WEBVTT

00:00:06.125 --> 00:00:10.875
‫اوه، حسادت!

00:00:12.541 --> 00:00:18.875
‫ای خشم فوران‌کننده!

00:00:21.541 --> 00:00:22.875
‫بابا، نکن!

00:00:23.000 --> 00:00:24.125
‫تمومش کن!

00:00:24.250 --> 00:00:25.791
‫دلیلی برای مُردن وجود نداره!

00:00:25.875 --> 00:00:27.750
‫نباید این کار رو بکنی!

00:00:27.875 --> 00:00:28.875
‫مامان!

00:00:28.916 --> 00:00:30.541
‫چرا جلوش رو نمی‌گیری!؟

00:00:30.625 --> 00:00:32.916
‫- بذارید بیایم داخل!
‫- بذارید بیایم داخل!

00:00:33.000 --> 00:00:34.875
‫- مامان!
‫- مامان!

00:00:35.875 --> 00:00:37.541
‫- نه!
‫- بابا!

00:00:37.625 --> 00:00:40.500
‫- وای، بابا!
‫- چرا!؟

00:00:45.166 --> 00:00:47.875
‫- بابا!
‫- بابا!

00:00:51.875 --> 00:00:54.375
‫یه گرم‌کن شکمی
‫روی لباس خوابت بود؟

00:00:55.666 --> 00:00:58.416
‫وقتی بچه بودیم، همه باید
‫اونطور لباس می‌پوشیدیم

00:00:58.500 --> 00:01:01.875
‫مامان و بابا نمی‌خواستن
‫وقتی خوابیم سردمون بشه

00:01:01.916 --> 00:01:03.250
‫پس تو هم اونطور لباس می‌پوشیدی؟

00:01:03.375 --> 00:01:04.416
‫همه‌مون!

00:01:04.500 --> 00:01:08.125
‫خیلی دوست دارم ببینم شما چهارتا
‫با اون لباس‌ها جیغ می‌زنید

00:01:09.000 --> 00:01:11.041
‫موضوع خنده‌داری نبود

00:01:12.000 --> 00:01:17.250
‫ولی خب خیلی بی‌رحمانه‌ست.
‫هیچکدوم‌تون نرفتید جلوش رو بگیرید؟

00:01:17.291 --> 00:01:20.125
‫خب، اون محدوده رو با طناب بسته بودن

00:01:20.166 --> 00:01:21.166
‫نمی‌تونستیم جلو بریم

00:01:21.250 --> 00:01:24.625
‫که اینطور. فهمیدم

00:01:25.625 --> 00:01:30.000
‫حتی اگه پدر و مادر خودت هم باشن،
‫بازم نباید توی کار زن و شوهر دخالت کنی

00:01:30.500 --> 00:01:32.500
‫یه بخشی از وجودت
‫چنین احساسی داره

00:01:39.375 --> 00:01:42.416
‫پسرش نیست،
‫اما صداش می‌زنه بابایی،

00:01:42.916 --> 00:01:46.375
‫و بیش‌تر از هفت ساله که
‫با اون زن رابطه داره، درسته؟

00:01:47.500 --> 00:01:50.750
‫اون همه مدت داشته
‫مامان رو فریب می‌داده

00:01:51.291 --> 00:01:54.125
‫یه‌کم بی‌رحمانه‌ست که
‫از کلمه‌ی «فریب» استفاده کنی

00:01:54.750 --> 00:01:56.666
‫اما حقیقت رو مخفی کرده، مگه نه؟

00:01:57.166 --> 00:01:58.541
‫پس فریبش داده

00:01:59.041 --> 00:02:00.791
‫نباید احساس پشیمونی بکنه؟

00:02:01.291 --> 00:02:04.791
‫شاید اون رو فریب داده
‫چون احساس پشیمونی می‌کرده

00:02:05.375 --> 00:02:08.041
‫اگه دوست داره بمیره،
‫دو گزینه‌ی دیگه وجود داره

00:02:08.125 --> 00:02:12.041
‫می‌تونه رابطه‌اش رو باهاش تموم کنه،
‫یا حداقل معذرت‌خواهی بکنه، نه؟

00:02:12.875 --> 00:02:16.750
‫بچگونه‌ست که فکر کنی مرگ
‫باعث حل شدن مشکلات میشه

00:02:17.250 --> 00:02:20.916
‫خوابِ تو بوده، نه اون.
‫نمی‌تونی به‌خاطر خوابت از اون انتقاد کنی

00:02:22.125 --> 00:02:23.666
‫می‌دونم، اما...

00:02:24.166 --> 00:02:25.875
‫عاشق حرکت مامانتم

00:02:26.416 --> 00:02:28.916
‫فقط نشسته بود، می‌خورد و می‌دوخت؟

00:02:30.375 --> 00:02:33.250
‫اون حرکت ته بیخیالیه،
‫حتی برای مامان

00:02:33.750 --> 00:02:38.791
‫خب، بهتره آرامش خودت رو حفظ کنی
‫تا اینکه نگران همه چیز باشی

00:02:39.791 --> 00:02:41.500
‫برای مردها، اون...

00:02:41.541 --> 00:02:43.041
‫راحت‌ترین گزینه‌ست، نه؟

00:02:43.125 --> 00:02:44.875
‫موضوع فقط راحت بودن نیست

00:02:45.791 --> 00:02:47.625
‫عاقلانه‌ترین راهه

00:02:49.500 --> 00:02:52.375
‫فقط مردها از اون منطق سود می‌برن

00:02:56.875 --> 00:03:00.375
‫تو اون خواب رو دیدی.
‫سر من خالیش نکن

00:03:01.791 --> 00:03:03.625
‫- اوه!
‫- چیه؟

00:03:03.666 --> 00:03:04.625
‫روزنامه

00:04:03.500 --> 00:04:10.250
‫[ فوریه‌ی ۱۹۷۹ ]
‫بهت گفتم باید
‫ساعت ۶ صبح بیدار بشم
‫- سه بار بیدارت کردم!
‫- دروغ‌گو!

00:04:10.375 --> 00:04:12.750
‫دروغ نمیگم!
‫از این به بعد ساعتت رو کوک کن!

00:04:12.875 --> 00:04:14.750
‫باورم نمیشه

00:04:14.875 --> 00:04:17.541
‫- همیشه من رو مقصر می‌دونه
‫- به موقع آماده نمیشم

00:04:18.500 --> 00:04:21.416
‫- هی! بمون تا نوبتت بشه!
‫- خیلی توی دستشویی می‌مونی!

00:04:22.375 --> 00:04:23.875
‫- بعدش نوبت منه
‫- آره، باشه

00:04:24.000 --> 00:04:25.875
‫چرا موهای من موج دارن همیشه؟

00:04:25.916 --> 00:04:28.291
‫- من بیدارش کردم، درسته؟
‫- ها؟ اوه، آره

00:04:29.791 --> 00:04:31.625
‫- سریع آماده شو!
‫- باشه

00:04:41.916 --> 00:04:43.500
‫- تلفن زنگ می‌خوره!
‫- مامان

00:04:44.416 --> 00:04:46.125
‫- مامان، تلفن زنگ می‌خوره!
‫- مامان!

00:04:46.666 --> 00:04:50.541
‫- تلفن زنگ می‌خوره!
‫- من رو صدا نزنید. جوابش رو بدید!

00:04:50.625 --> 00:04:52.125
‫صبح‌ها خیلی کار دارم

00:04:52.250 --> 00:04:53.875
‫- منم کار دارم
‫- منم دهنم پره

00:04:54.000 --> 00:04:55.875
‫دیشب گفتم مشق‌هات رو بنویس

00:04:56.000 --> 00:04:57.916
‫کی اینقدر دهنش رو پر می‌کنه؟

00:04:58.750 --> 00:05:00.000
‫منزل ساتومی

00:05:00.500 --> 00:05:01.375
‫ساکیکو!

00:05:01.416 --> 00:05:04.500
‫ماکیکو، چطور تونستی؟

00:05:04.625 --> 00:05:05.625
‫منظورت چیه؟

00:05:06.125 --> 00:05:09.750
‫می‌دونم همیشه توی سایه بودم

00:05:09.875 --> 00:05:12.625
‫اما... خوش اومدین

00:05:12.750 --> 00:05:16.250
‫هر فکری هم راجع به من می‌کنی،
‫در هر صورت ما خواهریم

00:05:17.125 --> 00:05:18.125
‫ساکیکو؟

00:05:18.791 --> 00:05:20.416
‫ما چهارتا خواهریم

00:05:21.041 --> 00:05:23.250
‫پس چرا نوشتی سه تا؟

00:05:23.375 --> 00:05:25.500
‫چرا من رو حساب نمی‌کنید؟

00:05:25.541 --> 00:05:27.166
‫چی میگی برای خودت؟

00:05:27.666 --> 00:05:30.750
‫خودت رو به خریت نزن.
‫حتی من هم روزنامه می‌خونم

00:05:30.875 --> 00:05:33.625
‫روزنامه؟ مگه چی
‫توش نوشته شده؟

00:05:33.666 --> 00:05:36.500
‫جوری رفتار نکن انگار نمی‌دونی!

00:05:37.250 --> 00:05:39.875
‫«پدرم یه معشوقه داره»

00:05:40.500 --> 00:05:41.791
‫پدرم یه معـ...

00:05:43.125 --> 00:05:44.000
‫ساکیکو!

00:05:45.416 --> 00:05:46.625
‫قضیه چیه؟

00:05:49.500 --> 00:05:51.500
‫پس کار ماکیکو نبوده؟

00:05:52.000 --> 00:05:54.375
‫سر صبحی این همه سروصدا چیه؟

00:05:54.416 --> 00:05:57.125
‫دنبال مقاله‌ای درمورد مبارزه‌ی امروز تو بودم

00:05:57.625 --> 00:06:00.125
‫اما نامه‌ی احمقانه‌ی خواهرم
‫به سردبیر رو پیدا کردم

00:06:00.250 --> 00:06:01.041
‫نامه؟

00:06:02.916 --> 00:06:04.375
‫شاید مال اون نبوده

00:06:05.125 --> 00:06:07.000
‫اوه، اما اسم تو رو پیدا کردم

00:06:07.750 --> 00:06:10.125
‫می‌بینی؟ هیده‌میتسو جینای!

00:06:11.125 --> 00:06:12.875
‫تمرکزم رو به هم نزن

00:06:13.000 --> 00:06:14.500
‫هی!

00:06:15.000 --> 00:06:18.625
‫اگه به‌خاطر چنین چیزی
‫تمرکزت رو از دست بدی، تقصیر خودته

00:06:19.791 --> 00:06:21.500
‫هی!

00:06:21.541 --> 00:06:22.875
‫یه دقیقه‌ی دیگه میام

00:06:22.916 --> 00:06:24.625
‫روزنامه رو می‌خوام!

00:06:27.000 --> 00:06:27.875
‫ممنون

00:06:32.500 --> 00:06:33.291
‫ها؟

00:06:36.000 --> 00:06:37.791
‫بابا مشکلی داره؟

00:06:37.875 --> 00:06:39.500
‫بابا نه، بابابزرگ...

00:06:41.250 --> 00:06:44.500
‫چیکار می‌کنی؟
‫برو ببینم. یالا. بجنب!

00:06:44.625 --> 00:06:46.875
‫زود آماده شو. برو!

00:06:50.000 --> 00:06:52.625
‫[ دستشویی پر است ]

00:06:56.875 --> 00:06:57.666
‫ها؟

00:07:04.125 --> 00:07:09.791
‫«خواهرها مثل نخودهایی هستند
‫که در یک محفظه رشد می‌کنند

00:07:11.500 --> 00:07:14.500
‫وقتی رشد می‌کنند
‫و از پوسته بیرون می‌آیند،

00:07:14.541 --> 00:07:17.625
‫سبک زندگی‌شان و
‫دیدگاه‌هایشان از هم فاصله می‌گیرد

00:07:19.166 --> 00:07:24.291
‫من سه خواهر دارم،
‫اما به ندرت دور هم جمع می‌شویم

00:07:26.375 --> 00:07:29.250
‫و اخیراً متوجه شده‌ایم

00:07:29.375 --> 00:07:33.500
‫که پدر سال‌خورده‌مان
‫مخفیانه با زن دیگری رابطه دارد»

00:07:33.625 --> 00:07:35.291
‫- من رفتم
‫- روز خوبی داشته باشی

00:07:35.375 --> 00:07:36.375
‫[ نامه‌های مخاطبین ]

00:07:36.416 --> 00:07:38.375
‫«مادر سالخورده‌ام خبر ندارد

00:07:38.416 --> 00:07:42.000
‫و بی‌سروصدا از سال طلایی خود
‫در کنار شوهرش لذت می‌برد

00:07:43.000 --> 00:07:45.500
‫- ما خوهرها...»
‫- منم رفتم!

00:07:45.541 --> 00:07:46.625
‫روز خوبی داشته باشی

00:07:46.750 --> 00:07:48.625
‫«...حالا در کنار هم غصه می‌خوریم

00:07:49.541 --> 00:07:52.791
‫شوهر من نیز در سن
‫بحرانی میانسالی قرار دارد

00:07:53.750 --> 00:07:59.375
‫آیا گذراندن زندگی بدون ایجاد هیاهو
‫واقعاً راهی است که زنان خوشحال می‌مانند؟

00:07:59.875 --> 00:08:03.125
‫این روزها، مدام از خودم
‫این سوال را می‌پرسم»

00:08:04.750 --> 00:08:07.000
‫همه فکر می‌کنن تو نوشتیش

00:08:08.750 --> 00:08:10.125
‫تو هم همین فکر رو می‌کنی؟

00:08:10.625 --> 00:08:12.875
‫وقتی خوندمش، چشم‌هام گرد شدن

00:08:16.000 --> 00:08:19.750
‫من هیچوقت برای هیچ سردبیری
‫نامه ننوشتم. اونطور آدمی نیستم

00:08:20.250 --> 00:08:25.500
‫دیگه کی می‌تونه بنویسه که شوهرش
‫توی سن بحرانی میانسالی قرار داره؟

00:08:25.541 --> 00:08:27.375
‫خواهرهات همه مجردن

00:08:27.875 --> 00:08:29.375
‫بیخیال بابا

00:08:29.416 --> 00:08:31.625
‫حتی اگه اینطور فکر می‌کردم،
‫هیچوقت نمی‌نوشتمش

00:08:32.166 --> 00:08:34.750
‫«امضا شده توسط
‫یک خانه‌دار ۴۰ ساله‌ی ناشناس»

00:08:35.916 --> 00:08:37.791
‫واقعاً کار تو نبوده؟

00:08:41.750 --> 00:08:43.250
‫- فهمیدم!
‫- ها؟

00:08:45.250 --> 00:08:46.250
‫بعداً می‌بینمت

00:08:55.750 --> 00:08:57.500
‫اوه، بگیر. به عنوان سوغاتی

00:08:58.000 --> 00:08:59.000
‫ممنون

00:09:17.416 --> 00:09:18.791
‫از سفر برگشتی؟

00:09:18.875 --> 00:09:21.625
‫ها؟ آره، خونه‌ی والدینم بودم

00:09:21.750 --> 00:09:25.375
‫- مگه خونه‌شون توی ایکگامی...
‫- هوا سرد شده، نه؟

00:09:26.541 --> 00:09:28.875
‫شاید سردترین روز سال باشه

00:09:37.250 --> 00:09:38.375
‫سلام؟

00:09:39.250 --> 00:09:41.875
‫اوه، ماکیکو

00:09:41.916 --> 00:09:44.166
‫می‌بینم که صبح بیرون رفتی

00:09:44.250 --> 00:09:46.375
‫بیرون نرفتم

00:09:47.000 --> 00:09:48.791
‫چرا سر صبح زنگ زدی؟

00:09:48.875 --> 00:09:50.125
‫آبجی

00:09:51.000 --> 00:09:54.625
‫تو همیشه توی مقاله نوشتن حرفه‌ای بودی،
‫ولی این‌بار فوق‌العاده بودی

00:09:54.666 --> 00:09:56.500
‫حتی تاکائو هم تحت تاثیر قرار گرفت

00:09:57.041 --> 00:09:58.875
‫گفت می‌تونی نویسنده بشی

00:09:59.541 --> 00:10:01.500
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

00:10:01.625 --> 00:10:03.666
‫روزنامه‌ی امروز رو نخوندی؟

00:10:04.291 --> 00:10:05.125
‫ها؟

00:10:05.625 --> 00:10:08.250
‫معلومه که خوندم!

00:10:09.125 --> 00:10:13.625
‫در آینده، قبل از این کارها
‫باید با ما مشورت کنی

00:10:14.541 --> 00:10:17.541
‫من به جز تو به کسی نگفتم

00:10:18.041 --> 00:10:20.875
‫که به تاکائو مشکوکم

00:10:22.791 --> 00:10:24.625
‫من ننوشتمش

00:10:26.166 --> 00:10:28.625
‫ولی مهم‌تر اینه که مشکلی نداره؟

00:10:29.125 --> 00:10:31.000
‫همین روزنامه رو هم
‫به ایکاگمی میدن

00:10:32.500 --> 00:10:33.291
‫وای، نه

00:10:36.875 --> 00:10:39.500
‫اوه، داری همه‌جا رو کثیف می‌کنی

00:10:43.500 --> 00:10:44.500
‫اون خوبه

00:10:52.000 --> 00:10:52.875
‫بگیر

00:10:53.000 --> 00:10:54.166
‫اوه، درسته

00:10:54.250 --> 00:10:55.125
‫وای...

00:10:55.916 --> 00:10:56.791
‫بگیر

00:11:01.250 --> 00:11:05.875
‫ناخن‌های مردها سفتن.
‫وقتی پا می‌ذاری روشون، پات درد می‌گیره

00:11:08.250 --> 00:11:10.500
‫ناخن که دیگه مردونه و زنونه نداره

00:11:11.375 --> 00:11:13.125
‫معلومه که داره

00:11:13.750 --> 00:11:14.625
‫ها؟

00:11:14.750 --> 00:11:15.791
‫[ نامه‌های مخاطبین ]

00:11:15.875 --> 00:11:18.375
‫واقعاً هیچی نمی‌دونی

00:11:18.500 --> 00:11:20.125
‫باشه. باشه.
‫آخ، درد داره

00:11:20.250 --> 00:11:22.125
‫[ ایجاد هیاهو ]

00:12:01.416 --> 00:12:03.000
‫اوه. سلام

00:12:08.750 --> 00:12:11.625
‫ممنون بابت این همه سال خدمت

00:12:12.125 --> 00:12:15.125
‫نه، ممنون از شما.
‫خودم لذت بردم

00:12:16.166 --> 00:12:19.541
‫گل‌آرایی‌های شما خیلی محبوبن

00:12:20.250 --> 00:12:22.125
‫متاسفم که اینطور شد

00:12:23.250 --> 00:12:27.750
‫توی کار ما، فوریه همیشه ماه سختیه

00:12:28.750 --> 00:12:30.750
‫رستوران‌ها نمی‌تونن هزینه‌ی
‫مواد اولیه رو کاهش بدن

00:12:32.125 --> 00:12:35.875
‫بالاخره گل‌ها رو هم نمیشه خورد

00:12:36.875 --> 00:12:39.000
‫این موقعیت تأسف‌باریه

00:12:39.625 --> 00:12:42.500
‫حقیقتش، خیلی شرمنده‌ام

00:12:46.500 --> 00:12:48.000
‫به هر حال،

00:12:48.916 --> 00:12:49.916
‫بفرمایید

00:12:52.000 --> 00:12:55.625
‫وای، واقعاً نیازی نبود.
‫من سزاوار این همه مهربونی نیستم

00:12:55.750 --> 00:13:00.375
‫هوم؟ فقط حقوق همین ماهه

00:13:01.291 --> 00:13:02.625
‫اوه...

00:13:04.750 --> 00:13:05.791
‫ممنون

00:13:07.666 --> 00:13:11.625
‫در این صورت، می‌تونم گلدونی
‫که بهتون قرض دادم رو ببرم؟

00:13:12.375 --> 00:13:15.750
‫فکر می‌کنم توی آشپزخونه‌ست

00:13:16.291 --> 00:13:18.750
‫شرمنده که اینقدر نگهش داشتم

00:13:19.291 --> 00:13:24.291
‫دنبال یه هدیه‌ی خداحافظی می‌گشتم،
‫اما پول زیادی نداشتیم

00:13:28.000 --> 00:13:30.041
‫ماهی خشک دوست دارید؟

00:13:31.125 --> 00:13:33.125
‫عاشقشونم!

00:13:33.250 --> 00:13:34.375
‫اوه، خوبه

00:13:35.500 --> 00:13:39.750
‫به عنوان سوغاتی برام آوردش،
‫برای گلف به ایزو رفته بود

00:13:41.125 --> 00:13:42.250
‫که اینطور

00:13:42.375 --> 00:13:44.750
‫مشکلی نیست ببرمش، جناب؟

00:13:47.541 --> 00:13:48.666
‫لطفاً ببریدش

00:13:51.666 --> 00:13:52.625
‫وای!

00:14:15.000 --> 00:14:17.000
‫نمی‌خوام بهونه‌هات رو بشنوم

00:14:18.291 --> 00:14:21.375
‫اگه می‌خواستی اخراجم کنی،
‫راه‌های دیگه‌ای هم وجود داشت

00:14:21.500 --> 00:14:22.500
‫سوناکو؟

00:14:25.000 --> 00:14:26.666
‫پس ماکیکو بهت گفته

00:14:26.750 --> 00:14:27.625
‫چی؟

00:14:29.500 --> 00:14:33.375
‫بچه نیستم. نیاز نبود این همه راه بیایی
‫و برام سخنرانی کنی!

00:14:33.500 --> 00:14:37.041
‫چی داری میگی؟
‫خودت گفتی اینجا غذاش خوبه

00:14:37.125 --> 00:14:38.000
‫چی؟

00:14:39.625 --> 00:14:40.666
‫اوه، استاد!

00:14:41.375 --> 00:14:43.416
‫ممنون که برامون مشتری میارید

00:14:43.916 --> 00:14:45.041
‫آم...

00:14:46.041 --> 00:14:47.000
‫وای!

00:14:47.916 --> 00:14:51.750
‫شوهر خواهرتون بهتون نگفته بود
‫که اینجا میز رزرو کرده؟

00:14:54.666 --> 00:14:57.166
‫خواهر زنتون خیلی به ما لطف کرده

00:14:57.875 --> 00:14:59.125
‫میزتون آماده‌ست

00:15:16.625 --> 00:15:19.000
‫کلاً اینطور آدمی هستی، سوناکو!

00:15:19.500 --> 00:15:21.750
‫قضیه رو فراموش کن، باشه؟

00:15:21.875 --> 00:15:24.250
‫من به این معروفم
‫که حافظه‌ی ضعیفی دارم

00:15:26.041 --> 00:15:27.625
‫یه جلسه‌ی کاریه؟

00:15:27.666 --> 00:15:29.875
‫نه، خصوصیه

00:15:30.375 --> 00:15:33.750
‫- اوه، در این صورت، من...
‫- نه، بمون!

00:15:33.875 --> 00:15:35.416
‫- تو هم بمون
‫- چی؟

00:15:35.500 --> 00:15:37.125
‫می‌شناسیشون

00:15:37.750 --> 00:15:39.041
‫کی‌ها رو؟

00:15:40.166 --> 00:15:41.500
‫بابام و اون زنه رو؟

00:15:42.291 --> 00:15:45.625
‫دوست دارم کسی باشم
‫که اون کار رو می‌کنم،

00:15:45.750 --> 00:15:47.000
‫اما امروز نه

00:15:48.000 --> 00:15:50.416
‫درمورد تاکیکو و اون کاراگاهه

00:15:50.500 --> 00:15:53.041
‫همون که استخدام کرد
‫تا درمورد بابا تحقیق کنه؟

00:15:53.125 --> 00:15:56.875
‫اسمش کاتسوماتاست،
‫و وقتی حرف تاکیکو میشه، اون...

00:15:58.375 --> 00:15:59.875
‫واقعاً؟

00:16:00.000 --> 00:16:02.291
‫مردهایی هستن که از اون‌جور
‫دخترهایی خوششون میاد؟

00:16:02.375 --> 00:16:05.000
‫با دقت که نگاه می‌کنی،
‫صورت قشنگی داره

00:16:05.500 --> 00:16:06.750
‫ببخشید

00:16:08.041 --> 00:16:09.625
‫مهمون‌تون رسیده

00:16:09.750 --> 00:16:13.125
‫- اوه! بشین اونجا
‫- خوش اومدی، مشتری عزیز

00:16:13.791 --> 00:16:17.000
‫اوه! که اینطور!

00:16:17.041 --> 00:16:19.500
‫اینجا گل‌آرایی می‌کردی

00:16:19.541 --> 00:16:21.375
‫از غذا لذت ببر

00:16:23.250 --> 00:16:26.041
‫علاوه بر وسایل، چقدر بهت پول میدن؟

00:16:26.125 --> 00:16:29.625
‫توی چنین مناسبت‌های مبارکی
‫نباید اینطور سوال‌هایی بپرسی

00:16:29.666 --> 00:16:31.125
‫- ها؟
‫- سوناکو!

00:16:32.625 --> 00:16:34.750
‫- صبر کنید ببینم
‫- مهمون‌تون اومده

00:16:38.125 --> 00:16:40.000
‫بیا داخل! باید اونجا بشینی

00:16:40.625 --> 00:16:43.125
‫- شرمنده که وقتت رو گرفتم
‫- مشکلی نیست

00:16:43.791 --> 00:16:44.625
‫بشین

00:16:44.750 --> 00:16:48.541
‫اوه، اون رو بده به من

00:16:49.041 --> 00:16:50.500
‫- بده
‫- ممنون

00:16:51.875 --> 00:16:53.916
‫خب، چی می‌تونم بگم؟

00:16:54.000 --> 00:16:56.125
‫انگار خیلی بهت مدیونیم

00:16:57.791 --> 00:16:59.500
‫خواهر بزرگ‌تر تاکیکوئه

00:16:59.625 --> 00:17:01.541
‫آره، اسمم سوناکوئه

00:17:02.375 --> 00:17:04.416
‫- سوناکو؟
‫- «سونا» مثل «یوکوزونا»
‫(کشتی‌گیر حرفه‌ای آمریکایی)

00:17:04.500 --> 00:17:08.375
‫یه زن حداقل باید بگه
‫«سونا» از «سوناهیکی» گرفته شده
‫(طناب‌کشی)

00:17:09.625 --> 00:17:11.250
‫و تو...

00:17:11.875 --> 00:17:13.500
‫«ماتا»یی توی اسمت بود؟

00:17:14.000 --> 00:17:14.875
‫کاتسوماتا

00:17:15.916 --> 00:17:16.791
‫کدوم «کاتسو»؟

00:17:17.625 --> 00:17:18.916
‫از «کاتسیتوسی»
‫(پیروزی)

00:17:19.625 --> 00:17:22.125
‫- و «ماتا» چی؟
‫- از همون «ماتا» که معنیش میشه «دوباره»

00:17:22.791 --> 00:17:23.750
‫که اینطور

00:17:24.750 --> 00:17:26.541
‫چندتا خواهر و برادر داری؟

00:17:27.125 --> 00:17:30.125
‫آم... خواهر و برادر

00:17:30.166 --> 00:17:32.166
‫به تو ربطی نداره

00:17:32.250 --> 00:17:33.375
‫چرا؟

00:17:34.500 --> 00:17:37.041
‫تاکائو، مگه نگفتی

00:17:37.541 --> 00:17:41.250
‫که می‌خواستی درمورد
‫ماجرای بابا حرف بزنی؟

00:17:41.375 --> 00:17:42.375
‫درسته

00:17:42.500 --> 00:17:45.041
‫پس بیایید درمورد اون حرف بزنیم

00:17:45.125 --> 00:17:49.041
‫بیخیال. اینجا که کتاب‌خونه نیست.
‫نیاز نیست طبق اصول پیش بریم

00:17:49.125 --> 00:17:51.666
‫درسته؟ بیایید موقع صحبت کردن
‫کمی نوشیدنی هم بخوریم

00:17:51.750 --> 00:17:53.375
‫من از اون‌جور چیزها خوشم نمیاد!

00:17:53.500 --> 00:17:56.416
‫تاکیکو، اگه اینقدر عصبی باشی...

00:17:56.500 --> 00:17:57.916
‫مثل غذاهای پس‌مونده میشم

00:17:58.000 --> 00:18:00.291
‫بس کنید. بحث نکنید

00:18:01.375 --> 00:18:03.166
‫این کارتون...

00:18:03.250 --> 00:18:04.750
‫ببخشید

00:18:04.791 --> 00:18:06.250
‫من و آقای کاتسوماتا

00:18:06.875 --> 00:18:08.291
‫یه رابطه‌ی مالی...

00:18:11.625 --> 00:18:13.375
‫خب، «مالی» نه

00:18:14.375 --> 00:18:16.125
‫یه رابطه‌ی کاری داریم

00:18:17.000 --> 00:18:19.375
‫نباید اشتباه فکر بکنن، درسته؟

00:18:21.000 --> 00:18:21.916
‫آره

00:18:22.666 --> 00:18:24.625
‫جواب خیلی ضعیفی بود

00:18:25.166 --> 00:18:27.375
‫همیشه اینطوری حرف می‌زنه

00:18:28.375 --> 00:18:29.541
‫آقای کاتسوماتا،

00:18:29.625 --> 00:18:32.875
‫بهشون بگو که اگه
‫فکر اشتباهی بکنن، ناراحت میشی

00:18:33.500 --> 00:18:34.375
‫آره

00:18:34.416 --> 00:18:37.250
‫البته، اگه ناراحت نمیشی هم
‫می‌تونی بهمون بگی

00:18:39.666 --> 00:18:42.125
‫باعث... ناراحتیم میشه

00:18:43.250 --> 00:18:44.500
‫- ها؟
‫- واقعاً؟

00:18:46.250 --> 00:18:48.000
‫من به یکی علاقه دارم

00:18:52.000 --> 00:18:52.875
‫یه آدم دیگه؟

00:18:53.375 --> 00:18:54.250
‫آره

00:18:56.666 --> 00:18:59.291
‫چه... جور آدمی؟

00:19:03.125 --> 00:19:05.166
‫یه جور آدم

00:19:05.875 --> 00:19:08.125
‫یه جور؟ خب...

00:19:08.250 --> 00:19:10.791
‫یه جور آدم، ها؟

00:19:15.500 --> 00:19:18.125
‫پس، آم... جلسه...

00:19:18.166 --> 00:19:21.125
‫باید به کارهام برسم.
‫بهتره برم

00:19:22.000 --> 00:19:24.500
‫تاکی... تاکیکو!

00:19:31.416 --> 00:19:32.375
‫اوه، درسته

00:19:33.791 --> 00:19:34.875
‫لطفاً ببخشید

00:19:34.916 --> 00:19:37.625
‫اوه، باید این رو ببری

00:19:39.291 --> 00:19:41.500
‫- خیلی شرمنده
‫- نه، مشکلی نیست

00:19:42.125 --> 00:19:43.875
‫- مطمئنی؟
‫- همه چی خوبه؟

00:19:55.250 --> 00:19:56.125
‫تاکیکو!

00:19:58.625 --> 00:19:59.875
‫آم... صبر کن

00:20:00.875 --> 00:20:02.541
‫برگرد!

00:20:19.666 --> 00:20:20.541
‫تاکیکو!

00:20:30.291 --> 00:20:32.750
‫حرفی که الان زدم، دروغ بود

00:20:33.625 --> 00:20:36.250
‫اوه... می‌شنوی؟

00:20:37.375 --> 00:20:38.250
‫آم...

00:20:46.250 --> 00:20:50.250
‫[ علاقه ]

00:20:57.041 --> 00:21:01.625
‫[ یعنی ]

00:21:12.875 --> 00:21:19.875
‫[ عشق ]

00:21:46.166 --> 00:21:49.250
‫[ احمق ]

00:22:04.166 --> 00:22:10.416
‫[ مینامی سنزوکو ]

00:22:39.541 --> 00:22:44.666
‫یوکو میگه رژیم داره،
‫و صبحونه نمی‌خوره

00:22:44.708 --> 00:22:48.833
‫- وای، نه
‫- ولی بعد مدتی میاد میگه گرسنه‌شه

00:22:52.791 --> 00:22:53.833
‫یه لیوان دیگه

00:22:54.416 --> 00:22:55.333
‫اوه؟

00:22:56.166 --> 00:22:58.291
‫از کِی تا حالا اینقدر
‫چای دوست داری؟

00:22:59.166 --> 00:23:01.666
‫وقتی کَس دیگه‌ای درستش می‌کنه
‫خیلی خوش‌مزه‌ست

00:23:04.416 --> 00:23:06.666
‫وقت داری بمونی اینجا
‫و استراحت کنی؟

00:23:07.958 --> 00:23:09.916
‫تاکائو امشب یه جلسه داره،

00:23:10.416 --> 00:23:13.791
‫و برای هیرو و یوکو
‫قبل از اومدن غذا آماده کردم

00:23:18.666 --> 00:23:19.541
‫چی بود؟

00:23:20.041 --> 00:23:21.083
‫روزنامه‌ی عصر

00:23:21.791 --> 00:23:22.916
‫دیروقته

00:23:23.583 --> 00:23:25.666
‫قبلاً زودتر میومد

00:23:26.291 --> 00:23:28.083
‫شاید کسی که میارشون عوض شده

00:23:30.708 --> 00:23:32.708
‫برم سوشی بخرم؟

00:23:33.791 --> 00:23:35.791
‫هر چیزی که خودتون دارید، می‌خورم

00:23:36.666 --> 00:23:38.083
‫بابا دیر میاد خونه؟

00:23:40.208 --> 00:23:41.916
‫زود برمی‌گرده

00:23:42.791 --> 00:23:44.416
‫امروز سر کاره، درسته؟

00:23:48.208 --> 00:23:50.208
‫همیشه اینقدر زود برمی‌گرده؟

00:23:51.166 --> 00:23:53.791
‫خب، دوست نداره بیرون غذا بخوره

00:23:57.333 --> 00:24:01.416
‫روزنامه رو بذارم کجا؟
‫کنار روزنامه‌ی صبح بذارمش؟

00:24:01.958 --> 00:24:03.666
‫- روزنامه‌ی صبح؟
‫- آره

00:24:03.791 --> 00:24:07.416
‫اوه، درسته. بابات صبح داشت
‫روش ناخن‌هاش رو می‌گرفت

00:24:08.291 --> 00:24:11.166
‫ازش به عنوان
‫زیرپایی استفاده کردید؟

00:24:12.416 --> 00:24:16.541
‫روزنامه‌ها رو برای
‫خوندن گذاشتن، می‌دونی

00:24:17.416 --> 00:24:19.333
‫خب، باید از فونت
‫بزرگ‌تری استفاده کنن

00:24:19.833 --> 00:24:23.916
‫کاش یه روزنامه برای
‫افراد مسن درست کنن

00:24:28.708 --> 00:24:29.666
‫کجا میری؟

00:24:29.791 --> 00:24:32.583
‫ها؟ میرم مغازه‌ی سر کوچه.
‫یوزو تموم کردم

00:24:33.541 --> 00:24:34.666
‫خودم میرم

00:24:34.708 --> 00:24:37.791
‫نه، از دیروز ۵۰ ین بهشون بدهکارم

00:24:47.166 --> 00:24:48.541
‫برگرد عقب!

00:24:48.583 --> 00:24:49.416
‫حالا از صورتت محافظت کن!

00:24:49.958 --> 00:24:51.166
‫کارش رو تموم کن!

00:24:52.666 --> 00:24:57.291
‫- یالا!
‫- مقابله کن، احمق!

00:24:57.416 --> 00:24:58.458
‫در چه حاله؟

00:25:01.666 --> 00:25:02.666
‫خودمم نمی‌دونم

00:25:04.083 --> 00:25:05.416
‫فکر کنم داره می‌بازه

00:25:18.166 --> 00:25:19.791
‫تموم شد! زنگ به صدا دراومد!

00:25:21.666 --> 00:25:24.208
‫هی! می‌خوای دوباره
‫امتحان کنی؟ ها؟

00:25:27.708 --> 00:25:30.541
‫لعنتی! بشین!
‫خودت رو کنترل کن!

00:25:30.583 --> 00:25:33.541
‫گفتم آروم باش!
‫فهمیدی؟ احمق

00:25:33.666 --> 00:25:34.958
‫محافظ لثه رو بده

00:25:35.041 --> 00:25:36.208
‫آب رو بده

00:25:36.291 --> 00:25:37.708
‫خیلی‌خب. آروم بخور!

00:25:37.791 --> 00:25:39.541
‫خوبه. باشه

00:25:39.666 --> 00:25:41.416
‫- جینای!
‫- همینه

00:25:41.541 --> 00:25:43.291
‫- جینای!
‫- آروم، باشه؟

00:25:43.333 --> 00:25:45.708
‫هی، سعی نکن تنهایی
‫انجامش بدی! گوش بده

00:25:45.708 --> 00:25:46.666
‫شروع شد

00:25:46.708 --> 00:25:47.958
‫راند هفتم!

00:25:49.166 --> 00:25:52.666
‫تمام تلاشت رو بکن!
‫تمرکزت رو حفظ کن! باشه؟ برو!

00:26:03.416 --> 00:26:05.958
‫همینه! یالا!

00:26:07.666 --> 00:26:10.666
‫آفرین! فشار رو حفظ کن!

00:26:10.791 --> 00:26:13.041
‫حمله کن! گیجش کردی!

00:26:15.416 --> 00:26:16.416
‫کارش رو تموم کن!

00:26:19.291 --> 00:26:23.041
‫از صورتت محافظت کن!
‫گارد بگیر!

00:26:23.166 --> 00:26:24.083
‫حالا کارش رو تموم کن!

00:26:53.041 --> 00:26:54.666
‫ضربه مغزی شده

00:26:56.041 --> 00:26:58.208
‫گفتن بعد از کمی استراحت
‫می‌تونه بره خونه

00:26:58.208 --> 00:27:00.458
‫برای امرار ‌معاش کتک می‌خورم!

00:27:01.750 --> 00:27:04.583
‫هیچ فرقی با یه سبزی‌فروش
‫که تربچه می‌فروشه نداره

00:27:05.833 --> 00:27:07.375
‫زن یه سبزی‌فروش

00:27:08.125 --> 00:27:11.583
‫موقع سبزی فروختن همسرش
‫فرار می‌کنه و میره؟ ها؟

00:27:35.625 --> 00:27:36.958
‫می‌دونم داخلی

00:27:42.750 --> 00:27:44.125
‫باز کن

00:27:47.208 --> 00:27:49.583
‫چرا نمی‌ذاری بیام داخل؟

00:27:52.625 --> 00:27:55.375
‫اوه، سلام. عصر بخیر

00:27:56.625 --> 00:27:58.958
‫- سرده، مگه نه؟
‫- آره

00:27:59.000 --> 00:28:00.708
‫شاید سردترین روز سال باشه

00:28:01.208 --> 00:28:02.458
‫بریم، مارو

00:28:05.875 --> 00:28:07.958
‫بیخیال! باز کن

00:28:09.708 --> 00:28:11.708
‫اگه باز کنم، هیچوقت تموم نمیشه

00:28:16.041 --> 00:28:18.166
‫ماهی‌خشک! ماهی...

00:28:19.791 --> 00:28:21.416
‫سوناکو؟ بیخیال

00:28:28.166 --> 00:28:31.958
‫اگه امکانش هست، به نظرم
‫امشب همه باید اینجا باشیم

00:28:32.666 --> 00:28:34.166
‫یه جورایی...

00:28:35.708 --> 00:28:38.208
‫مثل یه جلسه‌ی خانوادگی
‫یا همچین چیزی

00:28:40.041 --> 00:28:41.666
‫دوست دارم با هم حرف بزنیم

00:28:43.041 --> 00:28:46.416
‫تا حالا حس نکردی
‫قراره یه اتفاقی بیُفته؟

00:28:48.083 --> 00:28:49.833
‫دیروز خواب عجیبی دیدم

00:28:49.916 --> 00:28:53.041
‫یا دقیق بخوام بگم، امروز صبح

00:28:54.416 --> 00:28:56.708
‫من گرم‌کن شکمی پوشیده بودم؟

00:28:57.791 --> 00:28:59.833
‫بیخیال، مسخره‌ست

00:29:00.416 --> 00:29:03.416
‫لازم نیست برای هر چیز کوچیکی
‫مثل این بهم زنگ بزنی

00:29:05.458 --> 00:29:07.291
‫صبر کن، چی؟

00:29:08.666 --> 00:29:10.958
‫ایکگامی، الان؟

00:29:12.083 --> 00:29:14.666
‫امکان نداره! آخه...

00:29:15.666 --> 00:29:16.958
‫الان؟

00:29:17.791 --> 00:29:18.708
‫خب...

00:29:21.166 --> 00:29:22.041
‫صبر کن

00:29:23.083 --> 00:29:27.916
‫در واقع، به نظر فکر خوبیه.
‫سریع میام

00:29:28.916 --> 00:29:33.041
‫باشه، فهمیدم.
‫می‌بینمت. خداحافظ

00:29:38.000 --> 00:29:39.083
‫باید از هم جدا بشیم

00:29:42.708 --> 00:29:44.333
‫برو خونه‌ی مامانت!

00:29:44.458 --> 00:29:45.458
‫تو هم باهام بیا

00:29:46.458 --> 00:29:47.708
‫با این قیافه؟

00:29:48.208 --> 00:29:50.250
‫بهشون معرفیت می‌کنم.
‫خجالت نمی‌کشم

00:29:50.333 --> 00:29:52.500
‫- خودم خجالت می‌کشم!
‫- چرا؟

00:29:53.625 --> 00:29:55.750
‫برای امرار ‌معاش
‫کتک می‌خوری، درسته؟

00:29:56.541 --> 00:30:02.750
‫و وقتی توی تقاطع سوم
‫به مغازه می‌رسی، بپیچ سمت راست

00:30:04.375 --> 00:30:07.041
‫این معبده. بعدش...

00:30:13.583 --> 00:30:15.833
‫چی؟ من هیچوقت اون کار رو نکردم

00:30:15.875 --> 00:30:18.583
‫- بدون اینکه بفهمیم، غذامون خورده شده بود
‫- دقیقاً

00:30:18.708 --> 00:30:20.458
‫اوه، بابا اومد!

00:30:20.500 --> 00:30:22.208
‫- خوش اومدی!
‫- خوش اومدی!

00:30:22.708 --> 00:30:24.208
‫نیاز نیست پاشیم

00:30:25.333 --> 00:30:28.375
‫هی، بابا همیشه اینقدر دیر میاد؟

00:30:28.958 --> 00:30:31.208
‫نه، همیشه اینطور نیست

00:30:31.250 --> 00:30:33.333
‫گفت شام رو توی خونه می‌خوره

00:30:33.958 --> 00:30:35.583
‫مردها همینطورن

00:30:36.833 --> 00:30:38.333
‫بریم در و پنجره رو ببندیم؟

00:30:38.833 --> 00:30:39.708
‫آره

00:30:42.875 --> 00:30:45.125
‫نمی‌دونم کی اون نامه رو
‫نوشته، اما...

00:30:45.208 --> 00:30:46.875
‫واقعاً کار تو نبوده؟

00:30:46.958 --> 00:30:48.333
‫گفتم که نبوده

00:30:49.583 --> 00:30:52.583
‫- سعی کرده نشون بده کار من بوده
‫- کی؟ ماکیکو؟

00:30:53.250 --> 00:30:55.208
‫اول باید دست‌خط من رو ببینی

00:30:55.250 --> 00:30:59.208
‫شوهر مرحومم می‌گفت
‫دست‌خطم افتضاحه

00:30:59.333 --> 00:31:03.208
‫نامه به سردبیر توسط افرادی نوشته میشه
‫که مهارت بالایی توی خوش‌نویسی دارن

00:31:03.250 --> 00:31:05.833
‫بیخیال. من هیچوقت اون کار رو نمی‌کنم

00:31:05.958 --> 00:31:10.708
‫دست‌خط تاکیکو خوب نیست،
‫فقط مرتبه. یا شاید ساده‌لوحانه‌ست

00:31:10.833 --> 00:31:11.625
‫ساکیکو!

00:31:12.583 --> 00:31:13.833
‫شیاطین بیرون!

00:31:13.958 --> 00:31:15.083
‫- اوه!
‫- ها؟

00:31:15.208 --> 00:31:17.958
‫- خوشبختی داخل!
‫- اون، درسته. روز ستسوبونه
‫(یه جشن سنتی ژاپنی)

00:31:19.333 --> 00:31:20.958
‫شیاطین بیرون!

00:31:22.333 --> 00:31:23.833
‫خوشبختی داخل!

00:31:26.458 --> 00:31:29.125
‫هی، همه‌تون توی مراسم
‫لوبیا پرت کردید؟

00:31:29.208 --> 00:31:32.583
‫- تمیزکاری بعدش خیلی اذیت‌کننده‌ست
‫- شرط می‌بندم تاکیکو انجامش داده

00:31:32.625 --> 00:31:34.000
‫ها؟ امکان نداره!

00:31:34.500 --> 00:31:36.500
‫مامان، تو لوبیا پرت می‌کردی؟

00:31:36.583 --> 00:31:38.208
‫- چی؟
‫- چرا باید اون کار رو بکنم؟

00:31:38.250 --> 00:31:41.083
‫خب، هر سال لوبیا می‌خرم

00:31:41.833 --> 00:31:44.833
‫حالا که همه اینجایید،
‫با سس میسو بخوریمشون؟

00:31:46.833 --> 00:31:48.208
‫باشه، بیایید انجامش بدیم

00:31:48.250 --> 00:31:50.333
‫- خیلی وقته این کار رو نکردیم
‫- نه؟

00:31:50.458 --> 00:31:51.375
‫شروع کنیم

00:31:51.458 --> 00:31:56.458
‫- شیاطین بیرون!
‫- شیاطین بیرون!

00:31:56.500 --> 00:31:58.875
‫- خوشبختی داخل!
‫- خوشبختی داخل!

00:31:59.833 --> 00:32:04.083
‫اما اگه خودمون ننوشتیمش،
‫ممکنه واقعاً تصادفی باشه؟

00:32:04.125 --> 00:32:07.000
‫امکانش هست، اما جزئیاتش
‫خیلی شبیه ماجرای خودمونه

00:32:07.083 --> 00:32:10.583
‫- به جز تعداد خواهرها
‫- اینقدر منفی‌نگر نباش

00:32:10.708 --> 00:32:11.875
‫خوشبختی داخل!

00:32:11.958 --> 00:32:15.250
‫به نظرتون بابا چون روزنامه رو خونده
‫نمی‌خواد بیاد خونه؟

00:32:15.333 --> 00:32:17.875
‫- یعنی فرار کرده؟
‫- بیخیال!

00:32:17.958 --> 00:32:18.833
‫خوشبختی داخل!

00:32:18.875 --> 00:32:21.500
‫- خب، از کجا معلوم!
‫- شیاطین بیرون!

00:32:21.583 --> 00:32:23.958
‫- شیاطین... وای
‫- هی!

00:32:24.083 --> 00:32:26.000
‫باشه، کافیه.
‫دیگه کثیف‌کاری نکنید

00:32:26.083 --> 00:32:27.833
‫یکی دیگه پرتاب کنم.
‫شیاطین بیرون!

00:32:27.875 --> 00:32:29.875
‫ترجیح میدم فرار کنه

00:32:29.958 --> 00:32:30.833
‫چی؟

00:32:31.708 --> 00:32:32.583
‫کی؟

00:32:34.333 --> 00:32:35.833
‫کی فرار کرده؟

00:32:38.500 --> 00:32:42.333
‫هیرو! ولی بعد از چند ساعت برگشت

00:32:42.458 --> 00:32:46.208
‫بچه‌های امروزی غیرقابل پیش‌بینی‌ان.
‫آدم باید مراقب باشه

00:32:46.708 --> 00:32:50.000
‫هی، صدای باد میاد؟
‫بیایید پنجره‌ها رو ببندیم

00:32:50.083 --> 00:32:51.083
‫درسته

00:32:51.208 --> 00:32:52.708
‫این خونه خیلی سرد میشه

00:32:53.208 --> 00:32:56.708
‫قدیمیه. اینطوری ساختنش خب

00:32:56.833 --> 00:32:58.875
‫توی اتاق استراحت
‫چند تا ژاکت نخی هست

00:32:58.958 --> 00:33:00.500
‫پس اونا رو می‌پوشیم

00:33:05.833 --> 00:33:06.708
‫چی شده؟

00:33:13.250 --> 00:33:15.083
‫بهت گفتم قراره
‫یه اتفاقی بیُفته، یادته؟

00:33:15.583 --> 00:33:17.458
‫فکر می‌کنی بابا می‌خواد
‫خودکشی کنه؟

00:33:20.625 --> 00:33:22.750
‫اول اون خواب رو دیدم،
‫بعدش ماجرای روزنامه

00:33:24.708 --> 00:33:26.750
‫اگه نیاد خونه، اونوقت...

00:33:29.625 --> 00:33:31.875
‫نگو به‌خاطر عشق
‫می‌خواد خودش رو بکشه؟

00:33:40.083 --> 00:33:43.083
‫هی، وقتی می‌خورید
‫باید ظرف‌ها رو بذارید توی سینک

00:33:45.458 --> 00:33:46.416
‫- سنگ، کاغذ، قیچی!
‫- سنگ، کاغذ، قیچی!

00:33:46.416 --> 00:33:48.291
‫ایول! هیرو جمع می‌کنه

00:33:57.333 --> 00:33:58.958
‫وای، این چه وضعیه؟

00:33:59.083 --> 00:34:01.583
‫- اون چیزه رو می‌خوام. می‌دونی...
‫- مخلوط‌کن؟

00:34:01.708 --> 00:34:03.208
‫آره، همون

00:34:03.250 --> 00:34:05.708
‫اگه می‌خوای هم بزنی،
‫از چوب‌ها استفاده کن

00:34:05.833 --> 00:34:07.583
‫برای نوشیدنی آمازاکه نیست

00:34:08.708 --> 00:34:09.958
‫مزه‌اش فرقی نمی‌کنه

00:34:10.833 --> 00:34:13.500
‫هی، نمی‌خواید لوبیا پرت کنید؟

00:34:13.583 --> 00:34:15.083
‫جز دردسر چیزی نداره

00:34:16.583 --> 00:34:19.708
‫- رسم بدیه
‫- آره، بده!

00:34:19.833 --> 00:34:21.833
‫اون همه فریاد زدن خجالت‌آوره

00:34:21.958 --> 00:34:25.000
‫بیخیال. با اون طرز فکر
‫پیشرفت نمی‌کنی

00:34:25.083 --> 00:34:26.625
‫آره، نمی‌کنی!

00:34:26.708 --> 00:34:28.333
‫مهم نیست

00:34:28.875 --> 00:34:31.958
‫پس از اون مدرسه‌ی خصوصی انصراف بده!
‫کلی خرج روی دستم می‌ذاره

00:34:32.000 --> 00:34:33.208
‫آره، انصراف بده!

00:34:33.708 --> 00:34:36.125
‫لوبیا پرت کردن باعث پیشرفتم نمیشه

00:34:37.375 --> 00:34:39.000
‫- مزخرفه
‫- ها؟

00:34:40.333 --> 00:34:42.875
‫«مزخرفه»؟
‫اینطوری با پدرت حرف نزن

00:34:45.083 --> 00:34:46.333
‫سلام؟ منزل ساتومی

00:34:46.833 --> 00:34:48.083
‫اوه، تویی

00:34:48.958 --> 00:34:50.708
‫- شیاطین بیرون!
‫- قضیه اون نیست

00:34:50.750 --> 00:34:52.375
‫نمی‌دونم مخلوط‌کن کجاست

00:34:52.458 --> 00:34:53.750
‫- شیاطین بیرون!
‫- مخلوط‌کن

00:34:53.833 --> 00:34:55.000
‫- خوشبختی داخل!
‫- آخ!

00:34:55.083 --> 00:34:56.958
‫هیچوقت اینقدر دیر نیومده خونه

00:34:57.000 --> 00:35:00.083
‫- تمومش کن!
‫- ببخشید، اما میشه بری در خونه‌اش؟

00:35:00.208 --> 00:35:01.958
‫- درد داره!
‫- خونه‌اش؟

00:35:02.083 --> 00:35:03.208
‫شیاطین بیرون!

00:35:03.250 --> 00:35:05.458
‫اصلاً نمی‌دونم کجاست

00:35:05.500 --> 00:35:07.125
‫- شیاطین بیرون!
‫- الان بهت میگم

00:35:07.208 --> 00:35:09.000
‫- مینامی سنزوکو، بخش اوتا
‫- بس کن!

00:35:09.083 --> 00:35:12.208
‫ها؟ هی، آروم باشید!
‫صداش رو نمی‌شنوم، دیوونه‌ها

00:35:12.333 --> 00:35:13.583
‫شیاطین بیرون!

00:35:13.625 --> 00:35:16.375
‫اینقدر لوبیا پرت نکنید!
‫سریع برید بخوابید!

00:35:16.458 --> 00:35:18.125
‫اونقدر خوردم مست شدم

00:35:18.208 --> 00:35:20.083
‫- شیاطین بیرون!
‫- زنگ بزن به تاکسی

00:35:20.125 --> 00:35:24.083
‫اصلاً می‌دونی ساعت چنده؟
‫سر صبح جلسه دارم

00:35:25.208 --> 00:35:28.375
‫می‌ترسم اتفاق بدی افتاده باشه

00:35:28.458 --> 00:35:29.333
‫لطفاً

00:35:54.958 --> 00:35:56.958
‫خانم تچیا بیمارستانه

00:35:57.750 --> 00:35:58.583
‫بیمارستان؟

00:36:02.750 --> 00:36:05.208
‫بعدازظهر بچه‌اش زخمی شد

00:36:08.000 --> 00:36:10.750
‫شنیدم بعدش شوهرش
‫با عجله اومده

00:36:13.708 --> 00:36:15.375
‫- این رو بگیر
‫- چه وضعشه؟

00:36:15.458 --> 00:36:17.083
‫این دیگه چیه؟ چقدر چندشه

00:36:18.083 --> 00:36:22.208
‫هی، از میز من به عنوان
‫محل نگهداری استفاده نکن

00:36:22.250 --> 00:36:23.750
‫شرمنده

00:36:23.833 --> 00:36:26.500
‫فقط نمی‌تونم این وسایل
‫قدیمی رو پرت بدم

00:36:26.583 --> 00:36:27.625
‫اصلاً چرا برات مهمه؟

00:36:27.708 --> 00:36:31.333
‫اصلاً برای درس خوندن
‫ازش استفاده نکردی

00:36:31.833 --> 00:36:35.500
‫هی! نذارشون روی وسایل من!

00:36:35.583 --> 00:36:38.583
‫- نمی‌تونی همینطوری...
‫- کافیه

00:36:38.625 --> 00:36:41.458
‫هر دوتاتون بزرگ شدید!
‫تمومش کنید!

00:36:42.583 --> 00:36:44.083
‫باشه، پیداشون کردیم

00:36:48.583 --> 00:36:49.625
‫ببینیم چطورن

00:36:52.458 --> 00:36:55.250
‫- وای!
‫- یاد بچگی افتادم!

00:36:55.833 --> 00:36:58.458
‫- اینا رو ببینید
‫- این مال توئه، سوناکو

00:36:58.583 --> 00:37:01.833
‫- مال همه رو نگه داشتی؟
‫- آره. اینم مال توئه، ماکیکو

00:37:02.708 --> 00:37:03.500
‫تاکیکو!

00:37:04.458 --> 00:37:06.083
‫- ساکیکو!
‫- این مال منه؟

00:37:06.208 --> 00:37:07.625
‫مال من سوراخ شده

00:37:07.708 --> 00:37:09.708
‫از وسایل خوب
‫مراقبت می‌کنی، مامان

00:37:09.750 --> 00:37:14.458
‫خب،  گفتم اگه یه روزی
‫از راه به در شدین اینا رو نشونتون بدم

00:37:15.833 --> 00:37:18.083
‫- متنفر بودم از پوشیدن این
‫- منم همینطور

00:37:18.125 --> 00:37:20.750
‫اما اگه نمی‌پوشیدیم
‫توی دردسر می‌افتادیم

00:37:21.458 --> 00:37:25.458
‫ قبل از خواب، صحنه‌ای از
‫«کونیسادا چوجی» رو بازی می‌کردید

00:37:25.500 --> 00:37:27.083
‫- کونیسادا چوجی؟
‫- کونیسادا چوجی؟

00:37:27.833 --> 00:37:30.750
‫یه خط‌کش به جای شمشیر
‫می‌ذاشتید توی گرم‌کن شکمی

00:37:30.833 --> 00:37:33.083
‫- و بعدش...
‫- اوه، یادمه!

00:37:33.208 --> 00:37:35.458
‫آبجی، تو بشو چوجی،
‫منم میشم خدمت‌کار

00:37:36.625 --> 00:37:39.958
‫«آخرین شبمون توی کوه آکگیه»

00:37:40.083 --> 00:37:42.208
‫«آه، یه غاز داره گریه می‌کنه...»

00:37:42.333 --> 00:37:43.833
‫- اشتباه گفتی
‫- چی؟

00:37:43.875 --> 00:37:47.583
‫قبل از اون، یه چیزی درمورد
‫روستای زادگاهش کونیسادا میگه

00:37:47.625 --> 00:37:50.458
‫و بعدش، «خیلی احساس
‫تنهایی می‌کنم»، درسته؟

00:37:50.583 --> 00:37:51.958
‫- آره
‫- اوه، درسته!

00:37:52.083 --> 00:37:54.000
‫و بعدش، «آه، یه غاز داره گریه می‌کنه»

00:37:54.083 --> 00:37:56.958
‫«در حال پرواز به سمت جنوب آسمونه»

00:37:57.000 --> 00:37:58.458
‫پایان!

00:38:01.958 --> 00:38:03.125
‫هی، این چیه؟

00:38:03.708 --> 00:38:04.708
‫ها؟

00:38:04.750 --> 00:38:06.458
‫- خوشگله!
‫- آره!

00:38:06.583 --> 00:38:08.458
‫- خیلی خوشگله
‫- نمادهای شانسن

00:38:08.500 --> 00:38:10.958
‫اینا رو موقع اولین زیارت‌تون پوشیدید

00:38:11.083 --> 00:38:12.833
‫- سوناکو
‫- وای!

00:38:12.875 --> 00:38:14.750
‫این یکی مال ماکیکوئه

00:38:14.833 --> 00:38:17.625
‫هی، مال اون باکلاس‌تر نیست؟

00:38:18.250 --> 00:38:21.833
‫چون بچه‌ی اول بوده،
‫بابا از فروشگاه براش خریدش

00:38:21.958 --> 00:38:22.750
‫مال من کجاست؟

00:38:22.833 --> 00:38:24.250
‫تاکیکو، تو...

00:38:24.833 --> 00:38:26.958
‫باید از یکیشون دوبار استفاده می‌کردیم

00:38:28.208 --> 00:38:30.916
‫اولین بچه‌هایی که به دنیا میان
‫همه چیز براشون خریده میشه،

00:38:30.958 --> 00:38:32.666
‫ولی سطح علاقه برای
‫بچه‌های بعدی کم‌تر میشه

00:38:32.666 --> 00:38:37.583
‫جنگ تازه تموم شده بود.
‫وقتی برای اون کارها نبود

00:38:37.708 --> 00:38:40.500
‫باید شکم همه رو سیر می‌کردیم

00:38:40.583 --> 00:38:42.333
‫برای همین من یکی ندارم

00:38:42.958 --> 00:38:44.708
‫و اونوقت می‌گید چرا منفی‌نگرم

00:38:44.833 --> 00:38:47.375
‫- بگیر. مهم نیست
‫- چرا، مهمه!

00:38:47.458 --> 00:38:49.750
‫مهمه. خیلی مهمه

00:38:49.833 --> 00:38:52.958
‫فقط احمق‌ها به‌خاطر
‫این چیزها دعوا می‌کنن

00:38:56.708 --> 00:38:58.333
‫هر وقت خواستی برو بخواب، مامان

00:38:58.833 --> 00:39:02.208
‫وقتی این همه سروصدا می‌کنیم
‫چطور می‌خواد بخوابه؟

00:39:02.750 --> 00:39:04.083
‫همه بریم بخوابیم؟

00:39:06.000 --> 00:39:07.000
‫آره، بریم بخوابیم

00:39:07.083 --> 00:39:10.375
‫هی، نظرتون چیه گرم‌کن شکمی رو
‫ببندیم دور لباس‌هامون؟

00:39:10.875 --> 00:39:12.833
‫الان که دیگه اندازه‌ام نیست!

00:39:12.875 --> 00:39:15.083
‫نیست؟ اوه، فکر کنم نیست

00:39:15.125 --> 00:39:17.083
‫تشک اضافی هست؟

00:39:17.583 --> 00:39:19.833
‫همون پتو کافیه

00:39:19.875 --> 00:39:21.708
‫مشکلی نیست!
‫خودمون اتاق رو گرم می‌کنیم

00:39:21.833 --> 00:39:22.833
‫الان میام کمک

00:39:35.083 --> 00:39:37.083
‫به نظرتون تاکائو رفته؟

00:39:37.833 --> 00:39:38.708
‫آره

00:39:39.458 --> 00:39:41.583
‫اگه بابا تا صبح نیاد خونه،

00:39:42.458 --> 00:39:43.500
‫چیکار کنیم؟

00:39:44.833 --> 00:39:46.875
‫به مامان بگیم؟

00:39:46.958 --> 00:39:48.250
‫درمورد اون موضوع؟

00:39:48.333 --> 00:39:49.500
‫تمومش کن

00:39:49.583 --> 00:39:55.000
‫ها؟ خودت کسی نبودی که می‌گفتی
‫یه زن باید هیاهو ایجاد کنه یا نه؟

00:39:55.083 --> 00:39:56.500
‫من اون نامه رو ننوشتم!

00:39:57.333 --> 00:40:00.750
‫بابا حتماً روزنامه رو خونده، درسته؟

00:40:02.250 --> 00:40:03.458
‫معلوم نیست

00:40:04.708 --> 00:40:07.750
‫- ولی اون همیشه همه‌ی صفحات رو می‌خونه
‫- آره

00:40:19.000 --> 00:40:21.250
‫اگه اتفاقی برای بابا بیُفته،

00:40:22.375 --> 00:40:24.458
‫تو مقصری، ماکیکو

00:40:24.958 --> 00:40:27.000
‫بهتون گفتم، من ننوشتمش!

00:40:27.625 --> 00:40:31.208
‫اگه تو ننوشتی، پس کی نوشته؟

00:40:31.833 --> 00:40:32.708
‫تاکیکو

00:40:32.833 --> 00:40:35.000
‫اگه واقعاً من نوشته بودمش

00:40:35.500 --> 00:40:37.708
‫اینجوری هیاهو به پا نمی‌کردم

00:40:37.750 --> 00:40:38.958
‫از کجا مطمئن باشیم؟

00:40:39.000 --> 00:40:42.500
‫شاید فکر نمی‌کردی چاپش کنن
‫و حالا هول کردی

00:40:42.583 --> 00:40:45.083
‫- نمی‌تونه اینطور باشه؟
‫- بهشون زنگ می‌زنم

00:40:45.208 --> 00:40:48.458
‫- میگم نسخه‌ی خطی رو نشونم بدن
‫- ساکت! الان صداتون رو می‌شنوه

00:40:49.875 --> 00:40:51.958
‫به نظرتون مامان خوندش؟

00:40:53.208 --> 00:40:54.208
‫احتمالاً نخونده

00:40:54.833 --> 00:40:55.958
‫از کجا می‌دونی؟

00:40:56.958 --> 00:40:58.250
‫خب، قبل از اینکه بتونه،

00:40:58.333 --> 00:41:01.250
‫بابا روش ناخن‌هاش رو گرفته

00:41:02.458 --> 00:41:03.583
‫هی!

00:41:03.708 --> 00:41:06.000
‫چرا همون اول نگفتی؟

00:41:09.708 --> 00:41:11.208
‫صدای شکم یکی بود؟

00:41:20.333 --> 00:41:22.333
‫ماکیکو، داری مثلثی درشون میاری؟

00:41:22.375 --> 00:41:23.250
‫درسته

00:41:23.875 --> 00:41:25.500
‫مال مامان استوانه‌ای نبودن؟

00:41:26.083 --> 00:41:27.708
‫و سوناکو، مال تو مثل طبله

00:41:27.750 --> 00:41:28.708
‫درسته

00:41:28.833 --> 00:41:32.083
‫زن‌های متاهل به سبک
‫خانواده‌ی شوهر کار می‌کنن

00:41:32.125 --> 00:41:33.500
‫درسته

00:41:36.750 --> 00:41:39.625
‫- مال منم استوانه‌ایه. اشکال داره؟
‫- اصلاً

00:41:39.708 --> 00:41:43.708
‫تو خوب درست کردی، تاکیکو.
‫معلومه تجربه‌ی زیادی داری

00:41:45.333 --> 00:41:47.333
‫بابا عاشق اینا بود

00:41:47.875 --> 00:41:49.458
‫منم عاشقشونم

00:41:50.125 --> 00:41:52.833
‫وقتی باباتون نوشابه می‌خوره
‫خوبه از اینا هم داشته باشیم

00:41:52.875 --> 00:41:54.083
‫می‌تونیم بخوریمشون؟

00:41:54.208 --> 00:41:56.083
‫آره. بازم درست می‌کنم

00:42:00.458 --> 00:42:02.375
‫ساکیکو. روی چونه‌ات...

00:42:02.458 --> 00:42:03.458
‫- اینجا؟
‫- آره

00:42:05.458 --> 00:42:07.500
‫ولی بابا کجا ممکنه رفته باشه؟

00:42:10.000 --> 00:42:10.958
‫صبر کنید

00:42:11.750 --> 00:42:15.625
‫بابا... قبل‌تر بهم پول داد

00:42:16.208 --> 00:42:17.208
‫- کِی؟
‫- کِی؟

00:42:17.333 --> 00:42:18.708
‫- امروز
‫- ساعت چند؟

00:42:18.833 --> 00:42:21.375
‫عصر. کیف پولش رو داد بهم

00:42:22.833 --> 00:42:24.500
‫واقعاً قصد داره بمیره

00:42:24.583 --> 00:42:25.833
‫بس کن!

00:42:29.583 --> 00:42:30.750
‫- اوه!
‫- بابا اومد!

00:42:31.333 --> 00:42:35.625
‫- خوش اومدی!
‫- خوش اومدی!

00:42:41.250 --> 00:42:44.083
‫این موقع چرا اومدی اینجا؟

00:42:44.208 --> 00:42:45.250
‫اوه، چیز خاصی نیست

00:42:45.958 --> 00:42:47.833
‫اونا می‌خوان من
‫مسئول دفتر اوساکا بشم

00:42:47.875 --> 00:42:51.250
‫بهم گفتن با همسرم مشورت کنم
‫و تا صبح بهشون جواب بدم

00:42:51.333 --> 00:42:53.458
‫- پس گفتم به جای تلفن...
‫- وای!

00:42:53.583 --> 00:42:55.708
‫باید جشن بگیریم!

00:42:56.250 --> 00:42:58.375
‫همگی شنیدید چی گفت

00:42:58.458 --> 00:43:01.000
‫هی، دارید برنج می‌ریزید!

00:43:01.958 --> 00:43:03.250
‫بیا داخل

00:43:03.750 --> 00:43:05.083
‫- درسته!
‫- باشه!

00:43:06.500 --> 00:43:08.958
‫نگرانش نباشد. بچه آسیب دیده

00:43:09.875 --> 00:43:11.208
‫یه موتور زده بهش

00:43:11.333 --> 00:43:14.250
‫توی بیمارستانه، اما حالش خوبه.
‫باباتون میاد خونه

00:43:15.125 --> 00:43:16.500
‫- خداروشکر
‫- آره

00:43:35.333 --> 00:43:36.208
‫اوه؟

00:43:58.083 --> 00:43:59.625
‫خب، غافلگیر شدم

00:44:06.083 --> 00:44:08.458
‫اگه نخوابید فردا همه‌ش خسته‌اید

00:44:09.458 --> 00:44:10.875
‫همین الان هم فردا شده

00:44:11.375 --> 00:44:13.125
‫اوه، درسته

00:44:28.375 --> 00:44:29.625
‫سرما می‌خورید

00:44:33.458 --> 00:44:36.333
‫ریش‌هاش رو نزده

00:44:37.208 --> 00:44:39.958
‫مردهای بیچاره
‫صبح‌ها باید ریش بزنن

00:44:40.458 --> 00:44:42.958
‫از طرف دیگه، زن‌ها لاغرتر
‫و نحیف‌تر میشن

00:44:43.083 --> 00:44:44.458
‫با گذشت هر سال

00:44:55.208 --> 00:44:57.125
‫اون چیه؟ یه هدیه‌ی تشویقی؟

00:44:58.250 --> 00:45:01.875
‫این هدیه‌ایه که روزنامه میده
‫به کسایی که مقاله منتشر می‌کنن

00:45:02.708 --> 00:45:03.500
‫چی؟

00:45:08.333 --> 00:45:10.333
‫مامانت اون نامه رو نوشته؟

00:45:13.750 --> 00:45:14.708
‫صبر کن!

00:45:16.333 --> 00:45:19.375
‫اگه کار اون بوده،
‫چرا چیزی نمیگه؟

00:45:20.333 --> 00:45:23.333
‫از صبح همه دارن میگن
‫من نامه رو نوشتم

00:45:25.083 --> 00:45:26.333
‫بیخیال شو!

00:45:28.500 --> 00:45:30.208
‫پس مامانت می‌دونسته

00:45:30.333 --> 00:45:32.708
‫می‌دونسته اما خودش رو
‫زده به اون راه

00:45:38.083 --> 00:45:40.750
‫می‌گیم تو اون نامه رو نوشتی. باشه؟

00:45:44.083 --> 00:45:45.375
‫اوه، روزنامه

00:46:24.125 --> 00:46:26.583
‫مادر سالخورده‌ام خبر ندارد

00:46:27.083 --> 00:46:31.375
‫و بی‌سروصدا از سال طلایی خود
‫در کنار شوهرش لذت می‌برد

00:46:32.500 --> 00:46:36.333
‫ما خوهرها حالا در کنار هم
‫غصه می‌خوریم

00:46:37.958 --> 00:46:43.458
‫آیا گذراندن زندگی بدون ایجاد هیاهو
‫واقعاً راهی است که زنان خوشحال می‌مانند؟

00:46:45.250 --> 00:46:47.375
‫این روزها،

00:46:48.750 --> 00:46:50.208
‫مدام از خودم
‫این سوال را می‌پرسم