WEBVTT

00:00:12.011 --> 00:00:14.430
‫« آنچه گذشت... »

00:00:14.514 --> 00:00:18.101
‫،اگه مردِ گنده‌بکِ ‌صورت‌زخمی اومد
‫یکی‌تون دنبالش کنه و

00:00:18.226 --> 00:00:20.311
‫اون یکی بیاد به من خبر بده

00:00:22.021 --> 00:00:23.815
‫،برادر و خواهرت دارن برای جون‌شون می‌جنگن

00:00:23.940 --> 00:00:26.692
‫اون‌وقت تو یه جوری صحبت می‌کنی که
‫انگار اومدی گشت و گذار؟

00:00:26.776 --> 00:00:27.944
‫باکره‌های وستال،

00:00:28.027 --> 00:00:30.613
‫حافظان شعله‌ی ابدی روم،

00:00:30.696 --> 00:00:32.448
می‌تونی کمکم کنی؟

00:00:32.573 --> 00:00:35.284
‫ای کاش مادرم هم مثل شما، برای دخترش اشک می‌ریخت

00:00:35.368 --> 00:00:36.160
‫و برای خانواده‌مون،

00:00:36.160 --> 00:00:36.994
‫پناه بگیرید

00:01:01.519 --> 00:01:03.103
‫دروازه رو ببندید.

00:01:10.527 --> 00:01:12.696
‫سریع پارچه‌ها بردارید. زودباشین.

00:01:16.366 --> 00:01:17.659
‫گاوروس.

00:01:25.000 --> 00:01:27.586
‫اسکورپوس؛ برگرد!

00:01:28.545 --> 00:01:29.546
‫اسمت چیـه؟

00:01:29.671 --> 00:01:30.589
‫کزینا.

00:01:34.885 --> 00:01:36.219
‫وزوویوس فوران کرده.

00:01:36.345 --> 00:01:38.013
‫باد، ابرهای خاکستر رو به 100 فرسنگی

00:01:38.096 --> 00:01:40.307
‫روم و بقیه شهرهای اطراف آورده.

00:01:41.141 --> 00:01:43.185
‫پمپئی و هرکولانیوم از بین رفتند.

00:01:44.436 --> 00:01:45.395
‫چند نفر زنده موندن؟

00:01:46.480 --> 00:01:50.317
‫پانزده یا شاید هجده هزار
‫که راهی روم شدند.

00:01:50.400 --> 00:01:52.277
‫چند کشتی هم طی این مدت
‫به حرکت در آمدند،

00:01:52.360 --> 00:01:54.821
بزودی به‌همراه چندصد بازمانده
به ‫«اوستیا» خواهند رسید.

00:01:54.904 --> 00:01:56.072
‫گروهی متشکل از پراتوری‌ها برای

00:01:56.197 --> 00:01:57.741
‫دیدار با آنان که در راه آپین هستند، اعزام کنید.

00:01:57.866 --> 00:01:59.659
‫به‌همراه غذا، پزشک و پوشاک.

00:02:02.871 --> 00:02:04.080
‫خبر دیگه‌ای هم هست...

00:02:05.707 --> 00:02:07.208
‫خبری بدتر.

00:02:11.921 --> 00:02:13.631
‫«شعله وستال» خاموش شده

00:02:15.842 --> 00:02:17.468
‫حادثه‌ای ناگـوار و خاموش برای مردم روم.

00:02:18.636 --> 00:02:21.014
‫هیچ محافظی اون‌جا حضور نداشته

00:02:21.097 --> 00:02:23.433
‫شعله دوباره روشن شد و خاتون وستال
‫رو شلاق زدیم

00:02:23.558 --> 00:02:26.144
‫و جسـدش رو برای درس عبرت
‫در معبد آویزان کردیم

00:02:26.227 --> 00:02:29.605
‫اردوگاه‌ برپا کنـید، غذا آماده کنید.

00:02:31.524 --> 00:02:34.360
‫اعلام کنید که روم با آغوش باز
‫پذیرای افراد نیازمند خواهند بود.

00:02:34.443 --> 00:02:35.403
‫به‌روی چشم.

00:02:46.831 --> 00:02:48.124
‫چی شده؟

00:02:50.251 --> 00:02:53.295
‫اون گلادیاتورِ نومیدیایی...

00:02:53.421 --> 00:02:54.922
‫وقتی داشتم هدیه
‫رو به‌ش تقدیم می‌کردم

00:02:54.922 --> 00:02:57.633
‫به سمت خنجر یکی از نگهبانانم حمله‌ور شد

00:02:58.134 --> 00:02:59.468
‫قصد داشت من رو بکشه.

00:03:01.095 --> 00:03:03.222
‫باورت می‌شه؟

00:03:03.305 --> 00:03:06.850
‫مردی با اقتـدار و جـاذبه مثل من،

00:03:06.934 --> 00:03:09.353
‫به‌راحتی توسط یک موش کثیف کشته بشه.

00:03:10.688 --> 00:03:12.189
حساب‌ش رو برس

00:03:12.272 --> 00:03:13.982
‫اون رو دیگه سپردم به فلاما.

00:03:14.108 --> 00:03:15.442
‫اون عاشقِ انتـقامه.

00:03:16.485 --> 00:03:20.030
‫بهترین روش برای عذابِ دادن

00:03:20.114 --> 00:03:22.282
‫اون موجود کوچولو.

00:03:28.789 --> 00:03:29.623
‫آهای!

00:03:29.706 --> 00:03:31.416
‫- هی!
‫- چی شده؟

00:03:32.250 --> 00:03:33.669
‫نزدیک نشید. نزدیک نشید!

00:03:33.794 --> 00:03:35.087
مگه چه خطایی ازش سر زده؟

00:03:35.170 --> 00:03:37.381
به جان دومیتیان سوءقصد کرده

00:03:38.465 --> 00:03:43.804
‫قراره دوباره با فلاما مبارزه ‫کنن؛ که
این یعنی یک مرگ استثنایی ‫برای کوامه.

00:03:45.472 --> 00:03:47.974
‫- ببریدش.
‫- مرتیکه حروم‌زاده!

00:04:12.081 --> 00:04:14.500
‫بهش غذا ندید. فقط آب.

00:04:16.211 --> 00:04:18.463
‫این‌طوری نمی‌تونه درست‌وحسابی مبارزه کنه.

00:05:51.972 --> 00:05:53.306
‫نوشیدنی.

00:05:59.688 --> 00:06:01.606
‫امانتی از «گـول» برامون ارسال شده.

00:06:02.649 --> 00:06:03.858
‫ببین...

00:06:06.111 --> 00:06:07.404
‫پسـرمونه!

00:06:08.238 --> 00:06:09.656
‫درست مثل پدرش جذاب.

00:06:11.491 --> 00:06:14.452
‫هزاران پناهنده از پمپئی به این‌جا سرازیر شدن،

00:06:14.827 --> 00:06:16.621
‫تعداد خیلی بیشتری هم توی راه‌‌ن.

00:06:16.746 --> 00:06:19.207
‫تیتوس به‌شون قول غذا و سرپناه داده.

00:06:20.083 --> 00:06:21.960
‫این همون لحظه‌ایه که
‫مدت‌ها منتظرش بودیم.

00:06:26.798 --> 00:06:28.257
‫من با تیلیا و سورو و برخی دیگر از

00:06:28.341 --> 00:06:30.760
‫حصار نشینان در مجلس سنا صحبت کردم.

00:06:32.220 --> 00:06:33.471
‫همه‌شون به شک و تردید افتادن.

00:06:36.224 --> 00:06:37.934
‫خب ما درخواست‌های
‫زیادی ازشون داشتیم.

00:06:38.935 --> 00:06:41.145
‫خانواده‌ها و ثروت‌شون در سال چهار امپراتور

00:06:41.229 --> 00:06:43.564
‫به‌شدت مورد عتاب قرار گرفت.

00:06:43.689 --> 00:06:46.400
‫این وضعیت هم مثل یک قمارـه؛
‫امپراتور می‌میره و تو جایگزین‌ش می‌شی

00:06:46.400 --> 00:06:49.236
‫اگر مجلس سنا بفهمه تیتوس داره
‫خزانه رو تخلیه می‌کنه، خیلی به نفع ماست.

00:06:51.697 --> 00:06:53.199
‫فردا شب یه جلسه مخفیانه دارن؛ قراره

00:06:53.949 --> 00:06:55.076
‫هرچی من می‌گم انجام بدن.

00:07:19.391 --> 00:07:20.642
‫این‌جا نیست.

00:07:21.977 --> 00:07:23.312
‫خیلی ضروریه!

00:07:37.743 --> 00:07:39.077
‫واقعاً برات خوشحالم.

00:07:39.911 --> 00:07:41.788
‫ای کاش تو به‌جای من آزاد می‌شدی.

00:07:41.913 --> 00:07:43.331
‫با من کار داشتی؟

00:07:52.674 --> 00:07:54.342
‫- همه‌شون؟
‫- بله.

00:07:55.594 --> 00:07:57.220
‫آفرین.
‫حالا برو.

00:08:04.602 --> 00:08:06.813
‫دیـرمون شده!

00:08:08.106 --> 00:08:11.234
‫حق با اونه. باید قبل از این‌که ارباب‌ام
‫متوجه بشه برگردم.

00:08:11.317 --> 00:08:13.361
‫برو. مراقب خودت باش.

00:08:21.911 --> 00:08:23.204
‫فکرکنم از این سمت بود...

00:08:28.459 --> 00:08:29.460
‫ببخشید.

00:08:36.926 --> 00:08:38.302
‫ما گم شدیم...

00:08:39.387 --> 00:08:40.346
‫چیز عجیبی نیست.

00:08:43.099 --> 00:08:45.476
‫اما باعث افتخارمه که به‌تون کمک کنم.

00:08:45.559 --> 00:08:47.728
‫من می‌خوام برم «اسکولین»

00:08:47.812 --> 00:08:50.982
‫راه رو به‌تون نشون می‌دم.
‫بیاین دنبالم.

00:08:59.824 --> 00:09:02.284
‫این راه خروجه؛
‫سمت چپ

00:09:02.368 --> 00:09:03.327
‫ممنونم.

00:09:04.119 --> 00:09:06.830
‫این خیابان‌ها هنگام شب خیلی خطرناک‌ان.

00:09:06.956 --> 00:09:08.290
‫همراه‌تون میام.

00:09:09.500 --> 00:09:10.459
‫ممنون می‌شم.

00:09:12.586 --> 00:09:13.879
‫بریم.

00:09:25.182 --> 00:09:27.684
حواسم بهش هست
تا صحیح و سالم برسه خونه

00:09:29.603 --> 00:09:31.230
‫کارهای الکی نکنید.

00:09:37.027 --> 00:09:40.113
‫از این سمت.

00:09:40.197 --> 00:09:43.033
‫پس جولا، اینطوری شد که تو خونه‌ی...

00:09:43.158 --> 00:09:45.118
‫کنسول مارسوس به بردگی گرفته شدم.

00:09:45.702 --> 00:09:47.829
‫بعد می‌تونی تنهایی بری بیرون و بیای؟

00:09:47.913 --> 00:09:50.040
‫می‌تونم؛ اما باید حواسم رو جمع کنم.

00:10:14.189 --> 00:10:15.773
‫از برادرهات برام بگو.

00:10:15.899 --> 00:10:16.941
‫مشخصه خیلی شیطون‌ان.

00:10:17.066 --> 00:10:18.735
‫فکرکن تو یه اتاق
‫باهاشون چی می‌کشم...

00:10:19.736 --> 00:10:22.488
‫اما خب حداقل توی خونه‌مون،
‫واسه خودمون دنیایی داشتیم.

00:10:22.572 --> 00:10:26.993
‫کلی تپه؛ دشت‌های پر از علف
‫می‌تونستی توشون شنا کنی.

00:10:28.244 --> 00:10:30.413
‫مطمئنم اسب‌هاتون عاشق اون‌جا بودن.

00:10:30.496 --> 00:10:31.497
‫آره.

00:10:36.210 --> 00:10:38.129
‫اخیراً دائم یه‌حسی میاد سراغم...

00:10:39.547 --> 00:10:42.174
‫این‌که دیگه هیچوقت
نمی‌تونم برم خونه‌مون

00:10:47.096 --> 00:10:48.973
‫حس‌ـت رو به خوبی درک می‌کنم.

00:10:53.978 --> 00:10:55.396
‫مرسی که باهام اومدی الیا.

00:11:00.943 --> 00:11:02.153
‫ممکنه دوباره ببینمت؟

00:11:03.571 --> 00:11:04.697
‫شاید.

00:11:34.184 --> 00:11:37.688
‫تیتوس فلاویس دومینیاتوس،
‫مردی با استعدادهای بسـیار

00:11:37.813 --> 00:11:41.525
‫که یکی از آن‌ها، باعثِ
‫تشدید خشم برادرش می‌شه.

00:11:45.570 --> 00:11:50.325
‫یا نکنه می‌خوای بگی غارت اورشلیم، فکرِ پاسوس بود؟

00:11:51.868 --> 00:11:53.328
‫به‌هرحال به‌ش افتخار می‌کنم.

00:11:55.205 --> 00:11:58.124
‫من رو هم با اسم کثیفِ برادرم صدا نزن.

00:11:58.917 --> 00:12:00.210
‫به‌روی چشم.

00:12:02.420 --> 00:12:04.631
‫من می‌دونم چطوری باید
‫اعتماد برادرت رو جلب کنی

00:12:04.631 --> 00:12:06.716
‫و دوباره گروه‌مون رو وارد بازی‌ها کنیم.

00:12:06.925 --> 00:12:08.218
‫بگو ببینم.

00:12:08.301 --> 00:12:11.304
‫مارسوس جلسه‌ای با اعضای
‫مجلس سنا ترتیب داده.

00:12:12.972 --> 00:12:14.098
‫مخفیانه.

00:12:14.224 --> 00:12:18.353
‫یعنی می‌گی بپرم وسط،
‫بدم همه‌شون رو دستگیر کنن

00:12:19.103 --> 00:12:20.897
‫و امپراتور رو نجات بدم؟

00:12:21.022 --> 00:12:22.732
‫فقط کافیه اون‌جا حضور داشته باشی.

00:12:22.815 --> 00:12:26.361
‫فقط شاهد باشید و اجازه بدید خودشون با
حرف‌هایی که می‌زنن عاقبت خودشون رو به‌فنا بدن.

00:12:30.948 --> 00:12:32.492
‫گروهی دیگر از پناهندگان
‫در مسیر روم هستند.

00:12:32.575 --> 00:12:35.078
‫در دشت‌های کامپوس
‫مارسیوس اردوگاه تاسیس کنید.

00:12:35.161 --> 00:12:37.079
‫آذوقه و هیزم و نگهبان
‫شهری براشون قرار بدید.

00:12:37.205 --> 00:12:39.248
زود کارت رو بگو؛ سرم شلوغه

00:12:39.373 --> 00:12:41.834
‫اگر محترمانه‌تر با من برخورد می‌کردید،
‫بیشتر می‌تونستم در خدمت‌تون باشم.

00:12:41.918 --> 00:12:43.419
‫نه مثل زیردست و افراد عادی.

00:12:43.544 --> 00:12:44.712
‫عادت کردیم.

00:12:44.795 --> 00:12:46.422
‫روزهای زیادی در چادرهای
‫فرماندهی به سر می‌بردیم.

00:12:49.425 --> 00:12:50.426
‫برید بیرون.

00:12:56.432 --> 00:12:58.517
‫هردوی ما در خطر هستیم؛

00:13:00.019 --> 00:13:01.103
‫برای محافظت از جون دوتامون،

00:13:01.187 --> 00:13:03.481
‫ازت می‌خوام که حبس‌ام رو لغو کنی

00:14:13.174 --> 00:14:14.425
‫برادر.

00:14:15.343 --> 00:14:16.803
‫این همون مردیه که
‫درموردش گفته بودم

00:14:17.804 --> 00:14:19.430
‫زیردست من، تناکس.

00:14:22.850 --> 00:14:23.726
‫از این سمت، اعلی‌حضرت.

00:14:29.857 --> 00:14:30.858
‫شما دو نفر با من بیاین.

00:14:39.117 --> 00:14:42.870
‫شما در دوران‌های بسیار سختی
‫کمک‌حال ما بودید. ازتون متشکرم.

00:14:43.913 --> 00:14:45.748
‫قرن‌ها، خاندان و اجداد ما

00:14:45.873 --> 00:14:49.001
‫موظف بودند که از شهر و امپراتوری عزیزمان

00:14:49.085 --> 00:14:51.796
‫در برابر کسانی که خدایان را
‫خشمگین می‌کنند، محافظت کنند.

00:14:51.879 --> 00:14:56.592
‫با این حال، هم‌اکنون شاهد
‫نزول بلایا از سوی آنان هستیم.

00:14:56.717 --> 00:14:59.720
‫همه‌ی ما می‌دونیم که با
‫خاموش شدن شعله‌ی وستال،

00:14:59.845 --> 00:15:03.599
‫وستا و دیگر خدایان به هیچ
‫وجه از ما محافظت نمی‌کنند

00:15:03.724 --> 00:15:07.561
‫و این، می‌تونه به
‫پایان دوران ما ختم بشه.

00:15:07.645 --> 00:15:11.357
‫بنابراین برادران، این سوال
‫برای من ایجاد می‌شه که

00:15:11.440 --> 00:15:14.401
‫چه تغییری از گذشته‌های دور تا
‫به امروز در امپراتوری ما ایجاد شده؟

00:15:14.526 --> 00:15:16.904
‫و هیج جوابی جز وجود...

00:15:19.073 --> 00:15:21.075
‫یک امپراتور جدید پیدا نمی‌کنم.

00:15:25.079 --> 00:15:26.246
‫مراقب سخنان‌تون باشید، کنسول.

00:15:26.330 --> 00:15:28.373
‫همه‌ی ما امروز با احتیاط
‫کامل عمل می‌کنیم، سناتور

00:15:28.999 --> 00:15:30.834
‫اما به‌روی خاکستر.

00:15:30.918 --> 00:15:32.711
‫امپراتوری رو تصور کنید که

00:15:32.794 --> 00:15:36.632
‫کشور رو به خودِ روم ترجیح می‌ده

00:15:37.591 --> 00:15:40.969
‫و با یک ملکه‌ی یهودی
‫منافق همراهه.

00:15:41.970 --> 00:15:44.431
‫تعجبی نداره که خدایان تصمیم
‫گرفتن ما رو از بین ببرن.

00:15:44.514 --> 00:15:46.308
‫اما امپراتور از ملکه یهودی دل کند

00:15:46.433 --> 00:15:47.934
‫و یک زن رومی برای
‫خود برگزید.

00:15:48.018 --> 00:15:51.855
‫برگزیدن یک همسر رومی فقط
‫جنایات امپراتور رو تشدید می‌کنه

00:15:53.023 --> 00:15:54.649
‫زیرا که اون افعی یهودی

00:15:55.233 --> 00:15:57.277
‫توی بسترش لونه کرده

00:15:57.360 --> 00:16:00.614
‫ و زهرش رو توی گوشش می‌ریزه

00:16:00.697 --> 00:16:04.784
‫خدایان عبری از زانو زدن امپراتوری
‫روم در برابر آن زن، بسیار خوشنود خواهند شد.

00:16:07.287 --> 00:16:08.788
‫پس مردم روم چی؟

00:16:09.205 --> 00:16:10.540
‫مردم ما؟

00:16:12.000 --> 00:16:13.001
‫زیردست‌هامون؟

00:16:14.377 --> 00:16:15.962
‫وظیفه مقدس‌مون؟

00:16:17.338 --> 00:16:21.301
‫مردم ما در فاضلاب می‌خوابند

00:16:21.384 --> 00:16:23.803
‫درحالی که تیتوس دروازه‌های شهر رو

00:16:23.928 --> 00:16:25.972
‫به روی هزاران پناهنده باز کرده.

00:16:26.055 --> 00:16:28.808
‫این بیگانگان رو سیر می‌کنه

00:16:28.891 --> 00:16:32.270
‫و هرچی که باقی می‌مانه رو
‫صرف بناهای رنگ‌ و وارنگ

00:16:32.353 --> 00:16:33.479
‫و خانواده‌اش می‌کنه،

00:16:33.563 --> 00:16:36.482
‫درحالی که مردم روم گشنگی می‌کشن

00:16:36.607 --> 00:16:39.652
‫واقعاً افسوس.

00:16:39.735 --> 00:16:41.988
‫هیچکس نیاز ما به تغییر رو
‫زیر سوال نمی‌بره.

00:16:43.364 --> 00:16:46.158
‫سوال اصلی اینه که،
‫آیا این نقشه موفقیت‌آمیز هست یا نه؟

00:16:46.158 --> 00:16:49.120
‫هست و باید موفقیت‌آمیز باشه.

00:16:50.538 --> 00:16:52.999
‫من به‌تون اطمینان می‌دم که
‫لژیون‌هامون در دوردست‌ها

00:16:53.749 --> 00:16:56.877
‫نگهبانان و مردم روم،

00:16:57.002 --> 00:17:01.674
‫و حتی خدایان از این تغییر
‫خوشحال خواهند شد.

00:17:01.757 --> 00:17:05.302
‫- سرنوشت نـرون.
‫- سرنوشت نـرون.

00:17:25.364 --> 00:17:26.865
‫کنسول مارسوس،

00:17:27.825 --> 00:17:31.703
‫سناتور تورل و سپولیوس،
‫همه خائنان...

00:17:33.372 --> 00:17:34.706
‫دستگیرشون کنید!

00:17:34.831 --> 00:17:35.832
‫قربان...

00:17:39.169 --> 00:17:42.047
‫خدایان از ما می‌خواهند دست به عمل ببریم،

00:17:43.131 --> 00:17:45.050
‫و هم‌اکنون زمان عمل کردن فرا رسیده.

00:17:55.560 --> 00:18:00.065
‫کنسول مارسوس، سناتور تورل و سپولسیوس

00:18:00.190 --> 00:18:02.984
‫به‌دین وسیله به جرم خیانت دستگیر خواهید شد.

00:18:03.068 --> 00:18:04.736
‫ببریدش.

00:18:07.113 --> 00:18:08.073
‫اون رو هم همینطور.

00:18:09.115 --> 00:18:10.075
‫ببریدشون.

00:18:47.278 --> 00:18:48.613
‫بریم.

00:18:53.826 --> 00:18:55.911
‫پس تو توی مسابقه «آبی و سفیدها» شرکت کردی؟

00:18:57.246 --> 00:18:58.664
‫جزو 11 نفر اول بودم.

00:18:59.206 --> 00:19:00.291
اوه!

00:19:00.374 --> 00:19:01.876
‫خب چی شد؟

00:19:02.668 --> 00:19:05.671
‫گرفتار عیش و نوش شدیم.

00:19:06.338 --> 00:19:09.216
‫اسپورپوس هم گرفتار عیس و نوشه؛
‫اما همچنان ارابه‌رانی می‌کنه.

00:19:09.300 --> 00:19:10.718
‫مال من چیزهای دیگه‌ای هم شاملش بود.

00:19:11.552 --> 00:19:13.512
‫سوار ارابه شدن برای یک مرد
‫خیلی کار سختیه؛

00:19:13.637 --> 00:19:15.514
‫سخت‌تر از اون، ترک کردنشـه.

00:19:17.057 --> 00:19:18.100
‫خب تو چرا کشیدی کنار؟

00:19:27.985 --> 00:19:30.112
‫من به‌خاطر علاقه‌ام اسب‌ها
‫مسابقه دادن رو شروع کردم.

00:19:31.280 --> 00:19:32.614
‫دقیقا مثل تو،

00:19:33.991 --> 00:19:35.534
‫منم باهاشون ارتباط
‫عمیقی برقرار می‌کنم.

00:19:37.327 --> 00:19:38.662
‫اما مسابقه دادن کاملاً متفاوته...

00:19:39.871 --> 00:19:45.502
‫مسابقه چهار اسبه یه‌نوع خودکشیه که...
‫به طرز عجیبی ازش جون سالم به‌در می‌بری.

00:19:45.585 --> 00:19:48.505
‫خیلی از دوست‌هام وسط میدان مسابقه جون دادن؛

00:19:48.588 --> 00:19:51.425
‫خودمم بارها به‌زور از

00:19:51.508 --> 00:19:53.969
‫چنگال مرگ فرار کردم.

00:19:54.052 --> 00:19:59.015
‫و یک روز، تصمیم گرفتم اون میدان مسابقه
‫رو ترک کنم و برای همیشه رفتم.

00:20:03.853 --> 00:20:05.814
‫به محض این‌که از مرگ بترسی،

00:20:06.898 --> 00:20:07.899
‫کـارت تمومه.

00:20:13.363 --> 00:20:15.073
‫برادرهای من دوتاشون
‫می‌خوان مسابقه بدن.

00:20:15.532 --> 00:20:16.866
‫مشخصه نگران‌شونی.

00:20:25.416 --> 00:20:27.835
‫خیلی کم پیش میاد زندگی
‫بر وفق مرادت بگذره.

00:20:43.559 --> 00:20:44.894
‫آهای. این‌ها رو بگیر.

00:20:45.686 --> 00:20:47.021
‫چند لحظه بیشتر طول نمی‌کشه.

00:20:55.446 --> 00:20:56.781
‫برادر.

00:21:03.120 --> 00:21:05.331
‫همه‌ش می‌ترسیدم نکنه
‫از گرسنگی بمیرم.

00:21:05.456 --> 00:21:07.917
‫برادر امپراتور ظاهراً

00:21:08.000 --> 00:21:10.085
‫به خون‌ت تشنه‌ست.

00:21:11.837 --> 00:21:13.964
‫این حس دوطرفه‌ست، برادر.

00:21:14.089 --> 00:21:15.883
‫اما فکرکنم اون زودتر به آرزوش می‌رسه.

00:21:15.966 --> 00:21:17.968
‫اون بزدل دستور داده دوباره مبارزه کنید.

00:21:18.802 --> 00:21:21.805
‫اون‌ها عاشقِ انتقام گرفتن‌ان.

00:21:31.899 --> 00:21:33.901
‫چند بار وقتی که قرار بوده
‫به مبارزه با کسی بری،

00:21:34.568 --> 00:21:36.069
‫خودت رو برای مرگ آماده کردی؟

00:21:36.904 --> 00:21:38.864
‫تعدادش از دستم در رفته.

00:21:38.989 --> 00:21:40.949
‫و هربار، تو از دست مرگ فرار کردی.

00:21:46.163 --> 00:21:49.541
‫در نبردها، مردم ما به غرش‌هاشون معروف هستند

00:21:49.666 --> 00:21:52.002
‫که ترس رو به جون دشمن می‌اندازه.

00:21:52.085 --> 00:21:55.630
‫قبل از این‌که به سمت شمشیر
‫و سپرهاشون حمله‌ور بشیم،

00:21:55.714 --> 00:21:58.175
‫در گوش مرگ به‌آرامی
‫التماسی ملموس زمزمه می‌کنیم

00:22:06.558 --> 00:22:08.685
‫«ای مرگ، اگر قرار بر این است، جان مرا بگیر

00:22:08.768 --> 00:22:11.521
‫اما آیا بهتر نیست، اجازه دهی زنده بمانم

00:22:11.646 --> 00:22:13.857
‫و با کشتن دیگران، به‌ تو خدمت کنم؟»

00:22:18.194 --> 00:22:19.154
‫عجب کلمات جسورانه‌ای.

00:22:20.655 --> 00:22:22.407
‫با آقای مرگ معامله می‌کنی.

00:22:22.532 --> 00:22:23.867
‫خانم.

00:22:24.284 --> 00:22:25.952
‫مرگ یک زنـه.

00:22:26.035 --> 00:22:28.913
‫بارها به حرفم گوش کرده.

00:22:29.038 --> 00:22:31.374
‫هلیا، شاید به حرف تو هم گوش کرد.

00:22:32.709 --> 00:22:37.964
‫گمون می‌کنم اونقدر عاشق فلاماست
‫که بعید می‌دونم بیاد من رو نجات بده.

00:22:41.384 --> 00:22:42.677
‫کی قراره بمیرم؟
‫[روز مسابقه]

00:22:45.471 --> 00:22:46.931
‫پنج روز دیگه.

00:22:57.942 --> 00:23:00.027
‫دوست عزیزم برام نوشیدنی آورده.

00:23:02.279 --> 00:23:05.449
‫این زندگی کوتاه هنوز هم
‫می‌تونه خوب باشه.

00:23:14.250 --> 00:23:15.876
من بهت بدهکارم برادر

00:23:15.960 --> 00:23:18.671
‫من فقط نگران جونتـم؛ درست مثل
‫زمانی که نگران جون پدر بودم.

00:23:18.754 --> 00:23:20.589
‫به‌نظرتون مجلس سنا چه واکنش نشون می‌ده؟

00:23:20.673 --> 00:23:22.174
‫فقط از دور تماشا می‌کنن

00:23:22.257 --> 00:23:23.842
‫و منتظر واکنش مردم می‌مونن.

00:23:23.926 --> 00:23:26.595
‫خب پس، پیشنهاد می‌دی
چیکار کنیم؟

00:23:26.678 --> 00:23:28.097
‫غلات اهدایی به مردم رو افزایش بدیم.

00:23:31.600 --> 00:23:33.435
‫پورتو؟ شرایط چجوریه؟

00:23:35.145 --> 00:23:37.606
‫ذخایرمون به‌قدری هست
‫که بتونیم دوبرابرش کنیم.

00:23:37.731 --> 00:23:39.066
‫پس انجامش بدید.

00:23:43.737 --> 00:23:45.447
‫دیگه چی؟

00:23:45.572 --> 00:23:49.534
‫مدت زمان برگزاری بازی‌های افتتاحیه
‫رو از پنجاه، به صد روز افزایش بدیم.

00:23:52.996 --> 00:23:54.790
‫و قهرمان موردعلاقه
‫مردم رو برگردونیم.

00:23:54.873 --> 00:23:56.958
‫اجازه بدیم اسکورپوس دوباره
‫برای گروه طلایی مسابقه بده.

00:23:57.667 --> 00:23:59.085
‫فکر عاقلانه‌ایه.

00:23:59.169 --> 00:24:00.962
‫صاحبان گروه‌ها من رو
‫از محبت‌شون دریغ کردن.

00:24:01.087 --> 00:24:02.964
‫منم جای اون‌ها رو با مردم عادی عوض می کنم.

00:24:03.089 --> 00:24:05.300
‫گروه طلایی دوباره باز خواهد گشت.

00:24:06.468 --> 00:24:07.969
‫بهت قول می‌دم.

00:24:14.851 --> 00:24:17.395
‫برادر من این فرصت رو در
‫اختیارم قرار داده تا بهش خدمت کنم

00:24:17.479 --> 00:24:19.647
‫من بایستی بازی‌های افتتاحیه‌

00:24:19.731 --> 00:24:21.191
‫آمفی‌تئاتر فلاویان رو سازماندهی کنم.

00:24:21.316 --> 00:24:23.484
‫میزان شرط‌بندی‌ها طبق مرادت خواهد بود.

00:24:23.568 --> 00:24:25.236
‫شکی درش نیست.

00:24:25.320 --> 00:24:27.488
‫ولی چه کسی حاکم اون بازی‌هاست؟

00:24:28.656 --> 00:24:31.117
‫- پاسوس؟
‫- باتجربه‌س.

00:24:31.200 --> 00:24:34.495
‫با معاضدت گروه‌ها و زیر بار منّت اون‌ها.

00:24:34.620 --> 00:24:35.997
‫پیشنهاد دیگه‌ای داری؟

00:24:36.664 --> 00:24:38.416
‫من چی؟

00:24:42.587 --> 00:24:44.005
‫خیلی بلند پروازی.

00:24:44.088 --> 00:24:45.965
‫اینو از شما پنهان نکردم.

00:24:46.048 --> 00:24:49.260
‫بی‌شک بااستعداد هستی.

00:24:49.343 --> 00:24:51.429
‫ولی هنر سرگرمی جزوشه؟

00:24:53.347 --> 00:24:55.433
‫با کمال احترام، اعلی‌حضرت،

00:24:59.228 --> 00:25:02.690
‫جایگاه شما خیلی بالاتر از رده‌های پایینه

00:25:02.815 --> 00:25:04.442
‫که بدونید اونا واقعاً دنبال چی هستن.

00:25:05.693 --> 00:25:07.361
‫من می‌دونم چون یکی از اونام.

00:25:09.530 --> 00:25:11.198
‫ولع‌ـشون رو حس کردم،

00:25:11.740 --> 00:25:13.367
‫و تو کثافت‌شون زندگی کردم.

00:25:14.368 --> 00:25:16.495
‫می‌دونم از چی می‌ترسن،
‫می‌دونم حرص چی رو می‌زنن،

00:25:16.579 --> 00:25:20.207
‫و می‌تونم سرگرمی‌ای رو فراهم کنم
‫که جوابگوی ولع‌شون باشه.

00:25:21.875 --> 00:25:23.877
‫خیلی چیزا رو باید پوشش داد
‫که از تصورتون خارجه.

00:25:26.880 --> 00:25:28.465
‫بسیار خب، یه آزمون.

00:25:28.549 --> 00:25:31.218
‫بذار ببینیم کارت با اعدام خیانتکاران چطوره.

00:25:32.803 --> 00:25:34.429
‫و در حالی که مشغول این کاری،

00:25:34.555 --> 00:25:37.099
‫به اسکورپوس بگو با
‫یکی از ارابه‌های طلام مسابقه بده.

00:25:52.864 --> 00:25:55.075
‫برو حیوون! برو حیوون!

00:26:00.747 --> 00:26:02.082
‫برو!

00:26:08.964 --> 00:26:11.424
‫می‌تونی! زود باش!

00:26:22.060 --> 00:26:25.230
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

00:26:42.538 --> 00:26:43.790
‫بازداشتی.

00:26:46.000 --> 00:26:49.462
‫اسکورپوس هستم، ارابه‌ران ارشد گروه.

00:26:49.545 --> 00:26:51.088
‫دستتون رو بکشید.

00:27:05.061 --> 00:27:10.399
‫هوی! گوش کن.
‫من اسکورپوس کبیر هستم.

00:27:10.483 --> 00:27:11.859
‫نه مثل شما حیوونا.

00:27:13.861 --> 00:27:16.405
‫خبرش به گوش امپراتور می‌رسه.

00:27:34.923 --> 00:27:36.425
‫تو این کار رو باهام کردی.

00:27:37.509 --> 00:27:38.677
‫خوک کثیف.

00:27:40.721 --> 00:27:43.682
‫خب، با اسکورپوس حالت رو کردی.

00:27:43.807 --> 00:27:44.975
‫حالا آزادش کن.

00:27:45.058 --> 00:27:46.601
‫به اتهام شرط ‌بندی غیرقانونی دستگیر شدی.

00:27:46.685 --> 00:27:48.353
‫شرط بندی غیرقانونی؟

00:27:48.478 --> 00:27:51.898
‫یه شوخی از طرف امثال توئه. آره؟

00:27:52.023 --> 00:27:53.775
‫واسه من خنده‌داره، رفیق.

00:27:53.859 --> 00:27:56.236
‫واسه تو نه.

00:27:56.361 --> 00:28:00.532
‫ولی به‌خاطر دوستیِ قدیمی‌مون،

00:28:00.615 --> 00:28:01.825
‫احتمالاً می‌تونم بهش فیصله بدم،

00:28:01.908 --> 00:28:04.703
‫اگه خیلی ساده برگردی به گروه طلایی.

00:28:08.039 --> 00:28:09.958
‫خبر مرگت، اسکورپوس.

00:28:10.041 --> 00:28:12.419
‫صاحب 25 درصد گروه طلایی هستی.

00:28:12.544 --> 00:28:15.255
‫ارزشش ده برابر...
‫صد برابر بیشتر از

00:28:15.380 --> 00:28:18.716
‫600 هزار چندرغازیه که لتو بهت میده!

00:28:20.844 --> 00:28:22.720
‫برو درتو بذار!

00:28:31.896 --> 00:28:34.941
‫وایسا. وایسا بابا!

00:28:41.739 --> 00:28:43.950
‫واسه گروه طلایی مسابقه میدم.

00:28:45.118 --> 00:28:49.247
‫ولی تو دیگه رفیق صدام نزن.

00:28:50.706 --> 00:28:51.999
‫تصمیم خوبیه...

00:28:54.418 --> 00:28:55.378
‫رفیق.

00:28:56.254 --> 00:28:57.213
‫هی!

00:28:57.296 --> 00:29:00.424
‫هی، بذار بیام بیرون، آشغال.

00:29:05.679 --> 00:29:07.014
‫دعا به درگاه وستا.

00:29:07.765 --> 00:29:10.226
‫ای الهه آتش ابدی.

00:29:15.981 --> 00:29:18.234
‫کورنلیا. به به،

00:29:18.317 --> 00:29:21.070
‫بزرگوارترین میان وستاها.

00:29:21.153 --> 00:29:23.113
‫رئیس وستا.

00:29:23.238 --> 00:29:25.783
‫من و پدرت از وقار و تعالی تو به شوق آمدیم.

00:29:28.285 --> 00:29:31.622
‫چون آتش وستال خاموش گشت،

00:29:31.705 --> 00:29:33.665
‫زنی بر اثر شلاق و ضرب و شتم جان سپرد.

00:29:34.708 --> 00:29:36.627
‫این منبع غرور و افتخارته؟

00:29:38.295 --> 00:29:39.713
‫خب جلسه در مورد چیه؟

00:29:39.796 --> 00:29:42.799
‫- شاید نشنیده باشی...
‫- ما وستال‌ها از همه چی باخبریم.

00:29:44.676 --> 00:29:46.928
‫به عنوان خاتون وستال،
‫تو از جانب خدایان سخن میگی.

00:29:48.472 --> 00:29:50.432
‫اگه با هم بریم به خدمت امپراتور،

00:29:50.515 --> 00:29:52.309
‫- و برای نجات جون پدرت التماس کنیم...
‫- نه.

00:29:53.977 --> 00:29:55.687
‫کورنلیا، پدرت بهت نیاز داره.

00:29:56.104 --> 00:29:57.856
‫به من نیاز نداشت،

00:29:57.981 --> 00:30:02.527
‫زمانی که به مدت 30 سال
‫منو تو این قفس طلایی حبس کرد.

00:30:02.652 --> 00:30:05.071
‫بهت فرصت دادیم
‫تا با خدایان ارتباط بر قرار کنی.

00:30:05.155 --> 00:30:08.033
‫هرگز صداشون رو نشنیدم.
‫حتی یه بار!

00:30:10.327 --> 00:30:12.746
‫منو اینجا زندانی کردی،

00:30:12.871 --> 00:30:14.789
‫منو فرستادی اینجا،
‫نه به‌خاطر منفعت خودم،

00:30:14.873 --> 00:30:16.624
‫بلکه به‌خاطر سرفرازی خودت و برادرم.

00:30:16.708 --> 00:30:19.043
‫وظیفه‌ی من بود که ازت بگذرم،

00:30:21.129 --> 00:30:22.839
‫و الان وظیفه‌ی توئه

00:30:23.381 --> 00:30:24.716
‫که جون پدرت رو نجات بدی

00:30:24.799 --> 00:30:27.552
‫تا از صخره‌ی تارپیان پرتش نکنن پایین.

00:30:27.677 --> 00:30:30.346
‫اگه می‌شد کمک می‌کردم هلش می‌دادم.

00:30:32.307 --> 00:30:33.600
‫این حرف رو نزن.

00:30:35.601 --> 00:30:37.103
‫تو دخترشی.

00:30:38.187 --> 00:30:39.647
‫من باکره‌ی وستال هستم.

00:30:41.399 --> 00:30:42.984
‫دیگه دخترش نیستم،

00:30:45.027 --> 00:30:45.987
‫یا دختر تو.

00:30:49.240 --> 00:30:50.199
‫کورنلیا!

00:30:52.702 --> 00:30:54.036
‫التماست می‌کنم!

00:31:17.601 --> 00:31:18.936
‫نامه‌م به دستت رسید؟

00:31:21.522 --> 00:31:22.731
‫می‌دونم چقدر عاشق

00:31:22.815 --> 00:31:24.274
‫اسب‌های اسپانیاییت هستی...

00:31:24.358 --> 00:31:27.903
‫ولی خواهشاً بگو
‫قبل از اومدن رفتی حمام.

00:31:27.986 --> 00:31:30.322
‫- همیشه.
‫- میگه، «همیشه».

00:31:33.742 --> 00:31:36.078
‫پس رفتی حمام.

00:31:37.371 --> 00:31:39.122
‫کلماتت حقیقت رو مخفی می‌کنن.

00:31:39.248 --> 00:31:41.667
‫می‌دونم چقدر عاشق بوی اصطبل هستی.

00:31:41.792 --> 00:31:43.919
‫وای... عمراً.

00:31:49.925 --> 00:31:51.593
‫می‌خوام از اینجا بدزدمت.

00:31:53.762 --> 00:31:56.098
‫اونوقت به صلیب میخکوبم می‌کنن.

00:31:56.515 --> 00:31:58.433
‫مارسوس تو سلوله.

00:31:58.517 --> 00:31:59.810
‫دیگه نمی‌تونه اذیتت کنه.

00:32:00.435 --> 00:32:01.686
‫خانم خونه چی؟

00:32:01.812 --> 00:32:03.188
‫آزادیت رو می‌خریم.

00:32:03.522 --> 00:32:04.981
‫با چی؟

00:32:05.065 --> 00:32:08.276
‫با دستمزدم و سهم کوچیکم
‫از اسب‌های اصلاح نژاد.

00:32:08.360 --> 00:32:11.154
‫بعد از چند تا بُرد، یه ارزشی داره.

00:32:11.655 --> 00:32:13.823
‫سه هزار سسترشوس؟

00:32:17.118 --> 00:32:19.370
‫چون منو همین قدر خرید.

00:32:30.089 --> 00:32:31.841
‫باور دارم

00:32:31.966 --> 00:32:35.345
‫اگه پول داشتی، نجاتم می‌دادی.

00:32:43.478 --> 00:32:45.146
‫از نظر من که یکیه.

00:32:45.271 --> 00:32:47.440
‫آره. این طور به نظر میاد،

00:32:47.523 --> 00:32:50.067
‫ولی اونا خیلی سبک‌ترن.

00:32:50.151 --> 00:32:53.696
‫روندنشون سخت‌تره، ولی خیلی سریع‌ترن.

00:32:57.450 --> 00:32:59.869
‫دستمزدم چی میشه؟

00:33:00.995 --> 00:33:02.663
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

00:33:09.336 --> 00:33:10.671
‫این چیه؟

00:33:11.380 --> 00:33:12.923
‫باید باهاش چی کار کنم؟

00:33:30.899 --> 00:33:32.025
‫تایید میشه.

00:33:35.028 --> 00:33:35.988
‫تایید میشه.

00:33:36.530 --> 00:33:38.866
‫- همه چی مرتبه؟
‫- مرتبه.

00:34:04.349 --> 00:34:08.728
‫اسکورپوس! اسکورپوس! اسکورپوس!

00:34:10.772 --> 00:34:12.023
‫زود باش، تندتر!

00:34:13.733 --> 00:34:15.151
‫اسکورپوس دوباره حرکتش رو زد!

00:34:15.235 --> 00:34:16.778
‫سومین پیروزیش تو این هفته‌ میشه.

00:34:16.903 --> 00:34:20.448
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

00:34:22.742 --> 00:34:24.661
‫حق با تو بود، دومیتیان.

00:34:25.120 --> 00:34:26.663
‫عوام الناس،

00:34:27.705 --> 00:34:30.083
‫و سنای ترسان.

00:34:35.838 --> 00:34:37.256
‫برو! برو!

00:34:43.554 --> 00:34:46.057
‫ای وای!

00:34:51.312 --> 00:34:54.857
‫کم کم دارم عشق جمعیت رو
‫برای اسکورپوس درک می‌کنم.

00:35:04.116 --> 00:35:05.117
‫آره!

00:35:08.162 --> 00:35:11.540
‫اسکورپوس! اسکورپوس!

00:35:13.751 --> 00:35:17.129
‫مالک گروه پیروز!

00:35:17.213 --> 00:35:18.589
‫یه سوال دارم.

00:35:18.672 --> 00:35:22.551
‫شرط بندی همیشه قبل
‫از آغاز مسابقه متوقف میشه؟

00:35:22.676 --> 00:35:24.845
‫- البته.
‫- چرا؟

00:35:24.970 --> 00:35:26.555
‫همیشه همین طور بوده.

00:35:26.680 --> 00:35:28.057
‫قانونه.

00:35:28.182 --> 00:35:29.516
‫همیشه از قانون پیروی می‌کنی؟

00:35:31.018 --> 00:35:33.312
‫پول رو می‌ذاری رو میز،

00:35:33.395 --> 00:35:34.813
‫کلی پول.

00:35:34.897 --> 00:35:38.192
‫در نومیدیه، با مسابقه اسب‌دوانی،
‫خروس جنگی، کشتی،

00:35:38.317 --> 00:35:40.444
‫شرط بندی در طول کل مسابقه ادامه داره.

00:35:40.527 --> 00:35:41.695
‫و اگه مچت رو بگیرن چی؟

00:35:41.820 --> 00:35:44.072
‫کلید شکستن قانون اینه که نشکونیش.

00:35:46.158 --> 00:35:49.620
‫فقط لازمه سیستم شرط‌ بندی رو تغییر بدیم.

00:35:49.703 --> 00:35:52.539
‫و چطور این کار رو بکنیم،
‫و شرط جدید بگیریم؟

00:35:52.664 --> 00:35:55.042
‫بچه‌هات رو می‌فرستی وسط.

00:35:56.501 --> 00:35:58.044
‫اوهوم.

00:36:13.018 --> 00:36:14.019
‫«تبریک میگم.

00:36:14.144 --> 00:36:16.187
‫گروه طلاییت رو پس گرفتی.

00:36:16.313 --> 00:36:17.355
‫بُرد‌هات،

00:36:17.439 --> 00:36:20.358
‫وگرنه پسرهات می‌میرن،

00:36:20.442 --> 00:36:22.694
‫و رازت بر ملا میشه.

00:36:23.528 --> 00:36:24.904
‫این هرگز تمومی نداره.

00:36:26.114 --> 00:36:26.865
‫مگه اینکه خودت تمومش کنی.»

00:36:26.990 --> 00:36:29.909
‫تناکس، یکی کارت داره.

00:36:37.792 --> 00:36:39.544
‫می‌خواد باهات حرف بزنه.

00:36:39.669 --> 00:36:41.546
‫بهش بگو فردا صبح اول وقت.

00:36:41.671 --> 00:36:42.964
‫منتظرته،

00:36:44.215 --> 00:36:45.341
‫الان.

00:36:53.891 --> 00:36:54.809
‫تناکس اومده.

00:36:59.146 --> 00:37:01.274
‫ببخشید، برادر، یکی از مشتریامه.

00:37:05.986 --> 00:37:07.571
‫برو بیرون!

00:37:09.782 --> 00:37:11.784
‫فکر می‌کردم سودم رو شخصاً برام میاری.

00:37:12.326 --> 00:37:13.994
‫میاد، دومینوس.

00:37:14.120 --> 00:37:16.121
‫شرط بندی‌های بزرگ نسیه انجام میشن.

00:37:16.205 --> 00:37:18.832
‫مجبوریم صبر کنیم که شرکت‌کننده‌ها
‫قرض‌شون رو بدن.

00:37:20.000 --> 00:37:21.794
‫هر چی فردا نصیبت میشه برام بیار.

00:37:23.045 --> 00:37:24.004
‫فهمیدی؟

00:37:37.226 --> 00:37:39.728
‫تو! تو ارابه‌رانم رو دزدیدی.

00:37:39.853 --> 00:37:41.730
‫باید با اسکورپوس در موردش حرف بزنی.

00:37:41.855 --> 00:37:43.482
‫اسکورپوس با من معامله کرد.

00:37:43.565 --> 00:37:44.858
‫ارابه‌ران گروه سفیده.

00:37:44.983 --> 00:37:46.026
‫اینطور فکر نمی‌کنه.

00:37:46.109 --> 00:37:48.278
‫اگه می‌خوای افرادت وفادار باشن،
‫باید بیشتر بهشون پول بدی.

00:37:48.362 --> 00:37:50.739
‫نوکیسه عوضی!

00:37:54.493 --> 00:37:55.744
‫می‌خوامش.

00:37:56.995 --> 00:38:01.249
‫شما، همه‌تون،

00:38:01.374 --> 00:38:03.877
‫خیال می‌کنید خدایان شما رو
‫برای رهبری ما تدهین کردن؟

00:38:03.960 --> 00:38:05.212
‫اشتباه می‌کنید.

00:38:05.295 --> 00:38:07.881
‫جایگاه شما به شکننده‌ بودن
‫کسانیه که برای رسیدن

00:38:08.006 --> 00:38:10.383
‫به جایی که هستید کُشتید،
‫حالا برید کنار.

00:38:13.011 --> 00:38:14.095
‫وگرنه نگهبان‌ها رو خبر می‌کنم؟

00:38:15.221 --> 00:38:16.765
‫خیل پرمشغله‌م.

00:38:24.564 --> 00:38:26.065
‫ممنون، سناتور.

00:38:33.448 --> 00:38:36.117
‫تناکس! می‌خوای بدون دادن

00:38:36.242 --> 00:38:37.952
‫سهم امروزم بذاری بری؟

00:38:39.412 --> 00:38:40.455
‫عجله دارم.

00:38:40.580 --> 00:38:41.706
‫هی، چت شده؟

00:38:41.789 --> 00:38:44.417
‫- مستی؟
‫- آره، هستم.

00:38:44.542 --> 00:38:47.462
‫و من پول لازم دارم.
‫باید پول عیاشیام رو بدم.

00:38:47.587 --> 00:38:49.130
‫نسیه کن.

00:38:50.089 --> 00:38:51.174
‫من بُردم.

00:38:51.257 --> 00:38:53.259
‫گروه‌مون برد.

00:38:53.342 --> 00:38:54.969
‫زود باش، پول اسکورپوس رو باید بدن!

00:38:55.845 --> 00:38:56.971
‫وقتی دستم اومد میدم.

00:39:06.439 --> 00:39:08.274
‫- خبری نیست؟
‫- هنوز که نه.

00:39:38.846 --> 00:39:42.307
‫همونطور که خواستی روز پانزدهم برگشتم.

00:39:45.727 --> 00:39:46.812
‫کمکم می‌کنی؟

00:39:49.273 --> 00:39:50.565
‫یه مردی هست،

00:39:50.983 --> 00:39:51.984
‫به اسم تناکس.

00:39:53.318 --> 00:39:54.653
‫مجرمه.

00:39:55.904 --> 00:39:56.863
‫می‌شناسیش؟

00:39:58.115 --> 00:39:59.741
‫آره.

00:39:59.825 --> 00:40:02.702
‫دختر بزرگم رو به بردگی گرفته بود.

00:40:03.495 --> 00:40:05.372
‫آزادیش رو خریدم،

00:40:05.497 --> 00:40:07.415
‫و الان من و دخترم براش کار می‌کنیم.

00:40:07.499 --> 00:40:09.834
‫بوی متعفن گناهانش رو به دوش می‌کشه.

00:40:11.127 --> 00:40:12.963
‫تو هم از بوی متعفنش لکه‌دار شدی.

00:40:16.007 --> 00:40:17.634
‫فقط به‌خاطر فرزندانم این کار رو می‌کنم.

00:40:17.717 --> 00:40:21.262
‫و با این وجود، می‌خواستی فریبم بدی

00:40:21.346 --> 00:40:23.515
‫و از من برای آزادی دخترت استفاده کنی.

00:40:23.640 --> 00:40:25.016
‫- نه، نه، نه...
‫- گمان کردی

00:40:25.100 --> 00:40:28.353
‫نسبت به والدینم سوءنیت دارم،

00:40:28.478 --> 00:40:29.604
‫و خیال کردی می‌تونی از این

00:40:29.687 --> 00:40:31.314
‫برای آزادی اولادت استفاده کنی.

00:40:35.276 --> 00:40:36.319
‫آره.

00:40:36.402 --> 00:40:39.072
‫هنوز باید خیلی چیزا از روم

00:40:39.197 --> 00:40:40.698
‫و وستال‌ها یاد بگیری.

00:40:40.823 --> 00:40:45.036
‫من به این شهر تعلق دارم، نه به پدرم.

00:40:45.119 --> 00:40:48.998
‫اون برای شکستن دستور الهی
‫دسیسه کرد و بایستی بمیره.

00:40:52.710 --> 00:40:54.587
‫تو ارزش وساطت منو نداری.

00:40:54.712 --> 00:40:57.173
‫نه، خواهش می‌کنم. دخترم بیگناهه،

00:40:57.256 --> 00:40:58.716
‫ارزش محافظت شما رو داره.

00:40:58.841 --> 00:41:01.677
‫تنها روم ارزش محافظت منو داراست.

00:41:23.824 --> 00:41:24.909
‫چی شده؟

00:41:27.494 --> 00:41:28.787
‫روز شومیه.

00:41:29.663 --> 00:41:30.789
‫موافقم.

00:41:31.832 --> 00:41:32.916
‫تو این لحظه.

00:41:38.255 --> 00:41:39.715
‫این نگاه دیگه چیه؟

00:41:40.591 --> 00:41:43.886
‫در مورد ارتباطم با تو تجدیدنظر می‌کنم.

00:42:35.436 --> 00:42:37.480
‫نیکا. نیکا، بیدار شو!

00:43:02.004 --> 00:43:03.089
‫تو اینجا بمون!

00:43:40.918 --> 00:43:44.046
‫تناکس! تناکس!

00:43:46.465 --> 00:43:48.550
‫یه مرد هیکل گُنده با جای زخم روی صورتش.

00:43:54.973 --> 00:43:57.059
‫- داچا کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

00:43:57.142 --> 00:43:58.143
‫عجله کنید.

00:45:13.384 --> 00:45:14.385
‫اینجا صبر کن.

00:46:04.768 --> 00:46:06.228
‫چاقو رو بنداز.

00:46:21.117 --> 00:46:23.286
‫باید به افرادت بیشتر پول بدی.

00:46:32.462 --> 00:46:33.463
‫می‌خوای زنده بمونی؟

00:46:34.631 --> 00:46:35.632
‫چاقو،

00:46:35.965 --> 00:46:37.300
‫آروم بده

00:46:37.383 --> 00:46:41.387
‫به دست ضعیفت.
‫از زیر بدش به من.

00:46:56.736 --> 00:46:59.238
‫اگه می‌خوای کاری بکنی،
‫خودت انجامش بده.

00:47:00.406 --> 00:47:03.910
‫حالا که همه چیزت رو ازت گرفتم،

00:47:04.035 --> 00:47:05.536
‫می‌خوام بکشمت.

00:47:13.294 --> 00:47:16.505
‫خوبه، جنگیدن رو از
‫بی‌سراپاها و پاپتی‌ها یاد گرفتی.

00:47:16.630 --> 00:47:19.800
‫من مبارزه رو از جنگیدن
تو عظیم‌ترین ‫ارتش روی زمین یاد گرفتم.

00:48:13.812 --> 00:48:15.230
‫کوینتوس.

00:48:17.148 --> 00:48:21.653
‫تو فقط یه ضعیف‌النفس نق نقو هستی.

00:48:21.778 --> 00:48:26.449
‫حالا همون طور که تو ولم کردی
‫ولت می‌کنم.

00:48:28.910 --> 00:48:30.995
‫قبل از کشتن ارباب‌مون،

00:48:31.913 --> 00:48:34.207
‫اون تاریک‌ترین رازش رو بهم گفت.

00:48:35.458 --> 00:48:38.044
‫چون زنش صاحب یه
‫مزرعه پرورش اسب بود،

00:48:38.127 --> 00:48:40.588
‫تو رو مثل یه برده
‫بیخ گوش زنش مخفی کرد.

00:48:41.839 --> 00:48:43.383
‫وقتی تو جهنم جزغاله میشی،

00:48:44.759 --> 00:48:45.927
‫بهش فکر کن.

00:48:49.138 --> 00:48:51.265
‫اون پدرت بود!

00:48:56.646 --> 00:49:00.483
‫درسته. خون یه نجیب‌زاده تو رگ‌هاته.

00:49:39.855 --> 00:49:42.608
‫خدانگهدار، کوینتوس کوچولو.