WEBVTT

00:00:21.396 --> 00:00:22.397
‫خوشگل شده.

00:00:23.106 --> 00:00:26.568
‫نباید تنهایی می‌مرد.

00:00:28.653 --> 00:00:31.740
‫- کجا داری میری؟
‫- برمی‌گردم هتل. نزدیک ناهاره.

00:00:31.823 --> 00:00:34.117
‫- بگو چه بلایی سر السا اومد؟
‫- از کجا بدنم؟

00:00:34.200 --> 00:00:37.287
‫وقتی داشتم می‌رفتم که
‫ وکیلام رو ببینم، هیچیش نبود.

00:00:37.370 --> 00:00:38.788
‫چرا، بود.

00:00:38.872 --> 00:00:41.458
‫ناراحت و غم‌زده بود
‫و داشت چمدون‌هاش رو می‌بست.

00:00:42.042 --> 00:00:45.795
‫یادت رفت بهش گفتی باید بره؟

00:00:45.879 --> 00:00:47.630
‫تو گفتی باید بره.

00:00:48.548 --> 00:00:49.674
‫جفت‌مون گفتیم.

00:00:51.426 --> 00:00:52.594
‫چی‌کارش کردی؟

00:00:53.303 --> 00:00:55.138
‫گفتم که هیچی.

00:00:55.221 --> 00:00:57.307
‫پس از کجا مواد پیدا کرده؟

00:00:57.390 --> 00:01:00.143
‫خب خودت معتادش کردی
‫نه من.

00:01:00.226 --> 00:01:01.895
‫هیچ ربطی به من نداشت.

00:01:02.437 --> 00:01:04.272
‫وظیفۀ تو بود که مراقبش باشی...

00:01:04.355 --> 00:01:07.442
‫- ...که نذاری بمیره.
‫- من هیچ وظیفه‌ای ندارم.

00:01:10.653 --> 00:01:12.947
‫دارم میرم خونوادۀ ورتایمر رو ببینم.

00:01:12.947 --> 00:01:15.784
‫قراره تا پنی آخری که بهم بدهکارن رو
‫ ازشون بگیرم و وقتی که گرفتم،

00:01:15.784 --> 00:01:17.410
‫هیچیش به تو نمی‌رسه.

00:01:17.494 --> 00:01:21.122
‫دوستی با من بهتر از دشمنی باهامه.
‫بهتره یادت بمونه.

00:01:21.915 --> 00:01:22.832
‫نگران نیستم.

00:01:22.916 --> 00:01:26.169
‫نیستی؟ پس خواهرزادۀ عزیزت چی؟
‫آندره؟

00:01:26.836 --> 00:01:29.005
‫خبر داره که با نازی‌ها سَر و سِر داشتی؟

00:01:33.218 --> 00:01:35.553
‫به‌نظرت وقتی که بفهمه
‫ چه کارهایی واسه‌مون کردی

00:01:35.637 --> 00:01:36.638
‫چه فکری درموردت می‌کنه؟

00:01:36.721 --> 00:01:38.389
‫اون عملیات شکست خورد.

00:01:38.473 --> 00:01:39.474
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:01:41.309 --> 00:01:44.813
‫نزدیک اون نمیشی اشپاتز.
‫نزدیک من هم نمیشی.

00:01:44.896 --> 00:01:47.899
‫نمی‌تونی من رو عین آشغال‌هات
‫ بریزی دور.

00:01:47.941 --> 00:01:51.861
‫پول من رو میدی وگرنه کل دنیا
‫خبر دار میشه که نازی‌ای.

00:01:53.071 --> 00:01:54.447
‫هیچ فرقی با من نداری.

00:02:01.621 --> 00:02:04.749
‫- قضیه چیه؟
‫- هیچی آندره.

00:02:07.210 --> 00:02:11.214
‫- بهش می‌خورد که یه خبرایی باشه.
‫- حق با تو بود. قابل اعتماد نیست.

00:02:11.297 --> 00:02:13.842
‫تو دردسر افتاده
‫و حالا هم می‌خواد من رو اذیت کنه.

00:02:14.801 --> 00:02:19.430
‫اگه مذاکرات با خونوادۀ ورتایمر
‫ خوب پیش بره، دست و بالم پر میشه.

00:02:20.223 --> 00:02:24.686
‫دیگه هم لازم نیست نگرانش باشیم...
‫یا نگران هرچیز دیگه‌ای.

00:03:14.694 --> 00:03:18.281
‫« ظاهر جدید »
‫" فصل اول - قسمت دهم "

00:03:26.372 --> 00:03:29.542
‫کلی کار داریم.

00:03:29.626 --> 00:03:31.920
‫ابریشم، پارچه.

00:03:37.175 --> 00:03:39.928
‫این سجاف باید درست شه.
‫مرسی.

00:03:43.848 --> 00:03:46.017
‫کلی کار داریم
‫و اصلاً هم وقت نیست.

00:03:48.228 --> 00:03:49.229
‫خانم زناکر؟

00:03:50.146 --> 00:03:51.689
‫زوئی.

00:03:51.773 --> 00:03:52.815
‫واسۀ کار اومدم.

00:03:52.899 --> 00:03:56.110
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت.
‫ماتیلد میزت رو نشونت میده.

00:03:56.194 --> 00:03:57.487
‫خیلی‌خب.
‫ممنون.

00:03:59.072 --> 00:04:01.616
‫خانم زناکر،
‫نباید کارکنای له‌لانگ رو بگیریم.

00:04:01.699 --> 00:04:03.826
‫نباید الکی ناراحتش کنیم.

00:04:03.910 --> 00:04:06.079
‫زوئی خیلی با استعداده.
‫لازمش داریم.

00:04:06.204 --> 00:04:07.455
‫کجاس؟
‫یهودا کجاس؟

00:04:07.455 --> 00:04:09.624
‫پیِر. پیِر.
‫نمیشه که اینطوری بیای اینجا.

00:04:09.707 --> 00:04:10.667
‫- پس الان همچین آدمی شدی؟
‫- منظورت چیه؟

00:04:10.667 --> 00:04:14.295
‫چطور جرات می‌کنی؟ من و بالنسیاگا که
‫ چندتا از خیاط‌هامون رو پیشنهاد دادیم.

00:04:14.337 --> 00:04:15.880
‫ما هم مچکریم.
‫اما کافی نبودن.

00:04:15.964 --> 00:04:18.758
‫خب یعنی باید ۳۰ نفر رو
‫ از شرکت پاتو بدزدی؟ ۳۰ نفر!

00:04:19.259 --> 00:04:21.844
‫اونا هم دیگه عمراً بتونن
‫کالکشن‌شون رو تموم کنن!

00:04:21.844 --> 00:04:24.097
‫آقای بالمن،
‫خیاط‌ها کارشون رو عوض می‌کنن.

00:04:24.180 --> 00:04:27.934
‫- دنبال کار بودن، ما هم بهشون دادیم.
‫- اینطوری پاتو از کار بی‌کار میشه.

00:04:27.934 --> 00:04:29.310
‫ما بهشون پیشنهاد کار دادیم.

00:04:29.310 --> 00:04:33.356
‫خودشون کار داشتن. تو فقط پول
‫رو سرشون ریختی. اینا خیلی با هم فرق دارن.

00:04:34.190 --> 00:04:36.317
‫مطمئن باش له‌لانگ
‫جواب این کارت رو میده.

00:04:36.901 --> 00:04:39.946
‫له‌لانگ خبر داره که می‌خوام کارم
‫رو شروع کنم. اون فرستادتت؟

00:04:39.946 --> 00:04:43.032
‫نه. اومدم بهت هشدار بدم
‫که آمادۀ دفاع از خودت باشی.

00:04:43.116 --> 00:04:45.285
‫له‌لانگ مدیر شورای کوتوره.

00:04:45.368 --> 00:04:46.995
‫حقت رو می‌ذاره کف دستت.

00:05:06.806 --> 00:05:08.141
‫صبح‌بخیر رنه.

00:05:08.224 --> 00:05:09.350
‫دوشیزه.

00:05:09.434 --> 00:05:12.145
‫مذاکرات باید یه روزه تموم شه.

00:05:12.228 --> 00:05:13.813
‫متوجهیم دوشیزه.

00:05:15.440 --> 00:05:17.859
‫خودم نمی‌خوام باهاشون حرف بزنم.
‫راستش،

00:05:17.942 --> 00:05:21.195
‫باید مذاکرات‌مون
‫تو اتاق‌های جدا از هم انجام شه.

00:05:21.279 --> 00:05:22.697
‫به چه هدفی؟

00:05:22.780 --> 00:05:23.781
‫پیروزی.

00:05:24.490 --> 00:05:28.786
‫بهشون حالی کن که
‫ سود ۱ درصدی که الان دارم،

00:05:28.870 --> 00:05:30.788
‫به درد عمه‌شون می‌خوره.

00:05:31.539 --> 00:05:33.541
‫اونا دنبال مذاکره سر درصد سود نیستن.

00:05:34.917 --> 00:05:38.046
‫وقتی تجارت رو بردن آمریکا،
‫زدن زیر قراردادم.

00:05:38.129 --> 00:05:39.881
‫چطوری از ۱۰ درصد رسید به ۱ درصد؟

00:05:40.590 --> 00:05:43.468
‫دیگه نمی‌‌تونم با یه مشت نَر سر کنم.

00:05:45.219 --> 00:05:46.846
‫اگه می‌خوان شکایت نکنم،

00:05:46.929 --> 00:05:50.058
‫باید تموم چیزهایی که تو زمان جنگ
‫ از دست دادم رو بهم برگردونن.

00:05:50.933 --> 00:05:52.435
‫و بعدش هم...

00:05:52.518 --> 00:05:54.937
‫...یه قرارداد کاملاً جدید می‌خوام.

00:06:00.026 --> 00:06:02.320
‫به اطلاع برادران ورتایمر می‌رسونم.

00:06:12.622 --> 00:06:13.915
‫کریستوبال.

00:06:13.998 --> 00:06:14.999
‫دوست عزیزم.

00:06:16.709 --> 00:06:17.585
‫ممنونم.

00:06:17.627 --> 00:06:20.254
‫- ممنون که گفتی هم رو ببینیم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:06:22.173 --> 00:06:24.092
‫بهتره بدونی پیِر هم اومده.

00:06:24.759 --> 00:06:28.471
‫امیدوار بودم تا الان رفته باشه
‫تا بتونیم تنهایی حرف بزنیم ولی...

00:06:28.930 --> 00:06:32.058
‫اوه، کریستین.
‫از صبح که هم رو دیدیم

00:06:32.141 --> 00:06:36.813
‫یه دادخواست با ۲۰ تا امضا
‫علیهت نوشته شده.

00:06:37.730 --> 00:06:40.066
‫ژاک، یه بطری دیگه شری یار.

00:06:40.066 --> 00:06:41.317
‫نه.
‫بسه دیگه.

00:06:42.151 --> 00:06:44.445
‫شرکت پاتو هم رسماً درخواست کرده

00:06:44.529 --> 00:06:47.448
‫که عضویتت توی شورای کوتور باطل شه.

00:06:48.199 --> 00:06:49.409
‫جدی میگی؟

00:06:51.035 --> 00:06:52.703
‫خب، من امضاش نکردم.

00:06:53.704 --> 00:06:54.705
‫البته هنوز.

00:06:56.999 --> 00:06:58.000
‫خودت بگو چی‌کار کنم.

00:06:58.751 --> 00:07:01.295
‫واسه تموم کردن کالکشنت
‫چه چار‌ه‌ای داری؟

00:07:02.547 --> 00:07:04.048
‫چارۀ دیگه‌ای ندارم.

00:07:04.132 --> 00:07:07.593
‫دارم هرکاری که لازمه رو می‌کنم
‫تا چیزهای قشنگ درست کنم.

00:07:07.677 --> 00:07:10.179
‫اون‌وقت بقیه‌مون داریم چی‌کار می‌کنیم؟

00:07:11.180 --> 00:07:13.558
‫یعنی چیزایی که ما درست می‌کنیم
‫ قشنگ نیستن؟

00:07:13.641 --> 00:07:15.726
‫- معلومه که هستن.
‫- منظوری نداره.

00:07:15.810 --> 00:07:18.229
‫خودت می‌دونی که حرفت چقدر مسخرس؟

00:07:18.938 --> 00:07:19.772
‫یعنی کریستین...

00:07:19.856 --> 00:07:22.108
‫فکر می‌کنی قراره دنیا رو عوض کنی؟

00:07:22.191 --> 00:07:25.528
‫که ناجی این دنیایی؟
‫ناجی موعودی؟

00:07:25.611 --> 00:07:28.156
‫- بسه دیگه.
‫- همه باید بدونن، اون روحش رو فروخته.

00:07:28.239 --> 00:07:30.491
‫- به سلطان پنبه.
‫- پیِر داری زیاده‌روی می‌کنی.

00:07:30.992 --> 00:07:32.201
‫میشه اینقدر نخوری؟

00:07:32.285 --> 00:07:34.454
‫نه، نمیشه.
‫دارم جشن می‌گیرم.

00:07:34.537 --> 00:07:37.832
‫چی رو جشن می‌گیری؟
‫نابود کردن دوستی‌تون رو؟

00:07:37.915 --> 00:07:39.459
‫نه.
‫یه چیزی بهتر از اون.

00:07:41.335 --> 00:07:42.879
‫کارمل اسنو من رو انتخاب کرده.

00:07:44.213 --> 00:07:47.717
‫من طراحی‌ام که قراره
‫چهرۀ کوتور باشم.

00:07:48.676 --> 00:07:50.136
‫بالاخره گفتمش.

00:07:52.763 --> 00:07:53.890
‫واقعاً؟

00:07:55.308 --> 00:07:56.434
‫همین حرف رو زده؟

00:07:56.517 --> 00:07:57.977
‫همچین حرف‌هایی زده.

00:07:58.060 --> 00:07:59.562
‫دقیقاً چی گفته؟

00:07:59.645 --> 00:08:04.066
‫«انتخابم تویی پیِر.»
‫راضی شدی؟

00:08:04.150 --> 00:08:06.527
‫بیاین به سلامتی من بخوریم.

00:08:07.069 --> 00:08:12.033
‫باید بهت یادآوری کنم که بدون پشت کردن
‫به دوستام، کاری کردم که ازم خوشش بیاد.

00:08:12.116 --> 00:08:14.494
‫کریستین.
‫لازم نیست به این حرفا گوش کنی.

00:08:14.494 --> 00:08:15.912
‫معلومه که نیست.

00:08:15.995 --> 00:08:18.915
‫یه زمانی بود که تبریک گفتن تو

00:08:18.998 --> 00:08:21.334
‫از هرکس دیگه‌ای واسم مهم‌تر بود
‫اما نه دیگه.

00:08:24.962 --> 00:08:27.548
‫- من باید برم. کار دارم.
‫- باید حرف بزنیم.

00:08:28.216 --> 00:08:31.677
‫چه کاریه که از خوردن
‫ به سلامتی من واجب‌تره؟

00:08:31.761 --> 00:08:33.763
‫امروز از کاترین تجلیل میشه.

00:08:33.846 --> 00:08:35.723
‫کریستین، باید حرف بزنیم.

00:08:35.806 --> 00:08:37.058
‫شرمنده.

00:08:41.562 --> 00:08:43.981
‫آقایون، من با دوشیزه شنل
‫ صحبت کردم.

00:08:44.815 --> 00:08:46.901
‫خواسته‌شون این بوده.

00:08:56.077 --> 00:08:57.245
‫زده به سرش؟

00:08:58.246 --> 00:09:02.041
‫ما می‌تونیم خساراتی که توی دوران جنگ
‫ بهش وارد شده رو جبران کنیم.

00:09:03.543 --> 00:09:05.920
‫فقط همین!
‫نه بیشتر!

00:09:07.046 --> 00:09:09.674
‫هیچوقت تسلیم این خواسته‌های مسخره نمیشیم.

00:09:10.341 --> 00:09:13.970
‫دوشیزه اصرار دارن که
‫مذاکرات یک روزه تموم شن.

00:09:14.637 --> 00:09:16.138
‫این رو هم بگم آقای ورتایمر،

00:09:16.222 --> 00:09:18.891
‫که ایشون چیزی کمتر از
‫ این پیشنهاد رو قبول نمی‌کنن.

00:09:18.891 --> 00:09:19.976
‫چرته.

00:09:19.976 --> 00:09:22.436
‫ایشون فراموش کردن که
‫ در زمان جنگ چه کارهایی کردن؟

00:09:22.436 --> 00:09:25.273
‫فقط حدس و گمان و
‫ دروغ و شایعه بوده.

00:09:25.273 --> 00:09:27.817
‫هیچ اتهامی علیه دوشیزه اثبات نشده.
‫درواقع...

00:09:27.900 --> 00:09:30.278
‫خب پس چرا اینجاییم
‫و پاریس نیستیم؟

00:09:30.278 --> 00:09:33.072
‫- قبلاً که بهتون توضیح دادم...
‫- به‌نظرم همه دلیلش رو می‌دونیم.

00:09:33.072 --> 00:09:35.491
‫چون خودش خبر داره که
‫ چی‌کار کرده.

00:09:35.575 --> 00:09:38.869
‫اگه الان پاریس بود
‫حقش رو می‌ذاشتن کف دستش!

00:09:38.953 --> 00:09:43.124
‫این یه تجارته.
‫همه‌مون از کارهایی که کرده آسیب دیدیم.

00:09:47.295 --> 00:09:49.964
‫شوخیه!
‫مزخرفه!

00:09:51.674 --> 00:09:55.511
‫مدال «صلیب جنگ» یکی از
‫ بالاترین نشان‌های نظامیه

00:09:56.262 --> 00:10:00.182
‫که می‌تونیم به اعضای
‫ نیروهای فرانسه اعطا کنیم.

00:10:00.182 --> 00:10:03.894
‫به ندرت به غیرنظامیان مبارز اهدا شده.

00:10:04.312 --> 00:10:09.650
‫اما امروز سه شهروند فرانسوی
‫ اینجا حضور دارند

00:10:09.734 --> 00:10:14.572
‫که شجاعتی مثال‌زدنی در برابر وقایعی
‫ غیرقابل‌تصور از خود نشان دادند.

00:10:16.115 --> 00:10:20.328
‫برای کسانی که از میهن‌مان دفاع کردند

00:10:20.328 --> 00:10:23.164
‫و در برابر زجر اسارت تسلیم نشدند،

00:10:24.165 --> 00:10:29.920
‫ما تا ابد مدیون جان‌فشانی
‫ و انسانیت شما هستیم.

00:10:39.722 --> 00:10:44.226
‫حس می‌کنم جشن‌ گرفتن
‫ کار درستی نباشه.

00:10:47.355 --> 00:10:49.649
‫احساس شرم بهم میده.

00:10:50.149 --> 00:10:53.819
‫شرم‌آور نیست.
‫مطمئن باش.

00:10:56.322 --> 00:10:59.492
‫لطفاً از پاریس نرو.
‫دلم برات تنگ میشه.

00:11:00.242 --> 00:11:01.243
‫نمی‌تونم.

00:11:02.578 --> 00:11:05.456
‫پاریس مثل یه شهر نفرین شده
‫ برام می‌مونه.

00:11:06.582 --> 00:11:09.710
‫یه چیزی درست کردم.

00:11:12.004 --> 00:11:14.882
‫شاید یکم کمکت کنه.

00:11:17.885 --> 00:11:19.095
‫عطر.

00:11:21.555 --> 00:11:23.057
‫ممنون کریستین.

00:11:25.476 --> 00:11:28.979
‫می‌دونم قصد کمک داری
‫اما خیلی مطمئن نیستم

00:11:29.063 --> 00:11:33.859
‫که چرا فکر می‌کنی طراحی لباس و عطر
‫می‌تونه حالم رو خوب کنه.

00:11:35.653 --> 00:11:39.323
‫مراسم ۵ روز دیگه برگزار میشه.
‫میای؟

00:11:40.574 --> 00:11:44.620
‫می‌دونم می‌خوای کنارت باشم
‫تا چیزی که طرح کردی رو باهام سهیم بشی،

00:11:44.704 --> 00:11:46.956
‫اما نمی‌تونم.

00:11:49.625 --> 00:11:54.964
‫برمی‌گردم کلیان.
‫کارهای باغ بابا رو تموم می‌‌کنم.

00:11:56.006 --> 00:11:58.551
‫تنها جایی تو دنیاس
‫که می‌خوام الان اونجا باشم.

00:12:08.144 --> 00:12:12.314
‫تازه یه هفتس اومدم سفر
‫و باورت نمیشه چه اتفاق‌هایی افتاده.

00:12:12.898 --> 00:12:14.483
‫پاریس مایۀ سرافکندگیه.

00:12:15.317 --> 00:12:22.199
‫البته شهرش رو نمیگم‌ها، ماموریتم
‫برای انتخاب یه طراح جدید رو میگم.

00:12:22.700 --> 00:12:27.538
‫همه که میگن پیِر بالمن رو
‫ دیگه انتخاب کردی.

00:12:27.621 --> 00:12:30.040
‫مخصوصاً خود بالمن،
‫اینطور شنیدم.

00:12:30.124 --> 00:12:31.542
‫مستقیم که بهش نگفتم.

00:12:32.793 --> 00:12:35.129
‫راستش شاید هم گفته باشم.

00:12:35.796 --> 00:12:37.923
‫فقط می‌خواستم خودم رو قانع کنم.

00:12:38.924 --> 00:12:41.302
‫اما ساعت سه صبح
‫از خواب بیدار شدم و با خودم گفتم،

00:12:41.385 --> 00:12:45.347
‫«نه، نه،
‫بالمن آدم مناسبی نیست.»

00:12:45.431 --> 00:12:51.187
‫شاید بچۀ مستبدی باشه
‫اما واقعاً نابغه‌اس.

00:12:52.062 --> 00:12:54.899
‫با این حال یه چیزی کم داره.

00:12:55.483 --> 00:12:58.402
‫باید باهام صادق باشی لوسین،
‫چون هیشکی به جز تو رو ندارم.

00:12:58.486 --> 00:13:02.323
‫کارهای بالنسیاگا وسوسه‌کنندس
‫اما هیچ‌چیز جدیدی نداره.

00:13:02.406 --> 00:13:06.786
‫کریستین دیور هم که نذاشت
‫کالکشنش رو ببینم،

00:13:07.536 --> 00:13:09.997
‫البته زناکر گذاشت
‫یه نیم‌نگاهی بهشون بندازم.

00:13:10.080 --> 00:13:12.541
‫عزیزم، توصیۀ من اینه که
‫یه جای دیگه رو بگردی.

00:13:13.459 --> 00:13:17.505
‫به احتمال زیاد دیور رو
‫ این فصل نمی‌بینیم.

00:13:17.588 --> 00:13:21.759
‫چطور... چطور ممکنه؟

00:13:21.842 --> 00:13:25.554
‫با کمک ثروت هنگفت بوساک

00:13:25.638 --> 00:13:29.308
‫بهترین خیاط‌های
‫بقیۀ شرکت‌ها رو هوایی کرده.

00:13:29.391 --> 00:13:31.143
‫ازش هم شکایت شده.

00:13:31.852 --> 00:13:38.234
‫حالا هم خیاط‌ها مجبورن استعفا بدن،
‫البته تصمیمش به عهدۀ منه که

00:13:38.317 --> 00:13:41.403
‫بخوام از اتاق صنفی
‫ بیرونش کنم یا نه.

00:13:41.487 --> 00:13:44.365
‫بیرونش کنی؟
‫پناه بر خدا.

00:13:45.324 --> 00:13:47.701
‫فکر می‌کردم تو قهرمانشی.

00:13:47.785 --> 00:13:48.994
‫می‌دونم.

00:13:51.330 --> 00:13:56.293
‫به‌نظرم این شکایت کار مسخره‌ایه.
‫یه چیزی ازت می‌پرسم.

00:13:56.877 --> 00:14:01.715
‫آقای دیور اون خیاط‌ها رو
‫ استخدام کرده تا چیزی رو طرح کنه.

00:14:03.300 --> 00:14:05.261
‫اگه تو جاش بودی چی‌کار می‌کردی؟

00:14:12.017 --> 00:14:13.435
‫- سلام کارول.
‫- آقا.

00:14:15.104 --> 00:14:16.981
‫واقعاً معذرت می‌خوام آقای دیور.

00:14:16.981 --> 00:14:19.024
‫واقعاً شرمنده‌ام.

00:14:19.108 --> 00:14:20.526
‫بله، بله.

00:14:20.609 --> 00:14:22.361
‫ای خدا.

00:14:22.444 --> 00:14:26.740
‫- شرمنده، موفق باشین.
‫- زوئی، چه‌خبره؟ چی‌شده؟

00:14:26.824 --> 00:14:29.493
‫- از کار کردن براتون منع شدیم.
‫- کی منع‌تون کرده؟

00:14:29.577 --> 00:14:32.454
‫ببخشید آقای دیور عزیز.
‫واقعاً ناراحت شدم که نتونستم

00:14:32.454 --> 00:14:35.332
‫-  برای کالکشن فوق‌العاده‌تون کار کنم.
‫- نه... زوئی.

00:14:35.958 --> 00:14:37.126
‫گندش بزنن.

00:14:37.209 --> 00:14:40.129
‫هی، نه...
‫لازم نیست...

00:14:40.212 --> 00:14:41.046
‫لازم نیست برین.

00:14:41.130 --> 00:14:42.590
‫می‌تونین برگردین...

00:14:42.673 --> 00:14:45.217
‫نمی‌تونی جلوشون رو بگیری کریستین.

00:14:45.217 --> 00:14:47.595
‫- چی شده؟
‫- کار بالمن و پاتوئه.

00:14:47.595 --> 00:14:49.430
‫اومدن اینجا.
‫تهدیدشون کردن.

00:14:49.430 --> 00:14:52.266
‫اگه الان نرن،
‫دیگه نمی‌تونن برای هیچ‌کدوم از

00:14:52.266 --> 00:14:54.602
‫اعضای شورای اوت کوتور کار کنن.

00:14:54.602 --> 00:14:57.187
‫باید زنگ بزنم به له‌لانگ.

00:14:57.271 --> 00:14:58.772
‫نه، فایده نداره. خودم زنگش زدم

00:14:58.772 --> 00:15:03.402
‫گفت تا تصمیمش رو اعلام نکرده
‫نمی‌تونه با هیچ‌کدوم‌مون حرف بزنه.

00:15:13.871 --> 00:15:15.497
‫ای خدا.

00:15:16.916 --> 00:15:17.917
‫ای خدا.

00:15:26.759 --> 00:15:28.636
‫پیشنهادمون بیش از حد سخاوتمندانس.

00:15:30.095 --> 00:15:31.889
‫باید یکم تواضع نشون بده.

00:15:31.972 --> 00:15:34.934
‫مصیبت‌هایی که باعثش شده رو قبول کنه.

00:15:42.441 --> 00:15:46.320
‫دوشیزه، قبول کردن خسارتی که به‌خاطر
‫ جنگ بهتون وارد شده رو جبران کنن،

00:15:46.403 --> 00:15:48.739
‫و به قرارداد اصلی عمل کنن.

00:15:48.822 --> 00:15:53.577
‫و سود ۱ درصدتون رو به همون ۱۰ درصدی که
‫ قبل از این اتفاق‌ها داشتین، برگردونن.

00:15:53.577 --> 00:15:55.120
‫به‌نظرم معاملۀ‌ خیلی خوبیه.

00:15:58.415 --> 00:15:59.917
‫بیا اینجا جَوون.

00:16:05.255 --> 00:16:06.966
‫نزدیک‌تر.
‫بیا.

00:16:11.261 --> 00:16:14.640
‫من فقط دنبال بخشی از سود نیستم.

00:16:15.224 --> 00:16:20.062
‫درصدی از درآمد ناخالص رو هم می‌خوام.

00:16:21.438 --> 00:16:22.648
‫- ناخالص؟
‫- اوهوم.

00:16:23.899 --> 00:16:26.110
‫نشنیده بودم.

00:16:27.361 --> 00:16:30.322
‫ببینین، شاید بتونیم
‫درصد سود خالص رو بیشتر کنیم

00:16:30.322 --> 00:16:31.407
‫اما ناخالص...

00:16:31.490 --> 00:16:34.410
‫یا همش یا هیچی جولین.

00:16:36.412 --> 00:16:37.913
‫لطفاً پیغامم رو برسون.

00:16:46.755 --> 00:16:47.715
‫شوخی می‌کنی.

00:16:48.632 --> 00:16:49.800
‫به‌نظرم بهتره بریم.

00:16:49.883 --> 00:16:51.885
‫نه، نه، نه.
‫خواهش می‌کنم آقایون.

00:16:51.969 --> 00:16:53.637
‫می‌دونم درخواست زیادی دارن.

00:16:53.637 --> 00:16:57.808
‫اما همه می‌دونیم که این شکایت
‫ چه آسیبی به کسب و کارتون می‌زنه،

00:16:58.809 --> 00:17:01.311
‫بدون اسم شنل،
‫محصولات و برند

00:17:01.395 --> 00:17:04.732
‫و تمام سرمایه‌تون بی‌ارزش میشه.

00:17:06.734 --> 00:17:08.068
‫- خودم باهاش حرف می‌زنم.
‫- نه، نه.

00:17:08.152 --> 00:17:09.653
‫دوشیزه صریحاً اعلام کردن که...

00:17:09.737 --> 00:17:12.156
‫یا با خودش حرف می‌زنیم
‫یا معامله‌مون نمیشه.

00:17:15.409 --> 00:17:17.286
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

00:17:22.916 --> 00:17:25.127
‫معذرت می‌خوام دوشیزه
‫اما به‌نظر من

00:17:25.210 --> 00:17:27.796
‫اگه باهاشون ملاقات نکنین
‫امروز به نتیجه نمی‌رسیم.

00:17:29.673 --> 00:17:30.674
‫می‌تونن منتظر بمونن.

00:18:23.018 --> 00:18:24.895
‫چه پسر خوبی.

00:18:29.191 --> 00:18:30.818
‫چه برادر خوبی.

00:18:37.449 --> 00:18:44.206
‫راه‌اندازی شرکت کوتور به تنهایی،
‫ کار نابخشودنی و بی‌رحمانه‌ایه.

00:18:46.166 --> 00:18:47.084
‫کریستین هم،

00:18:47.167 --> 00:18:52.422
‫صلابت گرفتن تصمیمات سخت رو نداره.

00:19:21.451 --> 00:19:23.453
‫واقعاً می‌خوای همش رو به‌خطر بندازی؟

00:19:23.537 --> 00:19:27.875
‫خطر؟ تو ۷۰ درصد داری
‫من ۱ درصد.

00:19:27.958 --> 00:19:29.668
‫چیزی برای از دست دادن واسم نمونده.

00:19:29.751 --> 00:19:34.298
‫مونده. ما هنوز یه تجارت داریم.
‫شراکت داریم.

00:19:35.549 --> 00:19:37.509
‫اتفاقات خیلی بدتری می‌تونه بیفته.

00:19:37.593 --> 00:19:41.013
‫پیشنهادم رو دادم. می‌تونی قبولش کنی،
‫ می‌تونی هم بذاریش تا دادگاه.

00:19:50.898 --> 00:19:54.985
‫تو چشمام نگاه کن...
‫و بگو که معذرت می‌خوای.

00:19:55.068 --> 00:19:56.069
‫واسۀ چی؟

00:19:56.153 --> 00:20:00.532
‫که حاضر شدی از نازی‌ها استفاده کنی
‫تا تجارت‌مون رو ازمون بگیری.

00:20:00.616 --> 00:20:03.243
‫مشکلات ما قبل از جنگ شروع شده بود.

00:20:04.786 --> 00:20:07.664
‫از قوانین آریایی استفاده کردم
‫چون چاره‌ای واسم نذاشتین.

00:20:07.748 --> 00:20:11.460
‫داشتن سلاخی‌مون می‌کردن.
‫نابودمون می‌کردن.

00:20:13.253 --> 00:20:16.131
‫تا حالا اصلاً به این فکر کردی که...

00:20:18.217 --> 00:20:21.428
‫یک زن برای بقا در این دنیا
‫باید چه چیزهایی رو پشت سر بذاره؟

00:20:26.141 --> 00:20:30.187
‫بذار همین اول بهت بگم؛ من بابت اتفاقی که
‫افتاده عمراً عذرخواهی کنم.

00:20:30.270 --> 00:20:32.356
‫من مجبور بودم؛ دقیقاً مثل خودت.

00:20:33.273 --> 00:20:35.567
‫فرق ما اینه که من به این اجبار، عادت دارم.

00:20:38.904 --> 00:20:41.573
‫شما مردهای رقابت‌های خودتون
‫رو دارید؛ قوانین خودتون.

00:20:49.206 --> 00:20:52.876
‫پیر؛ باید تصمیم بگیری.

00:20:55.212 --> 00:20:56.296
‫دیگه کافیه.

00:21:00.384 --> 00:21:03.303
‫توی دادگاه می‌بینمت.

00:21:18.610 --> 00:21:19.444
‫دوشیزه؟

00:21:26.702 --> 00:21:30.247
‫قبول کردن!
‫دو درصد از سودِ ناخالص!

00:21:30.330 --> 00:21:33.875
‫و هرچیزی که گفته بودین.
‫شکست‌شون دادین!

00:21:35.294 --> 00:21:38.422
‫تبریک می‌گم.

00:21:39.006 --> 00:21:41.633
‫شما بزودی به ثروت‌مندترین زن دنیا
‫تبدیل می‌شین.

00:21:50.559 --> 00:21:51.810
‫شب‌تون به‌خیر خانم.

00:22:11.246 --> 00:22:14.374
‫باید بیاین و با چشم‌های خودتون ببینید
‫کریستین داره چی می‌سازه.

00:22:15.417 --> 00:22:18.128
‫قدم همه‌تون روی چشمه.

00:22:18.211 --> 00:22:23.467
‫از نگاه من‌که شروع کردن کسب و کار
شخصی خودت ‫اصلاً فکر خوبی نبود؛ کریستین.

00:22:34.019 --> 00:22:35.979
‫اون آدم واقعاً مهربونیه،

00:22:37.022 --> 00:22:40.025
‫اما در عین حال، می‌تونه
‫به‌شدت هم شکننده باشه.

00:22:47.115 --> 00:22:48.200
زخمی شدی؟

00:22:49.076 --> 00:22:50.702
‫نه، من...

00:22:52.371 --> 00:22:54.623
‫مثل بچه‌ها دستم گیر کرد.

00:22:54.706 --> 00:22:55.707
‫تازه‌کارم دیگه!

00:22:55.791 --> 00:22:58.001
‫داریم خیلی سریع کار می‌کنیم؛
‫همین باعث می‌شه همه‌‌ش اشتباه کنیم.

00:22:58.085 --> 00:23:01.088
‫تقصیر خودم بود و واقعاً گند زدم من...

00:23:01.171 --> 00:23:05.592
‫نه؛ همه‌مون خیلی خسته شدیم
‫برو استراحت کن. من کار رو ادامه می‌دم.

00:23:07.052 --> 00:23:08.929
قربان، اجازه هست...

00:23:14.101 --> 00:23:15.394
‫محشره!

00:23:21.900 --> 00:23:24.945
‫- اسمش رو انتخاب کردین؟
‫- بله.

00:23:26.154 --> 00:23:27.155
‫ممنونم.

00:23:29.825 --> 00:23:31.535
‫کریستین؛ جدی هدفت
‫از این‌کار چیه؟

00:23:33.370 --> 00:23:34.579
‫تو که می‌دونی نمیاد.

00:23:41.461 --> 00:23:44.548
‫- چطور پیش رفت؟
‫- عالی. عالی.

00:23:44.631 --> 00:23:47.551
‫- سهم‌ت رو پس گرفتی؟
‫- آره و حتی بیشتر!

00:23:47.634 --> 00:23:49.886
‫تازه چند وقت دیگه هم می‌تونیم بریم پاریس.

00:23:49.970 --> 00:23:51.054
‫پاریس؟

00:23:51.138 --> 00:23:53.682
‫- خداروشکر پس، می‌تونیم به «برن» کمک کنیم.
‫- برن؟

00:23:53.765 --> 00:23:54.766
‫نشنیدی؟

00:23:55.684 --> 00:23:58.395
‫دادگاه‌ش یکم دیگه برگزار می‌شه.
‫فکرکنم می‌خوان اعدام‌ش کنن.

00:23:58.478 --> 00:24:00.730
‫اعدامش کنن؟ برای چی خب؟

00:24:01.314 --> 00:24:02.357
‫هم‌دستی با دشمن.

00:24:04.234 --> 00:24:06.111
‫باید برگردیم و کمکش کنیم.

00:24:09.739 --> 00:24:11.116
‫الان که نمی‌تونیم برگردیم.

00:24:12.576 --> 00:24:15.579
‫اما همین یکم پیش گفتی ورث‌هایمرها
‫قبول کردن سهم‌ت از شرکت رو برگردونن

00:24:15.662 --> 00:24:19.583
‫و قطعاً با این اتفاق کل دنیا می‌فهمه که
‫تو دوباره اقتدارت رو به دست آوردی،

00:24:19.666 --> 00:24:21.668
‫پس می‌تونیم برگردیم و ازش حمایت کنیم.

00:24:23.044 --> 00:24:25.005
‫نه، نه، نه...ممکن نیست.

00:24:25.088 --> 00:24:28.550
‫اون جون من رو نجات داد!
‫باید یه‌کاری کنیم.

00:24:29.468 --> 00:24:33.013
‫مثلاً شهادت بدیم. بگیم واقعاً چه آدمیه...

00:24:33.096 --> 00:24:34.306
‫با شهادت خیلی‌ها رو ول کردن.

00:24:34.389 --> 00:24:38.101
‫«برن» تصمیمش رو گرفت.
‫مرگ و زندگی‌ش دست خودشه.

00:24:46.193 --> 00:24:47.486
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

00:24:48.904 --> 00:24:49.988
‫اومدم پولم رو بگیرم.

00:24:50.739 --> 00:24:52.532
‫فکرکنم وقتشه بری پی کارت.

00:24:52.616 --> 00:24:54.075
‫آندره لطفاً دخالت نکن.

00:24:54.159 --> 00:24:56.912
‫من و خاله‌ت یه مسئله‌ای بین هم داریم
‫که باید حلش کنیم.

00:24:59.664 --> 00:25:03.752
‫گفتم وقتشه بری پی کارت آقای لنگ،
‫یا هر اسم مزخرف دیگه‌ای که داری.

00:25:05.378 --> 00:25:06.838
‫اشپاتز.

00:25:07.881 --> 00:25:11.551
‫اشپاتز! بسکن! اشپاتز!

00:25:11.635 --> 00:25:13.845
‫کافیه!

00:25:13.929 --> 00:25:19.893
‫از وقتی پام رسیده این‌جا باهام مثل
‫آدم‌های اضافی رفتار می‌کنی.

00:25:20.685 --> 00:25:25.482
‫اما منم احساسات دارم می‌دونی؟
‫درست مثل خودت.

00:25:25.565 --> 00:25:29.277
‫آندره؟ آندره؟

00:25:29.361 --> 00:25:32.030
‫آندره؛ تو خبر نداری.
‫اما من اونجا بودم.

00:25:32.822 --> 00:25:37.619
‫اون شب، اون شبی که خاله‌ت و برن
‫اومدن دنبالت.

00:25:37.702 --> 00:25:40.247
‫منم اون‌جا بودم؛
‫داشتم سه‌تاتون رو تماشا می‌کردم.

00:25:40.330 --> 00:25:42.290
‫بازگشت خانواده‌ی شاد به آغوش هم.

00:25:42.374 --> 00:25:47.254
‫حقیقت رو بگو.
‫واسه‌ش تعریف کن.

00:25:47.337 --> 00:25:50.006
‫فکرکنم وقتشه چهره واقعی خاله‌ش رو ببینه!

00:25:50.924 --> 00:25:51.925
‫یالا دیگه؛ بـگو!

00:25:52.008 --> 00:25:55.512
‫اشپاتز ولش کن! پولت رو می‌دم.

00:25:55.595 --> 00:26:00.100
‫- از چی صحبت می‌کنی؟
‫- بهش می‌گی یا خودم بگم؟

00:26:01.268 --> 00:26:05.897
‫خیلی‌خب؛ من شروع می‌کنم
‫من و خاله‌ت واسه نازی‌ها کار می‌کردیم.

00:26:05.981 --> 00:26:07.983
‫مگه نه مامور وست‌مینستر؟

00:26:08.567 --> 00:26:10.777
‫می‌دونی؟ تازه شماره‌ی ماموری هم داشت.

00:26:10.860 --> 00:26:15.031
‫یادت میاد شماره‌ت چند بود؟
‫«اف 7124»

00:26:17.325 --> 00:26:20.078
‫«اف 7124» بود دیگه؟

00:26:22.539 --> 00:26:24.374
‫آره. آره.

00:26:24.457 --> 00:26:25.834
‫همین بود.

00:26:27.127 --> 00:26:29.421
‫خدایی کارش رو خوب بلد بود؛
‫مگه نه؟

00:26:30.005 --> 00:26:32.591
‫آره؛ و دقیقاً تا وقتی که چیزی که می‌خواست

00:26:33.091 --> 00:26:35.719
‫رو به دست آورد؛ به بهترین نحو
‫برامون کار می‌کرد.

00:26:35.802 --> 00:26:40.390
‫برند عطر خیلی مهم و بزرگ‌ش رو می‌خواست.

00:26:40.473 --> 00:26:44.436
‫برای همین «برن ورفلوند» بیچاره رو
‫انداخت جلوی گرگ‌ها،

00:26:44.519 --> 00:26:48.231
‫تا شما بتونید با خیال راحت فرار کنین.

00:26:49.816 --> 00:26:52.319
‫تازه تقریباً من رو هم قربانی کرد.

00:26:53.236 --> 00:26:54.613
‫خب بگو ببینم؛ جلسه‌ت چطور پیش رفت؟

00:26:54.696 --> 00:26:59.242
‫شرط می‌بندم کلی پول گیرت اومد؛
‫منم سهم ام رو می‌خوام.

00:26:59.326 --> 00:27:00.910
‫سهم‌ت رو می‌دم؛ فقط ولش کن!

00:27:00.994 --> 00:27:03.913
‫هرموقع حقیقت رو بهش گفتی
‫ولش می‌کنم.

00:27:03.997 --> 00:27:06.625
‫بگو وگرنه همین الان می‌میره.

00:27:06.708 --> 00:27:09.461
‫همونطور که مدت‌ها پیش

00:27:09.544 --> 00:27:11.004
‫باید مثل سگ باید می‌مرد.

00:27:11.087 --> 00:27:14.257
‫بگو دیگه! یالا. سربلندمون کن.
‫بهش بگو.

00:27:14.341 --> 00:27:15.884
‫- آره؛ حقیقت داره.
‫- یالا.

00:27:15.967 --> 00:27:18.219
‫همه‌ش حقیقت داره.

00:27:21.473 --> 00:27:24.809
‫دیدی؟ خب اونقدرها هم سخت نبود. مگه نه؟

00:27:27.854 --> 00:27:32.734
‫تا فردا پول توی حسابم نباشه
‫ دوباره برمی‌گردم.

00:27:32.817 --> 00:27:34.027
‫و مطمئم پشیمون می‌شی.

00:27:41.660 --> 00:27:45.664
‫و آندره؛ زیاد به خاله‌ت سخت نگیر.

00:27:46.373 --> 00:27:48.500
‫هرچی نباشه کسب و کار اینطوریه دیگه.

00:27:48.583 --> 00:27:49.584
‫چیزی نیست.

00:27:52.671 --> 00:27:54.381
‫حالت خوبه؟ ببخشید.

00:27:56.758 --> 00:27:57.801
‫بذار کمکت کنم.

00:27:57.884 --> 00:28:02.555
‫چطور تونستی؟ نازی ها ما رو شکنجه کردن
‫سلاخی‌مون کردن!

00:28:02.639 --> 00:28:06.726
‫خواهش می‌کنم؛
‫من هرکاری که کردم به‌خاطر تو بود.

00:28:06.810 --> 00:28:08.061
‫به‌خاطر آینده‌مون.

00:28:09.354 --> 00:28:13.066
‫آینده‌مون؟ پس برن چی؟

00:28:15.819 --> 00:28:18.780
‫من...من ازش استفاده کردم.

00:28:19.406 --> 00:28:23.410
‫اون با نازی‌ها در ارتباط بود.
‫کمک کرد آزادت کنیم.

00:28:26.705 --> 00:28:28.206
‫ازم دور شو!

00:28:29.791 --> 00:28:33.795
‫نرو! صبرکن.

00:28:34.295 --> 00:28:36.548
‫- دیگه نمی‌خوام حتی نزدیکت بشم.
‫- نرو. صبرکن.

00:28:38.299 --> 00:28:42.387
‫خواهش می‌کنم. صبرکن.
‫تو دیگه نه! من دوستت دارم.

00:28:44.723 --> 00:28:46.683
‫تو هیچ‌چیز رو دوست نداری!

00:28:48.143 --> 00:28:53.356
‫هیچوقت هم نداشتی. گابریل رو می‌برم.
‫می‌ریم پاریس. دنبال‌مون نیا.

00:28:53.440 --> 00:28:57.235
‫من بدون تو هیچی نیستم! خواهش می‌کنم.

00:28:57.318 --> 00:29:01.448
‫پولت رو داری! هرچیزی که می‌خواستی
‫رو الان داری.

00:29:07.495 --> 00:29:10.665
‫نه.

00:29:17.589 --> 00:29:19.340
‫آندره!

00:29:40.445 --> 00:29:44.741
‫از زیبایی این‌جا خشکم زده بود.

00:29:45.784 --> 00:29:49.037
‫البته کمی طاقت‌فرساست.

00:29:51.331 --> 00:29:56.461
‫منم همیشه یه همچین جایی
‫رو می‌خواستم، اما...

00:29:56.544 --> 00:30:01.508
‫استعداد کافی برای
‫شایستگی این امر رو نداشتم.

00:30:02.050 --> 00:30:06.554
‫وقتی رفتی واقعاً قلبم شکست.

00:30:07.597 --> 00:30:09.766
‫اما فکرکنم خودت هم این رو می‌دونی.

00:30:11.684 --> 00:30:18.441
‫- لوسین...من هنوز هم دوستت دارم. هنوز.
‫- مثل پدری که توسط همه طرد شده.

00:30:18.942 --> 00:30:22.821
‫توی سن 42 سالگی همچین
‫موقعیتی گیرم اومده بود خب.

00:30:24.948 --> 00:30:29.160
‫من می‌دونستم که استخدام خیاط‌ها

00:30:29.244 --> 00:30:31.579
‫یه سری عواقب داره اما...

00:30:31.663 --> 00:30:34.290
‫- تو که کار خودت رو کردی.
‫- تصمیمت رو گرفتی؟

00:30:34.374 --> 00:30:35.583
‫واسه همین اومدی این‌جا؟

00:30:35.667 --> 00:30:40.922
‫آره. و گفتم بیام یه سر بهت بزنم
‫و تصمیم‌ام رو اعلام کنم.

00:30:43.216 --> 00:30:46.261
‫قبلاً نازی‌ها ارباب ما بودن.

00:30:48.012 --> 00:30:51.516
‫اما حالا یه ارباب جدید داریم. پـول.

00:30:52.976 --> 00:30:59.899
‫برای زندگی و کار و تاسیس برندهامون
‫به پول نیاز داریم.

00:31:02.569 --> 00:31:04.362
‫و کار و زاری که تو این‌جا راه انداختی؛
‫ کریستین

00:31:04.445 --> 00:31:08.741
‫چیزی کمتر از یک نوآوری تکامل‌یافته از

00:31:08.825 --> 00:31:14.163
‫کسب و کاری که با هم داشتیم نیست.
‫کسب و کاری با پتانسیلِ فوق‌العاده بالا.

00:31:15.331 --> 00:31:18.793
‫مخصوصاً اگه همه راه تو رو در پیش بگیرن.

00:31:20.086 --> 00:31:24.465
‫مجازات تو، تنها آینده خودت
‫رو به خطر نمی‌اندازه،

00:31:24.549 --> 00:31:26.593
‫بلکه بحث آینده‌ی مـُد در میونه!

00:31:27.427 --> 00:31:32.181
‫برای همین تصمیم گرفتم که
‫روی تو رو پس نزنم.

00:31:39.480 --> 00:31:40.481
‫ممنونم.

00:31:41.524 --> 00:31:45.612
‫راستش خیاط ها به دستمزد
‫اضافی نیاز دارن.

00:31:45.695 --> 00:31:50.783
‫یکم بیشتر به‌شون پول بده
‫تا اون‌ها هم سود کنن.

00:31:50.867 --> 00:31:55.538
‫البته که فکرکنم مجبور بشی
‫چندتاشون رو دوباره بفرستی

00:31:55.622 --> 00:31:58.791
‫سمت خودمون تا کالکشن‌هاشون
‫رو به اتمام برسونن.

00:31:59.459 --> 00:32:01.961
‫باید پول اون‌ها رو هم بدی،

00:32:02.921 --> 00:32:06.507
‫کاملاً هم مشخصه که از پس این مخارج برمیای.

00:32:07.884 --> 00:32:10.678
‫حتماً.

00:32:14.807 --> 00:32:15.975
‫
‫من رو ببین.

00:32:17.977 --> 00:32:22.357
‫بهتره توی همچین لحظات حساسی
‫توی زندگی‌مون،

00:32:22.440 --> 00:32:27.403
‫حواس‌مون به تک تک قدم‌هامون باشه.

00:32:36.496 --> 00:32:41.626
‫وقتی پای موفقیت میاد در میون،
‫باید حسابی حواست باشه.

00:32:41.709 --> 00:32:42.710
‫به چی؟

00:32:44.629 --> 00:32:46.130
‫به کریستین دیـور!

00:32:50.843 --> 00:32:53.638
‫سه روز فرصت داری.
‫موفق باشی.

00:32:56.683 --> 00:33:00.186
‫مری؟ مری کجاست؟ لباس رو بیارین!

00:33:00.269 --> 00:33:02.230
‫فکرنکنم این این‌جا قشنگ بشه.

00:33:02.772 --> 00:33:04.983
‫باید دو میلی‌متر بیاد بالاتر.

00:33:04.983 --> 00:33:05.984
‫«بـار»

00:33:06.567 --> 00:33:08.152
‫[ لباسِ بـار ]

00:33:09.237 --> 00:33:10.238
‫مثل قدیسه‌ها!

00:33:10.947 --> 00:33:11.781
‫آمور.

00:33:18.287 --> 00:33:22.792
‫خب خانم‌ها ببینید؛ این‌ قسمت لباس
نباید روی هم جمع بشه، خب؟

00:33:23.668 --> 00:33:24.585
‫جنگل.

00:33:27.547 --> 00:33:28.589
‫جیغ.

00:33:37.223 --> 00:33:38.224
‫لونگ‌شامپز.

00:33:43.855 --> 00:33:49.652
‫و جادوی نهایی، «وفاداری».

00:33:50.862 --> 00:33:52.238
‫خوبه؟

00:33:52.321 --> 00:33:55.908
‫عالی بود. عالی بود خانم‌ها.

00:33:55.992 --> 00:33:58.244
‫از همه‌تون ممنونم.
‫برگردید سر وقت کارهاتون.

00:34:00.747 --> 00:34:03.249
‫استخدام کردن اون خیاط‌ها توسط کریستین،

00:34:03.332 --> 00:34:04.917
‫نابخشودنیه!

00:34:05.001 --> 00:34:07.045
‫چرا اینقدر اصرار داری بیایم ژاکز؟

00:34:09.213 --> 00:34:10.590
‫دلش براتون تنگ شده.

00:34:11.424 --> 00:34:14.010
‫فشن‌شو فرداست؛
‫ازتون می‌خوام قبول کنید.

00:34:14.969 --> 00:34:16.596
‫مطمئن نیستم.

00:34:17.680 --> 00:34:22.435
‫کریستین همیشه ارزش زیادی پیش
‫من داشته. پیش ما.

00:34:23.019 --> 00:34:29.650
‫پس بیاین و ببینید چی خلق کرده!
‫همه‌مون باید کنارش باشیم.

00:34:40.953 --> 00:34:41.954
‫آهای.

00:34:44.874 --> 00:34:46.334
‫می‌خوای تا صبح این‌جا بمونی؟

00:34:48.044 --> 00:34:50.379
‫به‌هرحال که خوابم نمی‌بره...

00:34:50.463 --> 00:34:53.049
‫چی شده؟

00:34:56.803 --> 00:35:02.767
‫داشتم درمورد همه‌چی فکر می‌کردم و...

00:35:03.392 --> 00:35:05.978
‫کاترین.

00:35:14.570 --> 00:35:19.826
‫تو بلاخره به آرزوت رسیدی.
‫موفقیت جلوی چشمته!

00:35:22.662 --> 00:35:26.499
‫خودت می‌بینی.
‫فردا روز بزرگیه!

00:37:09.352 --> 00:37:13.856
‫«پلیس فرانسه؛
‫ دفتر تحقیقاتِ مربوط به نازی‌ها»

00:37:18.611 --> 00:37:20.780
‫پس قسم می‌خورید
‫هرچیزی که گفتین حقیقت داره؟

00:37:24.158 --> 00:37:28.412
‫بله قربان. متاسفانه حقیقت داره.

00:37:30.414 --> 00:37:32.959
‫هرچیزی که الان گفتین روی
‫توی دادگاه هم می‌گین؟

00:37:33.042 --> 00:37:36.295
‫اون الان تویِ هتلِ «بائو رواژ پَلس»

00:37:37.338 --> 00:37:38.547
‫در لوزانِ سوئیسه!

00:37:47.807 --> 00:37:50.434
‫- کریستین؟
‫- بله؟

00:37:50.518 --> 00:37:51.686
‫چی شده؟

00:37:52.395 --> 00:37:54.689
‫چرا پیشِ مدل‌ها نیستین؟ باید شروع کنیم‌.

00:37:57.358 --> 00:37:58.901
‫چند لحظه نیاز دارم تنها باشم.

00:38:06.701 --> 00:38:09.620
‫- واقعاً نمی‌فهمم.
‫- بدشانسی توی خون ماست...

00:38:09.704 --> 00:38:10.788
‫شاید بهتره...

00:38:10.871 --> 00:38:14.834
‫کل زندگی حواست رو با هنر و نقاشی پرت کردی.

00:38:14.917 --> 00:38:16.961
‫- دنیای خیالی خودت رو ساختی.
‫- چندتا لباس دیگه...

00:38:17.044 --> 00:38:19.297
‫یعنی واقعاً از اشتباهات گذشته‌ت درس نگرفتی؟

00:38:19.338 --> 00:38:21.090
‫زندگی‌ت واقعاً...

00:38:24.593 --> 00:38:28.889
‫خلاقیتت! تو باید خلق کنی!

00:38:28.973 --> 00:38:29.974
‫کریستین؟

00:38:36.731 --> 00:38:38.149
‫دلم نمی‌خواست تنها باشی!

00:38:49.952 --> 00:38:51.954
‫نه هیچوقت اینقدر پلیس ندیده بودم...

00:39:02.256 --> 00:39:03.841
‫اومدیم دنبالِ خانم شنل.

00:39:14.393 --> 00:39:18.314
‫می‌دونی؛ اون عطری که درست کرده بودی...

00:39:20.524 --> 00:39:22.651
‫من رو برد به دنیای قبلِ از جنگ.

00:39:25.488 --> 00:39:28.407
‫احساسی بهم داد که مدت‌ها بود
‫حسش نکرده بودم!

00:39:32.495 --> 00:39:34.163
‫عطرِ باغ مامانه؛ نه؟

00:39:39.126 --> 00:39:41.295
‫فکر می‌کردم دیگه هیچوقت
‫قرار نیست حسش کنم.

00:39:44.882 --> 00:39:46.717
‫از باغ مامان الهام گرفتم...

00:39:49.387 --> 00:39:51.097
‫توی هرکاری که می‌کنم مامان هم هست.

00:40:06.445 --> 00:40:07.696
‫برادر عزیزم من.

00:40:08.322 --> 00:40:09.365
‫عذرخواهی می‌کنم خانم.

00:40:09.448 --> 00:40:11.951
‫به ما دستور داده شده شما
‫رو به فرانسه باز گردونیم.

00:40:12.743 --> 00:40:15.246
‫باید در دادگاه «برن ورفلوند» شهادت بدید.

00:40:15.329 --> 00:40:17.415
‫مزخرفه! با وکیلم صحبت کنید.

00:40:18.916 --> 00:40:22.378
‫باید در رابطه با ماجرای دستگیری
‫ایشون توضیحات لازم رو ارائه بدید.

00:40:22.962 --> 00:40:25.965
‫خواهرزاده‌تون آندره به همکاری شما با ایشون

00:40:26.048 --> 00:40:28.384
‫و هم‌دستی‌تون با نازی‌ها شهادت دادن.

00:40:38.144 --> 00:40:39.562
‫من هیچ کاری نکردم.

00:40:41.647 --> 00:40:46.318
‫عذرخواهی می‌کنم خانم؛ اما شما
‫خواهر آقای دیور هستید؟

00:40:46.402 --> 00:40:47.695
‫بله.

00:40:47.778 --> 00:40:50.489
‫چیزهای زیادی در رابطه با شما
‫از لوئیس للونگ شنیدم.

00:40:51.031 --> 00:40:56.495
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم.
‫من کارمل اسنو ام؛ سرویراستار «هرپرز بازار»

00:40:58.164 --> 00:41:00.666
‫خواهش می‌کنم زیاد
‫به برادرم سخت نگیرید!

00:41:00.749 --> 00:41:02.418
‫انتظارات‌مون ازش بالاست!

00:41:02.501 --> 00:41:05.171
‫اون این کالکشن رو
‫از اعماق قلبش خلق کرده.

00:41:05.671 --> 00:41:09.675
‫آره؛ با عطرتون این رو کاملاً متوجه شدم.

00:41:10.926 --> 00:41:11.760
‫عطر من؟

00:41:11.844 --> 00:41:15.890
‫خانم زنکر بهم گفت به احترام شما که
‫مهم‌ترین شخص زندگی‌ش هستید

00:41:15.973 --> 00:41:18.559
‫این اسم رو برای عطرش انتخاب کرده.

00:41:19.101 --> 00:41:20.102
‫«خانم دیور»

00:41:21.395 --> 00:41:23.105
‫فکرکنم منظورش مادرمونه!

00:41:23.189 --> 00:41:26.734
‫نه، نه، عزیزم. تویی!

00:41:57.014 --> 00:42:00.351
‫خانم‌ها و آقایان، تا لحظاتی
‫دیگر شروع می‌کنیم.

00:42:02.645 --> 00:42:05.064
‫با اولین کالکشن‌تون در سال 1947...

00:42:05.189 --> 00:42:07.608
‫شما به بشر کمک کردین
‫زیبایی حقیقی رو پیدا کنه؛

00:42:08.234 --> 00:42:11.820
‫و بعد از جنگ جهانی دوم، میلِ دوباره
‫به زندگی درون اون‌ها ایجاد بشه.

00:42:17.701 --> 00:42:19.703
‫تنها خواسته من

00:42:19.787 --> 00:42:25.042
‫طراحیِ زیباترین لباس‌های زنانه‌

00:42:26.210 --> 00:42:29.004
‫که تا به حال وجود داشته، بود.

00:42:42.977 --> 00:42:46.981
‫آیا این حقیقت داره که در زمان
‫اشغال پاریس توسط نازی‌ها،

00:42:47.064 --> 00:42:48.983
‫کوکو شنل سالن‌شون رو تعطیل کردن

00:42:50.442 --> 00:42:53.571
‫و دست رد به درخواست نازی‌ها زدن؟

00:42:55.114 --> 00:42:59.660
‫خانم شنل کسب و کار خودشون رو داشتن

00:43:03.122 --> 00:43:05.332
‫این هم تصمیم خودشون
‫بود که فعالیت نکنن.

00:43:11.922 --> 00:43:17.720
‫برای بعضی از ما که
‫در زمان جنگ زندگی می‌کردیم

00:43:21.223 --> 00:43:23.809
‫و همینطور 4 سال اشغال نازی‌ها...

00:43:27.396 --> 00:43:29.189
‫اون روزها واقعا! دوران سختی بودن.

00:43:31.108 --> 00:43:32.234
‫نجات پیدا کردن باشی

00:43:38.907 --> 00:43:41.827
‫مردم باید دوباره حس کنن!

00:43:42.786 --> 00:43:47.583
‫باید دوباره رویاپردازی کنن؛
‫دوباره زندگی کنن.

00:43:48.917 --> 00:43:52.796
‫ما هم چنین دنیایی براشون خلق کردیم.

00:43:53.922 --> 00:43:55.466
‫آماده ای عزیزم؟

00:43:58.302 --> 00:43:59.386
‫نه آقای دیور.

00:44:01.263 --> 00:44:02.306
‫منم همینطور.

00:44:15.110 --> 00:44:16.111
‫برو. برو.

00:44:21.742 --> 00:44:26.997
‫و خب برای من...
‫خلاقیت راه نجاتم بود.

00:44:35.881 --> 00:44:39.635
‫«و این بود آغاز داستان ما»