WEBVTT

00:00:11.386 --> 00:00:13.096
‫سپهبد پریرو.

00:00:14.931 --> 00:00:17.183
‫پـ ـ پرنسس استاریا؟

00:00:17.684 --> 00:00:18.977
‫تنهایید؟

00:00:18.977 --> 00:00:19.978
‫بله.

00:00:20.145 --> 00:00:22.689
چقدر بد موقع.

00:00:22.689 --> 00:00:25.150
‫هیچ‌کس همراهی‌تون نمی‌کنه؟

00:00:25.150 --> 00:00:26.860
‫چرا اومدید مقر فرماندهی؟

00:00:30.071 --> 00:00:31.906
‫پرنسس استاریا

00:00:32.324 --> 00:00:33.950
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:00:33.950 --> 00:00:35.285
‫پاکسازیت می‌کنم.

00:00:40.665 --> 00:00:41.791
‫پرنسس...

00:00:41.791 --> 00:00:43.001
‫چرا؟

00:00:43.418 --> 00:00:45.462
‫قتلی در روز روشن.

00:00:45.462 --> 00:00:47.922
‫همه فکر کردن پرنسس نقره دیوونه شده،

00:00:47.922 --> 00:00:49.799
‫ولی بعد از بررسی‌های بیشتر،

00:00:49.799 --> 00:00:52.844
‫فاش شد که سپهبد پریرو
‫ به‌دنبال انجام کودتا بود.

00:00:52.844 --> 00:00:56.806
‫و مشخص شد که کشور همسایه،
‫ گارنس هم از پشت‌پرده درحال حمایتشون بوده.

00:00:57.140 --> 00:01:01.269
‫از پرنسس پرسیدن که چطور متوجه شد.
‫و جوابش این بود:

00:01:02.312 --> 00:01:06.399
‫فقط با یه نگاه
‫می‌فهمم کی باید کشته بشه.

00:01:06.941 --> 00:01:08.234
‫چشم اژدها؟

00:01:11.571 --> 00:01:14.991
خوب با جادو آشنا هستن،
‫پس بهتره نشونشون بدم.

00:01:15.533 --> 00:01:17.452
آدمایی که قدرت جادویی زیادی دارن

00:01:17.452 --> 00:01:19.871
بعضی‌وقتا با
ویژگی‌های غیرانسانی متولد می‌شن.

00:01:19.871 --> 00:01:23.249
علاوه بر این، یکی‌شون
‫ یه اعجوبه‌ی به تمام معناست.

00:01:23.583 --> 00:01:30.674
در واقع، وقتی یکی مثل اون باهاشونه،
‫چشمام بیشتر از قبل متقاعدشون می‌کنه.

00:01:31.466 --> 00:01:35.220
ولی همونطور که از
‫کودتای شکست‌خورده معلوم شد،

00:01:35.220 --> 00:01:39.182
وقتی غریزه‌ش می‌گه یه‌نفر گناهکاره،
‫بدون تردید می‌کشتش.

00:01:39.182 --> 00:01:41.142
پرنسس نقره این‌شکلی عمل می‌کنه.

00:01:41.476 --> 00:01:47.148
در این‌صورت، چشم اژدهام رو نشون می‌دم
‫و مستقیم باهاش روبرو می‌شم.

00:01:48.400 --> 00:01:51.695
‫بنده کریش وایس، یه جادوگر هستم.

00:01:52.153 --> 00:01:56.032
‫ولی بیشتر مواقع،
جادوگر بودنم رو مخفی می‌کنم.

00:01:56.032 --> 00:01:58.326
‫به‌عنوان یه داروساز توی پایتخت کار می‌کنم.

00:01:58.326 --> 00:01:59.661
‫پایتخت؟

00:01:59.661 --> 00:02:01.288
‫الان اونجا چه‌خبر شده؟

00:02:01.288 --> 00:02:02.998
دم به تله دادی، چهار چشمی.

00:02:02.998 --> 00:02:04.916
‫پایتخت صلح‌آمیز بود.

00:02:06.042 --> 00:02:09.212
‫باورش سخت بود که کشور
‫ مورد حمله‌ی اژدهایان قرار گرفته.

00:02:09.212 --> 00:02:10.672
هاله‌ت رو کنترل کن.

00:02:10.672 --> 00:02:13.550
مضطرب باش، ولی نه خیلی آشفته.

00:02:13.550 --> 00:02:18.471
از ترس بلرز، در عین حال امیدوار جلوه بده
‫ که اگه صادقانه حرف بزنی، درک می‌کنن.

00:02:18.471 --> 00:02:21.975
ولی بهشون بقبولون که
‫حرف‌هایی داری که نمی‌تونی بگی.

00:02:21.975 --> 00:02:24.728
‫به دستور پادشاه، پناهنده‌ها به شهر اومدن.

00:02:24.728 --> 00:02:26.688
‫بی‌نظمی خاصی هم وجود نداشت.

00:02:26.771 --> 00:02:28.189
‫چندین انفجار در پایتخت رخ داد.

00:02:29.149 --> 00:02:30.734
‫انفجار؟

00:02:30.734 --> 00:02:32.902
‫حمله‌ی یه اژدها؟
‫آسیب‌ها چقدر بوده؟

00:02:33.361 --> 00:02:34.904
‫نمی‌دونم.

00:02:34.904 --> 00:02:37.365
‫بی‌خبر یه‌عالمه انفجار شروع شد.

00:02:37.616 --> 00:02:40.327
‫من و زیردستم که توی انفجار صدمه دید،

00:02:40.327 --> 00:02:42.829
‫سعی کردیم با جادوی تلپورت
‫ از پایتخت فرار کنیم.

00:02:42.829 --> 00:02:44.456
این تیکه حساسشه.

00:02:44.456 --> 00:02:48.543
نباید بذاره یه‌لحظه هم فکر کنن
‫ من پشت بمب‌گذاری بودم.

00:02:49.127 --> 00:02:53.256
‫تا به خودم اومدم،
‫وسط حلقه جادوییِ شما پیدام شد.

00:02:53.256 --> 00:02:56.468
‫پس پایتخت تحت کنترل اژدهایان در اومده.

00:02:56.468 --> 00:02:58.136
‫می‌شه یه سؤالی بپرسم؟

00:02:58.136 --> 00:03:00.221
‫جادو رو از کجا یاد گرفتی؟

00:03:00.221 --> 00:03:03.350
‫چیزی نیست که بتونی به خودت یاد بدی.

00:03:03.350 --> 00:03:06.978
‫برای اینکه جادوگر بشی،
‫باید به‌طور رسمی یادش بگیری.

00:03:07.604 --> 00:03:12.067
‫مخصوصاً همچین جادوی تلپورتی
‫ که به سال‌ها تمرین نیاز داره.

00:03:13.860 --> 00:03:17.739
‫یه فراری از خورشیدپرست‌هایی؟

00:03:18.281 --> 00:03:20.951
با هاله‌ت، اضطرابتو نشون بده.

00:03:20.951 --> 00:03:22.869
‫نه، معلومه که نه.

00:03:23.411 --> 00:03:26.081
‫من اونقدرا هم قدرتمند نیستم.

00:03:26.081 --> 00:03:27.582
‫پس زدم وسط خال.

00:03:27.958 --> 00:03:30.961
‫اونا نسبت به فراری‌هاشون بی‌رحمن.

00:03:30.961 --> 00:03:34.381
‫دلیل دیگه‌ای نمی‌بینم که
‫دور از دست خورشیدپرست‌ها

00:03:34.381 --> 00:03:36.550
‫تو این کشور زندگی کنی.

00:03:36.550 --> 00:03:40.303
به همین سادگی،
‫یه سرگذشت برای کریش وایس جور شد.

00:03:40.845 --> 00:03:43.306
هذب خورشیدپرست‌ها حرف ندارن.

00:03:43.306 --> 00:03:45.600
تکنیکای جادویی‌شون از
‫انسان معمولی قدرتمندتره.

00:03:45.600 --> 00:03:49.854
بین انسان‌ها، تنها گروهی هستن
‫ که می‌تونن مقابل نژاد ما بجنگن.

00:03:49.896 --> 00:03:54.276
منطقی فکر کنیم، ایده‌ی خوبیه که
‫ یه خورشیدپرست طرف خودشون داشته باشن.

00:03:54.276 --> 00:03:56.736
‫تو دروغگوی خوبی هستیا.

00:03:57.487 --> 00:04:02.242
‫تمام حرفای الانت،
‫دروغ‌هایی قاطی با چندتا حقیقت بود.

00:04:03.076 --> 00:04:05.203
تچ! پس گولشو نخورد.

00:04:05.203 --> 00:04:11.751
‫دروغ فریبم نمی‌ده، چون چشمام می‌تونن
‫هاله‌ی ساطع‌شده از افراد رو ببینن.

00:04:11.751 --> 00:04:14.588
‫می‌تونم صحت اظهارات افراد رو

00:04:14.588 --> 00:04:17.173
‫براساس تغییراتِ ناشی از
‫احساساتشون تشخیص بدم.

00:04:17.674 --> 00:04:19.175
‫ولی طرز کارش اینطوری نیست.

00:04:20.135 --> 00:04:24.806
‫با تمرین، امکانش هست که
‫نوساناتِ هاله رو کنترل کرد.

00:04:25.390 --> 00:04:31.104
‫پس تشخیصم از روی نوساناتِ هاله نیست،
‫بلکه از رنگ‌شونه.

00:04:31.104 --> 00:04:34.399
‫وقتی یه‌نفر صادقانه حرف می‌زنه،
‫رنگ هاله‌شون آبیه.

00:04:34.399 --> 00:04:36.776
‫درحالی که دروغگوها، رنگ‌شون قرمزه.

00:04:37.360 --> 00:04:40.155
‫این توانایی حسگر، مختص به خودمه.

00:04:40.155 --> 00:04:42.240
‫نمی‌گم فریب‌دادنم غیرممکنه،
‫ولی کار خیلی سختیه.

00:04:42.908 --> 00:04:44.910
‫رنگ هاله‌ی تو...

00:04:49.706 --> 00:04:50.832
‫هرچند...

00:04:55.212 --> 00:04:57.881
‫اون هاله‌ی آبی، یه بوی گندی داره.

00:04:57.923 --> 00:04:59.716
چه ربطی به بو داره؟

00:04:59.966 --> 00:05:01.426
‫لطفاً صبر کنید!

00:05:01.426 --> 00:05:03.136
‫درسته که تا حدودی دروغ گفتم،

00:05:03.136 --> 00:05:05.680
‫ولی اینکه یه جادوگرم و
‫ از پایتخت فرار کردم حقیقت

00:05:09.768 --> 00:05:10.727
‫بگیرش.

00:05:11.728 --> 00:05:12.687
‫چرا؟

00:05:12.687 --> 00:05:14.731
‫چون دروغگوی خوبی هستی.

00:05:14.731 --> 00:05:18.693
‫سلاح‌هایی که ساختم رو
‫ به اونایی که دوست دارم می‌دم.

00:05:18.693 --> 00:05:20.153
‫به تو هم یدونه می‌دم.

00:05:21.279 --> 00:05:23.406
‫چی شده؟ بگیرش دیگه.

00:05:27.118 --> 00:05:28.662
‫حدس می‌زدم.

00:05:28.662 --> 00:05:30.080
‫پسش بده.

00:05:31.414 --> 00:05:35.544
‫همونطور که می‌بینی،
‫ بدون هیچ دستی متولد شدم.

00:05:35.544 --> 00:05:39.047
‫به‌جای دست‌هایی که ندارم،
‫از تجهیزات نقره استفاده می‌کنم.

00:05:39.047 --> 00:05:41.174
‫برای دیگر بخش‌های بدنم هم همینه.

00:05:41.466 --> 00:05:45.595
‫بنابراین، از طریق این نقره‌جاته که
‫چشمام فراتر از احساسات رو می‌بینه

00:05:45.720 --> 00:05:49.391
‫تنها ویژگیش اینه که
‫یه چهار چشمی اخمو و ضدحاله،

00:05:49.391 --> 00:05:52.519
‫ولی ذات واقعیش فقط همون عینکشه.

00:05:52.519 --> 00:05:54.646
‫هی، نمی‌فهمم منظورت چیه؟

00:05:54.646 --> 00:05:56.940
‫تفاوتی بین ظاهر و
‫ ذات واقعیش وجود نداره.

00:05:56.940 --> 00:06:00.735
‫همونطور که به‌نظر میاد،
‫یه چهار چشمی اخمو و ضدحاله.

00:06:00.735 --> 00:06:01.862
‫هوی!

00:06:01.862 --> 00:06:05.490
‫به‌جز عینکش، بقیه‌ی بدنش برام به‌چشم نمیاد.

00:06:05.490 --> 00:06:06.908
‫مسخره‌بازی در نیار!

00:06:06.908 --> 00:06:09.119
‫الان واقعاً وقتشه سربه‌سرم بذاری؟

00:06:09.828 --> 00:06:13.165
‫همم؟ تازگی‌ها موهات نازک‌تر نشده؟

00:06:13.165 --> 00:06:13.999
‫ها؟

00:06:14.374 --> 00:06:16.960
‫و پیرمردی که اون پشت وایساده...

00:06:17.461 --> 00:06:21.006
‫اون استاد شمشیرزنی من، گارم «گرگ شمشیر»ئه.

00:06:21.006 --> 00:06:26.887
‫برای من، شبیه مردیه که
‫بدن و شمشیرش باهم ادغام شدن.

00:06:27.304 --> 00:06:28.847
‫ترکیب انسان و شمشیر!

00:06:28.847 --> 00:06:32.851
‫تمرینات بی‌وقفه‌ی تمام عمرش،
‫اونو به این شکل زیبا در آورده.

00:06:33.143 --> 00:06:37.355
‫اگه یه‌روز با یکی‌شون ازدواج کنم،
‫می‌خوام یکی زیباتر از گارم باشه،

00:06:37.355 --> 00:06:40.650
‫ولی هنوز با همچین مردی روبرو نشدم.

00:06:41.193 --> 00:06:42.569
‫پرنسس!

00:06:43.570 --> 00:06:47.032
‫با درنظر گرفتن تمام اینا،
‫ذات واقعیِ تو...

00:06:47.365 --> 00:06:50.160
‫یک توده کاملاً سیاه از مرگه.

00:06:50.911 --> 00:06:52.746
‫تمام افراد، سلاح‌هاتونو آماده کنید!

00:06:52.746 --> 00:06:54.581
‫لـ ـ لطفاً صبر کنید!

00:06:54.581 --> 00:06:57.459
‫سوءتفاهم شده! من یه اژدهای واقعی نیست‍ ـ

00:06:57.459 --> 00:07:00.170
‫اینجا مسئله اژدها یا انسان بودن نیست!

00:07:00.170 --> 00:07:04.883
‫در مقایسه با نفرت‌انگیزیِ تو،
‫حتی دورنیا هم بهتر به‌نظر میاد!

00:07:05.634 --> 00:07:07.886
‫خودتو آماده کن، موجود کثیف!

00:07:09.846 --> 00:07:12.140
‫تو! لطفاً کمکم کن!

00:07:12.140 --> 00:07:14.226
‫خودتم شبیه منی، مگه نه؟

00:07:14.226 --> 00:07:18.480
‫لطفاً متقاعدش کن که
‫می‌تونم بهتون کمک کنم.

00:07:18.480 --> 00:07:21.233
‫بین همه‌ی اینا، تو باید بفهمی چقدر مفیدم!

00:07:21.233 --> 00:07:22.442
‫نمی‌تونم.

00:07:23.402 --> 00:07:25.654
‫به استثنای تصمیمات منطقی،

00:07:25.654 --> 00:07:28.990
‫وقتی فرمانده‌مون براساس درک خودش
‫ تصمیمی گرفته، ما اطاعت می‌کنیم.

00:07:28.990 --> 00:07:31.368
‫سپاه ما اینطوری عمل می‌کنه.

00:07:31.368 --> 00:07:32.327
‫نه!

00:07:35.288 --> 00:07:37.290
‫حالا بمیر!

00:07:38.750 --> 00:07:39.876
‫دست نگه دار!

00:07:40.085 --> 00:07:41.545
شوخی کردم.

00:07:41.545 --> 00:07:43.004
اگه می‌خوای بکش.

00:07:43.004 --> 00:07:45.340
به‌هرحال، قرار نیست بمیرم.

00:07:45.632 --> 00:07:47.175
واقعاً که...

00:07:47.175 --> 00:07:49.636
اگه انقدر رو دیدن ذات واقعیم قفلی نمی‌زد،

00:07:49.636 --> 00:07:52.097
می‌تونستیم از هم استفاده کنیم.

00:07:52.097 --> 00:07:54.141
اون همیشه همینطوریه.

00:07:54.516 --> 00:07:57.018
خب، باید بسوزم و بسازم.

00:07:57.018 --> 00:08:00.021
بعد از اینکه منو کشت، تو پایگاه مخفی می‌شم.

00:08:00.021 --> 00:08:03.066
منتظر فرصتم می‌مونم
‫تا راگنا بردارم و بزنم به چاک.

00:08:03.066 --> 00:08:06.361
اگه اینجا جنگ راه بیفته،
‫فرار کردن راحته.

00:08:06.361 --> 00:08:09.448
وقتی تو افکارم غرق بودم،
‫مثل اینکه وقت مردن رسیده.

00:08:09.448 --> 00:08:11.324
بدرود، ارتش نقره.

00:08:11.908 --> 00:08:15.495
جنگ‌طلب‌های خاندان بال،
‫اولتوزورا و تاراتکتورا

00:08:15.495 --> 00:08:17.789
برای سلاخی همه‌تون میان.

00:08:18.290 --> 00:08:20.584
بهتره با تمام توان بجنگین.

00:08:20.584 --> 00:08:22.002
حالا دیگه مشکل من نیست.

00:08:22.753 --> 00:08:24.004
‫نمی‌تونم اجازه‌شو بدم.

00:08:26.089 --> 00:08:28.592
‫شکار اون، وظیفه‌ی منه.

00:08:32.262 --> 00:08:34.723
‫دقیق نمی‌دونم اینجا چه‌خبره...

00:08:34.723 --> 00:08:37.851
‫ولی دوباره کار بدی کردی، کریمزن؟

00:08:37.851 --> 00:08:39.519
‫اینجا مظلوم خودمم!

00:08:39.811 --> 00:08:41.480
‫یه نفوذی دیگه؟

00:08:41.730 --> 00:08:43.732
‫از کجا پیداش شد؟

00:08:45.859 --> 00:08:47.152
‫گارم-دونو!

00:08:47.152 --> 00:08:48.236
‫گیا!

00:08:48.612 --> 00:08:49.738
‫گیا؟

00:08:50.030 --> 00:08:52.491
‫چـ ـ چـ ـ چی...؟
‫یهو چی شد؟
‫پرنسس، این شایسته نیست.

00:08:52.491 --> 00:08:54.326
‫شمشیر... دست... شمشیر!

00:08:54.326 --> 00:08:56.703
‫پرنسس، به خودتون مسلط باشید.

00:08:57.120 --> 00:08:58.872
‫باهاش چیکار کردی، کریمزن؟

00:08:58.872 --> 00:09:00.374
‫هیچ غلطی نکردم!

00:09:00.374 --> 00:09:01.833
‫معلومه که تقصیر خودته.

00:09:02.167 --> 00:09:04.169
‫ولی منم هیچ‌کاری نکردم.

00:09:06.004 --> 00:09:10.300
پرنسس نقره، دنیا رو خیلی متفاوت
‫ از مردم عادی می‌بینه.

00:09:10.300 --> 00:09:11.551
پس...

00:09:11.551 --> 00:09:15.472
حالا که راگنا از مرزهای قدرت عبور کرده
‫ و با شمشیر نقره ترکیب‌شده،

00:09:15.472 --> 00:09:17.057
چطوری می‌بینتش؟

00:09:22.771 --> 00:09:26.274
‫ا ـ اون شمشیر دست و پا داره!

00:09:26.400 --> 00:09:27.067
‫عوضی!

00:09:27.067 --> 00:09:28.068
‫با فرمانده چیکار کردی؟

00:09:28.068 --> 00:09:28.944
‫ای گستاخ!

00:09:28.944 --> 00:09:31.863
‫نه، من واقعاً هیچ کاری...

00:09:31.863 --> 00:09:32.989
‫ساکت شو!

00:09:32.989 --> 00:09:34.324
‫آماده مرگ شو!

00:09:40.122 --> 00:09:41.456
‫...نکردم.

00:09:41.456 --> 00:09:42.874
‫چه‌خبر شده؟

00:09:42.874 --> 00:09:44.626
باورم نمی‌شه.

00:09:44.626 --> 00:09:47.838
ترکیب بی‌نقص انسان و نقره‌فام.

00:09:48.088 --> 00:09:50.382
این نقطه اوج قدرت...

00:09:50.382 --> 00:09:53.093
نه، حتی فراتر از اون!

00:09:53.093 --> 00:09:59.057
‫هرگز فکر نمی‌کردم چنین چیزی
‫ توی این دنیا وجود داشته باشه.

00:09:59.808 --> 00:10:00.809
‫پرنسس.

00:10:01.018 --> 00:10:03.186
‫تنبیه شما تموم شد.

00:10:03.186 --> 00:10:05.063
‫آماده شید که به قصر برگردید.

00:10:05.397 --> 00:10:07.983
‫اوه، امروز بود؟

00:10:08.400 --> 00:10:11.528
‫انقدر بحر ساختن شمشیرم بودم که یادم رفت.

00:10:13.739 --> 00:10:14.781
‫تادا!

00:10:14.781 --> 00:10:16.575
‫چیز خوش‌ساختی دراومد، نه؟

00:10:16.575 --> 00:10:19.286
‫مخصوصاً وقتی این
‫اولین شمشیر نقره‌ست که می‌سازم.

00:10:19.286 --> 00:10:23.206
‫به‌نظر میاد
استعداد یه نقره‌ساز خوب هم دارم!

00:10:23.206 --> 00:10:24.499
‫آفرین به خودما!

00:10:24.499 --> 00:10:27.461
‫نبوغ عظیمم حد و مرزی نداره!

00:10:27.461 --> 00:10:29.588
‫مهمتر از اون، پرنسس...

00:10:29.588 --> 00:10:31.214
‫چیز «مهمتر» چیه؟

00:10:31.214 --> 00:10:36.845
‫به‌خاطر این شیرین‌کاریِ شما،
‫ نامزدی‌تون به‌طور کامل لغو شد.

00:10:36.845 --> 00:10:38.555
‫برام مهم نیست.

00:10:39.014 --> 00:10:42.517
‫از همون اول هم قصد ازدواج نداشتم.

00:10:42.517 --> 00:10:44.019
‫برای بنده مهمه.

00:10:44.019 --> 00:10:47.606
‫بنده به‌عنوان مربی شخصی‌تون استخدام شدم.

00:10:47.606 --> 00:10:51.109
‫اما دراصل، بنده
بیشتر با مربی حیوانات وحشی‌ام.

00:10:51.109 --> 00:10:54.029
‫در قراردادم اومده، زمانی که عروسی کردید

00:10:54.029 --> 00:10:57.824
‫به بنده یک پاداش گرانبها،
‫به‌علاوه حقوق سختی کار تعلق می‌گیره.

00:10:57.824 --> 00:10:59.993
‫پس تا بالغید، خواهش می‌کنم که ازدواج کنید

00:10:59.993 --> 00:11:04.039
‫تا بنده بتونم از
بازنشستگی بی‌سروصدام لذت ببرم.

00:11:04.039 --> 00:11:08.001
‫برای یه مربی پرنسس
‫عادیه که همچین چیزایی بگه؟

00:11:08.001 --> 00:11:10.712
‫چنین چیزهایی رو به پرنسس عادی نمی‌گن.

00:11:10.712 --> 00:11:13.924
‫اگه انقدر اصرار داری ازدواج کنم،

00:11:13.924 --> 00:11:17.928
‫باید منو به یه‌مرد معرکه معرفی کنی
‫ که یه‌دل نه صد دل عاشقش بشم.

00:11:22.432 --> 00:11:24.059
خدای من...

00:11:24.893 --> 00:11:27.521
دست‌وپاش به‌طور بی‌نقصی شکل گرفتن...

00:11:27.521 --> 00:11:32.567
زخم‌های بی‌شمارش نمایانگر
‫نبردهای سختیه که بهشون پا گذاشته.

00:11:32.567 --> 00:11:35.988
و همینطور از
قدرت نقره‌فامی که درش غوطه‌ور شده!

00:11:35.988 --> 00:11:40.325
اون قوی‌ترین، و در عین حال
‫خونسردترین فردیه که تا به‌حال دیدم.

00:11:40.325 --> 00:11:41.827
و مهمتر از همه...

00:11:42.369 --> 00:11:45.706
‫صورتشو ببین! خیلی رؤیاییه!

00:11:45.706 --> 00:11:47.291
‫به‌خاطر خوشتیپی شرمنده‌تم.

00:11:48.375 --> 00:11:50.586
‫نازارنا، باید چیکار کنم؟

00:11:50.586 --> 00:11:52.337
‫اون مرد...

00:11:53.547 --> 00:11:55.757
‫بدجوری جذابه!

00:12:00.387 --> 00:12:02.556
‫هوی، وایسا! این خیلی ناپسنده!

00:12:02.556 --> 00:12:04.391
‫اعلی‌حضرت، الان وقت خوشمزگی نیست!

00:12:04.683 --> 00:12:06.476
‫این پسره هم دشمنه؟

00:12:06.476 --> 00:12:08.353
‫یه‌جوری بهتون حمله کرده؟

00:12:09.563 --> 00:12:10.814
‫کریمزن؟

00:12:10.814 --> 00:12:12.441
باورم نمی‌شه!

00:12:12.441 --> 00:12:14.276
انتظار همچین چیزی نداشتم!

00:12:15.986 --> 00:12:17.154
‫می‌بخشید...

00:12:18.530 --> 00:12:19.865
‫باید چیکار کنم، نازارنا؟

00:12:19.865 --> 00:12:22.784
‫تو این شرایط اصلاً باید چیکار کرد؟

00:12:22.784 --> 00:12:25.287
‫بله، واقعاً باید چیکار کنیم؟

00:12:25.704 --> 00:12:27.414
‫می‌شه توجه‌تونو داشته باشم؟

00:12:28.248 --> 00:12:32.377
‫ما قصد جنگ با شما رو نداریم.

00:12:33.045 --> 00:12:36.048
‫ا ـ اگه اونو نکشید...

00:12:36.048 --> 00:12:41.887
‫از دستورات شما اطاعت می‌کنیم.

00:12:46.183 --> 00:12:47.267
‫خیلی‌خب!

00:12:47.517 --> 00:12:51.021
‫تا وقتی درباره وضعیت‌تون تصمیم بگیریم،
‫اینجا منتظر باشید.

00:12:53.106 --> 00:12:55.359
‫کریمزن، باهات حرف دارم.

00:12:55.359 --> 00:12:56.777
‫منم همینطور.

00:12:56.777 --> 00:12:59.279
‫خب، اتاق خوبی بهمون دادن،

00:12:59.279 --> 00:13:01.031
‫بهتره یه‌کم گپ بزنیم.

00:13:01.490 --> 00:13:04.493
‫کریمزن، چرا سعی کردی فرار کنی؟

00:13:04.493 --> 00:13:06.745
‫چرا توی نقشه‌م دخالت کردی؟

00:13:07.079 --> 00:13:09.248
‫چون نمی‌خواستم مثل ترسوها فرار کنم!

00:13:09.248 --> 00:13:13.627
‫هرچی بیشتر بذاریم آتیماتیا زنده بمونه،
‫آدمای بیشتری می‌میرن.

00:13:13.627 --> 00:13:16.338
‫نباید یه‌ثانیه هم برای شکارش تلف کنیم.

00:13:16.338 --> 00:13:17.881
‫ولی تو باختی.

00:13:17.881 --> 00:13:21.134
‫پس منم لشتو برداشتم و از اونجا بیرون بردم.

00:13:21.134 --> 00:13:22.970
‫ولی جلوم مقاومت کردی.

00:13:22.970 --> 00:13:25.180
‫یکی از اختراعات
مهمم، اتاق خلأ رو نابود کردی،

00:13:25.180 --> 00:13:26.974
‫و خبری هم از کیمرا نیست.

00:13:27.558 --> 00:13:28.433
‫تچ!

00:13:28.767 --> 00:13:31.770
‫چطوری قراره این خسارت‌ها رو جبران کنی؟

00:13:31.770 --> 00:13:33.981
‫با کشتن آلتیماتیا!

00:13:36.400 --> 00:13:38.777
‫کریمزن، درد داره.

00:13:38.777 --> 00:13:42.322
‫دارم هاله‌ی درب‌ و داغونتو درست می‌کنم.

00:13:42.322 --> 00:13:45.993
‫انگار توی اون مبارزه آخرت
‫ زیادی سنگ‌تموم گذاشتی.

00:13:46.285 --> 00:13:47.911
‫راستی، کریمزن...

00:13:47.911 --> 00:13:50.455
‫داشتم درباره چیزی که گفتی فکر می‌کردم...

00:13:50.455 --> 00:13:52.457
‫اسلایم-سنپای مُرد؟

00:13:54.668 --> 00:13:56.712
‫اینجانب، خدمتکار شماره یک‌تونم!

00:13:56.712 --> 00:13:58.422
‫عا، اونو یادم رفت.

00:14:04.595 --> 00:14:05.387
‫پورو؟

00:14:05.387 --> 00:14:06.638
‫آب رفته.

00:14:06.638 --> 00:14:08.348
‫کریمزن-شاما!

00:14:08.348 --> 00:14:10.517
‫اینم یه خسارت دیگه به قدرت مبارزه‌مون.

00:14:10.517 --> 00:14:12.019
‫همش هم از گور تو بلند می‌شه.

00:14:12.394 --> 00:14:13.437
‫شرمنده.

00:14:13.437 --> 00:14:16.023
‫حداقل یه‌کم قیافه‌ت شرمنده باشه!

00:14:16.023 --> 00:14:17.482
‫خیلــی شرمنده.

00:14:18.192 --> 00:14:19.443
‫عا راستی،

00:14:19.443 --> 00:14:21.403
‫اینجا کجاست؟

00:14:21.403 --> 00:14:23.322
‫منم دوست‌دارم بدونم.

00:14:23.322 --> 00:14:26.158
‫ما تو منطقه
تمرینی ارتش، توی شمال لیز هستیم.

00:14:26.575 --> 00:14:30.704
‫یکی از تأسیسات باستانی و
‫ زیرزمینیه که حفاری و بازسازی شده.

00:14:31.413 --> 00:14:34.333
‫از این فرصت استفاده می‌کنم تا به‌طور دقیق

00:14:34.333 --> 00:14:37.586
‫خطری که آدمای این مقر توشن رو توضیح بدم.

00:14:37.920 --> 00:14:38.962
‫پورو.

00:14:39.379 --> 00:14:41.173
‫بعد شنیدن این،

00:14:41.173 --> 00:14:44.510
‫شک دارم بخوای زود برگردی پایتخت.

00:14:46.470 --> 00:14:48.764
‫چقدر دیگه باید اینجا معطل شیم؟

00:14:48.764 --> 00:14:50.432
‫تا الان پنج روز شده!

00:14:50.432 --> 00:14:51.934
‫اون بیرون چه‌خبره؟

00:14:51.934 --> 00:14:53.519
‫بذارین پرنسس نقره رو ببینیم!

00:14:53.519 --> 00:14:54.353
‫تمومش کنین!

00:14:54.353 --> 00:14:57.022
‫از اینجا هیچ غیرنظامی‌ای اجازه عبور نداره.

00:14:57.356 --> 00:14:59.107
‫داره وضعیت ناجوری می‌شه.

00:14:59.107 --> 00:15:01.235
‫بی‌خبر اینجا کشیدنشون

00:15:01.235 --> 00:15:03.570
‫و زیر زمین توی شرایط بدی نگهشون داشتن.

00:15:03.570 --> 00:15:05.280
‫ممکنه شورش بشه.

00:15:05.280 --> 00:15:07.908
‫وقتی 1,500 نفرو مثل ماهی
‫ یه‌جا می‌ذاری همین می‌شه.

00:15:07.908 --> 00:15:09.493
‫اگه اینجا نمی‌آوردیمشون،

00:15:09.493 --> 00:15:12.913
‫ممکن بود به پخش رادیویی
‫ گوش کنن و برن پایتخت.

00:15:12.913 --> 00:15:16.041
‫می‌دونستیم یه تله‌ست.
‫نمی‌تونستیم همینطوری ولشون کنیم!

00:15:16.041 --> 00:15:21.130
‫خب، با استفاده از نجات جون شهروندا
‫می‌خوای به سربازا روحیه بدی.

00:15:21.463 --> 00:15:23.257
‫کارمون اینجا تمومه؟

00:15:23.257 --> 00:15:27.719
‫واسه تو وقت ندارم، همه سودها رو که می‌بری،
‫ آخرشم جادوگرا همه کار‌ها رو می‌کنن.

00:15:28.679 --> 00:15:31.932
‫می‌خوام حضور اون نفوذی‌ها رو مخفی نگه داری.

00:15:34.726 --> 00:15:37.855
‫دوست‌ندارم نیروها
به‌خاطر این وضعیت مضطرب شن.

00:15:37.855 --> 00:15:39.314
‫چقدر؟

00:15:39.314 --> 00:15:40.816
‫درخواست رشوه نکن!

00:15:43.235 --> 00:15:45.904
‫اون پیرمرد راستی‌راستی باخت؟

00:15:47.614 --> 00:15:49.241
‫کی اینو بهتون گفته؟

00:15:49.992 --> 00:15:51.243
‫خود پیرمرد.

00:15:51.243 --> 00:15:52.286
‫گارم-دونو!

00:15:53.454 --> 00:15:56.999
‫از گشت‌زنی برمی‌گشتیم که
‫دیدیم داره تو راهرو گریه می‌کنه.

00:15:56.999 --> 00:15:59.001
‫کل این مدت گریه می‌کرد؟

00:15:59.293 --> 00:16:00.878
‫پرنسس جونم!

00:16:01.503 --> 00:16:03.338
ولی خب، گارم-دونو...

00:16:03.338 --> 00:16:05.591
قوی‌ترین شمشیرزن این کشور و حومه‌ست.

00:16:05.591 --> 00:16:08.302
یه‌بار تونست
دست ‌و پای یه اژدهای برتر رو قطع کنه،

00:16:08.302 --> 00:16:11.180
و حتی ضربه نهایی رو به دورنیا زد.

00:16:11.555 --> 00:16:16.018
ولی به‌راحتی توسط یه پسرک ازخودراضیِ
‫نصف سنش شکست خورد.

00:16:16.018 --> 00:16:19.521
نمی‌تونم تصور
کنم چه ضربه روحی‌ای بهش وارد شده.

00:16:19.646 --> 00:16:20.981
‫پرنسس جونم!

00:16:20.981 --> 00:16:24.860
‫پدرجونت...
‫پدرجونت زانوی غم بغل گرفته!

00:16:25.194 --> 00:16:29.490
‫پدرجون، بالأخره
مردی رو پیدا کردم که ازت قوی‌تره.

00:16:29.490 --> 00:16:31.325
‫به‌خاطر همه‌چیز ممنون!

00:16:31.325 --> 00:16:33.702
‫می‌رم عروسی کنم!

00:16:33.702 --> 00:16:34.745
‫عروسی!

00:16:34.912 --> 00:16:36.163
‫عروسی!

00:16:36.163 --> 00:16:37.706
‫پرنسس جــونم!

00:16:37.706 --> 00:16:39.875
‫یکی تونست پیری رو بکشه؟

00:16:39.875 --> 00:16:42.711
‫ایول! بذار باهاش بجنگم!

00:16:42.711 --> 00:16:44.296
‫نمرده!

00:16:44.296 --> 00:16:46.256
‫اول گزارشتو بده.

00:16:46.256 --> 00:16:49.176
‫تا اون‌موقع جواب سؤالی رو نمی‌دم.

00:16:49.176 --> 00:16:51.011
‫اژدهایان حرکتی انجام دادن؟

00:16:51.011 --> 00:16:52.888
‫ببند، چهارچشمی.

00:16:52.888 --> 00:16:55.140
‫ما زیردستات نیستیم.

00:16:55.140 --> 00:16:57.684
‫تو باید اول جواب سؤالمونو بده، کچل!

00:16:57.684 --> 00:16:59.686
‫ای شکارچیای اژدهای کله‌خراب!

00:16:59.686 --> 00:17:00.729
‫تازه من کچل نیستم!

00:17:01.438 --> 00:17:03.607
‫راسته که لیا-نه عاشق شده؟

00:17:03.607 --> 00:17:05.692
‫راسته که تو یه نگاه عاشق نفوذی شده؟

00:17:05.859 --> 00:17:06.985
‫خدایی؟

00:17:06.985 --> 00:17:07.986
‫آره، خدایی!

00:17:07.986 --> 00:17:10.239
‫شایعه‌ش بین همه پیچیده!

00:17:10.239 --> 00:17:12.449
‫همون یاروییه که پیرمرد رو کشت؟

00:17:12.449 --> 00:17:14.785
‫بذارید برم تو کار یارو!

00:17:14.785 --> 00:17:18.872
‫چه‌جور آدمیه؟
‫هوی، گوشت با منه؟
‫یا میمونی چیزیه؟
‫شین، فک کنم باید بیخیالش شی.
‫همه باهم حرف نزنین!

00:17:18.872 --> 00:17:20.749
‫برمی‌گردم سر کارم.

00:17:20.749 --> 00:17:22.209
‫راستی، پرنسس کجاست؟

00:17:22.209 --> 00:17:23.210
‫پـ ـ پرنسس الان...

00:17:25.921 --> 00:17:28.048
‫به‌خاطر خوشتیپی شرمنده‌تم.

00:17:28.674 --> 00:17:31.427
‫پرنسس، لطفاً توجه کنید.

00:17:31.427 --> 00:17:32.511
‫ها؟

00:17:36.390 --> 00:17:37.683
‫داری چه غلطی می‌کنی، عوضی؟

00:17:37.683 --> 00:17:40.519
‫از آخرین‌بار که چنین ضربه‌ای بهتون زدم
‫زمان زیادی می‌گذره

00:17:40.519 --> 00:17:43.439
‫معمولاً چنین یورش‌هایی رو جاخالی می‌دید.

00:17:44.106 --> 00:17:45.858
‫می‌دونید چرا اینکارو نکردید؟

00:17:45.858 --> 00:17:46.984
‫نمی‌دونم!

00:17:47.234 --> 00:17:48.485
‫چرا؟

00:17:48.485 --> 00:17:51.655
‫به این‌خاطره که شما عاشق اون مرد شدید.

00:17:53.782 --> 00:17:55.409
‫بهش اعتراف کنید.

00:17:55.409 --> 00:18:00.789
‫در غیر این‌صورت،
مجبورم همچنان بدنتونو نرمش بدم.

00:18:01.540 --> 00:18:04.376
‫بـ ـ به این می‌گن عشق؟

00:18:04.752 --> 00:18:07.463
‫باشه، فکر می‌کنم اون پسر خیلی جیگره...

00:18:07.880 --> 00:18:09.965
‫ظاهر خوش‌فرمی داره،

00:18:09.965 --> 00:18:13.927
‫و قیافه‌ش هم مثل نقره‌سازها
‫یه‌مقدار از مد افتاده‌ست.

00:18:15.971 --> 00:18:19.767
ذهنیت‌هایمون انقدر فرق داره که
‫ اصلاً نمی‌تونم باهاش ارتباط بگیرم.

00:18:20.476 --> 00:18:22.353
‫گوریلنا...

00:18:22.853 --> 00:18:25.481
‫ارتش نقره قوای نیرومندیه.

00:18:27.524 --> 00:18:32.237
‫اما بدون شما، اونا چیزی بیشتر از
‫ یک‌سری ارازل با استعداد نیستن.

00:18:33.364 --> 00:18:39.870
‫قدرت شما، مهارت شما یه‌عنوان یک نقره‌ساز،
‫جذبه‌تون به‌عنوان یک رهبر،

00:18:39.870 --> 00:18:44.625
‫و همچنین مقام سلطنتی‌تون
‫ کسانی همچون: سربازها، مزدورها، شکارچیان اژدها،

00:18:44.625 --> 00:18:50.005
‫جادوگرها، آدمکش‌ها و دیگر افراد رو
‫ به زیر فرمانتون کشونده.

00:18:50.005 --> 00:18:55.969
‫کسای زیادی می‌تونن حمایتتون کنن،
‫اما کسی نمی‌تونه شما رو جایگزین کنه.

00:18:56.762 --> 00:18:59.598
‫عشق می‌تونه نکته خوب و مثبتی باشه؛

00:18:59.598 --> 00:19:02.601
‫اما باید وظیفه‌تون رو به سرانجام برسونید.

00:19:02.601 --> 00:19:06.438
‫شما امید تک‌تک افراد اینجا هستید.

00:19:08.190 --> 00:19:12.945
‫تو می‌خوای
من با بی‌رحمی وظیفه‌مو انجام بدم.

00:19:12.945 --> 00:19:15.406
‫و اگه زیر این‌همه بار له بشم چی؟

00:19:15.781 --> 00:19:18.492
‫افرادی هستن که اگه
‫ وظایف بزرگتری بر روی دوش‌شون باشه،

00:19:18.492 --> 00:19:20.869
‫درخشش بیشتری دارن.

00:19:21.745 --> 00:19:23.080
‫در این‌صورت،

00:19:23.706 --> 00:19:27.209
‫من، استاریا، پرنسس نقره،
‫باید چنین فردی باشم.

00:19:33.507 --> 00:19:35.259
‫آلتیماتیا-ساما...

00:19:39.138 --> 00:19:40.889
‫ای دنیا،

00:19:40.889 --> 00:19:42.099
‫متوقف شو.

00:19:51.025 --> 00:19:52.526
‫چرا؟

00:19:53.277 --> 00:19:55.362
‫چرا اینطوری شد؟