WEBVTT

00:00:06.166 --> 00:00:10.999
«سریال «آن سوی اطلس
فصل اول - قسمت دو

00:00:49.832 --> 00:00:52.165
‫- یکی دیگه؟
‫- نه، ممنون.

00:00:55.165 --> 00:00:56.665
‫یه قهوه، لطفاً.

00:01:03.165 --> 00:01:03.998
‫من متاهلم.

00:01:06.123 --> 00:01:09.998
‫اعتماد به نفست رو تحسین می‌کنم،
‫اما سعی ندارم اغوات کنم.

00:01:12.748 --> 00:01:14.373
‫شایعه شده راه خروج پیدا کردی.

00:01:16.165 --> 00:01:19.665
‫خیلی از بریتانیایی‌ها بعد از عقب‌نشینی
‫توی بندر دنکرک، توی فرانسه گیر افتادن.

00:01:20.165 --> 00:01:21.165
‫خیلی‌هاشون.

00:01:23.248 --> 00:01:24.248
‫به کمک نیاز دارن.

00:01:25.290 --> 00:01:27.998
‫تو ازم می‌خوای که اسرای جنگی بریتانیایی رو
‫قاچاق کنم و از فرانسه بیرون ببرم؟

00:01:28.665 --> 00:01:29.498
‫من آمریکاییم.

00:01:29.581 --> 00:01:30.748
‫دقیقاً.

00:01:36.248 --> 00:01:38.664
‫بریتانیا توی جنگه و محاصره شده.

00:01:39.456 --> 00:01:41.956
‫ما به متفقینی نیاز داریم
‫که توی فرانسه بتونن آزادانه کار کنن.

00:01:42.039 --> 00:01:43.581
‫- خانم...
‫- مارگو صدام بزن.

00:01:44.081 --> 00:01:48.123
‫مارگو، کشور من رسماً توی این جنگ، بی‌طرفه.

00:01:48.206 --> 00:01:52.206
‫آقای فرای، مقاله‌هایی که توی نیویورک تایمز
‫از برلین نوشتین رو خوندم.

00:01:52.289 --> 00:01:54.956
‫دقیقاً می‌دونم
‫راجع به بی‌طرفی آمریکا چه حسی دارین.

00:02:01.956 --> 00:02:03.414
‫چیزی که دارین پیشنهاد میدین،

00:02:04.414 --> 00:02:05.414
‫پیمان شکنیه.

00:02:07.705 --> 00:02:08.872
‫آقای بنجامین.

00:02:09.622 --> 00:02:12.372
‫ببخشید.
‫امیدوارم ناراحت نشین. من...

00:02:12.455 --> 00:02:14.622
‫فقط یه سوال راجع به کارتون دارم.

00:02:14.705 --> 00:02:15.872
‫چی شما رو به اینجا آورد؟

00:02:15.955 --> 00:02:18.372
‫اوه، کنجکاوی.

00:02:22.205 --> 00:02:23.330
‫بفرما. اه...

00:02:23.414 --> 00:02:28.455
‫اگه عطر اشیاء منحصر به فرد
‫وقتی به تولید انبوه میرسن از بین بره،

00:02:29.330 --> 00:02:30.330
‫کجا میره؟

00:02:31.830 --> 00:02:34.038
‫سوال جالب‌تر اینه که،

00:02:34.122 --> 00:02:39.705
‫چه بلایی سر عطر اشیاء منحصر به فرد میاد

00:02:39.788 --> 00:02:42.497
‫وقتی توسط قدرت‌های شیطانی ریز ریز بشن

00:02:43.496 --> 00:02:46.080
‫و وقتی دنیایی که می‌شناسیم داره نابود

00:02:46.163 --> 00:02:47.871
‫و تیکه تیکه میشه؟

00:02:49.746 --> 00:02:50.746
‫اما یه روزی،

00:02:51.496 --> 00:02:55.746
‫دوباره تیکه‌ها رو کنار همدیگه قرار میدیم،
‫درست مثل یه پازل.

00:02:57.746 --> 00:03:00.663
‫و در یهودیت به این «تیکون عولم» میگن.
‫(معنا: وظیفه انسان‌ها، ترمیم دنیا می‌باشد)

00:03:00.746 --> 00:03:02.121
‫تیکون عولم.

00:03:02.204 --> 00:03:03.413
‫تیکون عولم.

00:03:03.496 --> 00:03:04.538
‫تیکون عولم.

00:03:04.621 --> 00:03:05.954
‫تیکون عولم.

00:03:06.038 --> 00:03:07.246
‫تیکون عولم.

00:03:07.329 --> 00:03:08.454
‫دقیقاً.

00:03:08.538 --> 00:03:12.079
‫داریم سعی می‌کنیم سلول‌های مقاومتی دیگه
‫مثل خودتون رو پیدا کنیم.

00:03:12.579 --> 00:03:15.163
‫کمیته نجات فوری یه سازمان کمک‌دهیه.

00:03:15.246 --> 00:03:18.663
‫اومدم اینجا که به مردم برای فرار از خشونت
‫کمک کنم نه اینکه خودم توش دخیل بشم.

00:03:18.746 --> 00:03:21.079
‫- پس کمک کنین پسرامون فرار کنن.
‫- نمی‌تونم بهتون کمکی کنم.

00:03:21.162 --> 00:03:24.162
‫اون مرده که اون سمته رو می‌بینین؟
‫اور کت پوشیده، همینطوری رد میشه؟

00:03:24.746 --> 00:03:28.454
‫فرمانده پلیس مارسیه.
‫داره آماده میشه که به اسپندید حمله کنه.

00:03:29.996 --> 00:03:31.246
‫- کی؟
‫- اوه...

00:03:32.704 --> 00:03:34.537
‫- پنج دقیقه، ده دقیقه دیگه.
‫- چی؟

00:03:34.621 --> 00:03:37.995
‫اون مردی که داره روزنامه ایتالیایی می‌خونه،
‫اون هم یکی از آدم‌هاشه.

00:03:38.079 --> 00:03:41.579
‫و همینطور اون دو تا که شال گردن انداختن
‫و پیش میز دارن حرف میزنن،

00:03:42.079 --> 00:03:45.537
‫و اون مردی که داره کفشش رو برق میندازه
‫و داره سیگار برگ میکشه.

00:03:48.245 --> 00:03:50.870
‫هر چهار تاشون فقط منتظر سیگنال فرمانده‌ـن.

00:03:51.454 --> 00:03:52.454
‫ممکن نیست این رو بدونی.

00:03:54.245 --> 00:03:55.912
‫همین جا صبر کن و ببین چی میشه.

00:04:06.370 --> 00:04:09.037
‫لاربی بن‌برک، پیروزی‌های اخیرش رو دیدی؟

00:04:09.120 --> 00:04:10.870
‫- کی؟
‫- لاربی بن‌برک.

00:04:11.453 --> 00:04:13.703
‫- مروارید سیاه مارسی.
‫- پال.

00:04:13.786 --> 00:04:15.703
‫- طرفدار فوتبال نیستی؟
‫- نه.

00:04:17.036 --> 00:04:19.453
‫معتقدم که قراره به این هتل حمله بشه.

00:04:19.536 --> 00:04:21.536
‫- چی؟
‫- باید مردم رو از اینجا خارج کنیم.

00:04:21.620 --> 00:04:25.411
‫آقای بنجامین و چند نفر دیگه
‫امروز با قطار میرن سمت بنیول

00:04:25.495 --> 00:04:27.286
‫و شب هم سمت پیرینیس میرن.

00:04:27.786 --> 00:04:29.036
‫می‌تونی ببریش پیش لیسا؟

00:04:29.120 --> 00:04:31.994
‫من یه ایده دارم
‫که برای یه شب بقیه رو کجا ببریم.

00:04:32.078 --> 00:04:34.244
‫به هرحال، مری جین طبقه بالاست؟

00:04:34.328 --> 00:04:36.244
‫- اوه!
‫- عالی نیستن؟

00:04:37.369 --> 00:04:41.619
‫اگه همه لباس کارگرهای تاکستان رو بپوشن،
‫لیسا همه رو تو روز میبره خونه‌ـشون/

00:04:41.703 --> 00:04:43.661
‫و اون‌ها از اون پوتین‌های قدیمی

00:04:43.744 --> 00:04:46.328
‫که پای همه هست، راحت‌ترم هست.

00:04:46.994 --> 00:04:49.411
‫- از اون‌ها خوشت نمیاد؟
‫- نه، به اندازه کافی بزرگ نیستن.

00:04:49.494 --> 00:04:52.619
‫اوه. انقدر راحتن که ممکنه دیگه درشون نیارم.

00:04:52.702 --> 00:04:54.786
‫تا موقعی که این‌ها پاته فرار نکنی

00:04:54.869 --> 00:04:56.619
‫نه. من که جایی نمیرم،

00:04:57.119 --> 00:04:59.994
‫با اینکه پدرم از دستم عصبانیه.

00:05:00.077 --> 00:05:03.744
‫هی هم میگه: «مارسی برای یه زن آمریکایی
‫مثل تو، جای خوبی نیست»

00:05:04.244 --> 00:05:06.286
‫یه زن آمریکایی مثل تو یعنی چی؟

00:05:11.077 --> 00:05:12.577
‫خودت می‌دونی دیگه.

00:05:14.410 --> 00:05:16.535
‫خب، تو گردشگرهای دیگه آمریکایی رو نمی‌بینی.

00:05:16.619 --> 00:05:18.619
‫ببخشید، من گردشگر نیستم.

00:05:18.702 --> 00:05:21.119
‫- نه.
‫- چرا داری می‌خندی؟

00:05:21.202 --> 00:05:22.035
‫خنده‌دار نیست.

00:05:22.119 --> 00:05:26.077
‫اینجا مسئولیت‌های واقعی دارم.
‫آدم‌هایی هستن که روم حساب باز میکنن.

00:05:26.160 --> 00:05:28.077
‫آره. منم روت حساب باز می‌کنم.

00:05:29.660 --> 00:05:31.202
‫داری مسخره‌ـم میکنی؟

00:05:33.077 --> 00:05:34.868
‫عمراً مسخره‌ـت کنم.

00:05:38.618 --> 00:05:40.702
‫- پلیس داره به هتل حمله میکنه.
‫- چی؟

00:05:47.160 --> 00:05:48.493
‫- پلیس!
‫- پلیس!

00:05:49.118 --> 00:05:51.118
‫پلیس! بیاین!

00:05:51.201 --> 00:05:52.118
‫برگه‌هاتون!

00:05:56.201 --> 00:05:57.701
‫چه خبر شده؟

00:05:58.701 --> 00:06:01.201
‫- شما مدیر هتلین؟
‫- نه. واریان فرای.

00:06:01.285 --> 00:06:03.868
‫مدیر کمیته نجات فوری آمریکایی.

00:06:03.951 --> 00:06:06.659
‫چندین تا از مهمون‌ها تحت محافظت ما هستن.

00:06:06.743 --> 00:06:09.451
‫به اندازه کافی بدبختی نکشیدن؟
‫کسی هیچ قانونی رو نمی‌شکنه.

00:06:09.534 --> 00:06:11.451
‫همه‌ـشون مجرمین بیگانه‌ـن، آريالای فرای.

00:06:11.534 --> 00:06:13.826
‫- اون‌ها فرارین!
‫- فرقشون چیه؟

00:06:17.243 --> 00:06:19.743
‫- آقای بنجامین، لطفاً لباس بپوشین.
‫- چه خبر شده؟

00:06:19.826 --> 00:06:21.784
‫عجله کنین. پلیس‌ این جاست.

00:06:27.034 --> 00:06:28.076
‫- لطفاً.
‫- باشه.

00:06:32.659 --> 00:06:33.701
‫پلیس!

00:06:34.992 --> 00:06:36.576
‫پلیس، در رو باز کنین!

00:06:45.117 --> 00:06:46.492
‫پلیس! در رو باز کنین!

00:06:47.075 --> 00:06:48.200
‫در رو باز کنین! پلیس!

00:06:57.283 --> 00:07:00.992
‫اوه، ببین! ما همزمان فقط سه نفر رو می‌تونیم
‫توی این جا بدیم.

00:07:01.075 --> 00:07:02.617
‫می‌تونم ببرمشون پایین توی آسانسور.

00:07:05.283 --> 00:07:08.117
‫- مطمئنی این جا می‌تونیم قایم شیم؟
‫- ما قایم نمیشیم.

00:07:11.825 --> 00:07:12.825
‫اه، گندش بزنن!

00:07:13.325 --> 00:07:14.408
‫گیوه!

00:07:14.492 --> 00:07:15.658
‫درجا بر می‌گردم.

00:07:18.783 --> 00:07:23.700
‫باشه. بیاین. این‌‌ها برای اون‌هاست
‫و بقیه‌ـش رو هم مخفی می‌کنه، باشه؟

00:07:23.783 --> 00:07:25.158
‫- ازت ممنونم.
‫- من از تو ممنونم.

00:07:25.241 --> 00:07:26.241
‫و بعدش؟

00:07:26.283 --> 00:07:28.783
‫میام پیدات میکنم. هر جا که باشی.

00:07:29.408 --> 00:07:30.408
‫خوبه.

00:07:34.199 --> 00:07:36.449
‫- داریم کجا میریم؟
‫- می‌بینی.

00:07:37.574 --> 00:07:39.074
‫نمی‌تونم بقیه‌ـش رو بیام.

00:07:39.158 --> 00:07:41.866
‫کارم با کتابم تموم نشده.
‫باید بنویسم.

00:07:41.949 --> 00:07:45.033
‫آقای بنجامین، ایده‌هاتون این جاست!

00:07:45.116 --> 00:07:48.199
‫زندگیتون از یه دست‌نوشته
‫بیشتر ارزش داره. متوجه‌این؟

00:07:49.616 --> 00:07:50.824
‫آره.

00:07:52.866 --> 00:07:53.866
‫لعنت بهش.

00:07:55.574 --> 00:07:56.574
‫بیاین بریم.

00:07:57.449 --> 00:07:59.657
‫- با من بیاین.
‫- نمی‌تونم ببینم.

00:07:59.741 --> 00:08:01.574
‫ساکت! بی صدا!

00:08:10.740 --> 00:08:11.865
‫ما کجاییم؟

00:08:12.532 --> 00:08:14.407
‫به مارسی واقعی خوش اومدین.

00:08:49.948 --> 00:08:51.490
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

00:09:09.406 --> 00:09:10.781
‫بیاین بریم!

00:09:31.572 --> 00:09:32.572
‫هی.

00:09:36.572 --> 00:09:37.572
‫ممنون.

00:09:37.614 --> 00:09:39.822
‫والتر بنجامین، هولیوس برگر.
‫این هم لیسا فیتکو.

00:09:39.905 --> 00:09:40.905
‫با من بیاین.

00:09:43.489 --> 00:09:45.072
‫تو این رو بگیر
‫و تو این رو.

00:10:30.863 --> 00:10:34.321
‫آندره، مکس، جکلین،
‫همه‌ـتون اینجا بمونین،

00:10:34.404 --> 00:10:35.529
‫اول من میرم.

00:10:38.238 --> 00:10:39.821
‫اینجا دیگه کجاست؟

00:10:40.571 --> 00:10:41.863
‫داری رویا می‌بینی، مکس.

00:10:41.946 --> 00:10:44.279
‫من خواب دیدم که توش چمدون بودم.

00:10:44.363 --> 00:10:47.196
‫درواقع، خواب نبود.
‫واقعاً اتفاق افتاد.

00:10:50.821 --> 00:10:51.988
‫سلام؟

00:10:56.904 --> 00:10:57.987
‫سلام.

00:10:58.071 --> 00:10:58.946
‫واریان...

00:10:59.029 --> 00:11:02.279
‫نه، اومدم ازت درخواست یه لطفی کنم.
‫این یه وضعیت اضطراریه.

00:11:02.362 --> 00:11:03.571
‫تنها نیومدی؟

00:11:03.654 --> 00:11:07.029
‫سلام! من مری جین گولدم.
‫با واریان کار می‌کنم.

00:11:07.112 --> 00:11:08.904
‫لاوگرُو. توماس لاوگرُو.

00:11:08.987 --> 00:11:13.195
‫همین تازه پلیس به هتلمون حمله کرد.
‫نمی‌دونستم فراری‌ها رو کجا ببرم.

00:11:13.279 --> 00:11:15.112
‫- این خونه شماست؟
‫- فعلاً.

00:11:15.195 --> 00:11:17.195
‫- و چند نفر اینجا زندگی میکنن؟
‫- یک.

00:11:17.279 --> 00:11:19.570
‫یه نفر؟ چند تا اتاق خواب داره؟

00:11:19.654 --> 00:11:21.029
‫چی؟ ده پانزده تا؟

00:11:21.112 --> 00:11:23.279
‫- حداقلش.
‫- پس امشب می‌تونیم اینجا بمونیم؟

00:11:23.862 --> 00:11:27.237
‫- هر چه قدر دوست دارین، بمونین.
‫- نه. زمانی که لازم داریم یه شبه.

00:11:27.320 --> 00:11:29.653
‫- چه قدر ازمون پول می‌گیری؟
‫- وایسا ببینم.

00:11:29.737 --> 00:11:33.445
‫واریان، بهش فکر کن. فکر میکنی
‫که چند نفر رو می‌تونیم اینجا قایم کنیم.

00:11:33.528 --> 00:11:35.862
‫برتون‌ها و مکس ارنست
‫که همین الان همراهمونن.

00:11:35.945 --> 00:11:39.612
‫می‌تونیم ماهلرها و مان‌ها و حتی لوین‌ها
‫و بچه‌های فرایبرگ هم جا بدیم،

00:11:39.695 --> 00:11:42.653
‫و کلاً برامون 20 دقیقه طول کشید
‫که از دروازه تا اینجا بیایم.

00:11:42.737 --> 00:11:45.195
‫کمیته نجات فوری به زندگی ما
‫توی یه ویلا خصوصی راضی نمیشه.

00:11:45.278 --> 00:11:48.236
‫کمیته توی نیویورکه!
‫لازم نیست بدونن کجا زندگی می‌کنیم.

00:11:48.320 --> 00:11:50.278
‫بعضی از افرادمون رو پلیس می‌خواد.

00:11:50.361 --> 00:11:53.070
‫تا جایی که می‌دونیم، خودمون هم ممکنه
‫که تبدیل به یه فراری شده باشیم.

00:11:53.153 --> 00:11:56.903
‫پس توی ملا عام مخفی میشیم.
‫این ویلا برامون فوق‌العاده‌ـست.

00:11:56.986 --> 00:12:00.695
‫انصاف نیست که توماس رو توی خطر بندازیم
‫وقتی حتی درگیر کارمون هم نیست.

00:12:00.778 --> 00:12:03.153
‫درواقع، من اصلاً مشکلی با خطر ندارم.

00:12:04.361 --> 00:12:06.736
‫- اصرار میکنم بمونین.
‫- پس تصمیم گرفته شد.

00:12:06.819 --> 00:12:08.944
‫- می‌خوای ما رو یه تور توی خونه ببری؟
‫- اول شما.

00:12:19.111 --> 00:12:23.986
‫عروسک را در آغوشت بگیر.
‫خارها و تیغ‌هایش رفتن به زیر.

00:12:25.027 --> 00:12:28.569
‫گم کرده زره‌اش را در درون
‫کفش‌هایش حلزون،

00:12:29.319 --> 00:12:31.277
‫اما صندوق پستی پیدا کرد بعد از اون.

00:12:34.194 --> 00:12:36.194
‫از زمین میبارد بر آسمان.

00:12:36.694 --> 00:12:39.819
‫مانند روبان در جریان باد میشد جا به جا.

00:12:40.777 --> 00:12:44.819
‫ابرها تیره از پوست ساردین‌ها
‫می‌شوند بازتاب.

00:12:46.110 --> 00:12:50.194
‫ساردین‌ها هم تحت تاثیر
‫دردهایشان می‌شوند تیرتار.

00:12:56.944 --> 00:12:57.985
‫خوبی؟

00:12:58.569 --> 00:12:59.902
‫حالت تو خوبه؟

00:12:59.985 --> 00:13:01.652
‫- بهت آسیبی زدن؟
‫- نه. نه. نه.

00:13:09.152 --> 00:13:12.568
‫- خالیمون کردن رفت.
‫- کاملاً نه.

00:13:57.234 --> 00:13:59.984
‫- همه‌چیز ردیفه؟
‫- همه رفتن توی تخت خوابشون.

00:14:00.067 --> 00:14:01.151
‫ام...

00:14:01.234 --> 00:14:02.734
‫- مری جین.
‫- اوهوم؟

00:14:02.817 --> 00:14:07.817
‫فکر کنم ما، اه، به پول بیشتری
‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردم، لازم داریم.

00:14:07.901 --> 00:14:10.901
‫یه دفتر جدید نیاز داریم،
‫حمل و نقل به داخل و بیرون شهر...

00:14:10.984 --> 00:14:12.150
‫مشکلی نیست.

00:14:12.650 --> 00:14:14.400
‫- مطمئنی؟
‫- نگران نباش.

00:14:15.275 --> 00:14:18.067
‫- من حلش می‌کنم، واریان.
‫- ممنون.

00:14:18.150 --> 00:14:19.150
‫اوهوم.

00:14:20.525 --> 00:14:23.609
‫اینکه امشب همه رو روی تخت خوابوندیم،
‫واقعاً حس خیل یخوبی داره،

00:14:23.692 --> 00:14:25.025
‫پس ممنونم، توماس.

00:14:26.359 --> 00:14:30.067
‫بهم یادآوری کن که از کجا می‌دونیم
‫که تو مخبر گشتاپو نیستی؟

00:14:33.775 --> 00:14:36.775
‫من؟ من توی یه کیبیوتز بزرگ شدم.
‫(کلمه‌ای عبری که به مزرعه‌های اشتراکی میگن)

00:14:37.400 --> 00:14:41.983
‫خب، مادر بزغاله‌ها موقع بحران
‫با یه ویلا خالی بیاد،

00:14:42.067 --> 00:14:43.817
‫ممکنه در واقع همون گرگه باشه.

00:14:43.900 --> 00:14:47.400
‫نه، توماس هم مثل بقیه وقتی جنگ شروع شد،
‫توی اروپا گیر افتاد.

00:14:47.983 --> 00:14:52.233
‫- این مرد مخبر گشتاپو نیستم.
‫- پس شاید پری چیزی هستی.

00:14:52.316 --> 00:14:54.233
‫نه، جدی میگم.

00:14:55.233 --> 00:14:57.191
‫- می‌شناسمش.
‫- چطوری؟

00:14:58.316 --> 00:15:00.316
‫شما دو تا چطوری همدیگه رو می‌شناسین؟

00:15:04.441 --> 00:15:06.816
‫پنج سال پیش، توی برلین،

00:15:07.399 --> 00:15:10.774
‫یه مرد یهودی توی یه بار خیلی وحشیانه
‫توسط نازی‌ها مورد حمله قرار گرفت.

00:15:12.024 --> 00:15:13.566
‫ما تنها دو نفری بودیم
‫که سعی کردیم کمک کنیم.

00:15:13.649 --> 00:15:17.399
‫اون فقط داشت نوشیدنی می‌خورد.
‫یه چاقو توی دستش فرو کردن. خون...

00:15:19.399 --> 00:15:22.524
‫این رو برای نیویورک تایمز نوشتم
‫و اون‌ها دفنش کردن.

00:15:24.149 --> 00:15:27.274
‫اون... اون موقع بود که فهمیدم

00:15:27.357 --> 00:15:28.899
‫که این حنگ با هر جنگ دیگه‌ای،

00:15:30.149 --> 00:15:32.399
‫قراره فرق داشته باشه.

00:15:59.274 --> 00:16:02.523
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- نه، مشکلی نیست. بشین.

00:16:03.607 --> 00:16:05.523
‫بزرگ نیست اما راحته.

00:16:07.607 --> 00:16:10.648
‫تنها چیزی که کم داره،
‫دست‌پخت مادرمه.

00:16:12.773 --> 00:16:13.815
‫ممنونم، پال.

00:16:14.607 --> 00:16:16.398
‫بهترین بخشش رو بهش نشون ندادی.

00:16:37.189 --> 00:16:39.106
‫ما... ما نمی‌تونیم هی این کار رو کنیم.

00:16:40.481 --> 00:16:42.064
‫این مسئله راجع به زنته؟

00:16:42.148 --> 00:16:45.606
‫نه. آیلین می‌دونه من دقیقاً کی‌ـم.

00:16:47.356 --> 00:16:51.356
‫مسئله مری جین و بقیه کسای که توی اتاق بغل،

00:16:51.439 --> 00:16:53.773
‫پایین و بالای این راهرو خوابیدنه.

00:16:55.189 --> 00:16:58.564
‫نیاز دارم این دو سمت زندگیم رو
‫جدا نگه دارم.

00:17:02.189 --> 00:17:03.564
‫دو سمتت رو؟

00:17:05.522 --> 00:17:06.522
‫منظورم...

00:17:07.564 --> 00:17:08.564
‫سمت خصوصی

00:17:09.064 --> 00:17:11.314
‫و سمت حرفه‌ایه.

00:17:13.022 --> 00:17:14.980
‫به‌خاطر این که ممکنه چی فکر کنن؟

00:17:17.272 --> 00:17:19.980
‫اتاق‌های اینجا خیلی کلفتن.

00:17:20.064 --> 00:17:21.064
‫نه، جدی میگم.

00:17:25.064 --> 00:17:26.064
‫باشه.

00:17:31.522 --> 00:17:34.397
‫خانم گولد، متاسفم
‫اما ترازتون مقداری

00:17:34.480 --> 00:17:36.522
‫که خواستین برداشت کنین رو کفاف نمیده.

00:17:36.605 --> 00:17:40.480
‫اما هر هفته از دومین بانک ملی شیکاگو
‫برای من پول واریز میشه.

00:17:41.397 --> 00:17:43.022
‫این هفته چیزی واریز نشد.

00:17:43.105 --> 00:17:46.938
‫اوه، خب... مطمئنم که یه سوءتفاهمه.

00:17:47.022 --> 00:17:50.313
‫و تا وقتی که این مشکل رو حل کنم،
‫می‌تونی یه مقداری نقد بهم بدین؟

00:17:50.813 --> 00:17:52.688
‫متاسفانه امکان نداره؟

00:17:53.771 --> 00:17:57.063
‫- ببخشید؟
‫- پولی توی حسابتون ندارین.

00:17:57.563 --> 00:18:00.480
‫ماه‌هاست که من مشتری با ارزش این بانکم.

00:18:19.729 --> 00:18:22.479
‫فعلاً، این باقی مونده سرمایه توی حسابتونه.

00:18:29.687 --> 00:18:30.687
‫لطفاً.

00:18:42.146 --> 00:18:43.270
‫مرسی!

00:18:53.729 --> 00:18:54.729
‫خدایا.

00:18:59.437 --> 00:19:02.270
‫- به نظرت چیزی که می‌خواستن رو پیدا کردن؟
‫- امیدوارم نکرده باشن.

00:19:08.103 --> 00:19:09.103
‫آره.

00:19:14.687 --> 00:19:16.562
‫- یه دست می‌رسونی؟
‫- آره.

00:19:17.103 --> 00:19:18.103
‫فقط...

00:19:21.020 --> 00:19:22.020
‫مکس ارنست.

00:19:27.811 --> 00:19:28.811
‫گذرنامه‌ها.

00:19:39.436 --> 00:19:40.436
‫فهرسته؟

00:19:41.894 --> 00:19:42.894
‫آره.

00:19:54.353 --> 00:19:58.019
‫چند سال پیش، ما با قطار
‫به ریوی‌یرا سفر کردیم.

00:19:58.102 --> 00:20:00.936
‫درجه یک بود. موسسه وکالت من داشت
‫به بهترین نحو کارش رو انجام میداد.

00:20:01.019 --> 00:20:05.561
‫حس می‌کردم روی قله دنیا ایستادم.
‫کی می‌دونست همه‌چیز ممکنه انقدر سقوط کنه؟

00:20:05.644 --> 00:20:06.727
‫من که نمی‌دونستم.

00:20:07.269 --> 00:20:10.686
‫توی سال 1933 یه شغل توی فلسطین
‫بهم پیشنهاد شد،

00:20:10.769 --> 00:20:13.561
‫اما ردش کردم.
‫دلم نمی‌خواستم توی کویر زندگی کنم.

00:20:14.769 --> 00:20:16.227
‫شاید تصمیم اشتباهی گرفتم.

00:20:16.727 --> 00:20:21.227
‫تصمیمات اشتباه مارو به این نقطه رسوند.

00:20:21.310 --> 00:20:22.477
‫از تصمیمات نادرست به اشتباه ...

00:20:24.144 --> 00:20:26.727
به عنوان بخشی از پیشرفت تلقی می‌شدن‫.

00:20:28.394 --> 00:20:30.269
‫من سعی میکنم به عقب نگاه نکنم.

00:20:30.352 --> 00:20:32.185
‫ولی من فقط به عقب نگاه میکنم.

00:20:32.268 --> 00:20:34.435
‫همین‌که به جلو حرکت کنید، کافیه.

00:20:34.518 --> 00:20:37.477
‫همین‌جور که جلو میریم، همه‌مون
‫یه سری خرابه از خود‌مون به جا می‌ذاریم.

00:20:39.060 --> 00:20:40.060
‫نه چیز بیشتری.

00:20:41.268 --> 00:20:42.268
‫تاریخ

00:20:42.727 --> 00:20:46.977
‫مثل بادیه که مارو به جلو می‌بره، و تمامی
‫چیزهای که تو مسیر هستن رو خراب میکنه.

00:20:47.060 --> 00:20:48.060
‫زود باش بیا.

00:20:49.060 --> 00:20:50.101
‫بذار کمکت کنم.

00:20:51.393 --> 00:20:52.601
‫ممنون!

00:21:00.143 --> 00:21:01.685
‫اهل کجایی؟

00:21:02.810 --> 00:21:04.060
‫اصالتا، «برلین».

00:21:04.143 --> 00:21:06.268
‫- اوه، برلین.
‫- سال 1933 از اونجا رفتم.

00:21:06.351 --> 00:21:07.351
‫کجا رفتی؟

00:21:09.851 --> 00:21:12.809
‫اولش، من و خواهر‌ بزرگترم «اورسلا»
‫به پاریس رفتیم،

00:21:12.893 --> 00:21:16.309
‫بعدش «تریسته» ی ایتالیا، لندن،
‫«سویل» اسپانیا...

00:21:16.393 --> 00:21:17.226
‫هم.

00:21:17.309 --> 00:21:19.059
‫...و دوباره به پاریس برگشتیم.

00:21:19.684 --> 00:21:21.226
‫بقیه ی اعضای خانواده‌تون چطور؟

00:21:24.184 --> 00:21:27.101
‫خب، پدرم قبل از به قدرت رسیدن
‫«هیتلر»، فوت شد.

00:21:27.184 --> 00:21:30.476
‫و بعدش، امم... خب، آخرین بار شنیدم،

00:21:31.101 --> 00:21:34.101
‫مادرم و خواهر کوچکترم «اوا» داشتن به
‫لندن می‌رفتن.

00:21:35.601 --> 00:21:36.601
‫ولی...

00:21:37.059 --> 00:21:38.142
‫خب، حقیقتا نمی‌دونم

00:21:39.892 --> 00:21:41.601
‫که تونستن به لندن برسن یا نه.

00:21:43.184 --> 00:21:45.767
‫و اینکه نمی‌دونم... نمی‌دونم
چه جوری بفهمم.

00:21:48.600 --> 00:21:50.059
‫شاید اصلا نمی‌خوام که بفهمم.

00:22:15.058 --> 00:22:18.517
‫اگه اینجوری بخواین راه بیاین، تا قبل
‫از سپیده دم نمی‌رسیم.

00:22:18.600 --> 00:22:20.517
‫ببخشید. نمی‌تونم سریع تر راه بیام.

00:22:21.558 --> 00:22:22.808
‫پس بهتره برگردیم.

00:22:23.308 --> 00:22:24.891
‫این همه راه رو تا «بانیولز» برگردیم؟

00:22:25.516 --> 00:22:27.725
‫یه خونه سنگی هست که می‌تونیم توش بخوابیم.

00:22:28.225 --> 00:22:30.975
‫یکم قبل تر ردش کردیم.
‫زیاد دور نیست.

00:22:31.683 --> 00:22:36.183
‫من نمی‌تونم به خونه برگردم.
‫ترجیح میدم شب رو همین‌جا بمونم.

00:22:37.766 --> 00:22:38.641
‫این‌جا؟

00:22:43.474 --> 00:22:45.891
‫همین‌جا.

00:22:50.141 --> 00:22:51.808
‫سپیده دم میایم دنبالت.

00:23:01.516 --> 00:23:02.516
‫شب بخیر.

00:23:12.016 --> 00:23:14.724
‫- تا حالا دقت کردی؟
‫- به چی؟

00:23:15.557 --> 00:23:19.015
‫نه متر اون طرف تر از اینجا
مردمی گرسنه کنار ‫ساحل خوابیدن.

00:23:19.724 --> 00:23:22.974
‫این کشور داره تو گه غرق میشه،
‫عذرخواهی میکنم بابت لحن صحبتم.

00:23:23.974 --> 00:23:25.640
‫همینه که پدرت می‌خواد برگردی خونه.

00:23:27.724 --> 00:23:29.015
‫باهاش صحبت کردی؟

00:23:31.099 --> 00:23:32.099
‫هنوز نه.

00:23:35.015 --> 00:23:37.015
‫موقعی که پیدات نشد چی گفت؟

00:23:37.973 --> 00:23:38.973
‫پول تو جبییم رو قطع کرد.

00:23:41.098 --> 00:23:44.765
‫میشه لطفا باهاش حرف بزنی؟
‫بگی چیزی برای نگرانی وجود نداره.

00:23:48.557 --> 00:23:50.807
‫مسئله اینه که، منم باهاش موافقم.

00:23:50.890 --> 00:23:53.098
‫واقعا دلت می‌خواد من برم، «گراهم»؟

00:23:54.265 --> 00:23:55.890
‫- من؟
‫- آره.

00:23:56.723 --> 00:23:58.723
‫اگه برم دلت برام تنگ نمیشه؟

00:24:22.056 --> 00:24:23.306
‫آقای «بنجامین».

00:24:25.931 --> 00:24:26.931
‫آقای «بنجامین»؟

00:24:30.806 --> 00:24:31.806
‫آقای «بنجامین»!

00:24:31.847 --> 00:24:33.722
‫چی شده؟

00:24:33.806 --> 00:24:39.014
‫چند تا قرص «مورفین» خوردم

00:24:40.264 --> 00:24:41.931
‫بهتر خوابم ببره.

00:24:43.056 --> 00:24:45.181
‫نباید سرخود از این قرص ها بخورین.

00:24:45.264 --> 00:24:47.722
‫نگران نباش.
‫خودم می‌دونم دارم چیکار میکنم.

00:24:49.389 --> 00:24:50.764
‫صبح بخیر.

00:24:53.472 --> 00:24:54.472
‫خب...

00:24:57.014 --> 00:24:58.097
‫بریم.

00:25:26.596 --> 00:25:27.596
‫آقای «بنجامین»...

00:26:08.637 --> 00:26:11.221
‫- کجا بودی؟
‫- کار میکردم.

00:26:13.971 --> 00:26:16.470
‫- چه جوری اومدی اینجا؟
‫- با «واریان».

00:26:17.387 --> 00:26:18.262
‫ما، امم...

00:26:18.345 --> 00:26:20.137
‫دیروز یه دفتر پیدا کردیم.

00:26:20.762 --> 00:26:23.387
‫صندلی و میز و همه‌ چی رو چیدیم.
‫دفتره آماده ست.

00:26:23.470 --> 00:26:25.512
‫از قبل ترتیب مصاحبه هارو دادیم.

00:26:26.595 --> 00:26:27.887
‫خبرش داره پخش میشه.

00:26:27.970 --> 00:26:28.970
‫خیلی خوبه.

00:26:30.970 --> 00:26:33.054
‫- آره.
‫- میای داخل؟

00:26:36.012 --> 00:26:38.637
‫تو اینجا زندگی میکنی، ولی
‫شب رو اینجا نگذروندی.

00:26:40.553 --> 00:26:43.470
‫من اینجا دارم زندگی میکنم، «آلبرت».
‫تو هم اگه بخوای بمونی قدمت سر چشمه.

00:26:43.553 --> 00:26:44.720
‫آره. آره. حتما.

00:26:44.803 --> 00:26:48.428
‫توی عمارتی که نیم ساعت با همه اون آدم‌های
‫که می‌خوایم کمک‌شون کنیم، فاصله داره.

00:26:48.512 --> 00:26:52.053
‫هم. شاید برای من راحت‌تر از تو باشه که
‫یه همچین جایی بمونم.

00:26:52.886 --> 00:26:56.261
‫اینجا فقط 26 تا اتاق داره، در حالی که
‫خونه‌ی پدر و مادرم 30 تا اتاق داره، پس...

00:27:00.845 --> 00:27:01.720
‫من...

00:27:03.970 --> 00:27:05.803
‫اومدم اینجا تو‌رو ببینم.

00:27:09.720 --> 00:27:13.261
‫- من الان واقعا نیاز دارم یه دوش بگیرم.
‫- باشه. حتما. آره.

00:27:24.094 --> 00:27:25.844
‫ویزاهاتون، لطفا.

00:27:42.927 --> 00:27:44.969
‫یه مشکلی هست.

00:27:45.636 --> 00:27:46.844
‫آروم باش.

00:27:57.802 --> 00:28:01.552
‫دیروز مرز بسته شده. شما چه جوری
به اینجا ‫اومدین؟

00:28:02.302 --> 00:28:03.927
‫فرانسه اجازه عبور بهمون داد.

00:28:09.552 --> 00:28:13.052
‫یه هتل این بغل هست. تا حل شدن
‫این موضوع اون‌‌جا بمونید.

00:28:21.927 --> 00:28:23.343
‫شبت چطور بود؟

00:28:26.426 --> 00:28:29.885
‫اوه، الکی ادای خجالتی‌هارو درنیار.
‫مشخصه از اون زن‌های روشن فکر هستی.

00:28:31.885 --> 00:28:34.760
‫یه زن روشن فکر با وجدانی مسیحی.

00:28:35.551 --> 00:28:38.093
‫پدرم حسابم رو مسدود کرده.
‫دیگه پولی ندارم.

00:28:38.635 --> 00:28:41.051
‫- چرا؟
‫- می‌خواد مجبورم کنه به خونه برگردم.

00:28:42.468 --> 00:28:44.634
‫انقدر دلش برات تنگ شده؟

00:28:45.843 --> 00:28:49.134
‫عمرا. نه. نه. فقط نگران آبروشه.

00:28:49.218 --> 00:28:53.884
‫خدای نکرده دخترش توی «مارسی»
‫با یه مشت بدبخت بیچاره نچرخه.

00:28:58.968 --> 00:29:01.134
‫می‌دونی چه اتفاقی میفته اگه برم خونه؟

00:29:01.717 --> 00:29:04.426
‫مادرم میره از زیر سنگ هم که شده باشه

00:29:04.509 --> 00:29:10.134
‫یه جنازه یا یه مرد طلاق گرفته که حاضر باشه
‫با دختر ترشیده‌اش ازدواج کنه، پیدا میکنه.

00:29:11.217 --> 00:29:14.009
‫و بعدش بقیه‌ی عمرم رو قراره توی

00:29:14.092 --> 00:29:16.551
‫کلاب ورق بازی کنم.

00:29:22.759 --> 00:29:25.509
‫ولی اگه برگردم، حسابم رو
‫از مسدودیت درمیاره،

00:29:26.717 --> 00:29:29.342
‫و می‌تونم از شیکاگو برای «واریان»
‫پول بفرستم.

00:29:30.175 --> 00:29:33.425
‫می‌تونم پول اجاره دفترهای جدید رو بدم.
‫پول غذای همه رو اینجا بدم.

00:29:33.509 --> 00:29:36.633
‫می‌تونم بلیط قطار بگیرم و...

00:29:37.800 --> 00:29:41.550
‫نمی‌دونم. شاید کمیته‌ی نجات بیشتر از من
‫به پول من احتیاج داشته باشن.

00:29:43.383 --> 00:29:45.425
‫من که این حرفت رو قبول ندارم.

00:29:46.675 --> 00:29:47.967
‫لطفا به «واریان» نگو.

00:29:48.050 --> 00:29:52.800
‫من... قول میدم قبل از اینکه ناامیدش کنم
‫یه راهی پیدا کنم.

00:29:52.883 --> 00:29:54.383
‫شاید اصلا مجبور به این‌کار نشی.

00:29:55.300 --> 00:29:56.466
‫به کدوم کار؟

00:29:59.341 --> 00:30:02.341
‫اینکه برگردی خونه یا کسی رو ناامید کنی.

00:30:07.466 --> 00:30:08.716
‫آقای «بنجامین».

00:30:13.633 --> 00:30:14.841
‫باید دست نوشته‌ام...

00:30:16.966 --> 00:30:19.341
‫به آمریکا برسه.

00:30:21.133 --> 00:30:23.341
‫کیف سامسونت‌ام رو یادت باشه، خب؟

00:30:23.966 --> 00:30:27.383
‫شما خودتون اون کیف سامسونت رو
‫به آمریکا می‌برین، آقای «بنجامین».

00:30:31.757 --> 00:30:33.174
‫چه با من چه بدون من، ببرش.

00:30:35.632 --> 00:30:36.674
‫قول میدی؟

00:30:38.716 --> 00:30:39.757
‫قول میدم.

00:31:09.965 --> 00:31:13.840
‫<i> من توی بلغارستان به دنیا اومدم.
‫بعد از دبیرستان به «هامبورگ» رفتم.<i>

00:31:14.507 --> 00:31:17.132
‫<i>توی اتوبوس با همسرم «یانا»
‫آشنا شدم.<i>

00:31:17.215 --> 00:31:20.048
‫<i>با همسایه‌هام مجبور شدیم به
‫فرانسه بریم،<i>

00:31:20.965 --> 00:31:22.798
‫<i>ولی الان نمی‌دونم اون‌ها کجان.<i>

00:31:22.882 --> 00:31:24.798
‫<i>من فقیر به دنیا اومدم.<i>

00:31:24.881 --> 00:31:25.715
‫<i>هر شغلی که داشتم،<i>

00:31:25.798 --> 00:31:27.048
‫توش بهترین بودم،

00:31:27.131 --> 00:31:29.965
‫بعدش کارخونه خودم رو ساختم، بعد
‫یه کارخونه دیگه.

00:31:31.340 --> 00:31:33.548
‫با کارگرهام با احترام رفتار می‌کردم.

00:31:34.673 --> 00:31:36.048
‫مالیات‌هام رو می‌دادم.

00:31:36.131 --> 00:31:38.590
‫من با خواهرم زندگی می‌کردم.
‫توی خونه کار می‌کردم.

00:31:39.756 --> 00:31:42.090
‫یه روز، بهم گفتن دارن به سراغ‌مون میان.

00:31:42.173 --> 00:31:45.131
‫شوهر و پسرم توی حمله‌ی نازی‌ها
‫کشته شدن.

00:31:47.131 --> 00:31:49.173
‫نمی‌دونم چرا، گذاشتن من زنده بمونم.

00:31:49.756 --> 00:31:52.423
‫و همه شون مردن. برادرم.

00:31:53.756 --> 00:31:54.756
‫خواهرم.

00:31:55.964 --> 00:31:56.881
‫مادرم.

00:31:56.964 --> 00:31:59.214
‫و نمی‌دونم چه اتفاقی برای
‫برادرم افتاده.

00:31:59.798 --> 00:32:04.131
‫شما یه هنرمند حرفه‌ای، سیاست‌مدار،
‫و یا تحصیل کرده، هستین؟

00:32:05.089 --> 00:32:08.422
‫- نه.
‫- من اهل اروپام. همه اروپایی هستیم.

00:32:08.506 --> 00:32:09.422
‫من خیاطم.

00:32:09.506 --> 00:32:10.547
‫من یه مادرم.

00:32:10.631 --> 00:32:13.631
‫و پدر و مادرم مردن. هیچ خانواده‌ای ندارم.

00:32:13.714 --> 00:32:14.964
‫می‌تونی کمکم کنی؟

00:32:15.047 --> 00:32:16.131
‫من باید برم آمریکا.

00:32:16.214 --> 00:32:18.297
‫من هرکاری برای نجات خانواده‌ام میکنم.

00:32:18.380 --> 00:32:20.130
‫- می‌تونی کمکم کنی؟
‫- می‌تونی کمکم کنی؟

00:32:20.214 --> 00:32:21.755
‫- می‌تونی کمکم کنی؟
‫- لطفا کمکم کن.

00:32:21.839 --> 00:32:25.589
‫فقط می‌خوام تا تموم شدن این اوضاع
به ‫یه جای امن برم.

00:32:25.672 --> 00:32:26.839
‫می‌تونی کمک‌مون کنی؟

00:32:26.922 --> 00:32:31.630
‫شما یه هنرمند حرفه‌ای، سیاست‌مدار،
‫و یا تحصیل کرده، هستین؟

00:32:31.714 --> 00:32:33.255
‫میشه یه مداد قرض بگیرم؟

00:32:34.380 --> 00:32:35.380
‫بفرمایین.

00:32:59.838 --> 00:33:01.130
‫چطوره؟

00:33:05.338 --> 00:33:07.463
‫خوشم اومد.

00:33:07.546 --> 00:33:10.755
‫فقط کاریکاتور نمیکشم.
‫همه ‌‌‌چی می‌تونم بکشم.

00:33:14.879 --> 00:33:17.171
‫- فکر نکنم بتونیم کمک‌تون کنیم.
‫- لطفا.

00:33:18.504 --> 00:33:19.713
‫شاید من بتونم کمک‌تون کنم.

00:33:19.796 --> 00:33:22.546
‫من هنر خوندم. نفر اول کلاس‌مون بودم.

00:33:24.046 --> 00:33:26.171
‫ببخشید. من چند دقیقه دیگه برمی‌گردم.

00:33:46.129 --> 00:33:47.129
‫واریان؟

00:33:47.712 --> 00:33:50.129
‫- بله؟
‫- یه نفر از کنسولگری زنگ زد.

00:33:52.379 --> 00:33:53.545
‫پترسون؟

00:33:53.629 --> 00:33:54.837
‫یکی از معاون‌هاش.

00:33:55.920 --> 00:33:57.129
‫گفتش اضطراریه.

00:34:06.170 --> 00:34:09.420
‫- مطمئنی تله نیست؟
‫- اسپانیایی‌ها دارن ول‌مون میکنن.

00:34:09.503 --> 00:34:11.920
‫باید تا نظرشون عوض نشده
‫سوار قطار بشیم.

00:34:12.003 --> 00:34:13.295
‫آقای بنجامین کجاست؟

00:34:16.712 --> 00:34:17.753
‫آقای بنجامین!

00:34:18.503 --> 00:34:20.420
‫بیدار شو. دارن اجازه میدن بریم.

00:34:27.586 --> 00:34:29.211
‫آقای بنجامین، بیدار شو!

00:34:34.336 --> 00:34:35.795
‫آقای بنجامین، بیدار شو!

00:34:40.920 --> 00:34:41.920
‫والتر...

00:34:57.378 --> 00:35:00.003
‫<i>در شرایطی که هیچ راهی برای خروج
‫وجود ندارد،<i>

00:35:00.086 --> 00:35:03.877
‫<i>چاره‌ای به جز پایان دادن ندارم.<i>

00:35:03.961 --> 00:35:05.377
‫لعنتی!

00:35:09.502 --> 00:35:11.919
‫زندگی من در روستای کوچکی در «پیرنه» که

00:35:12.002 --> 00:35:16.294
‫<i>در آن هیچکس من را نمیشناسد، به
‫پایان رسید.<i>

00:35:16.377 --> 00:35:18.502
‫«لیسا»، قطار‌مون.

00:35:22.835 --> 00:35:23.960
‫حق با توـه.

00:35:38.418 --> 00:35:41.085
‫- آقای فرای.
‫- می‌شناسمت.

00:35:41.168 --> 00:35:42.543
‫نایب کنسول؟

00:35:43.043 --> 00:35:45.502
‫- بینگهام. هایرام بینگهام.
‫- همم.

00:35:45.585 --> 00:35:48.085
‫ام، ممنون که اینجا به ملاقتم اومدین.

00:35:48.168 --> 00:35:50.293
‫می‌خواستم مطمئن بشم کسی
‫صدامون رو نشنوه.

00:35:50.377 --> 00:35:53.627
‫- آقای بینگهام. چیکار داشتین؟ من باید برگردم سرکارم.
‫- البته. اه...

00:35:53.710 --> 00:35:57.043
‫می‌خواستم شخصا سیاست جدیدمون رو
‫بهتون توضیح بدم.

00:35:57.126 --> 00:36:00.793
سیاست جدید؟ خدای من، همین‌جوری
‫به زور با سیاست قبلی داریم پیش میریم.

00:36:00.876 --> 00:36:03.751
‫- فقط خوب گوش کنین.
‫- سرمون خیلی شلوغه.

00:36:03.835 --> 00:36:06.876
‫تنها خبر خوبی که دارم اینه که
‫تونستیم «والتر بنجامین» رو فراری بدیم.

00:36:06.960 --> 00:36:08.793
‫خب، واقعا خبر خوبیه.

00:36:10.085 --> 00:36:11.085
‫اه...

00:36:11.543 --> 00:36:13.501
‫آقای «پترسون» نمی‌دونه من اینجام.

00:36:17.751 --> 00:36:21.543
‫از الان به بعد، سیاست جدیدمون اینه که
‫مستقیم سراغ خودم بیاین.

00:36:22.751 --> 00:36:23.751
‫چطور؟

00:36:24.584 --> 00:36:29.501
‫«پترسون» با طرز فکر تو موافق نیست. امروز
‫صبح، بهم گفت، و عین حرفش رو نقل قول میکنم،

00:36:30.001 --> 00:36:34.292
‫"حامیان کمونیسم، اسیرهای جنگی انگلیسی
‫و یهودی‌ها دیگه جایی ندارن" لازمه بیشتر توضیح بدم؟

00:36:35.959 --> 00:36:38.501
‫نمی‌دونم از اخبار نیویورک چی شنیدی.

00:36:40.751 --> 00:36:44.792
‫خب، می‌دونم که «انتقال بچه ها» به انگلستان
‫لغو شده.

00:36:45.542 --> 00:36:49.167
‫و ایالت‌ها هم تمایلی برای گرفتن
کودکان ‫پناهنده ندارن.

00:36:50.959 --> 00:36:56.042
‫همسرم اخیرا به یه مهمونی توی «واشینگتون»
‫رفته بود که چند تا «سوسیالیست» جوک ساخته بودن.

00:36:57.209 --> 00:36:58.709
‫هزارتا بچه‌ی یهودی؟

00:36:58.792 --> 00:37:03.125
‫"قراره بزرگ بشن و هزار تا یهویی آدم بزرگ
زشت ‫باشن"، این جوک رو تعریف کرد.

00:37:06.917 --> 00:37:10.792
‫می‌دونی، دولت آمریکا از قصد داره
وقت‌کشی میکنه

00:37:10.875 --> 00:37:13.292
‫چون هیچکس اهمیت نمیده که
‫اوضاع اینجوری خشونت آمیز شده.

00:37:13.375 --> 00:37:15.958
‫باید هرچه زودتر، هرچند نفری رو که
‫می‌تونی از اینجا ببری.

00:37:16.042 --> 00:37:17.292
‫آره، تو نیاز نیست بهم بگی.

00:37:17.958 --> 00:37:21.000
‫خوبه که هنوز چندتا دوست داخل
‫کنسولگری داریم.

00:37:21.083 --> 00:37:22.750
‫چندتا دوست در کار نیست، آقای «فرای».

00:37:24.250 --> 00:37:25.250
‫فقط منم.

00:38:11.791 --> 00:38:12.791
‫مری جین،

00:38:13.416 --> 00:38:14.416
‫با «مارگو» آشنا شو.

00:38:14.999 --> 00:38:15.999
‫سلام.

00:38:23.415 --> 00:38:25.165
‫بیشتر هم ازش دارم.

00:38:26.707 --> 00:38:27.707
‫با ما کار کن.

00:38:29.415 --> 00:38:30.540
‫اه...

00:38:30.624 --> 00:38:31.749
‫با شما کار کنم؟

00:38:31.832 --> 00:38:32.915
‫به عنوان یه جاسوس؟

00:38:32.999 --> 00:38:34.415
‫من آموزش جاسوسی ندیدم.

00:38:34.499 --> 00:38:35.499
‫ندیدی؟

00:38:37.582 --> 00:38:40.957
‫بدون آموزش هم مطمئنم بلدی چه جوری

00:38:41.040 --> 00:38:42.207
کارت رو انجام بدی.

00:38:44.207 --> 00:38:45.748
‫اه... عذرمی‌خوام، چی؟

00:38:47.915 --> 00:38:51.707
‫تا حواست خوب جمع باشه که فضای زیادی
‫رو توی اتاق اشغال نکنی؟

00:38:51.790 --> 00:38:53.165
‫من...

00:38:53.248 --> 00:38:56.415
‫یا بلدی چه جوری توی شرایط ناخوشایند
‫احساساتت رو بروز ندی،

00:38:56.498 --> 00:38:58.998
‫و موقع عصبانیت جلوی زبونت رو بگیری؟

00:38:59.915 --> 00:39:02.581
‫حدس میزنم از اون آدم‌های باشی که بدون
‫اینکه ازشون بخوای خوب می‌تونن،

00:39:02.665 --> 00:39:06.706
‫تولد بقیه، آهنگ مورد علاقه‌شون،
‫همه‌ی مسائل خصوصی‌شون رو

00:39:06.790 --> 00:39:08.498
‫به خاطر بسپارن.

00:39:10.165 --> 00:39:11.165
‫اشتباه میگم؟

00:39:11.623 --> 00:39:13.123
‫- ممنون.
‫- بفرمایید.

00:39:15.081 --> 00:39:18.706
‫اگه بهم بگی توی شرایطی که احتمال

00:39:18.789 --> 00:39:21.748
‫خطر هست نقش زن‌های کودن رو بازی
‫نمیکنی،

00:39:21.831 --> 00:39:22.831
‫خب...

00:39:24.581 --> 00:39:25.789
‫حرفت رو باور نمیکنم.

00:39:30.623 --> 00:39:34.164
‫به نظر من تو کل زندگیت رو مشغول
‫آموزش بودی، خانم «گلد».

00:39:37.206 --> 00:39:38.247
‫مگه همه‌مون نبودیم؟