WEBVTT

00:00:05.720 --> 00:00:07.720
‫زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه

00:00:07.760 --> 00:00:09.960
‫ولی هنوز امتیاز قهرمانی
‫رو داره.

00:00:10.200 --> 00:00:11.480
‫ساکت لطفا.

00:00:15.840 --> 00:00:17.240
‫خودشه! انجامش داد!

00:00:17.240 --> 00:00:18.560
‫بوریس بکر وقتی فقط
‫۱۷ سالش بود

00:00:18.680 --> 00:00:21.960
‫با بردن ویمبلدون دنیای تنیس
‫رو با توفان روبه‌رو کرد.

00:00:22.880 --> 00:00:25.400
‫بوریس یکی از بهترین بازیکن‌هایی
‫بوده که تا حالا وجود داشته.

00:00:26.360 --> 00:00:28.840
‫اون تبدیل به نمادی از موفقیت شد

00:00:28.920 --> 00:00:31.680
‫که کل کشور میخواستن
‫یه جوری بهش برسن.

00:00:32.080 --> 00:00:33.080
‫بوریس، تبریک میگم،

00:00:33.120 --> 00:00:34.400
‫میتونیم چند لحظه باهم
‫حرف بزنیم؟

00:00:34.640 --> 00:00:36.960
‫اون به اندازه‌ی یه راک استار
‫معروف شده بود.

00:00:37.280 --> 00:00:39.080
‫خانم‌ها و آقایان،
‫بوریس بکر.

00:00:40.360 --> 00:00:42.520
‫با خونه‌های شیکش تو دنیا...

00:00:43.440 --> 00:00:47.280
‫همه میخواستن یه ثروت
‫بی‌حساب بهش پیشنهاد کنن.

00:00:47.680 --> 00:00:49.480
‫پول مثل سیل داشت براش میومد.

00:00:50.000 --> 00:00:52.640
‫این زندگی یه انسان
‫معمولی نیست.

00:00:53.000 --> 00:00:54.800
‫اون سرتیتر خبرها بود.

00:00:56.080 --> 00:00:58.440
‫هیچوقت دوباره باهاش
‫حرف نزدم.

00:00:59.880 --> 00:01:01.960
‫تلفن زنگ زد و
‫یه منبع بود

00:01:02.280 --> 00:01:05.520
‫که بهم اطلاعاتی درباره‌ی
‫بوریس بکر میداد،

00:01:05.560 --> 00:01:06.920
‫یه بچه احتمالی،

00:01:07.280 --> 00:01:11.760
‫و یه کمد جاروها تو رستورانی
‫به اسم، نوبو.

00:01:12.600 --> 00:01:16.440
‫ولی اون قهرمان نابود شد...
‫و از بین رفت.

00:01:19.000 --> 00:01:20.840
‫بوریس اسب‌ها رو تو
‫اتاق قایم میکرد،

00:01:21.360 --> 00:01:23.240
‫چون برای اسب‌ها باید
‫مالیات بدی،

00:01:23.240 --> 00:01:24.680
‫و اون هنوز مالیات
‫پرداخت نکرده بود.

00:01:24.760 --> 00:01:28.280
‫وارد اتاق میشدی و
‫توش پر از اسب بود.

00:01:29.040 --> 00:01:32.240
‫بوریس رسید و عصبانی بود.

00:01:32.720 --> 00:01:36.120
‫بهش گفتم، ‌ممکنه توی زمین
‫خوب بوده باشی،

00:01:36.520 --> 00:01:38.520
‫ولی حالا تو زمین منی.‌

00:01:38.960 --> 00:01:42.280
‫قهرمان تنیس، بوریس بکر،
‫دچار ورشکستگی شده.

00:01:42.400 --> 00:01:45.760
‫متهم به دو سال و شش
‫ماه حبس شده.

00:01:45.800 --> 00:01:48.560
‫این بوریس بکری بود که
‫هیچوقت ندیده بودیم،

00:01:48.640 --> 00:01:51.800
‫داستانش توسط کسایی گفته میشه
‫که خیلی خوب میشناسنش.

00:01:52.040 --> 00:01:55.320
‫دوستانش، مربی‌هاش.

00:01:55.360 --> 00:01:56.840
‫میتونیم شروع کنیم.

00:01:57.040 --> 00:01:58.480
‫و همسرش.

00:01:59.880 --> 00:02:01.040
‫یه چیزی درباره
‫این‌ پسر هست.

00:02:01.040 --> 00:02:03.840
‫اون خوبه، مهربونه،
‫و بامزه‌ست.

00:02:04.400 --> 00:02:09.000
‫ولی همینطور خشنه،
‫دروغگوئه.

00:02:09.000 --> 00:02:11.800
‫سوپراستارهایی که وقتی بچه
‫بودن معروف شدن،

00:02:12.840 --> 00:02:14.720
‫منتظر فاجعه باید باشن.

00:02:31.040 --> 00:02:33.440
‫خب، اون‌ تماس رو یادم میاد

00:02:33.720 --> 00:02:35.560
‫و اون پارتنر مدیریتیه

00:02:35.600 --> 00:02:38.160
‫دفتر میامی بکر، مک‌کنزی بود.

00:02:38.600 --> 00:02:41.480
‫و اینجوری گفت که، ‌رابرت،
‫بیا اینجا‌،

00:02:41.520 --> 00:02:44.840
‫بوریس بکر داره برای طلاق گرفتن
‫میاد، بهت احتیاج داریم.‌

00:02:44.920 --> 00:02:46.160
‫زوج رده بالای آلمان بودن،

00:02:46.280 --> 00:02:48.920
‫وقتی که خبر طلاقشون
‫همرو شوکه‌ کرد.

00:02:50.440 --> 00:02:52.440
‫باربارا به خونشون
‫تو میامی رفت،

00:02:52.480 --> 00:02:54.840
‫با پسرهاشون، تا جریان
‫زندگیش رو شروع کنه.

00:02:56.240 --> 00:02:59.800
‫باربارا شکایتی رو تو دادگاه
‫ایالتی فلوریدا به ثبت رسوند،

00:03:00.040 --> 00:03:01.880
‫تا بتونه به اینجا بیاد،

00:03:01.960 --> 00:03:04.840
‫تا بتونه مهریش رو بگیره،
‫میتونست حمایت از بچه‌هاش رو

00:03:04.880 --> 00:03:07.640
‫خیلی بیشتر از اونچه که تو آلمان
‫تواناییش رو داشت بگیره.

00:03:08.360 --> 00:03:10.480
‫پس، از نظر مالی باربارا

00:03:10.520 --> 00:03:13.120
‫سود بیشتری از طلاق
‫گرفتن تو فلوریدا میبورد.

00:03:16.600 --> 00:03:18.680
‫وقتی که بوریس به
‫میامی رسید،

00:03:18.960 --> 00:03:21.240
‫یکهویی با برگه‌های
‫طلاق ازش پذیرایی شد.

00:03:23.960 --> 00:03:26.200
‫از باربارا یاد گرفته بودم،

00:03:27.200 --> 00:03:31.320
‫از همون ابتدا، بوریس خیلی
‫کنترل کننده بود،

00:03:32.120 --> 00:03:36.560
‫خیلی بخشنده نبود،
‫و ما عدالت رو میخواستیم.

00:03:37.800 --> 00:03:40.760
‫وقتی اینجوری ازش پذیرایی شد،
‫خیلی زود تو یکی از دادگاه‌های میامی بود.

00:03:41.760 --> 00:03:46.160
‫اون مارو از مقاله دادن
‫بود کرده بود،

00:03:46.960 --> 00:03:49.880
‫و کار مورد علاقمون رو انجام داد.

00:03:50.240 --> 00:03:52.880
به‌خاطر همینه همیشه بیشترین
‫رو من برمیداشتم.

00:03:55.240 --> 00:03:58.520
‫دلیل طلاقشون به زودی
‫مشخص میشد.

00:03:59.520 --> 00:04:01.680
‫یه روز تو اتاق خبر بودم
‫و تلفن زنگ زد،

00:04:01.920 --> 00:04:04.320
‫و دلال اطلاعات بود.

00:04:05.040 --> 00:04:06.640
‫اطلاعات میگفتن که

00:04:06.720 --> 00:04:09.960
‫بوریس بکر با یکی جز همسرش

00:04:09.960 --> 00:04:11.200
‫بچه داره.

00:04:11.360 --> 00:04:12.600
‫یه عکس لازم داشتیم،

00:04:12.680 --> 00:04:15.320
‫اون چیزی بود که برای
‫مدارک لازمش داشتیم.

00:04:15.960 --> 00:04:19.640
‫این دلال اطلاعات بعد بهم
‫گفت که مادرش کجا میتونه باشه،

00:04:19.840 --> 00:04:23.880
‫پس تلاش کردیم تا به خونه مادرش برسیم.

00:04:25.040 --> 00:04:27.640
‫این داستان اصلی‌ای بود که
‫ما پرینتش کردیم.

00:04:27.760 --> 00:04:30.280
‫بچه مخفی بوریس بکر،
‫انحصاری،

00:04:30.280 --> 00:04:33.440
‫ولی اون بچه دلیل اصلی
‫ازدواج بود.

00:04:35.120 --> 00:04:36.960
‫بوریس تو یه رستورانی به اسم نوبو

00:04:37.120 --> 00:04:38.920
‫تو کمد جارو ها باهام
‫حرف زد.

00:04:38.960 --> 00:04:42.360
‫و یه عکسی از آنجلا و
‫آنا هست.

00:04:44.640 --> 00:04:46.600
‫اون‌موقع واقعا شوکه‌کننده بود.

00:04:46.680 --> 00:04:51.920
‫میتونم بگم، بوریس بکر یه تصور
‫منصفانه ازش داشت.

00:04:52.400 --> 00:04:54.440
‫ازدواج کرده بود،
‫بچه داشت.

00:04:55.040 --> 00:04:59.480
‫این مردیه که
‫یه ارتباط مبهم داره.

00:05:00.520 --> 00:05:03.960
‫یادم میاد رفتم به دفتر
‫و گفتم،

00:05:04.000 --> 00:05:06.880
‫‌نه، جدا، رستوران
‫نوبو بود.‌

00:05:07.080 --> 00:05:08.960
‫اینجوری بودن که چی؟ نوب چی؟ چی؟

00:05:09.000 --> 00:05:10.520
‫داری از خودت
‫یه چی میسازی؟

00:05:44.760 --> 00:05:47.240
‫بوریس اول تکذیبش کردم.

00:05:47.720 --> 00:05:50.280
‫و بعد خودش به شیوه خودش

00:05:50.320 --> 00:05:51.480
‫یه توضیحاتی رو
‫مطرح کرد.

00:05:52.760 --> 00:05:56.200
‫تو پرواز برگشت به
‫میامی خوش شانس بودم،

00:05:56.640 --> 00:05:58.240
‫یکی از ووکلاش،

00:05:58.280 --> 00:06:04.560
‫بهم گفت که یه نامه به یکی
‫از وکیل‌ها

00:06:04.600 --> 00:06:06.600
‫به اسم آنجلا ارماکوواو فرستاده.

00:06:07.680 --> 00:06:11.840
‫‌موکل تو یه چیز حیاتی

00:06:12.080 --> 00:06:14.280
‫از موکل من، بوریس بکر،
‫دزدیده.‌

00:06:15.440 --> 00:06:19.080
‫برای ما، یه داستان
‫بی‌نقص بود.

00:06:22.360 --> 00:06:24.640
‫وقتی اون داستان پخش شد،
‫واقعا بوریس رو شوکه کرده بود.

00:06:26.800 --> 00:06:28.760
‫مطبوعات واقعا سرسخت بودن.

00:06:31.640 --> 00:06:34.960
‫بوریس همون داستانی رو بهم گفت که،

00:06:35.000 --> 00:06:36.880
‫اون باهاش در ارتباطه،

00:06:36.920 --> 00:06:40.000
‫و یکهویی بدون هیچ دلیلی،

00:06:40.040 --> 00:06:41.640
‫اون رفته.

00:06:41.800 --> 00:06:43.560
‫بعد قرار بود مشکلات بوریس

00:06:43.680 --> 00:06:46.720
‫تو انگلستان بهشون
‫رسیدگی بشه.

00:06:49.680 --> 00:06:54.320
‫باربارا عصبانی بود،
‫خیلی شرمنده بود.

00:06:55.040 --> 00:06:58.160
‫اون همسر اون مرد بود،
‫دوتا بچه داشت،

00:06:58.560 --> 00:07:02.360
‫و به صورت عمومی یه بچه داشت
‫درحالی که ازدواج کرده بود.

00:07:08.800 --> 00:07:12.840
‫بکر در مقابل بکر پرونده
‫خیلی بزرگی میشد.

00:07:13.440 --> 00:07:16.480
‫ما طلاق‌های جهانی زیادی
‫تو میامی داریم،

00:07:16.640 --> 00:07:20.680
‫ولی به سختی یه چیز عمومی مثل

00:07:20.880 --> 00:07:22.520
‫بکر در مقابل بکر رو
‫پیدا میکنی.

00:07:25.240 --> 00:07:29.480
‫جنون رسانه‌ها کارش
‫آشفته کردن بود.

00:07:31.200 --> 00:07:36.360
‫اصلا نمی‌دونستم این قراره
‫باعث مشهور شدن بشه.

00:07:40.200 --> 00:07:41.800
‫بوریس بکر برای دادگاه
‫همسر غریبه شدش

00:07:41.840 --> 00:07:44.760
‫به آمریکا‌ اومد.

00:07:45.240 --> 00:07:50.480
‫بوریس رسید و
‫خیلی عصبانی بود.

00:07:51.200 --> 00:07:52.280
‫بوریس!

00:07:52.640 --> 00:07:54.560
‫و من گفتم، 'بوریس

00:07:55.040 --> 00:07:58.960
‫ممکنه توی زمین بهترین
‫بوده باشی،

00:07:59.960 --> 00:08:01.880
‫ولی حالا وارد زمین
‫من شدی.'

00:08:05.360 --> 00:08:07.000
‫تو جلسات مقدماتی،

00:08:07.040 --> 00:08:09.160
‫بوریس سعی میکرد مطبوعات رو

00:08:09.200 --> 00:08:10.800
‫از کار دادگاه حذف کنه،

00:08:10.960 --> 00:08:13.960
‫و از عمومی شدن ثروتش
‫جلوگیری کنه.

00:08:26.520 --> 00:08:30.520
‫بوریس با حالت یه
‫قربانی بودن شروع کرد.

00:08:31.440 --> 00:08:35.680
‫ولی‌ نمی‌تونست نقش یه
‫قربانی رو به خوبی بازی کنه،

00:08:36.080 --> 00:08:39.160
‫چون هیچ جایی تو
‫خونش نبود.

00:08:39.600 --> 00:08:45.880
‫از سن خیلی پایین، یاد گرفته بود
‫مثل یه قهرمان رفتار کنه.

00:08:47.320 --> 00:08:49.080
‫باهاش به نقطه‌ای رسیدم که،

00:08:49.120 --> 00:08:51.040
‫به دروغگوئی متهمش کردم.

00:08:54.200 --> 00:08:55.520
‫- اعتراض دارم، عالیجناب.
‫- وارده.

00:08:55.560 --> 00:08:56.760
‫میدونم.

00:08:59.600 --> 00:09:01.560
‫- سریع انجامش بدین.
‫- قربان، عصب نشینی میکنم.

00:09:01.600 --> 00:09:04.480
‫و میدونم من قطعا باهاش
‫پرخاشگر بودم.

00:09:25.400 --> 00:09:29.760
‫دادگاه قبول کرد که افشای کامل
‫مالی داشته باشه،

00:09:30.000 --> 00:09:31.960
‫که دادگاه هم یه دادگاه
‫خصوصی باقی میمونه.

00:09:32.000 --> 00:09:34.440
‫تو آمریکا ما دادگاه‌های
‫خصوصی نداریم.

00:09:35.320 --> 00:09:36.240
‫یه مدت.

00:09:37.960 --> 00:09:40.040
‫بوریس با اسمش زندگی خوبی داشت.

00:09:40.160 --> 00:09:41.720
‫اون بردنش بود.

00:09:41.960 --> 00:09:44.800
‫و اگه مطبوعات از ثروتش
‫خبردار میشدن،

00:09:44.920 --> 00:09:47.280
‫چیزایی بودن که میتونستن ازش
‫بهره برداری کنن،

00:09:47.560 --> 00:09:50.120
‫و خیلی نگرانش بود،

00:09:50.160 --> 00:09:52.960
‫چون قرار بود تاثیر مستقیمی

00:09:53.000 --> 00:09:54.800
‫روی ثروتش داشته باشه.

00:09:55.000 --> 00:09:58.640
‫درآمد بوریس قرار بود
‫شناخته بشه.

00:09:59.040 --> 00:10:01.360
‫و هرچی بیشتر به جلسه
‫نزدیک میشدیم،

00:10:01.520 --> 00:10:03.760
‫بوریس بیشتر نگران میشد.

00:10:09.400 --> 00:10:14.200
‫وکیلش ازم خواست اگه میتونم ببینمش

00:10:14.240 --> 00:10:17.240
‫و درباره تسویه حساب
‫بحث کنیم.

00:10:21.800 --> 00:10:23.720
‫خب، اونجوری میتونستم فکر کنم

00:10:24.200 --> 00:10:27.240
‫وکیل آقای بکر دور
‫اول رو باخته.

00:10:28.040 --> 00:10:29.480
‫روز خوبی داشته باشین.

00:10:32.240 --> 00:10:35.800
‫معامله خوبی بود‌.
‫و اون به معامله احترام گذاشت.

00:10:36.200 --> 00:10:37.720
‫حالا جنگ طلاق زشت برای

00:10:37.760 --> 00:10:40.240
‫ستاره تنیس آلمانی بوریس بکر،
‫و همسرش تموم شده.

00:10:40.440 --> 00:10:42.840
‫بکر و باربارا اختلافات

00:10:42.880 --> 00:10:45.880
‫مالی و نگهداری از دوتا
‫بچشون رو حل و فصل کردن.

00:10:46.040 --> 00:10:48.120
‫این قرارداد عمومی نشد.

00:10:48.280 --> 00:10:50.680
‫ولی قرار شد همسر بکر

00:10:50.800 --> 00:10:52.480
‫با بچه‌ها تو میامی
‫زندگی میکنه.

00:10:53.720 --> 00:10:56.640
‫خب، بخوام صادق باشم، بوریس
‫خیلی خوشحال بود که خلاص شده بود‌.

00:10:57.960 --> 00:10:59.760
‫مطبوعات بوی خون رو
‫حس میکردن.

00:11:00.920 --> 00:11:05.960
‫وقتی نتونست تو تلاش برای مهروموم کردن
‫اطلاعات مالیش موفق باشه،

00:11:06.120 --> 00:11:09.600
به‌خاطره دلیلی نبود که تو
‫دادگاه شهادت داد.

00:11:09.800 --> 00:11:12.360
‫چون میدونست تحقیقات زیادی

00:11:12.400 --> 00:11:16.640
‫تو جاهای مختلف اروپا انجام‌ میشه،
‫به علاوه مالیات دادنش.

00:11:18.840 --> 00:11:20.480
‫فکر میکنی چقدر پول میتونی...

00:11:23.280 --> 00:11:26.920
‫چند هفته بعد، یه آزمایشی
‫این رو تایید کرد که

00:11:26.960 --> 00:11:29.560
‫بوریس پدر بچه آنجلا
‫ارماکواست.

00:11:30.520 --> 00:11:34.000
‫سال‌های بعد، بوریس دوباره
‫راهش به دادگاه کشیده شد،

00:11:34.680 --> 00:11:36.320
‫این دفعه تو آلمان.

00:11:37.280 --> 00:11:41.400
‫محکوم به بدهکار بودن ۱۸ میلیون
‫یورو مالیات بود،

00:11:41.760 --> 00:11:45.080
‫و دو سال حکم حبس
‫تعلیقی دریافت کرد.

00:11:45.600 --> 00:11:48.120
‫از رفتن به زندان
‫فرار کرد.

00:11:48.720 --> 00:11:49.640
‫ایندفعه.

00:12:00.440 --> 00:12:04.840
‫وقتی ۳۶ سالش بود،
‫با پرونده‌هایی که پشتش داشت،

00:12:05.280 --> 00:12:07.400
‫بوریس دوباره مجرد بود.

00:12:08.600 --> 00:12:12.880
‫همیشه آرزوی این رو داشتم به
‫نیویورک بیام و بخونم.

00:12:12.880 --> 00:12:17.120
‫اولین باری که بوریس رو دیدم،
‫تو زمین خوانندگی بودیم،

00:12:17.360 --> 00:12:20.600
‫و آره داشت یه حرکاتی میزد!
‫درواقع، سورپرایز کننده بودن.

00:12:24.080 --> 00:12:26.600
‫باهمدیگه داشتیم میخوندیم

00:12:26.640 --> 00:12:31.560
‫و قطعا یه
‫جرقه‌ای بینمون بود.

00:12:35.800 --> 00:12:40.480
‫دفعه بعدی که همدیگه رو دیدیم
‫یه ماه بعد بود،

00:12:40.520 --> 00:12:46.360
‫ولی چیزی که متعجبم میکنه این بود
‫که وقتمون رو باهم گذروندیم،

00:12:47.000 --> 00:12:50.080
‫ رو کاناپه خوابش برد.

00:12:50.640 --> 00:12:52.320
‫خب، واقعا یه جنتلمن بود‌.

00:12:54.600 --> 00:12:57.600
‫وقتی باهم بودیم،
‫خیلی هیجان‌‌انگیز بود.

00:12:57.960 --> 00:13:00.480
‫به مونیخ رفتم.

00:13:04.280 --> 00:13:06.280
‫این تحولات...

00:13:07.880 --> 00:13:08.960
‫چطور میتونم...

00:13:09.000 --> 00:13:10.680
‫از چه کلمه‌ای باید استفاده کنم؟

00:13:10.720 --> 00:13:14.920
‫خیلی بود.

00:13:36.360 --> 00:13:38.880
‫باهم زندگی نمی‌کردیم.

00:13:39.080 --> 00:13:42.720
‫اون‌موقع بوریس تو مونیخ
‫کار داشت.

00:13:43.040 --> 00:13:46.560
‫فکر می‌کنم به‌خاطر همین بود
‫اون رابطه زیاد دووم‌ نیاورد،

00:13:46.640 --> 00:13:51.120
‫چون به اندازه کافی همدیگه رو نمیدیدم.

00:13:54.160 --> 00:13:58.400
‫وقتی اعلام شد که باهمدیگه
‫قطع رابطه کردیم،

00:13:58.520 --> 00:14:01.560
‫تو کارائیب فرانسوی برای
‫ملاقات پدرم بودم.

00:14:03.400 --> 00:14:05.560
‫فکر کنم مطبوعات نمیدونستن
‫من کجام.

00:14:06.480 --> 00:14:08.480
‫ولی دیگه تو ساحل
‫پیدام کردن.

00:14:10.760 --> 00:14:13.400
‫وانگر بود چون،

00:14:14.480 --> 00:14:18.120
‫کنار اومدن با تموم شدن یه
‫رابطه اصلا آسون نیست،

00:14:18.160 --> 00:14:19.840
‫ولی بعدش میفهمی که
‫همه‌چی عمومی شده

00:14:19.920 --> 00:14:23.880
‫اینه که سخت‌ترش میکنه.

00:14:29.600 --> 00:14:30.880
‫بعد از کارولین،

00:14:31.200 --> 00:14:33.960
‫بوریس رابطه‌های کوتاه
‫زیادی داشت،

00:14:33.960 --> 00:14:36.520
‫و پشت ذهنم، میدونید،
‫یه جورایی،

00:14:36.560 --> 00:14:40.640
‫همیشه اون و پدرم به
‫بوریس اعتماد داشتن

00:14:40.680 --> 00:14:43.200
‫و مثل یه خانواده رفتار
‫کردن با بوریس،

00:14:43.600 --> 00:14:46.400
‫اینجوری شد که حالا جایی بودم
‫که باید میبودم.

00:14:46.440 --> 00:14:50.120
‫شاید، میدونید، با وجوو تاریخ‌،

00:14:51.000 --> 00:14:53.920
‫این یه داستان عاشقانه احمقانه با،
‫انتهای شاد باشه.

00:14:54.280 --> 00:14:57.520
‫میدونید، داستان...
‫مثل یه افسانه بود.

00:15:00.320 --> 00:15:03.320
‫الساندرا رو با نیویورک برد،

00:15:04.200 --> 00:15:07.080
‫و شب بهم زنگ زد
‫و گفت،

00:15:07.720 --> 00:15:09.360
‫آره، ناراحت بود.

00:15:09.800 --> 00:15:11.760
‫دوست‌هاش رو با خودش برده بود،

00:15:12.560 --> 00:15:15.320
‫و بیشتر وقتش رو به جای اون
‫با دوستاش میگذروند.

00:15:15.760 --> 00:15:18.120
‫خیلی سریع از اون
‫رابطه خارج بشه.

00:15:18.840 --> 00:15:20.400
‫میدونستم بوریس خود
‫بوریس بود،

00:15:20.520 --> 00:15:22.960
‫ولی نمیدونستم همراهش
‫چی میتونه باشه.

00:15:28.680 --> 00:15:30.800
‫قبل از قطع رابطه یه

00:15:31.120 --> 00:15:32.360
‫سفری به میامی داشتیم

00:15:32.440 --> 00:15:35.120
‫جایی که با بچه‌هاش
‫وقت گذروندیم،

00:15:35.720 --> 00:15:37.680
‫و خیلی مریض شدم.

00:15:38.440 --> 00:15:40.400
‫بوریس خیلی ازش راضی نبود،

00:15:40.560 --> 00:15:44.360
‫و یکهویی جواب‌ تماس‌‌هام
‫رو نمیداد،

00:15:44.400 --> 00:15:45.840
‫و شروع به عجیب رفتار
‫کردن کرده بود.

00:15:47.360 --> 00:15:48.640
‫نمیدونستم کجاست.

00:15:49.120 --> 00:15:52.800
‫پس، البته که زنگ زدم،
‫البته که‌ پیام دادم.

00:15:52.960 --> 00:15:54.880
‫پیام‌هایی که به بوریس میفرستادیم
‫اینجوری بودن که،

00:15:55.080 --> 00:15:56.480
‫‌خب، اگه جواب نمیدی

00:15:56.640 --> 00:15:58.680
‫و باهام ارتباطی نداری،

00:15:59.000 --> 00:16:01.800
‫فکر کنم نامزدیمون کنسله؟‌

00:16:02.240 --> 00:16:03.280
‫علامت سوال.

00:16:03.600 --> 00:16:05.840
‫و اون پیام بهش رسید،

00:16:06.320 --> 00:16:09.080
‫کاملا از متن خارجش کرد،

00:16:09.440 --> 00:16:13.080
‫و با اون پیام پیش بیل
‫زیتونگ رفت و گفت،

00:16:13.120 --> 00:16:16.760
‫‌این دختر ۲۴ ساله‌ی وحشتناک

00:16:17.400 --> 00:16:20.000
‫از طریق یه پیامک، با بوریس
‫بکر قهر کرده.‌

00:16:21.200 --> 00:16:24.920
‫جوری که فهمیدم نامزدیمون کنسله

00:16:25.640 --> 00:16:28.120
‫از طریق سرتیتر بیلد بود

00:16:28.160 --> 00:16:30.560
‫که خودش رو قربانی جلوه میداد،

00:16:30.640 --> 00:16:34.080
‫تصور خودش رو پاک میکرد
‫تا خوب به‌نظر بیاد.

00:16:34.760 --> 00:16:38.520
‫تا امروز، دوباره باهاش
‫هیچ حرفی نزدم.

00:16:38.760 --> 00:16:40.160
‫خب،‌ اون ولم کرد.

00:16:46.560 --> 00:16:48.760
‫بعدا، همون سال،

00:16:48.760 --> 00:16:51.800
‫بوریس از شارللی
‫کرسن‌برگ خواستگاری کرد.

00:16:52.400 --> 00:16:55.240
‫ولی یکهویی اون نامزدی رو
‫هم بهم زد.

00:16:59.080 --> 00:17:02.960
‫یه روز تلفنم زنگ خورد، و
‫اسمش رو دیدم، بوریس،

00:17:03.040 --> 00:17:04.120
‫و اینجوری بودم که خیلی عجیبه.

00:17:04.880 --> 00:17:06.200
‫ولی جواب دادم،

00:17:06.480 --> 00:17:09.480
‫و بوریس به آپارتمان برگشت،

00:17:09.880 --> 00:17:11.760
‫و اون‌موقع بود که بعد از
‫سه ماه نامزدی

00:17:11.800 --> 00:17:15.960
‫داشتم دوباره میدیدمش.

00:17:16.000 --> 00:17:17.840
‫واقعا متعجب شده بودم،

00:17:18.520 --> 00:17:22.120
‫و اینجوری بود که انگار
‫اتفاقی نیفتاده.

00:17:23.120 --> 00:17:27.520
‫همیشه احساس وصل بودنی
‫به بوریس داشتم.

00:17:28.680 --> 00:17:30.080
‫فقط هیچی نبود که اون مرد تو چشم‌های من

00:17:30.120 --> 00:17:31.760
‫بد انجامش بده،
‫فقط هیچی.

00:17:32.560 --> 00:17:34.880
‫و به همدیگه نگاه کردیم،
‫و اینجوری بود که،

00:17:34.920 --> 00:17:37.480
‫‌آره، بیا یه کاری کنیم
‫این جواب بده.

00:17:38.160 --> 00:17:39.640
‫دوست دارم، من اشتباهاتی داشتم.‌

00:17:39.680 --> 00:17:43.040
‫و برای کنارش بودن خوشحال بودم

00:17:43.080 --> 00:17:48.400
‫و هردوتامون میخواستیمش‌،
‫میدونی، هردومون میخواستیمش‌.

00:17:48.440 --> 00:17:49.720
‫بوریس فکر میکرد ایده خوبیه

00:17:49.760 --> 00:17:52.120
‫که تو یه برنامه تلویزیونی
‫اعلام کنیم که

00:17:52.160 --> 00:17:53.600
‫داریم ازدواج می‌کنیم.

00:17:53.920 --> 00:17:55.400
‫همه‌چی تو زندگی
‫بوریس خیلی بزرگه،

00:17:55.440 --> 00:17:57.720
‫و این کسیه که هست،
‫و هر لحظش رو دوست داشتم.

00:17:59.400 --> 00:18:03.680
‫خوشحال بودم بالاخره تو عموم
‫تایید شده بود.

00:18:03.720 --> 00:18:05.760
‫‌این دختریه که میخوام باهاش ازدواج کنم.‌

00:18:12.920 --> 00:18:16.400
‫و خودم رو اونجا مخفی کنم.

00:18:16.440 --> 00:18:17.640
‫اینجا جایی بود که
‫میخواستم باشم.

00:18:17.640 --> 00:18:19.360
‫خدایا، خیلی خوشگل بود.

00:18:21.400 --> 00:18:25.680
‫این دایره وقتی کامل شد که
‫فهمیدم باردارم.

00:18:25.920 --> 00:18:28.400
‫اون تو سه سالگی به
‫سرپرستی گرفته شده بود،

00:18:28.760 --> 00:18:31.320
‫و مادر شدن تنها هدفش بود.

00:18:32.840 --> 00:18:35.640
‫لحظه زیبایی تو زندگی بود.

00:18:38.640 --> 00:18:40.280
‫شارللی این آزادی رو نداشت

00:18:40.360 --> 00:18:43.280
‫که هرچیزی رو درباره پسرش
‫تو عموم بیان کنه.

00:18:44.480 --> 00:18:47.560
‫بوریس و شارللی با پسر
‫جدیدشون تو ویمبلدون جاگرفتن.

00:18:48.040 --> 00:18:50.960
‫ولی گوشه‌ای از تنیس بودن
‫اصلا کافی نبود.

00:18:51.480 --> 00:18:56.720
‫وقتی زندگی شغلیت رو تو چنین
‫سن پایینی قاطی میکنی،

00:18:56.720 --> 00:18:58.200
‫قطعا خیلی سخت میشه‌.

00:18:59.680 --> 00:19:02.680
‫و حالا این سوال پیش میاد که،
‫‌حالا که چی؟‌

00:19:04.200 --> 00:19:08.240
‫و مطمئنم برای، بوریس،
‫چیز وحشتناکی بود.

00:19:18.320 --> 00:19:20.160
‫اون میخواست که مشهور بشه.

00:19:20.360 --> 00:19:24.560
‫و موقعی که یه کار خوبی انجام
‫میدی معروف نشی،

00:19:25.960 --> 00:19:30.760
‫میتونی با مسخره
‫بودن معروف بشی‌.

00:19:30.760 --> 00:19:31.800
‫زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه

00:19:31.800 --> 00:19:36.200
‫فقط قبلا توجه خیلی زیادی‌
‫رو به خودش داشت.

00:19:36.200 --> 00:19:38.320
‫میخواست دوباره اون
‫رو داشته باشه.

00:19:38.560 --> 00:19:42.480
‫و باید قبولش کنید.

00:19:42.480 --> 00:19:44.080
‫تموم شدست.

00:19:45.520 --> 00:19:51.080
‫برای بوریس، مهم بود که
‫نقش مهمی رو بازی کنه.

00:19:53.640 --> 00:19:58.960
‫میخواست به‌عنوان یه تاجر
‫خیلی خوب شناخته بشه.

00:20:00.800 --> 00:20:06.480
‫اون با استفاده از اسمش آدم‌هایی
‫رو پیدا میکرد

00:20:07.480 --> 00:20:08.960
‫که میخواستن تجارت کنن

00:20:09.440 --> 00:20:11.840
‫و ازشون پولشون رو میگرفت.

00:20:12.160 --> 00:20:14.440
‫و یه سرمایه گذاری‌ای تو،

00:20:14.560 --> 00:20:18.960
‫راه اندازی معادن نفت
‫نیجریه بود،

00:20:19.880 --> 00:20:22.560
‫همه‌ اون کارها هیچ جوابی نداد.

00:20:51.400 --> 00:20:54.000
‫بعد از ده سال شایعه‌ درباره مشکلات

00:20:54.040 --> 00:20:57.360
‫مالی و تجاری بوریس،

00:20:57.760 --> 00:21:02.040
‫سال ۲۰۱۳ به چیزی برگشت که توش
‫خوب بود. تنیس.

00:21:02.600 --> 00:21:06.720
‫با مربی گری شماره یک
‫جهان، نوواک جوکوویچ‌.

00:21:07.080 --> 00:21:09.480
‫همچنین اون بیشترین استفاده
‫رو از علاقه

00:21:09.520 --> 00:21:10.720
‫تو زندگی میکرد.

00:21:12.560 --> 00:21:14.160
‫با سال‌ها نوشتن،

00:21:14.360 --> 00:21:17.800
‫اون کتاب روی رابطه‌های بکر

00:21:17.800 --> 00:21:19.720
‫ تمرکز کرده بود.

00:21:22.880 --> 00:21:26.400
‫وقتی فهمیدم که یکی با بوریس

00:21:26.800 --> 00:21:28.720
‫وقت میگذرونه،

00:21:28.760 --> 00:21:30.520
‫و باهاش درباره‌ی ارتباطات قبلی‌اش
‫قبلیش حرف میزنه،

00:21:30.720 --> 00:21:35.160
‫اینجوری بودم که،
‫‌خیلی خب، واقعا؟

00:21:35.800 --> 00:21:37.640
‫واقعا حس میکنی نیاز به حرف
‫زدن درباره‌ی همسرهای قبلیت رو داری؟

00:21:37.680 --> 00:21:41.200
‫مثلا، خیلی وقت اضافی داشتی؟‌
‫این خیلی اذیتم میکرد.

00:21:42.040 --> 00:21:44.240
‫فکر میکردم از هر نظر از
‫نظر اخلاقی این اشتباه بود.

00:21:47.600 --> 00:21:49.720
‫شرم آورترین رونمایی
‫از یه‌ کتاب بود.

00:21:50.320 --> 00:21:51.240
‫اونجا بود.

00:21:53.160 --> 00:21:54.880
‫فقط درست اونجا نبود.
‫هیچی اونجا درست نبود.

00:21:54.920 --> 00:21:56.000
‫همه مسئله کتاب و همه‌چی‌.

00:21:56.160 --> 00:21:58.440
‫فقط به خاطره خودم نبودم، ولی،
‫خدایا، به‌خاطره همه اون‌ها بود.

00:21:58.480 --> 00:22:01.320
‫و تو گذشته بود که،
‫خیلی پیروز شده بودیم.

00:22:01.360 --> 00:22:02.640
‫چرا حرفشو زدی؟

00:22:06.200 --> 00:22:11.720
‫خیلی، خیلی خودمحور بود،
‫یه‌ کتاب برای خودش بود‌‌‌.

00:22:12.160 --> 00:22:14.120
‫بدون رضایت همه اون‌ها.

00:22:15.600 --> 00:22:18.200
‫ولی فکر میکنم‌ اگه میخوای
‫چیزی رو بفروشی

00:22:19.200 --> 00:22:22.520
‫و اسمی مثل بوریس بکر
‫ داری، فروش میره.

00:22:22.680 --> 00:22:23.880
‫خیلی آسونه.

00:22:32.720 --> 00:22:36.680
‫شروع ازدواجمون و رابطمون
‫خوب بود.

00:22:36.720 --> 00:22:38.080
‫عالی بود.

00:22:38.480 --> 00:22:41.600
‫بعد از چند سال از ازدواجمون،

00:22:42.720 --> 00:22:45.040
‫میدونی، اتفاقاتی افتادن.

00:22:46.160 --> 00:22:47.440
‫همیشه مظنون‌هایی داری.

00:22:47.480 --> 00:22:48.800
‫نمیگم من یه کارآگاهم،

00:22:48.840 --> 00:22:51.120
‫ولی به احساس جرئت
‫خودم اعتماد دارم.

00:22:52.440 --> 00:22:54.960
‫پس، مشکلاتی باهم داشتیم،
‫میدونی؟

00:22:55.920 --> 00:22:58.080
‫همیشه شک‌های خودم رو داشتم،

00:23:00.560 --> 00:23:02.760
‫و شهرتش...
‫میدونی،

00:23:03.120 --> 00:23:04.560
‫یه مرد تازه متولد شده نبود.

00:23:23.840 --> 00:23:26.080
‫با مشکلات ازدواج بوریس،

00:23:26.320 --> 00:23:29.320
‫خونه ۱۵ میلیون یورویی که
‫تو ماجورکا ساخته بود

00:23:29.320 --> 00:23:30.720
‫تو اخبار بود

00:23:30.760 --> 00:23:34.680
‫با بیشتر از ۵۰۰ هزارتا
‫بدهی به سازنده‌هاش.

00:23:35.280 --> 00:23:37.720
‫خب، فینکا افتخار
‫و لذت اون بود.

00:23:37.960 --> 00:23:41.160
‫رفتن اونجا رو دوست داشتیم،
‫چون خیلی دنج و خصوصی بود.

00:23:42.120 --> 00:23:43.640
‫هیچ پاپاراتزی‌ای نبود.

00:23:45.320 --> 00:23:47.440
‫داخل میشدی و میرفتی،

00:23:48.160 --> 00:23:49.560
‫و همه چیز رو پشتت
‫ول میکردی.

00:23:50.880 --> 00:23:52.840
‫بدهی‌هایی که پرداخت نکرده بود،

00:23:52.880 --> 00:23:58.160
‫چون مردم‌ میفهمن اون به باغدارها

00:23:58.320 --> 00:24:01.120
‫کارگرها، مردمی که اون پول رو
‫لازم داشتن پولشون رو نمیده.

00:24:02.120 --> 00:24:04.800
‫درباره آدم‌هایی که تجارتشون
‫ورشکسته شده بود

00:24:04.840 --> 00:24:05.920
‫شنیده بودم

00:24:05.960 --> 00:24:08.560
‫چون اون‌ها این پول رو از
‫اون نگرفته بودن.

00:24:09.440 --> 00:24:12.480
‫درباره مسائل مالی،
‫خیلی بی‌ادب بود.

00:24:13.200 --> 00:24:16.600
‫معمولا، خیلی با مردم گرم
‫و مهربون برخورد میکرد.

00:24:18.040 --> 00:24:20.120
‫ولی، با نگران برای پول،

00:24:20.280 --> 00:24:22.360
‫اون رو تبدیل به آدم کاملا
‫متفاوتی میکرد.

00:24:24.200 --> 00:24:27.760
‫دادگاه‌های اسپانیایی گفته بودن اگه
‫این بدهی پرداخت نشه،

00:24:28.120 --> 00:24:30.160
‫فینکا فروخته میشه.

00:24:31.360 --> 00:24:35.080
‫همینطور که قسمت مالی زندگی
‫بوریس معلوم میشد،

00:24:35.600 --> 00:24:38.600
‫این جنتلمن به فینکا میره

00:24:39.000 --> 00:24:40.720
‫تا ارزش فینکا رو بگیره.

00:24:40.800 --> 00:24:43.800
‫خب، بقیه میرن تو، سعی کردم
‫وارد حمام اصلی بشم،

00:24:43.840 --> 00:24:46.680
‫ولی بوریس اسب‌ها رو تو
‫اتاق قایم کرده بود

00:24:47.160 --> 00:24:48.960
‫چون برای اسب‌ها باید
‫مالیات بدی،

00:24:49.000 --> 00:24:50.480
‫و مالیات رو پرداخت نکرده بود.

00:24:51.160 --> 00:24:52.880
‫ولی میتونید قسمت بامزه
‫ماجرا رو ببینید؟

00:24:52.920 --> 00:24:55.160
‫چون وارد یه اتاق میشی و

00:24:55.200 --> 00:24:57.280
‫میدونید، کلی اسب هست!

00:24:58.080 --> 00:25:00.160
‫متاسفم، به نظر من
‫خیلی خنده داره.

00:25:01.880 --> 00:25:05.160
‫بوریس باید خیلی سریع
‫پول پیدا میکرد.

00:25:06.200 --> 00:25:07.680
‫آره، نه، عال میشه‌.
‫عالی میشه.

00:25:07.880 --> 00:25:10.600
‫جان کادویل ثروتش رو با
‫۴یو فونز بدست آورده بود،

00:25:10.640 --> 00:25:13.880
‫شرکتی که تاسیس کرده بود،
‫و تو سال ۲۰۰۶ فروخته بود.

00:25:15.920 --> 00:25:17.680
‫بوریس از تاثیرش و
‫رابط‌هاش استفاده کرد

00:25:17.720 --> 00:25:20.840
‫تا از میلیاردر جان کادویل

00:25:20.960 --> 00:25:23.080
‫۱۲ میلیون وام بگیره.

00:25:23.240 --> 00:25:28.160
‫ولی اینطور گزارش شده بود،
‫که نرخ بهرش ۲۵ درصده.

00:25:29.320 --> 00:25:33.400
‫خب، تا وقتی خود آقای کادویل
‫بهم‌ نگفته بود

00:25:33.440 --> 00:25:36.520
‫من از وام خبری نداشتم.

00:25:37.200 --> 00:25:39.120
‫حتی نمیدونستم از دوست‌هاش
‫پول قرض کرده.

00:25:39.120 --> 00:25:41.600
‫فکر میکنم این یه معامله تجاری
‫بین دوتا دوست بود.

00:25:42.520 --> 00:25:44.520
‫باید ازش مطلع میشدم؟

00:25:44.560 --> 00:25:47.240
‫این به رابطه بستگی داره،

00:25:47.280 --> 00:25:49.240
‫فکر میکنم، بین زن
‫و شوهر، نه؟

00:25:50.120 --> 00:25:51.560
‫همینطور این ربطی به من نداشت.

00:25:51.600 --> 00:25:54.520
‫خب... بفرمایید.

00:26:06.400 --> 00:26:09.040
‫وقتی بوریس وام
‫کادویل رو پس نداد،

00:26:09.480 --> 00:26:13.720
‫به بانک خصوصی، آربوتنات لاتام،
‫انتقال داده شد.

00:26:15.080 --> 00:26:19.600
‫با توجه به اینکه ۳۰ میلیون
‫یورو گزارش شده بود،

00:26:19.920 --> 00:26:22.360
‫اون بدهکاری منجر
‫به ورشکستگی میشد.

00:26:22.560 --> 00:26:24.240
‫خیلی سورپرایز نشدم وقتی تو اخبار گفتن

00:26:24.280 --> 00:26:26.960
‫بوریس ورشکسته شده.

00:26:27.480 --> 00:26:30.200
‫بوریس خیلی شیک زندگی میکرد.

00:26:30.880 --> 00:26:34.640
‫خونه‌ی خیلی خوبی تو ویمبلدون،
‫لندن داشت.

00:26:35.800 --> 00:26:38.040
‫همینطور خیلی بخشنده بود.

00:26:39.400 --> 00:26:43.080
‫به همه پول میداد.

00:26:44.120 --> 00:26:46.920
‫کادوهای گرون میخرید.

00:26:48.120 --> 00:26:50.680
‫این زندگی یه آدم
‫معمولی نیست.

00:26:51.640 --> 00:26:53.600
‫من تو ویمبلدون بودم.

00:26:53.760 --> 00:26:55.080
‫بعد یه تماسی باهام گرفته شد،

00:26:55.120 --> 00:26:57.080
‫و به معنای واقعی
‫کلمه پیچیده شده بود.

00:26:57.920 --> 00:27:00.760
‫مشکل این بود که زندگی
‫خصوصیمون داشت از هم میپاشید،

00:27:00.800 --> 00:27:03.960
‫و این عوارض احساساتی بیشتری

00:27:04.000 --> 00:27:05.400
‫نسبت به ورشکستگی برای من داشت.

00:27:08.040 --> 00:27:09.080
‫بوریس!

00:27:16.040 --> 00:27:20.160
‫روزی که بالاخره تصمیم گرفتم
‫درخواست طلاق بدم

00:27:20.280 --> 00:27:24.880
‫واقعا برای خودمم
‫آسون نبود.

00:27:26.320 --> 00:27:29.360
‫همه اون ضربه‌هایی که از
‫ازدواجمون خورده بودیم،

00:27:29.640 --> 00:27:33.880
‫فقط حس میکردم اون احترام
‫و روراستی

00:27:34.200 --> 00:27:36.400
‫دیگه اصلا وجود نداشت.

00:27:37.080 --> 00:27:42.920
‫و... از سر هوس درخواست
‫طلاق ندادم.

00:27:44.880 --> 00:27:49.680
‫و متاسفانه، خیلی عمومیت
‫پیدا کرد

00:27:49.880 --> 00:27:52.880
‫و خیلی کثیف و زشت شد.

00:28:03.760 --> 00:28:06.000
‫قهرمان گذشته تنیس ویمبلدون،
‫بوریس بکر،

00:28:06.040 --> 00:28:07.720
‫اعلام ورشکستگی کرده.

00:28:07.760 --> 00:28:11.360
‫این مرد ۴۹ ساله پول زیادی
‫به بانک‌های خصوصی بدهکار بود.

00:28:11.400 --> 00:28:15.000
‫وکیل‌هاش درخواست وقت
‫برای پرداخت بدهی‌هاش

00:28:15.040 --> 00:28:17.800
‫با فروش املاکش تو
‫ماجورکا داشتن.

00:28:17.840 --> 00:28:19.840
‫و وکیل آقای بکر گفت
‫که این ستاره تنیس

00:28:19.880 --> 00:28:21.720
‫وقتی نوبت به امور مالی میرسید،

00:28:21.760 --> 00:28:23.880
‫خیلی پیچیده نبود.

00:28:24.640 --> 00:28:27.880
‫بوریس گرفتن یه نقش
‫جدید رو اعلام کرد:

00:28:28.800 --> 00:28:30.640
‫تصمیم گرفت که به آفریقای مرکزی

00:28:30.680 --> 00:28:33.120
‫جنوبی برای ورزش وابسته بشه،

00:28:33.160 --> 00:28:35.560
‫برای امور بشردوستانه،
‫و امور فرهنگی،

00:28:36.600 --> 00:28:38.200
‫شغلی که بهش

00:28:38.440 --> 00:28:40.440
‫امنیت دیپلماتی برای

00:28:40.480 --> 00:28:42.640
‫گذر کردن از هر ورشکستگی‌ای رو میده.

00:28:45.240 --> 00:28:46.600
‫اواسط دهه ۱۹۸۰،

00:28:46.640 --> 00:28:49.240
‫بوریس بکر برنده
‫گرند اسلم

00:28:49.240 --> 00:28:51.200
‫ولی از اونوقع به بعد، خیلی چیزها
‫تو زندگیش بد پیشرفته بود.

00:28:51.360 --> 00:28:53.960
‫بوریس قبول کرد به نمایش
‫تلویزیونی اندرو مار بره.

00:28:54.360 --> 00:28:56.280
‫بوریس بکر، با تعجب،

00:28:56.320 --> 00:28:57.680
‫یکهویی تو جمهوری آفریقای مرکزی

00:28:57.720 --> 00:29:00.000
‫تبدیل به یه دیپلمات میشین.

00:29:00.120 --> 00:29:01.440
‫این چطور پیش اومد؟

00:29:01.560 --> 00:29:04.000
‫خب، توسط رییس جمهور
‫دیده شدم

00:29:04.480 --> 00:29:07.400
‫تا برای پیشرفت تصور

00:29:07.440 --> 00:29:11.000
‫شهرت این شهر خیلی سخت
‫و فقیر کمک کنم.

00:29:11.480 --> 00:29:13.880
‫و همینطور، تو جشنی
‫تو آوریل،

00:29:13.920 --> 00:29:15.640
‫اون من رو به ورزش وابسته کرد،

00:29:15.720 --> 00:29:17.560
‫برای کارهای بشردوستانه
‫و امور فرهنگی.

00:29:18.160 --> 00:29:22.680
‫ثبت نام برای پاسپورت
‫دیپلماتیکش رو یادم میاد.

00:29:22.840 --> 00:29:26.200
‫فقط عمومیت پیدا کرده بود که
‫ما درخواست طلاق دادیم.

00:29:26.520 --> 00:29:29.040
‫و اون عکس پاسپورت
‫رو نشونم داد.

00:29:30.280 --> 00:29:33.520
‫فکر میکردم تماس با واقعیت
‫رو از دست داده،

00:29:33.560 --> 00:29:35.640
‫ولی هنوز مثل مرد ناامیدی
‫به‌نظر میومد که،

00:29:35.680 --> 00:29:37.280
‫دنبال یه راه حله.

00:29:37.320 --> 00:29:40.400
‫خیلی‌ها فکر میکنن شما
‫از این موضوع جامع دیپلماتیک،

00:29:40.400 --> 00:29:42.760
‫به‌عنوان راهی برای خروج از
‫ورشکستگی استفاده می‌کنین،

00:29:42.800 --> 00:29:45.120
‫همونطور که خودتون خبر دارین.

00:29:45.400 --> 00:29:48.920
‫درسته، ولی هیچ ربطی
‫به همدیگه ندارن.

00:29:49.000 --> 00:29:54.240
‫یه سریها فهمیدن بوریس‌ داره
‫دنیای خودش رو میسازه.

00:29:54.400 --> 00:29:58.800
‫به چیزی که میگه و کاری که
‫میکنه اعتماد داره،

00:29:58.840 --> 00:30:00.520
‫حتی اگه درست نباشه.

00:30:00.640 --> 00:30:02.800
‫تا حالا به جمهوری آفریقای
‫مرکزی رفتین؟

00:30:02.920 --> 00:30:04.120
‫هنوز نرفتم.

00:30:04.160 --> 00:30:06.720
‫تو چند هفته اخیر با قراردادهای

00:30:06.760 --> 00:30:07.560
‫تنیسم سرم شلوغ بوده.

00:30:22.000 --> 00:30:24.520
‫وزیر خارجه جمهوری
‫آفریقای مرکزی،

00:30:24.560 --> 00:30:26.880
‫گفت که پاسپورت بوریس
‫تقلبیه،

00:30:27.280 --> 00:30:29.800
‫با تطبیق دادن شماره سریالش
‫به یه دزدیده شدش.

00:30:30.800 --> 00:30:33.280
‫بوریس بی‌خبر بود که
‫ازش کلاهبرداری شده.

00:30:33.960 --> 00:30:37.240
‫اون درنهایت ادعای مصونیت
‫دیپلماتیک رو رها کرد.

00:30:43.080 --> 00:30:45.760
‫خدمات ورشکستگی به بوریس
‫دستور داد

00:30:45.760 --> 00:30:48.800
‫تا با متوالی‌های امور مالی
‫کار کنه

00:30:49.160 --> 00:30:51.600
‫و کار کنه تا بتونه بدهی‌هاش
‫رو پرداخت کنه.

00:30:53.120 --> 00:30:55.520
‫خب، آقای بکر دو سال پیش تایید
‫کرد که ورشکسته شده.

00:30:55.880 --> 00:30:59.560
‫برای ورشکستگی این طبیعیه
‫که دارایی‌هات،

00:30:59.640 --> 00:31:00.840
‫و یا دارایی‌های مازادات،

00:31:00.880 --> 00:31:03.280
‫در دسترس طلبکارهات
‫قرار‌ بگیره.

00:31:03.520 --> 00:31:06.080
‫فرآیند اون دارایی‌ها با متولی ورشکستگیه

00:31:06.120 --> 00:31:08.400
‫و بعد به متخصص‌هاش سپرده میشه

00:31:08.480 --> 00:31:09.480
‫تا بفروشنش.

00:31:10.160 --> 00:31:13.840
‫متولی متوجه شد که بوریس نتونسته
‫دارایی‌هاش رو فاش کنه.

00:31:15.400 --> 00:31:18.280
‫از منشیم یه تماسی گرفتم
‫که میگفت،

00:31:18.320 --> 00:31:20.080
‫اوه، یه پرونده جدید اومده.

00:31:21.000 --> 00:31:22.600
‫اسم متهم بوریس بکره.

00:31:22.840 --> 00:31:24.800
‫و یادمه که این رو گفتم، ‌اوه،
‫این چه تصادفیه.‌

00:31:24.840 --> 00:31:27.640
‫و اون گفتش، ‌نه، نه، درواقع
‫این خود بوریس بکره.‌

00:31:28.720 --> 00:31:33.000
‫به‌عنوان یه بچه، بازی‌های
‫تو ویمبلدون رو دیده بودم.

00:31:33.000 --> 00:31:36.880
‫آقای بکر تا به حال با

00:31:37.080 --> 00:31:40.560
‫روند ورشکستگیش روراست نبوده.

00:31:40.600 --> 00:31:45.240
‫نشون داده شد که اون
‫یه جورایی

00:31:45.280 --> 00:31:50.560
‫افشای کاملی برای
‫متولی‌ها نداشته،

00:31:51.200 --> 00:31:53.360
‫و همچنین پول‌هایی که

00:31:53.400 --> 00:31:57.480
‫انتقال داده شده یا دارایی‌هایی
‫که پنهان شده.

00:31:59.360 --> 00:32:01.800
‫وقتی پرونده به دستت میرسه،
‫بهش‌ نگاه میکنی،

00:32:02.240 --> 00:32:04.040
‫دوتا دوتا کنار هم قرارشون
‫میدی و میگی،

00:32:04.080 --> 00:32:05.520
‫‌خب، یه دقیقه صبر کن.

00:32:05.920 --> 00:32:08.640
‫این چیزی بوده که به
‫متولی‌ها گفته شده،

00:32:08.960 --> 00:32:11.840
‫ولی میتونم با از یه طرف
‫دیگه نگاه‌ کردن بهش

00:32:12.000 --> 00:32:14.440
‫بگم که میدونسته،

00:32:14.600 --> 00:32:16.720
‫حتی با اینکه به متولی‌ها گفته که نمیدونسته.

00:32:16.880 --> 00:32:19.640
‫و همش شروع شد تا داستانی رو
‫و تصوری رو تشکیل بده.

00:32:19.920 --> 00:32:21.520
‫و فکر میکنی، ‌اوه، صبر کن.

00:32:21.920 --> 00:32:24.240
‫فکر کنم دارم میفهمم چی
‫اتفاقی داره می‌‌افته.‌

00:32:27.440 --> 00:32:31.480
‫سه سال طول کشید تا
‫پرونده‌ای علیه بوریس درست بشه.

00:32:32.160 --> 00:32:35.000
‫سال ۲۰۲۲، به دادگاه رفت.

00:32:40.360 --> 00:32:41.840
‫بوریس دست تو دست

00:32:41.880 --> 00:32:44.280
‫نامزد جدیدش وارد شد.

00:32:45.080 --> 00:32:47.360
‫صبح بخیر، بوریس. امروز
‫حالت چطوره؟

00:32:47.760 --> 00:32:49.520
‫قبل از وارد شدنت
‫چیزی داری بگی؟

00:32:50.520 --> 00:32:51.680
‫تو دادگاه میبینمت.

00:32:52.720 --> 00:32:55.720
‫آقای بکر از این اتهام‌ها بی‌گناهه،

00:32:56.120 --> 00:32:58.680
‫و میخواد از خودش دفاع کنه،

00:32:58.720 --> 00:33:00.080
‫و اسمش رو پاک کنه.

00:33:00.360 --> 00:33:02.280
‫تا اون‌موقع ازتون میخوایم

00:33:02.760 --> 00:33:05.000
‫از هر صحبتی با مطبوعات
‫خودداری کنید. ممنون.

00:33:07.160 --> 00:33:09.000
‫سه هفته دادگاه بود،

00:33:09.360 --> 00:33:12.080
‫و بوریس سه روز تو جایگاه بود.

00:33:12.440 --> 00:33:16.440
‫بازجویی متقابل من بیشتر برای

00:33:16.600 --> 00:33:18.240
‫بستن کارهایی بود که باید

00:33:18.280 --> 00:33:20.480
‫برای متولی‌های ورشکستگی انجام میداد.

00:33:20.600 --> 00:33:23.480
‫با زبون دیگه، اگه الان
‫حقیقت رو نگین،

00:33:23.520 --> 00:33:26.160
‫اون‌موقع هم حقیقت رو نمیگفتین.

00:33:27.440 --> 00:33:31.400
‫دادگاه ایشون رو از ۴ اتهام
‫بین ۲۴ اتهام تبرئه میکنه.

00:33:33.920 --> 00:33:37.120
‫قهرمان سه دوره‌ی مردان ویمبلدون،

00:33:37.160 --> 00:33:38.240
‫بوریس بکر،

00:33:38.440 --> 00:33:42.560
‫به نقض قوانین ورشکستگی
‫انگلستان محکوم میشه.

00:33:55.840 --> 00:33:58.680
‫روز محکومیت داستان
‫بزرگی داشت

00:33:58.720 --> 00:34:01.480
‫چون بوریس بکر داشت
‫به زندان میرفت.

00:34:07.920 --> 00:34:12.320
‫با شنیدن از هر دو
‫دفاعیه و دادسرا،

00:34:12.480 --> 00:34:15.520
‫قاضی حکم دو سال و نیمه امضا کرده.

00:34:18.760 --> 00:34:21.040
‫آقای بکر با سلول‌ها رفت،

00:34:21.080 --> 00:34:23.480
‫و اون عصر محکومیت
‫زندانیش شروع شد.

00:34:26.240 --> 00:34:28.960
‫قهرمان سه دوره‌ی تنیس
‫ویمبلدون، بوریس بکر،

00:34:29.000 --> 00:34:31.680
‫محکوم به دو سال و نیم زندان میشه

00:34:31.880 --> 00:34:34.040
‫به دلیل پنهان کردن میلیون‌ها پوند دارایی

00:34:34.080 --> 00:34:35.960
‫بعد از ورشکستگی.

00:34:36.000 --> 00:34:39.000
‫رفتن به زندان، چیزی
‫که هیچوقت فکرشو نمیکرد

00:34:39.160 --> 00:34:43.480
‫اولین بار تو زندگی بوریس بود که

00:34:43.560 --> 00:34:45.880
‫نمی‌تونست چیزی رو
‫کنترل کنه.

00:34:46.160 --> 00:34:47.480
‫تو زمان محکومیتش،

00:34:47.520 --> 00:34:51.120
‫قاضی تیلور گفتن که هیچ
‫پشیمونی‌ای یا فروتنی‌ای نشون نمیده،

00:34:51.240 --> 00:34:53.680
‫و تو رعایت شانس‌هایی که بهش بیست
‫سال پیش، تو آلمان

00:34:53.720 --> 00:34:56.040
‫برای پرداخت مالیات‌ها داده شده

00:34:56.160 --> 00:34:58.280
‫بی‌اعتنایی کرده.

00:34:58.680 --> 00:35:00.880
‫حرف‌های قاضی رو یادم میاد که میگفت

00:35:00.920 --> 00:35:03.840
‫اون هیچ‌ پشیمونی‌،

00:35:03.880 --> 00:35:06.480
‫یا همدردی‌ای، با این پرونده نداره.

00:35:06.840 --> 00:35:09.800
‫هرچی قاضی درباره‌اش گفت،

00:35:09.840 --> 00:35:12.640
‫که تو دو هفته درباره‌اش فهمیده، برای
‫من سیزده سال طول کشید.

00:35:41.480 --> 00:35:43.640
‫بوریس زود از زندان آزاد شد،

00:35:43.680 --> 00:35:45.680
‫بعد از موافقت با تبعید،

00:35:45.720 --> 00:35:48.520
‫فقط یک چهارم حبسش رو
‫گذرونده بود.

00:35:49.520 --> 00:35:53.280
‫به‌عنوان یه تبعه خارجی، شرایط
‫سخت آزادیش

00:35:53.440 --> 00:35:57.520
‫این بود که تا پاییز سال ۲۰۲۴
‫حق ورود به انگلستان،

00:35:58.680 --> 00:36:00.200
‫یا ترک زندان رو نداره،

00:36:00.240 --> 00:36:04.040
‫گذارش شد که با جت
‫شخصی به آلمان رفته،

00:36:04.360 --> 00:36:06.640
‫و نیم میلیون یورو برای

00:36:06.680 --> 00:36:08.760
‫اولین مصاحبه انحصاریش خرج کرده.

00:36:11.480 --> 00:36:12.600
‫خوش اومدین.

00:36:13.840 --> 00:36:18.800
‫زمانی رو توصیف کنید که
‫قرار شد آزاد بشین.

00:36:20.880 --> 00:36:22.920
‫خب، تو زندان،
‫یه چیزی یاد میگیری،

00:36:22.920 --> 00:36:25.560
‫اینه که به هیچی باور نکنی.

00:36:27.480 --> 00:36:34.400
‫پس، تا وقتی پام به خاک آلمان نرسیده
‫بود، باورش نداشتم.

00:36:34.960 --> 00:36:37.160
‫اولین کاری که به‌عنوان یه
‫انسان آزاد کردین چی بود؟

00:36:40.400 --> 00:36:42.440
‫درباره اون خیلی وقت
‫پیش فکر کرده بودم

00:36:42.440 --> 00:36:44.880
‫و یه نوشیدنی خنک
‫لازم داشتم.

00:36:45.760 --> 00:36:47.880
‫آره، قطعا بهترین نوشیدنی‌ای بود
‫که تو کل عمرم خوردم.

00:36:48.040 --> 00:36:52.520
‫میخوام درباره حکم و اتهام صحبت کنم.

00:36:52.640 --> 00:36:53.920
‫چی تو ذهنتون گذشت؟

00:36:54.480 --> 00:36:55.840
‫آره، نگران بودم.

00:36:57.560 --> 00:36:59.920
‫ولی هیچوقت ناامید نبودم.

00:37:00.600 --> 00:37:01.760
‫جنگیدن برام اهمیتی نداره.

00:37:01.880 --> 00:37:03.400
‫یکی رو میبری و یکی رو میبازی،

00:37:03.800 --> 00:37:05.800
‫و من اون جنگ رو باختم.

00:37:12.520 --> 00:37:15.440
‫وقتی شنیدم بوریس داره
‫آزاد میشه،

00:37:16.320 --> 00:37:19.320
‫باید یه...

00:37:21.720 --> 00:37:23.920
‫مادر تنها میبودم.

00:37:35.040 --> 00:37:36.600
‫برای بوریس احساس
‫ناراحتی داشتم.

00:37:37.000 --> 00:37:39.360
‫فقط فکر میکنم این یه راهه،

00:37:39.800 --> 00:37:42.080
‫میخواد زندان واقعی باشه
‫یا زندان الکی،

00:37:42.160 --> 00:37:45.400
‫که هر ستاره‌ای باهاش روبه‌رو میشه.

00:37:45.680 --> 00:37:49.320
‫باید خود قدیمیشون رو رها کنن

00:37:49.400 --> 00:37:52.880
‫و سعی کنن تبدیل به آدم
‫متفاوت‌تری بشن.

00:37:57.920 --> 00:37:59.800
‫بوریس کامل‌ترین بازیکنیه که
‫تا حالا باهاش بازی کردم.

00:38:00.000 --> 00:38:03.040
‫تو سن ۱۷ سالگی کاری رو بکنی
‫که اون انجام داد.

00:38:03.600 --> 00:38:06.240
‫میدونید، اون یه بازیکن بود.

00:38:07.640 --> 00:38:08.720
‫بوریس!

00:38:09.040 --> 00:38:11.880
‫فکر کنم چیزی تغییر نمیکنه

00:38:12.440 --> 00:38:15.360
‫چون اعتماد به‌نفس قوی‌ای داره

00:38:16.000 --> 00:38:19.600
‫و ۹۹.۹ درصدی فکر میکنه،

00:38:20.240 --> 00:38:22.120
‫‌من، من، من، من، من.‌

00:38:22.600 --> 00:38:23.960
‫کل زندگیش،

00:38:24.400 --> 00:38:29.320
‫همیشه دنبال یه ارتباط با
‫یکی تو مطبوعات بود.

00:38:29.760 --> 00:38:33.960
‫ما بازی رو میشناسیم، و اون
‫ادامش میده.

00:38:36.240 --> 00:38:41.360
‫وقتی بوریس بکر رو ملاقات میکنی،
‫اون واقعا آدم جذابیه.

00:38:41.800 --> 00:38:44.200
‫اون متولد شده تا
‫سوپراستار باشه.

00:38:46.360 --> 00:38:49.480
‫اون تو سطح بالایی از
‫شهرت زندگی‌ کرده.

00:38:49.680 --> 00:38:53.920
‫بوریس! بوریس! بوریس!

00:38:54.680 --> 00:38:55.920
‫مثل مواد میمونه.

00:38:58.680 --> 00:38:59.680
‫امیدوارم تو هرکاری که آرزوش رو داره

00:38:59.720 --> 00:39:01.480
‫موفق باشه‌.

00:39:02.240 --> 00:39:04.120
‫امیدوارم اون هم همین آرزو
‫رو برای من داشته باشه.

00:39:16.600 --> 00:39:26.760
‫بوریس بکر در طلاق سال 2001 از باربارا بکر به شدت کنترل کردن و دست‌و‌دلباز نبودن رو انکار میکنه و انکار میکنه که به دنبال دستیابی به یک توافقنامه محرمانه برای محافظت از خود در برابر تحقیقات مالیاتی بوده

00:39:28.440 --> 00:39:37.560
بوریس بکر استفاده از نامزد سابقش الساندرا مایر ولدن را در سال 2008 تکذیب میکنه و افشای اطلاعات در مورد از هم‌گسیختگی این رابطه رو به مطبوعات انکار میکنه

00:39:39.000 --> 00:39:49.560
بوریس بکر در پاسخ به ادعای کریستین شومرز مبنی بر سرمایه‌گذاری نابخردانه در پروژه‌های تجاری که خودش آن را بررسی نکرده بود گفت که در برج دبی یا هیچ تجارت نفتی سرمایه گذاری نکرده

00:39:50.920 --> 00:40:01.440
بوریس بکر ین ادعا را که در مورد پول بی‌ادب بوده با پرداخت نکردن حقوق کارگران در املاک مایورکا رد میکنه و اظهار داره که اگه در رابطه با دارایی بدهی وجود داشته باشه اون تمام بدهی هارو پرداخت کرده

00:40:03.280 --> 00:40:13.000
بوریس بکر پرداخت نکردن مالیات اسب‌ها رو در خانه‌ش در مایونکا تکذیب میکنه و در نتیجه اونارو در اتاق‌خواب پنهان کرده

00:40:13.000 --> 00:40:15.000
زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه