WEBVTT

00:00:12.520 --> 00:00:14.160
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

00:00:14.160 --> 00:00:17.160
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

00:00:17.160 --> 00:00:20.480
‫فتح کردن انگلیس برای من کاری نداره

00:00:20.480 --> 00:00:24.120
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

00:00:24.120 --> 00:00:26.720
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

00:00:26.720 --> 00:00:29.240
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟

00:00:33.240 --> 00:00:39.240
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

00:00:44.560 --> 00:00:48.600
‫مال تو نیست.
‫مال تو نیست، مادر

00:00:50.400 --> 00:00:52.040
‫ای وایکینگ عوضی

00:00:53.960 --> 00:00:56.400
‫تو رو کنار اون دیدم

00:00:56.400 --> 00:00:59.440
‫پچ‌پچ می‌کردی. پچ‌پچ می‌کردی

00:01:00.480 --> 00:01:01.880
‫تو بهش گفتی

00:01:09.320 --> 00:01:10.520
‫اِرل گادوینسون

00:01:17.280 --> 00:01:20.080
‫- به هوشه؟
‫- چند لحظه پیش که بود

00:01:24.840 --> 00:01:27.680
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

00:01:27.680 --> 00:01:29.480
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

00:01:30.960 --> 00:01:35.200
‫- خطر آتش
‫- اعلی‌حضرت، خودم ازتون محافظت می‌کنم

00:01:36.520 --> 00:01:39.720
‫نیاز نیست از چیزی بترسید.
‫شما رو در امان نگه می‌دارم

00:01:41.640 --> 00:01:43.240
‫در امان از آتش

00:01:44.840 --> 00:01:48.520
‫اما از نورماندی خبرهای
‫خیلی ناگواری دارم، اعلی‌حضرت

00:01:49.640 --> 00:01:51.800
‫پاسخی وحشتناک از دوک ویلیام

00:01:53.080 --> 00:01:55.360
‫پسرعمو ویلیام اینجاست؟

00:01:55.360 --> 00:01:57.240
‫اِدوارد، پسرعموت توی
‫تمام مناطق دوک‌نشین تصرف‌شده

00:01:57.240 --> 00:01:59.240
‫داره نقش خدا رو پاک می‌کنه

00:01:59.240 --> 00:02:00.800
‫همه‌ی کلیساها رو آتیش می‌زنه

00:02:00.800 --> 00:02:04.160
‫دوک ویلیام روح کافرانه‌ی خودش رو
‫به تمام دنیا نشون داده

00:02:04.160 --> 00:02:06.600
‫هیچ مسیحی‌ای از آتیش اون در امان نیست

00:02:06.600 --> 00:02:09.480
‫به‌خاطر حرمت‌شکنی‌های اون
‫توی آتیش می‌سوزیم

00:02:10.520 --> 00:02:12.240
‫جوابم رو بده، خدا

00:02:16.000 --> 00:02:17.080
‫خدا...

00:02:19.000 --> 00:02:20.400
‫خدا داره حرف می‌زنه

00:02:21.440 --> 00:02:22.880
‫شیطان داره میاد

00:02:23.960 --> 00:02:27.560
‫دریاچه‌های آتشین بر روی
‫این سرزمین سرریز میشن

00:02:27.560 --> 00:02:30.000
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد

00:02:30.000 --> 00:02:33.000
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد!

00:02:33.000 --> 00:02:35.800
‫اعلی‌حضرت، این یه هشدار
‫از طرف خداست

00:02:35.800 --> 00:02:38.760
‫اون می‌دونه اگه ویلیام پادشاه بشه
‫چه آینده‌ای در انتظارمونه

00:02:43.720 --> 00:02:45.160
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

00:02:46.200 --> 00:02:47.920
‫کی باید از پادشاهی‌تون محافظت کنه؟

00:02:49.360 --> 00:02:51.240
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

00:03:04.840 --> 00:03:07.240
‫بهم بگید، اراده‌ی خدا چیه؟

00:03:07.240 --> 00:03:08.720
‫بهمون بگو

00:03:15.920 --> 00:03:18.400
‫- اراده‌ی خدا انجام خواهد شد
‫- اراده‌ی اون انجام خواهد شد

00:03:39.680 --> 00:03:43.600
‫پادشاه حرفش درمورد
‫دوک ویلیام رو پس گرفت،

00:03:43.600 --> 00:03:47.160
‫و من رو به عنوان وارث
‫برای تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

00:03:48.360 --> 00:03:49.640
‫اراده‌ی خدا انجام خواهد شد

00:03:52.880 --> 00:03:55.320
‫زنده باد پادشاه

00:04:00.600 --> 00:04:02.520
‫فعلاً نباید مرگ اِدوارد رو اعلام کنیم

00:04:02.520 --> 00:04:06.080
‫تا زمانی که مطمئن بشیم
‫که مرسیا و نورتامبریا

00:04:06.080 --> 00:04:08.200
‫از وسکس حمایت می‌کنن

00:04:08.200 --> 00:04:10.560
‫این موضوع فعلاً باید مخفی بمونه

00:04:11.720 --> 00:04:15.200
‫- به مردم چی بگیم؟
‫- هیچی

00:04:16.280 --> 00:04:19.800
‫این خبر از این اتاق خارج نمی‌شه. می‌فهمی؟

00:04:19.800 --> 00:04:22.880
‫- بله، سرورم
‫- بله، اعلی‌حضرت

00:04:22.880 --> 00:04:23.880
‫صد البته

00:04:25.120 --> 00:04:26.480
‫اعلی‌حضرت

00:04:30.400 --> 00:04:33.480
‫چه راه دیگه‌ای وجود داشت؟
‫باید می‌ذاشتم پادشاه خیلی ساده بمیره؟

00:04:33.480 --> 00:04:35.200
‫- چه کاری می‌تونستم بکنم؟
‫- تنهامون بذار

00:04:39.680 --> 00:04:42.440
‫به جاسوس‌هام میگم این خبر رو پخش کنن
‫که تب پادشاه همچنان پابرجاست،

00:04:42.440 --> 00:04:44.400
‫و اینکه اسقف اعظم دستور داده

00:04:44.400 --> 00:04:45.920
‫که هیچکس نباید وارد اتاقش بشه

00:04:45.920 --> 00:04:48.720
‫اِرل‌ها هنوز به دعوت من برای
‫اومدن به لندن جواب ندادن؟

00:04:48.720 --> 00:04:51.360
‫مورکار جواب داد.
‫ولی هنوز خبری از توستیگ نیست

00:04:51.360 --> 00:04:52.960
‫هنوز خبری نیست؟

00:04:54.240 --> 00:04:56.080
‫چندین هفته‌ست خبری از نورتامبریا نیست

00:04:56.080 --> 00:04:58.880
‫نه خبری از توستیگ هست،
‫نه از خراج‌گیرها

00:04:58.880 --> 00:05:02.240
‫- حتی درمورد بچه هم خبری نیست؟
‫- نه

00:05:04.960 --> 00:05:08.200
‫- ایدت، باید بری پیشش
‫- من برم؟

00:05:08.200 --> 00:05:09.960
‫خب، اگه پادشاه مریضه،

00:05:09.960 --> 00:05:11.880
‫من اگه لندن رو ترک کنم
‫همه مشکوک میشن

00:05:13.280 --> 00:05:15.800
‫- مادرت چی؟
‫- تو توستیگ رو می‌شناسی

00:05:15.800 --> 00:05:18.040
‫فقط با تو حرف می‌زنه

00:05:18.040 --> 00:05:21.400
‫می‌دونی که توستیگ همیشه
‫تو رو تحسین می‌کرد و بهت اعتماد داشت

00:05:21.400 --> 00:05:23.720
‫می‌خوای دروغ‌هات درمورد
‫پادشاه رو بکنم توی سرش؟

00:05:23.720 --> 00:05:24.720
‫نه

00:05:26.200 --> 00:05:29.440
‫ازت می‌خوام بری اونجا
‫تا بفهمی واقعاً چه خبره

00:05:29.440 --> 00:05:31.320
‫کاری کن متوجه بشه
‫که بهش نیاز داریم

00:05:33.640 --> 00:05:34.960
‫لطفاً، ایدت

00:05:38.000 --> 00:05:40.640
‫اِرل نورتامبریا باید قوی باشه

00:05:44.720 --> 00:05:45.880
‫خواهش می‌کنم

00:05:57.360 --> 00:05:59.200
‫- اون چیه؟
‫- چی؟

00:05:59.520 --> 00:06:00.520
‫اون رو میگم

00:06:00.520 --> 00:06:02.120
‫- یه پای فلزیه
‫- ها؟

00:06:02.120 --> 00:06:04.240
‫- مشکلش چیه؟
‫- ویلیام

00:06:04.240 --> 00:06:06.440
‫از عید پنجاهه به بعد
‫کسی پادشاه اِدوارد رو ندیده

00:06:06.440 --> 00:06:08.840
‫آره، خب، ملکه میگه تب داره،

00:06:08.840 --> 00:06:11.320
‫اما دوست‌هایی دارم که بهم میگن

00:06:11.320 --> 00:06:13.240
‫خود اسقف اعظم کنتربری بالای سرشه

00:06:14.560 --> 00:06:17.280
‫- طبیبش بالای سرش نیست؟
‫- نه. اسقف اعظمش

00:06:17.280 --> 00:06:19.280
‫- مریضه
‫- فکر کنم خیلی مریضه

00:06:19.280 --> 00:06:22.720
‫و اگه اِدوارد ضعیفه، پس هارولد
‫سعی می‌کنه فریبش بده

00:06:22.720 --> 00:06:24.960
‫- من باشم اون کار رو می‌کنم
‫- ماتیلدا؟

00:06:24.960 --> 00:06:26.400
‫باید مطمئن بشیم

00:06:27.600 --> 00:06:29.680
‫- جاسوس‌هات توی انگلیس؟
‫- اونا می‌تونن مطمئن بشن

00:06:29.680 --> 00:06:32.880
‫پس بهشون بگو.
‫باید متوجه بشیم. بی‌سروصدا

00:06:32.880 --> 00:06:33.960
‫چیه؟

00:06:35.000 --> 00:06:37.720
‫خب، اگه به کل نورماندی نمی‌گفتی
‫می‌خوای چیکار کنی

00:06:37.720 --> 00:06:39.320
‫راحت‌تر میشد بی‌سروصدا عمل کنیم

00:06:39.320 --> 00:06:41.200
‫مردم نورماندی باید می‌فهمیدن

00:06:41.200 --> 00:06:43.400
‫الان سریع‌تر ازم حمایت می‌کنن

00:06:43.400 --> 00:06:44.720
‫بارون‌ها رو فرا بخونید

00:06:46.920 --> 00:06:49.120
‫هر چقدر بیش‌تر کمک بدید،
‫سهم بیش‌تری گیرتون میاد

00:06:49.120 --> 00:06:51.280
‫اما نورماندی باید متحد باشه

00:06:52.360 --> 00:06:55.760
‫خیلی ساده‌ست.
‫جورج، تیراندازهاتون رو می‌خوام

00:06:55.760 --> 00:06:57.600
‫مونتگومری، اسب‌هاتون رو می‌خوام،

00:06:57.600 --> 00:07:00.800
‫- ریچارد، آهن‌هاتون رو می‌خوام
‫- بارون کشتی‌های برتانی کجاست؟

00:07:00.800 --> 00:07:03.640
‫می‌تونید همه‌ی شمشیرها و اسب‌ها
‫و تیراندازهای دنیا رو داشته باشید،

00:07:03.640 --> 00:07:06.560
‫اما وقتی نتونید از کانال ردشون کنید
‫چه فایده‌ای دارن؟

00:07:06.560 --> 00:07:09.520
‫نیاز نیست نگران برتانی باشید.
‫بسپاریدش به من

00:07:10.760 --> 00:07:12.080
‫پس به توافق رسیدیم

00:07:20.680 --> 00:07:22.760
‫فقط دارم آماده میشم

00:07:22.760 --> 00:07:24.680
‫برای جنگ؟

00:07:24.680 --> 00:07:27.280
‫برای اقدام قطعی هارولد
‫برای پادشاه شدن

00:07:27.280 --> 00:07:30.840
‫و وقتی اون اتفاق بیُفته درموردش
‫حرف می‌زنیم، درسته؟ من و تو

00:07:35.280 --> 00:07:36.880
‫ویلیام، من از تصمیم‌هات حمایت می‌کنم،

00:07:36.880 --> 00:07:38.480
‫اما باید در جریان باشم

00:07:40.920 --> 00:07:44.960
‫- دیگه مثل روز عید پنجاهه غافلگیرم نکن
‫- البته

00:07:44.960 --> 00:07:46.920
‫فقط دارم محتاطانه عمل می‌کنم، همین

00:07:46.920 --> 00:07:49.680
‫نه، این دقیقاً برعکس محتاط بودنه

00:07:49.680 --> 00:07:51.960
‫تا زمانی که از ناوگان مطمئن نشدی
‫نباید برنامه بریزی

00:07:53.680 --> 00:07:55.040
‫فقط صبر کن

00:07:58.520 --> 00:08:00.640
‫اگه هارولد صبر نکنه چی؟

00:08:00.640 --> 00:08:03.840
‫اون وقت اون محتاط نیست
‫و معلوم میشه تو ازش باهوش‌تری

00:08:05.200 --> 00:08:06.560
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

00:08:08.840 --> 00:08:10.040
‫چون با تو ازدواج کردم

00:08:15.320 --> 00:08:19.360
‫تا وقتی ناوگان رو جور کنم،
‫محتاطانه عمل می‌کنم

00:08:33.040 --> 00:08:36.600
‫به توستیگ بگو هر کاری
‫که فکر می‌کنه کرده،

00:08:36.600 --> 00:08:38.760
‫- هیچ چیز غیرقابل بخششی وجود نداره
‫- باشه

00:08:40.040 --> 00:08:42.120
‫مگنوس، ایسترید، بیاید

00:08:47.640 --> 00:08:50.480
‫این کار از توستیگ بعیده.
‫خودش می‌دونه که نگرانش می‌شیم

00:08:53.520 --> 00:08:57.680
‫پادشاه اِدوارد مُرده بود، مگه نه؟
‫وقتی ازش سوال پرسیدی

00:08:57.680 --> 00:09:00.760
‫پادشاه اِدوارد من رو
‫به عنوان وارث معرفی کرد

00:09:00.760 --> 00:09:03.800
‫- خودم شنیدم
‫- چرا، هارولد؟

00:09:03.800 --> 00:09:06.480
‫چون نمی‌خوام به‌خاطر من دروغ بگی، ایدت

00:09:06.480 --> 00:09:09.160
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگش

00:09:09.160 --> 00:09:12.000
‫من رو به عنوان وارث
‫تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

00:09:12.000 --> 00:09:13.440
‫و می‌خوای توستیگ بدونه

00:09:13.440 --> 00:09:15.800
‫می‌خوام توستیگ بدونه
‫که آینده‌ی این خانواده

00:09:15.800 --> 00:09:19.040
‫- امن و تضمینه
‫- ولی واقعاً امن و تضمینه؟

00:09:19.040 --> 00:09:21.480
‫وقتی اون تاج رو بذارم روی سرم،
‫همه‌مون در امان خواهیم بود...

00:09:21.480 --> 00:09:23.880
‫تو، بچه‌ها، و توستیگ

00:09:27.120 --> 00:09:29.480
‫بهش نیاز دارم، ایدت.
‫به حمایتش نیاز دارم

00:09:31.600 --> 00:09:32.760
‫بهش میگم

00:09:49.920 --> 00:09:52.200
‫- تو دعوتش کردی؟
‫- نه

00:09:54.200 --> 00:09:55.600
‫درود

00:09:55.600 --> 00:09:59.560
‫شنیدم بارون‌ها رو متقاعد کردی
‫که باهات متحد بشن

00:09:59.560 --> 00:10:02.000
‫پس از طرف دوست لجبازت
‫یعنی بارون برتانی

00:10:02.000 --> 00:10:05.480
‫یه پیغام برات آوردم.
‫برتانی مدیون منه،

00:10:05.480 --> 00:10:07.640
‫پس قبول کرده باهات یه جلسه بذاره...

00:10:07.640 --> 00:10:12.080
‫اما به شرطی که
‫توی منطقه‌ی اونا برگزار بشه

00:10:12.080 --> 00:10:13.680
‫فکر می‌کنه کیه؟

00:10:13.680 --> 00:10:14.960
‫مردی که کشتی‌هاش

00:10:14.960 --> 00:10:17.560
‫از همه‌ی کشتی‌های مناطق
‫شمال اروپا بیش‌ترن

00:10:17.560 --> 00:10:18.800
‫و اگه کشتی‌هاش رو می‌خوای

00:10:18.800 --> 00:10:20.560
‫باید بری به برتانی و بگیری‌شون

00:10:20.560 --> 00:10:22.240
‫به نظرت اگه بره اونجا،
‫اون با معامله موافقت می‌کنه؟

00:10:22.240 --> 00:10:23.280
‫آره، فکر کنم

00:10:23.280 --> 00:10:25.880
‫ممکنه نیاز باشه پیشنهادی که بهش میدی
‫پنج برابر بیش‌تر از بقیه باشه،

00:10:25.880 --> 00:10:29.360
‫- اما اون هم قیمتی داره
‫- قبل از سپیده‌دم حرکت می‌کنیم

00:10:29.360 --> 00:10:33.200
‫و ویلیام، یه‌کم فروتنی هم ضرری نداره

00:10:33.200 --> 00:10:35.480
‫- می‌خوای پاچه‌خواری بکنم؟
‫- نه، من نمی‌خوام کاری بکنی

00:10:35.480 --> 00:10:36.760
‫من کشتی نیاز ندارم

00:10:36.760 --> 00:10:38.920
‫منظورش اینه که با برتانی جنگ راه ننداز

00:10:40.560 --> 00:10:42.000
‫احتیاط می‌کنم، بالدوین

00:10:43.360 --> 00:10:45.560
‫- خیلی سریع اومد
‫- دقیقاً

00:10:45.560 --> 00:10:47.160
‫به حرف‌هاش اعتماد دارید؟

00:10:47.160 --> 00:10:49.800
‫خب، به حرفش اعتماد دارم که یه جلسه‌ای هست.
‫در این مورد دروغ نمیگه

00:10:49.800 --> 00:10:51.240
‫و بقیه‌ش؟

00:10:53.160 --> 00:10:55.880
‫شروع کن به جمع کردن نقره. یه عالمه

00:10:57.040 --> 00:11:00.080
‫[ لندن ]

00:11:13.360 --> 00:11:15.960
‫مورکار، اِرل مرسیا

00:11:20.360 --> 00:11:21.440
‫اِرل مورکار

00:11:24.880 --> 00:11:26.160
‫ممنون که اومدی

00:11:30.760 --> 00:11:32.320
‫پادشاه کجاست؟

00:11:32.320 --> 00:11:34.640
‫پادشاه، هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

00:11:38.160 --> 00:11:39.200
‫میشه فرمان رو ببینم؟

00:11:40.720 --> 00:11:43.880
‫پادشاه هنوز اونقدر ضعیفه
‫که نمی‌تونه اسمش رو پای فرمان بنویسه

00:11:43.880 --> 00:11:46.840
‫اما من شاهد بودم،
‫و اسقف اعظم کنتربری هم شاهد بود

00:11:49.080 --> 00:11:54.440
‫خب، حالا که مشخص شد
‫مشکلی در کار نیست،

00:11:54.440 --> 00:11:56.760
‫بیاید درمورد این حرف بزنیم که چرا

00:11:56.760 --> 00:11:58.720
‫به من گفته شده فوراً بیام اینجا، خب؟

00:11:58.720 --> 00:12:02.480
‫باید بدونم که اگه دوک نورماندی
‫من رو به چالش بکشه

00:12:02.480 --> 00:12:05.080
‫کامل ازم حمایت می‌کنی یا نه

00:12:05.080 --> 00:12:07.920
‫اگه ویلیام پادشاه بشه،
‫انگلیس رو نابود می‌کنه

00:12:27.040 --> 00:12:28.360
‫آره

00:12:30.400 --> 00:12:31.720
‫آره، ازت حمایت می‌کنم

00:12:33.240 --> 00:12:35.160
‫اما باید کنترل نورتامبریا رو به من بدی

00:12:38.640 --> 00:12:40.440
‫توستیگ اِرل نورتامبریاست

00:12:40.440 --> 00:12:43.240
‫و این اِرل توستیگ کوچولو کجاست؟

00:12:43.240 --> 00:12:45.080
‫این جلسه‌ی بین سه اِرله، نه؟

00:12:45.080 --> 00:12:47.280
‫- اون رو خبر نکردی؟
‫- مراقب حرف زدنت باش

00:12:47.280 --> 00:12:50.080
‫باید کاری کنی ویلیام باور کنه
‫که وسکس، مرسیا و نورتامبریا

00:12:50.080 --> 00:12:51.800
‫همه پشت پادشاه هستن

00:12:53.600 --> 00:12:56.160
‫یعنی می‌خوای نورتامبریا ثبات داشته باشه

00:12:56.160 --> 00:12:58.960
‫کمکم رو می‌خوای؟
‫نورتامبریا رو باید بهم بدی

00:13:02.840 --> 00:13:05.400
‫خب، این یکی از درخواست‌هامه

00:13:08.120 --> 00:13:09.600
‫مارگارت؟

00:13:18.000 --> 00:13:19.680
‫خواهرم رو یادته؟

00:13:19.680 --> 00:13:21.440
‫بزرگ شده و یه زن جوان خیلی خوشگله،

00:13:21.440 --> 00:13:22.480
‫موافق نیستی؟

00:13:25.520 --> 00:13:29.720
‫خیلی زیباس.
‫ملکه‌ی خیلی خوبی میشه

00:13:33.840 --> 00:13:36.680
‫- من زن دارم، مورکار
‫- به سبک دانمارکی آره

00:13:36.680 --> 00:13:38.560
‫اما از چشم کلیسا قابل قبول نیست

00:13:38.560 --> 00:13:41.400
‫و مارگارت هم از بچگی از تو خوشش می‌اومد.
‫مگه نه، مارگارت؟

00:13:47.960 --> 00:13:49.040
‫خب

00:14:03.000 --> 00:14:04.520
‫گون‌هیلد، برو تا ما حرف بزنیم

00:14:04.520 --> 00:14:06.120
‫هارولد!

00:14:06.120 --> 00:14:07.920
‫- خیلی شرم‌آوره!
‫- تنهامون بذار!

00:14:07.920 --> 00:14:09.520
‫همه‌تون برید

00:14:09.520 --> 00:14:10.560
‫لطفاً

00:14:31.560 --> 00:14:34.880
‫نورتامبریا رو بهت میدم.
‫اما همون هم زیادیه

00:14:34.880 --> 00:14:36.760
‫حتی کافی هم نیست

00:14:36.760 --> 00:14:39.280
‫می‌خوام هم‌خون من پادشاه انگلیس بشه،

00:14:39.280 --> 00:14:40.600
‫دقیقاً همون کاری که خانواده‌ی شما کرد

00:14:42.200 --> 00:14:45.640
‫اونطوری حتی بعد از مرگ ما هم
‫مرسیا وفادار می‌مونه

00:14:46.760 --> 00:14:48.360
‫به اون میگن صلح

00:14:51.040 --> 00:14:53.760
‫پس در آینده پسرم مگنوس
‫با دختر اول تو ازدواج می‌کنه

00:14:53.760 --> 00:14:55.160
‫برای معامله کردن اینجا نیومدم

00:14:55.160 --> 00:14:57.520
‫اگه وفاداری مرسیا رو می‌خوای
‫این وصلت باید صورت بگیره

00:14:57.520 --> 00:15:00.120
‫- نمی‌تونم با خواهرت ازدواج کنم!
‫- پس پادشاه نمیشی

00:15:01.680 --> 00:15:03.760
‫صبر کن، مورکار، بمون

00:15:03.760 --> 00:15:05.960
‫می‌دونی چه درخواستی ازم داری؟

00:15:05.960 --> 00:15:08.560
‫دوست داری جنگ بشه، مورکار؟
‫چون نتیجه‌ی این رفتارت جنگه

00:15:08.560 --> 00:15:10.360
‫یه جنگ بین ما، و شکست می‌خوری

00:15:10.360 --> 00:15:12.840
‫فکر نکنم برای جنگیدن با من
‫وقت داشته باشی، هارولد

00:15:12.840 --> 00:15:14.800
‫ویلیام داره نیروهاش رو جمع می‌کنه،

00:15:14.800 --> 00:15:17.440
‫و نمی‌تونی تا ابد وضعیت سلامتی پادشاه رو
‫ازش پنهان کنی

00:15:19.000 --> 00:15:21.120
‫کل زندگیم منتظر چنین لحظه‌ای بودم

00:15:23.040 --> 00:15:24.920
‫تا بتونم کاری کنم برای اولین بار

00:15:24.920 --> 00:15:26.520
‫وسکس مجبور به اطاعت از مرسیا بشه

00:15:28.200 --> 00:15:30.640
‫به نظرت الان که می‌دونم شکست نمی‌خورم
‫حاضرم از خواسته‌هام عقب‌نشینی کنم؟

00:15:32.880 --> 00:15:36.520
‫- باید همین‌الان بُکُشمت
‫- اما نمی‌کُشیم

00:15:36.520 --> 00:15:37.800
‫پس انتخاب کن

00:15:52.480 --> 00:15:55.080
‫هارولد، اصلاً می‌شنوی داری چی میگی؟

00:15:55.080 --> 00:15:57.320
‫نمی‌تونی با خواهر مورکار ازدواج کنی

00:15:58.440 --> 00:16:01.600
‫پس مورکار دشمنم میشه
‫و درگیر جنگ داخلی می‌شیم

00:16:02.760 --> 00:16:04.840
‫اونطوری ویلیام فقط باید
‫از شرایط بهترین استفاده رو بکنه

00:16:04.840 --> 00:16:08.520
‫- مورکار واقعاً اونقدر احمقه؟
‫- پدرش که بود

00:16:08.520 --> 00:16:11.680
‫یه خوک کثیف بود که
‫همه رو به چشم جایزه می‌دید

00:16:11.680 --> 00:16:15.040
‫مورکار احمق نیست. می‌دونه
‫که نمی‌تونیم با مرسیا وارد جنگ بشیم

00:16:15.040 --> 00:16:17.800
‫مخصوصاً الان. و برای همین
‫مارگارت تنها گزینه‌ست

00:16:17.800 --> 00:16:21.840
‫هارولد، من با مردی ازدواج کردم
‫که ازم متنفر بود

00:16:21.840 --> 00:16:23.640
‫زندگی مارگارت رو جهنم می‌کنی

00:16:25.520 --> 00:16:27.080
‫می‌دونم

00:16:27.080 --> 00:16:30.680
‫نباید بقیه فکر کن تو
‫بازیچه‌ی دست مرسیا هستی

00:16:30.680 --> 00:16:33.240
‫اگه ویلیام حمله کنه، همه‌ی اروپا
‫به تو چشم می‌دوزن

00:16:33.240 --> 00:16:35.440
‫و اگه ببینن دست‌نشانده‌ی یه نفر دیگه هستی،

00:16:35.440 --> 00:16:38.240
‫باید تا آخر عمرت اون بدنامی رو تحمل کنی

00:16:38.240 --> 00:16:41.360
‫و اگه با مارگارت ازدواج نکنم،
‫مرسیا دشمن‌مون میشه

00:16:41.360 --> 00:16:42.920
‫و ویلیام حمله می‌کنه

00:16:42.920 --> 00:16:44.160
‫و همه‌مون می‌میریم

00:16:45.720 --> 00:16:46.960
‫همه‌مون

00:16:48.920 --> 00:16:51.400
‫به پدر قول دادم
‫که از همه‌مون محافظت می‌کنم

00:16:51.400 --> 00:16:52.720
‫و ایدت چی؟

00:16:52.720 --> 00:16:55.920
‫و قدرت خودت و خانواده‌ی گادوین
‫و وسکس چی؟

00:16:55.920 --> 00:16:58.840
‫به‌خاطر اون قول
‫حاضری همسرت رو فدا کنی؟

00:17:01.280 --> 00:17:03.520
‫این وصلت واقعاً اینقدر ارزش داره؟

00:17:08.400 --> 00:17:12.120
‫[ نورتامبریا ]

00:17:17.160 --> 00:17:18.200
‫سلام؟

00:17:33.040 --> 00:17:34.160
‫من باهاش حرف می‌زنم

00:17:40.760 --> 00:17:41.840
‫توستیگ؟

00:17:58.480 --> 00:17:59.560
‫توستیگ؟

00:18:09.560 --> 00:18:11.000
‫ایدت، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:18:12.760 --> 00:18:15.320
‫- هارولد هم اومده؟
‫- هارولد توی لندنه

00:18:15.320 --> 00:18:18.520
‫چون چندین ماه بود خبری
‫ازت نشنیده بودیم اومدیم اینجا

00:18:18.520 --> 00:18:19.840
‫جودیت کجاست؟

00:18:23.120 --> 00:18:24.800
‫چرا هارولد ما رو فرستاد اینجا؟

00:18:27.640 --> 00:18:30.400
‫نمی‌فهمم. هارولد تو رو اِرل اینجا کرد
‫چون بهت ایمان داره

00:18:30.400 --> 00:18:34.160
‫وقتی بهم نیاز داشت من رو اِرل کرد
‫و بعدش تنهام گذاشت

00:18:35.800 --> 00:18:38.800
‫از بچگی همیشه حمایتش کردم

00:18:38.800 --> 00:18:43.760
‫ولی تنها باری که ازش کمک خواستم
‫و بهش نیاز داشتم، خبری ازش نشد

00:18:44.840 --> 00:18:47.400
‫چه کمکی؟ درمورد چی
‫حرف می‌زنی، توستیگ؟

00:18:47.400 --> 00:18:48.720
‫پیغام فرستادم به لندن

00:18:50.760 --> 00:18:53.120
‫اصلاً پیغامت به ما نرسیده.
‫توی نورماندی بودیم

00:18:59.200 --> 00:19:00.720
‫جودیتم مُرده

00:19:02.840 --> 00:19:04.880
‫مُرده. سعی کردم گرم نگهش دارم

00:19:06.400 --> 00:19:07.920
‫بچه زود به دنیا اومد

00:19:11.120 --> 00:19:12.200
‫و بعدش هم گریه‌ش متوقف شد

00:19:14.120 --> 00:19:16.080
‫دیگه گریه نکرد.
‫می‌خواست بره پیش مامانش

00:19:17.320 --> 00:19:18.480
‫سعی کردم جودیت رو گرم نگه دارم

00:19:23.400 --> 00:19:27.160
‫اوه، توستیگ، خیلی متاسفم

00:19:30.840 --> 00:19:32.480
‫چرا هارولد فرستادت اینجا؟

00:19:34.080 --> 00:19:36.760
‫چی شده؟ چی؟ چی؟

00:19:38.080 --> 00:19:41.160
‫پادشاه اِدوارد مُرده
‫و هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

00:19:56.160 --> 00:19:59.800
‫اون تاج‌وتخت، اون تاج‌وتخت کوفتی

00:19:59.800 --> 00:20:02.040
‫گوش کن. حالت خوب نیست

00:20:02.040 --> 00:20:03.960
‫نه، همه چیز برام مشخصه!

00:20:08.800 --> 00:20:11.560
‫می‌دونی سووِین کجاست؟

00:20:11.560 --> 00:20:13.560
‫میره به سمت سرزمین مقدس

00:20:13.560 --> 00:20:16.560
‫نه، سووِین مُرده. مُرده.
‫اون رو کُشتن

00:20:16.560 --> 00:20:19.240
‫- چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫- چون یه نفر بهم گفت

00:20:21.160 --> 00:20:23.440
‫دوست‌هام توی مرسیا خبردار شدن، ایدت

00:20:25.560 --> 00:20:26.640
‫بخونش

00:20:27.960 --> 00:20:29.240
‫برام نامه نوشتن

00:20:33.560 --> 00:20:34.640
‫سووِین مُرده

00:20:35.800 --> 00:20:37.520
‫مثل جودیت و پسرم

00:20:41.880 --> 00:20:43.880
‫نمی‌دونم بدون اون چه جور آدمی‌ام، ایدت

00:20:47.920 --> 00:20:49.880
‫نمی‌دونم کدوم بخش‌هایی
‫از وجودم هنوز زنده‌ان

00:20:49.880 --> 00:20:51.240
‫و کدوم بخش‌هایی در کنار جودیت مُردن

00:20:55.840 --> 00:20:57.960
‫امکان داره یه مرد اینطور زنده باشه؟

00:20:57.960 --> 00:20:59.440
‫گوش کن

00:20:59.440 --> 00:21:01.840
‫من می‌دونم تو دقیقاً کی هستی

00:21:01.840 --> 00:21:03.760
‫تو توستیگ گادوینسون هستی

00:21:05.120 --> 00:21:08.000
‫تو مردی هستی که هر وقت خودم رو
‫توی این خانواده گم می‌کردم

00:21:08.000 --> 00:21:09.920
‫با حرف‌های قشنگت آرومم می‌کردی

00:21:09.920 --> 00:21:13.720
‫و وقتی به یه دوست احتیاج داشتم
‫همیشه کنارم بودی

00:21:13.720 --> 00:21:16.600
‫پاشو. تو اونطور آدمی هستی

00:21:16.600 --> 00:21:22.200
‫وفادار و مهربون هستی
‫و هنگام سوگ و غم شجاعی

00:21:23.840 --> 00:21:25.480
‫بشین

00:21:25.480 --> 00:21:29.040
‫من از اول می‌دونستم
‫تو چه جور آدمی هستی

00:21:29.040 --> 00:21:30.880
‫و هنوزم اون مرد رو مقابل چشم‌هام می‌بینم

00:21:31.120 --> 00:21:32.440
‫ایدت، تو نمی‌فهمی

00:21:35.160 --> 00:21:37.880
می‌فهمم، توستیگ.
‫من درکت می‌کنم

00:21:37.880 --> 00:21:40.760
‫- می‌دونم به‌خاطر جودیت کمرت شکسته
‫- من اول دیدمت، ایدت

00:21:42.640 --> 00:21:44.160
‫من اول دوستت داشتم

00:21:47.680 --> 00:21:50.360
‫اما هارولد تو رو گرفت.
‫همونطور که سووِین رو گرفت

00:21:50.360 --> 00:21:52.040
‫همونطور که ما رو فرستاد اینجا تا بمیریم

00:21:57.720 --> 00:22:00.360
‫گوش کن. من به این خانواده وفادارم

00:22:00.360 --> 00:22:02.480
‫می‌تونم اِرل خوبی باشم.
‫جودیت همیشه بهم می‌گفت

00:22:02.480 --> 00:22:03.720
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

00:22:04.960 --> 00:22:06.760
‫اما به هارولد اعتماد نکن

00:22:08.720 --> 00:22:10.160
‫بهت خیانت می‌کنه

00:22:11.880 --> 00:22:14.600
‫به همه‌مون خیانت می‌کنه

00:23:18.720 --> 00:23:21.880
‫هارولد، اِرل وسکس،

00:23:21.880 --> 00:23:24.640
‫بانو مارگارت از مرسیا رو

00:23:24.640 --> 00:23:26.760
‫به همسری می‌پذیری

00:23:26.760 --> 00:23:30.320
‫و در پیشگاه خدا
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی

00:23:30.320 --> 00:23:35.560
‫که حامی و مدافع اون باشی،
‫و بهش احترام بذاری و نگهدارش باشی؟

00:23:38.680 --> 00:23:39.760
‫بله

00:23:55.400 --> 00:24:03.200
‫بانو مارگارت از مرسیا
‫هارولد، اِرل وسکس رو به همسری می‌پذیری،

00:24:03.200 --> 00:24:05.760
‫و در پیشگاه خدا

00:24:05.760 --> 00:24:08.000
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی...

00:24:15.520 --> 00:24:18.000
‫توستیگ معتقده سووِین مُرده

00:24:18.000 --> 00:24:20.920
‫تامس، معتقده هارولد بهش خیانت کرده

00:24:20.920 --> 00:24:23.640
‫الان ناراحته. دیدی اوضاعش چطور بود

00:24:23.640 --> 00:24:26.040
‫- عقلش سر جاش نیست
‫- به همین سادگی نیست

00:24:27.560 --> 00:24:29.440
‫هر سمی که توی مغزش هست،

00:24:29.440 --> 00:24:32.400
‫از هارولد یه آدم وحشتناک ساخته

00:24:32.400 --> 00:24:35.000
‫که مسئول دردسرهاییه
‫که اینجا توی نورتامبریا باهاشون مواجه شده

00:24:36.680 --> 00:24:38.440
‫به نظرم هارولد باید بیاد اینجا

00:24:38.440 --> 00:24:40.040
‫توستیگ تا حقیقت رو
‫توی چشم‌های هارولد نبینه

00:24:40.040 --> 00:24:41.360
‫هیچ چیز رو باور نمی‌کنه

00:24:41.360 --> 00:24:43.160
‫هر چقدر که ممکنه آدم بذار پیشش

00:24:43.160 --> 00:24:46.480
‫بهشون بگو چطور به توستیگ کمک کنن
‫تا وظیفه‌ش رو انجام بده

00:24:46.480 --> 00:24:50.320
‫خودمون برمی‌گردیم به لندن
‫و به هارولد قضیه رو می‌گیم

00:24:50.320 --> 00:24:51.920
‫هارولد می‌دونه باید چیکار کنه

00:24:51.920 --> 00:24:53.760
‫باید با توستیگ خداحافظی کنم

00:24:58.000 --> 00:24:59.080
‫واقعاً؟

00:25:00.240 --> 00:25:01.320
‫آره

00:25:03.200 --> 00:25:04.320
‫من بهش باور دارم

00:25:06.200 --> 00:25:07.640
‫اگه خودش بیاد اینجا،
‫به حرف‌هاش گوش میدی؟

00:25:13.080 --> 00:25:15.520
‫محافظ‌های من اینجا می‌مونن
‫و ازت محافظت می‌کنن

00:25:17.400 --> 00:25:18.480
‫ممنون، ایدت

00:25:24.280 --> 00:25:25.680
‫کاش مجبور نبودی بری

00:25:46.320 --> 00:25:47.440
‫مورکار؟

00:25:48.800 --> 00:25:51.320
‫- چه خبره؟
‫- داریم برمی‌گردیم به مرسیا

00:25:53.200 --> 00:25:55.840
‫- همه‌تون؟
‫- چه انتظاری داشتی؟

00:25:58.080 --> 00:25:59.480
‫فکر می‌کردم یه نفر...

00:26:01.640 --> 00:26:04.120
‫نمی‌دونستم قراره اینجا تنها بمونم

00:26:09.320 --> 00:26:11.520
‫الان زن هارولد هستی، مارگارت

00:26:12.640 --> 00:26:14.000
‫ملکه‌ش میشی

00:26:15.840 --> 00:26:18.000
‫کاری کردی ازم متنفر بشه

00:26:19.920 --> 00:26:22.080
‫باید ملکه بشی.
‫فقط همین مهمه

00:26:22.080 --> 00:26:23.120
‫می‌فهمی؟

00:26:27.240 --> 00:26:31.240
‫اگه نقش‌مون رو بازی نکنیم،
‫چه اتفاقی می‌افته؟

00:26:34.120 --> 00:26:36.480
‫چه اتفاقی می‌افته؟

00:26:40.400 --> 00:26:42.080
‫عواقبی داره

00:26:44.360 --> 00:26:46.920
‫عواقبی داره. خوبه

00:26:53.480 --> 00:26:55.440
‫دوستت دارم، خواهر

00:26:57.440 --> 00:26:58.680
‫یادت بمونه

00:27:28.000 --> 00:27:29.520
‫قضیه چیه، بالدوین؟

00:27:29.520 --> 00:27:32.560
‫می‌خوام برای تو و نوه‌ام
‫یه غذای شاهکار درست کنم

00:27:32.560 --> 00:27:35.200
‫رزماری دارم،

00:27:35.200 --> 00:27:40.040
‫ولی پیاز کوهی و مریم‌گلی پیدا نمی‌کنم

00:27:40.040 --> 00:27:43.160
‫فکر کنم رابرت برای خوردن
‫آزمایش‌های آشپزیت یه‌کم کوچیکه

00:27:43.160 --> 00:27:46.880
‫آزمایش؟ سه سالت که بود
‫گوشت رو از روی استخون می‌خوردی

00:27:48.440 --> 00:27:51.000
‫چرا اینقدر مشتاقانه به ویلیام کمک می‌کنی
‫که کشتی‌ها رو بگیره؟

00:27:51.000 --> 00:27:53.360
‫اگه بتونیم انگلیس رو
‫به اتحادمون اضافه کنیم،

00:27:53.360 --> 00:27:55.440
‫تبدیل به قدرتمندترین خانواده‌ی اروپا می‌شیم

00:27:57.120 --> 00:28:00.360
‫تو هیچوقت کوچیک‌ترین علاقه‌ای
‫به انگلیس نشون ندادی

00:28:00.360 --> 00:28:02.840
‫مگه جودیت رو به اشراف‌شون ندادم؟

00:28:04.000 --> 00:28:05.800
‫آره. و اگه ویلیام حمله کنه،

00:28:05.800 --> 00:28:08.120
‫جودیت میشه همسر برادر دشمن ویلیام

00:28:08.120 --> 00:28:11.720
‫خب، پس در هر صورتی
‫من طرف تیم برنده‌ام

00:28:13.680 --> 00:28:14.760
‫نظرت چیه؟

00:28:16.040 --> 00:28:20.360
‫- چغندر و کرفس
‫- به نظرم حق نداری تشویقش کنی

00:28:20.360 --> 00:28:22.800
‫مگه خودت همین کار رو نمی‌کنی؟

00:28:22.800 --> 00:28:25.720
‫چرا منتظری اون شعله خاموش بشه؟

00:28:25.720 --> 00:28:30.120
‫به نظرم نقشه‌ی ویلیام
‫برای حمله کردن خیلی خوبه

00:28:33.040 --> 00:28:35.560
‫- موقع شام می‌بینمت
‫- پیاز توی غذا نریزی

00:28:35.560 --> 00:28:36.920
‫کی بزرگت کرده؟

00:28:41.880 --> 00:28:45.480
‫[ برتانی ]

00:28:58.800 --> 00:29:00.600
‫کشتی‌هام رو می‌خوای؟

00:29:00.600 --> 00:29:05.160
‫من می‌خوام بین‌مون صلح باشه،
‫چیزیه که به نفع همه‌ست

00:29:05.160 --> 00:29:06.480
‫کشتی‌هام رو می‌خوای

00:29:09.080 --> 00:29:12.880
‫چیزی رو می‌خواد که مال خودش نیست،
‫مگه نه، آلن؟

00:29:12.880 --> 00:29:13.960
‫آره، پدر

00:29:15.400 --> 00:29:18.720
‫پسرم هم همین‌طور بود.
‫چیزی رو می‌خواست که مال خودش نبود

00:29:20.440 --> 00:29:24.280
‫ولی می‌خواست به‌خاطرش
‫من رو سرنگون کنه

00:29:28.520 --> 00:29:30.720
‫نشونش بده چقدر موفق بودی، آلن

00:29:37.800 --> 00:29:39.160
‫پسر خودم

00:29:41.080 --> 00:29:42.280
‫باورت میشه؟

00:29:43.600 --> 00:29:47.720
‫حالا زمانی بارون میشه که... آلن،
‫گفتم کِی می‌تونی بارون بشی؟

00:29:47.720 --> 00:29:49.160
‫با صدای بلند بگو!

00:29:51.560 --> 00:29:53.160
‫وقتی دستم دوباره دربیاد

00:29:55.080 --> 00:29:56.600
‫وقتی دستش دربیاد

00:29:57.840 --> 00:29:58.920
‫عالیه

00:30:00.200 --> 00:30:04.680
‫حرف بزن دیگه، نورماندی.
‫اومدی یه پیشنهادی بدی

00:30:04.680 --> 00:30:05.760
‫پس پیشنهاد بده

00:30:10.600 --> 00:30:11.720
‫برات نقره آوردم

00:30:13.760 --> 00:30:16.040
‫ارزشش دوبرابر کل ناوگانته

00:30:16.040 --> 00:30:18.640
‫چرا باید قدرتم رو بفروشم بهت؟

00:30:20.200 --> 00:30:22.360
‫مگه چه جور احمقی هستم؟

00:30:23.760 --> 00:30:27.640
‫بالدوین از فلاندرز بهم گفت
‫آماده‌ای با هم مذاکره کنیم

00:30:27.640 --> 00:30:31.080
‫برای همین اومدم اینجا.
‫چون قبول کردی یه جلسه برگزار کنیم

00:30:31.080 --> 00:30:32.520
‫من نقره‌هات رو نمی‌خوام

00:30:32.520 --> 00:30:35.120
‫اگه ناوگانم رو بهت بفروشم
‫و تو توی انگلیس شکست بخوری،

00:30:35.120 --> 00:30:39.240
‫اون وقت هارولد دشمنم میشه.
‫خیلی خطرناکه

00:30:39.240 --> 00:30:44.840
‫پس فقط به یه قیمت
‫ناوگانم رو بهت میدم

00:30:46.320 --> 00:30:48.080
‫و اون قیمت چیه؟

00:30:51.480 --> 00:30:52.560
‫نورماندی

00:30:53.880 --> 00:30:55.920
‫قیمت من اینه

00:30:55.920 --> 00:30:59.360
‫برای اینکه پادشاه انگلیس بشی،

00:30:59.360 --> 00:31:01.200
‫باید نورماندی رو بدی به من

00:31:03.240 --> 00:31:04.440
‫نگاهش کن، آلن

00:31:06.360 --> 00:31:08.200
‫درست شبیه خودت شده، نه؟

00:31:08.200 --> 00:31:11.440
‫چون فقط وقتی نورماندی رو بهم میده
‫که دست تو دراومده باشه

00:31:13.960 --> 00:31:17.560
‫و اون موقع صاحب کشتی‌های من میشه

00:31:22.320 --> 00:31:23.400
‫نصیحت من رو می‌خوای؟

00:31:27.600 --> 00:31:28.680
‫نقره‌ها رو قبول کن

00:31:49.400 --> 00:31:50.480
‫چی شده؟

00:31:52.480 --> 00:31:53.560
‫سووِین مُرده

00:32:01.640 --> 00:32:03.000
‫چطور؟

00:32:03.000 --> 00:32:06.080
توی فرانسه
‫موقع دعوا کشته شده

00:32:07.800 --> 00:32:09.000
‫امروز صبح بهمون خبر دادن

00:32:10.120 --> 00:32:12.760
‫گیتا، خیلی متاسفم

00:32:15.440 --> 00:32:17.320
‫اصلاً انتظار نداشتم سووِین برگرده

00:32:21.200 --> 00:32:23.000
‫درمورد توستیگ برام بگو

00:32:24.760 --> 00:32:26.120
‫بگو حال توستیگ چطوره

00:32:30.560 --> 00:32:31.680
‫جودیت مُرده

00:32:43.840 --> 00:32:44.920
‫و بچه‌ش؟

00:32:47.440 --> 00:32:48.520
‫متاسفم

00:32:57.720 --> 00:33:01.560
‫- اما توستیگ... زنده‌ست؟
‫- آره

00:33:03.240 --> 00:33:06.360
‫پس باید برگرده خونه، هارولد.
‫برگردونش به خونه

00:33:11.360 --> 00:33:12.440
‫باشه

00:33:18.760 --> 00:33:20.520
‫مگنوس. ایسترید

00:33:23.160 --> 00:33:24.480
‫سلام!

00:33:27.400 --> 00:33:29.320
‫ایسترید

00:33:29.320 --> 00:33:30.480
‫مامانی!

00:33:33.240 --> 00:33:35.560
‫- ایدت؟
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود!

00:33:35.560 --> 00:33:39.240
‫- ایدت؟
‫- هارولد، باید بری به نورتامبریا

00:33:39.240 --> 00:33:41.320
‫توستیگ داغون شده

00:33:43.160 --> 00:33:47.040
‫برای به دست آوردن حمایت مورکار
‫مجبور شدم نورتامبریا رو بدم بهش

00:33:48.240 --> 00:33:50.240
‫الان دیگه مورکار اِرل نورتامبریاست

00:33:50.240 --> 00:33:52.520
‫از قبل چند نفر رو فرستادم
‫که توستیگ رو بیارن خونه

00:33:52.520 --> 00:33:55.320
‫وای، خدا، هارولد، نه،
‫باید جلوشون رو بگیری

00:33:55.320 --> 00:33:56.960
‫خودت گفتی.
‫باید برگردونمش خونه،

00:33:56.960 --> 00:33:58.040
‫باید باهاش حرف بزنم

00:33:58.040 --> 00:34:00.040
‫بهش قول دادم که فقط
‫من و تو می‌ریم سراغش

00:34:00.040 --> 00:34:02.560
‫عقل توستیگ الان سر جاش نیست.
‫ممکنه اشتباه برداشت کنه

00:34:02.560 --> 00:34:05.680
‫- هارولد، بچه‌ها رو ببرم؟
‫- «هارولد»؟

00:34:07.560 --> 00:34:09.720
‫تو کی هستی؟

00:34:09.720 --> 00:34:10.920
‫من مارگارت‌ام

00:34:13.760 --> 00:34:15.040
‫می‌شناسمت

00:34:17.040 --> 00:34:18.400
‫خواهر مورکاری

00:34:24.200 --> 00:34:25.520
‫ما ازدواج کردیم

00:34:34.400 --> 00:34:37.560
‫یک‌شنبه‌ی هفته‌ی قبل
‫توی کلیسا ازدواج کردیم

00:34:44.520 --> 00:34:46.320
‫مارگارت، بچه‌ها رو ببر پیش مادربزرگشون

00:34:46.320 --> 00:34:48.280
‫نه، دست به بچه‌ها نزن

00:34:48.280 --> 00:34:50.400
‫می‌خوای وقتی داریم اینطوری
‫با هم حرف می‌زنیم، اینجا باشن؟

00:34:51.920 --> 00:34:53.240
‫مارگارت

00:34:57.240 --> 00:34:59.320
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم
‫- چاره‌ای نداشتی!

00:34:59.320 --> 00:35:00.680
‫مورکار چاره‌ی دیگه‌ای بهم نداد

00:35:00.680 --> 00:35:02.960
‫یا باید با خواهرش ازدواج می‌کردم،
‫یا مرسیا دشمن‌مون میشد

00:35:02.960 --> 00:35:04.400
‫نمی‌تونستم خطر کنم،

00:35:04.400 --> 00:35:07.200
‫پس... باید باهاش به توافق می‌رسیدم

00:35:07.200 --> 00:35:09.280
‫توافق؟ این اسم رو روش گذاشتی؟

00:35:09.280 --> 00:35:11.680
‫آره، یه توافقه. چیز بیش‌تری نیست

00:35:11.680 --> 00:35:14.440
‫- فرقی برای ما نداره
‫- هارولد...

00:35:14.440 --> 00:35:18.240
‫گوش کن، قسم می‌خورم
‫که تو از همه برام مهم‌تری

00:35:18.240 --> 00:35:20.120
‫تو تنها زنی هستی که دوستش دارم

00:35:20.120 --> 00:35:22.320
‫هر کاری که مجبور بودم انجام بدم،
‫خارج از زندگی خودمونه

00:35:22.320 --> 00:35:23.840
‫خارج از این رابطه‌ست. من...

00:35:23.840 --> 00:35:26.480
‫- مجبور بودم
‫- بچه‌هامون رو بیچاره کردی

00:35:26.480 --> 00:35:27.960
‫مگنوس هنوز هم وارث منه

00:35:27.960 --> 00:35:32.480
‫الان اون رو تبدیل به یه هدف کردی.
‫چطور متوجه نیستی؟

00:35:32.480 --> 00:35:35.240
‫مورکار توی اولین فرصت اون رو می‌کُشه

00:35:35.240 --> 00:35:40.000
‫- تا هم‌خون خودش پادشاه بشه
‫- من پادشاه میشم. من پادشاه میشم

00:35:40.000 --> 00:35:43.600
‫الان دیگه من مورکار رو کنترل می‌کنم
‫و این شرایط هم تحت کنترل منه

00:35:47.480 --> 00:35:49.640
‫هارولد، تو سووِین رو کُشتی؟

00:35:55.160 --> 00:35:57.240
‫حق با توستیگ بود

00:35:57.240 --> 00:35:59.920
‫هر کاری که می‌کنم برای خودمونه،
‫برای این خانواده‌ست

00:35:59.920 --> 00:36:02.080
‫برای محافظت از این خانواده‌ست.
‫باید درک کنی

00:36:02.080 --> 00:36:05.200
‫- لطفاً. لطفاً. ایدت. اید...
‫- همه چیز رو خراب کردی!

00:36:05.200 --> 00:36:08.240
‫- چه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟
‫- تو یه مَردی

00:36:08.240 --> 00:36:11.440
‫همیشه یه چاره‌ی دیگه داری.
‫من کسی‌ام که هیچ چاره‌ای ندارم

00:36:11.440 --> 00:36:14.320
‫و دخترت هیچ چاره‌ای نداره. اما تو؟

00:36:14.320 --> 00:36:17.040
‫تو می‌تونی هر چیزی
‫و هر کسی که می‌خوای رو به دست بیاری

00:36:17.040 --> 00:36:19.400
‫تو، هارولد. بهم دست نزن!

00:36:20.680 --> 00:36:23.360
‫بین این همه انتخاب که داشتی،
‫تاج‌وتخت رو انتخاب کردی

00:36:23.920 --> 00:36:25.280
‫خدا به داد همه‌مون برسه، هارولد،

00:36:25.280 --> 00:36:28.160
‫چون فقط خدا می‌دونه اون تاج‌وتخت
‫دارن تو رو به چه جور آدمی تبدیل می‌کنن

00:36:48.600 --> 00:36:49.640
‫بیا داخل

00:36:52.160 --> 00:36:55.280
‫سرورم. این مرد از لندن اومده

00:36:55.280 --> 00:36:58.320
‫- هارولد و ایدت همراهشن؟
‫- نه، سرورم، تنها اومده

00:37:02.280 --> 00:37:03.360
‫بگو بیاد داخل

00:37:23.720 --> 00:37:26.240
‫- سرورم توستیگ، از طرف برادرتون یه پیغام دارم
‫- صبر کن

00:37:36.240 --> 00:37:37.320
‫تنهاییم

00:37:38.880 --> 00:37:40.840
‫هارولد تو رو فرستاده؟

00:37:40.840 --> 00:37:43.000
‫سرورم،

00:37:43.000 --> 00:37:45.360
‫برادرتون با ناراحتی بهتون اطلاع میدن
‫که باید از مسئولیت‌تون

00:37:45.360 --> 00:37:47.880
‫به عنوان اِرل نورتامبریا کنار گذاشته بشید

00:37:47.880 --> 00:37:50.760
‫دیگه اینجا به خدمات شما نیازی ندارن

00:37:50.760 --> 00:37:54.560
‫- به چه دلیل؟
‫- اِرل مورکار الان اِرل نورتامبریاست

00:37:54.560 --> 00:37:57.520
‫من اومدم شما رو تا لندن همراهی کنم
‫و صحیح‌وسالم به برادرتون برگردونم‌تون

00:38:03.680 --> 00:38:05.480
‫- کِی؟
‫- فوراً

00:38:17.160 --> 00:38:18.720
‫توستیگ!

00:38:18.720 --> 00:38:20.120
‫توستیگ، اونجا چه خبره؟

00:38:22.680 --> 00:38:24.240
‫توستیگ!

00:38:24.240 --> 00:38:26.880
‫در رو باز کن!
‫یالا، کمکم کن.

00:38:26.880 --> 00:38:28.160
‫در رو باز کن!

00:38:31.720 --> 00:38:34.840
‫توستیگ، حرف بزن! در رو باز کن!

00:38:34.840 --> 00:38:37.360
‫نه، جاسوس‌هام تایید کردن

00:38:37.360 --> 00:38:38.800
‫و فکر کنم تو هم می‌دونستی

00:38:40.400 --> 00:38:43.000
‫چرا به ویلیام نگفتی؟

00:38:43.000 --> 00:38:46.320
‫- خب، مطمئن نبودم
‫- نه. پدر، تو فقط به‌خاطر مطمئن نبودن

00:38:46.320 --> 00:38:47.920
‫یه موضوع رو مخفی نمی‌کنی

00:38:49.400 --> 00:38:52.600
‫- چرا به ویلیام نگفتی؟
‫- چی رو به ویلیام نگفته؟

00:38:55.400 --> 00:38:56.880
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگه

00:38:57.920 --> 00:38:59.760
‫هارولد با بقیه‌ی اِرل‌ها مشورت کرده،

00:38:59.760 --> 00:39:02.480
‫و همین‌الان داره جایگاهش رو محکم می‌کنه

00:39:02.480 --> 00:39:03.680
‫وقتی پادشاه بشه،

00:39:03.680 --> 00:39:05.280
‫کل کشور ازش حمایت می‌کنن

00:39:07.840 --> 00:39:11.760
‫اودو، همونطوره که فکر می‌کردیم.
‫بارون‌ها رو احضار کن،

00:39:11.760 --> 00:39:13.760
‫بگو تجهیزات و نیروهاشون رو هم بیارن

00:39:15.160 --> 00:39:16.960
‫باشه. پیگیری می‌کنم

00:39:21.080 --> 00:39:24.480
‫به سربازهام دستور میدم
‫که اردوگاهی توی ساحل آماده کنن

00:39:24.480 --> 00:39:25.920
‫اونقدر بزرگ باشه که
‫‌۴ تا لشکر توش جا بشن

00:39:25.920 --> 00:39:29.320
‫- ویلیام، کشتی‌های برتانی رو گرفتی؟
‫- هنوز نه

00:39:29.320 --> 00:39:31.160
‫پس هارولد دست برتر رو داره

00:39:32.440 --> 00:39:34.080
‫هارولد تاج‌گذاری کرده؟

00:39:36.080 --> 00:39:39.440
‫- جاسوس‌هات اینطور گفتن؟
‫- نه، هنوز پادشاه نشده

00:39:40.520 --> 00:39:42.680
‫پس همونقدر که زمان دشمن منه،
‫دشمن اون هم هست

00:39:42.680 --> 00:39:44.120
‫و حق با توئه، ویلیام

00:39:44.120 --> 00:39:46.880
‫اون ساکسون حرومزاده
‫حق نداره تاج‌وتخت تو رو ببره

00:39:48.440 --> 00:39:49.840
‫من اون کشتی‌ها رو برات جور می‌کنم

00:39:53.480 --> 00:39:54.560
‫امشب میرم

00:40:01.880 --> 00:40:04.680
‫قصد نداره اون کشتی‌ها رو برات جور کنه

00:40:04.680 --> 00:40:06.720
‫- پس چرا اینجاست؟
‫- چون نمی‌خواد تو پیروز بشی

00:40:06.720 --> 00:40:07.800
‫متوجه نیستی؟

00:40:09.000 --> 00:40:10.480
‫قضیه درمورد پدرت نیست

00:40:11.480 --> 00:40:14.040
‫ویلیام، لطفاً ارتشی تشکیل نده
‫که باعث بشه قدرت‌مون

00:40:14.040 --> 00:40:17.880
‫- و نیّات‌مون برای دشمنانمون آشکار بشن
‫- تمام اروپا نیّات من رو می‌دونن

00:40:18.880 --> 00:40:20.440
‫دیگه راه برگشتی وجود نداره

00:40:24.000 --> 00:40:26.000
‫باید به سرعت آماده بشیم

00:40:32.080 --> 00:40:34.920
‫ویلیام، لطفاً گوش بده.
‫فقط سعی دارم کمکت کنم

00:40:34.920 --> 00:40:37.240
‫پدرت کسیه که داره سعی می‌کنی
‫بهم کمک کنه

00:40:37.240 --> 00:40:40.400
‫- به نظرت دلیلش چیه؟
‫- خب، مشخصاً یه چیزی می‌خواد

00:40:40.400 --> 00:40:43.240
‫آره. و اگه همین‌الان بهت نمیگه
‫چه چیزی می‌خواد

00:40:43.240 --> 00:40:46.280
‫به‌خاطر اینه که می‌دونه
‫ما حاضر نیستیم اون رو بهش بدیم

00:40:46.280 --> 00:40:49.000
‫چرا همه‌ی کارهام رو تضعیف می‌کنی؟

00:40:49.000 --> 00:40:52.000
‫- نمی‌خوام تضعیفت کنم
‫- چرا، می‌خوای

00:40:52.000 --> 00:40:54.840
‫- فکر می‌کنی به حرف‌هات گوش نمیدم
‫- چون گوش نمیدی

00:40:54.840 --> 00:40:57.280
‫گوش میدم. فقط باهات مخالفم

00:40:57.280 --> 00:40:59.080
‫ویلیام، تو علناً پادشاهی انگلیس رو ادعا کردی،

00:40:59.080 --> 00:41:00.600
‫و حالا با غرور داری اون ادعا رو تقویت می‌کنی

00:41:00.600 --> 00:41:02.480
‫چرا قبول نمی‌کنی این حمله رو

00:41:02.480 --> 00:41:05.520
‫- از دیدگاه من ببینی؟
‫- اما همونطور می‌بینمش. معلومه

00:41:05.520 --> 00:41:07.480
‫- کی تو رو بهتر از من می‌شناسه؟
‫- پس محض رضای خدا،

00:41:07.480 --> 00:41:10.040
‫- چرا ازم حمایت نمی‌کنی؟
‫- چون نمی‌خوام بمیری!

00:41:14.480 --> 00:41:15.600
‫واقعاً فکر می‌کنی قراره بمیرم؟

00:41:16.840 --> 00:41:19.520
‫پدرم اینطور فکر می‌کنه.
‫همین برای ترسیدن من کافیه

00:41:22.560 --> 00:41:23.760
‫هیچی تو رو نمی‌ترسونه

00:41:25.320 --> 00:41:26.400
‫می‌تونم کمکت کنم

00:41:27.400 --> 00:41:28.880
‫می‌تونیم با هم برنامه‌ریزی کنیم

00:41:28.880 --> 00:41:30.760
‫اما باید صبر کنی

00:41:33.840 --> 00:41:34.920
‫نمی‌تونم

00:41:36.120 --> 00:41:37.520
‫من رو می‌شناسی، نمی‌تونم

00:41:38.560 --> 00:41:40.720
‫نمی‌تونم بذارم هارولد تاج‌وتختم رو ببره

00:41:43.960 --> 00:41:45.080
‫پس اگه کشتی‌هات رو به دست آوردی،

00:41:45.080 --> 00:41:46.920
‫ازت می‌خوام به کسایی
‫که اینجا می‌مونن دستور بدی

00:41:46.920 --> 00:41:49.480
‫تا به رابرت به عنوان دوک نایب

00:41:49.480 --> 00:41:51.360
‫و من به عنوان محافظ نورماندی
‫سوگند وفاداری یاد کنن

00:41:52.920 --> 00:41:54.080
‫قدرت رو بدم به تو؟

00:41:56.160 --> 00:41:57.600
‫قدرت کافی برای محافظت از خودمون

00:42:02.720 --> 00:42:05.520
‫اگه تو کشتی به دست بیاری،
‫تمام دنیا دگرگون میشه

00:42:10.240 --> 00:42:11.640
‫نظرت عوض میشه؟

00:42:16.360 --> 00:42:17.520
‫مثل نظر تو، نظر منم عوض نمی‌شه

00:42:39.760 --> 00:42:44.040
‫قسم می‌خوری که دزدی
‫و همه‌ی اعمال ناشایست رو منع کنی

00:42:44.040 --> 00:42:47.160
‫و وعده میدی که در تمام مسائل
‫و اختلافاتی که پیش تو آورده میشن

00:42:47.160 --> 00:42:49.440
‫عدالت و رحمت رو اجرا کنی؟

00:42:49.440 --> 00:42:51.400
‫به خدای متعال قسم می‌خورم

00:43:25.440 --> 00:43:29.680
‫در پیشگاه خدا شاهد باشید، پادشاه هارولد،

00:43:29.680 --> 00:43:33.520
‫پادشاه مسلم شما،
‫و ملکه مارگارت

00:43:37.440 --> 00:43:40.800
‫- اراده‌ی او...
‫- اعلی‌حضرت، یه تهاجمی صورت گرفته

00:43:41.800 --> 00:43:44.200
‫کجای ساحل؟ ویلیام از کجا حمله کرده؟

00:43:44.200 --> 00:43:45.280
‫ویلیام نیست

00:43:46.400 --> 00:43:48.040
‫تهاجم توی شمال رخ داده

00:43:48.040 --> 00:43:51.600
‫- زنده باد پادشاه!
‫- زنده باد پادشاه!

00:43:55.000 --> 00:43:59.320
‫[ نورتامبریا ]

00:44:01.160 --> 00:44:02.920
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

00:44:02.920 --> 00:44:06.440
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

00:44:06.440 --> 00:44:09.680
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

00:44:09.680 --> 00:44:13.280
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

00:44:13.280 --> 00:44:15.480
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟