WEBVTT

00:00:16.933 --> 00:00:20.603
‫آنچه گذشت...

00:00:20.812 --> 00:00:22.981
‫- مامان؟
‫- حتماً بچه. هرچی تو بگی

00:00:30.780 --> 00:00:32.407
‫به مؤسسه خوش اومدی

00:00:35.452 --> 00:00:37.620
‫ اسمت لوک الیسـه،
‫ اهل مینیاپولیسی

00:00:37.620 --> 00:00:40.415
‫ باهوش هم هستی

00:00:40.415 --> 00:00:43.084
‫تو «د.آ»ای یا «د.ج»؟

00:00:43.084 --> 00:00:44.294
‫ د.آ همون دورآگاهیـه.
‫ د.ج هم...

00:00:44.294 --> 00:00:46.713
‫دورجنبی

00:00:46.713 --> 00:00:50.008
‫ خب، بعضی‌وقتا چیزها دورم تکون می‌خورن

00:00:50.008 --> 00:00:51.718
‫ اما... این کافی نیست که...

00:00:51.718 --> 00:00:52.969
‫ بیارنت اینجا؟

00:00:52.969 --> 00:00:54.179
‫الان تو «بخش جلویی» هستیم

00:00:54.179 --> 00:00:55.722
‫- بخش پشتی هم هست؟
‫- آره

00:00:55.722 --> 00:00:57.182
‫آره، دوره‌ی بخش جلویی رو که
‫تموم کردیم، میریم اونجا

00:00:58.391 --> 00:00:59.934
‫خوش اومدی لوک

00:00:59.934 --> 00:01:03.438
‫خب، با آقای استک‌هاوس،
‫رئیس حراست آشنا شدی

00:01:03.438 --> 00:01:05.690
‫ایشون هم دکتر هندریکس هستن

00:01:05.690 --> 00:01:08.693
‫ایشون معمار علم نوینی هستن که
‫اینجا انجامش میدیم

00:01:08.693 --> 00:01:11.154
‫من خانم سیگسبی هستم و...

00:01:11.154 --> 00:01:13.364
‫رئیسی، می‌دونم

00:01:13.364 --> 00:01:15.617
‫بدون شک تو...

00:01:15.617 --> 00:01:18.786
‫قراره  نقشی رو توی نجات دنیا ایفا کنی

00:01:18.786 --> 00:01:21.623
‫بعدش هم که خدمت‌تون تموم شد

00:01:21.623 --> 00:01:24.042
‫حافظه‌تون رو پاک می‌کنیم و
‫می‌فرستیم‌تون خونه

00:01:25.543 --> 00:01:28.004
‫ما هیولا نیستیم

00:01:30.798 --> 00:01:35.303
‫خب پسر، تو واسه این کار خیلی سَری

00:01:35.303 --> 00:01:36.596
‫ما دسته‌ی خوبی هستیم

00:01:36.596 --> 00:01:38.097
‫تو فقط یه آدم معمولی‌ای

00:01:38.097 --> 00:01:40.433
‫مردم گشت‌های شب رو مسخره می‌کنن اما

00:01:40.433 --> 00:01:44.020
‫برای نیروی کوچیکی مثل ما حیاتیـه

00:01:44.020 --> 00:01:47.774
‫چون هر روز توی این دنیا
‫یه سری اتفاقات میفته...

00:01:47.774 --> 00:01:51.194
‫که آدم به هیچ عنوان باورش نمی‌شه

00:01:51.361 --> 00:01:52.946
‫ نبود؟

00:01:52.946 --> 00:01:55.073
‫ترتیب‌ش رو دادم

00:01:55.073 --> 00:01:57.867
‫لوک، اینم از نیکی

00:01:57.867 --> 00:02:00.578
‫اگه می‌خوایم بریم بیرون،
‫باید خودمون رو از اینجا نجات بدیم.

00:02:01.204 --> 00:02:02.997
‫خب، آقای نابغه

00:02:02.997 --> 00:02:04.666
‫چطوری از این خراب‌شده فرار کنیم؟

00:02:21.224 --> 00:02:23.726
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

00:02:23.726 --> 00:02:26.813
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

00:02:26.813 --> 00:02:31.276
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

00:02:31.276 --> 00:02:34.821
‫♪ آره ♪

00:02:34.821 --> 00:02:36.614
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

00:02:36.614 --> 00:02:38.324
‫♪ آره ♪

00:02:41.953 --> 00:02:46.749
‫♪ توی دوران سخت ♪

00:02:46.749 --> 00:02:50.586
‫♪ نباید روحت رو بفروشی ♪

00:02:52.797 --> 00:02:57.301
‫♪ توی خوشی و ناخوشی ♪

00:02:57.301 --> 00:03:01.347
‫♪ همه باید بدجوری بدونن ♪

00:03:04.475 --> 00:03:07.395
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

00:03:07.395 --> 00:03:10.148
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

00:03:10.148 --> 00:03:14.986
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

00:03:14.986 --> 00:03:16.279
‫♪ آره ♪

00:03:17.739 --> 00:03:20.366
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

00:03:20.366 --> 00:03:21.576
‫♪ آره ♪

00:03:49.353 --> 00:03:51.272
‫- مامان؟
‫- حتماً بچه. هرچی تو بگی

00:03:59.197 --> 00:04:03.284
‫پاشو ببینم، خوابالو!
‫جشن شروع شده.

00:04:03.284 --> 00:04:04.702
‫نمی‌خوای عشق و حال رو از دست بدی

00:04:07.997 --> 00:04:11.334
‫♪ خداحافظ بخش جلویی از طرفت ♪

00:04:11.334 --> 00:04:13.628
‫♪ خداحافظ بخش جلویی ♪

00:04:13.628 --> 00:04:15.463
‫♪ از طرفت ♪

00:04:15.463 --> 00:04:17.507
‫♪ خداحافظ بخش جلویی ♪

00:04:17.507 --> 00:04:20.009
‫♪ آیریس عزیز ♪

00:04:21.552 --> 00:04:24.847
‫♪ خداحافظ بخش جلویی ♪

00:04:24.847 --> 00:04:27.350
‫♪ از طرفت ♪

00:04:31.729 --> 00:04:35.316
‫باید آرزو کنم یا چی؟

00:04:35.316 --> 00:04:37.401
‫اگه دلت می‌خواد

00:04:37.401 --> 00:04:39.278
‫چطوره آرزو کنم سنم رو درست می‌دونستید؟

00:04:39.320 --> 00:04:40.863
‫فقط 13 تا شمع هست

00:04:42.156 --> 00:04:43.658
‫اوه، شرمنده، عزیزم

00:04:43.658 --> 00:04:46.994
‫اینا برای 13 روزت توی بخش جلویی هستن

00:04:46.994 --> 00:04:48.579
‫ولی حالا توی راهی

00:04:53.376 --> 00:04:56.254
‫[چیزی نمونده بری خونه]

00:05:03.094 --> 00:05:06.597
‫کیک تولد ساعت 8 صبح؟

00:05:06.597 --> 00:05:08.307
‫«جزیره‌ی دلخوشی،» یادته؟

00:05:08.307 --> 00:05:12.645
‫آره، ولی به این معنا نیست که
‫برای صبحونه کیک خامه‌ای می‌خوام، می‌دونی؟

00:05:12.645 --> 00:05:14.605
ناجور و حال بهم زنه

00:05:29.954 --> 00:05:31.706
‫هی

00:05:31.706 --> 00:05:33.833
‫امروز اولین روز آزمایش‌هاته، درسته؟

00:05:33.833 --> 00:05:36.669
‫- آره
‫- کیکه رو بخور. قند کمک می‌کنه

00:05:40.506 --> 00:05:44.468
‫- به چی کمک می‌کنه؟
‫- فقط بهم اعتماد کن

00:05:46.220 --> 00:05:49.223
‫همه چی درست میشه

00:06:13.664 --> 00:06:15.666
‫خب، نیکی...

00:06:15.666 --> 00:06:19.962
‫نیکی میگه قراره یه راهی
‫برای کمک بهش پیدا کنی؟

00:06:19.962 --> 00:06:22.089
‫یه راهی برای کمک به همه‌مون پیدا می‌کنم

00:06:22.089 --> 00:06:23.549
‫انقدر از خودت مطمئنی؟

00:06:25.092 --> 00:06:28.179
‫باید عالی باشه

00:06:28.179 --> 00:06:31.015
‫آیریس، وقتشه

00:06:31.348 --> 00:06:32.892
‫خیلی به اون علاقه داره

00:06:32.892 --> 00:06:35.936
‫می‌دونی، خنده‌داره.
‫اون این همه به خودش زحمت میده

00:06:35.936 --> 00:06:39.106
‫که سعی کنه توی ذهنش
‫ازم پنهانش کنه، ولی...

00:06:39.106 --> 00:06:41.067
‫با خودم میگم: «عزیزم،
‫از قیافه‌ات می‌فهمم»

00:06:43.110 --> 00:06:45.321
‫خب، شما باهم هستید؟
‫تو و نیکی؟

00:06:47.323 --> 00:06:49.241
‫آره، خب مطمئن نبودم

00:06:49.241 --> 00:06:51.535
‫گمونم منم مثل تو مطمئن نیستم

00:06:51.535 --> 00:06:54.497
‫راستش، نمی‌دونم من و نیکی باهم هستیم یا نه

00:06:54.497 --> 00:06:57.333
‫نمی‌دونم چی هستیم

00:06:57.333 --> 00:06:59.335
‫یعنی، حتی دو هفته هم نیست
‫که اون رو می‌شناسم، پس...

00:07:05.633 --> 00:07:07.635
‫گمونم چند روز دیگه می‌بینمتون

00:07:07.635 --> 00:07:08.636
‫- آره
‫- باشه

00:07:08.636 --> 00:07:10.012
‫آره. به زودی می‌بینمت

00:07:28.280 --> 00:07:30.449
‫یا خدا!

00:07:30.449 --> 00:07:32.535
روز اول بزرگ و مهمیه، آره پهلوون؟

00:07:32.535 --> 00:07:34.119
‫خودت رو آماده کن

00:07:34.119 --> 00:07:36.539
‫یکی دو ساعت دیگه برمی‌گردم سراغت

00:07:53.514 --> 00:07:54.765
بیا بریم، آیریس

00:08:02.648 --> 00:08:05.859
‫«دیگه اون رو نمی‌بینیم»

00:08:37.349 --> 00:08:40.311
‫- سلام. صبح بخیر
‫- هی، می‌تونی کمکم کنی؟

00:08:40.311 --> 00:08:41.812
‫- عه، خب، من...
‫- لطفاً

00:08:41.812 --> 00:08:42.938
‫- من داشتم...
‫- اگه بتونی عالی میشه

00:08:42.938 --> 00:08:43.981
‫- من...
‫- آره

00:08:43.981 --> 00:08:44.982
‫فقط می‌خواستم برم...

00:08:44.982 --> 00:08:46.483
‫- باشه. باشه
‫- نگهش دار، آره

00:08:46.483 --> 00:08:48.736
‫- خودشه
‫- اون... آره

00:08:48.736 --> 00:08:50.029
‫- آره
‫- آره

00:08:50.029 --> 00:08:50.904
‫هی

00:08:52.573 --> 00:08:53.949
‫ازت خوشش میاد

00:08:55.284 --> 00:08:56.201
‫اون مجرده

00:08:59.621 --> 00:09:03.542
‫امیدوارم به مشتری‌های ثابتمون
‫یکم آرامش خاطر بده

00:09:03.542 --> 00:09:06.086
‫که یه مأمور قانون بینشون زندگی می‌کنه

00:09:06.086 --> 00:09:08.672
‫گرچه شاید کاسبی رو توی شب
‫جشن فارغ‌التحصیلی کساد کنه

00:09:08.672 --> 00:09:12.760
‫و بچه‌های محلی کمتر برای خرید گُل
‫و جنگِ بالشتی بهمون سر بزنن

00:09:12.760 --> 00:09:14.094
‫آره

00:09:14.094 --> 00:09:16.263
‫گمونم دوستمون افسر گالیکسون

00:09:16.305 --> 00:09:19.308
‫چند سال پیش توی اون جشن‌ها شرکت می‌کرد

00:09:19.308 --> 00:09:20.726
‫اگه درست خاطرم باشه

00:09:20.726 --> 00:09:24.146
‫اوه، من رو یاد یه چیزی انداخت.
‫یکم پیش زنگ زد

00:09:24.146 --> 00:09:28.734
‫و ازم خواست به محض این که سر پا شدی
‫بهت بگم بری اداره‌ی پلیس

00:09:28.734 --> 00:09:30.152
‫خب، احتمالاً بهتره برم

00:09:30.152 --> 00:09:32.446
‫راستش، اولش،

00:09:32.488 --> 00:09:34.198
‫می‌خواست مستقیم وصلش کنم به اتاقت،

00:09:34.239 --> 00:09:36.408
‫ولی کارت «مزاحم نشوید» رو زده بودی

00:09:36.408 --> 00:09:38.869
‫و ما توی هتل استانتون

00:09:38.869 --> 00:09:42.247
‫به خودمون افتخار می‌کنیم که هیچوقت
‫خواسته‌های مهمون‌هامون رو رد نمی‌کنیم

00:09:42.289 --> 00:09:43.999
‫باشه، می‌بینمت

00:09:43.999 --> 00:09:46.043
‫- اینطور نیست، بدیلیا؟
‫- می‌بینمت

00:09:46.043 --> 00:09:48.253
‫خیلی خب

00:09:50.380 --> 00:09:52.341
‫بفرما

00:09:52.341 --> 00:09:53.926
‫هیچ جا خونه‌ی خود آدم نمیشه

00:09:53.926 --> 00:09:56.011
‫امروز صبح یه هشدار از پلیس ایالتی گرفتیم

00:09:56.011 --> 00:09:58.639
‫دوتا سارق مسلح که فکر می‌کنن
‫احتمالاً دارن به این سمت میان

00:09:58.639 --> 00:10:02.476
‫یه هفته پیش از یه سوپرمارکت
‫توی نیوهمپشر سرقت کردن

00:10:02.476 --> 00:10:04.770
‫بعد دوشنبه صبح از جایی
‫توی کیتری سرقت کردن،

00:10:04.770 --> 00:10:07.064
‫و دیشب هم یه جایی بیرون بانگور

00:10:07.064 --> 00:10:08.649
‫دارن به سمت مرز فرار می‌کنن؟

00:10:08.649 --> 00:10:11.151
‫ممکنه. مگر این که به شرق تغییر مسیر بدن،

00:10:11.151 --> 00:10:12.861
‫بزرگراه 1 اونا رو مستقیم
‫به سمتِ ما میاره

00:10:12.861 --> 00:10:14.446
‫فهمیدم

00:10:17.533 --> 00:10:20.702
‫خب، گفتی بیام اینجا
‫که فقط بهم هشدار بدی؟

00:10:20.702 --> 00:10:21.954
‫نمی‌تونستی تلفنی این کارو بکنی؟

00:10:21.954 --> 00:10:25.499
‫توی دانشکده‌ی پلیس شهرِ بزرگ
‫همچین استدلالی رو بهتون یاد میدن؟

00:10:25.499 --> 00:10:28.418
‫رئیس بهم گفت ببینم
‫می‌خوای اسلحه حمل کنی یا نه

00:10:28.418 --> 00:10:30.003
‫فقط تا وقتی که اونا رو بگیریم

00:10:30.003 --> 00:10:32.005
‫چندتا گلاکِ اضافه توی گاوصندوق داریم

00:10:32.005 --> 00:10:33.882
از اون نظر کاملاً آماده‌ام

00:10:33.882 --> 00:10:35.300
‫اسلحه‌ی خودت رو داری؟

00:10:35.300 --> 00:10:37.803
‫ندارم

00:10:39.012 --> 00:10:40.722
‫هر طور راحتی

00:10:40.722 --> 00:10:43.517
‫و به وضوح اگه اتفاقی افتاد،
‫تنها وظیفه‌ات اینه که گزارشش کنی.

00:10:43.517 --> 00:10:44.351
‫چشم، خانم

00:10:47.104 --> 00:10:51.608
‫یه مسئله‌ای هست که شاید
‫بتونی کمکم کنی حلش کنم

00:10:51.608 --> 00:10:54.528
‫توی این شهر از کجا میشه
‫لاته‌ی شیر جودوسر گرفت؟

00:10:56.405 --> 00:10:58.699
‫یه استارباکس توی واترویل هست

00:10:58.699 --> 00:11:01.326
‫تقریباً 157 کیلومتر فاصله داره

00:11:01.326 --> 00:11:03.579
‫نه، این یه شوخی پلیس شهرِ بزرگ بود

00:11:03.579 --> 00:11:04.997
‫من لاته نمی‌خورم

00:11:04.997 --> 00:11:07.916
‫آخیش. خیالم راحت شد. ببین...

00:11:07.916 --> 00:11:09.835
‫فقط امشب مواظب باش

00:11:09.835 --> 00:11:11.920
‫اگه اون عوضی‌ها به اینجا بیان،

00:11:11.920 --> 00:11:13.463
‫گچ کمکِ زیادی بهت نمی‌کنه

00:11:14.715 --> 00:11:17.175
‫شاید. ولی نگران نباش

00:11:17.175 --> 00:11:19.553
‫اونا حریف هوش و جذبه‌ام نمیشن

00:11:22.389 --> 00:11:24.308
‫اگه می‌خوای انرژی بگیری،

00:11:24.308 --> 00:11:27.144
‫رستوران سانرایز رو امتحان کن،
‫چند بلوک پایین‌تر سمتِ راسته.

00:11:27.185 --> 00:11:28.645
‫ممنون، خانم

00:11:28.645 --> 00:11:29.730
‫«خانم»؟

00:11:30.939 --> 00:11:31.898
‫«دوشیزه»؟

00:11:33.066 --> 00:11:34.401
‫افسر

00:11:36.153 --> 00:11:37.195
‫حله

00:11:41.992 --> 00:11:44.661
‫اون رهبر تیمِ ربایش بود؟

00:11:44.661 --> 00:11:47.331
‫بله، قربان. پارسال ترفیع گرفته بود

00:11:47.331 --> 00:11:50.959
‫مشخصه که رویه‌های گزینش‌مون
‫نیاز به بهبود دارن

00:11:50.959 --> 00:11:53.420
‫قربان، همونطور که
‫من خانم سیگسبی صحبت کردیم،

00:11:53.420 --> 00:11:55.547
‫گزینش نیاز به زمان داره

00:11:55.547 --> 00:11:58.925
‫ایشون چندین بار به من گفته،

00:11:58.925 --> 00:12:00.844
‫نیازهای استخدامی‌اش مستلزم تسریع...

00:12:00.844 --> 00:12:04.181
‫نه. چیزی که لازم دارم بچه‌های بیشتره

00:12:04.181 --> 00:12:05.849
‫و به عنوان رهبرِ تیم ربایش،

00:12:05.849 --> 00:12:07.851
‫از تمام جوانب مأموریتِ ما مطلع بود؟

00:12:07.851 --> 00:12:10.479
‫نه، قربان. فقط به بخش جلویی دسترسی داشت

00:12:10.479 --> 00:12:13.357
‫این چندان اطمینان‌بخش نیست

00:12:13.357 --> 00:12:16.735
‫و شما چند وقت این زن رو تعقیب کردید؟

00:12:16.735 --> 00:12:18.570
‫از شما می‌پرسم، آقای استک‌هاوس

00:12:18.570 --> 00:12:21.281
‫ما توی ماه مارس نظارتِ غیرفعال رو افزایش دادیم

00:12:21.281 --> 00:12:24.826
‫تدابیرِ فعال هفته‌ی گذشته تصویب شدن

00:12:24.826 --> 00:12:29.664
‫«تدابیر فعال» یعنی... خبرنگارت؟

00:12:29.664 --> 00:12:34.294
‫قربان، فکر نکنم همه توی این کنفرانس
‫دسترسی امنیتی داشته باشن...

00:12:34.294 --> 00:12:40.675
‫آقای استک‌هاوس، اگه من می‌خواستم
‫خانم سیگسبی توی این مکالمه نباشه، نبود

00:12:40.675 --> 00:12:43.470
‫حالا، مطمئنی خبرنگارت تنها کسی بود

00:12:43.470 --> 00:12:46.181
‫که این خائن سعی کرد
‫باهاش ارتباط برقرار کنه؟

00:12:46.181 --> 00:12:48.433
‫- بله
‫- حالا، خانم سیگسبی

00:12:48.433 --> 00:12:52.771
‫متوجهم که تیم ربایش
‫مسئولیتِ مستقیم شما نیست

00:12:52.813 --> 00:12:57.776
‫ولی به وضوح کارآمدترین راه
‫برای پر کردن این جای خالی

00:12:57.776 --> 00:13:00.946
‫اینه که یکی از کارکنانِ داخلی‌تون رو
‫جابجا کنید

00:13:00.946 --> 00:13:03.615
‫می‌دونید که ما همینطوری هم کمبود نیرو داریم

00:13:03.615 --> 00:13:05.200
‫بله، می‌دونم

00:13:05.200 --> 00:13:07.285
‫ولی خودت همین رو گفتی

00:13:07.285 --> 00:13:09.246
‫با تمام مدخل‌های جدیدی که ظاهر میشن،

00:13:09.246 --> 00:13:11.873
‫چیزی که واقعاً لازم داری بچه‌های بیشترن

00:13:11.873 --> 00:13:14.459
‫پس چیزی که من واقعاً لازم دارم

00:13:14.459 --> 00:13:17.504
‫اینه که تیم‌های ربایشِ ما با تمام توان کار کنن

00:13:17.504 --> 00:13:20.090
‫حالا یه بار دیگه ازت می‌خوام

00:13:20.090 --> 00:13:23.844
‫که با امکاناتِ کم، بیشتر کار کنی

00:13:23.844 --> 00:13:27.097
‫وگرنه می‌تونم صرفاً به کمیته بگم که تو...

00:13:27.097 --> 00:13:29.975
‫نتونستی از پس اهدافی که
‫بهت محول شده بود بربیای

00:13:29.975 --> 00:13:32.811
‫نه، نه، نه. البته که نه.
‫همه باید وظیفه‌مون رو انجام بدیم.

00:13:36.189 --> 00:13:39.025
خبرنگارِ آقای استک‌هاوس چی؟

00:13:39.025 --> 00:13:41.153
‫گمونم اون مراحل گزینش رو پشت سر گذاشته

00:13:41.153 --> 00:13:43.280
‫چطوره اون جای خالی
‫توی تیم ربایش رو پر کنه

00:13:43.280 --> 00:13:45.657
‫تا وقتی که یه جایگزین دائمی پیدا کنیم؟

00:13:45.657 --> 00:13:48.785
‫و این چطوره، آقای استک‌هاوس؟

00:13:48.785 --> 00:13:50.829
‫ترتیبش رو میدم، قربان

00:13:50.829 --> 00:13:52.372
‫خیلی خوبه

00:14:02.757 --> 00:14:07.721
‫پس، تو واقعاً تونستی
‫یه خبرنگار رو جذب کنی؟

00:14:07.721 --> 00:14:09.306
‫سه سال پیش شغله رو براش جور کردم

00:14:09.347 --> 00:14:12.642
‫درست برای همچین پیشامدی

00:14:13.476 --> 00:14:16.563
‫فکر می‌کردم از آینده‌نگری‌ام خوشت بیاد

00:14:16.563 --> 00:14:17.981
‫و خوشم میاد

00:14:17.981 --> 00:14:19.107
‫چیزی که ازش خوشم نمیاد

00:14:19.149 --> 00:14:21.526
‫اینه که توی اون تماس
‫دسترسی امنیتی‌ام رو زیر سؤال بردی

00:14:21.526 --> 00:14:25.071
‫سخت نگیر. می‌دونی که اون چقدر
‫سرِ دسترسی‌های امنیتی عصبانی میشه

00:14:25.071 --> 00:14:27.782
‫- فقط داشتم دلش رو خوش می‌کردم
‫- با قربانی کردنِ من

00:14:27.782 --> 00:14:29.034
‫بامزه‌ست

00:14:30.076 --> 00:14:33.246
‫یادم رفته بود چقدر می‌تونی بامزه باشی

00:14:33.246 --> 00:14:34.831
‫زیادم بامزه نیست

00:14:37.834 --> 00:14:40.879
‫تو که واقعاً فکر نمی‌کنی
‫من اینجا رو به خطر بندازم، نه؟

00:14:40.879 --> 00:14:43.673
‫می‌دونم که این کارو نمی‌کنی

00:14:43.673 --> 00:14:46.718
‫خب، این تا حدودی دلگرم‌کننده‌ست

00:14:46.718 --> 00:14:48.470
‫اوه، نه چون بهت اعتماد دارم

00:14:48.470 --> 00:14:50.347
‫بلکه چون می‌دونم که می‌دونی

00:14:50.347 --> 00:14:54.100
‫که اگه روزی هر کدوم از اینا برملا شه،

00:14:54.100 --> 00:14:57.103
‫تو هم عینِ بقیه‌مون به فنا میری

00:15:01.566 --> 00:15:05.153
‫چقدر از چیزی که امروز در انتظارته
‫اطلاعات داری؟

00:15:05.153 --> 00:15:08.239
‫برام عجیبه که واقعاً برات مهمه

00:15:08.239 --> 00:15:12.452
‫باید یه صحبتِ دیگه در این مورد بکنیم
‫که باید خوب همکاری کنی؟

00:15:12.452 --> 00:15:15.372
‫ببین، می‌دونم قراره سعی کنید
مبنای قدرتِ دورجنبی‌ام رو بسنجید

00:15:15.372 --> 00:15:18.291
‫الکی وقت خودمون رو تلف نمی‌کنم.
‫نمی‌تونم هر وقت دلم خواست انجامش بدم.

00:15:18.291 --> 00:15:20.502
‫فقط وقتی که یه چیزی فعالش می‌کنه

00:15:20.502 --> 00:15:23.129
‫خب، پس فقط کافیه یه راهی
‫برای فعال کردنش پیدا کنیم، هان؟

00:15:23.129 --> 00:15:25.840
‫و بیا «نمی‌تونم» رو از دایره‌ی لغاتمون
‫حذف کنیم، حله پهلوون؟

00:15:25.840 --> 00:15:28.051
‫نمی‌تونم حرفِ بازنده‌هاست

00:15:34.265 --> 00:15:37.352
‫من دکتر هندریکس هستم

00:15:37.352 --> 00:15:39.229
‫رئیس عملیاتِ پزشکی

00:15:39.270 --> 00:15:41.356
‫توی دفترِ خانم سیگسبی
‫دیدارِ کوتاهی داشتیم

00:15:41.356 --> 00:15:43.400
‫ولی تو حالت زیاد خوش نبود

00:15:44.859 --> 00:15:46.736
‫اوه، لوک دست نمیده

00:15:46.736 --> 00:15:49.864
‫اشکالی نداره، اصلاً اشکالی نداره

00:15:49.864 --> 00:15:53.993
‫ولی هر وقت که میگم
‫می‌پره روی صندلی

00:16:00.959 --> 00:16:03.128
‫مجبورم نکن یه بار دیگه
‫بهت درس عبرت بدم

00:16:16.266 --> 00:16:18.017
‫پس تو واقعاً دکتری، هان؟

00:16:18.017 --> 00:16:20.019
‫البته

00:16:20.019 --> 00:16:22.689
‫ولی دکترای پزشکی داری دیگه؟
‫مثل دکتر فیل نیستی؟

00:16:22.689 --> 00:16:23.773
‫آره

00:16:23.815 --> 00:16:26.151
‫اون سوگندهایی که می‌خورید چی؟

00:16:26.192 --> 00:16:28.611
‫«اول، آسیب نرسان»؟

00:16:28.611 --> 00:16:30.530
‫اون چه سنخیتی با آدم‌ربایی

00:16:30.530 --> 00:16:34.200
‫و آزمایش بدون رضایت داره؟

00:16:34.200 --> 00:16:37.537
‫اوه، درسته. تو بچه‌ی باهوشی هستی

00:16:37.537 --> 00:16:40.415
‫و با این حال اولین کسی نیستی

00:16:40.415 --> 00:16:44.127
‫که فکر می‌کنه می‌تونه
‫با سوگند بقراط گیجم کنه

00:16:44.127 --> 00:16:48.840
‫بهت اطمینان میدم تمام جوانب اخلاقی
‫کاری رو که اینجا می‌کنیم بررسی کردم

00:16:49.090 --> 00:16:51.509
‫اهداف هر وسیله‌ای رو توجیه می‌کنن

00:16:51.509 --> 00:16:53.761
‫واقعاً؟

00:16:53.761 --> 00:16:56.431
‫- «نجات دادن دنیا» درسته؟
‫- در واقع همینطوره

00:16:56.431 --> 00:16:59.267
‫بقراط هیچوقت این حرف رو نزده، می‌دونی؟

00:16:59.267 --> 00:17:01.519
‫«اول، آسیب نرسان»؟

00:17:01.519 --> 00:17:03.521
‫فقط همه چی لاتینش بهتره

00:17:03.521 --> 00:17:05.607
‫- بیشتر رسمیه
‫- لاتین یا غیرلاتین،

00:17:05.607 --> 00:17:08.735
‫امیدوارم انقدر باهوش باشی
‫که بدونی بی‌معناست

00:17:08.735 --> 00:17:11.237
‫«اول، آسیب نرسان»

00:17:11.237 --> 00:17:14.616
‫جراحی چیزی جز آسیب رسوندن نیست،

00:17:14.616 --> 00:17:17.160
‫فقط آسیبی که خیرِ بزرگ‌تری به ارمغان میاره

00:17:17.160 --> 00:17:18.786
‫- حالا تکون نخور
‫- توی اون چیه؟

00:17:18.786 --> 00:17:20.955
‫چرا برات مهمه؟

00:17:20.955 --> 00:17:23.124
‫داره به دستِ من تزریق میشه، مرد

00:17:23.166 --> 00:17:26.252
‫درسته. هرچی که هست تزریق میشه

00:17:26.252 --> 00:17:29.047
‫حالا تکون نخور

00:17:29.047 --> 00:17:31.007
‫تنها دلیل این که می‌خوای اسمش رو بدونی

00:17:31.049 --> 00:17:33.635
‫برای اینه که بتونی احساس کنی
‫از بقیه باهوش‌تری

00:17:35.970 --> 00:17:38.806
‫گمونم هم‌خوابگاهی‌هات
‫در مورد نقطه‌ها بهت گفتن

00:17:40.516 --> 00:17:41.768
‫آره، یه ذره

00:17:41.809 --> 00:17:44.646
‫و این که چقدر مهمه که
‫وقتی اونا رو دیدی بهمون بگی؟

00:17:44.646 --> 00:17:48.232
‫آره، بهم گفتن

00:17:48.232 --> 00:17:52.070
‫خیلی بعیده که امروز اونا رو ببینی

00:17:52.070 --> 00:17:55.740
‫امروز فقط قراره مبنای قدرتت رو بسنجیم

00:17:55.740 --> 00:17:59.619
‫فقط کافیه لم بدی و استراحت کنی

00:17:59.619 --> 00:18:02.121
‫و به دستوراتِ ما عمل کنی

00:18:29.232 --> 00:18:31.359
‫باید بدونی!
‫زوئی می‌خواد حقیقت رو بدونی!

00:18:31.359 --> 00:18:32.819
‫انقدر اسمش رو نگو!

00:18:32.819 --> 00:18:35.321
‫من فقط سعی دارم حقیقت رو بهت بگم!

00:18:35.321 --> 00:18:37.156
‫- از سرِ راهم برو کنار!
‫- زوئی!

00:18:37.156 --> 00:18:38.366
‫هی، هی، چه خبره؟

00:18:38.408 --> 00:18:40.952
‫اون دیوونه‌ست!
‫اون روانیه!

00:18:40.993 --> 00:18:42.120
‫ازم دور شو!

00:18:42.120 --> 00:18:43.663
‫دیگه نمی‌تونی نادیده بگیریش!

00:18:43.663 --> 00:18:46.082
‫آروم. آروم باش، اَنی.
‫همه چی روبراهه.

00:18:46.082 --> 00:18:47.625
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:18:47.625 --> 00:18:49.210
‫خب، من دارم میرم سانرایز یه قهوه بخورم

00:18:49.210 --> 00:18:51.212
‫صبحونه خوردی؟
‫شنیدم املت‌های خفنی دارن.

00:18:51.212 --> 00:18:52.630
‫باید بهش هشدار بدم

00:18:52.630 --> 00:18:53.840
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

00:18:53.840 --> 00:18:56.050
‫ولی باید قبلش یه چیزی بخوری. خب؟

00:18:56.050 --> 00:18:58.219
‫اصلاً یه چیزی. مهمونِ من باش

00:19:00.388 --> 00:19:01.973
‫می‌فهمم

00:19:01.973 --> 00:19:03.349
‫- همه چی روبراهه؟
‫- باید...

00:19:03.349 --> 00:19:04.517
‫الان با مرکز تماس گرفتن

00:19:04.517 --> 00:19:06.978
‫خانم اسلون؟

00:19:06.978 --> 00:19:08.771
‫آره، آره، همه چی روبراهه...

00:19:08.813 --> 00:19:10.731
‫همه چی تحت کنترله، درسته؟

00:19:10.731 --> 00:19:14.026
‫هیچکس در امان نیست.
‫هیچکس در امان نیست.

00:19:14.026 --> 00:19:16.404
‫اَنی، می‌دونم رئیس از این بحث خسته شده

00:19:16.404 --> 00:19:18.573
‫تو دیگه نمی‌تونی مزاحم اسلون‌ها بشی

00:19:18.573 --> 00:19:20.241
‫تا جایی که می‌دونم
‫ممکنه رئیس هم توش دست داشته باشه

00:19:20.241 --> 00:19:22.452
‫- محض رضای خدا، اَنی
‫- ممکنه همه‌تون توش دست داشته باشید!

00:19:22.452 --> 00:19:23.786
‫حتی من؟

00:19:23.786 --> 00:19:27.748
‫خب، تو تازه اومدی اینجا، پس...

00:19:27.748 --> 00:19:30.209
‫ولی به زودی حقیقت رو می‌فهمی. می‌بینی!

00:19:30.209 --> 00:19:31.711
‫اَنی، می‌خوای بیای اداره،

00:19:31.711 --> 00:19:32.879
‫با رئیس اشورث حرف بزنی؟

00:19:32.879 --> 00:19:34.714
‫اوه، فکر نکنم نیازی به این کار باشه

00:19:34.714 --> 00:19:37.300
‫من و اَنی می‌خواستیم بریم صبحونه بخوریم

00:19:37.300 --> 00:19:39.594
‫نه، ممنون از هردوتون

00:19:39.594 --> 00:19:42.638
‫من باید برم به کارهام برسم

00:19:42.638 --> 00:19:44.265
‫خیلی خب، مادامی که اون کارها

00:19:44.265 --> 00:19:48.853
‫شامل نزدیک شدن به خانم اسلون بیچاره نباشه

00:19:48.853 --> 00:19:50.897
‫مواظبش باش

00:19:50.897 --> 00:19:54.525
‫اونا دقیقاً شبیه ما هستن.
‫صداشون هم عین ماست.

00:19:54.567 --> 00:19:57.153
‫به جز انگشت‌های پاشون

00:19:57.153 --> 00:19:59.530
‫باید به انگشت‌های کوچیک پاشون نگاه کنی

00:19:59.530 --> 00:20:01.824
‫اونا کج و کوله‌ان

00:20:06.954 --> 00:20:09.165
‫گمونم فکر می‌کنی آدمِ انسان‌دوستی هستی؟

00:20:09.165 --> 00:20:11.000
‫با زنِ دیوونه خوش و بش می‌کنی؟

00:20:11.000 --> 00:20:12.335
‫راستش رو بخوای، درو، من...

00:20:12.335 --> 00:20:14.003
‫گمونم واقعاً بهش فکر نکردم

00:20:14.003 --> 00:20:15.588
‫باشه. خب، حالا که بهش فکر می‌کنیم

00:20:15.588 --> 00:20:17.506
‫چطوره به این فکر کنیم که
‫برای خانم اسلون چجوریه؟

00:20:17.506 --> 00:20:19.717
‫همین که مجبور شد بچه‌اش رو دفن کنه
‫به اندازه‌ی کافی بده

00:20:19.717 --> 00:20:22.345
‫حالا دوستِ دیوونه‌ات سعی داره
‫متقاعدش کنه که حادثه نبوده

00:20:22.386 --> 00:20:23.846
‫باید من رو در جریان بذاری، رفیق

00:20:23.846 --> 00:20:25.473
‫نه. وظیفه‌ی من نیست

00:20:25.473 --> 00:20:27.892
‫فقط مطمئن شو نزدیکِ کلی اسلون نشه

00:20:38.903 --> 00:20:39.946
‫دارم بهتون میگم

00:20:39.946 --> 00:20:42.365
‫شما دارید خودتون رو برای ناامید شدن
‫آماده می‌کنید

00:20:42.365 --> 00:20:45.576
‫بذار ما نگرانش باشیم.
‫فقط تمام تلاشت رو بکن.

00:20:57.922 --> 00:21:00.508
‫واقعاً دارم تلاش می‌کنم

00:21:00.508 --> 00:21:02.718
‫خب، بیشتر تلاش کن. هوم؟

00:21:07.223 --> 00:21:08.349
‫خبری نشد؟

00:21:12.895 --> 00:21:15.815
‫شرمنده. واقعاً دارم تلاش می‌کنم

00:21:15.815 --> 00:21:18.567
‫واقعاً کفگیرمون به ته دیگه خورده، هان؟

00:21:18.567 --> 00:21:19.902
‫تمرکز کن، لوک

00:21:30.371 --> 00:21:33.124
‫عه، تونی، یه دوز دیگه بهش تزریق کن

00:21:34.208 --> 00:21:38.587
‫نه. نه، نه. خواهش می‌کنم دیگه نه

00:21:38.587 --> 00:21:43.259
‫همونطور که گفتم خیلی بعیده
‫که امروز نقاط نورانی رو ببینی

00:21:43.259 --> 00:21:45.136
‫ولی اگه احیاناً اونا رو دیدی،

00:21:45.136 --> 00:21:49.098
‫می‌خوام فوراً به ما خبر بدی،

00:21:49.098 --> 00:21:50.975
‫به خاطر امنیتِ خودت

00:21:50.975 --> 00:21:52.309
‫برای امنیتِ خودم...

00:21:52.309 --> 00:21:55.771
‫همچنین، سعی کن دندون‌هات رو بهم فشار بدی

00:21:55.771 --> 00:21:57.732
‫دلم نمی‌خواد زبونت رو گاز بگیری و قطع کنی

00:22:29.096 --> 00:22:30.765
‫خیلی خب

00:22:46.071 --> 00:22:48.365
‫بهت که گفتم می‌تونی انجامش بدی، پهلوون

00:22:48.407 --> 00:22:50.951
‫اگه به خودت ایمان نداشته باشی
‫هیچکس بهت ایمان نمیاره

00:22:50.993 --> 00:22:51.660
‫من...

00:22:52.995 --> 00:22:55.247
‫فکر کنم الان بالا میارم

00:22:58.667 --> 00:23:02.880
‫خیلی خب، بذار چند دقیقه اینجا بشینه،

00:23:02.922 --> 00:23:05.382
‫بهش یه لیوان آب بده، تمیزش کن

00:23:11.764 --> 00:23:13.933
‫آروم. اولین بار سخته

00:23:13.933 --> 00:23:16.060
‫بیا، این کمکت می‌کنه

00:23:16.060 --> 00:23:17.353
‫آدامسِ نعناست

00:23:18.979 --> 00:23:21.065
‫هنوز نقطه‌ها رو نمی‌بینی؟

00:23:22.274 --> 00:23:24.318
‫اشکالی نداره. می‌بینی،
‫بعدش حالت بهتر میشه.

00:23:24.318 --> 00:23:26.403
‫حالا که حرفش شد،

00:23:26.403 --> 00:23:29.531
‫باید یه چیزی بخوری
‫تا معده‌ات آروم شه

00:23:38.874 --> 00:23:40.459
‫داغون به نظر میای

00:23:40.459 --> 00:23:41.961
‫ممنون

00:23:41.961 --> 00:23:43.921
‫اولین آمپولِ نقطه‌هام رو زدم

00:23:43.921 --> 00:23:46.048
‫تجربه‌اش رو داشتم.
‫می‌دونی، من اولین بارش

00:23:46.048 --> 00:23:47.758
‫سوزن رو با دندونم بیرون کشیدم

00:23:47.758 --> 00:23:50.844
‫و فرو کردم توی بدن هندریکس

00:23:50.844 --> 00:23:52.388
‫واقعاً این کارو کردی؟

00:23:52.388 --> 00:23:53.472
‫نه

00:23:53.514 --> 00:23:55.516
‫ولی می‌خواستم
‫و شاید هنوزم این کارو بکنم

00:23:55.516 --> 00:23:57.476
‫راستش روی کتونی‌های نوم بالا آوردم

00:23:57.476 --> 00:24:01.146
‫مواظب باش، جرج.
‫فقط یواش یواش بیا.

00:24:01.146 --> 00:24:02.523
‫هی! هی!

00:24:04.775 --> 00:24:07.778
‫گمونم در مقایسه با چیزی که
‫جرج تجربه کرده هیچی نبوده

00:24:07.778 --> 00:24:09.571
‫اون چیه؟

00:24:09.571 --> 00:24:11.073
‫اسمش جعبه‌ی رویاست

00:24:11.073 --> 00:24:13.659
‫آخرین آزمایش توی بخش جلوییه

00:24:13.659 --> 00:24:16.996
‫منم همین روزها منتظرشم

00:24:16.996 --> 00:24:19.081
‫می‌دونی چیکار می‌کنه؟

00:24:19.081 --> 00:24:21.041
‫طبق چیزهایی که بهم گفتن

00:24:21.083 --> 00:24:24.336
‫انواع و اقسام چیزهای بد که از نیمه‌خودآگاهت
‫بیرون می‌کشه رو نشونت میده

00:24:24.336 --> 00:24:26.964
‫آیریس بهش میگه فیلم ترسناکِ شخصیت

00:24:26.964 --> 00:24:29.758
‫تنها راه متوقف کردنش
‫ردیف کردن نقاط نورانیه

00:24:29.758 --> 00:24:32.136
‫بهشون نشون میده برای بخش پشتی آماده‌ای

00:24:32.136 --> 00:24:33.971
‫میشه جلوش مقاومت کرد؟

00:24:33.971 --> 00:24:37.766
‫خب، یعنی، می‌تونی تلاش کنی

00:24:37.766 --> 00:24:39.727
‫سلام، مرغ‌های عشق

00:24:39.727 --> 00:24:41.478
‫تازگی‌ها نقطه‌ای ندیدی؟

00:24:41.478 --> 00:24:43.605
‫تو جای مغزت نقطه داری

00:24:43.605 --> 00:24:45.816
‫هر وقت بخوای می‌تونیم
‫باهم تسویه حساب کنیم، بچه‌جون

00:25:30.986 --> 00:25:32.863
‫نذار تو کف بمونم.
‫راهی برای خروج از اینجا هست؟

00:25:32.905 --> 00:25:34.490
‫ببین، همیشه یه راهی هست

00:25:34.490 --> 00:25:36.617
‫در واقع عینِ یه بازی استراتژیکه

00:25:36.617 --> 00:25:39.661
‫چالش اصلی فکر کردن به راهیه
‫که اونا فکرش رو نکردن

00:25:39.661 --> 00:25:42.331
‫یا اقلاً راهی که فکر نمی‌کنن امتحان کنیم

00:25:42.331 --> 00:25:43.999
‫باشه، سراپا گوشم

00:25:43.999 --> 00:25:45.542
‫هنوز به اونجا نرسیدیم، خب؟

00:25:45.542 --> 00:25:47.294
‫هنوز داریم اطلاعات جمع می‌کنیم

00:25:49.004 --> 00:25:51.548
‫حالا، دوربین‌های مداربسته‌ای که من دیدم

00:25:51.548 --> 00:25:53.926
‫به نظر میاد شاید ده سال پیش آخرین مدل بودن

00:25:55.344 --> 00:25:57.554
‫یکی توی هر اتاق عمومی

00:25:57.554 --> 00:26:01.099
‫و یکی توی هر طرف هر راهرو
‫که همه سنسورِ حرکتی دارن

00:26:01.099 --> 00:26:03.477
‫گمونم به وای‌فای متصل هستن،

00:26:03.477 --> 00:26:06.230
‫ولی خب احتمالاً یه پشتیبان سیم‌بندی شده داره

00:26:06.230 --> 00:26:08.065
‫باشه، خب، چطور از کار بندازیمشون؟

00:26:08.690 --> 00:26:13.278
‫نمی‌دونم. یه اختلال‌گر وای‌فای دمِ دست داری؟

00:26:13.278 --> 00:26:15.405
‫یا نمی‌دونم، یه لیزرِ طبقه 4؟

00:26:18.992 --> 00:26:20.744
‫تازه تموم کردم

00:26:22.454 --> 00:26:26.959
‫حدس می‌زنم سرورِ اصلی
‫کاملاً محافظت‌شده‌ست

00:26:26.959 --> 00:26:28.752
‫پس نمی‌تونیم اونا رو از کار بندازیم؟

00:26:30.629 --> 00:26:32.673
‫به چی می‌خندی؟

00:26:32.673 --> 00:26:36.009
‫آره، تونی میگه «نمی‌تونم» حرفِ بازنده‌هاست

00:26:39.721 --> 00:26:41.431
‫حالم از اون یارو بهم می‌خوره

00:26:41.431 --> 00:26:44.476
‫هنوزم ما رو از دوربین‌ها رد نمی‌کنه

00:26:44.476 --> 00:26:46.812
‫خب، آسون‌ترین راه برای انجامش

00:26:46.812 --> 00:26:49.356
‫استخدام یه نفوذیه

00:26:49.356 --> 00:26:51.817
‫یه نفوذی؟ اینجا؟

00:26:51.817 --> 00:26:55.654
‫ببین، تمام سازمان‌ها نقاط ضعف دارن. باشه؟

00:26:55.654 --> 00:26:58.031
‫مردم خصومت‌ها و زندگی‌های مخفی دارن

00:26:58.031 --> 00:27:00.409
‫کتاب‌های خوب زیادی
‫در مورد استخدام جاسوس هست

00:27:00.409 --> 00:27:02.286
‫جاسوس‌های موش‌صفت

00:27:02.286 --> 00:27:05.289
‫که پول، ایدئولوژی، زور و غرور انگیزه‌شونه

00:27:05.289 --> 00:27:08.208
‫تنها مشکلی که داریم
‫اینه که فقط یه شانس داریم

00:27:08.250 --> 00:27:10.877
‫اگه یکی از کارکنان رو استخدام کنیم
‫و طرف جا بزنه،

00:27:10.877 --> 00:27:12.421
‫به سیگسبی یا استک‌هاوس گزارش می‌کنه

00:27:12.421 --> 00:27:14.673
‫آره. شانس دومی نداریم

00:27:14.673 --> 00:27:16.341
‫در ضمن وقتِ زیادی نداریم

00:27:16.341 --> 00:27:21.054
‫کالیشا گفت هر بچه‌ای که دیده به طور میانگین
‫تقریباً 15 روز توی بخش جلویی می‌مونه

00:27:21.054 --> 00:27:25.183
‫چیزی که واقعاً لازم داریم
‫یه دورآگاه فوق‌العاده قویه

00:27:25.183 --> 00:27:26.643
‫که داخل ذهنِ کارکنان رو ببینه،

00:27:26.643 --> 00:27:28.061
‫حتی چیزهایی که پنهان می‌کنن

00:27:28.520 --> 00:27:30.814
‫شاید بدون این که بفهمن
‫ذهن‌هاشون رو بهم بریزه

00:27:30.856 --> 00:27:32.566
‫حتی کالیشا هم قدرتِ همچین کاری رو نداره

00:27:32.566 --> 00:27:35.152
‫در ضمن وقتی که کسی
‫قدرتِ واقعی پیدا می‌کنه

00:27:35.152 --> 00:27:36.611
‫منتقل میشه

00:27:40.991 --> 00:27:43.368
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

00:27:46.705 --> 00:27:49.916
‫هیچکس نمی‌دونه. یکی دو هفته یه بار رخ میده

00:27:53.670 --> 00:27:56.298
‫به نظر نمیاد با محیط زیست سازگار باشه

00:27:56.298 --> 00:27:58.133
‫آره، چرا گزارششون نمی‌کنی؟

00:28:15.192 --> 00:28:17.611
‫درو بهم گفت امروز با اَنی چه اتفاقی افتاد

00:28:17.611 --> 00:28:20.072
‫به نظر میاد واقعاً آرومش کردی

00:28:20.072 --> 00:28:23.325
‫- این کارِ آسونی نیست
‫- آره، خب...

00:28:23.325 --> 00:28:25.952
‫توی اینجور کارها یکم تجربه دارم

00:28:25.952 --> 00:28:27.412
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:28:27.412 --> 00:28:29.247
‫آره، مامانم

00:28:30.791 --> 00:28:33.877
‫ببخشید. بابات چی؟

00:28:33.919 --> 00:28:35.087
‫اوه، عه...

00:28:35.087 --> 00:28:38.256
‫آره، اون یه مدت سعی کرد
‫ازش مراقبت کنه

00:28:38.256 --> 00:28:41.802
‫ولی بعد از این که بابام رفت،
‫مادرم داروهاش رو کنار گذاشت.

00:28:41.802 --> 00:28:44.137
‫و آروم کردنش وظیفه‌ی من شد

00:28:45.388 --> 00:28:46.932
‫مطمئنم اون کارو خوب بلد بودی

00:28:46.932 --> 00:28:49.017
‫خب، فقط یکی رو نیاز داشت
‫که به حرفش گوش بده

00:28:49.017 --> 00:28:50.811
‫توهماتش شاید احمقانه به نظر می‌اومدن،

00:28:50.811 --> 00:28:54.105
‫ولی من معمولاً ذره‌ای حقیقت
‫توشون پیدا می‌کردم

00:28:54.105 --> 00:28:56.358
‫مثل اَنی و کلی اسلون؟

00:28:56.358 --> 00:28:59.110
‫منظورت چیه؟ مگه حادثه نبود؟

00:28:59.110 --> 00:29:01.363
‫چی حادثه نبود؟

00:29:01.363 --> 00:29:03.281
‫هر اتفاقی که برای دخترِ کلی اسلون افتاد؟

00:29:03.281 --> 00:29:05.325
‫اونجا اسمش پله‌های سرخه

00:29:05.325 --> 00:29:07.077
‫در واقع پله نیست،

00:29:07.077 --> 00:29:09.246
‫فقط یه سری صخره وسط روده

00:29:09.246 --> 00:29:11.832
‫در واقع سرخ هم نیست

00:29:11.832 --> 00:29:13.708
‫یه ربطی به سنگِ آهن توی خاکش داره

00:29:13.750 --> 00:29:17.712
‫بگذریم، تمام مدتی که داشتم بزرگ می‌شدم

00:29:17.712 --> 00:29:19.798
‫والدینمون بهمون می‌گفتن
‫نزدیک پله‌های سرخ شنا نکنیم

00:29:19.798 --> 00:29:22.509
‫به خاطر جریان آب اطرافِ صخره‌ها بود

00:29:22.509 --> 00:29:25.178
‫می‌تونه آدم رو بکشه زیر آب،

00:29:25.178 --> 00:29:27.097
‫حتی وقتی سطح آب کاملاً آرومه

00:29:27.097 --> 00:29:29.099
‫خب، ما هم یه همچین جایی داشتیم

00:29:29.099 --> 00:29:31.309
‫یه معدنِ گرانیت متروکه

00:29:31.309 --> 00:29:33.520
‫بچه‌ها بهش می‌گفتن «ماشین غرق»

00:29:35.772 --> 00:29:39.985
‫وقتی کلاس نهم بودم،
‫چندتا از بچه‌های سال بالایی

00:29:40.026 --> 00:29:42.779
‫شب قبل از مراسم بازگشت به خانه
‫رفتن کنار پله‌های سرخ نوشیدنی بخورن

00:29:43.905 --> 00:29:46.032
‫شاید پاشون لیز خورد
‫و افتادن توی آب،

00:29:46.074 --> 00:29:48.535
‫یا شاید انقدر مست کردن،

00:29:48.577 --> 00:29:50.287
‫که واقعاً تصمیم گرفتن برن توی آب شنا کنن

00:29:50.287 --> 00:29:53.915
‫به هر حال، چهار روز بعد
‫جسدهاشون به ساحل اومد

00:29:53.957 --> 00:29:56.710
‫دوتا پسر و دوتا دختر

00:29:56.710 --> 00:29:59.337
‫یکی از دخترها زوئی اسلون بود

00:29:59.337 --> 00:30:01.590
‫دخترِ کلی

00:30:01.590 --> 00:30:02.799
‫خدایا

00:30:04.634 --> 00:30:07.137
‫نمی‌دونستم اَنی اون موقع اینجا بود

00:30:07.137 --> 00:30:08.847
‫نه، اینجا نبود

00:30:10.473 --> 00:30:12.100
‫حتماً داستانش رو شنیده،

00:30:12.100 --> 00:30:13.893
‫یه جوری قانع شده که حادثه نبوده

00:30:13.893 --> 00:30:15.979
‫نمی‌دونم. الان کلاً عقلش سرِ جاش نیست،

00:30:15.979 --> 00:30:17.689
‫که با سایر توهم‌های توطئه‌اش قاتی شده،

00:30:17.689 --> 00:30:20.650
‫ولی برای کلی اسلون خیلی ناراحت کننده بوده

00:30:20.650 --> 00:30:22.402
‫می‌تونم تصور کنم

00:30:22.402 --> 00:30:24.613
‫اَنی روزهای خوب و بد داره

00:30:24.613 --> 00:30:28.616
‫آره. آره، ولی یه چیزی گفت که...

00:30:28.616 --> 00:30:31.244
‫اون می‌دونست مادرم من رو چی صدا می‌کرد

00:30:31.244 --> 00:30:34.998
‫آره، اَنی هر از گاهی یه چیزهایی میگه
‫که آدم شاخ در میاره

00:30:34.998 --> 00:30:37.876
‫روی فرکانس‌های عجیب و غریبی سیر می‌کنه

00:30:37.876 --> 00:30:40.628
‫خب... امشب میرم پیشش،

00:30:40.628 --> 00:30:42.255
‫بهش سر می‌زنم، ببینم حالش چطوره

00:30:42.255 --> 00:30:43.631
‫خب، خوبیت رو می‌رسونه

00:30:43.631 --> 00:30:45.300
‫گمونم هر شهری یکی داره

00:30:45.300 --> 00:30:47.093
‫آره

00:30:47.093 --> 00:30:49.846
‫نه، منظورم این نبود...

00:30:49.846 --> 00:30:54.267
‫اوه، نه، اشکالی نداره.
‫خیلی وقت پیش بود.

00:30:54.267 --> 00:30:55.685
‫بابتِ قهوه ممنونم

00:31:29.010 --> 00:31:30.845
‫رسماً فقط یه حدس برات مونده

00:31:30.845 --> 00:31:32.388
‫- پ
‫- نه

00:31:32.388 --> 00:31:33.598
‫- خیلی خب
‫- مُردی

00:31:33.598 --> 00:31:34.974
‫بازیت افتضاحه

00:31:34.974 --> 00:31:37.477
‫از همون اولش.
‫یه دور جدید شروع کن. یالا.

00:31:37.477 --> 00:31:40.188
‫باشه. لعنتی. صبر کن. چه حرفی؟

00:31:40.188 --> 00:31:42.899
‫یالا

00:31:42.899 --> 00:31:44.317
‫سعی دارم فکر کنم

00:31:46.820 --> 00:31:48.196
‫محشره

00:31:48.196 --> 00:31:50.490
‫- سلام، داداش
‫- سلام. اینجا رو ببین

00:32:12.053 --> 00:32:13.638
‫وای

00:32:13.638 --> 00:32:15.431
‫خفنه

00:32:16.724 --> 00:32:18.726
‫خیلی خفنه

00:32:18.726 --> 00:32:21.771
‫جعبه‌ی رویا افتضاحه،
‫ولی برای دورجنبی‌ام معجزه کرده.

00:32:21.771 --> 00:32:24.899
‫هدفش اینه؟

00:32:24.899 --> 00:32:26.442
‫تقویتِ دورجنبی؟

00:32:26.442 --> 00:32:28.611
‫همه چی رو تقویت می‌کنه

00:32:28.611 --> 00:32:30.405
‫چه احساسی داری؟

00:32:30.405 --> 00:32:32.949
‫انگار یکی مغزم رو تبدیل به اسموتی کرده،

00:32:32.949 --> 00:32:36.536
‫ولی غیر از این، روبراهم

00:32:36.536 --> 00:32:39.706
‫و دورآگاهی‌ات چی؟

00:32:39.706 --> 00:32:41.457
‫تونستی اون نقاط نورانی رو حرکت بدی؟

00:32:41.457 --> 00:32:43.960
‫فکر کنم

00:32:43.960 --> 00:32:45.628
‫واقعاً یادم نمیاد. چی می‌تونم برات بگیرم؟

00:32:51.134 --> 00:32:53.511
‫بهم آلموند جوی بده،
‫ردیف دی3.

00:32:53.511 --> 00:32:56.639
‫فکر می‌کردم شکلات ماوندز دوست داشته باشی

00:32:56.639 --> 00:32:58.391
‫خب، من غیر قابل پیش‌بینی‌ام

00:33:13.698 --> 00:33:16.367
‫- ممنون
‫- قابلت رو نداره

00:33:18.161 --> 00:33:20.163
‫- ی
‫- آره! آره!

00:33:20.163 --> 00:33:21.623
‫گاهی جواب میده

00:33:21.623 --> 00:33:22.874
‫یه مصوّته

00:33:22.874 --> 00:33:24.208
‫بدک نیست. بیخیال

00:33:24.208 --> 00:33:25.585
‫سلام

00:33:25.585 --> 00:33:26.878
‫سلام

00:33:26.878 --> 00:33:29.797
‫به نظر میاد جرج یکم بهتر شده

00:33:29.797 --> 00:33:31.466
‫- باشه
‫- آره، زیاد طول نمی‌کشه

00:33:31.466 --> 00:33:33.926
‫اگه تونسته اون نقاط نورانی رو
‫توی جعبه‌ی رویا جابجا کنه،

00:33:33.926 --> 00:33:35.803
‫نفرِ بعدیه که میره بخش پشتی

00:33:35.803 --> 00:33:37.430
‫و صد درصد مطمئنی این چیز خوبی نیست؟

00:33:37.430 --> 00:33:39.015
‫اوه، بازم شروع شد

00:33:39.015 --> 00:33:41.726
‫دارم بهت میگم، شا، زودباور نباش

00:33:41.726 --> 00:33:44.437
‫هرچی که اینجا بهت میگن دروغه

00:33:44.437 --> 00:33:46.356
‫تمام

00:33:46.356 --> 00:33:47.982
‫مورین چی؟

00:33:47.982 --> 00:33:49.942
‫اصلاً بحثش رو پیش نکش

00:33:54.655 --> 00:33:56.532
‫خیلی خب، چطوره یکم پینگ‌-پنگ بازی کنیم؟

00:33:56.532 --> 00:33:58.409
‫- یالا
‫- باشه

00:33:58.409 --> 00:34:00.203
‫آره، ردیفه

00:34:00.203 --> 00:34:01.704
‫لوک، کمکم کن

00:34:01.704 --> 00:34:05.875
‫می‌دونم دم زدنِ مورین
‫از کنار اومدن متقابل رو باور نمی‌کنی

00:34:10.046 --> 00:34:12.340
‫نمی‌دونم، داداش

00:34:12.340 --> 00:34:14.008
‫احساس می‌کنم شاید اون واقعاً آدم باشه

00:34:14.050 --> 00:34:16.094
‫- دیدی؟
‫- آره

00:34:16.094 --> 00:34:18.096
‫اگه مورین واقعی نبود،
‫چرا باید بهمون می‌گفت

00:34:18.096 --> 00:34:19.972
‫توی کدوم نقاط دوربین‌ها صدامون رو نمی‌شنون

00:34:20.014 --> 00:34:21.516
‫به نظرم حالا که آیریس رفته،

00:34:21.557 --> 00:34:23.476
‫تنها کسایی که می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم
‫الان توی این اتاق هستن

00:34:23.518 --> 00:34:24.435
‫بعلاوه‌ی یکی دیگه

00:34:24.477 --> 00:34:26.604
‫امشب یه بچه‌ی جدید میارن

00:34:26.646 --> 00:34:28.606
‫اسمش ایوری دیکسونه
‫از سالت لیک سیتی میاد

00:34:28.606 --> 00:34:31.067
‫قراره بذارنش توی اتاق آیریس

00:34:31.067 --> 00:34:33.194
‫از جادوی همیشگیت روش استفاده می‌کنی، شا؟

00:34:33.194 --> 00:34:35.363
‫گُم شو بابا!
‫من واقعاً آبله مرغون گرفته بودم!

00:34:35.405 --> 00:34:36.656
‫نمی‌دونم

00:34:36.656 --> 00:34:38.825
‫با توجه به اتاق این بچه،

00:34:38.866 --> 00:34:41.285
‫به نظر میاد شاید برای «جادو» یکم کوچیک باشه

00:34:41.285 --> 00:34:42.829
‫باشه، جفتتون باید این قضیه رو ول کنید

00:34:42.829 --> 00:34:44.080
‫جدی میگم، مسخره‌ست

00:34:44.080 --> 00:34:46.040
‫ببینید چی آوردم

00:34:46.040 --> 00:34:47.416
‫اوه، بیخیال

00:34:47.416 --> 00:34:50.419
‫نه! نه!

00:34:50.419 --> 00:34:51.796
‫مالِ منم هست

00:34:51.796 --> 00:34:54.924
‫- نمی‌تونم...
‫- عه، جرج؟

00:34:54.924 --> 00:34:58.469
‫به جای این که با استفاده از قدرتت
‫سکه بگیری که باهاش نوشابه بخری،

00:34:58.469 --> 00:35:02.974
‫چرا یه کاری نمی‌کنی که دستگاه
‫بدون سکه بهت نوشابه بده؟

00:35:02.974 --> 00:35:06.602
‫- هی، کی از تو پرسید؟
‫- فقط دارم میگم، داداش

00:35:06.602 --> 00:35:08.271
‫بیاید بازی کنیم. بچه‌ها، یالا

00:35:08.271 --> 00:35:09.605
‫مالِ تو رو نمی‌خوام.
‫مالِ خودم بهتره.

00:35:09.605 --> 00:35:10.815
‫- بیا سرویس بزنیم
‫- خیلی خب

00:35:10.815 --> 00:35:12.275
‫هرکی به ده برسه، باشه؟

00:35:12.275 --> 00:35:13.943
‫- بیاید شروع کنیم
‫- آره، مگه خوابش رو ببینی

00:35:41.137 --> 00:35:43.764
‫هی، نوشابه‌ت تموم شده!

00:35:43.764 --> 00:35:45.600
‫می‌تونی روی پیشخوان یادداشت بذاری؟

00:35:47.894 --> 00:35:49.478
‫اوه، بیا، بذار کمکت کنم

00:35:52.064 --> 00:35:55.568
‫اولش کوکا بود، بعدش شد کوکای رژیمی،
‫بعد کوکای زیرو،

00:35:55.568 --> 00:35:58.195
‫و حالا باید یه چیزی به اسم
‫کوکا زیرو شوگر سفارش بدم

00:35:58.195 --> 00:36:00.823
‫مراحل آخر نظام سرمایه‌داری، درسته؟

00:36:00.823 --> 00:36:02.658
‫راستش، اینطور نیست

00:36:02.658 --> 00:36:06.412
‫مصرف‌گرایی با هر مدل اقتصادی
‫پیش‌بینی‌شده‌ی دیگه‌ای فرق داره

00:36:06.412 --> 00:36:09.790
‫آره. آره، باشه، حتماً

00:36:09.790 --> 00:36:12.168
‫می‌دونم کینز خلافِ این رو می‌گفت،

00:36:12.168 --> 00:36:13.794
‫ولی هرکسی که یه نصفه عقل داره می‌دونه

00:36:13.836 --> 00:36:16.547
‫تولید چرخ اقتصاد رو می‌چرخونه، نه مصرف

00:36:16.547 --> 00:36:19.634
‫ولی معلومه که تو بیشتر
‫از یه نصفه عقل داری

00:36:19.634 --> 00:36:21.802
‫من سال سوم دوره‌ی دکترای اقتصاد بودم

00:36:21.802 --> 00:36:23.971
‫توی دانشگاه جاماکادا توی موگادیشو

00:36:23.971 --> 00:36:26.682
‫سال 2007، الشباب اومد سراغ خانواده‌ام

00:36:26.682 --> 00:36:28.893
‫مجبور شدیم از کشور خارج شیم

00:36:28.893 --> 00:36:30.936
‫شرمنده. حتماً برات سخت بوده

00:36:30.936 --> 00:36:33.564
‫دو سال زندگی توی اردوگاه پناهندگان
‫توی کنیا سخت بود، آره

00:36:33.564 --> 00:36:36.609
‫ولی اینجا، الان توی مین،

00:36:36.609 --> 00:36:39.820
‫مثل یه شروع تازه‌ست.
‫خدا رو شکر.

00:36:39.820 --> 00:36:41.697
‫دمِ خودت و برادرهات هم گرم

00:36:41.697 --> 00:36:43.991
‫از این به بعد اون قهوه رو مهمونِ ما هستی

00:36:43.991 --> 00:36:45.451
‫شب خوبی داشته باشی

00:36:46.994 --> 00:36:47.870
‫ممنون

00:37:12.978 --> 00:37:14.230
‫یالا، دختر. یالا

00:38:17.751 --> 00:38:19.253
‫اوه، سلام

00:38:19.253 --> 00:38:24.925
‫ببین یه عنتر چی انداخته
‫توی سطل آشغال پشت ابزارفروشی لارسون

00:38:24.925 --> 00:38:29.346
‫این یه کنسرتیناست،
‫پس با آکاردئون اشتباه نگیرش.

00:38:29.346 --> 00:38:30.723
‫اوه، این کارو نمی‌کنم

00:38:32.474 --> 00:38:36.729
‫یکی از خواهرهام یه زمانی
‫این ساز رو می‌زد

00:38:38.397 --> 00:38:40.399
‫معلومه که من بلد نیستم

00:38:42.026 --> 00:38:45.613
‫ولی اون نمی‌تونست در مورد اون مؤسسه بهت بگه

00:38:45.654 --> 00:38:47.823
‫این که اونجا واقعاً چیکار می‌کنن

00:38:51.327 --> 00:38:52.870
‫تو همین‌جا بمون

00:38:54.455 --> 00:38:55.789
‫اونجا بمون، اَنی!

00:39:16.310 --> 00:39:17.728
‫[برادران دوبیرا]

00:39:19.480 --> 00:39:21.857
‫پلیس! بشینید روی زمین!

00:39:25.945 --> 00:39:27.863
‫یالا، داداش! بیا بریم!

00:39:32.660 --> 00:39:35.496
‫عجله کن! سوار شو! درو ببند!

00:39:43.379 --> 00:39:44.880
‫تیراندازی شده!

00:39:44.880 --> 00:39:47.341
‫تیراندازی شده!
‫پمپ بنزین برادرانِ دوبیرا!

00:39:49.551 --> 00:39:51.011
‫حداقل یه مجروح داریم!

00:39:51.011 --> 00:39:54.264
‫افسر پلیس لباس شخصی داخله!

00:39:54.264 --> 00:39:56.016
‫هی، هی، آقای دوبیرا

00:39:56.016 --> 00:39:57.768
‫تیم هستم

00:39:57.768 --> 00:39:59.311
‫تیم هستم. صدام رو می‌شنوی، مرد؟

00:39:59.311 --> 00:40:01.355
‫باید برت گردونم، باشه؟

00:40:01.355 --> 00:40:02.439
‫- نه
‫- باید برت گردونم

00:40:02.439 --> 00:40:04.608
‫- می‌دونم، می‌دونم
‫- درد می‌کنه

00:40:04.608 --> 00:40:06.026
‫می‌دونم درد می‌کنه، باشه؟

00:40:06.026 --> 00:40:07.361
‫فقط باید یه نگاهی بهت بندازم، رفیق

00:40:07.403 --> 00:40:08.237
‫نفس بکش

00:40:10.948 --> 00:40:13.826
‫بیا، دست‌هات رو بده.
‫روش فشار بیار، باشه؟

00:40:13.826 --> 00:40:15.828
‫فشارش بده. هوات رو دارم، مرد

00:40:15.828 --> 00:40:17.371
‫باشه؟ فشارش بده

00:40:17.371 --> 00:40:19.331
‫من الان برمی‌گردم.
‫الان برمی‌گردم، باشه؟

00:40:21.667 --> 00:40:23.502
‫الکل داری، آقای دوبیرا؟

00:40:24.753 --> 00:40:26.338
‫الکل؟

00:40:26.338 --> 00:40:28.173
‫نه؟

00:40:34.638 --> 00:40:37.683
‫دارم میام. دارم میام. همین‌جام

00:40:37.683 --> 00:40:40.602
‫من اینجام. اینجام

00:40:40.602 --> 00:40:42.938
‫بذار ببینیم چی داریم.
‫دست‌هات رو تکون بده.

00:40:42.938 --> 00:40:44.148
‫دست‌هات رو تکون بده. باشه

00:40:45.983 --> 00:40:48.819
‫نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش.
‫رفیق خودمی. آفرین.

00:40:51.071 --> 00:40:53.115
‫این رو میذارم روش. خوب میشه

00:40:53.115 --> 00:40:54.658
‫همه چی درست میشه.
‫کمک توی راهه.

00:41:01.081 --> 00:41:05.335
‫دنیل، دوباره تا نصف شب کار می‌کردی؟

00:41:05.335 --> 00:41:07.963
‫داشتم برای فردا آماده می‌شدم

00:41:07.963 --> 00:41:12.134
‫فکر کنم یه جلسه‌ی جعبه‌ی رویای دیگه
‫مونده تا آقای آیلز آماده شه

00:41:12.176 --> 00:41:13.427
‫خبر خوبیه

00:41:13.427 --> 00:41:16.638
‫بهش نیاز پیدا می‌کنیم،
‫برای تمام مدخل‌های پیش رومون.

00:41:16.638 --> 00:41:18.223
‫آماده می‌شیم

00:41:18.223 --> 00:41:20.517
‫چند نفر دیگه پشت سرِ آیلز هست، پس...

00:41:22.811 --> 00:41:25.772
‫اون پسره الیس چی؟

00:41:25.772 --> 00:41:29.151
‫خب، آزمایشاتِ اولیه‌اش
‫دورآگاهی خیلی پایین نشون میده

00:41:29.151 --> 00:41:30.861
‫البته عجیب هم نسیت

00:41:30.861 --> 00:41:34.198
‫با توجه به فاکتور نورون‌زاییِ متعادلش،
‫ولی به اونجا می‌رسونیمش.

00:41:34.239 --> 00:41:35.157
‫خوب شد گفتی

00:41:35.157 --> 00:41:37.659
‫البته، حتماً به ذهنت رسیده

00:41:37.659 --> 00:41:42.164
‫که حتی میزان نورون‌زایی متعادل...

00:41:42.206 --> 00:41:45.918
‫در کنار آی‌کیوی بالای پسر الیس

00:41:45.959 --> 00:41:48.629
‫شاید اون رو به طور استثنایی ارزشمند کنه

00:41:48.629 --> 00:41:53.842
‫وظیفه‌ی من اینه که دورآگاهی‌اش رو
‫فعال و تقویت کنم

00:41:53.842 --> 00:41:55.886
‫تا حدی که بتونه به زمزمه کمک کنه

00:41:55.886 --> 00:41:59.681
‫البته، دنیل. این وظیفه‌ی همه‌ی ماست

00:42:00.599 --> 00:42:03.060
‫ولی می‌دونی که در موارد خاص،

00:42:03.101 --> 00:42:08.023
‫ارزشِ واقعی سوژه‌مون،
‫ارزشی فوق‌العاده بالاتر،

00:42:08.023 --> 00:42:09.983
‫شاید جای دیگه باشه

00:42:13.153 --> 00:42:15.822
‫نگران نباش

00:42:15.822 --> 00:42:17.824
‫میکروفن‌های این راهرو

00:42:17.824 --> 00:42:21.078
موقتاً دچار نقص فنی شدن

00:42:21.078 --> 00:42:24.081
‫- آقای استک‌هاوس
‫- لطفاً ترور صدام کن

00:42:24.081 --> 00:42:29.002
‫ترور، ببین، نمی‌دوم سیگسبی بهت چی گفته،

00:42:29.002 --> 00:42:32.881
‫ولی من از موقعیتم برای پیدا کردن
سوژه‌ی پساتعامل استفاده نمی‌کنم

00:42:32.881 --> 00:42:36.134
‫نه تنها این خارج از حوزه‌ی وظایف ماست،

00:42:36.134 --> 00:42:38.512
‫بلکه همچنین کاملاً در جریانم

00:42:38.512 --> 00:42:42.265
‫که مراکز دیگه‌ای هستن که
‫چنین کارهایی انجام میدن

00:42:42.265 --> 00:42:43.350
‫خوب گفتی

00:42:43.350 --> 00:42:45.602
‫کاملاً چرند بود،

00:42:45.602 --> 00:42:47.562
‫ولی خوب گفتی

00:42:49.231 --> 00:42:50.607
‫ببخشید؟

00:42:56.321 --> 00:42:58.490
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫هوات رو دارم، داداش.

00:42:58.490 --> 00:43:00.158
‫من اینجام

00:43:00.158 --> 00:43:01.493
‫یالا، یالا

00:43:05.622 --> 00:43:06.832
‫یالا، یالا، یالا

00:43:23.140 --> 00:43:24.808
‫دست‌ها بالا!
‫دست‌هات رو ببر بالا!

00:43:24.808 --> 00:43:27.728
‫درو، یه آمبولانس لازم داریم، داداش

00:43:27.728 --> 00:43:29.855
‫- درو، الان!
‫- چی... باشه، چیکار کنیم...

00:43:29.855 --> 00:43:31.982
‫به وندی بی‌سیم بزن.
‫بهش بگو آمبولانس لازم داریم.

00:43:31.982 --> 00:43:33.775
‫یه تیر به شکمش خورده

00:43:33.775 --> 00:43:36.903
‫و بهش بگو دستورِ تعقیب
‫یه جیپ کامپس رو بده،

00:43:36.903 --> 00:43:40.365
‫پلاک کارولینای شمالی که
‫با دبلیو.تی.بی.9 شروع میشه

00:43:40.365 --> 00:43:42.617
‫- این چیزیه که دارم
‫- یه جیپ...

00:43:42.617 --> 00:43:44.286
‫درو، آمبولانس، مرد.
‫تو می‌تونی، داداش.

00:43:44.327 --> 00:43:46.204
‫آره. وندی،

00:43:46.204 --> 00:43:47.956
‫توی فروشگاه دوبیرا یه آمبولانس لازم داریم

00:43:47.956 --> 00:43:49.499
‫آقای دوبیرا...

00:43:49.499 --> 00:43:51.042
‫قبلاً اعزام شده...
‫15 دقیقه دیگه می‌رسه.

00:43:51.042 --> 00:43:52.586
‫- قبلاً راه افتاده
‫- دستور تعقیب

00:43:52.586 --> 00:43:53.587
‫فقط رئیس می‌تونه دستور تعقیب بده

00:43:53.628 --> 00:43:55.422
‫بهش بگو من مجبورت کردم

00:43:55.422 --> 00:43:56.506
‫وندی، یه دستور تعقیبم لازم داریم...

00:43:56.506 --> 00:43:58.049
‫تو می‌تونی، باشه؟

00:43:58.049 --> 00:43:59.217
‫واسه یه جیپ کامپس آخرین مدل

00:43:59.217 --> 00:44:01.636
‫من هیچ جا نمیرم. نفس بکش

00:44:01.636 --> 00:44:03.305
‫عه، پلاک کارولینای شمالی!

00:44:03.305 --> 00:44:05.974
‫- پلاک کارولینای شمالی!
‫- دبلیو.تی.بی.9 و سه کاراکتر دیگه

00:44:05.974 --> 00:44:08.894
‫شماره پلاکش دبلیو.تی.بی.9

00:44:08.894 --> 00:44:10.187
‫- عه، چه رنگی بود؟
‫- تیره. فکر کنم...

00:44:10.187 --> 00:44:12.105
‫فکر کنم سیاه بود.
‫هردو نفر توش

00:44:12.105 --> 00:44:13.523
‫اواخر نوجوانی یا تقریباً 20 ساله و مسلح بودن

00:44:13.523 --> 00:44:14.983
‫عه، ماشین تیره‌ست

00:44:14.983 --> 00:44:16.610
‫دو مظنونِ مرد، سفیدپوست،
‫تقریباً 20 ساله، مسلح...

00:44:16.610 --> 00:44:18.528
‫آمبولانس توی راهه.
‫قوّتت رو حفظ کن.

00:44:18.528 --> 00:44:24.826
‫تنها هدف سیگسبی اینه که
‫روند انتقال رو حفظ کنه،

00:44:24.826 --> 00:44:26.536
‫از مدخل‌ها جلو بمونه

00:44:26.536 --> 00:44:27.787
‫درسته

00:44:27.787 --> 00:44:29.581
‫ولی یه دیدگاه دیگه هم هست،

00:44:29.581 --> 00:44:31.958
‫دیدگاهی که فکر می‌کنم بین ما مشترکه،

00:44:31.958 --> 00:44:38.006
‫و اون دیدگاه ارزشِ تقریباً بی‌حسابی رو در بر می‌گیره

00:44:38.048 --> 00:44:42.802
‫که شناسایی افرادی با استعداد واقعی
‫برای دوره‌ی پساتعامل برامون داره

00:44:43.428 --> 00:44:48.350
‫من و شما شاید در این مورد
‫اتفاق نظر داشته باشیم

00:44:48.350 --> 00:44:50.143
‫ولی از حرف‌های سیگسبی فهمیدم

00:44:50.143 --> 00:44:52.395
‫که گروه مؤسسه موافق نیست،

00:44:52.395 --> 00:44:54.231
‫حداقل تا جایی که به کار ما مربوطه

00:44:54.231 --> 00:44:55.941
‫قطعاً در این مورد حق داره

00:45:02.656 --> 00:45:05.659
‫صبر کن. منظورت اینه که
‫یه طرفِ ثالثی هم هست؟

00:45:05.659 --> 00:45:07.619
‫یک طرفِ ثالث نه

00:45:07.619 --> 00:45:09.496
‫چندین طرفِ ثالث

00:45:09.496 --> 00:45:13.875
‫که همه‌شون حاضرن مبالغ نجومی

00:45:13.875 --> 00:45:19.089
‫در اختیار هرکسی قرار بدن که می‌تونه
‫چنین مزیتِ رقابتی براشون فراهم کنه

00:45:19.089 --> 00:45:22.509
‫خب... من چیکار کنم؟

00:45:22.509 --> 00:45:25.595
‫دقیقاً همون کاری که می‌کردی...

00:45:25.595 --> 00:45:28.181
‫یه بچه‌ی با استعداد
‫برای دوره‌ی پساتعامل پیدا کن

00:45:28.181 --> 00:45:29.849
‫و پرورشش بده

00:45:29.849 --> 00:45:31.601
‫منظورت الیسه؟

00:45:31.601 --> 00:45:33.728
‫خودت بهم بگو، دکتر

00:45:33.728 --> 00:45:36.398
‫شناسایی و پرورش دادن تخصصِ توئه

00:45:37.691 --> 00:45:41.736
‫تنها چیزی که پیشنهاد می‌کنم
‫فضایی برای اینه که کار کنی

00:45:41.736 --> 00:45:42.696
‫و یه خریدار

00:45:45.282 --> 00:45:47.492
‫و سیگسبی چی؟

00:45:47.492 --> 00:45:48.827
‫اون چی؟

00:45:50.662 --> 00:45:52.372
‫می‌گفتم مراقب حرف‌هایی که
‫توی خلوتتون می‌زنی باش،

00:45:52.372 --> 00:45:55.834
‫ولی بعید می‌دونم زیاد اهل حرف زدن باشه

00:45:58.545 --> 00:46:00.463
‫فردا می‌بینمت، دکتر

00:46:13.601 --> 00:46:15.645
‫- سمتِ چپ؟
‫- باشه

00:46:18.314 --> 00:46:20.734
‫- بیا
‫- آماده؟

00:46:20.734 --> 00:46:22.235
‫- یک، دو، سه
‫- بلندش کن

00:46:22.235 --> 00:46:26.614
‫باید صحنه رو حفظ کنید
‫تا تیم جرم‌شناسی از بنگر به اینجا برسه

00:46:26.614 --> 00:46:28.074
‫به زودی بهم میگن کِی می‌رسن

00:46:28.074 --> 00:46:30.869
‫لعنتی

00:46:30.869 --> 00:46:33.913
‫آقای دوبیرا خوب میشه؟

00:46:33.913 --> 00:46:37.125
‫تکنیسین‌های اورژانس فعلاً
‫شرایطش رو تثبیت کردن

00:46:37.125 --> 00:46:40.920
‫تا الان فوق‌العاده خوش‌شانس بوده.
‫بیا امیدوار باشیم دوام بیاره.

00:46:40.920 --> 00:46:43.631
‫فقط شانس نبود، قربان.
‫کمک خیلی سریع رسید.

00:46:48.011 --> 00:46:49.929
‫کارت عالی بود، درو

00:46:49.929 --> 00:46:51.306
‫ممنون، رئیس

00:46:51.306 --> 00:46:53.641
‫دستورِ تعقیبم عالی بود

00:46:53.641 --> 00:46:55.185
‫خبرش سریع پخش شد، گشت‌های ایالتی

00:46:55.226 --> 00:46:57.854
‫هر دو طرفِ بزرگراه بین ایالتی
‫ایست بازرسی گذاشتن

00:46:57.854 --> 00:47:01.149
‫فکر می‌کنن اون عوضی‌ها رو گیر انداختن

00:47:01.149 --> 00:47:04.402
‫خب، باید برم دور صحنه‌ی جرم
‫نوار زرد بکشم تا بتونم گزارشم رو بنویسم

00:47:06.321 --> 00:47:08.656
کارِ تو هم خوب بود، تیم

00:47:08.656 --> 00:47:10.992
‫بهتره تمام جزئیات رو دقیق توی گزارشت بنویسی

00:47:10.992 --> 00:47:13.369
‫باید امشب دمِ در چندتا خونه‌ی دیگه برم، رئیس

00:47:13.369 --> 00:47:15.455
‫اشکالی نداره صبح گزارشم رو بهت بدم؟

00:47:15.455 --> 00:47:17.665
‫فقط یادت نره اون بخش رو بنویسی

00:47:17.665 --> 00:47:20.960
‫که بدون اسلحه دوتا سارق مسلح رو تعقیب کردی

00:47:32.472 --> 00:47:34.682
‫- ممنون
‫- نه، کارت عالی بود

00:47:34.682 --> 00:47:36.434
‫نه، نبود

00:47:38.102 --> 00:47:41.314
‫ولی دفعه‌ی بعد
‫پوشک و وازلین میارم. کی فکرش رو می‌کرد؟

00:47:42.732 --> 00:47:44.609
‫دفعه‌ی بعد

00:48:09.509 --> 00:48:11.844
‫خدایا. هی!

00:48:11.844 --> 00:48:13.304
‫هی، هی، هی

00:48:13.304 --> 00:48:14.430
‫هی، گریه نکن.
‫همه چی درست میشه.

00:48:14.430 --> 00:48:16.391
‫خدای من

00:48:16.391 --> 00:48:18.977
‫- سلام
‫- چیزی نیست

00:48:18.977 --> 00:48:20.687
‫لعنتی. میشه یه شلوار تازه براش بیارید؟

00:48:20.687 --> 00:48:21.729
‫- آره، من میرم
‫- ممنون

00:48:21.729 --> 00:48:22.981
‫تو خوب میشی

00:48:22.981 --> 00:48:25.358
‫هی، تو ایوری هستی. درسته؟
‫از یوتا اومدی؟

00:48:25.358 --> 00:48:27.151
‫می‌دونم. درست میشه. درست میشه

00:48:36.619 --> 00:48:38.454
‫- شکلاتِ بادومی می‌خوای؟
‫- نه

00:48:38.454 --> 00:48:40.039
‫اون آلرژی داره

00:48:40.039 --> 00:48:41.708
‫- هی، چیزی نیست
‫- از کجا این رو می‌دونی؟

00:48:41.708 --> 00:48:43.668
خودش بهم گفت

00:48:45.128 --> 00:48:48.506
‫باشه، بیا ببینم. یالا

00:48:48.506 --> 00:48:49.632
‫- چیزی نیست. حالت خوبه
‫- ممنون

00:48:51.801 --> 00:48:53.594
‫آره

00:48:53.594 --> 00:48:55.179
‫بیا اینجا

00:48:55.179 --> 00:48:56.806
‫بیا ببریمت توی اتاقت

00:48:56.806 --> 00:48:59.642
‫اونجا اتاق من نیست

00:49:01.477 --> 00:49:04.022
‫این یکی قویه

00:49:04.022 --> 00:49:06.441
‫تا حالا احساس نکردم
‫یکی انقدر قوی باشه

00:49:07.567 --> 00:49:09.694
‫چقدر قویه؟

00:49:09.694 --> 00:49:11.863
‫خب، بذار اینجوری بگیم

00:49:11.863 --> 00:49:13.740
‫اگه دورآگاهیِ من یه بازیکن لیگ 1 باشه،

00:49:13.740 --> 00:49:15.950
‫دورآگاهی این بچه عینِ مایکل جردنه!

00:49:20.371 --> 00:49:22.874
‫بخواهید تا دریافت کنید