WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.166
امن‌ترین زندان در تمام اروپا

00:00:02.416 --> 00:00:05.083
مکانی دارای سیم خاردار، دیوارهای بتنی

00:00:05.333 --> 00:00:06.500
و ایست بازرسی

00:00:06.750 --> 00:00:08.933
یک امنیت چندلایه

00:00:09.183 --> 00:00:11.433
گروهی تنومند از زندانیان سرسخت

00:00:11.683 --> 00:00:13.683
که مجبور شدم تا آخر
عمر در زندان بمانم

00:00:13.933 --> 00:00:15.433
افراد میل به فرار دارند

00:00:15.683 --> 00:00:17.933
گرفتار نزاع های خونین

00:00:18.183 --> 00:00:20.266
زندانیان هر روز
مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند

00:00:22.183 --> 00:00:25.266
در سال 1983، ما 22 نفر
از کارکنان زندان را به قتل رساندیم

00:00:26.766 --> 00:00:29.683
ابعاد باورنکردنی
از نقشه فرار را برنامه ریزی کردیم.

00:00:29.933 --> 00:00:31.933
هر چه سعی کنید
تعداد افراد بیشتری را بیرون ببرید،

00:00:32.183 --> 00:00:34.866
عملیات بزرگتر شده و
درصد خطا بیشتر میشود.

00:00:35.116 --> 00:00:36.866
به امید به موفقیت
رسیدن یکی از بزرگترین

00:00:37.116 --> 00:00:39.450
و پیچیده ترین فرارهای زندان

00:00:41.450 --> 00:00:43.300
در تمام تاریخ

00:00:48.783 --> 00:00:52.966
بعضی از بهترین داستان ها، از پشت
میله های زندان آغاز شده اند

00:00:55.133 --> 00:00:56.966
محبوس در بدنام ترین زندان ها

00:00:57.216 --> 00:00:58.716
در جهان

00:00:58.966 --> 00:01:03.216
اوضاع به وسیله نگهبان ها و یه سری
زندانیان جاسوسی شده

00:01:03.466 --> 00:01:06.966
تنها یه ذهن حیله گر
میتونست راهی به بیرون پیدا کنه.

00:01:08.816 --> 00:01:11.483
این میتونست تو رو به آزادی بکشونه

00:01:11.733 --> 00:01:14.450
و یا به قیمت جونت تموم بشه

00:01:15.750 --> 00:01:17.983
براش تلاش نمیکنی؟

00:01:18.233 --> 00:01:19.666
وقتی چیزی برای از دست دادن نداری

00:01:22.633 --> 00:01:27.000
فرار های بزرگ
با مورگان فریمن
خشنودی، ویولت، فائزه طالبی

00:01:31.683 --> 00:01:33.433
این یه سلول معمولیه

00:01:33.683 --> 00:01:37.266
تو یکی از زندان های زبانزدی که
تا حالا تو اروپا ساخته شده

00:01:37.516 --> 00:01:40.016
محل های استراحت کوتاه مدت پراکنده‌ان:

00:01:40.266 --> 00:01:43.600
مثل تخت، صندلی،

00:01:43.850 --> 00:01:47.450
این ظرف اینجا چی؟

00:01:47.700 --> 00:01:49.866
اون توالته

00:01:50.116 --> 00:01:53.516
اینجا که یه سیاه‌چال ویکتوریایی نیست

00:01:53.766 --> 00:01:57.533
اینجا ایرلند شمالی دهه 1980 است.

00:01:57.783 --> 00:02:01.283
این یک زندانه که در کنار
یک پایگاه نظامی بریتانیا ساخته شده.

00:02:01.533 --> 00:02:06.116
اسمش "هزارتو" عه

00:02:06.366 --> 00:02:08.216
با گذشت سالها، افسانه

00:02:08.466 --> 00:02:12.116
نفوذناپذیری این زندان بیشتر شده

00:02:12.366 --> 00:02:15.716
هیچکس نمیتونه از این
مکان فلاکت بار بیرون بره

00:02:20.466 --> 00:02:22.133
اما در اوایل دهه 1980

00:02:22.383 --> 00:02:25.516
گروه از زندانیان تصمیم میگیرن
تا برای یک چیز غیرممکن تلاش کنن

00:02:27.150 --> 00:02:30.900
چیزی که فرار از "هزارتو"
رو در سال 1983 بسیار بحث برانگیز کرد

00:02:31.150 --> 00:02:32.816
این بود که

00:02:33.066 --> 00:02:36.733
بزرگترین فرار در
تاریخ کیفری بریتانیا بود.

00:02:36.983 --> 00:02:40.650
همچنین متشکل از افرادی بود که

00:02:40.900 --> 00:02:43.816
خطرناک ترین زندانیان
بریتانیا تلقی میشدن

00:02:44.916 --> 00:02:46.750
در نهایت از امن ترین مجموعه زندانی که

00:02:47.000 --> 00:02:51.333
در اروپا تلقی میشد این اتفاق انجام شد

00:02:54.833 --> 00:02:56.683
"هزارتو" تنها امن نیست

00:02:56.933 --> 00:02:58.016
یک جهنم دره‌ست

00:02:58.266 --> 00:03:01.833
نگهبانها با مشت آهنی
زندانی ها رو کنترل میکنن

00:03:02.083 --> 00:03:05.266
وضعیت بین نگهبان ها و زندانیان

00:03:05.516 --> 00:03:07.433
یکی از حربه های دشمنی بود

00:03:09.183 --> 00:03:11.183
نگهبان ها هر روز زندانیان رو میزدن

00:03:11.433 --> 00:03:12.516
برای همین زندنیان ،

00:03:12.766 --> 00:03:14.016
وقتی از زندان خارج شدند

00:03:14.266 --> 00:03:17.600
برای کشتن نگهبانان
زندان تلاش زیادی کردند

00:03:17.850 --> 00:03:19.450
دلیلش این است که زندانیان "هزارتو"

00:03:19.700 --> 00:03:21.616
زندانی های نرمالی نیستند

00:03:21.866 --> 00:03:24.866
بیشتر دردسرهایی که بخاطرش اینجا هستن

00:03:25.116 --> 00:03:27.450
درگیری های خونین است

00:03:32.200 --> 00:03:33.616
دردسر برای ایرلندی ها

00:03:33.866 --> 00:03:35.133
و در تمایلشان به دست کم گرفتن،

00:03:35.383 --> 00:03:37.633
یک جنگ نامتمدنانه و
بی ثبات معنا میشود.

00:03:39.133 --> 00:03:41.633
این موضوع درباره ایرلند شمالی است

00:03:43.300 --> 00:03:44.650
در "هزارتو" ، بسیاری از زندانیان

00:03:44.900 --> 00:03:47.050
به ارتش جمهوری خواه

00:03:47.300 --> 00:03:49.266
تعلق دارند

00:03:50.883 --> 00:03:53.816
آنها کاتولیک هایی هستند
که برای اتحاد مجدد ایرلند شمالی

00:03:54.066 --> 00:03:57.066
با ایرلند مبارزه می کنند.

00:03:57.316 --> 00:04:00.316
از آن‌سو، نگهبانان عمدتاً
پروتستان هستند و می خواهند

00:04:00.566 --> 00:04:04.650
کشور جزئی از بریتانیا باقی بماند.

00:04:04.900 --> 00:04:07.316
اما در میان دیوار های این "هزارتو"

00:04:07.566 --> 00:04:11.333
این دیدگاه های متفاوت
به اجبار با یکدیگر تماس نزدیکی دارند

00:04:12.583 --> 00:04:16.166
محیط بسیار پرتنش است

00:04:16.416 --> 00:04:19.183
که امنیت شدیدی را میطلبد

00:04:22.766 --> 00:04:24.433
من در زندان هایی با درجه امنیتی بالا

00:04:24.683 --> 00:04:25.850
در سرتاسر ایالت متحده

00:04:26.100 --> 00:04:27.933
و همچنین در بخش
هایی از اروپا بوده ام.

00:04:28.183 --> 00:04:30.600
و تنها با قدم زدن در آنجا احساس کردم

00:04:30.850 --> 00:04:32.333
در امن ترین زندانی هستم که وجود دارد.

00:04:32.583 --> 00:04:34.350
اونجا سیم خاردار بود

00:04:34.600 --> 00:04:37.700
دیوار های بتنی و ایست بازرسی بود

00:04:37.950 --> 00:04:40.533
یک سیستم امنیتی چند لایه

00:04:40.783 --> 00:04:43.783
هیچ مجموعه فعالیتی، از
تونل زدن گرفته تا تغییر چهره

00:04:44.033 --> 00:04:45.866
یا حمله به زور نمیتونه

00:04:46.116 --> 00:04:48.950
معمای خروج ازش رو حل کنه

00:04:49.200 --> 00:04:51.800
اما در سال 1983

00:04:52.050 --> 00:04:54.883
833 زندانی در اینجا

00:04:55.133 --> 00:04:57.716
مشتاق به امتحان کردنش بودن

00:05:02.966 --> 00:05:06.050
من دو تا زندگی داشتم به اضافه 25 سال

00:05:06.300 --> 00:05:07.716
و این یعنی قرار بود تا اخر عمرم

00:05:07.966 --> 00:05:08.816
توی زندون بمونم

00:05:09.066 --> 00:05:09.883
اگر فرار نمیکردم

00:05:10.133 --> 00:05:12.633
زندگیم بعد از اون زمان
به همون صورت میگذشت

00:05:12.883 --> 00:05:16.466
در سال 1973،
جری کلی به دلیل دست داشتن

00:05:16.716 --> 00:05:20.483
در جریان بمب های اولد بیلی

00:05:20.733 --> 00:05:22.733
که در آن 200 نفر
مجروح شده و یک نفر بر اثر

00:05:22.983 --> 00:05:25.150
سکته قلبی جان باخت،
در دادگاه حقوقی لندن محکوم شد.

00:05:26.916 --> 00:05:30.583
تنها جری کلی تمایل به فرار ندارد

00:05:30.833 --> 00:05:34.833
تا از آنجا خارج شود.

00:05:35.083 --> 00:05:37.583
برندن "بیک" مک فارلین.

00:05:43.850 --> 00:05:45.433
بیک مک فارلین در زندان "هزارتو"

00:05:45.683 --> 00:05:47.166
در حال گذراندن حبس ابدش است

00:05:47.416 --> 00:05:50.850
به دلیل دست داشتن
در حمله و بمب گذاری در یک کافه

00:05:51.100 --> 00:05:54.433
که در آن 5 نفر کشته
و بیش از 60 نفر زخمی شدند.

00:05:56.516 --> 00:05:58.450
بیک و جری هردو در
تلاش بودن تا فرار کنند

00:05:58.700 --> 00:06:01.433
که همچنین توانسته بودند
از زندان های مختلفی هم فرار کنند

00:06:01.683 --> 00:06:03.016
جری زمانی که کودکی بیشتر نبود

00:06:03.266 --> 00:06:04.516
توانسته بود از زندان فرار کند

00:06:04.766 --> 00:06:06.783
و بیک تلاش برای فرار
از زندان هزارتو را

00:06:07.033 --> 00:06:09.366
به شکل یک کشیش در کارنامه
خود داشت اما او را دستگیر کردند

00:06:09.616 --> 00:06:14.200
فکر فرار کردن تنها
به شخصه برای من نبود

00:06:14.450 --> 00:06:17.216
همه میخواستن فرار کنن

00:06:17.466 --> 00:06:20.033
جری و بیک شروع به کار
با گروه بزرگتری کردند

00:06:20.283 --> 00:06:24.550
و روی نقشه کار میکردن

00:06:24.800 --> 00:06:27.966
نقشه فرار پس از آن شروع شد که

00:06:31.383 --> 00:06:32.883
متوجه شد که بسیاری از زندانیان

00:06:33.133 --> 00:06:36.716
در حال تلاش برای ارائه
ایده هایی برای فرار هستند

00:06:36.966 --> 00:06:40.816
اونها تیمی رو برای
تشکیل کمیته فرار جمع کردند.

00:06:44.400 --> 00:06:47.316
کاری غیرقابل تصور انجام دهد

00:06:47.566 --> 00:06:50.500
آنها میخواهند نه تنها یک
یا دو نفر، بلکه

00:06:50.750 --> 00:06:52.150
ده‌ها نفر را فراری دهند،

00:06:52.400 --> 00:06:55.400
فراری آنقدر بزرگ و بی‌سابقه

00:06:55.650 --> 00:06:59.083
که باعث شرمساری دولت بریتانیا

00:06:59.333 --> 00:07:03.466
و نخست‌وزیر آن، مارگارت تاچر شود.

00:07:04.833 --> 00:07:07.000
این در صورتی‌ست که موفق شوند

00:07:09.766 --> 00:07:12.666
هرچه تعداد افرادی که میخواهند
فراری بدهند بیشتر باشد

00:07:12.916 --> 00:07:15.516
نقشه بزرگتر میشود و
امکان خطا بیشتر میشود

00:07:20.766 --> 00:07:23.783
هزارتو

00:07:24.033 --> 00:07:27.183
و به راحتی بیخیال توالی امنیتیش نمیشه

00:07:27.433 --> 00:07:29.600
باید از زندان سر در میاوردیم

00:07:29.850 --> 00:07:32.200
زندان بزرگیه ۳۶۰هکتاره

00:07:36.450 --> 00:07:38.950
زندانیای آی آر ای اطلاعاتی

00:07:39.200 --> 00:07:42.116
درمورد چیدمان این
زندان بزرگ و وسیع رو

00:07:42.366 --> 00:07:45.466
توسط یه سیستم ارتباطی
مبتکرانه رد و بدل میکنن

00:07:45.716 --> 00:07:49.050
اونا خیلی ساده روی کاغذای
سیگار نوشته شده بودن

00:07:49.300 --> 00:07:52.883
که نوشته‌های خیلی خوب و کوچولو بودن

00:07:53.133 --> 00:07:56.233
اکثر اوقات باید برای
خوندن آمادشون میکردم

00:07:56.483 --> 00:07:58.316
تو اونو با مهر و موم پوشوندی

00:07:58.566 --> 00:08:01.050
اینا برای بسته بندی ساندویچه

00:08:01.300 --> 00:08:03.400
که وقتی بسته بندیش
میکنی هوای توش میاد بیرون

00:08:03.650 --> 00:08:06.483
این زندانیا نوشته‌ها رو از
طریق غذاهاشون رد و بدل میکردن

00:08:06.733 --> 00:08:08.316
تو مراسم عشای ربانی یکشنبه

00:08:08.566 --> 00:08:11.166
و پنهان شده تو یه لپ

00:08:11.416 --> 00:08:13.400
این ارتباطات حتی اینجوریم
میتونن به و از

00:08:13.650 --> 00:08:16.250
ملاقاتی های خارجی منتقل بشن.

00:08:16.500 --> 00:08:18.000
بهونه خوبی برای ملاقات با کسی میشه

00:08:20.250 --> 00:08:22.000
این ارتباطات غیر قانونی شروع میشن

00:08:22.250 --> 00:08:24.333
تا یه نقاشی از طرح هزارتو بکشن

00:08:25.666 --> 00:08:29.333
بیشتر از یه زندانه

00:08:29.583 --> 00:08:32.166
۸تا بلوک مستقل تو زندان هست

00:08:32.416 --> 00:08:34.266
که به عنوان بلوک ۷ میشناسن

00:08:37.433 --> 00:08:40.266
بلوکای اچ شبیه اگه
از بالا نگاهشون کنی

00:08:40.516 --> 00:08:42.516
شبیه اچن

00:08:42.766 --> 00:08:44.516
هر کدوم از این بلوکا

00:08:44.766 --> 00:08:48.433
سیستم امنیتی و ایست
بازرسی خودشونو دارن

00:08:48.683 --> 00:08:51.616
که به دروازه اصلی منتهی میشه

00:08:51.866 --> 00:08:55.866
فراریا خیلی سریع به نقشه
این ایست بازرسی‌ها نیاز دارن

00:08:56.116 --> 00:09:00.800
ولی ارتباط کوچیکشون نمیتونه
تصاویر و نمودارها رو منتقل کنه

00:09:01.050 --> 00:09:05.450
اینجا جاییه که شبکه وسیع آی آر ای

00:09:05.700 --> 00:09:06.966
وارد بازی میشه

00:09:09.200 --> 00:09:11.466
برای دور زدنش آی آر ای قادر بود

00:09:11.716 --> 00:09:14.466
از یکی از روزنامه‌های بریتانیایی

00:09:14.716 --> 00:09:16.966
از زندان عکس هوایی بگیره

00:09:17.216 --> 00:09:20.400
و اینجوری آر آر آ میتونه نقشه‌ فهمیدن

00:09:20.650 --> 00:09:22.716
چیدمانو دور بزنه

00:09:22.966 --> 00:09:25.550
وقتی که اون عکس با قاچاق وارد بشه

00:09:25.800 --> 00:09:29.066
رازهای هزارتو آشکار میشه

00:09:29.316 --> 00:09:31.816
مادقادر بودیم یه پرونده کامل

00:09:32.066 --> 00:09:34.150
از کل زندان بسازیم

00:09:34.400 --> 00:09:37.400
و من میتونستم نقشه‌ها رو بکشم

00:09:37.650 --> 00:09:39.483
با داشتن چیدمان زندان

00:09:39.733 --> 00:09:41.650
چالش بعدی اینه که چطوری اینو

00:09:41.900 --> 00:09:43.833
به یه فرار دسته جمعی تبدیل کنیم

00:09:44.083 --> 00:09:45.666
مقیاس گذاری دیوارها
برای

00:09:45.916 --> 00:09:48.333
جلب توجه سریع مطمئنه

00:09:48.583 --> 00:09:50.416
کندن تونل برای

00:09:50.666 --> 00:09:53.833
بیرون بردن یک‌
باره‌ی یه عالمه زندانی بهتره

00:09:54.083 --> 00:09:55.933
ولی اندازه ساختمون
زندان به این معنیه که

00:09:56.183 --> 00:09:59.000
کندن تونل ممکنه سالها طول بکشه

00:09:59.250 --> 00:10:01.850
فقط یه نقشه امکان پذیر به نظر میرسه

00:10:02.100 --> 00:10:04.516
فرماندهی یه کامیون باربری

00:10:04.766 --> 00:10:06.766
و پر کردنش با زندانی

00:10:07.016 --> 00:10:09.266
ولی برای دزدیدن یه کامیون

00:10:09.516 --> 00:10:12.316
اول باید روی بلوک اچ کنترل داشته باشی

00:10:14.016 --> 00:10:17.533
و ایده محاصره بلوک اچ به ذهنم رسید

00:10:21.700 --> 00:10:24.866
کمیته فرار تصمیم میگره
بلوک اچ ۷ رو هدف قرار بده

00:10:25.116 --> 00:10:29.966
چون تمام زندانیای اونجا آی آر ای هستن

00:10:30.216 --> 00:10:32.533
امکان‌ اینکه زندانیایی
که فرار‌ نمیکنن

00:10:32.783 --> 00:10:34.466
نقشه رو خراب کنن وجود نداره

00:10:34.716 --> 00:10:37.300
آی آر ای کنترل شدیدی

00:10:37.550 --> 00:10:39.383
روی تمام عضوهاش داره

00:10:39.633 --> 00:10:41.300
کمیته فرمانده‌شو‌

00:10:41.550 --> 00:10:45.216
کهنه سرباز مشهور
بابی استوری انتخاب میکنه

00:10:50.900 --> 00:10:52.650
بابی یه جورایی اسطوره بود

00:10:52.900 --> 00:10:56.233
چون اون یه عمل کننده خیلی فعال بود

00:10:56.483 --> 00:10:59.483
اون بالاخره به جرم
حمل اسلحه دستگیر شد

00:10:59.733 --> 00:11:02.083
و به همین به هزارتو

00:11:06.066 --> 00:11:08.666
بابی استوری قادر بود معنیه همه چیزو

00:11:08.916 --> 00:11:10.416
خیلی خیلی زود بفهمه

00:11:10.666 --> 00:11:12.833
بسیار زیرکانه و بسیار بالینی

00:11:13.083 --> 00:11:17.166
و کسی بود که بقیه رو تشویق
کرد که بقیه چیزارو انجام بدن

00:11:17.416 --> 00:11:19.500
با راهنمایی بابی سریع تصمیم گرفتن

00:11:19.750 --> 00:11:21.833
که تنها راه فرار دسته جمعی

00:11:22.083 --> 00:11:26.350
محاصره کردن قسمت ممنوعه بلوک اچ ۷

00:11:26.600 --> 00:11:29.516
یعنی تقاطع اچه

00:11:29.766 --> 00:11:32.266
نگاهبانا قراره تقریبا
تو وسط منطقه باشن

00:11:33.850 --> 00:11:37.950
تقاطع همچنین شامل
تنها راه خروجیم میشه

00:11:38.200 --> 00:11:40.916
و این جاییه که کامیون حمل و نقل میرسه

00:11:42.533 --> 00:11:46.866
فرار اونا یه جورایی به
رسیدن به اون منطقه بستگی داره

00:11:47.116 --> 00:11:49.633
اونا یه ایده مبتکرانه دارن

00:11:49.883 --> 00:11:52.716
و نقشه شامل زمین شور و یه جارو میشه

00:11:56.883 --> 00:11:59.800
این کارا برای فرار ضروریه

00:12:02.550 --> 00:12:06.633
یه کار مهم‌ تو همه‌ زندان ها نظافته

00:12:06.883 --> 00:12:09.800
تمیز کاری و تی کشی و مسواک زدن

00:12:10.050 --> 00:12:11.800
عموما چیزایی مثل اینا

00:12:12.050 --> 00:12:14.150
گروه فرار به آرومی

00:12:14.400 --> 00:12:17.816
به عنوان کارکن به اچ ۷ نفوذ میکنه

00:12:18.066 --> 00:12:20.150
و محافظا بهشون عادت میکنن

00:12:26.500 --> 00:12:28.650
همه چی سر جاشه

00:12:28.900 --> 00:12:30.500
تا وقتی که یه محافظ از اون یکی بلوک

00:12:30.750 --> 00:12:32.916
تو محوطه امنیتی

00:12:33.166 --> 00:12:36.083
بیک مک فارلنو میشناسه

00:12:36.333 --> 00:12:38.016
اون منو از اسم کوچیکم میشناسه

00:12:38.266 --> 00:12:40.600
و باهم صحبت کرده بودیم

00:12:40.850 --> 00:12:42.333
گفت داری چیکار میکنی؟

00:12:42.583 --> 00:12:44.600
من گفتم دارم چندتا
چیزو اینجا مرتب میکنم

00:12:44.850 --> 00:12:47.683
اون سریعا رفت به اتاق افسر ارشد

00:12:47.933 --> 00:12:49.183
و به دوتاشون گفت

00:12:49.433 --> 00:12:51.350
اون بیرون از سلولش داره چیکار میکنه؟

00:12:51.600 --> 00:12:53.350
اونام گفتن خب اون یکی
از کارکنای بیمارستانه

00:12:53.600 --> 00:12:55.850
مشغول چی کاریه؟
تمیز کردن اینجا

00:12:56.100 --> 00:12:58.450
و بهشون گفت پشیمون میشین

00:12:58.700 --> 00:13:02.950
من نمیذاشتم اون یا استوری
یا کلی از سلولشون بیان بیرون

00:13:03.200 --> 00:13:05.116
بذار بشینن تو سلولشون

00:13:05.366 --> 00:13:07.200
نباید بذاری افرادی مثل اونا

00:13:07.450 --> 00:13:10.200
بیان تو فضاهای حساس

00:13:10.450 --> 00:13:13.050
این آدما سخت ترین
آدما تو آی آر ای هستن

00:13:14.716 --> 00:13:18.200
برای این محافظا دیدن این آدما یهویی،

00:13:18.450 --> 00:13:19.966
اوه آره ما با رژیم زندان پیش میریم

00:13:20.216 --> 00:13:21.383
منطقی نبود

00:13:21.633 --> 00:13:23.716
این بو میداد و حق با اون بود

00:13:25.050 --> 00:13:27.133
اگه مدیر کل زندان تصمیم بگیره که

00:13:27.383 --> 00:13:29.966
که بیک یا توطئه گراش
دیگه تو منطقه محدود

00:13:30.216 --> 00:13:32.300
کار نکنن

00:13:32.550 --> 00:13:34.383
دیگه هیچ وقت از بلوک
هفتشون بیرون نمیان

00:13:34.633 --> 00:13:36.216
چه برسه به رانندگی بیرون از زندان

00:13:36.466 --> 00:13:38.983
پشت به کامیون حمل و نقل

00:13:39.233 --> 00:13:42.233
اونا تا سالها تو هزارتو گیر میوفتادن

00:13:52.150 --> 00:13:56.750
گروهی از اعضای آی آر ای
تو زندان اعلیحضرت هزارتو

00:13:57.000 --> 00:14:00.500
در حال برنامه ریزی یه فرار جسورانس

00:14:00.750 --> 00:14:03.000
این شامل هزاران آدم میشه

00:14:03.250 --> 00:14:06.083
و دسترسی پیدا کردن به اتاقای ممنوع

00:14:07.683 --> 00:14:11.350
برنامه اینه که تا مک فارلن به
عنوان خطر امنیتی شناخته بشه

00:14:11.600 --> 00:14:14.350
کار کنن

00:14:14.600 --> 00:14:16.433
الان کل فرار تو خطره

00:14:18.100 --> 00:14:21.616
چون من گفتم

00:14:21.866 --> 00:14:24.366
"اگه من مسئول این بلوک بودم

00:14:24.616 --> 00:14:26.100
اونا بیرون از سلولاشون نبودن" دعوا شد

00:14:26.350 --> 00:14:27.616
در جواب اینکه اون به من گفته بود

00:14:27.866 --> 00:14:29.866
خب تو مسئول این بلوک نیستی

00:14:30.116 --> 00:14:32.033
و این روشیه که ما ادارش میکنیم

00:14:32.283 --> 00:14:33.950
اون میگه "تو داری اشتباه میکنی

00:14:34.200 --> 00:14:35.633
پشیمون میشی"

00:14:35.883 --> 00:14:38.533
و بعد از اون ندیدمش.

00:14:39.883 --> 00:14:43.033
همدست‌های ایرلندی
میتونن وظایفشون رو

00:14:43.283 --> 00:14:45.800
در پشت میله‌های ممنوعه‌ی
ساختمون اچ انجام بدن.

00:14:46.050 --> 00:14:47.800
و میتونن روی دسترسی

00:14:48.050 --> 00:14:50.300
به امن‌ترین منطقه‌ی اونجا تمرکز کنن،

00:14:50.550 --> 00:14:52.633
اتاق کنترل.

00:14:52.883 --> 00:14:54.633
اینجا نقطه‌ اصلی ارتباط

00:14:54.883 --> 00:14:57.800
بین دنیای خارج و ساختمونه.

00:15:02.483 --> 00:15:04.233
- تو اونو کنترل نمیکنی،
نمیتونی به مرحله دو،

00:15:04.483 --> 00:15:05.900
مرحله سه، مرحله چهار برسی.

00:15:06.150 --> 00:15:07.566
باید وارد اونجا میشدی.

00:15:07.816 --> 00:15:10.316
باید میتونستی کسی رو که

00:15:10.566 --> 00:15:13.333
آژیر خطر رو در طول فرار میزد
رو خلع سلاح کنی.

00:15:16.566 --> 00:15:19.833
- زندانی‌ها شاید اجازه داشتن
واسه تمیزکاری وارد مناطق ممنوعه شن،

00:15:20.083 --> 00:15:21.500
ولی تحت هیچ شریطی

00:15:21.750 --> 00:15:24.583
اجازه ندارن وارد اتاق کنترل شن.

00:15:24.833 --> 00:15:28.750
درهاش همیشه باید قفل بمونه.

00:15:30.250 --> 00:15:31.916
توطئه‌چی‌ها متوجه میشن

00:15:32.166 --> 00:15:34.183
که تنها شانسشون برای وارد شدن

00:15:34.433 --> 00:15:37.933
طرح دوستی‌ ریختن با نگهبان‌هاست.

00:15:38.183 --> 00:15:40.183
تقریبا یه کار غیرممکنه

00:15:40.433 --> 00:15:41.950
با توجه به شرایط سیاسی موجود

00:15:42.200 --> 00:15:43.600
در ایرلند شمالی

00:15:43.850 --> 00:15:46.016
و مخصوصا در هزارتو.

00:15:48.933 --> 00:15:50.383
- عصبانیتشون رو سر پرسنل خالی میکردن

00:15:50.633 --> 00:15:51.950
با حمله کردن به خونه‌هاشون،

00:15:52.200 --> 00:15:56.200
حمله کردن به خونواده‌هاشون،
و با به قتل رسوندن پرسنل.

00:15:56.450 --> 00:15:58.533
در سال ۱۹۸۳، زمان فرار،

00:15:58.783 --> 00:16:00.466
ما ۲۲ نفر پرسنل زندان
به قتل رسیده داشتیم.

00:16:01.883 --> 00:16:04.800
- زندانی‌ها هر روز کتک میخوردن.

00:16:05.050 --> 00:16:08.300
یه جو بی‌اعتمادی کامل

00:16:08.550 --> 00:16:09.716
از هر دو طرف حکمفرما بود.

00:16:09.966 --> 00:16:13.466
پس ما داشتیم تلاش میکردیم اون جو رو

00:16:13.716 --> 00:16:16.466
با جوی که نیاز بود
تا تعداد زیادی از زندانی‌ها رو

00:16:16.716 --> 00:16:19.400
از زندان خارج کنیم جایگزین کنیم.

00:16:25.400 --> 00:16:26.816
- زندانی‌های ایرلندی

00:16:27.066 --> 00:16:29.566
شروع کردن به
خوش‌رفتاری با نگهبان‌ها‌‌.

00:16:29.816 --> 00:16:31.900
شروع کردن به حرف زدن
درباره فوتبال، فوتبال آمریکایی.

00:16:32.150 --> 00:16:34.166
و خیلی خیلی هدفمند

00:16:34.416 --> 00:16:36.666
زندانی‌ها شروع کردن به

00:16:36.916 --> 00:16:38.916
با اسم کوچیک صدا کردن نگهبان‌ها‌.

00:16:39.166 --> 00:16:40.416
یه ترفند آشتی کردن بود.

00:16:42.333 --> 00:16:44.583
- با نگهبان‌های آرومتر،

00:16:44.833 --> 00:16:47.416
چایی تبدیل میشه به یه
گریس مناسب

00:16:47.666 --> 00:16:50.416
برای رد شدن از
در قفل شده‌ی اتاق کنترل.

00:16:51.916 --> 00:16:55.016
- شروع کردیم به چایی درست کردن براشون
وقتی چایی خودمونو درست میکردیم.

00:16:55.266 --> 00:16:56.850
- ولی چایی کفایت نمیکنه

00:16:57.100 --> 00:16:59.100
تا کاری کنه درو باز بذارن.

00:17:01.433 --> 00:17:03.683
- حالا، میشه یه لیوان
چایی رو از میله رد کنی.

00:17:03.933 --> 00:17:07.016
وقتی تست درست میکردیم،
بشقابو نمیشه از میله رد کرد.

00:17:07.266 --> 00:17:10.950
- تست میتونه اون چیزی باشه
که لازمه تا این در باز شه.

00:17:13.016 --> 00:17:14.783
ولی آیا نگهبان‌ها این کارو میکنن؟

00:17:16.450 --> 00:17:18.450
- و ما این کار رو واسه
چندین و چند هفته انجام دادیم

00:17:18.700 --> 00:17:19.616
تا این که در نهایت،

00:17:19.866 --> 00:17:21.800
قفل برداشته شد، در باز بود.

00:17:22.050 --> 00:17:24.283
میتونستیم بریم داخل، چایی
و تست رو بذاریم جلوشون.

00:17:24.533 --> 00:17:25.816
بریم بیرون، و درو دوباره ببندیم.

00:17:26.066 --> 00:17:27.350
یه روال عادی شد.

00:17:28.533 --> 00:17:30.883
- با در باز،

00:17:31.133 --> 00:17:33.050
فراری‌ها هنوز نیاز دارن بدونن

00:17:33.300 --> 00:17:36.633
که چطور میتونن یه نگهبان
تو اتاق کنترل رو تحت اختیار بگیرن،

00:17:36.883 --> 00:17:38.216
چون با یه تق رو مچش،

00:17:38.466 --> 00:17:41.066
میتونست تو صدم ثانیه
به مامورها اخطار بده.

00:17:42.550 --> 00:17:45.900
یه چیز فلزی و جسورانه نیاز دارن،

00:17:46.150 --> 00:17:49.316
چیزی که گیرآوردنش غیر ممکنه،

00:17:49.566 --> 00:17:51.483
تو چهاردیواری زندان.

00:17:51.733 --> 00:17:54.483
- واسه این کار اسلحه ضروری بود.

00:18:00.000 --> 00:18:02.233
- چیزی که نیاز داشتن
اسلحه و مهمات بود

00:18:02.483 --> 00:18:04.333
که قاچاقی آورده شه داخل زندان.

00:18:04.583 --> 00:18:06.833
- تا به امروز،
ایرلند هیچوقت فاش نکرد

00:18:07.083 --> 00:18:08.350
که چطور اسلحه‌ها وارد زندان شدن.

00:18:08.600 --> 00:18:11.083
یه سوال ۶۴۰۰۰ دلاریه.

00:18:11.333 --> 00:18:13.766
ولی به نظر من ایرلند
داره از افرادی که

00:18:14.016 --> 00:18:16.000
بهشون کمک کردن اسلحه‌ها رو
ببرن داخل محافظت میکنه.

00:18:16.250 --> 00:18:19.833
- چیزی که ما میدونیم اینه که
اسلحه‌ها وارد هزارتو شدن،

00:18:20.083 --> 00:18:22.016
به ساختمون اچ تحویل داده نشدن.

00:18:22.266 --> 00:18:24.850
قاچاقی وارد یه بخش دیگه از زندان شدن

00:18:25.100 --> 00:18:28.516
و باید به ساختمون اچ هفت منتقل میشدن.

00:18:33.350 --> 00:18:36.266
حمل اسلحه یه استراتژی معروف

00:18:36.516 --> 00:18:38.533
و راهبردی تو ایرلنده.

00:18:38.783 --> 00:18:41.533
مردم بیرون زندان
به طور عادی حمل سلاح میکنن

00:18:41.783 --> 00:18:43.533
تحت انواع و اقسام تفتیش‌ها.

00:18:43.783 --> 00:18:45.050
ولی حملش داخل زندان

00:18:45.300 --> 00:18:47.466
مشخصا خیلی خطرناکتره.

00:18:47.716 --> 00:18:48.700
اسحله ها میان داخل،

00:18:48.950 --> 00:18:51.866
و چیزی که انتقال دادن...

00:18:52.116 --> 00:18:53.516
نمیدونم آمریکایی‌ها میشناسنش یا نه،

00:18:53.766 --> 00:18:56.050
ولی بهش میگن
پوتین دکتر مارتین.

00:18:56.300 --> 00:18:58.300
- کف پوتین‌ها
تخلیه شده

00:18:58.550 --> 00:18:59.466
تا بشه تفنگ کالیبر ۲۲ و ۲۵

00:18:59.716 --> 00:19:03.566
توش جا شه.

00:19:07.216 --> 00:19:10.733
- پس یه نفر یه جفت پوتین میپوشه

00:19:10.983 --> 00:19:15.316
و اونا رو میبره واسه ملاقاتی
یا به یکی از کارگاه‌ها.

00:19:15.566 --> 00:19:17.566
و به راحتی دور از
چشم نگهبان‌های زندان

00:19:17.816 --> 00:19:20.500
عوضشون کردن.

00:19:20.750 --> 00:19:24.733
ولی جا به جایی اسلحه
همیشه طبق برنامه پیش نمیره.

00:19:29.000 --> 00:19:30.583
تو یه جا به جایی،

00:19:30.833 --> 00:19:32.750
یه زندانی مضطرب،
داره برمیگرده سمت سلولش

00:19:33.000 --> 00:19:34.583
تو ساختمون اچ هفت

00:19:34.833 --> 00:19:38.500
با پوتین‌های جدید
براق که اسلحه‌ها توشه.

00:19:38.750 --> 00:19:42.516
باید آروم، خونسرد و حواس‌جمع بمونه.

00:19:42.766 --> 00:19:47.350
باید قبل از این که نگهبانی
جلوشو بگیره برسه به سلولش.

00:19:49.433 --> 00:19:53.100
و همونطور که انتظار میرفت،
۱۵ متر مونده به سلولش،

00:19:53.350 --> 00:19:54.450
نگهش میدارن.

00:19:56.016 --> 00:19:57.533
- یکی از نگهبان‌ها گفت،

00:19:57.783 --> 00:19:59.533
«پوتین جدید گرفتی؟»

00:19:59.783 --> 00:20:01.200
- اگه نگهبان تفتیش بدنیش کنه،

00:20:01.450 --> 00:20:03.616
و اسلحه‌ها رو تو پوتینش پیدا کنه،

00:20:03.866 --> 00:20:06.283
نه تنها برنامه فرار به‌ هم میخوره،

00:20:06.533 --> 00:20:08.950
بلکه ساختمون اچ صمیمانه فعلی،

00:20:09.200 --> 00:20:12.133
به گذشته بی‌رحمانه خودش برمیگرده.

00:20:16.800 --> 00:20:18.133
- برای چندین ماه،

00:20:18.383 --> 00:20:21.800
یه گروه از زندانی‌ها
یه نقشه فرار گروهی ریختن

00:20:22.050 --> 00:20:25.150
از زندان هزارتو
در ایرلند شمالی‌.

00:20:25.400 --> 00:20:28.650
کلید این نقشه:
تفنگ‌های کوچیکی

00:20:28.900 --> 00:20:33.400
که تو کف پوتین
قاچاقی وارد زندان شدن.

00:20:33.650 --> 00:20:35.816
بدون اسلحه،
فراری‌ها نمیتونن امیدی به

00:20:36.066 --> 00:20:39.233
نگهداشتن تعداد زیادی نگهبان
تو زندان داشته باشن.

00:20:39.483 --> 00:20:43.250
ولی الان،
یه زندانی تو نگهبانی متوقف شده،

00:20:43.500 --> 00:20:48.500
وقتی که یه نگهبان چشمش
به پوتین جدید براقش میخوره.

00:20:50.166 --> 00:20:53.916
اگه زندانی‌ها تفتیش بدنی شن
و اسحله‌ها پیدا شن،

00:20:54.166 --> 00:20:55.916
کل نقشه فرار نقش‌برآب میشه

00:20:56.166 --> 00:20:58.500
و تنبیه‌های شدیدی

00:20:58.750 --> 00:21:01.016
در انتظار همه توطئه‌چی هاست.

00:21:01.266 --> 00:21:02.516
- و با یه لحن صمیمی گفت،

00:21:02.766 --> 00:21:05.250
اسم زنش کیثه،
و میگه پوتین از طرف کیثه.

00:21:05.500 --> 00:21:06.666
اون برام این پوتین رو فرستاد.

00:21:06.916 --> 00:21:08.100
خیلی دوستش ندارم،

00:21:08.350 --> 00:21:09.600
ولی فکر کنم باید بپوشمش.

00:21:09.850 --> 00:21:11.516
و اون میگه،
آره، من ازش خوشم اومد.

00:21:11.766 --> 00:21:13.350
میدونی، و به راهش ادامه داد.

00:21:14.933 --> 00:21:17.950
- خطر بیخ گوششون بود،
ولی اسلحه‌ها

00:21:18.200 --> 00:21:20.516
میرسن به ساختمون اچ هفت.

00:21:20.766 --> 00:21:23.350
اسلحه‌ها تو ساختمونن.

00:21:23.600 --> 00:21:26.950
حالا زندانی‌ها باید یه جای امن
پیدا کنن تا ازشون نگهداری کنن.

00:21:27.200 --> 00:21:31.116
و بهترین جا دقیقا
جلوی چشم نگهبان‌هاست.

00:21:34.800 --> 00:21:36.950
- یه جایی تو انبار پیدا کردیم

00:21:37.200 --> 00:21:40.300
که همه چیز از کل ساختمون
اونجا نگهداری میشه.

00:21:40.550 --> 00:21:42.800
انبار تو منطقه امنه،

00:21:43.050 --> 00:21:45.633
در زندان ساختمون اچ.

00:21:45.883 --> 00:21:48.650
- پس پایین‌ترین طبقه
رو انتخاب میکنیم.

00:21:48.900 --> 00:21:52.050
میتونستیم اونجا قایمشون کنیم،
و روشو بپوشونیم.

00:21:52.300 --> 00:21:54.966
و بعدش همه چیز رو
بالاش میچپونیم.

00:21:55.216 --> 00:21:57.466
پس میتونستیم اسلحه‌ها رو
یه جای امن نگهداریم

00:21:57.716 --> 00:22:00.233
تا روزی که نیازشون داریم.

00:22:00.483 --> 00:22:03.150
- با دسترسی به اتاق کنترل

00:22:03.400 --> 00:22:06.400
و انباری از اسلحه‌
که دم دست مخفی شده،

00:22:06.650 --> 00:22:08.233
زندانی‌ها هر چیزی که لازمه رو دارن

00:22:08.483 --> 00:22:10.816
تا از ساختمون اچ هفت برن بیرون.

00:22:11.066 --> 00:22:13.166
ولی این چیزا اونا رو
از هزارتو بیرون نمیبره.

00:22:13.416 --> 00:22:14.750
حتی یه ذره.

00:22:15.000 --> 00:22:16.666
نیاز دارن یه کامیون جور کنن

00:22:16.916 --> 00:22:19.000
که بتونه چندین نفرشون
رو به آزادی برسونه.

00:22:22.933 --> 00:22:25.500
- پس فکرش مطرح میشه،
میتونیم کامیون رو اشغال کنیم،

00:22:25.750 --> 00:22:26.916
راننده رو گروگان میگیریم،

00:22:27.166 --> 00:22:28.500
و کامیون رو با

00:22:28.750 --> 00:22:31.183
هر چند نفر از زندانی‌ها ایرلندی
که جا میشه بار میزنیم.

00:22:31.433 --> 00:22:33.766
و این یه نقطه ضعف بالقوه
شناسایی شده بود

00:22:34.016 --> 00:22:36.100
چون کاشف به عمل اومد
که این کامیون زندان

00:22:36.350 --> 00:22:40.350
توسط نگهبان‌های زندان واسه
اثاث‌کشی‌هاشون استفاده میشد.

00:22:40.600 --> 00:22:42.516
- پس شک برانگیز نبود

00:22:42.766 --> 00:22:44.700
که از در اصلی هزارتو خارج شه.

00:22:44.950 --> 00:22:47.950
به عبارت دیگه، البته، تا زمانی
که نگهبان اونو برونه

00:22:48.200 --> 00:22:49.700
اونا رو لو نمیده.

00:22:49.950 --> 00:22:53.033
- ما یه زندانی نیاز داشتیم
که رو زمین دراز بکشه

00:22:53.283 --> 00:22:55.450
تا اون نگهبان رو نگهداره،
راننده رو،

00:22:55.700 --> 00:22:58.116
تا کامیون رو تا بیرون زندان برونه.

00:22:58.366 --> 00:23:02.700
من زندانی‌ای بودم که
واسه اون کار انتخاب شدم.

00:23:04.633 --> 00:23:06.466
- حتی با وجود نقشه دزدیدن کامیون

00:23:06.716 --> 00:23:09.550
و گروگان گرفتن راننده،
هنوز هم

00:23:09.800 --> 00:23:12.400
یه مانع دیگه بین اونا
و آزادی وجود داشت.

00:23:12.650 --> 00:23:15.733
واسه بیرون رفتن از هزارتو،
باید از در اصلی رد شی

00:23:15.983 --> 00:23:19.216
و بعدش باجه بازرسی
بیرونی ارتش بریتانیا.

00:23:19.466 --> 00:23:21.400
و بدون جوازی که تو در اصلی گرفتی

00:23:21.650 --> 00:23:24.566
نمیتونی از در ارتش بری بیرون.

00:23:28.650 --> 00:23:30.750
- ساختمون حراست جایی بود که

00:23:31.000 --> 00:23:34.066
جوازی که لازم داشتی
رو از اونجا میگرفتی

00:23:34.316 --> 00:23:36.450
تا بتونی از طریق باجه بازرسی ارتش
از زندان بری بیرون.

00:23:36.700 --> 00:23:38.416
وقتی از اونجا رد شدی،
آزادی، رفتی پی کارت.

00:23:38.666 --> 00:23:42.416
- ساختمون حراست باید به طور فیزیکی
کنترل زندان رو به دست میگرفت

00:23:42.666 --> 00:23:44.916
تا مطمئن شه که تحت هیچ شرایطی

00:23:45.166 --> 00:23:46.200
صدای هیچ آژیر خطری درنیاد.

00:23:46.450 --> 00:23:49.600
باید اونو گیر میاوردیم
و آدم‌هامونو میریختیم توش

00:23:49.850 --> 00:23:51.416
همونطور که از

00:23:51.666 --> 00:23:53.850
در هیدرولیک اصلی زندان خارج میشدیم.

00:23:54.100 --> 00:23:56.350
- جالب اینه که ساختمون حراست

00:23:56.600 --> 00:23:58.100
معمولا پر از نگهبانه،

00:23:58.350 --> 00:24:01.266
معمولا تو ساعت‌های تعویض شیفت،
چون همه نگهبان‌هایی

00:24:01.516 --> 00:24:04.616
که از زندان میرن بیرون و
میان داخل باید اینجا بررسی شن.

00:24:04.866 --> 00:24:08.600
پس زندانی‌ها باید فرار رو
با دقت زیادی زمانبندی کنن

00:24:08.850 --> 00:24:11.766
وگرنه با تعداد زیادی
نگهبان مواجه میشن.

00:24:17.116 --> 00:24:19.300
در نهایت، همه عوامل لازم

00:24:19.550 --> 00:24:21.550
برای نقشه فرارشون رو پیدا کردن،

00:24:21.800 --> 00:24:25.533
حداقل به طور تئوری،
ولی آیا در عمل به کار میاد؟

00:24:25.783 --> 00:24:28.550
فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

00:24:28.800 --> 00:24:30.800
- یه تمرین تمام و کمال

00:24:31.050 --> 00:24:32.216
قبل از فرار انجام دادیم

00:24:32.466 --> 00:24:33.550
تا مطمئن شیم همه چیز مرتبه.

00:24:33.800 --> 00:24:35.983
همه چیز باید با نظم و برنامه پیش بره.

00:24:36.233 --> 00:24:38.316
هیچ زمانی واسه اشتباه کردن نبود.

00:24:38.566 --> 00:24:41.150
- اول از همه،
زندانی‌ها یکی رو مامور کردن

00:24:41.400 --> 00:24:43.633
تا جلوی نگهبان‌ها رو بگیره
که دکمه‌های هشدار رو فشار ندن

00:24:43.883 --> 00:24:45.233
تا کل ساختمون آماده باش شن.

00:24:45.483 --> 00:24:47.483
بعدش تیم فرار اصلی

00:24:47.733 --> 00:24:51.233
تو منطقه ممنوعه‌ی زندان
دور هم جمع میشن.

00:24:52.833 --> 00:24:54.400
- هممون رفتیم تو انبار.

00:24:54.650 --> 00:24:55.816
خیلی اونجا نموندیم،

00:24:56.066 --> 00:24:59.150
فقط اونجا جمع شدیم
تا مطمئن شیم کسی چیزی نگفته.

00:25:02.166 --> 00:25:04.500
- نگهبان‌ها متوجه میشن
که اتفاقی در حال افتادنه؟

00:25:05.916 --> 00:25:09.100
و آیا این انتهای برنامه‌ی فرارشونه؟

00:25:09.350 --> 00:25:11.766
- دیده‌ بودنش، اما...

00:25:12.016 --> 00:25:15.333
کسی بهش توجهی نکرد.

00:25:17.100 --> 00:25:19.016
- تمرین‌ نهایی جواب داد.

00:25:19.266 --> 00:25:21.933
نقشه کامل الان در حال اجراست.

00:25:23.350 --> 00:25:26.700
تحت اختیار گرفتن اتاق کنترل استفاده از
اسلحه برای تحت کنترل گرفتن نگهبان‌ها

00:25:26.950 --> 00:25:29.783
و جلوگیری از به صدا
دراومدن آژیرهای خطر.

00:25:30.033 --> 00:25:31.866
گروگان‌گیری کامیون و راننده‌ش

00:25:32.116 --> 00:25:35.033
در سکوی بارگیری ساختمون اچ هفت،

00:25:35.283 --> 00:25:37.783
سوار کردن ۴۰ زندانی پشت کامیون،

00:25:38.033 --> 00:25:39.116
رد شدن از در اصلی

00:25:39.366 --> 00:25:42.366
با راننده‌کامیونی که
مورد هدف اسلحه‌‌س،

00:25:42.616 --> 00:25:45.366
تحت فشار قرار دادن حراست
در در نظامی،

00:25:45.616 --> 00:25:47.800
و خارج شدن از حیاط زندان.

00:25:48.050 --> 00:25:50.966
بعدش ملاقات با رابط‌های ایرلندیشون

00:25:51.216 --> 00:25:52.716
در جاده‌ی اطراف.

00:25:52.966 --> 00:25:55.466
چی میتونه غلط پیش بره؟

00:26:02.483 --> 00:26:05.966
- سپتامبر، ۱۹۸۳،

00:26:06.216 --> 00:26:07.816
زندان اعلیا حضرت هزارتو،

00:26:08.066 --> 00:26:10.733
یکی از امن‌ترین زندان‌های اروپا،

00:26:10.983 --> 00:26:13.150
در شرف محک زده شدنه.

00:26:13.400 --> 00:26:17.316
یه تیم کوچیک از زندانی‌های
ایرلندی که پنج ماه

00:26:17.566 --> 00:26:22.150
وقت گذاشتن تا یه فرار گروهی از ساختمون
اچ هفت رو با دقت برنامه ریزی کنن.

00:26:22.400 --> 00:26:25.833
حالا از دستور ایرلندیشون خبردار شدن

00:26:26.083 --> 00:26:28.333
که یه تاریخی مشخص شده،

00:26:28.583 --> 00:26:31.666
یکشنبه، ۲۵ سپتامبر.

00:26:35.350 --> 00:26:38.083
شب قبل از فرار،
بیک جری کلی رو

00:26:38.333 --> 00:26:41.933
تو کافه میبینه
و یه فیلمی داره پخش میشه.

00:26:42.183 --> 00:26:43.516
- چراغ‌ها رو خاموش کردن،

00:26:43.766 --> 00:26:44.933
و داشتن ویدیو رو شروع میکردن.

00:26:45.183 --> 00:26:46.600
و عنوانش اومد بالا
و گفت،

00:26:46.850 --> 00:26:49.350
«من از جزیره شیطان فرار کردم.»

00:26:49.600 --> 00:26:51.283
اسم ویدیو بود.

00:26:51.533 --> 00:26:54.616
فیلم درباره یه فرار
از یه زندان منفوره.

00:26:54.866 --> 00:26:55.933
و من گفتم «اوه!»

00:26:56.183 --> 00:26:58.450
گفتم «انگار یه تیکه
پیشگویی از فرداست.»

00:26:58.700 --> 00:27:00.116
بقیه مکالمه درباره این بود که

00:27:00.366 --> 00:27:01.783
«همه چیز مرتبه؟»

00:27:02.033 --> 00:27:03.200
همه چیز حاضر بود.

00:27:03.450 --> 00:27:06.366
تنها مسئله صبر کردن برای روز بعد بود.

00:27:10.950 --> 00:27:12.450
یکشنبه میاد.

00:27:12.700 --> 00:27:14.966
بیک میره سمت منطقه ممنوعه.

00:27:15.216 --> 00:27:17.716
اونو موظف کردن که مطمئن شه کناره امنه

00:27:17.966 --> 00:27:20.300
و این که علامت شروع فرار رو بده.

00:27:20.550 --> 00:27:21.550
- اولین کاری که کردم

00:27:21.800 --> 00:27:23.983
این بود که بررسی کنم همه چیز مرتبه،

00:27:24.233 --> 00:27:26.716
هیچ مشکلی نبود،
همه چیز آروم بود.

00:27:26.966 --> 00:27:28.300
مدیر ارشدی که اونجا بود

00:27:28.550 --> 00:27:30.316
باید میرفت،
ولی نرفت.

00:27:30.566 --> 00:27:33.816
منتظر بودم تا از ساختمون بره بیرون‌.

00:27:34.066 --> 00:27:36.150
- ساعت ۴ عصر شیفت زندان عوض میشه

00:27:36.400 --> 00:27:40.816
فقط یه ساعت و نیم دیگه،
بیک باید یه تصمیمی بگیره.

00:27:41.066 --> 00:27:44.066
منتظر مدیر ارشد بمونه تا بره،

00:27:44.316 --> 00:27:46.400
یا انجامش بده؟

00:27:48.583 --> 00:27:49.583
- باید یه کاری میکردم.

00:27:52.250 --> 00:27:55.583
- فرار با صدای فریاد بیک مکفارلین
رسما شروع شد،

00:27:55.833 --> 00:27:58.600
«بامپر»، اسم ماشین شستشوی زمین.

00:27:58.850 --> 00:28:00.933
پس وقتی «بامپر» فریاد زده شد،
نقشه شروع شد.

00:28:01.183 --> 00:28:03.000
- پس من تو راهروی زندان
فریاد زدم،

00:28:03.250 --> 00:28:05.266
«بامپر پایین تو آ و ب ـه؟»

00:28:05.516 --> 00:28:08.016
و یکی داد زد "نه اونجا نیست

00:28:08.266 --> 00:28:10.433
برای قسمت سی و دی امتحان کن"

00:28:10.683 --> 00:28:13.100
پس به همه کسایی که تو بال ما
هستن اخطار داده شد، تو آ و ب

00:28:13.350 --> 00:28:14.616
که تو موقعیت قرار بگیرن

00:28:14.866 --> 00:28:17.033
پس وقتی برای سی و دی داد زدم

00:28:17.283 --> 00:28:18.116
"بامپر همونجاست؟"

00:28:18.366 --> 00:28:20.100
بابی استوری داد زد "آره همونجاست

00:28:20.350 --> 00:28:21.200
من‌ میارمش"

00:28:21.450 --> 00:28:22.783
پس نگهبان زندان گذاشت بره بیرون

00:28:23.033 --> 00:28:24.116
از دروازه‌های دوگانه گذشت

00:28:24.366 --> 00:28:26.866
و بامپر رو آورد انبار

00:28:27.116 --> 00:28:29.366
همون موقع جری کلی بیرون اومد

00:28:29.616 --> 00:28:32.666
با چیزی که میتونست
برداره و اجازه بردنشو داشت

00:28:34.450 --> 00:28:38.133
کل گروه فرار تو انبار جشن گرفتن

00:28:38.383 --> 00:28:39.883
هر نفر، سلاحش رو برمیداره

00:28:44.716 --> 00:28:46.050
همه سر جاهامونیم

00:28:47.900 --> 00:28:49.800
بابی استوری و اون یکی زندانی

00:28:50.050 --> 00:28:51.466
وارد اتاق ناهار افسر شدن

00:28:51.716 --> 00:28:53.150
توی منطقه محدود شده

00:28:53.400 --> 00:28:55.316
جاییه ‌که ۴تا نگهبان زندان هستش

00:28:55.566 --> 00:28:57.400
بابی استروی اسلحه خودشو ساخت

00:28:57.650 --> 00:29:00.150
برای تاثیر گذاری خمش کرد

00:29:00.400 --> 00:29:02.566
و اون گفت...
و اون به آرومی گفت،

00:29:02.816 --> 00:29:04.250
"تسلیم شو"

00:29:04.500 --> 00:29:06.150
اونا نگاش کردن و بهش خندیدن

00:29:06.400 --> 00:29:07.566
فکر کردن این یه جکه تو یکی از

00:29:07.816 --> 00:29:09.066
امن ترین زندانا وسط اروپا

00:29:10.900 --> 00:29:12.500
"جک نیست تسلیم شو

00:29:12.750 --> 00:29:14.866
"دقیقا همون کاریو که میگم بکن
و بعدش همه چی درست میشه

00:29:15.116 --> 00:29:17.416
اگه نکنی ما اسلحه داریم"

00:29:17.666 --> 00:29:19.000
تا وقتی اونا اسلحه دارن

00:29:19.250 --> 00:29:21.166
کنترل و قدرت دست اوناست

00:29:21.416 --> 00:29:23.683
زندانیا نیاز نداشتن که
ثابت کنن نیتشون خوب بوده

00:29:23.933 --> 00:29:27.500
کارکنا میدونستن که اگه
زندانیا همچین قصدی داشتن

00:29:27.750 --> 00:29:29.350
حتما تو خطر بزرگی بودن

00:29:29.600 --> 00:29:32.183
پس اونا میخوان موافقت کنن

00:29:32.433 --> 00:29:34.433
اتفاقی که افتاد مثل یه موج اثر گذاشت

00:29:34.683 --> 00:29:36.933
اگه شما یه سنگ ریزه
تو استخر آب بندازید

00:29:37.183 --> 00:29:38.850
همه موج ها همزمان باهم حرکت میکنن

00:29:39.100 --> 00:29:40.116
متحدالمرکز

00:29:40.366 --> 00:29:43.433
بعدش آدمایی که پایین سلول منتظرن

00:29:43.683 --> 00:29:45.366
میفهمن که زمانش رسیده

00:29:45.616 --> 00:29:47.366
که اونا رو از زنگ هشدار دور کنن

00:29:47.616 --> 00:29:49.250
بنابراین تو نمیتونی
زنگ هشدارو دریافت کنی

00:29:49.500 --> 00:29:50.616
من میگم ۲۰ثانیه

00:29:50.866 --> 00:29:54.116
همه تحت شرایط بی
ثباتی دستگیر شده بودن

00:29:55.866 --> 00:29:57.616
وظیفه بعدی جری کلی

00:29:57.866 --> 00:29:59.533
اینه که اتاق ‌کنترلو

00:29:59.783 --> 00:30:01.466
تو منطقه ممنوعه در اختیار بگیره

00:30:01.716 --> 00:30:03.133
این یکی از لحظه‌های خیلی مهم

00:30:03.383 --> 00:30:05.466
تو نقشه فراره

00:30:05.716 --> 00:30:08.800
اگه شکست بخوره
همشون حتما دستگیر می‌شن

00:30:11.900 --> 00:30:14.133
من اسلحه رو از بین حصار به سمتشون
نشونه گرفتم

00:30:15.983 --> 00:30:17.966
مامور زندانی که اونجا بود رو میشناختم

00:30:18.216 --> 00:30:20.733
و من گفتم "جان این
یه عملیات آی آر آیه

00:30:20.983 --> 00:30:22.233
این یه اسلحه‌‌س"

00:30:22.483 --> 00:30:24.200
"میخوام دقیقا اون چیزایی
که میگمو انجام بدی"

00:30:24.450 --> 00:30:25.850
اونا نمیخواستن که به کسی آسیب بزنن

00:30:26.100 --> 00:30:27.733
ولی برای صدمه زدن به کسی که

00:30:27.983 --> 00:30:30.066
تلاش کنه زنگ هشدارو
بالا ببره تردید نمیکنن

00:30:30.316 --> 00:30:32.900
جری به محافظا میگه که تسلیم بشن

00:30:33.150 --> 00:30:35.916
بنابراین مجبور نمیشه
که دکمه زنگو بزنه

00:30:36.166 --> 00:30:38.833
میتونستم ببینمش ‌که
اندازشو بیشتر میکرد

00:30:39.083 --> 00:30:41.166
اگه نگهبان بخواد هشدار رو بزنه

00:30:41.416 --> 00:30:44.333
باید الان باشه

00:30:44.583 --> 00:30:45.916
و من میگم " جان نکن"

00:30:49.933 --> 00:30:51.266
و اون تسلیم میشه

00:30:53.600 --> 00:30:56.516
ولی همون طوری که جون
آدامز روی زمین دراز کشیده

00:30:56.766 --> 00:30:59.116
یه نگهبان نامشخص از دستشویی

00:30:59.366 --> 00:31:01.866
به لابی اصلی منطقه ممنوعه میاد

00:31:05.683 --> 00:31:08.283
جری کلی یه نگاه لحظه‌ای بهش کرد

00:31:08.533 --> 00:31:11.116
و آقای آدمز از فرصتش استفاده کرد

00:31:11.366 --> 00:31:12.783
علی رغم خطری که براش داشت

00:31:13.033 --> 00:31:16.116
تلاش کرد که در اتاق
کنترلو برای امنیت بیشتر ببنده

00:31:16.366 --> 00:31:17.866
تا بتونه زنگ هشدارو بزنه

00:31:19.966 --> 00:31:21.716
نمیتونم ببینم چی میشه
و صدای دوتا گلوله شنیدم

00:31:29.466 --> 00:31:32.550
حدود ۲:۵۰ بعد از ظهر یکشنبه

00:31:32.800 --> 00:31:36.566
۲۵سپتامبر ۱۹۸۳

00:31:36.816 --> 00:31:39.133
کمتر از ۲۰دقیقه تو فرار

00:31:39.383 --> 00:31:41.900
از زندان هزارتو اعلیحضرت

00:31:42.150 --> 00:31:45.650
همه چیز داره از کنترل خارج میشه

00:31:45.900 --> 00:31:47.733
زندانی آی آر ای جری کلی

00:31:47.983 --> 00:31:50.500
مرکز اچ بلاک ۷ رو ایمن کرده

00:31:52.000 --> 00:31:55.750
ولی تو این عملیات یه نگهبان تیر خورده

00:31:56.000 --> 00:31:59.250
با توجه به گزارش اصلی فرار

00:31:59.500 --> 00:32:03.083
کسی که به سر افسر
زندان جان آدامز شلیک کرده

00:32:03.333 --> 00:32:04.833
جری کلیه

00:32:08.500 --> 00:32:10.516
اون داشت تلاش میکرد
که زنگ هشدارو بزنه

00:32:10.766 --> 00:32:14.083
وقتی اومد تو من به سمتش رفتم

00:32:14.333 --> 00:32:16.683
و گفتم "حالت خوبه؟"

00:32:16.933 --> 00:32:19.516
فقط میخواستم بدونم میتونه حرف بزنه

00:32:19.766 --> 00:32:22.616
من میگم "برای چی اون کارو کردی جان؟"

00:32:22.866 --> 00:32:24.866
اون میگه "میدونم، میدونم"

00:32:25.116 --> 00:32:27.616
من میگم"ما هر چه سریع تر برات

00:32:27.866 --> 00:32:29.866
خدمات پزشکی جور میکنیم"

00:32:30.116 --> 00:32:32.033
افسر تنها نگهبان زخمی شده نیست

00:32:32.283 --> 00:32:33.783
طول محاصره بلوک

00:32:34.033 --> 00:32:35.950
خیلیا زخمی شدن

00:32:36.200 --> 00:32:38.450
محافظا الان میدونن که زندانیا

00:32:38.700 --> 00:32:40.633
در حد مرگ جدین

00:32:40.883 --> 00:32:43.200
همه نگهبانایی که دستگیر شده بودن

00:32:43.450 --> 00:32:46.966
تو یه کلاس آورده شدن

00:32:47.216 --> 00:32:51.133
از هرکدومشون که
خواستیم لباسشونو گرفتیم

00:32:51.383 --> 00:32:53.300
و بهشون یه چیزی شبیه بارانی دادیم

00:32:53.550 --> 00:32:56.550
ما پارچه‌های روبالشتی
رو روی سرشون گذاشتیم

00:32:56.800 --> 00:32:58.800
تا نبینن کی ازشون محافظت میکنه

00:32:59.050 --> 00:33:01.050
کی پشت سر میمونه تا ازشون محافظت کنه

00:33:01.300 --> 00:33:03.716
فراریا الان کنترل کامل رو

00:33:03.966 --> 00:33:05.316
بروی محافظای بلوک اچ ۷ دارن

00:33:11.733 --> 00:33:14.733
گروه وارد مرحله دوم نقشه میشه

00:33:14.983 --> 00:33:17.233
منتظر کامیون غدا تا برسه

00:33:17.483 --> 00:33:20.500
برنامه ریزی شده ساعت
۳:۱۵ به بلوک اچ ۷ برسه

00:33:20.750 --> 00:33:23.250
زمان بندی مهمه

00:33:23.500 --> 00:33:25.833
شانس کشف شدن تصاحب
اونا هر ثانیه که میگذره

00:33:26.083 --> 00:33:27.916
بیشتر میشه

00:33:28.166 --> 00:33:29.916
اگه حتی یه دقیقه دیر کنن

00:33:30.166 --> 00:33:31.583
ریسک مطابق شدن با عوض شدن

00:33:31.833 --> 00:33:33.766
شیفت زندانو دارن

00:33:34.016 --> 00:33:37.166
این یعنی محافظای بیشتر
تو خروجی اصلی زندان

00:33:39.350 --> 00:33:40.850
کامیون دیر کرده

00:33:49.850 --> 00:33:51.933
کامیون غذا دیر اومد

00:33:52.183 --> 00:33:53.200
و‌ این قسمتی از فراره

00:33:53.450 --> 00:33:54.700
که شما نمیتونید براش تمرین کنید

00:33:56.533 --> 00:33:58.200
به راننده تو قسمت اسلحه خوشامد میگن

00:34:00.366 --> 00:34:02.283
پیام واضحه

00:34:02.533 --> 00:34:05.383
یا کاری که ما میگیمو بکن یا هیچی

00:34:05.633 --> 00:34:07.783
اتفاقی که بعدش افتاد این
بود که اونا راننده رو آوردن

00:34:08.033 --> 00:34:10.133
و ما اتاق پزشکیم محاصره کردیم

00:34:10.383 --> 00:34:12.133
و با نقشه‌ها و نمودارهای اردوگاه

00:34:12.383 --> 00:34:14.133
یه تابلوی بزرگ نمایش دادیم

00:34:14.383 --> 00:34:16.966
ما تپانچه و مهماتو گذاشتیم رو میز

00:34:17.216 --> 00:34:19.633
و اون قسمت جدید نقشه فرارشو گفت

00:34:19.883 --> 00:34:22.816
اون به یه تیکه طناب بسته شده

00:34:23.066 --> 00:34:24.983
که وصل شده به یه نارنجک دستی

00:34:25.233 --> 00:34:26.633
کنار اون

00:34:26.883 --> 00:34:28.983
جری کلی لباس زندان پوشیده

00:34:29.233 --> 00:34:32.483
اون‌ اونجا دراز کشیده و
اسلحشو گرفته سمت راننده

00:34:32.733 --> 00:34:33.650
نارنجکی در کار نبود

00:34:33.900 --> 00:34:36.250
ولی تو این موقعیت اون

00:34:36.500 --> 00:34:38.916
تقریبا داشت چیزایی که
ما بهش میگفتیمو باور میکرد

00:34:39.166 --> 00:34:41.733
الان که کنترل کامیون غذا دست اونا بود

00:34:41.983 --> 00:34:44.400
۳۷زندانیو پشت کامیون سوار کردن

00:34:44.650 --> 00:34:46.250
اونا امیدوارن که این ماشین فرار

00:34:46.500 --> 00:34:47.666
اونا رو از

00:34:47.916 --> 00:34:52.083
زندان هزارتو به آزادی ببره

00:34:52.333 --> 00:34:57.350
این در صورتیه که اونا
بتونن قبل از ۴بعد از ظهر

00:34:57.600 --> 00:35:00.250
به خروجی اصلی برسن،
قبل از عوض شدن شیفت

00:35:00.500 --> 00:35:02.350
خطرها هر لحظه داره بیشتر میشه

00:35:02.600 --> 00:35:05.016
راننده، تو تیررس اسلححه

00:35:05.266 --> 00:35:07.766
همون طوری که ماشینو روشن
میکنه و بیرون میره سعی میکنه

00:35:08.016 --> 00:35:08.933
آروم باشه

00:35:11.266 --> 00:35:13.266
راه برگشتی نیست

00:35:13.516 --> 00:35:17.016
ولی اعصاب من پشت کامیون

00:35:17.266 --> 00:35:18.283
خیلی آروم نبود

00:35:18.533 --> 00:35:20.950
منو بابی استوری سر پا بودیم

00:35:21.200 --> 00:35:24.283
همه کاملا ساکت نشسته بودن

00:35:24.533 --> 00:35:26.616
ما به همه گفتیم وقتی ما اومدیم تو

00:35:26.866 --> 00:35:29.716
کسی یه کلمه حرف
نمیزنه تا وقتی بریم بیرون

00:35:29.966 --> 00:35:32.616
سکوت کامل هیجان داشت بیشتر میشد

00:35:32.866 --> 00:35:34.116
کامیون غذا از

00:35:34.366 --> 00:35:36.383
خیلی از پست بازرسی سطح پایین میگذره

00:35:36.633 --> 00:35:38.133
بدون سر و صدای زیاد

00:35:44.466 --> 00:35:46.900
بالاخره کامیون به
ساختمون امنیتی میرسه

00:35:47.150 --> 00:35:48.466
کنار خروجی اصلی

00:35:48.716 --> 00:35:51.650
تنها ده دقیقه به عوض شدن شیفت مونده

00:35:51.900 --> 00:35:56.900
اینجا نه تا از زندانیا
که لباس پلیس پوشیدن

00:35:57.150 --> 00:35:58.900
از کامیون بیرون میان

00:35:59.150 --> 00:36:01.983
اونا مامورای امنیتیو
با اسلحه تهدید میکنن که

00:36:02.233 --> 00:36:06.233
که بهشون گذرنامه رسمی برای
گذشتن از خروجی بعدی رو بده

00:36:06.483 --> 00:36:08.166
خروجی نظامی بریتانیا

00:36:12.583 --> 00:36:14.583
همین طور که اونا در حال
تصاحب ساختمون امنیتین

00:36:14.833 --> 00:36:16.266
به وقت عوض شدن شیفت زندان

00:36:16.516 --> 00:36:19.000
نزدیک و نزدیک تر میشن

00:36:19.250 --> 00:36:23.916
ما باید حداقل ۲۰ دقیقه زودتر

00:36:24.166 --> 00:36:26.433
به این منطقه میرسیدیم

00:36:26.683 --> 00:36:31.100
این منطقه رو باید حداکثر ۶مامور

00:36:31.350 --> 00:36:33.183
کنترل کنه

00:36:33.433 --> 00:36:36.516
ولی چون ۲۰دقیقه یا بیشتر دیر شده بود

00:36:36.766 --> 00:36:38.783
مامورای بیشتری داشتن سر پستشون میومدن

00:36:39.033 --> 00:36:41.016
و خیلیاشون پستشونو ترک کردن

00:36:41.266 --> 00:36:44.200
بنابراین تعدادشون زیاد و زیاد تر شد

00:36:47.783 --> 00:36:50.366
تنها راه حل برای ۹تا مامور جعلی

00:36:50.616 --> 00:36:52.716
اینه که به گروگان گیری ادامه بدن

00:36:52.966 --> 00:36:54.283
ولی زندانیا تعداد مشخصی از

00:36:54.533 --> 00:36:56.216
نگهبانا رو میتونن کنترل کنن

00:36:56.466 --> 00:36:58.216
وقت داره تموم میشه

00:36:59.883 --> 00:37:03.133
باید یه کاری کنن یا
اینکه همه چیز تموم میشه

00:37:14.216 --> 00:37:16.316
از ۴بعد از ظهر گذشته

00:37:16.566 --> 00:37:18.983
امن ترین زندان اروپای غربی

00:37:19.233 --> 00:37:22.916
از داخل مورد حمله قرار گرفته

00:37:23.166 --> 00:37:27.416
۳۸ زندانی آی آر ای موفق شدن
که از بلوک شکست ناپذیر اچ

00:37:27.666 --> 00:37:30.983
جایی که توش زندانی بودن فرار کنن

00:37:31.233 --> 00:37:33.416
ولی برای خروجی اصلی دیر کرده بودن

00:37:33.666 --> 00:37:37.750
الان اونا برای کنترل تقریبا ۴۰پلیس

00:37:38.000 --> 00:37:40.333
که تو ساختمون امنیت،
کنار خروجی، نگه داشتن

00:37:40.583 --> 00:37:42.000
ناامیدن

00:37:44.850 --> 00:37:49.350
مابین ۳۵ تا ۴۰ محافظ
زندان روی زمین دراز کشیدن

00:37:49.600 --> 00:37:52.850
پس اونا دارن تو
ساختمون امنیتی تجمع میکنن

00:37:53.100 --> 00:37:54.850
وضعیت تو ساختمون امنیتی

00:37:55.100 --> 00:37:57.100
به سرعت داره از کنترل خارج میشه

00:37:59.433 --> 00:38:01.533
یه نگهبان داره پستشو ترک میکنه

00:38:01.783 --> 00:38:03.933
اون داخلو نگاه میکنه و
میفهمه یه چیزی سر جاش نیست

00:38:04.183 --> 00:38:05.116
اون میدووه

00:38:05.366 --> 00:38:06.950
درحالی که سوت امنیتی رو میزنه،
زنگ هشدار

00:38:07.200 --> 00:38:08.700
من دوییدم سمت بابی و گفتم

00:38:08.950 --> 00:38:10.200
بابی اون زنگ هشداره

00:38:10.450 --> 00:38:12.283
بابی به من گفت خروجی
جلویی زندانو باز کن

00:38:14.033 --> 00:38:16.116
و یه اهرم بزرگ هیدرولیک
روی دروازه هیدرولیک وجود داره

00:38:16.366 --> 00:38:17.716
همون لحظه که من دروازه رو باز کردم

00:38:17.966 --> 00:38:19.200
حدود ۱۰محافظ زندان

00:38:19.450 --> 00:38:20.633
منتظر بودن که برن سر پستشون

00:38:20.883 --> 00:38:23.050
یکیشون منو شناخت

00:38:23.300 --> 00:38:24.383
من اسلحه‌مو در آوردم

00:38:24.633 --> 00:38:25.800
و بهش گفتم عقب واییسته

00:38:26.050 --> 00:38:27.466
بیک میتونه دروازه رو باز کنه

00:38:27.716 --> 00:38:29.633
ولی محافظای زیادی اون طرف منتظرن

00:38:29.883 --> 00:38:31.900
تا دو تا ماشین رو از دروازه رد کنن

00:38:32.150 --> 00:38:34.466
که کاملا راه کامیون رو میبنده

00:38:36.133 --> 00:38:37.800
تو این نقطه

00:38:38.050 --> 00:38:39.900
برنامه اصلی استفاده از کامیون غذا

00:38:40.150 --> 00:38:43.483
برای بردن زندانیا از زندان هزارتو

00:38:43.733 --> 00:38:44.983
به آزادی به مشکل خورده بود

00:38:46.733 --> 00:38:48.400
زمان داره میگذره

00:38:48.650 --> 00:38:50.733
بیک برای راهنمایی
به سمت بابی برمیگرده

00:38:53.000 --> 00:38:54.416
اونا گفتن اونا ماشینارو آوردن داخل

00:38:54.666 --> 00:38:57.000
و اون به من گفت در
پشتی کامیونو باز کن

00:38:58.833 --> 00:39:02.000
وقت نقشه دومه یا حتی سوم

00:39:02.250 --> 00:39:04.666
بدو

00:39:04.916 --> 00:39:07.166
همه همدستای ما با لباسای غیر نظامی

00:39:07.416 --> 00:39:09.166
از پشت کامیون بیرون پریدن

00:39:13.100 --> 00:39:16.350
این به این معنیه که
الان ما ۳۸نفر داریم

00:39:16.600 --> 00:39:19.450
نگهبانا با چند نفر که
وارد میشدن روبه‌رو شدن

00:39:19.700 --> 00:39:22.516
۳۰ تا ۴۰نفر داخل، پس هرجایی که

00:39:22.766 --> 00:39:26.366
بیشتر از ۸۰ یا ۹۰نفر آدم بود غوغا شد

00:39:26.616 --> 00:39:29.700
نگهبانا و زندانیای آی آر ای
تو اون قسمت دعوا میکردن

00:39:31.950 --> 00:39:34.200
تو این مرحله یه دعوا شروع میشه

00:39:34.450 --> 00:39:36.616
و زندانیا تلاش میکنن
که از اونجا بیان بیرون

00:39:36.866 --> 00:39:39.366
نگهبانا سعی میکنن اونا رو متوقف کنن

00:39:39.616 --> 00:39:41.033
خشونت اینجا شروع میشه

00:39:43.800 --> 00:39:44.550
تو این مرحله

00:39:44.800 --> 00:39:46.883
زندانیا میدونستن که بازی تموم شده

00:39:47.133 --> 00:39:49.300
پس هر کسی واسه خودش بود

00:39:49.550 --> 00:39:50.966
پس ما تا دروازه دوییدیم

00:39:51.216 --> 00:39:52.716
برای بیرون رفتن جنگیدیم

00:39:55.816 --> 00:39:58.150
پس ۱۹نفری که از محیط خارج شدن

00:39:58.400 --> 00:39:59.716
و فرار کردن

00:39:59.966 --> 00:40:01.400
باید از حصار سیم خاردار میگذشتن

00:40:04.983 --> 00:40:06.833
در واقع، وزارت دفاع بریتانیا بود

00:40:07.083 --> 00:40:09.566
حصار بیرونی و من
میدونستم که میتونه آدمو ببره

00:40:09.816 --> 00:40:12.333
من دوییدم و هر چقدر که میتونستم

00:40:12.583 --> 00:40:13.566
دور تر از سیم پریدم

00:40:20.833 --> 00:40:22.750
و صاف افتادم

00:40:23.000 --> 00:40:25.000
وقتی میخواستم بلند شم فقط
اینطوری میتونم توصیفش کنم

00:40:25.250 --> 00:40:27.433
اگه فیلم جنگی دیده باشین میفهمین

00:40:27.683 --> 00:40:29.416
وقتی سربازا از جایی میخوان رد بشن

00:40:29.666 --> 00:40:32.000
یه نفر هست که به عنوان پل میخوابه

00:40:32.250 --> 00:40:34.000
تا بقیه بتونن از روش سریعتر رد بشن

00:40:34.250 --> 00:40:36.766
در همین حین که جری
گیر کرده صدای گلوله میاد

00:40:40.600 --> 00:40:43.366
یه زندانی و یه محافظ
تو درگیری تیر خوردن

00:40:43.616 --> 00:40:45.283
الان جری یه هدف آسونه

00:40:45.533 --> 00:40:47.350
که تو سیم خاردار گیر افتاده

00:40:47.600 --> 00:40:49.916
تنها چیزی که من بهش فکر
میکردم این بود که "رفقا رفقا بیاین

00:40:50.166 --> 00:40:50.766
منو بردارین"

00:40:53.700 --> 00:40:56.783
در نهایت یه فراریه دیگه
جونشو به خطر میندازه

00:40:57.033 --> 00:40:58.450
که جریو نجات بده

00:40:58.700 --> 00:40:59.800
و من بیرون اومدم

00:41:00.050 --> 00:41:01.866
سیم خاردار صورتمو خونی کرده بود

00:41:06.216 --> 00:41:07.633
بعد از پاک کردن حصار نظامی

00:41:07.883 --> 00:41:10.383
فراریا تو چند گروه دسته بندی شدن

00:41:10.633 --> 00:41:13.383
بعضیاشون به سمت خونه‌های
کشاورزی اطراف میرن

00:41:13.633 --> 00:41:15.300
بعضیاشون به ماشینا دستور میدن

00:41:15.550 --> 00:41:17.300
برای مقامات ایجاد پستای بازرسی

00:41:17.550 --> 00:41:19.133
خیلی طول نکشید

00:41:19.383 --> 00:41:24.066
و اخبار فرار خیلی زود همه جا پخش شد

00:41:24.316 --> 00:41:26.650
گشتای پیاده و موانع برای
کنترل سریع همه جا قرار گرفت

00:41:26.900 --> 00:41:28.983
تا دنبال زندانیای فراری بگردن

00:41:29.233 --> 00:41:31.483
هلیکوپترا منطقه اطرافو میگشتن

00:41:31.733 --> 00:41:33.733
چند تا از زندانیا درست نزدیک

00:41:33.983 --> 00:41:36.250
محیط زندان دستگیر شدن

00:41:36.500 --> 00:41:39.316
اما خیلیا موفق شدن که آزاد بشن

00:41:42.333 --> 00:41:44.833
بیک و جری هر دوشون به جنوب رفتن

00:41:45.083 --> 00:41:47.200
و دوباره به آی آر ای برای
گذروندن وظیفشون برگردونده شدن

00:41:50.683 --> 00:41:53.850
اونا بالاخره به اروپا رسیدن،
اروپای اصلی

00:41:54.100 --> 00:41:55.833
اما دست دراز دولت بریتانیا

00:41:56.083 --> 00:41:58.666
بالاخره جری کلی و بیک مس فارلن رو تو

00:41:58.916 --> 00:42:02.016
آمستردام دستگیر میکنه

00:42:02.266 --> 00:42:04.600
اونا رو دوباره به بلوک اچ ۷ که

00:42:04.850 --> 00:42:08.016
خیلی تلاش کرده بودن
ازش فرار کنن میفرستن

00:42:13.100 --> 00:42:16.450
فرار از هزارتو جون یه نگهبانو گرفت

00:42:16.700 --> 00:42:18.366
و بیشتر از ۲۰نفرو زخمی کرد

00:42:20.366 --> 00:42:24.300
یه فرار پرخشونت و ناراحت کننده بود

00:42:25.783 --> 00:42:28.116
بیک مکفارلن آخرین بار

00:42:28.366 --> 00:42:30.800
تو ۱۹۹۷ از هزارتو آزاد شد

00:42:32.383 --> 00:42:36.300
جری کلی تو سال ۱۹۸۹
آزاد شد و یه سیاستمدار شد

00:42:36.550 --> 00:42:38.633
اون به مذاکرات با عهد
نامه جمعه خوب ۱۹۹۸

00:42:38.883 --> 00:42:42.483
برای پایان دادن مشکلات کمک کرد

00:42:42.733 --> 00:42:44.716
بخشی از عهد نامه

00:42:44.966 --> 00:42:46.716
آزاد کردن خیلی از زندانیای هزارتو بود

00:42:50.983 --> 00:42:54.650
تو سال ۲۰۰۰ زندان بدنام بسته شد

00:42:54.900 --> 00:42:56.566
و تا حدی تخریب شد

00:42:56.816 --> 00:42:59.666
فقط یکی از بلوک‌ های ۷ سالم موند

00:42:59.916 --> 00:43:01.566
با آرزوی اینکه

00:43:01.816 --> 00:43:06.333
اون قسمت به موزه تبدیل بشه

00:43:06.583 --> 00:43:09.583
مترجمین:
خشنودی، ویولت، فائزه طالبی