WEBVTT

00:00:10.708 --> 00:00:14.666
[ انجمن نیمه‌شب ]

00:00:14.708 --> 00:00:16.291
زود باش، زود باش

00:00:18.583 --> 00:00:20.749
زود باش، برگرد

00:00:31.916 --> 00:00:32.916
هی

00:00:32.916 --> 00:00:33.957
خدایا، آنیا

00:00:33.999 --> 00:00:36.416
هی، هی، حالت خوبه؟

00:00:37.291 --> 00:00:38.457
حالت خوبه؟

00:00:40.582 --> 00:00:41.582
چیه؟

00:00:43.707 --> 00:00:47.041
!می‌بینیدش؟ اونجاست

00:00:47.041 --> 00:00:48.082
!درست همون‌جاست

00:00:54.165 --> 00:00:55.582
اوردوز بوده

00:00:56.165 --> 00:00:58.040
ظاهرا همه قرص‌هاش رو باهم خورده

00:00:58.707 --> 00:00:59.874
سر خود قرص می‌خورده

00:01:01.749 --> 00:01:02.915
تو خبر نداشتی؟

00:01:03.665 --> 00:01:06.290
...مارک گفت وقتی رسیده

00:01:08.249 --> 00:01:12.165
فکر کنم شنیدم از یکی در مورد
دستور احیا نکردن پرسید

00:01:13.374 --> 00:01:14.832
آنیا دستور پزشکی احیا نکردن داشت؟

00:01:15.415 --> 00:01:18.248
درباره‌ش بهت نگفته بود -
شما چرا بهم نگفتین؟ -

00:01:19.498 --> 00:01:22.623
من هم‌اتاقیـشم
...اگه کسی باید می‌دونسته، من بودم

00:01:25.040 --> 00:01:26.915
...اگه می‌دونستم، نمیـ

00:01:27.582 --> 00:01:30.040
...نمی‌دونم، یه کاری -
امیدوارم، باز هم همین کار رو می‌کردی -

00:01:32.373 --> 00:01:35.873
دستور احیا نکردن به معنای درمان نکردن نیست

00:01:37.332 --> 00:01:41.331
من همیشه می‌گم اهداف برایتکلیف
معطوف به پویاییـه و هست

00:01:42.040 --> 00:01:45.165
ولی ایلانکا، ما نمی‌تونیم کنار بایستیم

00:01:45.248 --> 00:01:48.040
و تماشا کنیم یکی
با داروهای خودش اوردوز کنه

00:01:48.623 --> 00:01:50.748
خیلی خوش‌حالم
که تو هم کنار نایستادی

00:01:50.831 --> 00:01:52.290
تو کار درست رو کردی

00:01:58.415 --> 00:01:59.456
نمی‌دونستم

00:02:00.331 --> 00:02:03.123
...نمی‌دونستم و نباید

00:02:04.331 --> 00:02:05.706
نباید دخالت می‌کردم

00:02:05.789 --> 00:02:07.248
متاسفم، آنیا

00:02:09.373 --> 00:02:10.539
اشکالی نداره

00:02:11.581 --> 00:02:13.289
چی دیدی، آنیا؟

00:02:17.581 --> 00:02:18.664
من نشعه بودم

00:02:19.873 --> 00:02:21.914
من چیزی ندیدم -
ولی دیدی -

00:02:22.914 --> 00:02:26.498
درمورد چیزی که ریچل اون آخرها گفت
...حرف زدی

00:02:27.289 --> 00:02:30.539
یه چیزی درمورد یه سایه -
هیچ...سایه‌ای نبود -

00:02:31.497 --> 00:02:32.622
مزخرفه

00:02:33.414 --> 00:02:34.539
فهمیدی؟

00:02:35.872 --> 00:02:36.956
من ندیدمش

00:02:38.622 --> 00:02:39.622
من نشعه بودم

00:02:49.581 --> 00:02:50.664
ایلانکا

00:02:53.914 --> 00:02:55.872
اوضاعت چطوره؟ خوبی؟

00:02:58.830 --> 00:03:00.080
نمی‌دونم

00:03:00.955 --> 00:03:03.122
نمی‌تونم تصور کنم الان چه حسی داری

00:03:04.747 --> 00:03:08.122
ولی باید...با خودت مهربون باشی

00:03:09.372 --> 00:03:10.914
آره، گفتنش از انجام دادنش آسون‌تره

00:03:12.539 --> 00:03:13.789
یه لحظه بیا اینجا

00:03:15.789 --> 00:03:17.788
فقط یه لحظه، چیزی نیست
بیا

00:03:26.080 --> 00:03:27.247
اون چی بود؟

00:03:27.830 --> 00:03:28.830
هیچی

00:03:42.205 --> 00:03:46.371
خاطرات پاراگون متعلق به دختری بود
که اسم خودش رو «آتنا» گذاشته بود

00:03:47.580 --> 00:03:49.955
‏16ساله‌ش بود وقتی فرار کرد

00:03:50.038 --> 00:03:51.663
و این داستان اونه

00:03:53.413 --> 00:03:56.788
فرقه‌ها توی دهه‌های 20 و 30 در آمریکا
خیلی مهم بودن

00:03:56.871 --> 00:03:58.871
و توی دهه 40 به اوج خودشون رسیدن

00:03:58.955 --> 00:04:00.580
جنبش سایکیانا

00:04:00.663 --> 00:04:04.080
لژیون نقره‌ای و من فرقه هستم
سرتیترهای اول روزنامه شدند

00:04:04.663 --> 00:04:07.829
ولی پاراگون از همه‌شون غم‌انگیزتر بود

00:04:08.663 --> 00:04:11.788
سال1931 توسط رجینا بالارد شروع شد

00:04:11.871 --> 00:04:13.663
که بعدها اسم خودش رو «آسسو» گذاشت

00:04:13.746 --> 00:04:15.538
برگرفته از الهه بهبودی یونان

00:04:15.621 --> 00:04:18.246
که به طرز غم‌انگیزی منطقی به نظر میاد

00:04:18.329 --> 00:04:21.329
شوهرش از ذات‌الریه
و پسرش از فلج اطفال مرد

00:04:21.413 --> 00:04:24.538
پس این گروه رو به عنوان
فلسفه سلامتی عصر جدید شروع کرد

00:04:24.621 --> 00:04:28.121
فقط یه گزینه طبیعت درمانی
برای موسسه پزشکی بود

00:04:28.204 --> 00:04:30.287
ولی به چیز دیگه‌ای تبدیل شد

00:04:30.371 --> 00:04:33.621
آسسو شیفته‌ی الهه‌های یونان باستان بود

00:04:33.704 --> 00:04:36.162
مخصوصا پنج خواهر

00:04:36.954 --> 00:04:39.912
پاناسه، الهه درمان جهانی

00:04:39.996 --> 00:04:42.746
هایجیا، الهه پاکیزگی

00:04:42.829 --> 00:04:45.704
ایاسو، الهه احیا و معالجه

00:04:45.787 --> 00:04:48.246
آگلایا، الهه زیبایی

00:04:48.329 --> 00:04:53.121
و آسسو که اسمش رو ازش الهام گرفته بود
الهه روند بهبودی

00:04:53.662 --> 00:04:55.162
با پرستش درست و صحیح

00:04:55.245 --> 00:04:59.704
آسسو فکر می‌کرد می‌تونه به زندگی سالم‌تر
و درمان بیماری دست پیدا کنه

00:04:59.787 --> 00:05:02.162
یه نشونه انتخاب کرد که بیانگر زمان بود

00:05:02.662 --> 00:05:04.204
ساعت شنی

00:05:04.287 --> 00:05:08.537
که می‌تونه بارها و بارها برعکس بشه

00:05:09.245 --> 00:05:13.037
آسسو خودش انتخاب کرد هر کدوم از اعضا
نماینده یکی از پنج خواهر باشن

00:05:13.120 --> 00:05:15.162
البته، غیر از خودش

00:05:15.245 --> 00:05:19.787
پس هر روز بیشتر از قبل به پرستش خدایان
و الهه‌های جهان باستان روی آوردن

00:05:20.370 --> 00:05:22.370
دعا و مناجات دیگه کافی نبود

00:05:22.453 --> 00:05:23.995
پیشکش‌ها کافی نبودند

00:05:24.578 --> 00:05:28.620
سرانجام، با انجام مراسم باستانی حقیقی
خط قرمز رو رد کرد

00:05:28.703 --> 00:05:30.078
قربانی کردن خونین

00:05:32.953 --> 00:05:34.953
آتنا از چیزی که دید وحشت کرد

00:05:35.537 --> 00:05:39.453
اون یه عضو ساده نبود
آسسو، مادرش بود

00:05:40.037 --> 00:05:42.203
مردن پدر و برادرش رو تماشا کرده بود

00:05:42.287 --> 00:05:44.453
و الان می‌دید مادرش داره
عقلش رو از دست می‌ده

00:05:45.036 --> 00:05:48.453
آتنا التماسش کرد تا دست نگه داره
و ببینه چقدر داره دیوانه‌وار عمل می‌کنه

00:05:49.245 --> 00:05:51.120
اون می‌دونست باید جلوی مادرش رو بگیره

00:05:51.203 --> 00:05:54.953
پس آتنا، بقیه بچه‌ها رو جمع کرد
و نیمه شب از اونجا فرار کردند

00:05:55.036 --> 00:05:57.911
تقریبا تا یه کیلومتر دورتر
پیش نزدیک‌ترین همسایه رفتند

00:05:57.995 --> 00:05:59.328
و به پلیس زنگ زدند

00:06:00.370 --> 00:06:04.203
پلیس به اونجا رفت
ولی نتونست هیچ‌کس رو هیچ‌جا پیدا کنه

00:06:04.786 --> 00:06:08.578
تا این‌که بالاخره به حرف آتنا گوش کردند
و سراغ زیرزمین رفتند

00:06:08.703 --> 00:06:11.994
زیرزمینی که یه دکمه مخفی توی آسانسور داشت

00:06:16.036 --> 00:06:17.786
همه خانم‌ها مرده بودند

00:06:18.369 --> 00:06:20.786
مسموم شده بودند
به جز یک نفر

00:06:26.036 --> 00:06:28.578
آسسو قسم خورد تصادفا این اتفاق افتاده

00:06:28.661 --> 00:06:32.536
گفت گیاهان اشتباهی رو برای چایی که
توی مراسم‌شون نوشیدن، جمع کرده

00:06:33.577 --> 00:06:34.994
ولی اون فقط یه داستان بود

00:06:35.661 --> 00:06:38.786
چون آتنا گفت مادرش دقیقا می‌دونست
داره چی‌کار می‌کنه

00:06:40.494 --> 00:06:42.869
مادرش بهش گفته بود
یه اتفاقی در شرف وقوعه

00:06:42.952 --> 00:06:45.577
قربانی خونین چیزی نیست
که یه الهه نادیده‌ش بگیره

00:06:46.411 --> 00:06:50.744
قربانی خونینـی که بهش
یه زندگی بسیار طولانی می‌بخشه

00:06:51.369 --> 00:06:52.577
پنج الهه؟

00:06:52.661 --> 00:06:54.286
پنج خواهر

00:06:55.494 --> 00:06:56.661
یونانی بودن؟

00:06:56.744 --> 00:07:00.910
خب، اسم‌هاشون که آره
پاناسه، ایاسو، آسسو

00:07:00.994 --> 00:07:03.119
ولی توی روم باستان متفاوت اند

00:07:03.202 --> 00:07:07.827
:اسم‌هاشون اینه
کارنا، فرونیا، والاتودو، کاردیا و فابریس

00:07:08.452 --> 00:07:11.410
به مصری، سِرخمت، آیسیس، سرکِت اند

00:07:11.910 --> 00:07:13.619
همونـن ولی اسم‌شون فرق می‌کنه

00:07:14.410 --> 00:07:16.202
هرچی هست خیلی افتضاحه

00:07:17.369 --> 00:07:20.994
مسموم کردن مردم به خاطر
یه مشت داستان قدیمی چرت و پرت؟

00:07:21.785 --> 00:07:24.285
خب، اون واقعا فکر می‌کرد
باعث می‌شه طولانی‌تر زندگی کنه

00:07:24.368 --> 00:07:25.577
جواب داد؟

00:07:25.660 --> 00:07:29.410
آسسو بعدش غیبـش زد
و با اسم واقعیـش زندگی کرد

00:07:29.493 --> 00:07:31.910
پس نمی‌دونم چه مدت زنده بوده

00:07:32.410 --> 00:07:33.827
دخترش آتنا چی؟

00:07:34.410 --> 00:07:35.993
اون هم اسم واقعیـش نبود

00:07:36.118 --> 00:07:39.202
و قطعا به محض این‌که تونسته از اینجا رفته

00:07:40.410 --> 00:07:41.743
ولی دفتر خاطراتش رو جا گذاشته؟

00:07:41.785 --> 00:07:45.701
و جولیا جین پیداش کرده
خوندتش و توی کتابخونه پنهانش کرده

00:07:46.160 --> 00:07:49.035
و اون عددها رو گذاشته
تا یکی دیگه پیداش کنه

00:07:49.035 --> 00:07:50.076
ولی چرا؟

00:07:50.618 --> 00:07:53.743
خب، می‌دونیم که برایتکلیف
بعد از پاراگون خالی بود

00:07:54.285 --> 00:07:56.660
خالی بود تا استنتون سال66 خریدتش

00:07:57.160 --> 00:07:59.410
اون خیلی چیزها رو بیرون برده
ولی چندتا رو از قلم انداخته

00:07:59.951 --> 00:08:01.201
دفتر خاطرات، زیرزمین

00:08:01.285 --> 00:08:04.201
و بعدش جولیا جین اومده
و جفت‌شون رو پیدا کرده

00:08:04.993 --> 00:08:06.868
خاطراتت آتنا رو خونده که کلی درمورد

00:08:06.951 --> 00:08:08.451
این‌که چی‌کار کردن صحبت کرده

00:08:08.535 --> 00:08:10.368
با جزئیات دقیق

00:08:10.451 --> 00:08:12.659
اون «انجمن نیمه‌شب»رو تاسیس کرده

00:08:13.451 --> 00:08:14.951
و درمان شده از اینجا رفته

00:08:15.034 --> 00:08:16.034
نمی‌دونم

00:08:16.743 --> 00:08:22.159
یعنی من چیزهای عجیب زیادی رو امتحان کردم
چیزهای خیلی عجیب غریب

00:08:23.576 --> 00:08:25.159
راستش، من همه چیز رو امتحان کردم

00:08:25.243 --> 00:08:27.868
...چون من برخلاف بقیه‌ نمی‌خوام بمیرم ولی

00:08:27.951 --> 00:08:29.159
قضیه درمورد باور داشتن نیست

00:08:30.118 --> 00:08:33.701
من می‌دونم پاراگون اینجا توی برایتکلیف بوده

00:08:33.784 --> 00:08:36.576
و اون‌ها توی همین تخت‌ها خوابیدن
سر همین میزها نشستن

00:08:36.659 --> 00:08:38.034
توی همین راهروها راه رفتن

00:08:39.242 --> 00:08:41.409
و به لطف آتنا، می‌دونم
به چی باور داشتن

00:08:42.409 --> 00:08:44.451
می‌دونم جولیا اون دفتر خاطرات رو پیدا کرده

00:08:45.826 --> 00:08:47.951
می‌دونم «انجمن نیمه شب» توی همین‌جایی
که پاراگون

00:08:47.951 --> 00:08:49.701
مراسمات رو انجام می‌ده، شکل گرفته

00:08:50.826 --> 00:08:52.992
و می‌دونم جولیا درمان شده از اینجا رفته

00:08:57.701 --> 00:08:59.034
پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:09:00.075 --> 00:09:03.117
بری یه مشت توت سمی پیدا کنی و توگا بپوشی؟
[ ردای بلند رومی ]

00:09:05.117 --> 00:09:06.325
توگا یونانی نیست

00:09:11.617 --> 00:09:12.825
ممنونم

00:09:19.117 --> 00:09:21.117
سلام، خوشکله

00:09:21.784 --> 00:09:23.159
چی گرفتی؟

00:09:23.242 --> 00:09:27.408
مامانم الان داره توی یه فیلم بازی می‌کنه
و با " مالی بلیک " همکاری داره

00:09:27.492 --> 00:09:28.533
می‌دونی کیه؟

00:09:29.075 --> 00:09:31.075
بازیگره؟

00:09:31.158 --> 00:09:33.783
نه، کلاه‌ گیس سازه

00:09:34.408 --> 00:09:36.450
ولی یه کلاه گیس ساز معمولی نیست
...اون

00:09:38.033 --> 00:09:39.950
خدای کلاه گیس سازیه

00:09:40.033 --> 00:09:43.492
کلاه گیس‌هایی درست می‌کنه
که بیشتر از 100هزار دلار می‌ارزه

00:09:43.575 --> 00:09:46.117
و عاشق مامانمه

00:09:46.200 --> 00:09:50.366
مامانم کارهاش رو واسه 4تا فیلم
و حدودا 400تا فرش قرمز پوشیده

00:09:50.450 --> 00:09:55.366
خب من اندازه‌ها رو واسه‌ش فرستادم
و اون اندازه‌های یکی از کارهای معروفش رو تغییر داده

00:09:56.616 --> 00:09:58.283
و ایناهاش

00:09:58.366 --> 00:10:00.491
...وای اون -
می‌دونم -

00:10:00.575 --> 00:10:03.616
و این یکی رو طبق عکس‌های قبل از
شیمی‌ درمانیـم درست کرده

00:10:04.200 --> 00:10:07.283
و این جدیده حتی از اون قبلی هم بهتره

00:10:07.366 --> 00:10:11.033
واقعا عالیه -
و راستش، فکر کنم -

00:10:11.116 --> 00:10:13.616
من و تو تنها کسایی توی دنیا باشیم

00:10:13.699 --> 00:10:16.533
که یه کار اصلی مالی بلیک رو
بدون پرواز به ایتالیا به‌دست آوردیم

00:10:16.616 --> 00:10:18.158
وایسا، چی؟

00:10:20.116 --> 00:10:21.658
آره، این مال تو‌‍ـه

00:10:22.658 --> 00:10:24.449
واسه همین سرت رو هفته پیش اندازه گرفتم

00:10:25.241 --> 00:10:27.408
و وقتی خواب بودی قایمکی اومدم تو اتاقت

00:10:27.449 --> 00:10:28.949
و عکس‌هات رو دزدیدم

00:10:30.199 --> 00:10:31.949
چی‌کار کردی؟ -
امتحانش کن -

00:10:34.783 --> 00:10:37.532
انگشت‌هات رو ببر بالا -
اینجوری؟ -

00:10:37.532 --> 00:10:38.574
همین‌طوری

00:10:38.657 --> 00:10:40.532
خیلی‌خب، الان می‌تونی دستت رو برداری

00:10:42.824 --> 00:10:45.157
این صورت رو می‌بینی؟
این صورت زیبا رو

00:10:47.116 --> 00:10:48.282
آره

00:10:48.991 --> 00:10:50.074
خودشه

00:10:57.491 --> 00:10:58.616
...من...نمیـ

00:10:59.824 --> 00:11:02.157
نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم -
خواهش می‌کنم -

00:11:06.699 --> 00:11:07.699
چرا؟

00:11:09.574 --> 00:11:10.824
چون ازش حرف زدی

00:11:29.115 --> 00:11:30.490
عالی شدی

00:11:31.198 --> 00:11:35.740
امروز اینجا جمع شدیم
تا روز مرگ آمش رو جشن بگیریم

00:11:36.698 --> 00:11:37.782
!آره

00:11:39.032 --> 00:11:41.532
روزی که قرار نبود برسه

00:11:42.532 --> 00:11:45.532
یه سال پیش، چندتا دکتر بهش گفتن
فقط یه سال دیگه زنده‌ست

00:11:45.615 --> 00:11:49.782
یه سال پیش، امروز
و هنوز هم اینجاییم

00:11:50.490 --> 00:11:52.823
هنوز هستش
کثافت‌‌ی سرسخت

00:11:52.906 --> 00:11:55.490
...فی‌البداهه نگو
فقط چیزی که نوشته شده رو بخون

00:11:58.281 --> 00:11:59.823
ببخشید، دیر کردم

00:12:01.240 --> 00:12:03.073
نه، اشکال نداره
تازه شروع کردیم

00:12:06.948 --> 00:12:10.115
مغز آمش خیلی وقته
که داره خودش رو می‌خوره

00:12:10.198 --> 00:12:12.948
گلیوبلاستوما خیلی عوضیه
[ نوعی تومور مغزی ]

00:12:13.031 --> 00:12:15.656
تو فقط هرچی از دلت میاد رو می‌گی، مگه نه؟

00:12:15.739 --> 00:12:20.698
عوضی‌ای که
این مرد زیبا، باهوش و خوش‌تیپ رو گرفته

00:12:21.198 --> 00:12:22.864
و بهش تشنج داده

00:12:22.948 --> 00:12:25.864
اگه الکل بخوره، تشنج می‌کنه

00:12:25.948 --> 00:12:28.031
اگه آسپرین بخوره، تشنج می‌کنه

00:12:28.114 --> 00:12:29.989
رک بگم، اگه حتی نفس عمیق بکشه

00:12:30.073 --> 00:12:31.281
ممکنه تشنج کنه

00:12:31.364 --> 00:12:33.489
و درمانش هم جواب نمی‌ده

00:12:34.198 --> 00:12:35.198
...ولی باز هم

00:12:36.406 --> 00:12:37.531
می‌درخشه

00:12:43.447 --> 00:12:47.406
و حالا، کت شلوار مراسم ختمـت، لطفا -
آهان، بله -

00:12:48.697 --> 00:12:51.572
عه، بی‌خیال -
هورا -

00:12:55.739 --> 00:12:57.281
!آره

00:12:59.197 --> 00:13:02.447
جوراب‌هاش رو نگاه
باید همه‌ش رو در بیاری

00:13:02.489 --> 00:13:03.489
آفرین

00:13:06.155 --> 00:13:07.155
...خب

00:13:21.864 --> 00:13:23.655
امروز قرار بود با این کت شلوار دفن شم

00:13:26.739 --> 00:13:28.572
...این همونـیه که مامان بابام انتخاب کردن و

00:13:29.905 --> 00:13:32.072
...بهم گفتن از همه بهتره، ولی

00:13:33.238 --> 00:13:35.155
می‌شه گفت، به من نمی‌خوره

00:13:36.655 --> 00:13:37.863
اسپنسر

00:13:41.822 --> 00:13:43.447
[ بازی کن یا بمیر ]

00:13:43.488 --> 00:13:48.613
عه آره، این تی‌شرتیـه
که دوست دارم باهاش دفن شم

00:13:50.322 --> 00:13:51.322
...پس

00:13:57.280 --> 00:13:58.321
بعدا می‌بینمـتون

00:14:23.613 --> 00:14:25.113
ممنون که خودت بودی، آمش

00:14:25.904 --> 00:14:26.946
توجه، توجه

00:14:27.654 --> 00:14:28.988
خوش‌حالیم که پیش‌مونی، رفیق

00:14:32.863 --> 00:14:34.446
خب، انجام شد

00:14:35.863 --> 00:14:36.988
می‌شه مهمونی رو شروع کنیم؟

00:14:39.696 --> 00:14:43.112
این‌ها کیک‌های...خیلی ویژه‌ای هستن

00:14:43.654 --> 00:14:46.571
نشعه کردن توی لیست کارهای قبل از مرگت بود

00:14:46.654 --> 00:14:48.821
باید انجامش می‌دادیم

00:14:52.362 --> 00:14:53.362
بفرمایید

00:14:55.196 --> 00:14:57.321
این چیه؟ -
بازش کن، خنگول -

00:15:02.404 --> 00:15:03.487
[ پلی استیشن ]

00:15:03.654 --> 00:15:04.654
چیـ...؟

00:15:07.070 --> 00:15:09.445
چطوری...این تا چند ماه دیگه
تو بازار نمیومد

00:15:09.529 --> 00:15:13.195
بابام الان توی ژاپن کار می‌کنه
و کلی آشنا توی " سونی " داره

00:15:14.320 --> 00:15:16.195
شما هم فکر می‌کنید
استانتون ماریجوانا می‌کشه؟

00:15:16.279 --> 00:15:17.487
آره -
آره -

00:15:17.570 --> 00:15:19.029
واقعا این‌طور فکر می‌کنی؟

00:15:19.112 --> 00:15:21.029
اون، «اینجا»رو خریده

00:15:22.029 --> 00:15:24.695
پس آره، بالاخره آدم باید
یه راه فراری داشته باشه

00:15:25.445 --> 00:15:28.945
و بهش نمیاد الکلی باشه
ولی ماری بهش می‌خوره

00:15:29.029 --> 00:15:31.070
شاید خیلی شروره

00:15:32.070 --> 00:15:35.445
و واقعا اینجا رو تاسیس کرده
تا شاهد رنج کشیدن بقیه باشه

00:15:35.528 --> 00:15:39.528
و حتی شاید می‌خواد روح‌هامون رو بدزده
و توی عروسک‌ها حبس کنه

00:15:39.612 --> 00:15:41.362
و آخر شب‌ها با عروسک‌ها حرف بزنه

00:15:41.445 --> 00:15:42.820
مجبورشون کنه
واسه‌ش نمایش اجرا کنن

00:15:42.862 --> 00:15:45.778
و عروسک‌ها مجبور به فرار شن
ولی قدشون واسه رسیدن

00:15:45.862 --> 00:15:47.028
به دستگیره در خیلی کوتاهه

00:15:52.903 --> 00:15:55.737
خب، حالا من هم دارم بهش فکر می‌کنم -
نکته خوبیه -

00:15:57.278 --> 00:15:59.278
واقعا می‌دونیم جسدها کجا می‌رن؟

00:16:00.028 --> 00:16:02.903
اگه قضیه هانسل و گرتل
با سویینی تاد باشه چی؟
[ فیلمی ساخت 2006 ]

00:16:02.986 --> 00:16:05.820
به خاطر بیماری‌مون کشوندتـمون اینجا

00:16:05.903 --> 00:16:07.528
تا ازمون پای گوشت درست کنه

00:16:08.403 --> 00:16:10.820
بچه‌ها ساندرا نشعه‌ست

00:16:10.903 --> 00:16:13.236
در حد «پای مرگ» هم نشعه‌ست

00:16:14.153 --> 00:16:17.486
وای خدا، می‌خوام یه داستان
به اسم«پای مرگ» براتون تعریف کنم

00:16:17.570 --> 00:16:22.611
درمورد مسئول بوفه یه دبیرستانه
که توی مراسم تشویق قبل بازی پذیرایی می‌کنه

00:16:22.653 --> 00:16:24.403
و به‌خاطر رسوایی
یه مراسم خیریه غذا انتقام می‌گیره

00:16:24.444 --> 00:16:26.944
ای‌وای، دیگه خودش گویاست

00:16:30.653 --> 00:16:32.611
خوش‌حالم که بالاخره
از غار تنهاییـت اومدی بیرون

00:16:34.403 --> 00:16:36.944
فاصله‌ت رو حفظ کن
مطمئنم بوی بدی می‌دم

00:16:37.444 --> 00:16:39.194
نه، بوی بد نمی‌دی

00:16:44.653 --> 00:16:47.444
باشه، بوی بد می‌دی
ولی من بدتر از این‌هاش هم دیدم

00:16:48.111 --> 00:16:50.027
و خودمم بوی بدتری داشتم

00:16:52.111 --> 00:16:53.361
ولی تو رو سرزنش نمی‌کنم

00:16:54.236 --> 00:16:55.861
یه مدته تو اتاقتی

00:16:57.652 --> 00:17:00.069
...دکتر استاتون بهم گفت من

00:17:00.902 --> 00:17:02.569
افسردگی بالینی دارم

00:17:04.111 --> 00:17:05.319
نمی‌تونم دلیلش رو تصور کنم

00:17:09.152 --> 00:17:11.485
مامانم فکر می‌کرد
واسه جلب توجه این کار رو می‌کنم

00:17:13.569 --> 00:17:14.610
...یا

00:17:15.902 --> 00:17:17.402
به خاطر بابام غیرعادی رفتار می‌کنم

00:17:20.235 --> 00:17:23.694
...تا قبل این‌که بیام اینجا
نمی‌دونستم

00:17:24.527 --> 00:17:25.944
یه اسمی هم براش هست

00:17:27.485 --> 00:17:31.069
...دکتر استاتون بهم گفت شاید واسه همین

00:17:32.277 --> 00:17:37.318
بعضی وقت‌ها یا اکثر اوقات
یه سری چیزها رو حس نمی‌کنم

00:17:42.068 --> 00:17:46.693
...فکر کنم اتفاقی که واسه آنیا افتاد

00:17:48.277 --> 00:17:49.818
دوباره حالم رو بد کرد

00:17:53.818 --> 00:17:57.235
من مثل سگ می‌ترسیدم
که تا قبل دیدن دوباره پدر مادرم، بمیرم

00:17:59.485 --> 00:18:01.151
کل هفته ترسیده بودم

00:18:02.651 --> 00:18:03.860
راستش، کل ماه

00:18:05.568 --> 00:18:08.776
در مورد امروز
که مثلا نمی‌تونم زنده بمونم

00:18:11.651 --> 00:18:14.193
ولی نمردی

00:18:16.443 --> 00:18:17.568
این چیز خوبیه

00:18:20.610 --> 00:18:21.860
می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:18:24.109 --> 00:18:26.443
...فقط دوتا چیزه که واقعا

00:18:27.276 --> 00:18:28.318
...واقعا

00:18:29.901 --> 00:18:31.193
...واقعا می‌خوام

00:18:31.984 --> 00:18:34.818
...این‌که به دختر رویاهام برسم و

00:18:36.401 --> 00:18:37.526
دنیا رو نجات بدم

00:18:40.651 --> 00:18:42.026
همه‌ش همینه؟

00:18:42.109 --> 00:18:44.318
آره، همه‌ش همینه

00:18:45.651 --> 00:18:47.484
و نمی‌دونم اصلا انجامش می‌دم یا نه

00:18:49.734 --> 00:18:50.859
نمی‌دونم بتونم یا نه

00:18:52.151 --> 00:18:55.067
نمی‌دونم باید این کار رو بکنم اصلا

00:19:21.775 --> 00:19:25.067
خیلی‌خب، وقتشه بی اثر شی دیگه
کیک شرور

00:21:40.773 --> 00:21:41.773
سلام؟

00:21:43.315 --> 00:21:44.732
لعنتی -
وای خدا -

00:21:44.815 --> 00:21:46.607
لعنت بهش

00:21:49.982 --> 00:21:51.315
خوبی؟

00:21:51.398 --> 00:21:53.315
تو تازه اومدی اینجا؟

00:21:55.232 --> 00:21:56.565
آره

00:21:58.148 --> 00:21:59.273
واسه چی؟

00:22:02.607 --> 00:22:04.231
چون نیمه شبه

00:22:06.815 --> 00:22:08.148
آتیش اماده‌ست، دوستان

00:22:10.981 --> 00:22:11.773
...خب

00:22:12.565 --> 00:22:16.815
حتما یه کیک خیلی خیلی خاص پیدا کردی

00:22:17.565 --> 00:22:18.606
چی دیدی؟

00:22:19.565 --> 00:22:20.773
...یه زن

00:22:22.273 --> 00:22:23.773
بالا سر آنیا وایساده بود

00:22:23.856 --> 00:22:25.231
لعنتی

00:22:25.315 --> 00:22:26.731
تو هنوز نشعه‌ای

00:22:26.815 --> 00:22:28.273
من هم همین‌طور

00:22:29.481 --> 00:22:31.689
واقعا هستم
سندرا هم داره بیهوش می‌شه

00:22:32.648 --> 00:22:33.731
ولی نمی‌دونم

00:22:34.648 --> 00:22:38.689
نمی‌خوام چیزی بگم
فقط واسه این‌که...نمی‌دونم

00:22:38.773 --> 00:22:40.648
فکر کردم شاید تصورش کردم

00:22:40.731 --> 00:22:42.564
ولی چند شب پیش

00:22:43.648 --> 00:22:45.898
شنیدم یکی اسمم رو توی بلندگوی

00:22:45.939 --> 00:22:47.814
بخش ریکاوری صدا می‌زد

00:22:49.481 --> 00:22:50.981
به مارک گفتم در رو باز کنه

00:22:52.564 --> 00:22:54.897
هیچ‌کس اونجا نبود -
صداش چه‌جوری بود؟ -

00:22:54.981 --> 00:22:57.731
آره، صدایی بود که می‌شناختیش؟ -
من حتی مطمئن نیستم واقعا شنیدمش -

00:22:59.022 --> 00:23:03.439
و نمی‌خواستم درباره‌ش حرف بزنم و
واسه هیچی عجیب به نظر برسم

00:23:03.522 --> 00:23:04.856
...شاید یه نشونه بوده

00:23:05.939 --> 00:23:07.731
که داره بهت می‌گه حالت خوبه

00:23:09.231 --> 00:23:11.647
بهشت هست
یه جایی واسه رفتن هست

00:23:13.147 --> 00:23:15.272
شماها می‌دونین آنیا چی می‌گه، نه؟

00:23:16.356 --> 00:23:20.564
می‌گه اگه روح یا نشونه بوده

00:23:21.355 --> 00:23:22.814
" اگه تونستن بگن " اسپنس

00:23:24.147 --> 00:23:25.689
می‌تونن چیزهای دیگه هم بگن

00:23:26.480 --> 00:23:28.022
وقتی اومدم خواب بود

00:23:28.064 --> 00:23:29.272
اصلا امشب باید انجامش بدیم؟

00:23:29.272 --> 00:23:31.730
اگه هنوز نشعه‌ایم و ترسیدیم

00:23:31.814 --> 00:23:33.897
من واقعا درک می‌کنم -
نه، انجامش می‌دیم -

00:23:33.980 --> 00:23:37.355
توی نامه‌ت امروز رو برنامه ریزی کرده بودی
و گفتی با داستان خودت تموم می‌شه

00:23:37.439 --> 00:23:39.439
مگه این‌که بخوای
داستان " پای مرگ " رو بشنوی

00:23:39.522 --> 00:23:41.563
که من واقعا پایه‌شم

00:23:41.647 --> 00:23:43.188
پیشنهاد می‌کنم پا پیش بذاری

00:23:43.772 --> 00:23:47.480
خب یه پیچیدگی کوچولو
توی سلامتی امشب هست

00:23:49.022 --> 00:23:50.438
...می‌خوام بگم به سلامتی

00:23:52.688 --> 00:23:54.022
می‌خوام بگم به سلامتی روزها

00:23:55.772 --> 00:23:57.813
منظورم روزیـه که همه‌مون داشتیم

00:23:59.105 --> 00:24:01.230
روزی که یکی بهمون گفت
قراره بمیریم

00:24:02.772 --> 00:24:08.396
می‌خوام بگم به سلامتی
روزهای قبل و بعد از اون

00:24:13.146 --> 00:24:14.688
" اسم داستان من هست " بعدا می‌بینمت

00:24:15.771 --> 00:24:19.688
توش چیزهایی
که توی شب می‌پرن بیرون نیست

00:24:20.563 --> 00:24:23.813
ولی یه چیزهایی داره
چندتا چیز در واقع

00:24:24.730 --> 00:24:26.730
که من رو می‌ترسونه

00:24:30.771 --> 00:24:34.813
لوک عاشق بازی‌های ویدیویی بود
و هم‌چنین یه پا برنامه‌نویس

00:24:34.896 --> 00:24:37.479
توی زیرزمین خونه‌ش
بازی‌های استراتژیک طراحی می‌کرد

00:24:37.563 --> 00:24:41.396
اما این آخرها فقط یه چیز توی ذهنش بود
دختر پشت پیشخون

00:24:41.479 --> 00:24:43.604
دو هفته می‌شد که هر بعدازظهر می‌اومد

00:24:43.688 --> 00:24:45.729
و سعی می‌کرد جرئت پیدا کنه
و باهاش حرف بزنه

00:24:47.771 --> 00:24:49.729
و امروز روزیـه که می‌خواد با دختره حرف بزنه

00:24:51.521 --> 00:24:55.146
و همین‌طور روزیـه که قراره کل دنیا رو بکشه

00:25:01.396 --> 00:25:03.521
داشتم فکر می‌کردم
کی بالاخره تصمیم می‌گیری

00:25:04.146 --> 00:25:05.312
این رو بازی کردی؟

00:25:05.396 --> 00:25:07.562
نه، من بیشتر طرفدار بازی‌های استراتژیک ام

00:25:07.646 --> 00:25:08.979
من هم از همون‌ها خوشم میاد

00:25:09.479 --> 00:25:11.979
پس چرا داری " قداره " رو می‌خری؟

00:25:17.396 --> 00:25:18.687
...می‌دونستی من

00:25:19.521 --> 00:25:22.062
بازی طراحی می‌کنم؟ -
جدی؟ -

00:25:22.145 --> 00:25:23.687
راستش بازی‌های استراتژیک

00:25:23.770 --> 00:25:26.312
دارم رو یکی کار می‌کنم
" بلور نورستاره‌ای "

00:25:26.395 --> 00:25:29.437
راستش می‌خواستم ازت بپرسم

00:25:29.520 --> 00:25:32.604
می‌خوای با هم بریم سینما؟

00:25:33.479 --> 00:25:36.562
راستش الان دارم با یکی قرار می‌ذارم

00:25:37.520 --> 00:25:40.604
همین هفته پیش رابطه‌مون رو متعهد کردیم
ولی لطف داری به من

00:25:41.687 --> 00:25:44.145
من بکی ام، از دیدنت خوش‌حالم

00:25:45.937 --> 00:25:47.770
از دیدنت خوش‌حالم، من لوک ام

00:25:48.353 --> 00:25:50.937
من " خنجر " رو بذارم سر جاش

00:25:51.020 --> 00:25:52.603
نمی‌خوام بخرمش

00:25:54.437 --> 00:25:55.937
" بلور نورستاره‌ای "

00:25:58.312 --> 00:26:01.853
ببخشید، فالگوش واینستاده بودم
فقط اتفاقی شنیدم

00:26:02.437 --> 00:26:03.937
گفتی بازی طراحی می‌کنی

00:26:04.020 --> 00:26:07.103
...آره -
نمی‌خواستم بترسونمت -

00:26:07.187 --> 00:26:09.645
چون غریبه‌م نترس
من وینسنت ام از وی‌کام

00:26:11.103 --> 00:26:12.395
ببخشید، نمی‌خوام مزاحم کنم

00:26:12.478 --> 00:26:14.103
فقط هرروز پیش نمیاد
که ببینی یه بچه دبیرستانی

00:26:14.103 --> 00:26:15.603
کد بازی‌های استراتژیک می‌زنه

00:26:16.686 --> 00:26:17.770
بیشتر ازش بگو

00:26:17.853 --> 00:26:20.228
وینسنت لگز یه افسانه بود

00:26:20.311 --> 00:26:22.895
هیچ‌کس نمی‌دونست چه شکلیـه
هیچ‌کس تا حالا ندیده بودش

00:26:22.978 --> 00:26:28.186
اون یه کدنویس، طراح، ماهر
مرموز ، نابغه، ستاره و منزوی بود

00:26:28.270 --> 00:26:31.228
پس وقتی وینسنت بهش پیشنهاد داد
به بازی جدیدش یه نگاه کوچولو بندازم

00:26:31.311 --> 00:26:32.978
لوک بدون هیچ فکری قبول کرد

00:26:33.061 --> 00:26:34.478
ای‌وای

00:26:35.353 --> 00:26:36.394
اینجا زندگی می‌کنی؟

00:26:36.478 --> 00:26:38.144
اینجا؟ نه

00:26:38.228 --> 00:26:40.394
نه. اینجا اجاره‌ست
تا وقتی بازی رو تموم کنم

00:26:42.019 --> 00:26:44.228
این رو ببین

00:26:44.478 --> 00:26:45.936
[ تصمیم ]

00:26:45.978 --> 00:26:47.311
ای‌وای

00:26:47.394 --> 00:26:49.311
این نسل آینده‌ست
مال هزارسال آینده‌ست

00:26:49.394 --> 00:26:51.894
گرافیکش چیه؟
موتورش چیه؟

00:26:51.978 --> 00:26:54.186
استراتژی جنگی آینده نزدیک

00:26:56.728 --> 00:27:01.019
این...واقعا
هورمون‌های استروئید رو به خطر می‌ندازه

00:27:02.477 --> 00:27:04.352
تسلیحات هسته‌ای وارد مدار شده

00:27:04.436 --> 00:27:09.561
آمریکا، روسیه، چین، هند
همه تسلیحات هسته‌ای دارن

00:27:09.644 --> 00:27:13.519
می‌تونی جنگ جهانی سوم رو شروع کنی
می‌تونی جنگ جهانی سوم رو تموم کنی

00:27:14.186 --> 00:27:15.561
یا می‌تونی به جهان پایان بدی

00:27:16.519 --> 00:27:19.019
[ فعال‌سازی سیستم تسلیحاتی ]
[ :چند عدد  ]

00:27:19.144 --> 00:27:22.685
اولین تصمیم از 10,000 تصمیم
و این تازه آسون‌ترینـشه

00:27:22.769 --> 00:27:25.644
چندتا ایستگاه تسلیحاتی فعال می‌کنی؟

00:27:25.727 --> 00:27:28.394
هر 9تا رو یه دفعه
یا با تعداد کم‌تر شروع می‌کنی؟

00:27:28.477 --> 00:27:30.477
یکی یکی باهاشون راحت بازی کن

00:27:31.435 --> 00:27:33.060
با فرض بر این‌که نابود نمی‌شن

00:27:37.352 --> 00:27:38.352
موفق باشی

00:27:54.102 --> 00:27:57.810
[ مذاکره برای عقب نشینی؟ ]
[ میزان سطح آمادگی دفاعی 2 ]

00:27:59.643 --> 00:28:01.768
[ مذاکره برای عقب نشینی؟ ]
[ نه ]

00:28:02.810 --> 00:28:04.810
[ جنگ جهانی گرما هسته‌ای ]

00:28:08.768 --> 00:28:10.852
بازی اول کم‌تر از 10دقیقه طول کشید

00:28:10.935 --> 00:28:12.893
پیچیدگی دست‌کم گرفته شده بود

00:28:12.976 --> 00:28:16.310
مردمان برتر عالی طراحی شده بودند
با سرعت عملکرد بالا

00:28:16.393 --> 00:28:18.935
شخصیت‌های غیرقابل پیش‌بینی
مزیت‌ها و اشکالات فنی

00:28:19.018 --> 00:28:21.518
و مجموعه تسلیحاتی که حتی
توی بازی‌ها هم دیده نشده بودن

00:28:21.601 --> 00:28:25.768
و یه اکوسیستم جهانی پیچیده
که هربار اون رو شگفت‌زده می‌کرد

00:28:26.976 --> 00:28:29.643
تا نیمه‌شب
صدها هولوکاست هسته‌ای رو دیده بود

00:28:29.726 --> 00:28:34.685
سیاره رو سوزونده و بارها و بارها
نژاد بشر رو نابود کرده بود

00:28:34.768 --> 00:28:37.184
خلاصه بگم، این بازی غیرممکن بود

00:28:37.268 --> 00:28:38.559
این بازی غیرممکنه

00:28:38.643 --> 00:28:41.851
تقریبا بازی نیست دیگه
یه شبیه‌سازی درست حسابیـه

00:28:41.934 --> 00:28:46.101
...باید به آب و هوا هم توجه کنم
...بارش غبار هسته‌ای، اصلا

00:28:46.184 --> 00:28:47.726
باحال نیست

00:28:47.809 --> 00:28:50.393
این...خیلی واقعیـه

00:28:50.476 --> 00:28:53.434
یعنی، می‌تونه یه ابزار یادگیری مفید
...برای ارتش و این‌ها باشه، ولی

00:28:53.518 --> 00:28:56.559
برای اخلاق پژوهان هم همین‌طور
اخلاقیات عصر هسته‌ای

00:28:57.101 --> 00:29:00.267
تمامی قدرت‌های انسانی
با تمامی ضعف‌های انسانی رو‌به‌رو می‌شن

00:29:01.851 --> 00:29:03.142
کیش و مات برای سیاره زمین

00:29:04.434 --> 00:29:05.726
این یکی شاهکار منه

00:29:07.142 --> 00:29:09.559
ببخشید، دیر کردم
یه‌کم این‌ور اون‌ور رفتم

00:29:09.642 --> 00:29:11.434
...رستوران بسته بود، رفتم یکی دیگه

00:29:14.017 --> 00:29:15.059
سلام عرض شد

00:29:15.726 --> 00:29:17.184
این لوکه

00:29:18.767 --> 00:29:20.392
اون یه برنامه‌نویسه -
آره -

00:29:20.809 --> 00:29:22.517
سلام...لوک

00:29:22.601 --> 00:29:27.142
از دیدنت خوش‌حالم، من کارا ام

00:29:31.100 --> 00:29:32.850
لوک داره  " تصمیم " رو امتحان می‌کنه

00:29:32.934 --> 00:29:35.309
آره، زیاد هم کارم خوب نیست

00:29:35.392 --> 00:29:38.100
خب، این یکی خیلی دشواره

00:29:38.975 --> 00:29:40.850
و تقریبا غیرممکنه

00:29:44.100 --> 00:29:45.684
وینسنت نابغه‌ست، نه؟

00:29:47.392 --> 00:29:51.100
خب، بهتره شما پسرها یه استراحت کوچولو کنید
چون من الان توی ساحل بودم

00:29:51.183 --> 00:29:53.600
...و ستاره‌ها و ماه امشب

00:29:53.683 --> 00:29:55.475
گفتی خیلی زود می‌بینیمش، نه وینست؟

00:29:55.558 --> 00:29:56.600
آره، درسته

00:29:58.267 --> 00:29:59.350
چی رو؟

00:30:01.142 --> 00:30:02.350
دوست‌دخترته؟

00:30:03.183 --> 00:30:05.225
بازی‌ها رو بی‌خیال، رفیق
تو زندگی برد کردی

00:30:05.850 --> 00:30:07.350
بازی تمومه
با بالاترین امتیاز

00:30:08.142 --> 00:30:09.933
باید این رو ببینی، لوک

00:30:10.017 --> 00:30:11.392
کی؟ چقدر مونده؟

00:30:11.475 --> 00:30:12.892
حدودا 50ثانیه کم و بیش

00:30:12.975 --> 00:30:16.016
یه جوری می‌گه انگار
دونستن این چیزها عادیه

00:30:16.100 --> 00:30:18.058
حدودا 50ثانیه دیگه

00:30:18.141 --> 00:30:21.600
می‌تونی
ایستگاه فضایی بین‌ المللی " رو ببینی "

00:30:25.683 --> 00:30:28.475
می‌تونه بهت بگه
کِی یه سیاره توی افق ظاهر می‌شه

00:30:29.225 --> 00:30:31.433
کارش توی مختصات نجومی عالیه

00:30:32.308 --> 00:30:34.183
آره، از بازی‌هاش مشخصه

00:30:34.266 --> 00:30:36.350
واقعا باعث می‌شه
به این فکر کنی چقدر تاثیر گلخانه‌ای

00:30:36.350 --> 00:30:38.599
پیدا کردن جای اجسام آسمانی رو
واسه همه سخت کرده

00:30:38.683 --> 00:30:42.141
نمی‌شه این‌جوری یه بازی رو تموم کرد
فقط...نمی‌دونم

00:30:42.224 --> 00:30:44.516
خیلی اتفاق‌ها داره میوفته -
...خب -

00:30:45.849 --> 00:30:47.599
لوک، اگه کمکم کنی حلش کنم

00:30:49.391 --> 00:30:50.808
سودش رو باهات تقسیم می‌کنم

00:30:51.766 --> 00:30:52.808
چی؟

00:30:52.808 --> 00:30:55.599
آره، دیگه دغدغه مالی نداشته باشی

00:30:56.641 --> 00:30:57.641
چی می‌گی؟

00:31:00.766 --> 00:31:01.766
ایناهاش

00:31:06.891 --> 00:31:08.057
ای‌وای

00:31:31.224 --> 00:31:33.890
ببخشید. اون...عجیب بود

00:31:35.265 --> 00:31:36.682
الان خوبم، فکر کنم. آره

00:31:38.265 --> 00:31:39.515
خوبم

00:31:44.390 --> 00:31:45.724
اصلا چیز عجیبی هم توش نیست

00:31:45.807 --> 00:31:47.807
من هم دقیقا هرچی
می‌دادن دستم می‌خوردم

00:31:47.890 --> 00:31:49.932
مخصوصا وقتی
بدون هیچ دلیلی از هوش رفتم

00:31:50.015 --> 00:31:51.265
یه دلیلی داره

00:31:52.723 --> 00:31:53.932
قلب لوک مشکل داشت

00:31:55.015 --> 00:31:56.390
از وقتی بچه بود این رو می‌دونست

00:31:57.307 --> 00:31:59.265
بعضی وقت‌ها موقع بالا رفتن از پله‌ها
نفسش می‌گرفت

00:31:59.348 --> 00:32:00.390
هیچ‌وقت نتونست ورزش کنه

00:32:00.473 --> 00:32:03.515
اصلا این یکی از دلایلی بود
که به بازی‌های ویدیویی رو آورد

00:32:04.307 --> 00:32:08.140
چون قلبش باید یه‌کم سخت‌تر
از قلب اکثر مردم کار می‌کرد

00:32:09.307 --> 00:32:11.348
دکتر گفته بود ممکنه زیاد دووم نیاره

00:32:12.807 --> 00:32:17.223
...واقعا ممکن بود هر لحظه از تپیدن بایسته

00:32:18.056 --> 00:32:20.806
در همون حین، رابطه بکی
رفته رفته عمیق تر می‌شد

00:32:20.890 --> 00:32:22.598
اسم دوست‌پسر جدیدش رِی بود

00:32:23.098 --> 00:32:25.556
از اون بچه‌ها که می‌تونست وقتی بزرگ شد
هرچی می‌خواد بشه

00:32:25.640 --> 00:32:27.473
کاخ سفید یا وال ‌استریت، کی ‌می‌دونه؟

00:32:27.556 --> 00:32:30.015
از اون پسرها که همیشه
نظر دخترها رو جلب می‌کنن

00:32:30.098 --> 00:32:31.681
و قرار بود بیشتر از این‌ها هم پیش بیاد

00:32:31.765 --> 00:32:34.181
وای چه اتفاق بدی افتاده

00:32:34.181 --> 00:32:36.681
در همون حال، لوک هر روز بعد از مدرسه
می‌رفت خونه وینست

00:32:36.765 --> 00:32:37.931
سعی می‌کرد بازی رو تموم کنه

00:32:39.723 --> 00:32:40.973
ولی خیلی خوب پیش نمی‌رفت

00:32:42.181 --> 00:32:44.639
خیلی‌خب. نمی‌دونم چه بازی‌ای اینجا
راه انداختی ولی من موفق شدم

00:32:44.723 --> 00:32:47.181
قبل این‌که بمب‌ها به واشنگتن برسن
یه دستور تخلیه رو فعال کردم

00:32:47.264 --> 00:32:49.348
...و هنوز زنده‌م، پس

00:32:51.014 --> 00:32:53.306
الان توی ایستگاه فضایی سرگردونم

00:32:53.931 --> 00:32:55.139
آره، خب الان چی؟

00:32:55.223 --> 00:32:57.723
خب، یعنی بازی دیگه‌ای هست
که قراره اینجا شروع شه؟

00:32:57.806 --> 00:32:59.431
فقط من موندم
هیچ‌کی دیگه اینجا نیست

00:33:00.306 --> 00:33:01.723
قراره چند ماه همین‌جا بشینم

00:33:01.723 --> 00:33:03.514
و اونقدر نفس بکشم تا بمیرم؟

00:33:04.764 --> 00:33:06.639
چیه؟ چیه؟ چی‌کار می‌تونم بکنم؟

00:33:06.722 --> 00:33:08.181
چیـ...چرا اتمام بازی نداره؟

00:33:08.264 --> 00:33:09.264
دقیقا

00:33:10.306 --> 00:33:11.347
حالا چی؟

00:33:22.847 --> 00:33:23.889
همین؟

00:33:23.972 --> 00:33:26.972
همین -
خیلی‌خب، باید این رو تغییر بدی -

00:33:27.556 --> 00:33:30.764
نمی‌دونم، قراره چه امداد غیبی‌ای
از راه برسه

00:33:30.847 --> 00:33:31.889
ولی این خیلی مسخره‌ست

00:33:31.889 --> 00:33:35.597
خدایا، لطفا بهم نگو
اون‌ها قراره فضایی باشن

00:33:40.347 --> 00:33:43.597
بعدش یه روز، وقتی بکی می‌خواست
خریدهاش رو حساب کنه، بغض کرد

00:33:43.680 --> 00:33:46.014
هی، همه چی رو‌به‌راهه؟

00:33:46.097 --> 00:33:47.972
یه‌دفعه وسط مغازه گریه‌ش گرفت

00:33:49.555 --> 00:33:50.972
و لوک سعی کرد کمکش کنه

00:33:51.055 --> 00:33:52.555
روی لباس‌هاش رژ لب بود

00:33:52.639 --> 00:33:56.180
بهش گفت رِی با یه زن سن بالا
بهش خیانت می‌کرده

00:34:08.097 --> 00:34:10.097
می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی -
چی؟ -

00:34:10.180 --> 00:34:11.555
هی، عقب بکش

00:34:12.138 --> 00:34:13.430
تو واسه‌م دردسر درست کردی

00:34:13.513 --> 00:34:16.055
اون بهم گفت داری چی‌کار می‌کنی
و نقشه‌ت جواب نمی‌ده

00:34:16.138 --> 00:34:17.430
عزیزم، زده به سرت

00:34:17.513 --> 00:34:19.763
باشه؟ مچمون رو گرفتن
فقط همین

00:34:19.846 --> 00:34:21.555
من هیچ‌وقت بهت دست هم نزدم
خودت می‌دونی

00:34:22.096 --> 00:34:23.263
تو من رو توی دردسر انداختی

00:34:24.305 --> 00:34:26.971
اون بهم همه چیز رو گفت
اون بهم گفت

00:34:27.971 --> 00:34:29.221
دور و بر من پیدات نشه

00:34:30.305 --> 00:34:32.138
وایسا، داری درمورد کی حرف می‌زنی؟

00:34:34.596 --> 00:34:37.055
فردریک، اون بهم گفت

00:34:42.513 --> 00:34:43.513
باید بریم

00:34:44.096 --> 00:34:45.096
چی؟ -
همین حالا -

00:34:47.179 --> 00:34:48.221
!وینسنت

00:34:49.013 --> 00:34:50.054
وینسنت؟

00:34:53.346 --> 00:34:55.971
وینسنت کجاست؟ -
فکر کنم، گرفتـتش -

00:34:56.888 --> 00:34:58.804
به این روش داره بهمون می‌گه -
...چیـ -

00:34:59.429 --> 00:35:00.429
چه اتفاقی داره میوفته؟

00:35:00.513 --> 00:35:02.054
باید این داستان رو بشنوی

00:35:03.388 --> 00:35:06.471
تا وقتی حرفم تموم نشده
من رو قضاوت نکن

00:35:07.179 --> 00:35:09.637
کدنویسی برای وزارت دفاع

00:35:10.929 --> 00:35:12.846
...با هم‌دیگه، یه چیز

00:35:13.971 --> 00:35:14.971
فوق العاده ساختن

00:35:16.012 --> 00:35:18.804
یه سیستم دفاعی جهانی
که توی فضا قرار گرفته بود

00:35:20.096 --> 00:35:22.762
اون‌ها تسلیحات هسته‌ای رو
از سیاره خارج کردند

00:35:23.971 --> 00:35:25.429
و به ایستگاه فضایی منتقل کردند

00:35:27.554 --> 00:35:29.887
و بعدش، دوست صمیمی‌ش

00:35:30.554 --> 00:35:31.929
دوست عزیزش

00:35:34.054 --> 00:35:36.595
که می‌تونستن تو یه زندگی دیگه
...باهم خوش‌حال باشن

00:35:38.762 --> 00:35:39.845
اون دوستش مرد

00:35:41.012 --> 00:35:42.304
قلبش مشکل داشت

00:35:43.345 --> 00:35:45.095
توی تولد 33سالگیـش مرد

00:35:45.179 --> 00:35:46.637
و 5سال بعد

00:35:46.720 --> 00:35:49.845
شوهرش رئیس حمهور ایالات متحده شد

00:35:51.595 --> 00:35:53.554
و دنیا زیر و رو شد

00:35:54.470 --> 00:35:57.762
همین‌طور که تسلیحات رو اجرا می‌کرد
دنیا کم کم به پایان خودش نزدیک می‌شد

00:35:57.845 --> 00:36:00.553
و اون می‌خواست برای این‌که
جلوی بمب‌ها بگیره یه بمب دیگه پرتاب کنه

00:36:00.637 --> 00:36:02.595
این رو گفت
و همسرش جلوش رو گرفت

00:36:02.678 --> 00:36:05.303
التماسش کرد این کار رو نکنه
...و اون

00:36:06.803 --> 00:36:08.345
به حرفش گوش کرد

00:36:09.470 --> 00:36:10.678
صبر کرد

00:36:12.137 --> 00:36:13.970
و بعدش موشک‌ها پرتاب شدند

00:36:14.845 --> 00:36:17.928
و اون‌ها زمین رو ترک کردند
و به ایستگاه فضایی توی مدار رفتن

00:36:18.803 --> 00:36:20.428
و بعدش اون دکمه‌ها رو زد

00:36:21.720 --> 00:36:23.053
ولی خیلی دیر شده بود

00:36:23.136 --> 00:36:25.678
موشک‌های اون می‌رفتن پایین
و موشک‌های اون‌ها به سمت بالا حرکت می‌کردن

00:36:25.761 --> 00:36:27.803
و دنیا سوخت و خاکستر شد

00:36:28.470 --> 00:36:29.803
و اون‌ها صبر کردند

00:36:29.886 --> 00:36:33.595
فقط تعداد انگشت شماری
توی ایستگاه فضایی باقی مونده بودند

00:36:34.178 --> 00:36:37.178
هوا داشت تموم می‌شد
غذا داشت تموم می‌شد

00:36:37.261 --> 00:36:39.303
و دنیای زیر پاشون مرده بود

00:36:41.095 --> 00:36:42.678
و اون داشت عقلش رو از دست می‌داد

00:36:43.386 --> 00:36:45.095
شوهرش از کوره در رفت

00:36:45.178 --> 00:36:47.511
دیوانه و خشمگین شد

00:36:48.094 --> 00:36:50.261
به‌خاطر کاری که کرده بود
داشت روانی می‌شد

00:36:51.011 --> 00:36:52.469
و بعدش اون‌ها اومدن

00:36:54.386 --> 00:36:58.594
اون نورهای روشن مثل ستاره‌ها

00:37:00.386 --> 00:37:04.386
بزرگ و بزرگ‌تر شدند و
دور ایستگاه می‌چرخیدند

00:37:05.053 --> 00:37:06.511
از پنجره‌ها پیدا بودند

00:37:07.219 --> 00:37:08.761
و بعد اومدند داخل

00:37:09.303 --> 00:37:10.469
اون‌ها فرشته ان؟

00:37:11.302 --> 00:37:14.302
اون نورهای سفید، فرشته ا‌ن؟

00:37:14.386 --> 00:37:15.927
سندرا باز سندرا بازی در آورد

00:37:16.511 --> 00:37:18.511
...نه نیستن، من بهشون می‌گم

00:37:19.427 --> 00:37:20.844
ایلومینای‌ -
ایلومینای -

00:37:22.219 --> 00:37:24.802
موجوداتی از کهکشانی بسیار دور

00:37:24.886 --> 00:37:27.094
و اون‌ها داشتن ما رو تماشا می‌کردن

00:37:27.969 --> 00:37:33.094
بهمون گفتند، می‌تونن ما رو به نقطه‌ای
از خط ‌زمانی‌مون برگردونن

00:37:34.885 --> 00:37:36.469
فرصتی برای تغییر دادن چیزی

00:37:38.177 --> 00:37:39.844
فرصتی برای تغییر دادن همه ‌چیز

00:37:41.677 --> 00:37:42.719
...لوک

00:37:45.594 --> 00:37:46.927
من بکی ام

00:37:47.802 --> 00:37:48.927
از آینده

00:37:50.969 --> 00:37:52.010
...و فردریک

00:37:52.010 --> 00:37:53.094
درمورد کی حرف می‌زنی؟

00:37:53.094 --> 00:37:54.135
فردریک

00:37:54.594 --> 00:37:58.385
ری‌‍ـه، شوهرم...
و اون هم برگشته اینجا

00:37:59.385 --> 00:38:03.135
...اگه تو بکی‌ای و این یارو ری‌‍ـ‌‍ه

00:38:05.385 --> 00:38:06.552
پس وینسنت کیه؟

00:38:10.968 --> 00:38:12.177
عزیزم، اون تویی

00:38:14.718 --> 00:38:18.718
اون از اسم وینسنت بگز استفاده کرد
چون می‌دونست این اسم واسه‌ت خیلی معنا داره

00:38:18.802 --> 00:38:20.177
تو بهش اعتماد می‌کنی

00:38:20.260 --> 00:38:22.968
و مهم‌تر از همه، می‌دونست اصلا نمی‌دونی

00:38:23.052 --> 00:38:24.676
وینسنت بگز واقعی چه شکلیـه

00:38:24.760 --> 00:38:28.843
ولی فکر کردم گفتی
من توی تولد 33سالگیـم قبل از جنگ مُردم

00:38:29.760 --> 00:38:31.385
درسته -
آره -

00:38:31.468 --> 00:38:33.135
پس چطوری از اینجا سر درآوردم؟

00:38:33.218 --> 00:38:35.093
...نمی‌دونم دقیقا

00:38:35.635 --> 00:38:39.176
تو همه چیز رو بهم نگفتی
و اون‌ها تو رو هم برگردوندن

00:38:39.801 --> 00:38:42.676
اینجا توی ساحل بیدار شدی
و اون‌ها بهت گفتن

00:38:42.760 --> 00:38:45.635
هدفت اینه‌که خودت رو تعلیم بدی

00:38:45.718 --> 00:38:47.926
یه چیزی درمورد بازی، یه کد

00:38:48.051 --> 00:38:50.801
تو برگشتی اینجا تا جنگ رو متوقف کنی

00:38:52.801 --> 00:38:54.051
و ری چی؟

00:38:56.468 --> 00:38:57.676
من باید بکشمـش

00:39:00.218 --> 00:39:03.218
باید بگم، یه‌کم شوکه شدم اینجا دیدمت

00:39:05.051 --> 00:39:06.676
یعنی، تو اصلا اینجا نبودی

00:39:06.718 --> 00:39:09.301
تو مُردی، رفیق
قبل این‌که همه چیز بهم بریزه

00:39:10.426 --> 00:39:12.051
آره، به هرحال من هم برگردوندن

00:39:12.134 --> 00:39:13.551
آره، ولی چرا؟

00:39:14.259 --> 00:39:19.051
...یعنی واسه ما
فقط گفتن باید برگردین

00:39:19.176 --> 00:39:21.426
فرصتی برای نجات بشریت

00:39:21.509 --> 00:39:23.426
...می‌تونیم برگردیم عقب و یه چیزی رو

00:39:25.134 --> 00:39:26.176
تغییر بدیم، نمی‌دونم

00:39:26.884 --> 00:39:29.551
تو اینجایی تا بکی رو پیدا کنی، چرا؟

00:39:30.801 --> 00:39:32.176
اون داره باهام بازی می‌کنه

00:39:32.801 --> 00:39:36.426
و می‌تونم توی خاطراتم
و این خاطرات جدید ببینمش

00:39:38.675 --> 00:39:40.925
فکر کنم می‌خواد سعی کنه بکشتـم

00:39:42.425 --> 00:39:44.967
فکر می‌کنه کشتن من
ممکنه جلوی همه چیز رو بگیره

00:39:45.050 --> 00:39:46.259
انگار اشتباه من بوده

00:39:47.342 --> 00:39:49.050
این اشتباه اون بوده، می‌دونی؟

00:39:50.759 --> 00:39:54.592
اگه اون بمیره
شاید هیچ‌کدوم از این‌ها اصلا اتفاق نیوفته

00:39:54.675 --> 00:39:56.467
من بهت نمی‌گم اون کجاست

00:39:57.550 --> 00:39:58.550
نمی‌گم

00:40:01.217 --> 00:40:04.383
تو همیشه بهش حس داشتی
همیشه می‌دونستم

00:40:06.008 --> 00:40:08.175
گه توش، باید می‌ذاشتم
اون مال تو بشه، لوک

00:40:10.925 --> 00:40:12.467
و من هم همه چیز رو درست انجام می‌دادم

00:40:13.467 --> 00:40:14.758
می‌تونستم ببَرم

00:40:14.842 --> 00:40:15.842
نمی‌تونستی

00:40:16.550 --> 00:40:18.092
اینجوری نمی‌تونی بازی رو تموم بدی

00:40:18.175 --> 00:40:20.133
این بازی نیست، لوک

00:40:21.508 --> 00:40:22.925
این رو می‌دونم، ری

00:40:27.300 --> 00:40:30.758
!همین الان بهم بگو اون کجاست

00:40:32.258 --> 00:40:33.716
...وقتی اومدن سراغت

00:40:36.550 --> 00:40:38.050
چه شکلی بودن؟

00:40:39.175 --> 00:40:42.008
من اولش فکر کردم اون‌ها فضایی‌ان
باید...می‌بودن

00:40:42.841 --> 00:40:48.425
یا یه جور موجودات زنده فوق پیشرفته
که به آهستگی حرکت می‌کردند

00:40:50.050 --> 00:40:52.841
من روی زمین در حال مردن بودم

00:40:54.549 --> 00:40:56.049
قلبم نمی‌زد

00:40:58.133 --> 00:40:59.383
و نور اومد

00:41:00.383 --> 00:41:01.924
و اون‌ها بهم گفتن یه فرصت دارم

00:41:03.674 --> 00:41:05.258
...یه فرصت برگشتن

00:41:05.924 --> 00:41:09.883
پس برگشتی اینجا تا سعی کنی
دختره رو به‌دست بیاری؟

00:41:10.424 --> 00:41:11.841
برگشتم اینجا تا برنامه نویسی کنم

00:41:13.591 --> 00:41:16.507
برگشتم اینجا تا کد بزنم -
برای بازی؟ -

00:41:17.299 --> 00:41:18.549
که چی بشه؟

00:41:19.882 --> 00:41:21.632
خیلی خوب جواب داد، متاسفانه

00:41:21.716 --> 00:41:25.966
بازی نه
تا اون و فکر کنم خودم رو برنامه‌ریزی کنم

00:41:28.882 --> 00:41:30.341
فکر کنم ممکنه جواب بده

00:41:30.882 --> 00:41:32.507
قرار نیست بهم بگی، نه؟

00:41:33.174 --> 00:41:34.341
هرکار می‌خوای بکن

00:41:35.674 --> 00:41:36.674
خیلی‌خب

00:41:48.924 --> 00:41:51.299
پس لوک برای دومین بار توی زندگیش مرد

00:41:51.924 --> 00:41:56.257
ولی نترسیده بود
چون تمام این مدت حسـش می‌کرد

00:41:56.340 --> 00:41:59.132
حس می‌کرد که این ایده داره
توی مغزش ریشه می‌دوونه

00:42:00.840 --> 00:42:02.757
این چیزیـه که از آینده اومدن داره

00:42:03.924 --> 00:42:06.257
لازم نیست فکر کنی
که گذشته رو تغییر دادی یا نه

00:42:12.215 --> 00:42:14.465
اگه تغییرش داده باشی، ازش خبر داری

00:42:16.298 --> 00:42:17.382
چون خودت هم تغییر می‌کنی

00:42:24.257 --> 00:42:27.715
اما برخلاف اطمینانی که لوک می‌داد
بکی نمی‌تونست باور کنه

00:42:27.798 --> 00:42:32.173
که لوک می‌تونه تنها با ننوشتن اون کد
جلوی پایان دنیا رو بگیره

00:42:32.756 --> 00:42:35.631
تنها راه بردن، بازی نکردنه
...پس من کد رو نمی‌نویسم

00:42:35.715 --> 00:42:37.256
چون توی ذهن اون

00:42:37.965 --> 00:42:40.298
تنها یه راه برای تغییر آینده

00:42:40.381 --> 00:42:41.840
و همه چیز وجود داشت

00:42:43.965 --> 00:42:45.298
فقط دست از سرم بردار

00:42:45.381 --> 00:42:46.381
کشتن ری

00:42:46.465 --> 00:42:48.215
پیاده شو -
بکی، این کار رو نکن -

00:42:48.298 --> 00:42:49.881
پیاده شو -
بکی، بکی، لطفا -

00:42:49.965 --> 00:42:50.965
!پیاده شو

00:43:01.839 --> 00:43:03.048
!مراقب باش

00:43:07.631 --> 00:43:08.631
بکی؟

00:43:09.839 --> 00:43:10.881
بکی؟

00:43:13.964 --> 00:43:17.298
بکی، هی، هی، من رو نگاه کن -
لوک -

00:43:17.298 --> 00:43:18.547
!می‌کشمت عوضی

00:43:45.380 --> 00:43:46.672
لوک راه خودش رو رفت

00:43:47.214 --> 00:43:50.672
هیچ‌وقت کد رو ننوشت
هیچ‌وقت بیرون از بازی‌هاش خطر نکرد

00:43:51.172 --> 00:43:53.547
اگه دنیا می‌خواست تموم شه
دیگه به خاطر اون نبود

00:43:55.005 --> 00:43:56.255
نه، اون مراقب بود

00:43:56.839 --> 00:44:00.130
مراقب آینده و قلبش بود

00:44:01.255 --> 00:44:02.964
ری باز هم رئیس جمهور شد

00:44:03.047 --> 00:44:05.255
اما به خاطر اتفاق اون شب، تغییر کرد

00:44:06.214 --> 00:44:07.255
عاقل‌تر شد

00:44:07.838 --> 00:44:09.255
می‌دونست مرگ چه شکلیه

00:44:10.255 --> 00:44:13.380
لوک، زندگی خوبی داشت
هر لحظه رو کامل زندگی کرد

00:44:14.797 --> 00:44:16.838
و متوجه یه چیز دیگه هم شد

00:44:16.922 --> 00:44:20.338
اون نورها هرچی بودن
اون موجودات هرچی بودن

00:44:20.422 --> 00:44:22.213
احتمالا فضایی نبودن

00:44:22.297 --> 00:44:26.672
نه، خیلی حس انسان بودن داشتن
اون تصمیم گرفت فکر کنه، فرشته بودن

00:44:27.338 --> 00:44:30.922
ایلومینای یا هرچی که بکی بهشون می‌گفت
فرشته بودن

00:44:31.671 --> 00:44:33.838
و شاید فرشته‌ها واقعا همین باشن

00:44:33.921 --> 00:44:36.046
شاید فرشته‌ها فقط فرصت دوباره باشن

00:44:42.380 --> 00:44:44.463
سال‌ها بعد، به اون ساحل برگشت

00:44:45.255 --> 00:44:47.380
یه چهارشنبه معمولی
هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده بود

00:44:48.921 --> 00:44:52.338
غیر از این‌که یه روز
بعد از تولد 33سالگیـش بود

00:44:53.296 --> 00:44:56.046
طبق حرف کارا
یه روز بعد از روز مرگش

00:44:57.504 --> 00:44:59.088
ولی قلبش هنوز تسلیم نشده بود

00:44:59.921 --> 00:45:02.379
هیچ نوری توی آسمون نبود
نه، لوک زنده بود

00:45:03.754 --> 00:45:08.046
نمی‌دونست یه روز دیگه
یه سال دیگه یا چقدر دیگه زمان داره

00:45:08.129 --> 00:45:11.088
ولی کدوم‌مون می‌دونیم؟

00:45:15.546 --> 00:45:16.671
عجب

00:45:17.588 --> 00:45:19.879
حواست رو جمع کن، جیمز کمرون
[ کارگردان آواتار ]

00:45:20.379 --> 00:45:21.546
بچه‌ها

00:45:22.379 --> 00:45:25.212
اون انقد عصبانی می‌شه

00:45:26.254 --> 00:45:29.837
هفته‌های طولانی
با داستان‌های فیلم فرشته‌ها

00:45:29.921 --> 00:45:32.421
و تنها داستان فرشته‌ای
که موفق شد رو از دست داد

00:45:44.837 --> 00:45:46.420
داری چی‌کار می‌کنی؟

00:45:47.295 --> 00:45:48.420
!گم‌شو

00:45:50.254 --> 00:45:53.170
می‌خوام کمکت کنم -
گفتم برو پی کارت -

00:45:53.254 --> 00:45:55.337
چطوره خفه شی و بذاری کمکت کنم؟

00:46:07.462 --> 00:46:09.045
تخت کوفتی رو خیس کردم

00:46:12.420 --> 00:46:15.212
بیا ببریمت حموم
و من ملافه‌ها رو جمع می‌کنم

00:46:26.712 --> 00:46:29.045
من...پدر مادرم رو کشتم

00:46:37.503 --> 00:46:39.211
بیا با حموم شروع کنیم

00:46:40.586 --> 00:46:44.378
...بعدش ملافه‌ها
بعدش می‌تونیم درباره پدر مادرت حرف بزنیم

00:46:48.836 --> 00:46:50.295
چرا این‌طوری تمومش کردی؟

00:46:51.711 --> 00:46:52.753
چطوری؟

00:46:55.086 --> 00:46:57.378
بکی خودش رو کشت

00:46:58.545 --> 00:47:00.086
لوک به دختره نرسید

00:47:03.544 --> 00:47:04.711
...درسته، خب

00:47:06.086 --> 00:47:07.628
آدم چیزی که می‌دونه رو می‌نویسه

00:47:09.253 --> 00:47:10.503
من خوشم نیومد

00:47:12.669 --> 00:47:14.128
شب بخیر -
شب بخیر -

00:47:17.419 --> 00:47:20.419
یه فرصت بهم پیشنهاد شد

00:47:20.503 --> 00:47:23.003
مدرسه بزرگ باله آمریکا

00:47:23.086 --> 00:47:24.711
می‌خواستن من رو بیارن آمریکا

00:47:24.794 --> 00:47:26.002
و خودشون هم باهام اومدن

00:47:27.419 --> 00:47:30.794
از کل زندگی‌شون گذشتن
تا به من یه فرصت بدن

00:47:31.961 --> 00:47:34.669
نمی‌دونم چرا اونقدر
دلم می‌خواست خرابش کنم

00:47:36.544 --> 00:47:37.669
...من

00:47:38.919 --> 00:47:40.294
دیوونه شدم

00:47:42.461 --> 00:47:45.461
... یه بار متوجه شدن
که قایمکی رفتم بیرون

00:47:47.086 --> 00:47:48.127
...یه بار

00:47:49.377 --> 00:47:50.460
متوجه شدن

00:47:52.252 --> 00:47:53.627
رفتن دنبالم بگردن

00:47:57.460 --> 00:48:00.335
پلیس گفت چندین ساعت
این‌ور اون‌ور رو گشتن

00:48:01.752 --> 00:48:04.752
و روی یخ‌های جاده ماشین‌شون سر خورد

00:48:04.835 --> 00:48:06.794
...و اون‌ها

00:48:10.585 --> 00:48:11.627
هی

00:48:13.043 --> 00:48:14.835
و بعدش تشییع جنازه

00:48:15.752 --> 00:48:16.918
...و بقیه‌ش

00:48:17.918 --> 00:48:19.918
...و رث

00:48:21.460 --> 00:48:23.418
دوست صمیمیـم، رث

00:48:23.502 --> 00:48:27.043
خب، فکر کنم دیگه دوست صمیمیـم نیست

00:48:28.960 --> 00:48:31.335
بعد از مُردنشون
من شروع کردم به هروئین زدن

00:48:32.835 --> 00:48:36.335
و اون سعی کرد
من رو چندتا مرکز ترک اعتیاد ببره

00:48:40.668 --> 00:48:43.418
وقتی بهم گفت
اگه پاک نشم، می‌میرم

00:48:43.501 --> 00:48:45.751
این رو زدم تو سرش

00:48:49.168 --> 00:48:50.876
دو ماه بعدش، بیماریم رو تشخیص دادن

00:48:54.876 --> 00:48:57.668
همون پای لعنتی

00:49:01.501 --> 00:49:03.043
فکر کنم من می‌دونم چی بود

00:49:04.084 --> 00:49:05.084
چی؟

00:49:06.334 --> 00:49:08.043
اون چیزی که دیدم
...وقتی برگشتم

00:49:09.834 --> 00:49:10.876
اون سایه

00:49:14.501 --> 00:49:16.918
تنها چیزی که می‌تونه
توی همچین جایی باشه

00:49:19.834 --> 00:49:20.918
اون موجود خبیث مزاحم

00:49:21.626 --> 00:49:23.376
اون نیستی خبیث تاریک

00:49:25.876 --> 00:49:27.834
وقتی نوبتـت بشه میاد سراغت

00:49:31.376 --> 00:49:33.209
آزارت می‌ده تا وقتت تموم شه

00:49:34.667 --> 00:49:37.084
...من

00:49:37.167 --> 00:49:39.459
نمیـ...نمی‌خوام بمیرم

00:49:41.417 --> 00:49:44.376
من نمی‌خوام بمیرم، ایلانکا