WEBVTT

00:00:11.844 --> 00:00:18.559
«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»

00:00:22.730 --> 00:00:24.148
‫- لورل.
‫- جری!

00:00:25.650 --> 00:00:26.567
‫جری

00:00:26.651 --> 00:00:27.985
‫- نه، نه.
‫- وای خدای من

00:00:29.028 --> 00:00:31.197
‫باید همین الان برگردی خونه

00:00:31.280 --> 00:00:33.866
‫- چی؟ داری چی میگی؟
‫- گفتم، همین الان

00:00:33.908 --> 00:00:35.159
‫چی شده؟

00:00:35.201 --> 00:00:38.496
‫[مارس ۱۹۹۰]

00:00:40.998 --> 00:00:43.542
‫- مساحت آشپزخونه چقدره؟
‫- ۳۸۰ فوت مربع

00:00:43.584 --> 00:00:44.710
‫آهان

00:00:45.878 --> 00:00:47.880
‫- پارکینگ پشته؟
‫- چهار ماشین ظرفیت داره

00:00:50.716 --> 00:00:53.385
‫این خیلی عالیه. منظورم اینه که...

00:00:54.386 --> 00:00:57.598
‫- تو قلب وست‌وود، نزدیک به یو‌سی‌ال‌ای.
‫- عالیه، رفیق

00:00:58.432 --> 00:01:00.809
‫اینجا یه معدن طلاست

00:01:03.187 --> 00:01:04.146
‫سلام

00:01:05.439 --> 00:01:07.399
‫گاس، چه خبر رفیق؟

00:01:08.942 --> 00:01:10.444
‫رستوران چطوره؟

00:01:11.320 --> 00:01:12.404
‫ها؟

00:01:15.282 --> 00:01:16.241
‫چی؟

00:01:16.992 --> 00:01:18.076
‫جری!

00:01:19.202 --> 00:01:22.080
‫- اینجا چه خبره؟
‫- جری!

00:01:23.540 --> 00:01:25.959
‫دکتر اوزیل، همون‌طور
‫که به همسرتون توضیح دادم،

00:01:26.042 --> 00:01:28.753
‫ما یه حکم قانونی از دادگاه
‫برای جستجوی خونه‌تون داریم

00:01:28.837 --> 00:01:29.963
‫بر اساس چه دلیلی؟

00:01:30.046 --> 00:01:33.508
‫خب، ما فکر می‌کنیم که فایل‌های
‫ضبطی مرتبطی وجود داره

00:01:33.592 --> 00:01:36.344
‫که به قتل خوزه و کیتی منندز مربوط میشه

00:01:36.344 --> 00:01:37.971
‫اون جلساتشون رو ضبط کرده بود

00:01:38.513 --> 00:01:41.182
‫اعترافاتشون همه‌ش روی نواره

00:01:41.266 --> 00:01:43.893
‫منظورم ساعت‌ها و ساعت‌ها فایل ضبط شده‌ست

00:01:43.977 --> 00:01:48.064
‫که توشون درباره نحوه برنامه‌ریزی، دلایل
‫انجامش و احساس پشیمانی‌شون صحبت کردن

00:01:48.148 --> 00:01:49.858
‫بذارید بگم یه منبع معتبر داریم

00:01:49.941 --> 00:01:51.651
‫- اون دختره بودش، جری.
‫- الان نه، لورل

00:01:51.734 --> 00:01:54.070
‫- می‌دونی که اون هرزه‌ی دیوونه بودش.
‫- گفتم الان نه

00:01:54.153 --> 00:01:55.863
‫می‌خواین برین یه لباس بپوشین؟

00:01:55.947 --> 00:01:57.824
‫محض اطلاع، می‌خوام واضح بگم

00:01:57.907 --> 00:02:01.536
‫که من هیچ‌وقت اسرار بیمارانم رو افشاء نکردم،

00:02:01.619 --> 00:02:04.664
‫و هیچ اطلاعی از این جستجو نداشتم،

00:02:04.747 --> 00:02:08.668
‫که این هم از وضعیت برهنه
‫همسرم و این واقعیت که من...

00:02:08.751 --> 00:02:10.378
‫ما این رو درک می‌کنیم، دکتر

00:02:10.878 --> 00:02:13.047
‫حالا، نوارها کجان؟

00:02:17.760 --> 00:02:18.928
‫چی...

00:02:19.512 --> 00:02:20.513
‫واو

00:02:20.972 --> 00:02:22.723
‫- این چیه؟
‫- فقط بگیرش، باشه

00:02:22.765 --> 00:02:26.185
‫اگه پلیس‌ها بخوان منو دستگیر کنن،
‫اینجوری لازمته تا منو باهاش آزاد کنی،

00:02:26.268 --> 00:02:28.145
‫بعد با وکیلم، جری چِیلیف تماس بگیری

00:02:28.229 --> 00:02:31.232
‫- لایل، داری پارانویا میشی.
‫- من پارانویا نشدم، گلن

00:02:31.315 --> 00:02:33.817
‫اون پلیسا هنوز فکر می‌کنن که
‫اریک و من والدینمون رو کشتیم

00:02:33.901 --> 00:02:36.111
‫نمی‌دونم دیگه با کی‌ها صحبت کردن

00:02:37.112 --> 00:02:39.156
‫احتمالاً با روانشناسم، اوزیل، صحبت کردن

00:02:39.239 --> 00:02:41.909
‫البته که نمی‌تونه چیزی بهشون
‫بگه چون اسرار بیمار رو باید حفظ کنه

00:02:41.950 --> 00:02:44.828
‫گور پدر اون پلیسا! تقصیر تو
‫نیست که نمی‌تونن قاتل رو پیدا کنن

00:02:44.912 --> 00:02:49.333
‫هیدن، اگر پلیس بتونه یه‌جورایی قانون
‫عدم افشای اسرار بیمار رو دور بزنه،

00:02:49.416 --> 00:02:52.878
‫و بعد بتونن به اون نوارهای
‫لعنتی دست پیدا کنن، یعنی من بدبختم!

00:02:52.961 --> 00:02:54.671
‫من بدبختم!

00:02:54.755 --> 00:02:56.089
‫من بدبختم!

00:03:00.677 --> 00:03:05.557
‫فکر می‌کنی مادرتون لیاقتش بود بمیره؟

00:03:05.640 --> 00:03:07.893
‫فکر نمی‌کنم هرگز به این
‫شکل بهش فکر کرده باشیم

00:03:07.976 --> 00:03:08.977
‫بیشتر شبیه این بود که،

00:03:09.019 --> 00:03:14.858
‫«خب، حالا که داریم پدرمون رو
‫می‌کشیم، بهتره که مادرمون رو هم بکشیم»

00:03:16.067 --> 00:03:19.821
‫یکی از شما درباره کشتن
‫مادرتون احساس متفاوتی داشت؟

00:03:19.905 --> 00:03:21.448
‫نه، مطلقاً نه

00:03:22.782 --> 00:03:25.869
‫محال بود که من تصمیم بگیرم مادرم رو

00:03:25.952 --> 00:03:27.746
‫بدون رضایت اریک، بکشم

00:03:27.829 --> 00:03:30.331
‫حتی نمی‌خواستم روی این موضوع روش تأثیر بذارم

00:03:30.415 --> 00:03:33.001
‫فقط گذاشتم چند شب روی این موضوع فکر کنه

00:03:34.586 --> 00:03:35.753
‫باشه. اریک؟

00:03:36.379 --> 00:03:37.380
‫آره

00:03:38.298 --> 00:03:39.340
‫باید اون رو می‌کشتیم

00:04:18.837 --> 00:04:21.257
‫خب، کی برای ناهار آماده‌ست؟ یالا. یالا

00:04:21.340 --> 00:04:23.634
‫- آره.
‫- بریم. آماده‌اید؟ من واقعاً گشنمه

00:04:24.134 --> 00:04:26.011
‫ماشین قشنگیه، رفیق. خوب خریدیش؟

00:04:26.053 --> 00:04:27.137
‫- هی، گلن؟
‫- آره؟

00:04:27.221 --> 00:04:28.222
‫ببند گاله رو

00:04:28.305 --> 00:04:30.557
‫رفیق، کی می‌خوای پورشه‌ات
‫رو از تعمیرگاه بیرون بیاری؟

00:04:30.641 --> 00:04:33.602
‫فردا، اما تا اون موقع باید
‫با جیب آشغال اریک سر کنم

00:04:42.653 --> 00:04:44.947
‫واو!

00:04:45.030 --> 00:04:47.699
‫آخه احمق، داری چیکار
‫می‌کنی؟ خدای من...

00:04:50.869 --> 00:04:52.871
‫برو، برو، برو! حرکت کن!

00:04:53.789 --> 00:04:56.374
‫دست‌هاتون رو ببرین بالا که
‫ببینم یا مغزتون رو می‌پاشونم

00:04:56.458 --> 00:04:58.627
‫- بیرون بیاین!
‫- دست‌هاتون رو نشون بده!

00:04:58.668 --> 00:05:01.213
‫از ماشین بیا بیرون. از
‫ماشین بیا بیرون! بیا اینجا

00:05:01.296 --> 00:05:04.132
‫زانو بزن. زانو بزن. بخواب رو شکمت

00:05:04.215 --> 00:05:06.926
‫دست‌هات رو پشتت بذار. حرکت نکن!

00:05:11.848 --> 00:05:15.059
‫جوزف لایل منندز، تو حق داری سکوت کنی

00:05:15.143 --> 00:05:18.730
‫هر چیزی که بگی ممکنه در
‫دادگاه علیه‌ات استفاده بشه. تو...

00:05:24.569 --> 00:05:26.446
‫چطور ممکنه این اتفاق بیاُفته، جری؟

00:05:26.529 --> 00:05:29.574
‫تو گفتی نمی‌تونن ما رو دستگیر
‫کنن. تو گفتی نمی‌تونن به ما دست بزنن

00:05:29.657 --> 00:05:32.201
‫تو گفتی پلیس هیچ دلیلی نداره

00:05:32.285 --> 00:05:35.163
‫خب، به نظر می‌رسه حالا
‫دارن و ظاهراً دادستان هم موافقه

00:05:37.915 --> 00:05:39.083
‫عن‌توش!

00:05:41.544 --> 00:05:44.171
‫خب، حالا من باید چی کار کنم، جری؟ بهم بگو

00:05:44.255 --> 00:05:46.465
‫گوش کن، می‌خوام با دوستم تماس بگیرم،

00:05:46.549 --> 00:05:49.051
‫رابرت شیپیرو، بهترین وکیل جنایی

00:05:49.135 --> 00:05:50.761
‫اون می‌تونه کمک کنه تا این موضوع رو مدیریت کنیم

00:05:51.470 --> 00:05:52.930
‫باشه؟ در این حین هم،

00:05:53.013 --> 00:05:56.392
‫از تورنمنت تنیست خارج شو
‫و هر چه زودتر از اسرائیل برو

00:05:56.475 --> 00:05:59.019
‫آخرین چیزی که می‌خوای اینه
‫که توسط اینترپل دستگیر بشی،

00:05:59.103 --> 00:06:00.813
‫و به یه زندان تو خاورمیانه بی‌افتی

00:06:00.896 --> 00:06:03.941
‫که قانون آمریکا اونجا اعمال نمیشه

00:06:12.032 --> 00:06:14.243
‫بیا اینجا. بذار ببینمت

00:06:15.202 --> 00:06:17.704
‫هی، همون پسر منندزـه

00:06:18.622 --> 00:06:20.624
‫اوه، منندز

00:06:21.416 --> 00:06:23.043
‫خدای من، دختر کوچولو

00:06:24.253 --> 00:06:26.380
‫شنیدم والدینت رو کشتی

00:06:27.214 --> 00:06:28.507
‫ال باندیتو!

00:06:30.384 --> 00:06:33.261
‫خدای من. نمی‌تونم تو این زندگی کنم

00:06:34.096 --> 00:06:35.388
‫خب، دیگه باید زندگی کنی

00:06:35.972 --> 00:06:36.973
‫حالا برو تو

00:06:58.244 --> 00:06:59.871
‫به لُس‌آنجلس خوش آمدید

00:07:01.372 --> 00:07:03.625
‫ممنون که با ما پرواز کردید. خوش آمدید

00:07:07.962 --> 00:07:10.465
‫- اشکالی نداره. نیازی نیست دستبند بزنی بهم.
‫- ببخشید

00:07:11.966 --> 00:07:12.967
‫ قانونه

00:07:13.760 --> 00:07:15.595
‫حق داری سکوت کنی

00:07:15.678 --> 00:07:18.806
‫هر چیزی که بگی ممکنه در
‫دادگاه علیه‌ات استفاده بشه

00:07:18.890 --> 00:07:20.224
‫حق داری وکیل داشته باشی

00:07:20.308 --> 00:07:23.019
‫اگر نتونی یکی پیدا کنی، یکی برات فراهم میشه

00:08:24.371 --> 00:08:25.372
‫اریک؟

00:08:27.207 --> 00:08:28.208
‫اریک؟

00:08:29.167 --> 00:08:30.168
‫لایل؟

00:08:30.961 --> 00:08:31.795
‫هی!

00:08:31.878 --> 00:08:33.880
‫لایل؟ تویی؟

00:08:34.381 --> 00:08:35.382
‫آره

00:08:39.761 --> 00:08:41.596
‫کی به لُس‌آنجلس برگشتی؟

00:08:42.847 --> 00:08:45.767
‫چند ساعت پیش. پلیس منو
‫تو فرودگاه ال‌ای‌اکس گرفت

00:08:46.267 --> 00:08:52.023
‫خیلی نگران بودم، ای. فکر
کردم شاید بخوای فرار کنی

00:08:52.315 --> 00:08:55.193
و... نمی‌دونم، فکر کردم
شاید هرگز نتونم تو رو ببینم

00:08:55.735 --> 00:08:58.488
‫البته که برمی‌گشتم

00:08:59.447 --> 00:09:00.531
‫تو برادر منی

00:09:04.785 --> 00:09:06.204
‫چی کار کنیم؟

00:09:07.788 --> 00:09:10.291
‫- لایل، به مردم چی بگیم؟
‫- هی

00:09:11.250 --> 00:09:12.835
‫حالا دیگه فقط خودمونیم، ای

00:09:14.628 --> 00:09:15.796
‫تنهای تنهاییم

00:09:20.134 --> 00:09:23.387
‫این هم پرت پلاس، که
‫هم شامپو و هم نرم‌کننده‌ست

00:09:23.471 --> 00:09:26.140
‫من یه اسپری مو برات فرستادم. گفتی آکوا نت؟

00:09:26.223 --> 00:09:30.311
‫نه، گفتم آکوا نت نه، چون...
‫اون لعنتی رو ضبطش می‌کنن اینجا

00:09:30.394 --> 00:09:32.229
‫راحت می‌تونی ازش مشعل درست کنی

00:09:32.313 --> 00:09:33.314
‫به هر حال، من موس نیاز دارم،

00:09:33.355 --> 00:09:35.566
‫پس لطفاً فقط به جیمی بگو. جیمی میدونه چی بگیره

00:09:35.649 --> 00:09:38.318
‫- برای پنج دقیقه بیشتر ۱۰ سنت بندازید.
‫- لعنتی!

00:09:40.946 --> 00:09:43.407
‫باشه. سریع باش چون این تلفن‌ها، رابرت،

00:09:43.490 --> 00:09:45.701
‫اینجا خیلی سخت میشه سکه پیدا کرد

00:09:45.784 --> 00:09:48.787
‫لایل، تمرکز کن. ما فقط باید نسب به داداستان

00:09:48.871 --> 00:09:50.455
‫داستان قانع‌کننده‌تری بهشون بگیم، باشه؟

00:09:50.539 --> 00:09:53.625
‫«این کار پنج خونواده بودش»
‫این یه داستان خیلی مبهمه

00:09:53.709 --> 00:09:57.671
‫خب، پس روی یکی از خونواده‌ها تمرکز می‌کنیم

00:09:57.754 --> 00:10:01.591
‫کدوم یکی... خونواده
‫بمبینوها، روی اون‌ها تمرکز کن

00:10:01.675 --> 00:10:04.553
‫- برای پنج دقیقه بیشتر ۱۰ سنت بندازید.
‫- لعنتی!

00:10:04.636 --> 00:10:08.431
‫رابرت، چیزی که نیاز دارم سکه‌های کوفتیه،
‫پس میشه... می‌تونی این کار رو انجام بدی؟

00:10:08.515 --> 00:10:09.516
‫لطفاً

00:10:10.225 --> 00:10:11.685
‫هی. می‌تونم یه سکه قرض بگیرم؟

00:10:12.310 --> 00:10:14.771
‫آره، اگر بیای عن‌م رو بخوری

00:10:15.397 --> 00:10:16.731
‫بی عرضه

00:10:24.614 --> 00:10:26.407
‫اریک، باید غذا بخوری

00:10:27.242 --> 00:10:28.243
‫نمی‌تونم

00:10:29.869 --> 00:10:30.870
‫می‌تونم غذات رو بخورم؟

00:10:33.456 --> 00:10:35.208
‫ولی نمی‌تونی فقط غذا بخوری

00:10:41.631 --> 00:10:44.300
‫اون مرد اونجا هی داره بهم زل می‌زنه

00:10:44.383 --> 00:10:45.384
‫نگاه نکن

00:10:45.426 --> 00:10:47.220
‫من اینجا کشته میشم

00:10:47.845 --> 00:10:48.846
‫باید برم

00:10:52.350 --> 00:10:55.353
‫احساس می‌کنم اگر از این عبور
‫کنیم، می‌تونیم از هر چیزی عبور کنیم

00:10:55.436 --> 00:10:58.147
‫آره. پس گوش کن، هی، موس، درسته؟

00:10:58.230 --> 00:10:59.565
‫و بعدش چسب کلاه گیس

00:10:59.648 --> 00:11:01.859
‫و خدایی، یه مشت سکه‌ی کوفتی

00:11:01.942 --> 00:11:04.361
‫مادربزرگ یه پنج‌تا سکه فرستاد.
‫ما چندین بسته ازش رو لازم داریم

00:11:04.403 --> 00:11:05.905
‫هی، اریک، می‌خوای با جیمی صحبت کنی؟

00:11:08.282 --> 00:11:10.951
‫من چسب کلاه گیس نیاز
‫دارم، باشه؟ اسمش تاپ‌استیکه

00:11:11.035 --> 00:11:12.995
‫کلاه گیس به قلاب‌هاش وصل میشه

00:11:13.078 --> 00:11:15.873
‫اما این چسبه که لبه‌ها رو نگه می‌داره

00:11:16.665 --> 00:11:18.542
‫اینطوری جلوش ثابت میمونه

00:11:19.918 --> 00:11:21.837
‫[فرم‌های شکایت]

00:11:24.047 --> 00:11:25.215
‫ای...

00:11:25.924 --> 00:11:29.344
‫- چرا تو توالت شیر گذاشتی؟
‫- چون اونجا سرد نگه‌ش می‌دارم

00:11:30.512 --> 00:11:31.555
‫هی

00:11:32.764 --> 00:11:34.933
‫نمی‌تونی فقط شیر بخوری، باشه؟

00:11:35.017 --> 00:11:38.312
‫غذا باعث میشه حالم بد
‫بشه، لایل. باید چیکار کنم؟

00:11:39.313 --> 00:11:41.023
‫- دستمال مرطوب؟
‫- آره

00:11:41.106 --> 00:11:45.110
‫هر چقدر که می‌تونی بگیر
‫چون، آه، داره کم‌کم بوی بدی میده

00:11:45.193 --> 00:11:47.696
‫وایستا. اون باهاشون
‫بدنش رو تمیز می‌کنه؟

00:11:47.779 --> 00:11:49.364
‫یعنی، امیدوارم که اینکار رو می‌کنه؟

00:11:49.406 --> 00:11:51.449
‫گمونم از دوش گرفتن می‌ترسه

00:12:00.458 --> 00:12:02.419
‫با چسب خیلی چسبناک میشه

00:12:02.502 --> 00:12:04.671
‫اینجا نمی‌تونم تمیزش کنم

00:12:05.505 --> 00:12:07.173
‫لایل، اون مسواک من نیستش؟

00:12:08.174 --> 00:12:09.050
‫منندز

00:12:13.388 --> 00:12:17.392
‫این هم ۵۰ دلار. این هرچی
‫سکه لازم داری رو برات می‌خره

00:12:17.475 --> 00:12:18.476
‫لعنتی!

00:12:18.851 --> 00:12:22.730
‫مادربزرگ، ای کئدن! من
‫پول نیاز ندارم. سکه نیاز دارم!

00:12:22.814 --> 00:12:26.275
‫سکه، سکه، سکه! سکه‌های کوفتی!

00:12:26.359 --> 00:12:29.987
‫ما میلیونری، اما نمی‌تونیم
‫یه بسته کوفتی سکه گیر بیاریم

00:12:33.407 --> 00:12:37.161
‫عمو کارلوس، ما هیچ ارتباطی با قتل‌ها نداشتیم

00:12:37.245 --> 00:12:41.707
‫گوش بدید بهم. من برای
‫نُه‌تا سکه صد دلار بهتون نمیدم

00:12:52.635 --> 00:12:57.723
‫این موس ۹.۹۹ دلارـه و من
‫در ازای دوتا سکه بهت میدم. فقط دو تا!

00:13:10.110 --> 00:13:11.111
‫عن‌توش!

00:13:11.862 --> 00:13:14.615
‫دوش‌های اینجا قبلاً منو
‫می‌ترسوند، اما حالا دیگه نه

00:13:14.698 --> 00:13:17.784
‫۲۰ دقیقه صبر می‌کنم تا
‫بقیه تموم بشن، بعد میرم داخل

00:13:17.868 --> 00:13:19.494
‫کل دوش‌ها میشن واسه خودم

00:13:19.995 --> 00:13:20.996
‫تا بعد!

00:13:24.332 --> 00:13:25.459
‫هی

00:13:25.542 --> 00:13:26.752
‫آره، حالم خوب نیست

00:13:28.003 --> 00:13:29.254
‫هی، عمو کارلوس

00:13:32.215 --> 00:13:36.052
‫ما به کلی بسته سکه نیاز داریم

00:13:38.430 --> 00:13:41.224
‫باید راهی پیدا کنی تا اینجا قاچاقش کنی
‫چون این پسرها از کلاه گیس بدشون میاد

00:14:19.387 --> 00:14:22.223
‫با دو تیکه در روز، می‌تونم
‫یه جوری درستش کنم،

00:14:22.306 --> 00:14:24.266
‫ولی راستش به چهار تیکه بیشتر نیاز دارم

00:14:24.350 --> 00:14:26.185
‫آه، اسم برندش تاپ‌استیکه

00:14:26.769 --> 00:14:29.980
‫آه، و بعد یه چیز دیگه هم
‫نیاز دارم... این یکی خیلی مهمه

00:14:30.064 --> 00:14:31.315
‫بن دو سولیل

00:14:31.899 --> 00:14:34.276
‫بن دو سولیل. هر چقدر ازش می‌تونی بگیر

00:14:34.860 --> 00:14:36.862
‫بن دو سولیل. اون چیه؟

00:14:36.946 --> 00:14:38.405
‫- برنزه‌کننده‌ست.
‫- هوم

00:14:41.241 --> 00:14:42.242
‫نگاهش کن

00:14:43.118 --> 00:14:45.120
‫مثل یه روح کوفتی به نظر
‫می‌رسه. هر دو همین‌طوریم

00:14:45.204 --> 00:14:48.374
‫به خاطر نورهای اینجاست. ویتامین
‫دی رو از استخون‌هات می‌مکن

00:14:48.457 --> 00:14:51.210
‫هی، وضعیت کاسترو چطوره؟
‫حرکتی تو اون زمینه هست؟

00:14:51.293 --> 00:14:55.214
‫چون همه چیز راجع به پدرم،
‫همه‌اش به کوبا مربوط میشه

00:14:55.297 --> 00:14:57.841
‫تو... تو همین چند روز پیش
‫اینو گفتی، مگه نه؟

00:14:57.925 --> 00:14:59.718
‫- آره، فقط فکر می‌کنم که...
‫- بچه‌ها...

00:14:59.801 --> 00:15:01.345
‫باید واقع‌بین باشیم

00:15:01.428 --> 00:15:04.598
‫من... گمونم نمی‌فهمین که اینجا چه خبره

00:15:05.515 --> 00:15:09.186
‫ما باید درباره پرونده‌تون صحبت
‫کنیم، نه درباره برنزه‌کننده و کلاه گیس‌ها

00:15:09.269 --> 00:15:12.439
‫این باعث میشه فکر کنم شما
‫نمی‌فهمین اینجا چه خبره، آقای شیپیرو،

00:15:12.522 --> 00:15:13.940
‫چون الان سال ۱۹۹۰ـه

00:15:14.024 --> 00:15:16.610
‫این یه دوره جدیده و این
‫پرونده تو تلویزیون میشه،

00:15:16.693 --> 00:15:19.070
‫که یعنی، مهم‌ترین چیزی که من نگرانشم

00:15:19.154 --> 00:15:20.488
‫اینه که چطور تو دوربین به نظر می‌رسیم

00:15:20.572 --> 00:15:22.741
‫چون اگه درست و حسابی به نظر برسیم، نه؟

00:15:22.824 --> 00:15:25.827
‫یعنی باهوش، خوش‌تیپ،
‫با یه آینده کامل جلو رومون،

00:15:25.910 --> 00:15:30.165
‫اینجوری هیچ هیئت منصفه‌ای تو این
‫سیاره نیست که باور کنه ما این کار رو کردیم

00:15:30.248 --> 00:15:32.208
‫- چون ما نکردیم.
‫- چون ما نکردیم

00:15:32.292 --> 00:15:33.209
‫امم. باشه

00:15:33.293 --> 00:15:36.546
‫بذارید بهتون بگم که بزرگ‌ترین نگرانی من چیه

00:15:43.177 --> 00:15:45.680
‫این... این یه سوناست؟

00:15:46.681 --> 00:15:47.682
‫نه، اریک

00:15:48.599 --> 00:15:50.059
‫این یه اتاق گازه

00:15:50.935 --> 00:15:53.020
‫برای دو نفر ساخته شده تصادفاً

00:15:55.356 --> 00:15:58.150
‫من نمی‌خواستم اینو به شما بگم،

00:15:58.234 --> 00:16:00.111
‫ولی شما آدم‌های مهرانگیزی نیستین

00:16:00.653 --> 00:16:01.862
‫شما پولدار و لوس هستین،

00:16:01.946 --> 00:16:04.824
‫و این نوع آدم‌ها هستند که مردم
‫دوست دارند ازشون متنفر باشن

00:16:04.907 --> 00:16:08.869
‫یعنی، جلسه محاکمه‌تون یه... یه فاجعه بود

00:16:12.581 --> 00:16:15.126
‫یعنی، شما مثل روانی‌ها به نظر می‌رسیدید

00:16:18.546 --> 00:16:19.838
‫بهتون گفتم لبخند بزنید

00:16:20.589 --> 00:16:21.590
‫احترام بذارید

00:16:22.383 --> 00:16:26.804
‫- بله، جناب قاضی. نه، جناب قاضی. ولی نه.
‫- نورها چشمم رو اذیت می‌کرد

00:16:26.887 --> 00:16:29.598
‫- صدای قاضی مسخره بود...
‫- من به زور چند روز خوابیده بودم

00:16:29.598 --> 00:16:30.599
‫بچه‌ها!

00:16:31.141 --> 00:16:32.643
‫باید جدی بشیم، اوکی؟

00:16:32.726 --> 00:16:34.937
‫چون این تصویری که شما سعی دارید نشون بدید،

00:16:35.020 --> 00:16:36.939
‫پوچ شده رفته هوا

00:16:38.190 --> 00:16:41.443
‫مردم نظرات خیلی قوی درباره شما دو نفر دارن

00:16:41.527 --> 00:16:44.363
‫ما والدین‌مون رو نکشتیم

00:16:44.446 --> 00:16:47.240
‫آره، ولی اذهان عمومی فکر
‫می‌کنن شما این کار رو کردید

00:16:48.283 --> 00:16:51.161
‫پس اگه می‌خواید از
‫این دور بمونید... این!

00:16:51.244 --> 00:16:53.205
‫بهتره یه استراتژی متفاوت امتحان کنیم

00:16:53.288 --> 00:16:56.708
‫به جز برنزه کردن مصنوعی و
‫انداختن تقصیر گردن فیدل کاسترو

00:17:08.303 --> 00:17:09.804
‫یعنی، ما همیشه می‌تونیم...

00:17:16.561 --> 00:17:17.562
‫نه، من فقط...

00:17:18.646 --> 00:17:21.316
‫ما با شما درباره چیزی که
‫واقعاً اتفاق اُفتاد صحبت نکردیم

00:17:21.399 --> 00:17:24.611
‫- درباره چی داری حرف می‌زنی؟
‫- من درباره اون شب حرف نمی‌زنم

00:17:24.694 --> 00:17:29.198
‫ما... ما نمی‌دونیم اون شب چه
‫اتفاقی اُفتاد. ما تو سینما بودیم

00:17:30.283 --> 00:17:34.912
‫من فقط درباره چیزهایی که
‫قبلش اتفاق اُفتاد حرف می‌زنم

00:17:43.170 --> 00:17:45.923
‫ببخشید، میشه یزارید برادرم و من

00:17:46.007 --> 00:17:48.968
‫یه لحظه کوتاه باهم باشیم؟

00:17:50.219 --> 00:17:51.220
‫تنها؟

00:17:54.014 --> 00:17:55.015
‫مرسی

00:18:03.232 --> 00:18:04.942
‫ما قرار نیست درباره اون صحبت کنیم

00:18:05.025 --> 00:18:08.570
‫فقط دارم فکر می‌کنم این ممکنه به
‫هیئت منصفه کمک کنه تا درک کنن

00:18:08.654 --> 00:18:11.740
‫این... همونطور که گفتی، به مامان و بابا مربوط میشه

00:18:11.824 --> 00:18:14.034
‫این چیزها گاهی اوقات اتفاق می‌افته، اریک

00:18:15.119 --> 00:18:16.370
‫این یعنی پسربچه بودن

00:18:20.457 --> 00:18:22.000
‫ما قرار نیست درباره‌اش حرف بزنیم

00:18:26.296 --> 00:18:29.800
‫پس، من اخراج شدم. این...
‫این چیزیه که دارید می‌گید؟

00:18:29.883 --> 00:18:33.178
‫دقیقاً همین چیزیه که داریم
‫می‌گیم. حتی ازشون دفاع هم نمی‌کنی

00:18:33.261 --> 00:18:36.139
‫چون دفاع از اون‌ها غیرممکنه

00:18:37.140 --> 00:18:38.934
‫و منو هم اخراج می‌کنید. باشه!

00:18:40.018 --> 00:18:41.436
‫یه چند تا نصیحت رایگان

00:18:41.520 --> 00:18:45.941
‫دلیل اینکه اون‌ها دستگیر شدن
‫اینه که نوار‌های صوتی وجود داره

00:18:47.317 --> 00:18:50.904
‫و پلیس، حالا شاید نباید این کار
‫رو می‌کردن، ولی بهشون گوش دادن

00:18:51.529 --> 00:18:53.615
‫پس باید چشم‌هاتون رو باز کنید به این حقیقت که

00:18:53.698 --> 00:18:57.327
‫داستان لایل و اریک پر از
‫حفره‌ست، و ممکنه مقصر باشن

00:18:57.410 --> 00:18:58.953
‫نه، نه، نه، نه!

00:18:59.037 --> 00:19:01.581
‫نه این. پس چرا وکیل گرفتیم؟

00:19:01.664 --> 00:19:04.167
‫- خفه شو!
‫- ببینین. ببینین، ببینین!

00:19:04.250 --> 00:19:05.376
‫- هیس.
‫- بی‌خیال

00:19:05.460 --> 00:19:08.379
‫ببینین، من اون آدمی هستم که شما
‫استخدام کردید تا یه معامله ببندم. اوکی؟

00:19:08.463 --> 00:19:10.423
‫این... این چیزی بود که فکر
‫می‌کردم اینجا هستم تا انجام بدم

00:19:10.506 --> 00:19:13.760
‫پس اگه می‌خواید سعی کنید
‫آزادشون کنین، من آدم مناسبش نیستم

00:19:13.843 --> 00:19:17.013
‫چون من باورشون ندارم، و هیئت
‫منصفه هم باورشون نخواهد کرد

00:19:17.096 --> 00:19:21.517
‫پس باید یه نفر دیگه پیدا کنید. و...
‫باید یه داستان خیلی بهتری پیدا کنید

00:19:21.601 --> 00:19:25.188
‫وگرنه اون پسرهای شما، که اینقدر مطمئنید بی‌گناهن،

00:19:25.271 --> 00:19:30.484
‫ایالت کالیفرنیا اون‌ها رو اعدام می‌کنه

00:19:32.278 --> 00:19:33.487
‫امیدوارم موفق باشید

00:19:42.163 --> 00:19:44.582
‫اون کار تقریباً یه تخلف بودش

00:19:45.916 --> 00:19:48.836
‫پنج سال پیش، اینطوری می‌بودش

00:19:48.919 --> 00:19:53.465
‫اما طبق قانون جدید، پنج تا
‫سنگ، این یه جنایت حساب میشه

00:19:54.049 --> 00:19:58.679
‫بعد چون من یه اسلحه داشتم،
‫یهو این میشه اشد مجازات

00:19:59.763 --> 00:20:03.433
‫و من اینجا با، می‌دونی، قاتل‌ها گیر افتادم

00:20:06.395 --> 00:20:08.355
‫و اینجا منو تو باهاشون گیر افتادیم

00:20:10.816 --> 00:20:13.527
‫آره، این... یه مشت آدم‌های بی‌گناه

00:20:15.028 --> 00:20:17.030
‫گمونم طرز کار سیستم اینه

00:20:17.531 --> 00:20:18.615
‫گیج شدم...

00:20:20.117 --> 00:20:21.118
‫...راجع به تو

00:20:22.369 --> 00:20:24.871
‫- منظورت چیه؟
‫- خب، چی دوست داری؟

00:20:25.705 --> 00:20:27.040
‫دوست داری متفاوت باشی، نه؟

00:20:27.749 --> 00:20:29.334
‫تو احمق هستی، درسته؟

00:20:29.960 --> 00:20:31.253
‫چی؟ نه

00:20:32.879 --> 00:20:33.880
‫نه

00:20:34.422 --> 00:20:37.550
‫- من حتی کلمه‌ش رو هم دوست ندارم.
‫- اوکی. آره، خوب، منم همین‌طور

00:20:37.634 --> 00:20:42.013
‫تو احمق نیستی. ولی دارم میگم،
‫دوست داری متفاوت باشی، نه؟

00:20:44.933 --> 00:20:47.685
‫نمی‌دونم چون، ام...

00:20:49.437 --> 00:20:51.147
‫اون چیزی که تو خونه از سر گذروندم

00:20:52.315 --> 00:20:53.316
‫ولی، ام...

00:20:55.234 --> 00:20:57.612
‫دوست دارم دور و برت باشم

00:20:58.404 --> 00:20:59.781
‫آره، اوکی

00:21:03.326 --> 00:21:05.703
‫من می‌دونم کی هستم. برام مهم نیست

00:21:06.496 --> 00:21:08.915
‫و تو هم نباید نگران باشی فقط دارم اینو میگم

00:21:10.666 --> 00:21:12.209
‫خوبه که خودت باشی

00:21:13.794 --> 00:21:16.005
‫آره. نه تو خانواده من

00:21:16.630 --> 00:21:19.008
‫من چیکار کردم؟ من که چیزی ندارم

00:21:28.309 --> 00:21:29.310
‫این چیه؟

00:21:29.977 --> 00:21:32.104
‫چی؟ من... نمی‌دونم

00:21:39.945 --> 00:21:42.072
‫اریک، اینو یه بار بخون، بعد بنداز دور

00:21:42.156 --> 00:21:43.824
‫این‌ها چیزهاییه که بهش فکر کردم

00:21:43.866 --> 00:21:47.119
‫به نظرم مارک باید پورشه
‫رو به بارانداز زندان برونه

00:21:51.582 --> 00:21:53.542
‫بعد بپره بیرون، ولی موتور رو روشن بذاره

00:21:56.837 --> 00:21:59.339
‫ما می‌پریم تو ماشین و به
‫سمت بزرگراه ۱۱۰ می‌ریم

00:22:05.554 --> 00:22:06.805
‫به نقاشی زیر نگاه کن

00:22:07.681 --> 00:22:09.140
‫بعد، درباره ظاهرمون

00:22:11.685 --> 00:22:13.478
‫به نظرم باید جراحی پلاستیک کنیم

00:22:13.561 --> 00:22:18.441
‫به لیفت صورت، شاید ایمپلنت چونه نیاز
‫داریم، و البته باید موهامون رو هم عوض کنیم

00:22:23.029 --> 00:22:24.197
‫به پاسپورت نیاز داریم،

00:22:25.824 --> 00:22:26.825
‫ویزا...

00:22:27.867 --> 00:22:29.494
‫بعدش می‌ذاریم میریم یه‌جایی

00:22:31.496 --> 00:22:34.540
‫به نظرم باید بریم به کمپ
‫پدربزرگ مارک اچ تو کانادا،

00:22:35.166 --> 00:22:36.793
‫فقط تا وقتی که اوضاع آروم بشه

00:22:36.876 --> 00:22:41.672
‫به نظرم اول تورنتو، لندن، بلژیک، لبنان،

00:22:41.756 --> 00:22:43.841
‫و بعد تو کلمبیا ساکن بشیم

00:22:44.759 --> 00:22:46.594
‫اونجا از بال مرغ خوششون میاد

00:22:48.304 --> 00:22:50.306
‫- چیه؟- بلند شو. باید
‫سلولت رو بازرسی کنیم

00:22:51.265 --> 00:22:52.099
‫این چیه؟

00:22:52.183 --> 00:22:53.851
‫من... نمی‌دونم

00:22:53.935 --> 00:22:56.103
‫لایل منندز، لطفاً بیا رو خط قرمز

00:22:56.187 --> 00:22:57.188
‫چه خبره؟

00:22:57.229 --> 00:22:59.774
‫- گفتم بیا رو خط قرمز!
‫- باید بگی چرا

00:22:59.857 --> 00:23:00.733
‫چه خبره؟

00:23:00.816 --> 00:23:02.860
‫- گفتم بیا رو خط قرمز.
‫- بگو چرا

00:23:02.902 --> 00:23:05.112
‫- هی، چه خبره؟
‫- هی! لایل!

00:23:05.196 --> 00:23:07.198
‫- کجا می‌بریدش؟
‫- لایل!

00:23:07.281 --> 00:23:09.700
‫- کجا می‌بریدش؟
‫- چه خبره؟

00:23:09.783 --> 00:23:11.702
‫برادرت رو به یه بند دیگه منتقل کردن

00:23:11.744 --> 00:23:13.954
‫من نمی‌فهمم. چرا؟

00:23:14.830 --> 00:23:18.208
‫لایل میگه که برای تو یه نامه نوشته

00:23:18.292 --> 00:23:20.336
‫ما همیشه نامه‌ رو رد و بدل می‌کنیم

00:23:20.419 --> 00:23:24.089
‫درسته، ولی این نامه، این
‫یکی یه برنامه فرار بودش

00:23:25.966 --> 00:23:26.967
‫اریک

00:23:27.968 --> 00:23:28.969
‫این خوب نیستش

00:23:29.595 --> 00:23:32.598
‫- کی برمی‌گرده؟
‫- اون رو برای همیشه منتقل کردن

00:23:33.223 --> 00:23:34.641
‫کسی اونجا هست؟

00:23:35.767 --> 00:23:38.270
‫شاید کسی توی بندت باشه که...

00:23:39.521 --> 00:23:41.273
‫که فکر می‌کنی می‌تونی بهش اعتماد کنی

00:23:46.445 --> 00:23:47.446
‫آره

00:24:23.189 --> 00:24:27.276
‫پس دقیقاً چرا می‌خواید فرزندخونده بگیرین؟

00:24:27.360 --> 00:24:31.197
‫مدتیه که درباره‌اش حرف می‌زنیم. یعنی
‫راجع به شروع کردن خانواده خودمون

00:24:31.280 --> 00:24:34.033
‫همسرم یه دختر بزرگسال از یه ازدواج قبلی داره،

00:24:34.116 --> 00:24:36.911
‫و ما ازدواج نکرده بودیم
‫تا وقتی که هر دومون...

00:24:36.994 --> 00:24:40.957
‫تیم، این خانم نیاز نداره که
‫تمام داستان زندگی‌مون رو بشنوه

00:24:41.540 --> 00:24:43.292
‫یا راستش، شاید هم داشته باشه

00:24:43.376 --> 00:24:47.088
‫گمونم اینجوریه که شماها تشخیص
‫میدید چه کسایی والدین خوبی هستن، نه؟

00:24:47.171 --> 00:24:50.257
‫اگه صادق باشم، فکر می‌کنم
‫همه زوج‌ها باید ثابت کنن

00:24:50.341 --> 00:24:52.176
‫که والدین خوبی هستن

00:24:52.259 --> 00:24:55.387
‫بچه‌دار شدن خیلی راحته

00:24:55.971 --> 00:24:58.265
‫بعضی زوج‌ها، بچه‌دار میشن،

00:24:58.349 --> 00:25:00.976
‫بهشون بی‌توجهی می‌کنن، آزارشون
‫میدن، مثل آشغال باهاشون رفتار می‌کنن،

00:25:01.060 --> 00:25:03.937
‫و بعد ۲۰ سال، من باید ازشون دفاع کنم

00:25:04.521 --> 00:25:07.566
‫با توجه به پروفایل شما، خانم ابرامسون،

00:25:07.649 --> 00:25:09.902
‫شما یه وکیل موفق هستید

00:25:10.569 --> 00:25:14.114
‫و همونطور که همسرتون اشاره کرد،
‫شما همین الانش هم یه دختر بزرگسال دارید

00:25:14.198 --> 00:25:17.284
‫پس قطعاً نیازی نیست که
‫بهتون بگم مادر بودن چقدر سخته

00:25:17.868 --> 00:25:22.080
‫آیا دلیلی وجود داره که تو این مرحله از زندگی‌تون،

00:25:22.623 --> 00:25:25.000
‫آماده هستید که این کار رو دوباره انجام بدید؟

00:25:25.625 --> 00:25:28.086
‫خوب، یه اعتراف خجالت‌آور کنم برات

00:25:30.630 --> 00:25:32.549
‫من راستش چیزی از مادر بودن رو به یاد ندارم

00:25:32.632 --> 00:25:37.012
‫یعنی، بله، البته، یادم میادش.
‫ولی همه چیز کمی مبهمه

00:25:37.679 --> 00:25:40.015
‫من لین رو درست قبل از اینکه
‫وارد دانشکده حقوق بشم به دنیا آوردم

00:25:40.098 --> 00:25:41.474
‫تازه از شوهرم طلاق گرفته بودم

00:25:41.558 --> 00:25:45.353
‫و تمام تلاشم رو می‌کردم
‫تا فقط اونجا دووم بیارم

00:25:45.437 --> 00:25:48.356
‫نه اینکه مادر بدی بودم. مادر بدی نبودم

00:25:48.440 --> 00:25:49.858
‫مشکل‌دار؟ بله

00:25:50.733 --> 00:25:53.486
‫معتاد کار؟ البته

00:25:57.949 --> 00:26:00.785
‫ولی فکر می‌کنم الان در
‫نقطه‌ای از زندگی‌ام هستم

00:26:02.203 --> 00:26:06.499
‫که واقعاً می‌تونم از مادر بودن لذت ببرم

00:26:07.834 --> 00:26:10.336
‫جوری که همه چیز شبیه
‫یه تقلاء برای بقاء حس نشه

00:26:11.337 --> 00:26:14.006
‫و، به خاطر حرفه‌ام،

00:26:15.007 --> 00:26:19.679
‫می‌بینم که چه اتفاقی می‌افته وقتی
‫بچه‌ها محبتی که نیاز دارن رو نمی‌گیرن

00:26:20.471 --> 00:26:24.642
‫پس اگه بتونم یه بچه رو بزرگ کنم
‫و محبتی که نیاز داره رو بهش بدم

00:26:24.725 --> 00:26:29.146
‫تا هرگز با یه وکیل مدافع کیفری مثل من مواجه نشه،

00:26:29.230 --> 00:26:30.398
‫پس ثبت‌نام کنید

00:26:31.649 --> 00:26:36.111
‫حتی اگه به معنای تغییر پوشک
‫واسه چند سالی باشه

00:26:40.950 --> 00:26:45.037
‫شارون، باید تا الان منو
‫خوب شناخته باشی که بدونی

00:26:47.331 --> 00:26:49.875
‫باشه. اما شیطانی؟

00:26:49.958 --> 00:26:52.461
‫واقعاً فکر می‌کنی اون
‫پسرهای منندز شیطانی هستند؟

00:26:52.544 --> 00:26:53.378
‫بله

00:26:53.462 --> 00:26:57.174
‫وقتی که به شیطان درون
‫چهره‌شون نگاه کردی، مثل من،

00:26:57.257 --> 00:26:58.884
‫این چیزی نیست که بتونی فراموش کنی

00:26:58.967 --> 00:27:00.385
‫پس فکر می‌کنی اونا این کار رو کردن؟

00:27:00.469 --> 00:27:02.304
‫معلومه که اونا این کار رو کردن

00:27:03.013 --> 00:27:05.807
‫اون‌ها کلاسیک‌ترین روان‌پریش‌ها هستن

00:27:05.891 --> 00:27:08.310
‫مخصوصاً برادر بزرگتر

00:27:08.852 --> 00:27:12.230
‫چشم‌هاش حتی از چشم‌های
‫کلاوس ون بیلو هم خالی‌تره

00:27:12.522 --> 00:27:16.651
‫چطور یه بچه می‌تونه حتی به این
‫فکر کنه که چنین کاری با والدینش بکنه؟

00:27:17.235 --> 00:27:19.321
‫دیگه هیچ‌چیزی منو شوکه نمی‌کنه، جویس

00:27:19.404 --> 00:27:22.198
‫اون چیزی که مردم قادر به انجامش هستن

00:27:22.908 --> 00:27:26.828
‫تنها چیزی که منو شوکه می‌کنه و ازش متنفرم،

00:27:26.911 --> 00:27:29.080
‫اینه که ما یه سیستم عدالت داریم

00:27:29.164 --> 00:27:32.125
‫که حقوق قاتل‌ها و تعرضگران رو

00:27:32.208 --> 00:27:33.960
‫برتر از حقوق قربانی‌ها قرار میده

00:27:34.043 --> 00:27:38.006
‫سیستم عدالت به وضوح علیه متهمان تعصب داره،

00:27:38.089 --> 00:27:40.967
‫به‌ویژه اگه اون متهمان
‫سیاه‌پوست یا قهوه‌ای‌پوست باشن

00:27:41.050 --> 00:27:42.760
‫و دسترسی به وکیل مناسب نداشته باشن

00:27:42.844 --> 00:27:45.096
‫باشه، اما تو چند تا از بزرگ‌ترین پرونده‌های شما،

00:27:45.179 --> 00:27:48.141
‫شک نسبت به گناهکار بودن
‫موکل شما در بحث نیست

00:27:48.224 --> 00:27:51.477
‫پس شما می‌گین فقط افراد
‫بی‌گناه حق دفاع مناسب دارن؟

00:27:51.561 --> 00:27:56.190
‫نه، دارم می‌پرسم آیا همه حق داشتن وکیل
‫مدافعی مثل لزلی ابرامسون رو دارن یا نه،

00:27:56.274 --> 00:27:59.402
‫به‌ویژه اگر به قتل عمد متهم بشن

00:27:59.485 --> 00:28:03.030
‫مجازات اعدام یه فاجعه اخلاقی مطلقه

00:28:03.114 --> 00:28:05.992
‫نه تنها کاری غیراخلاقیه، بلکه وحشیانه هم هست

00:28:06.492 --> 00:28:08.661
‫باورش سخته

00:28:08.744 --> 00:28:12.415
‫- به به، اگه خود خانم اژدها اینجاست.
‫- کی؟

00:28:12.498 --> 00:28:14.375
‫لزلی آبرامسون

00:28:15.000 --> 00:28:19.046
‫وکیل مدافع آشغالای جامعه

00:28:19.129 --> 00:28:23.259
‫وقتی پای یه پرونده قتل وسطه،
‫نمیشه فقط به ظاهر قضیه نگاه کرد

00:28:23.342 --> 00:28:27.846
‫باید وضعیت ذهنی فرد رو

00:28:27.930 --> 00:28:29.723
‫زمانی که جرم رو مرتکب شده، در نظر گرفت

00:28:29.807 --> 00:28:31.684
‫اون زن،

00:28:31.767 --> 00:28:36.605
‫نماد همه چیزاییه که تو این سیستم حقوقی اشتباهه

00:28:36.688 --> 00:28:40.108
‫یعنی اون موقع در حالت افاقه بوده؟

00:28:40.192 --> 00:28:42.277
‫یا اختلال ذهنی داشت؟

00:28:42.903 --> 00:28:46.031
‫یعنی دلیلی داشت تا فکر کنه، حالا درست یا غلط،

00:28:46.114 --> 00:28:47.950
‫که جونش در خطره؟

00:28:48.033 --> 00:28:51.370
‫می‌دونی سعی کرد برای مردی که دخترم رو کشت،

00:28:52.204 --> 00:28:55.040
‫یه معامله پیشنهاد کنه؟

00:28:55.624 --> 00:28:58.960
‫این خانم یه علاقه بیمارگونه به مشتریای گناهکار داره،

00:29:00.003 --> 00:29:02.839
‫مخصوصا مردای جوون گناهکار

00:29:02.923 --> 00:29:08.053
‫و اگه یه چیزی هست که دادستانی
‫دوست نداره، ظرافت و پیچیدگیه

00:29:08.136 --> 00:29:11.473
‫برای اونا، هر متهمی یه میخه

00:29:11.556 --> 00:29:14.768
‫که باید به وسیاه سیستم کوبیده بشه

00:29:15.727 --> 00:29:19.564
‫حرف زدن درباره عدالت
‫آسونه وقتی همه چی رو نمی‌دونی

00:29:19.647 --> 00:29:23.193
‫پس میشه گفت «خشم» اسم وسطت شماست

00:29:25.695 --> 00:29:29.240
‫راستش رو بخوای،
‫باورش کنی یا نه

00:29:29.657 --> 00:29:31.159
‫اسم وسطم امیدـه

00:29:42.461 --> 00:29:43.462
‫دامینیک

00:29:44.255 --> 00:29:47.008
‫اوه. سلام، لزلی

00:29:47.091 --> 00:29:49.135
‫چه خبر از اینورا

00:29:49.218 --> 00:29:52.013
‫درسته، معمولاً اینورا پیدام نمیشه

00:29:52.096 --> 00:29:54.974
‫منظورم از این جمع‌های زنونه‌ست که
‫باهم ناهار می‌خورند، این بیشتر حیطه توئه

00:29:55.975 --> 00:30:00.771
‫شنیدم درخواست تجدیدنظر
‫موکل‌ات، ریک سندرز، دوباره رد شده

00:30:00.855 --> 00:30:04.316
‫به نظر می‌رسه که به این زودی‌ها
‫از بند اعدامی‌ها بیرون نمیره

00:30:07.945 --> 00:30:10.990
‫مطمئنم دامینیک شما خانما رو سرگرم کرده

00:30:11.073 --> 00:30:13.534
‫می‌دونین، به جز اینکه یه
‫تهیه‌کننده فیلم ناموفق بوده،

00:30:13.617 --> 00:30:15.536
‫داستان‌گوی خوبی هم هست

00:30:15.619 --> 00:30:20.207
‫فقط همه چیزهایی رو که که میگه
‫باور نکنین. خیلی اغراق می‌کنه

00:30:22.417 --> 00:30:25.587
‫خب، نذار بیشتر از این معطلت کنیم، لزلی

00:30:25.796 --> 00:30:30.050
‫مطمئنم جایی یه قاتل هست که به کمکت نیاز داره

00:30:35.097 --> 00:30:36.556
‫ لزلی‌ام

00:30:36.640 --> 00:30:37.974
‫سلام، جری

00:30:38.517 --> 00:30:41.019
‫آره، همین الان یه مصاحبه رو تموم کردم

00:30:42.187 --> 00:30:44.481
‫بله. با یه خبرنگار

00:30:45.315 --> 00:30:47.943
‫اوه، من از همه رسانه‌ها نفرت ندارم

00:30:48.026 --> 00:30:50.737
‫بی‌خیال، فقط از اون کودن‌هاش متنفرم!

00:30:50.820 --> 00:30:54.115
‫نیازی نیست که بهت یادآوری کنم
‫من با یه خبرنگار ازدواج کردم

00:30:54.699 --> 00:30:55.742
‫حالا، چه خبر؟

00:30:57.035 --> 00:30:58.995
‫البته که درباره این پرونده شنیدم. کی نشنیده؟

00:30:59.079 --> 00:31:00.914
‫- درباره تو پرس و جو کردن
‫- صبر کن، چی؟

00:31:00.914 --> 00:31:03.416
‫تماس گرفتن و گفتن در دسترسی یا نه

00:31:04.626 --> 00:31:06.252
‫داری شوخی می‌کنی؟

00:31:06.836 --> 00:31:09.589
‫خانم آبرامسون، ممنون...
‫ممنون که وقت گذاشتین

00:31:09.672 --> 00:31:11.299
‫و اومدین که ... با همه ما ملاقات کنین

00:31:11.382 --> 00:31:15.178
‫جری چِیلیف میگه شما بهترین وکیل
‫مدافع زن جنایی در کل لس‌آنجلس هستین

00:31:15.261 --> 00:31:16.971
‫مطمئنم که این حرف رو نزده

00:31:17.055 --> 00:31:20.391
‫جری نمی‌گفت «بهترین وکیل مدافع زن جنایی»

00:31:20.475 --> 00:31:23.227
‫فقط می‌گفت من بهترینم

00:31:23.311 --> 00:31:26.981
‫خب، همونطور که می‌دونین، تازه
‫رابرت شپیرو رو اخراج کردیم

00:31:27.064 --> 00:31:30.818
‫احساس نمی‌کردیم که برای...
‫برای پسرامون خوب باشه

00:31:30.901 --> 00:31:31.736
‫باب رو می‌شناسم

00:31:31.819 --> 00:31:35.323
‫وکیل خوبیه، اما کسی نیست که بخواین
‫برای یه پرونده مثل این ازش استفاده کنین

00:31:35.406 --> 00:31:38.951
‫برای اون، همه چی درباره جهت دادن به روایت رسانه‌ها

00:31:39.034 --> 00:31:41.787
‫و امیدوار بودن به بهترین معامله برای موکلاشه

00:31:41.871 --> 00:31:43.539
‫من از معامله کردن خوشم نمیاد

00:31:44.498 --> 00:31:46.083
‫من ترجیح میدم بجنگم

00:31:46.917 --> 00:31:49.753
‫چون اگه نجنگی، نمی‌تونی برنده بشی

00:31:51.088 --> 00:31:53.632
‫پس قبلاً هم روی پرونده‌های مثل این کار کردین؟

00:31:54.258 --> 00:31:57.594
‫پرونده‌هایی که متهم‌ها به قتل متهم شدن

00:31:58.303 --> 00:31:59.972
‫و با این حال موفق شدین برنده بشین؟

00:32:00.556 --> 00:32:04.852
‫اخیراً از یه جوون به نام آرنل سالواتیرا دفاع کردم،

00:32:04.935 --> 00:32:06.645
‫که اعتراف کرد پدرش رو کشته

00:32:06.728 --> 00:32:08.814
‫اون به اتهام قتل درجه یک تحت تعقیب بود

00:32:08.897 --> 00:32:12.150
‫آرنل و خواهر و برادرش سال‌ها

00:32:12.234 --> 00:32:16.780
‫از سوی پدرشون مورد آزار
‫جسمی و روانی قرار گرفتند

00:32:17.572 --> 00:32:18.657
‫اون‌ها رو شکنجه می‌کرد

00:32:19.533 --> 00:32:24.496
‫حالا، دادستان می‌خواست به
‫مردم به‌باورونه که آرنل یه هیولاست

00:32:25.330 --> 00:32:28.542
‫که اون برای قتل پدرش
‫هفته‌ها برنامه‌ریزی کرده

00:32:28.625 --> 00:32:31.169
‫و بعد در خواب اونو با خونسردی کشته

00:32:31.253 --> 00:32:34.172
‫خب، من اینطور فکر نمی‌کنم

00:32:34.881 --> 00:32:39.511
‫من باور دارم که آرنل پدرش
‫رو در دفاع از خودش کشت

00:32:39.594 --> 00:32:42.555
‫آرنل باید منتظر می‌موند تا پدرش،

00:32:42.639 --> 00:32:46.100
‫تو یکی از بزن و بکوب‌هاش،
‫بالاخره اونو بکشه؟

00:32:47.477 --> 00:32:48.645
‫یا مادرش رو؟

00:32:49.854 --> 00:32:51.689
‫یا یکی از خواهر و برادرهاش رو؟

00:32:52.398 --> 00:32:54.567
‫مثل اون چیزی که برای
‫لیسا استینبرگ کوچیک اُفتاد

00:32:54.651 --> 00:32:58.154
‫وقتی که پدر آزارگرش بالاخره اونو کشت؟

00:32:58.237 --> 00:33:00.239
‫من می‌خواستم هیئت منصفه ببینن

00:33:01.115 --> 00:33:03.242
‫که آرنل هیولا نیست

00:33:04.368 --> 00:33:07.497
‫برعکس، اون یه قربانیه

00:33:08.456 --> 00:33:12.209
‫اگر شما آرنل رو به قتل عمد محکوم کنید،

00:33:12.293 --> 00:33:18.674
‫مثل این میمونه که دست
‫پدرش از قبر بیاد بیرون

00:33:18.758 --> 00:33:24.180
‫و آخرین عمل تروریستی‌اش رو با
‫شما به عنوان همدستاش انجام بده

00:33:25.222 --> 00:33:27.766
‫آرنل از قتل عمد تبرئه شد

00:33:29.894 --> 00:33:32.354
‫اون به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد

00:33:32.855 --> 00:33:35.357
‫و شما می‌تونید همین کار رو
‫برای لایل و اریک انجام بدید؟

00:33:35.441 --> 00:33:37.651
‫واضح بگم، من فقط از اریک دفاع می‌کنم

00:33:37.735 --> 00:33:40.320
‫لایل همچنان باید وکیل جداگانه‌ای داشته باشه،

00:33:40.404 --> 00:33:42.990
‫اما بر اساس مدارکی که تا حالا خوندم،

00:33:43.073 --> 00:33:46.827
‫این پسرها لیاقت اینو ندارن که
‫بقیه عمرشون رو تو زندان بگذرونن،

00:33:46.910 --> 00:33:49.329
‫حتی به جز اینکه با مجازات اعدام روبرو بشن

00:33:50.289 --> 00:33:53.625
‫حالا، نمی‌تونم نتیجه‌ای رو به شما تضمین کنم،

00:33:54.334 --> 00:33:55.877
‫اما بهتون قول میدم،

00:33:56.795 --> 00:33:59.631
‫که یه مبارزه جدی رو به راه می‌اندازم

00:34:08.265 --> 00:34:09.516
‫کی می‌تونین شروع کنین؟

00:34:10.392 --> 00:34:13.103
‫شاید بهتره اول درباره
‫حق‌الوکاله‌ام صحبت کنیم

00:34:21.194 --> 00:34:23.863
‫تصور می‌کنم این چند هفته
‫اخیر برات سخت بوده

00:34:24.739 --> 00:34:27.492
‫تنها تو زندان، دور از برادرت

00:34:28.243 --> 00:34:32.664
‫بله، واقعاً... خیلی سخت بوده...

00:34:40.797 --> 00:34:44.509
‫مطمئنم شنیدی که درباره تو و لایل چی میگن

00:34:45.093 --> 00:34:47.261
‫که شما دوتا بچه‌ی ثروتمند و لوس هستید

00:34:47.345 --> 00:34:50.181
‫که والدینتون رو برای پول کشتین

00:34:51.432 --> 00:34:52.558
‫و حقیقت داره

00:34:53.392 --> 00:34:59.440
‫شما پسرها بعد از قتل‌ها واقعاً
‫به خریدهای چشمگیر پرداختید

00:35:00.232 --> 00:35:02.818
‫ماشین‌ها، لباس‌های برند،

00:35:03.277 --> 00:35:06.113
‫ساعت‌های رولکس، آپارتمان‌های لوکس،

00:35:06.113 --> 00:35:09.617
‫این یه‌کم واسه خرید تراپی
‫زیاده‌رویه، موافق نیستی؟

00:35:10.576 --> 00:35:12.077
‫این ولخرجی،

00:35:12.286 --> 00:35:14.830
‫اولین اشتباه تو و برادرت بود

00:35:15.122 --> 00:35:20.711
‫بعدش هم به اون آدم بی‌شرم،
‫دکتر اوزیل، اعتماد کردید،

00:35:20.753 --> 00:35:22.004
‫و پیشش اعتراف کردید

00:35:22.129 --> 00:35:26.550
‫بعد هم اجازه دادید که جلساتتون رو ضبط کنه

00:35:26.550 --> 00:35:30.262
‫- بعدش هم تهدید کردید که اونو می‌کشید.
‫- ما هرگز نمی‌خواستیم دکتر اوزیل رو بکشیم

00:35:30.596 --> 00:35:34.349
‫به همین دلیله که حالا ممکنه اون
‫نوارها به عنوان مدرک وارد بشن

00:35:34.349 --> 00:35:36.143
‫و علیه شما در دادگاه استفاده بشن

00:35:36.226 --> 00:35:39.021
‫ما نمی‌دونستیم. فکر می‌کردیم که قراره محرمانه بمونه

00:35:39.104 --> 00:35:43.984
‫بعد تو و لایل شروع کردید به گفتن
‫نسخه‌های مختلف از اتفاقی که اُفتاد

00:35:44.067 --> 00:35:49.114
‫چی؟ شما پسرها اینقدر مطمئن
‫بودید که هرگز دستگیر نمی‌شید؟

00:35:49.614 --> 00:35:54.035
‫بعد وقتی شما پسرها بالاخره
‫دستگیر شدید و در دادگاه حاضر شدید،

00:35:54.119 --> 00:35:59.541
‫کاملاً بی‌روح و بدون هیچ نشانه‌ای
‫از پشیمانی به نظر می‌رسیدید

00:35:59.624 --> 00:36:01.167
‫یه اشتباه بزرگ دیگه

00:36:05.922 --> 00:36:08.174
‫البته، فکر می‌کنم بزرگترین اشتباه‌تون

00:36:08.716 --> 00:36:11.719
‫کشتن والدین‌تون بودش

00:36:12.679 --> 00:36:15.431
‫ما... ما... ما این کار رو نکردیم...

00:36:15.515 --> 00:36:17.850
‫من نامه‌ای که لایل برات نوشته بود رو خوندم

00:36:18.226 --> 00:36:21.020
‫اون طرح فرار دیوانه‌وار و جنون‌آمیز

00:36:21.479 --> 00:36:22.480
‫اما...

00:36:23.982 --> 00:36:27.944
‫چیزی دیگه‌ای که اونجا نوشته
‫بود توجه من رو جلب کرد

00:36:34.033 --> 00:36:37.203
‫« تنها ما حقیقت رو می‌دونیم»

00:36:38.704 --> 00:36:44.460
‫«فقط ما رازهای گذشته خانواده‌مون رو می‌دونیم»

00:36:54.762 --> 00:36:56.305
‫منظورش چیه؟

00:37:09.359 --> 00:37:11.195
‫من دکتر ویلیام ویکری رو استخدام کردم

00:37:11.278 --> 00:37:13.030
‫اون یه روانپزشک قانونی‌ـه

00:37:13.113 --> 00:37:16.408
‫می‌خوام شروع کنی باهاش ملاقات کنی تا
‫درباره اتفاقاتی که اُفتاد و چراش صحبت کنی

00:37:16.491 --> 00:37:18.076
‫- نه، نه، دیگه پیش روانشناس نمیرم
‫- اریک...

00:37:18.076 --> 00:37:19.077
‫نمی‌تونم

00:37:19.661 --> 00:37:22.748
‫خودت گفتی صحبت کردن با دکتر
‫اوزیل اشتباه بود. منم دیگه لام تا کام نمیگم

00:37:22.831 --> 00:37:26.126
‫خوب، به این خاطره که اون یه
‫آشغاله که اخلاق حرفه‌ایش رو پایمال کرده

00:37:26.209 --> 00:37:27.794
‫ و از اعتماد شما سوء استفاده کرد

00:37:27.878 --> 00:37:31.256
‫من بهت اطمینان میدم، دکتر
‫ویکری هیچ‌ چیش شبیه اون نیست

00:37:36.052 --> 00:37:37.053
‫اریک...

00:37:38.930 --> 00:37:40.682
‫حالا که من وکیل تو هستم،

00:37:40.765 --> 00:37:43.977
‫دیگر نمی‌ذارم اشتباه کنی

00:37:46.563 --> 00:37:50.859
‫اما من نیاز دارم که تو کاملاً با من صادق باشی

00:37:51.818 --> 00:37:53.236
‫و بهم اعتماد کنی

00:37:55.363 --> 00:37:57.991
‫تنها راهی که ما می‌تونیم برنده بشیم همینه

00:37:59.367 --> 00:38:02.036
‫من دیگه نمی‌تونم غذای اینجا رو تحمل کنم

00:38:02.120 --> 00:38:04.831
‫من بیشتر عمرم رو صرف ساختن بدنم کردم

00:38:05.957 --> 00:38:11.295
‫سعی کردم درست غذا بخورم، کم‌چرب،
‫کربوهیدرات بالا و حالا این چیزها

00:38:11.379 --> 00:38:14.465
‫اریک، تو فقط داری پولت رو هدر میدی. باشه؟

00:38:15.466 --> 00:38:18.010
‫کار من اینه که بهت کمک
‫کنم تا به عمق این جریان برسی

00:38:18.636 --> 00:38:20.137
‫اما وقتی میگم

00:38:20.221 --> 00:38:24.475
‫که نمی‌تونم این کار رو کنم
‫مگه اینکه باهام صادق باشی

00:38:24.558 --> 00:38:26.727
‫یعنی واقعاً صادق باشی

00:38:31.399 --> 00:38:32.400
‫آره

00:38:34.735 --> 00:38:35.736
‫فقط...

00:38:40.824 --> 00:38:41.825
‫سخته

00:38:43.327 --> 00:38:44.328
‫تلاش کن

00:38:47.998 --> 00:38:48.999
‫باشه

00:38:59.092 --> 00:39:00.093
‫خب...

00:39:06.808 --> 00:39:08.644
‫ما... این کار رو کردیم

00:39:10.520 --> 00:39:12.397
‫لایل و من. ما این کار رو کردیم

00:39:16.151 --> 00:39:17.694
‫اما...

00:39:23.366 --> 00:39:24.367
‫یه...

00:39:30.457 --> 00:39:32.584
‫یه دلیلی داشت

00:39:44.887 --> 00:39:47.974
‫یالا، یالا، یالا، یالا

00:39:49.934 --> 00:39:53.104
‫این‌ها یادداشت‌هایی از دو
‫جلسه آخر من با اریک هستش

00:40:05.533 --> 00:40:06.951
‫شوخیت گرفته

00:40:13.124 --> 00:40:14.750
‫من با دکتر ویکری صحبت کردم

00:40:15.251 --> 00:40:16.335
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

00:40:37.147 --> 00:40:39.441
‫می‌خوام ازت بخاطر گفتن حقیقت تشکر کنم

00:40:42.319 --> 00:40:46.531
‫و الان می‌خوام این حقیقت رو بلند بگم

00:40:51.995 --> 00:40:57.417
‫تو توسط برادر خودت لایل
‫مورد آزار قرار گرفتی

00:41:05.425 --> 00:41:07.177
‫و این از کی شروع شد؟

00:41:09.095 --> 00:41:10.388
‫من... کوچیک بودم

00:41:10.889 --> 00:41:14.768
‫گمونم حدود پنج یا شش ساله بودم

00:41:16.478 --> 00:41:19.314
‫و فکر می‌کردم که یه جوری...

00:41:20.773 --> 00:41:21.608
مثل بازی بود

00:41:21.691 --> 00:41:23.193
‫شاید. اوایلش

00:41:23.276 --> 00:41:24.527
‫بعدش دیگه خوشم نیومد

00:41:26.112 --> 00:41:30.283
‫و وقتی که دیگه ازش خوشت نیومد، یا
‫شاید حتی وقتی فکر می‌کردی که خوشت میاد،

00:41:31.326 --> 00:41:34.537
‫این موضوع چه احساسی بهت می‌داد، اریک؟

00:41:36.664 --> 00:41:39.959
‫خب، من... هرگز اونو سرزنش نکردم

00:41:40.918 --> 00:41:42.461
‫- نکردی؟
‫- نه

00:41:43.296 --> 00:41:44.297
‫چون...

00:41:51.220 --> 00:41:52.555
‫چون چی، اریک؟

00:41:54.682 --> 00:41:57.309
‫چون پدرم اون رو اذیت میکرد

00:42:00.855 --> 00:42:04.441
‫پدر تو برادرت، لایل رو
‫مورد آزار قرار می‌داد؟

00:42:04.525 --> 00:42:06.652
‫بله. بهش گفت که...

00:42:06.735 --> 00:42:10.239
‫که این کاریه که اسپارتان‌ها
‫انجام میدن. این تو رو قوی می‌کنه

00:42:11.031 --> 00:42:13.575
‫نمی‌دونم چقدر این کار رو با لایل انجام دادش

00:42:14.076 --> 00:42:18.997
‫اما می‌دونم که تو یه مقطعی، لایل
‫بهش گفت که تموم کنه و اونم تموم کرد

00:42:21.041 --> 00:42:25.170
‫و اون موقعی که تموم
‫شد، یادم میاد که کی بودش

00:42:25.754 --> 00:42:27.548
‫اون موقعه رو خیلی واضح به یاد دارم

00:42:30.384 --> 00:42:31.593
‫و چرا تموم کرد؟

00:42:33.345 --> 00:42:36.598
‫چون از اون زمان بود که پدرم
‫شروع کرد اینکار رو با من بکنه

00:42:42.145 --> 00:42:43.438
‫اوه، اریک

00:42:46.233 --> 00:42:48.151
‫اوه، عزیزم

00:42:50.362 --> 00:42:51.488
‫اشکالی نداره

00:42:51.988 --> 00:42:54.115
‫از اینکه این رو بهم گفتی ممنونم

00:42:55.408 --> 00:42:56.409
‫متشکرم

00:42:58.078 --> 00:43:01.664
‫چطور تونستی از پس این موضوع بربیای؟ بگو بهم

00:43:02.207 --> 00:43:04.167
‫فقط... فقط انجامش میدی

00:43:04.667 --> 00:43:06.085
‫فقط اون کاری رو که
‫باید انجام بدی انجام میدی

00:43:06.169 --> 00:43:08.546
‫ازش دوری می‌کنی، و تو، اوم

00:43:09.714 --> 00:43:12.717
‫سعی می‌کنی که باهاش کنار بیای،
‫صرفاً برای اینکه سریع‌تر تموم بشه

00:43:12.800 --> 00:43:14.427
‫اهاش کنار میای

00:43:14.510 --> 00:43:18.723
‫دارچین روی قهوه‌اش می‌پاشی،
‫یا روی غذاش می‌ریزی، یا...

00:43:18.806 --> 00:43:20.808
‫صبر کن. چرا... چرا دارچین؟

00:43:21.350 --> 00:43:22.935
‫باعث می‌شد که، ام...

00:43:24.979 --> 00:43:26.772
‫واسه بدنت خوبه

00:43:29.775 --> 00:43:31.611
‫همچین جواب نمی‌داد چون...

00:43:32.737 --> 00:43:35.823
‫اون کم‌کم از اینکه روی همه
‫چی دارچین بود، کفری شدش

00:43:36.324 --> 00:43:40.828
‫و یهو، شروع کرد به ریختن
‫آب لیمو روی تمام غذاهای من،

00:43:40.911 --> 00:43:43.372
‫فقط برای اینکه حس چشایی من رو بی‌حس کنه...

00:43:43.456 --> 00:43:44.665
‫اینش جواب داد؟

00:43:44.748 --> 00:43:46.083
‫نه... نه واقعاً

00:43:46.667 --> 00:43:50.212
‫اما من باید ادامه می‌دادم

00:43:51.255 --> 00:43:55.884
‫فقط برای اینکه زندگی‌هایی
‫که داشتیم رو تغییر بدم

00:43:56.468 --> 00:43:59.555
‫و... می‌دونستم که یه روزی

00:43:59.638 --> 00:44:02.891
‫آماده‌ام هر کاری انجام بدم،

00:44:03.642 --> 00:44:06.979
‫فقط برای اینکه همه چی تموم بشه