WEBVTT

00:00:25.366 --> 00:00:26.633
اون خیلی دلیل داشت که براش
زندگی کنه

00:00:26.700 --> 00:00:28.266
با این حال اون ناپدید شده.

00:00:28.300 --> 00:00:30.266
الان سوالات جدید و هشداردهنده ای
مطرح میشن

00:00:30.300 --> 00:00:32.966
که 20 سال پیش در نیویورک
برای زن جوان

00:00:32.966 --> 00:00:35.533
و دانشجوی داروسازی
چه اتفاقی افتاده

00:00:37.666 --> 00:00:40.133
دو دهه بعد با صحبت های یک مجرم

00:00:40.200 --> 00:00:42.700
در یک پرونده قضایی نامرتبط

00:00:42.733 --> 00:00:45.233
یاد "کتی دورست" دوباره زنده شد

00:00:46.566 --> 00:00:50.166
من یک شخصی به نام "تیماثی مارتین"
رو دستگیر کردم

00:00:50.200 --> 00:00:52.000
و "تیمی" به خاطر

00:00:52.000 --> 00:00:53.400
بدحجابی و فحشا در ملا عام
دستگیر شد

00:00:53.466 --> 00:00:56.966
او در معرض دید خانم ها
خودش رو لخت می کرد

00:00:57.000 --> 00:01:00.000
او محکوم شده بود
و تنها کمی قبل از صدور حکم

00:01:00.066 --> 00:01:02.166
وکیلش باهام تماس گرفت
و گفت که

00:01:02.166 --> 00:01:04.266
تیمی میخواد با تو حرف بزنه
اون اطلاعاتی داره

00:01:04.300 --> 00:01:06.300
راجع به قتلی که در گذشته
انجام شده

00:01:06.333 --> 00:01:08.400
و همینجا در وستچستر شمالی
اتفاق افتاده

00:01:08.400 --> 00:01:11.500
_خبر روزنامه_
یک خبررسان به پلیس گفته
کاترین توی وسچستر کشته شده

00:01:11.533 --> 00:01:13.933
چیزی که او گفت این بود
اون شنیده بود که

00:01:13.966 --> 00:01:19.233
یک زن جوان به نام "کتی دورست"
توسط همسرش به قتل رسیده

00:01:19.266 --> 00:01:21.500
توی کلبه شون
در جنوب سلم (اسم منطقه)

00:01:23.600 --> 00:01:25.200
من اون روز رو یادم میاد
که نور قرمزی

00:01:25.200 --> 00:01:27.100
روی دستگاه پاسخگوی من چشمک میزد

00:01:27.166 --> 00:01:30.033
من دکمه رو زدم
و اون "جو بسرا" بود

00:01:32.633 --> 00:01:35.633
و اون گفت که
ما داریم پرونده کتی دورست رو بررسی می کنیم

00:01:35.666 --> 00:01:37.433
قلبم داشت می ایستاد

00:01:37.466 --> 00:01:41.266
مثل یک انفجار بود
تمام این آتش بازی که میرفت هوا

00:01:41.300 --> 00:01:44.933
مثل یک امید بود
که داشت دوباره ایجاد می شد

00:01:44.966 --> 00:01:46.466
ما یک جورایی شوکه شده بودیم

00:01:46.500 --> 00:01:47.666
منظورم اینه که میدونی ...

00:01:47.700 --> 00:01:51.400
این قضیه به
به 20 سال پیش برمیگرده

00:01:51.433 --> 00:01:54.400
و همه اینها یکدفعه
غیب شدن کتی

00:01:54.433 --> 00:01:58.400
ممکنه به جوابش خیلی نزدیک شده باشیم

00:02:01.500 --> 00:02:03.200
این دو مرد
سوار یک ماشین بودن,

00:02:03.233 --> 00:02:06.566
و اون ها به خونه اومدن
و گفتن که کاراگاه هستن

00:02:06.633 --> 00:02:09.866
و میخواستن برن داخل خونه
و یک نگاهی بندازن

00:02:09.900 --> 00:02:11.566
و دوتا سوال ازم پرسیدن

00:02:13.266 --> 00:02:16.833
اونا داخل کمد رو نگاه کردن
و یک تاقچه رو کامل خالی کردن

00:02:16.866 --> 00:02:22.566
اونا وسایل رو بیرون می آوردند
و یک جایی رو کنده کاری می کردن

00:02:22.633 --> 00:02:24.466
که من حتی نمیدونستم
چنین جایی توی خونه م هست

00:02:26.666 --> 00:02:28.900
من حدس می زنم که اونا دنبال
یک جور اسلحه بودن

00:02:28.933 --> 00:02:30.266
یا لکه های خون و این جور چیزا

00:02:32.033 --> 00:02:33.633
تابحال هیچکس خونه
رو نگشته بود

00:02:33.666 --> 00:02:35.300
و هیچکسی حتی قصد نداشت که داخل خونه
رو جست و جو کنه

00:02:35.333 --> 00:02:38.000
دریاچه رو جست و جو کردن
همه جا رو تقریبا گشتن

00:02:38.066 --> 00:02:41.433
منظورم اینه که
نیاز بود کل اون منطقه

00:02:41.433 --> 00:02:43.166
کاملا تحت بررسی زیر و رو بشه

00:02:43.200 --> 00:02:45.433
و این که این پرونده اونجوری
که باید بهش اهمیت داده بشه

00:02:45.433 --> 00:02:46.833
بررسی نشده بود

00:02:46.866 --> 00:02:48.566
هیچکس حتی بهش نگاه نکرد

00:02:48.600 --> 00:02:51.066
میدونی ...
داشتیم دور خودمون میچرخیدیم

00:04:08.000 --> 00:04:10.933
قسمت سوم
"دختر یک خلافکار"

00:04:19.000 --> 00:04:21.766
نیویورک
نوامبر 2000

00:04:36.433 --> 00:04:40.200
پرونده همسر دورست مفقود شده
پس از 18 سال دوباره باز شد

00:04:40.233 --> 00:04:42.200
آیا رابرت دورست مظنون به قتل است؟

00:04:42.233 --> 00:04:45.233
ما اون رو کاملا وارد قضیه نمیکنیم
و اون رو هم بی گناه نمیدونیم

00:04:45.233 --> 00:04:46.900
اون حتما شخصی بود که

00:04:46.933 --> 00:04:49.700
بیشترین اطلاعات رو راجع به کترین دورست داشت

00:04:49.733 --> 00:04:51.133
_خبر روزنامه_
در حال رسیدگی به پرونده شخص مفقود شده
پس از 18 سال

00:04:51.133 --> 00:04:53.400
پس تو راجع به اون
بازرسی چیزی شنیدی

00:04:53.400 --> 00:04:54.900
تو اون مقاله رو خوندی

00:04:54.900 --> 00:04:56.400
و اون منو تحت تاثیر گذاشت

00:04:56.466 --> 00:05:00.466
حتما همینطوره
کاملا منو تحت تاثیر گذاشت

00:05:00.500 --> 00:05:03.800
من تا حالا اسم جینی پیرو رو نشنیده بودم

00:05:03.833 --> 00:05:07.333
و راجع به جینی پیرو
به من چیزایی گفته شد

00:05:07.366 --> 00:05:09.333
آروزهای بلندی داشت

00:05:09.400 --> 00:05:13.133
میخواست کار بزرگی رو شروع کنه
در سطح کشور

00:05:13.166 --> 00:05:17.266
من به جزییات بی توجه بودم

00:05:17.266 --> 00:05:22.266
غواصان تا آخرین نفسشون دریاچه رو گشتن

00:05:22.300 --> 00:05:25.466
تو یک دیوار از خونه رو خراب کردی
خیلی مسخره ست

00:05:25.533 --> 00:05:27.233
غواصان دنبال چی بودن؟

00:05:27.266 --> 00:05:29.266
واضحه,
اونا دنبال اجزای جسد بودن,

00:05:29.333 --> 00:05:31.500
اونا دنبال چیزی بودن که به عنوان
مدرک بشه ازش استفاده کرد

00:05:33.733 --> 00:05:36.533
اما اونا متوجه نشدن که چه چیزی
پیدا کرده بودن

00:05:39.100 --> 00:05:40.666
اونا چی پیدا کردن؟

00:05:41.866 --> 00:05:44.933
اوه، چیزی که ارزش قضایی داره
یا بشه ب عنوان مدرک استفاده کرد پیدا نشد

00:05:46.566 --> 00:05:50.766
من یادم هست که ناامید شده بودم
آه، میدونی ....

00:05:50.800 --> 00:05:53.966
اینکه چیزی از جست و جو حاصل نشد

00:05:54.000 --> 00:05:56.466
اما این یکجورایی فضول من رو برانگیخت

00:05:56.500 --> 00:05:58.800
چون من میدونستم
بنا بر هر چه که هست

00:05:58.866 --> 00:06:01.700
این بیانیه ها و حکم های متناقض یا ...
میدونی,

00:06:01.733 --> 00:06:03.733
دادستان ها یا پلیس ها

00:06:03.766 --> 00:06:05.266
اینکه چیز بیشتری اینجا بود

00:06:07.500 --> 00:06:09.600
اسم من اد مورفی هست
بازرس ارشد هستم

00:06:09.633 --> 00:06:11.366
با دفتر وکالت منطقه وستچستر کار میکنم

00:06:11.400 --> 00:06:13.733
من در حدود 40 سال در اجرای قانون کار کردم

00:06:15.400 --> 00:06:16.633
حالا با این پرونده که دوباره باز شده

00:06:16.700 --> 00:06:18.666
و دوباره مورد بررسی قرار گرفته

00:06:18.666 --> 00:06:20.133
چیزهای مشخصی واضح میشن

00:06:20.166 --> 00:06:23.166
و دفتر این تصمیم رو گرفته

00:06:23.166 --> 00:06:25.633
که این پرونده تحلیل بشه
و ببینیم چکار میتونیم بکنیم

00:06:28.400 --> 00:06:30.200
پس ما برگشتیم
و دوباره مصاحبه کردیم

00:06:30.233 --> 00:06:33.033
با همه افرادی که 20 سال پیش باهاشون
صحبت کرده بودیم

00:06:34.366 --> 00:06:36.333
وقتی که با دوستان کتی شروع به صحبت کردم

00:06:36.400 --> 00:06:41.900
همشون گفتن که باید با سوزان برمن صحبت کنم

00:06:44.033 --> 00:06:45.466
که اون دوست خیلی نزدیک
بابی بود

00:06:45.500 --> 00:06:47.966
و اینکه اونها از دانشگاه
با هم دوست صمیمی بودن

00:06:48.000 --> 00:06:49.666
و وقتی کتی گم شده بود

00:06:49.733 --> 00:06:53.100
او بابی رو در مقابل مطبوعات و رسانه حمایت کرد

00:06:53.166 --> 00:06:56.233
و اونا در واقع بهم گفتن
اگر کسی چیزی بدونه

00:06:56.266 --> 00:06:59.100
در باره گم شدن کتی
اون شخص سوزان برمن هست

00:07:03.033 --> 00:07:07.133
توی دانشگاه کالیفرنیا با سوزان برمن آشنا شدی؟

00:07:07.166 --> 00:07:10.300
آره اولین تابستون که اونجا بودم دیدمش

00:07:10.333 --> 00:07:13.100
بعد از اون بهترین دوستای همدیگه شدیم

00:07:13.133 --> 00:07:15.466
من و سوزان اوقات زیادی رو
با هم میگذروندیم

00:07:15.500 --> 00:07:19.766
میتونستیم صحبت کنیم با هم
و چیزهای مشترکی داشتیم

00:07:19.800 --> 00:07:23.366
وقتی جوان بود پدر و مادرش
هر دو فوت کردن

00:07:23.400 --> 00:07:26.466
من هم یکی از والدینم رو از دست دادم
وقتی جوون بودم

00:07:26.533 --> 00:07:28.600
وضعیتش چطور بود؟

00:07:28.633 --> 00:07:33.600
پولدار، لاس وگاس
پدر خلافکار

00:07:35.433 --> 00:07:38.200
تاریخچه یک خلافکار

00:07:39.266 --> 00:07:40.833
این دختر کوچک و خوشحال 5 سالش بود

00:07:40.866 --> 00:07:42.366
وقتی این عکس ازش گرفته شده بود

00:07:42.400 --> 00:07:43.900
مادرش رقص پا انجام میداد

00:07:43.966 --> 00:07:46.000
ولی بعد از ازدواج کارش رو رها کرد

00:07:46.033 --> 00:07:49.800
پدرش پولدار و قدرتمند بود
و به تک دخترش عشق میورزید

00:07:49.833 --> 00:07:51.333
این دخترک امروز سوزان برمن است

00:07:51.366 --> 00:07:53.800
و اون نویسنده
"Easy Street"
است

00:07:53.833 --> 00:07:55.700
تو به سن 21 سال رسیدی

00:07:55.766 --> 00:07:58.266
بدون اینکه بدونی پدرت
گنگستر بود

00:07:58.300 --> 00:07:59.933
چطور آخرش متوجه شدی؟؟

00:07:59.966 --> 00:08:01.766
یک دوست از دانشگاه کلمبیا
به اسم جین از من پرسید

00:08:01.766 --> 00:08:02.933
که آیا تابحال کتاب جنایی دیدم

00:08:02.966 --> 00:08:04.133
یهو از دهنم اومد بیرون

00:08:04.233 --> 00:08:05.266
و گفتم نه

00:08:05.300 --> 00:08:07.433
و من دویدم به فروشگاهی در لاس وگاس و نگاه کردم

00:08:07.433 --> 00:08:09.100
اونجا پدرم بود
که به عنوان

00:08:09.133 --> 00:08:10.466
عضو سابق گروه
Sing Sing
بود

00:08:10.500 --> 00:08:12.800
کسی که یک مرد رو با یک دست می کشت

00:08:15.533 --> 00:08:19.033
اون دست داشت با
چیزی به اسم ...

00:08:19.066 --> 00:08:21.000
شریک بودن در قتل

00:08:21.033 --> 00:08:22.766
با این حال اون بانک میزد در یک زمانی

00:08:22.766 --> 00:08:24.500
میدونی ....

00:08:24.533 --> 00:08:26.066
پس

00:08:28.433 --> 00:08:31.233
اون به پدرش کاملا افتخار میکرد

00:08:31.266 --> 00:08:33.700
اون خیلی توجه ها رو به خودت جذب میکرد

00:08:33.766 --> 00:08:37.800
پس آره اون پدرش رو خدا میدونست

00:08:39.233 --> 00:08:42.800
اون حتی چهره پدرش رو توی اتاق پذیرایی
قاب کرده بود

00:08:46.033 --> 00:08:48.466
یک اتفاقی رخ داد
وقتی اون با بوبی دورست ملاقات کرد

00:08:48.466 --> 00:08:52.966
چنین حسی داشت که اون مرد به قدرتمندی پدرم هست

00:08:53.033 --> 00:08:55.133
اون خیلی نفوذ داره

00:08:55.200 --> 00:08:57.066
اون پول زیاد داره

00:08:57.100 --> 00:09:00.100
اون همیشه میتونه از مخمصه فرار کنه

00:09:00.133 --> 00:09:01.566
و اون به من نیاز داره

00:09:01.600 --> 00:09:03.900
و اون دختر همیشه عادت داشت بگه
اون به من نیاز داره

00:09:07.133 --> 00:09:08.700
ما یک رابطه دوستی خاصی با هم داریم

00:09:19.100 --> 00:09:21.300
19 سال پیش
رابرت دورست به پلیس خبر داد

00:09:21.333 --> 00:09:23.300
اون زنش رو از خانه روستایی
با خودش اورده بود

00:09:23.333 --> 00:09:27.300
در جنوب سلم در نیویورک
نزدیک ایستگاه قطار

00:09:27.333 --> 00:09:29.633
اونجا که سوار قطار شهری شد

00:09:29.666 --> 00:09:31.600
که به آپارتمان خودشون در منهتن بره

00:09:31.633 --> 00:09:32.600
با وجود یک هفته شلوغ
در مدرسه داروسازی

00:09:32.600 --> 00:09:33.533
با وجود یک هفته شلوغ
در مدرسه داروسازی

00:09:36.166 --> 00:09:39.066
ولی هیچ کس از نزدیکان کتی
بعدش اون رو ندیدن

00:09:44.300 --> 00:09:45.933
همسر زیبای مرد ثروتمند منهتن

00:09:45.966 --> 00:09:48.300
توسعه دهنده املاک و اراضی
ناپدید شد

00:09:48.333 --> 00:09:49.833
_خبر روزنامه_
معمای زیبای گم شده

00:09:49.866 --> 00:09:53.633
هیچ اثری از کتی مو قهوه ای 29 ساله

00:09:53.700 --> 00:09:57.366
از 31 ژانویه
وقتی که داشت به پنت هاوس خودشون برمیگشت

00:09:57.400 --> 00:09:59.966
بعد از یک آخر هفته در شهر

00:10:00.000 --> 00:10:02.866
دربان منطقه 37 ریورساید درایو

00:10:02.900 --> 00:10:05.133
اون رو دید که یکشنبه غروب به خانه رسید

00:10:05.166 --> 00:10:06.533
و به آپارتمان خودش رفت

00:10:08.833 --> 00:10:11.333
این نمیتونه اطلاعاتی باشه که از پلیس جمع آوری شده باشه

00:10:11.366 --> 00:10:14.400
ما اینا رو پخش نمیکنیم

00:10:14.400 --> 00:10:18.533
در اون زمان به روزنامه گفته شده بود

00:10:18.966 --> 00:10:20.433
از طرف خانواده دورست

00:10:25.966 --> 00:10:30.100
وقتی کتی ناپدید شد دیدم که
رسانه ها دارن زنگ می زنن

00:10:30.133 --> 00:10:34.000
من به سوزان گفتم که من ازین گزارشگر
و این گزارشگر تماس داشتم

00:10:34.033 --> 00:10:36.933
میتونی بهشون زنگ بزنی و
یک جورایی قضیه سر هم کنی

00:10:36.966 --> 00:10:38.633
از اونجایی که اون نویسنده بود

00:10:38.666 --> 00:10:41.866
اون عادت داشت که با مطبوعات صحبت کنه

00:10:41.866 --> 00:10:45.433
سوزان این رو به عهده گرفته بود که
به جای اون صحبت کنه

00:10:49.333 --> 00:10:53.033
اون داشت به داستانی که حقیقت رو
نشون میداد کمک میکرد

00:10:53.066 --> 00:10:55.900
که کثرین زنده به منهتن رسیده بود

00:10:57.733 --> 00:11:02.166
باب و سوزان در یک
کمپین متحد بودن

00:11:02.200 --> 00:11:04.733
که این ایده ها رو اونجا بکارن

00:11:04.733 --> 00:11:08.733
و مردم شروع کنن که به حرف اونا گوش بدن

00:11:08.800 --> 00:11:11.066
بخاطر همین قضیه یکم پیچیده تر شد

00:11:11.066 --> 00:11:13.066
که بفهمیم واقعا چه اتفاقی افتاده

00:11:18.933 --> 00:11:21.300
اگر دوباره پرونده کثرین رو
بازسازی کنی

00:11:21.333 --> 00:11:25.933
چندتا از مردم هستن که اون رو دیدن

00:11:25.966 --> 00:11:28.000
وقتی که فکر میکردیم اون مرده

00:11:28.066 --> 00:11:30.300
و اینکه آخرین بار صبح دوشنبه صداشو شنیدیم

00:11:30.400 --> 00:11:31.933
خانم دورست دانشجوی سال چهارم
رشته داروسازی بود

00:11:31.966 --> 00:11:34.266
اینجا در دانشکده داروسازی آلبرت انشتین

00:11:34.333 --> 00:11:36.866
و قرار بود صبح همون روز کلاس کلینیک داشته باشه

00:11:36.900 --> 00:11:39.333
ولی اون زنگ زد و گفت
که حالش خوب نبود

00:11:39.366 --> 00:11:40.933
و او در اون روز نمیاد

00:11:40.933 --> 00:11:43.266
و تا جایی که پلیس میدونه
این آخرین تماس بود

00:11:43.266 --> 00:11:45.700
که یک نفر با اون داشته

00:11:45.733 --> 00:11:47.866
رییس مدرسه داروسازی

00:11:47.900 --> 00:11:51.466
بدیهیه که یک نفر

00:11:51.500 --> 00:11:53.466
به آقای دورست برای جواب تماس ها کمک میکرده

00:11:56.900 --> 00:11:58.133
فکر میکنی کار سوزان بوده باشه؟

00:11:58.166 --> 00:12:00.566
خب حالا که اینجا نشستیم

00:12:00.633 --> 00:12:03.566
شرط میبندم که کار خانم
سوزان برمن بوده

00:12:11.800 --> 00:12:14.733
در افکار ما
کتی تونسته بود به منهتن برسه

00:12:14.766 --> 00:12:21.400
پس با کمی شانس و اندکی حیله گری

00:12:21.433 --> 00:12:22.466
قبول کرده بودیم

00:12:22.466 --> 00:12:26.466
من حدس میزنم اون فریبمون داد

00:12:26.500 --> 00:12:28.800
فکر میکنم همه میدونیم که 30 سال بعد

00:12:28.833 --> 00:12:32.166
هر چی که باب گفت رو باید زیر سوال ببریم
تو اینو میدونی

00:12:32.200 --> 00:12:33.800
من فکر نمی کنم اونا اینجوری فکر کردن

00:12:38.233 --> 00:12:40.233
میخوای که راجع به محتویات پرونده صحبت کنیم؟

00:12:40.300 --> 00:12:41.500
ما یحتوی پرونده ما

00:12:41.566 --> 00:12:44.766
کتی دورست و باب دورست با هم ازدواج کرده بودن

00:12:44.800 --> 00:12:46.633
و این ازدواج از کنترل خارج شد

00:12:46.666 --> 00:12:49.666
و این رابطه سرد و سردتر شد

00:12:49.666 --> 00:12:52.166
ما فهمیدیم که کتی از همسرش تقاضای طلاق کرده بود

00:12:52.233 --> 00:12:53.333
یک وکیل برای طلاق گرفته بود

00:12:55.400 --> 00:12:58.033
پنجشنبه قبل از مفقود شدن کتی

00:12:58.066 --> 00:13:00.100
وکیل بهش گفته بود که باب دورست ...

00:13:00.166 --> 00:13:03.933
درخواستشون رو برای طلاق رد کرده

00:13:04.000 --> 00:13:06.900
پس 3 روز قبل از این که

00:13:06.933 --> 00:13:08.566
باب توافق رو رد کنه

00:13:08.600 --> 00:13:10.700
توافقی که که کتی برای طلاق خواسته بود

00:13:10.733 --> 00:13:12.700
و اونها با هم میرن اونجا

00:13:18.766 --> 00:13:21.866
در زمان مفقود شدن کتی

00:13:21.933 --> 00:13:26.033
در خانه بالادست روستایی اونها با هم بودن

00:13:26.033 --> 00:13:29.600
و هیچ مدرکی
هیچ مدرک باورکردنی وجود نداره

00:13:29.633 --> 00:13:31.166
که کتی سلم جنوبی رو ترک کرده باشه

00:13:39.233 --> 00:13:41.233
نمیدونم چطوری اونو کشته ولی

00:13:41.266 --> 00:13:43.233
فکر نمیکنم که اصلا سوار قطار شده باشه
اینو مطمنم

00:14:03.100 --> 00:14:04.366
آیا تو هیچ ارتباطی داری با

00:14:04.433 --> 00:14:05.966
مرگ همسرت؟

00:14:06.000 --> 00:14:07.666
نمیدونم که اون مرده باشه

00:14:09.100 --> 00:14:11.266
فکر میکنی که ممکنه اون هنوز زنده باشه؟

00:14:11.300 --> 00:14:15.733
اره محتمل هست
نه زیاد

00:14:15.766 --> 00:14:16.766
من اینطور فکر نمیکنم

00:14:16.800 --> 00:14:18.766
من فکر میکنم که اون قطعا مرده

00:14:18.800 --> 00:14:22.266
ولی من نمیدونم که اون واقعا مرده باشه

00:14:22.333 --> 00:14:24.600
خب برای اینکه دقیق تر باشیم

00:14:24.666 --> 00:14:25.733
آیا تو ارتباطی با

00:14:25.766 --> 00:14:28.033
غیب شدن همسرت داری؟

00:14:28.066 --> 00:14:30.533
نه
من نمیدونم اون کجاست

00:14:30.566 --> 00:14:31.933
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاده

00:14:32.000 --> 00:14:35.200
نمیدونم چطور این اتفاق براش افتاده

00:14:35.233 --> 00:14:38.966
من هیچ ارتباطی ندارم با اتفاقی ک براش افتاده

00:14:39.000 --> 00:14:44.200
جز اینکه ...
غیر مستقیم یا همان طور که شما میدونید

00:14:44.266 --> 00:14:46.666
اون یک ازدواج بدی بود
و تقریبا نیمی از مشکلات

00:14:46.700 --> 00:14:49.000
یا شا����د هم بیشتر تقصیر من بود

00:14:49.033 --> 00:14:51.100
ولی فراتر از این
من دخالتی نداشتم

00:14:51.133 --> 00:14:52.933
در اتفاقی که براش افتاد

00:14:52.966 --> 00:14:57.066
در مفقود شدن اون
در چیزی که باعث شد غیب بشه

00:15:04.500 --> 00:15:06.800
وقتی که اون صحبت هاش رو به پلیس گفت

00:15:06.800 --> 00:15:08.600
ماشین رو توی خونه رها کرد

00:15:08.633 --> 00:15:10.800
ماشین رو داخل شهر نبرد

00:15:10.833 --> 00:15:12.133
و در اون روز ماشین همراهش نبود

00:15:12.166 --> 00:15:14.133
اون مفقود شدن زنش رو گزارش کرد
میدونستی؟

00:15:14.166 --> 00:15:16.533
شاید اون ترسیده بود
که ماشینش رو با خودش داشته باشه

00:15:16.566 --> 00:15:18.666
چون ممکن بود داخلش رو بگردن یا بخوان
بازرسی کنن

00:15:21.466 --> 00:15:24.066
او ممکنه کثرین رو داخل صندوق ماشین
گذاشته و برده

00:15:24.133 --> 00:15:26.333
و یک جایی ازش خلاص شده

00:15:29.266 --> 00:15:32.600
ما چندتا تماس تلفنی ضبط کردیم
و یافتیم که

00:15:32.633 --> 00:15:35.000
بعضی تماس های ضبط شده نشون میده
که سازمان دورست

00:15:35.066 --> 00:15:37.933
تماس هایی از منطقه شیپ باتم در نیوجرسی داشته

00:15:37.966 --> 00:15:40.166
در روز سه شنبه
یک روز پس از ناپدیدی کثی

00:15:42.333 --> 00:15:44.666
ما میتونستیم رد تماس ها رو بگیریم
که از کجا گرفته شدن

00:15:44.700 --> 00:15:48.533
و یک تلفن سکه ای در اتاق
لباسشویی بود

00:15:50.000 --> 00:15:52.233
حالا چطور بفهمیم که باب دورست اون تماس ها رو گرفته ...

00:15:52.266 --> 00:15:54.533
چیزی که میدونیم اینه که

00:15:54.566 --> 00:15:57.700
دوتا آدم هستن که با شرکت دورست تماس میگیرن

00:15:57.733 --> 00:15:59.366
اینو از آدم هایی که اونجا کار میکنن فهمیدیم

00:15:59.400 --> 00:16:01.500
یکی از اون آدم ها باب دورست هست

00:16:01.533 --> 00:16:03.800
و نفر دیگه سیمور

00:16:03.833 --> 00:16:06.866
خب سیمور بی شک اون روز توی
شیپ باتم نبود

00:16:13.466 --> 00:16:15.333
تو معمولا با دفتر جمع آوری تماس میگرفتی؟

00:16:15.366 --> 00:16:16.533
اوه همیشه

00:16:16.566 --> 00:16:19.133
- درباره اون بهم بگو
- من با دفتر تماس میگیرم

00:16:21.233 --> 00:16:23.466
چرا اینکار رو می کردی؟

00:16:23.533 --> 00:16:27.433
نمیخواستم بابت اون پول بدم
بزار سیمور حساب کنه

00:16:27.466 --> 00:16:30.233
تنها دلیلی که تماس میگرفتم واس این بود
که اون ازم میخواست اینکارو کنم

00:16:31.733 --> 00:16:35.233
یک سری تماس بود به دفتر جمع آوری

00:16:35.233 --> 00:16:37.800
از شیپ باتم در نیوجرسی

00:16:39.933 --> 00:16:41.866
اون یک جایی روی ساحل میشه

00:16:41.900 --> 00:16:44.900
- آره
- پس 3 تماس گرفته شده

00:16:44.966 --> 00:16:47.233
از شیپ باتم به سازمان دورست

00:16:47.233 --> 00:16:49.033
خب تو مسول تلفن دفتر جمع آوری بودی

00:16:49.066 --> 00:16:50.566
پس فکر میکنم که اینجوری میشه حدس زد

00:16:50.633 --> 00:16:52.633
باب حتما اون تماس ها رو گرفته

00:16:52.666 --> 00:16:54.266
مگر اینکه باب اینکارو نکرده باشه

00:16:54.300 --> 00:16:56.300
باب در شیپ باتم نبود

00:16:58.100 --> 00:17:00.100
میتونی به دلیلش فکر کنی که چرا نبود

00:17:00.133 --> 00:17:01.933
این تماس های تلفنی
این تماس های جمع آوری پول ...

00:17:01.966 --> 00:17:03.600
میتونست به سازمان دورست در حین روز

00:17:03.633 --> 00:17:04.733
گرفته بشه ؟

00:17:04.766 --> 00:17:07.800
من واقعا نمیدونم کی این
تماس ها رو گرفته

00:17:07.866 --> 00:17:09.433
آدم های دیگه ای هم بودن که میدونستی

00:17:09.433 --> 00:17:12.266
ممکنه با دفتر جمع آوری شرکت تماس بگیرن؟

00:17:12.333 --> 00:17:13.766
چندتا بله

00:17:16.433 --> 00:17:18.200
بله

00:17:18.233 --> 00:17:20.433
مدیران اجرایی؟
یا اعضای خانواده؟

00:17:22.366 --> 00:17:24.600
یک نفر ...
یک خونه ساحلی داشت

00:17:24.666 --> 00:17:26.866
و تماس گرفته بود به

00:17:26.933 --> 00:17:29.833
یکی از مسولان پذیرش
نه مسول پذیرش همیشگی

00:17:29.866 --> 00:17:31.433
که تماس رو جواب بده

00:17:34.266 --> 00:17:35.866
این اتفاق چند بار تکرار شد

00:17:35.933 --> 00:17:39.033
اون بهار تابستون و پاییز

00:17:42.500 --> 00:17:45.566
بدون هیچ اشتباهی
ما دنبال جسد گشتیم

00:17:45.600 --> 00:17:48.800
منظورم اینه که میدونی
ما میدونیم اون توی نیوجرسی بود

00:17:48.866 --> 00:17:50.733
در خلال دو روز از ناپدید شدن کثرین

00:17:51.566 --> 00:17:54.000
منطقه شیپ باتم
لژ قایق موتوری باز است

00:18:00.400 --> 00:18:02.033
فکر میکنی اون کجا میتونه باشه؟

00:18:02.066 --> 00:18:04.000
درباره اینکه جسدش کجا میتونه باشه؟

00:18:04.033 --> 00:18:06.500
نمیدونم

00:18:06.500 --> 00:18:09.133
نمیدونستم چطور شروع کنم

00:18:09.166 --> 00:18:12.400
نمیدونستم که جسدش...
نمیدونستم اصلا مرده یا ... نمیدونستم

00:18:12.466 --> 00:18:16.166
شاید جسدش توی ی جایی از نیویورک باشه

00:18:16.233 --> 00:18:17.500
یا در ایالتی از نیوجرسی

00:18:17.566 --> 00:18:21.800
یا در نیم کره شمالی یا
هر چیز دیگه ای ...

00:18:26.533 --> 00:18:27.500
اگر بری به شیپ باتم

00:18:27.566 --> 00:18:29.666
و منطقه ای که پاین بارن رو احاطه میکنه

00:18:29.733 --> 00:18:32.366
تو زمین های زیادی میبینی

00:18:32.366 --> 00:18:33.700
کجا میتونه جسد رو مخفی کرده باشه

00:18:37.300 --> 00:18:40.166
این همون جاییه که سردسته های اوباش معمولا

00:18:40.200 --> 00:18:41.900
دستور میدن جسدها توش دفن بشه

00:18:44.700 --> 00:18:46.733
خب این ربطش چیه ؟
سوزان برمن

00:18:46.800 --> 00:18:49.666
که در اون زمان خیلی با باب دوست بود

00:18:49.700 --> 00:18:50.666
نفوذ و پارتی زیادی داره

00:18:50.700 --> 00:18:52.100
و چندتا دوست برای جرایم سازماندهی شده

00:18:56.800 --> 00:18:58.766
من میگم
سوزان حاضر بود هر کاری بکنه

00:18:58.800 --> 00:19:00.800
تا به دوستای نزدیکش کمک کنه

00:19:02.200 --> 00:19:04.300
مهم نیست شرایط چی باشه
اممم ... اممم

00:19:05.333 --> 00:19:07.233
اون ... اون باوفا بود

00:19:07.266 --> 00:19:10.733
فکر میکنم تا آخرین درجه وفادار بود

00:19:17.400 --> 00:19:19.266
رابطه ت با سوزان برمن چی بود؟

00:19:19.300 --> 00:19:21.300
در تمام اون سال ها؟

00:19:21.366 --> 00:19:23.400
وقتی کثی مفقود شد

00:19:23.400 --> 00:19:25.233
در ابتدا چند سال اول

00:19:25.300 --> 00:19:28.000
سوزان زندگی میکرد...
هنوزم زندگی میکنه توی نیویورک

00:19:28.033 --> 00:19:31.233
و من اونو مکررا میدیدم توی شهر

00:19:31.233 --> 00:19:34.166
بعدش اون رفت به لس آنجلس

00:19:35.500 --> 00:19:38.800
من به صورت آنلاین سوزان رو دنبال کردم

00:19:38.833 --> 00:19:41.600
از مکان بیکمن
در تمام مسیر انتقالش

00:19:41.600 --> 00:19:44.500
تا بندیکت کانیون در کالیفرنیا

00:19:44.566 --> 00:19:48.600
من به پلیس تا دم در خونه ش یک نقشه دادم

00:19:48.633 --> 00:19:52.333
و گفتم هر کاری میکنید
حتما با این زن صحبت کنید

00:19:52.400 --> 00:19:54.600
اون بیشتر از چیزی که میگه میدونه

00:19:54.700 --> 00:19:55.933
اون یکی از دوستای خوب باب هست

00:19:55.933 --> 00:19:58.600
ممکنه چیزی بهتون نگه
ممکنه هم بگه

00:19:59.966 --> 00:20:02.400
ما یک مکالمه با هم داشتیم که من گفتم
سوزان

00:20:02.433 --> 00:20:05.333
اون قسمت رو توی نیویورک تایمز دیدی؟

00:20:05.366 --> 00:20:08.766
درباره پرونده کثی دورست
که دوباره باز شده؟

00:20:08.766 --> 00:20:10.600
و اون گفت
جولی راجع به اون با من صحبت نکن

00:20:10.666 --> 00:20:12.833
من نمیخوام راجع به اون صحبت کنم

00:20:12.866 --> 00:20:14.700
اونها دارن دنبال بابی میگردن

00:20:14.766 --> 00:20:15.833
اون چیزی بود که گفت

00:20:25.966 --> 00:20:28.533
با سوزان در اون زمان هم تماس داشتی؟

00:20:28.566 --> 00:20:29.700
آره

00:20:29.733 --> 00:20:32.066
اگه یادته بگو چی گفت؟

00:20:32.100 --> 00:20:34.966
- اون نوشت: اوه بابی
- برای تو خیلی وحشتناکه

00:20:34.966 --> 00:20:38.566
متنفرم از اینکه باید این مسیر رو بری

00:20:38.600 --> 00:20:39.966
ولی تو ازون شنیدی که

00:20:40.033 --> 00:20:40.966
اون با پلیس تماس گرفته؟

00:20:41.033 --> 00:20:43.100
- بله
- اون چی گفت؟

00:20:43.166 --> 00:20:45.366
پلیس لس آنجلس باهام تماس گرفت

00:20:45.400 --> 00:20:48.800
اونا میخوان راجع به مفقود شدن کتی دورست باهام صحبت کنن

00:20:51.666 --> 00:20:54.166
در اون زمان یک اتفاقی برای سوزان افتاد

00:20:54.200 --> 00:20:58.333
اوه فقط کمی بعد اون
سوزان برمن کشته شد

00:20:58.333 --> 00:21:01.333
نزدیکای کریسمس سال 2000

00:21:32.333 --> 00:21:34.800
بندیکت کنون
به طرف راست

00:21:41.466 --> 00:21:43.500
سارب کافمن

00:21:43.533 --> 00:21:46.000
درباره آخرین باری که اون رو دیدی بگو

00:21:46.000 --> 00:21:47.466
آره من داشتم میرفتم اروپا برای ...

00:21:47.500 --> 00:21:50.300
تقریبا هفته سوم اینا بود
برای تعطیلات

00:21:50.366 --> 00:21:52.066
و ... من جای پارک نزدیک
خونه نداشتم

00:21:52.100 --> 00:21:53.633
پس من ماشینم رو توی گاراژ گذاشتم

00:21:53.700 --> 00:21:55.800
و سوزان ماشینش رو اینجا گذاشت

00:21:55.866 --> 00:21:58.600
و ما با هم رفتیم بیرون

00:21:58.633 --> 00:22:01.733
هدایا و کارت تبریک به هم دادیم
برای هم آرزوی خوش کردیم

00:22:01.733 --> 00:22:04.400
بعدش تاکسی رسید و میدونی ...
به هم گفتیم "دوستت دارم" .

00:22:04.400 --> 00:22:05.900
و من سوار تاکسی شدم و رفتم

00:22:14.766 --> 00:22:17.466
چه موقع سوزان برای اولین بار وارد
زندگی شما شد؟

00:22:17.500 --> 00:22:19.166
من ساعت 1 ظهر ملاقاتش کردم

00:22:19.200 --> 00:22:21.566
اون ...
اون با پدرم قرار عاشقانه میگذاشتن

00:22:23.433 --> 00:22:25.966
ما باهاش زندگی میکردیم ...

00:22:26.000 --> 00:22:28.900
می خوام بگم که
یک سالی میشد با هم قرار میگذاشتن

00:22:31.766 --> 00:22:36.666
بخاطر اینکه اون راحت، خوشحال، شادی آور، زبل ....

00:22:36.733 --> 00:22:39.766
باهوش و حواس جمع بود

00:22:39.766 --> 00:22:44.066
روزهای ما خیلی جذاب و شاد میگذشت

00:22:44.100 --> 00:22:46.533
اون زیاد میخنده
اون زیاد میخندید

00:22:46.566 --> 00:22:51.200
و ... میدونی ...
بی ملاحظه خرج میکرد

00:22:51.233 --> 00:22:54.366
و همه چی میتونه یک داستان بشه

00:22:56.533 --> 00:22:58.766
توی اون سال ها او زنده شده بود

00:22:58.833 --> 00:23:00.633
بخاطر اینکه مثل مادر اونها شده بود

00:23:00.633 --> 00:23:04.700
این .. این
خیلی قشنگ بود دیدن اون شرایط

00:23:04.766 --> 00:23:07.866
وقتی که پدرشون ارتباط عاشقانه ش رو قطع کرد

00:23:07.933 --> 00:23:11.800
این دو بچه
با هم و با کلی ذوق

00:23:11.800 --> 00:23:14.833
اعلام کردن که میخوان انتخاب کنن

00:23:14.900 --> 00:23:16.800
که با مادرشون سوزان زندگی کنن

00:23:19.100 --> 00:23:23.566
وقتی که شب کریسمس بهش زنگ زدم
و اون جواب تلفن رو نداد

00:23:23.600 --> 00:23:25.933
به طور واضح نمیدونستم چی شده بود
ولی میدونستم ی جای کار میلنگه

00:23:27.800 --> 00:23:29.033
به هر حال من زنگ زدم که

00:23:29.066 --> 00:23:31.300
اون حدود نیم ساعت برای شام دیر کرده بود

00:23:31.333 --> 00:23:33.733
و اون خیلی خیلی به موقع بود همیشه

00:23:33.800 --> 00:23:35.800
وقتی که مناسبت خونوادگی باشه

00:23:40.066 --> 00:23:42.033
من گفتن
سوزی، من دنی هستم

00:23:42.066 --> 00:23:45.000
امیدوارم امشب رو با فردا شب اشتباه نگرفته باشی

00:23:45.033 --> 00:23:46.900
من "کوکو رو" گرفتم
ما منتظرتیم

00:23:46.966 --> 00:23:48.800
تامی گرسنه ست
مادر هم گرسنه ست

00:23:48.833 --> 00:23:50.500
کجایی؟

00:23:50.566 --> 00:23:54.433
اونجا بود که یکی تلفن رو جواب داد
صدای یک مردی بود

00:23:54.466 --> 00:23:55.766
من گفتم
کی پشت خطه؟

00:23:55.800 --> 00:23:57.266
اون گفت
کاراگاه ...

00:23:57.300 --> 00:24:00.833
من حتی اسمش رو نشنیدم
من فقط کلمه کاراگاه رو شنیدم

00:24:00.833 --> 00:24:02.666
از طرف مرکز پلیس لس آنجلس

00:24:07.000 --> 00:24:09.100
در 24 دسامبر 2000

00:24:09.166 --> 00:24:12.566
پلیس گشت شرق لس آنجلس
به یک تماس بی سیم پاسخ دادن ...

00:24:12.600 --> 00:24:16.600
یک در باز در محل 1527
"بندیت کنیون درایو"

00:24:18.166 --> 00:24:20.333
پلیس ها به محض رسیدن به صحنه جرم

00:24:20.366 --> 00:24:22.100
دیدن که در پشتی باز مونده

00:24:22.133 --> 00:24:23.533
و وارد اون مکان شدن

00:24:25.733 --> 00:24:27.700
پلیس ها جسد قربانی رو پیدا کردن

00:24:27.766 --> 00:24:30.033
که روی کف اتاق خواب افتاده بود

00:24:30.100 --> 00:24:33.033
که در قسمت جنوب غربی اون خونه بود

00:24:35.066 --> 00:24:38.900
روی سر قربانی جای شلیک گلوله بود

00:24:38.900 --> 00:24:42.233
پزشک گفت که قربانی ساعت 13:48 مرده

00:24:46.500 --> 00:24:49.433
اولین چیزی که یادمه شرایط اون خونه بود

00:24:49.466 --> 00:24:52.266
یک جورایی .... خالی بود

00:24:52.300 --> 00:24:54.400
فکر کنم تمام اثاثیه ای که اونجا بود

00:24:54.466 --> 00:24:56.866
چیزایی بودن که مردم بهش داده بودن

00:24:59.000 --> 00:25:02.500
هیچ فرشی رو کف بتنی نبود

00:25:02.533 --> 00:25:04.800
و هیچ منبع گرمایی توی خونه نبود

00:25:07.300 --> 00:25:08.633
و هیچ کشویی باز نبود

00:25:08.666 --> 00:25:10.100
چیزی بیرون نیفتاده بود

00:25:10.166 --> 00:25:12.833
همه چی دست نخورده باقی مونده بود
کامپیوتر هم سر جاش بود

00:25:14.766 --> 00:25:17.666
در جلویی خونه با قفل یکطرفه
بسته شده بود

00:25:17.700 --> 00:25:20.266
هیچ شواهدی نبود که
به زور وارد خونه شده باشن

00:25:21.366 --> 00:25:23.933
که برام این معنی رو داشت که
اینو بهم نشون میداد که ...

00:25:23.966 --> 00:25:27.100
هر کسی که اونو کشته باشه
احتمالا

00:25:27.166 --> 00:25:30.566
خود سوزان برمن بهش اجازه داده که وارد بشه

00:25:39.366 --> 00:25:42.766
ساختمان روزنامه نیویرک تایمز

00:25:46.466 --> 00:25:49.966
من توی دفتر نشستم
منتظرم تا با یکی مصاحبه کنم

00:25:50.000 --> 00:25:51.333
و به اخبار روزانه نگاه میکنم

00:25:51.366 --> 00:25:54.133
و در اونجا یک داستان کوتاهی از
شهر لس آنجلس بود

00:25:54.166 --> 00:25:58.966
که جسد سوزان برمن
با یک شلیک گلوله در لس آنجلس پیدا شد

00:25:58.966 --> 00:26:00.366
و من داشتم از صندلیم میفتادم

00:26:00.433 --> 00:26:03.133
فقط خودم رو صاف کردم
و خواستم اونجا رو ترک کنم

00:26:03.733 --> 00:26:06.833
_خبر روزنامه_
نویسنده کشته شده با معمای
یک زن مفقود شده مواجه شده بود

00:26:06.866 --> 00:26:10.966
احتمالا تنها جایی بود که
در این پرونده

00:26:11.033 --> 00:26:13.933
واقعا نفس منو گرفت

00:26:13.966 --> 00:26:16.200
من ایستاده بودم وقتی تلفن رو جواب دادم

00:26:16.233 --> 00:26:18.300
احساس کردم پاهام سست شد

00:26:18.366 --> 00:26:21.566
چون من ... مثل این بود که
بهشون گفتم "برید اونجا"

00:26:22.333 --> 00:26:26.033
_خبر روزنامه_
پرونده قدیمی، سرنخ های جدید

00:26:26.033 --> 00:26:29.300
وقتی شنیدم که سوزان به قتل رسیده

00:26:29.333 --> 00:26:32.033
اولین نفری که بهش فکر کردم
رابرت دورست بود

00:26:32.066 --> 00:26:33.833
چون ما خواستیم اولین فرصت با سوزان صحبت کنیم

00:26:33.966 --> 00:26:36.000
پلیس میخواست با نویسنده به قتل رسیده
پرسش و جو کنه

00:26:36.033 --> 00:26:38.166
سوزان برمن فقط کشته نشده بود

00:26:38.233 --> 00:26:40.666
منظورم اینه که
اون اعدام شده بود

00:26:40.666 --> 00:26:43.500
مرگ اون خیلی سوال برانگیزه

00:26:43.500 --> 00:26:45.466
فقط آدم کشی نبود

00:26:45.500 --> 00:26:48.733
و زمان انجام جرم خیلی عجیبه

00:26:49.233 --> 00:26:52.900
_خبر مجله_
چه کسی دختر یک خلافکار رو به قتل رسونده؟

00:26:54.866 --> 00:26:57.833
واکنش تو چی بود وقتی
شنیدی سوزان به قتل رسیده؟

00:26:57.866 --> 00:27:01.000
حس خیلی بدی داشتم برای سوزان

00:27:01.033 --> 00:27:02.933
من متعجب شده بودم که اونا

00:27:03.000 --> 00:27:05.100
همه چی رو سر هم کردن
که بگن من اینکارو کردم

00:27:05.166 --> 00:27:07.866
یا من باعث شدم اون اتفاق بیفته

00:27:07.933 --> 00:27:11.200
تو هیچ ارتباطی با قتل سوزان برمن نداشتی؟

00:27:11.200 --> 00:27:14.700
من هیچ ارتباطی با قتل سوزان نداشتم

00:27:16.533 --> 00:27:18.200
آیا خودت چیزی به ذهنت میرسه که ...

00:27:18.200 --> 00:27:20.100
چه اتفاقی ممکنه برای سوزان افتاده باشه؟

00:27:20.133 --> 00:27:21.300
نه

00:27:26.966 --> 00:27:28.733
برای تو مفهومی داره که

00:27:28.733 --> 00:27:30.533
آدم هایی که بهت مشکوکن ...؟

00:27:30.566 --> 00:27:33.200
بله حتما
منطورم چون ...

00:27:33.233 --> 00:27:34.900
اون سخنران من بود

00:27:34.900 --> 00:27:36.066
که یکدفعه مرد

00:27:36.100 --> 00:27:40.600
دقیقا بعد از این که جینین پیرو
منو داشت بازرسی میکرد

00:27:40.666 --> 00:27:42.666
امممم...

00:27:42.700 --> 00:27:43.800
که من به اون شلیک کردم

00:27:47.600 --> 00:27:48.800
اون راجع به اوباش مقاله مینوشت

00:27:48.833 --> 00:27:51.166
و خودش دختر یکی از اونا بود

00:27:51.200 --> 00:27:52.666
پس وقتی نویسنده سوزان برمن

00:27:52.700 --> 00:27:55.400
با یک شلیک گلوله در سرش پیدا شد

00:27:55.466 --> 00:27:58.033
در شب کریسمس
داخل خونه ش توی بندیت کنیون

00:27:58.100 --> 00:28:00.666
تمام سوالات بدیهی رو میشن

00:28:01.066 --> 00:28:03.266
مثلا
اون قتل به سبک خلافکارا انجام شده؟

00:28:04.366 --> 00:28:07.400
پلیس با کشته شدن نویسنده کتاب هایی
با موضوع تبهکاران وگاس" گیج شده

00:28:07.433 --> 00:28:09.333
ما تعجب کردیم وقتی فهمیدیم

00:28:09.400 --> 00:28:12.633
رابرت دورست مشکوک به قتل سوزان برمن نیست

00:28:12.666 --> 00:28:17.766
پلیس لس آنجلس دنبال سرنخ های ارتباط قتل
سوزان با خلافکارا بود

00:28:17.833 --> 00:28:20.366
مدیر دفتر تجاری سوزان برمن گفت که

00:28:20.400 --> 00:28:22.533
اون داشت روی یک برنامه تلویزیونی کار میکرد

00:28:22.566 --> 00:28:26.500
درباره زندگی خلافکار��ا در لاس وگاس

00:28:26.533 --> 00:28:29.166
اون درباره کاری که داشت انجام میداد
با من صحبت کرد

00:28:29.200 --> 00:28:30.533
که من فکر میکنم
اون یک فیلمنامه نبود

00:28:30.600 --> 00:28:32.366
فکر کنم
اون یک داستان برای مجله بود

00:28:32.433 --> 00:28:35.466
و همینطور فکر میکنم که
شامل خلافکارا و اوباش میشد

00:28:35.466 --> 00:28:36.700
یک چیز مهمی بود

00:28:36.766 --> 00:28:41.000
اون داشت کار موثر و تکان دهنده ای انجام میداد

00:28:41.033 --> 00:28:43.633
اتفاق بزرگی داشت رخ میداد

00:28:43.633 --> 00:28:46.266
و من گفتم
خب چی بود؟

00:28:46.300 --> 00:28:47.466
من نمیتونم الان راجع بهش صحبت کنم

00:28:47.533 --> 00:28:49.533
ولی یک اتفاق بزرگی رخ میده

00:29:00.000 --> 00:29:01.600
من اون لحظه مشکوک شده بودم

00:29:03.500 --> 00:29:05.233
شلیک از پشت سر

00:29:05.300 --> 00:29:08.800
اون یک سنت هست بین خلافکارها
برای کشتن

00:29:46.366 --> 00:29:48.066
دفتر پلیس بورلی هیلز

00:29:48.100 --> 00:29:50.233
یک نامه داخل پاکت دریافت کرد

00:29:50.266 --> 00:29:53.200
آدرس مقصد داده شده پلیس بورلی هیلز بود

00:29:53.233 --> 00:29:54.733
"بورلی" رو اشتباه نوشته بودن

00:29:54.800 --> 00:29:58.533
به جای "لی" نوشته بودن "لیی"

00:29:58.600 --> 00:30:03.366
و یک نوشته توش بود
"بندیکت کنیون پلاک 1527"

00:30:03.433 --> 00:30:05.033
و کلمه "نعش"

00:30:07.133 --> 00:30:08.933
نامه یک روز قبل پست شده بود

00:30:08.966 --> 00:30:12.366
قبل از پیدا کردن جسد قربانی

00:30:12.400 --> 00:30:14.066
اون نامه خیلی حرف برای گفتن داره

00:30:14.100 --> 00:30:17.466
اون به دفتر پلیس ارسال شده

00:30:17.533 --> 00:30:21.733
برای اینکه یک نفر بیاد و جسد
رو پیدا کنه

00:30:21.766 --> 00:30:28.366
که اونجا تجزیه نشه و گند نزنه

00:30:28.400 --> 00:30:31.233
منظورم اینه که
اون شخصی بود که سوزان براش مهم بود

00:30:35.466 --> 00:30:39.533
پس ما اون مافیایی که مشکوک به قتل بودن رو پیدا کردیم

00:30:45.700 --> 00:30:46.966
خب، نظر شما درباره این چیه؟

00:30:47.000 --> 00:30:48.066
راجع به این نوشته؟

00:30:48.100 --> 00:30:50.266
منظورم اینه که این نوشته
برای تو معنی خاصی داره؟

00:30:50.266 --> 00:30:52.633
آره، اون آدرس خونه ش هست

00:30:52.666 --> 00:30:56.300
حروف بزرگ و گسسته
یک نفر که نمیخواست دست خطش شناسایی بشه

00:30:56.333 --> 00:30:58.933
و کلمه بورلی رو با غلط املایی نوشتن

00:30:58.933 --> 00:31:00.433
می تونی به یک دلیل فکر کنی

00:31:00.500 --> 00:31:03.766
چرا باید یک نفر همچین نوشته ای
رو بنویسه؟

00:31:03.833 --> 00:31:06.333
نمیدونم

00:31:06.366 --> 00:31:08.100
نمیدونم

00:31:08.100 --> 00:31:10.066
یکی از حدس ها اینه ...

00:31:10.100 --> 00:31:11.666
اگر این همون شخصی بود که سوزان رو کشته

00:31:11.700 --> 00:31:14.533
اون نمیخواسته که جسد سوزان
افتاده روی زمین بمونه

00:31:14.566 --> 00:31:15.766
اگه اون باید کشته می شد
چرا باید ...

00:31:15.766 --> 00:31:18.266
اگه یک نفر اونو دوست داشت
چرا اونو بکشه؟

00:31:18.333 --> 00:31:22.300
و الان تو داری ریسک بزرگی میکنی

00:31:24.266 --> 00:31:25.833
چه ریسک بزرگی؟

00:31:25.866 --> 00:31:28.466
تو برای پلیس نامه ای نوشتی

00:31:28.466 --> 00:31:31.333
که فقط قاتل ممکن بود
این نامه رو بنویسه

00:31:36.333 --> 00:31:37.733
یکی از چیزهایی که ما ضبط کردیم

00:31:37.766 --> 00:31:40.900
هارد کامپیوتر سوزان بود

00:31:40.933 --> 00:31:40.966
و ما یک دفتر حسابی پیدا کردیم

00:31:41.633 --> 00:31:43.866
و ما یک دفتر حسابی پیدا کردیم

00:31:43.900 --> 00:31:48.233
که اسم آدم هایی که برای سوزان پول فرستادن
داخلش بود

00:31:48.266 --> 00:31:50.733
اون داشت از

00:31:50.800 --> 00:31:55.133
همکاران تجاری و دوستان قدیمی
خودش پول قرض می گرفت

00:31:59.566 --> 00:32:01.700
سوزان با مشکلات مالی موجه شده بود

00:32:03.800 --> 00:32:06.233
چند ماه از اجاره خونه ش
رو پرداخت نکرده بود

00:32:07.466 --> 00:32:10.300
سوزان راجع به شرایطش چی میگفت؟

00:32:10.333 --> 00:32:12.133
می دونی
اون داشت به شرایط غلبه میکرد

00:32:12.166 --> 00:32:17.100
چندتا معامله انجام داده بود
و خوب پیش میرفتن

00:32:17.133 --> 00:32:19.066
چندتا پروژه توی هالیوود داشت

00:32:21.366 --> 00:32:23.900
سوزان فیلم نامه های زیادی رو نوشته بود

00:32:23.933 --> 00:32:26.533
جلسات زیادی شرکت میکرد

00:32:26.566 --> 00:32:29.433
و خیلی به خودش ایمان داشت

00:32:29.500 --> 00:32:30.700
واقعا ایمان داشت

00:32:30.700 --> 00:32:34.700
اممم... ولی هیچکدوم از فیلم نامه هاش
فروش نرفت

00:32:37.166 --> 00:32:38.366
زن بودن

00:32:38.366 --> 00:32:41.500
یک زن مسن بودن
در بین افراد جوان اون شرکت

00:32:41.533 --> 00:32:45.300
سخت بود
و سخت تر میشد

00:32:48.733 --> 00:32:51.033
اون توی ناامیدی فرو رفته بود

00:32:51.033 --> 00:32:52.600
و خب سوزان در ناامیدی ...

00:32:52.633 --> 00:32:55.033
خیلی فرق داشت با سوزانی که من میشناسم

00:32:55.100 --> 00:32:59.400
مردم کاری میکنن
که روابطشون تغییر کنه

00:32:59.400 --> 00:33:02.266
سوزان میتونست ارتباط بگیره با بقیه
مطمئنم که میتونست

00:33:04.800 --> 00:33:06.233
اون ارتباطش خوب بود

00:33:06.233 --> 00:33:08.400
و میتونست برای چیزی که میخواست
با بقیه ارتباط برقرار کنه

00:33:08.966 --> 00:33:17.100
جیم 8275
آنسلی 3280
دیانا 9000 دلار
نیل 875 دلار
بابی 50 هزار دلار

00:33:20.300 --> 00:33:22.066
چندتا دلیل بود که نشون میداد
اون از بابی دورست

00:33:22.066 --> 00:33:23.733
دوتا چک
دریافت کرده بود

00:33:33.433 --> 00:33:35.300
سوزان سرسخت بود

00:33:35.333 --> 00:33:38.766
و میدونی
این احتمالا اونو نترسونده بود

00:33:38.800 --> 00:33:40.833
نمی خوام بگ که اون تهدید شده

00:33:40.900 --> 00:33:44.400
سوزان ممکنه با خودش گفته
میتونم از این پول استفاده کنم برای ...

00:33:44.433 --> 00:33:47.466
یا
این پول میتونه برای هر دوتامون ...

00:33:47.533 --> 00:33:48.500
میتونم تصور کنم اینو

00:33:57.633 --> 00:34:00.833
چیزی بود بینتون که سوزان به عنوان رازدار تو بدونه

00:34:00.900 --> 00:34:03.166
و تو راحت نبودی که به پلیس بگه؟

00:34:03.200 --> 00:34:04.866
خب ما خیلی چیزهای شخصی مشترک داریم

00:34:04.933 --> 00:34:06.466
ولی هیچ کدوم ازینا ربطی
به کثی نداشت

00:34:06.500 --> 00:34:09.333
منظورم اینه که
وقتی کثی خیلی از کوره در میرفت

00:34:09.366 --> 00:34:12.200
ما خیلی راجع به اون حرف میزدیم

00:34:12.266 --> 00:34:17.466
فکر نمیکنم که اون با پلیس درباره این صحبت کنه

00:34:17.500 --> 00:34:19.533
اگه اون اینجا نشسته بود الان
اینجوری حرف میزدیم که

00:34:19.600 --> 00:34:20.866
اگه پلیس بخواد با من حرف بزنه

00:34:20.933 --> 00:34:22.200
من هم بهشون چیزی که میخوان رو میگم

00:34:22.266 --> 00:34:24.800
خوبه؟
همین

00:34:24.800 --> 00:34:25.900
هر کار میخوای انجام بده

00:34:33.700 --> 00:34:34.900
اسم من سارب کافمن هست

00:34:34.933 --> 00:34:37.600
سوزان برمن مادر من بود

00:34:39.333 --> 00:34:41.400
فقط یک درخواستی دارم

00:34:41.466 --> 00:34:44.366
که ما بهترین ها رو توی ذهنمون نگه داریم

00:34:44.400 --> 00:34:48.500
و زیاد با تلخی این ماجرا کار نداشته باشیم

00:34:50.100 --> 00:34:53.700
مردم توی  مراسم تدفین
از هر جایی اومدن

00:34:53.733 --> 00:34:57.166
و انتظار میرفت بابی هم اونجا باشه

00:34:58.433 --> 00:35:01.233
فک کنم اون توی لس آنجلس بود اون موقع

00:35:01.266 --> 00:35:02.766
ولی اون برای مراسم سوگواری نیومد

00:35:02.800 --> 00:35:04.233
و نه حتی برای یادبود

00:35:07.333 --> 00:35:09.333
ولی باب خودش رو به تو رسوند؟

00:35:09.333 --> 00:35:10.766
آره اون بهم زنگ زد

00:35:12.366 --> 00:35:14.166
من فهمیدم اون تماس
کمی تهدیدآمیز بود

00:35:14.200 --> 00:35:15.333
واقعیت رو بخوام بگم

00:35:15.366 --> 00:35:18.600
اممم ... اون گفت که

00:35:18.666 --> 00:35:20.866
من چیزی که اون واقعا گفت رو یادم نمیاد

00:35:20.900 --> 00:35:23.233
یادم نمیاد که برای تماسش چه دلیلی آورد

00:35:23.266 --> 00:35:24.366
یک چیزی توی مایه های ...

00:35:24.366 --> 00:35:25.900
فقط میخواستم از حالت با خبر بشم

00:35:25.933 --> 00:35:28.933
هیچوقت از من خوشش نیومد
حتی یک لحظه

00:35:29.000 --> 00:35:31.533
بابی زنگ زد
و اصلا چرا اون زنگ زد؟

00:35:31.533 --> 00:35:34.666
اون بهترین دوستش بود
یا یکی از بهترین دوستاش

00:35:34.700 --> 00:35:37.000
و ما به هم تسلیت گفتیم

00:35:38.600 --> 00:35:40.033
اون چی گفت ؟

00:35:40.066 --> 00:35:41.766
خدای من، این بد نیست؟

00:35:42.966 --> 00:35:46.133
راجع به بازرسی ها در رابطه با قتل سوزان چیزی نپرسید؟

00:35:46.133 --> 00:35:50.466
ممکنه اون این کارو کرده باشه
حالا که اینو گفتی

00:35:50.533 --> 00:35:55.233
اون سعی میکرد که
توی کمپ سوزان برای خودش متحد پیدا کنه

00:35:55.266 --> 00:35:56.900
واسه چی، من نمیدونم

00:35:56.933 --> 00:35:58.733
شاید ...
برای اینکه ما رو دور کنه

00:35:58.733 --> 00:36:00.466
از اینکه با پلیس حرف بزنیم
که البته حرف زدیم

00:36:00.533 --> 00:36:01.866
من ، من نمیدونم

00:36:01.900 --> 00:36:04.700
ولی اون ... حتما تلاش میکرد که

00:36:04.733 --> 00:36:06.866
یک جایی پیدا کنه که متحد بشن باهاش

00:36:10.533 --> 00:36:14.466
بعد از قتل سوزان اولین تماست با باب کی بود؟

00:36:14.500 --> 00:36:18.133
کمی بعدش
فراموش کردم که

00:36:18.166 --> 00:36:19.333
اون زنگ زد یا من زنگ زدم

00:36:19.400 --> 00:36:20.900
منظورم ، اونجا بود که
من یک جورایی

00:36:20.933 --> 00:36:23.466
رفتم سراغ دفتر تلفنش
و به بقیه اطلاع دادم

00:36:23.500 --> 00:36:25.333
و یک جورایی من
داشتم به خبرنگارها هم زنگ میزدم

00:36:25.400 --> 00:36:27.233
و به پلیس زنگ زدم

00:36:27.266 --> 00:36:29.600
واضحه که خیلی دلسوز بود

00:36:29.633 --> 00:36:32.300
ناراحت شد از شنیدن خبر
و گفت چه کاری میتونه انجام بده

00:36:34.066 --> 00:36:35.400
و همون موقع ها بود که

00:36:35.433 --> 00:36:39.433
مردم شروع کردن به حرف زدن راجع به اون
که ممکنه مشکوک باشه

00:36:39.500 --> 00:36:41.433
ولی هیچوقت باور نکردم

00:36:41.433 --> 00:36:43.566
حتی برای یک لحظه

00:36:44.966 --> 00:36:46.566
من میدونم سوزان چه حسی نسبت به اون داشت

00:36:49.533 --> 00:36:51.333
سارب و بابی خیلی بهم نزدیک شده بودن

00:36:51.366 --> 00:36:52.800
دقیقا بعد از مرگ سوزان

00:36:53.966 --> 00:36:56.133
که اون مشکل بود چون

00:36:56.166 --> 00:37:00.266
بقیه ما ... میدونی ...

00:37:00.300 --> 00:37:02.966
حس کردیم که داریم توی حقیقیت های مختلفی زندگی میکنیم

00:37:03.000 --> 00:37:07.433
وقتی مردم سعی کردن برام توضیح بدن
که احتمالش زیاده

00:37:07.466 --> 00:37:09.466
اون زنش مفقود شده
و ممکنه خودش زنش رو کشته باشه

00:37:09.533 --> 00:37:10.866
خیلی از مردم فکر میکنن
که اون زنش رو کشته

00:37:10.933 --> 00:37:13.033
و نگاه کن
اونا دوباره پرونده رو باز کردن

00:37:13.066 --> 00:37:14.766
همین یکی دو ماه پیش

00:37:14.800 --> 00:37:18.633
عجیب نیست ؟

00:37:18.700 --> 00:37:21.300
و چیزی به اسم تصادفی و اتفاقی وجود نداره

00:37:21.300 --> 00:37:25.200
اممم... اولش گفتم
البته که یک سری چیزا اتفاقی میشه

00:37:25.233 --> 00:37:26.666
همیشه یه سری کارها تصادفی میشه

00:37:28.933 --> 00:37:31.000
آره اون بخشی از لیست هست

00:37:31.033 --> 00:37:33.733
چون میخواست بخشی ازون باشه

00:37:33.800 --> 00:37:36.666
اون ممکنه سوزان رو علیه خودش کرده باشه

00:37:36.700 --> 00:37:37.866
میدونی

00:37:37.900 --> 00:37:41.333
ولی هیچکدوم ازینا برام مفهومی نداره

00:37:43.433 --> 00:37:45.066
میتونم ببینم که یک شخص جوان

00:37:45.100 --> 00:37:48.300
که شکل و شمایل مادرش رو از دست داده

00:37:48.333 --> 00:37:51.100
و داشت زندگیش رو ادامه میداد

00:37:51.133 --> 00:37:54.833
دوست داره که یک مولتی میلیونر رو باور کنه

00:37:54.833 --> 00:37:56.733
که میتونست بهترین دوستش باشه

00:37:57.900 --> 00:38:01.166
بعد از مرگ سوزان
باب بهت بازم پول داد؟

00:38:01.200 --> 00:38:03.200
خب نه اینطور نبود
میدونی

00:38:03.200 --> 00:38:06.200
اون خب
اون توی یک مکالمه

00:38:06.233 --> 00:38:08.266
که راجب چند موضوع داشتیم

00:38:08.333 --> 00:38:11.533
واضح شد که
من دانشگاه نرفتم

00:38:11.566 --> 00:38:14.700
اون ازم پرسید
چقدر خرجش میشه که بری دانشگاه؟

00:38:14.766 --> 00:38:18.000
و من بهش گفتم
حدود دویست هزار دولار

00:38:18.033 --> 00:38:20.133
بخوام راستشو بگم
یکم زیاد گفتم

00:38:20.166 --> 00:38:23.366
منظورم خب هزینه تحصیل
هزینه زندگی، که بتونم تمرکز کنم رو درسم

00:38:23.433 --> 00:38:25.600
اون گفت برای 4 سال دانشگاه
من بهت هر سال 250 هزار دلار میدم

00:38:29.366 --> 00:38:30.833
در ماه های بعد از اون

00:38:30.833 --> 00:38:32.433
باب رو دوباره دیدی؟

00:38:32.433 --> 00:38:33.900
وقتی دوباره اومده بود این حوالی

00:38:33.933 --> 00:38:36.066
باب گفت که برای شام بریم بیرون

00:38:37.266 --> 00:38:38.500
و شما با هم رفتین شام بخورید؟

00:38:38.533 --> 00:38:39.766
ما با هم نبودیم

00:38:39.800 --> 00:38:41.133
ما اون شام رو با هم جمع نشدیم

00:38:41.166 --> 00:38:42.600
چرا نه ؟

00:38:42.600 --> 00:38:44.300
چون ظاهرا
کمی بعدش

00:38:44.366 --> 00:38:48.400
اون داشت فرار میکرد ...
خب...

00:38:48.466 --> 00:38:50.966
همون موقعی که دستگیر شد

00:38:51.000 --> 00:38:54.233
قتل و تکه تکه کردن جسد

00:38:54.300 --> 00:38:57.466
خب اون شام رو از دست داد

00:39:05.833 --> 00:39:07.233
پلیس گالوستون متقاعد شده بود که

00:39:07.266 --> 00:39:09.733
رابرت دورست 58 ساله
مرتکب قتل و تکه تکه کردن جسد شده بود

00:39:09.766 --> 00:39:12.100
موریس بلک
همسایه 71 ساله رابرت

00:39:12.100 --> 00:39:14.433
بعدش تکه های جسدش رو توی خلیج گالوستون انداخت

00:39:16.400 --> 00:39:18.433
من یک شب توی زندان بودم

00:39:20.966 --> 00:39:24.533
کاراگاه بهم گفته بود که ...

00:39:24.566 --> 00:39:26.333
تو مسؤل اون قتل هستی

00:39:26.366 --> 00:39:30.233
250 هزار دلار وثیقه گذاشته شد

00:39:30.266 --> 00:39:32.933
و فکر نمیکردم وقتی توی قتل متهم باشی

00:39:33.000 --> 00:39:36.200
منظورم اینه که چیزی نمیدونم ولی

00:39:36.233 --> 00:39:38.233
نمیتونی کسی که متهم به قتل باشه رو
با وثیقه آزاد کنی

00:39:38.300 --> 00:39:41.100
چون اونا فرار میکنن حتما

00:39:41.133 --> 00:39:42.500
ولی وقتی تو 250 هزار دلار وثیقه گذاشتی
قصد داشتی که

00:39:42.533 --> 00:39:45.000
فرار کنی؟

00:39:45.033 --> 00:39:47.466
اوه، خدانگدار 250 هزار دلار

00:39:47.466 --> 00:39:50.133
خداحافظ زندان
من آزادم

00:39:54.833 --> 00:39:56.733
در منهتن
وارث املاک رابرت دورست

00:39:56.766 --> 00:39:58.366
به بازداشتگاه برگشت

00:39:58.400 --> 00:40:00.800
در حین دزدی 6 دلار جنس از فروشگاه
دستگیر شد

00:40:00.866 --> 00:40:03.933
ساندویچ سالاد مرغ در یک فروشگاه در پنسیلوانیا

00:40:06.166 --> 00:40:08.933
من رفتم بازار وگمن
کمی خوارو بار بخرم

00:40:08.966 --> 00:40:10.300
روزنامه رو گرفتم

00:40:13.433 --> 00:40:17.500
نمیدونم چرا به ذهنم رسید که دزدی کنم

00:40:17.500 --> 00:40:20.466
تا ببینم میتونم این کارو بکنم یا نه

00:40:20.500 --> 00:40:22.566
ولی تصمیم گرفتم بجای اینکه هزینه ش رو پرداخت کنم

00:40:22.633 --> 00:40:24.000
اونو همینجوری بردارم

00:40:27.166 --> 00:40:28.166
و وقتی داشتم اونجا رو ترک میکردم

00:40:28.166 --> 00:40:31.233
دو نفر از نیروی امنیت فروشگاه جلوم وایسادن

00:40:31.266 --> 00:40:32.833
و خواستن باهام حرف بزنن

00:40:32.833 --> 00:40:34.166
متاسفیم
باید همراه ما بیای

00:40:34.233 --> 00:40:35.966
و غیره و غیره

00:40:36.000 --> 00:40:38.933
به طور احمقانه
من باهاشون رفتم

00:40:38.966 --> 00:40:41.233
اممم... من دستگیر شدم

00:40:44.033 --> 00:40:47.000
دورست تحت تعقیب بود
بخاطر مضنون بودن به قتل در گالوستون تگزاس

00:40:47.033 --> 00:40:49.866
و مشکوک به انجام قتل در لاس وگاس

00:40:49.900 --> 00:40:51.666
و منطقه وسچستر در نیویورک

00:40:54.766 --> 00:40:55.933
سوزان برمن چی شد؟

00:40:56.000 --> 00:40:57.533
تو توی قتل اون دستی داشتی؟

00:41:03.133 --> 00:41:04.866
چرا کچل کرده بودی؟

00:41:04.933 --> 00:41:07.866
- من داشتم فرار میکردم
- میخواستم تغییر چهره بدم

00:41:07.933 --> 00:41:09.500
و این اتفاقا خوب عمل کرد

00:41:11.466 --> 00:41:13.833
ابروهاتو هم تراشیدی؟

00:41:13.866 --> 00:41:16.466
- همه چی رو
- چرا؟

00:41:16.500 --> 00:41:18.666
اونجوری خب....
کمتر شبیه خودم میشم

00:41:18.733 --> 00:41:20.900
تو شبیه ...
کمی عجیب بنظر میای

00:41:20.933 --> 00:41:24.566
که ابروهاتو با موهات تراشیدی

00:41:24.600 --> 00:41:29.433
و این کارت عمدی بود؟ بله. چطور بطور تصادفی ابرو های خود را اصلاح میکنید؟؟