WEBVTT

00:00:01.650 --> 00:00:02.983
بدنام ترین زندان روی زمین.

00:00:03.233 --> 00:00:07.066
آلکاتراز یک پیشگام واقعی در
مفهوم زندان سوپر مکس است.

00:00:08.683 --> 00:00:10.433
احاطه شده توسط آبهای منجمد کننده

00:00:10.683 --> 00:00:12.116
خلیج سان فرانسیسکو.

00:00:12.366 --> 00:00:14.433
میانگین اینکه زندانی ممکنه تسلیم

00:00:14.683 --> 00:00:16.866
هایپوترمیا بشه زیر 3 ساعت هستش.

00:00:17.116 --> 00:00:19.266
4 زندانی گمون میکنن که میتونن
شرایط و شانس رو شکست بدن

00:00:19.516 --> 00:00:21.033
و راهی به آزاد باز کنن.

00:00:21.283 --> 00:00:22.783
به دو گروه دوتایی تقسسم شدن

00:00:23.033 --> 00:00:26.366
یکی کشیک میداد درحالی
که دیگری حفر میکرد.

00:00:26.616 --> 00:00:28.950
میتونین ازین سنگ ها فرار کنن؟
تو نمیتونی به عقب نگاه کنی.

00:00:29.200 --> 00:00:30.683
نمیتونی با خانوادت ارتباط داشته باشی.

00:00:30.933 --> 00:00:33.600
اساساً باید غیب بشی.

00:00:40.550 --> 00:00:43.216
برخی از بزرگترین داستان ها

00:00:43.466 --> 00:00:47.050
پشت میله های زندان شروع میشه.

00:00:47.300 --> 00:00:49.133
با بد نام ترین

00:00:49.383 --> 00:00:50.716
زندانی های دنیا هم سلول شدی

00:00:50.966 --> 00:00:52.733
توسط نگهبان ها تحت نظر هستی

00:00:52.983 --> 00:00:55.316
و با دیگر زندانیا به بند کشیده شدی.

00:00:55.566 --> 00:00:57.733
ذهن فریبنده ای میخواد

00:00:57.983 --> 00:01:00.416
که راهی به بیرون پیدا کنی.

00:01:00.666 --> 00:01:03.316
میتونه تورو به آزادی برسونه

00:01:03.566 --> 00:01:07.250
یا به قیمت جونت تموم بشه.

00:01:07.500 --> 00:01:10.166
ولی وقتی چیزی واسه از دست دادن نداری

00:01:10.416 --> 00:01:13.166
امتحانش نمیکنی؟

00:01:15.800 --> 00:01:19.300
فرار های بزرگ
با مورگان فریمن

00:01:19.550 --> 00:01:24.300
مترجمین: سجاد روان‌خواه،
ممدرضا، الناز مختاری، فائزه طالبی

00:01:25.083 --> 00:01:28.516
آلکاتراز سنگی.

00:01:28.766 --> 00:01:33.183
این بدنام ترین زندان
در تاریخ آمریکا است.

00:01:33.433 --> 00:01:38.116
دژ بتنی تیره و تاری که
روی سخره های سنگی بنا شده

00:01:38.366 --> 00:01:43.200
که توسط آب های منجمد
خلیج سانفرانسیسکو احاطه شده.

00:01:43.450 --> 00:01:47.033
این مکان همیشه سرده.

00:01:47.283 --> 00:01:49.616
و روشی برای تضعیف روحیه

00:01:49.866 --> 00:01:52.783
سفت و سخت ترین مجرم هارو داره.

00:01:53.033 --> 00:01:55.466
حتی ال کاپون گفت

00:01:55.716 --> 00:01:59.050
"آلکاتراز جونمو در آورد"

00:02:02.550 --> 00:02:04.466
آلکاتراز زندانی واقعی و پیشگام

00:02:04.716 --> 00:02:07.466
در مفهوم سوپرمکس است.
(از نظر سختی)

00:02:07.716 --> 00:02:10.966
زندان آلکاتراز از سال 1934
دوباره شروع به فعالیت کرد

00:02:11.216 --> 00:02:15.816
اونها نسبت زیادی از
نگهبانان به زندانیان داشتن

00:02:16.066 --> 00:02:17.816
یه فولاد ضد ابزار داره

00:02:18.066 --> 00:02:20.316
که جوری ازش تعریف
میکردن که کسی نمیتونه

00:02:20.566 --> 00:02:22.983
ازش با یه ابزار معمولی رد بشه

00:02:23.233 --> 00:02:25.983
اونجا محفظه های گاز
اشک آور کنترلی وجود داشت

00:02:26.233 --> 00:02:28.566
و در صورت شورش

00:02:28.816 --> 00:02:30.733
یا نقشه های فرار باز میشد.

00:02:30.983 --> 00:02:33.416
همینطور تعدادی فلزیاب
در اطراف وجود داشت.

00:02:33.666 --> 00:02:36.750
اونا واقعاً فلز یابشون
رو به رخ میکشیدن.

00:02:37.000 --> 00:02:39.583
میدونید اونا چشم نا مرئی صداش میکردن.

00:02:43.583 --> 00:02:45.750
ساختمان زندان بر خلاف

00:02:46.000 --> 00:02:48.600
چیزایی هستش که تابحال ساخته شده.

00:02:48.850 --> 00:02:50.266
ساختار سلول ها شبیه

00:02:50.516 --> 00:02:53.850
یه ساختمان 3 طبقه هستش.

00:02:54.100 --> 00:02:55.266
3 طبقه

00:02:55.516 --> 00:02:57.700
و همه سلول ها رو به بیرون هستن.

00:02:57.950 --> 00:02:59.116
بنابراین نگهبان ها میتونن
تو راهرو ها قدم بزنن

00:02:59.366 --> 00:03:01.183
اگه لازم باشه داخل
هر سلول رو نگاه بندازن.

00:03:01.433 --> 00:03:03.000
گالری های تفنگم در
امتداد راهرو ها هستند

00:03:03.250 --> 00:03:07.166
پس نگهبانادر صورت نیاز
میتونن داخل زندان شلیک کنن

00:03:07.416 --> 00:03:09.416
وقتی خارج از ساختمون
سلول های اصلی باشی

00:03:09.950 --> 00:03:12.700
اونجا فنس های اضافی و
20 فوت دیوار وجود داره.

00:03:12.950 --> 00:03:14.283
دیوار های بتونی زخیمی هست.

00:03:14.533 --> 00:03:17.033
برج های نگهبانی که در گوشه هاس.

00:03:17.283 --> 00:03:18.950
6 برج نگهبانی.

00:03:19.200 --> 00:03:21.783
هرکدوم از اونها یک افسر مسلح دارن.

00:03:22.033 --> 00:03:23.883
این قرار بود تسهیلات اونها باشه

00:03:24.133 --> 00:03:27.383
که هیچ راه فراری و رو
به بیرونی نداشته باشه.

00:03:29.966 --> 00:03:32.400
حتی اگه تونستی که
از سلول ات خارج بشی

00:03:32.650 --> 00:03:34.150
دیوار هارو مقیاس کنین

00:03:34.400 --> 00:03:37.216
و از برج های دیده بانی فرار کنین

00:03:37.466 --> 00:03:40.650
هنوز با بزرگترین مانع روبرو میشدی

00:03:40.900 --> 00:03:43.233
خلیج سانفرانسیسکو.

00:03:43.483 --> 00:03:46.316
آب هاش به اندازه کافی سرد
هستن که طی 1 ساعت بکشنت

00:03:46.566 --> 00:03:48.316
و جریان ها میتونن شمارو

00:03:48.566 --> 00:03:51.400
به سمت اقیانوس آرام بکشن.

00:03:51.650 --> 00:03:53.316
یک زندانی مدت زمان

00:03:53.566 --> 00:03:55.166
کاربردی متوسطی که باید داشته باشه

00:03:55.416 --> 00:03:57.166
حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعته.

00:03:57.416 --> 00:03:58.500
و بعد از اون یجورایی

00:03:58.750 --> 00:03:59.916
به نوعی شناور میشن

00:04:00.166 --> 00:04:01.583
و قادر به عملکرد نیست

00:04:01.833 --> 00:04:03.416
و اونها تسلیم هیپوترمیا میشن

00:04:03.666 --> 00:04:06.000
اونهم فقط ظرف کمتر از 3 ساعت.

00:04:08.916 --> 00:04:13.350
اینجا نحوه شروع صحبت
مجرم ها در مورد آلکاتراز اومده.

00:04:13.600 --> 00:04:16.100
اگه شما قوانین جامعه رو دنبال نکنید

00:04:16.350 --> 00:04:17.850
باید به زندان برید.

00:04:18.100 --> 00:04:20.783
اگه قوانین زندان رو دنبال نکنید

00:04:21.033 --> 00:04:24.200
کار شما در آلکاتراز به پایان میرسه.

00:04:27.466 --> 00:04:29.783
همه زندانیان فدرال می دونستن
که شما به آلکاتراز رفتین یا نه

00:04:30.033 --> 00:04:31.233
زندانیان دیگری که در آنجا بودن

00:04:31.483 --> 00:04:32.616
در سیستم زندان فدرال

00:04:32.866 --> 00:04:34.283
یکی بدتر از دیگری بودند.

00:04:34.533 --> 00:04:38.116
بسیاری از معروف
ترین جنایتکاران زمان خود

00:04:38.366 --> 00:04:39.966
در آلکاتراز زمانی رو گذروندن.

00:04:40.216 --> 00:04:42.783
اینا شامل رئیس جنایتکار
بدنام شیکاگو است،

00:04:43.033 --> 00:04:44.300
آل کاپون

00:04:44.550 --> 00:04:47.133
چهره های گنگستر دیگه دوران رکود

00:04:47.383 --> 00:04:49.133
مثل مشین گان کِلی.

00:04:49.383 --> 00:04:51.300
بامپی جانسون، پدر خوانده هارلم

00:04:51.550 --> 00:04:53.300
در آلکاتراز زمانی رو گذروندن.

00:04:53.550 --> 00:04:54.883
مثل وایتی بولگر

00:04:55.133 --> 00:04:56.466
رئیس جنایت ایرلندی آمریکایی.

00:04:56.716 --> 00:04:58.883
تبدیل به خبرچین اف بی آی شد.

00:04:59.133 --> 00:05:00.566
و البته روبرت استرود

00:05:00.816 --> 00:05:03.066
معروف به
"مرد پرنده ای آلکاتراز"

00:05:03.316 --> 00:05:04.566
که از لون ورث انتقال داده شد

00:05:04.816 --> 00:05:07.066
اونم بعد اینکه نگهبانی
رو به قتل رسوند.

00:05:07.316 --> 00:05:09.483
ولی در 1962

00:05:09.733 --> 00:05:12.983
همه این ارازل و قاتل های معروف

00:05:13.233 --> 00:05:18.066
تحت الشعاع گروه های تشکیل شده از
4 کلاه بردار کوچک قرار خواهند گرفت.

00:05:18.316 --> 00:05:21.583
این کاری نیست که برای
مشهور شدن انجام داده باشن

00:05:21.833 --> 00:05:25.500
این تلاش اونها برای خارج شدن ازینجاس.

00:05:25.750 --> 00:05:28.750
تیم ما متشکل از
فراریان آلکاتراز هستش.

00:05:29.000 --> 00:05:31.100
ما آلن وست رو داریم.

00:05:36.850 --> 00:05:39.516
وست بیشتر سارق ماشین بوده

00:05:39.766 --> 00:05:41.016
و سابقه زیادی داشت.

00:05:41.266 --> 00:05:42.766
و تلاش های متعددی برای فرار.

00:05:43.016 --> 00:05:44.600
اون سرانجام از زندان فرار کرد

00:05:44.850 --> 00:05:47.100
مدت کوتاهی به ارتش پیوست،

00:05:47.350 --> 00:05:49.783
بی شرف خوانده میشد

00:05:50.033 --> 00:05:51.933
به زندان برگشت داده شد
و باور کنید یا نه

00:05:52.183 --> 00:05:55.033
و در سال 1954 میمیره.

00:05:55.283 --> 00:05:58.700
ست کسی بود که با نقشه فرار اومد

00:05:58.950 --> 00:06:02.216
اون ایده رو وقتی که سر شغلش
در زندان بود به ذهنش رسید.

00:06:02.466 --> 00:06:03.950
وست یکی از زندانیانی بود که

00:06:04.200 --> 00:06:05.616
که در تعمیر و نگهداری
وسایل مورد اطمینان بود.

00:06:05.866 --> 00:06:07.450
پس ممکن بود که تمیز کنه، یا رنگ کنه

00:06:07.700 --> 00:06:08.983
ممکن بود کارای مختلفی انجام بده.

00:06:09.233 --> 00:06:10.716
یک فاصله هفت فوتی بین

00:06:10.966 --> 00:06:12.966
ساختار سلول ها و سقف ها وجود داره

00:06:13.216 --> 00:06:14.633
قبل اینکه به کف برسی

00:06:14.883 --> 00:06:17.216
از خود ساختمان سلول واقعی

00:06:17.466 --> 00:06:18.966
تهویه اونجا وجود داره.

00:06:19.216 --> 00:06:21.150
اونجا لوله ها و سیم ها وجود داره.

00:06:24.050 --> 00:06:25.550
وقتی که در اون بالا بود

00:06:25.800 --> 00:06:27.333
ساختار های بالایی
سلول هارو تمیز میکرد.

00:06:27.583 --> 00:06:29.983
فهمید که یکی از دریچه ها نمیچرخه.

00:06:30.233 --> 00:06:32.233
و موتور کوچکی بود که هوا رو میکشه

00:06:32.483 --> 00:06:34.233
و فهمید یکی از اونها شکسته است

00:06:34.483 --> 00:06:37.066
گمون کرد که راهی به
خارج از سلول وجود داره.

00:06:37.316 --> 00:06:39.983
وقتی که چرخ ها شروع به چرخیدن کردن

00:06:40.233 --> 00:06:42.566
میتونست راهی به پشت بوم داشته باشه.

00:06:42.816 --> 00:06:44.500
این میتونست راهی ب بیرون باشه.

00:06:44.750 --> 00:06:46.166
وست با این فکر اومد که

00:06:46.416 --> 00:06:47.916
"آره ما میتونیم این کارو بکنیم"

00:06:48.166 --> 00:06:49.416
پس اون افراد دیگه ای رو میشناخت

00:06:49.666 --> 00:06:51.266
که تاریخچه ای از فرار داشتن.

00:06:51.516 --> 00:06:53.250
و شروع به صحبت باهاشون کرد.

00:06:53.500 --> 00:06:55.416
وست شروع به پیدا
کردن دیگر همکارانی کرد

00:06:55.666 --> 00:06:57.766
کسایی که بتونه بهشون اعتماد کنه.

00:06:58.016 --> 00:06:59.516
و با یک مرد وقت گذاشت که در

00:06:59.766 --> 00:07:02.016
در زندان ایالات متحده در آتلانتا

00:07:02.266 --> 00:07:04.766
بالا تر از همه ایستاده بود.

00:07:05.016 --> 00:07:08.516
بعد تو جزیره ما فرانک موریس را داریم

00:07:14.533 --> 00:07:16.016
اون گرگ تنهای ماست.

00:07:16.266 --> 00:07:18.533
خیلی باهوشه.

00:07:18.783 --> 00:07:22.450
مردم میگفتن موریس آیکیو 137 داره.

00:07:22.700 --> 00:07:25.533
اون بیشترین فرار هارو

00:07:25.783 --> 00:07:28.033
در بین 4 نفر ما داره.

00:07:28.283 --> 00:07:31.133
او از سن بسیار کم در
11 مرکز مختلف زندانی شد

00:07:31.383 --> 00:07:34.216
فرانک موریس قادر بود
به طور موفقیت آمیزی

00:07:34.466 --> 00:07:37.550
از بین11 ساختار زندان فرار کند

00:07:37.800 --> 00:07:40.633
موریس دو عضو دیگر را هم به تیم میگیرد

00:07:40.883 --> 00:07:44.550
یک جفت هنرمند فرار که در
زندان آتلانتا نیز خدمت کردن.

00:07:44.800 --> 00:07:46.066
جان انگلین...

00:07:51.483 --> 00:07:53.066
و برادر کوچیکتر اش کلارنس.

00:07:59.166 --> 00:08:01.000
جان و کلارنس عموهای من

00:08:01.250 --> 00:08:03.916
در سال 1958 بانک زدن

00:08:04.166 --> 00:08:06.333
که بزرگترین جرمی بود که انجام دادن.

00:08:06.583 --> 00:08:08.750
اونا از اسلحه های اسباب
بازی برای اینکار استفاده کردن.

00:08:09.000 --> 00:08:10.833
چون نمیخواستن کسی آسیب ببینه.

00:08:11.083 --> 00:08:13.750
وقتی وارد شدن رئیس بانک

00:08:14.000 --> 00:08:18.266
دچار وحشت شد و از حال رفت.

00:08:18.516 --> 00:08:20.433
خب اونا از کاری که میکردن دست کشیدن

00:08:20.683 --> 00:08:23.600
تا به اون یه لیوان آب بدن
و مطمئن بشن حالش خوبه.

00:08:23.850 --> 00:08:25.933
اونا میدونید دستاشونو بستن

00:08:26.183 --> 00:08:28.266
تا نتونن که به پلیس
زنگ بزنن یا کاری کنن

00:08:28.516 --> 00:08:31.516
ولی هیچ وقت به هیچ کسی آسیب نزدن.

00:08:31.766 --> 00:08:33.600
چیزی که برادران آنگلاین در کمال

00:08:33.850 --> 00:08:36.100
خونسردی و تبهکاری کم داشتن

00:08:36.350 --> 00:08:38.450
بجاش در نبوغ و ذکاوت جبران میکردن

00:08:38.700 --> 00:08:41.533
و اصرار در تلاش برای فرارشون داشتن.

00:08:41.783 --> 00:08:43.700
اونا تو خانواده به عنوان

00:08:43.950 --> 00:08:46.366
بودن در عصر مک گایورز شهرت داشتن.

00:08:46.616 --> 00:08:49.533
اونها میتونستن از کمترین
چیزی بهترین استفاده رو ببرن.

00:08:49.783 --> 00:08:52.033
اونها چندین روش مختلف
رو امنحان کرده بودن

00:08:52.283 --> 00:08:54.616
و برخی اوقات نبوغ،
تلاش های کمی برای فرار است.

00:08:54.866 --> 00:08:56.966
لون ورث فرد اصلی بود

00:08:57.216 --> 00:08:58.716
اونها دوتایی باهم کار میکردن.

00:08:58.966 --> 00:09:01.466
اونا یه اردوگاه تو زندان
داشتن که نون میپختن

00:09:01.716 --> 00:09:03.466
و بعد اونو داخل زندان میفرستادن.

00:09:03.716 --> 00:09:05.400
میدونید بعدش جعبه های
خالی رو پس میفرستادن.

00:09:05.650 --> 00:09:08.216
اونا جعبه های بزرگی بودن
پس کلارنس به جان کمک کرد که

00:09:08.466 --> 00:09:10.150
که تو جعبه بزرگ نان قایم بشه

00:09:13.900 --> 00:09:15.400
اون برادرش رو پنهان کرد

00:09:15.650 --> 00:09:17.000
و بعد یکی از نگهبان ها مچشونو گرفت

00:09:17.250 --> 00:09:18.983
همونطوری که داشتن
میرفتن بیرون گرفتنشون.

00:09:19.233 --> 00:09:21.566
بعد از فرار ناقص اونها از لیون ورث

00:09:21.816 --> 00:09:24.566
برادر ها به آلکاتراز فرستاده شدند.

00:09:24.816 --> 00:09:26.083
اونا از تشکیل تیم خیلی خوشحالن

00:09:26.333 --> 00:09:27.416
همراه وست و موریس

00:09:27.666 --> 00:09:29.566
اونهم تو یه نقشه دیگه از فرار کردن.

00:09:29.816 --> 00:09:32.166
میتونم بهتون بگم جان و کلارنس

00:09:32.416 --> 00:09:34.750
همیشه درحال کشیدن
طرحی واسه فرار بودن.

00:09:35.000 --> 00:09:36.250
میتونم بهتون اطمینان بدم که

00:09:36.500 --> 00:09:39.850
اونا به راه هایی فکر
میکردن که ازینجا برن بیرون.

00:09:40.100 --> 00:09:42.000
چهار زندانی تیم شدن

00:09:42.250 --> 00:09:44.266
وظیفه اصلی اونا این بود که راهی

00:09:44.516 --> 00:09:46.683
به سلول های کناری پیدا کنند.

00:09:46.933 --> 00:09:49.183
با توجه به سابقه فرار برادران انگلین

00:09:49.433 --> 00:09:52.016
اونا وقتی به آلکاتراز
اومدن از هم جداشدن.

00:09:52.266 --> 00:09:53.350
پس یه یاداشت جالب وجود داشت

00:09:53.600 --> 00:09:54.516
توی پرونده.

00:09:54.766 --> 00:09:57.450
و نگهبان اعزامی از لیونورث

00:09:57.700 --> 00:09:59.266
میگه که دوتا داداش

00:09:59.516 --> 00:10:01.183
نباید کنار هم دیگه زندانی بشن.

00:10:01.433 --> 00:10:03.433
و اونها معروف به نقشه فرار بودن.

00:10:03.683 --> 00:10:05.116
از هر مرکز دیگه ای که اونجا بودن

00:10:05.366 --> 00:10:07.033
از وقتی که باهم بودن.

00:10:07.283 --> 00:10:09.116
بعد ماه ها رفتار مناسب و خوب

00:10:09.366 --> 00:10:11.033
نگهبان اجازه میده برادرای آنگلین

00:10:11.283 --> 00:10:13.950
به سلول هایی در کنار
هم دیگه منتقل بشن.

00:10:14.200 --> 00:10:18.033
وست و موریس هم دیوار
به دیوار زندانی شده بودن

00:10:18.283 --> 00:10:20.133
کمی زمان برد تا این افراد

00:10:20.383 --> 00:10:23.383
تقریباً همه در بلوک B ردیف شدن.

00:10:23.633 --> 00:10:25.883
حالا که همه با هم هستن

00:10:26.133 --> 00:10:28.550
اونا شروع به طرح نقشه میکنن

00:10:28.800 --> 00:10:31.216
از دریچه سقف برن بیرون

00:10:31.466 --> 00:10:33.216
پایین ساختمان

00:10:33.466 --> 00:10:34.816
از فنس عبور کنن

00:10:35.066 --> 00:10:37.733
و از دریای یخی رد بشن.

00:10:38.233 --> 00:10:40.066
9 ماه تا روز فرار

00:10:40.316 --> 00:10:45.000
قدم اول سلول ات رو ترک کن

00:10:45.250 --> 00:10:47.150
گفتنش آسونه.

00:10:47.400 --> 00:10:50.900
زندانی ها میدونن که
میله هارو نمیشه با اره برید

00:10:51.150 --> 00:10:53.000
و اگه از در برن بیرون

00:10:53.250 --> 00:10:55.500
مستقیم تورو در تیرس

00:10:55.750 --> 00:10:58.583
نگهبان مسلسل دار قرار میده

00:10:58.833 --> 00:11:00.833
اونم از هر دو طرف.

00:11:01.083 --> 00:11:03.850
تنها راه ممکن به بیرون

00:11:04.100 --> 00:11:06.266
یه جای دیگست.

00:11:09.016 --> 00:11:11.683
زیر سینک پشت هر سلول

00:11:11.933 --> 00:11:15.266
یه دریچه 9×6 اینچی کوچیک وجود داره.

00:11:17.600 --> 00:11:19.433
و اگه واقعاً تونستین اون رو بردارید

00:11:19.683 --> 00:11:21.766
دسترسی به یه راهرو تعمیر و نگهداری

00:11:22.016 --> 00:11:23.533
و نگهداری رو فراهم میکنه

00:11:23.783 --> 00:11:26.783
که اندازه بلوک سلول هستش.

00:11:27.033 --> 00:11:29.700
بتن های اون طرف دریچه خراب بودن

00:11:29.950 --> 00:11:32.433
بنابراین فهمیدن که میتونن یه
سوراخ به اندازه کافی بزرگ حفر کنن

00:11:32.683 --> 00:11:35.866
اونا میتونستن از پشت سلول برن بیرون.

00:11:36.116 --> 00:11:37.716
حفاری و کنده کاری

00:11:37.966 --> 00:11:41.783
در سپتامبر 1961 شروع شد.

00:11:44.966 --> 00:11:46.966
اونا قاشق از سالن غذا خوری می‌ دزدیدن

00:11:47.216 --> 00:11:48.966
و نوک اونهارو میشکستن

00:11:49.216 --> 00:11:50.716
و ازشون مثل کلنگ ‌

00:11:50.966 --> 00:11:54.133
برای کندن بتن های اطراف
دریچه استفاده میکردن.

00:11:54.383 --> 00:11:56.300
به آرامی و با تکنیک و روش

00:11:56.550 --> 00:11:58.133
در دوره 6 ماهه

00:11:58.383 --> 00:12:00.400
چهار مرد شروع به بزرگ کردنه

00:12:00.650 --> 00:12:03.566
دهانه پشت سلول شان کردن.

00:12:03.816 --> 00:12:06.566
موریس برای دزدیدن
موتور خلا و ساخت دریل

00:12:06.816 --> 00:12:10.666
از شغلش در تعمیرگاه
سو استفاده میکرد.

00:12:10.916 --> 00:12:13.900
اونها امیدوار بودند که کمکشون کنه
و هرچی زودتر از دریچه عبور کنن.

00:12:14.150 --> 00:12:15.666
وست و موریس هردو

00:12:15.916 --> 00:12:17.166
کتاب راجب مهندسی میخوندن

00:12:17.416 --> 00:12:18.966
اونا گفتن اگه از یه
صفحه داغ استفاده کنی

00:12:19.216 --> 00:12:20.750
بتن رو گرم کنین ، منظور قسمت پشت سلول

00:12:21.000 --> 00:12:22.750
درحالی که دارن جدا میشن از سلول ها.

00:12:23.000 --> 00:12:24.750
به طور کلی گفتن که به
نرم کردن بتن کمک میکنه

00:12:25.000 --> 00:12:25.750
که راحت تر کنده بشن.

00:12:26.000 --> 00:12:27.583
من گمون میکنم اونا مدتی رو باهاش

00:12:27.833 --> 00:12:30.083
آزمایش کردن.

00:12:30.333 --> 00:12:32.416
اونا نمیتونستن هر چهار
نفرشون تو یه زمان کار کنن

00:12:32.666 --> 00:12:34.016
دوتایی جفت شده بودن.

00:12:34.266 --> 00:12:36.433
برادران آنگلین کنار هم بودن.

00:12:36.683 --> 00:12:37.933
و یکی که نگهبانی میداد

00:12:38.183 --> 00:12:41.350
دیگری داشت حفاری میکرد
بعدش باهم تعویض میکردن.

00:12:41.600 --> 00:12:43.783
فرانک و آلن هم همونطور.

00:12:44.033 --> 00:12:47.700
و بعد میتونستن در
واقع از دریچه عبور کنن

00:12:48.366 --> 00:12:50.500
سه ماه تا فرار

00:12:51.200 --> 00:12:52.283
کلارنس آنگلین اولین نفره

00:12:52.533 --> 00:12:54.866
که از دیوار پشتی رد بشه

00:12:55.116 --> 00:12:57.283
آزادی خیلی نزدیکه
میتونه مزشو حس کنه.

00:12:57.533 --> 00:13:00.116
اون به دریچه پشت بام میرسه

00:13:00.366 --> 00:13:03.283
اما میفهمه که بسته شده

00:13:03.533 --> 00:13:05.466
بعد از ماه ها صبورایی شکیبانه

00:13:05.716 --> 00:13:07.550
داخل دیوار سلول هاشون

00:13:07.800 --> 00:13:09.550
رویای فرار اونها

00:13:09.800 --> 00:13:11.716
ممکنه تموم بشه.

00:13:20.383 --> 00:13:22.466
کلارنس انگلین از سوراخ پشت سلول خودش

00:13:22.716 --> 00:13:25.650
به راهروی نگهداری

00:13:25.900 --> 00:13:28.233
دریچه هوا که به بام زندان می‌رسید

00:13:28.483 --> 00:13:31.816
نفوذ کرده

00:13:32.066 --> 00:13:34.650
ولی بجای راه آسانی به آزادی

00:13:34.900 --> 00:13:38.816
اون فهمید که دریچه بسته شده است.

00:13:39.066 --> 00:13:40.500
او و همدستاش

00:13:40.750 --> 00:13:42.916
قراره پیچ و مهره هارو

00:13:43.166 --> 00:13:45.166
برای فرار ببرن.

00:13:45.416 --> 00:13:47.833
ولی اونها مشکلات زیادی دارند.

00:13:48.083 --> 00:13:51.500
چطور میتونن دزدکی
وارد راهروی تعمیرات بشن

00:13:51.750 --> 00:13:55.000
بدون اینکه نگهبانا بفهمن
اونا تو سلول هاشون نیستن؟

00:13:56.850 --> 00:13:58.433
برای کار کردن روی دریچه بالا

00:13:58.683 --> 00:14:00.433
اونا نیاز به چیزی دارن که شبیه

00:14:00.683 --> 00:14:02.433
خودشون باشن که تو سلول
هاشون جایگزینشون کنن

00:14:02.683 --> 00:14:05.683
فراریا هنرمندای بالقوه بوده.

00:14:05.933 --> 00:14:08.616
اونا سرهای مصنوعی درست کردن

00:14:08.866 --> 00:14:11.866
با هرچیزی که میشه
توی یه زندان پیدا کرد

00:14:12.116 --> 00:14:14.966
داریم از کاغذ مچاله شده حرف میزنیم...

00:14:15.216 --> 00:14:17.800
از صابون حرف میزنیم؛ توری مرغی...

00:14:18.050 --> 00:14:20.616
میتونستن پلاستیک جمع کنن...
مخلوط بتنی.

00:14:20.866 --> 00:14:22.383
و تونستن سرهای عروسکی درست کنن

00:14:22.633 --> 00:14:24.133
و توی تختهاشون بذارن

00:14:24.383 --> 00:14:26.300
که بنظر بیاد هنوز خوابیدن.

00:14:26.550 --> 00:14:28.633
سرهای عروسکی کاغذباطله‌ایشون

00:14:28.883 --> 00:14:30.316
به طرز مثال‌زدنی‌ای گول زننده بودن

00:14:30.566 --> 00:14:32.566
جان و وینسنت نقاشی رو به عهده گرفتن

00:14:32.816 --> 00:14:34.216
و دیگه کارشون با کشیدن

00:14:34.466 --> 00:14:36.300
چندتا پرتره از نامزداشون تموم شده بود

00:14:36.550 --> 00:14:37.983
خب، اونا به رنگ پوست احتیاج داشتن

00:14:38.233 --> 00:14:40.150
برای سرهای عروسکی، پس نگهبانا رو

00:14:40.400 --> 00:14:42.316
قانع کردن که بذارن
رنگ پوست رو نگه دارن

00:14:42.566 --> 00:14:45.816
برای پرتره‌ها، که درواقع یه حقه بود

00:14:46.066 --> 00:14:47.650
برای کشیدن سرهای عروسکی.

00:14:47.900 --> 00:14:50.233
و راهی که واقعا واقعیش میکنه،

00:14:50.483 --> 00:14:53.483
اینه که موی آدم بکار ببری.

00:14:53.733 --> 00:14:55.916
کلارنس انگلین توی آرایشگاه کار میکرد،

00:14:56.166 --> 00:14:58.000
پس میتونست موی زندانیا رو جمع کنه.

00:14:58.250 --> 00:14:59.583
وقتی که موها رو قیچی میکرد،

00:14:59.833 --> 00:15:01.250
میذاشت یکم از موها،

00:15:01.500 --> 00:15:03.750
توی پاچه‌های شلوارش بیوفتن

00:15:04.000 --> 00:15:06.500
و با همونا برمیگشت به سلولش

00:15:06.750 --> 00:15:11.083
پس سرهای عروسکی،
درواقع موهای واقعی آدم داشتن.

00:15:11.333 --> 00:15:13.600
اونا، پتو و بالشت میذاشتن زیر،
بعنوان بدن

00:15:13.850 --> 00:15:16.100
و بعد سر رو میذاشتن نزدیک کرکره‌ها

00:15:16.350 --> 00:15:18.233
یا نزدیک نرده‌هایی که
نگهبانا از کنارش رد میشدن.

00:15:18.483 --> 00:15:20.266
پس نگبهانا فقط
میتونستن داخل رو ببینن.

00:15:20.516 --> 00:15:22.516
اگر یه سر ببینن، نگرانش نمیشن.

00:15:22.766 --> 00:15:23.933
یا مگر اینکه بهش دست بزنی

00:15:24.183 --> 00:15:25.433
یا واقعا خیلی بهش نزدیک بشی

00:15:25.683 --> 00:15:27.850
جدی متوجهش نمیشی.

00:15:28.100 --> 00:15:30.033
بعد، مشکل، میشه چگونگی استتار

00:15:30.283 --> 00:15:32.866
سوراخای کنده شده انتهای سلول.

00:15:33.116 --> 00:15:35.200
در طول روز، اونا، منفذ تهویه

00:15:35.450 --> 00:15:39.283
عریض‌شده رو با درست
کردن نمای مصنوعی مخفی کردن

00:15:39.533 --> 00:15:41.866
با منفذ تهویه و مقوایی که

00:15:42.116 --> 00:15:45.300
جوری نقاشی شده بودن
که مثل دیوار زندان بنظر برسن.

00:15:45.550 --> 00:15:46.800
تونستن قسمتی از رنگهای

00:15:47.050 --> 00:15:49.216
اصلی‌ای که الن وست داشت، و برای نقاشی

00:15:49.466 --> 00:15:50.883
بعضی جاهای بلوکای

00:15:51.133 --> 00:15:52.633
سلولها استفاده میشدن رو نگه دارن،

00:15:52.883 --> 00:15:54.150
که بدون هیچ نقصی مطابق هم باشن.

00:15:54.400 --> 00:15:55.466
این، چیزی نبود که فقط

00:15:55.716 --> 00:15:56.900
توی دو هفته برنامه ریزی شده باشه.

00:15:57.150 --> 00:15:58.400
اینا چیزایی بودن که، میدونین،

00:15:58.650 --> 00:15:59.983
ماه‌ها و ماه‌ها درحال انجام بودن.

00:16:00.233 --> 00:16:03.316
پس اونا درواقع،
خیلی متقاعد کننده بودن

00:16:03.566 --> 00:16:05.900
من باب آماده سازی این چیزا.

00:16:06.150 --> 00:16:09.483
پوشوندن رد پاهاشون،
معلوم شد که جای آسونش بوده.

00:16:09.733 --> 00:16:11.816
بریدن پیچ و مهره‌های مستحکم‌شده

00:16:12.066 --> 00:16:14.500
دریچه، تقریبا غیرممکن بود.

00:16:14.750 --> 00:16:17.250
و دریچه، بالای بلوک سلوله.

00:16:17.500 --> 00:16:21.750
در معرض دید هر
نگهبانی که بخواد بالا رو نگاه کنه.

00:16:22.000 --> 00:16:25.583
فراریها راهی لازم دارن
که بدون دیده شدن، کار کنن.

00:16:26.750 --> 00:16:29.083
21/2 ماه مانده به فرار

00:16:29.600 --> 00:16:32.333
نقشه خیلی خوبی به سر الن وست زد.

00:16:32.583 --> 00:16:34.583
که در معرض دید، مخفی بشه.

00:16:34.833 --> 00:16:37.933
کارش، نه فقط نقاشی سقف سلول،

00:16:38.183 --> 00:16:41.766
بلکه پاک کردن آشغالایی که

00:16:42.016 --> 00:16:43.683
توی راه بهشون برمیخورد هم بود.

00:16:43.933 --> 00:16:46.183
و اون مناطق بالای سلولها،

00:16:46.433 --> 00:16:47.866
معمولا گشت زده نمیشدن

00:16:48.116 --> 00:16:49.350
و حسابی خاک گرفته بودن

00:16:49.600 --> 00:16:51.100
و کلی رنگ خشک شده ریخته بود.

00:16:51.350 --> 00:16:53.283
پس اونم یه روز دست به کثیف کاری زد

00:16:53.533 --> 00:16:57.116
و همه اون آشغالا رو
به سمت راهروها جارو کرد.

00:16:57.366 --> 00:16:58.700
آلکاتراز به این معروف بود که

00:16:58.950 --> 00:17:01.050
توی تمام کشور، براقترین

00:17:01.300 --> 00:17:02.966
بتن‌کاری کف رو داشت.

00:17:03.216 --> 00:17:05.700
اصلا قابل قبول نبود که یکوقت کثیف بشه

00:17:05.950 --> 00:17:09.466
پس اون، ساده بگم،
این ایده رو داشت که:

00:17:09.716 --> 00:17:11.300
«هی، ما این مشکل برامون پیش نمیومد

00:17:11.550 --> 00:17:13.716
اگر فقط میتونستم یکم
روکش اونجا بندازم.»

00:17:13.966 --> 00:17:15.050
«اونجوری از کاری که گفتین

00:17:15.300 --> 00:17:16.716
باید انجام بدم هم عصبانی نمیشین.»

00:17:16.966 --> 00:17:19.883
«پس بذارین یکم روکش بندازم اون بالا.»

00:17:20.133 --> 00:17:21.966
میدونی، «تموم شد رفت.»

00:17:22.216 --> 00:17:24.966
و باورتون بشه یا نه،
اون درواقع میتونه

00:17:25.216 --> 00:17:27.483
یکی از افسرها، و یه سروان رو قانع کنه

00:17:27.733 --> 00:17:29.066
که میخواد روکش

00:17:29.316 --> 00:17:32.316
بندازه اونجا، تا روی سقف

00:17:32.566 --> 00:17:34.150
سلولها رو کاملا ببنده.

00:17:34.400 --> 00:17:36.316
کارش اونقدرها طول نکشید.

00:17:36.566 --> 00:17:39.566
اون روکشا،
ماه‌ها بود که اون بالا بودن.

00:17:39.816 --> 00:17:42.250
نگهبانا گول خوردن،

00:17:42.500 --> 00:17:44.750
اما بقیه جمعیت زندان،

00:17:45.000 --> 00:17:47.333
میدونن که اتفاقایی داره میوفته.

00:17:47.583 --> 00:17:50.000
این واقعا خیلی توش
حرف هست که باقی مجرما،

00:17:50.250 --> 00:17:51.250
هیچوقت لوشون ندادن.

00:17:51.500 --> 00:17:52.933
براشون خیلی سود داشت

00:17:53.183 --> 00:17:54.933
اگر یه افسر رو مطلع میکردن

00:17:55.183 --> 00:17:56.833
که فراری در جریانه.

00:17:57.083 --> 00:17:58.516
و این واقعا، میدونین، متشکل از

00:17:58.766 --> 00:18:00.683
همه جمعیت زندانیا بود،

00:18:00.933 --> 00:18:03.183
که مجتمعا با اونا کار میکردن،

00:18:03.433 --> 00:18:05.683
تا مطمئن بشن که موفق میشن.

00:18:05.933 --> 00:18:07.516
اونا سعی میکنن از همدیگه مراقبت کنن.

00:18:07.766 --> 00:18:09.600
حتی اگر از سلول بغلی بدشون بیاد،

00:18:09.850 --> 00:18:11.183
ترجیح میدن، میدونی،

00:18:11.433 --> 00:18:13.033
ساده بگم، نگهبانا رو بپیچونن

00:18:13.283 --> 00:18:15.616
یا دولت و کل سیستم زندانها رو بپیچونن

00:18:15.866 --> 00:18:17.866
و هیچگونه اطلاعاتی رو لو ندن.

00:18:18.116 --> 00:18:20.450
این، براشون، یه اصله،
توی سیستم زندانها.

00:18:20.700 --> 00:18:22.450
با توی موقعیت قرار گرفتن روکشها

00:18:22.700 --> 00:18:25.966
و با بقیه زندانیایی که
دهناشون رو بسته نگه داشتن،

00:18:26.216 --> 00:18:27.866
فراریا وقت دارن روی

00:18:28.116 --> 00:18:31.116
جدا کردن پیچ و
مهره ها از دریچه سقفی کار کنن.

00:18:31.366 --> 00:18:33.883
خود دریچه هواکش سقفی،
اون دریچه غیرفعال،

00:18:34.133 --> 00:18:37.050
درواقع، به سیمان اون
بالا، پیچ و مهره شده بود.

00:18:37.300 --> 00:18:40.316
پس باید میرفتن اون بالا و
از یه سوهان استفاده میکردن

00:18:40.566 --> 00:18:43.633
به معنی واقعی،
پیچ و مهره ها رو سوهان میکشیدن.

00:18:43.883 --> 00:18:45.233
و بعد، با احتیاط،

00:18:45.483 --> 00:18:47.800
با یه پیچ و مهره صابونی عوضش کردن.

00:18:48.050 --> 00:18:49.400
فکر میکنم واضحه که

00:18:49.650 --> 00:18:51.083
اونا هیچ نقطه‌ای رو بدون پوشش نذاشتن

00:18:51.333 --> 00:18:53.233
و سعی کردن تک تک رد
پاهاشون رو مخفی کنن

00:18:53.483 --> 00:18:55.733
که اگر کسی رفت اون بالا و بررسی کرد،

00:18:55.983 --> 00:18:58.000
چیزی نمونده باشه که ضایعشون کنه.

00:18:58.250 --> 00:18:59.566
این، قراره نقشه فرارشون باشه،

00:18:59.816 --> 00:19:01.750
ولی فقط بخاطر اینکه
از زندان رفتین بیرون،

00:19:02.000 --> 00:19:04.233
این معنی رو نمیده که
شما کاملا آزاد شدین.

00:19:06.483 --> 00:19:09.083
لایه دوم دفاعی آلکاتراز،

00:19:09.333 --> 00:19:10.666
فروریخت؛

00:19:10.916 --> 00:19:13.916
اما کارهای خیلی
بیشتری برای انجام دادن مونده.

00:19:14.166 --> 00:19:17.100
باید یه راه برای پایین
رفتن از سقف پیدا کنن

00:19:17.350 --> 00:19:21.850
و بعد، راهی برای باز کردن
راهشون از بین حصارهای خارجی.

00:19:22.100 --> 00:19:24.266
اما بیشتر از هر چیزی،

00:19:24.516 --> 00:19:26.433
اونا باید بفهمن که چطور از آبهای

00:19:26.683 --> 00:19:29.850
منجمندکننده سانفرانسیسکو باید بگذرن.

00:19:40.366 --> 00:19:43.700
فرانک موریس، و برادران انگلین،

00:19:43.950 --> 00:19:46.200
از دوتا از لایه‌های حفاظتی اصلی

00:19:46.450 --> 00:19:48.633
این جهنم شوم عبور کردن.

00:19:48.883 --> 00:19:52.283
اونا از پشت سلولاشون،
از طریق خروجیای مخفی خارج شدن

00:19:52.533 --> 00:19:55.533
و با موفقیت، با سوهان،
از پیچ و مهره های

00:19:55.783 --> 00:19:57.133
یه دریچه تهویه گذشتن،

00:19:57.383 --> 00:20:00.466
که بهشون دسترسی به سقف زندان رو داد.

00:20:00.716 --> 00:20:02.716
اما سازه‌های مصنوعی،
روی جزیره آلکاتراز،

00:20:02.966 --> 00:20:05.383
فقط نصف نبرد ان.

00:20:05.633 --> 00:20:07.983
آخرین و مهیب‌ترین لایه حفاظتی،

00:20:08.233 --> 00:20:11.133
آبهای سرد خلیج سانفرانسیسکو.

00:20:12.716 --> 00:20:18.400
فقط عده کمی از زندانیا، تابحال
سعی کردن از آلکاتراز فرار کنن.

00:20:18.650 --> 00:20:20.650
شش‌تاشون مورد اصابت
گلوله قرار گرفتن و مردن.

00:20:20.900 --> 00:20:24.666
دوتاشون وقتی تلاش میکردن
عرض خلیج رو شنا کنن، غرق شدن.

00:20:24.916 --> 00:20:28.566
یه زندانی تونست درواقع به خشکی برسه،

00:20:28.816 --> 00:20:32.916
اما زود مشخص شد که به علت
سرمازدگی، ضعف جسمانی پیدا کرده.

00:20:34.666 --> 00:20:37.166
یه چیز واضحه:

00:20:37.416 --> 00:20:40.016
اگر میخوای به آزادی برسی،

00:20:40.266 --> 00:20:43.433
شنا کردن توی خلیج، ایده عملی‌ای نیست.

00:20:43.683 --> 00:20:46.183
از برخی جهات، بنظر میرسه

00:20:46.433 --> 00:20:49.183
که تنها چیزی که بین
تو و آزادی قرار داره،

00:20:49.433 --> 00:20:51.016
یکی دو کیلومتر شنا کردنه.

00:20:51.266 --> 00:20:53.183
اما افرادی که دست به
همچین شاهکاری زدن،

00:20:53.433 --> 00:20:56.683
شناگرایی در حد ورزشهای سه‌گانه بودن.

00:20:56.933 --> 00:21:00.200
پس فکر اینکه هر زندانی معمولی

00:21:00.450 --> 00:21:03.116
بتونه این سفر رو در پی بگیره

00:21:03.366 --> 00:21:06.700
و زنده بمونه، شدیدا غیرمحتمله.

00:21:09.450 --> 00:21:14.116
فراریا نیازمند ابزار شناوری بودن

00:21:14.366 --> 00:21:16.533
و همچنین، یه پارو نیاز داشتن.

00:21:16.783 --> 00:21:19.383
فرانک موریس... اون، خوره کتاب بود.

00:21:19.633 --> 00:21:22.216
همچنین چند اشتراک از مجلات داشت،

00:21:22.466 --> 00:21:23.633
که بهش، توی ساختن

00:21:23.883 --> 00:21:26.883
این‌جور دستگاهای بادی کمک میکرد.

00:21:27.133 --> 00:21:28.966
یکی از معروفترین
داستانهایی که گفته شده،

00:21:29.216 --> 00:21:32.483
اونا یه مطلب توی
مجله «پاپیولر مکانیکس» خوندن، که

00:21:32.733 --> 00:21:35.633
درواقع،
بهشون ایده ساختن این چیزا رو داد.

00:21:35.883 --> 00:21:37.233
یه مطلب بخصوص بود

00:21:37.483 --> 00:21:39.233
درمورد چگونگی ساخت جلیقه نجات

00:21:39.483 --> 00:21:40.650
با مواد لاستیکی،

00:21:40.900 --> 00:21:42.400
مثل مواد بارونی.

00:21:42.650 --> 00:21:43.983
بخاطر آب و هوای سرد،

00:21:44.233 --> 00:21:46.483
آلکاتراز، صدها بارونی سنگین،
قابل استفاده

00:21:46.733 --> 00:21:48.500
برای زندانیا داره.

00:21:48.750 --> 00:21:50.083
اون زمان، بارونیا

00:21:50.333 --> 00:21:51.833
درواقع جنسشون خیلی خوب بود.

00:21:52.083 --> 00:21:54.083
اونا لاستیکی بودن،
با آستر پنبه داخلشون،

00:21:54.333 --> 00:21:56.333
پس خیلی با دوام بودن.

00:21:56.583 --> 00:21:59.333
اینا توسط بقیه زندانیا فراهم میشد

00:21:59.583 --> 00:22:03.083
اونا رو تا محوطه تفریح میپوشیدن

00:22:03.333 --> 00:22:06.583
و بعد، ولشون میکردن

00:22:06.833 --> 00:22:09.766
و بعد، یکی از رفقای گروه فرارمون

00:22:10.016 --> 00:22:12.266
باهاش برمیگشت به سلولش.

00:22:12.516 --> 00:22:14.016
اونا همچنین میدونستن که درمورد موضوع

00:22:14.266 --> 00:22:15.850
بارونیا، خبری از شمارش نبود.

00:22:16.100 --> 00:22:17.350
میدونین، نگهبانا هیچوقت نمیگفتن

00:22:17.600 --> 00:22:19.850
«خب، چندتا بارونی خارج شده؟»

00:22:20.100 --> 00:22:22.950
پس اونا هم تونستن،
میدونین، کلی بارونی جمع کنن.

00:22:23.200 --> 00:22:25.350
اونا پشت بارونیا رو میبریدن

00:22:25.600 --> 00:22:27.083
و بعد، شروع میکردن به شکل دادن بهشون،

00:22:27.333 --> 00:22:29.783
که شناور درست کنن و جلیقه نجات.

00:22:30.033 --> 00:22:31.700
راه تبدیلشون به

00:22:31.950 --> 00:22:34.633
یه چیز درخور دریا، امیدوارانه،

00:22:34.883 --> 00:22:36.283
یه استفاده هوشمندانه

00:22:36.533 --> 00:22:38.533
از سه راه متفاوت برای
بهم وصل کردنشونه.

00:22:38.783 --> 00:22:40.466
یعنی دوختنشون.

00:22:40.716 --> 00:22:42.283
یعنی چسب زدنشون.

00:22:42.533 --> 00:22:46.133
و به احتمال قوی، سیمان لاستیکی صحافی.

00:22:46.383 --> 00:22:48.300
اونا از یه سری
خطوط بخار پشت سلول‌ها

00:22:48.550 --> 00:22:51.050
برای والکانیزه کردن و
گرما روی بخار قرار دادن

00:22:51.300 --> 00:22:53.050
و کمک به بهتر عایق بودنش استفاده کردن

00:22:53.300 --> 00:22:54.816
این یه عایق سه لایه هست

00:22:55.066 --> 00:22:57.633
جلیقه‌ی نجات و قایق دست‌ساز.

00:22:57.883 --> 00:22:59.900
وست ادعا میکنه که
میتونه یه جیپ رو نگه داره.

00:23:00.150 --> 00:23:02.316
اون اغراق میکرده، من مطمئنم.

00:23:02.566 --> 00:23:03.966
اما اون گفت میتونن هوا رو نگه دارن.

00:23:04.216 --> 00:23:06.733
تجهیزات با کیفیت ساختن زمان میبره.

00:23:06.983 --> 00:23:09.583
حریم شخصی هم میخواد.

00:23:09.833 --> 00:23:11.566
با کشیدن ملافه

00:23:11.816 --> 00:23:13.483
بالای سلول‌ها

00:23:13.733 --> 00:23:17.333
اون منطقه رو تبدیل به یه
کارگاه قایق نجات تبدیل کردن.

00:23:17.583 --> 00:23:19.583
تا الان حداقل دو ماهه

00:23:19.833 --> 00:23:22.500
که فراری‌هامون این ور اون ور میرن.

00:23:22.750 --> 00:23:25.850
به کارگاه مخیفیشون تا همه
چیز رو راست و ریست کنن.

00:23:26.100 --> 00:23:28.416
و اون‌ها اصلا دیده نمیشن.

00:23:28.666 --> 00:23:29.933
بخاطر وجود اون ملافه‌هایی

00:23:30.183 --> 00:23:32.416
که الن وست کارکنان رو قانع کرده بود

00:23:32.666 --> 00:23:34.683
که باید اونجا باشن

00:23:34.933 --> 00:23:38.850
پس اونا میتونن از ساعت ۵:۳۰ تا ۷

00:23:39.100 --> 00:23:40.516
در طول ساعت موسیقی کار کنن.

00:23:43.100 --> 00:23:46.350
هر زندانی‌ای که اجازه داشت

00:23:46.600 --> 00:23:51.033
و یه ساز خریده یا قرض گرفته بود،
میتونست تمرین کنه.

00:23:53.116 --> 00:23:56.200
شاید اونا کارشون تو ساز زدن عالی نبود

00:23:56.450 --> 00:23:58.716
ولی صداهایی که تولید میشد

00:23:58.966 --> 00:24:03.200
یه عالمه از صداهای خراش دادن و
سوراخ کردن و بالا رفتن رو پوشش میداد.

00:24:03.450 --> 00:24:05.383
در طول ساعت موسیقی،
زدانی‌های دیگه هم

00:24:05.633 --> 00:24:07.300
صدای رادیو رو بلند تر
از حد معمول زیاد میکردن.

00:24:07.550 --> 00:24:09.283
یا یه وسیله ای برای
آهنگ زدن استفاده میکردن.

00:24:09.533 --> 00:24:10.966
چون میدونستن که قراره کار کنن.

00:24:11.216 --> 00:24:12.883
حتی اگه زندانی‌ها
میگفتن که ما نمیدونستیم

00:24:13.133 --> 00:24:15.716
که قراره اونا فرار کنن، اونا از
حالت عادی سر و صداشون بیشتر بود.

00:24:17.800 --> 00:24:19.483
حتی یه شایعه‌ای بود که

00:24:19.733 --> 00:24:22.300
که یه آهنگ رمزی‌ای بوده

00:24:22.550 --> 00:24:25.733
که کسی که یه ماموری که

00:24:25.983 --> 00:24:29.150
میخواسته بچرخه و پست بده میدیده،
میزده.

00:24:29.400 --> 00:24:30.733
چیزی که اون‌ها میتونستن بنوازن

00:24:30.983 --> 00:24:34.066
که به بچه‌ها خبر بدن که
حواسشون رو جمع کنن.

00:24:34.316 --> 00:24:38.166
اما اون‌ها الن و تیمش رو لو نمیدن.

00:24:38.416 --> 00:24:42.416
و این احتمالا نمایانگر امیدیه

00:24:42.666 --> 00:24:45.583
که هر زندانی‌ای

00:24:45.833 --> 00:24:49.666
داره که یکی بتونه
از آلکاتراز فرار کنه‌.

00:24:49.916 --> 00:24:51.483
بعد از این‌که اون‌ها
کارگاه کوچیکشون رو

00:24:51.733 --> 00:24:52.766
روی سازه‌ی سلول درست کردن

00:24:53.016 --> 00:24:54.183
قایق‌ها رو ساختن

00:24:54.433 --> 00:24:56.100
اون‌ها میتونستن پارو‌ درست کنن.

00:24:56.350 --> 00:24:58.016
پاروها از تکه‌های کوچیک چوبی که

00:24:58.266 --> 00:24:59.516
اونا موفق شده بودن

00:24:59.766 --> 00:25:02.600
از جاهای مختلف اطراف
مغازه کش برن درست شده بودن.

00:25:02.850 --> 00:25:04.100
مانع بزرگ بعدی که داشتن

00:25:04.350 --> 00:25:05.600
آب خیلی یخ بود.

00:25:08.266 --> 00:25:10.183
حتی با قایق و جلیقه‌ی نجات

00:25:10.433 --> 00:25:14.616
خلیج سان‌فرانسیسکو میتونه به راحتی
قایق‌سوارهایی که آموزش ندیدن رو بکشه.

00:25:14.866 --> 00:25:17.616
اما تیم یا مربی سورپرایزی پیدا میکنه:

00:25:17.866 --> 00:25:20.616
رئیس جنایکار بد نام ایرلندی آمریکایی

00:25:20.866 --> 00:25:22.700
وایتی بولگر

00:25:22.950 --> 00:25:25.200
اون گفت، اولین باری که جان رو

00:25:25.450 --> 00:25:26.733
در حال عبور از حیاط استراحت دیدم

00:25:26.983 --> 00:25:28.783
منو یاد استیو مک‌‌کویین انداخت.

00:25:29.033 --> 00:25:30.366
اون فکر میکرد اونا آدمای خوبی ان.

00:25:30.616 --> 00:25:31.966
اون فکر میکرد اونا قایل اعتمادن.

00:25:32.216 --> 00:25:34.300
اون بهشون گفت که
چطوری میتونن بارونی‌ها رو

00:25:34.550 --> 00:25:36.300
به لباس شنا تبدیل کنن.

00:25:36.550 --> 00:25:38.883
اون قدیما اوایل دهه‌ی
۵۰ یه غواص بوده و

00:25:39.133 --> 00:25:41.566
اون میدونسته برای

00:25:41.816 --> 00:25:44.316
کمک به زنده موندن اون‌ها تو دمای سرد

00:25:44.566 --> 00:25:46.566
اون‌ها به چیزی برای محافظت
از پوستشون احتیاج دارن.

00:25:46.816 --> 00:25:48.900
پس اون بهشون گفت که
چجوری بارونی‌ها رو بردارن

00:25:49.150 --> 00:25:51.316
و بپوشنن و ازشون به عنوان

00:25:51.566 --> 00:25:53.233
یه لایه محافظت دربرابر
سرما استفاده کنن.

00:25:53.483 --> 00:25:54.983
اون بهشون یاد داده

00:25:55.233 --> 00:25:58.150
که چجوری دربرابر آب
یخ تحملشون رو بالا ببرن.

00:25:58.400 --> 00:25:59.983
یکی از ویژگی‌های امنیتی آلکاتراز

00:26:00.233 --> 00:26:01.733
آبی بود که اون‌ها برای

00:26:01.983 --> 00:26:03.583
قسمت حمام استفاده
میکردن که خیلی گرم بود.

00:26:03.833 --> 00:26:05.333
و اونا میخواستن مطمئن بشن که

00:26:05.583 --> 00:26:07.333
زندانی‌ها هیچ‌وقت با

00:26:07.583 --> 00:26:09.000
آب یخ بیرون سازگار نمیشن.

00:26:09.250 --> 00:26:10.933
در این صورت اونا حتی
اگه یه جوری موفق میشدن

00:26:11.183 --> 00:26:13.266
که به ساحل برسن،
به محض این‌که با آب برخورد میکردن

00:26:13.516 --> 00:26:16.100
متوجه میشدن که نمیتونن تحمل کنن

00:26:16.350 --> 00:26:18.000
اما وایتی بولتر بعدها اظهار کرده که

00:26:18.250 --> 00:26:21.016
بعضی از توصیه‌هایی
که به کلارنس انجلین کرده

00:26:21.266 --> 00:26:24.183
این بوده که حوله‌های
خیس رو استفاده کنن

00:26:24.433 --> 00:26:26.016
که این حوله‌ها رو ببرن

00:26:26.266 --> 00:26:28.283
و بعد توی آبی که سرد بود خیسشون بدن

00:26:28.533 --> 00:26:30.183
و حوله رو ببندن به دور خودشون

00:26:30.433 --> 00:26:32.683
و این بهشون کمک کنه که سازگار بشن

00:26:32.933 --> 00:26:35.700
و اون همینطور بهشون گفته که، زمانی
که موفق شدید از این‌جا بزنید بیرون

00:26:35.950 --> 00:26:37.116
نمیتونید به عقب نگاه کنید

00:26:37.366 --> 00:26:38.866
نمیتونید با خانوادتون تماس بگیرید.

00:26:39.116 --> 00:26:41.616
باید کلا ناپدید بشید‌.

00:26:44.466 --> 00:26:46.533
نقشه همینه.

00:26:46.783 --> 00:26:49.366
عواقبش واضحه.

00:26:49.616 --> 00:26:53.383
در شب ۱۱ ژوئن ۱۹۶۲

00:26:53.633 --> 00:26:56.300
وقت رفتنه.

00:27:01.900 --> 00:27:05.800
در شب ژوئن

00:27:06.050 --> 00:27:08.816
همه چیز به معنای واقعی
کلمه دست به دست هم دادن

00:27:09.066 --> 00:27:11.150
و نه فقط کله های عروسکی

00:27:11.400 --> 00:27:13.566
دارن اون‌ها رو تو رخت‌خواب میذارن

00:27:13.816 --> 00:27:16.483
برای آخرین بار،
که نگهبان‌ها رو گول بزنن.

00:27:16.733 --> 00:27:19.583
چهار مرد تصمیم گرفتن که وقت رفتنه.

00:27:19.833 --> 00:27:22.233
که قراره غروب از سلول‌هاشون خارج شن

00:27:22.483 --> 00:27:25.416
به سمت سقف زندان برن

00:27:25.666 --> 00:27:26.916
برن توی حیاط

00:27:27.166 --> 00:27:29.500
بالای فنس و حفاظ

00:27:31.583 --> 00:27:33.750
برق‌ها خاموش شد.
اون‌ها از سلولشون زدن بیرون.

00:27:34.000 --> 00:27:36.350
اونا یه شروع ۱۰ ساعته

00:27:36.600 --> 00:27:38.850
تا قبل از ساعت ۷ روز بعد داشتن.

00:27:40.750 --> 00:27:42.850
افسرها تو اون نقطه‌ی زمانی

00:27:43.100 --> 00:27:45.433
احتمالا خیلی به

00:27:45.683 --> 00:27:47.933
عوامل امنیتی زندان اطمینان داشتن.

00:27:48.183 --> 00:27:50.600
که داشتن یکم سست‌تر میشدن.

00:27:50.850 --> 00:27:53.366
و خیالشون راحت بود،
تا وقتی که شمارش نهایی رو انجام دادن

00:27:53.616 --> 00:27:55.116
امکان نداره که اون‌ها هیچ‌وقت بتونن

00:27:55.366 --> 00:27:58.033
موفق به خارج شدن از سلول‌هاشون بشن.

00:27:58.283 --> 00:28:01.950
اون‌ها دارن

00:28:02.200 --> 00:28:04.866
دیوار مصنوعی پشت سلولشون رو برمیدارن.

00:28:05.116 --> 00:28:07.116
به طرف سوراخ فشار میدن

00:28:07.366 --> 00:28:08.966
اما ناگهان

00:28:09.216 --> 00:28:13.283
نقشه و واقعیت شروع به
از هم فاصله گرفتن کردن.

00:28:13.533 --> 00:28:16.033
با اولین سکسکه، این اول وسته

00:28:16.283 --> 00:28:20.966
که نمیتونه از دریچه اش رد بشه.

00:28:21.216 --> 00:28:24.550
پوششی که برای پنهان کردن
دهنه‌اش استفاده کرده بود،

00:28:24.800 --> 00:28:26.483
سفت شده بود.

00:28:26.733 --> 00:28:28.733
بخشی از سلولش رو
زیادی دوباره سیمان زده بود

00:28:28.983 --> 00:28:30.716
و نتونست از اون خارج بشه.

00:28:30.966 --> 00:28:31.900
چون فکر میکرد قراره لو بره

00:28:32.150 --> 00:28:33.483
پس اون دوباره سیمان کاری کرده بود

00:28:33.733 --> 00:28:35.983
نتونست ازش رد بشه.

00:28:36.233 --> 00:28:37.983
حدود ساعت ۹:۳۷ اون شب

00:28:38.233 --> 00:28:40.316
فرنک موریس برگشت
پایین و یکم آب خواست.

00:28:40.566 --> 00:28:42.316
بعد وست گفت،
من برای

00:28:42.566 --> 00:28:44.850
خارج شدن از سلولم کمک احتیاج دارم.
شما میتونید کمکم کنید؟

00:28:45.100 --> 00:28:45.900
موریس گفت:

00:28:46.150 --> 00:28:47.583
من یکی دیگه از بچه‌ها رو
میگیرم و میایم کمکت میکنیم.

00:28:47.833 --> 00:28:48.916
و بعد موریس هرگز برنگشت.

00:28:49.166 --> 00:28:50.766
پس این آخرین باری
بود که وست اونا رو دید.

00:28:51.016 --> 00:28:53.250
و این دیدگاه خیلی جالبیه.

00:28:53.500 --> 00:28:57.766
اگه دارید این همه وقت
و تلاش برای فرار میذارید

00:28:58.016 --> 00:29:00.266
آماده نمیشید؟

00:29:00.516 --> 00:29:03.850
و این بهمون نشون میده
که شاید اون نمیخواست بره.

00:29:04.100 --> 00:29:05.433
شاید اون ترسیده بود.

00:29:05.683 --> 00:29:06.933
شاید اون دنبال قپی اومدن بوده

00:29:07.183 --> 00:29:09.183
قطعا این مشخصه برای اون بود.

00:29:09.433 --> 00:29:12.016
اما یه امکان دیگه هم وجود داره

00:29:12.266 --> 00:29:14.016
شاید خواستن خرابش کنن.

00:29:14.266 --> 00:29:16.433
اون وحشی بود
بی اعصاب بود

00:29:16.683 --> 00:29:18.450
و شاید اونا بهش نگفتن.

00:29:18.700 --> 00:29:20.783
آهای رفیق، امشب همون شبه.

00:29:22.766 --> 00:29:24.200
با پشت سر گذاشتن محرک

00:29:24.450 --> 00:29:25.450
نقشه‌ی فرارشون.

00:29:25.700 --> 00:29:26.866
موریس و برادران انجلین

00:29:27.116 --> 00:29:28.783
به کارگاه رفتن

00:29:29.033 --> 00:29:31.283
ساعت تیک تاک میکنه

00:29:31.533 --> 00:29:33.783
دارن از لوله‌ها

00:29:34.033 --> 00:29:36.966
به سمت کارگاه پنهانیشون
بالای بلوک سلول میرن.

00:29:37.216 --> 00:29:39.783
از اون‌جا اونا وسایل مورد
نیازشون رو جمع میکنن.

00:29:40.033 --> 00:29:42.800
بعد، وقت رسیدن به سقفه.

00:29:53.150 --> 00:29:54.966
کوبیده شدن در دریچه بالایی

00:29:55.216 --> 00:29:56.400
صدای بلندی درست کرد

00:29:56.650 --> 00:29:58.650
وقتی اونا شب فرار جا به جاش کردن

00:29:58.900 --> 00:30:00.400
نگهبان‌ها یه گزارش داشتن

00:30:00.650 --> 00:30:02.733
یکمی بعد از ساعت ۱۰ شب

00:30:02.983 --> 00:30:04.400
یه صدای بلند شنیدن

00:30:04.650 --> 00:30:06.166
صداش شبیه این بود
که انگار دست‌هاشون رو

00:30:06.416 --> 00:30:08.683
به یه طبل ۵۵ گالنی میزنن

00:30:13.150 --> 00:30:15.500
اما هم‌پیمان‌ها برای نجات

00:30:15.750 --> 00:30:18.083
به یه آش پشت‌پا اومدن

00:30:18.333 --> 00:30:21.083
با آخرین حواس‌پرتی

00:30:21.333 --> 00:30:23.583
همه‌ی زندانی‌های اونجا
اونقدر سر و صدا کردن

00:30:23.833 --> 00:30:26.266
برای این‌که میخواستن جایی
که ازش صدا اومد رو قایم کنن.

00:30:26.516 --> 00:30:29.766
فراری ها بالاخره از
دروازه‌ی تهویه رد شدن

00:30:30.016 --> 00:30:32.850
و به بالای سقف رسیدن

00:30:33.100 --> 00:30:34.683
و اونا اصلا نمیدونستن که سقف واقعی

00:30:34.933 --> 00:30:36.183
ساختمون چه شکلی بود.

00:30:36.433 --> 00:30:38.116
چون تا به حال هیچ‌کس
به اون‌جا نرسیده بود.

00:30:38.366 --> 00:30:39.350
همیشه فکر میکنم که باید

00:30:39.600 --> 00:30:41.433
احساس فوق‌العاده‌ای بوده باشه

00:30:41.683 --> 00:30:43.933
که بالاخره موفق بشی به سقفی برسی

00:30:44.183 --> 00:30:45.600
که تا به حال دیده نشده.

00:30:45.850 --> 00:30:47.700
منظره شهر سانفرانسیسکو در شب

00:30:47.950 --> 00:30:50.866
بدون هیچ میله یا مانعی.

00:30:53.450 --> 00:30:55.466
اونا میتونن تا بالای سقف برن

00:30:55.716 --> 00:30:57.050
اول، زندانی‌ها میرن بالا

00:30:57.300 --> 00:30:59.383
و بعد،
وسایل مورد نیاز باید بالا بیان.

00:30:59.633 --> 00:31:01.383
وسایلی که دارن از محورهای هوا

00:31:01.633 --> 00:31:04.550
بالا میان، پاروها هستن.

00:31:04.800 --> 00:31:06.716
ساز‌های بادی

00:31:06.966 --> 00:31:08.800
ارغنون

00:31:09.050 --> 00:31:12.233
ارغنون مشابه آکاردئون نیست

00:31:12.483 --> 00:31:14.300
اما از یه خانواده ان.

00:31:14.550 --> 00:31:19.716
ارغون بخاطر داشتن
سوپاپ‌هاش یه برتری داره.

00:31:19.966 --> 00:31:22.483
جوری که هوار رو بیرون میکنه

00:31:22.733 --> 00:31:27.983
می تونه یه راهی عالی
برای باد کردن قایق باشه.

00:31:28.233 --> 00:31:30.083
در حالی که تمام
وسایلشون رو حمل می کنن

00:31:30.333 --> 00:31:33.833
این سه مرد ۱۰۰ فوت
تا لبه پشت بام می تازن

00:31:34.083 --> 00:31:38.166
درحالی که مراقبن که تو
تیررس برج‌های نگهبانی نباشن.

00:31:38.416 --> 00:31:42.416
حالا با مانع بعدیشون مواجه هستن:

00:31:42.666 --> 00:31:44.516
پایین رفتن.

00:31:44.766 --> 00:31:47.416
احتمالا قراره ۱۰۰۰،
۱۲۰۰ متر برن پایین.

00:31:47.666 --> 00:31:49.683
اونا سعی میکنن به شمالی‌ترین قسمت

00:31:49.933 --> 00:31:51.750
ساختمون سلول‌ها برن

00:31:52.000 --> 00:31:53.600
و یه لوله اجاق آشپزخونه اونجاست‌.

00:31:53.850 --> 00:31:55.600
ماه‌ها برنامه‌ریزی و تلاش

00:31:55.850 --> 00:31:58.850
و ترفند همه‌ش تباه میشه

00:31:59.100 --> 00:32:02.366
اگه از این لوله شل و ول
نتونن برن پایین.

00:32:02.616 --> 00:32:05.450
الان دیگه راه برگشتی نیست.

00:32:16.366 --> 00:32:18.783
زندانی‌ها فرنک موریس،
کلارنس آنگلین،

00:32:19.033 --> 00:32:20.616
و برادرش جان،

00:32:20.866 --> 00:32:23.716
لب پرتگاه آزادی‌ هستن،

00:32:23.966 --> 00:32:26.800
که از سقف آلکاتراز شروع میشه

00:32:27.050 --> 00:32:30.466
تا زمینی که ۱۲۰۰متر پایینتره.

00:32:30.716 --> 00:32:33.966
یه اشتباه کوچیک میتونه کشنده باشه.

00:32:36.883 --> 00:32:39.466
تهش رو یه دودکش که

00:32:39.716 --> 00:32:43.050
به نونوایی زندان
میرسه تلو تلو میخورن.

00:32:43.300 --> 00:32:46.100
یه جورایی همونطور که آتشنشان‌ها
از میله میرن پایین ازش استفاده کردن.

00:32:46.350 --> 00:32:49.150
دورش پیچیدن
و ازش سر خوردن.

00:32:49.400 --> 00:32:51.066
واقعا قدیمی و دود گرفته بود.

00:32:51.316 --> 00:32:54.000
و ما میدونیم از اون استفاده کردن
چون اون پایین

00:32:54.250 --> 00:32:56.250
بعد از فرار،
روز بعدش عکسهایی دارن

00:32:56.500 --> 00:32:58.000
و کلی ردپای دودی

00:32:58.250 --> 00:32:59.916
روی زمینه

00:33:00.166 --> 00:33:02.250
همونجایی که از لوله رفتن پایین.

00:33:02.500 --> 00:33:05.583
یه طناب اضافی پیدا کردن

00:33:05.833 --> 00:33:08.166
که طولش ۳۷۰۰ متر بود.

00:33:09.916 --> 00:33:11.683
از اون طناب استفاده کردن

00:33:11.933 --> 00:33:13.850
تا وسایلشون رو از سقف بفرستن پایین.

00:33:14.100 --> 00:33:15.500
وقتی رسیدن پایین

00:33:15.750 --> 00:33:16.850
و همه وسایلشون هم،

00:33:17.100 --> 00:33:20.266
هنوز یه حصار ۴۵۰متری
داشتن که ازش بگذرن.

00:33:20.516 --> 00:33:23.016
یه پتو برداشتن و گذاشتن
روی سیم خاردار

00:33:23.266 --> 00:33:25.600
تا موقعی که ازش رد میشن
بدنشون زخمی نشه.

00:33:25.850 --> 00:33:27.450
میتونستن از حصار بالا برن

00:33:27.700 --> 00:33:29.366
و فضایی رو ببینن که سیم خاردار

00:33:29.616 --> 00:33:31.783
به پایین کشیده شده بود
و میتونستن جایی رو ببینن

00:33:32.033 --> 00:33:33.783
که باید از کوه پایین میرفتن،

00:33:34.033 --> 00:33:35.283
زیر مخزن آب.

00:33:35.533 --> 00:33:37.133
و اونا میدونستن که
از اون راه رفتن پایین

00:33:37.383 --> 00:33:38.366
چون یه طناب حلقه شده

00:33:38.616 --> 00:33:39.866
درست زیر سرازیری پیدا کردن.

00:33:40.116 --> 00:33:42.283
و بعد از اونجا، میدونن که راهشون رو

00:33:42.533 --> 00:33:44.283
اساسا به سمت شمالی‌ترین
بخش جزیره ادامه دادن

00:33:44.533 --> 00:33:46.450
که نزدیکترین منطقه آبی

00:33:46.700 --> 00:33:47.966
برای مقصدشون بود،

00:33:48.216 --> 00:33:51.800
در حالی که بخش غربی
به جزیره انجل میرسید.

00:33:52.050 --> 00:33:53.300
نمیخواستن سمت سانفرانسیسکو برن

00:33:53.550 --> 00:33:54.633
چون اونجا خیلی از آدما،

00:33:54.883 --> 00:33:55.883
خیلیا اونا رو میدیدن،

00:33:56.133 --> 00:33:57.650
و همرنگ جماعت شدن
براشون خیلی سخت میشد

00:33:57.900 --> 00:34:00.566
یا دیده شدنشون توسط
پلیس محلی خیلی راحت میشد.

00:34:00.816 --> 00:34:03.400
میدونستن که جزیره انجل
تقریبا خالی از سکنه بود.

00:34:05.383 --> 00:34:07.650
و میدونستن که اونجا یه منطقه موشکی

00:34:07.900 --> 00:34:09.316
تو دهه ۵۰ و ۶۰ بود

00:34:09.566 --> 00:34:10.816
و داشت کم کم غیرفعال میشد

00:34:11.066 --> 00:34:13.316
پس احتمالا تعداد کمی
از پرسنل ارتش اونجا بودن،

00:34:13.566 --> 00:34:15.400
ولی فکر کردن قراره اونجا قایق باشه.

00:34:15.650 --> 00:34:17.483
در واقع میتونستن یه
قایق واقعی گیر بیارن

00:34:17.733 --> 00:34:19.666
و به جزیره اصلی برسن‌.

00:34:19.916 --> 00:34:24.250
خیلی از مراحل فرار
دور از انتظار به نظر میرسه‌‌.

00:34:29.000 --> 00:34:30.750
این فکر که این افراد

00:34:31.000 --> 00:34:32.916
تونستن شبونه
از سلول‌هاشون خارج شن

00:34:33.166 --> 00:34:34.683
برای هفته‌ها به طور مداوم

00:34:34.933 --> 00:34:36.516
و حتی یه بار هم لو نرن،

00:34:36.766 --> 00:34:38.000
با وجود میزان امنیتی که

00:34:38.250 --> 00:34:40.766
میدونیم تو زندان آلکاتراز وجود داره.

00:34:41.016 --> 00:34:45.516
و بعدش به سادگی از زندان بزنن بیرون

00:34:45.766 --> 00:34:48.350
و به سمت ساحل برن،
که خودش مشخص نیست،

00:34:48.600 --> 00:34:51.033
و این بخشی از فراره که
نمیتونن دیده‌بانی کنن

00:34:51.283 --> 00:34:52.850
و با ظرافت مشابه برنامه‌ریزی کنن

00:34:53.100 --> 00:34:56.533
همونطور که اونا سازنده قایق خودشونن.

00:34:56.783 --> 00:34:58.616
با وجود همه مشکلات،

00:34:58.866 --> 00:35:00.450
میرسن به ساحل.

00:35:00.700 --> 00:35:03.450
قایق رو با ارغنون دستی باد میکنن

00:35:03.700 --> 00:35:04.966
و رهسپار تاریکی

00:35:05.216 --> 00:35:07.700
و دریای ناامن میشن.

00:35:16.050 --> 00:35:17.883
هیچ نگهبانی تا صبح فردا

00:35:18.133 --> 00:35:19.716
متوجه نبودنشون نمیشه.

00:35:19.966 --> 00:35:22.483
سرشماری ۷ صبح،
اون سه تا سلول،

00:35:22.733 --> 00:35:24.800
موریس و عموهای من،
برادران آنگلین،

00:35:25.050 --> 00:35:27.650
واسه سرشماری از سلول‌هاشون
نیومدن بیرون.

00:35:27.900 --> 00:35:29.150
پس یکی از نگهبان‌ها میره

00:35:29.400 --> 00:35:31.483
و چوب دستی کوچیکش رو میگیره

00:35:31.733 --> 00:35:33.400
و میزنه تو سرشون.

00:35:33.650 --> 00:35:35.400
و اون بیدار نمیشه،
و وقتی

00:35:35.650 --> 00:35:37.566
زدن تو سرش گفتن «اون مرده.»

00:35:37.816 --> 00:35:39.483
دقیقا گفت
«فکر کنم مرده.»

00:35:39.733 --> 00:35:41.066
محکمتر زدن.

00:35:41.316 --> 00:35:42.916
بعدش اونجا بود که
یکی از سر ها

00:35:43.166 --> 00:35:45.083
افتاد روی زمین
و یه جورایی اونو ترسوند.

00:35:45.333 --> 00:35:47.166
فکر کرد کسی سرشو برید، میدونی؟

00:35:47.416 --> 00:35:49.416
فریاد کشید، و اونجا بود که فهمیدن

00:35:49.666 --> 00:35:51.500
اونا رفتن.

00:35:52.916 --> 00:35:55.516
و داد زدن
«آژیر خطرو بزنین»

00:35:55.766 --> 00:35:57.583
وایتی بولگر بهمون گفت
وقتی فهمیدن

00:35:57.833 --> 00:36:00.850
که اونا گم شدن
و آژیرها خاموش شدن،

00:36:01.100 --> 00:36:03.583
گفت همه تو سلول‌هاشون
از شادی فریاد میکشیدن

00:36:03.833 --> 00:36:05.766
چون میدونستن که اونا موفق شدن.

00:36:06.016 --> 00:36:08.850
اون گفت لحظه خیلی
بزرگی تو زندگیش بود.

00:36:10.350 --> 00:36:11.516
موریس و برادرهای آنگلین

00:36:11.766 --> 00:36:15.783
با موفقیت دو چیز رو راه انداختن:

00:36:16.033 --> 00:36:18.016
قایق فرارشون

00:36:18.266 --> 00:36:21.533
و یکی از بزرگترین
تعقیب‌ زندانی‌های دنیا رو.

00:36:32.383 --> 00:36:35.300
صبح دوازدهم ژوئن، سال ۱۹۶۲،

00:36:35.550 --> 00:36:38.383
وقتی نگهبان‌ها فهمیدن

00:36:38.633 --> 00:36:41.633
که فرنک موریس و برادران آنگلین
غیبشون زد

00:36:41.883 --> 00:36:44.133
غوغا به پا میشه.

00:36:44.383 --> 00:36:46.816
بلافاصله شروع کردن
به همه جا دنبالشون گشتن.

00:36:47.066 --> 00:36:49.550
میگن یکی از بزرگترین
تعقیب زندانی‌های

00:36:49.800 --> 00:36:50.983
تاریخ تا اون موقع بود.

00:36:51.233 --> 00:36:53.566
و اف‌بی‌آی وارد قضیه شد
و گارد ساحلی رو خبر کردن.

00:36:53.816 --> 00:36:54.900
به پلیس محلی خبر دادن.

00:36:55.150 --> 00:36:56.400
آگهی تحت تعقیب منتشر کردن،

00:36:56.650 --> 00:36:58.233
که یعنی «گوش به زنگ بودن»

00:36:58.483 --> 00:37:00.400
برای هر سازمان محلی در کل منطقه‌

00:37:00.650 --> 00:37:02.316
و بعد از اون در سر تا سر ایالت.

00:37:02.566 --> 00:37:04.833
هر اداره پلیسی آماده باش بود.

00:37:05.083 --> 00:37:08.000
دو روز بعد از فرار،
یه بسته از وسائل شخصی

00:37:08.250 --> 00:37:10.166
که مال برادران آنگلین بود پیدا کردن.

00:37:10.416 --> 00:37:12.083
چندتا عکس و دست‌نوشته توش بود.

00:37:12.333 --> 00:37:14.500
گفتن حدود ۳،۴ مایلی

00:37:14.750 --> 00:37:16.666
شمال آلکاتراز پیداش کردن.

00:37:16.916 --> 00:37:18.583
همینطور، در شب فرار،

00:37:18.833 --> 00:37:21.250
یه پارو درست تو
تنگه‌های بجر پیدا کردن،

00:37:21.500 --> 00:37:22.933
که بین جزیره انجل

00:37:23.183 --> 00:37:24.850
و منطقه سائوسالیتوئه.

00:37:25.100 --> 00:37:26.516
شبیه اون پارویی بود

00:37:26.766 --> 00:37:28.766
که بالای راسته‌ی اتاقک‌ها
برای غرب گذاشته شده بود،

00:37:29.016 --> 00:37:31.766
پس میدونن اون هم
توی آلکاتراز ساخته شد.

00:37:32.016 --> 00:37:33.933
نظرهای زیادی
وجود داره درباره این که

00:37:34.183 --> 00:37:35.866
آیا موریس و افراد

00:37:36.116 --> 00:37:38.683
ممکنه یه مسیر فرار متفاوت رو
برنامه‌ریزی کرده باشن یا نه.

00:37:38.933 --> 00:37:41.016
که ممکنه پارو زدن در مسیر جزیره انجل

00:37:41.266 --> 00:37:42.683
یه تاکتیک انحرافی بوده باشه.

00:37:42.933 --> 00:37:46.283
ممکنه یکی از پاروهاشون رو

00:37:46.533 --> 00:37:47.783
انداخته باشن تو آب

00:37:48.033 --> 00:37:49.700
تا رد گم کنن.

00:37:49.950 --> 00:37:51.533
روز بعد از اون،

00:37:51.783 --> 00:37:54.366
یه جلیقه نجات استفاده شده
از ساحل کرونکایت پیدا کردن‌.

00:37:54.616 --> 00:37:56.016
گفتن یه جلیقه نجات استفاده شده بود.

00:37:56.266 --> 00:37:57.450
دقیقا شبیه همونی که

00:37:57.700 --> 00:37:59.300
که برای آلن وست گذاشته بودن
ساخته شده بود

00:37:59.550 --> 00:38:02.050
و در تنگه دروازه طلایی شمالی
پیدا شده بود.

00:38:02.300 --> 00:38:04.716
و یکی از جلیقه
نجات‌هایی که جا مونده بود

00:38:04.966 --> 00:38:06.566
وقتی که اف‌بی‌آی اونو
به عنوان مدرک گرفت،

00:38:06.816 --> 00:38:08.716
اونو بردن آزمایشگاه
و با هوا پرش کردن.

00:38:08.966 --> 00:38:11.216
یه وزنی روش گذاشتن
و هوا رو تا آخر تو خودش نگهداشت

00:38:11.466 --> 00:38:14.400
پس اصلا سوراخ نبود.

00:38:14.650 --> 00:38:16.233
همه‌جا مشغول پیگیری بودن.

00:38:16.483 --> 00:38:17.900
اطرافیان، فامیل،

00:38:18.150 --> 00:38:19.983
هر کسی که باهاش درارتباط بود.

00:38:20.233 --> 00:38:21.733
تقریبا ۱۱ سالم بود.

00:38:21.983 --> 00:38:24.483
من و مامانم داشتیم
حیاط رو جارو میزدیم.

00:38:24.733 --> 00:38:26.166
اف‌بی‌آی سر میرسه

00:38:26.416 --> 00:38:28.000
و شروع میکنه به
سوال پرسیدن از مامانم.

00:38:28.250 --> 00:38:29.650
خبری از برادرهاتون دارین؟

00:38:29.900 --> 00:38:31.650
میدونی کجان؟

00:38:31.900 --> 00:38:35.083
و اونم همیشه یه جواب
تکراری بهشون میداد:

00:38:35.333 --> 00:38:37.250
نمیدونم اونا کجان.

00:38:37.500 --> 00:38:39.250
و اگه میدونستم هم
به شما نمیگفتم.

00:38:39.500 --> 00:38:41.000
تلفن‌هامون شنود میشد.

00:38:41.250 --> 00:38:43.333
همه کارهایی که خونواده انجام میدادن

00:38:43.583 --> 00:38:45.000
رو بررسی میکردن،

00:38:45.250 --> 00:38:47.250
به امید این که یه سرنخی پیدا کنن.

00:38:47.500 --> 00:38:49.416
ولی پشت این صحنه‌ها،

00:38:49.666 --> 00:38:51.683
دائم داشتن
خونواده رو اذیت میکردن.

00:38:51.933 --> 00:38:53.683
وقتی مادربزرگم فوت کرد،

00:38:53.933 --> 00:38:56.266
معلومه که اف‌بی‌آی
هم تو مراسم ختم بود.

00:38:56.516 --> 00:38:57.850
اف‌بی‌آی کل خونواده رو

00:38:58.100 --> 00:39:00.516
تا اواخر دهه ۷۰
اذیت کرد

00:39:00.766 --> 00:39:03.450
تا وقتی که تصمیم گرفتن
پرونده رو

00:39:03.700 --> 00:39:05.516
به سازمان زندان
ایالات متحده واگذار کنن.

00:39:05.766 --> 00:39:08.283
نه خونواده آنگلین
نه مامورین قانون

00:39:08.533 --> 00:39:10.450
از همون شبی که فراری‌ها
قایقشون رو

00:39:10.700 --> 00:39:12.116
تو سواحل آلکاتراز به آب انداختن

00:39:12.366 --> 00:39:14.783
چیزی ازشون نشنیدن.

00:39:15.033 --> 00:39:18.116
ولی این جستجو رو متوقف نکرد.

00:39:18.366 --> 00:39:20.466
بررسی‌ها همچنان
تا امروز ادامه داره.

00:39:20.716 --> 00:39:22.950
مقامات میگن تا وقتی که

00:39:23.200 --> 00:39:25.800
۹۹ساله نشن پرونده رو نمیبندن.

00:39:26.050 --> 00:39:29.550
من ۱۷ سال روی این پرونده کار کردم
تا وقتی که بازنشسته شدم.

00:39:29.800 --> 00:39:31.550
و هر راهی که پیش گرفتم

00:39:31.800 --> 00:39:33.566
به هیچ و پوچ ختم شد.

00:39:33.816 --> 00:39:36.383
معلوم شد که در هر صورت
به بن بست میرسید.

00:39:36.633 --> 00:39:38.800
یه سری چیزا رو که تاحالا نگفتم

00:39:39.050 --> 00:39:40.400
ولی الان میگم اینه که

00:39:40.650 --> 00:39:41.733
اونا تو بدترین زمان ممکن

00:39:41.983 --> 00:39:43.150
که میتونستن فرار کردن.

00:39:43.400 --> 00:39:44.733
امواج دریا ساعت ۱۰ اون شب

00:39:44.983 --> 00:39:46.733
با یه سرعت افزایشی شدید

00:39:46.983 --> 00:39:48.233
شروع کرد به رفتن سمت اقیانوس

00:39:48.483 --> 00:39:49.650
تا خود نصفه شب.

00:39:49.900 --> 00:39:51.316
و این به راحتی،

00:39:51.566 --> 00:39:53.483
به راحتی زمان مناسبی
برای یه گره دریایی سه مایلیه

00:39:53.733 --> 00:39:55.333
تا اونا رو پرت کنه توی اقیانوس.

00:39:55.583 --> 00:39:58.500
پس اگه اونا سعی کرده باشن
به سمت جزیره انجل پارو بزنن.

00:39:58.750 --> 00:40:00.333
احتمالا گفتن،
«این جواب نمیده.

00:40:00.583 --> 00:40:03.333
ما داریم از قایق پرت میشیم بیرون.»
قایق میره سمت اقیانوس.

00:40:03.583 --> 00:40:05.466
و وقتی اون اتفاق افتاد،
وقتیه که برادران آنگلین

00:40:05.716 --> 00:40:06.683
بسته وسایلشون رو گم کردن.

00:40:06.933 --> 00:40:08.500
احتمالا همون موقع افتادن بیرون

00:40:08.750 --> 00:40:10.600
و سعی کردن از اونجا به بعد رو شنا کنن

00:40:10.850 --> 00:40:12.916
چون به احتمال زیاد تو اون لحظه
شوک شده بودن

00:40:13.166 --> 00:40:14.650
چون میدونستن به سمت جزیره انجل نمیرن،

00:40:14.900 --> 00:40:16.183
دارن سمت تنگه دروازه طلایی میرن.

00:40:16.433 --> 00:40:18.000
و حالا، احتمالا یه ساعته
که توی آب هستن

00:40:18.250 --> 00:40:19.850
پس احتمالا خیلی سردشون شده

00:40:20.100 --> 00:40:21.350
و کم کم دارن

00:40:21.600 --> 00:40:23.316
زمان مفیدشون قبل از
سرمازدگی رو از دست میدن،

00:40:23.566 --> 00:40:24.733
و بعدش در نهایت از پا دراومدن

00:40:24.983 --> 00:40:27.700
و تو اعماق دریا فرو رفتن.

00:40:27.950 --> 00:40:29.516
خب، هیچوقت نمیتونم بگم ۱۰۰٪ اینطوریه

00:40:29.766 --> 00:40:32.200
چون ما جسدی نداریم
که مرگشون رو اثبات کنیم.

00:40:32.450 --> 00:40:34.950
ولی میتونم بگم،
به احتمال قوی

00:40:35.200 --> 00:40:37.200
از پسش برنیومدن.

00:40:37.450 --> 00:40:39.050
به نظرم همینطوره.

00:40:39.300 --> 00:40:42.300
پاسخهای این معما
تو فایل‌های اف‌بی‌آیه.

00:40:42.550 --> 00:40:44.366
مشخصه که اونا دنبالشون بودن

00:40:44.616 --> 00:40:46.633
و چندین باز بهشون نزدیک شدن

00:40:46.883 --> 00:40:49.550
چون هر روز هزارتا سرنخ بهشون میرسید.

00:40:49.800 --> 00:40:51.633
مردمی که ادعا کردن
اونا رو دیدن.

00:40:51.883 --> 00:40:54.300
به نظر من،
وقتی چند تا سرنخ پیدا میکنی

00:40:54.550 --> 00:40:58.050
حتما یکی از اونها درسته.

00:40:58.300 --> 00:40:59.633
دامنه بررسی‌ها

00:40:59.883 --> 00:41:00.966
برای اف‌بی‌آی چشمگیر بود.

00:41:01.216 --> 00:41:02.716
یعنی، سرتاسری بود.

00:41:02.966 --> 00:41:04.483
هزاران سرنخ تو کل کشور.

00:41:04.733 --> 00:41:06.400
چون همه اونا رو دیدن.

00:41:06.650 --> 00:41:10.483
حتی اگه هیچکس اونا رو ندیده باشه،
باز هم همه اونا رو دیدن.

00:41:10.733 --> 00:41:12.166
یه روز بعد این که
نتونستن پیداشون کنن

00:41:12.416 --> 00:41:14.150
به مردم گفتن

00:41:14.400 --> 00:41:15.900
که به هیچ وجه امکان نداشت
اونا موفق شده باشن، میدونی؟

00:41:16.150 --> 00:41:17.083
«سلام، اونا غرق شدن.

00:41:17.333 --> 00:41:19.316
دریا اونا رو از پا درآورد، پایان»

00:41:19.566 --> 00:41:21.083
یه آبروریزی بزرگ بود.

00:41:21.333 --> 00:41:22.750
اگه همه شما معتقدین

00:41:23.000 --> 00:41:25.166
که اونا مردن
و از پسش برنیومدن،

00:41:25.416 --> 00:41:26.916
پس چرا هنوز دارین
دنبالشون میگردین؟

00:41:27.166 --> 00:41:29.250
چرا پرونده رو نبستین؟

00:41:29.500 --> 00:41:33.000
پس من باور نمیکنم
که معتقد باشن

00:41:33.250 --> 00:41:34.750
اونا مردن.

00:41:37.183 --> 00:41:42.516
من فکر میکنم فرار ۱۹۶۲ آلکاتراز

00:41:42.766 --> 00:41:47.866
یه داستانیه که جهت‌گیری تاییدی
رو اثبات میکنه.

00:41:48.116 --> 00:41:52.516
من میتونم به یه گروه ۵۰نفره از مردم

00:41:52.766 --> 00:41:56.366
همین داستان رو بگم،
حتی سوال پرسیدن رو هم آزاد بذارم.

00:41:56.616 --> 00:41:59.533
هر مدرکی

00:41:59.783 --> 00:42:02.533
که میتونه باعث موفقیت شه،

00:42:02.783 --> 00:42:05.050
یه چیز دیگه‌ای هست که
میتونه باعث شکست شه.

00:42:05.300 --> 00:42:07.950
و مردمی که این ماجرا رو میشنون

00:42:08.200 --> 00:42:10.050
هرطور که دلشون میخواد
تفسیرش میکنن.

00:42:10.300 --> 00:42:12.716
این دلیلیه که همه
به این ماجرا علاقه دارن

00:42:12.966 --> 00:42:16.133
چون اونا میدونن چه اتفاقی افتاد.

00:42:16.383 --> 00:42:18.133
من چی فکر میکنم؟

00:42:18.383 --> 00:42:20.050
به روزش بستگی داره.

00:42:25.066 --> 00:42:28.566
حالا چه اتفاقی برای فرنک موریس

00:42:28.816 --> 00:42:31.733
و دو همدستش،
جان و کلارنس آنگلین افتاد

00:42:31.983 --> 00:42:35.233
بعد از این که تو تاریکی
رهسپار دریا شدن؟

00:42:35.483 --> 00:42:37.416
ممکنه هیچوقت نفهمیم.

00:42:37.666 --> 00:42:39.566
ولی آلکاتراز،

00:42:39.816 --> 00:42:42.750
خب، همون سال بعدش بسته شد.

00:42:43.000 --> 00:42:46.250
بعضی زندانی‌ها بعدا گفتن
که به فراری‌ها کمک کردن

00:42:46.500 --> 00:42:49.166
چون یه هدف بزرگتر داشتن:

00:42:49.416 --> 00:42:53.600
بستن آلکاتراز.

00:42:53.850 --> 00:42:55.833
اینجا یه نکته حتمیه‌‌.

00:42:56.083 --> 00:43:00.016
اون سه نفر این کار
خطیر رو انجام دادن.

00:43:00.266 --> 00:43:01.933
مرده یا زنده،

00:43:02.183 --> 00:43:03.416
یکی از بزرگترین فرارهای شجاعانه

00:43:03.666 --> 00:43:06.416
در تاریخ آمریکا رو عملی کردن.

00:43:06.666 --> 00:43:10.666
مترجمین: سجاد روان‌خواه،
ممدرضا، الناز مختاری، فائزه طالبی