WEBVTT

00:00:02.600 --> 00:00:04.100
بجنگ

00:00:06.110 --> 00:00:07.610
!بجنگ

00:00:07.610 --> 00:00:10.150
چیکار می‌کنی؟

00:00:10.150 --> 00:00:16.490
الان داشتی جلوی آینه می‌گفتی «بجنگ، بجنگ»؟

00:00:16.490 --> 00:00:20.290
هی. تو گفتی «بجنگ، بجنگ»، مگه نه؟

00:00:20.290 --> 00:00:24.920
منظور از «بجنگ، بجنگ»، جنگیدن با چیـه؟

00:00:24.920 --> 00:00:31.260
اگه میگی «بجنگ، بجنگ» یعنی
دوتا جنگ هستش؟

00:00:33.760 --> 00:00:40.100
.سکوتت کمکی نمی‌کنه
.معمولاً بقیه اینطوری با خودشون حرف نمی‌زنن

00:00:40.100 --> 00:00:45.060
می‌دونم که خودم قبلاً با خودم
توی آینه حرف نزدم

00:00:47.190 --> 00:00:50.730
ضمناً، به نظرم موهات باحالـه

00:00:50.730 --> 00:00:56.160
وقتی اینطوری ژولیده‌ست، انگار که
سخت‌کوش و بیخیالی

00:00:56.160 --> 00:00:58.030
!واسه چی اومدی؟

00:00:58.030 --> 00:01:01.410
چی؟ مشخصاً برای اینکه حرف بزنیم

00:01:01.410 --> 00:01:06.750
،مگه اولین باری که همدیگه رو دیدیم
تمام شب درباره‌ی غول‌ها حرف نزدیم؟

00:01:06.750 --> 00:01:12.000
البته تو بیشتر داشتی
به وراجی‌های من گوش می‌دادی

00:01:12.000 --> 00:01:18.930
من واقعاً فکر می‌کردم که
تو به هیچ وجه هیستوریا رو قربانی نمی‌کنی

00:01:20.000 --> 00:01:22.000
ترجمه از
آرین کاردینال

00:02:56.030 --> 00:02:58.030
دو سال قبل

00:02:59.360 --> 00:03:05.740
ارن، از وقتی یه سال پیش
کشتیِ ما رو بلند کردی، ندیدمت

00:03:05.740 --> 00:03:08.040
کار کردن با تو باعث افتخارمـه

00:03:08.040 --> 00:03:14.710
.نه، شما با هم کار نمی‌کنید
.همین که قیافه‌اش رو می‌بینی، شانس آوردی

00:03:14.710 --> 00:03:19.590
.برای من که همین کافیـه
.امروز روز شادی میشه

00:03:19.590 --> 00:03:24.850
کار بندر تموم شده و به اولین
مهمون خارجی‌مون خوشامد میگیم

00:03:24.850 --> 00:03:28.930
از تنها کشور دوستِ جزیره‌ی
،پارادایس یعنی هیزارو

00:03:28.930 --> 00:03:32.390
فرستاده‌ی ویژه، کیومی آزومابیتو

00:03:36.360 --> 00:03:39.650
این نشان خانوادگی رو می‌شناسید؟

00:03:40.940 --> 00:03:42.030
...اون

00:03:42.030 --> 00:03:43.490
نشونش بده، میکاسا

00:03:43.490 --> 00:03:47.030
ولی مادرم گفتش که
به کسی نشونش ندم

00:03:47.030 --> 00:03:52.920
.وقتی بچه بودی که به من نشونش دادی
.اون رازیـه که برای امروزه

00:03:52.920 --> 00:03:54.330
زود باش

00:03:59.050 --> 00:04:04.300
قبل از مرگ مادرم، این نماد
ازش به من رسید

00:04:04.300 --> 00:04:07.760
اون گفت باید بدمش به بچه‌ام

00:04:09.060 --> 00:04:12.350
!چه کار تحسین‌برانگیزی

00:04:12.350 --> 00:04:18.440
بیشتر از صد سال قبل، شوگونی که
ما آزومابیتوها از نسلش هستیم، یه پسر داشت

00:04:18.440 --> 00:04:24.450
اون با شاه فریتز دوست بود و
گاهی به پارادایس میومد

00:04:24.450 --> 00:04:29.870
،بعد از جنگ غولی بزرگ
هیزارو شکست خورده بود و دچار هرج و مرج بود

00:04:29.870 --> 00:04:38.340
داخل اون آشوب، یکی از بچه‌هاش
توی جزیره جا موند

00:04:38.340 --> 00:04:42.460
!تو نواده‌ی گمشده‌ی حاکم کشورمونی

00:04:42.460 --> 00:04:45.720
!تو امید هیزاروئی

00:04:48.850 --> 00:04:52.310
هنوز نمی‌فهمم یه کشور چیه

00:04:52.310 --> 00:04:55.810
!بگذریم، حالا با هیزارو دست بالا رو داریم

00:04:55.810 --> 00:04:57.940
اگه یه تله باشه چی؟

00:04:57.940 --> 00:05:01.690
گمونم باید نظر یلنا رو بپرسیم

00:05:02.990 --> 00:05:05.780
!نه! اونا دقیقاً همینو می‌خوان

00:05:05.780 --> 00:05:08.910
:یه چیز قطعیـه

00:05:08.910 --> 00:05:16.000
،دریا ما رو به دنیا متصل کرده
ولی ما هنوز بچه‌ای هستیم که داره راه رفتن یاد می‌گیره

00:05:16.000 --> 00:05:21.250
باید بی‌سر و صدا بشینیم و ببینیم
بقیه چه حرفی برای گفتن دارن

00:05:21.250 --> 00:05:25.090
هی، چرا اون نشان رو فقط
به ارن نشون داده بودی؟

00:05:25.090 --> 00:05:26.010
ها؟

00:05:26.010 --> 00:05:29.850
تو هیچوقت مچ‌بندت رو
واسه کسی در نیاورده بودی

00:05:29.850 --> 00:05:31.850
...خب، این

00:05:31.850 --> 00:05:33.520
به نظر خوشحال میای

00:05:33.520 --> 00:05:39.810
هستم! من و تو هر دو
!با بار سنگینی به دنیا اومدیم

00:05:39.810 --> 00:05:43.610
!کس دیگه‌ای نیست که ترجیح بدم روش حساب کنم

00:05:48.450 --> 00:05:51.910
امروز روز تاریخی‌ای برای هر دو کشوره

00:05:51.910 --> 00:05:59.790
امروز فقط به لطف کسی ممکن شده که
ما رو دور هم جمع کرده. زیک ییگر

00:05:59.790 --> 00:06:04.960
،بعد اینکه پنهانی به دیدنش رفتیم
،سر قراری به توافق رسیدیم

00:06:04.960 --> 00:06:10.590
به این شرط که بتونیم بانو میکاسا رو ببینیم

00:06:11.890 --> 00:06:15.520
اولاً، لطفاً یه نگاهی به این بندازید

00:06:15.520 --> 00:06:16.520
!...اون

00:06:16.520 --> 00:06:23.150
،ها؟ این توی مارلی فوق سرّیـه
ولی شما می‌دونید چیه؟

00:06:23.150 --> 00:06:29.320
این «تجهیزات مانور سه‌بعدی» یه سلاحِ
ضدغولـه که توی پارادایس درست شده

00:06:29.320 --> 00:06:35.910
،این رو خودم به دست آوردم
پس نگران نباشید. این رو یه هدیه بدونید

00:06:35.910 --> 00:06:40.790
،گر چه، برای اینکه کار بکنه
سوخت خاصی نیاز داره

00:06:40.790 --> 00:06:45.340
«بهش میگن «سنگ آیس‌برست

00:06:45.340 --> 00:06:50.510
یه منبع زیرزمینیِ خاصـه که
فقط توی پارادایس به دست میاد

00:06:50.510 --> 00:06:54.810
باید آثاری ازش داخل سلاح باشه

00:06:55.760 --> 00:06:59.640
،زیک ییگر گفت اگه باهاش همکاری کنیم

00:06:59.640 --> 00:07:06.440
کشورمون ممکنه سکان‌دار صنعتی بشه که
اون رو به شکوه سابقش برمی‌گردونه

00:07:06.440 --> 00:07:11.070
و با این حال، اون هنوز ذخایرتون رو هم
معدن‌کاوی نکرده بود

00:07:11.070 --> 00:07:14.990
،ولی چنین منبعی توی این دوران مدرن‌سازی

00:07:14.990 --> 00:07:20.120
به اندازه‌ی وزنش، ارزش طلا و جواهر داره

00:07:20.120 --> 00:07:22.920
دارن ازم به عنوان بهونه استفاده می‌کنن؟

00:07:22.920 --> 00:07:28.880
،یلنا گفت از اونجایی که آزومابیتوها پول‌دوستن
مذاکرات خوب پیش میره

00:07:28.880 --> 00:07:35.550
،هر چی نباشه، اگه پای پول وسط نباشه
ارزش نداره خطر اومدن به اینجا رو به جون خرید

00:07:35.550 --> 00:07:41.270
خب؟ دقیقاً قرارتون با زیک ییگر چیـه؟

00:07:41.270 --> 00:07:45.860
،همونطور که می‌دونید
زیک ییگر یه نقشه‌ی سرّی داره

00:07:45.860 --> 00:07:50.070
برای عملی شدنش، همکاری هیزارو لازمـه

00:07:50.070 --> 00:07:55.740
اینا سه‌تا اصلش برای حفاظت
از پارادایس با رژه‌ی ویرانگر هستن

00:07:55.740 --> 00:07:59.620
...اولی یه اجرای آزمایشی از رژه‌ی ویرانگره

00:07:59.620 --> 00:08:05.420
ابراز نمونه‌ای از قدرتش و
نمایش توانایی تخریبش به دنیا

00:08:05.420 --> 00:08:07.960
بعدی همکاری هیزاروئـه

00:08:07.960 --> 00:08:16.090
ارتش شما باید انقدر تقویت بشه که
دیگه نیازی به استفاده از رژه‌ی ویرانگر نباشه

00:08:16.090 --> 00:08:23.560
مورد آخر اینه که غول بنیان‌گذار و یه غول
با خون سلطنتی باید نسل اندر نسل منتقل بشن

00:08:23.560 --> 00:08:25.600
این اصل سومـه

00:08:25.600 --> 00:08:30.280
زیک غول هیولا رو به یکی
با خون سلطنتی میده

00:08:30.280 --> 00:08:36.450
،تا پایان دوره‌ی 13 سالـه‌شون
اونا باید تا جای ممکن بچه به دنیا بیارن

00:08:36.450 --> 00:08:41.790
،حتی اگه سلاح‌ها پیشرفت کنن
خود رژه‌ی ویرانگر خیلی قدرتمنده

00:08:41.790 --> 00:08:49.000
،اگه از شرش خلاص نشیم
به ارث بردن غول‌ها چندین نسل ادامه پیدا می‌کنه

00:08:49.000 --> 00:08:57.140
واقعاً استمرار این مشکل برای نواده‌هامون
به خاطر نجات خودمون کار درستیـه؟

00:08:57.140 --> 00:09:00.100
...البته که نه. ولی

00:09:00.100 --> 00:09:05.480
خیلی خب. من غول هیولا رو به ارث می‌برم

00:09:05.480 --> 00:09:09.940
به شرطی که رژه‌ی ویرانگر منوط به بقامون باشه

00:09:15.700 --> 00:09:18.110
...هیستوریا

00:09:18.110 --> 00:09:24.250
،بعد اینکه سال‌ها پایمال شدیم
حالا باید مثل احشام تولید مثل کنیم؟

00:09:24.250 --> 00:09:27.620
،اگه بهای زنده موندن‌مون این باشه

00:09:27.620 --> 00:09:33.050
!زیک ییگر می‌تونه با نقشه‌ی لعنتی‌اش بره به درک

00:09:34.340 --> 00:09:38.470
حساب کردن روی داشتن رژه‌ی ویرانگر خیلی خطرناکـه

00:09:38.470 --> 00:09:45.890
باید از زمان‌مون برای بررسی
گزینه‌های دیگه‌مون استفاده کنیم

00:09:49.190 --> 00:09:53.020
باید بدونی که من هم همون
احساس ضرورت رو داشتم

00:09:53.020 --> 00:09:59.700
ولی هنوزم نمی‌فهمم چرا سرِ خود
رفتی و جزیره رو به خطر انداختی

00:09:59.700 --> 00:10:02.780
هیستوریا اصلاً برات مهم نیست؟

00:10:02.780 --> 00:10:05.200
من غول چکش جنگ رو خوردم

00:10:05.200 --> 00:10:06.290
ها؟

00:10:06.290 --> 00:10:13.550
اون قدرت اینو داره که داخل زمین
سخت بشه و هر چی می‌خواد رو درست کنه

00:10:13.550 --> 00:10:19.130
به عبارت دیگه، هیچ زندانی به قدر کافی
عمیق یا قوی نیست که بتونه منو نگه داره

00:10:19.130 --> 00:10:22.390
می‌تونم هر وقت که می‌خوام برم

00:10:22.390 --> 00:10:26.060
من غول بنیان‌گذار رو دارم و
نمی‌تونی منو بکُشی

00:10:26.060 --> 00:10:29.810
،زیک رو هم نمی‌تونی بکُشی
حتی اگه تهدید کنی که می‌کُشیش

00:10:29.810 --> 00:10:35.610
پس هانجی...چیکار می‌تونی بکنی؟

00:10:36.990 --> 00:10:43.580
بگو ببینم، هانجی! اگه چیزی
!تو چنته داری، بگو ببینیم

00:10:44.660 --> 00:10:46.580
!ارن، ای منحرف

00:10:46.580 --> 00:10:51.540
!هنوز دوران سرکشی‌اتـه؟
!ای احمق! کودن

00:10:56.800 --> 00:11:01.550
اروین، توی تمام عمرت فقط یه اشتباه کردی

00:11:01.550 --> 00:11:05.140
چرا منو فرمانده کردی؟

00:11:10.390 --> 00:11:13.520
بیا تو، هیستوریا

00:11:13.520 --> 00:11:16.520
باید از بدنت مراقبت کنی

00:11:24.620 --> 00:11:27.160
باید می‌چسبیدیم به نقشه‌مون و

00:11:27.160 --> 00:11:32.540
،به محض اینکه زیک به جزیره برگشت
به خورد هیستوریا می‌دادیمش

00:11:32.540 --> 00:11:35.460
!کی فکرشو می‌کرد؟

00:11:35.460 --> 00:11:38.590
اون شیطنت کرده و حامله شده

00:11:38.590 --> 00:11:43.050
هر چی نباشه، اون یه دختر بی‌اصل و نسبـه که
فقط اسماً ملکه‌ست

00:11:43.050 --> 00:11:45.680
هی! بس کن

00:11:46.970 --> 00:11:49.970
ملکه آزاده یه شریک انتخاب کنه

00:11:49.970 --> 00:11:55.270
ما تأیید کردیم که طرف یه کلفت ساده نیست

00:11:55.270 --> 00:11:57.980
اونا توی یه منطقه بزرگ شدن

00:11:57.980 --> 00:12:04.950
انگار اون زمان به سمت ملکه سنگ
پرت می‌کرده تا توجه‌اش رو جلب کنه

00:12:04.950 --> 00:12:09.580
از سر عذاب وجدان شروع کرده به
کمک کردن توی یتیم‌خونه‌ی ملکه

00:12:09.580 --> 00:12:15.040
،سال‌ها سخت مشغول کار بوده
...ولی این ملکه بوده که

00:12:15.040 --> 00:12:17.250
رفته سراغش

00:12:17.250 --> 00:12:19.960
داستان عشق و عاشقی‌شون به تخم کسی نیست

00:12:19.960 --> 00:12:25.890
مشکل اینـه که چرا ملکه یهویی
تصمیم گرفته باردار بشه؟

00:12:25.890 --> 00:12:31.270
،یکی بهش گفته! «اگه باردار باشی
«!تو رو تبدیل به غول نمی‌کنن

00:12:31.270 --> 00:12:38.770
،شرط می‌بندم یلنا بوده. اون زن دیوونه‌ست
ولی انقدر زرنگ هست که خطرناک باشه

00:12:38.770 --> 00:12:42.690
،اگه ملکه باردار باشه»
«!زیک بیشتر زنده می‌مونه

00:12:42.690 --> 00:12:44.780
هی! تو مستی، روگ

00:12:44.780 --> 00:12:49.780
به هر حال باید اینکارو بکنیم. تبدیلش کنیم
به یه غول، چه باردار باشه، چه نباشه

00:12:49.780 --> 00:12:55.620
بچه‌اش ممکنه بمیره. و اگه بلایی
سر ملکه بیاد، همه چی تمومـه

00:12:55.620 --> 00:12:59.790
زایمان همینطوریش به قدر کافی خطرناک هست

00:12:59.790 --> 00:13:03.670
!این بحث مستدل ممکنه کشورمون رو نابود کنه

00:13:03.670 --> 00:13:07.470
!هی! یه بطری دیگه بیار، مارلیایی

00:13:07.470 --> 00:13:09.220
چشم

00:13:10.220 --> 00:13:11.510
گریز

00:13:12.520 --> 00:13:14.180
...نیکولو

00:13:14.180 --> 00:13:16.690
این یکی، درستـه؟

00:13:21.270 --> 00:13:29.160
...هی! این...کاریـه که...واقعاً
!لازم بود ما...انجامش بدیم؟

00:13:29.160 --> 00:13:36.410
،نه! مجبور نبودیم این کار رو بکنیم
ولی اون احمق دهنشو باز کرد

00:13:36.410 --> 00:13:41.460
،می‌تونیم همزمان هم جزیره رو توسعه بدیم»
هم ماهیچه‌هامون رو تقویت کنیم» کیلویی چنده؟

00:13:41.460 --> 00:13:45.720
،به هر حال جز منتظرِ جوابِ هیزارو موندن
کار چندانی نمی‌تونیم بکنیم

00:13:45.720 --> 00:13:51.010
آره. و امیدوار باشیم که اونا
بتونن واسطه مون با دنیا باشن

00:13:51.010 --> 00:13:58.230
ما اینجا داریم به هر دری می‌زنیم تا از رژه ی
ویرانگر اجتناب کنیم و هیستوریا رو نجات بدیم

00:13:58.230 --> 00:14:00.860
آره -
!هی -

00:14:03.610 --> 00:14:07.820
!پسر، همه توی این گرما سخت مشغول کارید

00:14:07.820 --> 00:14:12.120
آره، خب، گیر مراقبت از این احمق افتادیم

00:14:12.120 --> 00:14:16.250
باور نکردنیـه. شما لامصبا خیلی دارید بزرگ میشید

00:14:16.250 --> 00:14:17.830
موضوع هیزاروئـه؟

00:14:17.830 --> 00:14:20.790
آزومابیتوها جواب‌شون رو فرستادن

00:14:20.790 --> 00:14:21.960
خب؟

00:14:21.960 --> 00:14:27.510
خوب نیست. انگار نمی‌تونیم به هیزارو رو بندازیم

00:14:27.510 --> 00:14:32.550
به نظر میاد اونا می‌خوان منابع
جزیره‌ی پارادایس رو به انحصار بگیرن

00:14:32.550 --> 00:14:35.640
کمک‌مون نمی‌کنن با بقیه تجارت کنیم

00:14:35.640 --> 00:14:41.310
دنیا می‌خواد که جزیره‌ی پارادایس
ریشه‌ی تمام پلیدی‌ها باشه

00:14:41.310 --> 00:14:47.110
به اتحاد تمام کشورها کمک می‌کنه و
باعث ثبات دنیا میشه

00:14:48.860 --> 00:14:56.660
پس چاره‌ای نداریم جز اینکه روی رژه‌ی
ویرانگر حساب کنیم و هیستوریا رو قربانی کنیم؟

00:14:56.660 --> 00:14:57.660
درستـه

00:14:57.660 --> 00:15:03.750
شوخی می‌کنید؟! اونا بدون دونستن نیت‌هامون
تصمیم گرفتن ما شیطانیم؟

00:15:03.750 --> 00:15:08.840
چرا راه صلح رو در نظر نمی‌گیرن؟

00:15:08.840 --> 00:15:12.800
فکر کنم...چون نمی‌دونن

00:15:12.800 --> 00:15:16.640
اونا از ما می‌ترسن چون نمی‌دونن ما چی هستیم

00:15:16.640 --> 00:15:22.150
درستـه. اونا به کسایی که
قیافه‌هاشون رو ندیدن، اعتماد نمی‌کنن

00:15:22.150 --> 00:15:28.110
پس بیاید بریم دیدن‌شون! اگه چیزی رو
!درک نمی‌کنی، برو ازش سر در بیار

00:15:28.110 --> 00:15:31.450
این کار اعضای تیم شناسایی‌ای که ما باشیم نیست؟

00:15:32.780 --> 00:15:36.030
یه پایگاه توی مارلی بسازیم و
بهشون نفوذ کنیم، ها؟

00:15:36.030 --> 00:15:39.580
هانجی واقعاً برای هر چیزی نقشه داره

00:15:39.580 --> 00:15:43.670
!می‌تونم غذاهای مارلیایی واقعی بخورم

00:15:43.670 --> 00:15:48.840
جدی؟ چی با خودم بیارم؟
خیلی بد میشه اگه اسهال بشیم

00:15:48.840 --> 00:15:52.630
،دوای معده، مسواک
...یه یادگاری از خونه

00:15:52.630 --> 00:15:55.300
اصلاً نقشه‌ی هانجی رو شنیدید؟

00:15:55.300 --> 00:16:02.020
،اگه دنیا بفهمه که ما دنبال صلح هستیم
شاید یه چیزی عوض بشه

00:16:06.520 --> 00:16:12.650
.کاش وقت بیشتری داشتیم
.من یکم بیشتر از پنج سال وقت برام مونده

00:16:12.650 --> 00:16:18.120
خیلی زود باید تصمیم بگیریم که
کی غولمو به ارث می‌بره

00:16:19.990 --> 00:16:21.330
من می‌برم

00:16:21.330 --> 00:16:26.580
تو نه. ما هنوز نمی‌دونیم آکرمن‌ها چی هستن

00:16:26.580 --> 00:16:31.630
و اگه غول بشی، نقشه‌هامون
با هیزارو خراب نمیشه؟

00:16:31.630 --> 00:16:34.180
به دلایل زیادی نمیشه

00:16:34.180 --> 00:16:35.840
پس کی می‌بره؟

00:16:35.840 --> 00:16:40.430
من. اولاً، من خیلی از ارن باهوش‌ترم

00:16:40.430 --> 00:16:42.850
،به جای یه دیوونه‌ی عشق خودکشی

00:16:42.850 --> 00:16:47.980
به یه رهبر بااستعداد می‌رسید که
توی هر موقعیتی، تصمیم خوبی می‌گیره

00:16:47.980 --> 00:16:50.150
به عبارت دیگه، من

00:16:50.150 --> 00:16:55.320
،دوست ندارم از ارن چیزی بهم برسه
ولی کی بهتر از من؟

00:16:55.320 --> 00:17:00.490
همچین آدم معرکه‌ای رو نباید
بعد 13 سال از دست بدیم، نادون

00:17:00.490 --> 00:17:01.410
!ها؟

00:17:01.410 --> 00:17:04.460
هدفت باید این باشه که
رهبر یکی از گروه‌ها بشی

00:17:04.460 --> 00:17:10.000
.من غول ارن رو به ارث می‌برم
اینطوری خوب میشه، درستـه؟

00:17:10.000 --> 00:17:10.920
...کانی

00:17:10.920 --> 00:17:14.760
این اصلاً خوب نیست. تو احمقی

00:17:14.760 --> 00:17:15.680
جانم؟

00:17:15.680 --> 00:17:22.060
جانم جانم نکن. نمی‌تونیم چنین نقش مهمی رو
بدیم به یه احمق

00:17:22.060 --> 00:17:23.470
جانم؟

00:17:24.350 --> 00:17:28.350
تُف توش...من به ارث می‌برمش

00:17:28.350 --> 00:17:32.280
...من تجربه‌ی مبارزه دارم...قابل اعتمادم

00:17:32.280 --> 00:17:35.650
طبق حذف گزینه، باید به من برسه

00:17:35.650 --> 00:17:36.780
...شماها

00:17:36.780 --> 00:17:40.450
ولی نمی‌خوام. واقعاً نمی‌خوام

00:17:40.450 --> 00:17:43.750
صبر کن، ها؟ این عجیب نیست؟

00:17:43.750 --> 00:17:44.830
چی؟

00:17:44.830 --> 00:17:50.590
خب، می‌دونی...تو گفتی یه احمق
به درد این نقش نمی‌خوره

00:17:50.590 --> 00:17:51.710
همم؟

00:17:51.710 --> 00:17:58.550
،تو از من هم احمق‌تری
پس داری حرف خودتو نقض می‌کنی

00:17:58.550 --> 00:18:00.640
ها؟

00:18:00.640 --> 00:18:02.510
ها...؟

00:18:02.510 --> 00:18:06.270
نمی‌خوام هیچکدوم از شما به ارث ببریدش

00:18:06.270 --> 00:18:08.060
چرا؟

00:18:08.060 --> 00:18:12.650
.چون برام مهم هستید
.بیشتر از هر کس دیگه‌ای

00:18:12.650 --> 00:18:16.820
پس می‌خوام عمری طولانی داشته باشید

00:18:31.290 --> 00:18:37.470
!ها؟! واسه چی سرخ میشی؟
!این دیگه چه فازیـه؟

00:18:37.470 --> 00:18:38.840
ببخشید

00:18:38.840 --> 00:18:42.180
جان، به خاطر غروبـه

00:18:42.180 --> 00:18:44.810
صورت‌هامون رو سرخ می‌کنه

00:18:44.810 --> 00:18:49.520
اوه. خورشید رو نمی‌تونیم کاریش کنیم

00:19:07.160 --> 00:19:14.340
باورم نمیشه فرمانده پیکسیس
داوطلب‌ها رو بازداشت کرده

00:19:14.340 --> 00:19:19.800
،از اونجایی که اونا و گروه شناسایی خیلی صمیمی‌ان
از قبل چیزی به ما نگفتن

00:19:19.800 --> 00:19:23.140
آره. مطمئنم چاره‌ی چندانی نداشته

00:19:23.140 --> 00:19:29.640
،تا وقتی اهداف زیک مشخص نشن
باعث میشه توی وضعیت سختی باشیم

00:19:29.640 --> 00:19:33.310
ارن هم یهویی طرفدار نقشه‌ی زیک شده

00:19:33.310 --> 00:19:39.650
،هر چی که اون دوتا دربارش حرف زدن
چیزیـه که فقط خودشون می‌دونن

00:19:39.650 --> 00:19:44.320
هی. به نظر شما اون شبیه ارن بود؟

00:19:44.320 --> 00:19:48.540
به نظر من که نه. اون ارن نبود

00:19:48.540 --> 00:19:54.250
،اگه تصمیم گرفته به جای ما
...طرف برادر ناتنی‌شو بگیره

00:19:54.250 --> 00:19:56.920
اگه این تصمیمو گرفته باشه، اونوقت چی؟

00:19:56.920 --> 00:20:00.210
باید آماده باشیم تا اگه
...لازم شد، دخلشو

00:20:00.210 --> 00:20:01.760
!من نمی‌ذارم

00:20:01.760 --> 00:20:03.090
ها؟

00:20:05.090 --> 00:20:08.970
تو هم طرف اونا رو گرفتی، میکاسا؟

00:20:10.060 --> 00:20:13.140
فکر نمی‌کنم کار به اونجا بکشه

00:20:13.140 --> 00:20:18.770
.ما بیشتر از هر کسی برای ارن مهم هستیم
.شما باید اینو بدونید

00:20:22.650 --> 00:20:28.410
شاید واسه همینـه با هر کسی جز ما
با خشونت رفتار می‌کنه

00:20:28.410 --> 00:20:30.620
اون زیادی براش مهمـه

00:20:30.620 --> 00:20:32.500
مسئله این نیست

00:20:32.500 --> 00:20:39.250
اون قبلاً سعی می‌کرد شما رو از خطوط مقدم
دور نگه داره، هر قدر هم که قوی بودید

00:20:39.250 --> 00:20:44.340
ولی اون آرمین رو مجبور کرد بندر رو
نابود کنه و تو رو کشوند توی مبارزه

00:20:44.340 --> 00:20:48.010
ما رو هم همینطور. همونایی که می‌گفت براش مهمن

00:20:48.010 --> 00:20:51.350
به نظرم به خاطر اینـه که بهمون اعتماد داره

00:20:51.350 --> 00:20:55.390
اگه ما نمی‌رفتیم، موفق نمی‌شد

00:20:55.390 --> 00:20:58.560
و ساشا هم نمی‌مُرد

00:20:58.560 --> 00:21:03.740
میکاسا...وقتی ساشا مُرد، ارن چیکار کرد؟

00:21:03.740 --> 00:21:08.030
گریه کرد؟ از کارهاش پشیمون شد؟

00:21:08.030 --> 00:21:09.830
کانی، بس کن

00:21:09.830 --> 00:21:12.620
اون خندید

00:21:12.620 --> 00:21:18.920
چیش انقدر براش خنده‌دار بود؟
کجای مرگ ساشا؟

00:21:18.920 --> 00:21:23.970
.بهم توضیح بده، میکاسا
چرا ارن می‌خندید؟

00:21:23.970 --> 00:21:28.550
تو همه چی رو دربارش می‌دونی، درستـه؟

00:21:29.510 --> 00:21:33.770
.ما با ارن حرف می‌زنیم
.فقط من و میکاسا و اون

00:21:33.770 --> 00:21:36.140
می‌فهمیم هدفش چیـه

00:21:36.140 --> 00:21:41.730
ولی این کمکی می‌کنه؟ اگه اهدافش
با زیک یکی باشن چی؟

00:21:42.780 --> 00:21:47.530
،حالا که ارتش سرم غول رو داره
یه سری راه دمِ دست داریم

00:21:47.530 --> 00:21:48.780
!...نمیگی که

00:21:48.780 --> 00:21:52.490
می‌تونیم یکی که بهش اعتماد
،داریم رو تبدیل به یه غول کنیم

00:21:52.490 --> 00:21:56.210
که بعدش غول بنیان‌گذار ارن رو به ارث می‌بره

00:23:41.270 --> 00:23:44.150
گبی و فالکو از زندان فرار می‌کنند

00:23:44.150 --> 00:23:52.740
تنها و سردرگم، شیطانی که باید به او
نفرت بورزند، دست یاری به سمتشان دراز می‌کند

00:23:52.740 --> 00:23:56.580
«قسمت بعد: «فریبکار