WEBVTT

00:00:08.680 --> 00:00:10.120
‫آقای فرانکلین؟

00:00:21.320 --> 00:00:23.320
‫سلام؟

00:00:23.360 --> 00:00:24.840
‫آقای فرانکلین؟

00:00:26.800 --> 00:00:28.480
‫آقای فرانکلین؟

00:00:28.520 --> 00:00:30.200
‫آقای فرانکلین!

00:01:39.560 --> 00:01:41.440
‫برو تو، صبحونه حاضره.

00:01:56.240 --> 00:01:57.600
‫تق تق.

00:01:57.640 --> 00:01:59.640
‫تادا!

00:01:59.680 --> 00:02:01.040
‫اوه، این واسه منه؟

00:02:01.080 --> 00:02:03.120
‫آره، فکر کنم.

00:02:03.160 --> 00:02:06.200
‫مگه اینکه اون دوست پولکیت اونجا
‫از عضویت پرایم تو استفاده کرده باشه

00:02:06.240 --> 00:02:09.080
‫تا دوباره ذخیره
حشرات خشک شدش رو ‫پر کنه.

00:02:16.720 --> 00:02:18.600
‫یه پازل دیگه؟

00:02:21.120 --> 00:02:23.840
‫می‌ترسم یه خبر خیلی بد داشته باشم، پیِیشنس.

00:02:25.320 --> 00:02:28.280
‫راجع به نویسنده مورد علاقت،
‫هری فرانکلین.

00:02:37.080 --> 00:02:39.800
‫ببخشید قربان، من داشتم...
‫می‌بینم.

00:02:39.840 --> 00:02:42.680
‫این اولین یکشنبه‌ایه که
‫تو بیشتر از یه ماه، تعطیل بودم.

00:02:42.720 --> 00:02:45.800
‫آره، خب، من تو زمین سوم گلف بودم.
‫اوه، گلف بازی می‌کردین؟

00:02:49.560 --> 00:02:52.320
‫اسم هری فرانکلین
‫چیزی به ذهنتون میاره؟

00:02:52.360 --> 00:02:55.240
‫نویسنده جنایی؟
‫آره. اونو تو آپارتمانش مرده پیدا کردن.

00:02:55.280 --> 00:02:57.880
‫درها از داخل قفل بودن.

00:02:57.920 --> 00:03:01.680
‫ببین، من می‌خوام این قضیه قبل از اینکه
‫یه جورایی، خب، گندش در بیاد، جمع بشه.

00:03:01.720 --> 00:03:05.080
‫"پلیس از مرگ مرموز
‫نویسنده پرفروش جنایی، گیج شده."

00:03:05.120 --> 00:03:07.400
‫دقیقا.
‫با پارسونز تماس گرفتین؟

00:03:07.440 --> 00:03:09.680
‫آره. یه ساعته اونجاست.

00:03:28.240 --> 00:03:31.400
‫اوم، هری فرانکلین مرده.

00:03:31.440 --> 00:03:33.960
‫آره. از کجا می‌دونی؟

00:03:34.000 --> 00:03:36.400
‫آقای گیلمور، اون، اون بهم گفت.

00:03:36.440 --> 00:03:40.760
‫کدوم خری به اون گفته؟ انگار
‫یه جور معمای اتاق در بسته است.

00:03:40.800 --> 00:03:42.800
‫هیچ معمایی نیست - خودکشی کرده.

00:03:42.840 --> 00:03:44.160
‫درسته، ولی تو کتابش، یه مرد کج

00:03:44.200 --> 00:03:46.200
‫نویسنده معروف
‫ظاهرا خودکشی کرده،

00:03:46.240 --> 00:03:48.600
‫و بعد...
‫می‌خوای خودت ببینی؟

00:03:48.640 --> 00:03:51.360
‫اِ... آره. آره. من...

00:04:30.360 --> 00:04:32.000
‫ببخشید...

00:04:32.040 --> 00:04:33.240
‫ببخشید.

00:05:13.600 --> 00:05:14.880
‫هنوز حلش نکردی؟

00:05:20.320 --> 00:05:21.880
‫این ممکنه یه چالش بزرگتر باشه.

00:05:43.520 --> 00:05:46.400
‫پیِیشنس. هوم؟ اینا رو بزن.

00:05:46.440 --> 00:05:47.720
‫اوه، ممنون.

00:05:49.200 --> 00:05:51.680
‫با چی طرفیم؟
اِ، خب، نشانه‌های اولیه

00:05:51.720 --> 00:05:54.120
‫نشون میده سیانید پتاسیم
‫علت مرگ بوده.

00:05:54.160 --> 00:05:55.680
‫یا سیانید هیدروژن.

00:05:55.720 --> 00:05:57.600
‫اِ، سیانید پتاسیم رایج‌تره.

00:05:57.640 --> 00:06:00.080
‫هوم. تو این مورد، اینطور نیست.

00:06:00.120 --> 00:06:02.680
‫خب، آزمایشگاه به هر حال
‫تایید می‌کنه.

00:06:04.960 --> 00:06:06.840
‫فقط بذار کارشو بکنه.

00:06:06.880 --> 00:06:09.680
‫آدما دوست ندارن
‫جلو جمع حرفشون رد بشه.

00:06:11.480 --> 00:06:13.240
‫رئیس؟

00:06:13.280 --> 00:06:14.720
‫یه دقیقه دیگه میام. باشه.

00:06:18.920 --> 00:06:22.440
‫آقای فرانکلین معمولا سریع
‫به پیام‌های تلفنی جواب می‌داد.

00:06:22.480 --> 00:06:25.000
‫وقتی سه روز بود زنگ نزده بود،
‫نگران شدم.

00:06:25.040 --> 00:06:26.360
‫شما؟

00:06:26.400 --> 00:06:28.720
‫کلوین فیتزوالتر،
‫انتشارات پاردونا.

00:06:28.760 --> 00:06:30.320
‫شما کتاب‌های آقای فرانکلین رو چاپ می‌کنین؟

00:06:30.360 --> 00:06:32.800
‫نه. امیدوار بودیم که این کارو بکنیم.

00:06:32.840 --> 00:06:34.840
‫باهاش قرارداد بستیم
‫که یه زندگی‌نامه بنویسه.

00:06:34.880 --> 00:06:36.800
‫خب، آخرین بار کی دیدینش؟

00:06:36.840 --> 00:06:38.800
‫امروز اولین باره که
‫چشمم بهش می‌افته.

00:06:38.840 --> 00:06:41.640
‫هیچوقت به دفترتون نیومد؟ اوه،
‫آقای فرانکلین هیچوقت از ساختمون بیرون نمی‌رفت.

00:06:41.680 --> 00:06:43.680
‫نه کامپیوتر داشت
‫نه موبایل.

00:06:43.720 --> 00:06:45.080
‫ما فقط با تلفن ثابتش
‫باهاش حرف می‌زدیم.

00:06:45.120 --> 00:06:47.520
‫شما بر اساس چند تا گپ تلفنی
‫بهش قرارداد دادین؟

00:06:47.560 --> 00:06:50.640
‫وقتی کسی مثل اون بهت پیشنهاد
‫نوشتن زندگی‌نامه‌اش رو میده، نمی‌تونی نه بگی.

00:06:50.680 --> 00:06:52.080
‫خب شما چی؟

00:06:52.120 --> 00:06:55.920
‫خب، من حدود سه روز پیش
باهاش حرف زدم.

00:06:55.960 --> 00:06:58.840
‫ازم خواست یه نامه رو پست کنم.
‫اتفاقا به آدرسش دقت کردین؟

00:06:58.880 --> 00:07:01.080
‫من به حریم خصوصی ساکنین احترام می‌ذارم.

00:07:01.120 --> 00:07:02.960
‫از اون موقع هیچ ملاقات کننده‌ای داشته؟

00:07:03.000 --> 00:07:06.240
‫هیچکس که من دیده باشم. و، اِ...

00:07:06.280 --> 00:07:08.480
‫...میز من دقیقا کنار در ورودی‌یه.

00:07:16.240 --> 00:07:17.880
‫خب، مطمئنین؟

00:07:17.920 --> 00:07:19.960
‫واقعا؟ قطعا؟

00:07:20.000 --> 00:07:23.080
‫اوه، خب، باشه. آره.
‫ممنون بابت این.

00:07:23.120 --> 00:07:25.880
‫آره، باشه، خداحافظ، خداحافظ.

00:07:25.920 --> 00:07:27.840
‫اِ، اون آزمایشگاه بود.

00:07:27.880 --> 00:07:30.520
‫نمونه‌های گرفته شده از لیوان
‫نشانه‌هایی از HCN نشون میده.

00:07:30.560 --> 00:07:32.280
‫هوم. سیانید هیدروژن.

00:07:32.320 --> 00:07:35.280
‫حق با شما بود.
‫بله، حق با من بود.

00:07:35.320 --> 00:07:38.960
‫بوی بادوم میده
‫و لیکور مورد علاقه هری...

00:07:39.000 --> 00:07:40.840
‫قاتل حتما اینو می‌دونسته.

00:07:40.880 --> 00:07:44.040
‫به جز اینکه ما فکر نمی‌کنیم کشته شده باشه.
‫و چرا داری پچ پچ می‌کنی؟

00:07:44.080 --> 00:07:47.840
‫خب، کاراگاه متکالف گفت که
‫اگه قرار باشه حرفتو رد کنم،

00:07:47.880 --> 00:07:49.560
‫نباید این کارو جلو جمع انجام بدم.

00:07:49.600 --> 00:07:53.560
‫خب، آیا شما بطری آمارِتو
‫نشانه‌هایی از HCN بود؟

00:07:53.600 --> 00:07:55.000
‫کلی کار دارم که باید انجام بدم.

00:08:30.040 --> 00:08:31.600
‫لطفا به چیزی دست نزنین.

00:08:38.160 --> 00:08:39.320
‫پیِیشنس؟

00:09:06.640 --> 00:09:07.960
‫چی شده؟

00:09:14.320 --> 00:09:15.800
‫چیزی شده؟

00:09:49.120 --> 00:09:50.720
‫حرف زدن راجع بهش کمکی می‌کنه؟

00:10:03.480 --> 00:10:05.560
‫"برای ساختن الگوهای درست، بازیکن باید بتونه

00:10:05.600 --> 00:10:08.720
‫"که چیزها رو
‫از دیدگاه‌های مختلف ببینه."

00:10:10.560 --> 00:10:12.000
‫پیِیشنس.

00:10:15.160 --> 00:10:16.600
‫من تو صحنه جرم جوگیر شدم

00:10:16.640 --> 00:10:18.960
‫و به چیزی دست زدم
‫که نباید می‌زدم.

00:10:20.400 --> 00:10:21.720
‫اوه، وای.

00:10:23.080 --> 00:10:26.520
‫حالا کارآگاه بِیا دیگه منو
‫به عنوان دستیار تحقیقاتیش نمی‌خواد.

00:10:28.880 --> 00:10:30.440
‫همه ما اشتباه می‌کنیم.

00:10:59.160 --> 00:11:01.880
‫می‌دونم، ۱۹ دقیقه دیر کردم.

00:11:01.920 --> 00:11:03.480
‫فکر نمی‌کردم
‫امروز ببینیمت.

00:11:03.520 --> 00:11:06.640
‫اوم، آیا در بطری آمارِتو
‫نشانه‌هایی از HCN پیدا شده؟

00:11:06.680 --> 00:11:09.680
‫یا نشانه‌هایی از HCN تو هر ظرف دیگه‌ای
‫تو آپارتمان پیدا شده؟

00:11:09.720 --> 00:11:12.560
‫یواش‌تر. باشه.
‫آیا نشانه‌هایی از HCN

00:11:12.600 --> 00:11:14.760
‫تو ظرفی پیدا شده
‫که می‌تونسته از پنجره

00:11:14.800 --> 00:11:16.800
‫آپارتمانش پرت شده باشه بیرون؟

00:11:16.840 --> 00:11:18.680
‫با پزشکی قانونی چک می‌کنم، باشه؟

00:11:18.720 --> 00:11:20.320
‫باشه.

00:11:20.360 --> 00:11:25.240
‫اوم، من...
‫من می‌خواستم معذرت‌خواهی هم بکنم.

00:11:25.280 --> 00:11:28.200
‫این هر چیزیه که تونستم
‫راجع به هری فرانکلین پیدا کنم.

00:11:28.240 --> 00:11:30.080
‫تقریبا تمام شب بیدار بودم.

00:11:30.120 --> 00:11:32.120
‫واسه همین از خودکار قرمز
استفاده کردم چون حس کردم

00:11:32.160 --> 00:11:35.120
‫رنگ مناسبیه
‫برای اون سوالا. این...

00:11:37.000 --> 00:11:38.760
‫خیلی مفیده. ممنون.

00:11:46.240 --> 00:11:48.440
‫باورت میشه؟

00:11:48.480 --> 00:11:50.160
‫بیشتر از ۹۰ تا کامنت.

00:11:50.200 --> 00:11:53.040
‫اکثرشون فکر می‌کنن به قتل رسیده.
‫رسیده.

00:11:53.080 --> 00:11:55.120
‫پیِیشنس سوال کرده
‫که چطور سیانید

00:11:55.160 --> 00:11:57.880
‫وارد لیوان هری فرانکلین شده
‫اگه خودش، خودکشی کرده.

00:11:57.920 --> 00:12:00.560
‫هیچ اثری از سم
‫تو بطری آمارِتو نیست

00:12:00.600 --> 00:12:04.560
‫یا تو هیچ ظرف دیگه‌ای که تو
‫آپارتمانش پیدا شده، به جز تو لیوانش.

00:12:04.600 --> 00:12:06.640
‫ولی اون یه نویسنده جناییه.

00:12:06.680 --> 00:12:09.240
‫اون...اونو از پنجره پرت کرده بیرون
‫تا ما رو گیج کنه.

00:12:09.280 --> 00:12:10.920
‫نگهبان اطراف رو گشته.

00:12:10.960 --> 00:12:12.640
‫یکی اونو گذاشته توش و رفته.

00:12:12.680 --> 00:12:14.360
‫ولی در از داخل قفل بوده.

00:12:14.400 --> 00:12:15.480
‫خب، شاید اونا رو بیرون کرده.

00:12:15.520 --> 00:12:18.080
‫این سم خیلی سریع عمل می‌کنه.
‫و به علاوه،

00:12:18.120 --> 00:12:20.040
‫سرایدار مطمئن بود
‫هیچ ملاقات کننده‌ای نبوده.

00:12:20.080 --> 00:12:23.000
‫پس اون اونو تو لیوان نگه داشته
‫تا لحظه مناسب.

00:12:23.040 --> 00:12:24.480
‫اون تبخیر می‌شد.

00:12:26.440 --> 00:12:28.680
‫انگار یه معمای اتاق در بسته است.

00:12:38.480 --> 00:12:42.560
‫اگه نتونیم توضیح بدیم که چطور هری
‫سیانید رو وارد نوشیدنی خودش کرده

00:12:42.600 --> 00:12:46.120
‫پس باید یه نوع دخالت
‫شخص ثالث رو فرض کنیم.

00:12:46.160 --> 00:12:49.240
‫بیایید تصاویر دوربین مداربسته
‫بیرون آپارتمان رو بررسی کنیم.

00:12:49.280 --> 00:12:51.960
‫کار مورد علاقه همه. می‌دونم.
‫تو خیلی توش خوبی.

00:12:52.000 --> 00:12:54.840
‫ببینیم کی اومده و رفته. کی و چرا.

00:12:54.880 --> 00:12:57.600
‫پیگیر اون مدارکی که تو آپارتمان
هری پیدا کردیم شدی؟

00:12:57.640 --> 00:12:58.840
‫آره، بانک خارجیه

00:12:58.880 --> 00:13:01.080
‫و بدون دستور دادگاه
‫همکاری نمی‌کنن.

00:13:01.120 --> 00:13:02.880
‫چه چیز عجیبی. بیایید یه دونه بگیریم.

00:13:02.920 --> 00:13:05.280
‫البته اینو پیدا کردیم.

00:13:05.320 --> 00:13:08.920
‫دو ماه پیش، هری اولین حساب داخلیش رو
‫تو ۲۰ سال باز می‌کنه.

00:13:08.960 --> 00:13:10.560
‫یه بانک کاملا متفاوت.

00:13:10.600 --> 00:13:13.480
‫اون واریز شش رقمی
‫که توسط انتشارات پاردونا پرداخت شده

00:13:13.520 --> 00:13:16.520
‫همون روز،
‫احتمالا برای زندگی‌نامه‌اش.

00:13:16.560 --> 00:13:19.360
‫به جز اینکه هیچ چیزی شبیه
‫زندگی‌نامه یا یادداشتی برای زندگی‌نامه

00:13:19.400 --> 00:13:22.160
‫تو اون چیزایی که تو آپارتمانش پیدا کردیم نبود.
‫شاید تازه شروع نکرده بود.

00:13:22.200 --> 00:13:23.720
‫یا شاید یکی همه‌اش رو جمع کرده برده.

00:13:23.760 --> 00:13:26.640
‫می‌دونیم یه سری از مدارکش گم شدن.

00:13:26.680 --> 00:13:29.320
‫"لوتی عزیز، ممنون بابت جوابت به نامه‌ام."

00:13:29.360 --> 00:13:31.680
‫جوابش کجاست؟
‫مامورای بررسی صحنه جرم پیداش نکردن.

00:13:31.720 --> 00:13:35.720
‫خب، کی از منتشر نشدن
‫زندگی‌نامه‌اش نفع می‌بره ؟

00:13:35.760 --> 00:13:37.320
‫ناشر قبلیش چطور؟

00:13:37.360 --> 00:13:41.800
‫اِ... پیپا جونور.
‫انتشارات هاف‌پنی.

00:13:41.840 --> 00:13:43.960
‫تقریبا یه عملیات
‫تک نفره‌ست.

00:13:44.000 --> 00:13:46.400
‫که همین الان دیده
‫از دستش رفته.

00:13:46.440 --> 00:13:49.360
‫هوم، باید صداش کنیم
‫برای یه گپ.

00:13:49.400 --> 00:13:51.520
‫هری خیلی اهل عادت بود.

00:13:51.560 --> 00:13:53.680
‫همون حساب بانکی خارجی
‫برای ۲۰ سال.

00:13:53.720 --> 00:13:55.440
‫می‌خوام بدونم چرا، الان عوضش کرده؟

00:13:58.880 --> 00:14:00.680
‫شاید به مشتری‌ها عروسک جایزه میدن؟

00:14:04.400 --> 00:14:06.720
‫شما پول خوبی
‫برای زندگی‌نامه‌اش دادین.

00:14:06.760 --> 00:14:08.320
‫اون فقط پیش پرداخت بود.

00:14:08.360 --> 00:14:11.200
‫فکر می‌کنین ارزشش رو داشتن؟

00:14:11.240 --> 00:14:14.360
‫ببین، کتاب‌هاش
‫۱۸ میلیون نسخه فروش داشتن.

00:14:14.400 --> 00:14:17.320
‫هر سال هزاران نفر رو
‫به یورک می‌کشن.

00:14:17.360 --> 00:14:20.000
‫اسم آخرهفته‌های معمایی فورتنام
‫به گوشتون نخورده؟

00:14:20.040 --> 00:14:22.800
‫هوم. می‌تونم ببینمشون؟
‫این زندگی‌نامه‌های افسانه‌ای رو.

00:14:22.840 --> 00:14:25.080
‫اون هیچی تحویل نداده بود. اوه.

00:14:25.120 --> 00:14:27.120
‫خب، هیچی تو آپارتمانش نیست.

00:14:28.720 --> 00:14:31.760
‫فکر می‌کنی سرِ کارتون گذاشته؟
‫نه، اصلا.

00:14:31.800 --> 00:14:33.960
‫نه خانواده درجه یک داره،
‫نه دوست واقعی،

00:14:34.000 --> 00:14:36.480
‫به زور از خونه بیرون میره.

00:14:36.520 --> 00:14:39.240
‫به نظر نمیاد زندگی چندان جالبی
‫برای نوشتن داشته باشه.

00:14:39.280 --> 00:14:43.240
‫قرار بود یه بخش راجع به
‫آتش‌سوزی که نزدیک بود بکشتش باشه.

00:14:43.280 --> 00:14:46.720
‫به علاوه، یه افشاگری رو قول داده بود
‫که مردم

00:14:46.760 --> 00:14:50.200
‫و دنیای ادبیات
‫اونو کاملا تکون بده.

00:14:50.240 --> 00:14:54.360
‫آره - خلوتگاه نویسنده،
‫آتشی که منو نابود کرد،

00:14:54.400 --> 00:14:57.920
‫زندگی من به عنوان یه شبح،
‫بالاخره نقاب از چهره برداشته شد.

00:14:57.960 --> 00:14:59.880
‫آره، اون ماه‌ها داشت تحقیق می‌کرد.

00:14:59.920 --> 00:15:01.800
‫باید مدرکی ازش باشه.
‫به زور یه ذره.

00:15:07.400 --> 00:15:10.440
‫دارم سعی می‌کنم این آدم‌ها رو
‫که با هری بودن، شناسایی کنم.

00:15:14.480 --> 00:15:16.640
‫خب، من هیچ ایده‌ای ندارم
‫اون زن کیه،

00:15:16.680 --> 00:15:19.000
‫ولی، اِ، اون ادموند لنوکسِ.

00:15:19.040 --> 00:15:21.480
‫اون یکی از نویسنده‌های ستاره ماست.

00:15:23.400 --> 00:15:25.720
‫خب، اون، اِ،
‫از اون موقع یکم موهاش سفیدتر شده.

00:15:47.200 --> 00:15:49.080
‫روز بهتریه؟

00:15:49.120 --> 00:15:51.160
‫اِ، آره. آره.

00:15:51.200 --> 00:15:54.600
‫لیموناد میل دارین؟
‫خونگیه.

00:15:54.640 --> 00:15:56.600
‫اِ، باشه.

00:16:01.280 --> 00:16:03.080
‫بفرمایید. ممنون.

00:16:24.680 --> 00:16:25.920
‫پیِیشنس، ما تقریبا...

00:16:25.960 --> 00:16:28.080
‫هفت نوع معمای اتاق در بسته وجود داره،

00:16:28.120 --> 00:16:30.880
‫شامل تیر یخی، که توش
‫سلاح قتل ناپدید میشه.

00:16:30.920 --> 00:16:33.840
‫ما تو یه آخر هفته معمایی فورتنامیم؟
‫ما فقط داریم میریم به...

00:16:33.880 --> 00:16:36.480
‫قاتل سیانید و آب رو مخلوط کرده

00:16:36.520 --> 00:16:38.320
‫و تو قالب یخ گذاشته،

00:16:38.360 --> 00:16:41.560
‫و بعد هری فرانکلین
‫یخ زده رو تو نوشیدنی‌اش انداخته.

00:16:41.600 --> 00:16:43.800
‫خیلی عالیه.
‫میشه با پارسونز تماس بگیری؟

00:16:43.840 --> 00:16:45.200
‫بهش بگو قالب یخ رو تست کنه.

00:16:45.240 --> 00:16:48.200
‫آره، مصاحبه با جونور چی؟
‫پیِیشنس می‌تونه مشاهده کنه.

00:16:58.080 --> 00:17:00.840
‫آخرین بار کی باهاش حرف زدین؟

00:17:00.880 --> 00:17:02.160
‫یه ماه پیش.

00:17:02.200 --> 00:17:03.720
‫راجع به چی حرف زدین؟

00:17:03.760 --> 00:17:05.040
‫یه قرارداد جدید.

00:17:05.080 --> 00:17:08.960
‫اِ، هری فورتنام رو کشته بود.

00:17:09.000 --> 00:17:10.960
‫من یه راه برای
‫برگردوندنش پیدا کردم.

00:17:11.000 --> 00:17:12.880
‫واکنش اون چی بود؟

00:17:12.920 --> 00:17:14.280
‫طفره می‌رفت.

00:17:14.320 --> 00:17:17.120
‫بعد فهمیدم با پاردونا
‫یه قرارداد امضا کرده.

00:17:17.160 --> 00:17:19.040
‫آخرین بار کی دیدینش؟

00:17:19.080 --> 00:17:21.480
‫حضوری؟ شاید یه سال پیش.

00:17:21.520 --> 00:17:23.400
‫بعد از اینکه دست‌نویس نهایی
فورتنام رو برام فرستاد،

00:17:23.440 --> 00:17:24.800
‫اومدم تا منصرفش کنم.

00:17:24.840 --> 00:17:28.800
‫دوربین مداربسته نشون میده شما شنبه پیش

00:17:28.840 --> 00:17:31.000
‫‫بعد از رفتن سرایدار، به آپارتمانش رفتین.

00:17:31.040 --> 00:17:32.760
‫در زدم. جوابی نگرفتم.

00:17:32.800 --> 00:17:35.760
‫خیلی عصبانی به نظر می‌رسیدین. واقعا؟

00:17:39.040 --> 00:17:41.400
‫فورتنام طلای شما بود.
‫تو دفتر من،

00:17:41.440 --> 00:17:44.200
‫دست‌نویس
‫اولین رمان فورتنام رو دارم.

00:17:44.240 --> 00:17:46.120
‫پیش نویس اول هری.

00:17:46.160 --> 00:17:48.880
‫خیلی پرطمطراق، متظاهرانه، یه افتضاح.

00:17:48.920 --> 00:17:50.360
‫هر ناشر دیگه‌ای
‫ردش کرده بود،

00:17:50.400 --> 00:17:52.160
‫ولی من یه طرح هوشمندانه دیدم،
‫تا تهش خط زدم،

00:17:52.200 --> 00:17:54.160
‫برگردوندمش بهش،
‫گفتم منتشرش می‌کنم،

00:17:54.200 --> 00:17:56.080
‫ولی فقط به این شکل.

00:17:56.120 --> 00:17:59.200
‫اون قبول کرد. شش ماه بعد،
‫یه کتاب پرفروش شد.

00:18:00.760 --> 00:18:02.120
‫من اونو ساختم.

00:18:02.160 --> 00:18:04.960
‫من تحمل کردم امتناعش رو
‫از تبلیغ کارش،

00:18:05.000 --> 00:18:06.400
‫دست‌نویس‌هاش، بی‌ادبیش،

00:18:06.440 --> 00:18:08.560
‫و بعد یهویی،
‫من دیگه تاریخ مصرف گذشته شدم.

00:18:10.920 --> 00:18:13.360
‫بهت میگم چرا
‫نمی‌خواستم دیده بشم.

00:18:13.400 --> 00:18:15.200
‫اگه هری اون در رو باز می‌کرد
‫و باهام طوری رفتار می‌کرد

00:18:15.240 --> 00:18:17.600
‫با اون لحن لعنتی متکبرانه و بی‌اعتناش،

00:18:17.640 --> 00:18:19.560
‫نمی‌دونم چیکار می‌کردم.

00:18:38.120 --> 00:18:39.240
‫پیِیشنس؟

00:18:44.360 --> 00:18:45.640
‫بله؟

00:18:49.000 --> 00:18:51.280
‫کجا... کجایی؟

00:18:51.320 --> 00:18:53.240
‫اِ، من...

00:18:53.280 --> 00:18:55.560
‫هیچکس اینجا نمیاد.

00:19:01.880 --> 00:19:04.520
‫می‌خوای بیای بیرون؟
‫نه، نمی‌خوام.

00:19:05.800 --> 00:19:07.840
‫پس از پشت جعبه داد بزنیم؟

00:19:09.080 --> 00:19:11.680
‫نه.

00:19:15.720 --> 00:19:18.360
‫به چیزی دست نزن، باشه؟

00:19:31.160 --> 00:19:33.360
‫چرا اینجایی؟

00:19:33.400 --> 00:19:37.640
‫راجع به قالب‌های یخ حق با تو بود.

00:19:37.680 --> 00:19:40.080
‫نظرت راجع به حرف زدن با بکستر چیه،

00:19:40.120 --> 00:19:43.440
‫و رسمی کردن نقشت با ما؟
‫اِ، من اونها رو پیدا کردم.

00:19:44.600 --> 00:19:46.080
‫آدم‌های توی عکس رو.

00:19:49.080 --> 00:19:52.360
‫"آتش جان لیزا نیومن، ۲۳ ساله را گرفت.

00:19:52.400 --> 00:19:55.720
‫"هری فرانکلین، ۲۴ ساله،
‫به بیمارستان منتقل شد

00:19:55.760 --> 00:20:00.840
‫"با سوختگی درجه دو.
‫مرد دومی، ادموند لنوکس، ۲۴ ساله،

00:20:00.880 --> 00:20:02.720
‫"هم اونجا بود
‫ولی بعدا مرخص شد.

00:20:02.760 --> 00:20:06.520
‫"آلدوس تیت، که صاحب کلبه‌ای بود
‫که تو آتیش نابود شد

00:20:06.560 --> 00:20:08.440
‫"و خلوتگاه نویسندگان
ساندند رو اداره می‌کنه،

00:20:08.480 --> 00:20:10.960
‫"گفت از مرگ خانم نیومن
‫خیلی ناراحت شده."

00:20:11.000 --> 00:20:12.760
‫آره، این گزارش حادثه‌ست

00:20:12.800 --> 00:20:16.680
‫که هری فرانکلین
‫دو هفته پیش یه کپی ازش درخواست کرده بود.

00:20:16.720 --> 00:20:19.640
‫برای تحقیق برای زندگی‌نامه‌اش. آره.

00:20:19.680 --> 00:20:23.480
‫اون همچنین درخواست دسترسی
‫به کالبدشکافی لیزا نیومن رو داده بود.

00:20:24.680 --> 00:20:27.240
‫یعنی، یافته‌ها
‫قطعی نبودن، ولی...

00:20:27.280 --> 00:20:29.960
‫ممکنه عمدا شروع شده باشه؟
احتمالا.

00:20:32.160 --> 00:20:33.600
‫پاردونا می‌تونه ما رو مرتبط کنه

00:20:33.640 --> 00:20:36.080
‫با مرد دیگه تو عکس،
‫ادموند لنوکس.

00:20:44.960 --> 00:20:48.040
‫باید شوک بزرگی بوده باشه، آقای لنوکس. هوم.

00:20:48.080 --> 00:20:50.280
‫این یه دست کم گرفتنه.

00:20:50.320 --> 00:20:53.520
‫من هری رو از ۱۷ سالگی می‌شناسم.

00:20:53.560 --> 00:20:55.680
‫شما دو تا مدل مشابه دارین.

00:20:55.720 --> 00:21:00.520
‫اِ، آره، همدیگه رو به خریدن اونا
‫با پول دانشجویی‌مون تشویق می‌کردیم.

00:21:00.560 --> 00:21:03.560
‫متعهد به نویسنده بودن.

00:21:03.600 --> 00:21:07.160
‫هری عاشق صدای برخورد کلیدها بود،
‫همه‌ی رمان‌هاش رو با اون نوشت،

00:21:07.200 --> 00:21:10.960
‫و مال من فقط اونجا نشسته بود و بهم زل زده بود،
‫بهم می‌گفت تسلیم نشم.

00:21:11.000 --> 00:21:15.440
‫هیچوقت وسوسه نشدی؟
‫که داستان جنایی بنویسی؟ خدایا، نه.

00:21:17.400 --> 00:21:19.680
‫نه، من... جاه‌طلبی‌هام
‫تو سطح بالاتری بودن.

00:21:21.040 --> 00:21:22.960
‫راجع به لیزا نیومن بهم بگو.

00:21:23.000 --> 00:21:25.240
‫لیزا، اِ...

00:21:27.240 --> 00:21:31.360
‫...چی می‌تونم بگم؟
‫اِ، مرگش هری رو داغون کرد،

00:21:31.400 --> 00:21:34.960
‫اونو تبدیل به یه گوشه‌گیر کرد،
‫اِ، و یه نویسنده،

00:21:35.000 --> 00:21:38.920
‫هرچند پنج سال دیگه طول کشید
‫تا فورتنام رو خلق کنه.

00:21:38.960 --> 00:21:41.000
‫هوم. این تو خلوتگاه گرفته شده؟

00:21:44.680 --> 00:21:46.280
‫آره.

00:21:46.320 --> 00:21:49.760
‫آلدوس تیت گرفته. اون یارو چندش.

00:21:49.800 --> 00:21:53.360
‫چرا اینطوری صداش کردی؟ اِ،
‫هری بهم گفت که اون، اوه، آلدوس،

00:21:53.400 --> 00:21:57.520
‫می‌خواسته با لیزا دوست بشه.
‫لیزا یه کم ازش می‌ترسید.

00:21:57.560 --> 00:22:00.000
‫لیزا خواهر دوقلو داشت؟

00:22:02.000 --> 00:22:05.360
‫فکر کنم داشت، آره.

00:22:05.400 --> 00:22:07.840
‫اِ، لطفا اونو بذار.

00:22:07.880 --> 00:22:11.440
‫اگه مجبوری به کتاب‌هام دست بزنی، بیا اینا.

00:22:13.280 --> 00:22:14.600
‫یکی از اینا رو بردار.

00:22:19.520 --> 00:22:21.680
‫آخرین بار کی به هری سر زدی؟

00:22:21.720 --> 00:22:25.240
‫اِ، باید خیلی وقت پیش بوده باشه. اوم...

00:22:25.280 --> 00:22:27.040
‫شما مرگ اونو
‫مشکوک می‌دونین؟

00:22:27.080 --> 00:22:30.960
‫می‌دونستین داشت
‫یه زندگی‌نامه می‌نوشت؟ نه، نمی‌دونستم.

00:22:31.000 --> 00:22:32.520
‫اِ، ولی تعجب نکردم.

00:22:32.560 --> 00:22:35.040
‫یعنی، هر نویسنده‌ای
‫بالاخره یه دونه از اینا رو مینویسه.

00:22:35.080 --> 00:22:36.600
‫اگه به اندازه کافی عمر کنه.

00:22:43.320 --> 00:22:44.680
‫اوه، یه کپی خریدین؟

00:22:44.720 --> 00:22:47.600
‫یه هدیه. اون اصرار داشت امضاش کنه.

00:22:47.640 --> 00:22:49.480
‫خب، ما هم یه هدیه براتون داریم،

00:22:49.520 --> 00:22:53.560
‫و فکر کنم از این یکی خوشتون بیاد.
‫ولی اول، خبر بد. ویل؟

00:22:54.960 --> 00:22:57.440
‫یه ورودی دیگه هم
‫به ساختمون آپارتمان هست، خانم،

00:22:57.480 --> 00:23:00.120
‫از طریق پارکینگ، ولی اونجا تحت
پوشش دوربین مداربسته نیست.

00:23:00.160 --> 00:23:02.200
‫خب.
حالا خبر خوب.

00:23:05.000 --> 00:23:06.920
‫تشخیص چهره پیداش کرد.

00:23:11.600 --> 00:23:15.480
‫محکوم به حمله، ۲۰۱۵.
‫آلدوس تیت. تیت.

00:23:15.520 --> 00:23:18.560
‫آره. اون تو پوشش خبری
‫راجع به آتیش‌سوزی هم بوده.

00:23:18.600 --> 00:23:20.080
‫خلوتگاه نویسندگان ساندند رو اداره می‌کرد،

00:23:20.120 --> 00:23:22.400
‫صاحب کلبه چوبی بود که
‫سوخت و لیزا نیومن رو کشت،

00:23:22.440 --> 00:23:24.240
‫و هری فرانکلین رو
‫برای همیشه زخمی کرد.

00:23:24.280 --> 00:23:27.200
‫و PNC میگه تیت به دوست پسر

00:23:27.240 --> 00:23:30.200
‫‫یه دانشجویی که اونو متهم به
آزار کرده بود، حمله کرده.

00:23:30.240 --> 00:23:33.280
‫یه سری زن دیگه هم اومدن جلو،
‫و دانشگاه مجبور شد اخراجش کنه.

00:23:33.320 --> 00:23:35.560
‫لنوکس گفت تیت

00:23:35.600 --> 00:23:37.520
‫به لیزا نیومن هم پیشنهادهای ناخواسته داده.

00:23:38.640 --> 00:23:40.800
‫و پیِیشنس گزارش اصلی آتیش‌سوزی رو پیدا کرد -

00:23:40.840 --> 00:23:42.680
‫ممکنه عمدی شروع شده باشه.

00:23:42.720 --> 00:23:44.800
‫من سوابق تلفن هری فرانکلین رو چک کردم.

00:23:44.840 --> 00:23:47.880
‫اون تو دو هفته‌ی گذشته چهار بار
به آلدوس تیت زنگ زده بود.

00:24:27.240 --> 00:24:29.120
‫سلام.

00:24:29.160 --> 00:24:32.280
‫ما دنبال آلدوس تیت می‌گردیم.
‫اون یه جایی این اطرافه.

00:24:32.320 --> 00:24:33.640
‫شما دخترش هستین؟

00:24:33.680 --> 00:24:35.480
‫من زنش هستم.

00:24:35.520 --> 00:24:37.440
‫ببخشید.

00:24:37.480 --> 00:24:39.240
‫عزیزم.

00:24:39.280 --> 00:24:41.720
‫شما آلدوس تیت هستین؟
‫چی می‌خواین؟

00:25:01.920 --> 00:25:03.200
‫این تحقیرآمیزه.

00:25:03.240 --> 00:25:05.280
‫آره، خب، ما باید
‫لباس‌هاتون رو تست کنیم.

00:25:06.800 --> 00:25:08.480
‫چرا به آپارتمان هری سر زدی؟

00:25:08.520 --> 00:25:10.000
‫اون می‌خواست حرف بزنه.

00:25:11.200 --> 00:25:12.720
‫راجع به آتیش‌سوزی.

00:25:13.960 --> 00:25:16.240
‫راجع به لیزا نیومن،
‫به طور مشخص‌تر؟

00:25:18.520 --> 00:25:20.480
‫اون یه زن جوون جذاب بود.

00:25:20.520 --> 00:25:23.960
‫من هر چی قرار بوده راجع
به لیزا نیومن بگم، گفتم.

00:25:25.280 --> 00:25:27.000
‫شما اون عکس رو گرفتین

00:25:27.040 --> 00:25:29.240
‫از ادموند لنوکس، لیزا،
‫و هری فرانکلین.

00:25:30.800 --> 00:25:32.120
‫بدون نظر.

00:25:35.600 --> 00:25:36.960
‫وکیلم رو می‌خوام.

00:26:02.960 --> 00:26:04.160
‫اوم، تمومش کردم.

00:26:04.200 --> 00:26:05.840
‫من از صفحه‌ی ۲۰ جلوتر نرفتم.

00:26:05.880 --> 00:26:09.760
‫خب، من تندخونم.
‫هایپرلکسیا اصطلاح پزشکی‌شه.

00:26:09.800 --> 00:26:13.000
‫خب. اولش فکر کردم،
‫"این افتضاحه.

00:26:13.040 --> 00:26:16.480
‫"هیچ معمایی نیست."
‫ولی بعد فهمیدم یه دونه هست.

00:26:16.520 --> 00:26:18.240
‫لنوکس اینو ننوشته.

00:26:18.280 --> 00:26:21.240
‫چی؟
‫اون توسط هری فرانکلین نوشته شده.

00:26:21.280 --> 00:26:24.920
‫چی باعث میشه اینطوری فکر کنی؟
‫خب، همون آهنگ‌ها رو داره،

00:26:24.960 --> 00:26:26.760
‫همون ساختارهای نحوی،

00:26:26.800 --> 00:26:29.240
‫همون صدای راوی
‫مثل همه‌ی رمان‌های فورتنام.

00:26:29.280 --> 00:26:31.320
‫فکر کنم به چیزی بیشتر از
‫نوشته‌ی مشابه نیاز داریم.

00:26:31.360 --> 00:26:32.880
‫نوشته‌ی یکسان.

00:26:32.920 --> 00:26:34.800
‫و شاخص ژاکارد اونو ثابت می‌کنه.

00:26:34.840 --> 00:26:36.080
‫من هیچ ایده‌ای ندارم اون چیه.

00:26:36.120 --> 00:26:39.000
‫اِ، اون یه ضریب شباهته.

00:26:39.040 --> 00:26:41.160
‫باورم نمیشه اینو نمی‌دونستی.

00:26:41.200 --> 00:26:42.920
‫ببینیم لنوکس چی میگه.

00:26:50.600 --> 00:26:54.000
‫خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

00:26:54.040 --> 00:26:55.600
‫همکارم کتابت رو خونده.

00:26:57.640 --> 00:26:59.240
‫اون هایپرلکسیک داره.

00:27:01.600 --> 00:27:02.800
‫ازش لذت بردین؟

00:27:04.200 --> 00:27:06.640
‫اوه، نه، ازش خوشم نیومد.

00:27:06.680 --> 00:27:08.120
‫به کی اهمیت میده؟

00:27:08.160 --> 00:27:09.680
‫تو ننوشتیش.

00:27:11.480 --> 00:27:14.120
‫اوه؟ من مطمئن بودم که خودم نوشتم.

00:27:14.160 --> 00:27:15.400
‫اِ، بذار ببینم.

00:27:19.040 --> 00:27:21.720
‫نه، اون... اون قطعا منم.

00:27:21.760 --> 00:27:23.440
‫هوم. هری فرانکلین نوشته.

00:27:23.480 --> 00:27:25.360
‫شاخص ژاکارد اونو ثابت می‌کنه.

00:27:25.400 --> 00:27:27.800
‫چرا باید از اسم شما استفاده کنه
آقای لنوکس؟

00:27:30.000 --> 00:27:31.600
‫اِ، اون...

00:27:35.600 --> 00:27:37.440
‫جرم نیست.

00:27:37.480 --> 00:27:38.760
‫ما در این مورد قضاوت می‌کنیم.

00:27:47.920 --> 00:27:51.160
‫هری فکر می‌کرد منتقدا
‫اونو جدی نمی‌گیرن.

00:27:51.200 --> 00:27:54.320
‫می‌خواست یه چیز ادبی بنویسه.

00:27:54.360 --> 00:27:56.680
‫اشتباهشون رو ثابت کنه.

00:27:56.720 --> 00:28:02.000
‫نقشه‌مون این بود که همه‌چیو فاش کنیم،
‫ولی فقط بعد از اینکه نقدها منتشر شدن

00:28:02.040 --> 00:28:06.160
‫و بر اساس ارزش‌هاش قضاوت شده بود،
‫نه بر اساس اسمش.

00:28:06.200 --> 00:28:11.800
‫بعد جزیره آدام
‫نامزد شد

00:28:11.840 --> 00:28:15.240
‫برای یکی از جوایز
‫بهتر ادبی. قبول کردیم که

00:28:15.280 --> 00:28:18.200
‫افشاگری بزرگ رو تا وقتی بفهمیم
برنده شده یا نه، عقب بندازیم.

00:28:21.240 --> 00:28:26.160
‫از وقتی راجع به مرگش شنیدم،
‫اعتراف می‌کنم که داشتم فکر می‌کردم

00:28:26.200 --> 00:28:29.400
‫شاید بهتر نباشه که...

00:28:29.440 --> 00:28:32.800
‫...فقط بذاریم رازمون
‫باهاش دفن بشه.

00:28:32.840 --> 00:28:34.080
‫متکالف.

00:28:35.520 --> 00:28:37.440
‫عالیه. تو راهم.

00:28:37.480 --> 00:28:40.120
‫نشانه‌هایی از سیانید
‫روی لباس‌های تیت.

00:28:40.160 --> 00:28:41.600
‫گرفتیمش.

00:29:11.160 --> 00:29:15.400
‫آقای تیت. موکلم دیگه
‫به هیچ سوالی جواب نمیده.

00:29:15.440 --> 00:29:17.720
‫آزادش کنین یا متهمش کنین.

00:29:22.280 --> 00:29:26.600
‫آلدوس تیت، شما متهم هستین
‫به قتل هری فرانکلین.

00:29:26.640 --> 00:29:28.320
‫مجبور نیستین چیزی بگین،

00:29:28.360 --> 00:29:31.480
‫ولی ممکنه به دفاعتون ضربه بزنه اگه
‫وقتی ازتون سوال میشه چیزی رو نگین

00:29:31.520 --> 00:29:34.280
‫که بعدا تو دادگاه
‫بهش تکیه می‌کنین.

00:29:34.320 --> 00:29:37.040
‫هر چیزی که بگین
‫ممکنه به عنوان مدرک استفاده بشه.

00:29:54.520 --> 00:29:56.280
‫بیا تو.

00:30:00.200 --> 00:30:01.480
‫بفرمایید.

00:30:03.120 --> 00:30:04.440
‫من...

00:30:06.640 --> 00:30:07.960
‫نمی‌دونم، من...

00:30:10.160 --> 00:30:14.960
‫من فقط از یه دیدگاه
‫به این نگاه کردم، و من...

00:30:15.000 --> 00:30:18.480
‫دارم فکر می‌کنم
‫ممکنه عکسش هم درست باشه.

00:30:18.520 --> 00:30:20.920
‫نمی‌فهمم. خب...

00:30:22.360 --> 00:30:24.440
‫...چرا کسی با یه دست به شدت آسیب دیده

00:30:24.480 --> 00:30:25.920
‫باید از یه ماشین تحریر دستی استفاده کنه؟

00:30:25.960 --> 00:30:28.200
‫می‌خوای بگی که
‫فکر نمی‌کنی هری فرانکلین

00:30:28.240 --> 00:30:29.960
‫رمان‌های فورتنام رو نوشته؟

00:30:31.400 --> 00:30:34.040
‫نمی‌دونم چی دارم میگم.

00:30:34.080 --> 00:30:40.080
‫می‌خوام بگم من به عنوان
یه نویسنده تحسینش می‌کردم و،

00:30:40.120 --> 00:30:42.720
‫خب، گذاشتم این موضوع رو
قضاوت من تاثیر بذاره.

00:31:00.080 --> 00:31:02.160
‫صبح بخیر.
‫صبح بخیر.

00:31:02.200 --> 00:31:05.360
‫اِ، بازرس ارشد بکستر فعلا
‫کسی رو نمی‌پذیره...

00:31:05.400 --> 00:31:06.760
‫ببخشید.

00:31:09.040 --> 00:31:11.240
‫کالوین. ماریسا.

00:31:14.920 --> 00:31:20.600
‫طبق این، هیدروژن سیانید
‫به طور طبیعی تو یه سری گیاها وجود داره.

00:31:20.640 --> 00:31:25.400
‫ارزن، جوانه، ریشه کاساوا،
‫لوبیا لیما

00:31:25.440 --> 00:31:28.280
‫همه‌شون توسط زن آلدوس تیت کاشته میشن.

00:31:28.320 --> 00:31:30.240
‫بازرس متکالف هم
‫تو گلخونه بود.

00:31:30.280 --> 00:31:32.720
‫اونم باید نشانه‌هایی از HCN
‫روی لباسش داشته باشه.

00:31:32.760 --> 00:31:34.360
‫می‌خواین اونو هم متهم کنین؟

00:31:36.360 --> 00:31:40.040
‫موکل منو فورا آزاد کنین وگرنه
‫به خاطر بازداشت غیرقانونی ازتون شکایت می‌کنم.

00:31:57.000 --> 00:31:58.400
‫آقای تیت.

00:32:01.600 --> 00:32:05.480
‫ما یه مظنون تو اتاقی داشتیم
‫که اون یارو اون روز مرده.

00:32:05.520 --> 00:32:08.480
‫نشانه‌هایی از سیانید روی لباس‌هاش.

00:32:08.520 --> 00:32:10.360
‫دیگه چی می‌خوان؟

00:32:12.960 --> 00:32:14.040
‫رئیس.

00:32:29.640 --> 00:32:32.200
‫یه دیدگاه متفاوت بهش میده.

00:32:50.280 --> 00:32:52.640
‫پیِیشنس، کارآگاه بی هستم.

00:32:59.280 --> 00:33:02.800
‫بفرمایید.
‫اولین دست‌نویس فورتنام هری.

00:33:02.840 --> 00:33:04.800
‫میشه...؟ چیز مقدسی نیست.

00:33:14.400 --> 00:33:18.040
‫خب، هری فرانکلین
‫رمان‌های فورتنام رو ننوشته.

00:33:20.040 --> 00:33:22.240
‫تو نامه‌ی "لوتی عزیز"ش،
‫تو ماشین تحریرش،

00:33:22.280 --> 00:33:24.720
‫که فرض می‌کنیم خودش نوشته،

00:33:24.760 --> 00:33:27.560
‫فرورفتگی‌های روی
‫کلیدهای سمت چپ خیلی ضعیف‌ترن.

00:33:27.600 --> 00:33:30.280
‫و خب...

00:33:30.320 --> 00:33:32.880
‫...تو این صفحات
‫هیچ تفاوت محسوسی نیست

00:33:32.920 --> 00:33:35.400
‫بین کلیدهایی که
‫با دست چپت می‌زنی،

00:33:35.440 --> 00:33:37.840
‫و اونایی که با دست راستت می‌زنی.

00:33:40.120 --> 00:33:44.440
‫متاسفم، من بهت مشورت بدی دادم.
چرا لنوکس باید راجع بهش دروغ بگه؟

00:33:44.480 --> 00:33:48.560
‫من نمی‌دونم... من... نظرت چیه؟
‫من نمی‌دونم... من...

00:33:49.760 --> 00:33:53.080
‫فکر کنم من مناسب
‫دستیار تحقیقاتی شما نیستم.

00:33:53.120 --> 00:33:55.320
‫من...
‫فکر کنم فقط می‌خوام برم خونه.

00:33:55.360 --> 00:33:56.800
‫پیِیشنس؟

00:34:13.880 --> 00:34:15.400
‫ها.

00:34:22.640 --> 00:34:24.920
‫فقط، حس می‌کنم من...

00:34:24.960 --> 00:34:29.520
‫هیچ کاری رو درست انجام نمیدم،
‫و... نمی‌دونم.

00:34:29.560 --> 00:34:34.200
‫آره. خودباوری پایین،
‫همونطوری که پیِیشنس داره توصیفش می‌کنه،

00:34:34.240 --> 00:34:36.200
‫رایج هست.

00:34:36.240 --> 00:34:39.120
‫ولی شاید برای ما،
‫به خاطر تجربه‌های تلخ گذشته،

00:34:39.160 --> 00:34:40.480
‫می‌تونه خیلی شدید باشه.

00:34:40.520 --> 00:34:44.400
‫ممکنه به سمت فکر کردن
به صورت مطلق کشیده بشیم.

00:34:44.440 --> 00:34:46.600
‫همه‌چی یا همه یا هیچ. آره.

00:34:49.320 --> 00:34:51.840
‫پدرت یه افسر پلیس بود، پیِیشنس،

00:34:51.880 --> 00:34:53.520
‫اونم یه افسر عالی‌رتبه.

00:34:54.720 --> 00:34:55.800
‫آره.

00:34:55.840 --> 00:34:57.640
‫این خیلی زیاده که بخوای بهش برسی.

00:35:36.840 --> 00:35:38.960
‫سلام. سلام. سلام.

00:36:04.040 --> 00:36:06.480
‫بادوم؟ سیانید.

00:36:09.640 --> 00:36:11.240
‫تو صندوق عقب پیدا شد.

00:36:13.000 --> 00:36:14.680
‫به نظر یادداشت میاد.

00:36:16.520 --> 00:36:18.720
‫از زندگی‌نامه گمشده هری فرانکلین.

00:36:28.640 --> 00:36:33.040
‫ها. باورم نمیشه ما قاتل
‫هری فرانکلین رو تو بازداشت داشتیم،

00:36:33.080 --> 00:36:34.520
‫و گذاشتیم بره.

00:36:34.560 --> 00:36:36.280
‫خب، علت مرگ تیت، قربان،

00:36:36.320 --> 00:36:39.320
‫دقیقا همون روشیه که
‫برای کشتن هری فرانکلین استفاده شد.

00:36:39.360 --> 00:36:40.720
‫هیدروژن سیانید.

00:36:40.760 --> 00:36:43.840
‫آره. پزشکی قانونی نشون نمیده
‫هیچ دخالت شخص سومی وجود داشته.

00:36:43.880 --> 00:36:46.560
‫دوربین مداربسته تیت رو
‫تو صحنه قتل

00:36:46.600 --> 00:36:48.520
‫تو روزی که هری مرد، نشون میده.

00:36:48.560 --> 00:36:50.800
‫باید فرض کنیم که اون یادداشت‌ها رو
‫برای زندگی‌نامه هری

00:36:50.840 --> 00:36:53.520
‫که تو ماشین پیدا کردیم، دزدیده.

00:36:53.560 --> 00:36:56.240
‫"از تیت خواستم بیاد، گفتم برای تحقیق
‫راجع به چیزی که واقعا با آتیش‌سوزی اتفاق افتاد، به کمک نیاز دارم

00:36:56.280 --> 00:37:01.280
‫اون درخواست پول کرد. با ۲۰۰۰ پوند توافق شد.

00:37:01.320 --> 00:37:05.280
‫"ارزشش رو داشت که قیافه‌اش رو ببینم وقتی
‫بهش میگم می‌دونم اون لیزا رو کشته."

00:37:05.320 --> 00:37:07.120
‫این شبیه حدس و گمان میاد.

00:37:07.160 --> 00:37:10.960
‫من تصاویر کالبدشکافی لیزا نیومن رو
‫دیجیتالی کردم.

00:37:11.000 --> 00:37:15.680
‫همونایی که هری فرانکلین
‫به عنوان بخشی از تحقیقاتش درخواست کرده بود.

00:37:15.720 --> 00:37:19.560
‫خب، این یه ضایعه ناشی از گرما نیست.

00:37:19.600 --> 00:37:22.520
‫این یه زخم چاقوئه.
‫به خط تمیزش نگاه کن.

00:37:22.560 --> 00:37:24.720
‫خب، چرا اون موقع متوجهش نشدن؟

00:37:24.760 --> 00:37:27.320
‫خب، تکنیک‌های توپوگرافی مدرن
‫می‌تونن اونو تشخیص بدن،

00:37:27.360 --> 00:37:29.400
‫ولی، اِ، نه تو دهه ۹۰.

00:37:30.680 --> 00:37:33.280
‫خیلی خب، پس شما به من
‫یه انگیزه احتمالی دادین

00:37:33.320 --> 00:37:35.960
‫برای قتل هری فرانکلین توسط تیت،
‫برای جلوگیری از افشاگریش

00:37:36.000 --> 00:37:39.800
‫راجع به قتل لیزا نیومن
‫بیش از ۲۰ سال پیش.

00:37:39.840 --> 00:37:43.080
‫ولی انگیزه تیت برای
‫خودکشی چی بود؟

00:37:43.120 --> 00:37:45.400
‫اون یادداشت‌ها رو داشت، هری مرده بود.

00:37:45.440 --> 00:37:48.120
‫زندگی‌نامه قرار نبود
‫منتشر بشه.

00:37:53.160 --> 00:37:56.240
‫مایلین ما رو با یه بینش
‫افتخار بدین؟

00:37:56.280 --> 00:37:57.840
‫نه تا وقتی اینا رو

00:37:57.880 --> 00:38:00.320
‫به یه همکار تو سوابق جنایی نشون بدم، قربان.

00:38:09.720 --> 00:38:12.120
‫آره، این توسط همون کسی تایپ شده

00:38:12.160 --> 00:38:13.760
‫که نامه "لوتی عزیز" رو نوشته.

00:38:13.800 --> 00:38:17.720
‫ظاهرا روی همون ماشین تحریر. مطمئنین؟

00:38:17.760 --> 00:38:19.000
‫آره.

00:38:19.040 --> 00:38:23.720
‫خوبه. چیزی که دارین بهش نگاه می‌کنین
‫نامه‌ایه که هری به لوتی فرستاده

00:38:23.760 --> 00:38:26.160
‫که درخواست اطلاعات
‫راجع به خواهرش لیزا رو می‌کرد،

00:38:26.200 --> 00:38:28.000
‫درست قبل از اینکه کشته بشه.

00:38:28.040 --> 00:38:30.200
‫حالا، به این نگاه کن.

00:38:34.840 --> 00:38:39.240
‫خب، این توسط یه آدم
‫کاملا متفاوت تایپ شده،

00:38:39.280 --> 00:38:42.640
‫روی یه ماشین متفاوت.

00:38:42.680 --> 00:38:46.840
‫همونیه که برای تایپ دست‌نویس
فورتنام که دیدیم، استفاده شده.

00:38:48.520 --> 00:38:50.520
‫من مطمئنم.

00:38:52.360 --> 00:38:55.720
‫این یکی از صفحه‌های یادداشت‌های هریه
‫که تو ماشین تیت پیدا کردیم.

00:38:55.760 --> 00:38:57.440
‫ولی ادموند لنوکس اونا رو نوشته.

00:38:57.480 --> 00:38:59.960
‫گرفتیمش. ممنون از تو.

00:39:11.640 --> 00:39:14.320
‫تو رمان‌های فورتنام رو نوشتی، ادموند.

00:39:14.360 --> 00:39:17.320
‫شما مدرکی برای این دارین؟
‫ما می‌تونیم ثابت کنیم هری فرانکلین ننوشته.

00:39:17.360 --> 00:39:21.440
‫ما یه متخصص داشتیم که صفحه‌های
‫اولین دست‌نویس فورتنام رو آنالیز کرد.

00:39:21.480 --> 00:39:23.360
‫نباید خیلی سخت باشه که اونا رو
‫با ماشین تحریر اولیوتی

00:39:23.400 --> 00:39:25.480
‫روی میز موکلتون تطبیق بدیم.

00:39:27.080 --> 00:39:29.760
‫من اونو تایپ کردن می‌نامم، نه نوشتن،

00:39:29.800 --> 00:39:34.000
‫ولی آره، فورتنام ساخته‌ی من بود.

00:39:34.040 --> 00:39:37.560
‫خب که چی؟

00:39:37.600 --> 00:39:39.440
‫ولی تو از داستان جنایی متنفری.

00:39:39.480 --> 00:39:41.680
‫خب، همونطور که ساموئل جانسون تقریبا گفت،

00:39:41.720 --> 00:39:43.720
‫فقط یه احمق
‫داستان جنایی می‌نویسه

00:39:43.760 --> 00:39:46.520
‫به جز برای پول.
‫تو قطعا کلی ازش پول درآوردی.

00:39:46.560 --> 00:39:51.480
‫برای ضبط، من دارم یه نامه
‫از بانک ملی تورتوگا

00:39:51.520 --> 00:39:55.760
‫تو جزایر کیمن نشون میدم،
‫به تاریخ اکتبر ۲۰۰۴.

00:39:55.800 --> 00:39:57.920
‫یه حساب خارجی،
‫که توسط تو باز و بسته شده،

00:39:57.960 --> 00:40:00.400
‫ولی به اسم ادموند لنوکس
‫و هری فرانکلین.

00:40:00.440 --> 00:40:02.440
‫ما حکم دادگاه گرفتیم، ادموند.

00:40:02.480 --> 00:40:05.400
‫تو پول خیلی زیادی
‫به هری دادی.

00:40:09.840 --> 00:40:11.800
‫برای تحقیق.

00:40:11.840 --> 00:40:14.840
‫برای ضبط،
‫ما سه مورد رو نشون میدیم.

00:40:14.880 --> 00:40:19.080
‫یه نامه که توسط هری فرانکلین
‫برای خواهر لیزا نیومن تایپ شده،

00:40:19.120 --> 00:40:24.640
‫یه صفحه از تایپ
‫اولین رمان فورتنام.

00:40:24.680 --> 00:40:28.560
‫و یادداشت‌هایی برای
‫زندگی‌نامه هری فرانکلین،

00:40:28.600 --> 00:40:30.560
‫که از ماشین آلدوس تیت پیدا شد.

00:40:32.160 --> 00:40:35.160
‫به خاطر سوختگی‌های
‫دست چپش، وقتی هری تایپ می‌کرد،

00:40:35.200 --> 00:40:37.160
‫کلیدهای سمت چپ
‫ماشین تحریر

00:40:37.200 --> 00:40:39.560
‫یه فرورفتگی ضعیف‌تر از اونایی که
سمت راست بودن، ایجاد می‌کردن.

00:40:39.600 --> 00:40:42.080
‫نامه هری به لوتی
‫خیلی مشخصه

00:40:42.120 --> 00:40:44.440
‫از یادداشت‌هایی که تو ماشین تیت پیدا شد.

00:40:44.480 --> 00:40:47.960
‫این توسط هری تایپ شده.
‫اینا توسط تو تایپ شدن.

00:40:50.200 --> 00:40:51.640
‫تو بهش برای تحقیق پول ندادی.

00:40:51.680 --> 00:40:53.760
‫اون پول خون بود،
‫که از روی عذاب وجدان پرداخت شد.

00:40:56.520 --> 00:40:58.120
‫هری دوست من بود.

00:41:00.280 --> 00:41:01.640
‫اون رنج کشید.

00:41:03.560 --> 00:41:06.120
‫اوه، تو هیچ ایده‌ای نداری.

00:41:07.800 --> 00:41:12.240
‫سوختگی‌ها، از دست دادن دختری
‫که عاشقش بود. اون...

00:41:15.880 --> 00:41:17.760
‫من هر کاری از دستم برمیومد
برای حمایت ازش کردم.

00:41:20.680 --> 00:41:24.000
‫مطمئنم تو تو این سال‌ها سعی کردی
‫خودت رو به این قانع کنی،

00:41:24.040 --> 00:41:27.440
‫ولی بعد می‌فهمی هری داره
یه زندگی‌نامه می‌نویسه.
‫خدای من.

00:41:27.480 --> 00:41:29.640
‫بهتون گفتم، من هیچ ایده‌ای نداشتم.

00:41:29.680 --> 00:41:31.800
‫تو دروغ میگی، ادموند.

00:41:31.840 --> 00:41:35.000
‫ما دوباره با کالوین فیتزواتر صحبت کردیم.

00:41:35.040 --> 00:41:39.600
‫اون سر شام بهت گفت
که پاردونا با هری قرارداد بسته،

00:41:39.640 --> 00:41:43.480
‫راجع به تحقیقات هری
‫و افشاگری تکان‌دهنده.

00:41:45.560 --> 00:41:47.400
‫تو فهمیدی اون قراره به همه بگه

00:41:47.440 --> 00:41:48.840
‫که تو دوست دخترشو کشتی.

00:41:52.200 --> 00:41:54.320
‫این کاملا چرنده.

00:41:55.680 --> 00:41:57.520
‫ما با خواهر لیزا صحبت کردیم.

00:41:58.840 --> 00:42:02.320
‫اون از تیت نمی‌ترسید،
‫از تو می‌ترسید.

00:42:02.360 --> 00:42:05.080
‫لیزا نیومن بر اثر یه زخم چاقو مرد.

00:42:06.520 --> 00:42:10.040
‫تو کلبه رو آتیش زدی
‫تا ردپات رو پاک کنی.

00:42:10.080 --> 00:42:12.880
‫تو مرگ هری رو صحنه‌سازی کردی
‫که شبیه خودکشی به نظر بیاد.

00:42:12.920 --> 00:42:15.960
‫وقتی اون ماجرا لو رفت،
‫سعی کردی تیت رو مقصر جلوه بدی.

00:42:16.000 --> 00:42:18.520
‫اونو با وعده پول کشوندی،
‫مسمومش کردی،

00:42:18.560 --> 00:42:20.120
‫یادداشت‌های هری رو تو ماشینش گذاشتی.

00:42:20.160 --> 00:42:22.520
‫به جز اینکه اونا یادداشت‌های هری نبودن -
‫خودت درستشون کردی.

00:42:33.120 --> 00:42:36.880
‫موفقیتی که من
‫با جزیره آدام داشتم،

00:42:36.920 --> 00:42:39.640
‫اونو به عنوان یه نشونه در نظر گرفتم...

00:42:39.680 --> 00:42:44.640
‫...دیگه لازم نبود
‫استعدادم رو صرف فورتنام کنم.

00:42:47.400 --> 00:42:49.800
‫من به اندازه کافی به هری غرامت داده بودم.

00:42:52.360 --> 00:42:55.160
‫بعد فهمیدم ‫اون نه تنها داره از شهرتی

00:42:55.200 --> 00:42:58.080
‫که بهش داده بودم، پول درمیاره

00:42:58.120 --> 00:43:01.160
‫بلکه داره منو هم لو میده.

00:43:05.520 --> 00:43:07.280
‫پس تو هری فرانکلین رو کشتی.

00:43:15.080 --> 00:43:16.320
‫من چاره‌ای نداشتم.

00:43:16.360 --> 00:43:17.880
‫و آلدوس تیت.

00:43:17.920 --> 00:43:19.560
‫اوه، خب، چیزی از دست نرفت.

00:43:19.600 --> 00:43:21.080
‫و لیزا نیومن.

00:43:25.240 --> 00:43:26.760
‫یه جنایت از روی عشق.

00:43:29.960 --> 00:43:32.760
‫وقتی بهم گفت
‫که هری رو ترجیح میده،

00:43:32.800 --> 00:43:39.120
‫من یه لحظه... کور...

00:43:41.840 --> 00:43:44.480
‫...خشم سیاه و بی‌انتها داشتم.

00:43:50.560 --> 00:43:53.000
‫مصاحبه متوقف شد، ساعت ۱۷:۴۰.

00:43:57.160 --> 00:44:00.240
‫این یه نامه از هری فرانکلینه

00:44:00.280 --> 00:44:03.600
‫که انتشارات پاردونا
‫امروز صبح تو اتاق پستشون پیدا کردن.

00:44:03.640 --> 00:44:06.080
‫افشاگری تکان‌دهنده‌ای که
‫اون قصدش رو داشت...

00:44:07.840 --> 00:44:09.480
‫اون رمان‌های فورتنام رو ننوشته.

00:44:09.520 --> 00:44:12.240
‫اون آلدوس تیت رو
‫به خاطر مرگ لیزا مقصر می‌دونست، نه تو رو.

00:44:32.400 --> 00:44:34.120
‫تو هیچ دلیلی برای کشتنش نداشتی.

00:45:18.080 --> 00:45:19.600
‫این یه جعبه معماییه.

00:45:19.640 --> 00:45:23.760
‫اوه. باز کردنش... راحته؟

00:45:26.760 --> 00:45:30.280
‫اِ، نمی‌دونم، هیچوقت امتحان نکردم.

00:45:30.320 --> 00:45:32.440
‫یه معمای حل نشده گذاشتی؟

00:45:36.800 --> 00:45:39.640
‫ماتیلد هندریکس کیه؟

00:45:43.800 --> 00:45:45.240
‫اون مادرمه.

00:45:48.000 --> 00:45:51.040
‫اون تنها چیزیه که قبل از رفتنش
‫با خودش نبرد.

00:45:58.240 --> 00:46:00.000
‫تا حالا سعی کردی باهاش تماس بگیری؟

00:46:01.800 --> 00:46:03.240
‫چرا باید بخوام این کارو کنم؟