WEBVTT

00:00:04.045 --> 00:00:05.046
‫بسیار خب...

00:00:06.005 --> 00:00:09.050
حال و کار شکمت چطوره، آشیسوگیجیزو؟

00:00:09.050 --> 00:00:12.971
‫کُلّشو دادی پایین، پس فکر کنم هضمش یکم طول بکشه.

00:00:14.013 --> 00:00:17.058
اگرچه، تصمیم لحظه‌آخری من برای بی‌دندون به‌دنیا اومدنت

00:00:17.058 --> 00:00:18.977
‫تصمیم درستی بود.

00:00:20.019 --> 00:00:22.063
‫اگه اونو می‌جوییدی و تو دلت چندتیکه و چندتایی می‌شد،

00:00:23.064 --> 00:00:26.025
‫حتی تو هم جون سالم به در نمی‌بردی، آشیسوگیجیزو.

00:00:47.046 --> 00:00:50.008
‫شبیهه؟ ادای تو...

00:00:50.049 --> 00:00:52.010
‫فراموش کردی.

00:00:52.051 --> 00:00:54.012
‫پرنیدا کوئینسیه.

00:00:54.971 --> 00:00:58.057
‫من تونست دشمن با تیر و کمون کشت.

00:01:01.019 --> 00:01:03.980
‫نه نه... یادم که نرفته بود.

00:01:03.980 --> 00:01:08.026
فقط توقع نداشتم که دست چپ خود پادشاه ارواح

00:01:08.985 --> 00:01:13.031
‫بخواد که بدون شرم خودشو یه کوئینسی معرفی کنه!

00:01:13.031 --> 00:01:15.033
بدون شرم؟

00:01:15.033 --> 00:01:17.035
چرا بدون شرم؟

00:01:18.953 --> 00:01:23.958
کجای اینکه من کوئینسی‌ام شرم داره؟

00:01:25.001 --> 00:01:28.046
‫من همیشه کوئینسی بودم.

00:01:29.005 --> 00:01:34.052
‫سیرشدم واقعاً از بددهنیت برای کوئینسی ها.

00:01:35.011 --> 00:01:36.054
اون دیگه چی بود؟

00:01:37.013 --> 00:01:39.015
‫یه لحظه نحوه‌ی حرف‌زدنش تغییر کرد.

00:01:40.058 --> 00:01:43.061
‫نسبت به اول کار که نبردمون شروع شد...

00:01:43.061 --> 00:01:45.063
‫متوجه شدم که دایره لغاتش واقعاً داره رشد می‌کنه.

00:01:46.064 --> 00:01:50.026
یعنی داره حافظه‌ی پادشاه ارواحو بازیابی می‌کنه؟

00:01:50.068 --> 00:01:54.989
یا شایدم... داره یه‌جورایی متحول می‌شه؟

00:01:59.077 --> 00:02:01.037
‫ این تیرا به رشته‌های عصبی متصلن!

00:02:08.044 --> 00:02:12.048
‫رشته‌های عصبی که از زمین رد شدن
‫دارن مسیر پرواز تیرا رو خم می‌کنن!

00:02:13.049 --> 00:02:15.051
‫لعنتی... این یکی می‌خوره بهم!

00:02:26.354 --> 00:02:27.355
‫احمق!

00:02:27.355 --> 00:02:29.315
‫من که بهت دستور مداخله ندادم!

00:02:30.316 --> 00:02:33.319
‫اگه میفتادی رو زمین، تبدیل به یه تیکه گوشت بی‌مصرف می‌شدی!

00:02:36.364 --> 00:02:39.325
‫به این نتیجه رسیدم که تو این نبرد به یه سپر نیاز دارین.

00:02:40.284 --> 00:02:44.330
‫فکر نکنم تا به حال بهت یاد داده باشم که به اختیار خودت به من کمک کنی.

00:02:45.331 --> 00:02:48.251
‫درسته... اینو هیچ‌وقت بهم یاد ندادین.

00:02:48.292 --> 00:02:53.297
یعنی می‌خوای بگی اینو هم بدون آموزش من و سرِ خود یاد گرفتی؟

00:02:54.257 --> 00:02:55.258
‫نمی‌دونم.

00:02:57.343 --> 00:03:00.263
‫نمو... نه...

00:03:00.346 --> 00:03:02.265
‫نموریِ شماره 7.

00:03:03.349 --> 00:03:07.270
‫از وقتی که کوروساکی ایچیگو و دار و دسته‌ش پیدا شدن،

00:03:07.353 --> 00:03:09.355
توی نبردای زیادی شرکت کردی

00:03:09.355 --> 00:03:13.276
‫من هم چیزای زیادی بهت یاد دادم.

00:03:13.359 --> 00:03:22.326
متوجه هستی که چقدر باید زحمت بکشم تا
توی بَعدی رو به چیزی که الان هستی ارتقا بدم؟

00:03:23.286 --> 00:03:24.287
‫متوجه نیستم.

00:03:24.328 --> 00:03:28.249
‫اگه نمی‌فهمی... پس سرِ خود و بی‌اختیار عمل نکن!

00:03:28.332 --> 00:03:31.294
‫تو آزادیِ اینو نداری که به اختیار خودت بمیری!

00:03:31.335 --> 00:03:35.339
‫فقط وقتی می‌تونی بمیری که من بهت دستور بدم!

00:03:35.339 --> 00:03:37.300
‫اگه متوجه شدی پاشو!

00:03:38.301 --> 00:03:41.345
‫چشم، متوجه شدم، مایوری-ساما.

00:03:45.308 --> 00:03:52.273
‫یادتون هست که وقتی برای اولین بار بیدار شدم
‫منو چی صدا زدین؟

00:03:53.316 --> 00:03:56.319
‫من اون اسمو خیلی دوست داشتم.

00:03:58.321 --> 00:04:00.281
عه، بیدار شدی پس؟

00:04:00.323 --> 00:04:03.284
‫صبح بخیر، شماره 7.

00:04:14.337 --> 00:04:19.342
دستامو کنار هم می‌ذارم و راز و نیاز می‌کنم
دستامو کنار هم می‌ذارم و راز و نیاز می‌کنم

00:04:19.342 --> 00:04:24.305
ای خدای بزرگ، چرا تقدیرت اینقدر ظالمانه‌ست؟

00:04:25.264 --> 00:04:30.353
اراده‌م برای زدن نقاب شجاعت در آستانه‌ی شکسته

00:04:30.353 --> 00:04:36.275
دست به هرکاری که می‌زنم انگار اشتباهه، می‌دونی؟
دست به هرکاری که می‌زنم انگار اشتباهه، می‌دونی؟

00:04:36.275 --> 00:04:38.361
آروم باش، من هنوز بهت ایمان دارم

00:04:38.361 --> 00:04:41.322
حتی اگه از هم جدا افتاده باشیم

00:04:41.322 --> 00:04:48.329
حتی اگه روزی منو به باد فراموشی بسپاری
حتی اگه روزی منو به باد فراموشی بسپاری

00:04:49.330 --> 00:04:51.290
Makoto & Captain Paran [Edit: Revenger]

00:04:51.332 --> 00:04:54.335
Ah
آه، ما برای درک همدیگه به واژه نیاز نداریم

00:04:54.335 --> 00:04:57.296
ارتباط ما فراتر از این چیزاست

00:04:57.296 --> 00:05:02.301
خدای بزرگ، شرمنده ولی این یه دروغه
خدای بزرگ، شرمنده ولی این یه دروغه

00:05:02.301 --> 00:05:05.263
پس بیا نقاب شجاعت بزنیم و با خنده ردش کنیم
پس بیا نقاب شجاعت بزنیم و با خنده ردش کنیم

00:05:05.263 --> 00:05:06.305
‫با تو، فکر کنم بتونیم تقدیرو بپیچونیم

00:05:06.305 --> 00:05:07.306
‫بپیچونیم ‫بتونیم تقدیرو ‫ فکر کنم ‫با تو،

00:05:07.306 --> 00:05:12.353
‫با تو، فکر کنم بتونیم تقدیرو بپیچونیم

00:05:13.271 --> 00:05:18.276
تو شبای تنهایی که هوای گریه دارم
تو شبای تنهایی که هوای گریه دارم

00:05:18.276 --> 00:05:22.280
با تو راز و نیاز می‌کنم

00:05:22.280 --> 00:05:25.283
پس بدون که من تنهات نمی‌ذارم

00:05:38.963 --> 00:05:44.010
تو از همون اول متوجه شدی که من فراموش کردم
که با خودم هوجیکو-زایو بیارم؟

00:05:44.051 --> 00:05:45.052
‫بله.

00:05:45.970 --> 00:05:47.972
‫وقتی این حمله شروع شد...

00:05:48.014 --> 00:05:50.016
‫شما اصلاً سمتِ کابینت داروها نرفتین،

00:05:50.016 --> 00:05:53.060
‫اما قبلاً قبل از هر نبردی، این کارو انجام می‌دادین.

00:05:54.979 --> 00:05:57.982
‫حواست خیلی جمعه...
‫البته حالم بهم خورد.

00:05:58.024 --> 00:06:00.943
‫منو ببخشین، مایوری-ساما.

00:06:14.957 --> 00:06:16.000
صدامو می‌شنوی، نمو؟

00:06:16.000 --> 00:06:17.001
‫بله.

00:06:17.001 --> 00:06:18.044
‫نقشه از این قراره...

00:06:18.961 --> 00:06:21.005
‫همین‌طور که من اینطرف و اونطرف می‌پرم،

00:06:21.005 --> 00:06:24.967
‫یه ماده‌ی بیهوشی با غلظت بالا رو همین اطراف پخش می‌کنم.

00:06:25.009 --> 00:06:27.970
‫نمی‌دونم که چه تأثیری روی بدنه‌ی اصلی حریف داره،

00:06:27.970 --> 00:06:29.013
‫ولی تو زد و خوردِ چند لحظه پیش،

00:06:29.013 --> 00:06:32.016
‫ضخامتِ رشته‌های عصبی متصل به تیرهاشو محاسبه کردم.

00:06:33.017 --> 00:06:36.979
‫با این سطح از تمرکز، مطمئنم که می‌تونم تیرهاشو خنثی کنم.

00:06:37.021 --> 00:06:42.985
‫اگرچه... این تمرکز بالا تأثیرات خودش رو روی من می‌ذاره.

00:06:43.027 --> 00:06:45.029
‫ولی... این مسئله اجتناب‌ناپذیره.

00:06:46.947 --> 00:06:50.034
نمو... کارِ تو اینه که عامل انعقاد رشته‌های عصبی رو

00:06:50.034 --> 00:06:53.037
‫مستقیماً به یه تیر خنثی‌شده تزریق کنی.

00:06:55.039 --> 00:07:02.004
‫عامل انعقاد اعصاب با انسداد انتقال عصب
‫مثل داروی بیهوشی اعصابو ضعیف نمی‌کنه.

00:07:03.964 --> 00:07:07.051
‫این کارو... همونطور که از اسمش پیداست
‫با ایجاد انعقاد در سیستم انتقال اعصاب انجام می‌ده.

00:07:07.051 --> 00:07:12.014
‫اون ماده به زور تمام اُرگانهای متصل به اعصاب
‫رو در همون حالتی که هستن، متوقف می‌کنه،

00:07:12.014 --> 00:07:15.017
‫اون هم درست در لحظه‌ای که ماده بهشون می‌رسه.

00:07:16.018 --> 00:07:17.019
‫به عبارت دیگه...

00:07:17.061 --> 00:07:19.021
‫به محض اینکه ماده اثر کنه،

00:07:19.021 --> 00:07:23.025
‫پلکِ باز نمی‌تونه بسته شه،
‫قلب منقبض‌شده نمی‌تونه منبسط شه

00:07:23.025 --> 00:07:25.986
‫و دهن باز نمی‌تونه بسته شه!

00:07:26.028 --> 00:07:28.030
‫خیلی بلند نُطق می‌کنین، مایوری-ساما.

00:07:28.030 --> 00:07:29.031
‫ببند!

00:07:29.031 --> 00:07:31.951
‫نمی‌دونم بدنش از چی تشکیل شده...

00:07:31.992 --> 00:07:35.955
‫ولی حداقل به تأیید رسوندم که توش خون هست.

00:07:36.956 --> 00:07:40.000
‫از این دارو استفاده می‌کنم که خونش رو منعقد کنم و بکشمش!

00:07:40.543 --> 00:07:43.546
‫اعصابی که تو زمین هستن هم...
‫با ماده‌ی بیهوشی من خنثی می‌شن.

00:07:43.546 --> 00:07:44.588
‫مشکلی نداره که بری روشون.

00:07:45.548 --> 00:07:50.511
‫تو باید زود باشی و اون دارو رو قبل از اینکه بتونه رشته‌های
‫عصبیش رو از تیرها جدا کنه، تزریق کنی!

00:08:00.563 --> 00:08:02.565
‫کارت تمومه، پرنیدا!

00:08:04.608 --> 00:08:08.529
‫فکر کردی می‌تونی منو اینجوری بکشی، کوروتسوچی؟!

00:08:08.529 --> 00:08:11.574
‫چی شد؟ الان دیگه داره شبیه زاراکی حرف می‌زنه.

00:08:13.492 --> 00:08:14.535
‫که اینطور!

00:08:14.535 --> 00:08:19.540
‫این دست داره خودشو با جذبِ داده‌های هرچیزی
‫که اعصابش بهش می‌خوره، متحول می‌کنه!

00:08:19.582 --> 00:08:21.500
‫وضع خرابه...

00:08:21.542 --> 00:08:25.546
‫اگه اعصابش تا سطح زاراکی متحول شده باشه...

00:08:25.546 --> 00:08:28.507
‫نمو نمی‌تونه با اون سرعت واکنش،
‫شانسی در مقابلش داشته باشه.

00:08:28.549 --> 00:08:29.592
‫برگرد عقب، نمو!

00:08:33.554 --> 00:08:36.557
‫اون...! قابلیتِ ماتای فوکوئین شوتای‌ـه!

00:08:39.268 --> 00:08:40.269
‫مایوری-ساما!

00:08:42.313 --> 00:08:43.314
‫مایوری-ساما...

00:08:44.315 --> 00:08:47.318
چی؟ کاپیتان کوروتسوچی تو رو با اسمت صدا نمی‌زنه؟

00:08:48.235 --> 00:08:49.236
‫بله.

00:08:49.278 --> 00:08:51.322
‫این اواخر منو نمو صدا می‌زنن.

00:08:51.322 --> 00:08:55.284
چه اشکالی داره؟ اونم اسمته دیگه، مگه نه؟

00:08:55.326 --> 00:08:59.288
‫نه... اسم من نموری شماره هفته.

00:09:01.290 --> 00:09:02.333
‫یه چیزی بالا جست!

00:09:02.333 --> 00:09:05.252
‫هی! کونا! چیکار می‌کنی؟!

00:09:05.294 --> 00:09:08.255
‫من که کاری نکردم!

00:09:08.297 --> 00:09:09.298
‫ای بابا!

00:09:09.340 --> 00:09:15.262
‫قرار بود قبل از اینکه کاپیتان بیاد، ما آزمایشگاهو سرِ پا کنیم و راش بندازیم.

00:09:16.263 --> 00:09:19.350
‫اینا بقایای اولیه‌ی پروژه‌ی روح مصنوعی: نموری هستن.

00:09:20.267 --> 00:09:21.310
‫خیلی وقته ندیدمشون.

00:09:21.310 --> 00:09:23.354
نموری... همون نموـه؟

00:09:24.271 --> 00:09:27.274
‫آره... اینا شماره یک تا سه هستن.

00:09:27.316 --> 00:09:28.317
بقایا؟

00:09:28.317 --> 00:09:30.319
‫خب... بخوام ساده بگم، اجسادشونن.

00:09:31.236 --> 00:09:34.323
عه؟! همین ضایعات پنبه‌شکل؟

00:09:35.282 --> 00:09:37.326
‫اول کار، پشت سر هم بد میاوردیم.

00:09:38.285 --> 00:09:40.329
‫ولی بالاخره تو نمونه‌ی چهارم تونستیم یه مغز شکل بدیم.

00:09:41.288 --> 00:09:46.293
هـ ــ همون تکنولوژی شماره 4... مغزمو ترمیم کرد؟

00:09:46.335 --> 00:09:47.336
‫درسته.

00:09:48.253 --> 00:09:49.338
‫شماره 5 یه مرحله‌ی جنین رسید.

00:09:50.297 --> 00:09:52.341
‫با استفاده از اون تکنولوژی، کاپیتان زانپاکتوشو ارتقا داد...

00:09:52.341 --> 00:09:55.260
‫بعدش هم که کاپیتان شد.

00:09:55.302 --> 00:09:57.304
‫آها... که اینطور...

00:09:58.263 --> 00:10:00.349
‫شماره 6 تا دو سالگی رشد کرد.

00:10:01.266 --> 00:10:03.310
‫ولی اون موقع تقسیم سلولیش متوقف شد و مرد.

00:10:04.311 --> 00:10:07.314
‫اون سن، اساساً عمر سلولای یه روح مصنوعین.

00:10:08.315 --> 00:10:12.277
‫برای همینم وقتی که شماره 7 از اون سن فراتر رفت،

00:10:12.277 --> 00:10:15.280
‫کاپیتان از خوشحالی بال در آورده بود.

00:10:22.329 --> 00:10:23.330
‫موندم که چرا مایوری-ساما...

00:10:24.248 --> 00:10:27.292
‫دیگه به من نمی‌گه نموری شماره 7؟

00:10:28.252 --> 00:10:31.296
آخه چرا به جای خودِ مایوری-ساما از من می‌پرسی؟

00:10:31.338 --> 00:10:33.340
چون فکر نمی‌کنم که مایوری-ساما

00:10:33.340 --> 00:10:36.260
‫جواب این سؤالمو بده.

00:10:36.301 --> 00:10:38.303
‫اگه تا اینجاشو فهمیدی...

00:10:38.303 --> 00:10:41.348
‫پس باید بدونی که منم هیچی نمی‌دونم.

00:10:43.308 --> 00:10:45.310
‫والا چی بگم...

00:10:46.311 --> 00:10:48.272
‫شاید به خاطر اینه که خجالت می‌کشه.

00:10:48.313 --> 00:10:49.314
خجالت می‌کشه؟

00:10:50.315 --> 00:10:53.318
‫اصلاً نمی‌تونم به این فکر کنم که مایوری-ساما همچین احساسی هم داشته باشن.

00:10:54.278 --> 00:10:56.321
‫گاهی اوقات یه حرفایی می‌زنیا!

00:10:58.282 --> 00:10:59.324
‫کاپیتان اینو گفت...

00:11:00.284 --> 00:11:02.327
‫خلق یه روح جدید از هیچ و پوچ...

00:11:03.245 --> 00:11:05.330
‫یا خلق یه روح مصنوعی شینیگامی
‫رویای تمام شینیگامیاست.

00:11:06.290 --> 00:11:09.334
‫ولی رویا دیدن تو بیداری کار مسخره‌ایه.

00:11:10.294 --> 00:11:15.257
نموری یعنی خفته

00:11:15.340 --> 00:11:17.342
‫اینم روش کاپیتان برای طعنه‌زدناشه.

00:11:18.343 --> 00:11:21.346
‫خب... از اینجا دیگه می‌خوام از حدسیاتم برات بگم.

00:11:22.306 --> 00:11:25.267
‫خلق یه روح مصنوعی شینیگامی،
‫رویای همه‌ی شینیگامیا نیست.

00:11:25.309 --> 00:11:27.311
‫رویای شخصی کاپیتان کوروتسوچیه.

00:11:28.312 --> 00:11:29.313
متوجهی؟

00:11:30.314 --> 00:11:36.236
‫تو می‌خوری، می‌خوابی، نفس می‌کشی و هر روز
‫یه چیزی یاد می‌گیری و رشد می‌کنی...

00:11:36.320 --> 00:11:37.321
‫و همزمان...

00:11:37.321 --> 00:11:40.324
‫کاپیتان کوروتسوچی رویاهاشو زنده می‌کنه.

00:11:41.283 --> 00:11:44.328
‫احتمالاً از این خجالت می‌کشه که تو متوجه این شدی.

00:11:45.287 --> 00:11:47.289
‫من که متوجه چیزی نشدم...

00:11:48.332 --> 00:11:51.335
‫همین که داری روز به روز باهوش‌تر می‌شی...

00:11:51.335 --> 00:11:53.337
‫حتی برای منم مشخص می‌کنه که بالاخره یه روز متوجه می‌شی.

00:11:54.296 --> 00:11:56.340
‫اگه من جاهل و نادون می‌موندم...

00:11:57.257 --> 00:12:01.303
مایوری-ساما الان داشت منو شماره هفت صدا می‌زد؟

00:12:01.345 --> 00:12:03.263
‫اینو که شک دارم.

00:12:07.267 --> 00:12:10.270
‫چون تو بزرگترین مخلوق کاپیتان هستی.

00:12:10.312 --> 00:12:13.315
‫امکان نداره که تو تحول پیدا نکنی.

00:12:15.317 --> 00:12:17.319
نمو! تو چطوری اینقدر قوی شدی؟

00:12:18.278 --> 00:12:20.322
‫این قدرتیه که شما بهم دادین، مایوری-ساما.

00:12:21.281 --> 00:12:24.284
‫این بدن شینیگامی‌ای که مایوری-ساما بهم دادن...

00:12:25.243 --> 00:12:29.331
‫ قدرتشو قبل از شکست بحرانی به کمتر از 0.8٪ افزایش دادم.

00:12:30.332 --> 00:12:32.250
‫مشکلی ایجاد نمیشه.

00:12:32.292 --> 00:12:35.295
‫می‌تونم 400 ثانیه‌ی دیگه دووم بیارم.

00:12:35.295 --> 00:12:37.297
‫من از این ناراحت نیستم!

00:12:37.339 --> 00:12:39.299
‫من همچین دستوری بهت ندادم!

00:12:39.341 --> 00:12:40.342
‫دستوری ندادین.

00:12:41.301 --> 00:12:42.302
‫این مأموریت منه.

00:12:43.261 --> 00:12:46.348
‫مأموریت من محافظت از مایوری-ساماست.

00:12:46.348 --> 00:12:49.309
‫نخیر! مأموریت تو رشدکردنه!

00:12:50.310 --> 00:12:55.315
‫فکر کنم بتونم میزان رشدمو با محافظت از مایوری-ساما نشون بدم.

00:12:58.318 --> 00:12:59.361
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم روزی بیاد که...

00:12:59.361 --> 00:13:02.280
‫بتونم یه نبردو به دستای نمو بسپارم...

00:13:04.282 --> 00:13:05.367
‫چه تحقیرآمیز.

00:13:10.038 --> 00:13:11.123
‫نرخ برش روح روی 6%.

00:13:12.082 --> 00:13:14.126
‫6% از روحمو می‌تراشم...

00:13:14.126 --> 00:13:16.128
‫و اونو برای نابودی اون عجیب‌الخلقه به سمتش شلیک می‌کنم.

00:13:18.088 --> 00:13:19.131
جیگون جورینجو

00:13:42.320 --> 00:13:43.321
‫مایوری-ساما...

00:13:58.253 --> 00:13:59.254
‫نمی‌شه که...

00:14:03.216 --> 00:14:04.217
‫نمو...

00:14:05.218 --> 00:14:06.219
‫نمو...

00:14:07.220 --> 00:14:10.181
الان... حس ناامیدی داری؟

00:14:12.183 --> 00:14:14.227
نگو که ناامید شدی، آره؟

00:14:16.187 --> 00:14:18.231
عه؟ چی فرمودی؟

00:14:18.231 --> 00:14:20.233
یعنی اشتباه شنیدم؟

00:14:20.233 --> 00:14:25.238
‫بذار قشنگ ببینم...
‫بذار اون قیافه‌تو ببینم دیگه...

00:14:26.156 --> 00:14:28.158
همچین چیزی نشدنیه، نه؟

00:14:28.199 --> 00:14:33.163
‫نه واسه تو که واسه من در مورد دانشمندبودن افه میومدی...

00:14:33.204 --> 00:14:36.166
‫والا همچین‌چیزی شدنی نیست...

00:14:36.207 --> 00:14:38.251
شکل زندگیِ ارتقایافته‌ت مرد؟

00:14:38.251 --> 00:14:43.173
‫حالا مگه این چه اشکالی داره؟
‫ مگه خودت نمی‌گفتی که...

00:14:43.214 --> 00:14:46.176
اون تکامل هیچ معنایی برای ما دانشمندا نداره؟

00:14:46.176 --> 00:14:51.181
‫که اون تکامل باعث ناامیدیه.
‫که تو از تکامل بیزاری؟

00:14:51.181 --> 00:14:56.186
‫که باید مرگ اونو جشن بگیری! که اون مرد چون کامل نبود!

00:14:56.186 --> 00:15:00.190
‫که اون مرگ باعث می‌شه یه چیز بهتر خلق کنی؟!

00:15:01.149 --> 00:15:04.194
‫فکر کنم همچین‌چیزایی می‌گفتی...

00:15:04.235 --> 00:15:06.237
‫آها... فهمیدم...

00:15:07.197 --> 00:15:13.203
‫تو شروع کرده بودی که باور کنی اون عروسک گوشتی معیوب کامل بوده!

00:15:17.165 --> 00:15:20.168
تا کجا سقوط کردی، کوروتسوچی مایوری؟

00:15:20.168 --> 00:15:24.172
‫باید از اون دستِ چپِ هیولایی ممنون باشی.

00:15:25.131 --> 00:15:27.217
‫حالا که زده عروسک گوشتیتو کشته...

00:15:27.217 --> 00:15:32.180
‫در واقع زده تکبر و ساده‌انگاریتو له و لورده کرده.

00:15:32.222 --> 00:15:35.183
‫با اینکه اون همه تلاش کرده بودی،
‫الان تنها و درمونده‌ای.

00:15:35.183 --> 00:15:39.145
‫چیزی که فکر می‌کردی کامله، نابود شد.

00:15:39.187 --> 00:15:40.230
‫اگه من جای تو بودم...

00:15:40.230 --> 00:15:43.191
‫عمراً می‌تونستم جلوی خنده‌مو بگیرم!

00:15:44.234 --> 00:15:47.153
‫دقیقاً حق با توـه!

00:15:47.195 --> 00:15:49.239
باورم نمیشه که یه شبهِ دانشمند عین تو

00:15:49.239 --> 00:15:52.200
‫بخواد منو یادِ ساده‌انگاریم بندازه.

00:15:52.242 --> 00:15:54.202
‫بی‌نهایت مضحکه!

00:15:58.206 --> 00:15:59.207
‫فهمیدم...

00:15:59.249 --> 00:16:03.211
اومدی که از ضایعات گوشت نمو تغذیه کنی، آره؟

00:16:08.258 --> 00:16:10.176
‫بفرما...

00:16:10.176 --> 00:16:13.221
‫اینقدر بخور تا آخرین تیکه‌ی پوستش هم محو شه.

00:16:16.224 --> 00:16:17.225
‫اگرچه...

00:16:18.226 --> 00:16:21.146
‫مغزشو خودم برمی‌دارم!

00:16:23.189 --> 00:16:25.233
وقتی منو میبینی، کرخت می‌شی، آره؟

00:16:26.192 --> 00:16:29.195
‫منو بیخیال شو و برو نمو رو بخور!

00:16:29.195 --> 00:16:33.199
‫اگه سریع انجامش ندی
‫قبل از صرف شامت می‌میری!

00:16:35.160 --> 00:16:37.203
‫این دیگه چیه؟!

00:16:37.245 --> 00:16:40.206
‫تو اون غده‌ی هیپوفیز که از نمو خوردی...

00:16:40.206 --> 00:16:44.210
‫... یه عضو اجباری تقسیم سلولی تسریع‌شده کاشته شده...

00:16:44.210 --> 00:16:48.214
‫تا بتونه از آستانه تقسیم سلولی روح مصنوعی عبور کنه.

00:16:49.215 --> 00:16:53.136
یه عضو بخصوصه که تمام مدت فعاله

00:16:53.136 --> 00:16:57.182
‫تا به سلولا اجازه بده که فراتر از محدوده‌ی تئوری به صورت مداوم رشد کن.

00:16:57.223 --> 00:17:03.188
‫از طریق هسته های پایه‌ای در مغز با اتصال
‫مستقیم به لوبِ جداری تنظیم میشه.

00:17:05.231 --> 00:17:08.234
‫بذار ساده بگم که احمقی مثل تو هم بتونه متوجه شه.

00:17:09.194 --> 00:17:12.197
‫اگه اون عضو بدون مغز بلعیده و هضم بشه،

00:17:12.197 --> 00:17:14.199
‫بدون کنترل رشد می‌کنه و دست به خودنابودی می‌زنه.

00:17:26.127 --> 00:17:27.128
‫فهمیدم...

00:17:27.170 --> 00:17:29.213
‫هنوز یه عصبِ فعال مونده...

00:17:30.214 --> 00:17:34.177
‫ای بابا... الان دیگه با زاراکی فرقی ندارم...

00:17:39.182 --> 00:17:43.144
چی شد...؟ شما جوخه یازدهیا هنوز فرار نکردین؟

00:17:43.186 --> 00:17:47.148
‫واقعاً که مرز‌های خریّتو یکی‌یکی در نوردیدین.

00:17:47.190 --> 00:17:53.154
‫البته... شما رو به خاطر عدم دخالت تو نبرد تحسین می‌کنم.

00:17:54.197 --> 00:17:56.157
‫خوب گوش کنین...

00:17:56.199 --> 00:17:59.243
‫30 کِن جلوتر... زیر آوارِ سمتِ راستی...

00:18:00.119 --> 00:18:01.204
‫چند تا غلاف حفظ بدن پیدا می‌کنین.

00:18:02.163 --> 00:18:04.248
‫اونا رو بردارین و جلوتر برین.

00:18:05.208 --> 00:18:06.209
‫مسئله‌ای نیست.

00:18:06.209 --> 00:18:10.213
‫یکم طول می‌کشه ولی دیگه از زامبی‌بودن در میان.

00:18:11.172 --> 00:18:13.216
‫طول عمرشون خیلی کاهش یافته، ولی...

00:18:13.216 --> 00:18:17.220
‫شک دارم که به خاطر همچین چیز مسخره‌ای بخوان ناجیشونو مذمّت کنن.

00:18:24.185 --> 00:18:25.186
‫کوروتسوچی...

00:18:26.187 --> 00:18:27.188
‫ممنونم.

00:18:30.149 --> 00:18:32.151
‫منو تو غلاف خالی بذارین و...

00:18:32.193 --> 00:18:36.239
‫اگه دوست داشتین، زاراکی رو هم تو اون یکی بذارین.

00:18:38.157 --> 00:18:39.200
‫بعدا می‌بینیمت، کاپیتان زاراکی...

00:18:40.159 --> 00:18:41.160
‫با اجازه.

00:18:49.127 --> 00:18:50.211
‫کاپیتان کوروتسوچی...!

00:18:50.253 --> 00:18:53.172
‫ممنون که کاپیتان زاراکی رو نجات دادین!

00:18:57.176 --> 00:19:00.179
‫امروز چه تشکری ازم می‌کنن.

00:19:00.221 --> 00:19:02.140
‫حالم بهم خورد.

00:19:02.223 --> 00:19:04.183
‫ولی این‌چیزا مهم نیست...

00:19:06.144 --> 00:19:07.186
‫تحول...

00:19:07.186 --> 00:19:12.191
‫بالاخره تونسته بودم از هیچی یه روح خلق کنم که خودش متحول می‌شد.

00:19:13.192 --> 00:19:17.196
‫من از تو جلو زدم، اوراهارا کیسکه.

00:19:19.157 --> 00:19:23.202
‫متأسفانه، نمی‌تونم حسادتو تو ریختِ نحست مجسم کنم...

00:19:23.244 --> 00:19:27.165
‫این چیزیه که دیدن اون قیافه رو باارزش می‌کنه.

00:19:28.166 --> 00:19:29.208
‫ولی سری بعد که همدیگه رو ببینیم...

00:19:29.208 --> 00:19:33.171
‫بهت نشون می‌دم که بین من و تو چه فاصله‌ای افتاده.

00:19:40.178 --> 00:19:42.138
‫با هم بهش نشون می‌دیم...

00:19:49.228 --> 00:19:52.273
An ache upon
an unsatisfying grayscale

00:19:53.191 --> 00:19:56.277
My confidence vanishes

00:20:03.242 --> 00:20:05.161
I turned regret into lies

00:20:05.161 --> 00:20:07.163
I ignored our chipped blades

00:20:07.205 --> 00:20:08.247
I worked overtime
just for maintenance

00:20:08.247 --> 00:20:10.249
But I knew all along

00:20:10.249 --> 00:20:14.170
that this faded color
was an irreversible law

00:20:14.212 --> 00:20:16.172
So I might as well pray

00:20:16.172 --> 00:20:17.256
There's no turning back now

00:20:17.256 --> 00:20:19.258
I thought I had made up my mind

00:20:19.258 --> 00:20:21.219
but I'm still haunted by
doubt and anxiety

00:20:21.260 --> 00:20:23.221
A bundle of emotions torn to shreds

00:20:23.221 --> 00:20:25.181
with nothing left for me to gain

00:20:25.181 --> 00:20:29.185
What's more important
than one's life

00:20:29.185 --> 00:20:31.270
is to shoulder that burden
to sever this monochrome

00:20:31.270 --> 00:20:36.275
I keep searching for the answer
to an unsolvable thesis

00:20:37.193 --> 00:20:39.195
while making choices until I die

00:20:39.195 --> 00:20:43.199
Then I remember where we came from

00:20:43.199 --> 00:20:46.202
and the lives
that could never interact

00:20:46.202 --> 00:20:49.247
No one is allowed to use the scale
since it falls apart in an instant

00:20:49.288 --> 00:20:53.209
So, what can I measure
ourselves against?

00:20:53.209 --> 00:20:57.254
Instead, I hold onto your words

00:20:57.254 --> 00:21:00.216
that gave my heart meaning

00:21:00.216 --> 00:21:01.258
It's always a paradox

00:21:01.258 --> 00:21:03.260
The moon waxes
with each regret and sadness

00:21:03.260 --> 00:21:07.223
The massive, unconquerable foe is
the darkness that dwells within me

00:21:07.223 --> 00:21:09.183
I forsook my pride and joy

00:21:09.225 --> 00:21:10.267
but I am still confounded
by this flock of imperfection

00:21:11.185 --> 00:21:12.269
Beyond that white and resentful
midnight sun

00:21:12.269 --> 00:21:14.271
awaits an illusion etched in black

00:21:25.199 --> 00:21:28.285
‫اوه! حتی آرنا رو هم آورده این بالا...

00:21:34.750 --> 00:21:38.713
‫انگار اعلی‌حضرتمون داره بهمون خوش‌آمد می‌گه.

00:21:38.754 --> 00:21:40.715
‫آره انگار...

00:21:40.756 --> 00:21:42.758
‫بچه‌ها! جمع شین!

00:21:46.679 --> 00:21:47.763
‫باریکلا به تو...

00:21:48.681 --> 00:21:50.725
اونا رو به شهر ضمیمه کرده بودی؟

00:21:50.725 --> 00:21:51.767
‫دقیقاً همینطوره.

00:21:52.685 --> 00:21:54.687
‫خب... حالا که پنج‌تایی جمعیم...

00:21:54.729 --> 00:21:55.771
‫بریم تو کارش!

00:22:12.705 --> 00:22:14.749
‫چرا ایشیدا اوریو تو آین آسته؟

00:22:16.709 --> 00:22:18.711
‫نذارین از جلوی چشمتون دور شه. برین.

00:22:25.676 --> 00:22:28.721
یعنی اینقدر ناراحتت می‌کنه این ایشیدا اوریو؟

00:22:29.680 --> 00:22:32.683
باز-بی... چیکار می‌کنی؟

00:22:32.725 --> 00:22:34.769
می‌پرسی چیکار می‌کنم؟

00:22:35.686 --> 00:22:37.730
نمی‌خوای بپرسی که چطوری زنده موندم؟ برات سؤال نیست؟