 00:32:08.000
فکر کنم می‌دونی

00:32:11.625 --> 00:32:13.708
و چی باعث شد همچین فکری کنی؟

00:32:15.125 --> 00:32:16.208
مگه تو متأهل نیستی؟

00:32:18.250 --> 00:32:19.333
ببین، معذرت می‌خوام

00:32:21.000 --> 00:32:23.750
معذرت می‌خوام که در موردت فکرِ دیگه‌ای کردم

00:32:25.708 --> 00:32:28.333
چیزی که بینِ ما بود به نظرم
،خیلی واضح میومد

00:32:28.417 --> 00:32:32.292
ولی درک می‌کنم اگه این چیزی نیست که
هنوز برای روبرو شدن باهاش آماده نیستی

00:32:34.208 --> 00:32:36.542
من از چیزی که بهش اشاره می‌کنی
،خوشم نمیاد خانم بریگز

00:32:36.625 --> 00:32:38.083
و از لحنت خوشم نمیاد

00:32:38.583 --> 00:32:39.458
خیلی خب، باشه

00:32:40.208 --> 00:32:41.625
ببخشید. بیا بریم

00:32:41.708 --> 00:32:43.333
نه، ممنون، خودم راه خونه رو پیدا می‌کنم

00:32:43.417 --> 00:32:45.333
میلدرد، احمق نباش. من می‌رسونمت خونه

00:32:45.417 --> 00:32:47.500
از متصدیِ بار می‌خوام یه تاکسی واسم خبر کنه

00:32:47.583 --> 00:32:48.917
!به من دست نزن -
...میلدرد -

00:33:11.875 --> 00:33:12.833
سلام، ادموند

00:33:13.417 --> 00:33:14.375
ممنون، هارلد

00:33:14.458 --> 00:33:16.958
می‌تونی دست‌هاش رو باز کنی
و جلوی در صبر کنی

00:33:17.042 --> 00:33:17.917
با کمال میل، قربان

00:33:18.375 --> 00:33:20.833
نمی‌خوام شام رو از دست بدم

00:33:21.625 --> 00:33:23.417
،اونا همش من رو می‌برن
،و وقتی برمی‌گردم

00:33:23.500 --> 00:33:25.958
،میگن قبلاً غذا خوردم
ولی هیچی نخوردم، می‌دونی؟

00:33:26.042 --> 00:33:28.375
و این منصفانه نیست چون بقیه غذا خوردن

00:33:33.000 --> 00:33:34.500
بگیر بشین، ادموند

00:33:43.750 --> 00:33:44.583
اینجا؟

00:33:52.375 --> 00:33:53.958
امروز حالت چطوره، ادموند؟

00:33:54.042 --> 00:33:57.458
،گمونم احساسِ گرما می‌کنم
چون یه ذره استرس دارم

00:33:57.833 --> 00:34:00.292
خب، ادموند، لازم نیست استرس داشته باشی

00:34:00.875 --> 00:34:02.375
من فقط می‌خوام باهات آشنا شم

00:34:02.458 --> 00:34:04.375
خب، آره، اما خیلی وقت‌ها
،آدم‌ها این رو میگن

00:34:04.458 --> 00:34:06.292
و بعدش سعی می‌کنن ذهنت رو بخونن

00:34:06.375 --> 00:34:08.042
...واسه همینه که انقدر استرس دارم و

00:34:08.542 --> 00:34:11.458
اون پنجره میگرن داره و باعث میشه
منم میگرن بگیرم

00:34:12.667 --> 00:34:15.208
اون خانم‌ها تو فروشگاه، همیشه
سعی داشتن ذهنم رو بخونن

00:34:15.292 --> 00:34:16.958
واسه همین بود که اونا رو کشتم -
کیا؟ -

00:34:17.875 --> 00:34:19.500
آه، اون دخترهایی که می‌گی کشتم

00:34:19.583 --> 00:34:22.750
شاید به این خاطر اونا رو کشتم که سعی
داشتن دزدکی افکارِم رو تغییر بدن

00:34:22.833 --> 00:34:26.042
ببخشید، منظورت کدوم دخترهاست
که کشتی، ادموند؟

00:34:26.125 --> 00:34:27.583
همون دخترهایی که می‌گی کشتم

00:34:28.125 --> 00:34:29.667
همه باهم تو یه خونه زندگی می‌کردن

00:34:32.125 --> 00:34:34.250
،اونا رقاص‌های باله بودن
و دنبالشون رفتم تو خونه

00:34:34.333 --> 00:34:37.417
«بهشون گفتم «قصد ندارم شما رو بکشم
...ولی بعدش تو میگی اونا رو کشتم، پس

00:34:37.500 --> 00:34:38.458
ادموند

00:34:39.292 --> 00:34:40.958
اونایی که کشتی چهارتا مرد بودن

00:34:41.542 --> 00:34:42.750
اونا کشیش بودن

00:34:44.667 --> 00:34:46.792
ببین، منظورِ منم همینه

00:34:47.750 --> 00:34:49.708
واسه همین باید با دندون‌پزشک حرف بزنم

00:34:49.792 --> 00:34:51.708
چرا می‌خوای بری پیشِ دندون‌پزشک، ادموند؟

00:34:51.792 --> 00:34:53.083
چون دهنِ رادیویی دارم

00:34:53.167 --> 00:34:56.083
یه مورد خیلی ناجور از دهنِ رادیویی دارم

00:34:56.167 --> 00:34:58.542
.و تو هم داری گوش میدی
.من قبلاً صدات رو شنیدم

00:34:58.625 --> 00:35:00.500
،تو گوش میدی و این اعداد رو زمزمه می‌کنی

00:35:00.583 --> 00:35:02.750
ولی نمی‌دونی می‌تونم صدات رو بشنوم
چون آنتن خیلی خوبه

00:35:02.833 --> 00:35:04.250
دهنِ رادیویی» چیه؟»

00:35:04.333 --> 00:35:05.667
خب، ببین، قبلاً به همه‌شون گفتم

00:35:06.042 --> 00:35:08.708
یه عده اومدن تو پانسیونی
،که توش زندگی می‌کردم

00:35:08.792 --> 00:35:11.333
چهار پنج نفر بودن و گفتن
«،می‌خوایم یه چیزی بهت بفروشیم»

00:35:11.417 --> 00:35:12.792
«و من گفتم «باید به اتوبوسم برسم

00:35:12.875 --> 00:35:15.458
،و بعدش یکیشون گفت
«خب، ما قبلاً نصبش کردیم»

00:35:15.542 --> 00:35:16.792
و بهم نشون دادن

00:35:16.875 --> 00:35:20.542
و یه آنتن فلزیِ رادیوی ریزه میزه
،زیرِ دندونِ عقبم کار گذاشته بودن

00:35:20.625 --> 00:35:21.917
،درست پشتِ لثه‌هام

00:35:22.000 --> 00:35:25.042
،و بعدش وقتی می‌خوابم
یه سری سیم از دهنم میان بیرون

00:35:25.125 --> 00:35:28.125
اینجا، اینجا و اینجا و اینجا

00:35:28.208 --> 00:35:29.875
و این پشت

00:35:31.000 --> 00:35:34.250
و بعدش صاحبخونه بهم گفت، «نه، ما وقتی
«خواب بودی اونا رو بیرون آوردیم

00:35:34.333 --> 00:35:37.542
اما من گفتم «خب، پس چطوری هنوز
«می‌تونم از دهنم سیم بکشم بیرون؟

00:35:37.625 --> 00:35:38.458
می‌دونی؟

00:35:39.292 --> 00:35:41.167
و اون... اونم یکی داره

00:35:41.250 --> 00:35:43.708
،اونا بهشون گیرنده‌های کوچیکی میدن
،بهشون میگن به من نگن

00:35:43.792 --> 00:35:46.292
،بعدش به افکارِ من گوش میدن
،بعدش تغییرشون میدن

00:35:46.375 --> 00:35:49.042
...و بعدش اونا رو می‌فروشن
.به یه نفر دیگه تو سازمان

00:35:49.125 --> 00:35:51.167
و همینطور ادامه پیدا می‌کنه

00:35:55.667 --> 00:35:57.875
بیا بریم یه جای راحت‌تر بشینیم، ادموند

00:35:58.958 --> 00:35:59.833
باشه

00:36:13.292 --> 00:36:18.333
ببخشید، آدما به افکاری که از ذهنت می‌گذره
گوش میدن و عوض‌شون می‌کنن؟

00:36:18.375 --> 00:36:21.458
،اوهوم، اوهوم. الان دارن انجامش میدن
چون مور مور میشه

00:36:33.500 --> 00:36:36.208
و فکر می‌کنی الان کی داره
افکارت رو تغییر میده؟

00:36:36.625 --> 00:36:37.958
فکر کنم کارِ ارتشه

00:36:38.708 --> 00:36:39.542
ادموند

00:36:40.458 --> 00:36:44.833
شخصی که جلوم می‌بینم علائم متعددی
،از اسکیزوفرنی نشون میده

00:36:44.917 --> 00:36:49.458
یا شایدم اختلال رفتاری اسکیزوافکتیو
با ویژگی‌های روان پریشی

00:36:50.333 --> 00:36:52.417
،تو توهماتِ پارانویایی تجربه می‌کنی

00:36:52.500 --> 00:36:55.458
هم شنوایی و هم لامسه‌ای

00:36:55.542 --> 00:37:00.250
،هذیان‌گوییت، جنونت، اختلالِ شدید گفتاریت

00:37:00.375 --> 00:37:02.500
توهمِ مخابره‌ی افکار تو ذهنت

00:37:02.583 --> 00:37:07.083
ترس‌هات از یه توطئه‌چینیِ
ناقص و نامرئی علیهت

00:37:07.167 --> 00:37:09.875
اینا همه ویژگی‌های بارز اسکیزوفرنی هستن

00:37:09.958 --> 00:37:11.542
اوهوم، خب، آره. البته

00:37:17.250 --> 00:37:19.833
در واقع اونا یه جورایی زیادی بارز هستن

00:37:21.042 --> 00:37:24.458
به قدری کامل بروز پیدا می‌کنن، که
باورشون ساده‌لوحی رو نشون میده

00:37:34.292 --> 00:37:35.333
میشه یه سیگار بکشم؟

00:37:38.042 --> 00:37:40.417
،خب، ببین، ادموند گمون نکنم اسکیزوفرنی داری

00:37:40.500 --> 00:37:43.375
علی رغم نقشی که داری ماهرانه بازی می‌کنی

00:37:47.292 --> 00:37:49.542
و همچنین به مجازاتِ اعدام اعتقادی ندارم

00:37:50.583 --> 00:37:53.125
،وحشیانه‌ست و به عنوانِ بازدارنده بی‌اثره

00:37:53.208 --> 00:37:56.000
و شخصیتِ اخلاقی جامعه‌مون رو تضعیف می‌کنه

00:37:56.458 --> 00:37:59.333
،اعدام خودش باعثِ اختلال اجتماعیه
و راه حلی براش نیست

00:38:00.042 --> 00:38:03.208
من جنایاتِ به شدت شنیعی دیدم
،که در تصور نمی‌گنجن

00:38:03.292 --> 00:38:06.750
ولی به نظر من هیچکدوم قتل
با حکمِ دولتی رو توجیه نمی‌کنه

00:38:06.833 --> 00:38:08.917
به نظرم ذهنِ یه انسان می‌تونه در هم بشکنه

00:38:09.000 --> 00:38:13.417
به نظرم یه آدم می‌تونه تحتِ تأثیر محرک‌ها و
ضرباتِ روحی خاص عقلش رو از دست بده

00:38:13.500 --> 00:38:16.625
یه آدم می‌تونه کاملاً کنترلش رو از دست بده

00:38:16.708 --> 00:38:19.958
و مرتکبِ اعمال شنیع خشونت‌آمیز و کثیفی بشه

00:38:21.542 --> 00:38:25.167
،می‌تونه به یه کشیش تجاوز و تیکه‌تیکه‌اش کنه
،به یکی دیگه چاقو بزنه

00:38:25.250 --> 00:38:29.042
،جمجمه‌ی سومی رو خُرد کنه
،و تقریباً سرِ چهارمی رو ببره

00:38:29.125 --> 00:38:32.208
،و بازم این آدم لزوماً دیوانه نیست

00:38:32.292 --> 00:38:35.250
و هنوز امیدی به درمانش هست

00:38:44.625 --> 00:38:46.125
نمی‌تونی من رو گول بزنی، ادموند

00:38:47.750 --> 00:38:49.625
،من می‌تونم کمکت کنم

00:38:49.708 --> 00:38:51.542
ولی تو هم باید به من کمک کنی

00:38:54.667 --> 00:38:55.750
می‌خوای بهم کمک کنی؟

00:38:56.083 --> 00:38:57.042
آره

00:38:57.125 --> 00:38:59.250
ولی روشت کاملاً اشتباهه

00:39:00.375 --> 00:39:02.792
،می‌تونم جلوی اعدامت با گاز سمّی رو بگیرم

00:39:02.875 --> 00:39:05.375
ولی از این به بعد باید باهام صادق باشی

00:39:06.667 --> 00:39:09.417
می‌خوام بدونم لحظه‌ی غلبه‌ی خشم بهت چطور بود

00:39:09.500 --> 00:39:11.208
چی باعث شد کنترلت رو از دست بدی؟

00:39:12.000 --> 00:39:13.542
من دیگه نمی‌خوام تو این اتاق باشم

00:39:14.083 --> 00:39:16.208
فکر کنم یه نفر سعی داره از پنجره بیاد تو

00:39:18.625 --> 00:39:19.833
هارلد

00:39:31.417 --> 00:39:33.167
به چیزی که گفتم فکر کن، ادموند

00:39:47.375 --> 00:39:49.958
و ناراحتیِ جسمانی هم داری؟

00:39:57.042 --> 00:39:57.875
پیتر؟

00:40:01.708 --> 00:40:02.625
بله؟

00:40:02.708 --> 00:40:03.833
درد داری؟

00:40:08.292 --> 00:40:09.125
نه

00:40:10.000 --> 00:40:11.167
«نه، خانم»

00:40:12.042 --> 00:40:15.667
و هیچکدوم از علائمی رو که باعث شدن
به اینجا بیای رو نداری؟

00:40:17.042 --> 00:40:18.333
افکارِ پراکنده؟

00:40:19.000 --> 00:40:20.083
حواس پرتی؟

00:40:23.792 --> 00:40:25.458
من اصلاً هیچ فکری ندارم

00:40:41.917 --> 00:40:42.833
هی رچت

00:40:42.917 --> 00:40:44.833
تماسِ خصوصی روی خط سه

00:40:44.917 --> 00:40:46.000
کیه؟

00:40:46.083 --> 00:40:49.292
.من منشیت نیستم
.تلفن رو بردار و خودت ازش بپرس

00:40:51.542 --> 00:40:52.417
الو؟

00:40:53.542 --> 00:40:55.625
.گُل‌هات به دستم رسیدن
.خیلی قشنگن

00:40:56.625 --> 00:40:57.792
پدر اندروز

00:40:57.875 --> 00:40:59.708
واقعاً جلوه‌ی تازه‌ای به اتاق میدن

00:40:59.792 --> 00:41:01.500
خب، خیلی از شنیدنش خوشحالم

00:41:01.583 --> 00:41:02.792
امیدوارم بدونی

00:41:02.875 --> 00:41:05.708
ایمانت واقعاً برام الهام‌بخشه، میلدرد

00:41:06.667 --> 00:41:08.500
کمکی از من بر میاد؟

00:41:08.583 --> 00:41:09.833
من داستانم رو تعریف می‌کنم

00:41:11.250 --> 00:41:12.458
چیزی رو که دیدم بهت میگم

00:41:14.875 --> 00:41:15.833
مطمئنی؟

00:41:20.792 --> 00:41:21.792
آره، مطمئنم

00:41:22.375 --> 00:41:26.250
اون هیولا... باید... مجازات بشه

00:41:26.583 --> 00:41:27.792
اون باید زندانی بشه

00:41:28.958 --> 00:41:30.167
برای همیشه

00:41:30.250 --> 00:41:31.083
بسیار خب

00:41:32.792 --> 00:41:34.208
من یه جای مناسب سراغ دارم

00:41:52.375 --> 00:41:55.792
دکتر هانوور تنها کسیه که به این
اطلاعات دسترسی پیدا می‌کنه

00:41:58.125 --> 00:41:58.958
ممنون

00:42:10.208 --> 00:42:11.708
بهم بگو چی یادت میاد، پدر

00:42:16.667 --> 00:42:17.958
صورتش رو دیدی؟

00:42:20.250 --> 00:42:21.250
ادموند تالسون؟

00:42:27.625 --> 00:42:30.083
اگه اون رو ببینی می‌شناسیش؟

00:42:37.625 --> 00:42:39.792
از زیرِ تخت نمی‌تونستم صورتش رو ببینم

00:42:42.792 --> 00:42:44.292
...دیدم چطوری

00:42:45.167 --> 00:42:46.750
مونسن‌یور رو تیکه‌تیکه کرد

00:42:51.583 --> 00:42:53.417
به نظر میومد ساعت‌ها طول کشید

00:43:01.208 --> 00:43:02.208
برای آروم کردنِ اعصابت

00:43:13.333 --> 00:43:15.208
بعدش ناگهان متوجه شدم رفته

00:43:21.667 --> 00:43:23.042
می‌دونستم که اونا مُردن

00:43:25.667 --> 00:43:27.042
رفتم کمک بیارم

00:43:35.917 --> 00:43:37.417
اون موقع بود که صورتش رو دیدم

00:43:43.542 --> 00:43:45.750
اونجا وایساده بود و سیگار می‌کشید

00:43:46.875 --> 00:43:48.667
فقط زُل زده بود به من

00:43:51.833 --> 00:43:53.167
و بعدش گذاشت رفت

00:43:53.250 --> 00:43:55.333
اون حتی... حتی فرارم نکرد

00:43:57.208 --> 00:44:00.042
خدای من. اگه نفرِ بعدی من باشم چی؟

00:44:01.958 --> 00:44:03.250
چاییت رو تموم کن، پدر

00:44:07.792 --> 00:44:08.625
خودشه

00:44:11.417 --> 00:44:12.542
حالا تمومش کن

00:44:21.042 --> 00:44:21.875
خوبه

00:44:33.500 --> 00:44:34.792
حالم خوب نیست

00:44:37.708 --> 00:44:40.042
چیزی نیست، پدر. آروم باش

00:44:43.792 --> 00:44:45.083
تو بیش از اونی که باید دیدی

00:44:46.500 --> 00:44:47.625
داری عذاب می‌کشی

00:44:51.167 --> 00:44:52.000
آروم باش

00:45:00.750 --> 00:45:02.833
من از این عذاب راحتت می‌کنم

00:45:26.500 --> 00:45:27.750
...می‌دونی، پدر

00:45:29.792 --> 00:45:31.625
ادموند تالسون برادرِ منه

00:45:34.417 --> 00:45:36.000
اون یه هیولا به دنیا نیومده بود

00:45:38.125 --> 00:45:39.708
یه نفر اون رو تبدیل به هیولا کرده

00:45:55.875 --> 00:45:57.250
خدا خیرت بده، پدر

00:46:00.167 --> 00:46:03.833
اون چند هفته پیش با یه زنِ جوان
،به یه سفرِ آخر هفته رفت

00:46:03.917 --> 00:46:06.458
،و از اون موقع دیگه خودش نبوده

00:46:06.542 --> 00:46:08.125
ولی خیلی آروم‌تره

00:46:08.208 --> 00:46:10.917
،کابوس‌های شبانه‌اش تموم شدن
،و یکم وزن اضافه کرده

00:46:11.000 --> 00:46:12.958
پس حس می‌کنیم داره پیشرفت می‌کنه

00:46:13.042 --> 00:46:13.875
از این طرف

00:46:19.083 --> 00:46:22.583
پدر اندروز، ما از دفترِ دادستان ایالت اومدیم

00:46:23.042 --> 00:46:26.375
ما وکلای مردم در پرونده‌ی قتل‌های
ادموند تالسون هستیم

00:46:27.917 --> 00:46:30.292
ازتون می‌خوایم یه استشهادنامه
در اختیارمون بذارید

00:46:31.458 --> 00:46:32.833
می‌دونید این چیه؟

00:46:46.000 --> 00:46:48.083
پدر اندروز، صدامون رو می‌شنوید؟

00:46:51.292 --> 00:46:54.292
بیا بریم. هیچی ازش گیرمون نمیاد

00:46:54.792 --> 00:46:56.708
خواهر، میشه راه خروج رو بهمون نشون بدید؟